گروه اخبار/
چندی پیش جمعی از آموزش دهندگان سوادآموزی تجمعی دو روزه را در برابر سازمان امور و اداری استخدامی کشور برگزار کردند . ( این حا )
در این تجمع برخی از عوامل سازمان امور اداری و استخدامی برخوردهای ناشایست و غیرحرفه ای با برخی رسانه ها و خبرنگاران و از جمله « صدای معلم » انجام دادند .
روز قبل قرار بود آموزش دهندگان سوادآموزی در برابر سازمان نهضت سوادآموزی تجمعی داشته باشند اما بر اساس شنیده ها تعداد بسیار کمی حضور یافتند .
با این حال به کوشش آموزش دهندگان مسئولیت شناسی چون حمید قاسمی ، نرگس کارگری و چند تن دیگر نشستی روز شنبه 5 مرداد با شاپور محمدزاده مدیر کل دفتر وزارتی و رئیس سازمان نهضت سوادآموزی و حسن کامران نماینده مردم اصفهان برگزار گردید .
« حمید قاسمی » در دل نوشته ای از رفتار برخی از آموزش دهندگان سوادآموزی انتقاد کرده است .
امید است که مطالبه گری ، مسئولیت پذیری و مسئولیت شناسی روزی جزء رفتار عمومی در جامعه ایرانی گردد .

سخنی با سید جواد حسینی؛ سرپرست وزارت آموزش و پرورش:
قبل از هر اقدامی بند ۱۰ ماده ۶۸ قانون خدمات مدیریت کشوری را که از چندین سال قبل معوق مانده ؛ مقرر فرمایید.گره زدن اجرای این بند به ۶ ساعت تدریس اضافی و انتخاب نام جعلی معلم تمام وقت ؛ فریب افکار عمومی معلمان است.بند فوق العاده ویژه که تحت عنوان نامطلوب معلم تمام وقت جهت درصد بسیار ناچیزی از معلمان در سال تحصیلی گذشته به میزان ۱۵۰۰ امتیاز شغلی جاری شد؛ بند ۱۰ قانون خدمات مدیریت کشوری ست که از سال ۹۲ جهت اجرا به دستگاه های دولتی ابلاغ شده و تنها آموزش و پرورش است که از این مهم سر باز زده است.
متن بند ۱۰ ماده ۶۸ قانون خدمات مدیریت کشوری:
فوقالعاده ویژه در موارد خاص با توجه به عواملی از قبیل بازار کار داخلی و بینالمللی، ریسکپذیری، تأثیر اقتصادی فعالیتها در درآمد ملی، انجام فعالیت و وظایف تخصصی و ستادی و تحقیقاتی و حساسیت کار با پیشنهاد سازمان و تصویب هیئت وزیران امتیاز ویژهای برای حداکثر (25%) از مشاغل، در برخی از دستگاههای اجرائی تا (50%) سقف امتیاز حقوق ثابت و فوقالعادههای مستمر مذکور در این فصل در نظر گرفته خواهد شد.
لذا از سرپرست فعلی وزارتخانه درخواست داریم این طرح جعلی که قرار بود نام آن به سازماندهی ساعات غیر موظف تغییر و اصلاح شود را متوقف و طبق قانون این بند را جهت تمام فرهنگیان مقرر نمایند.

در حال حاضر اجرای این طرح که صرفا شامل درصد پایینی از نیروهای مقطع متوسطه می شود و نیروهای ابتدایی و اداری و بخش بزرگی از نیروهای متوسطه را تحت پوشش خود قرار نمی دهد خلاف عدالت و روح قانون که بایست شامل عموم جامعه آماری شود ؛ می باشد و در درجه بالاتر بر خلاف قانون مدیریت خدمات کشوری نیز عمل می کند.
این روزها هنوز هم در مصاحبه ها نام جعلی معلم تمام وقت را از زبان سرپرست و سایر روسای وزارتخانه می شنویم که بیش از پیش موجب جریحه دار شدن افکار عمومی فرهنگیان و نوعی توهین تلقی می گردد و همواره این سوال را در ذهن معلمان متبادر می سازد که چگونه دولت که هنوز ۲ ساعت اضافه تدریس زمان جنگ را به معلمان بدهکار است ؛بر خلاف مفاد جدول طبقه بندی مشاغل و تعیین ساعات تدریس معلمان؛ معلمان را تا به حال نیمه وقت و یا پاره وقت محسوب می کرده و در حیرت اند که با ۶ ساعت تدریس اضافی چگونه این نیمه خالی به تمام وقت بدل می گردد؟!
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار/

امیرعلی نعمتالهی قائممقام سابق وزارت آموزش و پرورش و معاون سابق حقوقی و امور مجلس وزارت آموزش و پرورش در سومین میزگرد بررسی چالشها و مسائل گلوگاهی برای تحول نظام تعلیم و تربیت و ویژگیهای وزیر آینده آموزش و پرورش که در خبرگزاری فارس برگزار شد، اظهار کرد: در نظام تعلیم و تربیت آن چیزی که در این سالها مغفول مانده است و مشکل اساسی نظام تعلیم و تربیت است، بحث مدیریت و تدبیر است و باید میان مدیریت، تدبیر، تصمیمگیری و تصمیمسازی در عرصههای مختلف آموزش و پرورش با حوزههای تخصصی تعلیم و تربیت تمایز قائل شویم.
وی با اشاره به نهادهای مختلف تصمیمگیر درباره آموزش و پرورش افزود: نهادهای مختلفی از جمله مجلس، دولت، شورای عالی انقلاب فرهنگی، شورای عالی آموزش و پرورش و ساختارهایی به صورت مستقیم و غیرمستقیم برای نظام تعلیم و تربیت نقشهسازی میکنند و این خودش موجب یک چالش میشود.
نعمتالهی به سیاسیکاری در آموزش و پرورش اشاره کرد و گفت: به دلیل گستردگی مخاطبان و فراوانی ذینفعانی که نظام آموزش و پرورش دارد، همواره گروههای سیاسی، احزاب و جریانات به خصوص در انتخابات به آموزش و پرورش با دید سیاسی نگاه میکنند و دغدغه دارند و نگرانند که آموزش و پرورش با کدام گروه و جریان همراهی کند. این هم یکی از مباحث جدی است.
معاون سابق حقوقی و امور مجلس وزارت آموزش و پرورش تصریح کرد: نکته بعد عدم توجه کافی و لازم به منزلت فرهنگیان است چرا که ما نتوانستیم شأن معلم را فرهنگ سازی کنیم.
وی ادامه داد: اینکه بخواهیم بگوییم در این دولت یا دولتهای سابق کاری در آموزش و پرورش نشده، توجه نشده یا دغدغه آموزش و پرورش نبوده است، جفاست؛ با همه نقدی که به استعفای آقای بطحایی وجود دارد که بدون مشورت و بر اساس تصمیم خود ایشان استعفا کرده است، اما رئیسجمهور برای انتخاب وزیر آموزش و پرورش دغدغه دارد و به دنبال این است که فردی را معرفی کند که مشکلات آموزش و پرورش را کمتر کند، قابل تقدیر است.
نعمتالهی اضافه کرد: اینکه بخواهیم مشکلات آموزش و پرورش را مشکلات مالی و بودجهای صرف بدانیم، به نظرم خیلی درست نیست و با همه مضایق دولت، همه تخصیصها و آنچه مورد نیاز آموزش و پرورش بود، سازمان برنامه و بودجه و دولت تأمین کرد.
وی با اشاره به سند تحول بنیادین آموزش و پرورش گفت: در مورد سند تحول بنیادین و به ویژه در اواخر دهه 80 و اوایل دهه ۹۰ کار زیادی شد و سند پر افتخاری در کشور است اما در همین دولت، زیرنظام های ششگانه آن آماده شد.
قائممقام سابق وزارت آموزش و پرورش اظهار کرد: شنیده میشود که از وزرای پیشنهادی، برنامه خواسته میشود یا برخی کاندیداها برنامه دادند اما به نظر میآید در حال حاضر نیازی به برنامهای به غیر از اجرای سند تحول بنیادین نیست و برنامهای بهتر از زیرنظامهای سند تحول و برنامههای عملیاتی آن، نیست؛ در کنار آن، مطالبهای که رئیسجمهور در ابتدای دولت دوازدهم از وزیر وقت آموزش و پرورش به عنوان زمینه حکم وزیر آموزش و پرورش داشتند و در آن به صورت جامع و کامل به مشکلات و مسائل آموزش و پرورش شده است نیز مورد توجه است و به نظر میآید وزیر آینده آموزش و پرورش میتواند روی همین برنامهها متمرکز شود.
وی افزود: وزیر آینده آموزش و پرورش باید فرد توانمند و تحولخواه باشد و خیلی اعتقاد ندارم از معلمی، کار را شروع کرده باشد؛ البته اگر فردی اینگونه باشد و انگیزه تحول داشته و تحول خواه باشد، ترجیح دارد و میتواند موثرتر باشد لکن لزوما نیاز نیست وزیر آموزش و پرورش حتما از درون آموزش و پرورش باشد.
نعمتالهی ادامه داد: معتقدم در حال حاضر آموزش و پرورش به عملیات و اجرا نیاز دارد نه به شیرین زبانی و چرب زبانی؛ امروز معلمان و آموزش و پرورش، خانواده و بازنشستگان آموزش و پرورش منتظر تحول هستند و وزیر آموزش و پرورش در کنار اجرای سند تحول، کارهایی که در گذشته وزرای سابق شروع کردند و با سند تحول تطبیق دارد و به مصلحت آموزش و پرورش است را باید تکمیل و اجرا کند.
وی با بیان اینکه باید به بحث اقتصاد آموزش و پرورش توجه ویژه شود، گفت: در بحث اقتصاد آموزش و پرورش چند موضوع به ذهن متبادر میشود اولاً آشنا بودن دانشآموزان و فرهنگیان با الفبا و مفاهیم اقتصاد است؛ نکته بعد بحث معیشت فرهنگیان و بازنشستگان است و مورد دیگر، پیگیری و رفع مشکل صندوق ذخیره فرهنگیان، ارتقاء، توسعه و اقتصادی عمل کردن در آن است.
قائممقام سابق وزارت آموزش و پرورش ادامه داد: ساختار آموزش و پرورش نکته بعدی است که آموزش و پرورش به ساختار اداری کم حجم اما پربهره و پرانگیزه نیاز دارد و فرد مورد نظر باید بتواند تصمیمگیری، ادغام و منحل کند البته باید تدبیر را چاشنی کارش کند.
وی با بیان اینکه نکته بعد املاک و ساختمانهای آموزش و پرورش است، اظهار کرد: شاید یکی از نکات ضعف آموزش و پرورش عدم تصمیمگیری است به رغم وجود قوانین است؛ ما به اندازه کافی به دلیل توجه دولت، مجلس و ارکان نظام به آموزش و پرورش دارد، قانون و آییننامه داریم اما پیگیری برای اجرا و بهتر اجرا شدن آن است که میتواند کمک کند.
نعمتالهی گفت: باید کسی از بیرون برای آموزش و پرورش نسخه نپیچد بلکه خودش مدیر و اهل قاطعیت باشد و بتواند برای آموزش و پرورش مدیر تحول خواه و جهادی انتخاب کند؛ امروز آموزش و پرورش به مدیریت جهادی و تحول خواه نیاز دارد.
وی با بیان اینکه آموزش و پرورش باید تبدیل به نهاد شود و ساختار موجود آن به دلیل نقشی که این وزارتخانه در پیشرفت کشور دارد، ارتقا پیدا کند، اظهار کرد اگر وزیر آموزش و پرورش بخواهد مدیون گروههای سیاسی و تفکرات سیاسی باشد حتما آموزش و پرورش به مشکلات بیشتری بر میخورد؛ در آموزش و پرورش باید فردی فارغ از گرایشهای سیاسی با تعامل با همه ارکان نظام، ذینفعان و با استفاده از تجارب بومی و سند تحول به سمت و سوی اجرا برود و با مدیریت جهادی برای اجرای سند تحول آموزش و پرورش بکوشد.
خبرگزاری فارس
انتهای پیام/
گروه استان ها و شهرستان ها/
« سازمان نوسازی و تجهیز مدارس » از جمله سازمان های اقماری وزارت آموزش و پرورش است که به نظر می رسد خیلی در معرض دید افکار عمومی و توجه رسانه ها قرار نگرفته است .
فراهم کردن امنیت و آرامش برای دانش آموزان و معلمان و ایجاد محیط آموزشی مناسب و استاندارد نخستین وظیفه و کارکرد وزارت آموزش و پرورش و این سازمان باید باشد .
علی رغم انتشار نامه های انتقادی در مورد عملکرد سازمان نوسازی و تجهیز مدارس هیچ گاه این سازمان به نقدها پاسخ نداده است .
مشحص نیست روابط عمومی در این گونه سازمان ها به چه اموری مشغولند ؟
نامه ی زیر توسط یکی از فرهنگیان برای صدای معلم ارسال گردیده است .
این رسانه آمادگی خود را برای انتشار پاسخ مسئولان اعلام می کند .
گروه گزارش/
همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ نشست نقد و بررسی عملکرد مدیریت آموزش و پرورش در دولت های یازدهم و دوازدهم در مجتمع آموزشی نبی اکرم ( ص ) برگزار گردید .
در این نشست حاجی بابایی پس از سخنرانی به پرسش های حاضران پاسخ داد .
اکثریت پرسش ها حول مسائل و مشکلات شخصی و در حوزه های اقتصادی و معیشتی مانند افزایش حقوق ، احکام کارگزینی ، بیمه تکمیلی ، قدرت خرید معلمان و... بود .
تنها یک پرسش در مورد سند 2030 مطرح شد .
« صدای معلم » با زحمت توانست پرسش های خود را مطرح کند .
در این قسمت ، بخش نخست از سخنان مشروح حمیدرضا حاجی بابایی رئیس فراکسیون فرهنگیان مجلس منتشر می گردد .

آقای حسینی سرپرست آموزش و پرورش 7 مرداد 98 گفت : "منظور از معلم تمام وقت در سند تحول این است که معلم n ساعت تدریس موظفی داشته باشد و سپس در اوقات دیگر به پژوهش و مطالعه بپردازد. این مفهوم از معلم تمام وقت صحیح است" شگفت آن که در ادامه افزود: " اما در عین حال از مفهوم و طرح امروزی معلم تمام وقت هم دفاع می کنیم!"
ساعات کار دبیران و هنرآموزان طبق طرح طبقه بندی مشاغل، 24 ساعت در هفته است که بعد از 20 سال خدمت، مشمول 4 ساعت تقلیل می شود. مفهوم معلم تمام وقت با هر توجیهی ، مقدمه ای برای جا انداختن 30 ساعت کار موظف هفتگی دبیران و هنرآموزان است.
در راهکار 21/5 سند تحول (راهکار مورد استناد) حضور بیشتر از 24 ساعت معلمان در مدرسه (تمام وقت ) برای "سایر فعالیتهای تربیتی مرتبط در مدرسه با توجه به ضرورت جبران خدمت مناسب ایشان" توصیه شده است . در عرف مدرسه فعالیت هایی مانند تهیه طرح درس ، تبادل نظر علمی و تربیتی با همکاران، تصحیح اوراق ، طراحی سوال ، بررسی مسایل تربیتی دانش آموزان در حضور اولیا ، مطالعه و تحقیق و... به طور کلی فعالیت های مُکملِ تدریس، همان فعالیت های مرتبط تربیتی و آموزشی است .
البته حضور معلمان در ساعات غیر موظف در مدرسه برای فعالیت های تربیتی و آموزشی یا به گفته آقای حسینی " پژوهش و مطالعه" ایرادی ندارد ، اما این حضور مستلزم حداقلی از امکانات مانند میز و صندلی ، اتاق کار ، ابزار تحقیق و پژوهش و... است. در شرایط فعلی در بسیاری از دبیرستانها و هنرستانها اگر همه کادر آموزشی یک روز با هم در مدرسه حاضر شوند حتی صندلی کافی برای نشستن آنها وجود ندارد. معلم ایستاده، بدون اتاق کار و میز و صندلی و کمد و... در مدرسه چه می تواند بکند؟
آقای حسینی بدون توجه به تضاد آشکار مفهومی در گفتارش می گوید : "اما در عین حال از مفهوم و طرح امروزی معلم تمام وقت هم دفاع می کنیم." مفهوم امروزی طرح "معلم تمام وقت" یعنی چه ؟ دبیر به جای 24 ساعت در هفته، 30 ساعت سرکلاس می رود تا 650 هزار ساعت کمبود دبیر جبران شود. 30 ساعت تدریس رسمی معلم هم خلاف راهکار 21/5 سند است و هم شکستن سقف تدریس موظف یک دبیر و هنر آموز رسمی در "طرح طبقه بندی مشاغل" است. این طرح در آینده توجیهی می شود برای افرادی که تفاوت حقوق معلمان و کارمندان را طبیعی و ناشی از تفاوت ساعت کار آنها می دانند.

حسینی می گوید : "۶۸ هزار نیرو در مهر امسال از سیستم خارج میشوند و ۲۰ هزار نیرو از طرق مختلف از دانشگاه فرهنگیان می گیریم، ۴۸ هزار نیروی دیگر را چه طور باید تامین کنیم؟" چرا معلمان باید مشکل برنامه ریزی غلط وزرای قبلی و معاونان آنها را حل کنند؟ ظاهرا حق الزحمه ( 6 ساعت اضافه تدریس ) در قالب "فوق العاده ویژه" موضوع بند 10 ماده 68 قانون مدیریت خدمات کشوری به عنوان بخشی از حقوق پرداخت می شودکه یک تخلف قانونی است.موارد اعطای فوق العاده ویژه در قانون مشخص است و ارگانهای دولتی نمی توانند قانون مجلس را با مصوبه و بخشنامه تغییر دهند.
در بند 10 ماده 68 قانون مدیریت خدمات کشوری، تخصیص "فوقالعاده ویژه" در موارد خاص با پیشنهاد سازمان و تصویب هیئت وزیران برای حداکثر (25%) از مشاغل، تا (50%) سقف امتیاز حقوق ثابت و فوقالعادههای مستمر ... در نظر گرفته خواهد شد." سازمان امور اداری ، سازمان برنامه و بودجه و معاونت پشتیبانی آموزش و پرورش در سال 97 با زرنگی و سوء استفاده از تنگدستی و گرفتاری معلمان فوق العاده ویژه 17.5 درصدی را در قبال 6 تا ده ساعت اضافه تدریس هفتگی، به عنوان طرح رفاهی به معلمان فروختند.
تفاوت بین کار کارمندی و کار آموزشی در طرح" معلم تمام وقت" نادیده گرفته شده است. معلمان در مقابل کسانی که کار معلمی را کاری نیمه وقت و سزاوار دریافت حقوق کمتر می دانستند می گفتند که "ماهیت" کار آموزشی و انبوه فعالیت های خارج از کلاس، این تفاوت ساعت را موجه می سازد، اما حالا مدیران آموزش و پرورش، با عنوان طرح "معلم تمام وقت" پایه این استدلال را سست کرده اند. شعار جدید آنها این است :
"حقوق و مزایای بیشتر در مقابل ساعت تدریس بیشتر ! "
دلیل ورود همکاران به این طرح عُسر و حَرَج و نتیجه آن کاهش بهره وری است. معلم 30 ساعتی خسته تر و کم حوصله تر خواهد بود و کیفیت کار او اُفت بیشتری می کند و درگیری های معلم و دانش آموز در کلاس افزایش می یابد. با تبدیل معلم به ماشین تمام وقتِ تدریس ، موضوع تربیت قربانی خواهد شد. ظاهر اینها مهم نیست. احتمالا تعویق پرداخت حق التدریس ها ، یک شیطنت اداری برای تشویق معلمان به قبول این طرح است . به هر حال معلمان به رغم همه ناملایمات در قبال سرنوشت خود مسئولند و ورود آنها به این طرح به معنای امضای سند 30 ساعت تدریس موظف دبیران و هنر آموزان است.
آموزگاران اندیشمند

در جهان امروز راهی بس بلند طی شد تا از تعریف سنتی سواد، یعنی توانایی خواندن و نوشتن، به توانایی ایجاد تغییر برسد، به این معنا که شخص بتواند با دانستههای خود به نحو خلاقانه و نقادانه و مسوولانه، تغییری ژرف و سرنوشتساز در زندگی خود پدید آورد.
این راه بلند و دستاوردهای درخشان آن با انباشت تجربههای گرانسنگ بشری حاصل شده و البته بشر امروز میداند در میانه راه پیچیده و اسرارآمیز تربیت است چراکه انسان پیچیده و اسرار آمیز و پیشبینی ناپذیراست! اما آنچه غمانگیز است اینکه کاروان تربیت ما در چند دهه گذشته به این تجربههای گرانسنگ نهتنها بی مهر بوده و هست بلکه نعل واژگونزده و سواد فروکاسته شده به حفظیات و کتابهای کمک آموزشی و کنکور و مدرک... و چه بسا فرزندان دانشجوی دکترای ما در دانشگاههای مادر پول تو جیبی خود را از خانواده میگیرند...
چرا ما با تجربههای جهانی تربیت میستیزیم؟ و چرا میخواهیم دوباره چرخ را اختراع کنیم ؟و چرا و...؟
به تصورم شاید یکی از دلایل و علل این باشد که حکومت و دولتمردان ما نگاه آمرانه و دستوری و مکانیکی به نهاد تربیت دارند حال آنکه تربیت از جنس آگاهی و شناخت و آزادی و مسوولیت پذیری است. البته این نگاه بیش و کم در خانواده نیز به شکل دیگری وجود دارد.

به باورم این دو نهاد بزرگ و تاثیرگذار تربیت، یعنی حکومت و خانواده، نگاه مکانیکی به تربیت دارند، البته با غایات و اهداف متعارض، حال آنکه تربیت نیاز به فضای ارگانیک دارد.
برای حکومت ما نگاه ایدئولوژی و ارزشی به تربیت اصل و اساس است و برای خانواده آینده شغلی فرزندش و آنچه این وسط فراموش شده خود بچه ست و تربیت و درسهای زندگی و خود اندیشی و تفکر خلاق و نقاد.
امسال حکومت حدود ۵۰ هزار میلیارد تومان در آموزش و پرورش هزینه میکند برای هدف خود و خانواده هم دستکم چیزی حدود ۳۰ هزار میلیارد تومان در بیرون مدرسه، در موسسات کنکور و زبان و کامپیوتر و... هزینه میکند برای هدف خود.به نظرم تربیت ما نیاز به شیفت از نگاه مکانیکی به ارگانیکی در تمام سطوح و لایهها دارد و این مهم حاصل نمیشود مگر اینکه حکومت و خانواده به منطق تربیت توجه کنند و نگاه انسانی به تربیت داشته باشند.
روزنامه دنیای اقتصاد
گروه گزارش /

دوشنبه 7 تیرماه به ابتکار سیدجواد حسینی سرپرست وزارت آموزش و پرورش نشستی با حضور مدیران آموزش و پرورش در سالن اجتماعات وزارتخانه برگزار گردید .
موضوع این جلسه نشست تببین سیاست ها و برنامه های سال 1398 بود هر چند حسینی در میانه مراسم گفت که عنوان این نشست عنوان درستی نیست .
به جز شورای معاونین وزارتخانه سایر مدیران در سطح ادارات کل ، مناطق ، دوایر ستادی و سازمان های اقماری و... دعوت شده بودند .
همین امر موجب تراکم و ازدحام بیش از حد جمعیت شد تا حدی که در سالن به روی مدعوین دیگر بسته شد و از آن ها درخواست شد تا در سالن مجاور حضور پیدا کنند .
« جلال دلقندی » که به تازگی به مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش منصوب شده است نیز در ابتدا به او گفته شد که می تواند در سالن مجاور حضور یابد اما سرانجام جایی برای وی در نظر گرفته شد .
در انتهای سالن نیز محلی برای استقرار خبرنگاران در نظر گرفته شده بود و این در حالی است که خبرنگاران قبلا در این زمینه محدویتی نداشتند و می توانستند هر جا بخواهند حضور پیدا کنند .
علی رغم نشست های متعدد سرپرست وزارت آموزش و پرورش با شرکای این وزارتخانه بر اساس تعبیری که حسینی تاکنون از آن بهره جسته است تاکنون رسانه ها نتوانسته اند مانند قبل پرسش های خود را در جمع مطرح کنند هر چند در پایان مراسم اجازه داده شد تا خبرنگاران پرسش های خود را مطرح کنند اما این وضعیت نظم مشخصی نداشت و مطابق معمول اولویت با خبرنگار صدا و سیما بود و بقیه نیز نظاره گر.

در نشست های رسانه های وزیر آموزش و پرورش و سایر مسئولان عطش خاصی برای گفت و گو با صدا و سیما در رفتارهای این مسئولان مشاهده می شود .
این در حالی است که آذری جهرمی وزیر ارتباطات اخیرا در پاسخ به یک خبرنگار در مورد سانسور اظهارتش در صدا و سیما گفت :
" والله من وقت نمی کنم صدا و سیما را بیینم و فکر نمی کنم خیلی موضوع مهمی باشد . دوستان در صدا و سیما ممکن است یک جور دیگر فکر کنند .
هر چیزی که پسوند ملی بعدش می آید یک سری حساسیت دارد . واقعا مردم دوست دارند که صدا و سیما ملی باشد و یک رسانه ملی باشد .
در هر صورت سیاست خودشان است و ما مشکلی نمی بینیم .
امیدوارم که حداقل دستاورد این جوانان را پوشش دهند . این ها را بگویند . ما را نگفتند خیلی مهم نیست .
جهرمی تاکید کرده بود سیاست دوستی با دولت در برنامه های صدا و سیما نیست .

مطابق معمول و مرسوم مدیران و جامعه ایرانی ؛ سرپرست وزارت آموزش و پرورش با 20 دقیقه در نشست حضور پیدا کرد و البته برای تاخیر خویش از حاضران عذرخواهی نکرد .
پیش از سخنرانی سرپرست وزارت آموزش و پرورش نمایندگانی از شورای عالی آموزش و پرورش ، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی و دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی در جایگاه حضور پیدا کردند و به ارائه دیدگاه ها و برنامه های خویش پرداختند .
این در حالی است که سیدجواد حسینی در نشست با کارکنان معاونت آموزش ابتدایی در 24 تیرماه گفته بود :
« گفتوگو با همکاران را از آموزش ابتدایی آغاز کردهایم چراکه حساسترین و کلیدیترین نقطه آموزش و پرورش در آموزش ابتدایی است. مهمترین سرمایههای کشور در این دوره هستند چراکه کلید توسعه کشور در دوره ابتدایی است . »

اما در این نشست این حساسیت دوره ابتدایی علی رغم حرف های حسینی خیلی مشهود نبود .
حسینی در این نشست 39 دقیقه سخنرانی کرد و البته برخی از نظرات ایشان تکراری بود .
مشروح سخنان سرپرست وزارت آموزش و پرورش در صدای معلم منتشر می گردد .

پایان گزارش/

با قلقلک پلکانم توسط انوار آگاهیبخش خورشید از خواب غفلت پریدم. بهسختی پتوی گرم و سنگین پلکان از دیدگان برکشیدم و خود را در آغوش صبح دلانگیز تحول با عنوان گام دوم انقلاب با مدرسهمحوری یافتم.
البته،هنگام نوشیدن چای و دیدن اخبار صبحگاهی از نام این صبح دلانگیز مطلع شدم. دوست دارم در این صبح دلانگیز، علاوه بر خورشید و انوار آگاهی بخشش،به معلمان و تمثیلهای آگاهیبخششان سلام کنم. پس سلام میکنم به کانلیِ [2] مدرسهمحور و تمثیل آگاهی بخشش.
بستن اسب پشت گاری[3] تمثیلی است برای نشاندادن ترتیبی نادرست میان دو چیز؛ مثلاً ترتیب نادرست میان معلم و برنامه درسی.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1. https://independent.academia.edu/FereshtehAlehosseini
2. . Michael F. Connelly
3.Cart before the horse
گاری، این شی بیجانِ بیحرکت را برنامه درسی تصور کنید، جعبهای انباشته از بستههای رنگارنگ با برچسبهایی چون ریاضیات، علوم، هنر، تاریخ، ادبیات، تربیت بدنی، پژوهش و تفکر، بازی و یادگیری، نشاط و نظایر آن. و اسب، این موجود زنده متحرک را معلم تصور کنید، زنده و متحرک از لحاظ ذهنی و بدنی. حال مدرسهمحوری را جنبشی تصور کنید که سرآغازش بیداری و عوضکردن نظم و ترتیب حاکم میان معلم و برنامه در سیاست. 
صبحی را در جایی از این کره خاکی تصور کنید که مردمان تربیت باطلوع خورشیدِ دانش تربیتی، پتوی گرم و سنگینِ پلکان از دیدگان برمیکشند، از پنجره به مدارس ساکن خود مینگرند و میبینند که با بی تجربگی بهجای بستن گاری به پشت اسب، اسب را به پشت گاری بستهاند، و سالیان سال است که اسب و گاری هر دو در مدرسه پارک وزیر انبوهی از خاک مدفون هستند. پس، تصمیم میگیرند برای ایجاد تحرک، ترتیب موجود را برهم بزنند و بهجای سپردن اختیار معلم (متحرک) به دست برنامه درسی (غیرمتحرک)، اختیار برنامه درسی را به دست معلم بسپارند.
همزمان از تمام منابع و امکانات خود از جمله پژوهش و سیاست برای پشتیبانی از نظم و ترتیب جدید استفاده میکنند تا معلم توانمند و توانمندتر و فعال و فعالتر شود؛ و بتواند از اختیارات جدید خود درست استفاده کند. و این تازه سرآغاز واکنشهای زنجیرهای و آزاد شدن انرژی برای تحولات بیشتر میشود، از جمله تحول در نظام و برنامه درسی تربیت معلم. زیرا، در تربیت معلم هم باید جای گاری و اسب عوض شود.
مدرسهمحوری برهم زدن ترتیبهاست؛ عوضکردن ترتیب نادرستگاریها و اسبها در مدرسه، در منطقه، در وزارتخانه، در تربیت معلم، در سیاست، و جاهای دیگر.

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید