صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

انتقاد از قمه کشی توسط اولیای دانش آموز در کمال شهر کرج و انفعال وزارت آموزش و پرورش

 کلیپی در فضای مجازی در حال انتشار است که در آن اولیایی که ظاهرن فرزندش از کلاس اخراج شده با قمه وارد مدرسه‌ای در کمال شهر کرج شده و اقدام به ضرب و شتم و تهدید معلمان مدرسه می‌کند. این کلیپ به صراحت نمایانگر شکسته شدن قداست مدرسه و هتک حرمت پی‌در‌پی معلمان در جامعه کنونی بوده و برشی واقع‌گرایانه از موقعیت ذلیل، منزلت نازل و جایگاه متزلزل معلمان ایران می‌باشد.

جالب‌تر آن که‌ کلیپ منتشره مربوط به اواخر فروردین بوده و در عرض یک روز به سرعت در حال جهانی شدن است؛  روز نهم اردیبهشت مماس بر هفته معلم پس از آن که روح و روان فرهنگیان از مشاهده کلیپ دیده جریحه دار شد. روابط عمومی آموزش و پرورش استان البرز اطلاعیه‌ای را به شرح زیر منتشر کرده و البته سوالات جدیدی را در اذهان فرهنگیان و اهالی رسانه رقم زده است .

انتقاد از قمه کشی توسط اولیای دانش آموز در کمال شهر کرج و انفعال وزارت آموزش و پرورش

خبر | در پی انتشار فیلمی از حضور فردی با سلاح سرد در مدرسه ای در کرج اداره کل آموزش و پرورش استان البرز در اطلاعیه ای توضیحاتی را ارائه کرد :

 به گزارش اداره اطلاع رسانی و روابط عمومی آموزش و پرورش استان البرز؛ به جهت انتشار فیلمی از حضور فردی با سلاح سرد در مدرسه ای در کرج ، توضیحاتی جهت شفاف سازی موضوع ارائه می شود.

 در تاریخ ۱۴۰۲/۱/۳۰  اولیای یکی از دانش آموزان مدرسه مذکور به جهت برخورد انضباطی با دانش آموز خود اقدام به درگیری با عوامل مدرسه و تهدید با سلاح سرد نموده است . بلافاصله پس از وقوع این اتفاق و در همان روز با پیگیری آموزش و پرورش استان البرز و هماهنگی دادستان محترم مرکز استان، حکم جلب نامبرده صادر و نسبت به انجام اقدامات قانونی اقدام شد.

 آموزش و پرورش استان البرز تاکید می دارد که نسبت به حفظ و حراست حریم مدرسه و رعایت شان والای مقام معلم حساسیت بسیار بالایی دارد و هرگونه تعدی به ساحت معلمان و نظام تعلیم و تربیت با هماهنگی مسئولین مربوطه انتظامی و قضایی را با قوت پیگیری خواهد کرد.

  ۹ اردیبهشت ماه ۱۴۰۲
اداره اطلاع رسانی و روابط عمومی آموزش و پرورش استان البرز

پرسش هایی از قبیل:

- چرا پس از گذشت ۱۱ روز از واقعه دردناک، آموزش و پرورش عکس العمل نشان داده است؟

- اگر این کلیپ پخش نمی‌شد ؛ آیا واکنش آموزش و پرورش در قبال این فاجعه آموزشی، همچنان سکوت و انفعال بود؟

انتقاد از قمه کشی توسط اولیای دانش آموز در کمال شهر کرج و انفعال وزارت آموزش و پرورش

پس از جلب فرد مهاجم توسط مسئولین ذی‌ربط قرار است دقیقا چه اتفاقی بیفتد؟ جنبه عمومی هتک حرمت معلم و‌ مدرسه  چیست؟

آیا همانند واقعه ی سال پیش ( ضرب و شتم معاون پرورشی در حصارک کرج) با رضایت مضروب، ضارب به ساحت خدشه‌دار شده آموزش و پرورش پوزخند خواهد زد؟

جالب‌ترین بخش ماجرا آن است که  در ابتدا ضارب نه تنها جلب و بازداشت نشده است بلکه با انتشار کلیپی از خود با افتخار داستان قمه کشی در حریم مدرسه را شرح داده و خود را مدافع حرم معرفی می‌کند. مدافع حرمی که در کشور خود مدرسه‌ای را به قول خود با نیمچه قمه‌ به هم ریخته و در هفته معلم روح و روان هزاران معلم و دانش آموز را چنگ انداخته و آرامش و امنیت روانی ارکان تعلیم و تربیت را مختل کرده است .

انتقاد از قمه کشی توسط اولیای دانش آموز در کمال شهر کرج و انفعال وزارت آموزش و پرورش

مراد صحرایی و چالش‌های پیش رو:

سریال ناتمام و بی‌فرجام رتبه‌بندی (حقه‌بندی) معلمان، داستان مسمومیت‌های سریالی مدارس و همچنین سونامی هتک حرمت معلم و مدرسه مثلث چالش‌های عینی برای سرپرست آموزش و پرورش هستند .

به جرائت می‌توان گفت که روزی نیست که معلمی در گوشه و کنار کشور مورد ضرب و شتم قرار نگرفته و بر ساحت دستگاه تعلیم و تربیت، سیمای معلم و قداست مدرسه چنگ جسارت انداخته نشود.

حال سوالی که به جد مطرح است این است که:

واکنش مراد صحرایی سرپرست آموزش و پرورش در قبال حوادثی چون کمال شهر کرج دقیقا چیست؟ آیا وی نیز همانند یوسف نوری این گونه مسائل را ماست مالی خواهد کرد؟

ساز و کار پیگیری مراد صحرایی برای برخوردی منطقی و متناسب با جنبه عمومی جرم از مراکز ذی‌صلاح چیست؟

انتقاد از قمه کشی توسط اولیای دانش آموز در کمال شهر کرج و انفعال وزارت آموزش و پرورش

( مرحوم « محسن خشخاشی » معلم بروجردی که سال ها پیش توسط چاقوی دانش آموزش و در حین تدریس کشته شد )


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

انتقاد از قمه کشی توسط اولیای دانش آموز در کمال شهر کرج و انفعال وزارت آموزش و پرورش

منتشرشده در یادداشت
یکشنبه, 10 ارديبهشت 1402 19:00

"روز معلم" در گذر زمان

نگاهی به روز معلم در گذر زمان پس از انقلاب اسلامی در صدای معلم  پس از انقلاب اسلامی در اردیبهشت هرسال به مناسبت سالگرد شهادت آیت الله مطهری، هفته ای به نام بزرگداشت « مقام معلم » نام گذاری شده که همه ساله مدارس و ادارات مناطق و استانها برنامه های در تجلیل از معلمان برگزار می‌نمایند و در سطح کشور هم برای معلمین منتخب  استانها برنامه ی ملاقات با سران نظام در نظر می‌گیرند.

در همه برنامه‌های هفته معلم ، تعریف و تمجید کلیشه‌ای از معلم و سرودن اشعار در وصف آن فراوان است.  با واژه های تکراری مانند معلمی شغل انبیاست و او شمع است که به جامعه نور می‌دهد و...  به نحوی همه از هم سبقت می‌گیرند اما من قصد ندارم از واژه های تکراری و بی‌ ثمر استفاده کنم. می‌خواهم به گوشه‌هایی از خدمات این قشر زحمت‌کش بپردازم تا حداقل نسل‌های بعد بخوانند معلمان در نظام جمهوری اسلامی در کنار مسئولیت تربیتی چه کارهایی را انجام داده‌اند که واقعا قابل تحسین است؟

معلمین از همان آغاز جمهوری اسلامی برای خدمت رسانی به محرومین به منظور تحقق عدالت اجتماعی در قالب گروههای جهادی (قبل از تاسیس جهاد سازندگی) شبانه روز در خدمت جامعه بودند. از آب رسانی گرفته تا جمع‌آوری محصولات کشاورزی برای کشاورزان و تعمیر و مقاوم سازی خانه‌های نیازمندان شهری و روستایی، تشکیل کلاسهای قرآن و سواد آموزی وده ها مورد دیگر گوشه‌ای از فعالیت معلمین در سرتاسر کشور بود. در محل کار نیز علاوه بر انجام وظیفه به دانش آموزان نیازمند از نظر علمی و مادی کمک می‌کردند و البته این خدمات کماکان ادامه دارد.

با آغاز جنگ تحمیلی معلمین نقش بی بدیلی در دفاع داشتند . آنها در کنار اقشار مختلف مردمی جانانه در مقابل دشمن ایستادند و تعداد کثیری به درجه رفیع شهادت نائل آمدند. با این وصف دانش آموزان با دیدن صحنه‌های ایثار معلمین در کنار مردم عادی و شرایط بحرانی جنگ گروه_ گروه در جبهه ها به معلمین پیوستند و در دفاع از میهن قریب به ۳۶ هزار دانش آموز به شهادت رسیدند - با عنایت به اینکه دانش‌آموزان در جبهه‌های جنگ حضور فعال داشتند هیچ وقت از کسب علم و دانش غافل نبودند و از حضور معلمین در خطوط جنگ برای یادگیری استفاده می‌کردند .

لازم به ذکر است در اوایل جنگ خبری از مجتمع ایثارگران که کارش آموزش باشد نبود . برخی از دانش آموزان کتابهای خود را در سنگرهای خط اول به همراه داشتند و در همان جا معلمین به تدریس ادامه می‌ دادند و در خطوط دوم و سوم آموزش گروهی درس ادامه داشت. در زمان مرخصی دانش آموزان از جنگ،  این معلمین بودند که به آنها به صورت انفرادی و یا در گروههای چند نفره به صورت فوق العاده بدون حق الزحمه تدریس می کردند تا اینکه مجتمع های آموزشی در تمام خطوط جنگی تشکیل شد. البته در داخل چادرها و یا سنگرهای اجتماعی حتی انفرادی کلاس های درس ادامه پیدا کرد. معلمان هم گروه گروه در رشته‌های مختلف در کنار رزمندگان حضور فعال داشتند.

تا پایان جنگ تحمیلی معلمین پابه‌پای نیروهای مردمی و نظامی و انتظامی حضور فعال داشتند. با پایان جنگ و برگشت اقشار مختلف مردمی و نظامی از جبهه‌های جنگ و تشکیل مجتمع های آموزشی در شهرها فعالیت معلمین برای کمک به رزمندگان بیشتر شد و تا الان هم ادامه دارد.

با خیز و جهش کرونا ویروس فعالیت آموزشی با اختلال مواجه شد. از یک طرف  فرایند آموزش حضوری امکان پذیر نبود و از طرفی زیرساخت‌های  آموزش الکترونیکی فراهم  نبود. اما با همه چالش‌های موجود با مجاهدت معلمین آمورش تعطیل نشد. معلمان با امکانات شخصی مانند موبایل و تبلت و همچنین با مساعدت  دولت و خیرین (تهیه امکانات آموزش مجازی برای دانش‌آموزان محروم) چراغ اموزش را روشن نگه داشتند.نقش معلمین در بحران کرونا واقعا ستودنی است. فرهنگیان در عرصه‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی «انتخابات» و امدادی حضور فعال داشته و از هیچ اقدامی برای کمک به فرزندان ملت شریف دریغ نکرده‌اند.

نگاهی به روز معلم در گذر زمان پس از انقلاب اسلامی در صدای معلم

در حوادث بحرانی از جنگ تا سیل، زلزله تا برگزاری انتخابات همواره پیش‌قدم و پیشتاز بوده و هستند.آموزگاران عاشق پیشه در حوادث آتش سوزی مدارس برای نجات دانش‌آموزان از جان خویش مایه گذاشته‌اند. برای همدردی با دانش آموز بیمار، سر خود را تراشیده‌اند تا دانش آموز بیمار با هم ذات پنداری به جزء درد احساس دیگری نداشته باشند و دهها کار انسانی دیگر از ایثار معلمان شریف می‌توان لیست نمود‌ که به عنوان اسوه های امین و بصیر در فرایند تعلیم و تربیت حضور موثر داشته و دارند.

آیا شایسته است ما سرنوشت چنین معلمینی را به قانون مدیریت خدمات کشوری که به شدت کارمند محور است گره بزنیم؟ این قانون پاسخگوی مطالبات این قشر فداکار نبوده و نیست. 

آیا زمان آن فرا نرسیده قانونی مجزا در شان معلم به تصویب برسد؟ چرا که معلم یک عنصر تربیتی است ؛ او کارمند نیست . بالاخره باید یک موازنه معقول بین مطالبات و انتظارات و همچنین حق و تکلیف باشد!

در اسناد بالادستی، معلم مربی است که رسالت خطیر تربیت دانش آموزان بر عهده اوست. بنابراین سزاوار نیست دولت به معیشت توام با منزلت او بی تفاوت باشد! مقام و منزلت معلم بالاتر از سایر مناصب یک کشور است.

نگاهی به روز معلم در گذر زمان پس از انقلاب اسلامی در صدای معلم

سرنوشت مملکت در دستان توانمند معلمان است.

رهبری همه ساله در دیدار با معلمان، مسئولان را برای برنامه‌ریزی به منظور ارتقای جایگاه معلمان سفارش می‌نمایند چون ارتقای منزلت دستگاه تعلیم و تربیت را عامل موثر در دستیابی به حیات طیبه می‌دانند.

پیامبر اکرم «ص» می‌فرمایند: آیا شما را از برترین بخشنده آگاه نسازم؟ خداوند بخشنده‌ترین است و من بخشنده ترین فرزند آدم (ع) هستم. بخشنده ترین کس پس از من،فردی است که دانش می‌آموزد و آن را منتشر می‌کند.

بنابراین از مسئولان انتظار می رود به مطالبات منزلتی و معیشتی معلمان توجه جدی و تام و تمام نماید. راه حل عملیاتی در این خصوص تغییر نگرش حاکمیت نسبت به تعلیم و تربیت و با تصویب قوانین عاجل، تسهیل‌گر و در خور شان معلمان جهت موازنه مطالبات منزلتی و معیشتی فرهنگیان متناسب با نقش و شأنیت آنها در جامعه می‌باشد.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نگاهی به روز معلم در گذر زمان پس از انقلاب اسلامی در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

گروه رسانه/

از زمانی که بحث رتبه بندی معلمان در سپهر آموزش ایران شکل گرفت ؛ « صدای معلم » به عنوان رسانه مستقل و منتقد در حوزه ی آموزش ایران اخبار ، گزارش های تحلیلی و یادداشت های قابل تاملی را در این حوزه منتشر کرده است .

در آخرین گزارش ؛ « صدای معلم » نوشت : ( این جا )

«سرپرست وزارت آموزش و پرورش خبر از رسیدگی به اعتراضات معلمان در جریان رتبه بندی آنان می دهد که هنوز به برخی پرسش های اساسی پاسخ داده نشده است .

پرسش هایی از قبیل : 

- چه کسانی در قالب « هیات های ممیزی » معلمان را رتبه بندی کردند ؟

- اساسا این هیات ها در آموزش و پرورش وجود خارجی و ملموس دارند ؟

- اگر این هیات ها قانونی هستند پس چرا دفتر کار مشخص و یا معینی در ادارات آموزش و پرورش ندارند تا معلمی که فرضا نسبت به عملکرد آنان اعتراضی دارد مستقیم مراجعه کرده و با آنان گفت و گو کند ؟

- کمیته ی نظارت و پایشی که تشکیل شده متشکل از چه کسانی است و نسبت آن با هیات های ممیزی چیست ؟

- کیفیت سنجی رتبه ها یعنی چه ؟ و تابع چه مکانیسمی است ؟

- از این همه « کاغذ بازی » و « مدرک بازی » در حالی که که کسی از عملکرد واقعی معلم در کلاس درس که جعبه سیاه آموزش و پرورش است خبری نمی گیرد ؛ قرار است کدام تحول بنیادین در نظام آموزشی جامه ی عمل بپوشد ؟

- آیا واقعا قرار است که به اعتراضات معلمان رسیدگی شود و یا آن که آنان را  دوباره سرکار بگذارند ؟

- تکلیف معلمانی که مدارک جعلی و غیر واقعی بارگذاری کرده و « تقلب » کرده اند ؛ چه می شود ؟

همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ چرا وزارت آموزش و پرورش به قوانین و آیین نامه های خودش پای بند نیست و وقتی که قانونی اجرا و پایش نشده دنبال تدوین قانونی دیگر می رود ؟

سرپرست وزارت آموزش و پرورش در شورای عالی آموزش و پرورش که مطابق « قانون » اداره جلسات را بر عهده دارد و در برابر مصوبات آن تعهد و مسئولیت دارد ؛ آیا تاکنون به این پرسش اساسی فکر کرده که تکلیف « آیین نامه گروه های آموزشی و تربیتی » که مصوب همین شورای عالی آموزش و پرورش بوده به کجا رسیده و چرا شورای عالی آموزش و پرورش بر مصوبات خود نظارتی ندارد و گزارش نمی دهد ؟

مگر یکی از وظایف اصلی گروه های آموزشی نظارت بر عملکرد حرفه‌ای و تخصصی معلمان نیست ؟ پس این همه کمیته بازی و خلق هیات های مختلف و جدید برای یک کار ساده اما تخصصی چه معنایی دارد ؟ 

سرنوشت « سازمان نظام معلمی » که در همین شورای عالی آموزش و پرورش مصوب شد به کجا رسیده و چرا مسکوت گذاشته شده است ؟ ( این جا ) »

« صدای معلم » چالش عمده ی قانون رتبه بندی معلمان را از ابتدا « فقدان شفافیت » در تعریف سنجه ها و معیارهای ارزیابی و مهم تر از آن نبود یک مکانیسم و ابزار معتبر ، علمی و قابل اندازه گیری برای فرآیند سنجش و رنکینگ حرفه ای معلمان دانسته و می داند .

تا این مهم تحقق نپذیرد ؛ هیچ گونه تحولی را در ابعاد مختلف آموزش و پرورش شاهد نخواهیم بود و امور همچنان بر مدار « روزمرگی » طی مسیر خواهند کرد .

منتشرشده در آموزش نوین

گروه گزارش/

گزارش انتقادی صدای معلم در مورد برکناری مصطفی بابایی رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش

شنیده ها حاکی است که « رضا مراد صحرایی » سرپرست وزارت آموزش و پرورش اقدام به برکناری « مصطفی بابابایی » رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش کرده است .

« صدای معلم » به عنوان یک رسانه حامی و مروج « تفکر انتقادی » در « حوزه عمومی آموزش » اگر چه این اقدام سرپرست وزارت آموزش و پرورش را قابل تامل می داند اما لازم است که به چند نکته اشاره گردد .

این موضوعی بدیهی است که آموزش و پرورش پر مخاطب ترین نهاد دولتی در جامعه ی ایران است و ارتباط با افکار عمومی از طریق دستگاهی با وظایف تعریف شده گام مهمی در موفقیت و یا ناکامی یک مدیر دارد .

« صدای معلم » عملکرد « مصطفی بابایی » رئیس پیشین مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش را مثبت و قابل دفاع در حوزه ی عمومی ارزیابی نمی کند و البته این رسانه ی مستقل و منتقد تاکنون گزارش های متعددی را در نقد عملکرد ایشان در حوزه روابط عمومی منتشر کرده است .

گزارش انتقادی صدای معلم در مورد برکناری مصطفی بابایی رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش

( یوسف نوری وزیر مستعفی در وزارت آموزش و پرورش دولت سیزدهم در حال سخنرانی و ایراد نطق برای رسانه ها ... در کنار ایشان رئیس برکنار شده مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش ؟! ) اگر واقعا بخش هایی مانند روابط عمومی که ارتباط و اتصال با افکار عمومی را بر عهده دارند مهم ترین وجه برنامه و سیاست گذاری را به جای تعریف و تمجید کردن از خود و طرد و انکار منتقدان و مخالفان ؛ پذیرش این واقعیت و برنامه ریزی برای کاهش و تعدیل این شکاف وسیع و عمیق قرار دهند و « صدای معلمان » را به معنای علمی و دقیق کلمه بشنوند دیگر شاهد آن هم تنفر و خشم آن معلم نسبت به اداره متبوع خویش نخواهیم بود .

 

جمعه 14 بهمن 1401 ؛ « صدای معلم » در گزارشی با عنوان : « دانشجوی دکترای مدیریت تحول سرانجام از روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش رفت ! » به نقد عملکرد « علی تیرگیر » معاون پیشین رسانه ای  مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش منتشر کرد . ( این جا )

در این گزارش آمده بود :

« حال پرسش « صدای معلم » از فردی که ایشان را به عنوان معاون رسانه ای یک وزارتخانه پر مخاطب و پر چالش منصوب کرده آن است که کدام یک از این موارد با حوزه « رسانه » و الزامات حرفه ای آن تطابق و هم خوانی دارد ؟

آیا ایشان حتی یک یادداشت در حوزه رسانه و آسیب شناسی آن به رشته ی تحریر در آورده است ؟

در زمان تصدی علی تیرگیر در این معاونت ؛ « صدای معلم » که پیشینه ای دیرین در حوزه رسانه و حضور در نشست های رسانه ای دارد در فهرست سیاه (  Black List ) قرار گرفت و از حضور و پرسش گری در نشست های وزارت آموزش و پرورش محروم شد .

گزارش انتقادی صدای معلم در مورد برکناری مصطفی بابایی رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش

( علی تیرگیر معاون پیشین مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش )

 

وزیر آموزش و پرورش و سایر مقامات در نظام جمهوری اسلامی ایران باید بدانند که اگر مردم نتوانند در « رسانه های داخلی » صدای خود را برای مطالبه گری مدنی بلند و پژواک کنند برای پی گیری آن یا به رسانه های برون مرزی پناه خواهند برد ضمن آن مطالبات خود را در « کف خیابان » و آن هم با زبان و شکلی دیگر بیان خواهند کرد .

وقتی در نظرسنجی های مختلف صورت گرفته در میان معلمان اکثریت آنان موافق استیضاح و یا برکناری وزیر آموزش و پرورش هستند و یا در ماجرای اخیر  صدور حکم انفصال از خدمت آقای یوسف نوری توسط دیوان عدالت اداری ؛ بسیاری از معلمان و گروه های فعال کنش گر از آن استقبال کرده و از آن شادمان می شوند ؛ وزیر آموزش و پرورش باید بداند که یک سرنخ مهم این قضایا در حوزه « روابط عمومی » است و این که این بخش مهم و راهبردی نتوانسته است با افکار عمومی ارتباط برقرار کرده  و نقش « واسط » میان سازمان و بدنه را به درستی و در وجه منطقی آن ایفا نماید .

با رویکرد حذف و سانسور هم نه « اعتمادی » حاصل می شود و نه مساله ای حل خواهد شد .

گزارش انتقادی صدای معلم در مورد برکناری مصطفی بابایی رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش

با رویکرد حذف و سانسور هم نه « اعتمادی » حاصل می شود و نه مساله ای حل خواهد شد .  پیشنهاد « صدای معلم » به عنوان « رسانه ی مستقل و منتقد در حوزه عمومی آموزش ایران » آن است فردی برای روابط عمومی و مدیریت آن انتخاب شود که اولا « سواد رسانه ای » داشته و مهم تر این که حامل و عامل به « تفکر انتقادی » بوده و برای اعتماد سازی و کاهش شکاف میان « صف » و « ستاد » برنامه داشته باشد .

پس از معرفی وزارت آموزش و پرورش به  به عنوان یکی از دستگاه های فعال در حوزه پاسخ گویی از سوی اداره کل رصد و پایش دبیرخانه شورای اطلاع ‌رسانی دولت , « صدای معلم » در گزارشی نوشت : ( این جا )

« اگر وضعیت پاسخ گویی بر اساس چنین پایش هایی که یک واحد دولتی از واحد دولتی دیگر به عمل می آورد در وزارتخانه ای مانند آموزش و پرورش این چنین مطلوب و خوشایند است پس هشدارهای واحدهای نسبتا مستقلی مانند « کار گروه فوری پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش » را کجا باید دید و تحلیل کرد ؟

اکنون باید از اداره کل رصد و پایش دبیرخانه شورای اطلاع ‌رسانی دولت این پرسش را به جد مطرح کرد که :

« پاسخ گویی » یعنی چه ؟ و چه نسبتی با « نارضایتی فراگیر معلمان » دارد ؟

گزارش انتقادی صدای معلم در مورد برکناری مصطفی بابایی رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش

آیا اگر مسئولان و مقاماتی در یک دستگاه به افکار عمومی پاسخ گو باشند باز هم شاهد این حجم از نارضایتی در میان معلمان خواهیم بود ؟

پرسش « صدای معلم » از کسانی که این تقدیر و تشکرها را صادر می کنند آن است که آیا تاکنون شده است که کارمند شاغل در سایر ادارات دولتی در اداره آموزش و پرورش خود را به دلیل « نارضایتی » گِل بگیرند و آن را در حوزه عمومی منتشر کنند ؟

گزارش انتقادی صدای معلم در مورد برکناری مصطفی بابایی رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش

اگر واقعا بخش هایی مانند روابط عمومی که ارتباط و اتصال با افکار عمومی را بر عهده دارند مهم ترین وجه برنامه و سیاست گذاری را به جای تعریف و تمجید کردن از خود و طرد و انکار منتقدان و مخالفان ؛ پذیرش این واقعیت و برنامه ریزی برای کاهش و تعدیل این شکاف وسیع و عمیق قرار دهند و « صدای معلمان » را به معنای علمی و دقیق کلمه بشنوند دیگر شاهد آن هم تنفر و خشم آن معلم نسبت به اداره متبوع خویش نخواهیم بود . »

« صدای معلم » همان گونه که پیش تر نیز بیان شد ؛ در مورد عملکرد سرپرست وزارت آموزش و پرورش در جایگاه رئیس دانشگاه فرهنگیان پرسش ها و ابهامات فراوانی دارد و رضا مراد  صحرایی را تاکنون مدیری نقد پذیر و پاسخ گو ارزیابی نکرده و یا به آن نرسیده است اما این اقدام ایشان را اقدامی قایل تامل می داند و امیدوار است که « صدای معلمان » از درون « خانه ی خودشان » شنیده شود .

پایان گزارش/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

گزارش انتقادی صدای معلم در مورد برکناری مصطفی بابایی رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش

منتشرشده در گفت و شنود

گروه استان ها و شهرستان ها/

گزارش صدای معلم از برگزاری نخستین مسابقه نقاشی با موضوع اصفهان دوست داشتنی من و سخنان دانش آموز افغانستانی

 به مناسبت هفته فرهنگی اصفهان روز پنجشنبه ۷ اردیبهشت ماه ۱۴۰۲ در پارک لاله اصفهان با شعار « زنده باد اصفهان » زیر نظر شهرداری منطقه ۱۰ برگزار گردید.

در این مراسم ، دانش آموزان در کنار هم آنچه از اصفهان در ذهنشان تصویر شده بود را روی کاغذ آوردند.

شرکت کنندگان بیشتر از استعداد ذاتی خود برای کشیدن نقاشی استفاده کردند و اکثریت، آموزش حرفه ای نقاشی را ندیده اند.

به گفته ی برخی از اولیای حاضر در این هنرواره، درس هنر در مدارس سرسری گرفته می شود و دانش آموزان اگر خودجوش زمینه نقاشی را داشته باشند از این زبان بین المللی استفاده می کنند. در غیر این صورت بدون گذران کلاس های خارج از مدرسه نمی توانند از تکنیک های بیشتر شناختی به دست آورند و پیشرفت کنند. با وجود هزینه های زیاد کلاس های آموزشگاه های آزاد، بعضا مسیر ترقی و خلاقیت برای خیلی از دانش آموزان فراهم نیست و در حد همان زمان تحصیل در مقطع ابتدایی باقی می ماند.

در منطقه ۱۰ اصفهان، جمعیت زیادی از مهاجرین افغان و عرب زندگی می کنند لذا  جامعه دانش آموزی زیادی نیز در مدارس ناحیه ۴ اصفهان مشغول به تحصیل هستند.

تقریبا نیمی از دانش آموزان شرکت کننده در این هنرواره، از مهاجران افغان بودند که در کنار دانش آموزان بومی شهر، دوستانه و با صمیمیتی زیبا، اصفهان دوست داشتنی را به تصویر کشیدند.

شرکت کنندگان از کوچک و بزرگ احترام به فضای سبز را مدنظر قرار داده بودند و بعد از اتمام برنامه زباله ای در مکان برگزاری مسابقه مشاهده نمی شد .

گزارش صدای معلم از برگزاری نخستین مسابقه نقاشی با موضوع اصفهان دوست داشتنی من و سخنان دانش آموز افغانستانی

یکی از دانش آموزان اتباع با گویش دری ( افغانستانی ) به « صدای معلم » گفت :

«  این شهر خیلی زیباست. نباید آزارش کنیم. هیچ کس نباید در این موزه قشنگ خطا کند » .

بچه هایی که اطرافش بودند علاوه بر تایید حرفش، سعی داشتند مراقبت از شهر را پر رنگ تر بیان کنند.

هیچ کدام از مسئولین و کارشناسان آموزش و پرورش ناحیه ۴ اصفهان در این هنرواره در کنار دانش آموزان حضور نداشتند.

مشروح این مراسم در « صدای معلم » منتشر می شود .

گزارش صدای معلم از برگزاری نخستین مسابقه نقاشی با موضوع اصفهان دوست داشتنی من و سخنان دانش آموز افغانستانی


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

گزارش صدای معلم از برگزاری نخستین مسابقه نقاشی با موضوع اصفهان دوست داشتنی من و سخنان دانش آموز افغانستانی

منتشرشده در دانش آموز

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور