گروه استان ها و شهرستان ها/

سهشنبه ۱۸ دیماه ۴۰۳ به دعوت انجمن اسلامی معلمان استان البرز نشستی با عنوان « ضرورت تحول و اصلاحات در آموزش و پرورش » با حضور « عبدالرسول عمادی » معاون اسبق آموزش متوسطه وزارت و تعدادی از اعضای انجمن اسلامی معلمان و سایر فرهنگیان علاقه مند به مباحث بنیادین در جهانشهر کرج برگزار گردید.

گفتمان اصلاحطلبی و تحولخواهی
پس از خوش آمدگویی و سخنان آغازین حسین رحمانیان، عمادی پشت تریبون قرار گرفته و ضمن تشریح موانع و ترمزهای دست و پاگیر اصلاحات در دستگاه تعلیم و تربیت افزود: کار سیاسی و اصلاحطلبی یک کار اقتضایی و زمانبر میباشد.
به نظرم تحولات سیاسی اجتماعی ایران معطوف به چهارگفتمان زیر است.

گفتمان محافظهکاری :
اندیشهی محوری این گفتمان توجیه کلیت کارهای حاکمیت فارغ از صحت و سقم آنهاست. در واقع این گفتمان توجیهگر و ماله کش نظام میباشد.
گفتمان انفعال :
مبنای این گفتمان بر بیعملی محض بوده و طرفداران و گویشوران آن بر ضرب المثل « هرچه پیش آید خوش آید » سلام میکنند.
گفتمان براندازی :
مبنای این گفتمان تلاش برای زیر و زبر کردن حاکمیت فعلی بوده و براندازی از نوع نرم و سخت آن مجاز میباشد.
گفتمان اصلاحطلبی و تحولخواهی :
شالوده این گفتمان بر تفکر انتقادی استوار بوده و در این روش هیچ احدی بری از نقد و انتقاد نیست. طبیعی است که عمل ما در انتخابات اخیر بر پایه گفتمان تحولخواهی بوده و اصلاحطلبی را نوعی تعمیرکاری تلقی میکنیم.

سند تحول از حیز انتفاع ساقط است
عمادی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به ضرورت اصلاحات تدریجی در آموزش و پرورش افزود: تحول بنیادین یعنی انقلاب و دگرگونی کلی، در حالی که ما دنبال اصلاحات در بخشهای فرسوده سیستم هستیم چرا که معتقدیم فرهنگ در بستر زمان و به مرور تغییر مییاید لذا مقولاتی چون انقلاب فرهنگی و تحول بنیادین عملا در آموزش و پرورش محلی از اِعراب ندارند.
مطابق فصل ۸ سند تحول بنیادین پنج سال بعد از اجرای سند ؛ باید نتایج در شورای آموزش و پرورش تحلیل و در شورای انقلاب فرهنگی مورد بازبینی قرار میگرفت در حالی که بعد از گذشت دو دهه هنوز سند اجرا نشده است.
اصلاحات در آموزش و پرورش از زمان محمدعلی نجفی با الحاق مهارت آموزی آغاز شده و در دوره خاتمی جدیتر گرفته شد ولی نهایتا ابتر ماند.
معتقدم اصلاحات در دستگاه تعلیم و تربیت به نتیجه نمیرسد چون حاکمیت با تحولات همراهی نمیکند.

آسیبشناسی با حضور ذینفعان آموزش و پرورش
دوم خرداد یک جنبش اجتماعی بود با این حال اصلاحات درخوری شامل حال آموزش و پرورش نشد.
البته نباید از دو اتفاق مهم زمان وزارت حاجی مبنی بر ارتقای ادارات به سازمان و همچنین ادغام برخی از بخشهای زائد همانند نهضت سوادآموزی و پرورشی در سازمانها چشم پوشید چرا که با سازمان شدن ادارات کل عملا بودجه استانی، تصمیمات منطقهای و اقدامات مستقل تر گردید.
ما در دولت معجزه هزاره سوم عملا در سند تحول بنیادین شش زیر نظام ساختیم تا با پیش بینیهای کلی و چرخشهای تحول آفرین منجی آموزش و پرورش باشیم.
این سند در قالب کتابچه به ادارات ارسال گردید ولی در عمل دیدیم که سند تحول بنیادین حرکتی مبهم و بیحاصل است.
معتقدم آسیبشناسی آموزش و پرورش در خلاء صورت نمیگیرد بلکه باید با حضور و مشارکت فعالانه ذینفعان صورت گیرد.
در پایان مراسم عمادی به پرسشهای همکاران و نقطهنظرات انتقادی حاضرین پاسخ گفتند.

پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار/

امروز دوشنبه 17 دی ماه ؛ جمعی از معلمان بازنشسته با تجمع در برابر وزارت آموزش و پرورش خواهان پرداخت ۶۰ درصد پاداش بازنشستگی (سنوات پایان خدمت) بعد از گذشت شانزده ماه شدند .
چندی پیش هم معلمان بازنشسته در برخی استان ها مانند فارس خواهان اجرای این مطالبه ی قانونی خود شده بودند .
در نشست خبری یکشنبه 16 دی ، این موضوع مورد پرسش خبرنگاران قرار گرفت . علی فرهادی سخنگوی وزارت آموزش و پرورش از فراهم شدن شرایط برای پرداخت باقی مانده پاداش پایان خدمت فرهنگیان خبر داد اما تاریخ مشخصی را اعلام نکرد .

یک هفته پیش نیز وزیر آموزش و پرورش با اشاره به پاداش پایان خدمت معلمان گفت که رفع مشکل این دسته از همکاران بهطور ویژه در سازمان برنامه و بودجه در حال پیگیری است و البته این موضوع در دستور کار سران قوا نیز قرار دارد.
در این باره « سازمان معلمان ایران » از تشکل های فرهنگیان با صدور بیانیه ای نوشت :

« برابر و به استناد « قانون پرداخت پاداش پايان خدمت و بخشی از هزينههای ضروری به كاركنان دولت (مصوب ۱۳۷۵/۲/۲۶ با اصلاحات و الحاقات بعدی) ، میبایست به بازنشستگان ...هنگامِ بازنشستگی ... به ازای هر سال خدمت معادل يك ماه آخرين حقوق و فوقالعادههای دريافتی... به عنوان پاداش پايان خدمت پرداخت شود.. . »
متاسفانه یک سال و اندی از هنگامِ بازنشستگیِ بازنشستگان ۴۰۲ گذشته است ولی هنوز ۶۰ در صد پاداش پایان خدمت خود را دریافت نکردهاند. در حالی که تازیانهی گرانیهای پی در پیِ روزانه و ماهانه و تورم کمرشکن، بیش از همه، بر پیکر اقشاری که درآمد ثابت دارند فرود میآید و از این میان، بازنشستگان وضعیت اسف بارتری دارند.
در جایگاه سخنرانی و نصیحتهای اخلاقی همهی مسئولین کشور از صدر تا ذیل بر جایگاه و مقام شامخِ بازنشستگان و ارزش و اعتبار آنان و گنجینهی تجربیات ارزشمندشان، منش و شخصیت شان سخنرانیها میکنند، مقالهها مینویسند و چه بسا فخرها میفروشند، اما هزار افسوس که در مقام اجرا و عمل پریشانیِ آنان دیده و صدایشان شنیده نمیشود.
بازنشستگانِ مستأصل و ستم دیده فریاد خود را در کجا و به که استرجاع و استغاثه کنند؟!
آیا وقت آن نشده که مسئولین صدای این گنجینههای پنهان را بشنوند؟!
آقای رئیس جمهور و دیگر مسئولین!
بترسید از زمانی که بازنشستگان از شما قطع امید کنند و حتی راغب نباشند دیگر صدایتان را بشنوند!
سازمان معلمان ایران تاکید و اصرار میکند این "ترکِ فعل" از مصادیق بارز و انکارناپذیر تضیع حق الناس است و بهتر است هرچه زودتر ۶۰ درصد باقیمانده پاداش پرداخت و بابت ضرر و زیان این تاخیر از بازنشستگان شریف و خدوم عذرخواهی شود » .

پایان پیام/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

این روزها ؛ مسعود پزشکیان رئیس دولت چهاردهم در حال سرکشی به مدارس می باشد . به میان معلمان و دانش آموزان می رود . صحبت می کند و عکس می گیرد .
برخی این رفتار پزشکیان را کم سابقه و یا بی نظیر خوانده و در تحلیل هایی که می کنند و توزیع می کنند سعی دارند از پزشکیان یک « قهرمان » بسازند و این که واقعا و بر خلاف رفتار غالب روسای پیشین جمهور به نقش « آموزش » در « توسعه پایدار » پی برده و در حال برنامه ریزی و فعالیت برای آن است .

یک کانال فرهنگی در این مورد چنین نوشت :
« قاب ماندگار و ثبت شده از حضور سرزده و غافل گیر کننده ی مسعود پزشکیان در مدارس شهرستانهای تهران بار دیگر نشان داد که تعلیم و تربیت در دولت چهاردهم فصل جدیدی از تحول را آغاز کرده است و این حضور در مدارس شهرستانهای تهران که به درستی چکیده ای تمام نما از ایران است نشان از فراست انتخاب در احوال پرسی نظام آموزشی کشور بود. بازدید سرزده ایشان از یک مدرسه در یکی از روستاهای شهرستانهای استان تهران، شاید در نگاه اول رویدادی ساده به نظر برسد، اما در حقیقت نشانهای است از عزم جدی دولت برای شنیدن مستقیم صدای دانشآموزان و معلمان و توجه به مسائل بنیادین نظام آموزشی کشور خواهد بود ....

تعطیلی مدارس به هر بهانه ای نشانه اهمیت و جایگاه آموزش و پرورش نیست و نمی تواند باشد. این رویکرد میتواند بارقهای از امید در دل تمامی دستاندرکاران آموزش و پرورش باشد. حضور دکتر پزشکیان نشان داد که آموزش و پرورش نهتنها یکی از ارکان پیشرفت کشور است، بلکه توجه به مدارس مناطق کمبرخوردار میتواند گامی اساسی در کاهش شکافهای آموزشی باشد. دولت چهاردهم با تاکید بر عدالت آموزشی و روحیه خاص عدالت خواهی مسعود پزشکیان خواهد توانست شکاف ایجاد شده آموزشی را که سالها با بی تدبیری عميق شده است تعمیر کند.
اگرچه بازدیدهای میدانی می تواند مسیر تحول را تسهیل کند اما امید است مسئولان آموزش و پرورش از این فرصت بینظیر برای پیگیری مطالبات و حل مشکلات کلان آموزشی، از جمله ارتقای کیفیت آموزش، بهبود زیرساختها و تغییر در شیوههای تدریس، بهرهمند شوند ».
سرکشی کردن و سفر کردن به طور مشخص « رفتارهای پوپولیستی » از زمان دولت معجزه ی هزاره سوم در این کشور باب شد و گسترش پیدا کرد .

برای این که بدانیم و متوجه شویم که آیا فرضیه آن دسته از کنش گران به واقعیت نزدیک است باید به چند مورد مهم و استراتژیک توجه و تامل داشته باشیم . آیا وظیفه ی نظام آموزشی ایران آن است که این حجم از دانش آموزان غیر ایرانی را با توجه به وضعیت شکننده ی اقتصادی کشور و منابع محدود ، سوبسید آموزشی داده و پوشش دهد .
سهم آموزش و پرورش از بودجه عمومی و تولید ناخالص داخلی ؟
بدون تردید ؛ توجه آن هم از نوع « ویژه » باید خودش را در « عدد و رقم » نشان دهد .
« علی پورسلیمان مدیر صدای معلم » در نشست خبری سخنگوی وزارت آموزش و پرورش که یکشنبه 16 دی برگزار گردید از این مقام مسئول چنین پرسش کرد : ( این جا )

« « صدای معلم » از فرهادی خواست تا سهم آموزش و پرورش از بودجه عمومی کشور را در سال 1404 مشخص کند که البته ایشان به این پرسش پاسخی نداد .
شنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۳ علیرضا کاظمی وزیر آموزش و پرورش در مراسم تقدیر از پژوهشگران برتر وزارت آموزش و پرورش به موضوعاتی اشاره می کند .
ایسنا نوشت : ( این جا )
« وزیر آموزش و پرورش با بیان اینکه در سال ۱۳۹۲ با ۱۲ میلیون دانشآموز نسبت بودجه آموزش و پرورش به بودجه عمومی کشور ۱۰.۵ درصد بود که اکنون با ۱۶ میلیون دانشآموز همچنان همین قدر است که این نشان میدهد دچار شکاف عمیق در نظر و عمل شدهایم ادامه داد: گفتمانها متعالی است اما در عمل چیز دیگری محقق میشود؛ زمانی میتوانیم کشور را به قلههای رفیع برسانیم که آموزش و پرورش اولویت اول کشور باشد.پ
« ایسنا » در گزارشی به تاریخ 6 آبان 1403 با عنوان : « کاهش سهم ۳.۳ درصدی بودجه آموزش و پرورش از بودجه عمومی دولت » چنین نوشت : ( این جا )
« استاد دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه سهم وزارت آموزش و پرورش از بودجه عمومی دولت در سال ۱۴۰۱، ۱۳.۱ درصد بود، گفت: در سال ۱۴۰۳ این رقم به ۹.۸ درصد رسیده یعنی شاهد کاهش سهم آموزش و پرورش از بودجه عمومی دولت هستیم.
صمد برزویان استاد دانشگاه علامه طباطبایی در گفتوگو با ایسنا، با بیان اینکه از سال ۱۳۷۰ تا سال ۱۴۰۲ به طور متوسط همواره ۲۰ درصد عملکرد بودجه آموزش و پرورش بیشتر از بودجه مصوب بوده است گفت: اگر ۱۰۰ واحد بودجه برای آموزش و پرورش در نظر گرفته شده بود در پایان سال به ۱۲۰ واحد نیاز بود، همین مسائل سبب تأخیر یک ساله در واریز پاداش پایان خدمت معلمان بازنشسته به عنوان نخستین اثر کسری پایدار بودجه باشد.

وی با بیان اینکه فقط به دنبال منابع فیزیکی هستیم تا بدانیم پول اختصاص یافته به آموزش و پرورش در کجا هزینه شده است افزود: در صورتی که سرمایه اصلی جامعه مغز دانشآموز و میزان یادگیری آنهاست، در وزارت آموزش و پرورش کارایی درونی همچون تحقق اهداف آموزشی، سیاسی، زیستی و اقتصادی بررسی نمیشود.
برزویان گفت: کیفیت بخشی در آموزش و پرورش دغدغه نیست و هیچ جا هم از آموزش و پرورش به خاطر عدم تحقق اهداف بازخواست انجام نمیشود.
حال اگر در سال 1404 ؛ سهم آموزش و پرورش از بودجه عمومی متناسب با نیازهای واقعی این وزارتخانه تنظیم و نهایی شود و یا رئیس دولت به صورت مشخص و شفاف سهم آموزش و پرورش را از بودجه ناخالص داخلی ( GDP ) به صورت منظم و به فرض در یک دوره زمانی شش ماهه گزارش کند ؛ می توان واقعا این گزاره را جدی گرفت که آموزش و پرورش به اولویت دولت و جمهوری اسلامی تبدیل شده است .

قول و قرارها چه شد ؟
مساله دوم برای راستی آزمایی این موضوع به حرف ها و قول هایی باز می گردد که پزشکیان در هنگام تبلیغات برای انتخابات ریاست جمهوری در سال حجاب تهران بیان کرد و به نوعی پاسخ به پرسش و مطالبات علی اصغر فانی وزیر پیشین آموزش و پرورش بود . ( این جا )

پی گیری ها و رصدهای « صدای معلم » نشان می دهد که پزشکیان در این چند ماه اشاره به آن موارد نداشته و یا برنامه ای را به صورت عملیاتی و شفاف اعلام نکرده است .
آیا به عنوان مثال و به گفته ی فانی یک نظام استخدامی واحد برای کلیه متقاضیان شغل معلمی تدوین شده است ؟
تعطیلی مدارس به هر بهانه ای نشانه اهمیت و جایگاه آموزش و پرورش نیست و نمی تواند باشد

در این مدت که پزشکیان رئیس جمهور شده تغییری در وضعیت تعطیلی مدارس داده نشده و همچون دولت های پیشین ؛ « مدرسه » به هر بهانه ای تعطیل می شود .
در واقع ؛ منابع آلوده کننده هوا بدون هر گونه مانعی به فعالیت خویش ادامه می دهند و دانش آموزان و معلمان هم با عنوان « آموزش غیرحضوری » در حال اتلاف وقت و سرگرم کردن خود هستند .
هر گاه « مدرسه » آخرین جایی باشد که تعطیل می شود می توان دید و بازدیدهای آقای رئیس جمهور را کمی جدی گرفت و به آن فکر کرد .
نخستین نشست خبری رئیس جمهور و غایب بزرگ !
در نخستین نشست خبری که مسعود پزشکیان برگزار کرد ؛ هیچ رسانه ای از جامعه یک میلیونی معلمان شاغل و یک میلیون معلمان بازنشسته و حدود 17 میلیون دانش آموز و مجموعا 50 میلیون مخاطب در کشور حضور نداشت و هیچ گونه مساله ای در حوزه ی تعلیم و تربیت هم در این نشست خبری مطرح نشد .

گزارش صدای معلم را بخوانید :
«پزشکیان در نشست انتخاباتی دوم با معلمان : من اگر الآن به اینجا رسیدم و این رفتار را پیدا کردم معلمانم بودند که این گونه مرا تربیت کردند و تاثیر معلم در زندگی من بود »
نخستین نشست خبری مسعود پزشکیان رئیس جمهور بدون حضور رسانه های معلمی ؟ ( این جا )
عکسی ماندگار و البته نشان از فاجعه ؟
در بازدیدی که پزشکیان از مدارس شهر قدس تهران داشته عکسی پر بازدید شده و مورد توجه قرار گرفته است .
اما پرسشی که مطرح می شود آن است که چند دانش آموز در عکس زیر « غیر ایرانی » هستند ؟

آیا وظیفه ی نظام آموزشی ایران آن است که این حجم از دانش آموزان غیر ایرانی را با توجه به وضعیت شکننده ی اقتصادی کشور و منابع محدود ، سوبسید آموزشی داده و پوشش دهد .
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

امروز یکشنبه 16 دی ماه ، نشست خبری علی فرهادی سخنگوی وزارت آموزش و پرورش در یک مدرسه ابتدایی در دورترین نقطه جنوب شرقی تهران در بلوار ابوذر برگزار گردید .
توجیه آقای سخنگو در انتخاب این محل آن بود که با توجه به رویکرد رئیس جمهور در توجه ویژه به « جایگاه مدرسه » این محل برای پرسش و پاسخ خبرنگاران انتخاب شده است .
« صدای معلم » که از حضور در نشست های خبری در دولت سیزدهم محروم شده بود با دعوت تلفنی از سوی مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش در این نشست حضور پیدا نمود .
خبرنگار خبرگزاری مهر در ابتدای سخنان خویش از عملکرد مدیر کل فعلی آموزش و پرورش شهر تهران انتقاد کرد .
قدمی از این که اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران نسبت به پرسش های خبرنگاران و رسانه ها پاسخ گو نیست انتقاد کرده و خواهان توجه و تغییر رفتار ایشان گردید .
سخنگوی وزارت آموزش و پرورش در بخشی از سخنان خود ، میانگین سن بازنشستگی در آموزش و پرورش را 48 تا 54 سال عنوان کرد .
فرهادی این سن را برای بازنشستگی زود هنگام دانست و این که آموزش و پرورش در این مرحله از تجارب غنی این گروه از معلمان محروم می شود .
مدیر صدای معلم به وعده اعطای یک ماه پاداش حقوق توسط ایشان به معلمانی که استمرار خدمت داده اند اشاره کرد .

فرهادی با صراحت بیان کرد که این مبلغ به آن دسته از معلمان پرداخت خواهد گردید .
پرسش های خبرنگار « رستا » در زمینه بودجه ی آموزش و پرورش بود .
فرهادی، سخنگوی وزارت آموزش و پرورش در پاسخ به خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی رستا از تغییرات مثبت در تبصرهها و جداول لایحه بودجه ۱۴۰۴ خبر داد و گفت:
بودجه پیشنهادی این وزارتخانه برای سال آینده با افزایش دو برابری به ۷۹۰ هزار میلیارد تومان رسیده است. این افزایش برای تحقق اهداف سند تحول بنیادین و برنامه هفتم پیشرفت در نظر گرفته شده است.
« صدای معلم » از فرهادی خواست تا سهم آموزش و پرورش از بودجه عمومی کشور را در سال 1404 مشخص کند که البته ایشان به این پرسش پاسخی نداد .

علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در یکی از پرسش های خود چنین مطرح کرد :
انتشار نتایج بسیار ضعیف دانش آموزان در مطالعات ( آزمون ) تیمز واکنش های فراوانی داشته است .
ایران از جمله معدود کشورهایی در جهان است که کم ترین زمان آموزش را دارد .

خانم حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش در این مورد چنین گفته است :
« یکی از موضوعات کلیدی در بحث کیفیت آموزش، زمان واقعی آموزش است. در ایران، اگرچه زمان اسمی آموزش ممکن است زیاد به نظر برسد، اما تعطیلیهای مکرر این زمان را کاهش داده است. این در حالی است که در بسیاری از کشورهایی که در آزمون تیمز نتایج خوبی کسب کردهاند، حتی در مناطق سردسیر، مدارس بهندرت تعطیل میشوند » .
مدیر صدای معلم از فرهادی پرسید که چرا به بهانه های مختلف مانند آلودگی هوا ، برودت هوا و... مدارس را تعطیل می کنند ؟ با این که می دانند این تعطیلی ها تاثیر چندانی در کاهش و یا تعدیل آلودگی هوا ندارد ؟
این وضعیت قرار است تا کی ادامه داشته باشد ؟

پورسلیمان تصریح کرد که چرا وزارت آموزش و پرورش در چنین مواردی کاملا منفعلانه عمل می کند و مسئولیت را کاملا به دست کسانی سپرده که سر رشته ای در آموزش و تربیت ندارند ؟
فرهادی ضمن تایید مواضع مدیر صدای معلم گفت : یک روز تعطیلی مدارس هزار میلیارد تومان هزینه دارد و آموزش مجازی جای آموزش حضوری را نمیگیرد و روی این موضوع باید برنامهریزی کنیم .
سخنگوی وزارت آموزش و پرورش عنوان کرد که در جلسات به صورت مکرر پیامدهای تعطیلی مدارس را به مسئولان تصمیم گیر در این زمینه گوشزد کرده اند .
مدیر صدای معلم گفت که آیا تاکنون جز نشست های پشت درهای بسته ؛ تذکری در فضای عمومی و یا رسانه ها بیان کرده اند ؟
آیا شما و وزیر آموزش و پرورش و سایر مسئولان در این وزارتخانه تاکنون نسبت به عدم اجرای « قانون هوای پاک » اشاره ای داشته اید ؟
پاسخ سخنگوی وزارت آموزش و پرورش به این پرسش « صدای معلم » منفی بود .
مشروح این پرسش و پاسخ به زودی در « صدای معلم » منتشر خواهد گردید .
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

دکتر پزشکیان در طول مدت اندک ریاست جمهوری خود ، تاکید فراوانی بر اصلاح آموزش و پرورش و برقراری عدالت آموزشی داشته است . تامین عدالت آموزشی یکی از مهمترین مطالباتی است که در طول دولتهای مختلف و با تشکیل ادارهکل ، ستاد و قرارگاه پیگیری شده است .
در حال حاضر وجود تعداد بالای تعداد بازماندگان از تحصیل و تارکین تحصیل از نمونه های بارز وجود بیعدالتی آموزشی محسوب میشود. نتایج آزمون های تیمز و پرلز نیز که در روزهای اخیر منتشر شد ، نشانه ی دیگری از فقدان کیفیت و عدالت آموزشی است .
پی گیری عدالت آموزشی توسط دکتر پزشکیان را باید غنیمت دانست وضمن حمایت از آن به ابعاد مختلف و ضرورتهای عدالت آموزشی پرداخت.

ضرورت اول ؛ تعریف عدالت آموزشی:
چیستی عدالت آموزشی و تعریف آن گام مهمی است که بر اساس آن باید قوانین و برنامههای مربوط تهیه و تدوین شوند. مهم ترین قوانین مربوط به عدالت آموزشی در متون حقوقی ایران ؛ اصول سوم ، سی ام و چهل و سوم قانون اساسی است .
بند سه اصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ، آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح را از جمله وظایف دولت میداند. .بر اساس اصل سی ام نیز دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد .
براساس بند 1 اصل چهل و سوم قانون اساسی تأمین نیازهای اساسی از جمله مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت، درمان، آموزش و پرورش و امکانات لازم برای تشکیل خانواده برای همه یکی از ضوابط نظام اقتصادی کشور است.
موارد فوق نشانه آن است که تامین آموزش رایگان برای همه از جمله حقوقی است که قانون اساسی برای مردم به رسمیت می شناسد .
قانون اهداف و وظایف وزارت آموزش و پرورش که در سال 1366 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده است ، زیر پوشش قرار دادن کلیه کودکان لازم التعلیم را از جمله وظایف وزارت آموزش و پرورش بر می شمرد .
واژه عدالت به تنهایی یا با ترکیباتی حدودا 14 بار در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش ذکر شده است . تامين و بسط عدالت در برخورداري از فرصتهاي تعليم و تربيت با کيفيت مناسب با توجه به تفاوتها و ويژگيهاي دختران و پسران و مناطق مختلف كشور یکی از اهداف سند تحول بنیادین آموزش و پرورش است و هشت راهکار برای نیل به این هدف تعیین شده است .

از جمله راهکارهای نیل به هدف فوق ، عبارتند از:
- تعميم دورة پيش دبستاني به ويژه در مناطق محروم و نيازمند حتي الامكان با مشارکت بخش غيردولتي با تاکيد بر آموزشهاي قرآني و تربيت بدني و اجتماعي.
- برنامهريزي و تمهيد مقدمات براي پوشش کامل دوره آموزش عمومي و برخوردار از کيفيت مناسب در تمام مناطق كشور
- توانمند سازي دانش آموزان ساکن در مناطق محروم، روستاها، حاشيهي شهرها، عشاير کوچ نشين و هم چنين مناطق دو زبانه با نيازهاي ويژه، با تاكيد بر ايجاد فرصتهاي آموزشي متنوع و باكيفيت
- اولويت بخشي به تأمين و تخصيص منابع، تربيت نيروي انساني کارآمد، تدوين برنامه براي رشد، توانمندسازي و مهارتآموزي، ادامه تحصيل و حمايت مادي و معنوي دانش آموزان مناطق محروم و مرزي.
- طراحي و تدوين برنامة آموزشي متناسب با نيازها و نقشهاي دختران و پسران. در حال حاضر قوانین موجود جوابگوی نیازهای آموزش و پرورش عادلانه نیست. یکی از مهمترین موانع در این مسیر، عدم الزام قانونی برای ثبت نام در مدرسه است .
- استعدادهاي گوناگون دانشآموزان به منظور شكوفائي استعدادهاي خاص و افزايش كارآمدي و مفيد بودن آنها.
- ساماندهي و به كارگيري بهينه و اثربخش منابع انساني و توزيع عادلانة آن در سراسر كشور
- تنوع بخشي به محيط هاي يادگيري در فرايند تعليم و تربيت رسمي عمومي.
بر اساس آنچه ذکر شد و بر اساس متون قانونی و رسمی کشور ، مهم ترین ویژگیهای عدالت آموزشی در ایران به شرح ذیل است:
1- رایگان : آموزش رایگان براساس قانون اساسی از جمله حقوق اساسی ملت است .
2- با کیفیت: راهکارهای سند تحول در جهت دست یابی به کیفیت آموزشی توصیه شدهاند.
3- فراگیری: تاکید بر وظیفه دولت برای تامین آموزش رایگان و همگانی نشانه آنست که فراگیری یکی از ویژگیهای عدالت آموزشی محسوب میشود.
4- فرصت برابر: یکی از مهمترین مولفههای عدالتآموزشی است که در راهکارهای سند با تاکید بر مناطق محروم ، دو زبانه، پوشش کامل دوره آموزش عمومی و ... درصدد فراهم ساختن آن برای همه افراد به ویژه اتباع لازمالتعلیم است.
یکی از مهمترین نقصانهای موجود در قوانین ؛ عدم تاکید بر آموزش اجباری کودکان و نوجوانان لازم التعلیم تا پایان دوره متوسطه اول است.
تا ابتدای دهه هشتاد، برنامههایی برای اجباری بودن آموزش در دست اجرا بود که به فراموشی سپرده شد .

ضرورت دوم ؛ تغییر در رویکردهای کلان :
عمده فعالیت ها و برنامههای فعلی نهاد تعلیم و تربیت صرف امور عادی و تکراری میشود و تشکیل قرارگاه و ستاد برای عدالت آموزشی نشانه فقدان رویکرد مشخص و کارآمد در مورد عدالت آموزشی است .
در ساختار موجود ؛ معاونت پرورشی بیشترین تعداد برنامه ها را دارد در حالی که ارزیابی کاملی از موفقیت برنامههای فوق انجام نمیشود . ساختار آموزشی فعلی کشور اثری جز افزایش تعداد ترک تحصیل و فرار از مدرسه ندارد . نتایج آزمون های تیمز و پرلز اندکی از وضعیت بحرانی آموزش در دروههای ابتدایی و متوسطه اول را نشان میدهد .
گام اول در تامین عدالت آموزشی ، تغییر رویکرد کلان وزارت آموزش و پرورش از آموزش های ایدئولوژیک به تامین عدالت آموزشی برای همه است . این به معنای تخفیف بخش پرورشی نیست بلکه ضرورتی است که جهت گیری اصلی نهاد متولی تعلیم و تربیت را نشان میدهد .
عدالت آموزشی باید از یک شعار به یک اولویت تغییر کند و کلیه برنامهها در جهت تامین عدالت آموزشی و تامین آموزش رایگان ، با کیفیت ، فراگیر و ایجاد فرصت های برابر یادگیری باشد .
تغییر رویکرد کلان آموزش و پرورش نیازمند توجه نهادهای تصمیم گیری و سیاست گذاری در جهت تغییر جایگاه آموزش و پرورش به اولویت اول کشور است . یکی از مهمترین عوامل این تغییر رویکرد، افزایش سهم آموزش و پرورش در بودجه و درآمد ناخالص داخلی خواهد بود .

آموزش و پرورش در طول سالهای گذشته با مشکلات مالی فراوانی دست و پنجه نرم میکند و با افزایش بحرانهای اقتصادی و سیاسی، بودجه آموزش و پرورش تحلیل بیشتری میرود.
در گزارش ملی آموزش برای همه 1393-1379 که از طرف کمیسیون ملی یونسکو منتشر شده است تاکید میشود که سهم آموزش از تولید ناخالص داخلی در سال 1379 معادل 3.5 درصدGDP بوده ولی در سال 1390 به دو درصد رسیده است . این گزارش سهم آموزش و پرورش را در سال 1400 معادل 3.6 اعلام میکند.
معاون برنامه ریزی وزیر آموزش و پرورش اسفند 1402 اعلام نمود که سهم بودجه آموزش و پرورش از تولید ناخالص ملی در سال 1401 حدود 3/2 درصد است که نسبت به سال های گذشته وضعیت بهتری را نشان میدهد.

لازم به ذکر است این افزایش سهم حدود 5/ 0 درصدی، مربوط به احتساب مبلغ (380000) میلیارد ریال اعتبار جهت اجرای «قانون رتبه بندی معلمان» است.
گزارشهای مختلف نیز نشان میدهند که سهم بالایی از بودجه سالانه آموزش و پرورش نیز صرف حقوق معلمان و پرسنل می شود و به برنامههای کیفیت بخشی توجه اندکی میشود.
یکی از مهمترین ضرورتهای عدالت آموزشی افزایش بودجه آموزش و پرورش به ویژه در مورد کیفیت بخشی و توجه خاص به مناطق محروم و حاشیهای است .

ضرورت سوم ؛ تغییر محتوایی و ساختاری :
ساختار اداری عموم وزارتخانه های دولتی سه سطح دارد: سطح اول وزارتخانه ، سطح دوم ادارات کل و سطح سوم ادارات شهرستان ها .
وزارت آموزش و پرورش برخلاف سایر وزارتخانهها چهار سطحی است و سطح چهارمی به نام مدرسه دارد که نبض آموزش در آنجا می تپد . ابر و باد و مه. خورشید و فلک آموزش و پرورش باید در خدمت مدرسه باشند .
در طول سالهای گذشته طرحهایی به عنوان مدرسه محوری اجرا شده است که ناکام ماندهاند و نهاد مدرسه نحیفتر شده است . تغییرات محتوایی و ساختاری وزارت آموزش و پرورش باید در جهت کارآمدتر کردن مدرسه باشد. کارکرد وزارتخانه ، ادارات کل و ادارات در مورد مدرسه نامشخص و مبهم است ؛ در صورتی که محدوده فعالیت هر سطح در مرکز ، استان و شهرستان مشخص شود ، ساختار اداری چابکتر خواهد شد و امکان فعالیت بیشتری خواهد داشت.
از زمان تصویب قانون اساسی معارف که پس از انقلاب مشروطه به تصویب اولین دوره مجلس شورای ملی رسیده است ، قوانین متفاوتی برای ساماندادن به نهاد تعلیم و تربیت تصویب شدهاند.
در حال حاضر قوانین موجود جوابگوی نیازهای آموزش و پرورش عادلانه نیست. یکی از مهمترین موانع در این مسیر، عدم الزام قانونی برای ثبت نام در مدرسه است . در صورتی که دانشآموزی ترک تحصیل کند یا فردی از ثبت نام فرزندش در مدرسه استنکاف نماید ، مورد پیگرد قانونی قرار نخواهد گرفت. قوانین خاصی که عدالت آموزشی ر الزامی نماید در حال حاضر وجود ندارند و دولت به راحتی وظیفه تامین آموزش رایگان را کنار گذاشته است .
معضل نیروی انسانی نیز موجب شده است به کیفیت نیروی انسانی کم توجهی شود . جذب ، آموزش و توسعه منابع انسانی باید مورد تجدید نظر قرار گیرند و برای تامین عدالتآموزشی بازسازی شوند .
آموزش ضمن خدمت نیز با تبدیل به آزمونهای بی کیفیت قابلیت خود را از دست داده است.
معضلات معیشتی نیز همچنان معلمان را آزار می دهد .

ساختار آموزشی فعلی کشور اثری جز افزایش تعداد ترک تحصیل و فرار از مدرسه ندارد . نتایج آزمون های تیمز و پرلز اندکی از وضعیت بحرانی آموزش در دروههای ابتدایی و متوسطه اول را نشان میدهد .
نتایج آزمونهای نهایی نیز نمایانگر وضعیت وخیم آموزش در دوره متوسطه دوم است . تاکید ساختار آموزشی بر حفظیات، حاصلی جز فرار از مدرسه ندارد.
تغییر اساسی در دوران ابتدایی و آموزشهای آن و تمرکز بر خواندن و نوشتن ، علوم ، ریاضی و مهارتهای زندگی و برگزاری آزمونهای استاندارد از همه دانش آموزان به منظور فهم میزان پیشرفت تحصیلی از جمله نیازهای دوره ابتدایی است .
برنامههای درسی و سنجش تحصیلی نیز نیازمند تغیرات اساسی است تا هدف آموزش رایگان ، باکیفیت ، فراگیر و در جهت دستیابی به فرصت برابر یادگیری را تامین کند .

سخن پایانی ؛
عدالت آموزشی یک از مهمترین نیازهای جامعه امروز ایران است . آمارهای مختلف نشان میدهد که وضعیت آموزش در ایران بحرانی است . عدالت آموزشی فقط با مدرسه ساختن به وجود نمیآید. رویکرد به عدالت آموزشی در حد ساختن مدرسه و تامین امکانات، تخفیف دادن آن است. تعریف عدالت آموزشی مقدمه افزایش کیفیت آموزش و عدالت آموزشی محسوب میشود .
آموزش رایگان یک حق است که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آن را به رسمیت شناخته است . فعلیت بخشیدن به حق آموزش رایگان ، باکیفیت ، فراگیر و فرصت برابر برای همه مستلزم تحولاتی است . تحولاتی که مسیر نهاد تعلیم وتربیت کشور را به سمت تامین عدالت آموزشی تغییر دهد و زمینه برخورداری همه کودکان و نوجوانان لازمالتعلیم را از حق خود فراهم سازد.
این مسیر بدون تغییر رویکرد نهاد تعلیم و تربیت و تغییرات لازم محتوایی و ساختاری در وزارت آموزش و پرورش میسر نخواهد شد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید