گروه گزارش/
آزمون رتبه بندی معلمان برای دومین بار در 25 تیر ماه سال جاری در " سامانه ضمن خدمت فرهنگیان " بارگذاری و اجرا گردید .
پیش تر و هنگام اجرای نخستین آزمون رتبه بندی معلمان ، " صدای معلم " در گزارشی نوشت : ( این جا )
پس از برگزاری آزمون جهت ارتقا و اعطای جدید رتبه به معلمان در طرح " رتبه بندی معلمان " که در 27 بهمن در سامانه ال تی ام اس وزارت آموزش و پرورش اجرا گردید ؛ تعداد قابل توجهی از معلمان انتقادات فراوانی را نسبت به اجرای این آزمون ابراز داشته اند .
این نظرات در بخش نامه های دریافتی صدای معلم بارگذاری گردیده است . " رتبه بندی " فرآیندی است کیفی و جامع که نخست باید تعریف جامع و کازشناسی از آن توسط نهادهای ذی صلاح صورت گرفته و گام بعدی احراز آن توسط یک نهاد حرفه ای و استاندارد است که تنها از عهده " سازمان نظام معلمی " با رویکرد مستقل و مشارکتی و برآمده از بدنه معلمان حاصل می شود .
انتقادات معلمان را می توان در موضوعات زیر طبقه بندی کرد :
* سخت بودن آزمون
* زمان ناکافی برای آزمون
* آماده نبودن و نداشتن فرصت و زمان لازم برای مطالعه منابع آزمون
* سرعت پایین اینترنت در بسیاری از مناطق و نواحی که با انتخابات مجلس و تبلیغات آن هم زمان شده است .
* حد نصاب قبولی که برای قبولی در آزمون تعریف شده است استاندارد نبوده و کسب آن بسیار دشوار است به عنوان مثال معلمان می گویند کسب 80 درصد نمره قبولی برای دریافت رتبه 5 ( عالی ) واقعی و منصفانه نیست .
*مشکلات فنی سامانه ضمن خدمت که موضوع جدیدی نیست و مسئولان هم تدبیری برای آن نکرده اند .
و...
نخستین بار « صدای معلم » در 6 دی 1398 در گزارشی با عنوان " هشدار صدای معلم به وزارت آموزش و پرورش در مورد اجرای رتبه بندی معلمان ؛ با صلاحیت های حرفه ای معلمان و آینده نظام آموزش حرفه ای آنان بازی نکنید ! نسبت به " اجرای رتبه بندی معلمان " با ساز وکارهای تعریف شده هشدار داد . ( این جا )
در این گزارش آمده بود :
" قرار است کدام شاخص ها و معیارها توسط کدام مرجع علمی صلاحیت دار مورد ارزیابی و سنجش و در نهایت " رتبه بندی " قرار گیرند ؟
کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در کنار این دلسوزی های در پایان عمر خویش ؛ تکلیف " سازمان نظام معلمی " را که سال ها از طرح آن می گذرد مشخص کند . پرسش « صدای معلم » آن است که اگر وزارت آموزش و پرورش با معلمان صادق است ؛ چرا متن کامل و پیش نویس طرح " رتبه بندی معلمان " که توسط شورای عالی آموزش و پرورش تهیه شده است برای مطالعه و داوری کارشناسی در اختیار افکار عمومی قرار نمی گیرد ؟
معاون برنامه ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش به این پرسش اساسی پاسخ دهد که چه تفاوتی است میان آن طرح " مسیر ارتقای شغلی معلمان " و " رتبه بندی معلمان " ؟
مگر نه این است که معلمان در طرح رتبه بندی معلمان قرار است بر اساس یک سری شاخص و معیارهای تعریف شده ارتقاء پیدا کنند ؟
آقای اللهیار بد نیست در این زمینه یک پژوهش میدانی داشته و تحقیق کنند که این هیات های ممیزه در آن زمان چه عملکردی داشته و الان به چه صورتی درآمده اند ؟
واقعا این پرسش جدی مطرح است که چرا مسئولان این جامعه در سطوح مختلف به جای اصلاح روندها ، فرآیندها و نهادها دائما می خواهند که نهاد جدیدی تاسیس کنند ؟ !
( درست مانند مصوبه شورای عالی هماهنگی اقتصادی که با وجود تعریف و استقرار نهادهای قانونی و تقنینی افزایش بنزین را رقم زد و این همه هزینه را بر کشور تحمیل کرد . اگر یک نهاد درست کار نمی کند و یا ناکارآمد است باید آن را اصلاح کرد و یا گردش کار و مدیریت های آن را بازتعریف کرد نه آن که دائما نهادهای مختلف تاسیس کنیم و این همه هزینه و اتلاف منابع و بودجه بر سیستم تحمیل کنیم ! )
برای عملکرد معلمان در طول یک سال تحصیلی ، " فرم ارزیابی عملکرد " تعریف شده است .
اگر نتایج این گونه ارزیابی ها دقیق و شفاف نیست آن را اصلاح کنیم .
مدیران را آموزش دهیم و درجه تعهد سازمانی کارکنان را ارتقا دهیم .
گروه های آموزشی که در حال حاضر به یک رکن و عضو زاید و بوروکراتیک تبدیل شده اند را فعال و در کنار ارزیابی درونی در حوزه مدرسه و توسط ارکان مدرسه سعی کنیم تا ارزیابی تلفیقی از کار معلم حاصل شود .
سازمان نظام معلمی که به نظر می رسد برخی و شاید بسیاری از مسئولان و مدیران ناکارآمد را به وحشت انداخته ضمن شفاف سازی در رویکردها و عملکردها ؛ آن را در سیستم تعریف کرده و " معلم حرفه ای " را پایه گذاری کنیم .
بدون تردید حضور و استقرار " معلمان حرفه ای " در نظام آموزشی ایران برای نخستین بار ، صفحه تازه ای را در مناسبات " صف " و "ستاد " خواهد گشود و البته این با آموزش و پرورش ایدئولوژیک سازگار نخواهند بود . "
به نظر می رسد گوش شنوایی برای شنیدن انحرافات در این سیستم ناکارآمد با مدیرانی ضعیف و غیرعلمی که نگاه شان به مسائل تعلیم و تربیت صرفا " اداری " است وجود ندارد .
این مدیران غیرپاسخ گو با تصمیمات نسنجیده و غیرکارشناسی ، هزینه هایی را بر سیستم آموزشی تحمیل می کنند که به نظر می رسد جبران آن بسیار دشوار و حتی ناممکن خواهند بود .
« صدای معلم » در پایان گزارش تفصیلی خود چنین نتیجه گیری کرده بود :
" اما بخش قابل توجه و در عین حال تاسف برانگیز این شیوه نامه در مورد " صلاحیت های حرفه ای " است .
این رسانه بارها بر این نکته اصرار ورزیده است که رتبه بندی معلمان با احراز " صلاحیت های حرفه ای " ارتباط دارد و چیزی نیست که با یک " آزمون " به دست آید .
متاسفانه عملکرد ناقص ، مبهم و غیرکارشناسی وزارت آموزش و پرورش که برای بارها اتفاق افتاده ضمن ایجاد فضای ابتذال ، یاس و بدبینی بین معلمان ، موضوع مهم و راهبردی تربیت و نگهداشت " معلم حرفه ای " را در این دستگاه دچار چالش های جدی و راهبردی کرده است .
قبلا گفته ایم و باز می گوییم :
" رتبه بندی " فرآیندی است کیفی و جامع که نخست باید تعریف جامع و کازشناسی از آن توسط نهادهای ذی صلاح صورت گرفته و گام بعدی احراز آن توسط یک نهاد حرفه ای و استاندارد است که تنها از عهده " سازمان نظام معلمی " با رویکرد مستقل و مشارکتی و برآمده از بدنه معلمان حاصل می شود .
پرسش « صدای معلم » آن است که اگر وزارت آموزش و پرورش با معلمان صادق است ؛ چرا متن کامل و پیش نویس طرح " رتبه بندی معلمان " که توسط شورای عالی آموزش و پرورش تهیه شده است برای مطالعه و داوری کارشناسی در اختیار افکار عمومی قرار نمی گیرد ؟
پایان گزارش/
کودکی نامهای به خدا نوشت:
به نام خدای یکتا
«سلام ای خدای یکتا! سلام خدایی که آفریننده ی هر چیزی است! سلام خدایی که آفریننده ی خالق هستی هستی! من بیشتر از هر کسی شما را دوست دارم شما مرا با سلیقه ی خودتان آفریدید شما مرا با سلیقه ای خاص آفریدید این دست های سالم را به من هدیه کردی که با آن می توانم برایت نامه بنویسم پاهایی سالم به من دادی که می توانم راه بروم از همه مهم تر عقلی سالم در بدن من آفریدی شما بی نظیرید شما بخشنده ترینید مهربان ترینید پاک ترینید شما پدر و مادری بی نقص بر من هدیه کردید و همچنین خواهری بی نقص از شما متشکرم که جهان را آفریدی از شما متشکرم که مرا آفریدی بابت همه ی چیز هایی را که بر من هدیه کردی متشکرم از ته دلم آرزو می کنم کاش شما را می دیدم پیش بینی می کنم شما خیلی زیبا هستید فقط این سوال در ذهن من جاری است همه ی جهان را شما آفریدید چه کسی شما را آفریده همیشه یا شاید بعضی وقت هایی را که به آن فکر می کنم ذهنم را مشغول کرده.
من آرزویی دارم طولانی است اما همیشه آرزو می کنم آرزویم برآورده شود من می خواهم خانواده ام همیشه در کنار من باشند و شاد باشند در کل دنیا غمگینی وجود نداشته باشد و هیچ کس نمیرد تا دل هیچ کسی ناراحت نباشد و مرده ها هم زنده شوند دنیا پر جمعیت تر شود همه با هم فامیل باشند و یکدیگر را بشناسند در دنیا دشمنی وجود نداشته باشد و این ویروس مرگبار امروزه یا هیچ ویروس دیگری در دنیا نباشد خدایا لطفا آرزوی مرا برآورده کن.
من همیشه به شما ایمان دارم و می دانم واقعی هستی چون اگر واقعی نبودی دنیا وجود نداشت من وجود نداشتم و هیچ کس دیگری وجود نداشت قرآن واقعیت دارد شما واقعیت دارید پیامبران واقعیت دارند و همه ی یاران شما واقعیت دارند من شما را دوست دارم و می دانم که خدای مهربان همه ی بنده هایش را دوست دارد و من هم یک بنده ی خدا هستم خدایا اگر من کار بدی کرده ام مرا ببخش و دروغ و گناه هایم را ببخش من همیشه سعی می کنم کار بد نکنم اما مطمئن نیستم که کار درستی است یا نه خدایا خواهش می کنم راز من را کاری کن که مخفی بماند خدایا من از نشانه هایت به شما ایمان دارم و می دانم دویست درصد و بیشمار درصد شما واقعی هستید من می دانم حتی وقتی که الان می نویسم می دانی من دوست دارم. خدایا حتی اگر من نتوانم این نامه را به دستت برسانم می دانم که خودت پیشبینی می کنی ولی سعیم را می کنم به دستت برسانم. خدایا روز پدر را بر شما تبریک می گوی از ته قلبم دوست دارم شما بزرگ ترین پدر و بهترین پدر ما و من هستید من همیشه می دانم که پدر دنیا شمایید بیشمار دوستان دارم.
تا وقتی که پروانه ها پرواز می کنند و رود ها جاری اند و همه در صلح و سلامت اند! از طرف بنده ی خدا: -------------- تقدیم به خدای بزرگوار
باسپاس فراوان
آدرس فرستنده : کوی ------ کوچهی ----- پلاک -----
آدرس گیرنده: همه جا چون خدا همه جا هست ولی آدرسی که می دانم درست باشد آسمان هاست آسمان وسیع که آن هم خالق شماست.
پایان نامه ای که از ته دلم می نویسم
کودک نامه را که تایپ کرده بود در گروهی که معلمشان در دوران کرونا در یک شبکه پیام رسان برایشان باز کرده بود کپی پیست کرد و نوشت: «سلام، خانم معلم من هر روز داستان کوتاه می نویسم. این نامه را تازه نوشتهام.»
کودک هر روز صبح از خواب بلند میشد و اولین کارش این بود که به گروهشان سر میزد تا ببیند آیا معلم نظری درباره «نامه او به خدا» داده است یا نه. در طول روز چندین بار «آیلان» میشد و به گروه سر میزد تا ببیند معلم درباره نامه او چیزی پست کرده یا بازخوردی داده است یا نه. نامه هر روز به بالای پستها کوچ میکرد و از نظرها دور میشد ... اما معلم یا نامه را ندید یا دید و بازخورد و عکس العملی نشان نداد. کودک ناامید شد. از نامهاش پرینت گرفت و آن را با مدادرنگیهایش تزیین کرد و با دو دست کوچک خود با نخی به درخت توت حیاطشان بست تا پرندهها نامه را به خدا برسانند. شب باد شدیدی شروع به وزیدن کرد. باد نخ را پاره کرد و نامه را با خود تا اوج فلک برد. صبح فردا کودک با دیدن جای خالی نامه از خوشحالی در پوست خود نمیگنجید. او از اینکه پرنده ها نامه را با خود برده بودند سراز پا نمی شناخت ...
کودک به نوشتن ادامه داد اما دیگر هیچ وقت مطلبی به گروه پست نکرد. حتی به اصرار والدین خود هم پستی نفرستاد.
همان طور که حدس زده اید سخن درباره بازخورد و فیدبک است. فیدبک جزئی جدایی ناپذیر و حیاتی از زندگی ما و آموزش شده است. بازخورد در جای جای زندگی ما مخصوصا در حیطه آموزش ساری و جاری است و با گذشت زمان اهمیت مضاعفی مخصوصا در فضای مجازی و کورسها و کلاسهای «آیلان» پیدا کرده و نقش پررنگی بازی می کند. فالو کردن و نشانههای اخم L و لبخند J و لایک سادهترین شکل از بازخورد و واکنش نشان دادن است. ممکن است یک اسمایلی ریز در یک گروه مجازی بازخوردی بزرگ محسوب شود. خبرهای روز را که در پایگاههای خبری در اینترنت میخوانی در آخرش باکس و فیلدی برای دادن کامنت و نظر وجود دارد. ما عادت کردهایم که مانند قبل در برابر اخبار منفعل نباشیم و بازخورد و عکس العمل نشان دهیم. وقتی ربات بوریس در سال 2018 در روسیه جعلی از آب درآمد و مردم متوجه شدند که یک آدم زنده در داخل ربات رفته بازخوردها و واکنشهای آنها دیدنی بود. اهمیت بازخورد و واکنش در برابر خبر یا حادثهای تا آنجا اهمیت پیدا کرده است که خبرگزاریها و پایگاههای خبری پارهای از این واکنشها و بازخوردهای مردم را که به اشتراک گذاشته میشوند به عنوان خبر منتشر میکنند.
همین جا لازم می دانم به یک تفاوت ظریف در انتشار کامنتها در وبگاهها که شاید ربطی به بحث ما نداشته باشد اما دانستنش خالی از لطف نیست اشاره کنم: معمولا در انتهای هر خبر، مطلب یا مقاله ای که در وبسایتهای داخلی یا خارجی به صورت آیلان منتشر میشود فضایی برای بازخورد و اظهار نظر و کامنت وجود دارد. برای مثال در وب سایت یاهونیوز (Yahoo! News) که از عنوان جالب واکنشها (Reactions) برای باکس کامنت خود استفاده می کند یا وب سایت روزنامه هایی مانند گاردین، رویترز یا صدای معلم و پایگاههای خبری داخلی مخصوصا وبگاههای متعدد آموزش و پرورش. این روالی معمول است اما تفاوت در این است که شما به محض اینکه کامنت و بازخوردی را در یاهونیوز یا گاردین پست می کنید همان لحظه به صورت زنده ظاهر میشود یعنی به محض اینکه روی «ارسال» کلیک میکنید کامنت شما آنجاست و ممکن است با دیگر بازدیدکنندگان از مطلب هم درباره آن به بحث بنشینید. البته ممکن است یک میانجی (Moderator) وجود داشته باشد که وظیفهاش چک کردن این کامنت ها بعد از ظاهر شدن از نظر محتوا باشد یعنی به تشخیص خود ممکن است از بین صدها کامنت یکی را حذف کند اما عملا به ندرت این اتفاق می افتد. اما در وب سایت ها و وبلاگ های داخلی مثلا وبسایت صدای معلم یا آموزش پرورش و پایگاههای خبری داخلی معمولا کامنتها و نظرات با وقفهای که ممکن است از یک ساعت تا چند روز طول بکشد و با عبور از اتاق سایه-روشن و چک پوینت منتشر میشود یا اصلا ممکن است غیرقابل انتشار تشخیص داده شوند.
یک انفولئنسر اجتماعی در انستاگرام بدون فالور و بازخورد محکوم به مرگ مجازی است. آن چه به او انرژی و نیرو میدهد واکنش و بازخورد بازدیدکنندگان است. معمولا فروشگاه های آنلاین بعد از تحویل جنس به مشتری با ارسال لینکی، از او فیدبک می خواهند یا از مشتری می خواهند با کلیک روی آیکانی که به صورت مثبت/منفی چشمک می زند فیدبک بدهد.
از طرفی یکی از معیارهای قضاوت درباره اهمیت و استقبال از خبر یا مطلبی معمولا میزان بازخوردها و واکنشهایی است که مخاطبان نشان میدهند. تولیدکننده مطلب که تصاویر و مواد و مطالب خود را به اشتراک می گذارد انرژی و نیرو و شارژ خود را از بازخورد می گیرد. توییتر و فیس بوک و مخصوصا اینستاگرام بر مدار بازخورد، فیدبک و واکنش می چرخند و شما عملا در فضای مجازی با دادن بازخورد درگیر می شوید و نقش ایفا می کنید. آن سلبریتی برای دیده شدن و دریافت واکنش چه رنج هایی که نمیکشد! به محض اینکه که بازخوردها و فالورهای شما شروع به ریزش می کند پا پس می کشید و انگیزه شما برای ادامه ضعیف می شود یا ممکن است دست به تغییرات بزنید و پلن خود را عوض کنید. بازخوردها شما را تشویق و انگیزهمند میکند که ادامه دهید.
هم اینک که در حال خواندن این مطلب هستید ممکن است وسوسه شوید و بازخورد و واکنشی برای این نوشته نشان دهید یعنی این مطلب تاثیری بر شما می گذارد و شما را وادار به بازخورد می کند به طوری که ممکن است آن را به طور کل یا بر تمرکز روی قسمت خاضی مورد قضاوت قرار دهید و متقابلا نویسنده ممکن است بارها و بارها قسمت کامنتها را چک کند تا از واکنش و بازخورد خوانندگان آگاه شود و معمولا به صورت پیش فرض این طور تلقی میشود که هر چقدر کامنت ها بیشتر باشد نشان از استقبال از مطلب است. گرچه در این مرحله فعلا از محتوای بازخورد و واکنش بحثی نمی کنیم اما فراموش نکنیم که فلسفه کلی دادن بازخورد، بهبودی و یادگیری و تعمیق و رشد است. به همین ترتیب نویسندگان مقالات و مطالب در صدای معلم مدام بر میگردند و کامنت ها و بازخورد های پست شده در مطلب خود را بازدید می کنند تا به گسترش اطلاعات و دانش خود کمک کنند و از ضعف ها و قوتهای خود آگاه شوند. فیدبک مستلزم مشاهده (Observation) در معنی علمی آن و بررسی (Exploration) است و شاید پیش نیاز آن باشد.
وقتی در یکی از مطالب خود به جای «گیومه» هنگام نقل یک سخن یا هایلایت کردن کلمه ای در همه جای مطلب از "علامت نقل قول" استفاده کرده بودم خواننده ای با هوشمندی در کامنتی این نکته را یادآور شد و نوشت که در فارسی برای نقل قول از گیومه استفاده می کنند نه علامت نقل قول. تا آن موقع از این نکته اطلاع نداشتم و تمایزی بین گیومه و نقل قول در نوشتار فارسی قائل نمی شدم.
به سخن دیگر تا حدود زیادی میتوان از کامنت ها و بازخوردها یاد گرفت که نقاط ضعف (–) و قوت (+) نوشته یا آن چه ارائه می دهیم کجاست. همیشه محتاج بازخورد هستیم! بعد از سخنرانی با حین سخنرانی در یک جلسه در قیافه حضار دقیق می شویم تا بتوانیم بازخورد حرف های خود را بسنجیم. یا ممکن است به آنها فرم نظرسنجی بدهیم یا با آنها درباره اجرای خود صحبت کنیم و نظرشان را جویا شویم. بعد از گذراندن کورس و دوره ای فرم نطرسنجی و بازخورد یا پرسشنامه در اختیار شما قرار می گیرد تا نظر خود را با نام یا ناشناس درباره نحوه اجرا، کیفیت، مدرس و لجستیک دوره مکتوب کنید. یا ممکن است فرم بازخورد را از طریق ایمیل به آدرس شما ارسال کنند تا پر کنید. چگونگی واکنش شما به اجرای یک مداح یا مرثیهسر او را سر ذوق میآورد. پس بازخورد بیشتر برای بهتر کردن است نه تخریب. اما زمانی را تجسم کنید که در گروهی که عضو هستید فیدبکی برای مطالبی که پست می کنید دریافت نمیکنید. به تدریج انگیزه شما برای ادامه و پست مطالب کم میشود و ممکن است گروه را ترک کنی. اما وقتی یک لایک یا حتی یک انگشت شست به پایین می گیری خیلی تشویق میشوی که ادامه بدی و انگیزه بیشتری پیدا میکنی. ذکر این نکته ضروری است که فیدبک دادن یا حتی فیدبک گرفتن اصول و شرایطی دارد.
اما از فضای مجازی که وارد دنیای واقعی شویم باز هم بازخورد تمام رخ خود را به ما نشان میدهد: ممکن است خانم خانه لباس جدیدش را از خیاط گرفته و تنش کرده و منتظر است تا شریک زندگی اش درباه لباس جدیدش نظر دهد. یا شوهر کت و شلوار جدیدش را پوشیده و منتظر است تا نظر همسر خود را بشنود. تجسم کنید اگر در تمام این موارد بی تفاوت باشیم و عکس العلمی نشان ندهیم! دانشآموزی که بعد از تعطیلات نوروزی کفش های نوش را پوشیده و مدرسه رفته منتظر بازخورد دوستانش است. با جست و جوی بسیار مانتویی جدید گرفتهای و انتظار داری آشنایان، همکاران و فامیل بازخورد و نظر بدهند. شام هر چه باشد خانم خانه منتظر بازخورد است. بعد از مهمانی مفصل منتظر بازخورد مهمانان هستیم. کالایی که مصرف می کنی تولیدکننده از تو بازخورد می خواهد. کفش های برادرت یا خواهرت را که برق انداخته ای منتظر بازخورد یا شاید پاداش هستی. وقتی خانه را جارو میکشی یا در تعطیلات عید خانه تکانی می کنی و شیشه ها را برق می اندازی منتظر بازخورد از اطرافیان هستی. وفتی در مجلسی با دوستان به شام دعوتید و اوقات خوشی را دارید بعد از صرف شام درباره غذای رستوران به اظهارنظر می پردازید. به طور خلاصه همه چیز را می توان از زاویه و چارچوب فیدبک دید و تحلیل کرد.
حتی رانندگان هم به حیطه بازخورد وارد شده اند. این روزها پشت شیشه بعضی خودروها، کامیونها یا بارکشها جملاتی مانند «آیا از رانندگی من راضی هستید؟» یا «رانندگی من چگونه است؟» با شماره موبایلی برای ارسال اس ام اس بازخورد خودنمایی می کند. این شماره تلفن ممکن است مال صاحب کامیون یا شرکتی که راننده برای آن کار می کند باشد. آخر بیشتر امتحانات درباره سوالات و نحوه اجرا و موارد دیگر از شما بازخورد و نظر میخواهند. در هتلی که ماندهای هنگام چک آوت منشی از تو درباره سرویس و کارکنان فیدبک میطلبد. چند روز بعد از اینکه که خودروی خود را در نمایندگی تعمیر کردی تلفنت به صدا در می آید و سوالاتی درباره نحوه ارائه خدمات، مدت زمان، رفتار تعمیرکاران و قیمت خدمات ارائه شده از شما میپرسند. بازخوردهای استفادهکنندگان از خدمات موسسات آموزشی و فرهنگی و بییندگان و خوانندگان نویسندگان و پدیدآورندگان آثار فرهنگی و سینمایی و نمایشی هم اهمیت دوچندانی دارد.
اما در دنیای تولید و مصرف بحث بازخورد تخصصی تر و بااهمیتتر می شود به طوری که شرکت ها و کارخانههای معروف افرادی را با عنوان محقق تجربیات مصرف کننده یا کاربر (UX Researcher) به استخدام خود در می آورند تا روی تجربیات، گرایشات و بازخورد مشتری ها کار کنند و سلایق و انتخابهای آنها را به تولیدکننده گزارش و منعکس کنند. متعاقبا تولیدکننده بر اساس آن تجربیات و بازخوردها تغییرات لازم را در محصولات خود اعمال میکند تا محصولات خود را به دلخواه مشتری تولید و همزمان به سود بیشتری دست یابد.
با این مقدمه طولانی قدم به حیطه فیدبک در آموزش، از نوع مجازی یا حضوری (کلاسی/فیس تو فیس) و واقعی (Actual & Virtual) می گذاریم.
قابل ذکر است که این نوشته در پی آن نیست که تاریخچه، تعریف و انواع روشهای دادن یا گرفتن فیدبک را به معلمان و مربیان یاد بدهد بلکه هدفش نشان دادن و یادآوری اهمیت و دادن نوعی هوشیاری و آگاهی در اهمیت فیدبک و تلنگری برای تفکر (Reflection) روی فیدبک های گرفته شده و استفاده از آن است، چرا که معلمان و مربیان و مدیران خود با توجه به منایع مفید و عظیم که در فضای سایبری در دسترس است میتوانند به منابع مورد نیاز دسترسی پیدا کرده و دنبال روش های علمی فیدبک دادن بروند. مضافا به این نکته هم توجه شود که با شروع جدی تدریس آنلاین و کلاس های برخط و مخصوصا در وضعیت خاضر فیدبک دادن در فضای مجازی از اهمیت زیادی برخوردار شده است. برای شروع این بحث داستانها و سناریوها شاید برای ما آشنا باشد:
معلم از گلنار خواسته است که رنگ های زنگین کمان را روی تخم مرغ ها رنگ کند تا او به دانش آموزان کلاس نشان دهد. گلنار خیلی هیجانزده است و عاشق این جور کارهاست. دو روز را با عشق و علاقه ای وافر و با کمک گرفتن از ایدههای مادرش و برادرش صرف درست کردن تخم مرغ های رنگی می کند. گلنار از کارش راضی است. فیدبک مادر مثبت است. وقت تعیین شده توسط معلم روز چهارشنبه است. روز چهارشنبه سپری شده است گلنار در خانه است. مادر از دخترش سوال می کند که معلم از تخم مرغ ها خوشش آمد. گلنار بیحوصله میگوید وقت نشد معلم گفت هفته بعد بیاور. کودک فیدبک مناسب را دریافت نکرده است. مادر کار معلم را به نوعی توجیه می کند. اما معلم هفته بعد سراغی از تخم مرغ ها نمی گیرد...
دانش آموزی که با حوصلهای زیاد مدل منظومه شمسی را با دقت و وسواس زیاد با صرف وقت زیادی درست کرده است ممکن است فیدبک مناسب را از معلم را دریافت نکند و کم انگیزه شود و معلم ارزش زیادی برای کارش قائل نشود. فرزند شما یک هفته است که پروژه خود را تحویل داده است والدین سوال می کنند معلم چه گفت اما معلم هنوز بازخوردی نداده است.
هر معلمی که وارد پیشه تدریس می شود احتمالا کورسی یا واحدهایی را در موضوع فیدبک و چگونگی دادن فیدبک و آشنایی با نظریه های فیدبک میگذراند که معمولا تئوریک است. به بیان دیگر دادن بازخورد خود نیاز به آموزش و گذراندن دوره عملی و تئوریک و کسب مهارت (یاد گرفتن چیزی با تمرین) و تمرین و ممارست دارد. از طرفی فیدبک گرفتن معلم از نحوه تدریسش را هم باید به این بحث اضافه کنیم. جلو رفتن بر اساس شم خود (Intuition) ممکن است جواب ندهد. در سادهترین شکل وقتی دانشآموزی سوالی از ما در کلاس می کند بازخورد ما با توجه به اینکه درباره فیدبک یا عکس العمل در برابر سوال هنوز چیزی نمیدانیم ممکن است به این شکل باشد: «دیگه از این سوال های ساده نکنید!»، «اینو که همه می دونند!»، «بزارین درس را تمام کنم بعد به سوال شما می رسیم!»، «ببینید حتی رضا هم سوال کرد!»، «اینو که قبلا توضیح دادم حتما خواب بودی.»، «این هم شد سوال، سوال حسابی بکنید.»، «اینو که خاله من هم می دونه.» یا ارجاع سوال به دانش آموز دیگر.
اما در مقابل به این عکس العمل توجه کنید: «اتفاقا سوال خوبی کردی .....»، «رضا سوال خوبی را مطرح کرد. با هم سعی کنیم یه جواب براش پیدا کنیم.»، «سوال بسیار خوبی است.... ببین رضا ...». «دمت گرم رضا سوال هوسمندانه ای مطرح کردی ....»
ما میتوانیم روز رضا را خراب کنیم و حس پرسشگری را در او به قتل برسانیم و حتی فوبیای سوال کردن را در او تقویت کنیم یا برعکس روز او را بسازیم و با بازخورد و عکس العمل حرفه ای او را پرسشگر و انگیزهمندتر بار بیاوریم و سهمی اندک و نقشی کوچک در زیباتر کردن جهان ایفا کنیم. فراموش نکنیم که علم با پرسش کردن یاد گرفته میشود و مدرسه محلی برای سوال و اشتباه کردن و همکاری و رقابت دوستانه است. درجه و عقربه انگیزه و علاقه رضا با عکس العمل و بازخورد ما در برابر سوال بین 0 تا 180 در نوسان خواهد بود.
یا اصلا ممکن است به روش سوال و جواب (روش سقراطی) پاسخ سوال را از زبان خود دانش آموز بیرون بکشیم (Elicitation). وقتی دانش آموز خود به جواب می رسد احساس غرور می کند.
در کلاس وقتی دانش آموزی لباسی نو پوشیده ممکن است از رنگش تعریف کنی. یا مخصوصا بچه دبستانیها بعد از تعطیلات نوروزی یا بازگشایی مدارس در مهر با لباس فرم و کفش و لوازم التحریر نو به مدرسه می روند. وقتی معلم فقط با یک فیدبک و جمله کوتاه «چه خوش رنگ است» روز او را ساخته است و به تقویت ارتباط با دانش آموز کمک کرده است. البته بعضی دانش آموزان تعریف و تمجید بی مورد و اغراق شده را تشخیص می دهند. لذا باید به صورت حرفه ای و واقعی (genuine) و حساب شده فیدبک داد. از حالت چهره و حرکات چشم ابرو و دست و بدن هم برای دادن فیدبک نباید غافل شد!
شاید ارزیابیها مخصوصا ارزیابی مستمر (Formative Assessment) را هم در سطحی بتوان در زمره فیدبک و بازخوردی که معلم به دانش آموز در جهت پیشرفت او میدهد به حساب آورد.
نکته قابل توجه دیگر در بحث فیدبک این است که فیدبک مستلزم مشاهده (Observation) در معنی علمی آن و بررسی (Exploration) است و شاید پیش نیاز آن باشد. پس معلم با مشاهده به فیدبک دست میزند و به دنبالش در مرحله بعد شاید روی فیدبک خود تفکر و تامل (Reflection) کند. ممکن است فیدبک بر اساس اطلاعاتی ناقص بنا نهاده شده باشد، به مانند داستان فیل در تاریکی در دفتر سوم مثنوی معنوی که به علت مشاهده و تنها با یک حس و لمس فیل در فضای تاریک بازخوردی که مردم میدادند اگرچه اشتباه نبود اما کامل نبودند و به این خاطر نظرگاهشان مختلف شد. چرا که مشاهده تنها با یک حس یعنی لامسه به دست آمده بود. به طوری که یکی فیل را دال نام میداد و آن دیگری الف. برای همین در بحث فیدبک قبلش باید به مشاهده در معنی علمی آن یعنی استفاده از حواس پنجگانه و تفکر و نتیجه گیری سود برد. برای اینکه از کسی درباره تدریس خود فیدبک بگیرید باید فیدبک دهنده (مثلا سرگروه آموزشی درس) در کلاس درس شما بنشنید و مشاهده (دیدن + گوش دادن) و مخصوصا یادداشتبرداری کند. دانش آموزان هم به نوبه خود باید با روش دادن فیدبک درباره معلم خود آشنا باشند. برای مثال باید بدانند که در فیدبک شما به عنوان معلم نباید توسط دانش آموز موردقضاوت قرار بگیرید و نیز نباید از جملات کلی مانند «معلم به تمرینهای درس اهمیت نمی دهد!» استفاده کنند بلکه باید تمرکزشان روی فعالیتها، متدها و مواد درسی باشد.
من چگونه تدریس می کنم؟
اما یک سوال مهم همیشه جلوی چشم معلمان خودنمایی می کند: «من چگونه تدریس می کنم؟» معلم سال 30 خدمتش است اما میگوید کسی تا به حال «در» کلاسش را باز نکرده است تا چند دقیقه در کلاسش بنشیند یا از کسی بازخوردی درباره روش تدریسش در طول این 30 سال دریافت نکرده است. اگر رانندگان به راحتی بازخورد رانندگی خود را با اساماسی دریافت می کنند اما دادن بازخورد برای تدریس معلم به این سادگی نیست. چرا که دروازه کلاس درس کیپ بسته می شود و حتی مدیر هم به سختی می تواند در کلاس درس معلم ایرانی بنشیند و معمولا به علت فضای حاکم و احتیاط و مصلحتاندیشی کسی به ندرت رغبت و حق ورود به کلاس درس را پیدا میکند. حضور سرگروههای آموزشی (حتی با فرض اینکه آموزش های لازم دراین زمینه را کسب کرده اند) هم مشکلات و چالش های خود را دارد. البته پنجره وسط در کلاس تنها برای چک کردن حضور معلم است! پس عملا فیدبک تنها از طرف دانشآموزان که در جای خود اهمیت دارد درباره معلم داده میشود که ممکن است اعتبار آن هم با شک و تردید تلقی میشود. از طرفی شواهد نشان می دهد که در آموزش و پرورش بازخورد و مشاهده اهمیت و جایگاه واقعی خود را پیدا نکرده است.
نگارنده بر این عقیده است که برای باز کردن یا نیمه باز کردن در کلاس درس معلم ایرانی بهتر است با تدریس گروهی (دو نفری) شروع کرد یعنی رفتن به کلاس همدیگر به طوری که هر کس در کلاس خود معلم لید باشد و آن دیگری کمکی. همچنین دعوت از والدین دانش آموزان (هر جلسه یک والد) و صحبت و فیدبک گرفتن بعد از کلاس و برقراری ارتباط حسنه برای حضور در کلاس و حتی کمک گرفتن از آنها ممکن است راه باز شدن در کلاس معلم ایرانی را تسهیل و هموار کند.
فیدبک در فضای مجازی
بحث کلاسهای آنلاین اهمیت فیدبک را دو چندان کردهاست. معلمی که تازه شروع به برگزاری کلاسهای آنلاین کرده است شاید ایدهای از اینکه چگونه فیدبک بدهد و بحث آنلاین را چگونه هدایت کند نداشته باشد، مخصوصا وقتی موضوعی به دانش آموز می دهد وخود به عنوان میانجی (Moderator) یا تسهیل کننده (Facilitator) نقش خود را بازی می کند. ممکن است تجاربی از بحثهای داغ و نه چندان دوستانه در پیام رسانهایی مانند تلگرام یا واتساپ داشته باشد.
طرز رفتار و اصول سخن گفتن در کلاسها و کورسهای آنلاین و فضای مجازی یا رفتار شایسته در زندگی دوم (Second Life) نتیکت را به ذهن متبادر می کند. لذا قبل از ادامه بحث فیدبک در فضای سایبری ضروری است که اشاره مختصری داشته باشیم به رفتار اینترنتی مخصوصا رفتار و نزاکت دانشآموزان در فضای مجازی و چت رومها و گروهها. اصطلاح نتیکت (اینترتت + اتیکت) یا نتزاکت (اینترنت + نزاکت) به چگونگی رفتار آنلاین در اینترنت می پردازد. برای مثال چگونه دانش آموزان مخصوصا آنهایی که برای اولین بار در فضای مجازی شروع به پست مطلب می کنند و صورت معلم را نمیبینند مودبانه در فضای آنلاین یا محیط LMS (سیستم مدیریت یادگیری) با رعایت اصول ادب و نزاکت تعامل کنند یا در گروه و کلاسی آنلاین درباره مطلبی نظری را پست کنند. قانون طلایی نتزاکت می گوید که چیزی که در عالم واقعی و رو در رو به کسی نمی توانی بگویی پست نکن و همچنین قبل از پست کردن مطلبی فکر کن. استفاده به جا از ایموجیها و اسمایلی ها به عنوان ابزارهایی برای دادن فیدبک مرسوم است.
وقتی در گروه و کلاس خود یا در چت روم شبکه شاد به آنهایی که نظری را درباره سوال مطرح شده پست میکنند یک شست ببالا (Thumbs-up) یا کف (Clapping Hands) یا اوکی (OK Hand) میدهی و تقی از قلم می افتد و یا فراموش می کنی به او هم فیدبک بدهی آن وقت فاجعه رخ می دهد. نکته مهم دیگر در نتزاکت احترام به خلوت و حریم خصوصی (Privacy) دیگران است. طرفه آن که برای رفتار درست در فضای مجازی آموزش های لازم و تمرین و ممارست کافی در این بار داده شود. کم نیستند کسانی که با اصول نتزاکت آشنا هستند و در قسمت «نظر شما» در وبگاه صدای معلم با رعایت اصول نتزاکت نظر و بازخورد خود را پست میکنند یا به پست دیگران واکنش نشان میدهند. گذشته از چت ها که در زمان حال و به صورت زنده انجام می گیرد در محیط آنلاین مدت زمان دادن فیدبک یا پاسخ به پروژه ها و تکالیف باید کم و معقول باشد و در اسرع وقت انجام گیرد. منتطر گذاشتن طولانی دانش آموز برای بازحورد درباره پروژه ای که پست کرده انگیزه او را ضعیف میکند. همه ما بارها تجربه کردهایم که هنگام ارسال پیام یا مقاله به ایمیل ژورنالی وقتی بلافاصله ایمیل اعلام وصول را دریافت می کنیم چه انگیزه و شعفی به شما دست می دهد. بر عکس وقتی بعد از هفته ها جواب ایمیلی را میگیری ... نکته دیگر رعایت انصاف و عدالت و بدون تبعیض به همه فدیبک دادن است. وقتی قرار بر دادن فیدبک است به همه باید فیدبک داده شود و نمی توان گزینشی رفتار کرد. چرا که همه رفتار آنلاین ما در گروه زیر ذرهبین دانش آموزان قرار دارد. حتی تعداد کلمات اختصاص داده شده برای هر عضو هم باید مدنظر قرار گیرد.
سخن آخر
گروهی نحوه دادن بازخورد مخصوصا در فضای مجازی را نوعی هنر محسوب میکنند، اما هر چه باشد نحوه دادن فیدبک و حتی گرفتن آن نیاز به آموزش و مطالعه دارد. فیدبک درست و حرفهای جزئی جدایی ناپذیر از آموزش است. در جوامع توسعه یافته مخصوصا در کشورهایی که از آموزش و پرورش بروز و معلمان حرفهای برخوردارند فیدبک عنصری حیاتی به شمار می آید و به صورت مستمر دوره هایی تخصصی برای معلمان در این زمینه برگزار می شود.
در بحثی که از نظرتان گذشت به طور خلاصه درباره اهمیت فیدبک سخن رفت و نیز مثالهایی در این زمینه بحث شد. همانطور که اشاره شد هدف این نوشته پرداختن به تاریخچه، اصول و تئوریهای فیدبک و انواع فیدبک (مانند مثبت، منفی، سازنده، مخرب، ساندویچی...) و اصول نتراکت نبود چرا که خواننده خود به خوبی میتواند از منابع گسترده در این زمینه که در فضای مجازی در دسترس است سود ببرد. هدف تاکید بر اهمیت فیدبک و اندکی مکث روی آن مخصوصا در فضای مجازی در این دوران سخت و چالش برانگیز در آموزش و واداشتن خواننده به تلاش برای آشنایی علمی با روشهای فیدبک و دادن نوعی هشدار و آگاهی در این زمینه است.
منتظر بازخورد شما هستیم از هر نوعش.
پینوشت:
* اعتبار (credit) کلمه «نتزاکت» را باید به همکار فرهیختهام جواد فروغی بدهم که با هنرمندی آن را معادلی برای نتیکت خلقالساعه آفرید.
* نام نویسنده «نامهای به خدا» پیش نگارنده محفوظ است و نامه بدون هیچ دخل و تصرف و تصحیحی و تنها با حذف نام و آدرس نویسنده در ابتدای این مقاله آورده شده است.
* در این نوشته برای ادای احترام به آن معلمی که گفت «آیلان» به جای آنلاین در مواردی به عمد از کلمه «آیلان» به جای آنلان استفاده کردهام، باشد که این اصطلاح جا بیافتد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
هردم از این باغ بری می رسد
تازه تر از تازه تری می رسد
آیا در حوزه ی تعلیم و تربیت مافیایی دیگر در کمین دانش آموزان این مرز و بوم است؟
آیا امتحان نهایی درس انگلیسی مدارس شبیه پدیده ی شوم کنکور سراسری می شود؟
آیا بساط "رویکرد ارتباطی" در آموزش زبان در ایران (نیامده) برچیده می شود؟
آیا معلمان درس انگلیسی علیرغم میل باطنی و به درخواست اولیای خانه و مدرسه و به اجبار نیازهای فوری دانش آموزان به کسب نمره ی مناسب در امتحان نهایی به جزوه ها و نکته ها روی خواهند آورد؟
تکلیف دانش آموزان روستاها و شهرهای بدون آموزشگاه های زبان چه خواهد شد؟ تکلیف دانش آموزان بی بضاعت و کم بضاعت در شهرهای برخوردار چه خواهد شد؟
بروز این همه بی عدالتی عمدی است یا سهوی؟
با محتوای شفاهی بسیار ضعیف کتاب های درسی انگلیسی و وقت کم کلاس درس درمدرسه دانش آموزان برای پاسخ گویی به این گونه امتحان ها مهیا نمی شوند. آن هایی که آموزشگاه زبان نمی روند یا هزینه ی آن را ندارند چه می شوند؟ عدالت آموزشی کجا رفته است؟ رخت بر بسته است؟
این ها تعداد اندکی از سوال های بی جوابی هستند که حوزه ی زبان های خارجی دفتر تالیف کتب درسی به همراه مرکز پایش و سنجش آموزش به آن ها پاسخ دهند.
نگاهی به بخش شفاهی امتحان نهایی در تیرماه 99:
آیا شایسته است در شرایط دشوار ناشی از گسترش بیماری کووید 19سطح بسیار بالاتر از محتوای کتاب های درسی سرشار از واژه های جدید ( تعداد 41 مورد واژه ها، عبارت ها یا ساختار های دستوری جدید خارج از کتاب در امتحان رشته های ریاضی فیزیک، علوم تجربی و تعداد 48 مورد مشابه در امتحان رشته های علوم انسانی، علوم معارف اسلامی) برای امتحان در نظر گرفته شود؟
در دسترس بودن متن نوشته ی فایل های صوتی (که به علت عدم اطمینان از امکان اجرای بخشی از آزمون انجام می شود) موجب افزایش شدید بی عدالتی در برگزاری امتحان می شود؛ مستنداتی در دسترس است که نشان می دهد متن نوشته ی فایل های صوتی امتحان نهایی (که حکم کلید سوالات را دارد) در دقایق اولیه ی شروع امتحان (حدود ساعت هشت صبح) در فضای مجازی در دسترس همگان بوده است. در برخی حوزه ها معلم حاضر در حوزه از روی متن نه یکبار بلکه چند بار خوانده است و این در حالیست که بسیاری ازحوزه ها مطابق دستورالعمل اعلام شده عمل کرده اند و فقط یکبار فایل صوتی را پخش کرده اند و در برخی حوزه ها بیش از یکبار فایل صوتی پخش شده است. همه ی این موارد گام هایی در مسیر بی عدالتی در برگزاری امتحان محسوب می شوند.
برگزاری همراه با مساوات و عادلانه ی بخش شفاهی ممکن نیست چون تجهیزات غیر همسان است، متفاوت است و موجب بی عدالتی است. در سالن های بزرگ با کیفیت بسیار پایین پخش صدا که فایل صوتی فارسی را هم نمی شود فهمید و خود معلم هم به دلیل کیفیت پایین پخش، به زحمت متوجه محتوای فایل صوتی امتحان می شود چگونه انتظار اجرای عدالت در برگزاری امتحان را داشته باشیم؟
سهم آموزش شفاهی در پایه ی دوازدهم سه درصد و سهم سوال شفاهی در امتحان نهایی بیش از سی درصد است. این عدالت است؟ انصاف است؟ چه توجیهی دارد؟ با چه منطقی حدود یک سوم (بیش از سی و یک درصد) ازبارم بخش سوالات اجباری یعنی بیست و پنج درصد کل نمره ی امتحان به بخش شفاهی اختصاص می یابد در صورتی که سهم محتوای شفاهی از کل کتاب درسی حدود سه درصد (3%) است؟فقط 6 صفحه از 168 صفحه ی کتاب دانش آموز و کتاب کار پایه ی دوازدهم به آموزش شفاهی اختصاص دارد و مدت زمان کل فایل های صوتی کتاب درسی انگلیسی پایه ی دوازدهم "پنج دقیقه و دو ثانیه" است.
برای دانش آموزان، این امر ناامیدکننده، ملال آور،غیر منتظره و گیج کننده است اگرچه در شرایط عادی هم این امر عادلانه نیست.
اصلاح کلید امتحان چند روز بعد از برگزاری و در حالی که بخش قابل توجهی از اوراق امتحانی تصحیح شده بودند، بی عدالتی بیشتر را رقم زد؛ دست مصحح را برای ارفاق باز گذاشتند و چون سلیقه ها در نمره دهی متفاوت است این امر به بی عدالتی در تصحیح دامن می زند. وقتی دانش آموز ساعی فایل صوتی را به وضوح نشنیده است و سوالات بخش شفاهی را یا بی جواب گذاشته یا با تکیه بر شانس جواب داده است، اصلاح کلید چه گامی در مسیر برگرداندن حق تضییع شده ی دانش آموز بر میدارد؟
محتوای خارج از کتاب، اعتبار محتوایی امتحان را ازبین برده است. بسیاری از جمله های امتحان کوچکترین شباهتی به سطح جمله های کتاب ندارند.
فایل های صوتی امتحان با لهجه هایی کاملا متفاوت از فایل های صوتی ضعیف کتاب تهیه شده اند.
بررسی جزییات سوالات امتحان رشته های ریاضی فیزیک و علوم تجربی:
وجود تعداد هفده مورد عبارت یا کلمه یا ترکیب گرامری تدریس نشده ی کاملا جدید به شرح زیر در محتوای فایل صوتی و در نتیجه دشواری فهم محتوای شفاهی حق بسیاری از دانش آموزان را ضایع کرده و موجب بی عدالتی شده است:
(latest, turn into, be onto something, alternative, recycle into, unwanted, wave of the future, closely, employee, self-directed, independence, to my surprise, resourceful, put something to work,
و هم چنین استفاده از سه ترکیب دستوری سطح بالای تدریس نشده به شرح زیر:
having had مصدر حال کامل
would be working
would have told جمله ی شرطی نوع سوم))
در گزینه ی اول سوال شماره ی 5 فعل imagine که یک فعل گذراست به اشتباه بدون مفعول نوشته شده است.
کلمه ی mention در سوال شماره ی 6 خارج از کتاب است و چون کلمه ی کلیدی و تعیین کننده ی پاسخ است، حق بسیاری از دانش آموزان را ضایع می کند.
در شماره ی 7 وجود دو کلمه ی خارج از کتاب (recycling, unwanted)در متن جمله پاسخ گویی را برای بسیاری از دانش آموزان غیر ممکن می نماید.
تصاویر سیاه و سفید مربوط به موارد 16 تا 19 به اندازه ی کافی واضح نیستند.
در قسمت b در ردیف 4 بخش موارد مربوط به تصاویر، وجود سه کلمه ی خارج از کتاب (focus, ray, leaf)امکان پاسخ گویی را از بسیاری از دانش آموزان می گیرد.
در قسمت d ردیف 4 موارد مربوط به تصاویر، اسم قابل شمارش مفرد towerبه اشتباه بدون modifier نوشته شده است.
در شماره ی 26 کلمه ی trustworthy خارج از کتاب در متن جمله به کار رفته است.
شماره ی 27 نکته ی گرامری مربوط به زمان حال استمراری را می سنجد که در کتاب پایه ی دوازدهم وجود ندارد؛ موجب تضییع حق بسیاری از دانش آموزان است.
در شماره ی 28 نکته ی گرامری مورد نظر در یک جمله ی دو بخشی غلط انداز داده شده است و در کتاب درسی حتی یک مورد مشابه آن وجود ندارد.
در شماره ی 29 ادغام دو نکته ی دستوری (مجهول و شرطی نوع 2) پاسخ گویی را دشوار می کند. در کتاب درسی مورد مشابه آن وجود ندارد.
دستورالعمل ردیف 8 مربوط به جمله ی شماره ی 30 مبهم و غلط انداز است و برخی دانش آموزان را به این اشتباه می اندازد که با هر کدام از این سه کلمه جمله را کامل کنند. دستورالعمل صحیح این است:
از بین ضمایر موصولی(who, whom, which) یکی را انتخاب کنید و جمله را با استفاده از آن کامل کنید.
در شماره ی 31 ادغام سه مبحث دستوری ( زمان حال کامل وquestion tags و مجهول) سطح سوال را بسیار بالاتر از کتاب درسی می برد. در کتاب درسی حتی یک مورد مشابه آن وجود ندارد.
در جمله ی مربوط به شماره ی 34 علامت کاما بعد از کلمه ی sooner به اشتباه حذف شده است.
در خط پنجم متن شماره ی 1 ردیف 10 اسم قابل شمارش مفرد languageبه اشتباه بدون modifier نوشته شده است.
در خط ششم متن شماره ی 1 ردیف 10 از ترکیب the greater, the harderکه در کتاب های دبیرستان تدریس نشده است، استفاده شده است.
در خط نهم متن شماره ی 1 ردیف 10 از ترکیب does appearکه در کتاب های دبیرستان تدریس نشده است، استفاده شده است.
در شماره ی 37 اسم قابل شمارش مفرد systemبه اشتباه بدون modifier نوشته شده است.
در متن شماره ی 2 ردیف 11 وجود تعداد نه عبارت یا کلمه یا ترکیب دستوری خارج از کتاب به شرح زیر امکان پاسخ گویی را از بسیاری از دانش آموزان می گیرد:
(experimental, progress [be in progress to do something), geothermal, get rid of, hydroelectric, streams, underway [be underway to do something], is also being tested, not only, but also)
پاسخ باز به شماره ی 51 که نمره دهی آن بر اساس سلیقه ی مصحح است در امتحان نهایی حتما موجب تفاوت و بی عدالتی در نمره دهی خواهد شد.
پاسخ باز به شماره ی 52 که نمره دهی آن بر اساس سلیقه ی مصحح است در امتحان نهایی حتما موجب تفاوت و بی عدالتی در نمره دهی خواهد شد.
پاسخ باز به شماره ی 53 که نمره دهی آن بر اساس سلیقه ی مصحح است در امتحان نهایی حتما موجب تفاوت و بی عدالتی در نمره دهی خواهد شد.
پاسخ باز به شماره ی 54 که نمره دهی آن بر اساس سلیقه ی مصحح است در امتحان نهایی حتما موجب تفاوت و بی عدالتی در نمره دهی خواهد شد.
در شماره ی 53 دو کلمه ی خارج از کتاب (unlike, concentration) وجود دارد.
در شماره ی 54 چهار کلمه ی خارج از کتاب (woods, leaves, grassland, relaxing)وجود دارد.
در شماره ی 54 اسم های قابل شمارش مفرد (lake, mountain)به اشتباه بدون modifier نوشته شده اند. grasslandغیر قابل شمارش است که بدونmodifier به کار رفته است ولی(lake, mountain) نمی توانند این گونه به کار بروند.
در شماره ی 57 بخش ب ردیف 15کلمه ی action به اشتباه به جای actions نوشته شده است.
در هر دو بخش مربوط به ردیف 17 نمره دهی بر اساس سلیقه ی مصحح است. در امتحان نهایی حتما موجب تفاوت و بی عدالتی در نمره دهی خواهد شد.
در ردیف 17 بخش د هیچ معیاری برای اینکه پاسخ چگونه باشد و تصحیح چگونه صورت بگیرد داده نشده است. نمره دهی بر اساس سلیقه ی مصحح است.
در ردیف 17 بخش د کلمه ی martyred خارج از کتاب است.
بررسی جزییات سوالات امتحان رشته های ادبیات و علوم انسانی، علوم و معارف اسلام:
وجود تعداد سیزده موردعبارت یا کلمه ی تدریس نشده ی کاملا جدید به شرح زیر در محتوای فایل صوتی و در نتیجه دشواری فهم محتوای شفاهی حق بسیاری از دانش آموزان را ضایع کرده و موجب بی عدالتی شده است:
(practically, out of juice, do me any good, inbox, get stuck into doing something, respond, account, approach [take an organized approach], delete, remaining, replies, take up, be done)
در شماره ی 6 کلمه ی convertible در گزینه ی c خارج از کتاب است؛ تاثیر مستقیم بر پاسخ دارد و گزینه ی d باعث می شود پاسخ گویی برای دانش آموزان بسیار دشوار شود.
در شماره ی 10 اسم قابل شمارش مفرد speakerبه اشتباه بدون modifier نوشته شده است.
در شماره ی 10 هم عبارت get stuck into خارج از کتاب است و هم عین کلمه یresponding که پاسخ صحیح است از کلمات خارج از کتاب است و حتما به این سبب حق دانش آموزان ضایع می شود.
در شماره ی 11 کلمه ی account خارج از کتاب است.
در شماره ی 13 کلمه ی unwanted خارج از کتاب است.
در شماره ی 14 هم کلمه یapproach و هم هم نشینی take an approach خارج از کتاب است ؛ سطح سوال بسیار بالاتر از سوال های کتاب است و حتما به این سبب حق دانش آموزان تضییع می شود.
تصویر مربوط به شماره ی 18 به اندازه ی کافی واضح نیست.
در جمله ی a در بخش مربوط به تصاویر ردیف 4 ضمیر موصولی them به اشتباه در آخر جمله نوشته شده است.
در شماره ی 21 کلمه ی author خارج از کتاب است.
در شماره ی 27 کلمه ی neighborhood خارج از کتاب است.
در شماره ی 30 نکته ی مورد نظر مربوط به بخش word attack است که به اشتباه در بخش گرامر داده شده است؛ در همان بخش word attack کتاب هم پیچیدگی پاسخ دهی مورد نیاز برای پاسخ این سوال نه تدریس شده است و نه مورد نظر هست؛ حتما به این سبب حق دانش آموزان ضایع می شود.
در ردیف 9 متن شماره ی 1 وجود تعداد نوزده عبارت یا کلمه ی خارج از کتاب به شرح زیر امکان پاسخ گویی را از بسیاری از دانش آموزان سلب می کند:
(physicist, graduating, Patent, theoretic, Theory, Relativity, Prague, Prussian, Academy, award, strict, citizen, President, atomic, bomb, lectures, speeches, hospitalized, stomach)
در شماره ی 35 کلمات گزینه های 1 و 2 و3 خارج از کتاب هستند و اتفاقا گزینه ی صحیح هم کلمه ای خارج از کتاب است.
کلمه ی academic در گزینه ی د شماره ی 36 خارج از کتاب است.
کلمه ی graduation در شماره ی 38 خارج از کتاب و مانع پاسخ گویی صحیح است.
کلمه ی fear در شماره ی 40 خارج از کتاب است.
در ردیف 10 متن شماره ی 2 بسیار طولانی است و وجود تعداد نه عبارت یا کلمه ی خارج از کتاب به شرح زیر امکان پاسخ گویی را دو چندان دشوار می نماید:
(radiant, Photosynthesis, roots, leaves, muscles, run out(سه بار تکرار), unlike, capture, transform)
در شماره ی 42 گزینه ی اول کلمه ی reach خارج از کتاب است.
در شماره ی 48 کلمه یcovered خارج از کتاب است.
در جمله ی مربوط به شماره ی 52 عبارت on foot خارج از کتاب است.
پاسخ باز به شماره ی 55 که نمره دهی آن بر اساس سلیقه ی مصحح است در امتحان نهایی حتما موجب تفاوت و بی عدالتی در نمره دهی خواهد شد.
پاسخ باز به شماره ی 56 که نمره دهی آن بر اساس سلیقه ی مصحح است در امتحان نهایی حتما موجب تفاوت و بی عدالتی در نمره دهی خواهد شد.
در خط اول شماره ی 56 کلمه یbones خارج از کتاب است.
در ردیف 14 قسمت a کلمه یsuddenly خارج از کتاب است.
در ردیف 14 بخش ب ضرب المثل های شماره های 58، 59 و 60 که همه جمله هستند و لازم است در پایان علامت نقطه داشته باشند، نقطه گذاری نشده اند.
در هر دو بخش مربوط به ردیف 16 نمره دهی بر اساس سلیقه ی مصحح است. در امتحان نهایی حتما موجب تفاوت و بی عدالتی در نمره دهی خواهد شد.
در ردیف 16 بخش د کلمه ی uniformخارج از کتاب است.
در پایان یادآور می شوم که هر دو نمونه سوال امتحان درس زبان انگلیسی در تیرماه 99 بیش از اینکه امتحان هایی بر اساس و منطبق با سطح کتاب باشند، آزمون های بسندگی بسیار بالاتر از سطح کتاب هستند.
پیشنهاد:
تفکیک نمره ی شفاهی از نمره ی کتبی به گونه ایکه امتحان شفاهی مستقل از امتحان کتبی باشد و اختصاص نمره ی شفاهی به طور کامل به معلم مدرسه واگذار شود.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
فراگیری انشا برای دانش آموزان ، لازم و ضروری ست و آنها برای بهتر دیدن و بهتر فهمیدن باید انشا را به نحو شایسته و مطلوبی بیاموزند. حتی آن گروه از دانش آموزانی که به طور ذاتی ، جوهره ی انشانویسی در آنها هست، نیازمند آموزش و کسب ابزارهای نوشتاری هستند. این ابزارها اَشکال گوناگونی دارد که باید آنها را شناخت و بدانها توجه داشت.
اگرچه برای تدریس انشا در مدارس کارهایی صورت گرفته اما باز هم در این راستا باید چاره ای اندیشید. انشا و گونه های متفاوت نوشتن فوایدی به همراه دارد که اگر دانش آموز با ثمرات آن آشنا شود ، ارتباط بهتر و مناسب تری با انشا و نویسندگی برقرار می کند. شرط پی بردن به نقش انشا در یادگیری دروس دیگر و فهم بهتر مطالب و نیز آفرینش ادبی، علمی ، فلسفی و ... زدودن ذهنیت نادرست دانش آموز نسبت به انشا و نویسندگی ست.
دیدگاه غلط نسبت به مقوله ی انشا ، این درس را در ذهن دانش آموز بی ارج و منزلت می کند. نگاه سنتی و فرسوده ی والدین ، عوامل مدرسه و خود دانش آموز ، درس انشا را چنان خوار و خفیف جلوه می دهد که متاسفانه جایگاه این درس در برنامه ی هفتگی معمولا در زنگ پایانی _ که اوج خستگی دانش آموزان است- جای می گیرد. بی اهمیت بودن انشا در ذهن عادت زده ی اشخاص باعث می شود که این درس در بین دروس دیگر جایگاه مناسبی نداشته باشد. بنابر این تغییر زاویه ی دید در انشانویسی بسیار اهمیت دارد، خواه موضوع انشا تکراری خواه نو و غیر تکراری باشد.
یک عمر می توان سخن از زلف یارگفت
دربند آن نباش که مضمون نمانده است
پس نوع نگاه و نگرش به انشا و اساسا نویسندگی باید تغییر کند. زیرا انشای خوب و مطلوب نیازمند زاویه ی دید تازه و نگاه متفاوت و غیرهمیشگی ست. با انشای خوب می توانیم بازتاب درخوری از دنیای ذهنی خود داشته باشیم. چنانچه غیر ازاین باشد نباید انتظاری از تولیدات خود داشت. از این منظر با دو نوع انشا روبرو هستیم :
۱- انشای سودمند، اندیشه محور و استخوان دار
۲- انشای ناسودمند، بی قدر و پوشالی
اگر با عناصر و مواد نوشتن آشنا شویم، برمیزان ارزش های ادبی و هنری انشای خود می افزاییم. کشف و آشنایی شیوه های انشانویسی ما را در خلق و آفرینش اثری ارزشمند بسیار کمک می کند. شاید کشف شیوه های نوشتاری یکی از عوامل ایجاد آفرینش سبک ها و مکاتب ادبی بوده باشد.
ما براین عقیده ایم که برای بهبود وضعیت انشا باید از همان سنین پایین قدم برداریم در غیر این صورت دانش آموزی که به دوره ی متوسطه دوم پا می گذارد هیچ انگیزه ای برای انشانویسی ندارد و غالبا بی اعتنا و سرگران از کنار انشا می گذرد.
در کتابی خواندم که بچه ها تا هفت سالگی بیشترین هوش و توانایی و استعداد را برای فراگیری و آموزش دارند. متاسفانه دراین محدوده ی سنی اقدامات موثر و چشمگیری صورت نمی گیرد. اگرچه عادتا انشا به صورت کتبی ست اما می توانیم برای تقویت انشا در بچه ها از آنها بخواهیم درباره ی موضوعی بیندیشند و یک انشای شفاهی ارائه دهند. به هرحال باید در ارتقای سطح کیفی انشا گام های موثرتر ی برداشت.
دانش آموزان هنگام نوشتن انشا در بادی امر اظهار ناتوانی و عجز می کنند.این صفت ناشی از عوامل متعددی است که باید آنها را شناخت و یک یک آنها را از پیش پای دانش آموزان برداشت. محدودیت اطلاعات دانش آموز و دایره ی تنگ لغات ذهنی او یکی از فاکتورهای مهم عجز و ناتوانی او در انشانویسی ست. دانش آموز می تواند با خواندن کتاب های جذاب و مفید موجب گسترش دامنه ی اطلاعات خود شود.قطعا مطالعه در تسریع روند تکاملی انشا و رسیدن به قله ی مطلوب نویسندگی نقش به سزایی داشته باشد. با مطالعه ی مستمر و تشویق و ترغیب دامنه دار دانش آموز می توانیم فرهنگ انشانویسی را در بین همگان نهادینه کنیم.
ناآگاهی دانش آموز از فواید خواندن و نوشتن نه تنها سبب اظهار ناتوانی او می شود که حوصله ای برای او در موقع نوشتن انشا باقی نمی گذارد و نهایتا از سرِ ناچاری به نوشتن انشایی قالبی و کلیشه ای اقدام می کند. علاوه براین دانش آموزان چون از یکدیگر تقلید می کنند ، همین تقلیدهای نابه هنجار و ناشیانه تاثیرات مخربی در انشا خواهدداشت. در این میانه اگر معلم بتواند نگاه های قالبی و سنتی دانش آموز را نسبت به انشا در هم بشکند و به او نگرشی نو عطا کند، دانش آموز رفته رفته خود را از حلقه ی تنگ تکرار و کلیشه بیرون می کشد و نوجویانه به موضوع انشا می نگرد.چه معلم و چه دانش آموز باید بداند که هم اینک معیارهای نو و تازه ای برای ارزیابی انشا وجود دارد.
نکته ی افزودنی دیگر آنکه ویژگی های یک معلم تکامل یافته عبارتند از پژوهنده، خلاق ، مطالعه گر ، نونگاه ، آگاه ، نوجو و عادت زداست که دانش آموزان خود را به سمت نوبینی در انشا فرامی خواند. عادت زدگی ، دانش آموز را در تنگنای تکرار قرار می دهد.معلم می تواند گرد و غبار عادات را از ذهن دانش آموز بروبد تا به قول قیصر امین پور به بی عادتی عادت کند. یکی ازاین عادت زدگی های آنها هنگام نوشتن انشا توجه به لغات مغلق و مهجور متون گذشته است که گره ای از مشکلات دانش آموزان نخواهدگشود.
نکته ی نوشتنی دیگر آنکه جهت دست ورزی ابتدائا از موضوعات عینی و ملموس و به تدریج از موضوعات ذهنی استفاده می کنیم. در این میان به دانش آموزان می توان گفت که استفاده از حواس پنج گانه در نوشتن انشا بسیار موثر خواهد بود.
نکته ی پایانی آنکه انشای ما باید رنگ مایه ای از فکر و قلم ما را داشته باشد ، به عبارت دیگر نوشته ی ما باید معرف خودِ ما باشد نه بازتابنده ی افکار و اندیشه های دیگران .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
آموزش زبان انگلیسی در مدارس ایران یکی از مسائل عمده آموزشی و فرهنگی در سطح کشور است که به نظر میرسد هنوز هم با ابهامات و چالشهای بسیاری همراه باشد.
در طی این سالها با توجه به اهمیت این مسئله در سرنوشت تحصیلی و شغلی دانش آموزان و همچنین نقش زبان در فرهنگ، صنعت، علم و فناوری؛ تلاش های بسیاری در آموزش و پرورش و توسط معلمان صورت گرفته است.
با این حال هنوز هم اکثر دانش آموزان صرفا با تکیه بر دروس و آموزش های مدرسه، آن گونه که انتظار میرود قادر به مکالمه و برقراری ارتباط زبانی نیستند و به نظر میرسد اهداف «رویکرد ارتباطی» به طور کامل محقق نشده باشد.
البته این ضعف درسی ممکن است در سایر دروس مثل عربی، ریاضی ، قرآن و امثال آنها هم وجود داشته باشد، اما زبان به عنوان یک مهارت ارتباطی بیشتر و راحت تر از سایر دروس قابل مشاهده ، سنجش و ارزیابی است؛ بنابراین اشکالات آن نیز آشکارتر است.
اهمیت کاوش و یافتن راه حل در مقوله آموزش زبان در مدارس ایران زمانی مضاعف میشود که به گفته اکثر معلمان زبان ، کتاب درسی در زمینه مهارتها ، مطالب مفید و لازم را خصوصا در مهارت شنیداری به اندازه کافی و مورد نیاز نداشته؛ اما در کمال تعجب در آزمون سرنوشت ساز نهایی شاهدیم که سوالاتی فراتر از مهارت های سطح کتاب مطرح میشود. گنجاندن بخش شنیداری در آزمون نهایی آن هم به صورت پخش فایل صوتی از طریق بلندگوهای معمولی مدارس ، امسال هم اعتراضات فراوانی در پی داشت و به بحث های دامنه داری تبدیل شد .
در طی این روزها همچون خرداد سال گذشته صدها و بلکه هزاران پیام اعتراضی در مورد عدم امکان برگزاری آزمون شنیداری در نهایی از سوی معلمان در گروه های مجازی ارسال شد، اما ظاهراً قرار نیست هیچ تغییری در این بخش صورت بگیرد!
آنچه در این بحث ها و انتقادات کمتر مورد پرسش قرار گرفت ، نقش سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی و یافته های علمی این نهاد در ارائه راهکارهای علمی و عملی در این زمینه است ، موضوعی که به شدت نیاز به پژوهش های جدی در دانشگاه ها و مراکز پژوهشی مرتبط با علوم انسانی دارد.
بررسی این سوال است که رویکرد جدید آموزش زبان انگلیسی موسوم به «رویکرد ارتباطی» که حدود ۷ سال هم از شروع آن میگذرد، چه دستاوردهایی داشته و با چه مشکلاتی روبه روست ؛ به طور مشخص سؤالی که سازمان پژوهش لازم است به آن پرداخته و برای آن راهکار و گزارش تهیه کند این است که در یک برآورد کلی، آیا رویکرد جدید آموزش زبان انگلیسی با توجه به اهداف کتاب و «برنامه درسی ملی» موفق بوده است ؟
اگر موفق بوده نشانه های آن چیست؟ اگر موفق نبوده دلایل آن چه عواملی میتواند باشد؟
واضح است که در موفقیت یک رویکرد آموزشی، عوامل مختلفی همچون انگیزه های یادگیری و یاددهی،کیفیت کتاب درسی، زمان اختصاص داده شده، سطح بندی دانش آموزان، امکانات دیداری و شنیداری و مانند آنها همگی دخیل و موثر هستند و نمی توان همه مشکلات و کاستی ها را به دوش کتاب درسی انداخت. اما در رابطه با انتقادات مطرح شده در مورد آزمون نهایی زبان آنچه مسلم و بدیهی است این حقیقت است که نباید فراتر از سطح کتاب از دانش آموزان انتظار کسب مهارت ها را داشت.در این رابطه اکثر تحلیل های علمی و فنی دبیران زبان انگلیسی موید این ادعاست که سوالات شنیداری سخت تر از سطح کتاب مطرح شده است.
اصلا چگونه می توان با بلندگوهای معمولی_ که حتی امکان فهم جملات فارسی هم بعضاً با آنها میسر نیست _ آزمون شنیدن و درک مفاهیم در یک سالن بزرگ برگزار کرد و انتظار «روایی» و «پایایی» هم داشت؟!
آیا حجم بخش شنیداری کتاب و کیفیت فایلهای صوتی آن در سطحی هستند که بتوان ده نمره به آنها اختصاص داد؟!
همچنین باید پرسید که آیا تناسبی بین درونداد و انتظارات مربوط به برونداد وجود دارد و با این منابع درسی و امکانات آموزشی اساسأ می توان چیزی شبیه به آزمون های بسندگی زبان
(language proficiency test) از دانش آموزان به عمل آورد؟!
«تعادل و توازن» مورد ادعا در برنامه درسی ملی چه شد و «حقوق ذینفعان» کجا رفت؟!
و نهایتا این که آیا در سازمان پژوهش و در رابطه با این موارد «مطالعه تطبیقی» صورت گرفته است؟!
از اساتید دانشگاه و دبیران این رشته چقدر نظر سنجی به عمل آمده است؟! هرچند نمی توان و نباید انکار کرد که رویکرد جدید نسبت به روش قبلی حرکتی رو رشد بوده و در سایه تلاش ها و دلسوزی های معلمین موفقیت های خوبی هم در کلاسهای درس به دست آمده است؛ با این حال طراحی سوالاتی فراتر از سطح کتاب در بخش شنیداری و اصرار بر گنجاندن آن در آزمون نهایی، طعم شیرین موفقیت ها را به نگران های غیر قابل وصفی در بین معلمان و دانش آموزان بدل کرده است.
به راستی هر یک از بخش های آزمون نهایی، کتاب درسی و «برنامه درسی ملی» نیازمند بازنگری و اصلاح مجدد از سوی سازمان پژوهش هستند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
هریک از ما در آغاز راه گذرگاه نویسندگی طبعا سردرگمیم و هر کتاب خوبی برای ما در این رهگذر ، سنگ نشانیست که از مقصد و مقصود دور نمانیم.
راه نویسندگی در ابتدا ممکن است بسیار دشوار ، تاریک و فراخنای باشد اما رفته رفته کتاب ها ، چراغ فروزانی به دست ما می دهند که در این مسیر طولانی پیش پای خود را ببینیم و راحت تر به حرکت خود ادامه دهیم.
نویسندگی ، باغیست که باید کلیدِ درِ آن را با کوشش و کاوش یافت تا به درون آن راه پیدا کرد. ناگفته پیداست که آدم های راحت طلب ، سطحی نگر و محدودبین نمی توانند راه پرفراز و نشیب نویسندگی را بپیمایند. قطعا دراین راه باید همتی بلند و عزمی استوار داشت و رنج های بی شماری کشید تا موفقیت بیشتری حاصل نمود.
بنابراین جدیت در کار نوشتن و اهمیت دادن به آن ، نخستین گام در نویسندگی ست و از آن سو راحت طلبی و تن آسانی موجب یاس و ناکامی خواهدشد.
جدیت و اهمیت نوشتن و در ضمن تمرین و ممارست و مطالعه ی مداوم روزانه بی شک ما را زودتر به اهداف نویسندگی رهنمون خواهد شد.
توصیه ی مشترک نویسندگان به نوقلمان دو نکته ی مهم است :
اولا هر روز مطالعه کنید . ثانیا هر روز بنویسید و تمرین و ممارست را از یاد نبرید.
تجربه های دوران تحصیل ما به ما نشان می دهد که متاسفانه کلاس انشا به سبب نواقصی که داشت زایا و پویا نبود و موجب شکوفایی ذهنی دانش آموزان نمی شد. عدم امکانات کافی و فراهم نبودن زمینه ای مناسب در زنگ انشا از یک سو و بی علاقگی و بی اعتنایی معلمان از سوی دیگر این نواقص را تشدید می کرد.
خوش بختانه امروزه با ایجاد فضا و بستر نسبتا مناسب و رفع برخی نواقص و همچنین راه اندازی امکانات الکترونیکی ، زمینه ی رشد و شکوفایی ذهنی دانش آموزان برای نوشتن انشا و نویسندگی فراهم شده است. البته جهت تحقق این عمل می توان قدم هایی برداشت که ما ضمن توضیح و تشریح این مقاله به آنها اشاره می کنیم.
درکنار همه ی تمهیداتی که در سطور پیشین بدان ها اشاره شده ، برقراری ارتباط بین دانش آموزان با مجلات ویژه ی آنها بدون شک بسیار سازنده و مفید است. چنانچه دانش آموز ، آثار قلمی خود را در مجلات مشاهده کند ، موجب خودباوری ، انگیزه ، تشویق و ترغیب او برای نوشتن خواهد شد. انگیزه ی ارتباط با مجله را غیر از معلمان ، خانواده ها نیز می توانند برعهده بگیرند. خانواده ها می توانند از همان دوران خردسالی ، بچه ها را به مطالعه ی کتاب و خرید آن و به تدریج ارتباط آنها با نشریه ها ترغیب کنند. علاوه براین اگر دانش آموز پی به فواید مطالعه و مزایای نوشتن در زندگی ببرد ، به طور خودجوش و اتوماتیک دست به قلم خواهدبرد بی آنکه کسی اورا به این کار وادار کند.
هیچ کس منکر تاثیر معلم بر علاقه مندی دانش آموز به مطالعه ، فواید آن و نوشتن نمی شود. لذا او می تواند اثرات نوشتن را در ارتقا و اعتلای اجتماع ، فرهنگ جامعه و به طور حتم تسکین روح و روان آدمی ، تقویت ذهن و تخیل و اندیشه انسان و جلوگیری از آلزایمر تشریح کند.
صاحبان قلم با نوشتن ناراستی ها و نادرستی ها دست به تحول و تغییر یک جامعه می زنند و موجب توسعه و اعتلای جامعه در سطوح مختلف اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی ، اقتصادی و ... می شوند . بنابراین میان نوشتن و نیز خواندن و مطالعه ارتباط مستقیم و تنگاتنگی وجود دارد. راه سنت ، راه هموار ذهن های راحت طلب و تنبل است و راه بدعت ، راه ناهموار اما روح نواز ذهن های نوبین و نوجوست
جامعه ای که به نویسندگان و صحابه ی قلم ارج می نهند، مردم آن جامعه روز به روز شاهد اوج شکوفایی سرزمین خود خواهندبود. اگر بر تعداد متفکران و نویسندگان جامعه افزوده شود ، جامعه ی مزبور به جامعه ی ایده آل و مطلوبی بدل خواهدشد.
قطعا جوامع بلندپایه و آگاه به اهل قلم و نویسندگان خود احترام می گذارند ، چون آنها دریافته اند که هر سرزمینی پیشرفت و ترقی خود را مدیون اندیشمندان و صاحبان قلم است.
چنانچه دانش آموزان احساس کنند که نویسندگان در ذهن جوامع از جایگاه و پایگاه والایی برخوردارند ، می کوشند که آنها را الگویی مناسب برای خود قرار دهند.
گام دیگری که در جهت تقویت و مهارت نوشتن دانش آموز می توان برداشت ، برقراری ارتباط او با کتابخانه و کتاب و کتابخوانی ست.
دریغا دریغ ! دانش آموزان ما با کتابخانه تقریبا بیگانه اند و تعداد اندکی به کتابخانه تمایل دارند. اگر می خواهیم کشور ما در آینده ای نزدیک به دست نااهلان نرسد ، باید همت خود را صرف سوق دادن دانش آموزان به کتابخانه ها کنیم. ما می توانیم از راه مطالعه ی کتاب و نوشتن ، شعور اجتماعی و فرهنگی کشور را بالا برده و در نتیجه مدیران اهل قلم، متخصص ، متعهد ، متفکر ، دلسوز ، شایسته و مهرپرور را تربیت کنیم.
یقینا قلم ، سلاحی ست موثر و کارگر ،علیه جهل و نادانی. پرواضح است که جهل و نادانی از عوامل مهم تخریب یک جامعه به شمار می رود. آثار قلمی آیینه ایست تمام نمای که درون و برون هر جامعه ای را به روشنی منعکس می کند.
یکی از روش هایی که به دانش آموزان کمک می کند تا به تدریج قلم آنها تقویت شود ، نوشتن نامه های متعدد به نزدیکان و خویشاوندان است. نویسندگان و شاعران سرزمین ما همواره به نزدیکان خود نامه می نوشته اند، چنانکه نیما به همسرش و حتی آنها با یکدیگر هم مکاتبه می کردند. لذا نامه نگاری به همدیگر عامل مهارت و تقویت در نوشتن می شود.
گذشته از این ها ، دانش آموز باید با موضوع انشا انس والفت پیدا کند. می دانیم که موانست با موضوع راه یادگیری و آموزش انشا را برای ما هموار می سازد و بی میلی زنگ انشا را برای دانش آموز عذاب آور می کند.
افزودن این نکته نیز حائز اهمیت است که گاه عواملی موجب مزاحمت برای نوشتن می شوند که باید آنها را شناخت و هنگام نوشتن انشا آنها را از سرِ راه برداشت. این نوع پارازیت ها و اختلالات ما را از نوشتن انشا بازمی دارند. حتی الامکان زمان خاص و مناسبی برای نوشتن انتخاب و علاوه برآن مکان ویژه و مطلوبی برای نوشتن اختیار کنیم.
باور و اعتقاد ما به دین و آیین سبب می شود که راحت تر خواسته های آن دین را بپذیریم و به آن پای بند باشیم. انشا و نویسندگی نیز چنین حالتی دارد. اگر به نوشتن اعتقاد و باور داشته باشیم ، خود را ملزم به رعایت قوانین آن می دانیم و به ضرورت نوشتن بیشتر پی می بریم. البته منظور ما از قوانین صرفا آن قواعد دست و پاگیر در انشا نیست بلکه توجه به منطق نویسندگی ست.مثلا شعر و یا هر هنر دیگری ضمن شکستن قواعد زبان اتوماتیک و معمول ، خود را تابع منطق ویژه ای می داند.
در کنار همه ی نکاتی که برشمرده ایم ، پرداختن به موضوع دیگری هم اهمیت دارد که آن ، پس از کسب مهارت هایی است و آن چیزی جز مخاطب شناسی نیست. یک نویسنده برای نوشتن مطلب خود به مخاطب خاصی نظر دارد و نوشته ی خود را برای او می نویسد. از این منظر نویسندگان را به نویسندگان خردسال ، کودک و نوجوان و بزرگسال تقسیم می کنند.
در خاتمه می توان افزود در آثار نویسندگان واقعی و حقیقی نشانه هایی از خیرخواهی وجود دارد. ضمنا انگیزه ی پیشرفت و تحول زندگی را در مخاطبان خود ایجاد می کند. افزون براین دیگران را به تفکر وا می دارد و در صدد بیداری انسانیت در آدم ها هستند. آنان اندیشه ورزی را در اذهان رشد می دهند . راه بدعت را بر راه سنت های فرسوده ترجیح می دهند.زیرا راه سنت ، راه هموار ذهن های راحت طلب و تنبل است و راه بدعت ، راه ناهموار اما روح نواز ذهن های نوبین و نوجوست.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
در زمان گذشته یعنی دوران مقدماتی تحصیل مان به تنها درسی که اصلا بها نمی داده اند " انشا " بود.
زنگ انشا زنگ تفریح دانش آموزان بود و این فرهنگ چنان در ذهن و روان دانش آموزان جای گرفت که تغییر آن پس از گذشت سالها تقریبا ناممکن بود.
از این نیز تاسف انگیزتر آن که برخی معلمان از هنر انشا و نویسندگی بی بهره بودند و این آموزش انشا را غیرممکن می کرد. مضافا اینکه این عامل و بی اعتنایی معلمان دیگر جایی برای علاقه مندی در دانش آموزان باقی نمی گذاشت.
خوش بختانه با توجه به اینکه امروزه تغییراتی که در نظام آموزشی صورت گرفته و کتاب های مستقلی در مدارس تدریس می شود ، از یک سو مشکل تا حدی برطرف شده ولی از طرف دیگر بی انگیزگی دانش آموز به تحصیل به ویژه نسبت به درس انشا کار را دشوار کرده است. البته بی انگیزگی آنها دلایل متعددی دارد که پرداختن به آنها در اینجا ما را از موضوع اصلی دور می کند.
به نظرم تلاش ما باید برآن باشد که زمینه ای فراهم کنیم تا دانش آموزان به ماهیت و ضرورت انشا پی ببرند و همان حساسیتی که نسبت به دروس دیگر دارند نسبت به انشا نیز داشته باشند.
از بین دانش آموزان تعدادی هستند که دغدغه ی انشا دارند و حتی می گویند حرف های زیادی برای گفتن داریم اما هنگام نوشتن اظهار عجز و ناتوانی می کنند. بنابراین ابتدائا باید ذهنیت آنها را نسبت به انشا تغییر داد تا آنها به این باور برسند که نوشتن فقط متعلق به نویسندگان بزرگ و مشهور نیست و هر کسی می تواند با کمی تلاش توانایی نوشتن پیدا کند. حتی آن کسی که هم اینک به عنوان نویسنده بزرگ مطرح است ، روزی مثل همه ی دانش آموزان بر روی همین نیمکت ها نشسته و درس خوانده است و با تلاش مداوم و پیگیر در راه نوشتن بر ناتوانی های خود غلبه کرده است.
با توجه به رویکرد تازه ای که کتاب های نگارش دارد این امکان را برای معلم فراهم کرده که در زنگ انشا کارگاه های متعددی راه اندازی کند. مانند " کارگاه انشا " ، " کارگاه داستان " ، " کارگاه شعر " ، " کارگاه بازنویسی " ، " کارگاه بازگردانی " ، "کارگاه بازآفرینی" تا با این بهانه های شیرین ضمن ایجاد علاقه در دانش آموز 'آنها را به نوشتن وادارد. در این راستا دانش آموز می تواند در آغاز مشاهدات خود را از موضوعات ملموس و محسوس مانند کیف ، کفش ، لباس ، سطل کلاس و...بنویسد.
او باید بداند که موقع توصیف موضوع انتخابی، 'توجه به جزئیات پدیده و تعریف دقیق از آن لازم و ضروری است. یقینا دقت در جزئیات یک چیز باعث می شود که او به ظرایف و طرایف موضوع بیشتر پی ببرد.
دانش آموز باید بداند که پدیده ها و اشیاء پیرامون او هرچند ممکن است تشابهاتی داشته باشند ، تفاوتی هم دارند و تکراری نیستند.و در نتیجه به تدریج به یک زاویه ی دید خاص و نگاه شخصی دست خواهد یافت.
در این اثنا اگر دانش آموز از عناصر خیال انگیز بهره مند شود ، نوشته او تاثیر بیشتری در ذهن مخاطب خواهد داشت اگر چه به قول مرادی کرمانی : برای نوشتن نمی توان به تخیل صرف اکتفا کرد بلکه باید موضوع را دید و تجربه کرد ، آنگاه آن را به درون برد و از صافی وجود گذراند و سپس گذراند.
در این میان دانش آموز باید بداند که گزینش و انتخاب واژه ها چه نقش مهمی می تواند در خلق و آفرینش یک اثر داشته باشد.از این روی ، با پیش کشیدن مطالبی راجع به کلمات مترادف و یا متضاد از اسم ، صفت ، قید ، فعل و... به او یادآورشد که انتخاب مناسب ترین واژه ها علاوه بر خاصیت القائی و انگیزندگی موجب عمق و غنای مطلب و تاثیر عاطفی شدید بر مخاطب می شود.
گذشته از اینها دانش آموز باید بداند که نوشتن همان گفتن است و تنها فرقش در این است که نوشتن به صورت مکتوب و گفتن به صورت ملفوظ است.
کافی است آنچه بر زبان می آورد به قلم آورد. در کنار این فعالیت ها می توان از دانش آموز خواست اتفاقات و رخداد های روزانه را بنویسد و در پایان هر ماه آن نوشته های را با هم مقایسه کند و تفاوت و تغییرات آنها را مشاهده کند.
علاوه بر این همان گونه که پیش از این گفتم نوشتن خاطرات موجب دست ورزی و تمرین و ممارست می شود.
ما اگر پای صحبت های نویسندگان بزرگ کشورمان نسشته باشیم آنها یک حرف مشترک دارند و آن اینکه ما از دوره ی کودکی وقتی دانش آموز بودیم ، خاطراتمان را می نوشتیم.
این نکته بیانگر اهمیت خاطرات در نویسندگی است. چنانکه در کتاب های نگارش آمده ، بازگردانی ، بازنویسی ، بازآفرینی حکایات و اشعار از گذشتگان ادبیات هم بسیار در مهارت نویسندگی موثر است. اگر دانش آموز هر هفته چند شعر و حکایت را بازنویسی و بازگردانی کند '، سبب استواری و استحکام قلم دانش آموز خواهد شد.
ضمن پرداختن به کارهای پیش گفته خلاصه نویسی داستان ها هم برای دانش آموز ارزشمند است.
من عقیده دارم که نوشتن اثبات بودن خویش است نه لزوما به دیگران که به خود است.
بهانه ای است شیرین و گوارا برای حیات و ادامه ی آن. نوشتن راهیست برای پرکشیدن به دنیایی تازه و نو.
نوشتن دور شدن از پوسیدگی و در جا نزدن و به مرداب تبدیل نشدن است.
نوشتن نمایش خود است.
دلیل بزرگی برای زنده بودن و زندگی ست و اینکه من نفس می کشم و وجود دارم.
نوشتن یعنی فرج بعد از شدت. گاه درد و رنج هایی به سراغ انسان می آید که هیچ کس جز دردمند صدای پای ان را نمی شنود.
بنابراین هیچ مسکنی جز نوشتن پیدا نمی کند و وقتی آن درد را با نوشتن از خود جدا کردی ، فرجی حاصل می شودکه شیرین و لذت آفرین است.
نوشتن بهترین راه از راه هایی ست که پیش روی توست.
با نوشتن می توان به دیگران راه را از چاه نشان داد.
با نوشتن مستقیما می توان به خدا رسید.
کانال انشا و نویسندگی
اگر وضعیت آموزش و پرورش کودکان را همین روزها درنیابیم، سال های بسیاری را باید به تیمار زخم های جامعه صرف کنیم. زخم های عمیق ناشی از آسیب های اجتماعی، سقوط فرهنگی و اخلاقی، آشفتگی اقتصادی و بن بست سیاسی که پیکره جامعه را شرحه شرحه خواهند کرد.
سیستمی که عملا وظیفه آماده سازی افراد برای زندگی در آینده را بر عهده دارد، اینک ذیل تئوری های متعلق به دهه ها قبل برنامه ریزی و مدیریت می شود.
در حوزه برنامه ریزی آموزشی که می توان آن را به مثابه ستون فقرات و موتور محرکه آموزش و پرورش دانست، کماکان با مفاهیم و تعاریف برجای مانده از تئوری های دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی کومبز دست به گریبان است. مع الاسف در سال های گذشته این رشته دانشگاهی در مقطع کارشناسی ارشد حذف شد، چنانچه گویا آموزش و پرورش اساسا به برنامه ریزی از نوع آموزشی نیازی ندارد.
در حوزه برنامه ریزی درسی البته وضعیت تا حدودی مساعدتر بوده و کتب و مقالات ترجمه شده در این حوزه نسبتا جدیدتر است.
با این حال در حوزه برنامه ریزی درسی نیز موانع بسیاری برای انجام برنامه ریزی و اجرای آن ها وجود دارد. ایدئولوژی غالب بر ساختار سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور عمده ترین این موانع است که برنامه ریزی بر اساس واقعیت ها و نیازهای روز فراگیران را ناممکن می سازد؛ در چنین وضعیتی برنامه ریزان ناچارند بخش هایی از فرآیند برنامه ریزی را فدای مصلحت های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور کنند.
در حوزه مدیریت آموزشی ورود و کاربست تئوری های مدرن مدیریتی، سالیان بسیار جایگاه درخور توجهی در نظام آموزشی کشورمان نداشت؛ ورود مفاهیمی همچون مدیریت فرایند مدار، کیفیت جامع و برخی مفاهیم از این دست نتوانست گره از کار مدیران آموزشی بگشایند. چرا که فرآیند انتخاب و انتصاب مدیران به گونه ای بود که زیرساخت های لازم برای به کارگیری شیوه های علمی را مهیا نمی ساخت. چه بسا افرادی با رشته های تحصیلی غیرمرتبط، فاقد مهارت های حرفه ای و تجارب مدیریتی به صرف وابستگی های جناحی یا تعلق خاطر به فرد یا قومی خاص جهت تصدی پست مدیریت انتخاب میگردد؛ در چنین شرایطی برخورداری از خلقیات مدنظر مدیران بالادستی یعنی فرمانبرداری بی قید و شرط بیش از هر مشخصه دیگر مورد تاکید بود.
در رویه مرسوم انتصاب مدیران مدارس به طور مستقیم از سوی مدیران مناطق و با تائید حراست منطقه انجام می شد. لذا شاخص های حرفه ای و مهارت های انسانی کمترین نقش را در این انتصابات داشته و وابستگی های سیاسی یا قومی تعیین کننده ترین اصل در انتخاب مدیران مدارس بود.
در زمینه انتصاب مدیران ستادی نظام آموزشی نیز اوضاع بر همین منوال است.
اگرچه طی دهه های گذشته یک بار در دولت اصلاحات و بار دیگر نیز در دولت حسن روحانی، فرایند انتخاب و انتصاب مدیران تغییرات قابل توجهی را به خود دید. چنانچه در دولت اصلاحات با شکل گیری و تقویت تشکل های معلمان، موضوع انتخابی شدن مدیران مدارس در دستور کار قرار گرفت؛ اما پس از پایان عمر این دولت، انتصاب مدیران مدارس به همان رویه پیشین بازگشت.
از سال ۹۷ با ابلاغ شیوه نامه انتخاب و انتصاب مدیران مدارس، تغییر قابل توجهی در این زمینه پدید آمد. این اتفاق با تلاش جمعی از کارشناسان حوزه مدیریت آموزشی و کارکنان ستادی رقم خورد. با این حال طبق معمول، موانع موجود بر سر راه اجرا، طرح را از شکل اولیه آن دور ساخت.
طرح انتخاب مدیران آموزشی مدارس در راستای تحقق راهکار ۶-۲۲ سند تحول بنیادین، با هدف تضمین و بهبود کیفیت در مدارس به اجرا در آمد. اما آنچه با گذشت ۳ سال از ابلاغ رسمی این شیوه در حال اجراست، کمتر شباهتی با طرح اولیه و اهداف آن در انتخاب علمی و دموکراتیک مدیران مدارس دارد.
سه حوزه برنامه ریزی درسی، برنامه ریزی آموزشی و مدیریت آموزشی به عنوان مجاری کاربست علوم تربیتی در نظام آموزشی به شمار می روند؛ با این حال تاثیر عوامل حاشیه ای بر عملکرد نظام آموزشی به مراتب بیش از عوامل بنیادی همچون علوم تربیتی است.
به کارگیری دستاوردهای سایر شاخه های علوم تربیتی از جمله تکنولوژی آموزشی، روانشناسی تربیتی، فلسفه تعلیم و تربیت و برخی دیگر از زیرشاخه های آن در نظام آموزشی کشورمان به مراتب کمرنگ تر از سه حوزه اصلی یاد شده است.
با وجود مشکلات اساسی در شیوه های مدیریت منابع انسانی و مالی در آموزش و پرورش، به نظر می رسد سرمایه گذاری در آموزش طی سال های آتی از بخش دولتی به سوی بخش خصوصی سوق پیدا کند؛ چرا که بهره وری آموزش رسمی و دولتی بیش از پیش مورد سوال قرار گرفته است. ضمن آنکه بدون کاربست شیوه های مدرن و علمی در برنامه ریزی های آموزشی و درسی و شیوه های مدیریتی، امکان بهبود کیفیت دانش آموختگان نظام آموزشی به عنوان خروجی اصلی آن، دور از دسترس خواهد بود.
کانال تابان
ابلاغ نمودار سازمانی ادارات کل آموزش و پرورش توسط علی الهیار ترکمن و بررسی آن، بنا به دلایلی که شرح آن در ذیل خواهد آمد، جهت گیری این نمودار را به ویژه از منظر حذف معاونت پژوهشی در استان ها، مغایر با منویات مقام معظم رهبری(حفظه الله)، سند تحول بنیادین و برنامه سال 99 آموزش و پرورش نشان می دهد که شرح مستند آن به قرار زیر است:
1- مغایرت با دیدگاه ها و منویات مقام معظم رهبری(حفظه الله):
1-1- توجه به پژوهش بر اساس بیانیه گام دوم انقلاب:
رهبر معظم انقلاب در بیانیه گام دوم انقلاب و در بخش سرفصل ها و توصیه های اساسی در پرتو امید و نگاه خوش بینانه به آینده، سرفصل های اساسی را مطرح می نمایند که اولین مورد آن، «علم و پژوهش» است و ذیل این سرفصل می فرمایند: " دانش ، آشکارترین وسیله عزت و قدرت یک کشور است. روی دیگر دانایی، توانایی است. به حمدالله، استعداد علم و تحقیق در ملت ما از متوسط جهان بالاتر است. اکنون رستاخیز علمی در کشور آغاز شده و با سرعتی که برای ناظران جهانی غافلگیر کننده بود-یعنی 11 برابر شتاب رشد متوسط علم در جهان- به پیش رفته است... اما آنچه من می خواهم بگویم این است که این راه طی شده، با همه اهمیتش فقط یک آغاز بوده است و نه بیشتر، ما هنوز از قله های دانش جهان بسیار عقبیم و باید به قله ها دست یابیم... ما اکنون حرکت را آغاز کرده ایم و با شتاب پیش می رویم ولی این شتاب باید سالها با شدت بالا ادامه یابد تا آن عقب افتادگی جبران شود. مطالبه عمومی من از شما جوانان آن است که این راه را با احساس مسئولیت بیشتر و همچون یک جهاد در پیش بگیرید.
1-2- توجه به پژوهش بر اساس کلام رهبری در سخنرانی های معظم له:
الف) پژوهش نیاز کشور: کشور ما بدون حرکت در جاده گسترش دانش و گسترش پژوهش، امکان ندارد بتواند به نقطه مطلوب خودش دست پیدا بکند. کلید، دانش و پژوهش است. ما حرکت مان شروع شده لکن هنوز در اول کاریم. هم باید به مراکز علمی و تحقیقی کمک شود و هم به پروژه های علمی، پروژه های تحقیقی و فناوری باید کمک بشود و هم بایستی این میل به علم و تحقیق و پژوهش همه جا گسترش پیدا کند... مسئولان بخش های آموزش کشورما چه وزارت آموزش و پرورش و چه وزارت علوم و ... در این زمینه مسئولیت دارند ( بیانات رهبری در بازدید از پژوهشکده رویان-25/4/86)
ب) تحقیق منبع تغذیه آموزش: تحقیق منبع تغذیه آموزش است. ما اگر تحقیق را جدی نگیریم باز سال های متمادی، بایستی چشم به منابع خارجی بدوزیم... برای یک مجموعه علمی، این مایه منقصت است که در پژوهش و تحقیق که منشأ و منبع رویش علمی است، ضعیف باشد.( بیانات رهبری در دیدار با اساتید...9/7/86)
ج) پژوهش متناسب با نیازهای کشور: پژوهش اولاً مورد اهتمام قرار بگیرد و ثانیاً سمت و سوی پرداختن به نیازهای کشور را پیدا کند.( بیانات رهبری در دیدار با اساتید..8/6/88)
د) رمز پیشرفت یک کشور و محور اقتدار یک کشور پژوهش و علم است. کار علمی را نگذارید متوقف شود. اینکه من سال ها روی مساله علم، تحقیق و پژوهش تکیه می کنم به خاطر اقتدار کشور است. ( بیانات رهبری در دیدار با جمعی از نخبگان کشور. 6/8/88)
ه) تاکید رهبری بر توجه به فعالیت های سازمان پژوهش: رهبر معظم انقلاب در دیدار با معلمان و فرهنگیان در هفته معلم سال 98 می فرمایند: " نکته دوم در آموزش و پرورش، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی است که قلب آموزش و پرورش است. این قلب را گرامی بدارید، اهمیت بدهید و حفظ کنید."
همان طور که ذکر گردید رهبر معظم انقلاب در بیانیه گام دوم انقلاب، یکی از سرفصل های اساسی را پژوهش و حرکت در مسیر پژوهش ذکر کرده و از آن به رستاخیز علمی یاد می نمایند و متذکر می شوند که این مسیر هرگز نباید متوقف شود و آن را یک مطالبه عمومی ذکر می کنند و به دفعات در بیانات خود بر جایگاه پژوهش تاکید نموده و وظیفه مسئولین در این زمینه را متذکر و تضعیف آن را یک منقصت و اهتمام به آن را که تضمین کننده اقتدار کشور است، یک وظیفه می دانند.
حال سوال اساسی این است که آیا حذف معاونت پژوهش در ساختار ادارات کل و تنزل آن به یک گروه ذیل معاونت برنامه ریزی در جهت خواسته ها و فرمایشات معظم له در باب توجه به پژوهش است یا خیر؟ آیا حذف عقبه سازمان پژوهش در استان ها و انحلال بخش های متناظر آن و اکتفا به وصله نمودن آپاندیس گونه، گروه بررسی محتوای آموزشی و پرورشی به 2گروه دیگر در ذیل دو معاونت، در راستای فرمایش مقام معظم رهبری است و یا عکس این تأکید رفتار شده است؟
2- مغایرت با سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و زیرنظام های این سند:
1-3- مغایرت با راهکارها و اهداف سند تحول:
راهکار 23 سند تحول بنیادین مبتنی بر هدف های کلان شماره های 2،7و8 سند به توسعه ظرفیت پژوهش و نوآوری.... اشاره نموده و ذیل آن راهکارهای 23-1، 23-2، 23-3و 23-4 به راهکارهای عملیاتی این سند در زمینه توسعه پژوهش اشاره نموده و راهکارهای 11-7 و18-3 نیز بر این هدف تاکید می نمایند.
2-2- مغایرت با زیر نظام های سند تحول بنیادین آموزش و پرورش:
در سند تحول، نظام آموزش و پرورش به 6 زیر نظام تقسیم شده که به جزء زیر نظام تأمین و تخصیص منابع مالی، 3 زیر نظام با فعالیت های معاونت پژوهش، ارتباط مستقیم و 2 زیر نظام ارتباط غیر مستقیم دارد.
در زیر نظام «پژوهش و ارزشیابی» آمده است که: "پژوهش یکی از مهمترین روشهای کسب شناخت، آگاهی و توسعه تفکر به شمار می رود و نقش بسیار مهمی در توسعه کشورها، جوامع، سازمان ها، نهادها و نظام ها دارد. نظام آموزش و پرورش به عنوان یکی از مهمترین نهادهای اجتماعی هر جامعه هم از این قاعده مستثنی نیست و ربط وثیقی با پژوهش دارد. اصولاً تعلیم و تربیت و پژوهش دو روی یک سکه هستند. پیچیدگی ها و ظرفیتهای امرتربیت سبب می شود بیش از هر نهاد، فرآیند و ساختار دیگری، نهاد تعلیم و تربیت محتاج پژوهش و برساخته پژوهش باشد.اگر قرار است پژوهش، ماندنی و ماندگار شود، باید بر شانه های تربیت تکیه کند تا از طریق فرهیختن، فرایند جستجوگری و تفکر را همگانی و عمومی کند و تعمیم بخشد. منظور از این سخن آن است که آموزشِ پژوهش، پژوهشگری، اکتشاف و نوآوری به نوباوگان از عهده نهاد تعلیم و تربیت برمی آید و تحقق آن را باید در مدرسه و در دست معلم فرهیخته و پژوهشگر جستجوکرد."
از مجموع 131 راهکار سند تحول بنیادین، تعداد 11 راهکار به صورت مستقیم و 25 راهکار به صورت غیرمستقیم با زیر نظام پژوهش مرتبط بوده که تعداد 38 برنامه و فعالیت سرآمد برای آنها تعریف شده است.
چهار وظیفه: توسعه، تحول و ارتقای پیوسته کیفیت، پیش بینی چالش ها، مسائل و بحران های پیش رو، تشخیص مسائل و بحران های تربیتی و راه های مقابله با آن و توسعه فرهنگ پژوهش از این زیر نظام مورد انتظار است که در نهایت باید به تحقق سازمان پژوهنده، مدرسه پژوهنده و دانش آموز پژوهنده کمک نماید. سازمان پژوهنده از سطح ستاد تا منطقه باید بر اساس عقلانیت و پژوهش محوری طراحی شود و وظایف گوناگونی را بر عهده دارد.
برنامه زیر نظام پژوهش دارای استلزاماتی است که مطابق با آن نظارت اجرایی و عملیاتی بر برنامه ها بر عهده شورای عالی آموزش و پرورش است و هر گونه تغییر در برنامه های این زیر نظام باید به تصویب شورای عالی آموزش و پرورش برسد.
حال سوال اساسی از شورای عالی آموزش و پرورش به عنوان ناظر بر اجرایی و عملیاتی شدن برنامه های سند این است که با توجه به تأکیدات فراوان در سند و زیر نظام های آن بر فعالیت های پژوهشی، با توجه به چارت جدید و حذف معاونت پژوهشی در استان ها و بالطبع در شهرستان ها، آیا بدون متولی مشخص، امکان تحقق سازمان پژوهنده، مدرسه پژوهنده، 11 راهکار مستقیم و 25 راهکار غیر مستقیم و 38 برنامه سند وجوددارد یا خیر؟ پاسخ این است که برنامه بدون متولی مشخص، ابتر خواهد ماند. پس یا باید تغییر در برنامه ها ایجاد شود که مستلزم تصویب آن شورای محترم است و یا باید بازنگری در روش اتخاذ شده مغایر با سند و زیر نظام ها، صورت پذیرد.
3- مغایرت با برنامه های سال 99 وزارت آموزش و پرورش:
در صفحه 4 برنامه سال99 وزارت آموزش و پرورش و در بخش سیاست ها، اجرای جامع، کامل و متوازن سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و برنامه های زیر نظام های شش گانه و توجه ویژه به بیانیه گام دوم انقلاب به عنوان دو سیاست اصلی عنوان شده است و همانطور که ذکر شد، مغایرت با این سیاست های برنامه، در چارت ارائه شده مشهود است.
در برنامه سال 99 وزارت آموزش و پرورش، 245 برنامه و 1489 فعالیت برای حوزه های مختلف آموزش و پرورش تعریف شده است. سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی، 27 برنامه و 88 فعالیت، پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش، 17 برنامه و 93 فعالیت و معاونت برنامه ریزی و توسعه منابع که برنامه های آن از ادغام برنامه های معاونت پژوهش با این معاونت ایجاد شده است، 29 برنامه و 166 فعالیت را عهده دارند که از مجموع 29 برنامه ارائه شده، 21 برنامه مرتبط با معاونت پژوهش است. به عبارت دیگر از مجموع 245 برنامه آموزش و پرورش، 65 برنامه بدون در نظر گرفتن برنامه هایی که در آنها به عنوان همکار ایفای نقش می کنند، در حوزه معاونت پژوهش قرار داشته که برابر با 26.5 درصد مجموع برنامه هاست. حتی اگر مجموع برنامه های سازمان پژوهش و پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش را با یکدیگر در نظر بگیریم، 18درصد برنامه های وزارت آموزش و پرورش را شامل می شود.
حال نکته کلیدی این است که در صورتی که حدود یک چهارم و یا به عبارتی یک پنجم برنامه های وزارت آموزش و پرورش ذیل فعالیت های معاونت پژوهش در استان ها قرار دارد، با حذف این معاونت و نداشتن متولی مستقیم در استان و شهرستان ها، چگونه قرار است به طور جدی پیگیری و عملیاتی شوند؟ آیا بسته های تحولی ابلاغی نظیر بسته تحولی ذیل برنامه شماره یک و دو برنامه های پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش قرار است به خودی خود اجرا شود؟
نگاه به نمودار سازمانی ارائه شده نشان می دهد که معاونت ساختگی، پژوهش، برنامه ریزی و توسعه منابع در ادارات کل از مجموع 9 اداره و گروه شامل: امور اداری، بودجه، تعاون، پشتیبانی و خدمات، امور مالی، راهبری مکاتبات، طرح و برنامه، برنامه ریزی آموزش نیروی انسانی(ضمن خدمت) و تحقیق و پژوهش تشکیل خواهد شد و 5معاونت دیگر ادارات کل فقط 13 زیر مجموعه خواهند داشت. به عبارت دیگر 41 درصد ادارات زیر مجموعه معاونت ها، در این معاونت و 59 درصد در پنج معاونت دیگر خلاصه خواهد شد و این به معنای رشد ناموزون و فربه سازی است که سبب کاهش بهره وری و پویایی سازمان خواهد شد.
واضح و مبرهن است که حجم وسیع فعالیت های این حوزه، سبب خواهد شد که اهداف متعالی سند تحول بنیادین که مبتنی بر منویات مقام معظم رهبری و اسناد بالادستی است در لابه لای: چک، سند مالی، حکم کارگزینی، رتبه بندی، وام و تسهیلات و اقدامات پشتیبانی و بودجه ای گم خواهد شد و این یک خسران و برگشت به عقب است. پس تا دیر نشده باید با بازنگری در این نمودار سازمانی، تلاش نماییم تا با رشد متوازن در سازمان، اهداف متعالی سند تحول بنیادین در آموزش و پرورش عملیاتی گردد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید