گروه گزارش/

امروز یکشنبه 20 مرداد و حدود ساعت 8 صبح فردی به نام " معبودی " که خود را مسئول روابط عمومی آموزش و پرورش می نامید تلفن زد و اطلاع داد که نشست مدیر کل با خبرنگاران برگزار می گردد .
به تصور آن که این نشست تجلیل از خبرنگاران از سوی اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران ترتیب داده شده است مدیر صدای معلم خود را در ساعت مقرر به این اداره کل رساند .
پس از پرس و جوی بیشتر مشخص شد که نشست مزبور ارتباطی با اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران ندارد و میزبان آن اداره کل آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران است .
هر چند آقای معبودی در این زمینه به سبب اطلاع رسانی ناقص و دیرهنگام هم عذرخواهی کرد .
با توجه به روحیات عبدالرضا فولادوند مدیر کل شهر تهران و نیز تاریخچه این اداره کل در ارتباط با خبرنگاران و رسانه ها این امر در ابتدا کمی عجیب به نظر می رسید .
نکته قابل تامل آن است که مدیر کل یک استان محروم مانند سیستان و بلوچستان به خبرنگاران و جایگاه آنان اهمیت می دهد اما در پایتخت خبری از این حرف ها نیست .
در ابتدا مدیر کل آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران خواست که خبرنگاران حرف های خود را بزنند .

مدیر صدای معلم در ابتدا ضمن تشکر از آقای صیدلو و همکاران ایشان که چنین نشستی را ترتیب داده اند گفت :
" این نخستین بار است که به این مناسبت و در حوزه شهرستان های استان تهران خدمت دوستان هستم .
دیروز و در نشست رسانه ای سرپرست وزارت آموزش و پرورش برخی از رسانه ها نسبت به عملکرد شورای معاونین وزارت آموزش و پرورش انتقاد داشتند و این که در حوزه " پاسخ گویی " ضعیف عمل می کنند .
با این که جلسه تجزیه و تحلیل نبود اما می شد مهم ترین انتقاد را به روابط عمومی های آموزش و پرورش وارد کرد .
در حال حاضر روابط عمومی ها اکثرا " به روز " نیستند .
قرار بود که روابط عمومی ها آموزش دیده و حرفه ای شوند اما در این مدت عملکرد خاصی را در آموزش و پرورش شاهد نبوده ایم .
در حال حاضر و بر اساس تجربیات خودم می توانم به جرات بگویم که خیلی از مدیران ما در آموزش و پرورش سواد رسانه ای ندارند و یا خیلی ضعیف هستند . حتی بلد نیستند برای یک رسانه چگونه جوابیه ارسال کنند .
در حوزه روابط عمومی ها افراد کاربلد و کارشناس کم هستند .
دلیل آن را نمی دانم اما فکر می کنم شاید فعالیت در این حوزه برای افراد خیلی جذابیت نداشته باشد .
امیدوارم که وزارت آموزش و پرورش در این حوزه و با به کارگیری دانش در روابط عمومی بتواند رویکرد اقناع گری را در فرهنگ سازمانی آموزش و پرورش وارد کند و بتواند با رسانه ها تعامل خوب و نظام مندی تعریف و تبیین کند .
به نظر می رسد در حال حاضر چنین تعاملی خیلی کم رنگ است .
پورسلیمان در ادامه با توجه به بازخورد مطالبی که از همکاران در صدای معلم منتشر می شود ؛ عملکرد حراست اداره کل آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران را ضعیف و ناکارآمد ارزیابی کرد .
هر چند در ادامه توضیح داده شد که مسئول سابق حراست در این اداره کل توسط فولادوند مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران به سمت " رئیس گزینش " منصوب شده است .
سپس خبرنگاران مشکلات و مسائل خود را مطرح کردند .

در ادامه محمد صیدلو ضمن تبریک روز خبرنگار و تشکر از تشریف فرمایی خبرنگاران چنین گفت :
" روز خبرنگار مصادف با شهادت صارمی است و شهید صارمی های زیادی در راه اطلاع رسانی به مردم جان خودشان را از دست داده اند .
در روز خبرنگار ؛ بنده به عنوان یک مدیر اجرایی که نیازمند کمک هستم و نگاه های ریزبینانه شما می تواند به من کمک کند .
این نشست را برگزار کردم تا بتوانم با صراحت بییشتری از شما کمک بخواهم .
معمولا این طور به نظر می رسد که اگر روز روز خبرنگار است مسئولان باید خبرنگاران را دعوت کنند و آن روز باید سکوت کنند .
آن ها نباید حرف بزنند و فقط باید گوش کنند .
ظاهرا در کشور ما این خلاف رویه است .
خبرنگاران را دعوت می کنیم و بعد شروع به حرف زدن می کنیم .
چه می خواهیم بگوییم ؟
چقدر می خواهیم حرف بزنیم ؟
به نظر می رسد حرف زیاد می زنیم . در شرایط نه چندان مطلوب فعلی که البته به لحاظ اقتصادی آموزش و پرورش زودتر از جاهای دیگر تحت تاثیر قرار می گیرد یک مقدار کم تر صحبت کنیم .
کم تر حرف بزنیم و بیشتر کار کنیم .
در این نشست و در این مناسبت دوست داشتم بیشتر گوش کنم و استفاده می کردم .
اگر بخواهم عرایضم را در یک جمله خلاصه کنم این است که بیایید بررسی کنید و ببیید اگر می خواهیم کار کنیم و می خواهیم با منطق صحیح داریم کار کنیم به یکدیگر کمک کنیم .
اگر شما در کنار ما باشید و شما اراده کنید که تا بخشی از مسیر سختی که پیش رو داریم هموار شود این ظرفیت و توان مندی در حوزه کار شما وجود دارد که حتما موثر خواهد بود .
کسی که اطلاعات ندارد و دسترسی به اطلاعات صحیح ندارد قاعدتا نمی تواند تحلیل صحیحی داشته باشد و کسی که تحلیل صحیح نسبت به پیرامون خود ندارد نمی تواند تصمیم بگیرد و اگر آن آدم مدیر باشد که نیازمند هم اطلاعات است و هم این که ابزار صحیح تحلیل آۀن اطلاعات را داشته باشد و این که تصمیم درستی بگیرد خیلی نمی تواند توفیق داشته باشد .
مدیران در مواجهه با رسانه ها به زعم من یکی از این 3 راه و یا نگاه را دارند :
برخی رسانه ها را خیلی فایده ای برایش نمی بیینند . علاقه زیادی به کار کردن با آن ها ندارند . تاثیر آن ها را بر روند کارشان خنثی می بینند . یا رسانه ها خیلی مثبت ارزیابی می کنند و یا نگران هستند و نگاهشان منفی است .
مدیرانی که به رسانه ها خنثی نگاه می کنند و فایده ای را در تعامل به رسانه نمی بینند قاعدتا در مواجهه با رسانه چون علاقه ای ندارند موضع شان اغلب " تدافعی " است .
کسانی که نگاه مثبتی دارند تعامل می کنند و دل شان می خواهد از این ظرفیت استفاده کنند و کسانی که نگاه منفی دارند و به کار کردن با رسانه خوش بین نیستند موضع شان " تهاجمی " است .
تهاجم می کنند با این منطق که : " اگر حمله نکنی ، حمله می کنند ! "
ادعا نمی کنم مدیری هستم که نگاهم نگاه مثبتی است اما من دلم می خواهد و در حوزه شما آدم متخصصی نیستم ، در این حوزه نه تحصیل کردم و نه سابقه ای دارم اما اعتقاد دارم که حوزه کار شما ظرفیت بسیار دارد که اگر این ظرفیت به کار گرفته شود و اگر این حوزه اراده کند برای کمک به مدیر حتما می تواند کمک زیادی بکند .
ادامه دارد
گروه استان ها و شهرستان ها/
یکی از نکات جالب توجه و البته قابل تقدیر در سال جاری گرامی داشت روز خبرنگار توسط مدیران آموزش و پرورش است .
حتی مدیرانی که شکایت از رسانه های مستقل و معلمان منتقد را در پرونده خویش دارند به این " گروه بزرگ " پیوسته اند .
خیرالله رحمانی مدیرکل آموزش و پرورش استان قزوین به مناسبت روز خبرنگار روز چهارشنبه 16 مرداد به همراه مومنی مدیر روابط عمومی با حضور در دفتر خبرگزاری مهر استان قزوین این روز را به همکاران رسانه تبریک گفته است .
همان گونه که تعریف و تمجید بدون استناد و اغراق آمیز رسانه ها از مدیران مورد نکوهش است و رویکرد رسانه باید ناظر بر آگاهی بخشی ، پرورش تفکر انتقادی و گفت و گوی اقناعی در افکار عمومی باشد به همین نسبت مدیران آموزش و پرورش نیز باید شان تعلیم و تربیت ، معلمان و استقلال آن را به عنوان نمایندگان بدنه نظام آموزشی در برابر افراد خارج از سیستم نظام آموزشی به رسمیت شناخته و آن را پاس دارند
به ویژه آن که این رسانه ( خبرگزاری ) دولتی هم باشد .
نکته قابل توجه آن که این خبرگزاری و سایر انواع مشابه در نشست دیروز سرپرست وزارت آموزش و پرورش با خبرنگاران و اصحاب رسانه حتی زحمتی برای اختصاص تیتر مناسب به این مناسبت را هم به خود نداده اند !
سالياني چند است كه هر از گاهي زمزمههايي از ضرورت تاسيس سازمان نظام معلمي به گوش ميرسد اما همواره به جز مقطعي مشخص از دولت يازدهم، صرفا در مرحله نظر باقي ماند و قريب به 6 دهه از انحلال اولين و آخرين تشكل صنفي يكپارچه معلمان (باشگاه مهرگان سال 1343) ميگذرد. در اين رهگذر، در اواخر دهه 50 (1356) مجدد، با همت شهيدان رجايي، باهنر و بهشتي هسته اوليه تشكلي از جنس معلمي با عنوان «انجمن اسلامي معلمان» شكل گرفت كه در سال 1370 با اخذ مجوز از كميسيون ماده 10 احزاب و انجمنها بهطور رسمي شروع به كار كرد و «كوشش در جهت ارتقاي منزلت اجتماعي معلمان» را در (بند ه) فصل اول اساسنامه خود قرار داد.
بهتدريج برخي تشكلهاي ديگر وابسته به جامعه معلمان نيز از دهه 70 بروز و ظهور يافته و با اخذ مجوز از كميسيون ماده 10، شناسنامهدار شده و رسما براي حل چالشهاي موجود در حوزه تعليم و تربيت ورود كردند. بسياري از ايشان فارغ از علايق و سلايق سياسي، حتي در سطح سياستگذاري حوزه تعليم و تربيت نيز نقشآفريني كرده و هر يك به نحوي، تمام مساعي خود را در تحقق اهداف و برنامههاي كمي و كيفي آموزش و پرورش به كار بستند. وجه مشترك ايشان فارغ از برخي دستاوردها كه در جاي خود قابل بحث است، اغلب سردرگمي و برون دادي دور از اهداف اوليه همراه با انحراف نسبي از برنامههاي اعلامي و بعضا پسرفت بود.
انجمن اسلامي معلمان و كانون تربيت اسلامي بهعنوان دو تشكل ريشهدار نزديك به دو طيف مجمع روحانيون و جامعه روحانيت و برخي تشكلهاي همطيف همچون سازمان معلمان ايران، مجمع فرهنگيان ايران اسلامي و اخيرا شاخه فرهنگيان حزب اعتدال و توسعه، هر يك در برههاي از زمان از صدر تا ذيل حوزه تعليم و تربيت -درسطح شوراي عالي انقلاب فرهنگي، وزارت و حوزه ستادي آموزش و پرورش- در دولتهاي مختلف اصلاحطلب، اصولگرا و اعتدال حضور داشته و ايفاي نقش كردهاند كه با وجود چهرههاي شاخص و توانمند تلاشهاي ارزشمند و صادقانه ايشان، به واسطه نبود يك بازوي مشورتي صاحبنظر مستقل از حوزه ستادي و برخي تعارضات منافع معمول در همه حوزهها، مانع از تحقق در بسياري از اهداف و برنامهها شد و لاجرم هر كه آمد طرحي نو در انداخت و بروندادي جز هدررفت منابع انساني و مالي عايد اين حوزه نشد. عزل، استعفا و استيضاح كه زعم نگارنده سطور ميتوان از آن به پديده «وزارت مستعجل» ياد كرد نتيجه طبيعي اين روند بود كه اختصاص بيشترين جلسات استيضاح به حوزه آموزش و پرورش در طول ۴ دهه اخير، خود گواهي بر اين مدعي است.
در شرايط فعلي كه بسياري از صاحبنظران از طيفهاي مختلف بر ضرورت تاسيس تشكل منسجم صنفي معلمان متفقالقولند، بر وزير آتي آموزش و پرورش از هر طيف و جنس سياسي كه باشد فرض است، اين فضا را مغتنم شمارد و به جد اين ضرورت اجتنابناپذير را درك و به ويرايشهاي لازم در لايحه تدوين شده تاسيس سازمان نظام معلمي دوره وزارت مستعجل دانش آشتياني، با هر ميزان از نقص و كاستي كه ميتواند داشته باشد، با تيمي از صاحبنظران مشفق همت گمارد و با گذراندن مجدد آن از فيلتر كميسيون اجتماعي دولت، مجلس شوراي اسلامي و شوراي نگهبان، زمينه برگزاري اولين انتخابات قانونمند «سازمان نظام معلمي» را محقق سازد.

بيشك اين سازمان به سرعت نخواهد توانست همه چالشهاي موجود را مرتفع سازد اما در صورت تدوين لايحه كارآمد، نظارت بر حسن اجراي انتخابات منطبق بر سازوكار مصرّح در قانون تاسيس سازمان نظام معلمي و پرهيز از سياستزدگيهاي معمول، ميتوان افقي روشن در راستاي تحقق تدريجي اهداف معطل مانده اسناد بالادستي ترسيم و به پشتوانه اين پتانسيل مغفول مانده اميد به تحول بنيادين، متوازن و پايدار را زنده نگه داشت.
نقش به سزاي سازمانهاي صنفي معلمان در همه كشورهاي توسعهيافته امري غيرقابل انكار است، چراكه راه برونرفت از چالشهاي حوزه تعليم و تربيت و تحقق سياستهاي كلان؛ اعم از سياستهاي ابلاغي رهبري معظم (10/02/1392)، سند چشمانداز بيستساله (افق 1404)، سند تحول بنيادين آموزش و پرورش و برنامه ششم توسعه (بند الف ماده 63)، از بهكارگيري بازوي مشورتي مستقل و منسجم برآمده از فرهنگيان ميگذرد، نه تكرار روند آزمون و خطا كه بروندادي جز هدررفت اعتبارات ناچيز اين حوزه نداشته و نخواهد داشت.
در پايان پيشنهاد ميشود همه تشكلهاي فرهنگي دغدغهمند كه دل در گرو اعتلاي معلم و ايران فرهنگي با مظاهر اسلامي و ملي دارند، نگاه گروهي و مديريت جزيرهاي را كنار نهاده و با عنايت به تجارب ارزنده در مقوله كار تشكيلاتي، گفتوگو در اين باب را به گفتمان قالب تبديل و از وزير آتي، اعتماد به نخبگان درون حوزهاي از مجراي سازمان نظام معلمي را مطالبه نمايند تا پس از ۴ دهه فعاليت با سبقه سياسي، اين بار در لواي يك ساختار منسجم صنفي گردهم آيند و به كمك وزير آتي طي مراحل تصويب اين مهم بشتابند.
روزنامه اعتماد
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

پس از گذشت بیش از 2 ماه از انتصاب سیدجواد حسینی به عنوان سرپرست وزارت آموزش و پرورش و به مناسبت روز خبرنگار نشستی با حضور خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش در اردوگاه منظریه ( شید باهنر ) تهران برگزار گردید .
علی رغم پیش بینی اصحاب رسانه این نشست به محلی برای گفت و گو و نیز انتقاد و گلایه خبرنگاران از وضعیت آموزش و پرورش تبدیل شد .
در ابتدای این نشست حسینی ضمن تبریک و گرامی داشت روز خبرنگار به همه حاضران گفت :
این نشست به منظور تکریم خبرنگاران ، اصحاب رسانه و به ویژه زحماتی که در طول سال و سال های مستمر در حوزه تعلیم و تربیت متقبل می شوند تشکیل شده است .
اما از فرصت استفاده می کنیم و این نشست را به نشست مرسوم با خبرنگاران تبدیل می کنیم .
به این معنا که دوستان هر کدام سوالی داشتند ، هر گونه انتقادی داشتند و هر گونه پیشنهادی داشتند با جان و دل می پذیریم و در حد توان خودمان پاسخ گوی آن ها خواهیم بود .
بنابراین شان اصلی جلسه تکریم خبرنگار و اصحاب رسانه و بعد از آن هم جلسه نشست خبری و پرسش و پاسخ با شما عزیزان خواهد بود .
در ابتدای صحبتم درباره 3 موضوع صحبت می کنم بعد هم در خدمت شما برای پاسخ به سوالات خواهیم بود .
یکی این که می خواهم در مورد خود خبرنگار در حوزه آموزش و پرورش مختصری عرض کنم .

دوم در مورد پروژه مهر و مجموعه اقداماتی که در مورد پروژه مهر بایستی انجام بدهیم و ان شاء الله بازگشایی خوب و پرشکوهی از مهر و مدارس شاهد باشیم توضیح دهم .
و سوم هم کمی در مورد رتبه بندی معلمان و مطالبات معلمان که از خبرنگاران می پرسند و شما هم از ماها می پرسید در جریان بگذارم .
در مبحث اول 17 مرداد ماه ؛ البته در این روز در لرستان بودم و در اسن استان از 25 خبرنگار در مراسم افتتاحیه سالن 1000 نفری که برای فرهنگیان خرم آباد افتتاح کردیم تقدیر به عمل آمد .
17 مرداد سالگرد شهادت شهید صارمی است و این روز خبرنگار در نظر گرفته شده است .
من از 3 منظر به بحث خبرنگاری نگاه می کنم .
منظر اول که عرض کردم بین خبرنگاران و معلمان یک وجه مشترک عمیقی وجود دارد . به این معنا که خبرنگاران و رسانه ها هم مانند معلمان رسولان آگاهی بخش جامعه هستند .
خبرنگاران و رسانه ها معلمان رشد افکار عمومی هستند .
خبرنگاران و رسانه ها با آگاهی بخشی درست نقش های رشد مدار و جامعه سالم را بیش از هر کس دیگری بردوش می کشند و از این منظر وجه مشترک خبرنگاران با معلمان که ارکان اساسی آبروبخش جامعه هستند برای ما بسیار قابل توجه هستند .
منظر دوم این که خبرنگاران بهترین حلقه واسط بین مردم و دولت هستند چون خبرنگار و اهل رسانه با واقع گرایی ، مساله محوری و روشنایی بخشی هم از ناحیه مردم و هم از ناحیه دولت و حاکمیت می توانند ایفای نقش کنند .
از یک سو سیاست های دولت ها و حاکمیت را به مردم و از دیگر سو رنج ها ، خواست ها ، نگرانی ها ، انتقادات و مشکلات مردم را به بهترین وجه به حاکمیت منتقل می کنند .
در این باره می توان گفت خبرنگاران هوش و گوش هم مردم و هم حاکمیت هستند .
لذا مهم ترین نقش را در کاهش شکاف دولت – ملت ؛ مهم ترین نقش را در افزایش سرمایه اجتماعی و مهم ترین نقش را به نظرم در حکمرانی خوب خبرنگاران و اصحاب رسانه ایفا می کنند .
منظر سوم این است که در آموزش و پرورش یکی از اساسی ترین کارهایی که ما باید هدف گذاری کنیم پیوند آموزش و پرورش با جامعه و دولت است و یکی از ارکانی که این پیوند را می تواند به خوبی موفق کند اصحاب رسانه و خبرنگاران هستند .

جامعه را باید نسبت به آموزش و پرورش حساس کنیم . مشارکت جامعه و اولیا و بخش خصوصی و عمومی و دولت را برانگیزانیم .
خبرنگاران می توانند چشم بینای جامعه و اولیا باشند . گوش شنوای مخاطبین و صاحب نظران باشند و برای انتقال هوش ادارکی جامعه به برنامه ریزان نظام تعلیم و تربیت باشند .
مجدد می گویم عامل اصلی پیوند صاحب نظران ، مردم و جامعه و اولیا به بدنه نظام تعلیم و تربیت می توانند باشند .
ما اگر خواسته باشیم مدارس و آموزش و پرورش باکیفیت داشته باشیم شک نکنید که باید مدارس را به جامعه و جامعه مان را به مدرسه تبدیل کنیم .
برای این که مدارس ما جامعه شود و جامعه ما مدرسه شود خبرنگاران و اصحاب رسانه بیشترین نقش را می توانند ایفا کنند اما وظیفه ما این است که ضمن آن که مقام خبرنگار و اصحاب رسانه را ارج می نهیم و پاس می داریم و ضمن آن که به آن ها دسته گل به عنوان تقدیر باید دهیم و قدرشان را بشناسیم ؛ قدرشناسی مهم تر برای خبرنگار آن است که زمینه اتصال آن ها را به همه ابعاد لایه های ارتباطی اتصالی سازان فراهم کنیم .
خبرنگاران این انتظار را از ما دارند همچنان که جامعه از خبرنگاران چنین اننظاری دارند سازمان هایی را شاهد باشند سازمان شیشه ای شکل نه سازمان های قالی شکل و یا کلبه ای شکل .
بهترین هدیه ما به خبرنگاران این است که سازمان مان را شیشه ای کنیم .

در همه لایه های اطلاعاتی آن ها را متصل کنیم و سهولت اطلاعات را برای آن ها تامین کنیم و ما این کار را خواهیم کرد .
به همین دلیل اولین اقدام من در وزارت آموزش و پرورش استقلال روابط عمومی و شورای اطلاع رسانی بود .
یک کاری که آن می تواند انجام دهد این اتصال شما را بهتر برقرار کند .
دومین کاری که کردیم به تمام مدیران کل و مدیران سازمانی ابلاغ کردیم به هیچ عنوان از رسانه و خبرنگاری حق شکایت و پی گیری های قضایی را نخواهید داشت . یکی دو مورد هم بود که آن را لغو کردیم .
بعد گفتیم یک کمیته ای در وزارت تشکیل بشود که اگر شما به خبرنگاری اعتراض دارید که اصلا نباید داشته باشید در آن کارگروه با روش " متقاعد سازی " و " مفاهمه " حل بشود و از پی گیری قضایی پرهیز کنید .
یک اشکالی که همیشه دولت مردان را تهدید می کند انتقاد خوب است اما سازنده اش !
شما هر انتقادی هم بکنید می گویند سازنده نیست !
ما اصلا می گوییم انتقاد خوب است ! نمی گوییم حتی سازنده اش !

بنابراین شما دائم به ما کاستی ها یمان را هدیه کنید .
ما از شما خواهش می کنیم تمام ناراستی های نظام تعلیم و تربیت را – کم هم نیستند – مرتب به ما گوشزد کنید . به جامعه گوشزد کنید .
همچنان بهترین هدیه ما به شما دسترسی شما به سطوح مختلف اطلاعات سازمانی است .
بهترین هدیه شما به ما هم روش کردن کاستی های ما در امر برنامه ریزی پیرامون بحث تعلیم و تربیت است که ما به شدت از آن استقبال می کنیم .
ادامه دارد
گروه اخبار/

گروهی از فرهنگیان که مدعی مدارک تحصیلی دانشگاهی هستند از فعالیت خود به عنوان نیروی خدماتی در مدارس گلایه دارند.موضوع تامین نیروی انسانی در آموزش و پرورش به معضلی جدی تبدیل شده است؛ از طرفی تعداد متقاضیان ورود به حرفه معلمی بالاست و از طرفی دیگر معلمان غیر رسمی این وزارتخانه برای تعیین تکلیف شرایط شان و ورود به کلاس درس دچار مشکل هستند.
از بلاتکلیفی استخدام و فعالیت معلمان حق التدریس و خرید خدمات آموزشی که بگذریم ، عدهای دیگر از فرهنگیان هم هستند که شرایط متفاوتتری نسبت به دو گروه ذکر شده دارند؛ افرادی که با حکم خدماتی در آموزش و پرورش به خدمت گرفته شدهاند، اما با وجود ارتقای مدرک تحصیلی همچنان به عنوان نیروهای خدماتی به فعالیت مشغولاند.
عدهای از این معلمان به دنبال تعیین تکلیف وضعیت فعالیت شان هستند و معتقدند در حالی که تعداد زیادی از معلمان آموزش و پرورش بازنشسته میشوند، کلاسهای درس برای آنکه خالی از معلم نباشند، از طریق نیروهای آزاد و طرح بستههای حمایتی اداره میشود و این در حالی است که نیروهای خدماتی در آموزش و پرورش فعالیت دارند که با مدرک کارشناسی ارشد و دکتری همچنان در بخشهای خدماتی مشغول به فعالیت بوده و تجربه حضور آنها در مدرسه بسیار بیشتر از نیروهای تازه وارد به مدارس در شرایط فعلی است.
این موضوع را با وجود سکوت آموزش و پرورش و عدم پاسخگویی از بهارستانیها پیگیری کردیم که در این مورد میرحمایت میرزاده سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس اظهار کرد: سال گذشته مجلس برای تعیین تکلیف نیروهای آموزش و پرورش قانونی تصویب کرد که بر اساس این قانون گروههایی از معلمان که از نظر شرایط کاری بلاتکلیف بودند به استخدام آموزش و پرورش در میآیند؛ این نیروها شامل معلمان حق التدریس، آموزشیاران نهضت، مربیان پیش دبستانی و معلمان طرح خرید خدمات آموزشی هستند که طبق قانون باید شرایطی را اخذ کرده باشند تا بتوانند در آموزش و پرورش استخدام شوند.
وی تصریح کرد: با توجه به این قانون بعید میدانم قانون دیگری برای تعیین تکلیف نیروهای آموزش و پرورش تصویب شود و سایر گروهها باید از طریق وزارتخانه و دولت تعیین تکلیف شوند چرا که فعالیت آنها در حیطه فعالیتهای اجرایی آموزش و پرورش است بنابراین باید تصمیم گیری از سوی مسئولان مربوطه انجام شود.
میرزاده تاکید کرد: البته برای استخدام گروههایی که سال گذشته قانون تعیین تکلیف استخدام آنها را مصوب کردیم پیگیر اجرای کار هستیم هر چند که این موضوع، موضوع پیچیدهای است و نیاز به زمان دارد.
باشگاه خبرنگاران

۱- در خبرگزاری تسنیم گزارشی از مصاحبه با رتبههای برتر کنکور ۹۸ را میخواندم. نکتهای که تقریبا در میان مصاحبهها عمومیت داشت و برایم جالب بود، پایگاه اجتماعی و فرهنگی خانوادههای آنها و همینطور مدرسه محل تحصیل آنها بود.
یکی، پدرش عضو هیئت علمی و مادرش خانهدار، دیگری پدرش مهندس و مادرش پزشک و محل تحصیلش مدرسه استعدادهای درخشان فرزانگان امین، و دانشآموز اصفهانی هم در میان آنهاست که مادرش پزشک و پدرش دارای دکترای قارچ شناسی است. دانشآموز بیرجندی فارغ التحصیل مدرسه استعدادهای درخشان است و تسنیم از خانوادهاش چیزی ننوشته بود.
دانشآموز رشتی هم که در دبیرستان فرزانگان درس خوانده اذعان میکند که: "مدرسه ما از هر نظر فوقالعاده بود و هر زمان که نیاز به کمک داشتم، عوامل مدرسه کمک میکردند و البته برای هیچ دانشآموزی کم نگذاشتند و تبعیض قائل نشدند."
۲- آماری که از نتایج کنکور امسال در روزنامه فرهیختگان منتشر شد نشان میدهد: «بیش از ۷۰ درصد رتبههای برتر کنکور امسال در رشتههای ریاضی، تجربی و انسانی دانشآموزان سمپاد (مدارس استعدادهای درخشان) هستند. سهم مدارس غیرانتفاعی ۱۴ درصد و نمونه دولتیها ۱۳ درصد است. ️۹۱ درصد نفرات برتر شهرستانی در مدارس سمپاد درس خواندهاند و تنها ۹ درصد آنان در مدارس غیرانتفاعی و دولتی تحصیل کردهاند.️ ۶۶ درصد دانشآموزان تهرانی که جزو نفرات برتر کنکور ۹۸ هستند در مدارس غیرانتفاعی و نمونه دولتی درس خواندهاند و ۳۳ درصد آنان دانشآموزان مدارس سمپاد هستند.»
این آمار، آماری بسیار تلخ و روایتگر افزایش روزافزون کالایی شدن ساحتهای مختلف زندگی از یکسو و افزایش روزافزون نابرابری در جامعه ما از سوی دیگر است.
مایکل سندل استاد فلسفه سیاسی دانشگاه هاروارد در کتاب "آنچه با پول نمیتوان خرید" از بازاری شدن همه ساحتهای زندگی انسان معاصر سخن میگوید؛ بازاری شدن عشق و احساسات، هدیه دادن، کسب افتخار، تفریحات و آموزش و...

و پس از طرح این پرسش که آیا چیزی را میتوان یافت که نتوان آنرا با پول خرید، پاسخ منفی میدهد؛ راه بهروزی مردم از پول میگذرد.
این چنین است که زیست جهان انسان معاصر که آموزش و پرورش هم جزوی از آن است به تعبیر یورگن هابرماس به استعمار نظام اجتماعیِ عقلانی معطوف به سود در میآید و به تدریج زندگی انسانی از معنا تهی شده و پول و قدرت به هدف تبدیل میشوند و قفسی آهنین، جهان حیاتی انسانها را دربر میگیرد.اما اگر همه ساحتها بازاری میشوند آیا حساسیت ما به همه آن ساحتها باید یکسان باشد؟ آیا بازاری شدن آموزش و پرورش همانقدر نگران کننده است که بازاری شدن تفریح و فراغت؟
سندل میگوید، به نابرابری فکر کنید، در جامعهای که همه چیزش قابل فروش باشد، زندگی برای افراد بیبضاعت سخت میشود، البته اگر با پول فقط بتوان قایق شخصی و تعطیلات آنچنانی خرید، نابرابری خیلی اهمیت ندارد، اما اگر بتوان با پول مراقبت پزشکی، خانه در محلهای امن، تغذیه مناسب، امکان تحصیل در مدارس نخبه پرور به جای مدارس ورشکسته را خرید، زمین تا آسمان فرق میکند که پول داشته باشی یا نداشته باشید.
۳- چرا باید نگران آمار صدر این نوشتار و بازاری شدن آموزش و پرورش باشیم؟
پیر بوردیو جامعهشناس شهیر فرانسوی که پژوهش جامعی را پیرامون نظام آموزش و پرورش و آموزش عالی در فرانسه انجام داده است، از این سخن میگوید که چگونه مدرسه، به بازتولید نابرابری در جامعه کمک میکند؟
دانشآموزان، متعلق به خانوادههایی با پایگاه اجتماعی و سرمایه فرهنگی متفاوتی هستند و اینکه یک دانشآموز از موهبت خانوادهای با سرمایه فرهنگی غنی برخوردار باشد یا وابسته به یک طبقه فرودست و فاقد سرمایه فرهنگی همپای او باشد، بسیار در موفقیت تحصیلی او موثر است. در واقع در این نگاه، تفاوت در موفقت تحصیلی دانشآموزان، حاصل تفاوت در سرمایه فرهنگی خانوادههای آنهاست. اما به تعبیر بوردیو، طبقه فرادست، در فرایند خشونت نمادین، با تمسک به ایدئولوژی استعداد، این تفاوت در موفقیت را به تفاوت در استعداد و توانمندی ذاتی دانشآموزان ربط میدهد و نه تفاوت در پایگاه اجتماعی و سرمایه فرهنگی خانوادههای آنان. بدین ترتیب، دانشآموزان بورژوا، خود را بااستعدادتر از دانشآموزان دیگر میدانند و از طرفی بهدلیل پایگاه اجتماعی و فرهنگی خانوادههایشان، با فرهنگ حاکم بر مدرسه و دانشگاه نیز آشنایند و تحصیل برای آنان آسان است. تفاوت عادت وارهها و خصلت طبقاتی آنها (نحوه حضور و شرکت در مباحث کلاس و بیان و استدلال و درس خواندنشان) از دانشآموزان طبقات دیگر، به معلم و مدرسه هم این تمایز میان دانشآموز بااستعداد و بیاستعداد را القا میکند و مدرسه هم به چرخه مشروعیت بخشی و بازتولید نابرابری در جامعه میپیوندد.

جالبتر آنکه ما در کشور خودمان، مدارسی تحت عنوان "استعدادهای درخشان" راه انداختهایم. دانشآموزانِ عمدتا متعلق به خانوادههای با پایگاه اجتماعی و سرمایه فرهنگی بالاتر، به این مدارس راه مییابند. کیفیت این مدارس با مدارس دیگر نیز که اساسا قابل بحث کردن نیست. بعد، این دانشآموزان غالبا در کنکور پذیرفته میشوند و بهترین دانشگاهها را برمیگزینند و این چرخه، باز ادامه مییابد.
مدارس انتفاعی (اسماً غیرانتفاعی) هم که بهخوبی نمادی از کالاییشدن آموزش و پرورشاند. پول بیشتر، شانس موفقیت بیشتری را ایجاد میکند و به تعبیر مایکل سندل، راه بهروزی از پول میگذرد!
۴- برگردیم به نتایج اعلام شده.
این نتایج، یک هشدار جدی به جامعه ایرانی است. بازاری شدن همه ساحتهای زندگی و بازتولید روزافزون نابرابری، زیست جهان جامعه ایران را تهدید میکند. سیطره عقلانیت معطوف به سود بر زیست جهان، پیوندهای اجتماعی و انسانبودگیِ ما را به خطر میاندازد. در چنین جامعهای که حتی طرح ترافیکش به فروش میرسد، همدلی انسانی به تدریج رخت برمیکند، برادر به برادر رحم نمیکند، تقلب و کلاهبرداری فزونی مییابد و وضعیت آنومیک در جامعه، مولد آسیبهای اجتماعی روزافزون خواهد شد و در این میان افزوده شدن نظام آموزش و پرورش به چرخه بازتولید نابرابری و زندگی کالایی بسیار نگران کننده است. اینجا دیگر فقط بازتولید نابرابری نیست، بازتولید انسانهای تک ساحتیِ پول دوست و ناهمدل با هموطنان و همنوعان است که بعد از تحصیل در مدرسه، قرار است آیندهساز شوند، مدیر و رئیس و پزشک و فعال اقتصادی و سیاسی شوند.
باید فکری کرد!
کانال فرهنگ و توسعه

عليرغم گذر ِ زمان از وقوع حادثه دلخراش سيل ِ بهار 98، پرداختن به زواياي گوناگون آن جهت پيشگيري ، ضرورتي اجتناب ناپذير است .
هر چند ، توجه به چالش ِ شهرهای بي پناه در مقابل بلاياي طبيعي ، وظيفه هميشگي مسئولين ، نهاد هاي مدني ، رسانه ها ، آموزش و پرورش ، متخصصين ، شهروندان و ...مي باشد ولي زمان وقوع بحران و در بحبوحه امداد رساني ، تمرکز بر اصول اساسي و ريشه يابي چالش ها ممکن است به روند امداد رساني لطمه وارد کند لذا بررسي هاي کارشناسي و ريشه اي به آينده موکول مي شود !
اميد است اين گفت و گوي مجازي ، ياد آور ِ مسئوليت ها باشد ! تا مرور زمان و طرح موضوعات جديد ، موضوع مهم تاب آور نمودن شهر ها در برابر بلاياي طبيعي را به محاق نراند !
بخش نخست :
در مورد سيل نوروز 98 ، مطالب فراوان در رسانه ها بيان شده است :
گرمايش زمين ، کمک جهاني و منطقه اي ، حضور همسايگان جهت کمک به سيل زدگان و پيشگيري از گسترش سيل به کشورشان ، سد سازي هاي غير کارشناسي ، جاده سازي و توسعه خطوط راه آهن بدون کارشناسي لازم ، تخريب پوشش گياهي و نابودي جنگل ها و مراتع ، اجازه ساخت و ساز هاي بي رويه در بستر رودخانه ها ، هيچ ، باروري ابري وجود نداشته است . ورود به تر سالي و تغيير اقليم ، يک سال ِ تر نشانه خروج از خشکسالي نيست .
غيبت مسئولين ، بهره برداري سياسي و تخريب رقيب ، نقش چهره هاي سرشناس و نهادهاي مدني و محدويت هاي آنان ، تخريب غير منطقي و بي مورد جاده و خط راه آهن ، اگر مديريت صحيح باشد ، نياز نيست مديران وارد گل و لاي شوند ! مديريت بحران ، بحران مديريت بحران و... که قصد داشتم در اين باره ، نظرِ کارشناسان را به اطلاع شما خوانندگان فهيم و فرهيخته برسانم .

در اين رابطه مطالب بسياري از رسانه هاي گوناگون مطالعه کردم که دو موضوع مهم توجه ام را جلب نمود و تصميم گرفتم به جاي پرداختن به همه مطالب ِ فوق ، فقط به اين دو موضوع اشاره کنم .
موضوع اول : بحران مديريت بحران
روزنامه جمهوري اسلامي روز يک شنبه 25 فروردين 1398 در مقاله ي " خوزستان را مديريت کنيد " آورده است : ( 1 )
امتحان الهی با بارش بارانهای سیل آسا، به مردم و مسئولین کشور ما روی آورده است. علاوه بر استانهای گلستان، مازندران، ایلام و لرستان، اکنون استان پهناور و حاصل خیز خوزستان محل این امتحان الهی است.
همه باید از این امتحان سربلند بیرون بیایند، هم مردم و هم مسئولین.
در زمان مناسب باید کوتاهیهای گذشته مسئولین، که اگر با درایت و آینده نگری به وظایف ذاتی خود عمل کرده بودند، امروز خسارت سیل بسیار کمتر بود، به تفصیل مورد بررسی قرار گیرد.
نمایندگان مجلس هم، که امروز قرار است توضیحات چهار وزیر را در مورد حوادث و عوارض سیل اخیر بشنوند، باید به این سوال پاسخ بدهند که برای این قبیل حوادث چه قوانینی وضع کردهاند و در 20 روز تعطیلات نوروز 98 که مردم بسیاری از استانها در سیل دست و پا میزدند چند جلسه فوقالعاده برای این موضوع تشکیل دادهاند؟
اکنون مساله اول کشور، مدیریت بحران سیل در خوزستان است. این طور نیست که مردم و مسئولین، چه از خود خوزستان و چه از نقاط دیگر کشور، پای کار نباشند. این طور نیست که امکانات به اندازه کافی وجود نداشته باشد.
مشکل اصلی این است که نیروها و امکانات توسط فرماندهی واحدی که دارای تدبیر باشد مدیریت نمیشوند.
اقشار مختلف مردم، بسیج، سپاه، ارتش، نیروی انتظامی و مسئولان اجرائی، همه فعالانه مشغول کار هستند، اما هر کسی یا هر جمعی هرچه به ذهنش برسد انجام میدهد و چون انسجامی وجود ندارد، در بسیاری موارد کارهای تکراری صورت میگیرد و در مواردی هم آنچه باید انجام شود، صورت نمیگیرد.
فقدان مدیریت به قدری مشهود و آزاردهنده است که حتی تهیه غذا در مواردی بیش از اندازه نیاز است و در عین حال عدهای بیغذا میمانند! صدها روستا در محاصره سیل و یا در آب غوطهور هستند و اهالی آنها در مناطق مرتفعتر سرگردانند.
رساندن غذا و ملزومات اولیه زندگی به این خیل عظیم بیخانمان کاری مهم و حیاتی است. همه در تلاش هستند که این کار را انجام بدهند ولی به دلیل فقدان انسجام و مدیریت واحد، همچنان مشکلات باقی است. فقدان مدیریتی که این روزها در خوزستان و سایر مناطق سیل زده دیده میشود.

موضوع دوم و مهم تر : استاندار هاي پيشگيري و مواجهه با بحران چيست ؟
مي گويند :
هواپيما به دليل رعايت استاندارد هاي پرواز ، به ايمن ترين وسيله نقليه تبديل مي شود !
اميد است با رعايت استاندارد ها ، شهر ها و روستا هاي کشورمان ايمن شوند !
حقير پس از مطالعه مقاله ي " خوزستان را مديريت کنيد " در روزنامه جمهوري اسلامي ( 1 ) ، بي اختيار به ياد ِ پيام آگاه کننده ي شهردار مشهد ( 1386- 1392 ) ، سيد محمد پژمان افتادم که در مقدمه کتاب ِ " چگونه مي توان شهر ها را تاب آورتر نمود ؟ " مي گويد :
"اینجانب به عنوان شهردار شهر مقدس مشهد ضمن ابراز خرسندي از حضور در کمپین جهانی شهرهاي آماده ،اعلام می دارم مشارکت فردي و جمعی در پاسخ به این سوال که آیا من ایمن هستم ؟ (Am I safe ?) و آیا شهر من آماده است ؟ ( ? Is my city ready) شروع مي گردد و ادامه آن در زمینه مدیریت کاهش خطر پذیري بلایا (DRM)و حرکت به سویی که کلان شهر مشهد مقدس در منطقه و جهان به شهري تاب آور و الگوي جهانی (Role model for Risilient citiy) تبدیل شود،هدف نهایی کلیه مسئولان و دست اندرکاران این شهر می باشد ." ( 2 )
" به همین منظور اولین دفتر هماهنگی منطقه اي شهرهاي تاب آور ایران در مرداد ماه 1391 در مشهد افتتاح گردیده، تا ضمن ارائه تجربیات کلان شهر مشهد به عنوان اولین شهر ایرانی عضو کمپین جهانی شهرهاي تاب آور و آماده ، براي نخستین بار در جهان با ترجمه کتاب حاضر (چگونه می توان شهرها را تاب آور نمود ؟ ) به زبان فارسی ، نسبت به انتقال دانش و تجربیات، عضوگیري و آموزش به دیگر شهر هاي ایران و سایر کشورهاي فارسی زبان اقدام نمایند." ( 2 )
براي آشنايي با مطلب ارزشمند ِ اين کتاب ، گفت و گوي مجازي ذيل را تقديم خوانندگان عزيز و فرهيخته مي نمايم زيرا همان طور که قبلأ اشاره شد ، مي گويند :
هوا پيما به دليل رعايت استاندارد هاي پرواز، به ايمن ترين وسيله نقليه تبديل مي شود !
به اميد آنکه با رعايت استانداردها ، شهر ها و روستا هاي کشورمان ايمن شوند !
قطعأ ، با رعايت استانداردها ، مي توانيم شهرها را در مقابل بلاياي طبيعي تاب آورتر کنيم ! تا مردم در مواجهه با بلاياي طبيعي بي دفاع نباشند !
سئوال کننده :
پيام اصلي کتاب ِ چگونه می توان شهرها را تاب آور نمود ؟ چيست ؟ شهرها براي توسعه پايدار ، چه ويژگي بايد داشته باشند ؟
گفت و گو ادامه دارد.
منابع :
گروه استان ها و شهرستان ها/
« جعفر پاشایی » مدیر کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی از جمله مدیرانی است که در چند سال گذشته شکایت های متعددی را علیه معلمان منتقد و در محاکم قضایی انجام داده است .
گزارش این شکایت ها در صدای معلم منتشر گردیده است .
آخرین شکایت در این استان علیه صدای معلم در آموزش و پرورش بناب بود .
مدیر کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی هیچ گاه در مورد عملکرد خویش پاسخ گو نبوده است .
« صدای معلم » در زمان وزارت « سیدمحمد بطحایی » بارها و به کرات از همه " مدیران " در هر سطح و مقامی درخواست کرد تا آستانه تحمل و مسئولیت پذیری خویش را در برابر منتقدان ارتقاء داده و به جای شکایت و کشاندن معلمان منتقد و رسانه های مستقل به محاکم قضایی در برابر عملکرد خویش پاسخ گو باشند .
در زمان وزارت بطحایی فرهنگ امنیتی بر امنیت فرهنگی چیره شد .
یکی از مهم ترین اقدامات سیدجواد حسینی سپرست وزارت آموزش و پرورش صدور بخشنامه ممنوعیت شکایت از رسانه ها بود .
« صدای معلم » بابت این اقدام از آقای حسینی تشکر و قدردانی کرد .
در روز خبرنگار ، پاشایی در مراسمی از خبرنگاران صدا و سیما و خبرگزاری پانا تجلیل و لوح سپاس به آن ها اهدا کرده است .
در این مراسم ، » میرحمایت میرزاده » سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی نیز حضور داشته است .

بهجرئت میتوان گفت که تهیه خبر و خبرنگاری از مشاغل بسیار سخت در شرایط کنونی کشور است چراکه مشکلات و معضلات و کاستیها موجود و وجدان بیدار خبرنگاران مستقل، آزاد و دلواپس را به واکنش وا میدارد و نگاه تیزبینانه و جست و جوگرانه خبرنگار همچون عقاب تیزبین بر فراز بلندی که مترصد شکار لحظههاست و از سویی خود در تیررس شکارچیان است اهمیت و سختی این شغل را دوچندان میکند.
خبرنگاران آزاد و مستقل وجدان بیدار دردهای خفته در دل جامعه هستند و فریاد، دردهای بیصدا هستند و از اینجهت زخمهای پیکان تیز را به جان میخرند و در مقابل سیاهیها روشنی هدیه میکنند. خبرنگاری در عرصه عمومی مشکلات خاص خود را دارد و اگر تخصصی و برای قشر تحصیلکرده و بالأخص معلمان باشد علیالقاعده ریزهکاری و دقت نظر و فراست خاصی را میطلبد.
قلمزدن در حوزه رسانهای که قریب 15 میلیون مخاطب دارد و انعکاس خبرها در این حوزه و آنهم بدون پشتوانه مالی عشق والا وهمت بلندی میطلبد که در توان هرکسی نیست و بررسی رسانههای مستقل در حوزه آموزش و پرورش بر این گفته صحه میگذارد که دوام و پایداری با شمار مخاطبان و سلیقههای رنگارنگ سیاسی و نظریات متعارض کاری بس دشوار است و دوام آوری عشق خدمت میطلبد و بس.
در حوزه تعلیم و تربیت از دو سو خبرنگار باید مراقب باشد ؛ مخاطب و منتقد و دستگاههایی باقدرت و پشتوانه قانونی و در این عرصه خبرنگار میماند و برهوتی از پشتوانه قانونی و حملاتی سهمگین دوجانبه که تابآوری گاو نر میخواهد و پیرکهن.

صدای معلم از معدود رسانههایی است که در طی چند سالی که بنده آن را دنبال میکنم بدون حب و بغض و فارغ از گرایشهای سیاسی، مسائل و معضلات نظام تعلیم و تربیت را رصد و نمایه میکند و با حساسیتهای خاص خود مطالبات، خبرها ، دیدگاهها و نظرات فرهنگیان، دانش آموزان واولیاء را در معرض دید مسئولان و برنامهریزان قرار میدهد؛ و این دوسویه بودن رسانهای تعاملی را ایجاد نموده که بهجرئت میتوان اذعان کرد که رسانه تخصصی صدای معلم با جمع نویسندگان فرهیخته و هوشیار از سراسر کشور منبعی باز بهعنوان چشم و گوش بینا و شنوای ملی در راستای کمک به اهداف تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش گام برداشته است و در این راه برای ایفای حق و احقاق حق مدیر محترم صدای معلم و نویسندگان بهکرات مورد بیمهری و شکایات متعدد قرارگرفته است که خوانندگان صدای معلم در جریان وقایع هستند و اگر پای درد و دل ایشان بنشینی گفتی بسیار دارد اما استوار و ثابتقدم در جهت اعتلای نظام آموزش و پرورش قلم می زند و از بحرانها عبور میکند.
بنابرآنچه عرض شد لازم است که مسئولان امر در عرصه تعلیم و تربیت دیدگاههای منتقدانه، پرسشگرانه و خیرخواهانه این رسانه را که از بطن جامعه فرهنگی و خط مقدم تعلیم وتربیت در این سیستم بسته و متمرکز در گستره ملی بازگو و نمایه میشود مورد التفات قرار داده و برخوردهای متعصبانه، التقاطی و متحجرانه را کنار گذاشته و این رسانه را دوست و همقدم در راستای دستیابی به اهداف عالی تعلیم و تربیت بدانند و قدردان زحمات باشند.
بنده بهعنوان عضو کوچکی از جامعه فرهنگی تلاشهای بیوقفه مدیر محترم صدای معلم جناب پور سلیمان را ارج مینهم و روز خبرنگار را خدمت ایشان تبریک عرض میکنم و بر خود لازم دیدم علیرغم محدودیت ایجادشده برای اینجانب، این مرقوم را به رشته تحریر درآورم ؛ انشا الله که مدیر محترم صدای معلم همیشه پایدار و تندرست باشند و توفیق روزافزون را از خدای متعال برای ایشان خواستارم.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید