صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

وزارت آموزش و پرورش و حذفیات معلمان و مساله رضایت شغلی

کسری بودجه، داستان جدیدی در اقتصاد کشور ما نیست. تثبیت چنین امری مردان دولتی را واداشته است تا منابعی سهل الوصول از لابه لای مصوبات پیشین، برای جبران آن بیابند. از جمله سازمان هایی که به این کار موظف شده می توان وزارت آموزش و پرورش را نام برد که با نبش قبر ماده و تبصره های چندین دهه ای خود قصد تأمین بودجه و صرفه جویی دارد. باید پرسید آیا وزارتخانه های دیگر نیز همانند ما قانون اداری خود را شیر بی یال و دُم کرده اند یا خیر؟ در چنین وضعیتی اعتمادی به فردا نیست. از کجا معلوم فردا مثلا از ماه بعد حق عائله مندی و اولاد معلمان و فرهنگیان قطع نشود؟ ما که حق دیگری در فیش حقوقی خود نداریم تا بخواهند آن را حذف کنند. مثلا مانند کارگران حق مسکن نداریم یا مانند کارمندان وزارت آب و برق و گاز حق سرویس و ناهار نداریم که بخواهند آنها را حذف کنند.

روزگاری قوانین آن چنان معتبر و با صلابت بود که وضع قانون جدید عطف به ماسبق نمی شد و فقط مشمول مِن بعد می شد. اما دیگر هیچ اعتبار حتمی به حساب و کتاب چند تومان امروز یا زمان بازنشستگی معلمان و فرهنگیان باقی نمانده است. ما شاغلین آموزش و پرورش کم کم به جای طلبکار شدن، به دولت محترم بدهکار هم می شویم و دیگر امروز حساب ما با حساب دولت بر روی راستی آزمایی دو دو تا چهار تا نیست.

وزارت آموزش و پرورش و حذفیات معلمان و مساله رضایت شغلی

اصل عطف به ماسبق نشدن قوانین یعنی چه؟
" اصل عطف به ماسبق نشدن قوانین، یکی از موضوعات مهم و شایع در کنترل قضایی دادگاه های مدنی، کیفری و اداری است. در حقوق اداری نیز به طور مشابهی اصل عطف به ماسبق نشدن اعمال اداری یا اصل عطف به ماسبق نشدن تصمیمات اداری جریان دارد.

ماده 4 قانون مدنی در بیان اصل عطف به ماسبق نشدن قوانین می گوید :
" اثر قانون نسبت به آتیه است و قانون نسبت به ماقبل خود اثر ندارد مگر این که در خود قانون مقررات خاصی نسبت به این موضوع اتخاذ شده باشد."
البته اصل عطف به ماسبق نشدن تصمیمات اداری نمی تواند ناشی از ماده 4 قانون مدنی باشد، زیرا ماده مزبور فقط ناظر به قانون است. این قاعده در واقع ناشی از عرف اداری است که امروزه در حقوق عمومی به عنوان یک اصل کلی پذیرفته شده است. قانون یا تصمیمات اداری فقط بر وقایعی حکومت می کند که پس از وضع آن روی داده است و آنچه در زمان اقتدار قانون یا آیین نامه سابق رخ داده تابع همان قانون یا آیین نامه است و تغییر قوانین نسبت به اعمال گذشته اثر ندارد. اما قانونگذار به جهت ترجیح منافع عمومی آزاد است تا هرگاه صلاح بداند با پیش بینی آن در قانون، آن را به گذشته سرایت دهد. دیوان عدالت اداری نیز در راستای اعمال و تضمین احترام به اصل عطف به ماسبق نشدن قوانین و تصمیمات اداری معمولاً به شکل صریح یا ضمنی در آراء خود به این مسئله توجه داشته است که می توان به نوعی مصادیق عینی تضمین اصل عطف به ماسبق نشدن و نسبت آن با حقوق مکتسبه شهروندان را در آراء دیوان مشاهده نمود. این مسئله که عطف به ماسبق شدن قانون در حیطه صلاحیت های اختصاصی قانونگذار است، به وضوح در آرای دیوان عدالت اداری تأکید می شود. در دادرسی اداری، هر گاه قانون یا تصمیم اداری امتیازات مطلوب تری را نسبت به قانون یا تصمیمات قبلی داشته برخلاف دادرسی های کیفری، موجبی برای تسرّی منافع موجود در قانون جدید به زمان قبل از تصویب قانون تشخیص داده نمی شود و به عطف به ماسبق شدن در چنین مواردی حکم داده نشده است و این امکان در صورتی ممکن بوده که این امر و این جواز توسط خود قانونگذار پیش بینی شده باشد." (1)

به نظر می رسد این قانون یک سویه وضع شده است و از منافع فرد شاغل حمایت نمی کند و ویژگی مهم قانون یعنی جامع و مانع بودن تعریف در آن نقض شده است. چون طبق قانون عطف به ماسبق، قانونگذار به جهت ترجیح منافع عمومی آزاد است تا هرگاه صلاح بداند با پیش بینی آن در قانون، آن را به گذشته سرایت دهد ولی امتیازات مطلوب تر موجبی برای تسرّی منافع موجود در قانون جدید به زمان قبل از تصویب قانون تشخیص داده نمی شود و به عطف به ماسبق شدن در چنین مواردی حکم داده نشده است.
یعنی قانونگذار گذشته را می تواند چنگ بزند و حقی از فرد شاغل ضایع کند، اما قوانینی که امروز به نفع او وضع می شود و امتیازاتی مطلوب شمرده می شود به گذشته قابل سرایت نیست.

حال این سئوال مطرح است که سازمان برنامه و بودجه و دولت یک سال تمام با دستپاچگی و وسواس هر چه بیشتر در پی تعیین درصد افزایش حقوق برای اولین ماه سال بعد هستند و بارها بدون توجه به نرخ تورم، میزان آن را مشخص ساخته اند، این چگونه جریانی است که از یک سو منّت افزایش حقوق گذاشته می شود و از سوی دیگر، ریزفاکتورهایی چندین ساله را نبش قبر می کند؟ البته لازم است که گفته شود نرخ تورم هنگام افزایش حقوق، به طور معجزه آسایی به نصف و ثلث رقم واقعی، نزول می یابد!
هر چند افزایش هر ساله حقوق شاغلان و بازنشستگان، خود چرخه باطلی برای افزایش نرخ تورم محسوب می شود و دولت در ایجاد ثبات اقتصادی، بیش از چهار دهه ناکام و ناتوان بوده است. افزایش حقوق سالانه به نفع اقتصاد خانواده و جامعه نیست و دولت باید بتواند به سقفی از حقوق ثابت برای شاغلین و بازنشستگان برسد که رفاه نسبی آنان تأمین شود و از تکرار هر ساله این فعل نادرست، دست بردارد.

وزارت آموزش و پرورش و حذفیات معلمان و مساله رضایت شغلی

حال به تعدادی از مواردی که از سوی وزارتخانه برای حداکثر صرفه جویی در بودجه آموزش و پرورش اقدام یا بدان فکر شده است و از سوی دولت به مجلس جهت تصویب ارسال شده است، اشاره می کنم. امید که حریم قانون اعتبار و روایی لازم برای اعتماد کردن کارکنان را داشته باشد. و اما مواردی که بر مشمولین قبلِی قانون، اِعمال شده است و یا بدان اندیشیده شده است:

1 - حذف مدت تحصیل از سنوات خدمت دانشجویان دانشگاه فرهنگیان.

2 - حذف بند سختی شغل کلا برای کارکنان اداری و مدیران و 30 درصد برای معلمان .
هر چند بعد طرح موضوع، الهیار ترکمن معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش گفت:
" حذف فوق العاده سختی کار در آموزش و پرورش به دلیل اشتباهی بود که سال 91 اتفاق افتاد، این مزایا به زودی و تحت عنوان دیگری به فرهنگیان پرداخت می شود. دیوان عدالت اداری اشتباه را گوشزد کرد و هم این که دیوان محاسبات به عنوان یک نهاد نظارتی روی اجرای درست قوانین تأکید کرد. آنچه مدنظر دیوان عدالت اداری برای برقراری مجدد این مورد کسر شده از حقوق فرهنگیان می باشد با فوق العاده سختی کار متفاوت است و باید در قالب یک امتیاز دیگر برای فرهنگیان لحاظ شود. اکنون با سازمان اداری و استخدامی در حال رایزنی هستیم و با مصوبه ای که از شورای توسعه مدیریت خواهیم گرفت این مشکل برطرف شده و فوق العاده سختی کار تحت عنوان دیگری در فیش های حقوقی اعمال خواهد شد. وی ادامه داد: یک راه آن است که می توان با بالا بردن امتیاز میان مواد 65 تا 68 قانون خدمات کشوری این میزان کسری را جبران کرد اما به عنوان سختی کار نمی توانیم بدهیم زیرا این بند در قانون تعریف مشخص دارد؛ البته معادل رقمی را که از حقوق فرهنگیان کسر شده است، با عنوان دیگر برقرار می کنیم . " (2)

حال اگر حواس عده ای منتقد جمع نبود و قیل و قال لازم برای اعتراض به این حذف را انجام نمی داد، باز عمل خود را خطا می شمردند و یا از سکوت جمع جهت اجرای حتمی این بند، نهایت استفاده را می بردند.

3 - حذف حق عائله مندی معلمان مجرد که اشتباه از سوی خود وزارتخانه صورت گرفته بود و بدون توجه به معنای لغوی آن، این حق را اجرا کرده بودند. ظاهرا این حق فقط زنان مجرد را شامل می شد چون نامی از مردان مجرد آورده نشد!
حداقل در آموزش و پرورش، بندهای مختلف فیش حقوقی بهانه ای برای افزایش حقوق شمرده می شود که می توانستند به جای حذف این مبلغ ناچیز با تغییر نام به حق رفاه یا درج در سایر موارد، آن را به معلمان مجرد نیز بپردازند، چون بیشتر آنان از والدین پیر و بیمار خود مراقبت می کنند.

4 - حذف یارانه فرهنگیان خصوصا زوجین فرهنگی که هرگز دفاعی از آن نشد.

5 - استفتاء پرداخت حقوق تابستان از مراجع تقلید، منبع دست یازیدنی دیگری برای تحقق صرفه جویی در بودجه آموزش و پرورش محسوب می شد. هر چند اجرای آن به شرط عقل و منطق نیز غیرممکن بود اما اصل مهم پرسشی است که انجام و بدان اندیشیده شده است. مراجع عظام خصوصا مقام رهبری پرداخت حقوق تابستانی فرهنگیان را بلامانع و کاملا قانونی و شرعی دانسته اند. اما شما را به خدا مگر معلم توانایی پس انداز میلیونی در بانک ها را دارد که به اتکای زیادی درآمد و داشتن پس انداز چشمگیر، بر فرض محال بگوییم اشکالی ندارد. اگر چنین هم بود مگر معلم کارگر فصلی است که فصل تابستان قطع حقوق گردد؟ ( 3 ) چند وزارتخانه دیگر به زیر و رو کردن قوانین چند دهه ای خود دست زده اند؟ آیا اگر حقوقی مشابه آنچه که گفته شد از یک نماینده مجلس یا قاضی و کارمند بانک و شاغلین دیگر سازمانها، مشمول عطف به ماسبق قانون گردد، صدایی بلند نمی شود؟

6 - فروش برخی املاک مازاد تحت مالکیت آموزش و پرورش (4 )

7 - "علی رمضانی مدیرکل فرهنگی و هنری وزارت آموزش و پرورش در واکنش به این که به‌ نظر می‌ ر سد به تدریج اردوگاه باهنر از فضای دانش‌آموزی دور می‌شود و قصد دارید هتلی در آنجا احداث کنید تا محلی برای گردهمایی مدیران باشد گفت : ۳۰۴ اردوگاه داریم که در برنامه‌های توسعه‌ای از آنها غفلت شده است، برای خواب و استراحت دانش‌آموزان در اردوها با کمبود مواجه بودیم و از محل درآمد خود اردوگاه، ساختمانی در حال ساخت است. " (5)
که به ساخت هتل برای جذب گردشگر و مسافر اشاره نمی کنند و می گویند ساختمانی برای خواب و استراحت دانش آموزان در حال ساخت است!!

8 - مدیرکل امور اداری وزارت آموزش و پرورش:
" طبق تبصره 2 ماده 3 قانون اصلاح مقررات بازنشستگی و وظیفه قانون استخدام کشوری مصوب سال 1368 مجلس شورای اسلامی، مستخدمین موضوع این ماده که سی سال کسور بازنشستگی و یا حق بیمه پرداخته اند از پرداخت کسور بازنشستگی معاف خواهند بود‌. لکن کسور بازنشستگی سهم کارفرمایی سنوات خدمت قابل قبول مستخدم در تعیین حقوق بازنشستگی و وظیفه آنان وسیله دستگاه متبوع مستخدم به‌صندوق بازنشستگی کارکنان دولت و رفاه بازنشستگان واریز می‌گردد.
همچنین بخشنامه اخیر معاونت فنی درآمد صندوق بازنشستگی کشوری اذعان دارد: با توجه به ماده 14 ضوابط اجرایی قانون بودجه عمومی سال 1399 کل کشور موضوع تصویب‌نامه شماره 8206/ ت 57598 هـ مورخ 02-02-1399 هیئت وزیران و با عنایت به مفاد نامه شماره 43911-4690 مورخ 21-01-1400 معاونت حقوقی ریاست جمهوری؛ مقرری ماه اول از مصادیق کسور بازنشستگی موضوع تبصره (2) ماده (3) قانون اصلاح مقررات بازنشستگی و وظیفه قانون استخدام کشوری مصوب 13-12-1368 تلقی گردیده لذا کسر مقرری ماه اول از احکام ترمیم و افزایش حقوق و مزایای کارکنان مشمول تبصره موصوف که از سوی دستگاه‌های اجرایی صادر خواهد شد منتفی است.
بر این اساس کسر مقرری ماه اول، صرفاً از مستخدمین که دارای 30 سال سابقه کسور بازنشستگی هستند، کسر نخواهد گردید. (6)
یعنی بازنشستگانی که کمتر از سی سال خدمت دارند، مقرری ماه اول آنان کسر خواهد شد که رقم قابل توجهی برای صرفه جویی شمرده می شود! چرا آموزش و پرورش فقط برای یک بار هم که شده پیشقراول نتایج مطلوب و خوشایند از وضع قوانین نیست تا من معلم و فرهنگی شاغل و بازنشسته، با تحسین شما به رضایت شغلی خود ببالیم؟!

9 - مهر ماه ۹۹ دیوان عدالت اداری اقدام به نقض رأی وحدت رویه سال ۸۸ کرده است و بر این اساس صندوق بازنشستگی و وزارت آموزش و پرورش از پذیرش سنوات وقفه پس از فارغ‌التحصیلی امتناع می‌کند.
" بر اساس رأی معاونت قضایی دیوان عدالت اداری در ماده ۶ قانون متعهدین خدمت به وزارت آموزش و پرورش مصوب ۱۳۶۹ تصریح شده است دانشجویان متعهد به خدمت، از آغاز تحصیل خود به استخدام آزمایشی وزارت آموزش و پرورش در می آیند، اما در ‌ماده ۸ به وزارت آموزش و پرورش اجازه داده است در صورت نیاز و تأیید صلاحیت، فارغ التحصیلان دانشسراها را استخدام و در غیر این صورت با آنان طبق ماده ۵ و تبصره ذیل آن رفتار کند، بنابراین مستفاد از مواد ۶ و ۸ قانون مذکور دانش آموزان دانشسراها، بر خلاف دانشجویان تربیت معلم از ابتدای تحصیل به استخدام آزمایشی آموزش و پرورش در نمی‌آیند و آموزش و پرورش نیز تکلیفی به استخدام آنان بعد از فراغت از تحصیل ندارد."
در ادامه این رأی آمده است: "برابر ‌ماده ۷ قانون مذکور در مورد دانش‌آموزان دانشسراهای تربیت معلم، صرفاً پس از استخدام رسمی حداکثر مدت ۲ سال از مدت تحصیل دوره کاردانی آنها جزء سابقه خدمت رسمی آنان منظور و از نظر ترفیع (‌پایه،گروه، بازنشستگی) قابل محاسبه خواهد بود. بنابراین فاصله ایجاد شده پس از فراغت از تحصیل تا زمان استخدام دانش آموزان مذکور قابل احتساب به عنوان سنوات خدمتی نمی باشد." (7)

وزارت آموزش و پرورش و حذفیات معلمان و مساله رضایت شغلی

10 - معاون برنامه ‌ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش:
" در باره تفاوت تطبیقی که ۱۴۵ هزار نفر از فرهنگیان را شامل می‌شود باید حدود ۱۷ میلیون تومان برای هر نفر مسترد کنیم. یا درخصوص طبقه تشویقی که همه کارمندان آموزش و پرورش را شامل می شود باید از هر کدام ۸۰۰ هزار تومان کسر کنیم و به حساب خزانه بریزیم؛ هفته گذشته هم به شعبه اجرای احکام دیوان احضار شدیم و تأکید کردند حتما باید اتفاق بیفتد وگرنه وارد فاز بعدی پیگیری می‌شود؛ این موضوع از کنترل ما خارج است که بخواهیم مبالغ مسترد کنیم؛ ما جلوی پرداخت را گرفته‌ایم ولی استرداد آن از حیطه آموزش و پرورش خارج است و تشکیل کمیته تعاملی بین آموزش و پرورش و دیوان محاسبات ضروری است. " (8)

11 - " به نظر می رسد اکنون اتفاقاتی برای پاداش پایان دوره خدمت کارمندان در حال رخ دادن است. گذشته از پرداخت با تأخیر پاداش یا ارائه قسطی این مبلغ پول به کارمند، خبرهای تأیید نشده از تلاش دستگاه های دولتی برای لغو این مصوبه حکایت دارد. گویا سازمان برنامه و بودجه به دوایر طرح و برنامه دستگاه های دولتی اعلام کرده است به دلیل نبود بودجه کافی دولت تصمیم دارد قانون پرداخت پایان خدمت سی ساله کارکنان خود را لغو کند." (9)

12 - حذف امتیاز نوار مرزی به موجب رأی دادنامه شماره 1773 مورخ 99.11.28 دیوان عدالت اداری و بر اساس لغو بخشنامه سازمان اداری و استخدامی صورت گرفته است. ( علاوه بر وزارت آموزش و پرورش، کارکنان سایر دستگاه‌های اجرایی مشمول قانون مذکور که در مناطق مرزی خدمت می‌کنند مشمول این مصوبه هستند.)

13 - حذف بند "ی" و جزء 1 بند الف تبصره 12 بودجه مورد اشاره در ماده 5 تصویب نامه شماره 8013 مورخ 1400.01.29 (موضوع افزایش ضریب سال جاری ) نیز مربوط به مجموع کارکنان مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری است و برای همه دستگاه‌های اجرایی مشمول قانون مدیریت به طور یکنواخت اجرا می‌شود.( لذا موضوع مطروحه در بند دوم نیز مختص فرهنگیان نیست ولی آموزش و پرورش از طریق مراجع ذی صلاح درخواست کرده تا موضوع را بررسی و درباره آن تجدید نظر کنند.)

14 - حذف " طرح معلم تمام وقت" همان طور که از متن رأی دادنامه شماره 1934 مورخ1399.12.19 هیئت عمومی دیوان‌ عدالت اداری مشخص است، متأسفانه بر اساس شکایت یکی از همکاران آموزش و پرورش، مبنی بر درخواست ابطال بخشنامه شماره 22355 مورخ 1399.11.03 وزارت آموزش وپرورش به دیوان عدالت اداری، منجر به صدور این رأی شده است. (10)
طرح معلم تمام وقت، موافقان و مخالفینی برای خود از ابتدا داشت و ما شاهد دو دستگی در این خصوص در بین معلمان بوده ایم. منتهی مراتب برای کسانی که مشمولیت این طرح را داوطلبانه پذیرفته بودند حق ایجاد شده با حسابگری های شخصی در متن زندگی، ضایع شده است.

جمع بندی
* در مجموع چه با بیان لفظی برخی از حذفیات و احتمال اجرای آنها یا با اجرای برخی تصمیمات علیرغم عطف به ماسبق نبودن قانون، یک خانه تکانی به نفع دولت در حال انجام است. اصولا انتظاری که از قانون می رود اثر مطلوب آن بر مشمولین قانون است، اما ظاهرا در آموزش و پرورش خلاف این اصل عمل می شود. دیگر اعتماد و اطمینانی به هیچ اصل، ماده و تبصره ای وجود ندارد و هر لحظه امکان حذف هر یک از آنها محتمل است.

* به جای حذف برخی از مصوبات، جست و جو در وضعیت استخدام و خدمت 4 دهه ای معلمان و فرهنگیان و یا حراج و فروش اموال دولتی آموزش و پرورش و تغییر کاربری اردوگاه های تفریحی- رفاهی دانش آموزان، به فکر اصلاح عناوین و متن قوانین خود باشید. آموزش و پرورش یک واحد تولیدی در بخش خدمات است و همانند برخی از وزارتخانه ها چون مخابرات و آب و برق و گاز، درآمدزا نیست. این تنها ویژگی آموزش و پرورش کشور ما نیست، در تمام جهان چنین است. اما آنان با صلابت اجرایی قانون، درصدی از درآمدهای حاصل از عوارض شهرداری ها، بخشی از مالیات غیرمستقیم اشخاص حقوقی، بخشی از درآمد صادرات محصولات عمده و درآمد کارخانجات کشور خود را برای آموزش و پرورش پیش بینی می کنند. حتی با آموزش مهارت های فنی و حرفه ای به دانش آموزان و فروش دست تولید آنان به درآمد زایی می پردازند.

وزارت آموزش و پرورش و حذفیات معلمان و مساله رضایت شغلی

* آموزش و پرورش با به تأخیر انداختن برخی از طرح ها، به اندازه کافی صرفه جویی می کند. از یک سو در اجرای طرح هایی چون رتبه بندی معلمان، تبدیل مدرک تحصیلی بالاتر از لیسانس فرهنگیان و یا تبدیل مدرک نیروهای خدماتی برای تغییر سِمت آنان، یا استخدام نیروهای حق التدریس و آموزش دهندگان نهضت، از پرداخت حق قانونی برای سال ها طفره می رود، از سوی دیگر منابع مالی دیگری دارد که معلوم نیست کجا هزینه می کند:

* درآمد هزار میلیاردی حاصل از حق بالاسری کنکور
" به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از تسنیم، احمد حسین فلاحی درباره تحقیق و تفحص از سازمان سنجش اظهار کرد: آقای خدایی، رئیس سازمان سنجش در کمیسیون آموزش اعلام کرد مجوز مؤسسات کنکور با آموزش و پرورش است و این وزارتخانه سالانه هزار میلیارد تومان حق بالاسری از این مؤسسات دریافت می‌کند!" (11)

* یا درآمد حاصل از اسکان نوروزی و تابستانی مدارس برای فرهنگیان و عموم مردم که اصولا منکر آن هستید:
فرشید سیاری مدیرکل تعاون و پشتیبانی وزات آموزش‌ و پرورش:
" متأسفانه برخی هتل‌داران به جای این که تناسبی بین خدمات و نرخ‌های دریافتی خود برقرار کنند تا فرهنگیان و سایر اقشار از امکانات آنها استفاده کنند به فرافکنی نواقص خود پرداخته و به این سئوال پاسخ نمی‌دهند که چرا غیرفرهنگیان نیز متقاضی استفاده از خدمات اسکان آموزش و پرورش می‌شوند؟ درآمد ناچیز حاصله به هیچ عنوان جوابگوی فعالیت شبانه‌روزی 25 هزار نفر از عوامل اجرایی اسکان، هزینه حامل‌های انرژی، مواد شوینده، تأمین آب شرب در مناطق آزاد و از همه مهمتر آسیب‌های فیزیکی به امکانات و ساختمان مدارس نیست و وزارت آموزش‌ و پرورش با مشکلات اعتباری خود سالانه مبلغ هفت میلیارد تومان به منظور تقویت امکانات اسکان در مدارس اختصاص می‌دهد. " (12)
مدیرکل محترم، مگر آموزش و پرورش وکیل و وصی غیرفرهنگیان در برابر گرانی هتل هاست که خود را متولی آن می دانید؟ این غیرفرهنگیان چرا فکری به حال و روز اسفبار فرهنگیان، نمی کنند؟
چرا آموزش و پرورش که همیشه لنگ بودجه است باید طبق گفته شما سالانه مبلغ هفت میلیارد تومان به منظور تقویت امکانات اسکان در مدارس هزینه کند؟! ( در صورت کنجکاوی و یا علاقه می توانید به این منبع مراجعه کنید:

ایسنا. جزئیات اسکان نوروزی فرهنگیان + تعرفه‌ها. کد خبر: 94113019302 . 30 بهمن 1394. عدم درج مطالب این منبع به دلیل مربوط بودن آن به سال 1394 است که یقین حساب امروز با آن فاصله نجومی دارد.)

به شکرانه کرونا، این منبع نیز مسدود گردیده است و اعتبار مدارس امروز فقط با چرایی تعطیلی ناشی از شرایط کرونا زیر سئوال می رود نه قلمداد کردن محل آموزش به عنوان هتل. توسعه امر اسکان توسط آموزش و پرورش آنچنان سریع و وسوسه انگیز بوده است که علاوه بر مدارس و خانه های معلم، 50 دانشگاه پردیس فرهنگیان و 300 اردوگاه تفریحی نیز بدانها اضافه گردیده است.

سئوالی که قابل طرح است این که در مدت 15 ماه تعطیلی مدارس، هزینه های جاری و عمرانی مدارس چه سرانجامی یافته است؟! ( در مورد جزئیات بودجه آموزش و پرورش در سال 1400، در صورت کنجکاوی و یا علاقه می توانید به این منبع مراجعه کنید: " تعطیلی مدارس ؛ فرصتی طلایی برای بازسازی و نوسازی مدارس فرسوده و تخریبی ؟!" صدای معلم)

چند وزارتخانه دیگر به زیر و رو کردن قوانین چند دهه ای خود دست زده اند؟ آیا اگر حقوقی مشابه آنچه که گفته شد از یک نماینده مجلس یا قاضی و کارمند بانک و شاغلین دیگر سازمانها، مشمول عطف به ماسبق قانون گردد، صدایی بلند نمی شود؟ یا اثبات کردید که وزارت آموزش و پرورش همیشه پیش مرگ دیگر وزارتخانه ها برای مُثله و قربانی شدن هست؟

چرا آموزش و پرورش فقط برای یک بار هم که شده پیشقراول نتایج مطلوب و خوشایند از وضع قوانین نیست تا من معلم و فرهنگی شاغل و بازنشسته، با تحسین شما به رضایت شغلی خود ببالیم؟! چگونه می توان همیشه مغبون تصمیمات دولت و مجلس بود و همگان بدین حکم راضی و خشنود باشند؟! باور کنید اگر معلم را جدّی نگیرید، در این کشور آموزش، فرهنگ، اقتصاد و سیاست نیز، اموری مهم و اثرگذار نخواهند بود. گِره کور توسعه نیافتگی ایران در بهبود
وضعیت زندگی معلمان و نوع نگاه آحاد جامعه بدان نهفته است. سرمنشا ایجاد تغییرات سازنده و مثبت در جامعه، از آموزش است و پویایی و بالندگی آن توسط معلمان تحقق می یابد. تا این اصل مهم را باور نکنید، مشکلات فزاینده ای را بر دوش جامعه و مردم تحمیل خواهید کرد.


منابع :

1 ) VIRASCIENCE . اصل عطف به ماسبق نشدن قوانین و تصمیمات اداری در پرتو آرای دیوان عدالت اداری. 1393.
2 ) پورتال مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش - کد مطلب : 685415 - 4 شهریور 1397.
3 ) سایت تابناک . کد خبر : 49885 . 24 فروردین 1397
4 ) باشگاه خبرنگاران جوان . کد خبر : 5860233 - 24 آبان 1395.
5 ) چمدان. ماجرای احداث هتل در اردوگاه شهید باهنر توسط وزارت آموزش و پرورش. کد خبر 246857. 4 آبان 1398.
6 ) تسنیم. شرایط فرهنگیان مشمول عدم کسر مقرری ماه اول اعلام شد. 17 اردیبهشت 1400.
7 ) خبرگزاری جمهوری اسلامی. معلمان دانشسرایی از دیوان عدالت اداری چه می‌خواهند؟ 25 فروردین 1400.‏
کد خبر: 84295192.
8 ) سایت خبری - تحلیلی راهبرد معاصر . کد خبر: ۷۲۹۸۳ . تاریخ انتشار: ۱۶ دی ۱۳۹۹ .
9 ) بانک اول. 15 دی ماه 1399 . حذف قانون پاداش بازنشستگی و پرداخت نشدن ثمره سرمایه گذاری ۳۰ ساله کارکنان دولت.
10 ) بند 12. 13. 14 از خبرگزاری تسنیم. توضیحات آموزش و پرورش درباره حذف حق نوار مرزی فرهنگیان و طرح تمام وقت . 19 ارديبهشت 1400.
11) اقتصاد آنلاین . درآمد آموزش و پرورش از کنکور چقدر است؟ کد خبر 519255 . 21 فروردین 1400.
12 ) ایسنا. واکنش آموزش و پرورش به اخباری درباره درآمدهای میلیاردی از اسکان نوروزی. کد خبری: 95010300427. سوم فروردین 1395.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

وزارت آموزش و پرورش و حذفیات معلمان و مساله رضایت شغلی

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

گزارش صدای معلم از نشست رسانه ای و نظر معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش در مورد محتوای کتاب های درسی

دوشنبه 27 اردیبهشت نشست رسانه ای معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش با خبرنگاران به صورت " حضوری " برگزار گردید .

رضوان حکیم زاده بر خلاف رویه ای که تاکنون در نشست ها داشته اما این بار با 10 دقیقه تاخیر حضور یافت و البته دو بار برای تاخیر خود از خبرنگاران عذرخواهی کرد .

موضوع نشست " ثبت نام مدارس " بود اما همان توضیحات نخستین به عنوان " مسئول ستاد ثبت نام وزارت آموزش و پرورش " که با همراهی و توضیحات تکمیلی " محمود حبیبی "   مدیرکل دفتر فن آوری اطلاعات و ارتباطات صورت گرفت ( این جا ) نکته مبهمی را برای شفاف سازی پیش روی خبرنگاران باقی نگذاشت اما حکیم زاده در برابر پرسش های برخی خبرنگاران که در حوزه آموزش ابتدایی طرح پرسش می کردند اصرار داشت که محور بحث و طرح پرسش ها همان " ثبت نام " باشد .

بسیاری از خبرنگاران که برای طرح پرسش ثبت نام کرده بودند هنگامی که مجری نشست نام آن ها را قرائت می کرد عنوان می کردند که به صورت اختصاصی و در پایان نشست پرسش خود را مطرح خواهند کرد .

پرسشی که در این جا مطرح می شود این است که این گونه امور را می توان به صورت تلفنی هم انجام داد ضمن آن که معنای نشست رسانه ای بیان مسائل و چالش ها جهت طرح آن در " حوزه عمومی " و برانگیختن حساسیت افکار عمومی برای وادار کردن مسئولان و مدیران جهت پاسخ گویی و شفاف سازی در حیطه اختیارات و عملکرد است .

این در حالی است که معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش در پاسخ به پرسش صدای معلم در مورد ارزیابی عملکرد " خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش " آن را " عالی " ارزیابی کرد .

در پرتال وزارت آموزش و پرورش هم که خبر این نشست منتشر شده است طبق معمول از رسانه های پرسش کننده و پرسش آن ها نامی به میان نیامده است گویی اصلا خبرنگاری پرسش نکرده و فقط جلسه سخنرانی مسئولان ستادی بوده است .

گزارش صدای معلم از نشست رسانه ای و نظر معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش در مورد محتوای کتاب های درسی

با آن که خبرنگاران پرسش کننده هنگام طرح پرسش " روز جهانی ارتباطات و روابط عمومی " را تبریک گفتند اما در " گالری تصاویر " پرتال وزارت آموزش و پرورش چیزی منتشر نشده است .

« علی پورسلیمان » مدیر صدای معلم به عنوان دومین رسانه ، پرسش های خود را مطرح کرد . پرسشی که در این جا مطرح می شود این است که این گونه امور را می توان به صورت تلفنی هم انجام داد ضمن آن که معنای نشست رسانه ای بیان مسائل و چالش ها جهت طرح آن در " حوزه عمومی " و برانگیختن حساسیت افکار عمومی برای وادار کردن مسئولان و مدیران جهت پاسخ گویی و شفاف سازی در حیطه اختیارات و عملکرد است .

مدیر صدای معلم در ابتدا گفت :

« روز جهانی ارتباطات و روابط عمومی » را تبریک می گویم . امیدوارم که این بخش بتواند در " حوزه عمومی " آموزش و پرورش نقش موثری ایفا کند .

از مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش و معاونت آموزش ابتدایی برای برگزاری این نشست تشکر می کنم هر چند " کرونا " با همه گرفتاری ها و تلخی هایی که داشته اما برای بسیاری از مدیران ستادی وزارت آموزش و پرورش فرصتی طلایی و بادآورده بود تا در برابر پاسخ گویی و مسئولیت پذیری نسبت به رسانه ها و افکار عمومی ، فراری رو به جلو داشته باشند .

پورسلیمان در بخش دیگری به انتقاد از محتوای کتاب های درسی دوره آموزش ابتدایی پرداخت .

مدیر صدای معلم گفت :

« به نظر می رسد دوز توجه به آموزش های دینی و ایدئولوژیک در مقطع ابتدایی خیلی بالاست .

" کتاب هدیه های پایه ی ششم از اول تا آخرش فقط توصیه به اصول دین و فروع دین است .

علاوه بر آن در درسی چون فارسی، آن قدر که به بررسی شهدای دفاع مقدس و کربلا و ... پرداخته شده از زندگی بزرگان و دانشمندان مطلب قابل توجهی نیست .

گزارش صدای معلم از نشست رسانه ای و نظر معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش در مورد محتوای کتاب های درسی

حتی در کتاب مطالعات اجتماعی هم همین وضع است .

آن قدر سلسله ها و تاریخ لعن شده و فقط دستاوردهای انقلاب اسلامی گنجانده شده  که  گویا در هیچ دوره ای مردم در رفاه و آسایش نبوده اند الا در این دوره !

در مورد شهدای مدافع حرم صحبت می شود ولی راجع به مدافعان محیط زیست خبری نیست .

 چیزی در مورد شهروند نمونه، حقوق شهروندی و مدنی، دفاع از محیط زیست مشاهده نمی شود . این در حالی است که در حال حاضر و در آینده ای نزدیک به اذعان کارشناسان ، مسائل محیط زیستی  مهم ترین بحران کشور ایران خواهد بود .

با این محتوا چگونه قرار است تفکر انتقادی در دانش آموزان رشد پیدا کند ؟

و چگونه قرار است به کشوری نمونه در منطقه تبدیل شویم ؟ »

معاون آموزش ابتدایی در برابر این پرسش گفت :

« البته سوالات جنابعالی بیشتر از یک مورد بود و فراتر از حیطه ثبت نام .

من مسئولیت معاونت آموزش ابتدایی را بر عهده دارم و مسئول سازمان پژوهش نیستم .

اما به عنوان یک " بازخورد کلی " که می توانم خدمت شما بگویم این است که من فکر می کنم که دوره حاکمیت کتاب های درسی و موضوعات جدا از هم و جزیره ای در ارائه برنامه های درسی واقعا به سر آمده است .

 ما نیازمند یک تحول واقعی در  نوع نگاهی هستیم که در فراهم کردن فرصت های یادگیری برای دانش آموزان خصوصا در دوره ابتدایی داریم  .

حکیم زاده در پاسخ به پرسش صریح صدای معلم که مطرح کرد آیا نسبت به عملکرد سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی انتقاد دارید چنین پاسخ داد :

گزارش صدای معلم از نشست رسانه ای و نظر معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش در مورد محتوای کتاب های درسی

« شما سوالات خود را پرسیدید آقای پورسلیمان !

چون موضوع ، موضوع ثبت نام است فرک نمی کنم که الان پاسخ من کمکی بکند .»

این سخنان حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی در حالی مطرح می شوند که در خرداد 1399 ایشان به همراه حجت الاسلام سید سعید عاملی، غلامعلی حداد عادل، فخرالدین دانش آشتیانی، محمود مهر محمدی و علی زرافشان از سوی رئیس جمهور به مدت 4 سال به عنوان اعضای شورای سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی منصوب شدند .

مشروح پرسش و پاسخ صدای معلم و معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش در این رسانه منتشر می گردد .

پایان گزارش/


گزارش صدای معلم از نشست رسانه ای و نظر معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش در مورد محتوای کتاب های درسی

منتشرشده در گفت و شنود

طنز برای گزینه و امتحان  همه می دانیم که پرسش تشریحی چقدر سخت و دشوارتر از پرسش چهار گزینه ای است. همه ما بارها در معرض پرسش های تشریحی و چهار گزینه ای قرار گرفته ایم. سوالات تشریحی می توانند بی نهایت پاسخ درست و نادرست داشته باشند و معمولا به تجزیه و تحلیل بیشتری نیاز دارند در ضمن پاسخ دهنده باید ابتدا راه حل پاسخ را بداند و از مسیر درست اقدام کند سپس راه حل و پاسخ درست را با ادبیات مناسب و قابل فهم روی برگه امتحانی یادداشت نماید. کار راحتی نیست و کار هر کسی نیست ، مخصوصا که بعضی جوابها تو هیچ کتابی نوشته نشده و باید خود آزمون دهنده با تحلیل به پاسخ برسد، بعضی پاسخ های درست امروز درستند ولی فردا ممکن است نادرست شوند . علم و دانش در حال پیشرفت است و همین طور که علم پیشرفت می کند باید بصیرت آزمون دهنده هم رشد کند تا موفقیت حاصل آید. به هر روی پرسشهای چهار گزینه ای پاسخ های محدودتری دارند و البته که نیاز به فهم درست پرسش و راه حل برای یافتن پاسخ هست ولی در انتها فقط نیاز است گزینه درست انتخاب شود، البته ممکن است دانش آموزی پاسخ درست را نداند ولی او هم می تواند بر اقبال و بخت خود تکیه کرده و 25 درصد شانس پاسخ صحیح برای خود قائل باشد و چه بسا بخت هم با او یار باشد و پاسخ همانی باشد از روی شانس قلم آن را پررنگ نموده. در ضمن تقلب هم در اینگونه پرسشها راحت تر می باشد و کافی است دانش آموز سر خودرا کمی به طرف دوستان و همکلاسی های خود خم کرده و اگر بتواند برگه بچه ها را از دور هم نگاه کند دیدن تیک کنار یک گزینه راحت تر از خواندن پاسخ های خرچنگ قورباغه ای است که برای خواندنش نیاز به مترجم هم هست به ویژه که افراد دور و بر ما تقلب نرسان باشند.

خب حالا شما ترجیح می دهید که با پرسش تشریحی مواجه شوید یا 4 گزینه ای؟ دلایل زیادی وجود دارد که 4 گزینه ای راحت و آسان تر است اما اگر قرار باشد کسی نگران تبدیل امتحان به 4 گزینه ای باشد او چه شخصی است؟ شاگرد؟ نه شاگرد کلاس باید از صمیم قلب خوشحال هم باشد که پاسخ های حاضر و آماده 4 گزینه ای مثل یک لقمه در دستان اوست و اگر حتی با اطلاعات پایین وصفر هم به جلسه امتحان برود می تواند از قانون 25 درصد استفاده کند و اگر بدشانس نباشد نمره 5 از 20 را دریافت کند حال اگر بتواند کمی هم تقلب کند می تواند به نمره های بالاتر نزدیک شود مثلا 8 یا 9 و احتمالا معلمی که پرسش تستی پیش روی او گذاشته این قدر باحال هست که نمره 9 او را 10 کند. به همین سادگی دانش آموز با اطلاعات صفر می تواند حکم قبولی بگیرد در حالی که در پرسشهای تشریحی تقریبا محال می نماید که دانش آموز با اطلاعات کم و درس نخوانده و بی بصیرت بتواند نمره قبولی دست پیدا کند.البته همیشه داستان به این سادگی نیست و اگر دانش آموز به اطلاعات نداشته خود اکتفا کند که در این صورت به نمره 5 دست خواهد یافت که نمره قبولی نبوده و از شانس قبولی پایینی برخوردار است .

تصور کنید معلمی که آزمون و سرنوشت همه ما دست اوست خیلی باحال باشد و بخواهد کار را برای دانش آموز راحت تر کند ، در آن حالت چه اتفاقی رخ می دهد؟ این معلم اگر بخواهد بر دانش آموزان خود آسان تر بگیرد پرسشها را از حالت 4 گزینه ای خارج کرده و به 2 گزینه درست و نادرست تبدیل می نماید که در آن صورت فقط 2 گزینه پیش روی پاسخ دهنده است و پاسخ دادن بسیار راحت تر هم می شود. یعنی دانش آموز 50 درصد شانس انتخاب درست دارد و کسب نمره قبولی بسیار ساده تر می شود، در این حالت دانش آموز باید بین 2 گزینه تصمیم بگیرد که کدام درست یا درست تراست و بعدا قرار نیست گزینه درست ، نادرست شود. دانش آموز و آزمون دهنده باید بداند که در نبرد بین خیر و شر باید خیر انتخاب شود خیری که بعدا هم خیر بماند و با علم آیندگان هم خیر باشد ( ملاک وضع فعلی درستی و نادرستی گزینه هاست ولی چون علم و دانش همیشه در حال تغییر است نباید ریسک کرد ) تا نمره قبولی حاصل آید. اگر فرض را اطلاعات پایین دانش آموز قرار دهیم با اینکه شانس بالایی برای موفقیت وجود دارد ولی همچنان یک انتخاب اشتباه می تواند نمره قبولی آزمون دهنده را نابود کند و به قهقرا ببرد و فرصت موفقیت را از او سلب نماید.

طنز برای گزینه و امتحان


حال چاره چیست؟

چاره می تواند معلم خیلی خیلی باحال باشد که پرسش تک گزینه ای پیش روی دانش آموز قرار می دهد. در این صورت کار برای انتخاب کننده بسیار آسان می شود و فقط کافی است پاسخ داده شده را وارد برگه کرده و بنویسد در این حالت دانش آموز، تقریبا از نمره قبولی خود مطمئن می شود. البته باز هم کاملا نمی تواند با اطمینان از نمره قبولی، سخن بگوید زیرا که هنگام نوشتن پاسخ صحیح داده شده شاید اشتباهی رخ دهد و دست بر قضا نتواند نمره خوبی بگیرد که از این اتفاقها هم زیاد رخ داده مثلا دست خط دانش آموز خوانا نبوده و پاسخ اشتباه خوانده شده یا اشتباهی در نوشتن صورت گرفته و مثلا پاسخ سوال 1 در مقابل پاسخ شماره 2 نوشته شده و....

حال چه باید کرد و چگونه می توان از قبولی صد در صدی دانش آموزانی که همیشه در معرض امتحان هستند مطمئن شد ؟ و چه راه حلی پیش پای معلم است که خیال همه راحت باشد؟ فکر می کنم فقط یک راه حل باقی مانده و آن این است که اگر شاگرد بخواهد قبولی تضمین شده ای داشته باشد باید معلم او خیلی خیلی خیلی باحال باشد که خودش پاسخ درست را در برگه دانش آموز بنویسید و نمره قبولی را هم به او بدهد ؛ بله تنها در این حالت است که دانش آموز می تواند از این آزمون سخت انتخابگری خلاص شده و انتخاب را بر عهده خود معلم قرار دهد و اگر معلم قبول کند که خود پاسخ را برای شاگرد بنویسد و خودش برگه خود نوشته را تصحیح نماید . مطمئن هستیم که دانش آموز از این امتحان سرافراز بیرون خواهد آمد و آزمون دهنده شدیدا از آزمون گیرنده ، راضی و سپاسگزار خواهد بود و منتها قدم اول این است که آزمون دهنده پاسخ دادن را به آزمون گیرنده واگذار نماید و اگر معلم لطف کنند با این روش مشکل نداشته باشند در پایان همه خرسند و راضی به منزل خود خواهند رفت و دانش آموز هم بابت اشتباهات خود توبیخ نخواهد شد و پرسش و پاسخ و نمره همه در دستان آزمون گیرنده خواهد بود.

پس کنکوری عزیز که آماده امتحان نیستی به آزمون گیرنده ، گیر ، نده لطفا !
با تشکر از شورای نگهبان ( آزمون گیرنده) که انتخابهای ما را تا جای ممکن محدود و محدودتر می کند تا ما بتوانیم از پس امتحان خود بر بیاییم و به امید خدا این دفعه اگر خودشان پاسخ درست را برای ما بنویسند نمره قبولی خواهیم گرفت.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

طنز برای گزینه و امتحان

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

نظر کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در مورد خصوص ی بودن صندوق ذخیره فرهنگیان و مخالفت با اضافه شدن در لیست موسسات عمومی غیردولتی

امروز نشست برخی کنش گران و مطالبه گران صندوق ذخیره فرهنگیان و " علیرضا منادی سفیدان " رئیس کمیسیون آموزش، تحقیقات و فناوری مجلس در محل این کمیسیون برگزار گردید .

در این نشست « داود نعیمی » از صندوق ذخیره فرهنگیان ، « لیلا نظرپور » ، « امین الله سالاری » و « محسن مسعودی » منتخبان فرهنگیان عضو در صندوق ذخیره فرهنگیان به عنوان اعضای هیات امنا ، محمد داوری سخنگوی سازمان معلمان ایران ، « محمدتقی سبزواری » از اعضای مطالبه گران صندوق ذخیره فرهنگیان و « علی پورسلیمان » مدیر صدای معلم حضور داشتند .

در ابتدای این نشست نعیمی ضمن انتقاد از طرح مجلس برای قرار دادن صندوق ذخیره فرهنگیان در مجموعه موسسات عمومی غیردولتی انتقاد کرده و تصریح کرد که این حرکت مجلس واکنش های منفی زیادی در بین فرهنگیان عضو صندوق ایجاد کرده است .

« لیلا نظرپور » عضو منتخب فرهنگیان عضو صندوق در هیات امنا در ادامه ضمن اشاره به برگزاری انتخابات در زمان وزارت بطحایی آن را دارای روندی شفاف اعلام کرد که همه استان ها در آن مشارکت خوبی داشتند .

این عضو منتخب در ادامه تاکید کرد که فرهنگیان قبلا خاطره و ذهنیت خوبی نسبت به صندوق ذخیره فرهنگیان نداشتند و سودی که به آنان تعلق می گرفت رضایت بخش و مقبول نبود .

وی از روند برگزاری جلسه هیات امنا در صندوق ذخیره فرهنگیان انتقاد کرد و گفت که به عنوان مثال در سال 1399 این صندوق فقط یک جلسه هیات امنا داشته است و این در حالی است که مطابق اساسنامه سالی حداقل دو بار این نشست باید برگزار گردد .

نظرپور گفت که یکی از اقدامات مثبت افزایش درصد کسر از حقوق از 2 / 1 به 5 درصد بوده است و این می تواند نشانه اعتماد دوباره فرهنگیان به این صندوق باشد .

نظر کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در مورد خصوص ی بودن صندوق ذخیره فرهنگیان و مخالفت با اضافه شدن در لیست موسسات عمومی غیردولتی

وی تصریح کرد که روند اطلاع رسانی در صندوق نسبت به قبل بهتر شده است .

سپس « محمد داوری » سخنگوی سازمان معلمان ایران از اظهارات علی کریمی نماینده اراک در مجلس انتقاد کرد که بیان آن موجب ایجاد نگرانی های جدی در میان فرهنگیان عضو نسبت به آینده این موسسه اقتصادی شده است .

داوری مهم ترین چالش های این صندوق را در سه بخش مالکیتی ، نظارتی و میزان سود واقعی برشمرد .

سخنگوی سازمان معلمان ایران بر خصوصی بودن این موسسه تاکید کرد و آن را حق طبیعی فرهنگیان عضو دانست .

وی تاکید کرد که فرهنگیان عضو سال ها در اداره این صندوق نقشی نداشته اند و انتخابات اخیر این صندوق گامی در جهت نهادینه کردن مشارکت فرهنگیان ارزیابی می شود .

داوری وجود اختلاس های بزرگ در این صندوق در سال های اخیر را نشانه فقدان نظارت واقعی از سوی سهامداران دانست که ناشی از بی تدبیری مسئولان صندوق بوده است . " نظر این کمیسیون آن است که صندوق ذخیره فرهنگیان خصوصی بماند . "

این عضو سازمان معلمان ایران محاسبه ارزش مالکانه و پرداخت سود واقعی را از اهم مطالبات فرهنگیان عضو این صندوق برشمرد و خواهان توجه نمایندگان و مسئولان به این مهم گردید .

در ادامه « امین الله سالاری » ضمن اشاره به تبصره 63 برنامه دوم توسعه تاکید کرد که سهم الشرکه فرهنگیان در زمان بازنشستگی به آنان پرداخته می شود و این شامل ارزش افزوده مالکانه و سودی است که محاسبه می شود .

سالاری کمک دولت به این صندوق را کمک و اعانه به بخش خصوصی عنوان کرد که در قانون به صراحت به آن اشاره شده است .

عضو منتخب فرهنگیان عضو در هیات امنای صندوق ذخیره فرهنگیان ضمن انتقاد صریح از اظهارات نماینده مجلس در مورد تبدیل این صندوق به یک موسسه عمومی غیردولتی گفت :

این نماینده مجلس بر چه اساسی عنوان می کند که می خواهند این صندوق را عمومی غیردولتی کنند ؟ ایشان باید شاخص ها و فاکتورهای عمومی شدن را اعلام نماید .

صندوق ذخیره فرهنگیان مطابق قانون کار حاکمیتی نمی کند .

سالاری تصریح کرد که برای همه کارمندان دولت این کمک ها ماهانه به حساب آن ها واریز می شود اما در مورد معلمان آخر کار این مبلغ را محاسبه و واریز می کنند .

عضو هیات امنای صندوق ذخیره فرهنگیان گفت :

ما به تهاتر هم راضی هستیم اما مشکل این جاست که دولت بدهی هایش را نمی پردازد . دولت هیچ وقت تاجر خوبی نبوده است .

نظر کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در مورد خصوص ی بودن صندوق ذخیره فرهنگیان و مخالفت با اضافه شدن در لیست موسسات عمومی غیردولتی

سالاری سود خالص صندوق ذخیره فرهنگیان را قبلا 285 میلیارد تومان ذکر کرد که در سال 1398 به 3400 میلیارد تومان رسیده است و پیش بینی می شود در سال 1399 به 5900 میلیارد تومان برسد .

او یکی از مطالبات مهم را دائمی کردن تبصره 63 دانست که باید در صدر اولویت ها قرار بگیرد .

سالاری گفت که 490 هزار  نفر در صندوق ذخیره فرهنگیان افزایش سرمایه دارند .

وی ضمن اشاره به این که تعداد قابل توجهی از فرهنگیان بازنشسته قصد بازگشت به صندوق را دارند تاکید کرد که مخالف افزایش بنیه مالی صندوق فقط از طریق خود صندوق هستیم و پیشنهاد موکد من این است که سهم دولت برای کمک به این فرهنگیان عضو تا یک و نیم برابر افزایش پیدا کند .

« محمدتقی سبزواری » از گروه مطالبه گران صندوق ذخیره فرهنگیان عنوان کرد که مجلس صلاحیت لازم  برای ورود به بحث اساسنامه را در قالب ۶ بند ندارد . در حال حاضر از روند مدیریت صندوق ذخیره فرهنگیان ناراضی نیستم .

آخرین فرد برای اظهار نظر ، « علی پورسلیمان » مدیر صدای معلم بود .

پورسلیمان گفت :

« نخستین بار است که از سوی کمیسیون آموزش مجلس برای اظهار نظر دعوت می شوم .

از آقای منادی رئیس کمیسیون آموزش مجلس به سبب اظهارات منطقی و کارشناسی شده ای که ابتدا در مورد این مساله داشت تشکر می کنم .

نگاهی بر عملکرد صندوق ذخیره فرهنگیان در مدت فعالیت آن نشان می دهد که مساله اصلی در این صندوق مدیریت علمی و تسلط نظریه اقتصادی جامعه بر یک موسسه اقتصادی بوده است .

قبلا و در حال حاضر کسانی که به سیاسی بودن انتصاب های مدیریتی در این صندوق اعتراض می کنند خود اکثرا از سیاسی ترین طیف ها محسوب می شوند و  به نظر می رسد مشکل اصلی شان این باشد که آدم های خودشان در صندوق حضور داشته باشند نه کسانی که کار بلد بوده و یا دلشان برای معلمان بسوزد و کاری انجام دهند .

اما این حرف ها را در لفافه و با صورت قانونی بیان می کنند .

مدیر صدای معلم در ادامه موضوع بورسی شدن صندوق ذخیره فرهنگیان را از پیشنهادهای این رسانه در قالب چند گزارش تخصصی و کارشناسی شده در این رسانه در سال ها پیش عنوان کرد که باید در قالب یک " برنامه مدون " به آن پرداخته شود .

پورسلیمان گفت :

« یکی از ایرادها و انتقادات اصلی من به مدیران صندوق ذخیره فرهنگیان ، کم رنگ بودن و فقدان عنصر پاسخ گویی در ادبیات مدیران این موسسه به رسانه ها و خبرنگاران بوده است .

چرا باید صندوق ذخیره فرهنگیان در مدت فعالیت بیش از دو دهه ای خود حتی یک نشست رسانه ای با خبرنگاران نداشته باشد ؟

وقتی می گوییم فرهنگیان به صندوق اعتمادی ندارند دلیلش همین است که این نشست ها برگزار نمی شوند .

چه اشکالی دارد که مدیران این صندوق به صورت منظم و برنامه ای به رسانه ها گزارش کار بدهند . این موجب شفاف سازی و در نتیجه اعتماد می شود .

من اطلاع چندانی از کارگروه تشکیل شده برای اصلاح اساسنامه صندوق ذخیره فرهنگیان ندارم اما کار منطقی و حساب شده آن است که اراده عمومی فرهنگیان عضو باید در این اساسنامه متبلور شود .

باید بدانیم که شفافیت و پاسخ گوئی موجب کارآمدی خواهد شد .

 اساسنامه کاغذی بیش نیست اما مهم جلب اعتماد و بازی دادن سهامداران صندوق به عنوان مالکان اصلی است .

فرهنگیان عضو خودشان باید در مورد این صندوق تصمیم بگیرند .

مدیر صدای معلم در پایان تاکید کرد این چه استدلالی است که گفته شود برای افزایش نظارت می خواهیم صندوق ذخیره فرهنگیان را به لیست موسسات عمومی غیردولتی اضافه کنیم ؟

مگر در آن موسسات تاکنون اختلاس و دزدی رخ نداده است ؟

در پایان ، « علیرضا منادی سفیدان » رئیس کمیسیون آموزش ؛ تحقیقات و فن آوری مجلس گفت :

موافق خصوصی بودن صندوق هستم . از دولتی بودن خیری ندیدیم .

همه اموال منقول و غیرمنقول و دارایی های صندوق ذخیره فرهنگیان باید در بورس بیاید .

نظر کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در مورد خصوص ی بودن صندوق ذخیره فرهنگیان و مخالفت با اضافه شدن در لیست موسسات عمومی غیردولتی

اگر این اتفاق بیفتد ، به جای آن که یک فرهنگی عضو صندوق 30 تا 40 میلیون تومان در هنگام بازنشستگی بگیرد به 300 تا 400 میلیون افزایش پیدا خواهد کرد .

مصوبه مجلس به وزارت آموزش و پرورش سه ماه فرصت داد که یک و نیم ماه آن گذشته است .

دولت لایحه می آورد و ما آن را تصویب می کنیم و اگر هم بار مالی داشته باشد شورای نگهبان آن را رد می کند .

برخی نمایندگان مجلس دلیل می آورند که چون دولت به صندوق کمک می کند باید دیوان محاسبات بر این موضوع نظارت کند و این با خصوصی بودن صندوق ذخیره سازگار نیست .

منادی تاکید کرد که در حال حاضر از روند مدیریت صندوق ذخیره فرهنگیان ناراضی نیستم .

وی از تشکیل نشستی با حضور رئیس مجلس و وزیر آموزش و پرورش با حضور خودش در آینده ای نزدیک خبر داد و اظهار امیدواری کرد که این مساله با گفت و گو و مساعدت رئیس مجلس حل شود .

منادی گفت که نظر این کمیسیون آن است که صندوق ذخیره فرهنگیان خصوصی بماند .

مجلس خواهان تقویت بنیه مالی فرهنگیان و رفع مشکلات معیشتی فرهنگیان است .

مجلس خواهان افزایش نقش فرهنگیان عضو در اداره آن است .

همچنین شفافیت مالی و رفع تعارض از مطالبات مهم مجلس در مورد صندوق ذخیره فرهنگیان است .

نظر کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در مورد خصوص ی بودن صندوق ذخیره فرهنگیان و مخالفت با اضافه شدن در لیست موسسات عمومی غیردولتی

پایان گزارش/


نظر کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در مورد خصوص ی بودن صندوق ذخیره فرهنگیان و مخالفت با اضافه شدن در لیست موسسات عمومی غیردولتی

منتشرشده در گفت و شنود

دختران دانش آموزان افغانی و تفکر طالبانیسم

نوشتن در مورد چنین حوادث تلخ و جنایتکارانه به قول بيهقی: گریاندن قلم است بر کاغذ. قربانیانِ معصومی که هیچ گناهی جز مدرسه رفتن نداشتند و اکنون آنچه از آنان مانده توده ای از کفشها، کیفها و کتابهای پاره پاره شده اشان...

چون با تاریخ سروکار دارم، وقتی کتابها و دفترهای خونین این دختران دانش آموز را دیدم بلافاصله فکرم برگشت به 120سال پیشِ تاریخ خودمان و حوالی مشروطیت. که دختران سرزمین خودمان، از چشمِ تیزِ فرهنگِ مردسالاری، نمی توانستند از حصارِ بستر و مطبخ پای بیرون بگذارند و حسن رشدیه برای تحصیل دو دخترش مجبور گشته بود موی سرشان را بتراشد و بدانها لباس مردانه بپوشاند تا دو دخترش (شهناز و مهین بانو) تبدیل بشوند به میرزاعبدالله و بدرالدین!

دختران دانش آموزان افغانی و تفکر طالبانیسم

اما یک نشانه ای همیشه موی دماغشان بود چون از کودکی، گوشهایشان برای گوشواره سوراخ شده بود در مدرسه از آنان مى پرسیدند چرا گوشتان سوراخ است؟
می گفتند ما در بچگى مریض شده و دكتر گفته بود كه گوش تان را باید سوراخ كنید تا خوب شوید!
اما با تمام تلاشها و پنهانکاری ها، سرانجام لو می روند چرا که یک روز می بینند که میرزاعبدالله با شلیته سر حوض نشسته...!

می بینید که تعصبات خشک و جاهلانه در تمام مکانها و زمانها یک شکل و یک رنگ دارد و آن رنگ سیاهی و تاریکی.

در اینجا به یک حادثه ای اشاره می کنم که همیشه در نگرش من نسبت به مردم رنجدیده افغانستان حضور داشته است . این حادثه مربوط به  28 سال پیش است یعنی وقتی که در کوی دانشگاه تهران ساکن بودم و در اتاق دوست شاعرم ( که جزو مفاخر است) رخ داد و عینا تعریف از زبان اوست:

«در اتاق چهار نفره دانشجویی بودیم و یک مرد افغانی مسئول نظافت ساختمان بود . یک روز با بچه ها تصمیم گرفتیم به او خواندن و نوشتن بیاموزیم . کتابهای اول ابتدایی را تهیه نموده ، شروع کردیم...

مردِ افغانی هر روز پس از اتمام کارش بعد از ظهرها، به اتاق ما می آمد و هر کدام به نوبت تقسیم کار نموده یکی معلم فارسی یکی معلم ریاضی و یکی...

کارها خوب پیش می رفت اما دو یا سه ماه بعد، اتفاق بسیار تلخ و غیرمنتظره ای همه چیز را برهم زد! و برای چنین ذهنیاتِ مصداقِ «وصف کَالأنعام یا بل هم اضل» سخن از درس و مشق و آزادی چون گِردَکانی است بر گنبد!

یک روز که از دانشگاه به خوابگاه برگشتم یکی از دانشجویان خبر داد که آن هم اتاقی میانه ای تان را زخمی کرده اند و بردند بیمارستان برای پانسمان کردن...!

با عجله خودمان را رساندیم بیمارستان، دیدیم که سرش خون آلود و باندپیچی شده روی تخت...

پرسیدیم چه کسی تو را به این روز انداخته؟ پاسخ داد آن محصل افغانی مان!  وقتی از دانشگاه به خوابگاه برگشتم یک مرتبه از پشت با چوب جارویش، الله اکبرگویان کوبید بر سرم و دیگر نفهمیدم چی شد، او را هم گرفتند بردند کلانتری...

ما رفتیم به کلانتری که ببینیم چرا چنین کرده، از او پرسیدیم مردِ حسابی! تو چهار تا معلم داشتی و ما به تو سواد می آموختیم، چرا با دوستمان چنین کردی؟!

سرش را پایین انداخته بود و مدام با خشم پاسخ می داد که اون، خونش کثیف بود! خونش کثیف بود!...

پرسیدیم آخه تو از کجا پی بردی که خونش کثیف بود؟!

گفت: همان روزی که در مورد خدا صحبت می کردید...

ما تازه فهیمیدیم که دو روز پیش بعد از ظهری، وقتی این آمده بود اتاق جهت تحصیل ؛ ما که داشتیم چای می خوردیم و برایش درس می دادیم، طبق معمول، بحثهای دانشجویی گل انداخته بود و بحث مان کشید به خدا، و این دوستمان می خواست راههای اثبات وجود خدا را ذکر کنیم و از برهان نظم، اصل علیت، حرکت جوهری...

و این مردِ افغانی در همان حال که به بحث ما گوش می کرده همان جا حکم تکفیر این دوستمان را صادر و بعدا در فرصت مقتضی نیز اجرا نموده...!

در آن زمان نه خبری از شاهکارهایِ طالبان بود نه القاعده و نه داعش...!

اما سالها بعد وقتی در خبرها دیدم گروهی به نام « طالبان » با پتک ها و مواد منفجره به جان مجسمه های بودا در ولایت بامیان افغانستان افتاده اند هرگز تعجب نمی کردم چون بلافاصه، فکرم می رفت به آن حادثهِ شکسته شدن سرِ هم اتاقی مان و عملِ آن محصل افغانی مان...

و با خود می گفتم آن طالبان که از کره ای دیگر نیامده اند، آنها از درون این محصل افغانی ما و هزاران چون او سر می کشند و طالبان در واقع، تنها نوکِ قله ذهنیاتِ این هزاران نفر هستند...

دختران دانش آموزان افغانی و تفکر طالبانیسم

و برای چنین ذهنیاتِ مصداقِ «وصف کَالأنعام یا بل هم اضل» سخن از درس و مشق و آزادی چون گِردَکانی است بر گنبد!

و تعجب نکنیم که زمانی در جامعه خودمان نیز، حتی خوردن سيب‌زمينى و گوجه ‌فرنگى كه از اروپا به ايران آمده بود شجاعت می طلبید! (راوندی، تاریخ اجتماعی ایران...ج ۳،ص۵۲۰)

اما باید با قطعیت بگویم که بهترین و درست ترین راه، همان راهی است که آن دخترانِ دانش آموز می رفتند و مظلومانه رفتند...

کانال تاریخ تحلیلی ایران

( کلیپ ویدئویی زیر را مشاهده فرمایید )


دختران دانش آموزان افغانی و تفکر طالبانیسم

منتشرشده در یادداشت

نقش معلمان در آگاهی بخشی جامعه

صدای کودکی که کتابهایش را در بغل فشرده بود و فریاد می کشید را می شنوم. صدای سوختن آرزوها را می شنوم. صدای هق هق مادری که نمی خواست دخترش چون او رنج محرومیت از آزادی را تحمل کند و حالا خودش از آزادی دیدار دوباره فرزندش رنج می برد.

از سوی دیگر صدای کسی را می شنوم که به مریدانش می آموزد که دین در خطر است و شما حافظان دین هستید. کسی که خود را نماینده خدا و پیروانش را دست های خدا برای انتقام از بشرِ نافرمان می داند. صدایش را می شنوم که کتاب مقدس را با رای خود برای شاگردانش تفسیر می کند و هرگونه تفکر و تعقل را منع می کند و هرگونه احساس و عاطفه مثبت نسبت به سایر انسانهایی که مثل خودشان نمی نگرند را متعارض با امر تولی و تبری اعلام می کند.

از سوی دیگر خودمان را می بینم.

خود را در آموزش کتابهایی که اگر نتوان گفت هیچ بلکه می توان به جرات گفت کمتر امور اخلاقی و انسانی در آنها وجود دارد. در مورد محتوای علمی و کارآمدی آنها برای اشتغال در آینده و بهینه زندگی کردن هیچ نمی گویم.

نقش معلمان در آگاهی بخشی جامعه

آیا معلمی جز این است که همه نظرات و آرای مطرح روز و زمان خود را به اطلاع دانش آموزانش برساند؟ یا معلمی این است که فقط برداشت گروه و فرقه خودش را که بر مسند قدرت نشسته اند فریاد بزند؟

در ازدحام این جریان ها اگر بخواهیم جایگاه خود را بدانیم همسو با کدامین جریانیم؟ آیا همسو با معلمی هستیم که مذهب و دینش را و تفسیر خودش را کامل ترین می داند و با اتکا به این فرض به خودش اجازه می دهد که به قلع و قمع سایرین به هر شیوه ای دست بزند؟

آیا همدل با کودک کتاب سوخته ایم که شاهد باران آتش و مرگ بر راه تحصیل خویش است؟ یا با مادر دل سوخته ای همدلیم که چشمان منتظرش به در مانده که ورود فرزند دلبندش به خانه را با لبخندی بر لبانش ببیند؟ از حرفهایی که در مدرسه یاد گرفته برای مادرش بگوید؟

نقش معلمان در آگاهی بخشی جامعه

مبادا ما نیز سهمی در این قصه های پر غصه داشته باشیم. مبادا که آموزش های متعصبانه ما ، جانبداری های بی جا و ناآگاهانه از برداشتهای دینی خاصی، سبب رواج این جنایات گردد؟

نقش معلمان به خصوص آنانی که به هر نوعی می توانند با آگاهی بخشی مانع بروز چنین فجایعی به نام دین و دیانت و خدامحوری و بهشت دوستی گردند بسیار زیاد است.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نقش معلمان در آگاهی بخشی جامعه

منتشرشده در یادداشت

ریشه های وندالیسم و راه های درمان آن

مقدمه
رفتار یک فرد ظاهرا عملی است که حدودی برای آن تعیین نشده است و با میل و اراده او انجام می گیرد، اما همین فرد وقتی وارد اجتماع بزرگ تر می شود مجبور به پیروی از اصولی است که برای همه افراد جامعه پذیرفته شده است که مجموع آن اصول " قانون و هنجار " نامیده می شود. اصولی که نوع، ماهیت و حدود رفتار افراد را در یک جامعه مشخص می سازد و " حقوق شهروندی " شمرده می شود. در این میان برخی از این اصول عدول کرده و عکس العملی خصمانه یا واکنشی کینه توزانه نسبت به فشارها، تحمیل ها، ناملایمات، اجحاف‌ها و شکست‌ها از خود نشان می دهند. نوعی روحیه بیمارگونه که به طور آگاهانه، ارادی و خود خواسته تمایل به تخریب اموال و متعلقات عمومی دارد، کسی را که دست به چنین کارهای مخرب می ‌زند در اصطلاح جامعه ‌شناسی " وَندال " و گرایش به این‌ گونه تخریب‌ها را " وندالیسم " می نامند.

 وندالیسم یا تخریب‌ گرایی به‌ معنای تخریب کنترل‌ نشده اشیا و آثار فرهنگی با ارزش یا اموال عمومی است که یک ناهنجاری اجتماعی به حساب می‌آید. آنان گرایش به تخریب اموال و اماکن عمومی، بناهای تاریخی و اماکن مذهبی، مجسمه‌های نصب شده در میادین، سینماها، آسانسورها، پارک‌ها و فضاهای سبز عمومی، چراغ‌های راهنمایی، کیوسک‌های تلفن، صندلی اتوبوس‌ها و مترو، کَندن و نوشتن بر دیوارهای کنار جاده‌ها و بر روی تنه درختان، کتاب‌های کتابخانه‌ها، صندوق‌های پست، شکستن شیشه‌ های مغازه‌ها و به‌ هم ‌ریختن ورزشگاه‌ها دارند.

به عبارتی دیگر، وندالیسم یکی از انواع نابه هنجاری هاست و به اختلال و عقده درونی یا اجتماعی گفته می شود که باعث می گردد تا یک فرد به اموال عمومی آسیب بزند. این پدیده نابه هنجار اجتماعی که نوعی هرج و مرج طلبی شهری و ضد رفتار قوانین شهرنشینی تلقی می‌شود، بیشتر از همه در بین نوجوانان و جوانان دیده می‌شود. افرادی که با سرخوردگی‌ ها، شکست‌ها و ناکامی‌های مختلف در زمینه‌های تحصیلی، حرفه ‌ای، مالی، خانوادگی و اجتماعی مواجه بوده و دارای شخصیتی پرخاشگر، بی ثبات، ضد جامعه، ناآرام، انتقام جو و در عین حال مأیوس‌ اند، به رفتارهای وندالیسم، دست می زنند.

آنان برای عدم تحقق رؤیاهای زندگی خود، جامعه و هر آنچه که در آن است را مسبب ناکامی خود می دانند. پس دستان محروم از مِهر اجتماعی آنان، همچون صاعقه جهت تخریب اموال عمومی و آثار فرهنگی فرود می آید. فرد وندال به این آثار صدمه می رساند، چون می داند آنها یا مورد استفاده افراد مرفه جامعه است و یا مورد توجه آنان. در واقع به نوعی انتقام جویانه سعی دارد تا آسایش، رؤیا و دنیای دست نیافتنی مرفهین بی درد را ویران سازد. اِبراز وجود، عمده انگیزه افراد وندال برای رفتار ضداجتماعی است، آنان از دیده نشدن و از خوردن برچسب انگل جامعه، بیزار و عاصی می گردند.

ریشه های وندالیسم و راه های درمان آن

ریشه لغوی وندالیسم Vandalisme
دلیل نام گذاری این آسیب اجتماعی، رفتار مشابهی است که از سوی قوم وندال‌ها ( Vandals ) در دوران باستان صورت پذیرفته بود. وندال‌ها یکی از زیر مجموعه‌های قوم ژرمن بوده‌اند که در قرون اول تا پنجم میلادی، در دوران سقوط امپراطوری روم غربی به تاخت و تازهای گسترده‌ای در قاره اروپا دست زدند و مهم ترین اقدام آنان، غارت و ویرانی رُم در سال ۴۵۵ میلادی بود. در این تاخت و تاز، بسیاری از بناهای تاریخی و فرهنگی رُم، توسط وندال‌ها از بین رفت و آنان بدون توجه به قدمت و ارزش آثار روم باستان، این آثار را بدون دلیل موجهی، به رهبری شخصی به نام " گایسریک "
نابود کردند. هنگام انقلاب فرانسه از واندالیسم به عنوان تخریب گَرانِ اموالِ عمومی مخصوصا آثار هنری یاد می شد.

ریشه های وندالیسم و راه های درمان آن

وندال‌ کیست؟
وندال به کسی اطلاق می شود که با آگاهی کامل اموال عمومی و چهره شهر را با زیر پا گذاشتن حقوق شهروندی تخریب کند. وندال‌ها تنها در محدوده مشخصی از شهر به خرابکاری نمی ‌پردازند و فرد خرابکار برای انجام فعالیت نا به هنجار خود، هیچ محدودیت زمانی و مکانی قائل نیست. وجود خرده فرهنگ‌ها و مهاجرنشینی در یک محدوده مشخص از شهر می‌تواند از عوامل مؤثر برای به وجود آمدن پدیده وندالیسم باشد . اشتباه بزرگ دولت آن است که از یک سو معضلی را با ضعف یا عدم اجرای درست قانون به وجود می آورد و سپس برای تعدیل یا حذف آن، به هزینه های خیرخواهانه مردم نیاز پیدا می کند.


وندالیسم خفیف و شدید
شدت بروز وندالیسم از خفیف مانند دیوارنویسی، رنگ پاشی روی تابلوها، پنچر کردن خودروها، خط‌ انداختن خودروهای پارک شده، یادگاری نوشتن روی تنه درخت و آثار تاریخی تا شدید مانند شکستن شیشه‌های مغازه‌ها و غارت آن‌ها در هرج و مرج‌ها، بسته به میزانِ این اختلال در افراد شکل می ‌گیرد. هر چند وندال‌ها یا خرابکاران از قدیم الایام وجود داشته‌ اند اما جامعه ‌شناسان غربی، وندالیسم را یک بیماری مدرن دانسته ‌اند که به عنوان یک معضل اجتماعی تا نیم قرن پیش، اصلا مطرح نبوده و وجود نداشته است. کارشناسان معتقدند وندال‌های کهن چیزی را ویران می‌کردند که خود نساخته بودند اما وندال‌های مدرن چیزی را نابود می ‌کنند که خودشان آن را ساخته‌اند، فرقی ندارد یک ساختمان یا یک قهرمان.

سه نتیجه مهم وندالیسم در جامعه
* به نازیبایی شهر و از بین رفتن آثار تاریخی و باستانی می‌انجامد.
* به شیوع رفتارهای ضداجتماعی از سوی فرد وندال منجر می‌شود.
* هزینه‌های فیزیکی و مادی بیشتری جهت احیا و بازسازی آثار و اموال تخریب شده به جامعه تحمیل می کند.

وقوع هر رفتار وندالیسم، انتظار واکنش مشابهی را از دیگر افراد با زمینه های مساعد برای چنین رفتارهایی را به وجود می آورد. هر چند تخریب اموال عمومی از سوی نوجوانان و جوانان دارای عوارض و پیامدهای مادی و معنوی است، اما در نگاه دقیق ‌تر به این قضیه، می‌توان ابعاد عوارض انسانی را بسیار فراتر دید.

ریشه های وندالیسم و راه های درمان آن

دلایل شکل گیری وندالیسم
از دلایل وندالیسم، ناسازگاری‌ های نشأت گرفته از روابط فرد و جامعه، تضعیف یا فروپاشی اخلاق، تزلزل کارکردهای نهادهایی همچون خانواده و مدرسه که در انتقال ارزش‌های اجتماعی موفق نبوده است و سلطه شرایط نابه هنجار در جامعه را می توان نام برد.

علل رفتار وندالیست ها
علل متعددی برای رفتار تخریب گر وندالیست ها عنوان می‌کنند که مهم ترین آنها موارد زیر است:
1. تضاد طبقاتی و وندالیسم
افزایش چشمگیر فاصله میان طبقات اجتماعی، خاستگاه عمده وندالیسم محسوب می‌شود. اختلاف طبقاتی نوعی حس بی‌عدالتی و خصومت را نسبت به جامعه در این افراد القا می‌کند، تا حدی که برتری‌های شهروندی را بر نمی ‌تابند. مفاهیمی ‌نظیر تقسیم شهر به بالا و پایین و وجود حاشیه ‌نشینی در شهرهای بزرگ، از تفاوت در بهره ‌مندی‌های شهروندی و تسهیلات رفاهی زندگی اجتماعی حکایت می‌‌کند و منبعی برای تولید رفتارهای خصمانه و عصیانگری طبقاتی محسوب می‌شود.

2 . ضعف تربیت اجتماعی
‌نظام تربیتی هر جامعه از ریشه‌های دینی، اخلاقی، تاریخی و قانونی آن شکل می‌گیرد. ضعف این نظام بزرگ‌ ترین نارسایی یک جامعه به شمار می آید. بی‌ ارزش دانستن میراث فرهنگی و اموال و منافع عمومی، ‌مهم‌ ترین آسیب ضعف آموزش مهارت‌های اجتماعی به افراد یک جامعه است. وندالیسم ریشه در ناپختگی فردی، ضعف‌های فرایند اجتماعی شدن در مرحله عمل و فقدان آموزش و اطلاع ‌رسانی درباره تاریخ و فرهنگ و محیط دارد.

3 . هیجانات روحی
هیجاناتی مانند خشم و عصبانیت، ناکامی و تمایل به خودنمایی، معمولا به تخریب می ‌انجامد. هنگامی که فضای اجتماعی و شرایط عمومی به فرد اجازه اِبراز وجود ندهد " عقده متراکم " او را به اِبراز وجود خود به قیمت صدمه رساندن و نابودی اموال عمومی و آثار باستانی سوق می‌دهد. رها شدن انرژی عقده‌های سرکوفته خانوادگی و اجتماعی، ناکامی‌های فردی و جمعی و محرومیت‌های فرهنگی هم از دیگر هیجاناتی است که به خرابکاری منجر می‌شود. پرخاشگری یکی از سازوکارهای دفاع روانی برای تسلط بر محیط و کسب آرامش است. خشم و پرخاش، زاده موقعیت‌های نامطلوبی است که در رویارویی با اشیا، خود را به شکل ویرانگری نشان می ‌دهد.

4 . ضعف در اِعمال قانونی مجازات
در برابر تخریب اموال عمومی برای فرد مجرم ۶ ماه تا سه سال حبس، پیش بینی شده است، اما سخت ‌گیری چندانی در اِعمال آن وجود ندارد. به طور کلی، علل وقوع وندالیسم مجموعه ‌ای در هم تنیده از مشکلات فردی، فرهنگی و اجتماعی است که نبود نظارت و پیگیری قانونی آن را تشدید می‌کند.

برخی از صاحب نظران دیگر، رادیکال یا لیبرال بودن بیش از حد والدین، نشان دادن عدالت خواهی توسط گروه سرکوب شده در جامعه و معطوف شدن غریزه مرگ و پرخاشگری به بیرون در نظریه فروید را از علل تمایل به وندالیسم عنوان می کنند.

ریشه های وندالیسم و راه های درمان آن

مهم‌ترین ریشه‌ها و آسیب‌ها
1 . آنومی Anomie یا ناهنجاری اجتماعی، مهم‌ترین زمینه شکل‌ گیری وندالیسم است. یعنی افرادی که پیوستگی و انسجامی با جامعه ندارند و به هر دلیل، پس زده شده‌ اند یا خودشان حس طرد شدگی دارند، عصبانیت خود را بر روی آثار باستانی و اموال عمومی تخلیه می کنند.
2 . عصبانیت افراد از ناکامی‌هایی مانند طبقه اجتماعی که به آن تعلق دارند.
3. نیاز به اِبراز وجود و هویت که در این مورد، هدف اصلی تخریب نیست ولی افراد می ‌دانند که کارشان منجر به تخریب می‌شود مثل دیوارنویسی و گرافیتی ( خط‌خطی یا خراش ) . هر یک از ما به عنوان پدر، مادر، معلم و تمامی مسئولین ذی ربط در حذف کراهت رفتار وندال ها در جامعه مسئولیم.

وندالیسم اینترنتی
برخی وندالیسم‌ها از جنس صدمه رساندن به اشیا است و برخی سر و شکل هنری دارد مثل گرافیتی‌هایی که روی دیوار کشیده می‌شود و برخی هم به شکل تخریب‌های مجازی پای پُست‌های افراد در صفحات شخصی‌شان است.
" وندالیسم اینترنتی یا حملات فلّه ‌ای" به تخریب کنترل ‌نشده محیط وب می‌گویند که صدمات و ضربات جبران ‌ناپذیری به صاحبان سایت‌ها، مراکز داده‌ها و شرکت‌ ها وارد می‌ کند و تا حد زیادی امنیت آنها را زیر سؤال می‌بَرد. از علل وندالیسم اینترنتی، می توان به سه مورد اشاره کرد:
* کنجکاوی و علایق شخصی
* مسائل سیاسی
* تعصب دینی و مذهبی

نمونه‌هایی از وندالیسم اینترنتی
1. حمله به وبگاه پرشین بلاگ : در این حمله، کاربران این سرویس‌دهنده تا مدتی به‌ صورت محدود به وبلاگ شان دسترسی داشتند.
2 . حمله به دیتاسنتر شرکت Our Iran: در این حمله، تا مدتی دسترسی به صدها وبگاه ایرانی، از جمله وبگاه بورس اوراق بهادار ایران، وب‌ گذار، پارسیک، بلاگفا، بانک پارسیان، وبگاه‌های خبرگزاری فارس، خبرگزاری ایلنا و روزنامه همشهری امکان‌پذیر نبود.

وندالیسم به زبان آمار
آمارها در ایران نشان می‌دهند که 67 درصد از افراد دستگیر شده وندال در گروه سنی 10 تا 25 سال قرار دارند که در آن سهم مردان بیشتر از زنان است، به طوری که 75 درصد را مردان و 25 درصد را زنان تشکیل می‌دهد. اکثر وندال‌ها مجرد و از نظر تحصیلی ناموفق اند. به لحاظ تحصیلی 35/4 درصد وندال ها تحصیلات راهنمایی و 22/9 درصد تحصیلات ابتدایی داشته ‌اند. همچنین موارد وندالیسم در مناطق شهری به مراتب بیش از مناطق روستایی است.

وندالیسم این بار بر روی دیوار مسجد کبود تبریز
این اولین باری نیست که شاهد یک حرکت وندالیستی در سطح شهر تبریز هستیم و در دل هر اثر تاریخی، نوشته یا کَنده ای از مسافران و رهگذرانی که هیچ از تاریخ و ارزش یک اثر تاریخی نمی دانند، به یادگار مانده که این بار هم مسجد کبود، قربانی افکار مخرب یک وندالیست شده است.
پس از تخریب چندین باره مجسمه تکم چی در تبریز و چندین مجسمه و آثار تاریخی دیگر حالا نوبت به فیروزه جهان اسلام رسیده است. " اقیانوس را به حوز نمی دهم " جمله ای بی محتوا با املایی غلط و کاملا در شأن یک وندال که بر روی دیوار فیروزه جهان اسلام با اسپری به یادگار نوشته شده و تصویر آن چند روزی است که در شبکه های مجازی دست به دست می شود. مسجد کبود پس از ماجراهای ساخت مصلّا و محوطه سازی و ساخت و ساز در اَرگ تبریز، تنها نماد باقیمانده از کلانشهر تبریز است که این چنین به دست برخی از شهروند نماها تخریب می شود.

ریشه های وندالیسم و راه های درمان آن

جمع بندی و راهکار
* عمده دلیل تخریب برخی از وسایل عمومی توسط افراد وندال، این است که آنان این اموال را متعلق به خود نمی ‌دانند و پیوندی با آن احساس نمی‌ کنند. در واقع این آثار معرّف هویت و همبستگی آنان با جامعه نیست. پس باید با ایجاد زمینه های مناسب آموزشی، تلاش کنیم تا حس تعلّق در بین آنان به وجود آید. باید زمینه‌هایی برای مشارکت مردم در نظارت بر آثار باستانی و اموال عمومی، جهت مقابله با این پدیده شوم ایجاد کرد. همه ما باید هویت ملی خود را بشناسیم و در شناسدن آن به کودکان بکوشیم تا کمتر شاهد رفتارهای مخرّب جوانان گردیم.

* عکس العمل مسئولین مملکت در قبال مبحث تاریخ و مسایل مربوط به آن نیز الگوی رفتاری نامناسب برای نوجوانان و جوانان است. بارها در همین جامعه به ما چنین القا کرده اند که مثلا کوروش کبیر شخصیت تاریخی منحوسی است یا تخت جمشید برگی از شناسنامه شاهان ظالم بوده است و موارد مشابهی دیگر. او وقتی که در چنین جوّی قرار می گیرد، تلاش می کند تا خشم درون خود را با القای ایجاد شده بر سر همان آثار خالی سازد. اینجاست که وندالیسم تبدیل به یک واکنش عادی می گردد و قانون نیز بازدارنده نیست.

* نظریه پنجره‌ شکسته " جیمز کیو. ویلسون " و " جرج ال. کلینگ " که در سال 1982 ارائه شده است نیز می‌ تواند به موضوع وندالیسم دامن بزند. به این معنی که اگر ساختمان یا بنایی صدمه دیده در محلی خاص وجود دارد، مثل خانه ‌ای که پنجره هایش شکسته، افراد به شکستن باقی پنجره‌ها ترغیب می‌شوند. یا وقتی یک اثر تاریخی در حال تخریب است و متولیان نسبت بدان بی اعتنا هستند و بر شدت تخریب بر اثر فرسایش آب و هوا افزوده می شود پس میل به رفتار وندالیسم در نوجوانان و جوانان تقویت می شود.

ریشه های وندالیسم و راه های درمان آن

* وندالیسم را باید برای نوجوانان و جوانان به عنوان یک جرم دارای مجازات بشناسانیم تا از انجام آن باز داشته شوند و گر نه بی تفاوتی والدین یا کسانی که عمل او را می بینند و عکس العملی نشان نمی دهند به ادامه چنین رفتاری، بیشتر دامن خواهد زد و در گروه دوستانِ فرد وندال، به تعداد بیشتری از افراد سرایت خواهد یافت.

* بدترین جنبه وندالیسم در جامعه، وجود ظرفیت مناسب یادگیری رفتارهای ضداجتماعی توسط خواهران و برادران کوچک تر فرد وندال است که به توسعه رفتار تخریبی منجر می شود.

* همه ما و صد البته مسئولین میراث فرهنگی در محلات هر شهر، می بایست نسبت به آثار و ابنیه های تاریخی و اماکن و وسایل عمومی، حساسیت و وابستگی بیشتری از خود نشان دهیم تا توجه عموم طبقات اجتماعی و گروه های سنی، بدان معطوف گردد. نبود هر نوع فعالیت نظارتی و محافظتی برای نگهبانی و مراقبت این آثار و رها شدگی آنها به حال خود، فرد وندال را ترغیب به تخریب بیشتر می نماید. از دلایل وندالیسم، ناسازگاری‌ های نشأت گرفته از روابط فرد و جامعه، تضعیف یا فروپاشی اخلاق، تزلزل کارکردهای نهادهایی همچون خانواده و مدرسه که در انتقال ارزش‌های اجتماعی موفق نبوده است و سلطه شرایط نابه هنجار در جامعه را می توان نام برد.

* اطلاعات فردی ما بزرگ ترها نسبت به دانش آثار تاریخی و باستانی کافی نیست یا اصلا چنین دانشی نداریم، لذا منتقل کننده ای شایسته برای تفهیم اهمیت و ارزش آن به کودکان نیستیم. والدینِ افرادی که وندالیسم شمرده می شوند در ایجاد رفتار مخرّب او سهیم اند، چون توانایی و مهارت انتقال پیام را در جریان تربیت او ندارند.

* حذف وندالیسم و زُدودن آن از چهره جامعه، امری ضروری است پس باید به افزایش آگاهی های عمومی، آموزش و فرهنگ سازی از طریق خانواده، مدرسه، نهادهای فرهنگی و رسانه های جمعی بپردازیم تا از ترویج وندالیسم در شهر و استان خود جلوگیری کنیم. فضای مجازی بهترین مسیر برای ترویج آگاهی های اجتماعی در این خصوص است. هر یک از ما می توانیم در این زمینه، با معرّفی آثار تاریخی و فرهنگی شهر و محل زندگی خود، فعالیت های آموزشی معتبری داشته باشیم تا اذهان عمومی نسبت به آن حساس تر و مسئولیت پذیرتر گردد.

* باید به مسائل و مشکلات نوجوانان و جوانان بیشتر توجه کنیم. با گفت و گو و بحث در خصوص مسایل فرهنگی و برجسته ساختن اهمیت آن به عنوان هویت ملی، می توان رفتار آنان را تعدیل بخشید. حتی می توان با ایجاد رقابت سالم مابین نوجوانان و جوانان استانها، آنان را تشویق به کسب رتبه برتر استانی در جهت حفظ آثار کهن شهرهای خود نمود. با نوشتن مقاله و انتخاب بهترین ها، بازدید کودکان از موزه ها و ابنیه های تاریخی، شناساندن این آثار به صورت استانی و ملی از طریق کتابچه ای ویژه در مدارس، می توان اهمیت تاریخ و اعصار گذشته را به آنان گوشزد نمود.

ریشه های وندالیسم و راه های درمان آن

* تلاش معلمان در کلاس درس در تمامی پایه های تحصیلی، خصوصا در دوره ابتدایی برای درونی شدن ارزشِ توجه به آثار و بناهای تاریخی و احساس مسئولیت در حفظ و نگه داری اماکن و وسایل عمومی، بسیار حائز اهمیت است. بهترین کانال فرهنگ سازی در هر جامعه، کلاس درس توسط معلمانی آگاه و باسواد است. پنج یا ده دقیقه کلاس را می توان به صحبتی کوتاه در این زمینه اختصاص داد. روایتی که با نقل قصه از واقعیت ها، تبدیل به باور فرهنگی می شود.

* همچنان که در بالا ذکر شد طبقه اجتماعی و میزان سواد افراد وندال، درسطح پائینی قرار دارد. یعنی ترک تحصیل کودکان و نوجوانان بنا به دلایل فردی یا اجتماعی و با هر انگیزه ای، نسبت مستقیمی با تعداد افراد وندال دارد. عقده ها و کینه های یک فرد وندال، وقتی که در پشت چراغ قرمز به فروش یک عدد گل رز یا یک جعبه دستمال کاغذی مشغول است به تدریج بیشتر و بیشتر می شود تا این که برای خالی کردن خشم فرو خورده خود که با ویراژ آخرین مدل اتومبیل بچه پولدارها در خیابانها ایجاد شده است، به تخریب بناهای تاریخی و اماکن عمومی دست می زند.

* فقر، فاصله طبقاتی و حاشیه نشینی کلان شهرها که در سایه مهاجرت افسار گسیخته به وجود می آید، فضای مناسبی برای رشد جمعیت وندالیسم به وجود می آورد. دولت باید مهم ترین وظیفه خود را برقراری عدالت اجتماعی بداند. بی اعتنایی به شیوه زندگی غیرانسانی جمعیت حاشیه نشین و عدم حل مشکلات آنان از سوی تمامی مسئولین مرتبط با موضوع، به تقویت وندالیسم در جامعه منجر می شود. غفلت امروز، خار چشم فردای یک مسئول است. رهاشدگی قشری از جامعه از پیوند با مابقی اقشار، چنین عواقب شومی را به جامعه تحمیل می کند.
در کشورهایی که با پدیده بی خانمان ها مواجه هستند نیز چنین رفتارهایی به وفور دیده می شود. یعنی نازیبایی هایی که سیاست های نادرست به جامعه تحمیل می کند زاینده نازیبایی های جدیدتر و بیشتری می گردد.

* در مجموع برای مقابله با پدیده وندالیسم، وجود زیرساخت‌های صحیح آموزشی و فرهنگی، بالا بردن سطح نشاط در جامعه و تقویت برخوردهای قضایی با افراد خطا کار، امری ضروری است. به جای صرف انرژی برای شناسایی و مجازات وندالیست ها، بهتر است زمینه های پیشگیری را با آموزشی مناسب و لازم جهت تحریک حس مسئولیت پذیری در قبال آثار تاریخی یا اموال عمومی را توسعه دهیم.

* دولت می تواند با برنامه ریزی برای کودکان بازمانده از تحصیل خانواده هایی که از روستای خود رانده شده و در شهرها از تمامی حقوق انسانی محروم مانده اند، فرصت یادگیری مهارت هنری در پیش استادکار را فراهم سازد. در واقع یکی از روش های دوست داشتن هنر و تاریخ، تلاش برای یاد گرفتن یکی از زمینه های هنری است. دوستدار هنر، هرگز آن را تخریب نمی کند، چون به هنر و هنرمند احترام قائل است و از سختی های هنر به ثمر رسیده باخبر است.

* توسعه مدارس دولتی با توجه به جمعیت قرار گرفته در قاعده فقر اجتماعی که از تمامی حقوق انسانی محروم هستند، امری ضروری و حیاتی است. با خصوصی سازی آموزش و افزایش مدارس غیردولتی، دولت تعداد افراد وندال را بیشتر و پدیده شوم وندالیسم را فربه تر می سازد.

* مجتمع خلاقیتی - مهارتی - آموزشی صبح رویش اولین مدرسه کودکان کار ایران است. تلاش مجموعه صبح رویش تبدیل کودکانِ کارِ قرار گرفته در معرض آسیب و بازماندگی از تحصیل به شهروندانی مطلوب و مؤثر برای آینده است. باید این نوع مدرسه را در همه شهرهای بزرگ بوجود آورد تا محرومیت تحصیلی کودکان کار، به فرصتی جدید برای جبران تبدیل شود.

ریشه های وندالیسم و راه های درمان آن

اشتباه بزرگ دولت آن است که از یک سو معضلی را با ضعف یا عدم اجرای درست قانون به وجود می آورد و سپس برای تعدیل یا حذف آن، به هزینه های خیرخواهانه مردم نیاز پیدا می کند. برای پیشگیری از رشد فقر، دولت باید حقوق انسانی هر شهروند را متناسب سازی نماید تا افزایش شکاف طبقاتی به رشد معضلات دیگر اجتماعی منجر نشود. برای این کار باید هویت فردی و اجتماعی افراد را به تمامی میراث ارزشمند ملی گِره بزند و عزت نفس و خودباوری را در وجود کودکان تقویت نماید. حس تعلّق خاطر به خانواده، محله، منطقه و شهر با پاسداشت نمادهای فرهنگی یعنی با توجه به زبان و هویت قومی، بوجود می آید. رسانه های جمعی، ضعیف ترین کارکرد را در این خصوص دارند. آموزش و پرورش و رسانه های جمعی حق ملی هر فرد برای تنویر افکار و رشد آگاهی های اجتماعی است. هر دو نهاد در این زمینه بسیار مغفول مانده اند، و چون این دو غایب اصلی فرهنگ سازی هستند پس خانواده نیز در تربیت کودکان، ناتوان مانده است. بی اعتنایی هر یک از ما به مسایل مهمی مانند تضعیف یا فروپاشی اخلاق در خانواده و جامعه، ناکارآمدی خانواده و مدرسه در انتقال ارزش‌های اجتماعی و سلطه شرایط نابه هنجار در جامعه، به رفتارهای وندالیسم دامن خواهد زد. هر یک از ما به عنوان پدر، مادر، معلم و تمامی مسئولین ذی ربط در حذف کراهت رفتار وندال ها در جامعه مسئولیم.

به جای مجازات وندالیست ها و تقویت لجاجت آنان برای تخریب بیشتر، با فرهنگ سازی و ایجاد نشاط اجتماعی در بین کودکان، چنین رفتارهای ضداجتماعی را تعدیل بخشیم. جامعه دلمرده و بیگانه با نشاط اجتماعی، محکوم به فناست.


1 ) ویکی پدیا. دانشنامه آزاد. وندالیسم.
2 ) سایت سیمرغ . وندالیسم. 1397/05/21.
3 ) سایت همگردی. وندالیسم به دیوارهای مسجد کبود رسید. گلاره یوسف پور . 13 اردیبهشت 1400.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

ریشه های وندالیسم و راه های درمان آن

منتشرشده در آموزش نوین

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور