صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

گروه تشکل ها/

گزارش تشکیل پرنده قضایی برای طاهره نقی ئی دبیر کل سازمان معلمان ایران در صدای معلم

« محمد داوری » معلم و سخنگوی سازمان معلمان ایران از تشکل های فرهنگیان خبر از تشکیل پرونده قضایی برای « طاهره نقی ئی » دبیر کل این تشکل داد .

« سخن معلم » ارگان سازمان معلمان ایران نوشت :

« ماموران امنیتی با حضور در منزل طاهره نقی ئی پس از بازرسی، لپ تاپ و موبایل و فلش شخصی ایشان را با خودشان بردند.

سخنگوی سازمان معلمان ایران ضمن اعلام این خبر به سخن معلم ارگان رسمی این تشکل گفت: پرونده قضایی به اتهام اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم برضد امنیت داخلی و خارجی و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی در دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 33 شهید مقدس (امنیت) تهران تشکیل و در حال طرح تحقیقات مقدماتی است.

محمد داوری در تکمیل این خبر افزود: صبح روز سه شنبه 22 فروردین چهار مامور با حکم بازرسی از منزل و ضبط وسایل الکترونیک شخصی به منزل خانم نقی ئی مراجعه می کنند و لپ تاپ و گوشی و فلش ایشان را با خودشان می برند و اعلام می کنند ظرف پنج روز دیگر باید به دادسرای اوین مراجعه کند.

وی در ادامه به سخن معلم گفت: متاسفانه علی رغم اصرار خانم نقی ئی برای صورت جلسه کردن ودادن رسید موارد ضبط شده، ماموران نپذیرفتند اما ایشان گفتند که برخورد آنها محترمانه بوده است و قول دادند مشکلی برای وسایل شخصی ایشان ایجاد نشود و پس از بررسی ها لازم تحویل او خواهد شد.

گزارش تشکیل پرنده قضایی برای طاهره نقی ئی دبیر کل سازمان معلمان ایران در صدای معلم

( طاهره نقی ئی )

 

سخنگوی سازمان معلمان ایران در ادامه گفت: دبیرکل سازمان معلمان ایران پس از اطلاع تلفنی یک روز قبل در روز 29 فروردین به دادسرای اوین مراجعه نمود که به دلیل همراهی نکردن وکیل ایشان بخاطر تداخل کاری از پاسخ به پرسش ها خودداری نموده و هرگونه پاسخ را منوط به حضور وکیل نمودند در حالی که با انبوهی از پرسش ها ایشان را مواجه نمودند که بیشتر مربوط به توئیت ها و بیانیه ها و مطالب منتشر شده در کانال تلگرامی سخن معلم بوده است.

داوری هم چنین افزود: خانم نقی ئی تفهیم اتهام اجتماع و تبانی و تبلیغ را هم نپذیرفتند و امضا نکردند اما بازپرس پرونده برای ایشان قرارکفالت صادر می کنند که پس از ارائه کفالت ایشان در حالیکه بیش از 5 ساعت در دادسرای اوین برای پیگیری پرونده حضور داشته موقتا آزاد می شود ولی بلافاصله پس از آزادی از طریق سامانه قوه قضائیه متوجه می شود که باید 27 اردیبهشت دوباره به دادسرا مراجعه کند.

داوری ابراز امیدواری کرد مقامات قضائی و امنیتی نسبت به فعالیت های مدنی فعالان تشکل ها از سوء نظرها و برداشت ها و اقدامات کلیشه ای پرهیز کنند و اجاره بدهند حداقل کنش های مدنی و اعتراضی که لازمه پویایی جامعه است صورت گیرد چرا که در غیر این صورت ناامیدی وانفعال از یک سو و خشونت وافراط گری از سوی دیگر جامعه را دچار بحران های بیشتر و عمیق تری می کند.

پایان پیام/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

گزارش تشکیل پرنده قضایی برای طاهره نقی ئی دبیر کل سازمان معلمان ایران در صدای معلم

آیا نوع وزیر آموزش و پرورش تاثیری در بهبود حال تعلیم و تربیت و مرجعیت اجتماعی معلمان دارد

وزارتخانه آموزش و پرورش به عنوان بزرگترین دستگاه اجرایی کشور، میدان فراخی است که در آن  بیش از شانزده میلیون دانش آموز دختر و پسر در قریب هفتصد هزار کلاس، درس می خوانند و بیش از نهصد و پنجاه هزار معلم زن و مرد به آنها درس می دهند که بر این تعداد، جمع بازنشستگان را هم باید اضافه کرد. به همه خواسته ها و خواسته های همه این ها ، یکی به نام وزیر که در راس این هرم نشسته است باید رسیدگی کند و همین نکته کافیست تا اهمیت و حساسیت کاوی معلوم شود. به همین خاطر است که مسائلی همچون استیضاح، استعفا، برکناری و بی ثباتی در مدیریت، همواره گریبان گیر وزرای آموزش و پرورش بوده و باعث شده رسالت اصلی این دستگاه در حاشیه قرار گیرد و همیشه حاشیه‌های پررنگ‌تر از متن بر سر تعلیم و تربیت ، سایه سنگینی بیندازد تا خدای نکرده، وزیری طرح نو در نیندازد!

  جناب وزیر از آنجایی که بر صدر نشسته و قدر می بیند، طبیعی است که چه بسا زحمت و زجر هم ببیند و این به واسطه وسعت میدان فعالیتش است که هر که بامش بیش، برفش بیشتر.

آیا نوع وزیر آموزش و پرورش تاثیری در بهبود حال تعلیم و تربیت و مرجعیت اجتماعی معلمان دارد

او دردسرهای زیادی دارد که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

- هماهنگي با وزارتخانه‌هاي فرهنگ و آموزش عالی، بهداشت، درمان و سایر دستگاه‌هایي كه به ‌نحوي در امر آموزش دخالت دارند

- زیر پوشش قراردادن تمامی كودكان لازم‌التعلیم

- تقویت نهضت سواد‌آموزي

- ایجاد  و تجهیز دانشسراها و مراكز تربیت ‌معلم و آموزشكده‌هاي فني و حرفه‌اي

- تأمین و تقویت آموزش و پرورش رایگان تا پایان دوره متوسطه

- آموزش مستمر معلمان و كاركنان

- تألیف، چاپ و توزیع كتاب‌هاي درسي و نشریات كمك آموزشي

- نظارت بر اجراء صحیح و دقیق كلیه آیین‌نامه‌ها

- ارتباط مستمربا نمایندگان اولیاء دانش‌آموزان

- توجه لازم به هنر و تلطیف ذوق و پرورش خلاقیت‌هاي هنري دانش آموزان

- برنامه ‌ریزي و استفاده مفید از اوقات فراغت آنها و موارد دیگر.

بنابراین و از آن جایی که در نهایت همه کاسه کوزه ها بر سر وزیر بیچاره خرد خواهد شد، او باید رده های مدیریتی را در آموزش و پرورش از مدرسه و منطقه تا استان و ستاد پیموده باشد و ضمنا باید روحیه ای جسور و برخوردار از سعه صدر داشته باشد، چون اینجا عرصه تصمیم‌گیری های خطرناک و خوف انگیزی است و حتما با مقاومت و مخالفت های فراوان از همه سو مواجه می شود؛ لذا یک وزیر توانمند باید در سه مهارت اجرایی،  آموزشی و اقتصادی قدمی و قلمی داشته باشد. به بیانی دیگر، تحول نظام آموزشی، تربیت دانش آموزان و تامین فرهنگیان، از رسالت های اصلی اوست.

آیا نوع وزیر آموزش و پرورش تاثیری در بهبود حال تعلیم و تربیت و مرجعیت اجتماعی معلمان دارد

از زمان پیروزی انقلاب تاکنون شانزده نفر مسئولیت وزارتخانه آموزش و پرورش را بر عهده گرفته اند.

1.غلامحسین شکوهی (7 ماه) از اسفند 1357 تا شهریور 1358

  1. محمدعلی رجایی (15 ماه) از شهریور 1358 تا آبان 1359
  2. محمدرضا باهنر (9 ماه) ازآذر1359 تا مرداد 1360
  3. سیدعلی اکبر پرورش( 3 سال) از مرداد 1360 تا مرداد 1363
  4. سیدکاظم اکرمی (4 سال) از شهریور 1363 تا شهریور 1367
  5. محمدعلی نجفی (10 سال) از شهریور 1367 تا مرداد 1376
  6. حسین مظفر (4 سال) از مرداد 1376 تا شهریور 1380
  7. مرتضی حاجی (4 سال) از مرداد 1380 تا شهریور 1384
  8. محمود فرشیدی (18 ماه) از آبان 1384 تا آذر 1386
  9. علیرضا علی احمدی (20 ماه) از بهمن 1386 تا شهریور 1388
  10. حمیدرضا حاجی بابایی (4 سال) ازآبان 1388تا آبان 1392
  11. علی اصغر فانی (3 سال) آبان 1392 تا آبان 1395
  12. . فخرالدین احمدی دانش‌آشتیانی (9 ماه) از آبان 1395 تا مرداد 1396
  13. سیدمحمد بطحایی (22 ماه) از مرداد 1396 تا خرداد 1398
  14. محسن حاجی میرزایی (2 سال) از شهریور 1398 تا شهریور 1400
  15. یوسف نوری (16 ماه) از آذر 1400 تا فروردین 1402

یعنی هر وزیر برای کمتر از سه سال و این کمتر از عمر معمول چهار ساله کابینه ها است. ضمن این که در مجموع، قریب بیست ماه این وزارتخانه بدون وزیر و با سرپرست اداره شده است. جالب این که اغلب وزراء که دولت مستعجل داشته اند، فاقد تحصیلات خاص در آموزش و پرورش و بیشتر دارای تجربیات آموزشی در مدارس بوده اند.

آیا نوع وزیر آموزش و پرورش تاثیری در بهبود حال تعلیم و تربیت و مرجعیت اجتماعی معلمان دارد

در یک ارزیابی شتاب زده از کم و کیف کار وزاری بعد از انقلاب، و با توجه به دغدغه و زحمت همه آنها در اداره وزارتخانه، می توان به برخی نکات اشاره کرد:

نظام آموزشی ایران بعد از انقلاب با در صدر قرار گرفتن شخص فرهیخته و خوبی مثل مرحوم  شکوهی آغاز شد که به نام پدر علم تعلیم و تربیت ایران شناخته می‌ شود و متاسفانه بیماری و کوتاهی وزارت وی، فرصت ظهور قابلیت های اجرایی به او نداد.

آیا نوع وزیر آموزش و پرورش تاثیری در بهبود حال تعلیم و تربیت و مرجعیت اجتماعی معلمان دارد

 مسئله آموزش و پرورش در اولویت نیست . مهمترین اقدام  شهید رجایی، در یکنواخت کردن مدارس و رفع تبعیض از آنها، تاسیس امور تربیتی در نظام آموزشی و تغییر محتوای کتاب‌های درسی بود.

در دوره مرحوم پرورش ، جذب معلمان حق التدریس به خاطر افزایش جمعیت و کمبود معلمان رسمی شدت گرفت.

معمولا از آقای نجفی به نیکی یاد می شود و آن هم به خاطر طولانی بودن وزارت وی و هم به واسطه اقداماتی است که در زمان ایشان صورت گرفته است: تشکیل مدارس غیرانتفاعی ، واگذاری امور اجرایی به مدارس، تغییر نظام آموزشی از نظام قدیم به نظام جدید، تسهیل روند گزینش‌های آموزش و پرورش و سخت کردن شرایط انتقال و استخدام معلمان، از جمله فعالیت های تاثیرگذار او بود.

آقای حاجی با واگذاری اداره امور مدارس به خود معلمان و حذف معاونت پرورشی از این وزارتخانه، خواست اصلاحات ساختاری نجفی را پی بگیردکه بلافاصله ، محمود فرشیدی  از راه رسید و دوباره در احیای معاونت پرورشی کوشید .

کمی بعد ، آقای علی احمدی از جداسازی کتب درسی و دختران و پسران و ساخت اندرونی در مدارس دخترانه سخن ‌گفت و هم مقابل فشارها برای استخدام حق التدریسی ها و نیز اجرای قانون حذف کنکور ایستاد.

انتشار سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و رونمایی از برنامه درسی ملی و تلاش برای اجرای نظام شش سه سه و تعطیلی پنج شنبه‌های مدارس ، از جمله اقدامات آقای حاجی بابایی بود.

در دوران آقای فانی، نوعی برگشت به آموزش و پرورش دوره اصلاحات شد و به عنوان یکی از افراد با تجربه بسیار در آموزش و پرورش، به مدیریت آموزشگاهی و ساماندهی دانشگاه فرهنگیان توجه شد و ضمنا اجرای طرح رتبه ‌بندی معلمان به دلیل ناپخته و غیرکارشناسی بودن آن، به طور موقت متوقف شد.

آیا نوع وزیر آموزش و پرورش تاثیری در بهبود حال تعلیم و تربیت و مرجعیت اجتماعی معلمان دارد

نقطه عطف شدن این دوران چنان تاثیرگذار بود که حتی می توان آقایان آشتیانی و بطحایی را، با کمی اغماض، ادامه دهندگان راه او تلقی نمود.آقای احمدی دانش‌آشتیانی که بیشتر دانشگاهی بود، در سه حوزه ساماندهی صندوق ذخیره فرهنگیان، پرداخت معوقات معلمان و اجرا و تدوین برخی از مواد سند تحول بنیادین فعالیت کرد.

آقای بطحایی، به عنوان دومین عضو برجسته و برآمده از خانواده آموزش و پرورش، یک سری فعالیت های صوری مثل حذف آزمون و کتاب‌های کمک آموزشی از مدارس ابتدایی، حذف آزمون مدارس نمونه دولتی برای دانش آموزان ورودی پایه دهم، حذف مشق شب و جایگزینی تکالیف مهارت محور، حذف پیک نوروزی کرد و البته برگزاری انتخابات نمایندگان فرهنگیان در صندوق ذخیره  و تلاش برای اجرای رتبه بندی معلمان از جمله اقدامات او بود. وقتی هر اداره به جای تعقیب سیاست های آموزشی ، شبیه یه پایگاه عقیدتی می شود که آموزش سیاسی می دهد یا بیشتر به یک بنگاه شغلی می ماند که در آخر ماه، دستمزد کارمندانش را توزیع می کند .

برآمدن وزیر اخیر، به دنبال رد صلاحیت دو فرد معرفی شده به مجلس بود که همه فهمیدند به ناچار و از سراضطرار ، به او رای دادند تا کابینه بسته شود و الا یکی که قریب هشت سال خارج از آموزش و پرورش کار کرده و اشرافی بر حوزه آموزش و پرورش نداشته، قبل از همه خودش نباید می گذاشته به این سمت معرفی شود تا خیلی زود ازاین کارعزل نشود.

 ناگفته نماند که بخشی از ناکارآمدی این وزرا نه به واسطه ناتوانی ذاتی یا بی اطلاعی همه آنها که اغلب به خاطر نامساعدی و نامناسبی زمینه کارشان بوده است. به بیانی دیگر، برخی از آنها نه این که نتوانسته اند، بلکه دستهایی نامریی نخواسته اند یا نگذاشته اند آنها کارکنند والا کیست که نداند  شخصی مثل مرحوم شکوهی یک صاحب نظر تربیتی ، مرحوم پرورش، یک ‌استاد شناخته شده در حوزه مباحث دینی و اخلاقی ،آقای اکرمی، یک فعال سیاسی و چهره تاثیر گذار اجتماعی و آقای مظفر فردی متعهد و آشنا با رسالت تعلیم و تربیت بودند.

ذکر این نکته هم ضروری است که تصور می شود سرو سامان دادن به اقتصاد و اجتماع و آموزش و بهداشت و مسائل آشفته دیگر، با جابه جا کردن وزیران آن حوزه حل شود.  اما بهبود حال نظام آموزشی با تغییر وزیر آن ممکن نمی شود. چون در شرایط فعلی اقتصاد و معیشت مردم ، مسئله آموزش و پرورش در اولویت نیست و این در حالی است که این وزارتخانه تولید کننده سرمایه انسانی کشور است و به شدت نیازمند بودجه ریزی و برخورداری از منابع مالی است.

آیا نوع وزیر آموزش و پرورش تاثیری در بهبود حال تعلیم و تربیت و مرجعیت اجتماعی معلمان دارد

  گفته اند که:

در تمام جوامع، مملکت داری و مدرسه داری، دشوارترین کارهاست. دشواری این دو و به ویژه مدرسه داری در جوامع درحال توسعه ای مثل جامعه ما، مضاعف است. یکی به خاطر منحصر به فرد بودن نظام آموزشی و انقلابی و ایدئولوژیک بودن آن است که مثل هیچ یک از نظام های آموزشی دنیا نیست . یکی هم به واسطه هزینه بر و پرخرج بودن آن در زمانه ای است که به شدت تحت تاثیر طوفان تحریم و تورم است.

اضافه بر این، آموزش و پرورش ما به کلاف سردر گمی می ماند که دستی و دست هایی را یارای بازکردنش نیست و اغلب گمان می کنند دست خالی و فقر مالی، علت اصلی نابه سامانی آن است و لذا اگر دستمزد معلمان تا سطح سایر کارمندان ارتقا یابد، راهی در برون رفت آن از تنگناهای موجود حاصل خواهد شد. ولی بدحالی نظام آموزشی تنها به واسطه ضعف بنیه ی مالی آن نیست. حضور زیاد و نفوذ کم معلمان در نظام آموزشی ، راه را برای روزمرگی و باری به هر جهت شدن مسائل آموزش و پرورش هموار کرده است به گونه ای که بعید نیست حتی بی وزیر نیز روزگارش سپری گردد.

اصلا وقتی مرجعیت اجتماعی معلمان تقریبا رو به زوال قرار گرفته است ؛

آیا نوع وزیر آموزش و پرورش تاثیری در بهبود حال تعلیم و تربیت و مرجعیت اجتماعی معلمان دارد

وقتی محافظه کاری، بی تفاوتی و هراس از حراست، عادت دیرینه غالب معلمان است ؛

وقتی اولیای نجیب و ناامید از مساعدت و عنایت وزارتخانه، بخشی از هزینه های جاری مدارس را به نام مشارکت های عمومی تامین می کنند ؛

وقتی  بخش زیادی از نیروهای زبده و کارآمد آموزش و پرورش که پیگیر امور فرهنگیان می شوند نیز در زد و بند سیاسی کاری های مرسوم ، فعالیت صنفی را با کار سیاسی در هم می آمیزند ،تحلیل می روند و به تدریج از یادها می روند ؛

وقتی سیاست مدرسه فروشی، راهی برای برون رفت از تنگنای کسری بودجه توصیه و تکلیف شده است ؛

وقتی بیش از نود درصد بودجه وزارتخانه، به پرداخت حقوق معلمان و کارکنان اختصاص می یابد ؛

وقتی این همه عزل و نصب وزیر در طول این چهل و چند سال نتوانست به فتح و فرجی در سامان بخشی آن منجر شود ؛

وقتی هر اداره به جای تعقیب سیاست های آموزشی ، شبیه یه پایگاه عقیدتی می شود که آموزش سیاسی می دهد یا بیشتر به یک بنگاه شغلی می ماند که در آخر ماه، دستمزد کارمندانش را توزیع می کند ؛

آیا نوع وزیر آموزش و پرورش تاثیری در بهبود حال تعلیم و تربیت و مرجعیت اجتماعی معلمان دارد

وقتی اوج و فرود تاملات اجتماعی روی نظام آموزشی در بزنگاه انتخابات ریاست جمهوری است که هر نامزدی، شانه های فرهنگیان بینوا را نردبان بالا نشینی خویش فرض می کنند ؛

وقتی اهم مطالب معلمان معترض در تحصن ها، در باب پائین حقوق و نبود برابری در پرداخت ها و برخورداری از مسائل رفاهی است و کمترین معلمی از سایر مسائل مانند عدالت آموزشی  ، نبود تجهیزات ، ایرادات شیوه های آموزشی و... دم می زند ؛

آیا نوع وزیر آموزش و پرورش تاثیری در بهبود حال تعلیم و تربیت و مرجعیت اجتماعی معلمان دارد

وقتی این همه اما و اگر و ای کاش در تصمیم گیری های آموزشی و پرورشی وجود داشته و دارد.... دیگر نباید از عدم حضور یکی به نام وزیر بر صدر وزارتخانه نالید. این طور هم نمایندگان مجلس به زحمت استیضاح نمی افتند و هم آن شخص وزیر ، شرمنده نتوانستن های خویش نخواهد شد.

   کلام آخر آن که ؛

درد سرهای ما از نابه سامانی روابط انسانی هم هست ؛ نهادینه شدن پاره ای رفتارهای میان بر نظیر دروغ گویی، سلطه روابط بر ضوابط ، تدوین طرح های شعارهای، زد و بندهای اداری ، سوء استفاده از موقعیت اداری ، حیف و میل بودجه دولتی و نظائر آن عرصه را برای هر فکر و کار تازه تنگ و تار کرده است و در این هیاهو، هنوز دست و دلهایی نامریی در کارند که خوش دارند معلمان در غم نان از هم جدا شوند و دور هم جمع نشوند تا به راحتی دیده نشوند.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

آیا نوع وزیر آموزش و پرورش تاثیری در بهبود حال تعلیم و تربیت و مرجعیت اجتماعی معلمان دارد

منتشرشده در یادداشت

ماجرای اعتصاب معلمان در زمان رضا شاه و قلدری فرهنگی رضا خان در صدای معلم

رضا خان از همان روز اول کودتا (سوم اسفند 1299) به زور، قلدری و خشونت وجهه‌ی قانونی داد و همچون شبحی تاریک بر تمامی ارکان دولت سایه افکند چنان که هیچ نخست‌وزیری نتوانست این وضعیت را تحمل کند و از کودتا ( اسفند 1299) تا نخست‌وزیری او یعنی در مدت دو سال (1302-1300) شش دولت سر کار آمده و سقوط کرد.

رضا خان یک قزاق جاهل و قلدر بود و هسته و حلقه‌ی اصلی کارگزارانش نیز از همین قزاق‌های جاهلی بودند که میراث‌دار سنت ارتش تزاری روس در مستعمرات آن دولت بودند.

رضا خان تا جایی که می‌توانست با اعمال زور، ارعاب و تهدید، خشونت و قلدری را به امری مشروع و قانونی تبدیل کرد و در هر موردی که منویات شخصی‌اش ایجاب می‌کرد، حتی از این قوانین نیز تخطی می‌کرد. او حتی سال‌ها بعد و پس از تجربه‌ی جایگاه‌های وزارت جنگ، نخست‌وزیری و حتی پادشاهی، به شخصیتی رشد یافته و فرهیخته تبدیل نشد. از قزاقی تا پادشاهی، پرخاشگر، فحاش، قلدر و بزن بهادر بود. او یک جاهل بود، جاهل ماند و جاهل رفت.

ماجرای اعتصاب معلمان در زمان رضا شاه و قلدری فرهنگی رضا خان در صدای معلم

از روزی که رضا خان کودتا کرده و سردار سپه شد، اکثر وزرای کابینه‌های پی‌ در پی با دخالت و تأیید او سر کار می‌آمدند. این وزرا افرادی بودند که به راحتی تسلیم قلدری او شده و حتی برای تقرب به او مسابقه می‌دادند. آنها که عاجز از هر نوع تدبیر اصولی بودند، بهترین راه چاره را در توسل به قلدرمآبی و زورگویی به تأسی از سردار سپه یافتند. چنان که گویی روشی نو در تدبیر امور یافته‌اند. اگر هم وزیری باب میل رضا خان نبود، با کارشکنی‌ها و آزارهای پنهان و آشکار او مواجه می‌شد تا جایی که یا همکاری کند (حداقل سکوت) یا کناره‌گیری.

از نمونه‌های بسیار جالب این مقامات و رفتارهای زورگویانه، رفتار وزیر فرهنگ با معلمین معترض بود.

ماجرای اعتصاب معلمان در زمان رضا شاه و قلدری فرهنگی رضا خان در صدای معلم

در سال 1300 حقوق معلمین مدارس به مدت 6 ماه پرداخت نشد. سرانجام در روز 27 مهر ماه 1300 (16 صفر 1340 ق)، معلمین مدارس که چندین بار به نخست‌وزیر مراجعه کرده و نتیجه نگرفته بودند، اعلامیه‌ای منتشر کرده و اعتصاب کردند. مدارس تعطیل شدند و معلمین معترض در مسجد سپهسالار گرد آمدند.

از میان معلمین معترض یک نماینده انتخاب شده و برای مذاکره با وزیر فرهنگ نزد او رفت. همچنین بیانیه‌ای با عنوان «دیوار آهنین» منتشر کرده و اعلام کردند تا حقوق‌شان پرداخت نشده، سر کار نخواهند رفت.

وزیر فرهنگ در گفت و گو با نماینده‌ی معلمین با تحکم گفت: مخارج قشون بر همه چیز مقدم است! و تنها حقوق 2 ماه از 6 ماه معوق پرداخت شد (مکی، 1361، ج1: ص542). این در حالی بود که تنها دلیل موجه قزاق‌ها برای کودتا به فرماندهی رضا میرپنج و آن همه بی‌قاعدگی، عقب افتادن حقوق و مواجب‌شان به مدت 4 ماه بود. 


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

ماجرای اعتصاب معلمان در زمان رضا شاه و قلدری فرهنگی رضا خان در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

انتقاد صدای معلم از سخنان سردار احمد محمدی‌زاده استاندار بوشهر در مورد آموزش و پرورش پادگانی و تفکر بسیجی

استاندار بوشهر:

« همه معلمان باید بسیجی باشند. نباید معلم غیر بسیجی در استان وجود داشته باشد » .

سردار احمد محمدی‌زاده، استاندار بوشهر می‌افزاید:

« معلمی موفق است که بسیجی باشد و با تفکر بسیجی به فعالیت‌های دانش‌آموزان توجه کند. با مشارکت سپاه استان بوشهر باید شرایطی فراهم شوند که تمام ۱۱ هزار معلم آموزش و پرورش استان بوشهر عضو بسیج معلمان شوند و در برنامه‌های آموزشی، اردویی و رزمایش‌های سپاه شرکت کنند تا ضعف‌های حوزه فرهنگی در این دستگاه به این صورت جبران شود » .

انتقاد صدای معلم از سخنان سردار احمد محمدی‌زاده استاندار بوشهر در مورد آموزش و پرورش پادگانی و تفکر بسیجی

مرور چند نکته در خصوص سخنان استاندار بوشهر خالی از لطف نیست :

اکثر متولدین دهه چهل و پنجاه به خاطر وضعیت جنگ تحمیلی و سایر تهدیداتِ این کهن مرز و بوم‌ سر و سری عمدتا داوطلبانه با بسیج (حضور در جبهه، بسیج محله، مدرسه و دانشگاه و...) داشته و چه بسا دارند. لذا مسئله معلمان عضویت یا عدم همکاری با بسیج و به خصوص فلسفه اولیه تشکیل آن نیست.

بحث ما، نوع نگرش، نسخه دستوری، تحکمی و آمرانه یک استاندار نظامی در حوزه مسائل پیچیده و استراتژیک حوزه نرم فرهنگی است. مطمئنم اکثر فرهنگیان اگر احساس می‌کردند با عضویت در بسیج مشکلات ساختاری/حاکمیتی و معضلات چندلایه ذی‌نفعان دستگاه تعلیم و تربیت حل و فصل خواهد شد داوطلبان به این کار دست یازیده و چه بسا قبل از تشرف به کلاس درس، در پادگان از جلو سردار محمدزاده‌ها رژه می‌رفتند. تربیت ما شعار زده است واقعیت این است که تربیت این نسل بیش از سخنان زیبا، نیازمند مشارکت کودکان و نوجوانان در فراهم آوردن موقعیت های آموزشی، کاهش تمرکز گرایی، افزایش مدرسه محوری، و بهره گیری از تجربیات جهانی اس

استانداری پستی کاملا سیاسی است. استاندار به عنوان رئیس جمهور استان باید فرابخشی عمل کرده و البته بر حوزه‌های مختلف اشراف داشته باشد.

احتمالا اطلاعات استاندار نظامی از چرایی و چیستی دستگاه تعلیم و تربیت، مشابه اطلاعات منِ معلم خبرنگار از کم و کیف نظام و نظامی‌ گری است.برای اطلاع ایشان گوشه‌ای از مشکلات زیرپوستی آموزش و پرورش را لیست می‌کنیم تا خود قضاوت کنند آیا با شرکت در دوره‌های بسیج و پوشیدن لباس رزم این مشکلات حل شدنی است؟

انتقاد صدای معلم از سخنان سردار احمد محمدی‌زاده استاندار بوشهر در مورد آموزش و پرورش پادگانی و تفکر بسیجی

چالش‌های حوزه تعلیم و تربیت:

- تربیت در ایران گلخانه‌ای، ایزوله و بدون توجه به تنگناهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی‌ موجود در کشور است. در حال حاضر ؛ تفکر انتقادی بزرگترین غایب سیستم آموزشی کشور است.

- از منظری دیگر تربیت ایدئولوژیک و انتزاعی است لذا به شدت آمرانه،عمودی و انعطاف ناپذیر، دستوری و مونولوگ است. مفاهیم آموزش و پرورش ما بیشتر آخرت گرایانه، حافظه محور، غیرکاربردی و  تکلیف محور است.

- تربیت ما شعار زده است واقعیت این است که تربیت این نسل بیش از سخنان زیبا، نیازمند مشارکت کودکان و نوجوانان در فراهم آوردن موقعیت های آموزشی، کاهش تمرکز گرایی، افزایش مدرسه محوری، و بهره گیری از تجربیات جهانی است.

- تربیت در کشور طبقاتی ، ناعادلانه و تبعیض آمیز است.اصول مصرح در قانون اساسی معطوف به رایگان بودن آموزش و پرورش بایکوت و بایگانی شده است.

- تربیت ما غیرکاربردی و حافظه‌ محور است. مفاهیم و مطالب کتب درسی عمدتا کهنه و بیگانه با انتظارات بازار کار بوده و فرسنگ ها از واقعیت‌های ساری و جاری کف جامعه و مختصات شهروند جهانی هزاره سوم فاصله دارد.

- « تربیت امری منقطع از تجربیات سیاسی اجتماعی نیست.اگر دهه شصتی ها و هفتادی‌ها در آوردگاه جنگ و اصلاحات جامعه پذیر شدند ولی دهه هشتادی‌ها با جغرافیای ذهنی (فردگرایی، جهان‌ اندیشی، سنت‌گریزی و اقتدار‌ستیزی) در معرض دیجیتالی شدن زندگی روزمره و انقباض ساخت سیاسی در کشور قرار داشته‌اند. به دلیل غیبت روشنفکران نیز فضایی برای تحولات عمیق معرفتی شکل نگرفته است » .

انتقاد صدای معلم از سخنان سردار احمد محمدی‌زاده استاندار بوشهر در مورد آموزش و پرورش پادگانی و تفکر بسیجی

- سهم آموزش و پرورش از بودجه از ۲۵ درصد اوایل انقلاب به زیر ده درصد تنزل یافته است. خرج کردن در آموزش و پرورش برباد دادن بودجه نیست بلکه سرمایه‌گذاری در آتیه کشور است.آموزش و پرورش سازمانی مصرفی نیست ؛ دستگاه مادر برای تولید اندیشه و تکثیر مهارت‌های زندگیست. تربیت عرصه آزمون و خطا و جولانگاه کوتوله‌ها نیست. در حال حاضر ؛ تفکر انتقادی بزرگترین غایب سیستم آموزشی کشور است.

- توسعه کشور منوط به توسعه آموزش و پرورش است و البته توسعه دارای اصول مشترک (رشد اقتصادی،اجماع داخلی، افزایش سرمایه گذاری، دسترسی به بازارهای جهانی) با مدل‌های متفاوت است توسعه خطی و تصادفی نیست. امری ناگزیر، قطعی و برنامه‌ محور است.

 در پایان استاندار بوشهر را با بخش‌هایی از شعر بانوسیمین بهبهانی تنها می‌گذارم :

انتقاد صدای معلم از سخنان سردار احمد محمدی‌زاده استاندار بوشهر در مورد آموزش و پرورش پادگانی و تفکر بسیجی

« ....آزادی تنها این نیست که بانوان خرمن گیسو در باد افشان ﮐﻨﻨﺪ.

آزادی تنها این نیست که تو با جفت خود در خیابان آزادانه قدم بزني.

آزادی تنها این نیست که تو نیمه شب.... در کنار زاينده رود غزل بخواني

اینها ابتدائی‌ترین حقوق انسانی‌ است.

آزادی این است که نه، تو به زور در پی‌ نوشاندن شربت کوثر به من باشی،‌ و نه من به زور در پی‌ بخشیدن لذت شراب به تو .

آزادی این است که نه دین تو بر من حکم براند نه من تو را بی‌ دین بخواهم.

آزادی این است که نه تو مرا با بی‌ دینی من تکفیر کنی، و نه من تو را با دین تو تحقیر .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

انتقاد صدای معلم از سخنان سردار احمد محمدی‌زاده استاندار بوشهر در مورد آموزش و پرورش پادگانی و تفکر بسیجی

منتشرشده در یادداشت

نگاهی بر وضعیت مطبوعات و رسانه ها در ایران و دولت دکتر محمد مصدق در صدای معلم

در بین نشریاتی که در زمان نخست وزیری دکتر مصدق منتشر می شد، نشریه طنز آمیز و سیاسی «چلنگر» با مدیریت محمدعلی افراشته وابسته به حزب توده، بیشترین حملات را بر دکتر مصدق می کرد.

چلنگر به معنی قفل و کلید ساز است...

در دولت مستعجل و 27 ماهه مصدق که با کودتا سرنگون شد، حدود 50 نشریه وجود داشت که بر ضد مصدق بودند. سالها صرف خواندن و تورق این نشریات کرده ام و آنها را به صورت زیر دسته بندی می کنم:

- برخی از آنان مذهبی بودند و از این موضع بر مصدق می تاختند مانند:

تقوی، شاهد، ملت ما، نبرد ملت، ستاره اسلام، ندای حق...

- اکثرشان سلطنت طلب بودند و از موضع دربار مصدق را می کوبیدند مانند:

داد، مرد آسیا، مهر میهن، کیهان، احدی، بختیار، دیده ور، ندای سپهر، آرام، تهران مصور، زلزله، پیمان نو، روح آزادی، سیاست شرق، شعاع شرق، هوشمند، ستاره، سعادت بشر، شایسته، لاله، مشعل آزادی، رستاخیز خلق، پیک ایران، سحرگاه، شاه داد، جوانمرد امروز، دوشنبه، اتحادیه، خدمتگزار ملت، مرد میدان، داد ایران، مرد آهنین، ایران ما، غوغای امروز، احساسات، شرف...

- برخی نیز مانند اطلاعات که 45 هزار دلار از کرومیت روزولت گرفت به اصطلاح، وسط باز بودند گهی به نعل می زدند و گهی به میخ، اما در حساس ترین زمان به نعل زدند و درباری شدند!

- اما در این میان، برخی نشریات چپی مانند اراده توده، دنیا، شجاعت، شهباز و مخصوصا چلنگر ...بودند که هر چند مخالف غرب و آمریکا بودند و دلاری نیز دریافت نکرده بودند اما در کوبیدن مصدق، حتی از نشریات سلطنت طلب نیز گاها تندتر بودند . روزنامه چپی چلنگر به مدیریت افراشته، همسو با حزب توده گوی سبقت را از همگان ربوده بود و از هر گونه فحاشی و توهین به مصدق صرف نظر نمی کرد . در کاریکاتورهایش، مصدق را «عَنتر=بوزنیه» نشان می داد که آلت فعل عموسام (آمریکا)ست!.
(شماره ۱۱۸،مورخه ۱۵اردیبهشت ۱۳۳۱)

نگاهی بر وضعیت مطبوعات و رسانه ها در ایران و دولت دکتر محمد مصدق در صدای معلم

عجیب است که مصدق روزنامه ها را کاملا آزاد ساخته بود و آن وقت این روزنامه توده ای (چلنگر)، حتی از فحاشی بر علیه مصدق روگردان نبود . گاهی مصدق را نوکر انگلیس و سپس نوکر آمریکا معرفی می کرد و با الفاظ توهین آمیزِ «کرکس مکّار و فرتوت»، «دست پرورده آمریکا عموسام»، «رقّاصه بزم سلطان جهانخوارالدّین نفتعلیشاه»(انگلیس)، «حکومت مردم کُش»، «پیشوای مفنگی» و... نام می برد. قلم افراشته به درستی همواره در خدمت محرومان بود اما آنچه مهم و برای ما بسی عبرت انگیز است اینکه تنها نیت های خوب به تنهایی کافی نیستند چون انگاره های کج و معوج ذهنی همیشه ما را گرفتار انجماد فکری می کنند و از شناخت واقعیت باز می دارند .

مثلا شعر زیر:

میان پایتخت در روز روشن پدر سگ رخت من را کرده بر تن
بگو احمق، چلنگر زنده بادا کت و شلوار او ارزنده بادا
مصدق زنده باد! گفتنت چیست پدرسگ این لباس پیشوا نیست

و یا حکومت مصدق را مردم کُش می نامید:
هر کس که به راستی شرف دارد و هش
نبود ز حکومت مصدق سرخوش
کابینه او به چشم ما خون ها ریخت
ای ننگ بر این حکومت مردم کُش

مرحوم محمدعلی افراشته مدیر چلنگر، در 51 سال زندگی کوتاهش، اغلب فقیر بود، همه گونه کار کرده:

گچ فروشی، کارگری، بنگاه معاملات املاک، آموزگاری، هنرپیشگی تئاتر، مجسمه سازی، نقاشی، روزنامه نگاری و ...  به خاطر همین، دردهای اجتماع را می فهمید اما در جهت گیری سیاسی به بیراهه رفت...

به درستی می گفت که خریدار شعر من بالاشهری ها نیستند ، پایین شهری ها هستند و از توپخانه به پایین، بازار من هست!

نمونه های نادری در تاریخ مطبوعات ایران وجود درد که وقتی آزادی فراهم شده، قدر آن را ندانسته و به جای صیانت از آن، راه فحاشی، تندروی، رادیکالیزم و آنارشیسم...را در پیش گرفته اند که البته اندکی بعد، استبداد بازگشته و گلوها را گرفته و آن وقت حسرت و حسرت...

نگاهی بر وضعیت مطبوعات و رسانه ها در ایران و دولت دکتر محمد مصدق در صدای معلم

افراشته که آن همه بر مصدق می تاخت با سقوط مصدق، بلافاصله گرفتاری هایش آغاز شد . پس از کودتا مجله اش را توقیف و در صدد دستگیریش برآمدند، او با هویت و گذرنامه جعلی از ایران خارج شده و پس از دربه دری ها، در 1338ش در صوفیه (بلغارستان) درگذشت و در همان جا نیز دفن شد .

بر روی سنگ قبرش این شعرش حک شده:

بشکنی قلم ای دست اگر
پیچی از خدمت محرومان سر

قلم افراشته به درستی همواره در خدمت محرومان بود اما آنچه مهم و برای ما بسی عبرت انگیز است اینکه تنها نیت های خوب به تنهایی کافی نیستند چون انگاره های کج و معوج ذهنی همیشه ما را گرفتار انجماد فکری می کنند و از شناخت واقعیت باز می دارند . باعث می گردند واقعیت را نیز کج و معوج ببینیم و در نتیجه، مانند افراشته در تشخیص تضاد اصلی به بیراهه رویم و در این صورت، مصداق ضرب المثل « دوستی خاله خرسه » شویم  و به جای خدمت، ضربه خواهیم زد...!

کاریکاتور زیر، گویاترین نمونه از عملکرد ضد مصدقی چلنگر است که مصدق با ساز انگلستان و آمریکا می رقصد:

نگاهی بر وضعیت مطبوعات و رسانه ها در ایران و دولت دکتر محمد مصدق در صدای معلم

 

( کانال تاریخ تحلیلی ایران )


نگاهی بر وضعیت مطبوعات و رسانه ها در ایران و دولت دکتر محمد مصدق در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

گروه اخبار/

گزارش صدای معلم از تجمع مردم شاهین شهر اصفهان در برابر اداره آموزش و پرورش در اعتراض به مسمومیت های دانش آموزان و حملات شیمایی

امروز شنبه 26 فروردین جمعی از مردم شاهین شهر اصفهان در برابر اداره آموزش و پرورش این شهر تجمع اعتراضی برگزار کردند .

این تجمع در اعتراض به مسمومیت های صورت گرفته در برخی مدارس دخترانه این شهر صورت گرفت . با وجود مسالمت آمیز بودن این تجمع اما گفته می شود نیروهای امنیتی و نظامی از گاز اشک آور استفاده کرده اند .

هفته گذشته نیز در برخی مدارس این شهر  مانند مدرسه دخترانه منوچهر انصاری، هنرستان دخترانه آل یاسین و مدرسه فهمیده ، مسمومیت گزارش گردیده است .

اخبار و گزارش ها از وقوع حوادث مشابه در برخی شهرهای دیگر کشور حکایت دارند .

امروز کانال کانون صنفی معلمان خبر از استعفای خانم پرشنگ رنجبری مدیر دبیرستان دخترانه معراج شهر  سقز در اعتراض به این مسمومیت ها و انفعال مسئولان آموزش و پرورش داد .

بهرام عین‌اللهی وزیر بهداشت در این مورد اعلام کرد: «تصمیم گرفتیم که نام آن را بدحالی دانش‌آموزان بگذاریم زیرا شواهد محکمی برای مسمومیت دانش‌آموزان وجود نداشت .در بیش از ۹۰ درصد بدحالی دانش‌آموزان، هیچ نوع مسمومیتی دیده نمی‌شود و هیچ نوع سمی وجود ندارد و بیشتر شاهد استرس بودیم و درصد کمی نیز مربوط به شیطنت هایی بوده که صورت گرفته و باعث بدحالی دانش‌آموزان شده است».

پاسخ مسئولان در مورد این گونه حوادث و علت آن ها تاکنون قانع کننده نبوده است .

پایان پیام/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

گزارش صدای معلم از تجمع مردم شاهین شهر اصفهان در برابر اداره آموزش و پرورش در اعتراض به مسمومیت های دانش آموزان و حملات شیمایی

منتشرشده در دانش آموز

گروه تشکل ها/

در آغاز سال 1402 ؛ « انجمن اسلامی معلمان شهرستان های تهران » از تشکل های کنش گر در حوزه ی مطالبات معلمان و آموزش بیانیه ای صادر کرد .

متن کامل این بیانیه که در اختیار « صدای معلم » قرار گرفته به شرح زیر است .

نقدی بر وزیر شدن رضا مراد صحرایی در آموزش و پرورش توسط علی پورسلیمان مدیر صدای معلم

«برای از بین بردن این گونه موهومات هیچ چیز بهتر از آن نیست که چاپ بشود تا از اهمیت و اعتبار آن کاسته ، سستی آن را واضح و آشکار بنماید .

مخصوصا می بایستی هر کدام جداگانه تحقیق بشود زیرا نباید اشتباه کرد که این افکار پوسیده هیچ وقت خود به خود نابود نمی شوند » .

صادق هدایت

 

تاکنون سرپرست جدید وزارت آموزش و پرورش برنامه ی مشخصی را در حوزه عمومی منتشر نکرده تا بتوان به نقد آن پرداخت هر چند در این کشور با وجود تدوین برنامه های کوتاه مدت و دراز مدت و اسناد و چشم اندازهای رنگارنگ و گوناگون باز هم گرفتار بحران ها و چالش های روز افزون هستیم و برخی اوقات امید به داشتن آینده ای بهتر متاسفانه رنگ می بازد .

مجلس شورای اسلامی ظاهرا برنامه ها را می بیند اما آن چه برای آنان مهم و تعیین کننده است همانا حرف شنوی وزیر آموزش و پرروش در عزل و نصب مدیرانی است که آن نمایندگان مد نظر دارند و بسیاری مواقع فلسفه وجودی معاون پارلمانی وزیر آموزش و پرورش هم برای همین گونه مسائل است که جریان ها مطابق نظر این نمایندگان پیش برود .

نمایندگانی که همیشه و همه جا ؛ آموزش و پرورش را به منزله « سازمان رای » نگریسته و البته بسیاری از معلمان هم با بر اساس اصل « تطابق منافع » این توقعات را به خوبی برطرف ساخته اند .

نقدی بر وزیر شدن رضا مراد صحرایی در آموزش و پرورش توسط علی پورسلیمان مدیر صدای معلم

در قضیه کنار رفتن « یوسف نوری » هم با وجود خط و نشان کشیدن های برخی از این نمایندگان کار خاصی انجام ندادند تا این که وزیر خودش استعفا کرد .

برخی هم می گویند که به یوسف نوری گفته شده باید استعفا کند . این دوستان خبره علم « سواد رسانه » از کجا و با استناد به کدامین سند و فرآیند شفاف متوجه شده اند که فرهنگیان از این اقدام رئیس جمهور استقبال کرده اند ؟

در بحث مربوط به رضا مراد صحرایی که به عنوان سرپرست وزارت آموزش و پرورش معرفی شده چند نکته قابل توجه هستند .

« ایرنا » خبرگزاری جمهوری اسلامی در خبری به تاریخ 17 فروردین این گونه می نویسد : ( این جا )

« روابط عمومی دانشگاه فرهنگیان در اطلاعیه ای به منظور آگاه‌ بخشی صحیح و مقابله با جریانات دروغ پرداز و فتنه انگیز؛ به برخی شبهه‌ها و پرسش‌ها در خصوص رضا مراد صحرایی، رییس دانشگاه فرهنگیان و سرپرست وزارت آموزش و پرورش پاسخ داد . »

 به پرتال دانشگاه فرهنگیان مراجعه کردم تا بلکه این اطلاعیه را ببینم اما چیزی نیافتم . اما اگر فلسفه روابط عمومی یک سازمان و یا دستگاه ، « آگاه بخشی » باشد دیگر استفاده از ادبیاتی مانند مقابله با جریانات دروغ پرداز و فتنه برانگیز دیگر به چه معناست ؟

آیا این طرز سخن گفتن و نوشتن قرار است مخاطبان را اقناع کند ؟

ایرنا در ادامه چنین می نویسد :

« در این روزها حتی پیش از استعفای وزیر آموزش و پرورش، معلمان در شبکه‌های اجتماعی انتظارات خود از وزیر آینده این وزارتخانه را عنوان کردند، بیشتر آنها خواستار فردی جوان، باسواد و باتجربه معلمی هستند تا با شناخت نسبت به این شغل پیگیر مطالبات آنها باشد، بنابراین در این روزها شاهد استقبال فرهنگیان از این اقدام رئیس جمهور بودیم که در این میان برخی سودجویان و شبکه‌های معاند در این خصوص شایعه پراکنی کردند که دانشگاه فرهنگیان در ادامه به این شایعات پاسخ داده است . »

این دوستان خبره علم « سواد رسانه » از کجا و با استناد به کدامین سند و فرآیند شفاف متوجه شده اند که فرهنگیان از این اقدام رئیس جمهور استقبال کرده اند ؟

درست است که هنوز جامعه ما در کلیت خود دچار « سندرم هیجان تغییر » است و کنار گذاشتن یوسف نوری هم در راستای مهندسی افکار عمومی و یا بهتر بگوییم فریب افکار عمومی پیاده شد اما پیچیدگی و گستردگی شبکه های اجتماعی و  حرکت تدریجی به سوی شیشه ای شدن اتاق های تصمیم گیری می طلبد که دولتمردان از افکار و ذهنیت های کلیشه ای قدیمی خود فاصله بگیرند و با جامعه گفت و شنود کنند .

نقدی بر وزیر شدن رضا مراد صحرایی در آموزش و پرورش توسط علی پورسلیمان مدیر صدای معلم

پیش تر هم  « صدای معلم » در گزارش های خود نوشت که یوسف نوری در وزارت خود نمره قبولی نمی گیرد و ضعیف عمل کرده است اما از کجا معلوم که گزینه بعدی مانند « رضا مراد صحرایی » که اکثریت معلمان شناخت چندانی از او ندارند و به ویژه آن کلیپ صوتی بیش از آن که معرف وجه تعلیم و تربیتی وی باشد بیش تر او را در نقش یک « سردار نظامی » و با نگرش پادگانی معرفی می کند ؛ عملکرد و کارنامه بهتری داشته باشد ؟

( صحرایی در مقام رئیس دانشگاه فرهنگیان در گفت و گو با دانشجو معلمان سعی می کند که شان و جایگاه این دانشگاه را بسیار فراتر از دانشگاه های دیگر نشان دهد . اما آیا واقعا چنین است ؟ دانشگاهی که در حال حاضر تنها جذابیت آن  برای برخی داوطلبان کنکور وجه اشتغال آن نه سطح علمی و حرفه ای آن . واقعا دانشگاهی که هنوز دستش در جیب دانشجو معلمان است و بودجه آن با اما و اگرهای بسیاری رو به روست ؛ چنین ادعاهایی پذیرفتنی است ؟ )

نقدی بر وزیر شدن رضا مراد صحرایی در آموزش و پرورش توسط علی پورسلیمان مدیر صدای معلم

در ادامه چنین می خوانیم : وزیر شدن صحرایی و امثال او تحول خاصی را در گره فرو بسته تعلیم و تربیت ایران ایجاد نخواهد کرد جز آن که بر بی اعتمادی بیشتر معلمان بیفزاید و فضای امنیتی حال آن را بیش از پیش تشدید کند .

« برخی شایعه کرده‌اند که سرپرست جدید آموزش و پرورش، قبلا نیروی حراست دانشگاه علامه بوده است، براین اساس در پاسخ باید گفت رضا مراد صحرایی، هیچگاه نیروی حراست نبوده و عمده مسئولیت های وی، طبق رزومه اش معلمی و آموزشی بوده است. مسئول حراست دانشگاه علامه، فرامرز صحرایی بوده که هیچ نسبتی با رضامراد صحرایی ندارد . »

این که یک خبرگزاری رسمی حکومتی و روابط عمومی یک سازمان دولتی از « حراستی بودن » یک مقام تبری می جویند خود حامل پیام مهمی است و این که این نهاد یعنی حراست مورد اعتماد و مقبول بدنه ی آموزش و پرورش یعنی معلمان نیست .و متصف شدن فردی به همکاری با این نهاد ضمن آن که با ایفای نقش های آموزشی و تربیتی تعارض و تزاحم پیدا می کند یک نکته ی منفی در ارزیابی کارنامه ی یک فرد در افکار عمومی به شمار می آید .

نقدی بر وزیر شدن رضا مراد صحرایی در آموزش و پرورش توسط علی پورسلیمان مدیر صدای معلم

در فرهنگ سازمانی ایرانی برای ارزیابی هویت فردی و محتوای فکری آدم ها باید به انتخاب شان نگریست .

معمولا در هر سازمانی ، مسئول روابط عمومی توسط رئیس آن سازمان مشخص می شود .

روابط عمومی که منتقدان و مخالفان را دروغ پرداز و فتنه برانگیز می خواند همان چیزی است که در ذهنیت رئیس دستگاه ساری و جاری است .

نقدی بر وزیر شدن رضا مراد صحرایی در آموزش و پرورش توسط علی پورسلیمان مدیر صدای معلم

روابط عمومی که در طول مدت یک ساله ریاست دانشگاه فرهنگیان دو نشست خبری برگزار می کند و از مواجهه با رسانه های مستقل و منتقد هراس دارد و این که مبادا پرسشی توسط آن رسانه و معلم خبرنگار مطرح شود که فرد دارای مدرک دکتری زبان‌شناسی همگانی از دانشگاه علامه طباطبایی، رتبه اول کنکور و فارغ‌التحصیل رتبه اول با معدل ۱۹.۴۸، مدرک کارشناسی ارشد زبان‌شناسی همگانی از دانشگاه علامه طباطبایی، رتبه ۳ کنکور سراسری و فارغ‌التحصیل با رتبه اول و معدل ۱۹.۱۰ و مدرک کارشناسی آموزشی زبان انگلیسی از دانشگاه رازی کرمانشاه، رتبه ۳۴ کنکور سراسری و فارغ‌التحصیل رتبه اول با معدل ۱۸.۷۴ است همچنین مولف ده ها کتاب و مقاله و دارای 15 سال سابقه ی تدریس و معلمی ؛ توانایی و یا شهامت پاسخ به آن را نداشته باشد باید که در صداقت و کارآمدی آن مقام شاغل شک کرد .

نقدی بر وزیر شدن رضا مراد صحرایی در آموزش و پرورش توسط علی پورسلیمان مدیر صدای معلم

پیش تر هم در گزارش صدای معلم بیان شد که نه یوسف نوری و نه صحرایی و ... در این وزارتخانه تصمیم گیر نیستند . ( این جا )

اتاق فکر و تصمیم گیر جای دیگری است .

کسی که به دنبال پیاده کردن « تربیت دینی » تمام عیار در حوزه آموزش و پرورش است و دغدغه اش مبارزه بی امان با جریان سکولاریسم است که البته پیش تر در صدای معلم به آن پرداخته شد . ( 1 )

وزیر شدن صحرایی و امثال او تحول خاصی را در گره فرو بسته تعلیم و تربیت ایران ایجاد نخواهد کرد جز آن که بر بی اعتمادی بیشتر معلمان بیفزاید و فضای امنیتی حال آن را بیش از پیش تشدید کند .

نقدی بر وزیر شدن رضا مراد صحرایی در آموزش و پرورش توسط علی پورسلیمان مدیر صدای معلم

( 1 )

* پرسش های مدیر صدای معلم از پژوهشگر اسلامی در تعلیم و تربیت: تربیت دینی و یا تربیت بر اساس آموزه های فلسفه صدرایی با فلسفه دیوئی چه نسبتی دارد ؟ آیا فکر نمی کنید یکی از دلایل ناکامی تربیت دینی در نظام آموزشی ایران همین ایرادی است که شما به جهان بینی علمی وارد کرده اید و آن نگرش سیستمی است ... علم الهدی : فلسفه تعلیم و تربیت ما هنوز دینی نشده است ، موزائیکی است از فلسفه سکولار با رفتارهای دینی ؛ دنیا تشنه است که تجربه های موفق در ایران را بشنود ( این جا )

* دکتر جمیله علم الهدی " در نشست تخصصی " نقش آموزه های فلسفه صدرایی در فرآیند تربیت و یادگیری " : برویم غربی بشویم بهتر است ! اما به روز باشیم ، آپدیت باشیم ؛ واقعا در گفت و گوهای جهانی می توانیم دست برتر را داشته باشیم ( این جا )

* دکتر جمیله علم الهدی " در نشست تخصصی " نقش آموزه های فلسفه صدرایی در فرآیند تربیت و یادگیری " : از انقلاب اسلامی به بعد که چهلمین سال آن را می گذرانیم سکولاریسم نه تنها ادامه پیدا کرد بلکه بسیار پیچیده تر ادامه پیدا کرد ! ( این جا )

آخرین پرسش صدای معلم خطاب به این پژوهشگر ایرانی در حوزه تعلیم و تربیت این بود :

" من معلم هستم و شما خود را پژوهشگر معرفی کردید .

یکی از خصوصیات مهم پژوهشگر ، نظم و در واقع دقیق بودن است .

شما حدود نیم ساعت با تاخیر در این نشست حضور پیدا کردید .

دلیل آن را توضیح دهید .

علم الهدی گفت علت این که دیر آمدم به خاطر این بود که رئیس سازمان پژوهش گفتند برویم خدمت شان و من مقصر نبودم .

صدای معلم در پاسخ گفت که شما هم مانند دیگران فرافکنی می کنید .

این استاد دانشگاه بابت تاخیراش از حاضران عذرخواهی هم نکرد .

در پایان این نشست ، صدای معلم از خانم علم الهدی با توجه به تاکیدی که در مورد موضوع " گفت و گو " در خلال بحث داشت درخواست کرد تا وقتی را برای گفت و گو با این رسانه اختصاص دهد اما ایشان این درخواست را رد کرد .

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

نخستین نشست سرپرست در وزارت آموزش و پرورش با تشکل های فرهنگیان هم سو و هم فکر و پرسش های صدای معلم

تنها چند روز پس از انتصاب به پست سرپرستی وزارت آموزش و پرورش ، « رضا مراد صحرایی » که هنوز در مورد عملکرد نزدیک به یک ساله اش در سمت ریاست دانشگاه فرهنگیان شفاف سازی نشده و مورد نقد جدی قرار نگرفته است ؛ سرپرست اقدام به به برگزاری نشست با برخی « تشکل های فرهنگیان » گرفته است .

پرتال روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش اسامی این تشکل ها را چنین اعلام کرده است : ( این جا )

« کانون تربیت اسلامی، جامعه اسلامی فرهنگیان، جمعیت اسلامی فرهنگیان، جمعیت فرهنگیان جوان، هیئت هم اندیشی بسیج فرهنگیان، جمعیت فرهنگیان جهادی، کانون فرهنگیان شاهد و ایثارگر، کانون مدارس اسلامی، جمعیت معلمان و فرهیختگان، گروه معلمان فکور، کنگره معلمان انقلاب اسلامی » .

نخستین نشست سرپرست در وزارت آموزش و پرورش با تشکل های فرهنگیان هم سو و هم فکر و پرسش های صدای معلم

در این نشست ؛ تشکل هایی مانند سازمان معلمان ایران ، انجمن اسلامی معلمان ایران ، مجمع فرهنگیان ایران اسلامی و کانون صنفی معلمان حضور ندارند .

با وجود آن که در پرتال وزارت آموزش و پرورش معمولا « گزارش تصویری » نشست ها منتشر می شوند اما ترجیح داده شده در نخستین نشست رسمی سرپرست وزارت آموزش و پرورش به همان یک عکس منضم در خبر بسنده شود . چند درصد از معلمان کف مدرسه این تشکل ها را می شناسند و به آن ها اعتماد دارند ؟

مطابق معمول از پرسش های مخاطبان خبری نیست و به نظر می رسد سرپرست در نقش یک « سخنران » نظرات و مطالبات خود را یک سویه بیان کرده است .

« مراد صحرایی » در ابتدا چنین می گوید :

« اولین جلسه خود را برای درک بیشتر مسائل آموزش و پرورش و معلمان به تشکل های فرهنگیان اختصاص داده ام، زیرا می دانم تشکل ها با کف مدرسه و معلمان ارتباط نزدیکی دارند . »

نخستین پرسش « صدای معلم » آن است که این تشکل ها واقعا چند درصد از معلمان و افکار عمومی فرهنگیان را نمایندگی می کنند ؟

نخستین نشست سرپرست در وزارت آموزش و پرورش با تشکل های فرهنگیان هم سو و هم فکر و پرسش های صدای معلم

آیا از شعار دادن خسته نشده اید ؟ چند درصد از معلمان کف مدرسه این تشکل ها را می شناسند و به آن ها اعتماد دارند ؟

سرپرست وزارت آموزش و پرورش می گوید : وقتی هنوز در این کشور ؛ « معلمی » حرفه ای تخصص محور به شمار نمی آید و نهادی برای ارزیابی صلاحیت های حرفه ای و شایستگی های شغلی مانند « سازمان نظام معلمی » هنوز وجود ندارد سخن گفتن از شان و منزلت حرفه ای معلم بیش از یک شوخی و طنز تلخ چیز دیگری نخواهد بود .

« معلمی مسئولیت سنگینی است و دارای جایگاه ویژه ای است، نباید شان معلم به فهم دیگران مرتبط شود، شان معلم مربوط به ماموریت معلم است، لذا نباید شان معلم به حقوق و دریافتی معلم متصل شود، بنابراین باید به عنوان متولی نظام تعلیم و تربیت شان معلمان را حفظ و مسایل معیشتی آنان را حل کنیم و باید رسالت خود را ایجاد و ارتقای شان معلم بدانیم . ». 

آیا در حال حاضر مشکل اصلی ، در شان و جایگاه معلم است و یا فهم دیگران ؟

واقعا جامعه چه برداشت و تصوری از جایگاه معلم دارد ؟

پس از گذشت بیش از چهار دهه از انقلاب اسلامی ؛ سرپرست وزارت آموزش و پرورش که  معلمان را بیش تر در نقش « مامور » می داند تا در نقش راهبری جامعه ؛ به این پرسش راهبردی پاسخ دهد :

چرا هیچ مدرک و سندی در دست نیست که نشان دهد که معلمان در جامعه به عنوان یک «گروه مرجع» برای اقشار دیگر شناخته می شوند و یا شغل معلمی برای جوانان جذابیتی بیش از مشاغل دیگر دارد ؟

نخستین نشست سرپرست در وزارت آموزش و پرورش با تشکل های فرهنگیان هم سو و هم فکر و پرسش های صدای معلم

آقای مراد صحرایی باید بداند و بفهمد که دیگر وقت شعار دادن و حرف های کلی و قشنگ زدن گذشته و نظایر این قبیل حرف ها را پیشینیان و حتی زیباتر و شکیل تر از وی بیان کرده اند ؛ اما آیا گشایشی در وضعیت موجود حاصل شده است ؟

وقتی هنوز در این کشور ؛ « معلمی » حرفه ای تخصص محور به شمار نمی آید و نهادی برای ارزیابی صلاحیت های حرفه ای و شایستگی های شغلی مانند « سازمان نظام معلمی » هنوز وجود ندارد سخن گفتن از شان و منزلت حرفه ای معلم بیش از یک شوخی و طنز تلخ چیز دیگری نخواهد بود .

نخستین نشست سرپرست در وزارت آموزش و پرورش با تشکل های فرهنگیان هم سو و هم فکر و پرسش های صدای معلم  سرپرست وزارت آموزش و پرورش در بخش دیگری چنین اظهار نظر می کند :

« حکمرانی آموزش و پرورش فقط از خیابان سپهبد قرنی تهران میسر نمی شود، حکمرانی با خرد جمعی به نتیجه می رسد. حکمرانی در آموزش و پروش بدون مشارکت معلمان و خانواده ها و شنیدن صدای آنها به سرمنزل مقصود نمی رسد. باید مشکلات نظام تعلیم و تربیت از نگاه مدرسه بررسی شود و از جایگاه مدرسه برای آن راه حل ارایه شود، زیرا اگر معلمان همراهی نکنند، هیچ برنامه ای قابلیت اجرایی سازی پیدا نخواهد کرد . »

پرسش « صدای معلم » از سرپرست وزارت آموزش و پرورش آن است که نخست حکمرانی خوب را تعریف کند و توضیح دهد که شرایط لازم و کافی برای تحقق این نوع حکمرانی در حوزه آموزش چیست ؟

آقای مراد صحرایی از کدام « خرد جمعی » می گوید در حالی که آدم های هم فکر و مثل خودش را در یک « دور همی » جمع کرده و برای آنان سخنرانی می کند ؟

آیا از شعار دادن خسته نشده اید ؟

آقای مراد صحرایی واقعا چه برنامه ی شفاف و خرد بنیانی حداقل برای پر کردن « شکاف اداره و مدرسه و ستاد و صف » دارد ؟

سرپرست وزارت آموزش و پرورش در پایان چنین می گوید :

« تشکل ها در تدوین برنامه هفتم توسعه، به آموزش و پرورش کمک کنند . »

واقعا آیا این تشکل ها برای اداره ی معمولی تشکل خودشان برنامه دارند چه برسد به آن که بخواهند برای آموزش و پرورش برنامه و محتوا تولید کنند ؟

صحرایی تصریح می کند: نظام پیشرفت هر کشور در مدرسه شکل می گیرد و بر این اساس باید مدارسی را طراحی نماییم که پیشرفت کشور را رقم می زند. وزیری خوب است که آموزش و پرورش را به مساله اول آن کشور تبدیل نماید و هر کشوری که مساله اول آن آموزش و پرورش باشد، پیشرفت خواهد یافت، زیرا بذر پیشرفت در مدرسه کاشته خواهد شد.

نخستین نشست سرپرست در وزارت آموزش و پرورش با تشکل های فرهنگیان هم سو و هم فکر و پرسش های صدای معلم

پیش تر هم بیان شد که از این حرف ها و شعارها قبلا بسیار شنیده ایم و بسیاری هم به آن ها اعتماد کردند .

آقای مراد صحرایی

هیچ می دانید که :

حقوق معلمان را برای نخستین بار فقط چند ساعت مانده به آغاز سال نو  و البته به صورت قسطی پرداخت کردند .

نخستین نشست سرپرست در وزارت آموزش و پرورش با تشکل های فرهنگیان هم سو و هم فکر و پرسش های صدای معلم

( یک فرهنگی به نشانه اعتراض در عدم پرداخت حقوق تا تاریخ ٢٩ اسفند در آموزش و پرورش کلاردشت را گِل گرفت )

 

آیا در سایر دستگاه های حاکمیتی و حتی نهادهای معمولی هم وضعیت چنین بود ؟ شما که دائما نهاد آموزش و پرورش و معلم را « ماموریت گرا » تصور می کنید ؟

شما آموزش و پرورش را هم سنگ و یا هم ردیف سایر نهادها و ارگان ها قرار دهید ؛ مساله اول کشور پیش کش !

پایان گزارش/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نخستین نشست سرپرست در وزارت آموزش و پرورش با تشکل های فرهنگیان هم سو و هم فکر و پرسش های صدای معلم

منتشرشده در گفت و شنود

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

خیلی زیاد - 9%
زیاد - 26.1%
متوسط - 12.7%
کم - 12.2%
خیلی کم - 38.8%

مجموع آرا: 245

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور