گروه اخبار/

جمعی از معلمان حق التدریس سراسر کشور به صورت هماهنگ با حضور در برابر ادارات کل آموزش و پرورش استان ها خواستار اجرایی شدن قانون استخدام معلمان حق التدریس شدند .
این تجمع امروز سه شنبه 1 مرداد ساعت 10 صبح برگزار شد .
یکی از معلمان حق التدریس به صدای معلم گفت :
" در بودجه اختصاصی استخدامی ماده 17 معلمان حق التدریس، قید شده، "اعتبار" موضوع به استخدام نیروهای حق التدریس، قانون 97/6/13 در سال 98 تعلق می گیرد.
اما حدود 11 ماه است که در اجرای آن و بخشنامه کردن آیین نامه تعلل شده است و ممکن است مجددا آنها از حق خود دور شوند. "
پایان پیام /
گروه دانش آموزی/
علی رمضانی، مدیرکل فرهنگی، هنری اردوها و فضاهای پرورشی از برگزاری همایش ملی شوراهای دانشآموزی برتر استانها ویژه پسران از روز سه شنبه اول مرداد در اردوگاه شهید بهشتی اصفهان به مدت دو روز خبر داد.
رمضانی گفت :کارگاههای مهارتآموزی ویژهای در این همایش 2 روزه با عنوان آشنایی با فضای مجازی، حقوق شهروندی، امداد و نجات و گفتمانهای دانشآموزی (کرسیهای آزاداندیشی) در نظر گرفتهایم و همچنین برنامههای فرهنگی، ورزشی و فوقبرنامه قرآنی با عنوان شبی با قرآن و جنگ شادی با استفاده از ظرفیت دانشآموزان در نظر گرفتهایم و ورود دانشآموزان به اردوگاه شهید بهشتی اصفهان از روز دوشنبه 31 تیر انجام میشود و اختتامیه آن روز پنجشنبه 3 مرداد برگزار خواهد شد./پانا
گروه گزارش/
همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ دوشنبه 17 تیرماه نشست تخصصی نقد کتاب " مرگ مدرسه " در سالن فردوسی – خانه اندیشمندان علوم انسانی با سخنرانی اساتید و اعضای هیات علمی دانشگاه و به میزبانی کافه خرد و تارنمای رب برگزار گردید .
این نشست از ساعت 16 آغاز گردید و تا حدود ساعت 22 ادامه داشت .
در این نشست یحیی قائدی ، علیرضا صادقزاده ، حبیب رحیمپور ازغدی ، علی لطیفی ، علیرضا صادقی ، نعمت الله فاضلی ، محمود مهرمحمدی ، ابوطالب سعادتی و اسماعیل آذرینژاد به ارائه دیدگاه های خود پرداختند .
« صدای معلم » در این بخش مشروح سخنان حبیب رحیمپور ازغدی با موضوع " نهاد مدرسه در ایران چگونه با روانشناسی بسندگی اتانازی میکند؟ " را منتشر می کند .

می گویند یکی از عوامل توسعه ، آموزش و پرورش است. اما این ادعا ،حداقل فعلا برای جامعه ما موضوعیت ندارد. وقتی شما به عنوان اولیا به فرزندانتان به عنوان یک کالا و سرمایه ای مثل زمین و باغ نگاه می کنید که فردا قابلیت بازدهی و سودآوری خود را در هیئت دکترشدنش نشان خواهد. وقتی از من معلم، تربیت دانش آموز اهل کنکور و نه فکور انتظار دارید و وقتی آنقدر که پیشرفت او را در درس های علوم پایه اش دنبال می کنید، اعتنایی به دروس علوم اجتماعی و انسانی و اسلامی او ندارید، معلوم است که اساسا اعتقادی به تاثیر آموزش و پرورش ندارید و وجود آن را بیشتر به عنوان یک گذرگاه و گردنه ی صدور مدرک به رسمیت می شناسید.
آموزش و پرورش ما خود قربانی توسعه نایافتگی است و بیشتر به کار آموزش نوشتن و خواندن و حساب و کتاب و صدور مدرک در گردنه کنکور می آید.

در نظام آموزشی بیشتر، «تجلیل» ، «مقلد پروری»، «حفظ وضع موجود»، «خودبزرگ پنداری»،« بیگانه ستیزی» و بسیاری مفاهیمی از این دست، حضور و نفوذ جدی دارند. در حالی که اینها با ذات و ماهیت یک آموزش و پرورش مترقی در تضاد است.
نظام آموزشی ما مشکل بسیار دارد که یکی از آنها «کنکور» است. دیواری بین مدرسه و دانشگاه که گویا نمی توان و نباید آن را فرو ریخت. قاعدتا کنکور با این حجم و وسعت در اجرا، در شان و شعور کشوری مدعی مثل ایران نباید باشد و بیشتر برای کشورهای عقب مانده و توسعه نیافته مناسب است . اگر چه رسم کنکور به صورت مطلوب در بسیاری کشورها وجود دارد اما کنکور در جامعه ی ما بیشتر جبرانی در دقیه ی نود و برای نبود هدایت تحصیلی در طول دوران دانش آموزی فرد است که در پایان آن یک بار برگزار می شود و بی رحمانه به غربال سازی استعدادها می پردازد.
مردان و زنان کوچکی که والدین و معلمانشان به آنها تلقین کرده اند به جای اراده کردن ، بیشتر آرزو کنند که آرزو بر جوانان عیب نیست. آرزوهایی دور و دراز. قبولی در یک دانشگاه با کلاس. علاقه بعدا خواهد آمد. واقعا دل آدم براى يك ميليون نفرى كه امروز و فردا در محشر كنكور قیام می کنند، می سوزد. طفلکی ها چه خواب و خوراک و سفرهایی که بر خود حرام نکردند، زیر باران نگاه چقدر آدم نگران و امیدوار خیس نشدند، چه خواب ها كه براى آينده ی نامعلومشان ندیده اند. نوجوانی و جوانی نکرده، چقدر تمرین بزرگی در جاهايى خیالی که نکرده اند.

بندگان خدا به خوابی رفته اند و یا فرو برده شده اند که تنها با قبولی و فارغ التحصيلی ،چرتشان پاره خواهد شد. وقتی که دیگر دیر است. وقتی که می بینند اهل ادبيات بوده اند و اشتباهی آمده اند پزشكى و بالعکس. به خودشان که می آیند می بینند، به جای مهندس شدن، حیف شد که معلم نشدند. زیرک ترها خوب که تامل می کنند، می بینند کسانی پنهان نشسته اند درون جانشان و از زبان آنها ، اینده شان را انتخاب کرده اند.
پدر و مادرها، دست به اقدام و عملی خطرناک زده اند برای جبران تمام محرومیت ها و ناکامی های دوران کودکی و نوجوانی خویش. حس می کنند اگر پزشک و مهندس می شدند، این چنین حقیر و فقیر نمی شدند و حال مصلحت آن است که تنها پسر یا دخترشان و همه ی هستی شان، راه نرفته ی آنها را بپیمایند در این کار خیر، چقدر دکان و موسسه و آموزشگاه رنگارنگ نه به سرنوشت که به حساب انباشت بانکی آنها چشم دوخته اند و ... نقطه،سرخط!
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید