صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

گروه گزارش/

بحران در صندوق های بازنشستگی و عملکرد کانون های بازنشستگان آموزش و پرورش

اعتماد می نویسد : ( این جا )

" بحران ورشکستگی صندوق‌های بازنشستگی در حال حاضر یکی از چالش‌های اساسی اقتصاد ایران است. تمامی صندوق‌های بازنشستگی کشور با مشکلات ساختاری، مالی و مدیریتی روبه رو هستند. حتی بعضی از این صندوق‌ها، به آخر خط رسیده‌اند.

۷۶ درصد مستمری‌های صندوق بازنشستگی کشوری را دولت پرداخت می‌کند. به بیانی از هر ۱۰۰ نفر که تحت پوشش صندوق هستند، ۷۶ نفر مستمری خود را از دولت دریافت کرده‌اند.

اگر دولت از منابع بودجه، کسری صندوق را تامین نکند، ورشکسته است. ورشکستگی این صندوق به معنای بلاتکلیفی ۱ میلیون و ۲۶۸ هزار نفر بازنشسته است.

صندوق تامین اجتماعی نیروهای مسلح، ۶۷۰ هزار بازنشسته دارد و ۹۸ درصد مستمری پرداختی خود را با کمک دولت تسویه کرده است. صندوق کارکنان فولاد ورشکسته شده است. این صندوق نزدیک به ۸۵ هزار بازنشسته‌ مستمری‌ بگیر دارد که با دخالت وزارت رفاه در حال تسویه مستمری‌های بازنشستگان خود با تاخیری دو ماهه است.

 در بقیه‌ صندوق‌ها، وضع کمابیش به همین منوال است. هر چه سریع‌تر باید بسته اصلاحات ترکیبی همزمان و متناسب با هر کدام از صندوق‌ها تدوین و اجرا شود چون اگر روال کنونی ادامه یابد بدون تردید کار به جاهای باریکی خواهد رسید.

به نظر می رسد در وهله اول باید نسبت به اصلاح فرآیند صندوق‌ها برای ایجاد حکمرانی خوب در راستای تحقق اصول شفافیت و پاسخگویی اقدام شود؛ به بیان دیگر باید تدبیری برای افزایش پاسخگویی و شفافیت فعالیت‌های بیمه‌ای و اقتصادی صندوق‌ها اندیشید و سپس به اصلاحات پارامتریک فکر کرد و قوانین و مقررات موجود را درخصوص سن بازنشستگی، سابقه بیمه لازم برای دریافت مستمری، ضریب انباشت و… بازبینی کرد به عنوان مثال باید قوانین سختگیرانه‌تری در مورد بازنشستگی‌های زود هنگام وضع کنیم. "

بحران در صندوق های بازنشستگی و عملکرد کانون های بازنشستگان آموزش و پرورش

« صدای معلم »  پیش تر در مطلبی به " بحران ورشکستگی " صندوق های بازنشستگی پرداخت . ( این جا )

در این گزارش آمده بود :

" دلايل تنگناهاي مالي صندوق هاي عبارتند از :

نبود تناسب ميان حق بيمه پرداختي و حقوق مستمري ، در حال حاضر ورودي هاي بيشتر صندوق هاي بازنشستگي کمتر از خروجي آن است ، کاهش تعداد شاغلان در بخش هاي دولتي و خصوصي ، سن بازنشستگي براي غالب صندوق ها در ايران کمتر از ميانگين جهاني است ، عامل مهم ديگر در بحران زدگي صندوق ها ، بدهي دولت به صندوق هاي بازنشستگي است .

دولت و مجلس طي 4 دهه گذشته با تصويب قوانين ، بدون در نظر گرفتن بار مالي به بحران در اين صندوق ها دامن زده اند. "

در گزارش دیگری صدای معلم نوشت : ( این جا )

1. حدود 50  ميليون نفر از افراد جامعه تحت پوشش اين صندوق ها ي بازنشستگي هستند ( يعني بيش از نيمي از افراد جامعه ، زندگي آتي و حالشان بسته  به وضعيت اقتصادي اين صندوق هاست .).

2. بر اساس برآورد کارشناسان ، اگر صندوق تأمين اجتماعي با همين روند پيش بروند (بدون اصلاحي در سيستم هاي مالي ) و تعداد بازنشستگان زياد شود ، کمک دولت به اين صندوق ها به 40%   بودجه افزايش پيدا خواهد کرد.

3. تعداد زيادي از بيمه شدگانˏ تأمين اجتماعي در زمان دولت هاي نهم و دهم ، بيمه شدگان حمايتي هستند که بدون سهم درست بيمه اي ، تحت پوشش بيمه درآمده اند ، بحراني بزرگ تر از اين براي کشور نمي توان متصور بود .

4. زماني در مجلس طرح دادند که سابقه خدمت کارمندان تأمين اجتماعي از 35 سال به 30 سال تغيير کند در همان زمان رئيس وقت صندوق در مجلس با چنين طرحي موافقت کرد ، بزرگترين ضربه را به صندوق ها در آن زمان وارد شد.

5. من ( دکتر ستاري فر ) اين حرف ها را بارها در دولت ، مجلس و کميسيون دولت به انحاي مختلف در مصاحبه ها ي مختلف زده ام . اما متأسفانه عده اي با پشت گوش اندختن مشکل به اين خاطر که ممکن است تبعاتي در پي داشته باشد ، تنها موجب پاک شدن صورت مسئله مي شوند .

در همين دولتˏ فعلي ، تمام پيشنهاداتي که در کميسیون مربوط به سازمان تأمين اجتماعي تهيه و از طرف سازمان برنامه تکميل شده بود . وقتي وارد لايحه شد و به مجلس فرستاده شد ، تمامأ حذف شد .

من به ياد دارم که از شروع برنامه سوم اين صحبت ها را مطرح مي کرديم ، نامه هاي مکرر به رئيس جمهور مي نوشتيم ، اما هيچ کس بالاخص مسئولان تأمين اجتماعي و مسئولان صندوق ها به اين مسئله توجهي نشان نمي دادند.

6. اگر رقم پول هاي حمايتي و بيمه اي در سال 95 را جمع بزنيم : پرسش صدای معلم آن است در صورت واقعی بودن این لیست ؛ نسبت این رقم حقوق و مزایا با صندوقی که عملا ورشکسته و دچار بحران است چیست ؟

60 هزار ميليارد تومان بودجه تأمين اجتماعي ، 31 هزار ميليارد تومان بودجه کشوري ، 23 هزار ميليارد تومان صرف بودجه  خدمات درماني شده است و از جمع اين ارقام ، با ميزان يارانه هاي پرداختي ، متوجه مي شويم 237 هزار ميليارد تومان پول از بودجه مملکت در عرصه امور حمايتي خرج شده است . همه اين ارقام نشان مي دهد با رسيدن به سال 1400 ما بحران جدي تر در مسئله صندوق هاي بازنشستگي بر مي خوريم .

7. وقتي ما ( ستاري فر و عسگري آزاد ) در برنامه ششم مشکلات موجود در صندوق هاي بازنشستگي را مطرح کرديم ، سرپوش بر آن گذاشتند و کسي جدي نگرفت و مثل يک مسئله ناموسي با آن برخورد شد.

8. در اين 20 سال هيچ گونه قانون اصلاحي براي صندوق هاي بازنشستگي و پايداري شان نداشته ايم  و فقط در بخش حمايتي آنها را توسعه داده ايم و تعهدات را زياد ، بازنشستگي را تسهيل کرده ايم .برخي افراد و نهادهاي مربوطه به فکر خود و منافع مربوط به خود هستند ،محدود افراد در انديشه منافع مشترک موجود در صندوق ها مي باشند .

گاهي مسئولان صندوق ها گمان مي کنند ، مسئوليت آنها زدن حرف هايي است که رضايت بر انگيز باشد !

9. در ادبيات رشد اقتصادي ، عامل مهم تر از رشد اقتصادي را پايداري اين رشد مي دانند و عقيده دارند برقرار کردن عدالت اجتماعي از ايجاد رشد سخت تر است . حال آنکه پايداري عدالت اجتماعي امري سخت تر از تمام موارد گفته شده است.چون دغدغه ملي است.

10.  صندوق هاي بازنشستگي در سطح جهاني بر اساس سه شاخص ارزيابي مي شوند :

الف-  کفايت : که حقوق فرد بازنشسته تا چه اندازه کفايت زندگي اش را مي دهد؟

ب-  پايداري : اينکه حقوق فرد تا چه مدت و به چه اندازه پايدار است ؟

ج-  همبستگي : ميزان همبستگي بين دولت و بخش خصوصي در اداراه ي اين صندوق ها چقدر است ؟

11. سئوال بي پاسخ :

تا چند دهه ي ديگر ، صندوق هاي انفرادي ، با همراهي و کمک هاي حمايتيˏ دولت به صورت يارانه (با پشتوانه نفت )، مي تواند موجبات آرامش و عزت نفس جامعه ، براي زندگي بهتر را رقم بزند؟

12. وضع موجود در کشور ما به هيچ وجه قابل دفاع نيست . در حال حاضر ما از شاغلان کارگري که خودشان وضع مالي  مساعدي ندارند پول مي گيريم و اين پول را به بازنشستگان  مي دهيم در حالي که اين کارگران خبر ندارند ، پولشان صرف چه اموري مي شود . در آينده نيز در پرداخت حقوق بازنشستگي به همين کارگران دچار بحران مي شويم .

آقاي دولت ! 237 هزار ميليارد تومان پول امور حمايتي و بيمه اي پول کمي نيست! "

احمد صافی درباره وضع فعلی کانون بازنشستگان وزارت آموزش و پرورش به خبرنگار پانا گفته است:

«اکنون در کشور ۸۵۰,۰۰۰ بازنشسته آموزش و پرورش داریم که بیشترین آن مربوط به استان تهران با ۱۲۰ هزار بازنشسته است. در آینده به دلیل اینکه هر سال بین ۵۰ تا ۶۰ هزار شاغل آموزش و پرورش بازنشسته می‌شوند احتمالا به این گونه خواهد شد که تعداد بازنشستگان بیشتر از شاغلان خواهد شد چیزی که اکنون در استان خراسان رضوی شاهد هستیم.»

رئیس کانون بازنشستگان آموزش و پرورش اضافه می کند: «یکی از چالش‌های آینده آموزش و پرورش کشورمان خروج نیروی متخصص، آماده و متعهد است و ما باید به طرق مختلف از این افراد بازنشسته و توانمندی‌های آن‌ها استفاده کنیم. به همین خاطر ما کانون بازنشستگان آموزش و پرورش را در وزارت آموزش و پرورش دایر کردیم و الان در کل کشور ۳۰۵ کانون داریم. پیش‌بینی ما این است که در آینده به تدریج این کانون‌ها را بیشتر کنیم به نحوی که شاید هر کدام از شهرهای ایران بتوانند یک کانون داشته باشند. طبق اساسنامه مصوب وزارت کشور هر کجا 30 معلم بازنشسته باشند می‌توانند یک کانون تشکیل دهند.

صافی یکی از مهمترین اهداف کانون بازنشستگان آموزش و پرورش را استفاده بهینه از دانش و تجربه و پختگی بازنشستگان دانسته و می گوید: «کانون‌ها طبق اساسنامه اهدافی دارند، یکی از اهداف آن‌ها این است که بیایند جلساتی داشته باشند، کارگروه‌ متعدد تشکیل دهند، از توانمندی‌های علمی استفاده کنند و بتوانند مشکلات خود را کاهش دهند.» آیا در صندوق های بازنشستگی اساسا چیزی به نام " تخصص " مطرح است ؟

مشاور وزیر آموزش و پرورش در امور بازنشستگان از انجام دو تحقیق در کانون مرکزی با عنوان «بررسی مشکلات کانون‌های بازنشستگی» و «بررسی مشکلات بازنشستگان آموزش و پرورش در ایران» خبر داد و گفت: «حاصل این دو تحقیق نشان می‌دهد که بازنشستگان با چند مشکل عمده مواجه هستند. مشکل اول آن‌ها این است که احساس تبعیض در حقوق می‌کنند، مثلا کسانی که ۲۰ سال پیش بازنشسته شده‌اند میزان حقوقی که دریافت می‌کنند نسبت به همکاران خود بسیار کم است، بنابراین در برنامه ششم توسعه تأکید شده که باید به گونه‌ای مقدار حقوق بازنشستگان اضافه شود که ۱۵ درصد تفاوت بین حقوق شاغل و بازنشسته در پایان برنامه ششم توسعه باشد. انتظار بازنشستگان از دولت و نمایندگان مجلس این است که طبق همین برنامه طرح همسان‌سازی حقوق را در کشور اجرا کنند. سال گذشته مقداری انجام شد و اکنون ما منتظر هستیم در بودجه سال آینده این مهم پیش‌بینی شود تا تبعیض از بین برود.»

صافی ادامه می دهد: «دومین مشکل این است که با توجه به شرایط اقتصادی کنونی و افزایش هزینه زندگی، حقوق بازنشستگان کم است. حقوق بازنشسته آموزش و پرورش کم است و با این حقوق نمی‌تواند یک زندگی درست و سالم در زمان سالمندی داشته باشد. به همین دلیل بازنشستگان انتظار دارند که حقوق آن‌ها افزایش یابد. قانون مدیریت خدمات کشوری هم تاکید کرده است که به تناسب تورم باید حقوق کارکنان افزایش پیدا کند. سومین مشکل سلامت بازنشستگان است، اکنون سلامت جسمانی، روانی، اجتماعی و سلامت معنوی و بیمه و درمان آن‌ها مهمترین مسئله است. بازنشستگان انتظار دارند که وزارت آموزش و پرورش کاری کند که این افراد بتوانند از بیمه بهتری استفاده کنند که در گذشته اسم آن بیمه طلایی بود.»

او گفت: «چهارمین مشکل بازنشستگان این است و انتظار دارند وقتی بازنشسته می‌شوند تکریم شوند، خوشبختانه در استان‌های کشور در هفته معلم یک روز به نام تکریم بازنشستگان نامگذاری شده و استان‌ها در این زمینه به خوبی عمل کردند. مشکل دیگری که بازنشستگان دارند بچه‌های آن‌ها است، آن‌ها می‌گویند ما سرمایه‌گذاری کرده‌ایم و بچه‌ها را بزرگ کرده‌ایم بنابراین سیاست دولت، سازمان امور اداری و استخدامی و سیاست آموزش و پرورش باید کمک به بسترسازی برای به‌کارگیری فرزندان بازنشستگان باشد. همچنین بازنشستگان نیاز دارند که آثارشان منتشر و از تجربه آن‌ها استفاده شود. خوشبختانه اکنون وزارت آموزش و پرورش مجوز گرفته که ۱۴ ساعت دبیرانی که توانمند هستند به آموزش و پرورش کمک کنند. من معتقدم که طبق سند تحول آموزش و پرورش، آموزش و پرورش باید از توان، تجربه و دانش این افراد به خوبی استفاده کند.»

رئیس کانون بازنشستگان وزارت آموزش و پرورش  در پایان پیشنهاد می دهد صندوق بازنشستگی کشور به سازمان تبدیل شود چون در این صورت با اختیارات بیشتری می‌تواند جوابگوی نیاز بازنشستگان باشد.

پرسش نخست آن است که آیا ناکارآمدی و به عبارتی بحران ورشکشستگی صندوق های بازنشستگی فقط در ساختار خلاصه می شود ؟

اخیر لیستی از حقوق مدیران عامل و هیات مدیره صندوق بازنشستگی  و نیز مدارک تحصیلی  آنان در شبکه های اجتماعی منتشر شده است . ( 1 )

پرسش صدای معلم آن است در صورت واقعی بودن این لیست ؛ نسبت این رقم حقوق و مزایا با صندوقی که عملا ورشکسته و دچار بحران است چیست ؟

آیا در صندوق های بازنشستگی اساسا چیزی به نام " تخصص " مطرح است ؟

چرا رئیس کانون بازنشستگان آموزش و پرورش و سایر کانون ها چنین مطالبه ای را به طور شفاف در حوزه عمومی مطرح نمی کنند و پاسخ نمی خواهند ؟

( 1 )

بحران در صندوق های بازنشستگی و عملکرد کانون های بازنشستگان آموزش و پرورش

بحران در صندوق های بازنشستگی و عملکرد کانون های بازنشستگان آموزش و پرورش

پایان گزارش/

بحران در صندوق های بازنشستگی و عملکرد کانون های بازنشستگان آموزش و پرورش

منتشرشده در بازنشستگان

مقصر مشکلات تعلیم و تربیت و ناهنجاری های اجتماعی در ایران کیست

با چند تا از همکاران دانشگاهی در ماشین نشسته بودیم و منتظر خرید بستنی بودیم. کنار پیاده رو چند جوان سرمست و خُرّم مردم را مسخره می کردند، چند تا ته سیگار هم پرت کردند. یکی از  همکاران با شوخی رو کرد به من و گفت دکتر این تقصیر شما تعلیم و تربیتچی هاست که نسل های جدید را خوب تربیت نکردید. بقیه هم تایید کردند و خندیدند. واکنش لحظه ای من به این اظهار نظر ابتدا خنثی بود، لابد این مسئله تقصیر ما تعلیم و تربیتچی هاست.
بستنی هم رسید و مشغول خوردن بستنی شدیم.  همزمان به فکر پاسخ درخوری برای همکاران بذله گویم بودم، و  وقتی در مورد رشته های مختلف آن ها اندیشیدم نظرم تغییر کرد. آن ها هم وضعیت چندان درخشان تری از من در رشته ی خود نداشتند. اولی مهندس شهرسازی بود. دومی زراعت و سومی متخصص آموزش زبان انگلیسی. یکی یکی وضعیت آن ها را در کشور ایران مرور کردم.

تصور کردم این که خیابان ها و معماری شهرهای ما این قدر به هم ریخته است پس تقصیر مهندس شهرسازی همکار ماست. اینکه پس از سال ها و داشتن سرزمینی چهارفصل در تولید گندم خودکفا نشدیم تقصیر مهندس زراعت است. و اینکه کودکان ما حداقل شش سال در کلاس های انگلیسی حضور پیدا می کنند و انگلیسی نمی آموزند، پس مقصر، متخصص آموزش زبان انگلیسی است.ولی در نهایت مشکل هر سه به کار من یعنی تعلیم و تربیت بر می گشت. بنابراین چیزی به رویشان نیاوردم.  کمی بعد توجهم به  کارآیی دانش هایی جلب شد که این تخصص ها مدعی آن هستند. 

به راستی، اگر حتی بخشی از دانش تعلیم و تربیت را در جامعه پیاده کنیم، جامعه ما فرهیخته خواهد شد ؟

اگر بخشی از دانش شهرسازی را عملا به کار گیریم شهرهای ما سامان می گیرند و زیباتر خواهند شد، اگر قسمتی از دانش زراعت را بتوان عملی ساخت در تولید گندم خودکفا خواهیم شد و اگر ایده های متخصص آموزش زبان انگلیسی در کلاس های درس پیاده شوند دانش آموزان قاعدتا بعد از شش سال زبان انگلیسی را به خوبی خواهند آموخت. پس مشکل کجاست ؟

آنچه بدیهی است این است که با آموزش و پرورش درست همه ی این کاستی ها مرتفع می شوند.
ناگهان توهم توطئه به من دست داد. ممکن است سیاست مداران نگذارند این دانش ها عملی شوند. ممکن است مردم در ایران قدر آموزش، دانش و تخصص را نمی دانند. یا جامعه ی ایرانی اساسا نسبت به دانش های تخصصی، دیگر احساس نیاز نمی کند.  
بستنی ام داشت تمام می شد که برگشتم سر جای اول، و باز به انسانی که در ایران تربیت کرده ایم  اندیشیدم. فهمیدم  همه ما مقصریم چون مثل خوردن یک بستنی تعلیم و تربیت را در ایران سهل و ساده انگاشته ایم. همه ما مقصریم چون فرصت پرداختن جدی به مسائل تعلیم و تربیت را مثل آب شدن یک بستنی از دست داده ایم.  همه ما  به یک اندازه مقصریم چون به فکر تعلیم و تربیت فرزندان خود نبوده ایم یا اگر بوده ایم بعد از سیاست، بعد از اقتصاد، بعد از  بهداشت و نهایتا بعد از خودمان.

مقصر مشکلات تعلیم و تربیت و ناهنجاری های اجتماعی در ایران کیست

قضیه از این قرار است:

سیاستمداری که دخل و خرج سیاست خارجی را ارزشمند تلقی می کند اما به جیب خالی معلمان توجه نمی کند مقصر است.

بودجه ریزی که از بودجه عمرانی آموزش و پرورش می کاهد مقصر است.

وزیر دفاعی که تعلیم و تربیت ضعیف را در جامعه به عنوان تهدیدی بزرگ و خطر واقعی درک نمی کند مقصر است. یا وزیر دفاعی که بودجه نظامی او بیشتر از بودجه آموزش و پرورش است مقصر است.
وزیر کشوری که به فرمانداری ها و شهرداری ها دستور آبادانی اطراف مدرسه ها و اماکن آموزشی را نمی دهد مقصر است.

وزیر عمران و شهرسازی که در ساخت و سازهای جدید برای مدارس، زمین مرغوب و ساختمان عالی پیش بینی نمی کند مقصر است.
وزیر نیرویی که برق مدارس را به دلیل بدهی قطع می کند مقصر است.

وزیر اقتصادی  که مهم ترین دغدغه اش تامین مسایل مالی آموزش و پرورش نیست مقصر است.

نماینده ی مجلسی که به استخدام معلمان آموزش ندیده رای می دهد مقصر است.

پس، آری بی کفایتی آموزش و پرورش مقصران زیادی دارد که متخصص تعلیم و تربیت فقط یکی از آن هاست.

پویش ملی دفاع از تخصص در تعلیم و تربیت

کانال نوفهمی در مطالعات برنامه درسی

مقصر مشکلات تعلیم و تربیت و ناهنجاری های اجتماعی در ایران کیست

منتشرشده در یادداشت

خلاقیت کشی در نظام آموزشی و دوره ابتدایی و نقش معلمان

سیستم آموزشی در یک فرآیند یکپارچه‌ساز، تخیل کودکان را می‌کُشد و میل‌اش به همسانی را رفته‌رفته، در میل کودک به این همسانی فرو می‌نشاند.

دیگریِ بزرگ در این ساخت همگون، تربیت تابعی اخته را به جریان آموزش محول کرده و اولین قدم‌های تربیتی نیز با قتل فانتزی‌های ذهنی بچه‌ها در دوران ابتدایی شکل می‌گیرد.

ساخت خانواده نیز در این پروسه همراه ساختار آموزشی ا‌ست!

این دو نهاد، بچه‌ها را به دنیایی هُل می‌دهند که قصه‌های یک‌خطی دارند؛ روایتی را از زندگی برای آنها می‌سازند که در «خانه – مدرسه – مشق‌شب – مدرسه» محدود می‌شود.

زنجيره‌ی دلالتی هم که جهان کودکانه را در خود می‌گیرد، منکوب از همین روایت خطی ا‌ست.

خلاقیت کشی در نظام آموزشی و دوره ابتدایی و نقش معلمان

“آنها” از آینده‌ای برای کودکان می‌گویند که معطوف به تن‌ دادن به این شکل زیست است؛ تجربه‌ای تک‌بعدی که در نهایت تمام گستره و امکان‌های “آینده” را به یک رابطه‌ عِلیتیِ سرراست فرو می‌کاهد، همواره فردای روشن را معلول درست انجام دادن تکالیف می‌داند و تکامل را “حیات طیبه”، پس از طی‌کردن “صراط بخشنامه‌ای” می‌فهماند!

ابزارهای این یکسان‌سازی را هم، در دو رویکرد می‌توان پی گرفت؛ نگاهی که “آنها” به هنر دارند و محتوایی که در کتاب ها گنجانده‌اند.

در واقع، از همین دو فضای تخت که تمامی روزنه‌های تخیل را می‌بندد، و راه را بر خلاقیت مسدود می‌کند، صدای دیگریِ بزرگ با میل مهارناپذیرش به یک‌دستی، شنیده می‌شود.

“ژیژک” در توصیف نقش دیگری در باورهای ما، حکایت مردی را نقل می‌کند که فکر می‌کند یک دانه‌ گندم است و به یک مرکز روان‌درمانی معرفی می‌شود تا روان‌پزشک قانعش کند که دانه‌ گندم نیست! وی پس از گذراندن دوره‌ درمان، به محض بیرون رفتن، سرآسیمه برمی‌گردد و می‌گوید که یک مرغ جلوی درب ساختمان است. دکتر به او می‌گوید: تو خوب می‌دانی که یک دانه گندم نیستی و یک آدم هستی. مرد پاسخ می‌دهد: بله، من کاملاً به این نکته آگاه هستم، اما آیا مرغ هم این را می‌داند؟!

اکثر معلمین در سیستم آموزشی، درست در مقام آن مرد با تردید اساسی‌اش قرار دارند؛ آنها می‌دانند دانه‌ گندم نیستند، آنها برای دانه‌ گندم شدنِ بچه‌ها دل می‌سوزانند، اما سایه‌ هول سیستم با نُک گزینش کننده‌اش طوری احاطه‌شان کرده، که با عجله برمی‌گردند و می‌گویند: “ما یک دانه‌ گندمیم”، تا تکلیف ذهنی خود را در این مواجهه روشن کرده باشند. آنها “انتخاب” می‌کنند تسلیم شوند و خود را از عواقب سریالیِ سرپیچی مصون نگه می‌دارند.

خلاقیت کشی در نظام آموزشی و دوره ابتدایی و نقش معلمان

این تمایلِ به‌ظاهر انتخابی، در واقع تمکین به میل دیگری‌ست و ماهيتی متکي به “او”ی رسمی دارد؛ دیگری‌ای با تکثیر محتوای یک‌دست‌اش در کتاب‌ها و روش‌های تدریس؛ دیگری‌ای که لب بزرگ سخنران‌اش بی‌وقفه حرف می‌زند و بدون معطلی، حرف‌شنوی می‌خواهد.اما، راه نجات در میانه این صدای هولناک چه سویی ا‌ست؟

شاید جهان داستان با دامن زدن به تخیل بتواند بچه‌ها را مقابل محتوای تحمیلی و تکلیف بالادستی صیانت کند؛ و شاید اگر معلم‌ها به نقش ادبیات در ساختن جهانی عاصی و مشکوک به “بسته‌های فکریِ ابلاغی” واقف شوند و در شش سال دوران ابتدایی، داستان‌خوانی را در بچه‌ها به یک عادت‌واره تبدیل نمایند، آنها روزی بتوانند از دانه گندم بودن پوست بیندازند!

جامعه شناسان جوان

خلاقیت کشی در نظام آموزشی و دوره ابتدایی و نقش معلمان

منتشرشده در یادداشت

گروه استان ها و شهرستان ها/

نامه ی زیر توسط یکی از فرهنگیان اذربایجان شرقی برای صدای معلم ارسال گردیده است .

این رسانه آمادگی خود را برای انتشار پاسخ مسئولان وزارت آموزش و پرورش اعلام می کند .

منتشرشده در یادداشت

خراسان رضوی

منتشرشده در نامه های دریافتی

گروه گزارش/

همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ دوشنبه 3 تیرماه نشست نشست « مدرسه؛ آنچه هست، آنچه نیست» در " موسسه رحمان " با سخنرانی " دکتر مصطفی قادری " و " دکتر شهین ایروانی " و حضور علاقه مندان و برخی رسانه ها مانند خبرگزاری تسنیم و باشگاه خبرنگاران جوان برگزار گردید .

در این نشست که بیش از 3 ساعت به طول انجامید این دو استاد دانشگاه به ارائه دیدگاه های خود پرداخته و حدود 1 ساعت به پرسش های حاضران در قالب گفت و گو پاسخ دادند .

کارشناس مجری ، دکتر سمیه فریدونی در بخشی به انتقاد از عملکرد وزارت آموزش و پرورش در مورد " مدارس محیط زیست " پرداخت و خواهان توضیح مسئولان مربوطه در این زمینه گردید .

در این بخش ، متن کامل سخنان دکتر مصطفی قادری تقدیم شما می شود .

منتشرشده در گفت و شنود

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

خیلی زیاد - 9%
زیاد - 26.1%
متوسط - 12.7%
کم - 12.2%
خیلی کم - 38.8%

مجموع آرا: 245

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور