
باد سردی میوزید و سوز سرما چون شلاقی صورتها را سرخ کرده بود.
مدرسه تعطیل شده بود و من در کوچههای خاکی بهطرف خانه حرکت میکردم.
در پس دیواری کوتاه دو پسربچه بر روی تکههای کوچک چوب و خاشاک در تلاش بودند آتش روشن کنند.
انتهای کوچهای باریک و تنگ خانه اشان بود و از در نیمهباز نخل بلند و لاغری که برگهایش چون دستی رو به آسمان بود دیده میشد.
گنجشک کوچکی بر روی سیم برق درست بالای سر بچهها سروصدا میکرد. یکی از پسرها کمی بزرگتر بود و به نظر میرسید مدرسه باشد.
کنارشان ایستادم. دست از کار کشیدند. دود کمرنگی از میان تکههای کوچک چوب شکلگرفته بود و تا بالای سر بچهها که میرفت محو میشد.
پرسیدم چیکار میکنید؟ یکی از آنها جواب داد: آتیش روشن میکنم.
-محمدعلی کلاس چندمی؟
کمی مکث کرد و بعد گفت پارسال کلاس سوم بودم.
- پارسال؟ آلان چی؟
-امسال مادرم به مدرسه رفت اما مدیر گفته جا ندارند.
با خودم فکر کردم مگر میشود مدرسه در این روستای کوچک جا نداشته باشد؟ چرا مدرسه بعدی که کمتر از پنج کیلومتر فاصله دارد نرفتهاند؟
برادر کوچکتر درحالیکه مرا برانداز میکرد گفت: برای چه اینها را میپرسی؟ گفتم: همینطوری!
وقتی فهمیدند من معلم هستم هر دو ذوقزده پرسیدند: میتوانی کاری کنی مدیر اسم ما را بنویسد؟
من هم با جدیت گفتم حتماً این کار را میکنم. گفتم اصلاً امکان ندارد مدیر ثبتنام شما نکند شما باید درس بخوانید و یک بچه به سن شما کاری نباید بهجز درس خواندن انجام دهد...
تلاش کردم هر طور شده کاری کنم مدرسه بیایند و با پدر و مادرش هم صحبت کنم.
پسر بزرگتر درحالیکه تکههای چوب را که هنوز آتش نگرفته بودند و دود میکردند فوت میکرد گفت: من دفتر و کتاب و کیف هم خریدم خیلی دلم میخواهد برم مدرسه.
آنجا فوتبال بازی میکنم میتوانم با بچهها دوست باشم اما وقتی همه مدرسه هستند اینجا کسی نیست.
پسرک با چشمهای درشت و کنجکاوش از آرزوی مدرسه میگفت: قبلاً خانهی ما جای دیگِ ای بود پاسگاه هرروز میآمد دنبال پدرم...
- مگر پدرت چهکاره است؟
-کارگر، الان سر کاره. شب میآید تو بیا بگو که ما را مدرسه بیاورد.
الان مادرم خانه است برم بگم بیاید؟
-نه، خودم شب میام.چرا پاسگاه میامد دنبال پدرت؟
-میگن باید از ایران برید ما تازه خانه را عوض کردیم .اینجا را بلد نیستن.
چطور متوجه نشده بودم . آنها افغانی بودند! و تحصیل آنها در ایران ممنوع بود ، حالا باید چی میگفتم ؟
پسرها درحالیکه به من خیره شده بودند گفتند: حالا کی میای؟
-میام.
راهم را گرفتم و رفتم.
تصمیم گرفتم خودم بروم خانه و درس یادشان بدهم.
اما هفتهها طول کشید و روزی که من رفتم دیگر آنها نبودند.
شاید پاسگاه! آنها را گرفته بود و یا شاید بازهم جا عوض کرده بودند.

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با معرفی کابینه دولت جدید به مجلس خط و خطوط فکری و چیدمان "دولت قوی" تا حدودی روشن شده و نوع و مسیر ریل گذاری برای هشت سال آتی قابل تصور می باشد.
وزرایی با ترکیب،جوانان عمدتا کم تجربه و مدعی انقلابی گری با پیرمردان خسته و تکراری بالانس این ترکیب ناهمگن و ناهمگون ، هنری است که آقای دکتر رییسی باید از خود بروز دهد.
با معرفی دکتر باغگلی به عنوان وزیر آموزش و پرورش ، گروه های مجازی فرهنگیان فارغ از نوع تفکرات جناحی حاکم بر آنها به اکثریت منتقد - مخالف و اقلیت مدافع - موافقان دو آتشه تقسیم شده است.
تب بحث در این گروه ها بسیار بالا بوده و به دلیل برخورد احساسی و ایدئولوژیک با مباحث حوزه تعلیم و تربیت ، سپهر معرفتی و سیمای عمومی گروه های یاد شده بیشتر به میدان تمام عیار جنگ شباهت دارند.

خاصه آن که انتشار کلیپ سخنان وزیر پیشنهادی دامنه انتقادات را حتی در بین طرفداران ستادی آقای رییسی به اوج رسانده است.
فارغ از چیستی و کیستی وزیر پیشنهادی با مشاهد کلیپ و مواضع باغگلی چند پرسش در ذهنم شکل گرفته است.
پاسخ گویی احتمالی دکتر باغگلی قطعا ابهامات شناختی قاطبه فرهنگیان از وی و برنامه هایش را تا حدودی رفع رجوع کرده و گرفتن رای اعتماد نمایندگان مجلس را تسطیح و تسهیل خواهد کرد.
جناب دکتر باغگلی عزیز
ضمن تبریک اعتماد رییس جمهور به شما
لطفا شفاف و بی تکلف به این سوالات پاسخ دهید.

- منظور شما از « حیات طیبه » مطرح شده در سند تحول در آموزش و پرورش دقیقا چیست؟
- اصطلاح "مادر معلم" و "مسجد مدرسه" از واژه های ابداعی شماست ؛ لطفا حدود و ثغور و نسبت آنها را با مقوله تعهد و تخصص شغل معلمی توضیح دهید.
- در صورت پوشیدن ردای وزارت با سریال تاریخی و نیمه جان "رتبه بندی معلمان" چه خواهید کرد؟
- برای ارتقای منزلت و معیشت معلمان و کاستن از مطالبات متراکم آنها چه برنامه عملیاتی در چنته دارید؟
- برای حراست از استقلال و پاسداری از کیان آموزش و پرورش چه برنامه ای دارید؟
- کسری بودجه آموزش و پرورش و همچنین کمبود معلمان را چگونه و از چه منابعی تامین خواهید نمود؟
- نسبت "مدارس رنگارنگ طبقاتی" با مقوله "عدالت آموزشی" مد نظر شما چیست؟
- در صورت انتخاب، سه اولویت اصلی شما در وزارت آموزش و پرورش "دولت قوی" کدامند؟
- معیار و ملاک انتخاب های شما در ترکیب معاونت ها، مدیران ارشد وزارتخانه و مدیران کل استانها چیست؟
- دورنما و نسبت آموزش و پرورش ایده آل مدنظر شما با آموزش و پرورش جاری در دهکده جهانی چیست؟
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه رسانه/
« ابوذر شریعتی » کاوشگرِ فلسفه ی محض در کانال تلگرامی خود می گوید :

من وقتی دارم می گویم " فرهنگ گوساله پرور " ؛ من دارم به این درد اشاره می کنم که آن سیاست مدار یا مسئولی که تک رایی به خرج می دهد از دل " این فرهنگ " رشد می کند .
کدام فرهنگ ؟
فرهنگی که لات پرور است . فرهنگی که مستبد است . مستبد پرور است . فرهنگی که گوساله پرور است . ریاکار پرور است .
کسی را پیدا نمی کنید که ریا نکند .
شرط موفقیت ، شرط رشد در این جامعه ، شرط بقا در این جامعه " ریا " است .
باید ریا کنید !
چاره ای جز ریا ندارید !
این تقصیر یک دولت ، دو دولت یا یک حکومت و یا دو حکومت مستعجل نیست .
این فرهنگ است که به این شکل دارد بیماری تولید می کند و شما در غرب هم شاهد بودید .
تا زمانی که به تعبیر " ارنست گرنر " انقلابی در نقشه معرفت صورت نگرفت . تا زمانی که فرانسیس بیکن ها ، راجر بیکن ها ، دکارت ها ، کانت ها ، مونتسکیوها ، ژان ژاک روسوها و... در رابطه با نفس " آزادی " ، در رابطه با " نفس خرد " ، " نقد عقل محض " ؛ در رابطه با خروج از ولایت دیگری ، روشنگری و صحبت نکرده بودند و تفکر و علم را از خدمت " قدسیت " خارج نکرده بودند و در خدمت انسان نیاورده بودند ؛ هیچ تحولی رخ نداده بود و نمی داد .
همه این ها مدیون " فلسفه " هستند .
باز هم عده ای خواهند آمد و خواهند گفت که فلسفه مرده است ، فلسفه انسان را گمراه می کند ....
این آدم هایی هستند که نمی شود با آن ها " گفت و گو " کرد .
فلسفه یعنی چه ؟
فلسفه یعنی فکر .
آیا فکر کردن ، انسان را گمراه می کند ؟
آیا اندیشه و خرد انسان را ذلیل می کند ؟
من نمی دانم . من واقعا این ها را نمی فهمم . این که می گویند فلسفه انسان را دیوانه و گمراه می کند .
پیاده سازی : زهرا قاسم پور دیزجی
گروه گزارش/

سوم اسفند 1398 معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش از ایجاد رشته جدید «کارشناسی برنامهریزی امور تربیتی» در دانشگاه فرهنگیان خبر داد و گفت: در جلسه اخیر کارگروه برنامهریزی تربیت معلم، ایجاد رشته جدید «کارشناسی برنامهریزی امور تربیتی» در دانشگاه فرهنگیان تصویب شد و برنامه درسی این رشته به زودی تدوین میشود. ( این جا )
علیرضا کاظمی در این باره گفته بود : ایجاد رشته جدید کارشناسی برنامهریزی امور تربیتی در دانشگاه فرهنگیان مورد تصویب قرار گرفته است و انتظار میرود با اقدام آینده نگرانه در زمینه اصلاح برنامه درسیِ دوره کارآموزی مربیان امور تربیتی در دانشگاه فرهنگیان، باهدف کمک به ارتقای کیفیت عملکرد مربیان امور تربیتی و معاونان پرورشی مدارس، بخش قابلتوجهی از مسائل و مشکلات موجود مرتفع شود .
هدف دوره جدید (کارشناسی پیوسته برنامهریزی امور تربیتی) ، تربیت مربیان امور تربیتی متخصص، بهروز و کارآمد برای مدارس است.

معاون وزیر آموزش و پرورش سند تحول بنیادین را تربیت محور دانست و خاطرنشان کرد: وجود نیازهای جدید در حوزههای فرهنگی و تربیتی بهگونهای است که والدین قادر به پاسخگویی به این نیازها نیستند و مربی امور تربیتی باید بتواند از عهده این مهم برآید.
«هدایت اخلاقی و رفتاری، کمک به تحقق فرآیند تربیتپذیری و فرهنگ پذیری مطلوب، شکوفایی استعدادهای فطری دانش آموزان و سلامت نفسانی و کمک به ترویج سبک زندگی اسلامی» از جمله وظایف سازمانی یک مربی امور تربیتی بهحساب میآید. »
کاظمی با اشاره به تربیت گفت: مقوله تربیت، بهشدت وابسته به موقعیت و شرایط محیطی (فرهنگی و اجتماعی، فناورانه و رسانهای) است. تربیت در خلأ محقق نمیشود، بلکه در محیط فرهنگی و اجتماعی صورت میپذیرد. امروزه، در نظر گرفتن حقایق موجود همچون تغییرات سبک زندگی و تحولات گسترده فرهنگی، لزوم شناسایی و اتخاذ شیوههای تربیتی نوین، کارآ و اثربخش را مطرح مینماید. »
در آخرین خبر در این مورد رئیس مرکز برنامه ریزی منابع انسانی و امور اداری وزارت آموزش و پرورش، به تشریح روند تصویب و پذیرش دانشجو در «رشته امور تربیتی» دانشگاه فرهنگیان پرداخته و چنین گفته است : ( این جا )
« با توجه به مصوبه 704 جلسه مورخ ۶ دیماه ۱۳۹۰ شورای عالی انقلاب فرهنگی، مبنی بر تأسیس دانشگاه فرهنگیان، دفتر گسترش و برنامه ریزی آموزش عالی، مجوز تأسیس 64 پردیس و 16 رشته تحصیلی از جمله «رشته راهنمایی و مشاوره»، با گرایش فعالیت های پرورشی و مشاوره را برای دانشگاه فرهنگیان، صادر کرد. با وجود سازمان های عریض و طویلی مانند « سازمان دانش آموزی » دیگر چه نیازی به حضور مربی امور تربیتی در مدرسه است ؟
سلیمانزاده می گوید: با توجه به مجوزهای صادره از سوی سازمان اداری و استخدامی کشور و در نظر گرفتن نیاز مناطق آموزشی، آموزش وپرورش نسبت به پذیرش دانشجو در «رشته راهنمایی و مشاوره» با همکاری وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و سازمان سنجش آموزش کشور اقدام کرده است، ولی به دلیل حذف درج گرایش رشته های تحصیلی در دفترچه آزمون های سراسری از سوی شورای عالی برنامه ریزی آموزش عالی کشور، امکان تفکیک گرایش فراهم نبود؛ از این رو مشکلاتی برای داوطلبان در طی سنوات گذشته ایجاد شده بود.
وی با اشاره به نیاز مبرم آموزش و پرورش به رشته های «راهنمایی و مشاوره» و «امور تربیتی»، تصریح کرد: ضرورت تأمین نیروهای متخصص در رشته های «راهنمایی و مشاوره» و «امور تربیتی»، باعث شد که گروه هماهنگی برنامه ریزی تربیت معلم، سر فصل دروس رشته راهنمایی و مشاوره با گرایش فعالیت های پرورشی و مشاوره را به دو برنامه درسی مجزا تبدیل و بعد از طی فرآیند قانونی و صدور مجوز اجرای برنامه از سوی دفتر برنامه ریزی آموزش عالی، اقدامات لازم برای أخذ مجوز از دفتر گسترش آموزش عالی را انجام دهد.
با توجه به توضیحات فوق، نظر به این که بعد از طی مراحل قانونی و بررسی برنامه درسی مقطع کارشناسی پیوسته «رشته امور تربیتی» در جلسه 945 مورخ ۱۱ مردادماه ۱۴۰۰ شورای گسترش آموزش عالی، مصوب و در سامانه HES دفتر مذکور، قرار گرفته است و دفتر گسترش آموزش عالی، مجوز لازم برای پذیرش دانشجو در «رشته امور تربیتی» دانشگاه فرهنگیان را صادر کرده است. »
« صدای معلم » همان موقع و در گزارشی به اظهارات معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش در مورد ایجاد رشته « امور تربیتی » واکنش نشان داد . ( این جا )
تجربه بیش از 40 سال تفکیک " آموزش " از " تربیت " در نظام آموزشی ایران و بر اساس مشاهدات و مستندات ، تجربه ای شکست خورده است و مشخص نیست طراحان چنین ایده هایی بر اساس کدامین شواهد و مستندات پژوهشی و علمی مجددا درصدد استمرار و بازتولید آن هستند ؟

کدام تجارب جهانی موفق در نظام های آموزشی توسعه یافته ، چنین اقداماتی را تایید و بر آن صحه می گذارند ؟
« حجت الاسلام علیرضا صادق زاده ، مسئول کمیته مطالعات نظری سند تحول بنیادین یکشنبه 27 بهمن نشست پیش همایش « اصلاحات آموزشی و چالش های آن در ایران : تبیین فلسفی دیدگاه ها و تلاش ها » گفته است : ( این جا )
" ما در سند تحول و مبانی نظری فکر می کردیم که با یک نگاه بسیار متفاوت از وضع موجود نگاه به معلم و در بحث ایجاد تحول به آن پرداخته شود .
احساس کردیم که معلم با ویژگی که به نام " مربی " و یا وصف " مربی " شناخته می شود می تواند نقش اصلی را در جریان تربیت بر عهده گیرد و ما چیزی به عنوان تفکیک معلم از مربی در سیستم های آموزشی که بعد از انقلاب رایج شده است را نداشته باشیم . »
وقتی که فردی در کسوت ذکر شده اساس این تفکیک را زیر سوال می برد ، دیگران چگونه این اقدامات را دائما به " سند تحول بنیادین " وصل می کنند و به دنبال مشروعیت بخشی برای اقدامات غیرکارشناسی و غیرعلمی خود هستند ؟!
« صدای معلم » بارها و در گزارش های متعدد نسبت به مساله « موازی کاری » و اتلاف منابع ناشی از آن آگاه سازی و هشدار داده است .
پرسش این است ؛
با وجود سازمان های عریض و طویلی مانند « سازمان دانش آموزی » دیگر چه نیازی به حضور مربی امور تربیتی در مدرسه است ؟
تربیت مفهومی واحد و پیچیده است که باید توسط " معلم " یا " راهبر آموزشی " و در حین فرایند تدریس به فراگیران یا دانش آموزان منتقل شود .
ادامه چنین روندی و اتخاذ تصمیم های ناپخته و احساسی مصداق « آزموده را آزمودن خطاست » بوده و آورده ای برای نظام آموزشی نخواهد داشت .
پایان گزارش/

اگر میخواهیم علم رشد و بر شبه علم غلبه كند بايد به ترويج علم بپردازيم. ادعاهاي شبه علمي همیشه از جانب قاعده هرم مطرح میشود، مثلا طرف در عطاری کار می کند، ادعاهاي گزافي، مثلا درمان كرونا، را مطرح ميكند. اين ادعاها از پایین می جوشند و بالا می آیند. بنابراين، براي تقويت پژوهش و جاري ساختن يافتههاي اصيل علمي در سطح افكار عمومي، رسانهها ميتوانند نقشي بي بديل ايفا كنند:
نقش مروج علم و پژوهش.
در نوک هرم علمی، دانشمندان برجستهاي قرار گرفتهاند كه یک درصد جمعيت را تشكيل ميدهند. اينها غیر از هوش، پشتکار فوقالعادهاي دارند.
بايد توجه داشت كه کاشفان و دانشمندان تاپ به ندرت توانستهاند ایده خود را گسترش بدهند. اگر متولي علم و پژوهش تدبيري براي بازاریابی نيانديشد، هرچقدر بودجه به نوک هرم تزریق شود، ضعف بنیه پیدا میکند. ترویج علم بسيار مهم است. باید به یک گروه هیأت علمی مأموريت داده شود تا مرتب سخنرانی كنند، با رسانهها مصاحبه كنند تا افکار و يافتههاي آن یک درصد بالا را ترویج کنند.
باید به جدل و انتقاد دامن زد.
وقتی لایه پایین هرم جدل را دامن میزند، دوتا اتفاق خوب میافتد: قاعده هرم هر از چند گاهی پیامبران کاذب تولید میکند، و شبه علم میسازد سركوب ميشود و دیگر نيازي به پلمپ کردن دفتر آنها نیست، بلکه سخنرانی است که آنها را مهار میکند. از طرفی، این منازعه و نقد به آن یک درصد بالاي هرم راهنمایی می دهد، یعنی یک درصد بالا میفهمند بازار کجا است و کدام سو باید بروند.
بنابراين، براي توسعه علمي، بايد كاري كرد كه جمهور ، پيام پژوهشگر و دانشمند را بپذيرد و الا پژوهشگر در حلقه كوچك پژوهشگران آكادميك ایزوله و ضعیف میشود.

در اقتصاد هم همین اصل حاكم است. بزرگترین قطب هایی که دارند اقتصاد را جلو می برند توزیع کننده و بازاریابها هستند. به عبارت دیگر اگر توزیع کننده و عرضه کننده یا بازاریاب براي علم نباشد مکش ایجاد نمی کند و علم در بخش نوك هرم ضعيف ميشود.
اگر میخواهیم پژوهش در ایران رشد کند، به رسانهها به عنوان بازارياب و مروج علم نياز مبرم داريم.
علم خالص قدرت ایجاد نمی کند، علم زمانی که با سیاست و با عموم متصل نشود خیلی سریع ممکن است که ضعیف بشود. براي مردمي كردن علم و ارتقاي سطح فكر عموم مردم اهتمام بورزيم.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه استان ها و شهرستان ها :

به مناسبت روز خبرنگار طی مراسمی در ناحیه ۴ کرج از معلم خبرنگاران آموزش و پرورش استان البرز تقدیر به عمل آمد.
در این مراسم از خانم مالمیر خبرنگار خبرگزاری ایرنا، سلمانزاده معلم خبرنگار صدا و سیما، دهقان آزاد مسئول خبرگزاری تریبون شهر و قاسمپور خبرنگار صدای معلم تقدیر شد.
در ادامه مراد مالمیر مدیر ناحیه ۴ گزارشی از مجموعه فعالیتها و چالشهای (فرصتها و تهدیدات) ناحیه را ارائه نمود.
اقدامات کرونایی
رئیس ناحیه ۴ معتقد است که آموزش و پرورش در اولویت دولتها نبوده و در حوزه مالی و پشتیبانی نیز انگیزه کافی و امکان فعالیت را برای مخاطبان فراهم نمیکند. همین موضوع پاشنه آشیل اصلی آموزش و پرورش در بحث توسعه نیافتگی است.
از طرفی کرونا خسارت جبران ناپذبری را به آموزش و پرورش و تربیت سیاسی ،اجتماعی و فرهنگی دانش اموزان وارد کرده است.
سال گذشته ما در ناحیه ۴ برای کاستن از حواشی و عوارض منفی کرونا ویروس چند کار ویژه را در دستور کار خود قرار دادیم.

تشکیل کمیته آموزش و ارتقای کیفی آن
با دعوت از نمایندگان مدیران مقاطع سه گانه، طبقه بندی مدارس و برنامه ریزی متناسب با آنها
- شناسایی دانش آموزان آسیب پذیر و اهدای بیش از ۱۰۰۰ دستگاه گوشی هوشمند و لپ تاپ به آنها
-تکثیر و توزیع درسنامه ها و نمونه سوالات امتحانی در تمامی مدارس هدف
-برگزاری جلسات حضوری قطبی سه مرحله ای برای مدیران در ۸ بخش مختلف ناحیه
توفیقات کرونایی
مالمیر ناحیه ۴ را جز ۱۱ ناحیه برتر کشور از منظر جمعیت خوانده میافزاید:
جمعیت دانشآموزی حدود ۱۳۰ هزار نفری ناحیه ۴ کرج برابر با جمعیت دانشآموزی برخی از استانهای متوسط است و در متوسط تراکم بالای دانش آموزی ناحیه ۴ از سرآمدان کشوری است.
با این حال با برنامه ریزی دقیق و مدون و تلاش همکاران امسال توفیقات زیر حاصل شده است :
- کسب دو رتبه تک رقمی دانش آموزان در کنکور برای اولین بار در تاریخ ناحیه ۴
- رشد و ارتقای ۲۰ درصدی در امتحانات نهایی و کسب مقام دوم استان
- انتشار تصاویر و رزومه همکاران خیر و معلمان نمونه و موفق در حوزه های مختلف در مجلد"جلوه های عشق و ایثار"
- عقد خواهر خواندگی با شهرستان محروم نیمروز سیستان و بلوچستان و مساعدت ۸ میلیاردی کالا به دانش آموزان محروم منطقه
- ایجاد تسهیلات ویژه برای ازدواج زوج های فرهنگی زیر سی سال در ناحیه ۴
- واکسیناسیون حدود نیمی از همکاران ناحیه ۴ و کسب امادگی لازم برای بازگشایی بهینه مدارس
سبقت خیرین مدرسهساز از دولت
مدیر ناحیه ارتباط با خیرین، شهرداریهای مناطق، امامان جمعه و رؤسای سپاه را در مدت مسئولیت خود مناسب و رو به رشد ارزیابی کرده افزود: در سال گذشته با شناسایی ۱۸ قطعه زمین برای ساخت مدارس و شروع ۱۴ پروژه خیرساز در خصوص ساخت و ساز مدارس خیرساز خوشبختانه از دولت سبقت گرفته ایم.
زندانهای کرج و چالشهای پیش رو
متأسفانه شهر کرج در حصاری از زندانها گرفتار شده است؛ زندان کچویی و ندامتگاه مرکزی در جنوب، زندان رجاییشهر در شمال و زندان قزل حصار با انبوهی از مجرمان موادمخدر درغرب واقع در منطقهای مابین حصارک و کیانمهر و مهرشهر قرار دارند.
دو زندان بزرگ با جمعیتی حدود بیست هزار نفر در حریم استحفاظی ناحیه چهار قرار دارند که وجود آنها چالشهای جدی و آسیبهای چند وجهی چون فقر اقتصادی، فرهنگی و آموزشی را برای ساکنان مناطق جوار زندانها به همراه دارد.
پتانسیلهای توسعه ناحیه ۴
بدنه کارشناسی قدرتمند، دسترسی آسان به حوزه مسئولیت، وجود مردمان متدین و قانع با پیشینه مذهبی قوی، حضور مسئولین پرشمار و دلسوز محلی از امام جمعهها، مدیران شهرداریها و... از نقاط قوت ناحیه بوده و خلاصه این که پتانسیلهای بالقوه و بالفعل برای خدمترسانی به مردم فراهم می باشد.
در این مراسم معلم خبرنگاران حاضر در جلسه نیز نقطهنظرات خود را در خصوص مسائل مبتلا به آموزش و پرورش استان و ناحیه ۴ به سمع و نظر رییس ناحیه رسانده و خواستار تداوم ارتباط حسنه و دوطرفه بین معلمخبرنگاران و مسئولین آموزش و پرورش استان شدند.
در پایان قاسم پور خبرنگار صدای معلم ضمن انتقاد از استفاده ابزاری سایر نهادها و ارگان ها از آموزش و پرورش گفت:
متاسفانه اکثر مدیران ما رابطه حسنه و برد_بردی با سازمانها و نهادهای مرتبط به آموزش و پرورش ندارند و نتیجتا از بودجه های سرگردان فرهنگی سایرین بی بهره می مانند.

پایان گزارش/
گروه گزارش/

محمد محسنبیگی مدیرکل دفتر سلامت آموزش و پرورش با اشاره به اینکه رایزنیها و برنامه ریزیهای لازم با وزارت بهداشت انجام شده است، درباره جزئیات واکسیناسیون معلمان می گوید:
« زمان دقیق هنوز معلوم نیست، اما زیرساختهای لازم را تهیه کردیم.
اطلاع رسانی برای زمان دقیق کار مانند سایر گروههای مشمول واکسیناسیون، با پیامک و از طریق سامانه انجام میشود و در زمینه محل تزریق معلمانی که محل زندگی و محل خدمت آنها تفاوت فاحشی دارد هم وزارت بهداشت تمهیداتی اندیشیده است.
هفته گذشته هماهنگیهایی به عمل آمد تا مراکز تجمیعی صرفا برای واکسیناسیون معلمان در نظر بگیریم و این کار محقق شد.
مدیرکل دفتر سلامت آموزش و پرورش با یادآوری این موضوع که همه کادر آموزشی که به نوعی با معلمان دانش آموزان در ارتباط هستند، واکسینه میشوند، بیان کرد: برای آن دسته از سربازمعلمان و دانشجومعلمانی هم که به تازگی به جمع معلمان میپیوندند، لیستی جدید تهیه خواهیم کرد تا واکسیناسیون این طیف هم انجام شود و تعدادشان بیش از ٢٠ تا ٣٠هزار نفر نخواهد بود.
وی همچنین درباره بازگشایی مدارس هم اظهار نظر را به روزهای آتی موکول کرد. » ( باشگاه خبرنگاران جوان )
با وجود تمهیداتی که بیگی از آن گفته است، اکثریت معلمان برای تزریق واکسن پیامکی دریافت نکرده اند و طبق گفته ی مراجعین به مراکز واکسیناسیون معلمان در استان اصفهان ، هماهنگی در اطلاع رسانی وجود ندارد. متاسفانه برخی مدیران به خوبی همکاران خود را در مدرسه و آموزشگاه محل خدمت از ساعت و زمان حضور در مرکز مطلع نکرده و با سردی با آنان برخورد می کنند و با جمله ی به من مربوط نمی شود از سر خود باز می کنند. از همه بدتر عدم ارسال اطلاعیه ها و بخشنامه های مرتبط با موضوع و در میان گذاشتن مفاد در اختیار شاغلین در برخی آموزشگاه های اصفهان عنوان می شود.
یکی از فرهنگیان ناحیه 3 به « صدای معلم » می گوید : « به مرکز واکسیناسیون کانون امام خمینی مراجعه کردم . تا این لحظه که 16 مردادماه است منتظر اعلام ساعت و زمان حضور خویش طبق زمان بندی در مرکز واکسیناسیون توسط مدیران بودهام. این مهم مهیا نشد ؛ ناچار بدون تعیین وقت قبلی مراجعه کردم و در این شلوغی قرار گرفتم تا واکسن دریافت کنم. »
از سوی دیگر ، برخی معلمان آموزشگاه ها، به نظم و قانون خیلی پای بند نبوده و مطابق اطلاعیه های ارسال شده به مراکز مراجعه نکرده اند لذا نوبت موسسه تمام شده و امکان تزریق واکسن برایشان فعلا مقدور نیست.

ف.ب از نیروهای خریدخدمات به « صدای معلم » می گوید : « به دلیل ترس و نگرانی که از زدن واکسن داشتم و خبرهایی که راجع به ابتلا به کرونا بعد از تزریق و مرگ و میر درگروه ها می خواندم ، در تاریخ مشخص شده مراجعه نکردم. الان هم که آمدم ترسیدم اگر واکسن نزنم تمام شود و در مهرماه بگویند چون نزده ای ابلاغی برایت نمی زنیم. هر چند گفتند سهمیه منطقه شما تمام شده و تا ده روز دیگر از طریق آموزشگاه خود پیگیر باشید. »
با توجه به ضرورت امر و مهلت تعیین شده برای برخی مراکز واکسیناسیون، مدیران برخی آموزشگاه ها و روابط عمومی آموزش و پرورش در شهرستانها نیم ساعت مانده به پایان زمان واکسیناسیون در منطقه مورد نظر، برای نیروهای خود پیامک ارسال کردند و این باعث اعتراض همکاران در مناطق گردیده است.
م. د اظهار می دارد : « تا الان هر چه با اداره تماس گرفتیم که تکلیف چیست و ما چه زمانی مراجعه کنیم ، گفتند صبر کنید اطلاع می دهیم. نیم ساعت مانده به پایان زمان مورد نظرشان به ما اطلاع دادند و هنوز هم برخی همکاران اطلاع ندارند. ما هم که آمدیم می گویند دیر وقت است و کادر درمان در حال ترخیص هستند. مراجعینی که داخل هستند و منتظر تزریقند کم نیستند. »
برخی فرهنگیان با خانواده به مراکز واکسیناسیون مراجعه نموده و برای آنان نیز در همان مرکز واکسن دریافت کردند که باعث اعتراض سایر فرهنگیان در نواحی و مناطق شده است.
س. آ همکار فرهنگی در این مورد می گوید : « مدیر مدرسه ای در ناحیه 2 با خانواده به مرکز مراجعه کرده است و واکسن دریافت کردند. امروز که من با همسرم مراجعه نمودم می گویند آنان تخلف کردند و ما انجام نمی دهیم. به مرکز پل شهرستان مراجعه کردیم گفتند اینجا برخی همکارانتان برای همسرانشان هم واکسن دریافت کردند. این کار چه معنایی دارد؟ در عوض در مرکزی دیگر به دلیل نبود واکسن از همکاران حق التدریس کارت فرهنگی و ابلاغ خواسته شده و به دلیل آنکه این نیروها هیچ یک از دو مورد را در حال حاضر ندارند ، عوامل مرکز بهداشت از زدن واکسن به آنان امتناع کردند.»
رسانه ها به نقل از مسئولان بیان داشتند که کد ملی معلمان برای واکسیناسیون در اختیار وزارت بهداشت قرار گرفته است. در این رابطه ، وزیر آموزش و پرورش با بیان اینکه کد ملی معلمان در اختیار وزارت بهداشت قرار گرفته است، می گوید : حدود ۹۲۰ هزار نفر از معلمان و کادر آموزشی، طبق هماهنگی با وزارت بهداشت در مردادماه واکسینه میشوند.
ز. خ از نیروهای حق التدریس شهرضا به ما می گوید: « ما نسبت به این موضوع از ادارات خود معترضیم که چرا کد ملی نیروهای حق التدریس از طرف اداره منطقه یا شهرستان به اداره بهداشت ارسال نشده ولی برایمان پیامک حضور به موقع در مرکز واکسیناسیون ارسال شده است؟ ولی متأسفانه هیچ کس پاسخگو نیست. »
در ساعاتی از روز در مراکز تعبیه شده یکی در کانون امام خمینی و دیگری ورزشگاه شهید خرازی برای فرهنگیان نواحی، خلوت بوده و در زمانهایی بسیار شلوغ گزارش می شود.
طبق گفته ی مسئولین ناظر در مراکز ، متاسفانه فرهنگیان نیز مانند مردم عادی خیلی مقید به نظم و ترتیب نبوده و مطابق با برنامه ی زمانی اعلام شده از طریق آموزشگاه خود مراجعه نمی کنند و هر زمان دوست دارند در مرکز حاضر می شوند که موجب ازدحام و شلوغی می گردد.
طبق گفته پذیرش واکسیناسیون شهید خرازی، ناحیه ۴ منظمتر عملکرده و نواحی ۲ و ۶ شلوغ ترین زمان را انتخاب کرده و از سوی ناحیه متبوع خود هماهنگ نبودند.
به گفته ی یکی از مدیران مدارس ناحیه 3 ، حضور ناظران هر ناحیه در مرکز برای نظم دهی و رعایت زمان بندی تا حدودی تاثیر داشته است ولی برخی نواحی حتی با آموزشگاه های خود در تعامل و هماهنگی نبودند و یا مطلع نبودند نوبت کدام مدارس برای تزریق واکسن است.
آموزش دهندگان استان اصفهان نیز از تبعیض میان خود سخن می گویند. به نظر می رسد اطلاع رسانی برخی روسای نواحی و مناطق به این طیف از نیروها به صورت سلیقه ای بوده است .
در کانون امام خمینی و شهید خرازی شهر اصفهان ، یکی دو روز اول وضعیت نوبت دهی خوب بوده ولی از آن پس تاکنون رضایت بخش نیست.

در این رابطه ، بیگی در مصاحبه اخیر خود در 6 مرداد ماه 1400 با خبرگزاری ایسنا با اشاره به اینکه حدود یک میلیون و ۲۰۰ هزار فرهنگی داریم و با توجه به ظرفیت کشور حدود یک هفته میتوانیم واکسن آنها را تزریق کنیم، خطاب به مدیران کل استانی وزارت آموزش و پرورش گفته است: درخواستم این است که با معاونین بهداشت و روسای دانشگاه های علوم پزشکی در استان ها جلسه بگذارید و چند نکته را رعایت کنید. ما در مراکز تجمیعی به معلمان واکسن نمی زنیم. چند علت دارد که یکی از آنها حفظ حرمت معلمان است تا در صف نایستند. « فرهنگیان نیز باید در رفتارشان تجدید نظر نموده و الگوی مناسبی برای سایر اقشار جامعه باشند. همه به ما نگاه می کنند همان طور که بر خبرهای ریز و درشت در موردمان دقت دارند. »
مثلاً اگر به عنوان مثال مدرسه ای ۵۰ معلم داشته باشد، ظرف دو ساعت واکسن شان را در همان مدرسه هم می توانیم تزریق کنیم. در کلانشهرها می توانید سالن های خوب با تهویه مناسب در نظر بگیرند و بعد نوبتدهی شود. ارزشش را دارد که وقت بگذاریم و هماهنگیهایی انجام شود تا آموزش و پرورش سالنهای بزرگ، خوب و آبرومند خودش را در اختیار بگذارد، همکار ما تأیید میکند و در این صورت به نظرم میشود واکسیناسیون را دریکی دو روز برای یک استان انجام داد.
با این حال و با وجود برخی شرایطی که برای فرهنگیان بعضا به طور اتفاقی مهیا می شود، احساس می شود خودشان نیز نمی خواهند به موقعیت و منزلتشان احترام بگذارند و باعث می شوند، وضعیت بغرنج تر شود. به طور مثال در موردی ، اصرار عضو فرهنگی برای زدن واکسن همراه و شرط گداشتن نسبت به آنکه اگر خانواده ام نزنند، من نیز نمی زنم، امتناع کادر اجرایی واحد درمان را در برداشته و در پی این مخالفت، به سمت مراکز واکسیناسیون عمومی واقع در پل شهرستان و مسجد مصلی روانه و این امر منجر به درگیری لفظی در مراکز نیز گردیده است.
البته در مواردی در برخی شهرستان های استان اصفهان،کادر درمان تا ظهر بیشتر نمیمانند و بعدازظهر واکسیناسیون تعطیل است. لذا از ساعت ۸ تا قبل از ساعت۱۲ ظهر هجمه ی جمعیت بسیار بیشتر است.
بیگی در همان مصاحبه به مساله ای اشاره کرده و اظهار می کند : باید بگویم اینطور نیست که بگوییم فلان واکسن را به معلمان میزنیم. یک سبد واکسن شامل برکت، سینوفارم و آسترازنکا هست که هرکدام را خواستند میزنند. نکته دوم آنکه وزارت آموزش و پرورش فهرستی را تایید میکند و به ما میدهد و ما با آن لیست کار داریم و اگر افرادی هستند که در این لیست نبودند و نامشان جا افتاده بود اگر وزارت آموزش و پرورش دوباره به ما لیست بدهد ما واکسیناسیون آنها را نیز انجام میدهیم.
هیچ محدودیتی برای واکسیناسیون معلمان نداریم؛ نه در نوع و نه در تعداد واکسن. هر تعدادی را که وزارت آموزش و پرورش تأیید کند ما انجام میدهیم. هر راننده سرویسی را هم که آموزش و پرورش تأیید کند ما واکسن میزنیم. کارکنان مدرسه مانند نگهبان و نیروهای خدماتی هم هستند که اگر لیست آنها را هم به ما بدهند محدودیتی برای واکسیناسیون آنها هم نداریم. »
با این حال در زمان مراجعه خودم در مرکز شهید خرازی برای دریافت واکسن به جز سینوفارم نوع دیگری موجود نبود.

سایر همکاران فرهنگی در نواحی و مناطق نیز به تک بودن نوع واکسن در مرکز خود اذعان داشتند. پس باید گفت این قول و وعده پایدار نبوده است و در مراکز حق انتخاب نوع واکسن برای فرهنگیان نیست و صرفا یک نمونه تزریق می شود. در این شرایط فرهنگیان با اطلاع رسانی در گروه های خود یکدیگر را به مرکزی که واکسن مورد نظرشان تزریق می شود راهنمایی می کنند. در این مراکز نیز به جهت نداشتن لیست های ارسالی متناسب با محدوده مورد نظر، کادر درمانی از همکاری با آنان امتناع می کنند و بعضا بداخلاقی های نامناسبی بین طرفین شکل می گیرد.
با وجود مشخص شدن دو مرکز کانون امام خمینی و شهید خرازی در شهر اصفهان فرهنگیان باز هم به پل شهرستان و مصلی ، فرهنگیان حداکثر مراجعه را داشته و تقاضای واکسن مورد نظر خود را دارند.
یکی از همکاران فرهنگی کاشان به « صدای معلم » می گوید: « نیروهایی که نامشان در لیست عنوان نشده است ، بیمار بوده اند و یا به هر جهت موفق به تزریق واکسن نشده اند جزو کسانی تلقی می شوند که تمایل به تزریق واکسن نداشته اند. بر این اساس امکان تزریق مجدد در حال حاضر برایشان میسر نیست و نوبت دو هفته ای به آنان داده می شود. سوءمدیریت مسلما در همه جا به چشم می خورد ولیکن بهتر است هم نیروهای فرهنگی و هم مسئولین فرهنگی نسبت به حفظ حرمت و شان نیروها ابتدا مدیران آموزشگاه ها را توجیه و در ارسال لیست های منظم تر به ادارات بهداشت از سردرگمی و نگرانی نیروها بکاهند. »
باید به این نکته هم اشاره کرد که در این اوضاع آشفته بسیاری از مدیران نیز دلسوزانه عمل کرده و تا پایان واکسیناسیون شاغلین مدارس خود، مرتبا اطلاع رسانی مناسب را ارائه کرده اند.
رعایت پروتکل های بهداشتی در این مراکز هم بعضا ضعیف است . سهل انگاری در ضدعفونی کف و صندلی های چیده شده مرکز از زمان شروع تا زمان پایان واکسیناسیون قابل مشاهده است و صرفا به چینش فاصله دار صندلی ها بسنده شده است .
محمد حسن بیگی در گفت و گو با خبر فوری در 14 مرداد ماه 1400 می گوید: آموزش و پرورش در بخش اجبار در واکسیناسیون مدارس غیردولتی ورود پیدا نمیکند چون در اختیار موسسین قرار دارد و این مدارس ضوابط خود را دارند.
در بخش دولتی این گونه نیست که اگر فردی واکسن نزند قرار باشد با او ادامه همکاری نداشته باشیم.
مدیر کل دفتر سلامت وزارت آموزش و پرورش خاطرنشان می کند که شرایط و ضوابط واکسیناسیون در مدارس غیردولتی در اختیار خود موسسان است.
با اعلام این خبر اجبار در تزریق واکسن برای نیروهای غیر رسمی به بهانه گیری های مؤسسین اضافه شد و موجب انتقاد تند بسیاری از معلمان مدارس غیردولتی و خرید خدمات شده است .
م. آ از نیروهای خرید خدمات ناحیه 6 می گوید : « در سایر سازمان ها و ارگان ها تزریق واکسن کاملا اختیاری بوده و اجباری در کار نیست. چرا باید تمدید قرارداد ما منوط به اجبار در زدن واکسن باشد؟ امید است در جهت رفع نگرانی نیروهای مذکور، موسسین نیز با نیروهای خود منصفانه برخورد نمایند. »
در مورد مشکلات پیش آمده در زمینه ی واکسیناسیون در استان اصفهان تا این لحظه هیچ مدیر و مسئولی عذرخواهی نکرده است.
باقری یکی از معلمان حاضر در مرکز امام خمینی می گوید: « فرهنگیان نیز باید در رفتارشان تجدید نظر نموده و الگوی مناسبی برای سایر اقشار جامعه باشند. همه به ما نگاه می کنند همان طور که بر خبرهای ریز و درشت در موردمان دقت دارند. باید گفت که با توجه به شرایط پیشرفت بیماری کرونا و افزایش میزان مرگ و میر در جامعه انتظار میرود در جهت قطع زنجیره مرگ و میر و قتل عام دسته جمعی از واکسن معتبر استقبال نماییم و به سلامت جامعه کمک کنیم. »
مسلما گروههایی که با بازگشایی فیزیکی و حضوری مدارس مقاومت جدی و مخالفت قوی دارند و اولیا خانوادهها را از بازگشایی مدارس ترسانده و با تشکیل کمپین برای استمرار تعطیل مدارس فشار می آورند بهتر است لااقل از چرخه واکسیناسیون دور نمانند و همان طور که بیگی مدیرکل سلامت وزارت آموزش و پرورش اعلام نمود عدم تزریق واکسن و اختیاری بودن آن را در زمان بازگشایی مدارس بهانه ای برای عدم حضور در مدرسه و اشتغال به کار بهانه قرار ندهند.
پایان گزارش/

گروه گزارش/

انتظار می رفت وزارت آموزش و پرورش به مناسبت « روز خبرنگار » ، همه ی خبرنگاران و رسانه های فعال در حوزه آموزش و پرورش را دعوت کند و از زحمات آنان به نحو شایسته ای تقدیر و تشکر به عمل آورد .
این آیین سپاس تا حد زیادی و در یک فضای صمیمی و غیراداری در زمان وزارت « محمد بطحایی » انجام شد . ( این جا )

خانواده های خبرنگاران هم به این مراسم دعوت شدند و این به عنوان یک روز به یاد ماندنی در کارنامه وزارت آموزش و پرورش در حوزه رسانه ثبت و ضبط گردید .

« محسن حاجی میرزایی » وزیر آموزش و پرورش به این مناسبت در خبرگزاری پانا حضور یافت و از خبرنگاران آن تقدیر به عمل آورد .
در این نشست علیرضا کاظمی معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش و رئیس سازمان دانشآموزی کشور، اسماعیل بحریزاده قائم مقام معاون وزیر در سازمان دانشآموزی، فریبرز حمیدی رئیس مرکز اطلاعرسانی و روابط عمومی آموزش و پرورش و حسین صادقی معاون امور رسانه مرکز اطلاعرسانی و روابط عمومی وزیر آموزش و پرورش را همراهی کردند. واقعا مسئولان وزارت آموزش و پرورش از " رسانه ها " چه انتظاری دارند ؟
پرتال وزارت آموزش و پرورش نوشت : ( این جا )
در این نشست رئیس سازمان دانشآموزی تاکید کرد خبرگزاری پانا در کنار رویکرد حرفه ای رویکرد تربیتی دارد و نگاه کادرسازی برای تمام رسانههاست.
به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل معاونت پرورشی و فرهنگی، علیرضا کاظمی در آیین تجلیل از خبرنگاران خبرگزاری دانشآموزی پانا به مناسبت روز خبرنگار ضمن ابراز خرسندی ازاینکه سازمان دانشآموزی و خبرگزاری پانا مورد توجه وزیر آموزش و پرورش است اظهار کرد: بسته تحولی سازمان دانشآموزی یک نقشه راه برای نهاینه سازی ساحت تربیتی دانشآموزان است تا با ایجاد یک فرصت نقش خوبی را ایفا کند.
خبرگزاری پانا یک ممیزههایی با سایر خبرگزاریها دارد این است که با تعداد نیروی انسانی اندک فعالیت میکند. در کنار رویکرد حرفه ای رویکرد تربیتی دارد و نگاه کادرسازی برای تمام رسانههاست.
کاظمی تاکید کرد خبرگزاری پانا نقش روابط عمومی دوم را برای آموزش و پرورش ایفا میکند و مرجعیت رسانه ای در آموزش و پرورش دارد. »
« صدای معلم » تاکنون و در گزارش های متعدد خویش به « آپارتاید رسانه ای » جاری در سیاست های رسانه ای این وزارتخانه انتقاد کرده است .
این که وزارت آموزش و پرورش در یک مناسبت در رسانه متعلق به خودش حاضر شود و مسئولان آن شروع به تعریف و تمجید از خودشان کنند ، با کدام رویکرد حرفه ای و رسانه ای مورد ادعای این مقامات هم خوانی و تجانس دارد ؟
آقای کاظمی از کجا و بر اساس کدام مستندات و شواهد برآمده از « حوزه عمومی » آموزش و پرورش ، برای رسانه تحت مدیریت خویش ، مرجعیت رسانه ای قائل است ؟
این قبیل ادعاها باید در نشست های رسانه ای که مدت هاست توسط این وزارتخانه تعطیل شده است و از میان محتوای پرسش های مطرح شده و گزارش های مکتوب و انعکاس یافته به اثبات برسد .
آیا قرار است رسانه ها نقش روابط عمومی را برای وزارت آموزش و پرورش ایفا کنند تا مورد توجه و التفات آنان قرار گیرند ؟
واقعا مسئولان وزارت آموزش و پرورش از " رسانه ها " چه انتظاری دارند ؟
آیا قرار است بر کوتاهی ها و خطاهای آنان سرپوش بگذارند و یا آن ها را توجیه کنند ؟
تنها با تغییر نگرش مسئولان وزارت آموزش و پرورش و سایر مقامات به رسانه به عنوان " رکن چهارم دموکراسی " است که می توان اعتماد از دست رفته را به سیستم ناکارآمد و فرصت سوز فعلی برگرداند .




پایان گزارش/

در آخرین ماه های عمر دولت روحانی، لایحه ای تحت عنوان فوق العاده ویژه معلمان، تقدیم مجلس شورای اسلامی شد و پس از کش و قوسهایی به تصویب مجلس رسید. بر اساس این لایحه، قرار است بین ۴۰۰ تا ۸۰۰ هزار تومان به حقوق معلمان اضافه شود. این افزایش حقوق معلمان هر چند در مقابله با تورم افسار گسیخته، اصلاً افزایشی، قابل قبول نیست، اما در معلمان این امید را به وجود آورد که مطالبهگری و اعتراضشان مورد توجه حاکمیت قرار گرفته است.
اما سوال این نوشته این است که اعتراضات معلمان تا چه میزان در تحقق مطالبه آنان موثر بوده است؟
در پاسخ باید گفت اینکه تصور کنیم اعتراضات و مطالبهگری معلمان موجب تحقق مطالبه آنان در قالب لایحه مذکور شده است، چندان درست به نظر نمی رسد. زیرا آن زمان که معلمان، اعتراضات خود را به صورت عملی یعنی نرفتن به کلاسهای درس، تحصن یا تجمع در مقابل ادارات کل آموزش و پرورش و ... انجام میدادند، چندان نتیجهای نمی گرفتند تا اینکه امروزه بتوانند در شرایط کرونایی و نبود کلاسهای درس و عدم امکان تحصن و تجمع، نتیجهای بگیرند. بنابراین اینکه تصور کنیم مطالبات و اعتراضات معلمان در کمپینهای مجازی موجب تحقق مطالبات آنان شده، منطقا امری قابل قبول به نظر نمیرسد. اما با رد این فرض، بیدرنگ این سوال مطرح می شود که پس علت تحقق مطالبه معلمان در قالب لایحه مذکور چیست؟

پاسخ این نوشته عبارتست از: «اجبار تاریخی حاکمیت». به این معنی که در ایران، مطالبات و اعتراضات اجتماعی زمانی محقق می شود که حاکمیت به لحاظ تاریخی یعنی به جهت مقتضیات زمانی، مکانی، اجتماعی، اقتصادی و... چارهای جز محقق ساختن آن مطالبات نداشته باشد. به عبارت دیگر این شرایط تاریخی است که حاکمیت را مجبور می سازد که به مطالبات اقشار مطالبه گر، پاسخ دهد.
زیرا سختی و دشواری شرایط تاریخی به آن حد از اشباع میرسد که دیگر امکان تحمل فراتر از آن حد، وجود ندارد. بر همین اساس دولت روحانی زمانی لایحه مذکور را در دستور کار خود قرار داد که اولا شرایط فلاکتبار اقتصادی و تورم افسارگسیخته به حدی از اشباع رسیده بود که دیگر تحمل فراتر از آن، عملا امکانپذیر نبود. ثانیا دولت روحانی در آخرین ماه عمر دولتش بود و اینکه منابع مالی لایحه مذکور در آینده تامین شود یا نشود، چندان برایش مهم نبود. ثالثا دولت روحانی با این کار سعی کرد نشان دهد که دولتی پاسخگو به مطالبات اجتماعی است.
در اینجا ذکر یک نکته مهم، لازم است و آن اینکه تشخیص اجبار تاریخی و همچنین مواجه شدن با آن اجبار تاریخی باید از سوی حاکمیت باشد نه گروههای مطالبهگر یا معترض. به عبارت دیگر اینکه اقشار مطالبهگر، اجبار تاریخی را تشخیص دهند یا با آن روبه رو شوند، برای حاکمیت، چندان ارزشی ندارد؛ مگر اینکه خود حاکمیت، آن اجبار تاریخی را تشخیص دهد یا با آن مواجه شود. در این صورت است که برای رفع وضعیت نامطلوب در قالب یک مطالبه اجتماعی، صحه گذاشته و آن را محقق خواهد ساخت.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید