گروه رسانه/

یورونیوز نوشت : ( این جا )
شهر برگن نروژ برای افتتاح طولانیترین تونل عابر پیاده و دوچرخهسواری جهان آماده میشود.
این تونل ۲.۹ کیلومتری با مسیری برای دویدن و نیز دوچرخه سواری قرار است در ۱۵ آوریل ۲۰۲۳ میلادی به روی عموم باز شود. اگر بخواهید با دوچرخه از این تونل عبور کنید حدود ۱۰ دقیقه و اگر بخواهید پیاده آن را طی کنید بین ۳۰ تا ۴۵ دقیقه طول میکشد.
این تونل که مناطق مسکونی فیلینگزدالن و میندمیرن را به هم متصل میکند از میان کوهها در شهر لووستاکن جنوب غربی نروژ میگذرد. دوچرخه سواران میتوانند با عبور از این تونل خود را به مرکز برگن برسانند.
هدف از ساخت این تونل این است که مردم به جای رانندگی با ماشین به پیاده روی و دوچرخه سواری روی بیاورند. این کار نه تنها میتواند به کاهش ترافیک در شهر کمک کند، بلکه موجب کاهش انتشار گازهای گلخانهای و آلودگی هوا نیز میشود.

تونل دوچرخه سواری فیلینگزدال در شهر برگن با ۲.۹ کیلومتر به عنوان طولانی ترین تونل دوچرخه سواری جهان معرفی شده است. اما این تونل با در نظر گرفتن برخی فاکتورها میتواند در مقام اول طولانیترین تونل دوچرخه سواری جهان قرار بگیرد.
تونل اسنوکوالمی در نزدیکی سیاتل، ایالات متحده آمریکا ۳.۶ کیلومتر طول دارد. اما تونل اسنوکوالمی در حقیقت یک تونل ریلی متروکه است که حالا از آن به عنوان مسیر پیاده روی و دوچرخه سواری استفاده میشود و با این هدف ساخته نشده است. اگر بخواهیم این فاکتور را در نظر بگیریم که کدام تونل که با هدف دوچرخه سواری ساخته شده است از همه طولانیتر است میتوان گفت فیلینگزدال در مقام اول در جهان و در غیر این صورت پس از تونل اسنوکوالمی در مقام دوم قرار میگیرد.
تونل فیلینگزدال در موازات خط جدید راه آهن شهر برگن که در نوامبر افتتاح شد قرار داد و در حقیقت به عنوان یک راه فرار برای مسافران قطار ساخته شده است که در عین حال با حمایت و سرمایه گذاری دولتی، خطوط اختصاصی عابر پیاده و دوچرخه سواری به ترتیب با ۲.۵ و ۳.۵ متر عرض در طراحی آن گنجانده شده است.

این تونل چه ساعتی در شبانه روز باز است ؟
این تونل همه روزه از ساعت ۵:۳۰ صبح تا ۱۱:۳۰ دقیقه شب باز خواهد بود. در سراسر این تونل دوربینهای امنیتی نصب شده و همچنین تلفنهای اضطراری در هر ۲۵۰ متر در دسترس هستند علاوه بر این ایستگاههای استراحت با نور مناسب نیز در آن تعبیه شده است.
این تونل در دمای ثابت ۷ درجه سانتیگراد نگه داشته میشود و همین امر آن را به یک مسیر تمرینی جذاب برای دوندگان در روزهای سرد تبدیل میکند. »
و این هم صحنه هایی از مسیر ویژه دوچرخه سواری در ایران :






.
.
.
.
.
پایان پیام/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه رسانه/

( مدرسهای در ژاپن - کپی رایت AP Photo )
یوشیو کودو معلم ژاپنی، در یکی از آخرین یادداشتهای روزانهاش از روزهای کاری که زود شروع میشد و گاهی تا نزدیک به نیمهشب ادامه داشت، ابراز تاسف کرده بود. دو ماه بعد، او دچار «کاروشی» یا همان مرگ بر اثر کار زیاد شد.
یک نظرسنجی در سال ۲۰۱۸ نشان داد که معلمان مدارس راهنمایی ژاپنی ۵۶ ساعت در هفته کار میکنند، این در حالیست که این عدد در بیشتر کشورهای در حال توسعه حدود ۳۸ ساعت است. این آمار همچنین نشان داد معلمان ژاپنی چه کار دشوار و طاقت فرسایی دارند آن هم درحالی که نمیتوانند از اضافه کاری خود سودی به دست بیاورند.
نتایج یک تحقیق دیگر که خبرگزاری فرانسه منتشر کرده، نشان میدهد که معلمان مدارس در ژاپن به طور متوسط ۱۲۳ ساعت در ماه اضافه کاری دارند؛ عددی قابل توجه که بسیار فراتر از میزان به اصطلاح «خط کاروشی» یا همان ۸۰ ساعت است.
معلمان میگویند در حال رسیدن به نقطه شکست هستند و برخی تلاش کردهاند از مسیر حقوقی این چالش را پیگیری کنند. این مسئله موجب شد که حزب حاکم ژاپن یک کارگروه برای بررسی این موضوع ایجاد کند.
اما این اصلاحات خیلی دیر رخ میدهد. کودو معلم مدرسه راهنمایی به خاطر همین مسئله جان خود را از دست داد. او در سال ۲۰۰۷ در حالی که تنها ۴۰ سال داشت به علت خونریزی مغزی درگذشت. در مراسم تشییع جنازه او، دانشآموزان حیرتزده به همسرش ساچیکو گفتند که معلم سرزنده تربیت بدنی آنها همیشه پرانرژی بوده و هیچ کس تصور نمیکرده زندگی او این گونه به پایان برسد.
ساچیکو همسر او به خبرگزاری فرانسه میگوید: «او عاشق کار با بچهها بود؛ با این وجود ساعات کاری زیاد یک مشکل جدی برای او بود. او به من میگفت که معلمان نباید این گونه کار کنند و میخواست در آینده رهبری این تغییر را برای معلمان برعهده بگیرد.»

مقامات ژاپنی برای اصلاح این مشکل، اقداماتی از جمله برونسپاری و دیجیتالی کردن برخی از وظایف معلمان را در دستور کار قرار دادهاند.
کیکو ناگائوکا، وزیر آموزش و پرورش ژاپن ماه اکتبر به پارلمان گفت: «اقدامات ما برای اصلاح شرایط کار معلمان در حال پیشرفت مداوم است.»
با این وجود او اذعان کرد که بسیاری از معلمان همچنان ساعتهای کار طولانی دارند و تلاشها برای اصلاح این مسئله باید تسریع شود.
دادههای وزارت آموزش و پرورش ژاپن نیز کاهش تدریجی اضافهکاری را نشان میدهد، اما کارشناسان تغییرات اساسی کمی را مشاهده میکنند. تحقیقات روزنامه مائينچی نیز نشان میدهد که در ده سال منتهی به ۲۰۱۶ میلادی بیش از ۶۰ مورد مرگ معلمان در مدارس دولتی به دلیل کار بیش از حد به ثبت رسیده است.
ماساتوشی سنو، مشاور مدیریت مدرسه معتقد است که مشکل جدی معلمان، مجموعۀ گستردهای از وظایف آنها از کاغذبازیهای اداری گرفته تا کارهایی مانند توزیع ناهار، برگزاری جلسات نظافت روزانه با دانشآموزان و نظارت بر کودکان در مسیر رفتن و برگشت به مدرسه است که توان آنها را به طور قابل توجهی کاهش میدهد.
او میگوید: «گاهی اوقات آنچه که واقعا باید برعهده والدین باشد، به دوش معلمان میافتد. به عنوان مثال در صورتی که دانشآموز در پارک یا فروشگاهها بدرفتاری داشته باشند، ممکن است معلمان برای عذرخواهی از ساکنان محلی فرستاده شوند.»
یکی دیگر از سنگینترین وظایف معلمان ژاپنی، نظارت بر فعالیتهای ورزشی و فرهنگی دانش آموزان «فعالیتهای باشگاهی» است که معمولاً بعد از مدرسه و در تعطیلات آخر هفته انجام میشود. تاکشی نیشیموتو، معلم تاریخ دبیرستان در اوزاکا میگوید: «انتصاب به عنوان سرپرست اصلی یکی از این باشگاهها، معمولاً به این معنی است که باید با آخر هفتههای خود خداحافظی کنید.»
در ماه ژوئن نیشیموتو، ۳۴ ساله در یک دعوی حقوقی نادر به دنبال جبران استرس ناشی از کار بیش از حد، برنده شد. او وقتی در سال ۲۰۱۷ میلادی به عنوان سرپرست یک باشگاه راگبی فعالیت میکرد، بعد از ۱۴۴ ساعت اضافه کاری دچار یک حمله عصبی شد. و به همین دلیل از آن مرکز شکایت کرد و در نهایت از دادگاه پیروز بیرون آمد.

کارشناسان میگویند معلمان به دلیل قانونی که دهها سال از عمر آن میگذرد، اساسا از دریافت اضافه کاری محرومند و همین باعث شده که در برابر کار بیش از حد، آسیب پذیرتر شوند.
ماساکو شیمونومورا، معلم تربیت بدنی مدرسه راهنمایی در منطقه ادوگاوا توکیو میگوید بسیار سخت است که در طول روز بتواند استراحت کند. او البته تاکید میکند که همهچیز در این شغل سیاه نیست. این مرد ۵۶ ساله که میزش با پشتههایی از پروندهها و اسناد پوشیده شده میگوید: «لحظههایی وجود دارند که برای آنها زندگی میکنم، مانند تماشای درخشش و لبخند دانش آموزان در مسابقات.»
با این حال او نگران است در صورتی که شرایط بهبود نیابد، حرفه معلمی برای نسلهای جوانتر به عنوان یک شغل سیاه در نظر گرفته شود و افراد کمتری از آمدن به این بخش استقبال کنند.
تحقیقات روزنامه مائينچی نیز نشان میدهد که در ده سال منتهی به ۲۰۱۶ میلادی بیش از ۶۰ مورد مرگ معلمان در مدارس دولتی به دلیل کار بیش از حد به ثبت رسیده است.

اما بیوه کودو پنج سال تلاش کرد تا بتواند مرگ شوهرش را به عنوان «کاروشی» به ثبت برساند،؛ چرا که نبود سوابق برای ساعات کاری او این روند را پیچیده کرده بود. او میگوید که معلمی اغلب بهعنوان یک «کار مقدس» تلقی میشود، بنابراین با این برچسب میتوان هرچیزی از جمله ساعتهای کار بسیار زیاد را توجیه کرد.
او میافزاید: «بسیاری از معلمان از اینکه زندگی خود را وقف این شغل کردهاند پشیمان هستند.»
خانم ساچیکو که خود نیز سابقا معلم بوده، اکنون رهبری یک گروه «ضد کاروشی» را در مرکز ژاپن بر عهده دارد. او میگوید: «احساس میکنم من و شوهرم همراه با یکدیگر این مسیر را دنبال میکنیم تا آخرین اهدافی که او در زندگی داشت را به نتیجه برسانیم. هدفی که به دنبال ایجاد یک تغییر در زندگی معلمان بود.»
گروه رسانه/
کمتر از سه هفته پس از اعلام فرمان جدید گروه افراطی طالبان منی بر ممنوعیت حضور دختران در دانشگاههای دولتی و خصوصی در افغانستان، ندا محمد ندیم، «وزیر تحصیلات عالی» این گروه روز جمعه ششم ژانویه/ شانزدهم دیماه، رفتن به دانشگاه برای دختران افغانستانی را «بیناموسی» خواند.
گروه گزارش/

در سایت "Center for Education Diplomacy " در تعریف « دیپلماسی آموزش » ( Education Diplomacy ) چنین آمده است :
« ما دیپلماسی را هنر ایجاد رابطه با جامعه و گروه های مرتبط تعریف می کنیم که از حساسیت ، درایت ، فهم و راهبرد برای مدیریت و توسعه ظرفیت هایی بهره می جویند تا ارتباطات معنادار ، مولد و تعامل محور را ایجاد کنند .

دیپلماسی آموزش حوزه تازه ای از « عمل » در بخش آموزش جهانی ( the global education ) است که از مهارت هایی در عرصه دیپلماسی استفاده می کند تا پیشرفت آموزشی را پشییانی کند از طریق :
طراحی چشم انداز جمعی حول اهداف مشترک برای امر « آموزش » .
از این اهداف مشترک به عنوان مبنایی برای کنش های مبتنی بر همکاری ، هماهنگی و یکپارچگی در میان ذی نفعان متعدد استفاده می کند تا چالش های مهم و پیچیده آموزشی را حل کند . ( این جا )

طیبه محمدی پور و مرتضی نورمحمدی در مقاله ای پژوهشی با عنوان « نقش دیپلماسی آموزشی در سیاست خارجی عربستان سعودی در منطقه خاورمیانه » چنین می نویسند : ( این جا )
« دیپلماسی آموزشی به واسطه ظرفیت های گسترده ای که در بهره گیری از روندهای آموزشی و علمی درجهت انگاره سازی و برساختن هویت هایی هم سو با منافع دولت ها خلق می کند به ابزار موثر و کارآمدی جهت تأمین اهداف ومنافع دولت ها تبدیل شده است.

در این نوع دیپلماسی ، کارویژه خاص آموزش یعنی ایجاد تغییرات نسبتأ پایدار دررفتار ، باورها وتوانمندی های مخاطبان از طریق فرایندهای آموزشی و یادگیری، با کارویژه دیپلماسی عمومی که همانا جذب مخاطبان از طریق اقناع و مجاب سازی به واسطه تأثیر بر نگرش ها و هویت های مخاطبان برای تأمین منافع طرف مقابل است تلفیق شده ودر قالب مفهوم « دیپلماسی آموزشی» می تواند در جهت انگاره سازیهای هویتی برآورنده منافع واهداف دولت ها باشد . » شما و سایر همفکران تصمیم گیر و سیاست گذار شما که نگاه کاملا حذفی و چکشی با چنین سندهای بین المللی اجماعی دارید بر اساس کدام « اهداف مشترک » قرار است به یک « فهم مشترک » دست یازید ؟
وزیر آموزش و پرورش در نشست با استاندار مازندران، نماینده بابلسر و فریدون کنار، امام جمعه بابلسر، مدیرکل آموزش و پرورش مازندران و روسای آموزش و پرورش بابلسر، فریدونکنار و بهنمیر و جمعی از فرهنگیان در این رابطه چنین اظهارنظر می کند : ( این جا )
« باید فرهنگ مهارت آموزی را در جامعه بسط و گسترش یابد. آموزش و پرورش استان مازندران در مقایسه با دیگر استانها، وضعیت مطلوبی دارد و بر اساس آمارها رتبههای بسیاری را به خود اختصاص میدهد.
مازندران به دلیل همجواری با کشورهای حاشیه خزر و برخورداری از امکانات خوب زیرساختی میتواند در دیپلماسی آموزشی کشور، استان محوری باشد و مسوولان امر برای تحقق این امر تلاش کنند . »
البته یوسف نوری پیش تر هم اشاراتی به موضوع « دیپلماسی آموزشی » داشته است .
نخستین پرسش « صدای معلم » از وزیر آموزش و پرورش آن است که هدف شما از بیان این نوع دیپلماسی چیست زمانی که جمهوری اسلامی ایران در سایر عرصه های دیپلماسی مانند سیاسی ، اقتصادی ، بین المللی و... دچار نوعی بن بست شده و حرفی برای گفتن ندارد ؟
مخاطبان واقعی شما در عرصه « دیپلماسی آموزشی » چه کسانی هستند ؟

شما به عنوان وزیر آموزش و پرورش دقیقا چه چیزی را می خواهید مورد بحث و اقناع قرار دهید ؟
وقتی شما و سایر مدیران تحت مدیریت شما هنوز قادر به برقراری یک ارتباط ساده و تعاملی با « معلمان » و « دانش آموزان » نیستند و حتا اعتراضات مدنی و مسالمت آمیز آنان را بر نمی تابند و از مکانیسم های حذف و ارعاب بهره می جویند ؛ قرار است چه چیزی و کدام دستاورد را به جهان توسعه یافته عرضه نمایید ؟
بر اساس تعاریفی که در بالا به آن اشاره گردید ؛ آیا شما به یک « الگوی سازنده تعاملی » رسیده اید که می خواهید تجربه و یا تجارب خود را با دیگران در فراسوی مرزهای جغرافیایی به اشتراک بگذارید آن هم در زمانی که در آن کشورها و به واسطه حضور و فعالیت رسانه های فراگیر جمعی روز به روز اعتراضات مدنی به شیوه های حکمرانی جمهوری اسلامی ایران رو به تزاید است ؟

شما به عنوان وزیر تعلیم و تربیت هنوز قادر به ارتباط و گفت و گو با رسانه های مستقل و منتقد در حوزه عمومی آموزش نیستید اما حرف از دیپلماسی آموزشی می زنید ؟ وقتی شما و سایر مدیران تحت مدیریت شما هنوز قادر به برقراری یک ارتباط ساده و تعاملی با « معلمان » و « دانش آموزان » نیستند و حتا اعتراضات مدنی و مسالمت آمیز آنان را بر نمی تابند و از مکانیسم های حذف و ارعاب بهره می جویند ؛ قرار است چه چیزی و کدام دستاورد را به جهان توسعه یافته عرضه نمایید ؟
مسیر دیپلماسی به بیرون ابتدا از « درون » می گذرد و سپس خود را پیدا می کند .
همان استان مازندران را که استان پایلوت برای ظهور و توسعه دیپلماسی آموزشی با کشورهای آسیای میانه معرفی کرده اید در عداد کشورهایی هستند که سند 2030 را به عنوان سند همکاری های متقابل پذیرفته اند .

شما و سایر همفکران تصمیم گیر و سیاست گذار شما که نگاه کاملا حذفی و چکشی با چنین سندهای بین المللی اجماعی دارید بر اساس کدام « اهداف مشترک » قرار است به یک « فهم مشترک » دست یازید ؟
« صدای معلم » بر این باور است که شما و تفکر حاکم بر تصمیم گیرندگان و سیاست گذاران مرئی و نامرئی در دولت سیزدهم در حد و اندازه ی طرح و تببین چنین انگاره ها و موضوعاتی نیستید و طرح این گونه موضوعات بیشتر جنبه تبلیغات و پُز روشنفکری دارد تا آن که به دنبال بیان مساله و حل چالش های اصلی آموزش باشید .
بیان این موضوعات بیشتر از نوع « تکلیف مالایطاق » بر نظام آموزشی ایدئولوژیک ، نقد گریز و تعامل ستیز است .
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

از اواخر قرن بیستم ؛ اختراع اینترنت، موبایل و تلویزیونهای ماهواره ای از آمریکا آغازشد و از اوایل قرن 21 با پیدایش فیس بوک، یوتیوب، وایبر و تلگرام به اقصی نقاط جهان رسید.
انقلاب اطلاعاتی، دوره پُست مدرنیسم را پایه گذاری کرد که نماد مهم آن اینترنت، شبکه های مجازی، جهانی شدن و سیستم های هوشمند است.
در سبک زندگی پسامدرنیسم (post modernism) بالارفتن سن ازدواج، تک فرزندی ، عضویت در شبکه های مجازی و هوشمندکردن لوازم زندگی (مثل کلیدهای برق هوشمند، دربهای منزل هوشمند، خانه های هوشمند، انترنت اشیاء و...)، شادیهای جمعی به عنوان ارزش زندگی پذیرفته شده و گستره جهانی دارد.
در ایران در خصوص « سبک زندگی » ؛ مطالعات آکادمیک و دانشگاهی صورت نگرفته است در نتیجه سبک زندگی غیر مفید و مضر به دلیل مغفول ماندن از بررسی های کارشناسی واردخانه های مردم شده و اثرات مخرب خود را می گذارند مثل استفاده بی رویه از ظروف یک بار مصرف پلاستیکی و نابودی محیط زیست، مصرف بی رویه نوشابه و غذاهای پر کالری ،کم تحرکی ،تن پروری، مصرف زدگی، فقر فکری و...

سبک زندگی مطلوب امروزی با گستره جهانی:
1- ترویج مناظره و هم اندیشی در تمام سطوح خانواده و جامعه برای کاهش تعارضات و استفاده از خِردجمعی (ترغیب گفتمان مستدل).
2- حقوق محوری و تساوی حقوق همه شهروندان.
3- تقدم توسعه اجتماعی مثل کنترل جمعیت و کیفیت زندگی بر توسعه سیاسی.
4- تقیّد به نظم گرایی، گردشگری، دانش ورزی و قانون مداری.
5- بسیج عمومی برای فقر زدایی، نفی خشونت، حراست از محیط زیست.
6- ترویج شادی و نشاط در زندگی فردی و اجتماعی همه مردم جهت تامین بهداشت روانی و لذت بردن از زندگی.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه رسانه/

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، آلودگی هوا و تعطیلی مدارس ؛ رویکردی که سالیان سال است استانداری ها در پیش می گیرند و در فصل سرما، آموزش را قربانی سیاست های اشتباه در مدیریت آلودگی هوا می کنند ؛ از سوخت نامناسب گرفته تا خودروسازی غیر استاندارد، از حمل و نقل عمومی پریشان احوال گرفته تا پاسکاری مدیران ارشد در پیگیری وضع آلودگی هوا، از کمبود فضای سبز گرفته تا مازوت سوزی در اطراف شهرهای بزرگ، می توان به این نتیجه رسید که در ابَر مسئله آلودگی هوا، دیواری کوتاه تر از وزارت آموزش و پرورش وجود ندارد. آموزش و پرورش با رویکردی جدید و جدی باید اعلام کند که به جای تعطیلی مدارس، لازم است سیستم حمل و نقل عمومی گسترش داده یا از تردد ماشین های شخصی جلوگیری شود.
همچنین، ناتوان تر از مسئولان آموزش و پرورش در اعاده حق دانش آموزانی که دو سال و نیم تمام، از آموزش مجازی استفاده کردند و اکنون با فروکش کردن کرونا، می توانستند با حضور در مدرسه، تعمیق یادگیری را در پیش داشته باشند؛ اما باز هم درگیر سیاست های بزرگانی می شوند که همچنان آموزش را جدی نمی گیرند.
در این راستا، علی زرافشان ، معاون اسبق آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش در گفت و گو با رکنا، همه دنیا متاثر از کرونا شد؛ لذا فرصت ها و تهدیدهایی برای آموزش رقم خورد، گفت: اینکه آموزش و پرورش ها مجبور شدند آموزش را به سمت استفاده دوگانه از فضای مجازی و فضای واقعی پیش ببرند و هم معلم ها شایستگی هایشان را در به کارگیری فن آوری اطلاعات و فضای مجازی افزایش دادند، فرصت های خوبی بود که برای سیستم های آموزشی دنیا رقم خورد.
وی در ادامه افزود: برای مثال در ایران شبکه شاد و مدارس مجازی راه اندازی شدند؛ لذا نوعی تمایل برای تولید محتوا فراهم شد. سوی منفی این ماجرا، افت آموزش و یادگیری دانش آموزان بود که نتیجه اش را دیدیم.
انتقال از آموزش حضوری و رو در رو با معلم به آموزش غیر حضوری، برای دانش آموزان افتی را در پی داشت و مطالعات جهانی آن را کاملا روشن کرده است.

اوایل کرونا، 36 درصد دانش آموزان ایرانی، بعد از 10 سالگی قادر به خواندن متن ساده هم نبودند
علی زرافشان با تاکید بر اینکه بانک جهانی در سال 2020، در این خصوص، مطالعه ای با عنوان فقر یادگیری انجام داده است، گفت: در این مطالعه فقط بر روی عامل شایستگی های خواندن دانش آموزان تمرکز شده است. در این گزارش نشان داده شد که به طور متوسط 57 درصد دانش آموزان جهان، پایه چهارم، یعنی 10 سالگی، را طی می کنند؛ اما قادر به خواندن متن ساده نیستند! در واقع این بچه ها، حداقل شایستگی خواندن را کسب نمی کنند. این یعنی به تبع آن، حداقل شایستگی ریاضیات، علوم و سایر دروس را هم کسب نمی کند و دلیل آن است که دانش آموز حتی نمی تواند متن این دروس را بخواند تا در نهایت مفهوم آنها را درک کند.
وی افزود: در سال 2020، که زمان آن مربوط به اوایل شروع کرونا است، سهم ایران از این 57 درصد، 36 درصد بود؛ یعنی 36 درصد دانش آموزان ابتدایی ایران، کلاس چهارم را تمام می کنند در حالی که حداقل شایستگی خواندن را فرا نمی گیرند.

امسال فقر یادگیری در ایران به 44 درصد رسید
زرافشان در ادامه تاکید کرد: این گزارش در سال 2022 تکرار شد و در گزارش سال جدید، این نسبت از 57 درصد به 70 درصد افزایش پیدا کرد. در حالی که در هدف گذاری این مطالعه این گونه پیش بینی شده بود که در سال 2030، کشورها بتوانند این فقر یادگیری را به نصف، کاهش دهند؛ یعنی ایران باید به رقم 18 درصد در سال 2030 برسد که با توجه به عقب ماندگی کشورها در دوران کرونا، این مهم قطعا به تعویق می افتد.
معاون اسبق آموزش متوسط وزارت آموزش و پرورش گفت: اگرچه گزارش کامل 2022 هنوز منتشر نشده است؛ ولی گزارش اولیه که رقم 70 درصد را نشان می دهد، ثابت می کند که با همان نسبت، فقر یادگیری در ایران به 44 درصد افزایش پیدا کرده است. این نشان دهنده آن است که اگر با همین روال مثل دوران کرونا آموزش ها را مجازی ادامه دهیم، انتظار می رود که عدم دست یابی به شایستگی های پایه و حداقل های شایستگی، باعث شود که بچه ها در سالهای آینده با ضعف شدیدی از آموزش و پرورش فارغ التحصیل شوند.

باید به ازای خسارتی که به نسل آینده کشور وارد می شود، آموزش و پرورش در موضع مطالبه قرار بگیرد. دست فیلترینگ و تعطیلی مدارس بر گلوی دانش آموزان
او با تاکید بر اینکه همین دانش آموزان، با همین فقر آموزشی، به دوران دانشجویی می رسند و تاثیر آن در آینده به وفور دیده خواهد شد و با همین میزان توانمندی به سالهای بالا تر می روند؛ یعنی ما با نسلی مواجه خواهیم شد که در واقع شایستگی هایش به حداقل ممکن کاهش پیدا کرده است و برای جبران این مهم، آموزش و پرورش باید دست به اقدامات جدی بزند، گفت: در تعطیلی های اخیر، یک مسئله به مسائل قبلی آموزش و پرورش اضافه شده که موضوع فیلترینگ اینترنت و کاهش پهنای باند است که اگر محتوای مجازی هم وجود داشته باشد، امکان دسترسی وجود ندارد.
وی گفت: در شهرستان ها، اوضاع دسترسی به اینترنت از تهران هم نامناسب تر است؛ لذا آموزش و پرورش باید فکری جدی در خصوص برخوردهای انفعالی اش در برابر ستادی که در خصوص تعطیلی مدارس می گیرند بکند.
آموزش و پرورش با رویکردی جدید و جدی باید اعلام کند که به جای تعطیلی مدارس، لازم است سیستم حمل و نقل عمومی گسترش داده یا از تردد ماشین های شخصی جلوگیری شود.
علی زرافشان ضمن تاکید بر اینکه تاثیر فیلترینگ را نیز نباید روی تعلیم و تربیت نادیده گرفت، گفت: باید مسئولان آموزش و پرورش در موضع مطالبه گری قرار بگیرند و هم از مسئولان مخابرات کشور و هم استانداری که مسئول تعطیلی مدارس است، بخواهند که تعطیلی مدارس را سهل ترین راه در دوران آلودگی هوا نپندارند.

2 سال آینده، 50 درصد دانش آموزان بعد از کلاس چهارم، حتی نخواهند توانست یک متن ساده را بخوانند
وی افزود: اینکه در مصاحبه ها می بینیم که مسئولان اظهار تاسف می کنند، کافی نیست و به درد نمی خورد. مدارس نباید هدف اول و فوری ارگان های تصمیم گیرنده قرار بگیرند. با تعطیلی مدارس، از آلودگی هوا کاسته نشد در نتیجه فایده ای ندارد.
زرافشان در پایان گفت: برای دو سال آینده، باید منتظر این باشیم که بیش از 50 درصد دانش آموزانمان به حداقل شایستگی هم دست پیدا نکنند.
پایان پیام/
گروه رسانه/

کانا شوق تغییر نوشت :
« چندی پیش ساکاری موموئی، معلم ۱۱۵ ساله ژاپنی، به عنوان پیرترین معلم شاغل جهان شناخته شد و نام وی در کتاب رکوردهای گینس ثبت شد.
وی که به شعر علاقه زیادی دارد، در هفته ۳ ساعت تدریس میکند. طبق مقررات نظام آموزشی ژاپن، ارتباط معلمان با فرآیند تدریس بلافاصله بعد از بازنشستگی قطع نمیشود. معلمان به تدریج از ۴۰ ساعت کار هفتگی، به ۳۶، سپس به ۳۰ و آنگاه به ۲۴ ساعت تدریس می رسند و این زمانی است که حدودا ۳۵ تا ۴۰ سال تدریس کردهاند و آن گاه که بازنشسته شدند، باز در مدرسه حاضر میشوند و ساعات کمی را به تدریس، آموزش و مشاوره میپردازند که میتواند به اولیا، دانشآموزان یا معلمان تازه کار باشد.
موموئی، با توجه به سنی که دارد، جزو معلمانی است که کمترین ساعات تدریس را دارد.
این ویژگی ممتاز نظام آموزشی ژاپن، از جمله مقولاتی است که پیش از این در دو شماره ۲۳ و ۲۴ دو ماهنامه شوق تغییر با عناوین اعتمادسازی جمعی و نگهداری معلمان و نیز جانشینپروری به آنها پرداخته شده است.
پایان پیام/

بعد از جنگ دوم جهانی در سال ١٩۴٨ برای گسترش کرامت و برابری همه انسانها، « اعلامیه جهانی حقوق بشر » توسط سازمان ملل متحد در ٣٠ ماده به تصویب رسید و همه حکومتها ملزم به رعایت آن شدند.
ماده 1- همه افراد بشر آزاد و با حیثیت و حقوق یکسان زاییده می شوند و دارای موهبت خرد، وجدان با رفتار برادری هستند.
2- هر کس می تواند از کلیه آزادی ها که در اعلامیه حاضر به آن تصریح شده، بی هیچ گونه برتری از نظر نژاد، جنس، زبان، دین، زاد و بوم یا موقعیت اجتماعی، توانگری یا نسب یا هر وضع دیگر بهره مند گردد.
3- هر کس حق دارد از زندگی و آزادی و امنیت شخصی خویش برخوردار باشد.
4- هیچ کس را نمی توان به بندگی یا بردگی گرفت.
5- هیچ کس را نمی توان شکنجه کرد یا مورد عقوبت با روش وحشیانه و غیر انسانی یا اهانت آمیز قرار داد.
6- هر کس دارای این حق است که شخصیت حقوقی او در همه جا مراعات گردد.
7- همه افراد در پیشگاه قانون یکسان هستند و حق دارند که بی هیچ تفاوت از پشتیبانی قانون در قبال ناقضین این اعلامیه استفاده کنند.
8- هر کس می تواند از تعدی به حقوق اصلی که به موجب قانون اساسی یا قانونهای دیگر برای او شناخته شده است به دادگاه های صلاحیت دار ملی متوسل گردد.
9- هیچ کس را نمی توان خودسرانه بازداشت یا زندانی یا تبعید نمود.
10- هر کس حق دارد با استفاده کامل از تساوی حقوق با دیگران، دعوای او در یک دادگاه مستقل و بی طرف عادلانه و علنی رسیدگی شود و آن دادگاه در باره حقوق و تعهدات او، یا صحت هرگونه اتهام کیفری که به او متوجه باشد حکم دهد.
11- هرکس متهم به ارتکاب جرمی باشد، تا وقتی تقصیر او طی محاکمه علنی با حق دفاع قانونا" به ثبوت نرسد، بی گناه محسوب می شود.
12- زندگانی خصوصی یا امور خانوادگی یا محل سکونت کسی نباید در معرض دخالت واقع شود. نیز به حیثیت و حسن شهرت هیچ کس نمی توان حمله کرد.
13- هر کس حق دارد در داخل هر کشور آزادانه نقل مکان کند و اقامت گزیند. هر کس می تواند هر کشوری را که بخواهد، من جمله کشور خود را ترک کند.
14- هر کس حق دارد برای گریز از هر گونه شکنجه و فشار به جایی پناهنده شود.
15- هر کس می تواند هر ملیتی را بپذیرد. هیچ کس را نمی توان خود سرانه از ملیت او محروم ساخت یا حق تغییر ملیت از او را سلب نمود.
16- زن و مرد وقتی به سن ازدواج برسند می توانند بدون هیچ قید نژادی و دینی ازدواج کنند و خانواده بنیاد گذارند. آنان به هنگام زناشویی و در اثنا و هنگام انحلال آن، حقوق متساوی دارند. عقد ازدواج فقط با رضای آزادانه همسران آینده، قانونی است.
17- هر کس به تنهایی یا با شراکت دیگری دارای حق مالکیت است. مالکیت هیچ کس را نمی توان از وی سلب کرد.
18- هر کس دارای حق آزادی فکر و ضمیر و دین است.
19- هر کس آزاد است هر عقیده ای را بپذیرد و آن را به زبان بیاورد و با هر وسیله ای بدون هیچ قید و محدودیت به جغرافیا، اخبار و افکار را تحقیق، دریافت و انتشار دهد.
20- هر کس حق دارد آزادانه در احزاب و جماعت های مسالمت آمیز شرکت جوید.
21- هر کس حق دارد مستقیماً یا به وسیله نمایندگانی که آزادانه انتخاب شدند در اداره امور کشور خود شرکت جوید. اراده ملت اساس قدرت اختیارات ملی است.
22- هر عضو جامعه حق دارد از تامین اجتماعی مناسب برخوردار گردد.
23- هر کس حق برگزیدن آزادانه کار با شرایط عادلانه و معیشت ارضا کننده دارد و در مقابل بیکاری نیز حمایت شود.
24- هر کس حق استراحت و استفاده از ایام فراغت و مرخصی دارد.
25- هرکس حق دارد از سطح یک زندگانی برخوردار باشد که سلامت، رفاه او و خانواده اش من جمله خوراک، لباس، مسکن و امور پزشکی آنان را تامین کند. هر کودک خواه حاصل زناشویی قانونی یا غیر قانونی، از حمایت اجتماعی برابر برخوردار می گردد.
26- هر کس حق دارد از تعلیم و تربیتی رایگان حداقل تا آموزش ابتدایی و اساسی بر خوردار باشد. هدف تعلیم و تربیت باید شکوفایی شخصیت بشری، تقویت احترام به حقوق بشر و صلح، حسن تفاهم و دوستی بین همه ملت ها از هر نژاد یا دین باشد.
27- هر کس حق دارد آزادانه در زندگانی فرهنگی اجتماع شرکت جوید و از اقسام هنرها و علوم استفاده کند.
28- هرکس حق دارد در سطح اجتماعی و جهانی چنان نظمی حکمفرما شود که حقوق و آزادی هایی این اعلامیه در آن سطح به نتیجه کامل برسد.
29- هر کس نسبت به اجتماعی که در آن اجتماع رشد آزاد و کامل شخصیت او امکان پذیر است تکالیف شهروندی بر عهده دارد.
30- هیچ یک از مواد اعلامیه را نمی توان طوری تفسیر کرد که برای دولتی یا قشری یا فردی متضمن حقی شود و هدف آن از بین بردن حقی از آزادی های مذکور در این اعلامیه باشد.
در جوامع دموکراتیک قانون اساسی و ارزشهای جامعه بر اساس مفاد اعلامیه حقوق بشر هستند و در مدارس نیز تدریس میشوند.

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

در بازی فوتبال بین تیم های ایران و آمریکا در جام جهانی ۲۰۲۲ ، تیم ایران شکست خورد و در پایان بازی بازیکنان ایران برای عدم موفقیت شان گریه می کردند !
بازیکنان آمریکا را می بینیم که در این لحظات حساس که می توانستند شادی و پایکوبی کنند چون حریف خود را ناراحت می بینند به دل داری آنها آمدند .

( بازیکنان تیم ایران و آمریکا )
این عکس ها پیام دارند :
نتیجه آموزش و تربیت انسان بعد از ۲۰ سال در این صحنه ها دیده می شود که آیا آموزش و پرورش و خانواده و جامعه توانسته اند نقش خود را به درستی ایفا کنند یا نه ؟

وقتی دانش آموز کلاس اول ابتدایی در اولین ساعت ورود به مدرسه قبل از رفتن سَر کلاس و در مراسم صبحگاهی حاضر می شود به او یاد می دهیم که با مُشت های گِره کرده و با قدرت هر چه تمام تر شعار مرگ بر .....بدهد و بر دَهن یاوه گویان بزند ! در حقیقت بچه ای که آمده درس انسان دوستی و ایثار و فداکاری و از خودگذشتگی بیاموزد و الفبای درسی و الفبای زندگی را یاد بگیرد در همان اولین لحظه او را انسانی انتقام جو و عصبی و خشن بار می آوریم و در طول مدت ۱۲ سال آموزش رسمی این رویه ادامه پیدا می کند و هر روز صبح در مدرسه قبل از شروع کلاس در مراسم آغازین مُشت های خود را گِره می زنیم و با قدرت هر چه تمام تر از روزهای قبل شعار مرگ بر ..... سَر می دهیم !
در تلویزیون و جامعه هم این شیوه شعار دادن تقویت می شود !
نتیجه این می شود که جوان ۲۰ ساله ایرانی ؛ جوانی است انتقام جو و خشن و عصبی که اینها را در سطح جامعه و خانواده و جامعه می توان دید !

( نحوه ی برخورد بازیکن ایرانی با بازیکن ولزی در جام جهانی فوتبال پس از گل زدن به تیم کشور ولز و برد ایران )
در خانواده برخورد خشن با اعضا و بی احترامی به بزرگترها و در بیرون از خانه ، رانندگی های وحشیانه و انتقام جویانه بدون توجه به قانون ! و آمار قتل و جنایت و بزهکاری ها هم این موضوع را تصدیق می کند !
نمی خواهم شرح روان شناسانه بدهم و نصیحت بکنم اما باید که شیوه های تربیتی و آموزشی در آموزش و پرورش اصلاح شوند و خانواده و جامعه و رسانه های ارتباطی هم سو با آن شیوه به جلو بروند .
در مقابل تیم حریف را می بینیم که جوان ۲۰ ساله فردی است صلح طلب و فداکار و ایثارگر که آموخته مرگ هیچ کس را نباید خواست و به هم نوع خود کمک و مهربانی باید کرد .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

سه شنبه 22 شهریور وزیر فرهنگ سوریه دیداری با وزیر آموزش و پرورش ایران داشت و متعاقب این نشست « صدای معلم » گزارشی را با عنوان « وزیر فرهنگ سوریه به چه می اندیشد ... وزیر آموزش و پرورش ما در چه فکری است ؟! » را منتشر کرد . ( این جا )
دوشنبه 23 آبان ، یوسف نوری وزیر آموزش و پرورش ایران نشستی را با خانم گابریلا خمینز وزیر علوم و معاون رئیسجمهور ونزوئلا در امور علم، تکنولوژی، آموزش و بهداشت و هیات همراه برگزار کرد .
مطابق آن چه پرتال وزارت آموزش و پرورش منتشر کرده است ( این جا ) گابریلا خيمنس در این نشست چنین عنوان می کند :

« پدر معنوی ما، سیمون بولیوار همواره تأکید داشت که اخلاق و معرفت مهمترین نکات و موضوعات بشری است. وي۲۰۰ سال قبل این نکته را متذكر شد که اگر کشوری بخواهد پيشرفت كند، باید اخلاق، شناخت و معرفت را در سرلوحه كار خود قرار دهد. در آمارهایی که منتشر شد آمده است که هزاران معلم از ۵۵۰ هزار معلمی که در ونزوئلا مشغول به کار هستند دیگر از ماه سپتامبر که مدارس مجددا آغاز به کار کرد، در کلاسهای درس خود حاضر نشدند، چرا که حقوق ماهانه ۸ دلاریشان کفاف زندگیشان را نمیداد.
هوگو چاوز رهبر فقید ما روح انقلابی را در کشور ما جاری ساخت و تعداد مدارس ونزوئلا را به ۲ برابر افزایش داد .
وزیر علوم و فن آوری ونزوئلا اضافه کرد: ۲۶ هزار مدرسه و ۲۰۰ دانشگاه داریم که میزبان ۸ میلیون دانشآموز و ۲،۵ میلیون دانشجو هستند.۶۰ درصد از دانشآموزان و دانشجویان ونزوئلایی را دختران تشکیل میدهند. همچنین ۷۰ درصد از استادان و معلمان ما خانم هستند.
وی بابیان اینکه مدارس ونزوئلا یک دوره انتقالی و تحولی را سپری کردهاند، گفت: توانستهایم ۹۸ درصد از جامعه هدف نظام آموزشیمان را تحت پوشش قرار دهیم.

( معلمان در حال کمک به دانش آموزی هستند که بر اثر گرسنگی غش کرده است - منبع : نیویورک تایمز )
گابریلا خيمنس با اشاره به اقدام و تصمیم ماندگار رهبر فقید ونزوئلا گفت: ۱۵ سال قبل با ایده فرمانده هوگو چاوز طرحی آغاز شد که براساس آن هر دانشآموز یک لپتاپ رایگان از نظام آموزشی کشور تحویل میگیرد که بیش از ۳۰ هزار کتاب آموزشی و درسی بهصورت الکترونیک در این لپتاپها قرار دارد. همچنین ۵ میلیون دانشجو لپتاپ خود را به رایگان تحویل گرفتهاند .

( صحنه ای از یک کلاس در یک مدرسه راهنمایی در کشور ونزوئلا - منبع : نیویورک تایمز )
وزیر علوم و فن آوری ونزوئلا در بخش دیگری از سخنان خود گفت: مدارسی برای استعدادهای درخشان ورزشی ایجاد کردیم و همچنین مدارسی برای پرورش استعداد موسیقی دانشآموزان علاقهمند داریم. تا جایی که امروز یکمیلیون نفر از جمعیت ۸ میلیونی دانشآموزانمان مسلط به یکی از ابزار موسیقی هستند و این امکان حتی برای خانوادههای فقیر هم فراهم است . »
یوسف نوری هم در این نشست چنین می گوید :

« مهمترین کاری که در نظام تعلیم و تربیت جمهوری اسلامی ایران انجامگرفته است، تدوین سند تحول بنیادین آموزش وپرورش است. همچنین شبکه آموزشی دانش آموزان، شاد را داریم که شبکه یادگیری برخطی است که در جهان بینظیر است. این شبکه از ابتدای ویروس کرونا طراحی و مورد بهرهبرداری قرار گرفت و اکنون نیز در مواقعی که مدارس با تعطیلی مواجه میشوند، از این شبکه بهعنوان شبکه پشتیبان استفاده میشود . » سیاستهای پوپولیستی چاوز در هر حال روی بالا بردن کمیت ثبتنام دانشآموزان در این مدرسه استوار بوده است.
این که « این مهم ترین کار جمهوری اسلامی ایران در حوزه آموزش و پرورش به گفته وزیر آن تدوین سندی است که پس از گذشت بیش از 10 سال فقط 30 درصد آن در حال خوش بینانه اجرایی شده و البته نقدهای جدی بر این سند متناقض و متعارض از سوی کارشناسان آموزشی وارد شده بماند اما نخستین پرسش « صدای معلم » از آقای یوسف نوری آن است که با توجه به مشابهت های فراوان میان دو اقتصاد ایران و ونزوئلا و این که ونزوئلا سالها دچار بحران اقتصادی و ابرتورم بوده است اما چگونه می شود که دانش آموزان و دانشجویان ونزوئلایی لپ تاپ رایگان از دولت دریافت می کنند اما در ایران که به گفته ی وزیر آموزش و پرورش آن شاهکارش راه اندازی « شبکه شاد » بوده است معلمان و دانش آموزان ایرانی از این موهبت محروم بوده و اکثرا با موبایل های شخصی شان به « آموزش نیم بند » در دوران کرونا و تعطیلی 25 ماهه پرداختند ؟
هر چند با حضوری شدن مدارس ، دوباره دوران ممنوعیت به همراه داشتن موبایل در مدارس توسط دانش آموزان بازگشته و بر خلاف آن چه وزیر آموزش و پرورش ایران ادعا می کند « شاد » جایگاهی در برنامه های آموزشی مدارس ندارد .

وزیر آموزش در سوریه و ونزوئلا که هر دو در عداد کشورهای جهان سوم طبقه بندی می شوند هر دو « زن » هستند . کاش هم وزیر آموزش سوریه و هم وزیر علوم و معاون رئیسجمهور ونزوئلا از وزیر آموزش و پرورش ایران می پرسیدند که چرا در این 44 سال پس از انقلاب اسلامی حتا یک زن بر کرسی وزارت آموزش و پرورش تکیه نزده است ؟
« دنیای اقتصاد » در آذر ماه 1398 در مقاله ای با عنوان « فروپاشی سیستم آموزشی در ونزوئلا » به برخی واقعیت ها اشاره کرده است که خواندن آن به ویژه برای مقامات و مسئولانی که فرصت مطالعه و تفکر در حوزه ی آموزش و چالش های آن را ندارند خالی از لطف نخواهد بود. ( این جا ) (1 )
بدون تردید اگر در این نشست که ظاهرا فقط برخی رسانه های دولتی و مورد وثوق حاکمیت حضور دارند اگر رسانه های « مستقل و منتقد » می بودند می شد از بالاترین مقام آموزشی در ونزوئلا پرسش هایی را مطرح کرد و واقعیت های نظام آموزشی ایران هم شفاف تر و واقعی تر مطرح می شدند .
توصیه « صدای معلم » به یوسف نوری آن است که در کنار این گونه نشست ها ، دیداری هم با وزرای آموزش سایر کشورها که در حوزه ی آموزش و تربیت « حرفی برای گفتن دارند » نیز داشته باشد بلکه تکانی به این نظام آموزشی از رده خارج ما وارد شده و در مسیر اصلاحات آموزشی واقعی قرار گیرد .

( 1 )
« بحران شش ساله ونزوئلا در حال تخریب سیستم مدارس این کشور است. این در حالی است که این کشور ثروتمند که روی میلیونها بشکه نفت خوابیده است، زمانی موتور محرک اقتصادی منطقه به حساب میآمد. این مدارس پیشتر مهمترین تامینکننده دانشجو برای بهترین دانشگاههای این کشور بودند و حتی برخی از این دانشآموزان راهی دانشگاههای آمریکایی میشدند. گرسنگی در حال حاضر فقط یکی از مشکلات موجود در ونزوئلا است. میلیونها ونزوئلایی در این اواخر از این کشور کوچ کردهاند و باعث کاهش عددی دانشآموزان و معلمان شدهاند. بسیاری از مربیان و معلمانی هم که باقی ماندهاند از این حرفه بیرون رفتهاند، چرا که دریافتیشان در برابر ابرتورم این کشور به قدری بیارزش است که حاضر به ماندن در شغل خود نشدند.
در برخی از مدارس تنها ۱۰۰ دانشآموز در مدارس حضور پیدا میکنند، این در حالی است که زمانی تعداد دانشآموزان به هزار نفر میرسید. کارشناسان و معلمان میگویند، فروپاشی سیستم آموزش و پرورش در ونزوئلا نه تنها یک نسل را محکوم به فقر میکند، بلکه این کشور را به دهها سال عقبتر خواهد برد.
لوییس براوو، یک محقق آموزشی در دانشگاه مرکزی ونزوئلا در کاراکاس به نیویورک تایمز گفت: «یک نسل ممکن است بهطور کامل عقب بیفتد. امروزه آموزش و پرورش اجازه نمیدهد دانشآموزان افراد مفیدی برای جامعه باشند . »
از سال ۲۰۱۴، دولت انتشار آمار دانشآموزان را متوقف کرد. اما بازدید از مدارس و گفتوگو با دهها معلم و پدر و مادر نشان میدهد که حضور دانشآموزان در مدارس این کشور با کاهش شدیدی روبهرو شده است. بسیاری از دانشآموزان و معلمان در این کشور غنی از سوءتغذیه رنج میبرند و تقریبا از هر دو گروه تعداد زیادی از افراد در کلاسها حضور پیدا نمیکنند، چرا که یا در کنار خیابان زندگی میکنند یا از کشور خارج شدهاند. این وضعیت یک شرمساری بزرگ برای دولت سوسیالیست خودخواندهای است که از مدتها پیش در مورد ظرفیتهای اجتماعیاش صحبت میکرد.
اوضاع ونزوئلا با کشورهایی که از مدل آنها تقلید میکند، یعنی کوبا و روسیه بسیار متفاوت است. کوبا حتی در بدترین شرایط اقتصادی خود، بهویژه در دهه ۱۹۹۰ نظام آموزش و پرورش خود را حفظ کرد و از فروپاشی نجات داد. دانشآموزان از سال ۲۰۱۳، درست اندک زمانی پس از اینکه نیکلاس مادورو قدرت را در دست گرفت، شروع به ترک تحصیل کردند.
سقوط بهای صادرات اصلی این کشور، یعنی نفت خام به همراه تلاشهای بیموقع مادورو برای کنترل ارز و قیمت، اقتصاد این کشور را به رکودی کشاند که در تاریخ این کشور بیسابقه است.برخی از کودکان ونزوئلایی در خانه ماندند، برای اینکه دیگر آن مدارس وعدههای غذایی خود را حذف کرده بودند یا اینکه والدین آنها نمیتوانستند پول رفت و آمد یا یونیفرم مدارس کودکانشان را تامین کنند.
همچنین بنا بر آمارهایی که سازمان ملل منتشر کرده است از سال ۲۰۱۵ به این سو، ۴ میلیون نفر از این کشور مهاجرت کردهاند .
در آمارهایی که منتشر شد آمده است که هزاران معلم از ۵۵۰ هزار معلمی که در ونزوئلا مشغول به کار هستند دیگر از ماه سپتامبر که مدارس مجددا آغاز به کار کرد، در کلاسهای درس خود حاضر نشدند، چرا که حقوق ماهانه ۸ دلاریشان کفاف زندگیشان را نمیداد. به همین منظور آنها راهی کسب و کار دیگری شدند و قصد دارند بخت و اقبال خود را با پیدا کردن معادن طلا بیازمایند .
آلکساندر کسترو، رئیس اتحادیه محلی معلمان در ایالت زولیا که به تازگیها بسیار بر سر زبانها افتاده است، میگوید: «۶۰ درصد از ۶۵ هزار معلم در سالهای اخیر از رفتن به مدارس خودداری کردهاند».

او میافزاید: «آنها (معلمان) به ما میگویند که ترجیح میدهند ناخن لاک بزنند تا اینکه برای کمتر از ۱۰ دلار در ماه کار کنند». معلمانی هم که در شغل خود باقی ماندهاند مجبورند آموزش چند موضوع مختلف درسی را بر عهده بگیرند یا در چند مدرسه حضور پیدا کنند. البته از مدارسی که بازدید به عمل آمد، بیشتر مدارس ساعت کار خود را کاهش دادهاند یا اینکه در هفته یک یا دوبار درهای مدرسه را بازمیکنند. در یکی از روستاهای ونزوئلا در دشتهای مرکزی این کشور در ماه اکتبر از ۱۵۰ کودکی که ثبتنام کردهاند، تنها چهار کودک در مدرسه حاضر میشوند. چهار دانشآموز از پایههای مختلف در یک کلاس حضور پیدا میکنند و از الفبا تا درس جبر در آن کلاس آموزش داده میشود. بقیه کودکان نیز به اقوام خود پیوستهاند تا در کار ماهیگیری و کسب روزی به خانواده خود کمک کنند.
در ماراکایبو، دومین شهر بزرگ این کشور، اخیرا مدارس دچار نقص فنی شدهاند و برخی از آنها با خاموشیهای طولانی روبهرو هستند. معلمان از دانشآموزانی که هنوز تصمیم نگرفتهاند به خاطر کمبود غذا به مدارس بیایند، میخواهند که بدون یونیفرم هم که شده به مدارس بیایند. این در حالی است که بزرگترین مدرسه این شهر حتی سرویسهای بهداشتی اش کار نمیکند. این مدرسه برای ۳ هزار نفر طراحی شده اما تنها ۱۰۰ نفر از دانشآموزان در کلاسها حضور پیدا میکنند.
آمارها نشان میدهد در سانتا باربارا در بیرون از شهر کاراکاس، نیمی از معلمان حاضر نشدهاند پس از تعطیلات تابستانی به محل کار خود بازگردند. در ریکو چیکو، در خارج از شهر کاراکاس بیشتر اتاقهای مدارس خالی از حضور معلم و دانشآموز است. یکی از معلمان میگوید، دانشآموزانی هم که باقی ماندهاند، پیش از اینکه درس را شروع کنند، ابتدا سوال میکنند، آیا غذایی وجود دارد یا نه؟
هوگو چاوز، الهامبخش مادورو، گسترش آموزش و پرورش عمومی را یکی از بزرگترین اهداف کارزار سوسیالیستیاش در قرن بیست و یک اعلام کرده بود. برای دههها تا سال ۲۰۱۳ به دلیل وجود غذا و برخی امکانات رفاهی دیگر در این مدارس، میزان ثبتنام پیشرفتهایی داشت اما پس از آن میزان ثبتنام در مدارس این کشور افت قابل توجهی کرد.

سیاستهای پوپولیستی چاوز در هر حال روی بالا بردن کمیت ثبتنام دانشآموزان در این مدرسه استوار بوده است.در بوکا دیاوخیره، خاندان کاروتو وقتی فهمیدند که کافهتریای مدرسه تعطیل است، دیگر ۹ فرزند خود را به مدرسه نفرستادند. خورخه لوییس، ۳۶ ساله که بیکار بوده و پدر دو فرزند هم است، میگوید: «من نمیتوانم کودکان خود را گرسنه به سر کلاس بفرستم.» در این خاندان، یوکسی کاروتو، خواهر ۱۷ ساله خورخه آخرین نفر از این خاندان است که ترک تحصیل کرد. او سعی کرد که دوران تحصیلات عمومی خود را تمام کند و مجددا در کلاسهای درس حاضر شد اما اینبار مشکل از جای دیگر بود و این معلمانش بودند که در کلاس در س حاضر نشدند. او حالا وظیفهاش نگهداری از کودک یک سالهاش است. او میگوید: «من دوست دارم ریاضیات و خواندن را سریعا یاد بگیرم تا اگر فردا فرزندم بزرگ شد و اشکالی در درس داشت، بتوانم به او کمک کنم. اما در حال حاضر مهمترین مشکل ما غذا است که به اندازه کافی در دسترس نیست»

پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید