صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

جزوه محوری در دانشگاه فرهنگیان و بی تفاوتی مسئولان دانشگاه

از بهمن ماه ۱۳۹۹ که دوره مهارت آموزی مشمولین تبصره ۱۰ ماده ۱۷ در دانشگاه فرهنگیان شروع شده است، جدای از مشکلات اساسی و زیرساختی نسبت به ثبت نام و انتخاب واحد تا تشکیل و زمان برگزاری کلاس ها، مسائلی به چشم می خورد که هرچند برای دانشجو معلمان از زمان تاسیس این دانشگاه تا به امروز امری بدیهی و طبیعی به نظر می رسد و در گفت و گو ها آن را جزئی از شرایط دوران تحصیل خود بیان کرده ، به آن می خندند، لیکن از منظر آموزشی بسیار مهم است. این که جزوات و منابع معرفی شده ی چارت درسی در حاشیه و بخش صوری آموزش قرار گرفته و در خارج از کلاسِ درس ، بُعد دیگری از حضور مافیا را شکل داده باشند و این تعداد با هویت های حقیقی و حقوقی به راحتی وارد فضای دانشگاه شده و از موقعیت سوء استفاده کنند، نیاز به بررسی دارد.

در این باره کمی باریک تر شویم ؛

می بینیم که از سنوات گذشته میزان آلودگی فضای مدرسه و حضور گسترده کتب کمک آموزشی و کلاس های فوق برنامه ، تا چه حد رشد داشته و تزریق آلایندگی توسط حامیان مافیا ،چگونه جامعه تحت تعلیم را به عقب رانده است.

درباب جزوات و منابع معرفی شده به مهارت آموزان هم همین روند پیش رو ست. روی سایت ftp یک سری جزوه و فیلم است. در کلاس‌های رفع اشکال از جزوات دیگری رونمایی می شود و در گروه های خودمانی مهارت آموزان نیز جزواتی تحت عنوان تسهیل گر خودنمایی می کنند.

آنچه قابل توجه قرار می گیرد این است که برخی اساتید جزواتی که در خارج از درگاه سایت دانشگاه به مهارت آموزان معرفی می شود را مورد تایید خود قرار داده و مستقیم و غیر مستقیم نسبت به تبلیغ آنها کمک می کنند. هرچند هیچ کدام از این جزوه محوری ها حول منبعی به نام کتاب نمی چرخد، اما مهارت آموزان به دلیل آنکه چشم و گردن هایشان توان دیدن و خواندن فیلم ها و جزوات موجود در سایت را ندارد، اقدام به تهیه ی دستاوردهای منفعت طلبانه سودجویان کرده و برای دریافت آن حاضرند هزینه های گزاف نیز بپردازند.

برای دانشگاهی که مرکز تربیت معلم است و می باید در رفع مشکلات سیستم آموزشی تلاش کند این مسئله فاجعه محسوب می شود. اگر به این مشکل ریشه ای نگاه کنیم، همین مهارت آموزان و قبولی های آزمون ماده ۲۸ که برای استخدام خود در آموزش و پرورش متوسل به جزوات غیر منسجم و گرفتن پشتیبان برای آزمون ها می گردند، مسلماً در کلاس درس نیز الگوی نامناسبی برای ارجاع دانش آموزان به یادگیری مواد آموزشی غیر استاندارد در آموزشگاه ها و موسسات غیر دولتی و همین طور استفاده از تالیفات افراد حقیقی و حقوقی غیر حرفه ای در زمینه ی آموزش و در نتیجه تضعیف کتب درسی خواهند بود و مسئولین دانشگاه فرهنگیان در شگل گیری این اتفاق نقش کلیدی دارند.

جزوه محوری در دانشگاه فرهنگیان و بی تفاوتی مسئولان دانشگاه

متاسفانه مهارت آموزان تمام هم و غمشان قبولی در پودمان ها و گرفتن حکم پیمانی است و این تلنگرها را نوعی مزاحمت در پیشبرد اهداف خود می‌دانند. هر چند برای شیرین نمودن خود در چشم مربیان، در دوره های آموزشی، زیاد از روشهای جذب دانش آموزان پرسشگر و مطالبه‌گر به کلاس درس برای اساتید توضیح می‌دهند ولی حتی توان شنیدن و انتقاد و پرسشگری را از دوستان و همکاران، در قبال عمل اشتباه خویش ندارند و با سرکوب و طرد منتقدان خود، روند خطا را مستحکم تر می کنند.

باید گفت که این خانه از پای بست ویران است ؛ اگر مجلس شورای اسلامی، شورای عالی انقلاب فرهنگی و کمیته تدوین آیین نامه در وزارت آموزش و پرورش به برگزاری آزمون قبل از ورود به آموزش و پرورش برای تمام گروه های مشمول اتفاق نظر داشتند، راه را پیچیده تر و خطرناک تر نمی کردند و این معضل را به وجود نمی آوردند. قطعا در ضربه زدن به سیستم آموزش و پرورش بی تقصیر نیستند و این را در آینده عده ای به قضاوت خواهند نشست.

آنچه مهم است و به خوبی قابل لمس بوده، رانت و نفوذ افرادی ست که به طرق مختلف و حتی بدون مجوز ، وارد عرصه شده‌ و به اسم کمک به مهارت آموزان برای قبولی در پودمان ها، اقدام به تهیه جزوه و نمونه سوالات مختلف با آب و رنگ جذاب نموده و در نتیجه آنان را از مسیر صحیح دانش افزایی و مطالعه دور می‌کنند.

البته مهارت آموزان این افراد را دوست دارند. از دور زدن قانون همگان راضی اند. توجیهشان هم این است که ما سال ها رنج دیده ایم و حقمان نیست که در این دوره شرکت کنیم.

اینکه زبان عده ای دراز باشد که اجبار نیست. عقل داری می توانی استفاده کنی یا نه، ساده ترین جوابی ست که بدون تامل در عمق فاجعه و فراکنی می توان بیان کرد.

سوال اینجاست که اگر این جزوات مورد تایید اساتید و دانشگاه می باشد ،چرا در سایت دانشگاه به جای جزوات معرفی شده از سوی سازمان مرکزی بارگذاری نمی گردد تا همه با خیال آسوده از آن استفاده کنند؟

 جزوه محوری در دانشگاه فرهنگیان و بی تفاوتی مسئولان دانشگاه آیا تاکنون به این موضوع فکر کرده اند که این موسسات همکار، مجوز دارند یا خیر؟ کاربری دقیق آنها چیست؟ جالب است که پیش چشمشان هم چاپ و نشر می شود و خود را بی اطلاع می دانند!

چگونه است که برخی از مسئولان دانشگاه می گویند به ما مربوط نمی شود دانشجویان یا مهارت آموزان این جزوات را از کجا تهیه می کنند اما به جزئی‌ترین مسائل شخصی دانشجویان از پیراهن آستین کوتاه ، کفش و مدل مویشان کار دارند و به خاطر همین مسائل ساده ( طبق گفته های دانشجویان) به کرات به حراست و هسته گزینش کشانده می شوند؟

عدم توجه و پیگیری ویژه مسئولین دانشگاه فرهنگیان نسبت به معضل و مشکلات ریشه ای در یادگیری آموزش و ارائه منابع موثق و مشخص به دانشجویان اهمیت تعلیم و تربیت را زیر سوال برده و بی اعتنایی آنان به ورود مافیا به هر شکل در سیستم آموزش ، مستوجب اضمحلال بنیه ی آموزشی و فرهنگی آموزش و پرورش می شود.

باید گفت که تاکنون کسی در این باره پاسخگو نبوده است و این خود صحه بر گفته‌های دانشجویان می باشد.

شایان ذکر است برخی از این سودجویان با توجه به شناختی که از مهارت آموزان معرفی شده به دانشگاه از آزمون داخلی ۲۰ تیر ماه ۱۳۹۸ دارند ، با آگاهی از آسیبی که به این گروه تحمیل کرده اند، فعالیتشان را گسترش داده و منافع خود را دنبال می کنند.

عقل سلیم به نیتشان شک می کند .

مگر می شود گروهی با داشتن مجوز فعالیت، ساعت ها همراه با تیمی از دکتر مهندسان برای نوشتن و خلاصه نویسی فیلم ها و جزوات موجود در سایت دانشگاه به جای مهارت آموزان وقت بگذارد و حاصل آن را فی سبیل الله در اختیار آنان قرار دهد؟

آیا در این وضعیت بحران اقتصادی کشور، چنین چیزی از نظر منطقی قابل پذیرش است؟

چرا با وجود اطلاع دانشگاه فرهنگیان از این موضوع ،اقدامی صورت نگرفته و در مقابل این مسئله سکوت اختیار کرده‌اند؟

به چه دلیل مسئولین دانشگاه فرهنگیان از جایگاه این دانشگاه نسبت به تربیت معلمانی که قرار است حداقل سی سال الگوی فرزندان این کشور در جلوگیری از رانت خواری، تخلف و فساد باشند تا این قدر بی تفاوت و بی خبر است ؟ نکند از حفظ ساحت های سند بنیادین خسته شده اید و بار مسئولیت بر دوشتان سنگینی کرده است و از پا افتاده اید؟

چرا در برگزاری دوره ها، سازمان مرکزی ، کتاب های مرتبط و تایید شده در وزارت علوم را به عنوان منبع در سایت قرار نداد تا سوء استفاده را به حداقل برساند؟ مگر مطالعه کتاب و داشتن منبعی مناسب برای سالیان متوالی و ارجاع مکرر معلمان برای یادآوری نکات آموخته شده به همان منبع، چه ضرری دارد که باید جزوه و فیلم های متعدد روزنه را برای سودجویان مهیا سازد؟

تشت رسوایی این قبیل اتفاقات باید چه موقع بریزد، تا مسئولین حساب کار دست شان بیاید ؟

لطمه شدیدی که به دانش آموزان کنکوری وارد شده است برای نگاه عاقلانه به این موضوع کافی نیست؟

یقینا خوب می دانید که مجازی شدن آموزش و برگزاری آزمون ها به صورت آنلاین، فضا را برای سودجویان بیش از پیش مهیا ساخته است و با اعمال نفوذ خود می توانند اهداف پشت پرده را دنبال کرده ، سیستم آموزشی و به روند تعلیم و تربیت آسیب بزنند. از این ماجرا چقدر شادمانید؟

مصاحبه کردن و پاسخگویی به خبرنگاران را هم خطری برای موقعیت خویش می دانید و همواره در حال فرارید! احساس مسئولیت و تعهد شما را کجا باید دید؟

جزوه محوری ؛ آسیب اجتماعی بزرگی ست که حداقل طی دو دهه اخیر گریبانگیر آموزش و پرورش و دانشگاه ها شده است. متاسفانه افرادی که تحت عنوان راهبران سنجش و کارشناسان حوزه آموزش و پرورش فعالیت می‌کنند در مورد این قبیل خرید و فروش سوالات و جزوات در دانشگاه ها و بالاخص دانشگاه فرهنگیان نقدی به میان نمی آورند. این سکوت دردناک است.

اگر خوب دقت کنیم مافیای کنکور را همان کسانی پرورش دادند که در مقابل جزوه محوری ها در دانشگاه‌ها و مدارس و همین طور موازی‌کاری های بیهوده در مقابل تدریس معلم در مدرسه سکوت کردند. نمی توان چشم پوشی کرد. کودکان و نوجوانان را در دام انداختید و در آینده خواهی نخواهی باید پاسخگو باشید. چگونه است که برخی از مسئولان دانشگاه می گویند به ما مربوط نمی شود دانشجویان یا مهارت آموزان این جزوات را از کجا تهیه می کنند اما به جزئی‌ترین مسائل شخصی دانشجویان از پیراهن کوتاه آستین، کفش و مدل مویشان کار دارند و به خاطر همین مسائل ساده ( طبق گفته های دانشجویان) به کرات به حراست و هسته گزینش کشانده می شوند؟

جمعی از مهارت آموزانی که با این اوصاف معلمان آینده خواهند بود، در مقابل تفکر و نگاه عاقلانه و موضع همکاران منتقد به این معضل، آنان را متهم حاشیه‌سازی می‌کنند، در حالی که خوب می دانند علیرغم مشمول شدن در یک ماده قانونی ، برای رسیدن به مهم‌ترین شغل اجتماعی و فرهنگی جامعه تاکنون از روش های کاملاً ناصوابی بهره برده اند.

باید توجه داشت که محتوای کتاب و منابع آموزشی جوراب و زیرپوش نیست که شخصی بدون قانون و مجوز ، صرفا با رابطه ،تولید نموده و در مترو و اتوبوس به فروش برساند. بلکه باید با نگاهی تخصصی در سازمان پژوهش و برنامه ریزی کتب درسی تالیف و تدوین شده و به تایید مراجع ذی صلاح برسد.

امید است دستگاه های بازرسی و نظارتی، چنانچه دلسوز آموزش و پرورش هستند، در چشم انداز خود، مسئولیت نظارت بر موسسات غیرقانونی و بدون مجوز را در دستور کار قرار داده و بررسی بر روی موسسات مجاز را نیز، صرفا بر اساس اهداف اساسنامه و کاربری تعیین شده ، بیش از گذشته کنترل نمایند.

جزوه محوری در دانشگاه فرهنگیان و بی تفاوتی مسئولان دانشگاه


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

جزوه محوری در دانشگاه فرهنگیان و بی تفاوتی مسئولان دانشگاه

منتشرشده در یادداشت

گروه رسانه/

آن چه در زیر می آید ، مقاله ای از برتراند آرتور ویلیام راسل، فیلسوف ، ریاضی‌دان، مورخ، جامعه‌شناس، نویسنده، فعال سیاسی و برنده جایزه ادبی نوبل و فعال صلح‌طلب بریتانیایی با عنوان " معلم کیست و وظیفه او چیست " است که توسط دکتر محمدوحید دستگردی در نامه ی ماهانه ادبی ، تاریخی ، علمی و اجتماعی « ارمغان » در تیر ماه 1352 شماره چهارم منتشر گردیده است .

منتشرشده در دیدگاه

شهرک کوثر فرهنگیان پاکدشت و بلاتکلیفی معلمان

در اینکه قانون، ضامن سلامت و بقای جامعه است شکی نیست. و در اینکه اجرای دقیق و موبه‌موی قوانین نقش مهمی در حفظ منافع عمومی و استیفای حقوق خصوصی افراد دارد نیز حرفی نیست. اما باید توجه داشت که بسیاری از قوانین معمولاً در فضایی تئوریزه شده و اغلب در پی بروز نقص و نارسایی و بحران و تحت تأثیر شرایط اضطراری و جوّ روانی ناشی از حوادث و اتفاقات و مشکلات و بحران‌ها و یا در فضایی آرمانی و مملوّ از ایده‌آل‌های ذهنی و گاهی هم فرسنگ‌ها دور از واقعیت‌های عینی، در قالب واژه‌ها و اصطلاحات و عبارات کلیشه‌ایِ سفت و سخت و جدی و انعطاف‌ناپذیر منعقد می‌گردند و علیرغم محکم و متقن و منطقی بودن‌شان‌، گاهاً نمی‌توانند مفیدِ مطلق باشند. چه بسا بعضی مواقع، توقف بر سر برخی واژه‌ها و اصطلاحات و عبارات حقوقی مندرج در متن قانون و اصرار بر اجرای موبه‌موی آنها نه تنها منتج به خیر و فایده نمی‌شود بلکه ممکن است به خسارت و شرارت و خشونت نیز ختم گردد.

اینجا یکی از راههای پیشگیری از منتهی شدن قوانین و مقررات حقوقی به خسارت و شرارت و خشونت، توجه به باید و نبایدهای اخلاقیِ انسان دوستانه و وضع تبصره‌های اخلاقی تعدیل کننده و دلسوزانه متناسب با شرایط تاریخی و جغرافیایی‌ست. در واقع، آنچه یک قانون محکم و متقن و منطقی را مضرّ و منحط می‌کند، گره زدن آن به کلمات و اصطلاحات و عباراتِ کلیشه‌ای و باورهای دگم و جزمی و خشک و مقدس و نامنعطفِ متکی به آن عبارات است. اما همواره در هر عرصه‌ای راه‌هایی برای نجات از دام جزمیّت و خشک‌اندیشی وجود دارد؛ راههایی که در پرتو اندیشه‌‌های سیال و اذهانِ رها از زنجیرِ واژه‌ها و ترکیبات و عبارات ساخته می‌شوند و با استعانت از خرَد جمعی‌ و نگاه‌های واقع‌بین، صاف و هموار می‌گردند. چنین راههایی هم به خروج از بن‌بست‌ها و حفظ شأن و اعتبار و آبروی قانون و اعتلای آن می‌انجامند و هم منافع معقولِ افراد و جامعه را تأمین می‌کنند. مهم است بدانیم که برای نیل به چنین دستاورد درخشانی اصلاً لازم نیست دیواری فرو بریزد و ساختاری درهم بشکند فقط کافی‌ست مجریان قوانین، جهان‌بینی خود را کمی فراتر از حصار قالب‌ها و کلیشه‌ها گسترش دهند.

مثلاً جایی که زمین لغزیده و جاده را مسدود کرده است، عبور و مرور از روی خط ممتد و حتی حرکت در مسیر مخالف، مجاز شمرده می‌شود. در چنین شرایط خاصی، این عقل سلیم و اندیشه‌ی سیال و نگاه واقع‌بینانه و تبصره‌ی اخلاقی خیرخواهانه است که قانون منع عبور از خط ممتد را استثنائاً نادیده می‌گیرد تا بحرانی دیگر بر بحران موجود افزوده نشود. حال تصور کنیم که مأمور پلیسِ حاضر در محل، به هیچ‌وجه از اجرای قانون و مقررات مندرج در کتاب آیین‌نامه‌ی راهنمایی و رانندگی کوتاه نیاید و در چنین شرایط بغرنجی عبور از خط ممتد را نقض قانون قلمداد کند ، در آن حالت هر چند آن پلیسِ قانون‌مند بر اجرای دقیق قانون پافشاری کرده، اما با آن قانون‌مندی نابه جای خود، هرج و مرج بزرگتری درست کرده و عسر و حرَج بیشتری را برای عابران پدید آورده است.

توقیف یک خودرو در یک کوره‌راهِ بی‌عبور که راننده‌ی آن تند می‌راند تا بدون فوت وقت، داروی حیات بخشی را به بیماری در ده‌کوره‌ای برساند نیز یکی از موارد اسراف در مصرف قانون و استفاده‌ی خرابکارانه از قانون است. جرم انگاری سرعت زیادِ آن راننده‌ در آن کوره‌راهِ بی‌عبور و در آن شرایط اضطراری و مبادرت به توقیف اتومبیل وی با برچسبِ سرعت غیرمجاز بدون توجه به نقش نجات‌بخش او در آن رویداد، در واقع نوعی زیاده‌روی در اعمال قانون و تشدید بحران و تهدید جان بیمار است نه چیز دیگر.

لذا گاهی به کارگیری اندیشه‌ی سیال و افزودن تبصره‌های اخلاقی در ذیل مواد قانونی و محاسبه‌‌ی سود و زیان ناشی از اجرای موبه‌موی دستورات مندرج در متن قوانین و انعطاف در اعمال مقررات متناسب با ویژگی‌های جغرافیایی و شرایط زمانی و مکانی، به اندازه‌ی خود قوانین و مقررات، در حفظ منافع عمومی و خصوصی افراد و تأمین خیر و صلاح و آسایش و آرامش و امنیت جامعه اهمیت پیدا می‌کند. به عبارت دیگر، توجه به زمینه و زمان و مکان رویدادها و امعان نظر در اعمال قوانین و تخفیف و انعطاف در اجرای فرامین، نه تنها نقص و کاستی به همراه نخواهد داشت، بلکه موجب تکوین و تکمیل قوانین و مقررات و زیبایی خروجی‌ آنها نیز خواهد شد. و باز به عبارتی دیگر، توجه به تاریخ و جغرافیای رخدادها و دیدن بایدها و نبایدهای اخلاقی در کنار قرائت حقوقی‌ از قوانین، نه تنها نقض قانون و فرامین قانونی و رفتار فراقانونی نیست، بلکه رفتاری هوشمندانه و انسان‌دوستانه برای رفع محدودیت‌های قانون و افزایش محبوبیت فرمان‌های قانونی‌ و ترفیع جایگاه قانون است.

سرگذشت شهرک کوثر فرهنگیان پاکدشت نمود بارزی از حاکمیّت دگماتیسم قانون، و مالکان زمین در این شهرک، مصداق‌های روشنی از قربانیان مدیریت لَخت و ایستا و جزم‌اندیش و مطلق‌گرا و درمانده در کشور است.

شهرک کوثر فرهنگیان پاکدشت و بلاتکلیفی معلمان

این شهرک، مشتمل بر ۱۰۵۹ قطعه زمین مسکونی است که در زمینی به وسعت ۵۸ هکتار در ضلع شمالی شهر پاکدشت جانمایی شده و به طور یکپارچه به محدوده‌ی قانونی شهر متصل است و کاملاً در حریم شهر واقع شده است. لذا ایجاد خدمات زیربنایی از قبیل آب و برق و گاز و مخابرات و... هیچ هزینه‌ی اضافی ناشی از مسافت نداشته و از این نظر نیز یکی از مناسب‌ترین نقاط شهرستان برای تولید مسکن و کاهش فشار کمبود مسکن است.

این شهرک، در صورت مدیریت صحیح مسئولین محلی و استانی، می‌توانست در طی ۲۰ سال گذشته بالغ بر ۳۰۰۰ خانواده و بیش از ده هزار نفر را در خود جای دهد و بخشی از فشار بار جمعیت رو به افزایش شهر پاکدشت -که پذیرای سرریز جمعیت پایتخت و خیل عظیم خانواده‌های جویای کار از اقصی نقاط کشور است- را بر دوش بکشد. اما متأسفانه در این دو دهه، صدور جواز ساخت به طور پیوسته به دلایل نامعلوم به امروز و فردا موکول شده و مالکان زمین در این شهرک را از ابتدایی‌ترین حق خود که همانا ساختن سرپناه بر روی ملک قانونی خود است، محروم کرده است.

ناگفته پیداست که گردش ۲۰ ساله و بی‌حاصلِ مکاتبات اداری با تکرارِ اصطلاحات و عبارات کلیشه‌ای مندرج در متن قانون، علاوه بر اینکه سرمایه‌ی ناچیز فرهنگیان در این شهرک را معطل و راکد نگه‌ داشته، بلکه عمری به درازای دو دهه را از این عزیزان ستانده و فرصت صاحب‌خانه شدن و زندگی در چاردیواریِ خویشتن را نیز سوزانده است. این است که، صبر و بردباری و امیدواری و گله‌گذاری ۲۰ ساله‌ی‌شان، اینک به اعتراض و خشم و نفرت و عصبانیت تبدیل شده که هر آن ممکن است به شکل‌ بحرانی بزرگ تجلی نماید.برای نیل به چنین دستاورد درخشانی اصلاً لازم نیست دیواری فرو بریزد و ساختاری درهم بشکند فقط کافی‌ست مجریان قوانین، جهان‌بینی خود را کمی فراتر از حصار قالب‌ها و کلیشه‌ها گسترش دهند.

شایان ذکر است که مسئولین محلی تاکنون در مورد موانع صدور جواز ساخت، هیچ پاسخ شفاف و روشنی به مالکان زمین در این شهرک نداده‌اند و حاضر به شفاف‌سازی در این خصوص نشده‌اند. اما خبرهای نه چندان موثقی، حاکی از این است که حدود پنج هکتار از اراضی ۵۸ هکتاری شهرک در نوار شمالی آن طبق قانون منع خرید و فروش اراضی کشاورزی بعد از سال ۸۱، مشکل الحاق داشته و همین موضوع، کل پروژه را تحت تأثیر قرار داده است. اما کسانی که از نزدیک ارتباط فیزیکی و واقعی و ارگانیک با این محیط دارند، معتقدند که این قانون در مورد این نقطه از شهر پاکدشت نمی‌تواند موضوعیت داشته باشد؛ چرا که زمین مزبور اولاً سالها قبل از تفکیک و واگذاری، خشک و بایر و لم‌یزرع بوده و ثانیاً به طور یکپارچه در حریم شهر و متصل به محدوده‌ی قانونی آن واقع شده است. پس؛ آنچه موجب طرح این مسئله و معطلی ۲۰ ساله‌ی این پروژه شده، قرائت خشکِ حقوقی از قانون مزبور و جای خالی تحلیل‌ واقع‌بینانه و تصمیم خیرخواهانه‌ و نگاه اخلاقی سهل‌گیرانه و دلسوزانه است. به عبارت دیگر، ظاهراً برخی از مسئولان در ادارات و سازمان‌ها، با توقف بر سر واژه‌ها و عبارات و اصطلاحات آرمانی و ذهنی مندرج در متن قانون، با الحاق قسمت ناچیزی از پهنه‌ی ۵۸ هکتاری این پروژه -که به سختی به پنج هکتار می‌رسد- مخالفت کرده و با همین نگاه یک بعدی و جامد و نامنعطف خود سالهاست که مانع صدور مجوز ساخت و عامل توقف کل پروژه‌ و باعث بلاتکلیفی و سرگردانی بیش از ۱۰۰۰ خانواده شده‌اند!

شهرک کوثر فرهنگیان پاکدشت و بلاتکلیفی معلمان

بنا بر آنچه گفته شد، نظر مسئولین محترم را به نکات زیر جلب می‌نماید:

۱) زمین ۵۸ هکتاری شهرک کوثر فرهنگیان پاکدشت اولاً به طور یکپارچه به محدوده‌ی قانونی شهر متصل است و در حریم شهر واقع شده است. ثانیاً سالها قبل از تفکیک و واگذاری به اعضای تعاونی به دلیل فقدان آب، خشک و لم‌یزرع بوده است. پس؛ حقیقتاً به غیر از کاربری مسکونی، کاربری دیگری برایش قابل تصور نبوده و نیست.

۲) با توجه به موقعیت مکانی و ویژگیهای جغرافیایی این شهرک، نه با استمرار بلاتکلیفی و آوارگی مالکان، سودی عاید مملکت خواهد شد و نه با رفع موانع موجود و صدور جواز ساخت، حقی از دولت و ملت ضایع خواهد شد. بلکه تداوم وضع موجود فقط و فقط عمر و سرمایه‌ی مالکان زمین در این شهرک را که جزو شهروندان فاقد مسکن هستند، تباه خواهد کرد.

۳) انتظار می‌رود مسئولین محترم با توجه به ضرر و زیانی که مالکان زمین در این شهرک در این انتظار ۲۰ ساله متحمل شده‌اند، یک "تبصره‌ی اخلاقیِ انسان دوستانه" زیر قانون‌ موجود اضافه نمایند و از جزم‌گرایی و قرائت خشک حقوقی قانون بپرهیزند و با جواب منفی خود، مشکلی بر مشکلات عدیده‌ی این قشر زحمتکش در این سالهای سخت اقتصادی نیفزایند.

۴) با توجه به آخرین بررسی‌ها، ۸۹ درصد فقرای جامعه، شاغل یا بازنشسته‌ هستند. یعنی حقوق و مستمری این عزیزان برای گذران زندگی‌شان کافی نیست. پر واضح است که اغلب مالکان زمین در پر‌وژه‌ی کوثر فرهنگیان، یا فرهنگیِ شاغل هستند و یا فرهنگیِ بازنشسته. لذا از دولتمردان انتظار می‌رود ملک این عزیزان را، بیش از این توقیف نکنند و اوضاع زندگی‌شان را در این بحران‌های متعدد کرونایی و خشکسالی و تورم و گرانی، بحرانی‌تر نکنند‌.

۵) مسئولین محترم استانی که با صدور جواز ساخت برای این زمین‌ها مخالف‌اند، احتمالاً هیچ ارتباط فیزیکی و واقعی با این محیط نداشته و شرایط مکانی و موقعیت جغرافیایی اینجا را از نزدیک ندیده‌اند و قضاوت و تصمیم‌شان صرفاً بر مبنای مشاهدات روی نقشه است. لذا لازم است قدم رنجه فرمایند و بر سر این زمین‌ها و در جمع مالکان حضور یابند و واقعیت را به چشم خود ببینند تا شاید با نگاه واقع‌بینانه و کریمانه‌ی خود به نابسامانی ۲۰ ساله‌ی ۱۰۵۹ خانواده پایان دهند.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

شهرک کوثر فرهنگیان پاکدشت و بلاتکلیفی معلمان

منتشرشده در یادداشت

آیا کرونا می تواند موجب تغییر فرهنگ غلط و سبک های زندگی نادرست شود

ویروس کرونا بعد از گذشت یک سال و نیم همه دنیا را تحت تأثیر خود قرار داده و با تغییر شکل و جهش های مختلف ژنیتیکی خود، مشکلات و بحران های زیادی را برای ساکنین کره خاکی باعث شده است. شیوع و گسترش سریع این ویروس، زندگی روزمره همه مردم را در اقصی نقاط جهان به چالش کشیده و با تعطیلی مدارس، دانشگاه ها، مراکز خرید، بانک ها، ادارات و سایر تجمعات، گردهمایی ها و مراسمات مذهبی، به یکباره مشکلات زیادی را به وجود آورده است.

در بسیاری از کشورهای پیشرفته و اروپایی نیز آمادگی های لازم برای رویارویی با این مهمان ناخوانده وجود نداشت و امکانات و تجهیزات بهداشتی ازجمله ماسک، محلول ضد عفونی کننده، الکل، دستکش، شوینده ها و .... به اندازه کافی موجود نبود و در برخی موارد با غارت فروشگاه ها همراه شد.

در این دوران برخی از خانواده ها عزیزان خود را به علت کرونا از دست دادند و عده ی کثیری هم درگیر این بیماری شدند و سختی های زیادی را تحمل کردند، کادر درمان به عنوان مدافعان سلامت ایثار گری های فراوانی را برای مردم انجام دادند .

کلاس های حضوری در مدارس و دانشگاه ها تعطیل شد و آموزش های غیر حضوری جایگزین آنها گردید . بسیاری از فعالیت های فرهنگی - اجتماعی و مراسمات مذهبی به فراموشی سپرده شد و بسیاری از مشاغل مانند رستوران ها ، هتل ها و مراکز فروش تعطیل شدند و عده زیادی هم از کار بیکار شده و تمام مراسم، جشن ها و مناسبت ها لغو گردید.

اما با وجود همه این مصیبت ها و گرفتاری ها در دوران کرونا تجارب ارزنده ای به دست آمد و بسیاری از فرهنگ های غلط و منسوخ گذشته بالاجبار اصلاح شدند و سبک های جدیدی از زندگی شکل گرفت.

امید است که در آینده نیز این رویه ها و سبک های جدید که آسایش، آرامش و کاهش هزینه ها را به دنبال دارند، ادامه یابد.

آیا کرونا می تواند موجب تغییر فرهنگ غلط و سبک های زندگی نادرست شود

برخی از اقداماتی که در دوران اپیدمی کرونا در کشور ایران باعث اصلاح رویه ها و فرهنگ های غلط و تغییر سبک زندگی شد:

*  آموزش های غیر حضوری در مدارس و دانشگاه¬ها نشان داند که می¬توان بسیاری از درس های عمومی و غیر تخصصی را به صورت مجازی و حتی بهتر از کلاس های حضوری آموزش داد. با ادامه آموزش ها به صورت ترکیبی(حضوری + غیر¬حضوری) در دوران پساکرونا می توان هزینه ها را برای دولت و خانواده ها کاهش داد. بسیاری از ساختمان ها و فضاهای آموزشی و برخی از نیروها مشغول به کار در مدارس و دانشگاه ها در صورت آموزش مجازی مازاد خواهند بود که می توان از آنها استفاده بهینه نمود.

*  با حذف مراسم ترحیم ( ختم، هفتم و چهلم ) و کاهش هزینه های هنگفت در برگزاری این جلسات از قبیل پذیرایی مدعوین، خرید تاج گل، نصب بنرهای تسلیت و.... صرفه جویی در وقت مردم و کاهش رفت و آمد ها در دوران کرونا، بسیاری از مردم اعلام رضایت کردند و با حذف مراسم سنگین و پر هزینه موافق هستند. برگزاری مراسم ترحیم به صورت گسترده با هزینه های بالا نه سفارش دین مبین اسلام است و نه ثوابی برای متوفی دارد، فقط باعث افزایش هزینه ها و ایجاد مزاحمت برای شرکت کنندگان می شود و بیشتر جنبه خودنمایی و چشم و هم چشمی دارد.

 *  افزایش آمارهای ازدواج در دوران کرونا نشان داد که خیلی از جوانان به علت هزینه های گزاف ازدواج از قبیل کرایه تالار و پذیرایی میهمانان ، فیلمبرداری و عکاسی، ماشین و لباس عروس، آرایشگاه و .... تمایل به ازدواج ندارند و این هزینه های اضافی را می توانند برای زندگی مشترک و تهیه مسکن و لوازم ضروری صرف کنند. با راه اندازی و برقراری ازدواج آسان و تسهیل آن، بسیاری از جوانان می-توانند زندگی مشترک خود را آغاز کنند.

*  کاهش ساعات کاری بسیاری از شعب بانک ها و مؤسسات مالی و تعطیلی آنها در برخی مواقع نشان داد که می توان بسیاری از خدمات بانکی را غیر حضوری و الکترونیکی انجام داد و خیلی از شعب بانکی را تعطیل و هزینه های اضافی را در این مورد کاهش داد. بانک ها که بهترین ساختمان ها را در بهترین مناطق شهری اشغال کرده اند می توانند به فضاهای آموزشی و بهینه تبدیل شوند.

* کاهش نیروهای اداری به یک سوم در تمام ارگان ها و مؤسسات دولتی در شرایط بحرانی و قرمز کرونایی و انجام به موقع کارهای اداری، حاکی از آن است که خیلی از نیروها در ادارات مازاد هستند و برخی از نیروهای اداری هم می توانند به صورت دور کاری فعالیت شان را بهتر و سریع تر انجام دهند و با پیشرفت و آماده سازی زیر ساخت های مربوطه ارباب رجوع نیز راحت تر و بدون صرف وقت اضافی کارهای خود را دنبال کنند .

*  برگزاری بسیاری از مراسم مذهبی به صورت غیر حضوری و آنلاین در شبکه های استانی و فضای مجازی در شهرهای مختلف و به صورت غیر متمرکز و همسو با فرهنگ و آداب هر منطقه از جذابیت های اینگونه مراسم است که با گسترش شبکه های اجتماعی مورد استقبال خیلی از کاربران قرار گرفته است، که این رویه می تواند در آینده نیز ادامه پیدا کند.

*  الزام به رعایت شیوه نامه های بهداشتی جهت جلوگیری از شیوع بیماری کرونا باعث خواهد شد که همه مردم در آینده نیز این شیوه نامه ها را بیش از پیش رعایت کنند و بسیاری از بیماری های واگیر دار مانند سرماخوردگی، آنفلوانزا، سرخک، سرخجه و .... کاهش یابند و مردم به سلامتی خود اهمیت بیشتری بدهند.

*  گسترش فضاهای مجازی، شبکه های اجتماعی و نرم افزارهای کاربردی در امر آموزش، کسب و کار، اطلاع رسانی، انجام کارهای اداری، انجام بسیاری از فعالیت های فرهنگی و اجتماعی و ....ضرورتی است که باید مورد توجه مسئولین و دست اندرکاران کشور قرار گیرد و راهکار ها و زیر ساخت های لازم را در این خصوص به درستی انجام شود. البته مدیریت این فضای مبهم و ناشناخته نیز باید به صورت جدی دنبال شود تا آسیب ها و چالش های کمتری متوجه کاربران شود.

جهان، جهان تغییر است نه تقدیر و امیدواریم که تجربیات به دست آمده در دوران کرونا در همه زمینه ها، آرامش، آسایش و بهبود شرایط را برای مردم با تغییر سبک های زندگی و اصلاح فرهنگ های غلط در دوران پسا کرونا به همراه داشته باشد.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

آیا کرونا می تواند موجب تغییر فرهنگ غلط و سبک های زندگی نادرست شود

منتشرشده در یادداشت
دوشنبه, 04 مرداد 1400 10:37

سد طالقان در عطش جرعه ای آب ؟!

وضغیت سد طالقان و محیط زیست طالقان

در تعطیلات عید قربان فرصتی دست داد تا از مسیر جاده جدید هشتگرد از شهرستان به غایت زیبای طالقان دیداری تازه کنم.

جاده ای کوهستانی با شیب تند و گردنه‌های خطرناک و البته فاقد حفاظ و علائم راهنمایی رانندگی لازم و کافی که خودروها را به استفراغ انداخته و ظاهرا استانداردهای یک جاده در اشل ملی مطمح نظر مجریان نبوده است.

گرچه چهل دقیقه کوتاه شدن مسیر مزیتی انکار ناپذیر در رسیدن به مقصد است ولی از طرفی دسترسی آسان باعث هجوم بی‌امان پایتخت نشینان به خطه زیبای طالقان در دهه آتی باعث نابودی عن قریب آن خواهد شد.

همچنین با افتتاح جاده جدید عملا جاده قدیم زیاران به طالقان با تمام امکانات و زیبایی‌هایش رنگ باخته و از حیز انتفاع ساقط شده است.

سد زیبای طالقان رودخانه خروشان شاهرود را مهار می‌کند. البته این سد زیبا امروزه به دلیل تغییرات اقلیمی و نازل بودن بارش ها متاسفانه خود در عطش جرعه ای آب له له می زند.

شهرستان طالقان دارای حدود هشتاد پارچه آبادی عمدتاً توریستی بوده و مرکز طالقان شهرک با جمعیتی حدود ده هزار نفر می‌باشد.

مساحت طالقان حدود ۱۳ هزارکیلومتر مربع و سکنه ثابت ان حدود سی هزار نفر است.

به دلیل مهاجرت به تهران، کرج، قزوین و... روستاهای طالقان سکنه ثابت نازلی دارند، ولی به جز زمستان با برگشت مهاجرین، طالقان آخر هفته‌های شلوغ و پر ترافیکی را تجربه می‌کند.

زبان طالقانی‌ها عمدتا تاتی بوده و ترک‌ها و افغان‌ها نیز حضور پر رنگی در آنجا دارند. طالقان سرزمین امامزاده‌ها بوده و اهالی روستای گلیرد طالقان کلن سید هستند و نقل است که ۱۳ الی ۲۴ نفر از یاران امام زمان از اهالی طالقان می‌باشند.

شایان ذکر است که طالقان نامدارانی چون آیت‌اله سید محمود طالقانی (روستای گلیرد)، جلال آل احمد (روستای اورازان) و... را نیز در دل خود پرورش داده است.

از مناطق دیدنی طالقان علاوه بر کناره‌های سد زیبای طالقان می‌توان از آبشار زیبای کرکبود (که امسال به دلیل فقدان آب چون نخی از کوه آویزان است) و روستاهای نسا، وشته، مرجان، جوستان و... نام برد. همچنین در امامزاده یوسف روستای وشته درختان کهنسالی با قدمت بیش از هفتصد سال به چشم می‌خورد و...

وضغیت سد طالقان و محیط زیست طالقان

 دانشگاه بی دانشجو

پایین دست روستای زیبای نویز تابلوی دانشگاهی تحت عنوان دانشگاه شهید عراقی وجود دارد. بنابر گفته محلی‌ها ساخت این دانشگاه در سال ۶۲ استارت خورده است و در آن سال‌ها به بهانه ساخت دانشگاه، شاه‌کوه (کوهپایه‌ای در پایین دست روستای نویز) را شکافته و گنج‌های پنهانش را غارت و ساخت ساختمان دانشگاه را از ۶۲ تاکنون نیمه کاره رها کرده‌اند.

در سال‌های اخیر یکی از ده‌ها سوله آن را تکمیل و دانشگاه آزاد طالقان با چند صد دانشجو راه اندازی شده بود ولی به دلیل خالی شدن صندلی‌ها این پروژه نیز ناکام ماند و اکنون در چندین هکتار از اراضی تصاحب شده به نام دانشگاه به جز نگهبان کسی نبوده ساختمان عظیم نیمه کاره نیز منزلگه روباه‌ها و شغال‌هاست!

 روستای اسرارآمیز ایستا

در جوار شهرک مرکز طالقان پس از عبور از کوچه چالان روستایی اسرارآمیز به نام ایستا وجود دارد که می‌توان خصوصیات انحصاری این روستا را با سرچ کردن در اینترنت مطالعه نمود.

ایستا روستایی ترک‌تبار و البته تارک تکنولوژی و مدرنیته در جوار رودخانه خروشان شاهرود است که بنا بر روایت محلی‌ها، ساکنان آن حدود نیم قرن پیش در این روستا مستقر شده و با محصور کردن کامل روستا ارتباط با جهان پیرامونی را به حد صفر رسانده‌اند.

اهالی روستا اصالتا آذربایجانی و از پیروان آیت‌اله میرزا صادق مجتهد تبریزی (از روحانیون دوره مشروطیت) بوده و حدود شصت نفر در قالب ده خانوار بوده و با دامداری کشاورزی و پرورش اسبانی بسیار نادر امرار معاش می نمایند و به دلیل فقدان ارتباط با جهان خارج (عدم استفاده از حامل‌های انرژی و امکانات دولتی و...) به طور نانوشته با پرداخت جزیه با دولت کنار آمده‌اند.

دکتر حسین عسگری البرزپژوه نامی و اخلاق‌مدار کشور کتابی تحقیقی و نفیس در خصوص روستای افسانه‌ای ایستا تالیف کرده‌اند.

به باور این پژوهشگر نباید به قیمت ذبح اخلاق و انصاف توسط اهالی رسانه و خبر؛ حرمت و حریم خصوصی این طایفه تجددگریز سنتی زیر پا گذاشته شده و آرامش طبیعی آنها مخدوش گردد.

 طالقان در سراشیبی نابودی

با توجه به دسترسی آسان به طالقان از جاده جدید هشتگرد و همچنین گازکشی تدریجی به روستاهای طالقان و همسان سازی امکاناتی این خطه بکر و توریستی با شهرهای همجوار باید فاتحه طالقان را بخوانیم. اصولا زیبایی طالقان نه به خاطر امکانات مدرن شهری، بلکه به خاطر سرزمین بکر و طبیعت انحصاری آنست، لذا انتظار می رود نخبگان منطقه و فعالان محیط زیستی با پایش اقدامات مسئولین و رصد تحرکات سودجویان مانع از نابودی قریب‌الوقوع این خطه بی تکرار البرز گردند.

وضغیت سد طالقان و محیط زیست طالقان


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

وضغیت سد طالقان و محیط زیست طالقان

منتشرشده در محیط زیست

جامعه ایرانی در چه مرحله ای از تحول فکری به سر می برد

به این سوال نمی توان در این محدود پاسخ داد اما یک مقایسه شاید بد نباشد البته باید تاریخ ها را دقت کنیم:

هنگام خواندن زندگی نامه میکل آنژ (1464 - 1564) وقتی به تعداد جمعیت باسواد فلورانس در زمان رنسانس برخوردم خیلی تعجب کردم ...بر اساس اطلاعات به دست آمده از ثبت کاداستر ، 70 درصد فلورانس ها در سال 1427 باسواد بودند! خیلی عجیب است!.

این زمان میکل آنژ، در ایران مقارن است با روی کار آمدن صفویان و حکومت شاه اسماعیل یکم (۱۴۸۷ - ۱۵۲۴).

به راستی در این زمان، تعداد باسوادن ایران چقدر بوده؟ 1درصد یا 2 درصد؟ و این 2 درصد هم چه می خواندند؟ از علوم جدید که خبری نبود چون علوم جدید حتی 400 سال پس از آن نیز ممنوع و کفر شمرده می شده! بنگرید به تخریب مدارس رشدیه در 400 سال پس از زمان میکل آنژ در ایران ...!

به تاریخ عنایت فرمائید یعنی اوضاع ایران چهارصد سال بعد از میکل آنژ چنین بوده؟! این واقعا وحشتناک است...!

جامعه ایرانی در چه مرحله ای از تحول فکری به سر می برد

عکس از ویکی‌پدیا (عکاس: جاوید مدرس) 

اما 300 سال پس از زمان میکل آنژ، وقتی گذرِ سفرا و دیپلماتهای ایرانی به اروپا می افتد بیشتر از تحولات صنعتی و فکری، دختران و زنان اروپایی جلب نظرشان می کند! واین دیپلماتهای ایران به منزله قشر روشنفکر ایران بودند نه عوام الناس...!

دو نمونه می آورم:
مثال اول. اولین نفر میرزاابوالحسن خان شیرازی بوده که خودفروخته ترین رجال ایرانی بوده و اولین سفیر فتحعلی شاه به انگلستان بوده. خواندن زندگی نامه اش برای هر وطن پرستی،عذاب آور است!

او در 1810م. به فرمان فتحعلی شاه عازم لندن می گردد. چگونگی رویارویی او با دنیای مدرن و مات و مبهوت ماندنش در کتاب خاطراتش (حیرت نامه) به تفصیل آمده. و اسم کتابش را هم حیرت نامه گذاشته که از اوضاع غرب حیرت می کند!

در لندن بلافاصله فراماسونر و سپس مزدبگیر کامل انگلیسیها می گردد و دولت انگلستان 1500روپیه برایش مزد تعیین می کند که از طریق کمپانی هند شرقی مرتب به مدت 35 سال پرداخت می گردد.

جالب اینجاست که ایرانیان اصلا درکی از رشوه نداشتند و نمی دانستند که در قبال این مزد و در واقع رشوه، قرار است میرزا ابوالحسن خان چه خدمتِ گزافی به انگلستان بکند...و حتی وقتی فتحعلی شاه از آن باخبر می گردد آن را نشانه لیاقت او دانسته و می گوید:

«آفرين، آفرين، ابوالحسن تو روى مرا در مملكت بيگانه سفيد كردى، من هم روى تو را سفيد خواهم كرد...» (تاریخ روابط ایران و انگلیس،محمود...ج1ص96) و در نتیجه، او را وزیر خارجهٔ ایران می کند و این مزدبگیر انگلیسی از دشمنان سرسخت اصلاحاتِ عباس میرزا و قائم مقام بود و از هیچ توطئه و دسیسه ای برعلیه آن دو دریغ نکرد...!

جالب اینجاست که میرزا ابوالحسن خان که سفیر ایران در انگلستان بوده، به زودی رسالت دیپلماتیکی اش را فراموش کرده، غرق در خوشگذرانی شده عاشق دخترِ کاستلردی (وزیر خارجه انگلستان) می گردد و شبها از عشق او گریه سر می داده و حافظ می خوانده!(اسماعیل رایین..ص320)

وقتی از او می پرسند چرا ایرانیان، زنان خود را به سفر نمی برند، می گوید:

«اولا رسم ایرانی زن به سفر بردن نیست، خصوصا به انگلستان زن به همراه داشتن، از قبیل زیره به کرمان بردن است»(حیرت نامه...ص106)

و این مقارن با زمانی بوده که قوای عباس میرزا در جنگ با روسها هر روزه متحمل تلفات و شکست های عدیده می گشتند...

مثال دوم. ميرزا علينقى حكيم الممالك تقریبا 50 سال پس از میرزا ابوالحسن خان، در 1856م نایب دوم سفارت ایران در فرانسه می گردد.  او در نامه ای به پدرش در مورد دختران پاریس می نویسد:

«زمستان شروع مى‏ شود، [خرج‏] ذغال است. خرج چاى است. خرج حمام است ... اشاره به پريرويان و سيم‏ اندامان دختران‏ گلعذار پاريسى فرموده بوديد، خوشم مى ‏آيد كه سركار شما هم از حالت اين گلستان بى‏ اطلاع نباشيد.  بله پاريس است و از هر حيث اولين شهر روى زمين. باغى است پر از اشجار بارور و ثمرش همه دختران‏ سيم‏ بر. امّا چه كنم كه معنى مضمون شيخ در اينجا بروز كرده است.

تو درخت خوب منظر همه میوه ای و لیکن
چه کنم به دست کوته که نمیرسد به سیب ات

بلندى اين درخت‏ها و كوتاهى دست امثال ماها بر همه‏ كس معلوم است به جز نگاه به بالا كردن و كلاه از سر افتادن و حسرت خوردن از اين باغ، باغبان گل بهره‏ اى به ما نداده است. عيش پاريس تمام نمی شود. براى هيچ‏ كس، مگر به چهار چيز: اوّل پول زياد . دوّم لاابالى ‏گرى بى ‏اندازه. سوم بيكارى و آسودگى بى ‏اندازه. چهارم هزار چيز كه من نمى ‏توانم حالا در عريضه شرح بدهم. ان شاء الله اگر زنده ماندم و شرفياب شدم شفاها عرض خواهم كرد...»
(اسناد تاريخى خاندان غفارى ... ج‏2 ص466)

البته لازم به ذکر است که این تعاریف از دختران را به پدرش می کند نه به یکی از دوستانش...!

برگردم به مقایسه امروزمان با زمان میکل آنژ که فاصله زمانی اش، پانصد و پنجاه سال می گردد...!

کانال تاریخ تحلیلی ایران


جامعه ایرانی در چه مرحله ای از تحول فکری به سر می برد

منتشرشده در یادداشت

در فرآیند توسعه فرهنگ مهم تر است یا اقتصاد یا سیاست

بسیاری از اندیشمندان به اصالت فرهنگ معتقدند و بسیاری دیگر بر اقتصاد و برخی دیگر بر اصالت سیاست. به این معنا که کدام از این مؤلفه‌ها برای سامان بخشیدن به زیست یک جامعه تقدم دارد.

پیش از هرچیز باید گفت که در اینجا منظور از فرهنگ ؛ اعتقادات، تمایلات، باورها، احساسات فردی و جمعی، آداب و رسوم و خواسته‌های جامعه است.(وارد موضوع تعریف دقیق فرهنگ که خارج از بحث ماست نمی‌شویم)

کسانی که به اصالت فرهنگ قائلند اعتقاد دارند که هرچه فرهنگ یک جامعه رشد کند، اوضاع سیاسی و اقتصادی آن جامعه نیز رشد خواهد کرد و اگر فرهنگ یک جامعه منحط بود ناگزیر اوضاع سیاست و اقتصاد آن جامعه نیز رو به انحطاط خواهد رفت. به عبارت ساده‌تر این گروه معتقدند سیاست و اقتصاد و عوامل دیگر، همگی شاخ و برگ هایی هستند از درختی که ریشه‌ی آن فرهنگ است.

گروه دیگر اما معتقدند اقتصاد بر فرهنگ و سیاست تقدم دارد و اتفاقاً هم فرهنگ و هم اوضاع سیاسی و دیگر عوامل، همگی ریشه در اوضاع اقتصادی یک جامعه دارند. به عبارت دیگر این فرهنگ و سیاست هستند که شاخ وبرگ‌های درختی هستند که ریشه‌ی آن اقتصاد است. مصداق بارز و شناخته‌ شده‌ی این گروه مارکسیست‌ها می‌باشند که معتقد بودند تمام تاریخ نزاع میان طبقاتی است که عنصر سازنده‌ی این طبقات اقتصاد است.

و اما دسته‌ی سوم که نه به اصالت فرهنگ قائلند و نه به اصالت اقتصاد، بلکه از اصالت سیاست دفاع می‌کنند.( در اینجا باید یک پرانتز باز کرد و گفت بحث دیگری وجود دارد که آیا اصالت فرد اهمیت دارد و مسائل روان‌شناختی، یا نه اصالت جمع و مسائل جامعه شناختی بر اصالت فرد تقدم دارد. اما در اینجا برای تلخیص بحث از این موضوعِ مرتبط عبور می‌کنیم.) دلیل دیگری که می‌توان برای این ادعا اقامه کرد این است که هم سیستم‌ اقتصادی و هم سیستم سیاسی زاییده‌ی تفکرات و عقاید اندیشمندان بوده‌اند. به نوعی این سیستم‌ها و گرایشات از دل عقاید متولد شده‌اند و در دامان فرهنگ‌ها پرورده و در نهایت بالغ شده‌اند.

قائلان به اصالت سیاست معتقدند عنصر اصلیِ سامان یک جامعه را باید در نهاد سیاست جست و جو کرد. اکثر قریب به اتفاق فعالان سیاسی که فعالیت آنها محدود به مسائل سیاسی است، دانسته یا نادانسته از این موضع دفاع می‌کنند. به عبارت ساده‌تر این گروه بر خلاف دو گروه قبلی معتقدند که اتفاقاً این فرهنگ و اقتصادند که شاخ و برگِ درختی هستند که ریشه‌ی آن سیاست است. بنابراین اوضاع اقتصادی و فرهنگی نیز خود معلولِ اوضاع سیاسی است.

داوری میان این سه موضع امر صعب و بسیار دشواری است، زیرا برای هرکدام از این سه موضع استدلال و شواهد مستحکمی وجود دارد که به این سادگی‌ها نمی‌توان خدشه‌ای بدانها وارد ساخت.

گویی تجربه‌ی بشر نشان داده که هرکدام از این سه موضع بدیهی هستند. اینکه اگر اوضاع سیاسی یک جامعه نابه سامان باشد، بدیهیست که اوضاع اقتصادی و فرهنگی آن جامعه رونقی نخواهد داشت، چون باز هم بدیهیست که این دو امر کاملاً متأثر از وضعیت سیاسی هستند. با این حال اگر از نقطه‌نظر مدافعان اصالت اقتصاد بنگریم، باز هم بدیهی به نظر می‌رسد که اوضاع اقتصادی تعیین کننده وضعیت سیاسی و فرهنگی جامعه است. به قدری این موضع بدیهی به نظر می‌رسد که در بسیاری از تحلیل‌های سیاسی و اجتماعی می‌بینیم که رفتار جامعه را با دسته بندی طبقات آن جامعه می‌سنجند. یا فی‌المثل روشن است که وقتی یک جامعه با فقر اقتصادی روبه رو می‌شود، تمام ارکان فرهنگی رو به افول می‌رود. جامعه‌ای فقیر، بدون شک کمتر متوجه مسائل فرهنگی خواهد بود. حتی از نظر اخلاقی نیز یک جامعه فقیر بیشتر دچار بحران‌ خواهد شد.

همچنین بدیهیست که در وضعیت نابه سامان اقتصادی، وضع سیاسی یک جامعه نیز با بحران جدی روبه رو می‌شود. .برای این ادعاهای خلاصه شده نیاز چندانی به ارائه شواهد متعدد نیست. مثلاً اگر جامعه شما دائماً درگیر مسائل و اخبار سیاسی و مسائل اقتصادی شد، دیگر موضوعات عمیق‌تر فرهنگی و حتی علمی کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد. پس این موضع دوم یعنی اصالت یا تقدم اقتصاد، در نگاه نخست تقریباً به همان اندازه‌ی موضع دیگر موجه به نظر می‌رسد.

موضع سوم، یعنی اصالت فرهنگ که باز همانند دو موضع دیگر بدیهی به نظر می‌رسد. تمام وقایع سیاسی و اقتصادی ریشه در فرهنگ و عقاید مردم یک جامعه دارد و این نکته کاملاً روشن است. نوع و سیستم حکومت هر جامعه با تلاش و سمت و سویی که مردم آن جامعه به آن سمت تمایل داشته‌اند تشکیل شده است. ولو یک جامعه ای پس از گذشت یک دوره‌ای از وضعیت سیاسی حاکم بر خود ناراضی باشد و در صدد تغییر آن برآید، باز هم وضعیت کنونی سیاست در آن جامعه حاصل خواست و جد و جهد همان مردم بوده است و از این گذشته رجال سیاسی همواره از دل خود مردم ظهور می‌کنند.

اعتقادات و تمایلات یک جامعه در بلند مدت مستقیماً بر شکل‌گیری وضعیت سیاسی تاثیر دارد و اوضاع سیاسی نیز مستقیماً بر اقتصاد. از طرف دیگر گفتیم خود این امور به وضعیت اقتصادی وابسته‌اند.

از نظر نگارنده ، این موضع اصالت فرهنگی هم از لحاظ شواهد تاریخی و هم به لحاظ استدلال فلسفی کمی از دو موضع دیگر موجه‌تر است.

در فرآیند توسعه فرهنگ مهم تر است یا اقتصاد یا سیاست

شواهد تاریخی نشان می‌دهند که تحولات فرهنگی در میان جوامع، حتی در وضعیت نابه سامان سیاسی و اقتصادی، به تحول رو به رشد سیاسی و اقتصادی آن جوامع انجامیده است.

دلیل دیگری که می‌توان برای این ادعا اقامه کرد این است که هم سیستم‌ اقتصادی و هم سیستم سیاسی زاییده‌ی تفکرات و عقاید اندیشمندان بوده‌اند. به نوعی این سیستم‌ها و گرایشات از دل عقاید متولد شده‌اند و در دامان فرهنگ‌ها پرورده و در نهایت بالغ شده‌اند.

بنابراین همان طور که در ابتدا اشاره شد منظور از فرهنگ در اینجا تمام ویژگی‌های فکری، مثل تمایلات، عقاید، باورها و خواسته‌های مردم است، بنابراین این دو نهاد سیاست واقتصاد را باید فرزندان فرهنگ دانست. اما با این حال این یک گره و دور و تسلسل باطلی در تاریخ اندیشه است که معمای عمیقی را پیش روی ما می‌گذارد. اکثر قریب به اتفاق اندیشمندان معمولاً از این پیچیدگی عبور کرده و از یکی از این سه موضع دفاع کرده‌اند، اما به نظر می‌رسد اگر بی‌طرفانه به قضیه بنگریم با یک ابهام بزرگی روبرو خواهیم شد که به سادگی قابل رفع نیست.

افق


در فرآیند توسعه فرهنگ مهم تر است یا اقتصاد یا سیاست

منتشرشده در دیدگاه

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور