گروه گزارش/

سرانجام رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی به تحریف کتاب های درسی توسط سازمانش پاسخ داد .
پرتال این سازمان نوشت : ( این جا )
« رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی در خصوص اندک تغییرات ایجاد شده در متن هوشنگ مرادی کرمانی در کتاب فارسی پایه هفتم توضیحاتی ارائه و تاکید کرد این متن در کتاب های سال آینده اصلاح خواهد شد. آن چه از سخنان رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی بر می آید ، " کوچک سازی و کم اهمیت شماری " این فعل غیراخلاقی و غیرحرفه ای است که به هیچ وجه جای توجیه ندارد .
دکتر حسن ملکی در گفت و گو با روابط عمومی و امور بین الملل سازمان پژوهش در ارتباط با چند کلمهی تغییر یافته در مطلب سفرنامهی اصفهان گفت : به جهت اینکه در حال حاضر بنده مسوولیت سازمان را به عهده دارم، مسوولیت این تغییر را که در زمان مدیریت بنده نبوده، میپذیرم.
وی افزود: در این تغییرات متن "وضو گرفتم و نماز خواندم" اضافه شده که شاید تصور فرد تغییر دهنده این بود که متن را کامل کند و با این تغییرات اثر عبادی و معنویاش بر دانش آموز بیشتر باشد اما باید تاکید کنم اینگونه تغییر در متن یک نویسنده مورد تایید ما نیست و برای سال آینده هم قطعا اصلاح و به متن اصیل خودش باز خواهد شد.
معاون وزیر آموزش و پرورش با اشاره به اینکه در پایان متن کتاب هم که این متن با اندک تغییر نوشته شده گفت: این نوشته در جهت اطلاع نویسنده و مخاطب از تغییرات بوده اما باز هم میگویم که مورد تایید ما نبوده و با توجه به اینکه کتابهای سال تحصیلی آتی هنوز چاپسپاری نشده است اصلاحات لازم برای سال آینده انجام خواهد شد.

معاون وزیر آموزش و پرورش گفت: به جهت شفاف سازی رسانهها و مخاطبان از این طریق اعلام میکنم در قالب ماموریت ویژه به همکارانم دستور دادهام کلیه تغییرات که مبتنی با استانداردها و شاخصهای تالیف کتاب درسی نبوده است مورد بررسی و اصلاح قرارگیرد و این شامل همهی مطالب کتابهای درسی میشود. رسالت ما در سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی تالیف کتابهای درسی بر مبنای اسناد تحولی و شاخصهای علمی و تربیتی این حوزه است و با توجه به حساسیت این محتواها رصد کتابهای درسی با دقت بیشتری انجام میشود. » به نظر می رسد سخت ترین و شاق ترین کار برای ایشان و نیز بسیاری از مسئولان و نیز جامعه ایرانی عذرخواهی در برابر اشتباهات و خطاها باشد .
پیش از این هوشنگ مرادی کرمانی نویسنده قصه های مجید به تغییر متن کتابش اعتراض کرده و گفته بود :

« این داستان مانند خانه من است، انگار که آمدهاند و بدون اجازه من در بخشی از خانهام اتاق ساختهاند.
آیا این کار درست است که بدون اجازه چنین کاری کنند؟
باید از من دو خط اجازه میگرفتند که با تغییر منتشر میکنیم.
مجید به سنی نرسیده که نماز بخواند.
در هیچکدام از داستانها هم نماز نخوانده است اما بیبی نماز میخواند و چندجای داستان سر سجاده است که کار خیلی خوبی هم هست.
میتوانند داستان را بردارند و داستان دیگری بگذارند.
«قصههای مجید» ۳۸ داستان است و زمانی که مخاطب این داستان را به همراه داستانهای دیگر میخواند متوجه میشود با شخصیت داستان متضاد است.
در داستان دست میبرند و میخواهند از این راه بچهها را نمازخوان کنند اما این کار تاثیر آموزشی و تربیتی برای بچهها ندارد.
این داستان، داستانی ادبی است. »
آن چه از سخنان رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی بر می آید ، " کوچک سازی و کم اهمیت شماری " این فعل غیراخلاقی و غیرحرفه ای است که به هیچ وجه جای توجیه ندارد .
نکته قابل تامل آن است که همچون دو مورد پیشین ، حسن ملکی حاضر به عذرخواهی در این موارد نشده است .

به نظر می رسد سخت ترین و شاق ترین کار برای ایشان و نیز بسیاری از مسئولان و نیز جامعه ایرانی عذرخواهی در برابر اشتباهات و خطاها باشد .
پیش تر ؛ این رسانه در گزارشی در ارتباط با حذف عکس دختران از جلد روی کتاب ریاضی سوم دبستان نوشت : ( این جا )
« آیا سازمان مذکور و وزارت آموزش و پرورش مسئولیت خود را در این چالش ها می پذیرد ؟
آیا بهتر نیست سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی به جای تفسیر خاص خودش از " معنویت " به فکر طراحی برنامه و فلسفه ای پایدار با در نظر گرفتن سه ضلع " اخلاق مداری ، خردگرایی و عمل گرایی " در تدوین کتاب های درسی و عینیت بخشیدن به برنامه درسی ملی با این رویکرد باشد ؟ »
پرسش " صدای معلم " آن است که آیا آن " معنویت " مورد نظر این مقام وزارت آموزش و پرورش قرار است با تغییر جلد یک کتاب که در تضاد با بدیهی ترین و ابتدایی ترین حقوق شهروندی است جامه عمل بپوشد ؟ »
جوابیه ای که این سازمان در برابر انتقادات گسترده مخاطبان صادر کرد عصبانیت جامعه را افزون نموده و حتی موجب تمسخر و دست مایه طنز در شبکه های اجتماعی شد .
این رسانه در پایان گزارش خود آورده است »
« ضعف اصلی سازمان پژوهش این است که در یک فضای انتزاعی به طراحی و تدوین برنامه درسی می پردازد و از پیامدهای طرح و برنامه خود بی خبر است. شایسته است رییس سازمان پژوهش به خاطر بی اطلاعی از ویژگی های برونداد نظام آموزشی استیضاح شود.

عذرخواهی نشانه ضعف نیست !
بلکه می تواند موید بالندگی روحی و معنوی در فرد و مدیر یک سازمان باشد .
پیشنهاد می کنیم سرفصل جداگانه ای در دروس به ویژه در دوره ابتدایی با عنوان " فرهنگ عذرخواهی " زیرمجموعه " مهارت های زندگی " گشوده شود و حتما از تجربیات جهانی به ویژه کشورهای آسیایی مانند ژاپن در آن استفاده گردد . »
پایان گزارش/
گروه گزارش/
اخیرا وزیر علوم ، تحقیقات و فن آوری نامه ای به رهبر انقلاب در مورد دانشگاه فرهنگیان نگاشته است .
این نامه واکنش های مختلفی را در میان دانشجو معلمان ، تشکل های دانشجویی و فرهنگیان ایجاد کرده است .
« صدای معلم » در این راستا گفت و گوهایی را با برخی چهره های علمی و اجرایی انجام داده است که منتشر خواهد گردید .
با عنایت بر نقش بی بدیل « تربیت معلم » و « معلم حرفه ای » در ارتقای کیفیت و جایگاه آموزش این رسانه از همه کنش گران و صاحب نظران برای مشارکت در این حوزه دعوت می کند تا یادداشت ها و مقالات خود را برای صدای معلم ارسال نمایند .
در این بخش « صدای معلم » گفت و گویی را با « رضوان حکیم زاده » معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش انجام داده است .

هم زمان با تعطیلی مدارس ما به عنوان معلم شاهد سردرگمی خانواده ها و دانش آموزان هستیم که گاهی با خشونت فیزیکی و کلامی نیز همراه است.
طی ماه های گذشته این اتفاقات حزن انگیز آن قدر زیاد شده است که نمی توان آن را نادیده گرفت و به عنوان یکی از چالش های خیلی مهم آموزش و پرورش باید مورد توجه جدی قرار گیرد.
کم تر از دو هفته پیش یک دانش آموز پایه یازدهم که در یکی از مدارس شهرستان خمیر تحصیل می کرد با پریدن از یک صخره به زندگی خود پایان داد.
مثل همیشه هیچ تحقیق و گفت و گویی از سوی آموزش و پرورش نه صورت گرفت و نه کسی به دنبال علت این نوع اتفاقات که شاید راه درمانی داشته باشد برآمد.
شب گذشته شانزدهم آذر یک دانش آموز پایه هفتم در بندرخمیر با چادر مادرش به گفته شاهدان خودش را حلق آویز کرده است و زندگی خود را خاتمه داده است.
این ماجرا هم به نقل از سایر دانش آموزان کلاس است که پریشان و سراسیمه شده اند و باز هم رد پای آموزش و پرورش در یافتن راه حلی برای پایان گرفتن این اتفاقات تلخ نیست.
حتی اگر ورود آموزش و پرورش را به چنین ماجراهایی فراتر از وظیفه بدانند باز هم آنچه طی این همه سال بر این دانش آموزان گذشته است بخش مهمی از آن حاصل یادگیری و تربیت در نهاد مدرسه بوده است.
مدرسه ای که نتوانسته طی 7 سال و طی یازده سال مهارت زیستن و حل مسایل زندگی را به دانش آموزان یاد دهد.
مدرسه نه مشاوری داشته است تا مدیریت بحران و مشکلات دانش آموز مورد بررسی قرار دهد و نه کسی حالات سخت روحی این بچه ها را دیده است.

در مدرسه تنها کوهی از درس بر دوش دانش آموز نهاده اند و ارزیابی هایی که تنها با نمره سنجیده شده است.
حدود سه هفته پیش در بندرعباس یک دختر 8 ساله خودش را در پشت بام خانه حلق آویز کرده بود. مثل همیشه هیچ تحقیق و گفت و گویی از سوی آموزش و پرورش نه صورت گرفت و نه کسی به دنبال علت این نوع اتفاقات که شاید راه درمانی داشته باشد برآمد.
خبرگزاری ایلنا از بندرعباس به نقل از سردار غلامرضا جعفری فرمانده نیروی انتظامی استان گفته است:
«مأموران طی اقدامات پلیسی به یکی از دوستان متوفی که دختری ۱۲ ساله است مظنون شدند. نامبرده ابتدا منکر حضور در صحنه حادثه شد اما با مشاهده ادله پلیسی بیان کرد که شب حادثه به منظور بازی به بالای پشت بام رفتیم و با توجه اختلافات شدید خانوادگی و از آنجا که تحت تاثیرخودکشی یکی از دوستان خود بودیم، تصمیم گرفتیم خودکشی کنیم.
سردار جعفری تصریح کرد: این دختر نوجوان در ادامه اظهاراتش بیان کرد، نخست من خودم را حلق آویز کرده که تحمل نکردم و خودم را نجات دادم ، سپس دوستم خودش طناب را دور گردنش پیچید و من نیز دو دور طناب دورگردنش پیچیده سپس طناب را به سمت بالا کشیدم تا بیحال شد که بادیدن وضعیت او ترسیده و برای نجات او اقدام کردم اما متاسفانه نتوانستم طناب را از گردنش باز کنم و از روی ترس محل را ترک کردم.»
این حوداث دلخراش نشان از وضعیت نامطلوب تربیتی و آگاهی و درک دانش آموزان از زندگی و مرگ است.

در « صدای معلم » پیشتر مطبی تحت عنوان « خودکشی دو دانش آموز بندرعباسی در مدرسه و سکوت مسئولان آموزش و پرورش !» منتشر شد ( این جا ) که همچون مرگ دانش آموز سیریکی بر اثر سقوط پایه والیبال هیچ واکنشی از سوی مسئولان به دنبال نداشت.
شاید مدیران آموزش و پرورش پرداختن به مسایلی از این دست را موجب هراس و استرس روحی دانش آموزان در رسانه ها اعلام کنند اما نکته تلخ این است که این ها دانش آموز بودند و در کنار دیگر همکلاسی ها مشغول تحصیل بودند.
قطعا جای خالی این دانش آموزان و سوالات بی شمار ذهن هم کلاسی های دیگر را درگیر خواهد کرد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

چند سالی است که پرسش از ماهیت حرکت های دانشجویی به سکه رایج بحث های منتهی به ۱۶ آذر تبدیل شده است. جنبش دانشجویی داریم یا خیر؟! مراسمی هم به مناسبت این روز در دوران پیشاکرونا و در دانشگاه های مختلف برگزار می شد. آیین هایی که به دلیل بیم از خالی ماندن سالن ها به دنبال بی اشتیاقی دانشجویان نسبت به شنیدن مباحث سیاسی به جشنواره ای شاد و سرگرم کننده تبدیل شده اند! اما در کنار این فراز و فرودها می توان پرسید که در دانشگاه ها و فضای دانشجویی امروز ایران چه می گذرد.
به نظر می رسد امروزه با ویژگی هایی از جمله آن چه در زیر می آید مواجه هستیم:
پویش به جای جنبش: درست بر خلاف دهه هفتاد خورشیدی که با حضور جنبش اجتماعی قدرتمندی مواجه بودیم که بر نقش دانشجوی سیاسی در تحقق جامعه مدنی، توسعه سیاسی و پاسخگو کردن حکومت پای می فشرد، امروزه مجموعه ای از پویش های دانشجویی بر مسائلی همچون محیط زیست، تجاری شدن دانشگاه، کالایی شدن آموزش، حقوق شهروندی و آزادی اکادمیک دانشگاه تمرکز یافته و می کوشند تا با برانگیختن حساسیت های عمومی نوعی تغییر همزمان در جامعه و حکومت را پیگیری نمایند!
صنف به جای سیاست: با افزایش هزینه های فعالیت های سیاسی دانشجویی هم اکنون بخش قابل توجهی از دانشجویان حمایت از فعالیت های صنفی را به عنوان روشی کم خطر تر و فراگیرتر برگزیده اند. اینکه بتوانند با پرداخت هزینه کمتر در بهبود زندگی ملموس دانشگاهی موثر باشند. اعتراض به پولی شدن آموزش عالی، سنوات آموزشی، کیفیت نازل غذا و خوابگاه ها، آیین نامه های پوشش و لغو برخی از مراسم دانشجویی از محور فعالیت های جدید صنفی در دانشگاه های ایران محسوب می شود!
آکادمی به جای دانشگاه: در حالی که در دهه های پیشین دانشگاه به عنوان کانون فعالیت های سیاسی معرفی می شد کمرنگ شدن جذابیت های سیاست در ایران امروز دانشجویان را به سمت و سوی تقلیل دانشگاه به آکادمی سوق داده است. رونق گرفتن فعالیت انجمن های علمی، کم رنگ شدن جلسات سیاسی، تلاش برای ارتقای رتبه علمی دانشگاه ها، برگزاری نشست های علمی مختلف در کنار تاکید بر اصل ضرورت استقلال آکادمی از قدرت و سیاست موجب بزرگ نمایی مقوله علم پژوهی در دانشگاه های امروز شده است. هر چند که دوری از سیاست موجبات اسارت آموزش عالی در کمند بازار و مناسبات آن را نیز فراهم آورده است!

فضای مجازی به جای فضای حقیقی: در حالی که جنبش های اجتماعی دهه هفتاد بیشتر به دنبال حضور در میدان های اجتماعی همچون اعتراضات خیابانی، تحصن های سیاسی، جلسات سخنرانی و اجتماعات حقیقی بودند، گسترش اینترنت و ظهور شبکه های اجتماعی امکان متفاوتی را برای شکل گیری نوعی فضای دانشجویی مجازی فراهم آورده است. فرصت نوینی که اگر چه از گرمای روابط چهره به چهره کنش گران تهی است ولی به دلیل فراگیری و آزادی نسبی توانسته به کانونی برای شکل گیری کمپین ها، دعوت از روشنفکران و رونق گفت و گوهای مجازی تبدیل شود!
جامعه به جای دولت: برخلاف دوره ای که سیاست ورزی محور دانشگاه تلقی می شد و حتی لیست های انتخاباتی از آن بیرون می آمد، امروزه شاهد فاصله گرفتن دانشگاه از جناح های سیاسی و نزدیک شدن به جامعه مدنی هستیم. حمایت از اعتراضات صنفی کامیون داران و معلمان، ایستادن در کنار دغدغه های زنان و فرودستان، خطاب قراردادن روشنفکران و نگاه انتقادی به اصلاح طلبی دولت محور از مهمترین شاخصه های دورانی محسوب می شود که می توان آن را عصر گذار از دولت به جامعه نامید!
نکته پایانی:
سیر تحولات دانشگاه در دو دهه اخیر نشان می دهد که گذار از سیاست به بازار (دهه هشتاد) و عبور از بازار به جامعه (دهه نود) نتوانسته به سرگردانی و بلاتکلیفی دانشگاه در ایران خاتمه دهد. در روزگاری که تنها یک نهاد آوانگارد با تلفیق دو ساحت روشنفکری- آکادمیک می تواند افقی جهت برون رفت از بحران های موجود پیش روی جامعه بگشاید متاسفانه دانشگاه ایرانی همچنان روزهایی سرشار از سرگردانی و بلاتکلیفی را تجربه می کند!
کانال مهران صولتی
گروه رسانه/

صبح امروز محسن حاجی میرزایی در دوازدهمین نشست از سلسله برنامههای گفت و گو با محور تحول که با حضور رئیس سازمان بازرسی کل کشور و جمعی از معاونانشان و اعضای شورای معاونان وزارت آموزش و پرورش، مدیران کل استانها و روسای ۷۶۰ منطقه آموزش وپ رورش سراسر کشور که از طریق ویدیو کنفرانس و شبکه شاد در برنامه حضور داشتند، برگزار شد به نکاتی در مورد آموزش در بحران کرونا پرداخته است .
گزارش این خبر در بسیاری از خبرگزاری ها منتشر شده است اما نکته مهم حذف بخشی از سخنان وزیر آموزش و پرورش در مورد « آموزش حضوری » در پرتال وزارت آموزش و پرورش است . ( این جا )
برخی خبرنگاران به حذف این اظهارات انتقاد کرده اند .
« محسن حاجی میرزایی » گفته است : ( این جا )
« همواره به ستاد کرونا گفتهایم خواستار آموزشهای حضوری هستیم چراکه برای برخی پایهها مانند پایه اول دبستان و یا واحدهای عملی رشتههای فنی و حرفهای و کاردانش، آموزش مجازی مشکل است. از طرفی هیچ نوع آموزشی جایگزین آموزشهای حضوری و مدرسه نیست زیرا دانشآموز در محیط مدرسه تنها آموزش نمیبیند بلکه فرایند تربیت او در مدرسه محقق میشود. »
این سخنان بعدا از پرتال روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش حذف شده است .
« صدای معلم » از ابتدای شیوع کرونا به وضعیت و روند برگزاری نشست های رسانه ای توسط وزارت آموزش و پرورش و خاصه روابط عمومی آن انتقاد کرده است .
آخرین گزارش به روز قبل و به نشست رئیس مرکز حراست در نشست کارکنان این مرکز با وزیر آموزش و پرورش باز می گردد . ( این جا )
این رسانه نوشت :
« مدت زمان زیادی است که وزارت آموزش و پرورش نشست های رسانه ای با خبرنگاران را تعطیل کرده و به جای آن روش غیرحضوری را برگزیده است .
این در حالی است که نشست های اداری و ستادی در این وزارتخانه و سایر ادارات کماکان به قوت خود باقی است .
طبق مصوبه چهل و چهارمین جلسه ستاد ملی مدیریت کرونا مورخ 24 / 8 / 1399 برگزاری جلسات در شهرهای با وضعیت قرمز با رعایت بقیه پروتکل های مربوطه مجاز می باشد .
این در حالی است که وزارت آموزش و پرورش از زمان شیوع کرونا برنامه مشخص و منسجمی برای تشکیل نشست های رسانه ای نداشته و حتی در وضعیت های غیرقرمز هم این گونه نشست ها را بدون پاسخ گویی و دلیل موجه تعطیل کرده است .
از سوی دیگر و بر اساس تجربیات و مشاهدات ، نشست های رسانه ای معمولا با عددی کم از این تشکیل شده است .
« صدای معلم » خواهان پاسخ گویی صریح و قانونی در این مورد می باشد . »
پایان گزارش/
گروه گزارش/

در خبرها آمده است که شورای نگهبان قانون اساسی علیه یک " معلم " شکایت کرده است .
آن چه از « رای دادگاه » مستفاد می شود دلیل این شکایت انتشار مطالبی در « وبلاگ شخصی » توسط « کاوس رکوفیان » معلم بهبهانی بوده است . علی رغم تعریف واحدی به نام " روابط عمومی " در ساختار شورای نگهبان ، وظیفه این بخش در ارتباط با رسانه ها و افکار عمومی چیست ؟
در این رای آمده است :
« با عنایت به محتویات پرونده شکایت شاکی ، گزارش و تحقیقات مرجع انتظامی ، قرار جلب به دادرسی و کیفر خواست صادره از ناحیه دادسرای عمومی و انقلاب ، اسناد و مدارک ارائه شده توسط نماینده حقوقی شاکی ، اقرار صریح و مقرون به واقع متهم به استناد مطالب ذکر شده در وبلاگ شخصی ، دفاعیات غیرموجه وی مبنی بر این که قصد تشویش اذهان عمومی نداشتم و هدف من انتقاد از نهادهای حاکمیت بود . طبق حدیث کلکم راع و کلکم مسوول عن رعیته . من هم به عنوان یک شهروند حق انتقاد از شورای نگهبان دارم . سایر قرائن و امارات موجود در پرونده بزهکاری متهم محرز و سیاسی می داند ، مستند به ماده 746 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 بخش جرایم رایانه ای مصوب 1388 با رعایت ماده 1 و 2 و 11 و 12 و 6 قانون کاهش حبس تعزیزی مصوب 1399 و ماده 18 و 37 و 38 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 با توجه به وضعیت خاص متهم و فقد سابقه کیفری موثر وی انگیزه وی از ارائه مطالب انتقادی در وبلاگ شخصی متهم را به پرداخت 5 میلیون ریال جزای نقدی محکوم می نماید ... »
پرسش « صدای معلم » از شورای نگهبان قانون اساسی آن است که جایگاه نقد و پرسشگری از نظر آن نهاد چگونه تعریف و تبیین می شود ؟

آیا اگر شهروندی نسبت به عملکرد و یا رویکرد آن نهاد انتقاد کند ، باید او را متهم به افتراء ، تشویش اذهان عمومی و... کرد ؟ پرسش « صدای معلم » از شورای نگهبان قانون اساسی آن است که بیان مطالب انتقادی توسط یک " معلم " با کدام مبانی اسلام و یا حقوق عمومی در تضاد و یا تعارض بوده است ؟
اصل هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اذعان می دارد :
«در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ای است همگانی و متقابل بر عهده مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت. شرایط و حدود و کیفیت آن را قانون معین می کند. "والمؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر". »
شورای نگهبان توضیح دهد که مردم چگونه و با چه ترتیب و شرایطی باید به تکلیف خود بر اساس " امر به معروف " و " نهی از منکر " عمل کنند ؟
اصل بیست و چهارم قانون اساسی تصریح می کند :

« نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آنکه مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد. تفصیل آن را قانون معین می کند.»
پرسش « صدای معلم » از شورای نگهبان قانون اساسی آن است که بیان مطالب انتقادی توسط یک " معلم " با کدام مبانی اسلام و یا حقوق عمومی در تضاد و یا تعارض بوده است ؟
آیا با پاسخ گویی مسئولانه در برابر افکار عمومی جامعه و مردم به اقناع و رضایت دست می یازند و یا با شکایت و اقامه دعوی در مراجع قضایی ؟
علی رغم تعریف واحدی به نام " اداره کل روابط عمومی " در ساختار شورای نگهبان ، وظیفه این بخش در ارتباط با رسانه ها و افکار عمومی چیست ؟
آیا برای حصول یک جامعه سالم منطقی و بهتر نیست که مسیر پرسش گری و مطالبه گری برای شهروندان باز باشد و مسئولان و مقامات در هر سطحی خود را در برابر جامعه مسئول و پاسخ گو بدانند ؟
پایان گزارش/
گروه اخبار/
رئیس مرکز حراست در نشست کارکنان این مرکز با وزیر آموزش و پرورش از کسب رتبه نخست کیفی مرکز حراست آموزش و پرورش از بین ۲۷ دستگاه کشور خبر داده است .
« صدای معلم » ضمن تبریک به آقای دلقندی اما از ایشان و وزیر آموزش و پرورش پرسشی را مطرح می کند .
مدت زمان زیادی است که وزارت آموزش و پرورش نشست های رسانه ای با خبرنگاران را تعطیل کرده و به جای آن روش غیرحضوری را برگزیده است .
این در حالی است که نشست های اداری و ستادی در این وزارتخانه و سایر ادارات کماکان به قوت خود باقی است .
طبق مصوبه چهل و چهارمین جلسه ستاد ملی مدیریت کرونا مورخ 24 / 8 / 1399 برگزاری جلسات در شهرهای با وضعیت قرمز با رعایت بقیه پروتکل های مربوطه مجاز می باشد .
این در حالی است که وزارت آموزش و پرورش از زمان شیوع کرونا برنامه مشخص و منسجمی برای تشکیل نشست های رسانه ای نداشته و حتی در وضعیت های غیرقرمز هم این گونه نشست ها را بدون پاسخ گویی و دلیل موجه تعطیل کرده است .
از سوی دیگر و بر اساس تجربیات و مشاهدات ، نشست های رسانه ای معمولا با عددی کم از این تشکیل شده است .
« صدای معلم » خواهان پاسخ گویی صریح و قانونی در این مورد می باشد .

جامعه ایران در حال گذراندن یکی از سختترین دوران چند دهه گذشته است. در حالیکه دولت به دلیل تحریم و کاهش شدید درآمدهای نفتی قادر به ایفای بخش زیادی از تعهدات خود نیست، شیوع ویروس کرونا فشار زیادی به زندگی مردم وارد آورده است. در این شرایط دو موضوع برای اقتصاددانان نگران کننده است؛ یکی گرفتار شدن بخش زیادی از جامعه در تله فقر مطلق و دیگری تشدید نابرابری در حوزه آموزش و نگرانی اصلی این است که هر دو چالش، میتوانند فشار مضاعفی به نسل آینده وارد کنند.
تورم باعث کوچک شدن سفره مردم میشود و فقر کالری را تشدید میکند. فقر غذایی، وضعیت سلامتی افراد را به خطر میاندازد و بیشتر از همه کودکان در حال رشد در معرض خطر هستند. در عین حال کرونا باعث تعطیلی مدارس شده و عدم حضور کودک در مدرسه بهخصوص در دوره ابتدایی و پیشدبستانی و بهخصوص در مناطق کمدرآمد که خانواده سطح تحصیلی پایینی دارد و قادر به تأمین وسایل ارتباطی نیست، ریسک بازماندگی از تحصیل را افزایش میدهد. دور شدن از مدرسه برای پسرانی که در خانوادههای فقیر زندگی میکنند، باعث جذب زودهنگام آنها به بازار کار میشود و برای دختران نیز ریسک کودک همسری افزایش مییابد.
جامعه ایران طی ۹ سال اخیر، به طور مرتب با کاهش درآمد سرانه مواجه شده و چشمانداز ما رسیدن به درآمد سرانه کشورهایی مثل بنگلادش و پاکستان و هند است. نشانههای ورود جامعه ایران به دایره فقر را میتوان از تحولات مصرف خانوادهها رصد کرد. از جمله اینکه مصرف حقیقی خانودههای ایرانی در سه سال گذشته،دست کم سه درصد کاهش یافته اما ترکیب هزینههای مصرف خانوارها نشان میدهد کاهش رفاه بیش از سه درصد بوده است. آموزش مجازی جایگزین خوبی برای کلاس درس نیست چون کودکان کمتر میآموزند و عادت یادگیری را فراموش میکنند .
در این مدت بدون احتساب هزینه اجاره مسکن، مصرف حقیقی خانوارها حدود ۱۱ درصد کاهش پیدا کرده است.
متوسط مصرف ماهانه گوشت قرمز خانوار در سال ۱۳۹۹ نسبت سال ۱۳۹۰ نصف شده و نسبت به سال ۱۳۹۵ بیش از ۳۷ درصد کاهش یافته است.
متوسط مصرف ماهانه گوشت مرغ نیز نسبت به سال ۱۳۹۵ بیش از ۶ درصد درصد و نسبت به سال ۱۳۹۰ بیش از ۱۱ درصد کاهش یافته است.
متوسط مصرف ماهانه لبنیات نیز نسبت به سال ۱۳۹۵ بیش از ۱۴ درصد و نسبت به سال ۱۳۹۰ بیش از ۳۵ درصد کاهش یافته است.
متوسط مصرف ماهانه برنج خانواده ایرانی نسبت به سال ۱۳۹۵ بیش از ۱۲ درصد و نسبت به سال ۱۳۹۰ بیش از ۳۴ درصد کاهش یافته است.
به این ترتیب نرخ فقر از ۴/۱۸ درصد در سال ۱۳۹۶ به بیش از ۳۵ درصد در پایان سال ۱۳۹۸ رسیده است.فقر مطلق به وضعیتی گفته میشود که در آن افراد قادر به تأمین منابع ضروری برای ادامه زندگی نیستند.
اقتصاددانان میگویند جامعهای که با کاهش تنوع در مصرف مواد غذایی و از آن مهمتر در تامین نیازهای ضروری غذایی مواجه باشد آینده نگرانکنندهای خواهد داشت. مشکلات تغذیهای پیامدهای نامطلوب اجتماعی-اقتصادی و بهداشتی از جمله افزایش مرگومیر، ابتلا به بیماریها، افزایش هزینههای درمان، کاهش ضریب هوشی و قدرت یادگیری، کاهش توان کار و کاهش توان جسمی را به دنبال دارند و روند توسعه کشور را به مخاطره میاندازد.

نظام آموزشی با شعار «مدارس و دانشگاهها تعطیل است، اما آموزش تعطیل نیست » به جنگ کرونا رفته است. آموزش تعطیل نیست اما تحلیلگران نسبت به نتایج آن ابراز نگرانی میکنند. ارزیابی تحلیلگران این است که آموزش مجازی جایگزین خوبی برای کلاس درس نیست چون کودکان کمتر میآموزند و عادت یادگیری را فراموش میکنند؛ اما حتی این هم در دسترس خیلی از کودکان نیست و تعداد زیادی دانشآموز در روستاها و مناطقی زندگی میکنند که زیر ساخت لازم برای دسترسی به اینترنت و آموزش مجازی را ندارد.
علاوه بر این، خانوادههای فقیر زیادی وجود دارند که قادر به تهیه گوشی هوشمند ساده هم نیستند و نمیتوانند وایفای و اینترنت ساده برای تحصیل فرزندانشان فراهم کنند. به این ترتیب کودکان در خانوادههای فقیر از کودکان خانوادههای ثروتمند عقب میمانند. کودکانی که به مدرسه نمیروند با احتمال بیشتری در معرض سوءاستفاده، سوءتغذیه و مشکل سلامت روانی قرار دارند و حتی ممکن است برای همیشه از تحصیل باز مانند. ادامه این روند، میتواند پایههای علمی دانشآموزان را ضعیف کرده و در سالهای آینده باعث ترک تحصیل خیلی از آنها شود.
تجارت فردا