
1. فراهم کردن بستر مناسب برای آموزش قرآن کریم و تربیت افرادی عامل به قرآن و اخلاق اسلامی.
2. تأکید بر آموزش و پرورش براساس هوشهای پانزدهگانه بهجای رویکرد هوش کلی تکبعدی.
3. انتخاب و انتصاب مدیران براساس مدل علمی انتصاب مدیران آموزش و پرورش (1394) براساس شایستهسالاری و حذف 28 شیوۀ غیرقانونی و غیراخلاقی انتصاب مدیران در ماه اول کاری.
4. بسط آموزشهای فنی حرفهای و کار و دانش برای تربیت استادکار در یک رشته.
5. تأکید بر آموزش مهارتهای زندگی.
6. بسط مشارکت فکری و مالی اؤلیاء و خیرین در همۀ زمینهها و اجرای طرحهای عملیاتی خرد (خیرین کلاسساز و...).
7. حذف کلیۀ هزینههای اضافی برای دانشآموزان و اؤلیای ایشان و کمک به خانوادههای کمدرآمد برای ادامۀ تحصیل فرزندان ایشان و افزایش پوشش تحصیلی.
8. آموزش عملی اخلاق و نظم اجتماعی به کلیۀ دانشآموزان.
9. برگزاری کارگاهها و آموزشهای ضمن خدمت برای مدیران و کلیۀ معلمان بر اساس مبانی نظری و کاربردی و آموزش شیوههای نوین مدیریت و آموزش ایشان.
10. بسط آموزش مجازی برای انجام آموزش 20 درصد از مباحث آموزشی و پرورشی.
11. بازنویسی و بهروزرسانی سند تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش و تدوین سیاستهای اجرایی و برنامهریزی عملیاتی آن در مدت 6 ماه.
12. حذف کلیۀ هزینههای اضافی وزارت آموزش و پرورش و تعدیل نیروهای مازاد وزارتخانه و ادارات.
13. تقسیم سرانۀ دانشآموزی به صورت غیرمتمرکز و بر اساس آمار دانشآموزی در هر مدرسه.
14. تأکید بر فلسفه و چرایی مباحث دینی و معرفی الگوهای مذهبی و ملی.
15. ارتقاء شأن معلمان و کمک برای عدالت پرداختی حقوق ایشان.
16. ارتقاء نیروها فقط بر اساس ضوابط و حذف روابط و تخلفات و جرائم اداری در روزهای اول کاری.
17. ارزشیابی کارکنان بر اساس مدلهای علمی.
18. بسط روحیۀ شادی و نشاط در بین خانوادهها، دانشآموزان و معلمان.
19. گسترش عدالت آموزشی و ایجاد فرصتهای مساوی برای کلیۀ دانشآموزان و ارتقای ایشان بر اساس استعداد و علاقه.
20. توجه ویژه به پرورش ذهن و جسم و پاکی روح دانشآموزان.
21. تأکید بر اندیشهورزی و اندیشۀ زیبا .( ذهن، جسم و روح زیبا مرهون اندیشۀ زیبا.)
22. رفع موانع و خلاءهای قانونی برای جلوگیری از فساد و هرگونه جرمی در آموزش و پرورش.
23. استانداردسازی آزمونهای نهایی بهمنظور تأثیر دادن آن در نتیجۀ کنکور.
24. ایجاد بستر مناسب برای شایستهخواهی، شایستهشناسی، شایستهگزینی، شایستهسنجی، شایستهپروری، و شایستهسالاری در آموزش و پرورش.
25. تدوین استانداردهای آموزشی برای فضاهای کالبدی مدارس و اجرای آن.
26. توسعۀ فرهنگ پژوهش و آموزش روش حل مسئله به دانشآموزان در همۀ دورههای تحصیلی.
27. توسعۀ زیرساختهای سختافزاری و نرمافزاری آموزش و پرورش برای آموزش مجازی و دورکاری.
28. بسط خدمات مشاوره و راهنمایی برای تمامی دورههای تحصیلی و آموزش کلیۀ معلمان در این رابطه.
29. کیفیتبخشی به فعالیتهای آزمایشگاهی، کارگاهی و عملی مدارس.
30. تلاش برای به کارگیری مدیران کار آمد در دانشگاه فرهنگیان براساس ضوابط طراحیشده در مدل سال 1394.
31. جذب دانشجومعلمان نخبه و دارای رتبۀ برتر در دانشگاه فرهنگیان.
32. پیگیری مطالبات و مسائل رفاهی معلمان در همۀ زمینهها.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار/
رئیس جمهور گفت: باید خود را برای بازگشایی مدارس آماده کنیم و از انتشار ویروس کرونا در مدارس نباید نگران باشیم.

طفلی به نام شادی /
دیریست گم شده است /
با چشم های روشن براق /
با گیسویی بلند به بالای آرزو /
هر کس از او نشانی دارد /
ما را کند خبر /
این هم نشان ما /
یک سو خلیج فارس /
سوی دیگر خزر /
این روزها فیلمی در فضای مجازی دست به دست می شود که گروهی از گردشگران هموطن را نشان می دهد که در یک مکان تاریخی به نام کاروانسرای دودهک در شهر دلیجان هستند و دقایقی به آب بازی مشغول شده اند.

حال ببینیم از یک ساعت شادی مردم با همراهی یک تور گردشگری ، چه نتایجی حاصل شد :
1- عزل رئیس میراث فرهنگی دلیجان
2- بازداشت مدیر کاروانسرای دودهک دلیجان
3- پلمپ کاروانسرای دودهک دلیجان
4- ابطال مجوز موسسه گردشگری طلوع تهران
مسؤلین دلسوز به سرعت وارد عمل شدند و یک تفریح ساده و بی ضرر را « هنجارشکنی » تشخیص دادند و لیستی از مجازات برای آن تعیین کردند. ظاهرا در کشور ما ، قوانینی که مربوط به سلب شادی و تفریح از مردم هستند ، بسیار سریع تر از قوانینی اجرا می شوند که به وضع معیشت ، بهداشت و حقوق مردم مربوط می شوند.
این هنجارهای فرهنگی ، فقط مطابق نظر عده ای خاص تعیین می شوند که به هیچ کس پاسخگو نیستند.
امروزه گردشگری به ویژه گردشگری خارجی یکی از راه های رشد و توسعه اقتصادی است .
بسیاری از کشورها از جمله همسایگان ما ترکیه ، امارات ، تاجیکستان ، ارمنستان و ... روی صنعت توریسم سرمایه گذاری زیادی کرده اند و شیوه های متنوعی برای جذب گردشگر به کار می گیرند .
در کشور ما یکی از معضلات در راه توسعه گردشگری ، سخت گیری هایی است که آنها را « هنجارها » نامیده ایم.
نهادهایی که تفریح ساده یک گروه گردشگر ایرانی را بر نمی تابند ، از گردشگران خارجی چگونه استقبال می کنند ؟
با این وضعیت چگونه انتظار داریم صنعت توریسم در کشورمان موجب رونق اقتصادی شود ؟
اگر یک فرد غیر ایرانی این خبر را دنبال کند و از ما بپرسد جرم این افراد چه بوده که عزل و بازداشت شدند ، چه پاسخی داریم ؟
در دنیایی با این همه تنوع فرهنگی چگونه باید دیگران را متقاعد کنیم که در یک گوشه از این جهان پهناور، آب بازی هنجارشکنی است ، شادی هنجارشکنی است ، بیرون افتادن تارموی زنان جرم است، آواز خواندن زنان جرم است و ... تاریخ شاهد خوبی است که وقایع هر دوره ای را ثبت می کند.
بی شک این خبر که امروز در سایت های خبری منعکس شده است ، در تاریخ فرهنگ ما ثبت می شود. نسل های آینده این سرزمین وقتی این نوع مجازات ها را در برابر یک تفریح ساده می بینند ، در باره قانونگذاران کشور خود چه قضاوتی می کنند؟
این نمونه کوچکی است که دلایل نارضایتی جوانان را از سبک زندگی تحمیلی نشان می دهد و تا حدودی دلایل مهاجرت ها را توجیه می کند.
وقتی جوان ایرانی برای یک تفریح جمعی آزادی ندارد ، وقتی نوع پوشش ، نوع تفریح و سلیقه هنری را باید نهادهای حکومتی برایش تعیین کنند ، چه انگیزه ای برای ماندن در این شرایط برایش می ماند؟
علاوه بر محدودیت های فرهنگی در زمینه هایی چون تحصیل ، ورزش ، اشتغال هم شرایط چندان مطلوبی برای جوانان فراهم نیست.
در جامعه ای که به دلیل سهمیه ها ، بخشی از نخبگان نمی توانند در دانشگاه و رشته مورد نظر خود پذیرفته شوند ، ورزشکاران به دلایل سیاسی ، مجبور می شوند از ادامه رقابت های بین المللی حذف شوند تا با تیم کشوری دیگر روبه رو نشوند ، در جامعه ای که مشکلات اقتصادی ، جوانان را از اشتغال و ازدواج و خانه دار شدن محروم کرده است ، یک تفریح ساده و مفرح حداقل حقی است که برای آنان می ماند .
جا دارد از هوشیاری به موقع مسئولین قدردانی کنیم.
این همه سرعت عمل در برکناری ، بازداشت و پلمپ جای تقدیر دارد !

اگر این سرعت عمل در زمینه های دیگری صورت می گرفت ، وضع کشورمان به سامان می شد.
اگر مسؤلین در واکسیناسیون مردم مدیریت و سرعت عمل داشتند ، آمار فوت شدگان کرونا کاهش می یافت .
اگر در رسیدگی به وضعیت آب و سدسازی ها برنامه های کارشناسی شده را به سرعت اجرا می کردند ، الان با بحران کمبود آب مواجه نبودیم.
اگر در حل مشکلات صنفی کارگران این گونه ضربتی کار می کردند ، کارگران هر روز در اعتصاب و تحصن نبودند.
ظاهرا در کشور ما ، قوانینی که مربوط به سلب شادی و تفریح از مردم هستند ، بسیار سریع تر از قوانینی اجرا می شوند که به وضع معیشت ، بهداشت و حقوق مردم مربوط می شوند.
مسؤلینی که بعد از چند لحظه آب بازی های هنجارشکنانه !! ، پلمپ و عزل و برکناری را اجرا کردند ، بد نیست صدای مردم را بشنوند :
اگر نمی توانید برای جوانان زمینه شغل و مسکن و ازدواج را فراهم کنید ، حداقل شادی های کوچک را از آنان نگیرید.
گروه گزارش/

« رضوان حکیم زاده » معاون آموزش ابتدایی وزیر آموزش و پرورش شانزدهم تیر برای شرکت در سومین همایش ملی هویت کودکان ایران اسلامی در دوره پیش دبستانی وارد شیراز شد .
حکیم زاده در سفر چند روزه خود به شیراز علاوه بر حضور و سخنرانی در همایش ملی هویت کودکان ایران اسلامی در دوره پیش دبستانی در چند برنامه دیگر نیز شرکت کرد.
یکی از این برنامه ها ، دیدار و گفت و گو با آیتالله لطفالله دژکام، نماینده رهبر معظم انقلاب در فارس و امام جمعه شیراز بود .
پرتال معاونت آموزش ابتدایی در این باره نوشت : ( این جا )
« معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش نیز در این دیدار با بیان اینکه هماکنون 8 میلیون و 400 هزار دانشآموز در مقطع پیش دبستانی و حدود یک میلیون و 200 هزار دانشآموز در مقطع دبستانی داریم، گفت: با بررسیهایی که انجام دادیم به این نتیجه رسیدیم که اگر میخواهیم روی بحث هویت، کار بنیادی انجام دهیم، بر اساس آن چیزی که پژوهشهای جدید نشان میدهد و آنچه که قبل از پژوهشها، مبانی دینی ما میگوید، باید از دوران کودکی این کار را آغاز کنیم.

دکتر رضوان حکیمزاده با تصریح اینکه اگر از دوره کودکی عبور کنیم، ذائقه فرهنگی کودکان ما شکل میگیرد و تغییر دادن آن هم بسیار دشوار خواهد بود، گفت: اگر در دوره کودکی سرمایهگذاری کردیم، حس تعلق به ارزشهای دینی و ملی در میان کودکان ما نهادینه خواهد شد و این احساس تعلق باعث میشود در دورههای بعدی هویت یکپارچه شکل بگیرد.
حکیمزاده ادامه داد: به همین دلیل پژوهشهایی انجام دادیم و برنامهای را در تمام پیش دبستانیهای سراسر کشور بر روی بحث هویتسازی در قالب فعالیتها و برنامههای خلاقانه متناسب با دوره کودکی به صورت هدفمند شروع کردیم.
حکیمزاده با تأکید بر اینکه اگر قرار است در جایی کار شروع شود، همین دوره پیش دبستانی است، گفت: گزارشی در بحث هویت کودکان به شورای عالی انقلاب فرهنگی ارائه دادیم که منجر به شکلگیری سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک شد زیرا اگر میخواهیم فرزندانی در تراز نظام جمهوری اسلامی داشته باشیم نباید صبر کنیم که به دانشگاه بیایند، حتی در دبستان هم دیر است و باید این کار را از کودکی شروع کنیم. »

آن گونه که در تصاویر منتشر شده مشخص است خانم حکیم زاده با پوشش چادر در این دیدار حضور یافته است و این در حالی است که پوشش عادی و رسمی معاون آموزش ابتدایی از زمان انتصاب در این پست تاکنون ، مانتو بوده است .
و اما نکته قابل تامل در این دیدار ، نحوه حضور خانم حکیم زاده در دیدار با حجتالاسلام سید محمدعلی آل هاشم، نماینده ولی فقیه و امام جمعه تبریز ، شنبه 3 شهریور 1397 است . ( این جا ) .
در آن دیدار معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش با پوشش همیشگی خود با امام جمعه دیدار کرده است .

پرسش « صدای معلم » از خانم حکیم زاده آن است که معنای این تناقض ها چیست ؟
مگر نباید به کودکان آموزش دهیم که خودشان باشند و از تظاهر و ریا اجتناب کنند ؟
آیا قرار است مسئولان با این دوگانه های رفتاری ، به برنامه ریزی و تصمیم گیری در مورد " هویت کودکان " بپردازند ؟
در کجای دنیا شاهد این حجم از رفتارهای پارادوکسیکال در میان مسئولان و مدیران هستیم ؟
چگونه می خواهیم به کودکان و دانش آموزان » درس صداقت » دهیم و از آنان بخواهیم که با خود و دیگران یکسان باشند ؟
آیا این رفتارها که در جامعه انعکاس دارد موجب تکامل شخصیتی ذی نفعان تعلیم و تربیت خواهد شد ؟
پایان گزارش/

از دیدن کلیپی حاوی زورگیری با قمه و خفتگیری مسلحانه با اسلحه کمری روح و روانم به هم ریخته و به نوعی از مردانگی خود شرمگینم. ظاهراً این راهزنی حوالی ساعت ۵ عصر، روز روشن در اتوبان قزوین_کرج حوالی مهرشهر صورت میگیرد و...
در این خصوص نکاتی چند قابل تأمل و درخور توجه جامعه، مسئولان امنیتی و البته قضایی است. روز روشن در جلو چشمان خانواده، راننده را خفت میکنند و یک اتوبان خودرو تماشاچی بیش نیستند.
روز روشن در انظار عمومی دو نفر به راحتی آب خوردن یک راننده خودرو را به ضرب و زور خفت میکنند و دریغ از یک واکنش از دهها خودرو و صدها مردی!؟ که اطراف این ماجرا تنها به چشمچرانی پرسه میزنند.
واقعا ما را چه شده است؟
چرا این قدر وا رفتهایم؟
چرا به سرنوشت همنوعان این قدر بیتفاوتیم و در بهترین حالت یواشکی و تفریحکنان از صحنههای خشن فیلم گرفته و در نقش یک شکارچی شیر ژیان راهی شبکههای اجتماعی میشویم؟

یادم هست وقتی دهه شصت در کوچه پسکوچههای زورآباد زنجان اگر شخص غریبهای به دختران محلهمان چپ نگاه میکرد خون به پا میکردیم و بچههای محله از کوچک و بزرگ با سنگ و چوب از مهاجمین استقبال گرمی میکردند و چه بسا در این کش و قوس و زد و خورد آسیبهای جدی هم متحمل میشدیم، ولی از کیان کوچه و آبروی محله خود جانانه دفاع میکردیم، حتی به قیمت کتک خوردن و شل و پل شدن ...
به راستی امروز غیرت ما را چه شده است؟
روز روشن در جلو چشمان خانواده، راننده را خفت میکنند و یک اتوبان خودرو تماشاچی بیش نیستند.
آیا ما از نسل باکری ها، همت ها، فهمیده ها و... هستیم؟
همان هایی که با دست خالی جلو دژخیمان بعثی را سد کردند.
حداقل بعد از این در شبکههای اجتماعی دم از غیرت بابک، دلاوری رستم، عدالت شاه عباس کبیر، منشور کوروش، تهور شاه اسماعیل و... نزنیم و کمتر قمپز درکنیم که پدر مر مرا چنین و چنان...
آقای مسئولِ نامسئول!
چه کردهای با ما؟
چه کردهایم با فرزندان این کهن مرز و بوم؟
چرا دو جوان باید به هر دلیل بدون نقاب و پوشش دلیرانه و هتاکانه در چشم انظار همنوعان خود را بدرند؟
معمولا این خفتگیران برای تأمین معاش خود راهی به جز زورگیری آن هم در روز روشن پیدا نکردهاند و از زورگیری در کوچه پسکوچههای تنگ و تاریک و خلوت از زنان و کودکان رسیدهایم به خفتگیری روز روشن در اتوبانی با صدها خودرو متوقف در ترافیک !
وگرنه کدام آدم عاقل بدون ماسک و پوشش در روز روشن جانش را در کف دست گذاشته و با قبول این ریسک کشنده اقدام به زورگیری مسلحانه میکند؟
آقایان امنیتی عزیزان قضائیه
صرف برخورد از نوع شدید و خفیف با این زورگیران و مخلان امنیت قطعا برخورد با معلول است. گرچه برخورد بههنگام و متناسب ضروری، التیامبخش و البته پیشگیرانه خواهد بود ولی ریشهیابی علت این توحش، وندالیسم عریان، ناهنجاری و انتحار روزافزون نیست و به باور جامعهشناسان برخورد با معلول مشکلگشای علت نبوده و تنها نقش مسکن را خواهد داشت.
اگر دلایل رشد فزاینده سرقتهای مسلحانه و زورگیری توأم با خشونت عریان را مرور کنیم قطعا مثلث تورم، بیکاری و اعتیاد بارزتر از سایر ریشههای این بزه اجتماعی است و صرف برخورد قهری با این بلیه بدون برخورد با علل فرهنگی_ اجتماعی برخورد تسکینی بوده و به نوعی پاک کردن صورت مسئله میباشد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

تمهید:
چند روزی بود که کلمه کانفورمیست یا کانفورمیسم بیش از پیش در ذهنم درگیر بود؛ در گذشته این اصطلاح را بررسی ضمنی کرده بودم اما با توجه به جهات و احتیاجات اجتماعی بر آن شدم تا نگاهی دقیقتر به این موضوع بیندازم و نتیجه را خدمت جامعه و به خصوص معلم ها ارائه دهم.
با توجه به گستردگی اطلاعات در اینترنت و داغ شدن بیش از پیش فضای سیاسی اجتماع ایران لازم می نماید که مردم و به خصوص معلم ها با مفاهیم سیاسی و اجتماعی و روانشناسی آشنایی ضمنی داشته باشند و همچنین سطح کارکردی خود را نسبت به این موضوع بالا ببرند و خودشان را مورد بررسی قرار دهند که چقدر کانفورمیست هستند.
چون ما در ایران حزب سیاسی یا گرایش سیاسی فراگیر و مشخص به صورت ظاهری و باطنی نداریم و تنها یک حزب در شکل های مختلف حکومتی مانند حزب الله وجود دارد پس می توان جامعه ایران را به صورت غیر مستقیم از نظر گرایش سیاسی و اجتماعی دسته بندی کرد، یکی از گرایش ها و دسته بندی های موجود در ایران که می توان از آن صحبت کرد، گرایش کانفورمیستی و غیر آن می باشد که افراد می توانند با این تقسیم بندی بدانند در کجای وضع سیاسی و اجتماعی ایران قرار دارند.
شاید نتوان گفت کانفورمیسم یک مکتب با نظریه پردازی مشخص در علوم مختلف یا علم سیاست است و نظریه پردازی خاص خودش را دارد اما بیشتر می توان گفت یک اصطلاح مرتبط با گونه ای از رفتار انسان ها در اجتماع بوده و رفتاری است که در جوامع از ابتدای هستی انسان تا کنون وجود داشته و مذموم به حساب آورده شده است.
عدم تمایل به انطباق ، خطر طرد اجتماعی را به همراه دارد. کانفورمیسم به طور عام و کلی یعنی انطباق پیدا کردن یا تلاش در انطباق با محیط پیرامون می باشد و فی نفسه مفهوم بدی ندارد و در روانشناسی و جامعه شناسی و علوم دیگر این کلمه و اصطلاح وجود دارد و یک رفتار طبیعی و لازم جهت بقاست اما در علم سیاست معنای دیگری نیز از آن متصور شده است که بیشتر معنای مناسبی ندارد، به طور خاص به عنوان یک اصطلاح سیاسی و یک الگوی رفتار سیاسی و اجتماعی و روانی می توان افراد کانفورمیست و به طور کلی می توان این گرایش رفتاری را سطح پایین بینش اجتماعی و دون شان انسان اجتماعی و کارکردی آن افراد اجتماع دانست زیرا وقتی یک فرد در قالب این نامیده قرار می گیرد یعنی فردی است که به طور آگاهانه و یا ناآگاهانه مسئولیت اجتماعی و هویت اجتماعی نسبت به وضع موجود و مسائل پیرامون، پیشرفت اجتماع و آینده و حتی نسبت به تعالی خود ندارد که عوامل مختلفی را برای این گونه الگوی زندگی افراد متصور شده اند از جمله ترس، منافع شخصی و راحت طلبی را می توان بیان کرد که نهایت می توان این افراد را زالو یا انگل سیاسی و اجتماعی به حساب آورد چون در کارکرد و روند اجتماع اراده و دخالتی ندارند و تنها بر گروه ها و اجتماعات قوی تر دیگر سوار می شوند تا زندگی نرمال خود را بگذرانند.
زمانی این کانفورمیست ها بیشتر کارکرد منفی برای اجتماع دارند که به صورت ارادی دست به این کار بزنند که در این صورت با اصطلاح دیگری به نام اپورچونیست (Opportunism ) یا فرصت طلب نیز ادغام می شود افرادی که خود را با اطراف برتر انطباق می دهند تا بتوانند از فرصت های پیش آمده بهره برداری کنند.
معنای لغوی و اصطلاحی
کانفورمیسم یا کانفورمیست ویا کانفورمیتی (Conformity یا Conformism ) یک اصطلاح اجتماعی و سیاسی و روانشناسی است که اخیرا نیز در فضای اینترنت و گفتمان های سیاسی بیشتر به چشم می آید.
معنای لغوی :
در لغت نامه های انگلیسی در تعریف پیشوند کان (con ) آمده است که زمانی که می خواهند تطابق دروغین یک چیز یا عقیده یا کاری را مشخص کنند قبل از کلمه اصلی می آید و فرم (form ) هم که یک کلمه پرکابرد است به معنی فرم و شکل ظاهری و پوسته یک چیز و با توجه به این موضوع می توان از نظر لغوی کانفورمیست را چنین معنا کرد : کسی که از نظر ظاهری به صورت دروغین خود را با اطراف یا گروه ها و مردم دیگر همخوان می کند.
در لغت نامه،کانفورمیست هم به عنوان اسم و هم به عنوان صفت استفاده می شود و همان معنای مطابقت عملی و ظاهری با گروهی می باشد.
معنای اصطلاحی :
معنای اصطلاحی این کلمه با معنای لغوی آن نیز همخوانی زیادی دارد یا این تفاوت که دلیل این انطباق دروغین و انواع آن را مشخص می کند و این کلمه می تواند در علوم مختلف معنای اصطلاحی خاص خودش را داشته باشد.
کانفورمیسم اصطلاحی است که برای تعلیق اعمال یا عقاید شخصی تعیین شده به نفع اطاعت از دستورات یا کنوانسیون های گروه همسالان یا رعایت هنجارهای تحمیل شده از سوی یک مقام ناظر به کار می رود.
یکی از مظاهر انطباق در عمل "همراهی و کنار آمدن" با افرادی که به نظر می رسد قدرت بیشتری دارند ظاهر می شود. آنها معتقد هستند که افراد و گروه های کوچک با درهم آمیختن با محیط پیرامون خود و انجام هیچ کاری غیر عادی، بهترین کار را می کنند و کانفورمیست طبق این تعریف، یعنی کسی که نگاه و رفتاری کانفورمیستی نسبت به جهان دارد.

کانفورمیتی :
کانفورمیتی اصطلاحی مرتبط با کانفورمیست است که بیشتر روی این کلمه کار شده است و به معنای مطابقت ظاهری با پیرامون می باشد. مردم معمولاً به جای پیگیری خواسته ها و عقاید مستقل و شخصی خود ، انطباق با جامعه را انتخاب می کنند، زیرا دنبال کردن روشی که دیگران قبلاً طی کرده اند ، اغلب آسان تر است تا اینکه یک راه جدید را پیدا کنند. این تمایل به انطباق در گروه های کوچک و یا در کل جامعه رخ می دهد و ممکن است ناشی از تأثیرات ناخودآگاه ظریف (حالت روحی مستعد) یا فشار اجتماعی مستقیم و آشکار باشد. انطباق می تواند در حضور دیگران ، یا هنگامی که فردی تنها است؛ رخ دهد. به عنوان مثال ، افراد تمایل دارند هنگام غذا خوردن یا هنگام تماشای تلویزیون ، حتی اگر تنها باشند، از هنجارهای اجتماعی پیروی کنند.
این پیروی و انطباق نوعاً با گروهی از سن ، فرهنگ ، مذهب یا وضعیت تحصیلی مشابه صورت می گیرد که به عنوان تفکر گروهی می خوانند؛ الگویی از اندیشه که با فریب نفس ، ساخت اجباری رضایت و انطباق با ارزشها و اخلاقیات گروه مشخص می شود ، که ارزیابی واقع بینانه سایر اقدامات را نادیده می گیرد. عدم تمایل به انطباق ، خطر طرد اجتماعی را به همراه دارد. انطباق اغلب در رسانه ها با فرهنگ نوجوانی و جوانی همراه است ، اما به شدت بر انسان در هر سنی تأثیر می گذارد.
مطابقت را می توان خوب یا بد دانست. رانندگی در کنار جاده که به طور معمول تأیید می شود ممکن است مطابقت مفید دانست. مطابق با تأثیر مناسب محیطی ، مطابقت در سالهای اولیه کودکی به فرد امکان می دهد تا یاد بگیرد و بنابراین رفتارهای مناسب لازم را برای تعامل و رشد "صحیح" در جامعه خود اتخاذ کند. انطباق بر شکل گیری و حفظ هنجارهای اجتماعی تأثیر می گذارد و به جامعه کمک می کند تا از طریق از بین بردن رفتارهایی که برخلاف قوانین نانوشته است ، عملکرد روان و قابل پیش بینی داشته باشد.
از آنجا که انطباق یک پدیده گروهی است ، عواملی مانند اندازه گروه ، اتفاق نظر ، انسجام ، وضعیت ، تعهد قبلی و افکار عمومی به تعیین سطح انطباق فرد نشان می دهد.

معلم کانفورمیست :
در این قسمت می خواهیم ببینیم چه موقع یک معلم از دیدگاه سیاسی کانفورمیست می شود ؟
همان طور که گفتیم کانفورمیست فی نفسه فرد بدی نیست یا کار اشتباهی نمی کند. اما زمانی که این فرد خود را با هر شرایطی وفق می دهد حتی اگر آن شرایط بد یا ضد انسانی باشد می توان گفت آن فرد یک کانفورمیست است ؛ پس می توان گفت معلمی که هیچ گونه نظر مخالف به شرایط بد چه در مسئله آموزش و چه در مسئله سیاست و اجتماع و محیط اطرافش ندارد یک معلم کانفورمیست است.
او فردی است که چه از نظر اعتقادی و حکومت مذهبی یا غیر مذهبی و دیکتاتوری یا الیگارشی و یا از نظر تدریس هیچ گونه نظری ندارد و بدون سوالی هر کاری که از او می خواهند؛ انجام می دهد و کوچکترین تلاش در جهت فهم اوضاع یا بهود اوضاع ندارد و تنها دغدغه او این هست که در کارش رشد کند و بتواند زندگی نرمالی داشته باشد و بدتر از این موضوع کانفورمیست اپورچونیست هست که آگاهانه در پی انطباق با طرف قدرتمند و غالب و قوی تر هست تا بتواند زندگی خوب و نرمال داشته باشد و همیشه در سمتی است که منافع شخصی او را برآورده کند و به محض این که وضع تغییر کند خود را با شرایط جدید وفق می دهد .
برای این افراد هیچ چیزی جز رفاه خود مهم نیست، برای آنها نه آزادی، نه عدالت، نه انسان هیچ چیزی اهمیت ندارد و تنها و تنها در تمام شرایط باید منافع آن برای راحتی تامین شود.
فیلم برجسته « کانفورمیست » ساخته کارگردان مطرح ایتالیایی برناردو برتولوچی ساخته 1970 به این موضوع پرداخته است.
جهت اطلاعات بیشتر می توانید به صفحات و منابع زیر مراجعه کنید که در مقاله حاضر نیز به آنها توجه شده است و استفاده شده :
https://en.wikipedia.org/wiki/Conformity
https://www.dictionary.com/browse/conformism
https://psychology.wikia.org/wiki/Conformity
https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/conformity
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید