مسابقه فینال جام جهانی با تمام ماجراهایش برگزار شد و تیم ملی فوتبال اسپانیا با تک گل فران تورس در وقتهای اضافی آرژانتین را شکست داد و قهرمان جام جهانی ۲۰۲۶ شد.
چند نکته درباره این مسابقه:
در بازار خرید و فروش Resale قیمت بلیط هر صندلی متوسط ۱۷ تا ۱۸ هزار دلار بود. قیمت صندلیهای ممتاز (ویژه) هر بلیط ۳۵ هزار دلار بود.
«ارزان ترین صندلیها» در این مسابقه با قیمت هر بلیط هفت هزار دلار! (۷٫۰۰۰$) فروش رفت. یعنی یک خانواده چهار نفره در این مسابقه باید بین ۲۸ هزار دلار تا ۶۸ هزاردلار برای خرید بلیط هزینه پرداخت کرده باشد (البته اگر در جایگاه ویژه بودهاند که ۱۵۰ هزار دلار هزینه فوتبال خانواده شده)
دنیای جالبی است.
در همان نیوجرسی (یا نیویورک) حقوق دریافتی یک معلم دبیرستان جوان اگر که با مدرک فوق لیسانس استخدام شده باشد ماهیانه بین ۶۵۰۰ تا ۶۹۰۰ دلار است! (یعنی حتی اگر تمام حقوق یک ماه کار کردن را هم بدهد بازهم ارزانترین بلیط این ورزشگاه را نمی تواند بخرد).
یک معلم دبیرستان در نیویورک اگر که ده تا پانزده سال سابقه کار داشته باشد حقوقش بین ۸ هزار تا ۹ هزار دلار در ماه است. (حدود سی درصد از این رقم برای بیمه و مالیات میرود و باقی مانده به سختی کفاف هزینههای زندگی در نیویورک را میدهد)

یک استادیوم جمعِ ثروتمندان (و گپ اجتماعی)
دنیای امروزِ انسان در بحث «حقوق/درآمدها» به شدت لنگ میزند.
یکی از ویژگیهای اقتصاد امروز این است که درآمدها الزاما با ارزش اجتماعی مشاغل تناسب ندارند. گاه دلالی یا کارهای با ارزش اجتماعی اندک، مزایای چشم گیر دارند و این واقعیت باعث خواهد شد/شده تا نسل جوان عمدتا ذهنِ «پول محور» داشته باشد. ولع و شوق به «جهش» در امر پول.
آن خانواده چهار نفرهای که در یک روز برای دیدن مسابقه فوتبال ۶۸ هزار دلار تا ۱۵۰ هزار دلار پول بلیط میدهد (جدای از هزینه پرواز هواپیما، هتل و غذا و …) قطعا پدر آن خانواده معلم فیزیک یا ریاضی نیست.
راستی شغل پدر آن خانواده چیست؟
آن خانوادهای که برای یک مسابقه فوتبال بیش از صدهزار دلار هزینه میکند، احتمالاً درآمدش از چه فعالیتی تأمین شده است؟ آیا این فعالیت، از نظر ارزش اجتماعی، به همان اندازهای که درآمد ایجاد میکند، برای جامعه نیز ارزش میآفریند؟
این سوالات جدی است. (ولی بیپاسخ)
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه رسانه/

جایزه بینالمللی «اسپینوزالنز» ۲۰۲۷ به رامین جهانبگلو، فیلسوف و پژوهشگر ایرانی، اهدا میشود .
بنیاد بینالمللی اسپینوزا در نامهای رسمی اعلام کرد که جایزه معتبر اخلاق و فلسفه «اسپینوزالنز» (Spinozalens) برای سال ۲۰۲۷ به رامین جهانبگلو، فیلسوف و پژوهشگر ایرانی، تعلق گرفته است .
هیئت داوران این دوره که با محوریت موضوع «آزاداندیشی» برگزار شد، آثار و زیست فکری جهانبگلو را نمونهای بارز از «هنر هم رنگ جماعت نشدن و تن ندادن به هم نوایی» توصیف کردهاند .
جایزه اسپینوزالنز هر دو سال یکبار به متفکرانی اهدا میشود که نقش برجستهای در تحلیل بنیانهای اخلاقی جامعه معاصر داشتهاند .
پیش از این، چهرههای سرشناسی چون ادوارد سعید و مارتا نوسباوم موفق به دریافت این نشان شده بودند.
رامین جهانبگلو (زاده ۱۳۳۵ در تهران)، فیلسوف و اندیشمند ایرانی-کانادایی است که آثار متعددی در حوزه فلسفه سیاسی دارد. او دانشآموخته دکتری فلسفه از دانشگاه سوربن فرانسه است و سابقه تدریس و پژوهش در دانشگاههای معتبری چون هاروارد و تورنتو را در کارنامه دارد.
تمرکز اصلی آثار او بر مفهوم «جامعه مدنی»، «نافرمانی مدنی» و «گذار به دموکراسی» است. او همواره از مدافعان گفت و گو میان فرهنگها و جریانهای فکری بوده است.
در بهار سال ۱۳۸۵، او در حالی که قصد خروج از ایران را داشت، بازداشت و به مدت چهار ماه در زندان اوین در سلول انفرادی نگهداری شد. نهادهای امنیتی وقت، او را به «تلاش برای براندازی نرم» و طراحی آنچه «انقلاب مخملی» در ایران مینامیدند، متهم کردند.
جهانبگلو پس از آزادی از زندان، ناگزیر به خروج از ایران شد و هماکنون به فعالیتهای پژوهشی و آکادمیک خود در سطح بینالمللی ادامه میدهد.
جهانبگلو پیشتر در سال ۲۰۰۹ برنده جایزه صلح سازمان ملل شده بود.
« صدای معلم » این موفقیت را به ایشان و جامعه روشنفکری تبریک می گوید .
پایان پیام/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

مدتی است که وزارت آموزش و پرورش با صدور اطلاعیه فعالیت هوم اسکول ها را غیر مجاز دانسته و آن ها را « غیرقانونی » اعلام می کند .
در این زمینه ؛
شورای عالی آموزش و پرورش اعلام کرد: بر اساس قانون تاسیس مدارس و مراکز غیر دولتی، فعالیت آموزشی بدون دریافت مجوز از سازمان مدارس و مراکز غیردولتی و توسعه مشارکت های مردمی مجاز نبوده و غیر قانونی است .
به گزارش مرکز اطلاعرسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، شورای عالی آموزش و پرورش اعلام کرد: بر اساس ماده ۵۵ آيین نامه اجرایی مدارس، هرگونه فعالیت آموزشی و پرورشی از سوی اشخاص حقیقی و حقوقی (موسسات، مراکز، نهادها و...) که منجر به عدم ثبت نام و حضور دانش آموز در مدرسه شود، ممنوع است و با متخلفین برابر قوانین و مقررات، رفتار خواهد شد .
همچنین تبصره این ماده قانونی تاکید می کند؛ دانش آموزانی که در مراکز غیر مجاز تحصیل کرده اند، تعیین پایه نخواهند شد و ثبت نام و ادامه تحصیل آنان با رعایت حداکثر شرط سنی دوره ابتدایی و بر اساس سوابق و آخرین کارنامه تحصیلی، مجاز خواهد بود .
بر اساس قانون تاسیس مدارس و مراکز غیر دولتی، فعالیت آموزشی بدون دریافت مجوز از سازمان مدارس غیردولتی و توسعه مشارکت های مردمی مجاز نبوده و غیر قانونی است » .
در این ارتباط و به منظور آشنایی بیشتر مخاطبان و ذی نفعان آموزش به تعریف و خلاصه ای از تاریخچه این پدیده پرداخته می شود :

Home school یا « آموزش خانگی » به مدلی از آموزش گفته میشود که در آن مسئولیت اصلی آموزش کودک به جای مدرسه، بر عهده والدین یا معلمان خصوصی است. آموزش میتواند در خانه، کتابخانه، موزه، طبیعت یا حتی به صورت آنلاین انجام شود و لزوماً محدود به فضای خانه نیست. امروزه بسیاری از خانوادهها از اصطلاح Home Education هم استفاده میکنند، چون یادگیری فقط در خانه اتفاق نمیافتد.
تاریخچه آموزش خانگی
در واقع، آموزش خانگی پدیدهای جدید نیست؛ بلکه قدیمی ترین شکل آموزش بشر است.
تا حدود قرن نوزدهم، بیشتر کودکان در خانه یا توسط معلمان خصوصی آموزش می دیدند. با گسترش آموزش عمومی و اجباری در اروپا و آمریکای شمالی، مدارس دولتی به تدریج جای آموزش خانگی را گرفتند.
جنبش مدرن Homeschooling از دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ دوباره جان گرفت.
دو جریان مهم در شکلگیری آن نقش داشتند:
۱- جریان آموزشی به رهبری افرادی مانند John Holt که معتقد بودند مدارس خلاقیت کودکان را سرکوب میکنند و یادگیری طبیعی باید جایگزین آموزش رسمی شود.
۲- جریان مذهبی و محافظهکار که میخواست فرزندانشان را مطابق ارزشهای دینی و خانوادگی تربیت کنند و با برخی موافق محتوای مدارس نبودند.
چرا خانوادهها به Homeschooling روی میآورند؟
دلایل بسیار متنوع است و فقط به مسائل مذهبی محدود نمیشود.
مهمترین دلایل عبارتاند از:
- نارضایتی از کیفیت مدارس
- شخصیسازی آموزش متناسب با استعداد و سرعت یادگیری کودک
- جلوگیری از زورگویی (Bullying) و مشکلات اجتماعی مدرسه
- پاسخ بهتر به نیازهای کودکان دارای نیازهای ویژه یا استعدادهای خاص
- انعطاف در زمانبندی و سبک زندگی خانواده
- نگرانی درباره امنیت یا سلامت روان کودک
- اختلاف با محتوای آموزشی مدارس
- امکان سفر و سبک زندگی سیار (Digital Nomads)
- تجربه همهگیری کووید-۱۹ که باعث شد بسیاری از خانوادهها متوجه شوند آموزش در خانه نیز امکانپذیر است.
وضعیت کشورهای مختلف
قوانین Homeschooling در دنیا بسیار متفاوت است.
کشورهایی که بیشترین پذیرش را دارند :
* ایالات متحده
* کانادا
* بریتانیا
* استرالیا
* نیوزیلند
در این کشورها آموزش خانگی قانونی است و میلیونها کودک از این شیوه استفاده میکنند.
کشورهایی که محدودیت شدید دارند
در برخی کشورها، آموزش خانگی یا ممنوع است یا فقط در شرایط خاص مجاز است؛ از جمله:
* آلمان
* در برخی موارد سوئد
* در برخی دورهها فرانسه نیز قوانین سختگیرانهتری اعمال کرده است.
بیشترین گرایش مربوط به کدام کشور است؟
از نظر تعداد مطلق دانشآموزان، بدون تردید ایالات متحده بزرگترین جامعه Homeschooling جهان را دارد؛ امروزه بیش از سه میلیون دانشآموز بهصورت آموزش خانگی تحصیل میکنند و این تعداد همچنان در حال افزایش است.
از نظر نسبت جمعیت دانشآموزی نیز آمریکا یکی از بالاترین نرخها را دارد، هرچند در برخی ایالتها این نرخ بسیار بیشتر از سایر ایالتهاست.

آینده Homeschooling
امروزه بسیاری از پژوهشگران معتقدند که آینده آموزش دیگر به دوگانه «مدرسه یا آموزش خانگی» محدود نخواهد بود، بلکه مدلهای ترکیبی (Hybrid) در حال گسترشاند؛ مانند:
- دو یا سه روز حضور در مدرسه و بقیه هفته آموزش در خانه
- مدارس کوچک محلی یا Microschool
- آموزش آنلاین همراه با والدین
- شبکههای همکاری چند خانواده برای آموزش مشترک
با این مقدمه ؛
می توان از وزارت آموزش و پرورش چند پرسش را مطرح کرده و به مسائلی اشاره کرد :

1- تعطیلی 26 ماهه ی مدارس در دوره کرونا که قرینه ای برای آن در سایر کشورها یافت نمی شود ؛ موجب شد تا قبح تعطیلی مدارس از میان رفته و از حساسیت جامعه و ذی نفعان نسبت به عواقب و تبعات تعطیلی بی رویه مدارس کاسته شود .
این وضعیت با چیزهایی مانند آلودگی هوا ، ناترازی انرژی و... ادامه یافت در حدی که رضوان حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش در نشست خبری یکم تیرماه 1405 و در پاسخ به پرسش و اعتراض « صدای معلم » اظهار کرد که در سال تحصیلی گذشته ( 1404 ) از 180 روز تقویم آموزشی مصوب فقط 81 روز مدارس باز بوده اند .
جالب است در نشست های خبری و در برابر اعتراضات مکرر « صدای معلم » در مورد تعطیلی بی رویه مدارس ، مسئولان مرتبط عنوان می کنند که با این اقدام مخالف هستند اما تغییر محسوسی در وضعیت رخ نداده و هم چنان ادامه پیدا می کند .

حال پرسش این است که در این شرایط که شامل هم مدارس دولتی و غیردولتی می شود و برخی از خانواده ها نسبت به این شرایط معترض اند ؛ آیا گزینه دیگری برای آنان جز انتخاب وضعیتی که فرزندان آنان آسیب کم تری ببینند ، باقی خواهد ماند ؟
2- آموزش هایی که در نظام آموزش رسمی به دانش آموزان ارائه و تجویز می شوند تا چه میزان با نیازهای واقعی جامعه و دانش آموزان هم خوانی و تناسب دارند ؟
جالب است که برخی مسئولان و حتی وزیر آموزش و پرورش به دفعات به چنین مسائل و مشکلاتی اشاره می کنند اما در عمل کنش مشخص و قابل دفاعی صورت نمی گیرد .
هوم اسکول ها و گسترش آنان می تواند ناشی از همین حس بی اعتمادی به نظام تعلیم و تربیت رسمی و فرآیندهای آن باشد .

3- پیش از انقلاب اسلامی ؛ مدارسی مانند « فرهاد » و « مهران » و... تجلی مکاتب و دیدگاه های مختلف و البته علمی در حوزه آموزش و تربیت بود و خانواده ها در انتخاب نوع و سیستم تربیتی برای فرزندان شان ، آزادی عمل داشتند .
پرسش راهبردی آن است که در حال حاضر تفاوت اساسی و بنیادین میان مدارس دولتی و غیردولتی در چیست ؟
مساله آن است که نوع برخورد وزارت آموزش و پرورش با واقعیت « هوم اسکول » و جریان های غیررسمی آموزش که با محورهایی مانند « غیرقانونی » ، « فاقد مجوز » و... تعریف می شوند و مخرج مشترک آن فقدان یک تئوری مشخص تطبیقی و غیر اقناعی است ؛ به صورت منطقی نمی تواند افکار عمومی را قانع و راضی کند .
« هوم اسکول » بخشی از روند گسترده تر شخصی سازی آموزش در قرن بیست و یکم است و نمی توان آن را حذف و یا سرکوب کرد .
*در تدوین این گزارش از نظرات دکتر بهارک اعظمی پژوهشگر مقیم دانشگاه ویرجینیا (UVA) استفاده شده است .
پایان گزارش /
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
به عنوان یک معلم چگونه می توانیم کودکان و نوجوانان را با مفاهیم فرهنگی آشنا سازیم؟
ساده ترین عملی که به ذهن می رسد بردن یک ابزار به عنوان سمبل فرهنگی محل تولد خود به کلاس درس یا پوشیدن لباس محلی است. دانش آموزان با دیدن ظاهر متفاوت معلم خود کنجکاو خواهند شد که چرا امروز چنین لباسی پوشیده است یا این ابزار در دستان او چیست؟ چه کاربردی دارد؟
اصولا به چنین عملی، فن معلمی گفته می شود که یک معلم قادر می گردد تا با تحریک ذهن دانش آموزان، آنان را وادار به توجه، اهمیت و دقت بیشتر جهت جست و جوی پاسخ مناسب برای چراها نماید.
یا یک معلم می تواند با خواستن نمادی از فرهنگ هر دانش آموز در یک جلسه از کلاس درسی، آنان را با فرهنگ گوناگون آشنا سازد. آنان بدین طریق هم با مفهوم نمادهای فرهنگی آشنا می شوند و هم متوجه اهمیت و نقش فرهنگ در زندگی روزمره خود می شوند.
سرایت و انتقال فرهنگ به زمینه های متعددی نیاز دارد. ترویج فرهنگ خودی در جام جهانی یکی از این موارد است.
ژاپنی ها تنها ملتی هستند که بعد از اتمام زمان قانونی بازی و بدون توجه به نتیجه برد یا باخت تیم ملی خود، همیشه آماده هستند تا زباله های محل اسکان تماشاگران خود را جمع آوری کنند. آنان لعن و نفرین نمی فرستند. قضاوت منفی نمی کنند. غرور بی جا ندارند. نیازی به شرم کردن هم نمی بینند.

( تصویری از احترام و تعظیم بازیکنان تیم ملی ژاپن به تماشاگران شان بعد از پایان بازی با تونس )
برای من جای سوال دارد :
چنین ملتی اصلا چرا باید زباله بریزد تا مجبور به جمع کردن آن ها باشد؟ چرا انسان عاقل باید اصول زندگی را برهم زند تا نیازمند خلق ارزش جدیدی باشد؟ شاید چون آنان حین شادی و هیجان بازی فوتبال یا هر نوع ورزش دیگری، خوردن و ریختن زباله را امری عادی و طبیعی می دانند. آنان در لحظه زندگی می کنند و با قراردادهای سفت و سخت، لذت شادی را از جمع سلب نمی کنند.
جالب این که بسیاری از ما می دانیم زباله ریختن در هر زمان و مکانی، امری غیرعادی است اما هنگام ریختن زباله، به طبیعی یا غیر طبیعی بودن آن نمی اندیشیم. گویی ذات ما برای رهایی از بار سنگین هر نوع احساس ناخوشایند درونی، ریختن زباله را برای فرافکنی خشم، کینه، نفرت و عدم رضایت از زمین و آسمان شرطی لازم و ضروری می شناسد.
سوال دیگر من این است چرا این عادت و فرهنگ عمومی ژاپنی ها بر هیچ ملت دیگری حتی بر روی تماشاگران و مردم کره جنوبی علیرغم تشابه فرهنگی، اثر نمی گذارد؟ شاید چون سرایت و انتقال فرهنگی نیاز به زیرسازی اخلاقی، رفتاری و تثبیت عادات مثبت و پسندیده در دوران کودکی دارد. چون دیگر جوامع چنین بارارزشی را از همان آغاز دوره پیش دبستانی در وجود کودکان خود درونی نمی کنند. لذا علیرغم پیشرفته بودن و داشتن آموزش برتر در برخی از 47 تیم حاضر در جام جهانی، حتی با هم نشینی در کنار ژاپنی ها، چنین رفتاری را رویه عادی نمی شمارند. مگر آن که فرد یا گروهی از جمعیت این 47 کشور دوستدار محیط زیست باشند و متفاوت بیندیشند.
تنها پس از پایان مسابقه است که این کیسهها کاربرد نهایی خود را پیدا میکنند و برای جمعآوری زبالههای باقیمانده روی سکوها مورد استفاده قرار میگیرند. آنان عاشق تمیزی هستند. فرهنگی که مسئولیت حفظ پاکیزگی محیط را وظیفهای جمعی میداند و همه افراد، خود را در قبال آن مسئول میبیند.
در جوامعی که سایه فرهنگ در زندگی افراد کم رنگ است، مردم در قبال این لغت که اساس زندگی آنان را تشکیل می دهد و هر رفتار جزیی و کلی یا فردی و جمعی خود را مدیون آن هستند، مات و مبهوت از خود می پرسند فرهنگ یعنی چه؟ طبیعی است که اهمیت دادن به آن توسط مراجع نظارتی، هیچ شمرده شود. فرهنگ و آموزش دو بال خاص و متفاوت انسان ها در جوامعی است که اثرگذارند، فرصت آفرینند، خلّاق و نوآورند و مسیر علم و دانش را با تلاش متعهدانه خود تغییر جهت در فاز مثبت و سازنده می دهند.

بیشتر ما فوتبال را افیون توده ها می شماریم و از نقش آن در ایجاد دگرگونی و انتقال فرهنگ غافلیم. ما بعد از هر شکست به دنبال پیدا کردن مسبّب اصلی هستیم. تا زمانی که تمام همّ و غم فدراسیون فوتبال ما فقط رسیدن به مرحله بعدی است، طبیعی است که با یک پیروزی یا چند تساوی، قدرت ادامه رقابت را نداشته باشیم.
وقتی خود ما باور داریم که پیروزی در جام جهانی برای ما رؤیایی دست نیافتنی است، چرا مسیر آزموده شده را برای چهار سال بعدی نیز می خواهیم طی کنیم؟ این امیدواری نیست، این دروغ گویی آشکار به یک ملت است که هر بار برمی خیزد و باز بر زمین می خورد.
علت شکست را در مسایل مالی صِرف یا در عدم جذب سرمربی خارجی جست و جو نکنید. علت شکست را در غفلت از آموزش و فرهنگ بدانید که از هر دو غافلیم. علت را در استعفای سرمربی هفت تیم شکست خورده و ثبات سرمربی ایران دریابید.
استعفا کردن هم جسارت می خواهد.
هنوز قرار است در تورنمنت آسیا قهرمان شویم و به وجود ایشان محتاجیم. علیرغم حضور ژاپن، قطر، عربستان و استرالیا، ما به این پیروزی، قادریم؟!
جام جهانی 2026 جام شگفتی ها برای تیم های ناشناخته آفریقایی بود.
تیم ملی ژاپن نیز یک مرحله بالاتر از ما شکست خورد و از جام جهانی حذف شد. اما ژاپنی ها همیشه با ایجاد حس متفاوت، فرهنگ خاص خود را به نمایش می گذارند که هر آدم عاقلی را به تحسین وا می دارد.
باید اعتراف کنیم که فرهنگ ژاپنی ها در جام جهانی، رتبه اول را کسب کرد و فاتح واقعی جام جهانی 2026؛ آنان بودند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه رسانه/

در پاسخ به گزاره عام و پرتکرارِ «توسعه دوچرخه سواری فقط در شهرهای کوچک امکان پذیر است، نه در تهران که کلان شهری بزرگ و پیچیده است!» ؛ یک مطالعه تازه منتشر شده درباره چهار کلانشهر جهانی، یعنی نیویورک، لندن، پاریس و برلین، نشان میدهد که با وجود تفاوتهای جدی در جمعیت، اقلیم، ساختار فضایی و فرهنگ حملونقل، این شهرها توانستهاند سهم دوچرخه را در سفرهای روزانه افزایش دهند.
این مقاله روند دوچرخهسواری را پیش از کرونا، در دوران کرونا و پس از آن بررسی کرده است.
1- پاریس
در سال ۱۹۹۰، سهم دوچرخه از سفرهای روزانه در پاریس فقط ۰.۴ درصد بود؛ اما در سال ۲۰۲۳ به ۱۱ درصد رسید. یعنی پاریس از شهری که دوچرخه در آن تقریباً حاشیهای بود، به شهری تبدیل شد که دوچرخه یکی از شیوههای جدی جابهجایی روزمره است.
تعداد سفرهای سالانه با دوچرخه در پاریس از حدود ۹ میلیون سفر در اوایل دهه ۱۹۹۰ به حدود ۳۷۴ میلیون سفر در سالهای ۲۰۲۲–۲۰۲۳ رسید؛ یعنی بیش از ۴۰ برابر!
پاریس شبکه دوچرخهسواری خود را از ۱۵۱ کیلومتر در ۱۹۹۶ به بیش از ۱۵۰۰ کیلومتر در ۲۰۲۳ رساند، بخش زیادی از مسیرهای موقت دوران کرونا را به مسیرهای دائمی و حفاظتشده تبدیل کرد و هم زمان برنامه حذف ۶۰ هزار جای پارک خودرو تا سال ۲۰۳۰ را پیش میبرد.

2- لندن
لندن نیز از ۱.۲ درصد سهم دوچرخه در اوایل دهه ۱۹۹۰ به ۴.۵ درصد در سالهای ۲۰۲۲–۲۰۲۳ رسید.
شبکه راهبردی دوچرخهسواری لندن از ۹۰ کیلومتر در ۲۰۱۶ به ۴۰۳ کیلومتر در ۲۰۲۴ گسترش یافت. همچنین سهم جمعیتی که در فاصله ۴۰۰ متری این شبکه زندگی میکنند، از ۱۲ درصد در ۲۰۱۹ به ۲۷ درصد در ۲۰۲۴ رسید.
لندن علاوه بر توسعه مسیرهای دوچرخه، سیاستهای کاهش ترافیک محلی را نیز جدی گرفته است: بین سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴، بیش از ۱۰۰ محله کم ترافیک اجرا شد و تا سال ۲۰۲۵ بیش از ۵۰۰ خیابان مدرسهای ایجاد شده که ورود خودرو در ساعتهای مشخص در آنها ممنوع است.

3- برلین
برلین از ابتدا وضعیت بهتری داشته است. سهم دوچرخه در سفرهای روزانه این شهر از ۷ درصد در ۱۹۹۲ به ۱۸ درصد پیش از کرونا و سپس به ۱۹ درصد در ۲۰۲۳ رسید.
نکته مهم در تجربه برلین، عادی شدن دوچرخه در زندگی روزمره است. در این شهر، حدود ۷۳ درصد سفرهای دوچرخهای برای مقاصد کاربردی مانند کار، تحصیل، خرید و امور روزمره انجام میشود.
حتی در گروه سنی زیر ۱۶ سال، سهم دوچرخه به ۲۲ درصد رسیده است.
برلین در سال ۲۰۲۴ حدود ۸۰ درصد شبکه خیابانی خود را به سرعت ۳۰ کیلومتر بر ساعت یا کمتر محدود کرده بود.

4 - نیویورک
نیویورک کندتر از سه شهر اروپایی حرکت کرده، اما آن هم رشد قابل توجهی داشته است. سهم دوچرخه از سفرها از ۰.۶ درصد در ۱۹۹۰ به ۳ درصد در سالهای ۲۰۲۲–۲۰۲۳ رسید.
تعداد سفرهای سالانه با دوچرخه از ۳۵ میلیون به ۲۲۶ میلیون افزایش یافت. مهمتر اینکه نیویورک از سال ۲۰۰۷ مسیرهای حفاظت شده دوچرخه را جدیتر دنبال کرد و تا سال ۲۰۲۳ به حدود ۴۱۳ کیلومتر مسیر حفاظتشده رسید.
سهم مسیرهای حفاظتشده از کل مسیرهای دوچرخهسواری این شهر نیز از ۲۹ درصد در ۲۰۱۰ به ۶۸ درصد در ۲۰۲۳ افزایش یافته است.
مقاله رشد دوچرخهسواری در این شهرها را معلول چهار عامل همزمان تبیین میکند:
۱. شبکه پیوسته و حفاظتشده دوچرخه
۲. پارکینگ و دوچرخه اشتراکی
۳. آرامسازی ترافیک محلهای
۴. سیاستهای محدودکننده خودرو
فرقی نمیکند تهران باشد یا لندن و پاریس؛ شهرهای بزرگ، پرتراکم و پیچیده هم میتوانند دوچرخه را از حاشیه به متن سیاستهای جابهجایی بیاورند، به شرط آنکه اولویت خیابان از خودرو به انسان تغییر کند.
@TehranActiveMobility
خلاصه ای از وضعیت ایران :

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه رسانه/

کانال « اخبار ترکیه » نوشت :
حقوق معلمان و پرستاران ۱۸۰۰ دلار!
- دولت ترکیه حقوق کارمندان دولت را براساس تورم شش ماه نخست سال افزایش داد!
* حقوق معلمان: ۱۸۰۰ دلار
* حقوق پرستاران: ۱۸۰۰ دلار
* حقوق نیروهای پلیس: ۱۹۰۰ دلار
* پایه حقوق کارمندان اداری: ۱۷۰۰ دلار
دولت ترکیه سالانه دوبار حقوق کارمندان دولت را براساس تورم به روز رسانی می کند.
میانگین حقوق معلمان، پرستاران و کارمندان دولت در ایران کمتر از ۲۰۰ دلار است » .
سایت « فرارو » در گزارشی با عنوان : « مقایسه تورم خوراکی در ایران با ترکیه، آرژانتین و مصر » نوشت : ( این جا )
بر اساس اعلام مرکز آمار ایران، شاخص قیمت مصرفکننده در خرداد به عدد ۶۵۶.۴ رسیده و تورم نقطه به نقطه خانوارها ۸۸.۶ درصد ثبت شده است؛ در کنار آن، تورم سالانه به ۶۲ درصد و تورم ماهانه به ۵.۹ درصد رسیده است.
اما مهمتر از این اعداد، سهم خوراکیها در این جهش است؛ جایی که تورم ماهانه گروه «خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات» به ۶.۸ درصد رسیده است.
اگر یک خانوار در ابتدای اسفند ۱۴۰۴ برای خرید یک سبد معمولی مواد غذایی شامل برنج، نان، گوشت، مرغ، تخممرغ، لبنیات، حبوبات، میوه و سبزیجات ۱۰ میلیون تومان هزینه میکرد، با استناد به روند افزایش شاخص قیمت مصرفکننده که از سوی مرکز آمار ایران منتشر شده، همان سبد در پایان خرداد ۱۴۰۵ به حدود ۱۲ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان رسیده است.
به بیان دیگر، تنها در فاصله سه ماه، هزینه تأمین همان سبد مصرفی بدون اضافه شدن حتی یک قلم کالا، 21 درصدافزایش یافته است.

بررسی دادههای دهکی مرکز آمار ایران نشان میدهد تورم در ایران به شکل یکسان توزیع نشده است. در خرداد ۱۴۰۵، تورم دهک دوم به ۶۸.۵ درصد رسیده، در حالی که دهک دهم حدود ۶۰.۱ درصد تورم را تجربه کرده است. این فاصله ۸.۴ واحد درصدی در ظاهر کوچک است، اما در عمل به معنای تفاوت جدی در کیفیت زندگی است.
در ترکیه، در سالهای اخیر تورم خوراکیها در برخی دورهها به بالای ۱۰۰ درصد نیز رسیده است که عمدتاً تحت تأثیر کاهش ارزش پول ملی بوده است. در آرژانتین نیز تورم غذایی در برخی مقاطع حتی به سطوح بالاتر از ۱۵۰ درصد رسیده و الگوی مشابهی از کوچک شدن سبد غذایی و جایگزینی اقلام ارزانتر دیده شده است.
در مصر، وابستگی شدید به واردات گندم و نهادههای غذایی باعث شده تورم خوراکیها در محدوده ۴۰ تا ۶۰ درصد باقی بماند، اما در آنجا نیز فشار اصلی بر دهکهای پایین متمرکز است » .

پایان پیام/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه رسانه/
متن زیر به مناسبت « روز جهانی دوچرخه سواری » ( سوم ژوئن برابر با 13 خرداد ) تقدیم مخاطبان محترم « صدای معلم » می گردد .
امید آن که ایرانی ها با تدقیق و تدبر و اعمال « سبک زندگی سالم » بتوانند با حفظ « محیط زیست » که بزرگ ترین سرمایه این کشور است و بالاترین اولویت به شمار می آید ؛ گامی در جهت تحقق « جامعه سالم » و « شهر انسان محور » بردارند .
گروه رسانه/
معترضان در کشور مکزیک که یکی از میزبان های جام جهانی ۲۰۲۶ است با هجوم به ساختمان آموزش و پرورش، آن را تصرف کردند.
گروه رسانه/

دادستانی پاریس اعلام کرد که ۱۶ نفر از کارکنان مدرسه پیش دبستانی سندومینیک، که برخی از آنها پیشتر نیز از کار تعلیق شده بودند، صبح چهارشنبه در چارچوب چندین پرونده تحقیقاتی در بازداشت موقت قرار گرفتند.
صبح روز چهارشنبه ۲۰ مه (۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵)، شانزده نفر مرتبط با پیشدبستانی دولتی «سندومینیک» (برای کودکان ۳ تا ۶ سال) در منطقه هفت پاریس در بازداشت موقت قرار گرفتند.
دادستانی پاریس در گفتوگو با روزنامه «لو فیگارو» اعلام کرد که این بازداشتها در چارچوب «چندین پرونده جداگانه» انجام شده که برای «اقداماتی با ماهیتها و درجات مختلف شدت» گشوده شدهاند.
لور بکووا، دادستان پاریس چند روز پیش در گفتوگو با رادیو« ار ت ال» نیز اعلام کرده بود که دادستانی در حال بررسی «۸۴ مرکز آموزشی، شامل حدود ۲۰ مدرسه ابتدایی و حدود ۱۰ مهدکودک خردسالان» است.
روزنامه «لوموند» گزارش داد که اتهامات مطرحشده علیه آنها متفاوت است و شامل مواردی مانند «تجاوز به افراد زیر سن قانونی»، «آزار جنسی افراد زیر سن قانونی» و «خشونت علیه افراد زیر سن قانونی» میشود. به گفته مقامهای قضایی، برخی از افراد بازداشتشده پیشتر از کار تعلیق شده بودند، در حالی که برخی دیگر همچنان در حال فعالیت بودند.
امانوئل گریگوآر، شهردار پاریس روز آوریل (۱۴ فروردین ۱۴۰۵) اعلام کرده بود که از ابتدای سال ۲۰۲۶ (۱۱ دی ۱۴۰۴) تا آن تاریخ، ۷۸ نفر از کارکنان در مدارس پاریس از کار تعلیق شدهاند که ۳۱ نفر از آنها به ظن ارتکاب خشونتهای جنسی بوده است.
موج بازداشتهای روز چهارشنبه در پروندههای مرتبط با فعالیتهای فوقبرنامه مدارس پاریس بیسابقه توصیف شده است.

گزارش مخفی از رسوایی مدارس فرانسه
اواخر ماه ژانویه بود که یک برنامه تحقیقی «Cash Investigation» گزارشی درباره خشونتها و ضعف نظارت در فعالیتهای فوق برنامه این پیش دبستانی منتشر کرده بود.
در این گزارش، یک خبرنگار که بهصورت مخفیانه وارد مجموعه شده بود، با دوربین مخفی خود صحنههایی را ثبت کرد که در آن برخی مربیان در سالن غذاخوری و فضای بازی سرپوشیده بر سر کودکان خردسال و وحشتزده فریاد میزدند.
در یکی دیگر از تصاویر، یک مربی در حیاط مدرسه دهان یک پسر بچه را میبوسید و برخی دیگر از کارکنان نیز بهجای مراقبت از کودکان، سرگرم تلفنهای همراه خود بودند.
پس از پخش این برنامه تلویزیونی، چندین پرونده قضایی و اداری گشوده شد و بهدنبال آن، کودکان نیز شروع به بیان روایتهای خود کردند. از آن زمان تاکنون، دهها شکایت با اتهاماتی مانند «تجاوز»، «آزار جنسی» و «خشونت» از سوی والدین و به نمایندگی از کودکان مدرسه «سندومینیک» ثبت شده است.
موارد متعدد در برنامههای فوق برنامه
این شکایتها تنها به این مدرسه محدود نبوده و برخی دیگر از پیشدبستانیهای اطراف را نیز دربر میگیرد. چرا که دانشآموزان این مدارس، بخشی از برنامههای فوق برنامه عصرهای چهارشنبه و روزهای تعطیلی رسمی مدارس را بهطور مشترک با دانشآموزان مدرسه «سندومینیک» میگذراندند.
در اواخر آوریل، یک مربی حدودا بیستساله که در مهدکودک «سِروان» در منطقه یازدهم پاریس فعالیت میکرد، پس از آنکه به دلیل «رفتارهایی با ماهیت جنسی» علیه سه کودک تحت پیگرد قضایی قرار گرفت، در بازداشت موقت قرار داده شد.
پس از شکایتی که در نوامبر ۲۰۲۵ توسط مادر یکی از کودکان ثبت شده بود، این مربی که «بر اساس روایت کودک شناسایی شده بود»، از سوی شهرداری پاریس تعلیق شد.
پس از آن، دادستانی پاریس گزارشی دریافت کرد که از دو قربانی احتمالی دیگر سخن میگفت؛ کودکانی که احتمال میرود در پاییز ۲۰۲۵ در همان مهدکودک و توسط همین مربی هدف اقداماتی مشابه قرار گرفته باشند.

پس از سالها هشدار و گزارشهای پراکنده، بحران فعالیتهای فوق برنامه مدارس در پاریس سرانجام در بهار ۲۰۲۵ علنی شد.
ماجرا زمانی ابعاد گستردهتری پیدا کرد که چند خانواده، مواردی از آزار جنسی احتمالی علیه کودکان ۳ تا ۵ ساله در پیشدبستانی «آلفونس-بودَن» در منطقه یازدهم پاریس را گزارش کردند. قرار است دادگاه مربوط به کمک مربی متهم در این پرونده، روز ۲۶ مه (پنجم خرداد) برگزار شود.
در اواخر آوریل نیز یک کمک مربی حدود ۲۰ ساله که در پیشدبستانی «سِروان» در منطقه یازدهم پاریس کار میکرد، به اتهام انجام رفتارهای جنسی نامناسب علیه سه کودک بازداشت موقت شد. این پرونده پس از آن مطرح شد که مادر یکی از کودکان در ماه نوامبر ۲۰۲۵ شکایتی در همین باره ثبت کرد. به گفته مقامهای قضایی، کودک در روایت خود این مربی را شناسایی کرده بود و شهرداری پاریس نیز او را از کار تعلیق کرد.
پس از آغاز تحقیقات، دادستانی پاریس گزارشهای دیگری دریافت کرد که از وجود دو قربانی احتمالی دیگر خبر میداد؛ کودکانی که گفته میشود در پاییز ۲۰۲۵ و در همان پیشدبستانی، هدف رفتارهای مشابه از سوی همین کمک مربی قرار گرفتهاند.
اولین جلسه محاکمه از زمان افشای این رسواییها، در تاریخ ۵ مه (۱۵ اردیبهشت) در دادگاه کیفری پاریس پشت درهای بسته برگزار شد. برای یک مددکار جوان ۴۷ ساله که به آزار جنسی ۹ دختر ۱۰ ساله و تجاوز جنسی به سه نفر از آنها متهم شده بود، ۱۸ ماه حبس تعلیقی درخواست شد.
این اتهامات در وهله اول ناشی به آغوش کشیدنهای «بسیار محکم» از ناحیه سینهها بوده و در ادامه به دلیل پیدا شدن نقاشیهایی از چهرههای زنان با اندام تناسلی برجسته را نشان میداد که او در طول کارگاه «گرافیک» به کودکان ارائه میداد.
انتظار میرود تصمیم دادگاه در ۱۶ ژوئن (۲۶ خرداد) اعلام شود.
پایان پیام/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

قابل توجه سياستمداران ايراني و آمريکايي ؛
وقتي باور کنيم شکست ناپذيريم ، نقاط ضعف واقعي خود را نمي بينيم !
درخواست يک شهروند از محله ي سر افرازِ دماوند در عصر جمعه 11 ارديبهشت 1405، ساعت 17و 45 دقيقه به وقت محلي ( چند ساعت بعد از شنيدن خبر ضرب العجلِ کدخداي محله ايالات متحده آمريکا براي روز جمعه جهت ارائه پيشنهاد جديد ) از رياست محترم سازمان ملل متحد ؛ زيرا میانجیگری فعال، يکي از شرح وظايف دبير کل سازمان ملل متحد مي باشد.
در بسیاری از موارد، دبیر کل یا نماینده ویژه او، مستقیماً در تلاشهای میانجیگری برای حل و فصل اختلافات بین کشورها دخالت میکنند. این میانجیگری میتواند شامل مذاکره مستقیم با رهبران، پیشنهاد طرحهای صلح، یا ایجاد فضایی برای گفت و گو باشد.
ضمن قدرداني از زحمات ارزشمند شما، از حضرتعالي درخواست دارم به ماحصلِ تجربه گران بهاي عاقلان اين دهکده و نه جنگ افروزان عمل نمایيد و با استفاده از همه ابزارها از جمله رسانه ها به عنوان رکن چهارم دموکراسي، صداي صلح طلبان اين دهکده کوچک را به گوش ديگر اهالی برسانيد تا در تاريخ ثبت شود که همه اهالی اين دهکده کوچک جنگ افروز نيستند و قبل از ويرانی ها می دانند که پايان جنگ ها با اهداف فروخته شده به شهروندان متفاوت است.
بدترين قمار بازان، کساني هستند که نمي دانند چه زماني بايد از سر ميز بازنده بلند شوند!
دنيا به مذاکرات اسلام آباد اميد بسته است.
پرزيدنت ترامپ، شايد تحت تاثير نخست وزير نتانياهو، در اقدامي عجولانه طرح محاصره دريايي ايران را اجراء کرده است که با ناديده گرفتن منافع مردم ِ آمريکا ، اروپا، منطقه و ... قفلي بزرگ تر به قفل قبلي مي زند.
کمتر از 24 ساعت از ابراز نگراني شما نسبت به بسته ماندن تنگه هرمز که رکود جهاني و عدم ثبات اجتماعي را هشدار داده بوديد، شاهد افزايش تنش هستيم.
اميد است در سايه خردورزي نقش آفريني شما دبير کل محترم سازمان ملل متحد و سياستمداران کشورهاي منطقه و خارج از منطقه و ادامه ميانجي گري ، بين سياستمدران جمهوري اسلامي ايران و ايالات متحده آمريکا، اجازه ندهيم نخست وزير نتانياهو چند صباحي بيشتر بر سر قدرت باقي بماند.
آقاي ریيس
در گفت و گوي تحليل مقدمات دور دوم مذاکرات اسلام آباد ( اينجا ) درباره محاصره دريايي در محله ي سرافرازِ دماوند در دهکده کوچک مان، از جنابعالي درخواست نمودم با مراجعه به مستندات بين المللي و ... آنچه صلاح مردم اين دهکده کوچک است را انجام بدهيد .
در دوراني که قانون اساسي ، ( چهارچوب مديريت جامعه) مورد توجه رسانه ( رکن چهارم دموکراسي ) مي باشد ، توجه به تنظيم مقررات و کنوانسيون هاي بين المللي اهميتی ويژه دارد .
اجراي پروژه هاي آينده ي فعال سازي کامل و مؤثر کریدورهاي جاده ابريشم به توسعه زیرساختهای ریلی و جادهای، هماهنگی گمرکی و لجستیکی بین کشورها، و تأمین امنیت مسیرها بستگی دارد.
در حال حاضر، این کریدورها در حال توسعه و بهبود هستند و تا فعال شدن کامل، فاصله زماني مناسبي باقيست تا مقررات بين المللي کامل و دقيق براي آن ها تدوين شود تا در آينده براي کاهشِ فشارِ اقتصادي به تمامي اهالي اين دهکده کوچک، نياز به قطعنامه هاي شوراي امنيت سازمان ملل متحد جهتِ مهار تنش هاي نظامي نباشد.
در اين گفت و گو، به جاي اشاره به مزاياي اين کريدور ها به چالش هاي آن مي پردازم و از ان مقام عالي درخواست مي کنم با توجه به تجربه دردناک در آب راهِ جنوبي محله سر افراز دماوند، خردمندانه و داهيانه عمل کنيد تا معايبِ و نواقص احتمالي مقررات بين المللي اين شاهراه ها به حداقل کاهش يابد تا در آينده نه چندان دوري شاهدِ اختلالات عبور و مرور در اين کريدور هاي تازه تاسيس يا کريدور هايي با قدمت طولاني نباشيم.
عقلاي اين دهکده کوچک، توسعه پايدار را هدف قرار داده اند و از منازعات نظامي، فشار اقتصادي بر شهروندان ، سرکوب شهروندان، بي توجهي به اراده مردم، بي تفاوتي به سرنوشت آنان و ... موانع عمده توسعه پايدار پرهيز مي کنند.
عقلاي اين دهکده کوچک، همواره نه به جنگ ، نه به تجاوز و کشور گشايي، نه به اعدام ، نه به نژاد پرستي و نه به ... را سرلوحه ي اقدامات خردمندانه خود قرار داده زيرا به خوبي واقف هستند که دودِ هرگونه کنش مخرب به زودي به چشم همه اهالي اين دهکده ي کوچک مي رود .
معایب/ ریسکهاي کريدورهاي موسوم به راه ابريشم برای مردم دنیا به شرح ذيل است.
1- ریسک افزایش « وابستگی متقابل » و اثر دومینویی بحرانها
* اگر یک کشور/ کریدور در میانه مسیر دچار تنش، ناآرامی یا تحریم شود، فشارش میتواند سریع به بازارهای دیگر برسد (چون مسیر جایگزین ممکن است موقتاً محدود شود).
2- مسائل امنیتی و حملات/ اختلالات سایبری - لجستیکی
* شبکههای حملونقل عظیم معمولاً هدف اقتصادی/سیاسی میشوند.
* اختلال در یک بخش میتواند عملکرد زنجیره را کند يا متوقف کند و لاجرم قیمتها را بالا ببرد (بهخصوص برای کالاهای وابسته به زمان).
3- خطرات زیست محیطی و اجتماعی در مسیرهای عمرانی
* تاسيسِ زیرساخت راه ابريشم در مقیاس بزرگ، عبارتند از فشار بر زمین، آب، پوشش گیاهی، جابهجایی جمعیت یا افزایش آلودگی در فاز ساخت و بهره برداري.
* اگر استانداردهای زیستمحیطی جدی نباشد، عواقب مخرب آن به سلامت مردم محلی میرسد.
4- تشدید رقابت ناعادلانه برای برخی صنایع
* کالاهای ارزانتر وارداتی ممکن است به بعضی صنایع محلی (بهخصوص صنایع مصرفی/ مونتاژی) فشار بیاورد.
5- یعنی در برخی شهرها، احتمال کاهش فرصتهای شغلی یا نیاز جدیتر به بازآموزی نیروی کار، نمايان مي گردد.
6- در صورت عدم هماهنگی، شاهدِ افزایش « چالشهای استاندارد و گمرک » خواهيم بود.
* اگر استانداردها، تعرفهها، بارنامهها، کنترلهای مرزی و گارانتی کیفیت، یکپارچه نشوند، در عمل سودِ کاهشِ زمان، ممکن است کمتر شود.
* این میتواند باعث صف، دوبارهکاری، فساد اداری یا افزایش هزینههای پنهان شود.
6- تشدید تمرکز قدرت اقتصادی در دست چند بازیگر بزرگ.
* در شبکههای خیلی بزرگ، شرکتهای بزرگ لجستیک/ مالی و پیمانکاران زیرساخت، ممکن است سهم بیشتری از سود بگیرند.
* اگر دولتها و نهادهای تنظیمگر نقش بیطرف نداشته باشند، نفعش برای عموم ممکن است کمتر از انتظار باشد.
خلاصه آن که، اگر هرکدام از نکات فوق الذکر به درستي مديريت نشوند، ریسکها (امنیتی، سیاسی، زیستمحیطی، یا اختلال در هماهنگی) میتواند هزینهها را بالا ببرد و نفع عمومی کمتر شود.

آقاي ریيس ؛
براي روشن شدن موضوع، چند چالشِ مقرراتِ بين المللي درباره عبور و مرور در تنگه ها و آب راه هاي بين المللي، تقديم مي گردد.
1.مرز کنترلهای ساحلی و حق عبور: تعیین اینکه کدام اقداماتِ کنترلی کشور ساحلی (مانند بازرسی یا نظارت) «الزام معقول» است و کدام «مانعتراشی ناروا» در حق عبور محسوب میشود.
2. تفسیر «عدم ایجاد مانع ناروا»: اختلاف بر سر اینکه چه حد از اقدامات کنترلی، حق عبور بینالمللی را عملاً غیرقابل استفاده میکند.
3. اجرای قواعد ایمنی ناوبری: هماهنگ سازی و اجرای قواعد ایمنی (مثل مسیرهای توصیه شده یا سرعت) به نحوی که هم امنیت را تأمین کند و هم مانع اضافی ایجاد نکند.
4. تعارض قواعد زیست محیطي با مقررات عبور و مرور در آب راه ها: چگونگی اجرای مقررات زیستمحیطی برای جلوگیری از آلودگی زيست محيطي بدون اینکه محدودیتهای شدیدی بر جریان عادی عبور و مرور تحمیل شود.
5. مسئولیت در زمان وقوع خطر یا حادثه: تعیین سریع و شفاف مسئولیتها در زمان بروز حوادث (برخورد، آلودگی، یا امنیتی) و حدود اختیارات کشور ساحلی برای مداخله.
6. حدود بازرسی و توقف کشتیها: مشخص کردن اینکه کشور ساحلی و غير ساحلي تا چه حد مجاز به توقف، بازرسی، یا اسکورت کشتیها بهخصوص با استناد به مسائل امنیتی است.
7. تعارض حق عبور با تحریمها و اقدامات اقتصادی: تأثیر اقدامات یک جانبه اقتصادی یا تحریمها بر عملیات کشتیرانی و بیمه، حتی اگر حق عبور از نظر حقوق دریاها همچنان برقرار باشد.
8. مقررات بینالمللی محاصره دریایی در زمان جنگ بر اصول مشروعیت، اعلام رسمی، رعایت حقوق مسافر و کشتی، و محدودیتهای انسانی استوار است، که تمامی آنها بر اساس قواعد حقوق جنگ و قواعد عرفی و کنوانسیونهای بینالمللی تعیین شده است. هدفِ اصلی این مقررات آن است که در عین حال که قُدرت نظامی اعمال میشود، حقوق انسان ها و حقوق بین الملل حفظ شود.

آقاي ریيس،
ابهام اهالي اين دهکده در اين است که با وجود تمامي مقررات بين المللي مدون از جمله مقررات فوق الذکر ؛ چرا شرايط کنوني آب راهِ تنگه هرمز و درياي عمان، « هفتهای ۱۰ میلیارد وعده غذا » را در جهان را تهدید میکند ؟
عواقب مخرب جنگ در توسعه پایدار عبارتند از:
• تخریب محیطزیست به شدت افزايش مي يابد.
• ضربه به اقتصاد پایدار و بلندمدت پر رنگ تر رخ مي نمايد.
• عدالت اجتماعی و رفاه انسانی تضعیف مي گردد.
«جنگ با ایجاد تخریب گسترده در محیطزیست، زیرساختهای اقتصادی و سرمایه انسانی، عملاً یکی از مهمترین موانع توسعه پایدار به شمار میآید و نه تنها به تأمین نیازهای نسل حاضر کمک نمیکند، بلکه توانایی نسلهای آینده را برای تأمین نیازهایشان به شدت تضعیف میکند » .
آقاي ریيس،
آز آنجا که لازم بود در گذشته براي کاهش آثار مخرب جنگ، مقررات و کنوانسيون هاي بين المللي، دقيق تري تدوين مي شد ؛ پس لازم است امروز هم، جهتِ کاهش آثار مخرب جنگ هاي آتي، مقررات و کنوانسيون هاي بين المللي، دقيق تري تدوين شود .
در دوراني که قانون اساسي ، ( چهار چوب مديريت جامعه) مورد توجه رسانه ( رکن چهارم دموکراسي ) مي باشد ، توجه به تنظيم مقررات و کنوانسيون هاي بين المللي اهميت ويژه دارد .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید