برای دیدن بازی ایران – قطر از سری مسابقات مقدماتی جام جهانی 2018 رفته بودم استادیوم آزادی. تیم ملی گل نمی زد. حمله هم نمی کرد. زور بردن انگار نداشت.
جمعیت دور و برم شروع کردند به شعارهای جنسی و نژادپرستانه علیه بازیکنان قطری. تاکید خیلی خاصی هم روی واژه های کاف و میم دار داشتند!
پسر جوان سنگین وزنی که کنارم بود یک دفعه وسط آن همه آدرنالین متراکم رو کرد به من و گفت:- چرا فحش نمیدی؟! گفتم: چرا باید بهشون فحش بدم؟ تازه مگه اونا فارسی بلدن؟
مثل کسی که ناامید شده باشد شروع کرد به هم نوایی با باقی شعاردهندگان و ورود کرد به خانواده بازیکنان قطری!
بعد برگشت گفت:
- فحش بده! درسته که نمی فهمن ولی خودت خالی که میشی!
هنوز صورت گوشتالودش پیش چشمم است. شاید به زحمت هفده سالش می شد. بازی را رها کردم و خیره شدم به حرکاتش. به دست هایی که دور دهنش می گرفت تا فحش هایش با صدای بلندتر و دقیق تری به زمین چمن برسد.
فکر کردم لابد احساس می کند دارد به وطنش خدمت می کند. پیروزی به هر قیمتی. سکوهای ورزشگاه آزادی جای خوبی برای بحث نیست. آن هم در مورد موضوعی به این اندازه پیچیده!
اما این فقط سکوهای ورزشگاه ها یا دیوار توالت های عمومی نیستند که بوی فحش های جنسی می دهند. فضای مجازی این فرصت را به وجود آورده که هر کس به هر میزان و غلظت و به سوی دیگری فحش پرتاب کند و به قول آن پسر «خودش خالی شود»!
مخاطب فحش ها هم خیلی مهم نیست. می تواند رامبدجوان باشد که تلاش می کند وسط این روزهای عبوس لبخند بدهد به مردم، می تواند حسن روحانی باشد، می تواند سردار آزمون باشد که برخی بازی اش را نمی پسندند، می تواند ایرج ملکی کارگردان کرمانشاهی باشد که فیلم های کوتاهش بیش از آنکه آموزنده باشد اسباب خنده خلایق شده. می تواند کافو باشد که قرعه دشوار جام جهانی را برای ما برداشت، می تواند زایتسف والیبالیست ایتالیایی باشد که در زمین حریفش نمی شویم، می تواند تتلو باشد، می تواند احسان علیخانی باشد ...
می تواند هر کسی باشد. مهم فرد و کاری نیست که انجام داده بلکه انگار نیاز و عطش ما به برون ریزی خشمی است که داریم. آن هم در قالب فحش!
به هر دلیلی می توانیم از کسی خوش مان نیاید، کارش را نپسندیم یا حتی به او نقد داشته باشیم اما چرا این همه سریع به فحش می رسیم؟
بسیاری از نزاع های منجر به قتل در کوچه و خیابان در نتیجه همین سرعت در استفاده از واژگان جنسی و فحاشی است.
دو راننده که ممکن است اول صبح را با نام خدا و طلب روزی آغاز کرده باشند چند خیابان بالاتر با هم تصادف می کنند. اتفاقی طبیعی. هیچ کدام اول صبح نیت نکرده بودند بروند و تصادف کنند! از ماشین پیاده می شوند و بعد از یکی دو جمله به فحش می رسند و دم دست ترین گزینه هم بانوان خانواده های همدیگر.... قفل فرمان... چاقو ... تولید جنازه!
درک اینکه جامعه پرخاشگر و خشن شده و آستانه تحمل مان پایین آمده است و این موضوعات ریشه در مشکلات اجتماعی و اقتصادی دارد دشوار نیست اما باور کنیم همه اینها هم تقصیر حکومت نیست.
کمی تمرین و مدارا کنیم که این همه سریع به فحش نرسیم. فحش درمان هیچ دردی نیست. هیچ سندی وجود ندارد که نشان بدهد در نتیجه فحش های جنسی و غیرجنسی یک مشکل اقتصادی یا اجتماعی حل شده باشد. تمرین کنیم...تمرین کنیم که این همه فحش ندهیم.
عصر ایران
گروه گزارش/
دوشنبه 26 آذرماه به دعوت مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی نشستی با حضور دانشجو معلمان در محل سالن علامه جعفری این دانشگاه و عبدالرسول عمادی رئیس مرکز سنجش و سرپرست آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش برگزار گردید . ( این جا )
در این گزارش آمده بود :
" در پایان این نشست مدیر صدای معلم درخواست وقت برای 5 دقیقه صحبت از مجری مراسم کرد .
پورسلیمان از وضعیت فرهنگی و جو شدید امنیتی در دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی انتقاد کرده و گفت :" من در پردیس شهدای مکه حضور پیدا کردم . سخنران آقای ابراهیم سحرخیز بود . با این که مجری بسیج دانشجویی بود اما به راحتی انتقادات خود را بیان کردم .انتقادات من به مراتب صریح تر بود اما کسی به من تذکری نداد .
این جا به من می گویند اگر می خواهی به عنوان خبرنگار حضور پیدا کنید باید مجوز بگیرید .
آقای یزدانی مسئول کمیته انضباطی دانشگاه و نیز معاون فرهنگی موکدا به من دائما تذکر می دهند که آیا شما مجوز ورود به این دانشگاه را دارید ؟
آیا اصلا مجوز برای ضبط حرف ها را دارید ....
حتی موقع ورود به این دانشگاه برخوردهای شدید و موهنی با من صورت گرفت .
مدیر صدای معلم در ادامه وضعیت دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی را به " پادگان " تشبیه کرده و از انفعال وزیر آموزش و پرورش و مسئولان این دانشگاه انتقاد کرد .مسئول کمیته انضباطی و معاونت فرهنگی دانشگاه خطاب به مدیر صدای معلم گفتند که شما دانشجو نیستید و نمی توانید به صحبت کردن ادامه دهید .
پس از آن که سخنان مدیر صدای معلم نیمه تمام ماند در مراجعت به جایگاه خویش متوجه شد که ضبط خبرنگاری که روی سن قرار داده بود نیست .
پس از اعتراض مدیر صدای معلم عنوان شد که کسی از این قضیه خبر ندارد و همه این ها در حالی بود که عبدالرسول عمادی تنها نظاره گر این صحنه ها بود و حتی لبخندی بر لبان وی نقش بسته بود .
پس از حدود 5 ساعت توقف در دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی سرانجام ضبط خبرنگاری مدیر صدای معلم عودت داده شد در حالی که فایل مراسم پاک شده بود .علی رغم دعوت کتبی مجمع اسلامی دانشگاه ، « عظمتی » در این نشست حضور نیافت ."
علی رغم گذشت یک ماه هنوز نه مسئولان دانشگاه شهید رجایی و نه وزارت آموزش و پرورش واکنشی به این موضوع نشان نداده اند .
حتی در نشست رسانه ای سازمان نهضت سواد آموزی ، مدیر صدای معلم نسبت به این موضوع اعتراض کرده و خواهان تعیین تکلیف جایگاه رسانه و خبرنگار در آموزش و پرورش و ارکان آن شد . ( این جا )
جایگاه روابط عمومی در آموزش و پرورش و اجزا و ارکان آن مشخص نیست .
« امیرعلی نعمت اللهی قائممقام و رئیس مرکز امور هماهنگی، ارتباطات و حوزه وزارتی وزارت آموزش و پرورش در نشست با اعضای هیات علمی این دانشگاه بر ضرورت رویکرد علمی به مسائل آموزش و پرورش تاکید کرده است.
آیا نعمت اللهی با " نگاه حقوقی " به مسائل آموزش و پرورش خواهد توانست" رویکرد علمی " را در روابط عمومی های آموزش و پرورش تعریف و تببین کند ؟
آیا " پاسخ گویی " در ادبیات سازمانی مسئولان وزارت آموزش و پرورش نهادینه خواهد شد ؟
صفورا کاغذ باطلههای شهر را جمع میکند و با پولش کتابخانه میسازد. ساخت هفت کتابخانه در یک سال و نیم حاصل کار اوست.
صفورا غلهزاری، معلم بازنشسته انزلیچی را در انجمن طرفداران توسعه بندرانزلی میبینم؛ نزدیک اسکله تفریحی و زیباترین نقطه این شهر ساحلی. حالا کمتر کسی است که نداند آرزوی این زن داشتن شهری بدون زباله است. دوستان و همراهانش تقریباً به یاد نمیآورند به نقطهای از شهر رفته باشند و زبالهای روی زمین افتاده باشد و او برای برداشتنش پیشقدم نشده باشد.
کارش را با پویش جمعآوری در قوطیهای پلاستیکی و خرید ویلچر برای افراد دارای معلولیت آغاز کرد و بعد وقتی متوجه شد در شهرش تفکیک پسماند از مبدأ وجود ندارد و کاغذهای باطله با سایر زبالهها مخلوط میشود، تصمیم گرفت خودش سیستمی برای جمعآوری کاغذهای باطله ایجاد کند. اما امکانات محدود بود.
به ارتباطاتش با مدارس و معلمان شهر بسنده کرد و از همه خواست کاغذهای باطلهشان را دور نریزند. مکانی برای انبار کردن کاغذها لازم بود آن را هم مدیر یکی از مدارس غیرانتفاعی شهر برایش فراهم کرد و قصه آغاز شد:
«کار را تنها شروع کردم و بعد با دوستان انجمن آشنا شدم و فهمیدم در قالب انجمن و همکاری جمعی، کارها بهتر پیش میرود. اولین بار توانستیم یک تن کاغذ باطله جمع کنیم. فکر کردم همان طورکه برای در بطری جامعه هدف داشتیم و با فروشش برای افراد دارای معلولیت ویلچر میخریدیم بهتر است هدف مشخصی داشته باشیم و عواید حاصل از آن را هزینه کارهای مختلف نکنیم.
بنابراین کاغذ را در برابر کتاب دیدم و ایجاد کتابخانههای کوچک در اماکن عمومی شهر. تا الان توانستهایم هفت کتابخانه در نقاط مختلف شهر ایجاد کنیم؛ از جمله بیمارستان، زندان، باشگاههای ورزشی، انجمن ناشنوایان و شهرداری انزلی.»
روزهای زیادی او به تنهایی بار جمعآوری کاغذ باطله و جابهجا کردن کتابها را به دوش کشید اما هیچ وقت گلایهای نکرد: «گاهی اوقات از صبح تا شب درگیر کار میشوم، سرتا پا خاکآلود و خسته. حتی گاهی نزدیکترین آدمهای دور و برم میگویند این کار چه فایدهای دارد؟ شاید اقدامات محیط زیستی آثارش خیلی زود به چشم نیاید اما در آینده همه اثرش را خواهند دید.»
تصور نکنید فروختن کاغذ و احداث کتابخانه به این سادگیهاست، برای این کار صفورا و همکارانش در انجمن مجبور شدند وقت زیادی بگذارند و با مسئولان مختلف شهر گفتوگو و چانهزنی کنند: «گاهی احداث کتابخانه در این مکانها با کلی مانع روبهرو بود. مثلاً مجبور بودیم همه کتابهایی را که نشرهای مجاز منتشر کرده بودند، دوباره به تأیید ارشاد برسانیم. بعد که کارمان بیشتر جا افتاد، برخی خودشان سراغمان آمدند و درخواست ساخت کتابخانه کردند.
مثلاً شهرداری یکی از بارهای کاغذش را به ما داد که بیشترش کاغذهای ادارای بود، نزدیک ۵۰۰کیلو کاغذ شد و ما همان موقع وعده دادیم با فروشش برای شهرداری کتاب بخریم و این کار را هم انجام دادیم.»
صفورا سالها مطالعات اجتماعی تدریس کرده و عاشق محیط زیست است و به قول خودش با اینکه خیلی اوقات دست تنها همه کارها را میکند اما آنقدر این فعالیتها به او حس خوبی میدهد که حاضر است همه سختیهایش را بپذیرد: «دیدن زباله عذابم میدهد. محال است بیرون بروم، زبالهای ببینم و دست به کار نشوم. از سویی میدیدم کتابخانه انزلی کتابهای جدید کم دارد و همیشه برایم آرزو بود چنین امکانی را برای شهروندان شهرم ایجاد کنم.»
او و همراهانش در انجمن طرفداران توسعه بندرانزلی اما این روزها ایدههای بزرگتری هم در سر میپرورانند. آنها معتقدند احداث کتابخانههای کوچک برای شهر کافی است و بهتر است حالا کتابخانهای بزرگ با ایدههای نو تأسیس کنند. کتابخانهای که نه تنها به جریان تبادل کتاب در شهر کمک کند که شهروندان را به کتابخوانی بیشتر علاقهمند سازد: «دوست دارم کتابها به دست همه برسد. با خودم فکر کردم شاید گذر برخی شهروندان به بیمارستان و باشگاههای ورزشی نرسد. برای همین قصد داریم این بار با فروش کاغذ باطله یک کتابخانه بزرگ راه بیندازیم.
یعنی درواقع یک کتابخانه برای همه شهر و برای این کار از ایدههای کارشناسی استفاده میکنیم. افزایش سرانه مطالعه در شهر از دغدغههای ماست و میخواهیم برنامهای برای کتابخوان کردن شهروندان هم بدهیم.
یعنی کتابخانه ما به جز امانت دادن کتاب به جوانها، آنها را به کتابخوانی هم علاقهمند کند.»
اکنون ۱۲ مدرسه در شهر انزلی اعلام آمادگی کردهاند تا کاغذهای باطله مردم را تحویل بگیرند و شهروندان هم همکاری خوبی دارند. آنها ایدههایشان را با مردم در شبکههای مجازی به اشتراک میگذارند و مردم هم همیشه استقبال میکنند و حالا خیلیها چشم به بازگشایی این کتابخانه با ایدههای جدیدش دارند.
آرمین صافدل یکی دیگر از اعضای انجمن طرفداران توسعه بندرانزلی هم برایم توضیح میدهد که شهرشان در زمینه مدیریت پسماند کاستی دارد و این کار توسط خانم غلهزاری انجام شده. او تأکید میکند معمولاً دولتها به شهروندان کتاب هدیه میدهند اما آنها برعکس عمل کردهاند و به نهادهای مختلف شهرشان کتاب هدیه دادهاند ازجمله آنها در روز کتاب و کتابخوانی به اعضای شورای شهر کتاب هدیه دادهاند.
با این همه تنها اقدام این انجمن برای ترویج کتابخوانی در شهر، فروش کاغذهای باطله و ایجاد کتابخانههای کوچک نبوده.
او برایم در این باره بیشتر توضیح میدهد: «ما فکر کردیم مهمترین مشکل شهرمان پایین بودن آگاهی است. ما در حوزههای علوم انسانی ضعیفیم. اگرچه تعداد زیادی مهندس خوب در شهر داریم اما جامعهشناس خوب، فیلسوف سیاسی و اجتماعی نداریم. تنها راه پر کردن این کاستی مطالعه است. ما تصمیم گرفتیم به گردش کتاب در شهر کمک کنیم و اگر کتابفروشی مرجع در شهر نیست باید به شهروندان کمک کنیم تا کتاب تهیه کنند.»
برای همین در کنار ایده ساخت کتابخانه که با نظارت صفورا انجام میشود آنها ایده تبادل کتاب را در قالب طرح «تو هم بخوان» در شهر اجرا کردند: «نمیخواستیم برنامه تبادل کتاب برنامهای خشک باشد و دنبال جاذبه بودیم تا همه گروهها و طبقات از هر سنی در آن شرکت کنند.
این برنامه را در سالن برگزار نکردیم و به فضای عمومی بردیم و چه بهتر این فضاها، فضاهای گردشگری تاریخی مهم شهری باشند و ضمن رفتن به این اماکن یک مطالبه هم داشته باشیم. مناره انزلی یا برج ساعت اولین جایی بود که این ایده را در آن برگزار کردیم. بعد از آن در موزیک جیگا (جایگاه موسیقی) این کار را کردیم. مناره درحال تخریب بود و در کنار برنامه تبادل کتاب درخواست مرمت مناره را هم دادیم که درخواستمان به نتیجه هم رسید.
موزیک جیگا هم دوباره احیا و بعد از مدتها در شهر موسیقی زنده اجرا شد. این روزها از دیگر شهرهای استان گیلان از شفت و رشت برای شرکت در این برنامه به انزلی میآیند و این موضوع برای همهمان تازگی دارد.» برنامه تبادل کتاب، احداث کتابخانه و طرحی برای تشویق کودکان و نوجوانان به کتابخوانی از دیگر برنامههای این انجمن است.
آنها در این انجمن نشان دادند میتوانند برای آینده شهرشان نگران باشند و از هیچ، برای شهرشان کتابخانه بسازند.
گروه گزارش/
« صدای معلم » در مورد مدیریت منابع انسانی و تدریس اجباری مدیران و معاونین گفت و گویی را چندی پیش با « رضوان حکیم زاده » معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش انجام داد .
در این بخش قسمت نخست را می خوانید .
گروه اخبار/
در پنجمین همایش مدیریت جهادی اولین نشان مدیر برگزیده جهادی جمهوری اسلامی ایران به وزیر آموزش و پرورش اهدا شد.
با توجه به برگزاری انتخابات سه نماینده معلمان جهت عضویت در شورای عالی آموزش و پرورش در تاریخ 6 تا 9 بهمن:
موضوع : تغییر نحوه انتخابات تعیین سه نفر نماینده معلمان در شورای عالی آموزش و پرورش از شیوه مجازی به شیوه سلسله مراتبی از کف مدرسه تا مرحله استانی و کشوری.
معایب شیوه انتخابات مجازی :
1- افرادی که به گروه های مجازی زیادی دسترسی و قدرت تبلیغاتی بیشتری دارند انتخاب می شود و تمایز بین شایستگی ها به سختی امکان پذیر است.
2- صحت انتخابات مورد تردید است .
3- انجام تبلیغات و معرفی یک فرد به کل استان امکان پذیر نیست یا ...
سطوح ، شیوه و مزایای انتخابات حضوری و سلسله مراتبی :
1- معرفی و انتخاب نماینده اصلح در هر مدرسه
2- معرفی و انتخاب نماینده هر مقطع توسط نماینده مدارس
3- معرفی و نماینده اصلح از هر منطقه توسط نمایندگان مقاطع
4- معرفی و انتخاب یک نماینده اصلح در استان توسط نمایندگان استان
5- معرفی سه نماینده توسط نمایندگان 32 استان
ملاحظات :
این شیوه انتخابات ، تا سطح 4 برای تشکلی به نام پارلمان معلمان به راحتی در استان خراسان انجام شده و برای این موضوع هم با کم ترین هزینه عملی است .
مهم ترین مزیت : در این شیوه افراد به طور حضوری شناسایی می شوند و فردی توانمند می تواند به این مرجع تصمیم گیری راه یابد .
صحت این شیوه در سطوح مختلف قابل کنترل و اثبات می باشد .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
به گزارش مرکز امور هماهنگی، ارتباطات و حوزه وزارتی آموزش و پرورش، علی الهیار ترکمن در مورد روشهای تأمین اعتبار لازم برای اجرای طرح رتبهبندی فرهنگیان اظهار کرد: تأمین اعتبار برای رتبهبندی مستلزم این است که بدانیم قانون مربوطه چه حدودی را برای ما مشخص کرده است و این موضوع باید مبتنی بر ماده ۶۳قانون برنامه ششم توسعه مورد توجه قرار گیرد.
وی ادامه داد: در دولت اجرای رتبهبندی جدید را بر اساس روش سال ۹۴ در نظر گرفته است و طبق معیارهای این طرح ۱۱ هزار میلیارد تومان اعتبار نیاز داریم که ۷هزار میلیارد تومان آن در بودجه لحاظ شده است و ۴میلیارد تومان دیگر نیاز داریم که البته با توجه به مقدورات ۲هزار میلیارد تومان در بودجه سال ۹۸ آموزش و پرورش لحاظ شده است.
معاون توسعه، مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش با تأکید بر اینکه ۲هزار میلیارد تومان اعتبار در نظر گرفتهشده برای رتبهبندی در قالب ردیف بودجهای لحاظ شده است، تصریح کرد: با توجه به این شرایط ردیف در حین اجرای بودجه امکان افزایش دارد.
امکان افزایش اعتبار رتبهبندی راداریم
الهیار ترکمن در پاسخ به سؤالی در مورد اینکه آیا ردیف در نظر گرفته شده برای رتبهبندی که در جدول ۲۱قانون بودجه ۹۸آمده است، ضمانتی برای تأمین اعتبار دارد یا خیر، تصریح کرد: با توجه به اهتمام نمایندگان مجلس این ردیف بودجهای از جدول ۲۱ به جدول ۷منتقل خواهد شد، اما نکته مهم این است که به هر حال یک ردیف بودجهای داریم که اگر حتی در سقف دوم بودجه قرار گیرد بازهم در حین اجرای قانون بودجه امکان افزایش آن راداریم.
وی گفت: با همکاری بین دولت و مجلس میتوانیم این طرح را اجرا کنیم و آنچه اکنون برای ما اهمیت به سزایی دارد تصویب قانون رتبهبندی فرهنگیان است تا حدود کار را برای اجرا مشخص کند.
رتبهبندی فرهنگیان بهطور علمی دنبال شود
معاون توسعه، مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش تأکید کرد: از تمام مسئولان تصمیمگیرنده برای اجرای طرح رتبهبندی میخواهم کمک کنند تا رتبهبندی بهطور علمی انجام شود؛ این طرح قرار نیست ۱۰۰ درصد کارکنان را تحت پوشش قرار دهد.
الهیار ترکمن افزود: رتبهبندی فرهنگیان در جهت ارتقای کیفیت، عملکرد و تعیین صلاحیتهای معلمان مورد توجه قرار میگیرد و هر معلمی که صلاحیتهای حرفهای را داشته باشد طبیعتاً از مزایای بیشتری بهرهمند خواهد شد ؛ در واقع هدف اصلی رتبهبندی فرهنگیان افزایش حقوق نیست، اما منجر به افزایش حقوق هم خواهد شد، اما نباید از چارچوب علمی این کار غافل شویم.
وی درباره وضعیت تصویب قانون رتبهبندی فرهنگیان و مرور روند اجرای تصویب این قانون در دولت اظهار کرد: لایحه در صحن دولت بررسی میشود و پیش از این کمیسیون اجتماعی آن را تأیید کرده و به صحن ارجاع داده است؛ با توجه به این شرایط پیشبینی میکنیم این طرح به سال ۹۸ برسد مگر آنکه موانع پیشبینی نشده دیگری در مسیر ایجاد شود.
مرکز امور هماهنگی، ارتباطات و حوزه وزارتی آموزش و پرورش
گروه استان ها و شهرستان ها/
نامه ی زیر توسط یک ولی دانش آموز از شهرستان هریس استان آذربایجان شرقی در مورد طرح ایران مهارت برای صدای معلم ارسال گردیده است.
گروه استان و شهرستان ها/
همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ « مهدی بهرامی اقدم » روحانی و موسس مدرسه قرآن و عترت بناب از مدیر صدای معلم به اتهام " نشر اکاذیب در فضای مجازی " شکایت کرده است .
به تازگی « سازمان سنجش آموزش کشور » هم به صف شکات علیه صدای معلم پیوسته است .
« صدای معلم » پیش تر و در دفعات متعدد نسبت به ادامه چنین روندی در برخورد با معلمان منتقد به « سیدمحمد بطحایی » وزیر آموزش و پرورش هشدار داده بود .
معاون رئیس جمهور و رییس سازمان اداری و استخدامی کشور به تازگی گفته است : ( این جا )
" برخی کارگزاران، مدیران و کارکنان دولت به مفهوم حقوق شهروندی آشنا و مسلط نیستند .
آموزش حقوق شهروندی در نظام اداری به کارکنان بر اساس برنامه ای که از سوی سازمان اداری و استخدامی کشور ابلاغ شده است باید در دستور کار مدیران باشد.
مردم باید مطالبه گری کنند و مدیران ملزم به پاسخ گویی هستند ... )
پورمحمدی، استاندار آذربایجان شرقی در دیدار با هیئت مدیره انجمن صنفی روزنامهنگاران، مدیران مسوول و خانه مطبوعات آذربایجانشرقی گفته است: هیچ مدیر دولتی حق شکایت از اصحاب رسانه را ندارد.
موضع وزیر آموزش و پرورش تاکنون " سکوت " بوده است .
بخشی از کارنامه « سید محمد بطحایی » وزیر آموزش و پرورش در مورد " معلمان منتقد " :
* در وزارت بطحایی مدیر آموزش و پرورش بناب از معلمان شکایت کرد .
* در وزارت بطحایی مدیر کل آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی از معلمان منتقد شکایت کرد .
* در وزارت بطحایی مدیر کل آموزش و پرورش استان خوزستان از سایت عصر خبر شکایت کرد . ( این جا )
* مدیر کل آموزش و پرورش قم هم در ردیف شکات قرار گرفته است .
* اخیرا هم مدیر کل آموزش و پرورش استان البرز به صف شکایت کنندگان پیوسته است .
یکی از نکات قابل توجه ، قابل تامل و البته قابل تحسین در وزارت فانی و دانش آشتیانی سعه صدر بالا و تحمل مخالفان و منتقدان نسبت به سیاست ها و عملکردهای وزارت آموزش و پرورش بود .
اما گویی « سید محمد بطحایی » دارد در این زمینه رکورد می زند .
شاید بتوان پایه گذار چنین فضایی را در وزارت یک ساله بطحایی ، « علی اللهیار ترکمن » دانست ...... ( این جا )
جمعی از فرهنگیان بناب در نامه ای به وزیر آموز ش و پرورش حمایت قاطع خود را از این رسانه اعلام داشته اند .
« صدای معلم » از مسئولیت شناسی « معلمان بنابی »تشکر و قدردانی می کند .
به زودی نامه ی حمایتی اقشار ، اولیاء دانش آموزان و بازاریان این شهر در حمایت از " صدای معلم " منتشر خواهد شد .
« صدای معلم » از همه همکاران و دوستانی که در این مدت حمایت های بی دریغ خود را نسبت به رسانه خودشان ابراز داشته اند تشکر و قدردانی می کند .