صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

انتقاد از سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد پیوند مدرسه و مسجد و مدارس مسجد محور در صدای معلم  یکی از وزرای پیشین آموزش و پرورش، یک زمانی با توهم تربیت قرآنی ، شعار تأسیس مدارس قرآنی سر داد و به مدد نام مقدس قرآن، حرفش را به کرسی نشاند و طرحش را به تصویب رساند و برای آن طرح نسنجیده‌‌ی نافرجام، دستورالعمل‌ و آیین‌نامه تدوین شد و بودجه‌ تصویب شد و عوامل اجرایی تعیین شد و شرح وظایف تعریف شد و... برنامه این بود که مثلاً دانش‌آموزان، در شیفت مخالفِ همان مدارس رنگ و رو رفته‌ -که از آن گریزان بودند- حاضر شوند و همان قرآن را که در برنامه درسی‌ شان گنجانده شده بود، دوباره بخوانند.

او چندی بعد، از تأسیس و فعالیت ده هزار مدرسه قرآنی در سراسر کشور خبر داد اما دریغ از یک مورد!

حالا سرپرست وزارت آموزش و پرورش روز پانزدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ در سخنرانی پیش از خطبه‌های نماز جمعه تهران « مثلث مدرسه، مسجد و خانواده » را تضمین کننده تربیت قلمداد کرده و برای نظام تربیتی بیمار کشور نسخه پیوند مدرسه با مسجد را تجویز کرده است.

او گفته است:

« با شهردار تهران تفاهم کردیم ۳۵۰ مدرسه را به ۳۵۰ مسجد پیوند بزنیم » .

وی در بخش دیگری از سخنان خود، به تجویز نسخه مکمل دیگری پرداخته که البته تازگی ندارد و طی چهل سال گذشته بی‌ اثر و بیهوده بودن و حتی مضر بودنش اثبات شده است.

انتقاد از سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد پیوند مدرسه و مسجد و مدارس مسجد محور در صدای معلم

او گفته است: نزدیک به ۵۰ هزار مدرسه ما معاون پرورشی ندارند .

و تأکید کرده که جذب مربی پرورشی را باید در اولویت بگذاریم .

وی با طرح این پرسش متحیّرانه که: چه طور می‌شود مدرسه‌ای با ۵۰۰ دانش‌آموز داشته باشیم که مربی پرورشی نداشته باشد؟، از بزرگترین دل‌نگرانی خود در مجموعه درمانده‌ی تحت تصدی‌ اش این‌طور پرده برداشته است:

« توقع ما این است که کمک کنند در تمام مدارس، مربی پرورشی داشته باشیم. این شعار و سرلوحه فعالیت‌های آموزش و پرورش باید باشد. آن قدر که روی آموزش ایستادیم، روی پرورش نایستاده‌ایم » .

انتقاد از سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد پیوند مدرسه و مسجد و مدارس مسجد محور در صدای معلم

وی هر چند حرف تازه‌ای نزده و سخنان خام و وهم آلود پوپولیسم حاکم بر آموزش و پرورش را تکرار کرده اما با توجه به اینکه هر ایده و سخنی که از موضع مسئولیت و قدرت مطرح می‌شود معمولاً مبنای تئوریکِ اقداماتی واقع می‌گردد و هزینه‌هایی به دنبال دارد، لازم است نکاتی چند - که البته همگان می‌دانند- به سمع و نظر ایشان و همفکران‌ شان برسد.

۱) گره زدن امر تربیت به کوک پیوند مدرسه با مسجد و دوک مربی پرورشی نشانگر این است که سرپرست وزارت آموزش و پرورش تصور درست و روشنی از مفهوم تربیت و مأموریت دستگاه تعلیم و تربیت ندارد. پروسه‌‌ هزاران وجهی تربیت در یک سطح سه گوش نمی‌گنجد.

تربیت، در تعبد و تقید دینی و عقیدتی خلاصه نمی‌شود که نقص و کاستی‌اش از طریق مسجد بر طرف شود بلکه گستره‌ای به وسعت تمام ساحت ها و شئونات زندگی را در برمی‌گیرد و نمی‌توان آن را به حصر مثلث روحانی مسجد و مربی پرورشی مدرسه و عضو ارشد خانواده درآورد.

انتقاد از سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد پیوند مدرسه و مسجد و مدارس مسجد محور در صدای معلم

۲) قدمت مساجد در ایران بیش از هزار و چهار صد سال است و قدمت مدارس امروزی، به سختی به صد سال می‌رسد. دو نکته در این خصوص قابل توجه و تأمل است:

اول اینکه ایرانیان پیوند هزار و چهارصدوچهل ساله با مساجد دارند. پس سخن از چنین تفاهم و پیوندی کلاً نابه جاست. و اگر این پیوند هم اکنون کم‌ رنگ شده، علتش دولتی شدن مساجد و بسط بساط کاسبی در این مکان‌هاست.

انتقاد از سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد پیوند مدرسه و مسجد و مدارس مسجد محور در صدای معلم

دوم اینکه اهداف و رسالت مسجد و مدرسه هر چند شباهت‌هایی دارند، تفاوت‌های زیادی هم دارند. به همان نسبت، ساختار و برنامه‌‌ و استراتژی و امکانات و کارکردشان بسیار متفاوت‌ است.

مدرسه در عمر کوتاه خود، ضمن اهتمام به همگانی کردن سواد خواندن و نوشتن و حساب کردن و توسعه آگاهی همگانی و بهداشت عمومی، سبب گسترش دانش تجربی و پیشرفت‌های شگرف علوم پزشکی و مهندسی و نجوم و صنعت و فناوری و اقتصاد و کشاورزی و هنر و ادبیات و ارتقاء سطح بهداشت و سلامت و رفاه شده است. همه‌ی اینها و هزاران دستاورد دیگر در جای جای جهان حاصل تربیتِ مدرسه‌ای هستند. چیزهایی که نه در حیطه وظایف مساجد است و نه در توان تیول داران مساجد و نه اولویت آنها و نه در پهنه‌ و افق چشم انداز آنها. پس تربیت نه آن است که آقای سرپرست تصور می‌کند و خیال می‌کند که با کوک زدن مدرسه به مسجد محقق می‌شود.

انتقاد از سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد پیوند مدرسه و مسجد و مدارس مسجد محور در صدای معلم

 

۳) مردم تا زمانی که یقین داشته باشند مساجد نقش الهی-انسانی خود را منزه از فریب و ریا و به دور از حاشیه ایفا می‌کنند، پیوندشان با آنها ناگسستنی خواهد بود. چطور می‌شود مدارسی با ۵۰۰ دانش‌آموز، پزشک و روانشناس و مشاور و مربی بهداشت نداشته باشند؟

آنچه جایگاه کاریزماتیک مساجد در حفظ و حراست از آیین‌های عبادی و الهی-انسانی را مخدوش کرده، رفتارهای پوپولیستی و کاسب‌کارانه صاحب منصبان بوده است.

لذا بهتر است آقای سرپرست به وظایف اصلی خود بپردازد و با نام و پرچم مساجد، برای دستگاه تعلیم و تربیت حاشیه نسازد.

۴) برای اجرایی کردن چنین تفاهم‌ نامه‌ای یا باید مدرسه را به مسجد برد و یا باید مدرسه را مسجد کرد. امید است که کار صحرایی و زاکانی گامی برای مدرسه زدایی نباشد.

۵) شهرداری، تیول‌ دار مساجد نیست. اگر بنا بر پیوند مدارس و مساجد بوده باشد، سازمان اوقاف، به مساجد نزدیکتر از شهرداری‌ست. اگر شهرداری در مورد تربیت کودکان و نوجوانان احساس مسئولیت می‌کند، سهم آموزش و پرورش را از عوارضی که از مردم می‌گیرد، بپردازد. بستر تفریح و تفرج دانش‌آموزان را در سطح شهر و فضای فقر زده‌ی مدارس فراهم کند. مسیر رفت و آمد دانش‌آموزان را ایمن و روان سازد.

انتقاد از سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد پیوند مدرسه و مسجد و مدارس مسجد محور در صدای معلم

۶) اگر در این مقطع زمانی کیفیت کار مدارس تنزل یافته و در امر تربیت کم توفیق‌اند و خروجی رضایت بخشی ندارند، علتش تضعیف سیستماتیک و همه جانبه‌ی آموزش و پرورش با قطع بودجه مدارس و تحمیل فقر مالی به آنها و حذف مراکز تربیت معلم و تخصص زدایی از فرایند تربیت نیروی انسانی و نگه داشتن معلمان در زیر خط فقر و واداشتن آنان به شغل‌های چندگانه و تهی کردن برنامه آموزشی مدارس از رویکردهای تجربی و قبض زمین و زمان آموزش است. تربیت، در تعبد و تقید دینی و عقیدتی خلاصه نمی‌شود که نقص و کاستی‌اش از طریق مسجد بر طرف شود بلکه گستره‌ای به وسعت تمام ساحات و شئونات زندگی را در برمی‌گیرد و نمی‌توان آن را به حصر مثلث روحانی مسجد و مربی پرورشی مدرسه و عضو ارشد خانواده درآورد.

۷) آقای مراد صحرایی!

اگر به دنبال وصل ارتباطات گسسته مدرسه با محیط پیرامون هستید، بدانید که؛

* ارتباط مدرسه با تمام ساحت‌های زندگی واقعی و اقتضائات دنیای مدرن قطع شده است.

* مدرسه را به جامعه پیوند بزنید .

* به کتابخانه پیوند بزنید .

* به طبیعت پیوند بزنید .

انتقاد از سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد پیوند مدرسه و مسجد و مدارس مسجد محور در صدای معلم

* به مزارع، جنگل‌ها، رودها، کوه ها،دشت‌ها، معادن،... پیوند بزنید .

* به کارخانه‌ها و کارگاهها پیوند بزنید .

* به هنر پیوند بزنید .

* به ادبیات پیوند بزنید .

* به موسیقی پیوند بزنید .

انتقاد از سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد پیوند مدرسه و مسجد و مدارس مسجد محور در صدای معلم

* به آزمایشگاه شیمی پیوند بزنید .

* به آزمایشگاه فیزیک پیوند بزنید .

* به آزمایشگاه زیست شناسی پیوند بزنید .

انتقاد از سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد پیوند مدرسه و مسجد و مدارس مسجد محور در صدای معلم

* به محیط زیست پیوند بزنید . آخر مربی پرورشی مد نظر شما از عهده انجام کدام وظیفه بر جای مانده در مدرسه می‌تواند برآید؟

* به جغرافیا پیوند بزنید .

* به دنیای پزشکی پیوند بزنید .

* به نجوم پیوند بزنید .

* به مهندسی پیوند بزنید .

* به جاده‌ها و سیستم حمل و نقل پیوند بزنید.

انتقاد از سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد پیوند مدرسه و مسجد و مدارس مسجد محور در صدای معلم

* به دنیای صنعت و فن آوری پیوند بزنید .

* به صنایع دستی پیوند بزنید  .

* به مهارت‌های زندگی پیوند بزنید .

انتقاد از سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد پیوند مدرسه و مسجد و مدارس مسجد محور در صدای معلم

* به زندگی پیوند بزنید .

* به مافیای تقسیم بودجه پیوند بزنید .

انتقاد از سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد پیوند مدرسه و مسجد و مدارس مسجد محور در صدای معلم

گفته‌اید که چه طور می‌شود مدرسه‌ای با ۵۰۰ دانش‌آموز داشته باشیم که مربی پرورشی نداشته باشد؟

آخر مربی پرورشی مد نظر شما از عهده انجام کدام وظیفه بر جای مانده در مدرسه می‌تواند برآید؟

چرا نمی‌پرسید؛

چطور می‌شود مدارسی با ۵۰۰ دانش‌آموز، پزشک و روانشناس و مشاور و مربی بهداشت نداشته باشند؟

چطور می‌شود ۳۵ الی ۴۵ دانش‌آموز را در کلاسهای ۳۰-۴۰ متر مربعی روی هم انباشت و انتظار آموزش و تربیت داشت؟

چطور می‌شود معلم را زیر خط فقر نگاه داشت و وی را الگوی دانش‌آموز پنداشت؟

چطور می‌شود کارگاه و آزمایشگاه و کتابخانه و گردش علمی و فعالیت تجربی را از مدرسه گرفت و باز هم نام آن را مدرسه گذاشت؟

انتقاد از سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد پیوند مدرسه و مسجد و مدارس مسجد محور در صدای معلم

۸) « آموزش » و « پرورش » دو مقوله جدا از هم نیستند. آموزش‌ها، جوانه‌های پرورش‌اند. اگر به جوانه‌ها فرصت رشد و شکوفایی و تکرار و تکثیر و تمرین و ممارست داده شود، تبدیل به محصول می‌شوند. آنچه به تربیت ختم نمی‌شود، « شبه آموزش » است. حذف « آموزه‌های مخلّ » و بسط زمان و زمین آموزش، به تحقق تربیت می‌انجامد.

لاف پیوند مدرسه و مسجد، به سخره‌ گرفتن مظلوم‌ ترین واژه و سوژه‌ی دستگاه تعلیم و تربیت یعنی همان لفظ « تربیت » و سوژه تربیت (نفس تربیت و نفوس میلیونی دانش‌آموزان) است.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

انتقاد از سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد پیوند مدرسه و مسجد و مدارس مسجد محور در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

درخواست برای شفاف سازی و پاسخ گویی در مورد مدارس مسجد محور در صدای معلم

در تاريخ 17 / 2 / 1402 در سالن اجتماعات سازمان پژوهش و برنامه‌ريزي آموزشي، نشستي تحت عنوان«چسيتي و چرايي مدارس مسجدمحور» برگزار شد.

در اين نشست آقايان حسينعلي ديلم و محمدهادي كرباسچي تلاش كردند مدارس به اصطلاح مسجد محور را معرفي كنند.

سخنان اين دو سخنران به ايجاد سئوال‌هاي متعدد در اذهان شركت كننده‌ها منجر شد. از جمله، واقعي بودن وجود اين مدارس، مبناي قانوني تشكيل اين مدارس، اساسنامه و آئين نامه اجرايي اين مدارس، هويت دانش‌آموزان و كاركنان اين مدارس، دامنه فعاليت و برنامه درسي اين مدارس، ارتباط اين مدارس با وزارت آموزش و پرورش، سابقه فعاليت و  توزيع جغرافيايي اين مدارس، ساختار و تشكيلات سازماني اين مدارس؟

ادعاهاي عجيب و غريب و غير مستند توسط آقايان حسينعلي ديلم و محمدهادي كرباسچي مطرح شد كه نيازمند راستي آزمايي است.

درخواست برای شفاف سازی و پاسخ گویی در مورد مدارس مسجد محور در صدای معلم

شماره 97 نشریه فرهنگی، تشکیلاتی «حلقه‌وصل» در شماره جدید خود به مساله مهم تربیت و آموزش پرداخته و با نگاهی به سیستم آموزش و پرورش، الگوی مدارس مسجدمحور را مورد بررسی قرار داده است.

آيا طرح مدارس مسجد محور با حلقه وصل ارتباط تشكيلاتی دارد؟

صرف نظر از ادعاهاي غيرمستند و مفهوم ناهمساز عبارت «مدرسه مسجدمحور»، انتظار داريم دبير محترم شوراي عالي آموزش و پرورش در خصوص پديده/ ادعا روشنگري كرده و جايگاه قانوني مدارس مورد ادعا را تصريح كند.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست برای شفاف سازی و پاسخ گویی در مورد مدارس مسجد محور در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

نقش معلم و آموزش و پرورش در توسعه ایران  خمیر مایه ی توسعه ی پایدار در هر کشوری آموزش و پرورش بوده و معلم از اصلی ترین ارکان و واریته اصیل این نهاد انسان ساز تلقی می گردد.!

کدام معلم ؟  معلمی که آراسته به اخلاق انسانی ، با انگیزه ، خلاق ، متفکر و اهل مطالعه و غنی سازی مستمر دانش خود است و دغدغه ی سرنوشت سرزمین اش دارد ، نه معلم حکومتی ، ایدئولوژیک ، کاسب کارانه و پرورش یافته ی نظام آموزشی پوسیده کنونی !

کدام آموزش و پرورش ؟ آموزش و پرورشی که اسیر هژمونی نادانی و خودشیفتگی نباشد‌!

سقوط آزاد پدیده ی آموزش و پرورش ایران به زبان آمارهای رسمی :

1-- سرانه دانش آموزی ایران در سال ۱۴۰۱ با دلار ۲۶ هزار تومان ۱۸۸ دلار معادل سرانه کشور گواتمالا بوده است و سرانه سوئد ۱۱۲۰۰ دلار یعنی قریب ۶۰ برابر ایران ؛ (چه اختلاف فاحشی !) حقوق معلم ماهانه با دلار ۱۴۰۱ ، ۲۵۰ دلار بوده ، در حالی که کشور فسقلی عمان ، حقوق روزانه معلمش ۲۰۰ دلار بوده است.

2--آموزش ؛ ۱--نابرابر و طبقاتی ۲-- تبعیض آمیز ۳-- تجاری ۴-- ایدئولوژیک  ۵-- خلاف قانون اساسی شده است.

نقش معلم و آموزش و پرورش در توسعه ایران

3--۳/۵ میلیون بچه در استان های سیستان ، بلوچستان ،  هرمزگان ، کردستان ، خوزستان و...... از تحصیل ،محروم شده اند. ۵۰ درصد آموزش ما خصوصی شده ، ۲۳ نوع خصوصی سازی در آموزش داریم و ۵۴ درصد بچه های مدارس  دولتی ، جزء ۳۰۰۰ نفر  اول کنکور نمی‌شوند  و به علت خصوصی سازی ، در رنکینگ های  بین المللی ، از ۵۴ ، رتبه بسیار ضعیف ۴۳ را احراز کرده ایم. ۸۶ درصد ورودی های علوم پزشکی تهران ، جزء سه دهک ثروتمند جامعه هستند و در یک و نیم سال گذشته، هشت معلم از فرط استیصال ناشی از فقر ،خودکشی کرده است ، و.... آیا با این تفاسیر بر شمرده  ؛ عقب ماندگی ایران بزرگ از قافله تمدن نوین بشری ، قابل توجیه و ارزیابی نیست؟ سطح هوش هیجانی بدنه آموزش و پرورش از سطح هوش هیجانی جامعه عقب مانده است.

 در سایر شاخص های حیاتی آموزش و ازجمله در حوزه ی فنی ، حرفه ای و مهارتی از برنامه ششم توسعه و نیز از استانداردهای بین المللی عقب مانده است.

نقش معلم و آموزش و پرورش در توسعه ایران

 سند قدیمی تحول بنیادین ، پاسخگوی نیازهای نسل امروز نیست . افکار و رفتار مسئولان آموزش و پرورش سنتی با جامعه شکاف عمیق پیدا کرده است، آموزش و پرورش پا به پای رشد علمی جهانی و دانش فضای مجازی داخلی ، تغییر را تجربه نکرده است  ؛ لذا ، سطح هوش هیجانی بدنه آموزش و پرورش از سطح هوش هیجانی جامعه عقب مانده است.

 آیا معلمی که در این ساختار معیوب ، ورشکسته ، فرسوده  ، حوزوی و ایدئولوژیک آموزش می دهد قادر است در کورس پر شتاب رشد علم و دانش و فن آوری دنیا ، انسان توسعه يافته تربیت  و بیافریند.؟

تحقیر تعمدی معلم ، طبقاتی کردن آموزش و بودجه بسیار نازل آموزش و پرورش در راستای بیسواد نگه داشتن اکثریت مردم ، ترفند و حیله ی اتاق فکر بیگانگان غالب شده در ایران ، جزئی از پروژه سرکوب تمدن اصیل ایرانی و تداوم حکمرانی مستبدانه ، و ضعیف نگه داشتن ایران ثروتمند محسوب می گردد .

نقش معلم و آموزش و پرورش در توسعه ایران

 کیمیاگری قدیم به دنبال یافتن اکسیری بود که اجسام را طلا کند. چنین اکسیری وجود ندارد، اما بر این باوریم  چیزی شبیه به آن در حوزه ی فرهنگ سالم وجود دارد و آن اکسیر ، همانا وجودِ معلمان دانا و خوبِ هر جامعه است.

اساس و پایه خوشبختی هر ملتی با تربیت و آموزش نهادینه می شود، دستهایِ میکل آنژی که مسِ وجود فرزندان ما را مطلا می کنند. و آن اکسیر، همان شعله آگاهی است و نور دانش و معرفت انسانی و مهارت های زندگی است.

نقش معلم و آموزش و پرورش در توسعه ایران

روز معلم را به همه آموزگاران سرزمینم، به ویژه آموزگاران نازنین حاضردر کانال پر کثرت مطالعه و خرد .... ، و گروه های واتس اپی ، تبریک و تهنیت عرض می کنم و بهترین ها را برایشان آرزو می کنم.

بدون اصلاح ساختاری نظام آموزش و پرورش و بهبود معنادار  سرانه مطالعه ، نجات ایران از فروپاشی و تحقق آبادی ایران سرابی بیش نیست!


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نقش معلم و آموزش و پرورش در توسعه ایران

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

همان گونه که پیش تر آمد ( این جا ) ؛ به مناسبت هفته فرهنگی اصفهان روز پنجشنبه ۷ اردیبهشت ماه ۱۴۰۲ در پارک لاله اصفهان با شعار « زنده باد اصفهان » زیر نظر شهرداری منطقه ۱۰ برگزار گردید.

در این مراسم ، دانش آموزان در کنار هم آنچه از اصفهان در ذهنشان تصویر شده بود را روی کاغذ آوردند.

شرکت کنندگان بیشتر از استعداد ذاتی خود برای کشیدن نقاشی استفاده کردند و اکثریت، آموزش حرفه ای نقاشی را ندیده اند.

آن چه در زیر می آید ؛ مشروح گفت و شنود نرگس کارگری خبرنگار صدای معلم با دانش آموزان و اولیای آنان می باشد .

منتشرشده در محیط زیست

جایگاه معلم و معلمی حقوق بگیر بودن وزارت آموزش و پرورش نیست

عجله‌ای خودم را به مدرسه پسرم رساندم. تمام مسیر را از سر خیابان دویده بودم تا بتوانم قبل از آنکه آموزگارش برود، او را ببینم.

ساعت ۸ صبح، جلسه دیدار آموزگار با اولیا برگزار شده بود و من، ساعت ۷ و نیم کلاس داشتم. اگر بعد از ظهرهم برگزار می‌شد، چندان فرقی نمی‌کرد. بازهم نمی‌توانستم در خود جلسه حاضر باشم. چون تا دو و نیم باید مدرسه می‌ماندم. همسرم هم یک هفته‌ای می‌شد که مأموریت اداری رفته بود. برای همین، همان موقع که بروشور جلسه را در گروه اولیا دیدم، تنظیم کردم که دو زنگ آخر را، اجازه خروج بگیرم تا بتوانم قبل از ۱۲ و نیم، از تهرانسر به گیشا برسم.

معاون‌ مدرسه خودم، نپذیرفت که کلاس زنگ آخر بی‌ معلم بماند. یازدهم‌ های ریاضی آن قدر برایش دردسر ساخته بودند که گفت: « لطف کن! جایگزین بذار برا خودت» یکی از همکارانم از خانه آمد و جایگزینم شد. تا او برسد و من راه بیفتم کمی دیر شد.

جلوی دفتر دبستان، دیدم که آموزگار با مادر دیگری صحبت می‌کند. دورتر ایستادم و به دیوار تکیه دادم. خسته نشده بودم. یک لحظه خیالم راحت شد که به موقع رسیدم و آموزگار نرفته است. نفس نفس ‌می‌زدم. ماسک روی صورتم اذیتم می‌کرد. برداشتمش.

مادر، پشتش به من بود. صدایش را هم نمی‌شنیدم، بس که آرام صحبت می‌کرد. اما آموزگار بلند صحبت می‌کرد. دست به سینه ایستاده بود.

جایگاه معلم و معلمی حقوق بگیر بودن وزارت آموزش و پرورش نیست

به یاد نداشتم در مدت ۲۲ سال معلمی، موقع صحبت با اولیا دست به سینه ایستاده باشم. توجه‌ام جلب خانم معلم جوان پسرم شد.

از روی رفتارهای عصبی‌ و هول شدن‌های گهگاهی که داشت، حدس زدم دلیل دست به سینه ایستادنش، نوعی حالت دفاعی است در برابر صحبت‌های منطقی مادر.

اینکه به خود اجازه می‌دادم چنین حدسی بزنم، برخوردهای قبلی آموزگار با خودم و فرزندم بود. اتفاقاتی که سبب شدند، از صبح سختی و استرس را به جان بخرم تا الان در ده قدمی او بایستم و جلوی مشکلات بعدی را برای فرزندم بگیرم. «خیلی از آدما فرصت دارن تاریخ و ادبیات و فیزیک و شیمی و ریاضی و مطالب دیگه تدریس کنن اما فقط حقوق‌ بگیر آموزش و پرورش هستن. معلم بودن به تأثیرگذار بودن فرد مربوط می‌شه. اینکه زندگی یک نفر رو بتونه از این رو به اون رو کنه یا بسازتش!»

آموزگار یک دفعه‌ای، انگار که مطلب خوبی یادش افتاده باشد تا بتواند برای یکبار هم که شده برگ برنده آن بحث را رو کند، دست راستش را از گره دست چپش باز کرد و بالا آورد و عدد دو را نشان داد و با تندی وسط صحبت آرام مادر گفت: «فقط دو نفر توی درس هدیه‌ ها ، «نیاز به تلاش بیشتر» شدند. فقط دو نفر!

یکی بچه شما و اون یکی هم پسر سرایداره که پدر و مادرش تا پنجم ابتدایی بیشتر نخوندن! شما که ادعای تحصیلات دارید، بهتره منو متهم نکنید. برید ببینید مشکلتون کجاست که بچه‌تون هم سطح بچه‌ایه که پدر و مادرش بی‌سوادن. اگر توقع دارین، درس نخوندن دونه دونه‌ی بچه‌ها رو من پیگیری کنم، بدونید که اینجا مدرسه دولتیه! منم نمی‌رسم».

صحبت‌های معلم یک ریز ادامه داشت. هر جمله هم بی‌ رحمانه‌ و عصبی‌تر از قبلی‌ها. اما من دیگر، هیچ کدامشان را نمی‌شنیدم.در واقع نمی‌خواستم که بشنوم. شاید برای اینکه مشابه‌اش را قبلاً از معلم دیگری نشنیده بودم. افاضاتی که همانند طرز ایستادنش، منحصر به خودش بود.

جایگاه معلم و معلمی حقوق بگیر بودن وزارت آموزش و پرورش نیست

آن روز گذشت و چند وقت بعد، در گروه اولیا پیامی گذاشته شد بابت جمع‌آوری مبلغی برای تهیه کادوی روز معلم. پیام بسیار ساده و کوتاه بود اما مثل بمبی در ذهنم ترکید که گرد و خاکش، خاطرات دور و شیرینی بود از معلمان مؤثر در زندگی خودم یا فرهیختگانی که سعادت همکاری با آنها را داشتم.

نگرش و بینش هر کدامشان با سخنان خام آموزگار فرزندم، زمین تا آسمان تفاوت داشت و حالا چه خوب می‌فهمیدمشان!

خاطره معلمانی که خود را نردبانی می‌دانستند برای رشد و پیشرفت نسل آینده بی‌ آن که چرتکه بیندازند یا حساب و کتاب کنند و نوع دولتی یا غیردولتی بودن مدرسه را به شمار بیاورند. همچون همکار گرانقدری که دفترچه خاطرات دانش‌آموزی را زودتر امضاء کرده بود و وقتی به دستم رسید تا من هم برایش متنی بنویسم، دیدم که برای او نوشته است: «عزیز دلم! خوشحالم که در مسیر موفقیت‌هایی که داشته‌ای، لحظاتی هم من، همسفرت بوده‌ام».

جایگاه معلم و معلمی حقوق بگیر بودن وزارت آموزش و پرورش نیست

یادآوری معلمی در دوران دبیرستان خودم که وقتی روزش را در کلاس به او تبریک ‌گفتیم، پاسخ داد: «خدا کنه واقعاً معلم باشم برای تک تکتون». همگی خندیدم که:«خب! معلمومه شما معلممون هستید؟! پس معلمی به چیه؟!»

او هم خندید و گفت:

«خیلی از آدما فرصت دارن تاریخ و ادبیات و فیزیک و شیمی و ریاضی و مطالب دیگه تدریس کنن اما فقط حقوق‌ بگیر آموزش و پرورش هستن. معلم بودن به تأثیرگذار بودن فرد مربوط می‌شه. اینکه زندگی یک نفر رو بتونه از این رو به اون رو کنه یا بسازتش!»

پاسخش کوتاه بود و در حد و حدود سن ما اما حقیقتی را در پسا پرده داشت که آرزو می‌کنم، به آن دست یابم حتی شده به اندازه یک دانش‌آموز در طول دوران کاری باقی‌مانده‌ام.

اینکه ؛

«معلم باشم و نه حقوق‌ بگیر وزارتخانه!»

بهاره حاصلیان

اردیبهشت۱۴۰۲


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

جایگاه معلم و معلمی حقوق بگیر بودن وزارت آموزش و پرورش نیست

منتشرشده در یادداشت

گزارش دکتر شکرالله مسیح پور از بزرگداشت روز معلم در شهرستان بهبهان در صدای معلم

یکی از موضوعات چالش بر انگیز سال های اخیر سو استفاده نمایندگان مجلس از موقعیت شغلی در جهت منافع شخصی بوده است ؛ به عنوان نمونه می توان از رسوایی رشوه گرفتن خودروهای شاسی بلند ، عزل و نصب مدیران اداری در حوزه های انتخابیه و دور شدن نمایندگان از وظیفه نمایندگی شأن در جهت دفاع از حقوق مردم نام برد.

گزارش دکتر شکرالله مسیح پور از بزرگداشت روز معلم در شهرستان بهبهان در صدای معلم  بارها دیده و شنیده شده که اکثر کاندیداهای نمایندگی مجلس در ماه ها و به ویژه روزهای پیش از «انتصخابات» با پخش کیسه های سیب زمینی , برنج، و دیگر مایحتاج و حتا شام و نهار دادن از بودجه مردم و نیز شرکت در مراسم های ختم و ظاهر شدن در مناسبت های عمومی به دریوزگی رای روی می آورند. به محض اینکه خرشان از پل گذشت ، پل را خراب کرده ، راه ارتباط مردم با خود را مسدود و چشم و گوششان را به نیازها و مطالبات به حق مردم می بندد.

طبق گزارشات مردمی از شهرستان بهبهان در تاریخ ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۲ ، به بهانه روز معلم ، حدود ۱۲۰۰ نفر از معلمان بازنشسته بهبهان با هزینه پالایشگاه بید بلند ۲ برای صرف شام و شنیدن سخنرانی آقای مظلومی نماینده بهبهان در مجلس شورای اسلامی، دعوت شده بودند.

طبق گزارش رسانه « فروغ صبح» ، در تاریخ ۱۳ اردیبهشت نیز تدارک نهاری همراه با سخنرانی همین نماینده برای حدود ۲۰۰ نفر از معلمین بازنشسته در سالن شهرداری از محل بودجه خدمات مردمی شرکت نفت پازنون از توابع بهبهان برنامه ریزی شده بود.

پرسش از مدیران پالایشگاه بید بلند ۲ و مجتمع پازنون این است که رابطه هزینه های چند ده میلیونی که حاصل دسترنج کارکنان زحمت کش مجتمع های نفتی و گازی است چه تناسبی با سخنرانی نماینده مجلس دارد؟!

آیا در روز بزرگداشت معلم ، باید نماینده گان معلمین و بازنشستگان از درد و رنج و شرایط سخت حاکم بر خانواده معلم و بازنشسته و مدارس کپری روستاهای سیستان و بلوچستان و آموزش غیر استاندارد و سرانه خفت بار آموزشی سخن بگویند یا نماینده ای که با گذشت بیش از سه سال از حضورش در مجلس حتا یک بار در دفاع از حقوق معلم و بازنشسته لب به سخن نگشوده است!؟

نماینده ای که حتا یک بار در یک کنفرانس مطبوعاتی برای ارزیابی عملکردش در معرض پرسش رسانه ها ی مردمی حاضر نشده.

تامل برانگیز و پرسش بر انگیز است که چرا مسئولین مجتمع های نفتی و پالایشگاهی و نماینده مجلس بهبهان در سه سال گذشته که معلمان و بازنشسته گان فریادشان از تبعیض و بی عدالتی اقتصادی به آسمان می رسد، به یاد معلم و بازنشسته گان بهبهان نبوده و تنها و تنها در آستانه انتخابات جدید به یاد معلمان و باز نشستگان افتادند؟!

گزارش دکتر شکرالله مسیح پور از بزرگداشت روز معلم در شهرستان بهبهان در صدای معلم

معلمان شریفی که به ناچار برای جبران کسری حقوق اندک شأن ، پس از کلاس درس، به مسافر کشی، کار در بنگاه های معاملاتی و پرداختن به مشاغل دوم و سوم روی می آورند تا پای از مرز شرافت بیرون ننهاده و شرافت مندانه زندگی کنند. پرسش از مدیران پالایشگاه بید بلند ۲ و مجتمع پازنون این است که رابطه هزینه های چند ده میلیونی که حاصل دسترنج کارکنان زحمت کش مجتمع های نفتی و گازی است چه تناسبی با سخنرانی نماینده مجلس دارد؟!

آیا هدف از یک وعده نهار یا شام با مزه سخنرانی نماینده مجلس جز تبلیغات انتخابات چه هدفی را دنبال می کند؟!

گزارش دکتر شکرالله مسیح پور از بزرگداشت روز معلم در شهرستان بهبهان در صدای معلم

بی تردیدی معلمان شریف در حال کار و بازنشسته که نماینده گان شأن چون اسماعیل عبدی ، هاشم خواستار، رسول بداقی و جعفر ابراهیمی به خاطر احقاق حقوق بر آورده نشده معلمان سختی زندان را بر سکوت و بی تفاوتی به جان خریده اند، شرافت معلمی خود را پاس داشته و با تکیه بر وجدان، خرد و شرافت معلمی، نه تنها خود راه آزاد زیستن را پیشه می کنند، بلکه الگویی نسل های آتی در برقراری عدالت اجتماعی خواهند بود. معلمان و معلمان بازنشسته ما، مشعل فروزان فرهنگی و علم و آگاهی را در دست دارند که فروزان تر و مشتعل تر به نسل های آتی خواهند سپرد تا از به قدرت نشاندن افراد نالایق و ناکارآمد پیش گیری نمایند.

گزارش دکتر شکرالله مسیح پور از بزرگداشت روز معلم در شهرستان بهبهان در صدای معلم

با آرمان برقراری پرچم عدالت و برابری اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به دست معلمان


ارسال مطب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

گزارش دکتر شکرالله مسیح پور از بزرگداشت روز معلم در شهرستان بهبهان در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

گزارش انتقادی صدای معلم از سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد نتایج رتبه بندی معلمان و سونامی بازنشستگی

سرپرست وزارت آموزش و پرورش که به منظور پاسخ گویی برخط به سوالات مردمی در مرکز ارتباطات مردمی ریاست جمهوری در روز یازدهم اردیبهشت حضور یافته بود از معلمانی که 30 سال خدمت خود را تمام کرده اند خواسته است تا خود را بازنشسته نکنند و برای رفع بحران کمبود معلم با وزارت آموزش و پرورش همکاری کنند .

« رضا مراد صحرایی » چنین می گوید : ( این جا )

« از همکارانی که ۳۰ سال خدمت کرده‌اند می‌خواهیم درخواست بازنشستگی ندهند و در مهر ۱۴۰۲ نیز استمرار خدمت داشته باشند و همکاری خود را با آموزش و پرورش تداوم بخشند  » . مگر می شود این معلمان در فرآیند « ارتقای شغلی معلمان » رتبه معلم عالی را کسب کرده باشند و اکنون و در همین سیستم و ساز و کار رتبه های پایین برای آنان صادر شود ؟

صحرایی همچنین در واکنش به اظهارات تماس یکی از معلمان که به رتبه‌اش در طرح رتبه بندی معلمان اعتراض داشت چنین پاسخ می دهد :

«. اعتراض شما کاملا وارد است. ۹۰ درصد معلمان با همین شیوه رتبه بندی شده‌اند، ۱۰ درصد مابقی هم باید تعیین تکلیف شوند تا بتوانیم به اعتراضات رسیدگی کنیم و پس از پایان رسیدگی به اعتراضات آیین نامه رتبه بندی را اصلاح کنیم. دولت سیزدهم رتبه بندی را به اجرا درآورد و بپذیریم که اگر رتبه بندی اجرا نمی‌شد اشکالاتش احصاء نمی‌شد. ۷۰ درصد همکاران از رتبه‌های اعلامی‌شان راضی بوده‌اند و ۳۰ درصد اعتراض کرده بودند که رسیدگی به اعتراضات از اردیبهشت انجام می‌شود . »

گزارش انتقادی صدای معلم از سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد نتایج رتبه بندی معلمان و سونامی بازنشستگی

این سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد رضایت اکثریت معلمان از رتبه بندی صورت گرفته در حالی بیان می شوند که احسان ارکانی عضو کمیسیون تلفیق مجلس به صراحت اعلام کرده است : ( این جا )

 « در مرحله تبیین و اجرای آئین‌نامه این قانون به گونه‌ای عمل شده که از هر ۱۰ معلم ۹ نفر از اجرای رتبه‌بندی ناراضی هستند » .

اخبار و گزارش های رسیده به « صدای معلم » بیش از آن که ادعای سرپرست وزارت آموزش و پرورش را صحه بگذارد ؛ سخنان این نماینده ی مجلس را تایید می کند .

پرسش صریح « صدای معلم » آن است که چگونه سرپرست وزارت آموزش و پرورش از معلمان 30 سال خدمت ( کم تر و یا بیش تر ) درخواست همکاری می کند در حالی که بسیاری از این دسته از معلمان و با صرف بیش از سه دهه وقت و انرژی توسط « ارزیابان خیالی وزارت آموزش و پرورش  » به رتبه های پایین نائل گشته اند ؟

گزارش انتقادی صدای معلم از سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد نتایج رتبه بندی معلمان و سونامی بازنشستگی

مگر می شود این معلمان در فرآیند « ارتقای شغلی معلمان » رتبه معلم عالی را کسب کرده باشند و اکنون و در همین سیستم و ساز و کار رتبه های پایین برای آنان صادر شود ؟

اگر تدریس این معلم در این مدت مشکلی داشته چرا به او گوشزد نشده است ؟

اگر فرآیند ارزشیابی عملکرد مصوب توسط همین وزارتخانه بدون آن که معلمان در تهیه و تدوین آن نقشی داشته باشند مشکل دارد ؛ تقصیر معلمان چیست ؟

این چالش ها برای معلمانی که مسائل را می فهمند و تحلیل می کنند چگونه قابل پذیرش است ؟

متاسفانه عملکرد وزارت آموزش و پرورش در اکثریت چنین مواردی پر از خطاهای فاحش و تعارض های ساختاری و محتوایی است .

آیا همکاران ستادی شما برای معلمان انگیزه ای باقی گذاشته اند که بخواهند برای گذر از « بحران کمبود معلم » همکاری و تعامل داشته باشند در حالی که سخنان و رفتار این مقامات از جنس وعده های بی بنیاد و پشتوانه  بوده و نظایر این حرف های تکراری و خسته کننده را پیش تر معلمان دیده و آزموده اند .

بارها در این رسانه ی مستقل و منتقد در حوزه ی عمومی آموزش ایران و از سال ها قبل زمانی که « بازنشستگی با سنوات ارفاقی » با توجیه مدیریت « معلم مازاد » و « صرفه جویی در منابع مالی » باب شد  هشدار دادیم اما گوش شنوایی نبود .

گزارش انتقادی صدای معلم از سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد نتایج رتبه بندی معلمان و سونامی بازنشستگی

اکنون وزارت آموزش و پرورش با بحران کمبود معلم رو به روست . اما پس از چند سال و با روش های « جذب فله ای و فست فودی معلمان » به احتمال زیاد به همان دورانی باز خواهیم گشت که این وزارتخانه با بحران معلم مازاد رو به رو بود و به هر قیمتی می خواست تعداد پرسنل این وزارتخانه را کاهش دهد .

آخر آزمون و خطا تا کی ؟

چرا  « عقلانیت » و « برنامه ریزی » در این سیستم روزمره و فشل ، تعریف و ضابطه مند نمی شوند ؟

چرا دیدگاه های کارشناسی در این وزارتخانه مورد توجه واقع نمی شوند و کارهای غلط و آسیب زا بارها امتحان و اجرا می شوند ؟

چرا درس نمی گیرید ؟

پایان گزارش/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

گزارش انتقادی صدای معلم از سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد نتایج رتبه بندی معلمان و سونامی بازنشستگی

منتشرشده در گفت و شنود

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور