پس از تاخیر کممانند و شگفتآور در پرداخت حقوق مرداد فرهنگیان، پرسش از ریشه این تاخیر در فضاهای مجازی و واقعی مربوط به آنها پر بسامد شد. کاربه دستان سامانهی آموزشی که هدف این پرسشها بودند در پی آرام کردن فضا، ابهام در حکمهای تازهی فرهنگیان را بهانهی این کار ناموجه دانسته و قول درست کردن آن را دادند. اما در جهان امروز که هیچ چیز پنهان نمیماند شنیدهها حکایت از ورود رییس تازهی سازمان برنامه و بودجه به ماجرای فوقالعادهی ویژه فرهنگیان دارد و دستور سفت و سخت او برای باطل کردن حکمهای تازه و اجرای حکمهای پیشین.
فوقالعاده ویژه، بندی از حکمهای تازهی فرهنگیان است که پس از ماهها کِش و قوس، دولتِ پیشین تن به اجرای آن داد و حکمهای افزایش ۲۱ تا ۲۷ درصدی آن در روزهای پایانی دولت پیشین در اختیار فرهنگیان قرار گرفت-گرچه بسیاری از کارمندان دولت خیلی زودتر و تا ۵۰ درصد از آن بهرهمند شده بودند! - گویا استدلال رییس تازهی سازمان برنامه این است که بار مالی این بند برای دولت زیاد است و دولت پیشین با برنامه و هدفمند در و راستای ایجاد دردسر برای این دولت، در روزهای پایانی خود، این بند را به حکمها افزوده و اکنون دولت تازه مانده با حوضِ خالی بودجهاش!
به احتمال فراوان این سخن درست است! اما در اینباره نمیتوان به روندِ پیگیریها، تلاشها، نشستهای پرشمار و درازمدت میان برخی فرهنگیان با رییس برنامه و بودجهی پیشین و البته خواستِ گستردهی فرهنگیان برای اجرای آن چشم بست و با یک دستور، هر آنچه ساخته شده را یک باره ویران کرد!
اما چند نکته دیگر:
کم و بیش همه لایههای مدیریتِ مالی کشور میدانند که حقوق فرهنگیان نسبت به یک زندگی متوسط در ایران کم است و میانگین آن نسبت به خط فقر اعلام شده، فاصلهای دو-سه میلیونی دارد. از این رو و در این شرایط افزایش ۳۰۰ تا ۷۰۰ میلیونی دستمزدها، هرچند اندک، اما تاثیر گذار است و اندکی این فاصلهها را کاهش میدهد.
از دیگر سو، همچنان که اشاره شد، افزودن این بند به حکمهای کارگزینی فرهنگیان، نسبت به بسیاری از حقوق بگیران دولت، دیر انجام شده و برگرداندن آن، نشانهای از دامن زدن به تبعیض مورد نظر فرهنگیان است که دهههاست بر آن اعتراض دارند و به شدت به آن حساساند.

فرهنگیان از گروههای حرفهای-صنفی هستند که بنابر عاملهایی مانند سطح سواد، نوع حرفه، تماس همیشگی با جوانان و نوجوانان و … با ابزارهای نوین ارتباطی و رسانهای آشنایی خوبی دارند و در بیش از یک دهه گذشته توانستهاند بسیاری از خواستههای خویش را با بهره گیری از این فضا پیشبرده و به نتیجه برسانند. برای نمونه در داستان رتبه بندی یکی از نمایندگان مجلس میگفت برای پیگیری آن در مجلس در یک دوره کوتاه، هزاران پیامک از سوی معلمان دریافت کرده و او در این هجوم تنها نبوده و بسیاری از همکارانش با چنین حجم پیامکی درباره رتبه بندی روبه رو بوده اند. این روند، افزون بر تشکلها و افراد مستقل و با نفوذ که در دو دهه گذشته پیگیر خواستههای فرهنگیان بودهاند، میتواند برای هر دستاندرکاری، در هر سطحی، مشکلساز باشد.
با یادآوری این موضوع خوب است که دستاندرکاران دولت تازه این هشدار را جدی بگیرند و با پافشاری بر برگرداندن حکمهای فرهنگیان، خود را به دردسر نینداخته و با یک گام اشتباه در برابر یک میلیون فرهنگی قرار نگیرند. این رویارویی افزون بر تاثیر منفی بر فرهنگیان در آستانه آغاز سال آموزشی، می تواند دولت تازه را با چالشهایی در حوزه آموزش روبه رو کند.
از قدرت رسانهای فرهنگیان باید ترسید و امیدوارم دولت در آغازین هفتههای خودش در تعامل با معلمان خطر نکند!

روستای ایستای طالقان و واریان کرج از روستاهای اسرار آمیز ایران هستند. به پاس کنجکاوی رسانهای پارسال بازدیدی ناقص از روستای افسانهای ایستا داشتم.
برای ورود به تنها روستای آبی ایران (ونیز ایران) با دکتر مهراب رجبی البرز پژوه و مشاور استاندار البرز تماس میگیرم. پس از هماهنگیهای لازم (توسط سرکار خانم افخمی دختر خاله استاد رجبی) با پلیس راه جاده چالوس و قایقرانان سدکرج بالاخره پنجشنبه با اکیپی از همکاران شهیدستان وارد این روستای به غایت بکر، زیبا و ماندگار میشویم.
پس از پیادهروی مختصری در برابر درب ویلای استاد فرهاد رجبی (همکار بازنشسته و برادر دکتر مهراب رجبی) قرار میگیریم. با استقبال استاد وارد گوشهای از بهشت برین شده و با چای هیزمی پذیرایی میشویم.
برادران رجبی از مفاخر استان البرز و کشورند. مهران رجبی بازیگر سرشناس ملی، فرهاد رجبی نویسنده کتاب فاخر آیات انسانی، و دکتر مهراب رجبی البرز پژوه نامی و از سفرای اسبق ایران در اروپا هستند.
پس از صرف صبحانه با راهنمایی استاد رجبی تا کله ظهر به واریاننوردی مشغول میشویم. کوچهباغهای روحنواز، کلبههای سحرآمیز، ویلاهای بدون در و دروازه، املاک بدون حد و مرز و دیوار کشی، انواع درختان میوه، میوههای کوهی، آبشارهای مسلسل، کوههای سر به فلک کشیده، صخرههای تند و تیز و....گوشههایی از این روستای مشرف به سد کرج است. اطلاعات کاملتر در خصوص واریان این جواهر سبز و بدون ماشین، ترافیک و دود و دم با مختصر جست و جو در اینترنت هویداست.
« بیشتر مسافرانی که از جاده چالوس، راهی شمال میشوند، روستایی را در آن سوی سد کرج میبینند؛ روستایی که هر بینندهای را کنجکاو خواهد کرد. روستای واریان، یکی از مرموزترین روستاهای ایران است که لقب تنها روستای آبی کشور را به دوش میکشد. این روستا که جزو دیدنی های استان البرز به شمار میآید، در فاصله کوتاهی از شهر کرج و تهران قرار دارد و تنها راه دسترسی به آن، از طریق قایق است.
روستای واریان ابتدا در جایی که اکنون بستر دریاچه سد کرج است، قرار داشت اما اهالی و ساکنان آن به مناطق بالاتر کوچ داده شدند و بدین ترتیب تنها راه ارتباطی آن راه آبی است. پس از پیریزی سد امیرکبیر، تنها راه ارتباطی به ده واریان گذر از دریاچه سدکرج با قایق است. در این سوی دریاچه و کنار جاده هتلی به نام هتل واریان قرار داشت که امکاناتی برای قایقرانی و اسکی روی آب نیز دارا بود.
از سال ۱۳۳۴ که سنگ بنای سد کرج گذاشته شد. در روستای واریان حدود ۵۰۰ خانوار زندگی میکردند و این روستا مرکزیت داشت و پس از ساخت سد بخش بزرگی از روستا زیر آب رفت و برای تردد اهالی باقیمانده روستا که با جاده اصلی فاصله داشتند، قایقی در نظر گرفتند که عبور و مرور تا حدودی میسر شود و در سال ۵۹ نیز پس از اقدامات جهاد سازندگی طبق قرادادی مقرر شد که سازمان آب و فاضلاب تهران برای اتصال روستا به جاده اصلی پلی بنا کند، ولی این اقدام صورت نگرفت.
واریان در قدیم شامل چند محله بود؛ محلههایی که هر یک، محل سکونت خاندان متفاوتی بودند. بهطور مثال، خاندانی که در محله کیان زندگی میکردند، با نام کیانی شناخته میشدند. کیانیها، بزرگترین و با نفوذترین خاندان واریان بودند. واریان قدیم (پیش از دهه ۱۳۴۰) به روایت کربلایی حاج غلامحسین بهرامی دارای ۱۸ محله به نامهای کیان، عبادان، پسه ده، توکلان، آهنگران، شاگیان، ساریان، جیرین سران، باغ خلیل، ایسیوول، باغ محله، قدمان، قیاسان، گریان، دومالان، مسگران، آنطرفآب و میون سرا بوده است .
در اوایل آبگیری سد کرج در آن سوی دریاچه، در ساحل غربی سد کرج و کنار جاده، هتلی به نام هتل واریان ساخته شد که امکاناتی چون قایق سواری و اسکی روی آب را در اختیار مهمانان خود قرار می داد این هتل به علت جلوگیری از آلودگی آب دریاچه تخریب شده است.
روستای واریان در حال حاضر دارای هفت محله به نامهای خراسانیان، کافر دره، خش دره، کل دره، دره وانو، دیمان جار و «هاقوری» است. هاقوری از زمینهای زراعی روستای واریان است که توسط دولت خریداری شد. متاسفانه در سالهای اخیر بهدلیل عدم رسیدگی مناسب، این زمینها خشک شده و از بین رفتهاند. محله هاقوری بهعلت برخورداری از دو درخت گردوی بسیار قدیمی، از اهمیت ویژهای در واریان برخوردار است
مجموعه سد امیرکبیر یا سد کرج بر فراز رودخانه کرج، یکی از بزرگترین سدهای جهان است و اولین سد چندمنظوره ایران به شمار میآید. این سد که بین سالهای ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۲ شمسی ساخته شده است، بهعنوان محلی تفریحی و ورزشی نیز شناخته میشود.
دریاچه چهار کیلومتری پشت سد کرج، درخشش آب و طبیعت زیبا، آبوهوای عالی و چشماندازی جادویی در دل جاده زیبای چالوس قرار دارد .»



این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

( داخل پرانتز و قبل از همه بگویم من پیش از همه چیز آن سیستم فاسدی که حق و حقوق معلمین جامعه حتی بداخلاق ترینشان را ضایع کرده و صدایشان را خفه می کند را متهم می کنم و نمی بخشم و اما بعد:)
من هیچ وقت معلمان، ناظمان و دبیران دوران مدرسه و دبيرستانم را برای خرافات و عقاید غلط و دگمی که در ذهن و ضمیرم حقنه کردند (که همین باورهای غلط از سبک زندگی گرفته تا جهان بینی و... تمام زندگی کثیری از همین دانش آموزان یعنی همان آیندگان و سازندگانِ جامعه ی انسانی را تباه کرد) نمی بخشم .
من آن ها را برای اخلاقِ و کردارِ بد و زننده و نومید کننده-شان که روح و روانم را زخمی کردند و یأسِ وجودی و نومیدی را در جانم ریختند، نمی بخشم .
من آن ها را برای باورهای خرد-ستیز و غریزه-سرکوب کن و زندگی-تباه-کنی که در جانم ریختند نمی بخشم .
من آن ها را برای به لجن کشیدن معصومیت کودکی ام به واسطه ی ناسزاهای رکیک و فحشهای کریه شان یا سیلی ها و شلاق های ناجوان-مردانه شان و اشک های مظلومانه و بی پناهِ خودم و هم-کلاسی های معصوم تر و مظلوم ترم نمی بخشم حتی اگر آنان هم ببخشند من نمی بخشم .
من آن ها را برای تحقیر نوجوانی ام، نابود کردنِ غرورام، زخمی کردنِ روحم با ایجادِ ترس و هول و هراس و وحشت از چند دقیقه دیر رسیدن یا یک خنده ی بی مورد داشتن و یا یک درس را پاس نکردن و ضعیف بودن (آن هم درسی که هیچ علاقه ای هم به آن نداشتیم و اصلا استعداد ما در چیز دیگری بود اما باید به خاطر این درس لعنتی یک سال تمام دوباره همان کتاب ها را پاس می کردیم) نمی بخشم .
من آن ها را برای خاطر آن همه اذیت و آزار و تجسس و فضولی در گوشی همراهم و دفتر خاطراتم و سپس گزارش غلط و دروغ دادن و دانش-آموز بیچاره را به عنوان ضال و مضل و فاسد و مُفْسِد فی الارض معرفی نمودن و به دردسر انداختن و اخراج کردن و... نمی بخشم .

من هرگز مدیران و ناظمان مدارس را بابت دخالت در نوع لباس پوشیدن و موی سرِ کاملا ساده ( و از نظر او فاجعه!) و بالاخره شکنجه شان بابت لایف-استایل متفاوتم نمی بخشم .
من آن ها را برای ضرب و شتم دوستانِ نوجوانِ شاد و سرشار از زندگی و آن پریشانی و اضطراب و آن اشک ها و بغض های سنگینِ پس از آن همه توهین و تشر و تحقیر را نمی بخشم...
بله من این سیستم آموزشیِ فشل و آن سردمداران دگم و متعصب و متصلب و متفرعن و متکبر و متوهم اش و شما ناظمانِ بی نظم و معلمانِ بی علم را هیچ گاه نمی بخشم...
نه می بخشم و نه فراموش می کنم .
- در هر قشری استثنایی هم هست بنابراین گفته نشود که متن ادعای اطلاق دارد و سوادی انتقام جویی و بدنام کردن معلمین و...
و صد البته که این سرزمین معلم شریف هم کم ندارد. همان ها که برای احقاق حقوق کودکان و دانش آموزانشان تا مرز اسارت و جانبازی هم رفتند (خود نویسنده شخصا مدیون چنین معلم شریفی ست که جان او را با فلسفه آمیخته است)
اما مساله اینجا مفردات نیست، مساله سیستمی ست که برخی افراد هیچ-ندان و بیمار و خشن را بدونِ هیچ نظارتی تحت عنوان آموزگار بر جامعه و نسل ها انسان تحمیل می کند.
- در این سیستم حتی اگر معلم خشگمین هم نباشد به واسطه ی حقوقی که از او ضایع می شود قطعا آسیب می بیند و این آسیب بلاشک در روح و روان دانش آموز نیز سر-ریز شده و سرایت خواهد کرد.
- شما چه خاطره ای از دوران مدرسه دارید؟ آیا اذیت و آزاری یا تجاوز و تعرضی از سمت دبیران و مدیران دوران مدرسه-تان تجربه کرده اید؟
و اینکه برای احقاقِ حقوق معلمین و همچنین کاهش خشونت در آموزش چه پیشنهادی دارید؟
کانال ابوذر شریعتی - فلسفه
گروه رسانه/
« مرتضی نظری » رئیس پیشین مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش ، در کانال تلگرامی خود با نام « تربیت و توسعه » بعضا مطالب انتقادی در حوزه آموزش منتشر می کند .
در آخرین پست این کانال به قلم ایشان چنین آمده است :
« وزیرِ تحول یا وزیرِ حفظ وضع موجود؟
مرتضی نظری
از دشواریهای تحول در آموزش و پرورش، تعدد نهادهای مداخلهگرست که اِعمال اراده آنها از سیاستگذاری تا امور جزئی مدارس را شامل میشود بنابراین در کنار سواد تخصصی و تجربه مدیریتی، عامل «جرأتورزی و شجاعت» در وزیر و تیمش اهمیت مییابد.
کدام وزیر:
وزیرِ تحول یا وزیرِ حفظ وضع موجود؟ »
اما نکته قابل تامل این جاست که آقای نظری از عکس اختصاصی « صدای معلم » استفاده کرده و لوگوی این رسانه را حذف کرده است .

روال معمول و عرف رسانه ای در دنیا چنین است که منبع عکس همچون مطالب در کنار آن ذکر می شود .
حال پرسش این است که کدام تحول ؟
وقتی مدعیان « تحول » که خود را در این زمینه صاحب نظر و متخصص می پندارند ، به چنین مسائل بدیهی و اولیه بی اعتنا هستند ، قرار است موجد کدام تحول و یا تغییر در وزارتخانه ای شوند که به نظر می رسد حتی با الفبای تغییر و احترام به قانون بیگانه اند ؟
پایان پیام/
گروه اخبار/
در پی عدم رای اعتماد به گزینه پیشنهادی ابراهیم رئیسی برای وزارت آموزش و پرورش توسط مجلس شورای اسلامی ، جمعی از اعضای هیأت علمی و کارشناسان پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش در نامه ای به رئیس جمهور خواهان ابقا و معرفی ایشان به عنوان وزیر آموزش و پرورش در دولت سیزدهم شدند .
متن کامل این نامه که در اختیار « صدای معلم » قرار گرفته به شرح زیر است .
گروه رسانه/
آن چه در زیر می آید ، گفت و گوی خبرنگار روزنامه همشهری با اعضای هیات علمی پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش در مورد « بازگشایی مدارس » است .
گروه گزارش/

تاخیر در پرداخت حقوق مرداد ماه معلمان اگرچه امر تازه ای نبوده و مسبوق به سابقه است اما موجب انتقاد و اعتراض معلمان گردید .
در حالی که وضعیت مبهم بود و مطابق معمول مقامی نسبت به این وضعیت پاسخ گو نبود خبر رسید که رئیس جدید سازمان برنامه و بودجه با افزایش حقوق معلمان بر اساس احکام جدید مخالفت کرده و خواهان پرداخت حقوق به روال سابق شده است .
در خبر چنین آمده است : ( این جا )
« بر اساس موافقت دولت روحانی با اعمال فوق العاده ویژه معلمان و ابلاغ آن توسط سازمان برنامه و بودجه، قرار بود اعمال فوق العاده ویژه طرح طبقه بندی مشاغل معلمان بر اساس بند ۱۰ ماده ۴۸ قانون مدیریت خدمات کشوری، با توجه به مصوبهی شمارهی ۱۳۸۰۹۱ /ت ۵۰۰۰۰ه تاریخ ۱۵ / ۱۱/ ۹۳ هیأت وزیران به میزان حداقل ۲۱ درصد و حداکثر ۲۷ درصدی با رعایت مفاد این مصوبه و ترتیبات مندرج در جزء (۵) بند الف تبصره ۱۲ قانون بودجه سال ۱۳۰۰ کل کشور و سایر قوانین و مقررات مربوط به آن، از ابتدای سال جاری در سقف اعتبارات مصوب پرداخت شود.
در همین راستا وزارت آموزش و پرورش با صدور احکام معلمان درصدد پرداخت این افزایش همراه با حقوق مردادماه بود که میرکاظمی، رییس جدید سازمان برنامه و بودجه، با پرداخت آن مخالفت کرده و به آموزش و پرورش دستور داده شده است که احکام صادره را اصلاح تا مجوز پرداخت حقوق مردادماه معلمان صادر شود. »
امروز وزارت آموزش و پرورش در این مورد اطلاعیه ای داد .

در این اطلاعیه آمده است : ( این جا )
« وزارت آموزش و پرورش با اعلام این که واریز حقوق مردادماه پرسنل آموزش و پرورش سراسر کشور به حساب همکاران محترم در حال انجام است، اطلاعیه را در خصوص ابهامات پیش آمده در پرداخت حقوق مردادماه فرهنگیان»، به جهت تنویر افکار عمومی، صادر کرد.
به گزارش مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، متن اطلاعیه به شرح زیر است: وزارت آموزش و پرورش از کدام رعایت عدالت در پرداخت ها به عنوان رویکرد دولت سیزدهم سخن می راند در حالی که حتی مفاد قانون برای معلمان اجرا نمی شود ؟
باسمه تعالی
همکاران عزیز؛
همان گونه که استحضار دارید در پیگیری استیفای حقوق همکاران و برقراری فوقالعاده ویژه، تلاشهای گستردهای به عمل آمد که پس از دریافت مجوز لازم با فوریت نسبت به صدور احکام اصلاحی کلیه همکاران از ابتدای سال جاری اقدام گردید.
در مسیر اجرای این مجوز و تأمین بودجه مورد نیاز، ابهاماتی برای دستگاههای مسئول پیش آمد که با نظر رئیس جمهور محترم، در دستور بررسی فوری نهادهای مسئول، برای رفع ابهام و حل مشکل قرار گرفت. از آن جائی که علیرغم پیگیریهای فراوان و تلاش مسئولان وزارت برای توضیح و تبیین موضوع، رفع کامل ابهامات تا زمان پرداخت حقوق مرداد ماه، میسر نشد. لذا برای پیشگیری از تأخیر بیشتر، پرداخت حقوق بر اساس احکام ماه قبل صورت گرفت.

با اطمینان به رویکرد دولت سیزدهم درخصوص رعایت عدالت در پرداختها، پس از رفع ابهامات، زمینه اجرای احکام در ماه آینده فراهم خواهد شد.
با پوزش از تأخیر به وجود آمده در پرداخت حقوق، تأکید میشود که خدمتگزاران شما در ستاد وزارت آموزش و پرورش از همه توان و ظرفیت خود برای صیانت از حقوق قانونی همکاران استفاده خواهند کرد.»
پرسش « صدای معلم » از وزارت آموزش و پرورش آن است که مستند ، شفاف و قانونی توضیح دهند که این " ابهامات " چه بوده و مبنای قانونی آن چیست ؟ این در حالی است که مستندات قانونی این پرداخت کاملا مشخص بوده و اظهر من الشمس است .
علاوه بر این و مطابق مستندات قانونی مسئولان و تصمیم گیرندگان باید توضیح دهند که چرا این مصوبه هیات وزیران از سال 1393 برای معلمان اجرا نشده است و این خود یک تخلف بزرگ از اجرای قانون است ؟

به عنوان مثال ؛ چگونه است که در موضوع "متناسب سازی حقوق اعضای هیات علمی دانشگاه های وابسته به وزارت علوم ، تحقیقات و فن آوری با دیگر اعضای هیات علمی (غیر بالینی) شاغل در دانشگاه های زیر مجموعه وزارت بهداشت و درمان" از آنجا که بسیاری از وزرا ، نمایندگان مجلس و... ذینفع و ذی سهم ماجرا بودند قانون به فوریت تصویب ، اعتبار لازم تخصیص و ابلاغ می شود که ناگهان حتی دریافتی استادیاران علاوه بر ضریب سال جاری حداقل پنج میلیون تومان افزایش می یابد و مطابق اظهار نظر معاون اداری، مالی و مدیریت منابع وزارت علوم میزان دریافتی اعضای هیات علمی دانشگاهها پس از همسانسازی پرداخت حداکثر حدود ۳۳ میلیون و ۷۰۲ هزار تومان و حداقل حقوق نیز ۱۲ میلیون تومان می شود ( این جا ) اما وقتی نوبت به حداقل افزایش های قانونی حقوق معلمان می رسد ، موضوع " ابهامات " مطرح می گردد ؟
وزارت آموزش و پرورش از کدام رعایت عدالت در پرداخت ها به عنوان رویکرد دولت سیزدهم سخن می راند در حالی که حتی مفاد قانون برای معلمان اجرا نمی شود ؟
آیا این توهین مستقیم به شعور فرهنگیان نیست ؟
پایان گزارش/
گروه رسانه/
انصاف نیوز نوشت :

با گذشت دور روز از شهریور ماه، هنوز حقوق بیش از نهصد هزار نفر از معلمان سراسر کشور پرداخت نشده است.
بر اساس موافقت دولت روحانی با اعمال فوق العاده ویژه معلمان و ابلاغ آن توسط سازمان برنامه و بودجه، قرار بود اعمال فوق العاده ویژه طرح طبقه بندی مشاغل معلمان بر اساس بند ۱۰ ماده ۴۸ قانون مدیریت خدمات کشوری، با توجه به مصوبهی شمارهی ۱۳۸۰۹۱ /ت ۵۰۰۰۰ه تاریخ ۱۵/۱۱/۹۳ هیأت وزیران به میزان حداقل ۲۱ درصد و حداکثر ۲۷ درصدی با رعایت مفاد این مصوبه و ترتیبات مندرج در جزء (۵) بند الف تبصره ۱۲ قانون بودجه سال ۱۳۰۰ کل کشور و سایر قوانین و مقررات مربوط به آن، از ابتدای سال جاری در سقف اعتبارات مصوب پرداخت شود.
در همین راستا وزارت آموزش و پرورش با صدور احکام معلمان در صدد پرداخت این افزایش همراه با حقوق مردادماه بود که میرکاظمی، رییس جدید سازمان برنامه و بودجه، با پرداخت آن مخالفت کرده و به آموزش و پرورش دستور داده شده است که احکام صادره را اصلاح تا مجوز پرداخت حقوق مردادماه معلمان صادر شود.
پایان پیام/

جامعه ۲۴- اواسط مرداد ماه بود که وزیر آموزش و پرورش حسن روحانی، رییس دولت دوازدهم اعلام کرد که «تقریبا ۳۰ درصد از مدارس، جمعیت کمتر از ۵۰ دانشآموز دارند و به شرط رعایت فاصله اجتماعی بدون مشکل میتوانند سال تحصیلی را حضوری آغاز کنند، برخی مدارس در شهرها تراکم بالاتری دارد و اگر ملزم به رعایت فاصله اجتماعی باشیم، دانشآموزان را در طول هفته تقسیم میکنیم.
سال گذشته هم تجربه کسب کردهایم و دستورالعمل مقامات بهداشتی مورد توجه قرار خواهد گرفت.» او اعلام کرد که «تصمیمگیری درباره این موضوع بر عهده ستاد ملی مقابله با کرونا است، اما با این حال مطالعات گسترده جهانی و تجربه غالب کشورها حاکی از آن است که مخاطرهای متوجه دانشآموزان نیست، اما دور بودن از مدرسه مخاطرات قطعی دارد». « آموزش مجازی بسیار ناکارآمد است . »
اما در جلسه روسای کمیتههای تخصصی ستاد ملی مقابله با کرونا که روز جمعه برگزار شد اعضا تصمیم گرفتند تا ابتدا تمام شرایط و زیرساختهای بهداشتی ضروری، نظیر تامین استانداردهای مطلوب سرویسهای بهداشتی در مدارس، ایجاد امکان رعایت حداقل تراکم در کلاسهای درس، تهویه کلاسها، واکسیناسیون معلمان و کادر اداری، واکسیناسیون والدین دانشآموزان و در صورت تامین واکسن، واکسینه کردن آن دسته از دانشآموزان که دارای بیماریهای زمینهای هستند، انجام شده و سپس درباره دایر شدن حضوری کلاسهای درس تصمیمگیری شود. بر این اساس ، سال تحصیلی جدید از ابتدای مهر آغاز خواهد شد، اما آموزش حضوری تا فراهم شدن شرایط بهداشتی مقرر به تعویق خواهد افتاد.
این در حالی است که مجازی شدن آموزش در مدارس و دانشگاههای کشور ضربه سهمگینی به مقوله آموزش و فرهنگ دانشآموزان و دانشجویان وارد کرده و میکند که تبعات منفی آن ـ اگر جبران نشود ـ نه در روزهای آتی بلکه تا سالهای متمادی خود را نشان خواهد داد.
همزمان بسیاری از والدین براین باورند کرونا و آموزش غیر حضوری بیشتر در دانشآموزان ابتدایی اثر گذاشته و با توجه به تغییر کتابها و تخصصی بودن آنها اغلب والدین نمیتوانند آن گونه که باید در فراگیری دروس به آنها کمک کنند. محروم ماندن دانش آموزان از فضای شاد مدرسه و تلاش برای یادگیری، زندگی دسته جمعی و حضور در اجتماع از دیگر مشکلاتی است که آموزش غیر حضوری برای دانش آموزان ایجاد کرده است.
اما پرسشی که مطرح میشود این است که چرا بعد از گذشت دو سال از تجربه مجازی آموزش در کشور و نقدهای گسترده بر آسیبهای آموزش غیرحضوری، تلاشی برای پیدا کردن راهحلی جهت برگزاری کلاسها به صورت حضوری با نگاه به تجربه سایر کشورها صورت نگرفت؟ این در حالی است که مطابق با اعلام وزارت آموزش و پرورش؛ سه میلیون دانش آموز از گردونه تحصیل خارج شدند. بیشتر آنها کودکان یا نوجوانانی هستند که یا به ابزار هوشمند مثل موبایل و تبلت دسترسی ندارند یا در مناطقی زندگی میکنند که اینترنت در آنجا نیست.

علی پورسلیمان، کارشناش آموزش و پرورش در واکنش به این موضوع در گفت و گو با جامعه ۲۴ میگوید: از زمانی که بحران شیوع ویروس کرونا به صورت رسمی از طرف مقامات دولتی اعلام و متعاقب آن مدارس از ابتدای اسفند ۹۸ تعطیل شد، وزارت آموزش و پرورش به قول خودش در برابرش غافلگیر شد. البته این غافلگیر شدن فقط مختص ایران نبود بلکه خیلی از کشورها، چون در برابر یک موقعیت تعریف نشده یا غیر قابل پیشبینی قرار گرفته بودند، با چنین وضعیتی رو به رو شدند.
او ادامه میدهد: اما نکته مهم این است که آنها به خاطر وجود زیرساختهای مهم آموزش به ویژه در آموزش آنلاین یا مجازی و از طرف دیگر به خاطر ساختار و پیکربندی درست که برای آموزششان تعریف کردهاند، خیلی سریع توانستند خودشان را با شرایط جدید زیست کرونایی تطبیق بدهند.
این کارشناس اضافه میکند: مدارس این کشورها مدتی تعطیل شد، اما به هر صورت سعی کردند بر اساس تقویم آموزشی کلاسهای خودشان را ادامه دهند. درست است که در سند تحول بنیادین اشاره شده که باید آموزشهای الکترونیک و آنلاین در انواع آموزش تعریف شوند و از طرف دیگر هم قبلاً تجربه مدارس هوشمند را داشتهایم، اما به خاطر نبود زیرساختها و مهمتر از آن نمایشی بودن کارها با شرایط خوبی روبه رو نشدیم. متأسفانه کرونا خودش را به نظام آموزشی ایران تحمیل کرد.
او با بیان اینکه وزارت آموزش و پرورش در این زمینه برنامه مشخصی نداشته و قاطعیت و اراده لازم برای اجرای برنامههای خودش ندارد، میگوید: وزارت آموزش و پرورش سه بار تصمیم گرفت که مدارس را بازگشایی کند، اما متأسفانه اراده و قاطعیت لازم برای بازگشایی مدارس نداشت و این موضوع موجب بیاعتماد شدن خانوادهها و ذینفعان آموزش نسبت به عملکرد آموزش و پرورش شد.
پورسلیمان با بیان اینکه این بیاعتمادی باعث شد خانوادهها بعضاً نگذارند دانشآموزان در مدارس حضور پیدا کنند، تاکید میکند: مهمتر از آن در این مدت ۱۹ ماهه متأسفانه وزارت آموزش و پرورش برنامه خاصی برای ارتقای بهداشت مدارس نداشته است، یعنی میزان بودجهای که برای ارتقای بهداشت مدارس برای مقابله با کرونا اختصاص داده بودند، بودجه کافی نبود. ما در حال حاضر صد و ده هزار مدرسه در کل کشور داریم، بودجهای که اختصاص داده بودند به اندازه مواد ضد عفونی کننده ساده هم نبود چه برسد به اینکه بخواهند سرویسهای بهداشتی را تجهیز کرده و یا اقدامات بهداشتی ویژهای انجام دهند.

او ادامه میدهد: از سوی دیگر در خیلی از کشورها تا جایی که اطلاع دارم بحث واکسیناسیون معلمان و دانشآموزان را در اولویت خود قرار داده و توانستند با یک برنامه حساب شده و منظم مدارس را سر پا نگه دارند. برای سیستم آموزشی متأسف هستم که دو سال تعطیل است و هیچ کدام از مقاماتش پاسخ گو نیستند و مشخص نیست قرار است با بیش از سه میلیون دانشآموزی که از چرخه تحصیل باز ماندهاند چه کار کنند؟ قطعاً اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، میزان دانشآموزانی که از چرخه تحصیل خارج خواهند شد افزایش خواهد یافت و این در مجموع باعث بحران در آینده نظام آموزشی خواهد بود.
این کارشناس آموزش و پرورش در پاسخ به پرسش جامعه ۲۴ که آیا امیدی به بازگشایی مدارس طی سال تحصیلی جدید هست یا خیر میگوید: با توجه به سابقهای که در بدنه آموزش و پرورش میبینم بیاعتمادی وسیع و فراگیری که خانوادهها نسبت به عملکرد آموزش و پرورش دارند بعید میدانم که بخواهد در مهرماه بازگشایی مدارس به صورت حضوری انجام بگیرد. ضمن اینکه وزارت آموزش و پرورش خودش فاقد استقلال حرفهای و اراده نافذ برای پیگیری امور است. متأسفانه استقلال آموزش و پرورش توسط دیگران نادیده گرفته میشود و بعضاً افرادی میآیند در مورد آموزش اظهارنظر میکنند که فاقد تخصص و به نظر من شایستگی لازم هستند. به خاطر نبود زیرساختها و مهمتر از آن نمایشی بودن کارها با شرایط خوبی روبه رو نشدیم. متأسفانه کرونا خودش را به نظام آموزشی ایران تحمیل کرد.
مدیرمسوول سایت صدای معلم اظهار میکند: این افراد تأکید میکنند که مدارس باید تعطیل باشند، اما مابقی فعالیتها پابرجا است، یعنی آموزش و مدارس آنقدر دیوارش کوتاه است که باید مدارس تعطیل باشند گویی مدارس باعث شیوع کرونا هستند و نقاط دیگر نیستند.
او اضافه میکند: از طرفی خود بدنه آموزش و پرورش یا معلمان نیز به اعتقاد من همراهی لازم برای بازگشایی مدارس نداشته و مقاومت میکنند. بدون تعارف بگویم که معلمان در ایجاد جو بدبینی خانوادهها نسبت به این مسئله تأثیرگذار بودند. متأسفانه در دو سال اخیر مطالبه معلمان به جای آنکه در زمینه ارتقای وضعیت بهداشتی مدارس و مطالبه و پرسشگری معلمان در زمینه واکسیناسیون دانشآموزان و معلمان باشد، معطوف به تعطیل کردن مدارس و استمرار آن بوده است و به نظر من این یک مشکل فرهنگی در جامعه است که باید یک فکر اساسی برای آن شود.
پورسلیمان میگوید: وقتی ستاد مقابله با کرونا درمورد مثلاً اصناف و یا مشاغل تصمیم میگیرد به دلیل مسائل اقتصادی مقاومت میکنند، اما تنها جایی که به شدت از تعطیلی استقبال شده و خیلی هم شادمان میشوند، متأسفانه مدارس و دانشگاهها هستند که این وضعیت به نظر من بیشتر از آنکه یک مشکل مربوط به کرونا باشد، یک مشکل فرهنگی است و باید در مورد آن آسیبشناسی شود.

محمدرضا نیکنژاد، معلم باسابقه آموزش و پرورش و فعال حقوق صنفی نیز در واکنش به این موضوع به جامعه ۲۴ میگوید: زمانی که هیچ درایتی در برخی مسوولان برای ریشهکردن کردن شیوع این ویروس در کشور نمیبینیم، نمیتوانیم انتظار داشته باشیم برای آموزش و پرورش اولویتی قائل باشند و به سمت و سویی بروند که آموزش حضوری از سر گرفته شود.
او با بیان اینکه مسوولان آموزش و پرورش اقدامات زیادی میتوانستند برای مهیا کردن مدارس انجام دهند، ادامه میدهد: کشورهای دنیا راهکارهای زیادی را برای آموزش حضوری به ویژه مقاطع پایه انجام دادند، زیرا آمارهای جهانی به شدت ناکارآمدی آموزش مجازی را برای سطوح پایه نشان داده و نهادهای جهانی سفارش میکنند که کشورها به سمت آموزش حضوری بروند.
این کارشناس حوزه آموزش تاکید میکند:، اما مسوولان ما به این سمت نرفته و در این مسیر کاری نکردند. برای مثال در برخی کشورها از آنجایی که ارتباطگیری کودکان با فضای مجازی سخت است، آموزش دانشآموزان مقاطع بالاتر را مجازی و غیر حضوری کرده و از فضای مدارس آنان برای آموزش دانشآموزان مقاطع پایینتر استفاده و بچهها را پخش کرده بودند تا تراکم کلاسی را پایین بیاورند.
نیکنژاد اضافه میکند: همزمان درمانگاههای سیاری در محدوده مدارس درست کردند تا به صورت مکرر از دانشآموزان تست گرفته شود و نظارتهای دقیقی بر رعایت پروتکلها صورت گیرد. اگر کشوری بخواهد و برایش اولویت باشد به سمت فراهم کردن شرایط جهت آموزش حضوری خواهد رفت.

او تاکید میکند: مسوولان هنوز نتوانستند شیوع کرونا را مدیریت کنند و انصافا نباید انتظار داشته باشیم که مدارس حضوری شوند؛ اما راهکار وجود دارد و کشورهای دیگر به کار بستند و حداقل بچهها در سطح پایه از آموزش حضوری بهرهمند میشوند و این مسئله، آسیبهای جدی آموزش مجازی را تا حدودی کاهش دادند.
این معلم با سابقه آموزش و پرورش در پاسخ به این پرسش که در این صورت چه پیشبینی درباره شرایط تحصیلی دانشآموزان میشود متصور بود، اظهار میکند: دولت دوازدهم مدام شعار میداد که اولویتش آموزش حضوری است، اما اینکه چه کاری برای آموزش حضوری انجام داده مشخص نیست، اما با این وضعیت شیوع سویه دلتا خیلی نباید انتظار داشت که کلاسها حضوری باشد. اغلب معلمان دوز اول واکسن را دریافت کردهاند، اما ما نمیتوانیم ۱۴ میلیون دانشآموز را مجبور به حضور کنیم و مدارس را منشا شیوع گسترده کنیم. اولویت با جان دانشآموزان است.
نیکنژاد میگوید: برکسی نه در ایران و دنیا پوشیده نیست که آموزش مجازی بسیار ناکارآمد است. زیرساختهای لازم در ایران وجود ندارد و شاد واقعا نتوانسته آنچه که در آموزش مجازی باید و شاید را پیش ببرد. به همین دلیل اولویت با آموزش حضوری است.
او با بیان اینکه آموزش غیرحضوری آسیبهای بلند مدت و زیادی خواهد داشت، اظهار میکند: اما درعین حال چشمانداز مثبتی تا زمانی که حداقل ۷۰ درصد کشور واکسینه نشوند و مرگ و میر کاهش پیدا کند نمیشود داشت.
پایان گزارش/