
در يادداشت کوتاهی که با عنوان « نکاتي در مورد تخصيص سهام ارزش مالکانه به فرهنگيان عضو صندوق ذخيره فرهنگيان » در « صداي معلم » به تاريخ پنج شنبه 9 آذر 1402 منتشر شد ؛ ( اينجا ) نوشتم :
« از جناب آقای پژوهش و مهر بانو مویدی که سالیان پیش در خیابان عطار ، این مطالبه را مطرح نمودند تا تشکل های مدنی به عنوان حلقه واسط بين مردم و مسئولين که به اين مهم ورود پيدا کردند و رسانه ها به عنوان رکن چهارم دموکراسي که در این باره نوشته اند .
از کنشگران ِ حاضر در صندوق ، آذر ِ ۱۴۰۰ تا فعالان ِ حاضر در صندوق ، بهمن ِ ۱۴۰۰ .
از دیدار کنندگان با رئیس هیات مدیره در26 مهر 1402 تا گفت و گو کنندگان با دبیر کمیته عالی ارزش مالکانه.در ششم آذر 1402
از کنشگران مدنی فعال در حوزه صندوق ذخیره تا مجمع عمومی استانی ( ۸۳ نفر منتخبین استانی )
از سه منتخب محترم حاضر در هیات امنا تا فرهنگیان عضو که در صندوق پیگیر مطالبات اعضا هستند .
از مدیر عامل نیکدل تا مدیر عامل نجف پور که در ۱۹ و ۲۰ مهر ۱۴۰۱ به مجمع عمومی استانی قول اجرای ارزش مالکانه را داد و الحق و الانصاف با جدیت ، شبانه روز پیگیر ِ اجرای آن شد .
از دلبری تا فرجی که قول فشردن کلید آخر را داد و الحق و الانصاف کلید آخر را فشرد .
از تدوین کنندگان اولین اساسنامه تا تدوین کنندگان آخرین اساسنامه ....
در فراهم آوردن مقدمات فاز اول ِ مطالبه ۱۲ ساله نقش داشته اند و تلاش همه آنان قابل تقدير است .
در کنار نام های :
محمدعلي نجفی بنیانگذار صندوق ذخیره فرهنگیان ، محمد بطحایی تفویض کننده ی اختیاراتش به فرهنگیان ِ عضو ، نام رضا مراد صحرایی بعنوان آغازگر تخصیص حقوق مالکانه ثبت گردید .
تخصیص حقوق مالکانه یک فرآیند زمان بر است که امروز آغاز شده است و در سايه پيگيري مجدانه ي همه نقش آفرينان تا پایان ادامه می یابد .... »
براي حفظ دارايي هاي تخصيص يافته در بورس يا فرا بورس چه کنيم ؟

مقدمه :
سه دهه از قيم مابي ِ مطلق بر صندوق ذخيره فرهنگيان مي گذرد .
در سلسله گفت و گوهايي در « صداي معلم » فرآیند قيم مابي حاکم بر اموال ِ بيش از يک ميليون و ششصد هزار نفر را در چهارده بخش مورد تحلیل و نقادی قرار دادم . ( اينجا )
در آغاز ِپايان ِ قيم مابي مجددأ ضمن قدر داني از همه نقش آفرينان فوق الذکر ، مواکدأ اعلام مي دارم :
تخصیص حقوق مالکانه یک فرآیند زمان بر است که امروز آغاز شده است و در سايه پيگيري مجدانه ي همه نقش آفرينان تا پایان ادامه می یابد .
مطالبات اعضا در پنج محور به شرح ذيل است :
تخصيص حقوق مالکانه که خود يکي از مطالبات بيش از يک ميليون و ششصد هزار عضو صندوق است در برگيرنده تمام چهار محور ديگر يا راه گشای تحقق چهار مطالبه ديگر مي باشد .

تخصيص حقوق مالکانه تاريخچه بسيار طولاني دارد که در گذشته به آن اشاره شده است ولي براي ياد آوري اين تاريخچه شما مي توانيد به نظر نگارنده در صدر اين گفت و گو مجددأ مراجعه نماييد .
براي حفظ اين دست آورد و تداوم راه آن تا پايان راه طولاني ، لازم است :
در گفت و گوي مجازي ذيل به اهميت اين موضوع ( آشنايي اعضاي محترم ِ صندوق ذخيره فرهنگيان با اين مفاهيم ) مي پردازيم .
پرسش کننده :
صورت وضعيت اعضاي صندوق ذخيره فرهنگيان چيست ؟

پاسخ :
هر عضو با مراجعه به سايت صندوق ، با مفهوم فرضي ِ صورت وضعيت خود با چهار مبلغ مواجه مي شود :
توضيح :
- اگر عضوي بازنشسته شود يا از کار افتاده شود ؛ مجموع اين چهار مبلغ با عنوان فرضي ِ صورت وضعيت به وي پرداخت مي شود .
- اگر عضوي انصراف دهد ؛ مجموع دو مبلغ اول و دوم با عنوان فرضي ِ صورت وضعيت به وي پرداخت مي شود .
پرسش کننده :
سهم الشرکه چيست ؟
پاسخ دهنده ( 1 ) :
سهم الشرکه، حقی است که شریک، با آوردن سرمایه به شرکت تجاری و تامین بخشی از دارایی آن، در شرکت کسب نموده و به موجب آن، حق دخالت در اداره امور شرکت را پیدا کرده و در سود و ضرر شرکت تجاری نیز سهیم می گردد.
در حقوق تجارت، علاوه بر سهام که در رابطه با شرکت های سهامی مطرح گردیده، در مقررات مربوط به شرکت های غیر سهامی، مفهومی، تحت عنوان سهم الشرکه، مورد توجه قانون گذار قرار گرفته و در مواد مختلف به توضیح احکام و مقررات آن، پرداخته است.
نکته مهمی که در رابطه با این سهم شریک در شرکت های تجاری غیر سهامی باید مورد توجه قرار گیرد، این مساله بوده که علاوه بر تفاوت های اساسی میان سهم الشرکه با سهام، مفهوم سهم الشرکه نیز کاملا متفاوت با سهم شریک است .
پرسش کننده :
سهم الشرکه در اساسنامه صندوق ذخيره چگونه تعريف شده است ؟
پاسخ دهنده ( 1 ) :
طبق ماده 1 اساسنامه قانوني 1400 که رضايت نسبي اعضا را تامين کرده است ( تعداد کثيري از اعضا بر اجراي اساسنامه 1400 از جمله تخصيص حقوق مالکانه تأکيد مي کنند ) سهم الشرکه عضو چنين تعريف مي شود .
سهم الشرکه عضو عبارت است از مجموع واريزي عضو به علاوه واريزي دولت و سهم عضو از ارزش خالص دارايي ها ( سود + ارزش افزوده )
پرسش کننده :
رابطه بين سهم الشرکه و صورت وضعيت اعضا چگونه است ؟
پاسخ دهنده :
براي راحتي در گفت و گو مي توان رابطه ذيل را تعريف نمود .
سهم الشرکه هر عضو = صورت وضعيت آن عضو + حقوق مالکانه ( ارزش افزوده )
پرسش کننده :
طبق تعريف سهم الشرکه ، هر عضو بازنشسته يا انصرفي چه طلبي از صندوق دارد ؟
پاسخ دهنده :
پرسش شما بسيار ابهام دارد . لطفأ پرسش خود را به صورت دقيق تر بيان کنيد تا پاسخ بدهم .
پرسش کننده :
متوجه ابهام در پرسش نمي شوم . لطفأ منظورتان را بيشتر توضيح دهيد .
پاسخ دهنده :
تمام مباحث ِ تخصيص ِ حقوق مالکانه در صندوق ذخيره فرهنگيان بسيار سيال و متغير است .
بحث محاسبه ي نسبت سهم الشرکه هر عضو از کل سهام صندوق ، موضوع ِ تخصيص حقوق مالکانه بازنشستگان و شاغلين ، مبحث پرداخت سهم الشرکه اعضا و ... تمامأ در گذر زمان ، يا در اثر هر گونه پرداخت به صندوق يا دريافت هر وجهي از صندوق ، بسيار سيال و متغيير مي باشد .
پرسش کننده :
مشخص است که مي خواهيد با ايجاد موضوعات ِ انحرافي از پاسخ گویي به ابهامات اعضا فرار کنيد ؟!
پاسخ دهنده :
لطفآ پيش داوري نکنيد!
توضيح چند مسله پيچده با هم به ابهامات اعضا مي افزايد .
اگر شما در پرسش خودتان ، اعضاي بازنشسته و انصرافي را به سه دسته :
تقسيم کنيد پاسخ شما را مي توانم بدهم .
پرسش کننده :
اينجانب هنوز تصور مي کنم که شما تلاش مي نمايید از پاسخ گويي به ابهامات اعضا فرار کنيد ولي با اين وجود ، پرسش قبلي خود را در سه پرسش جداگانه مطرح مي کنم تا خوانندگان فهيم متوجه اشتباه عمدي يا سهوي شما بشوند .
طبق تعريف سهم الشرکه ، هر عضو بازنشسته يا انصرافي ، چه طلبي از صندوق دارد ؟
بخش اول : بازنشسته يا انصرافي قبل از29 اسفند 1401 .
پاسخ دهنده :
اعضاي بازنشسته يا از کار افتاده که قبل از 29 اسفند 1401 از صندوق خارج شده اند بخشي از سهم الشرکه ( صورت وضعيت ) خود را که قبلأ دريافت کرده اند و هيچ پولي از صندوق طلب ندارند مگر احتمالأ بدهي دولت به آنان .
پس طلب آنان از صندوق ، فقط و فقط تخصيص حقوق ماکانه (ارزش افزوده ) است که در حال حاضر ، گواهي موقت سهند 1 را فقط و فقط براي 25 % از کل سهام سهند 1 را در دست دارند .
قابل ذکر است که اين دسته از اعضاي بازنشسته بيش از 58% سهام کنوني صندوق را مالک هستند و کمتر از 42% سهام کنوني صندوق به شاغلين و بازنشستگان سال 1402 اختصاص يافته است .
در زمان ثبت ِ نماد سهند 1 در فرابورس ، حدود 10% سهام سهند 1 به صورت عرضه اوليه به فروش مي رسد .
طبق برنامه اعلام شده بازنشستگان قبل از 29 اسفند سال 1401 ، در آينده از الباقي سهام سهند 1 و کل سهند 2 تا کل سهند آخر ( بخش هاي ديگر حقوق مالکانه ) خود را دريافت مي کنند .
الباقي طلب اين دسته از بازنشستگان ِ قبل از 29 اسفند ِ 1401 ، از سهند 1 ، ممکن است در سايه فعاليت اقتصادي سهند 1 ازشرکت سهامي به صندوق سرمايه گذاري مشترک تبديل شود و سهام آن به NAV تبديل شود که اين احتمال براي اين دسته از بازنشستگان کمتر از دو دسته ديگر اعضا مي باشد .
پرسش کننده :
طبق تعريف سهم الشرکه ، هر عضو بازنشسته يا انصرافي چه طلبي از صندوق دارد ؟
بخش دوم : بازنشسته يا انصرافي سال 1402 چه طلبي از صندوق دارند ؟
پاسخ دهنده :
اعضاي بازنشسته يا از کار افتاده که در سال 1402 از صندوق خارج شده يا خارج مي شوند در سه بخش از صندوق طلب دارند يکي مثل گذشتگان ، بخشي از سهم الشرکه خود (صورت وضعيت خود ) را دريافت نموده يا مي نمايند .
اين اعضا از سويي به دليل وايزي چند ماهه به صندوق ، از فروردين 1402 تا زمان بازنشستگي و از يک سو ديگر به دليل دريافت ِ صورت وضعيت خود از صندوق به موقع بازنشستگي ، نسبت سهم الشرکه آنان از کل سهام صندوق ، نسبت به دو دسته ديگر با تغييرات بيشتري مواجهه مي شود که در محاسبات بعدي اعمال مي گردد .
بخش دوم طلب آنان ، سهام شان از سهند 1 است .
قابل توجه اين اعضاي محترم ، ممکن است در سايه فعاليت اقتصادي پيش رو ، سهند 1 از شرکت سهامي به صندوق سرمايه گذاري مشترک تبديل شود و سهام آن به NAV تبديل شود . يا ...
بخش سوم طلب آنان ، حقوق مالکانه از سهند 2 به بعد باقي مي ماند .
پرسش کننده :
طبق تعريف سهم الشرکه ، هر عضو بازنشسته يا انصرافي چه طلبي از صندوق دارد ؟
بخش سوم : بازنشسته يا انصرافي از سال 1403 به بعد .
پاسخ دهنده :
اعضاي بازنشسته يا از کار افتاده که از سال 1403 به بعد که از صندوق خارج مي شوند در سه بخش از صندوق طلب خود را مي گيرند :
اول مثل گذشتگان، بخشي از سهم الشرکه خود ( صورت وضعيت خود ) را دريافت مي نمايند .
اين اعضا ، از سويي به دليل وايزي چند ساله از فروردين 1402 تا زمان بازنشستگي و سوي ديگر به دليل ِ دريافت صورت وضعيت خود در زمان بازنشستگي ، نسبت سهم الشرکه آنان با تغييراتي مواجهه مي شود که در محاسبات بعدي اعمال مي گردد .
ممکن است در سايه فعاليت اقتصادي آتي ، سهند 1 از شرکت سهامي به صندوق سرمايه گذاري مشترک تبديل شود و سهام آن به NAV تبديل شود . در هر صورت اين گروه از بازنشستگان در حقوق مالکانه تخصيص يافته در سهند 1 ، به اندازه نسبت سهم الشرکه خودشان از کل صندوق ، شريک هستند .
توضيح آن که امکان تغييرات در سهند 1 ، مثلأ از سهامي به صندوق سرمايه گذاري مشترک ( تبديل سهام به NAV ) براي اين دسته از اعضا ، بسيار بيشتر از دو دسته فوق است .
بخش سوم طلب اين گروه ، حقوق مالکانه از سهند 2 بعد ، باقي مي ماند .
نکته مهم :
بسته به تاريخ بازنشستگي اين گروه از بازنشستگان بعد از سال 1403 به بعد ، ممکن است علاوه بر دريافت مبلغ صورت وضعيت ، همزمان بخشي از سهام سهند 1 يا سهند 2 به آنان تخصيص يابد .
پرسش کننده :
براساس توضيحات شما متوجه شدم .
ممکن است همزمان با دريافت مبلغ صورت وضعيت خود بخشي سهام سهند 1و 2 خود را دريافت نمايند .
پاسخ دهنده :
از جمع بندي شما ، صميمانه سپاسگزارم .
پرسش کننده :
قانون براي تخصيص سهم الشرکه اعضا در شرکت ها و موسسات ديگر چه دستور العملي دارد ؟
پاسخ دهنده ( 2 ) :
سهم الشرکه یک حق مالی است که طلبکار آن، حق مطالبه را از شرکت خواهد داشت و البته بسته به اینکه سهم الشرکه حاصل از کدام نوع شرکت باشد، متفاوت خواهد بود و در بعضی از شرکت ها، مطالبه سهم الشرکه به موجب قرارداد و یا توافق لفظی طرفین و در بعضی دیگر از شرکت ها به موجب برگه می باشد و همچنین نحوه مطالبه سهم الشرکه به طریق قانونی در صورت عدم وصول آن با توجه به نوع شرکت متفاوت خواهد بود .
پرسش کننده :
آيا سهم الشرکه ارزش مبادله اي دارد ؟
پاسخ دهنده ( 2 ) :
سهم الشرکه درواقع یک حق مالی است زیرا ارزش مبادله ای دارد و مال منقول و قابل توقیف می باشد. برای مطالبه سهم الشرکه ابتدا باید شرکتی به صورت قهری یا قراردادی و مال مشاعی وجود داشته باشد و هر یک از شرکاء در این مال به یکی از اسباب اشاعه شریک باشند.
در شرکت مدنی، هر یک از شرکاء بسته به سهم خود در مال مشاع، میتواند مالک سود و منافع شرکت گردد و این سود به او تعلق دارد که به موجب عقد و تعیین آن در قرارداد محق است.
در شرکت مدنی، شخصیت حقوقی وجود ندارد .
شرکتهای تجارتی به محض تشکیل، دارای شخصیت حقوقی می شوند و خود به عنوان یک شخص در برابر مطالبات و دیون ایجاد شده، میتواند طرف دعوی و یا اقامه کننده آن قرار بگیرد.

پرسش کننده :
در اساسنامه 1400 براي تخصيص حقوق مالکانه چه مکانيسمي پيش بيني شده است ؟
پاسخ دهنده :
در ماده 21 اساسنامه آمده است :
1-21- سهم الشرکه اعضا پس از بازنشستگي ، از کار افتادگي يا باز خريدي به آنان و در صورت فوت به وراث آن ها تخصيص خواهد يافت .
2-21- درصورت انصراف عضو قبل از بازنشستگي ، برابر آئين نامه اي که به پيشنهاد هيات مديره ، به تصويب هيات امنا خواهد رسيد ، اقدام خواهد شد .
3-21- در صورت درخواست استمرار ادامه همکاري و مشارکت عضو با موسسه ، ادامه همکاري با وي بر اساس آئين نامه اي که به پيشنهاد هيات مديره ، به تصويب هيات امنا خواهد رسيد انجام خواهد شد .
تبصره : سهم ارزش افزوده اعضايي که قبل از تصويب اين اساسنامه از موسسه خارج شده اند ، پس از تصويب اين اساسنامه ، مطابق آئين نامه اي که به تصويب هيات امنا مي رسد ، تعيين و پرداخت مي گردد .

پرسش کننده :
با توجه به ماده 21 در اساسنامه 1400 ، بيشتر متوجه نکته سنجي شما شده ام که چرا بازنشستگان قبل از 29 اسفند 1401 را که صورت وضعيت خود را دريافت کرده اند از بازنشستگان بعد از اسفند 1401 که هنوز صورت وضعيت خود را دريافت نکرده اند ، مجزا مي نمائيد .
در اساسنامه هم ، ماده 1-21 و تبصره ماده 21 کاملأ از هم جدا مي باشند .
پاسخ دهنده :
با اغماض نتيجه گيري شما درست است .
پرسش کننده :
نسبت سهم الشرکه شما چقدر است ؟
پاسخ دهنده : پرسش شما دقيق نيست .
پرسش کننده :
آيا مي خواهيد جهت حفظ حريم خصوصي پاسخ ندهيد ؟ يا بازهم ابهامي در پرسش وجود دارد ؟
پاسخ دهنده :
امتياز افراد يا نسبت سهم الشرکه ي اعضا به دو دليل :
به عبارت ديگر نسبت سهم الشرکه هر عضو همچون يک موجود زنده ، در حال تغيير است که با نمايش ِ يک فيلم مي توان تغييرات ان را نسبت به زمان نمايان کرد .
( گفت و گو ادامه دارد )
منابع :
1. دنياي مشاوره حقوقي دينا
2. موسسه حقوقي و داوري آفرينش راه عدالت
3- قانون اشخاص حقوقی و شرکت های تجارتی (کتاب دوم قانون تجارت 1392- مواد 124 تا 700)
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه محیط زیست /

« حسین آخانی » استاد دانشگاه تهران و کنش گر محیط زیست در کانال خود نوشت :
« یلدای ما خیلی نا مبارک بود، خیلی تلخ بود، خیلی هم خشک بود. روز اول زمستان که به اراک رفته بودم، گرد مرگ را بر روی شهر می دیدم . دود کارخانه ها و گرد و غبار بر سر عروس جهان، حجاب سیاه بر سر کرده بود. شب چله، هیچ شباهتی با شبهای چله ای که من سالها در آن سرزمین تجربه کرده بودم نداشت. دمای هوا ۱۲ درجه گرم بود و اصلا به لباس زمستانی نیازی نبود. چنان زمین خشک بود که آریان پسرم می گفت، بابا دام همه چیز را خورده، هیچ بوته ای دیده نمی شود . سیمای زمین چون بیابانی است که با وزش کوچکترین بادی گرد و خاک بلند می شود و با مخلوط شدن با آلودگی کارخانه ها جان می گیرد.
اما در وطن دوم من گلستان غوغا بود، جشن بود.

آقای نورمفیدی، امام جمعه گرگان از اینکه تلاشهایش در اشغال آشوراده بعد از سه دهه به نتیجه رسیده بود خیلی خوشحال بود. در کنار ایشان آقای رییسی با کنایه معنی داری از جناب سلاجقه تشکر کرد که همه موانع طرح گردشکری -بخوانید اشغالگری - آشوراده را برداشته است. جمع هم به این جمله آقای رئیسی خنده های تند و زننده ای داشتند. این خنده ها معنایی جز تمسخر محیط زیست و صدای خورد شدن تکه های باقیمانده تنوع زیستی کشور نبود.
جامعه محیط زیستی مات و مبهوت شاهد افتتاح پروژه ای بودند که کسی آن را افتتاح کرد که سالها در کسوت قاضی القضات تنها مرجع تظلم خواهی ما در مقابل زورمداران و مخربان محیط زیست بود.
ما شکست خوردیم و من حس سربازی را دارم که نتوانستم از خاک وطنم دفاع کنم.

درست است که من زاده اراکم و این شهر موطن اول من است، ولی زندگی علمی من با گلستان گره خورده و آنجا را بهتر از شهر خودم هم دوست دارم و هم می شناسم.
صدها یادداشت، مقاله، شکایت و تلاش برای جلوگیری از اشغال آشوراده از زمان محمد خاتمی تا حسن روحانی توانسته بود مانع اجرای این پروژه شود، در دوران ابراهیم رئیسی اجرا شد و صدها هزار پرنده موطن خود را از دست دادند.
به زودی تنها لکه باقیمانده از سواحل خزر در میانکاله محل تاخت و تاز خودروها، موتورها و تجمع زباله، پساب و گیاهان و موجودات مهاجمی چون سگ و گربه می شود، مانند بلایی که سر کیش و هرمز و دیگر جزایر خلیج فارس آمد.
شاید امسال، امید هم می دانست که قطع امید کرد و نیامد.»
11 تیرماه 1399 ابراهیم رئیسی ، « رئیس قوه قضائیه » بود و دستور توقف طرح گردشگری آشوراده را داد و از آن به عنوان نجات جزیره آشوراده یاد کرد.
30 آذرماه 1402 ابراهیم رئیسی به عنوان « رئیس جمهور » کلنگ آغاز اجرای همان طرح گردشگری جزیره آشوراده را به زمین زد!
پرسش آن است که این تناقض واقعا به چه معناست؟

خبرگزاری پانا وابسته به وزارت آموزش و پرورش در خبر خود با عنوان « بازدید وزیر آموزش و پرورش از اردوگاه دانشآموزی جزیره آشوراده » چنین نوشت : ( این جا )
« آشوراده، تنها جزیره ایرانی دریای خزر است که سالهاست اجرای طرحهای گردشگری در آن محل مناقشه دوستداران محیط زیست و مسئولان بوده تا اینکه دولت سیزدهم موفق به گره گشایی از این مشکل شده است. »
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
چهارم دیماه مصادف است با هفتاد و یکمین سالگرد پرواز بی فرود شادروان مهندس کریم ساعی پایه گذار سازمان جنگل ها ، مراتع و آبخیزداری در ایران.
به همین مناسبت قرار است روز چهارم دیماه (دوشنبه ساعت 8.30 صبح) مراسم بزرگداشتی توسط دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران و انجمن جنگل بانی ایران و اتحادیه انجمن های علمی منابع طبیعی و محیط زیست ایران با همکاری موثر نهاد مدنیِ جمعیت همیار البرز ؛ به یاد آن فقید در سالن امام خمینی دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی برگزار شود .
امید است علاقه مندن و دوستداران محیط زیست به پاس قدردانی از خدمات ماندگار این خادم محیط زیست ایران در این مراسم حضور فعالی داشته باشند اما اجازه بدهید برای نسل جوان و دیگرانی که احتمالا شادروان ساعی را به خوبی نشناسند ماجرای عجیب و سرنوشت غم بار یکی از بزرگترین خدمتگزاران محیط زیست ایران یعنی شادروان مهندس کریم ساعی را به نقل از فرهیخته فقید دیگر ؛ شادروان استاد ابرهیم باستانی پاریزی نقل کنم (نقل به مضمون).
دقیقا 71 سال پیش در چنین روزی در فرودگاه شیراز ، مردی نسبتا جوان و موقر با لباسهای مرتب و آراسته وارد هوپیمای مملو از مسافری می شود که آماده پرواز به سوی تهران است. مرد تازه وارد در راهروی هواپیما فروتنانه خطاب به مسافران چنین می گوید : من برای امر مهمی (جلسه کاری) حتما باید فردا در تهران باشم . هر کس بلیط خود را به من بدهد ، می تواند با هزینه شخص من تا پرواز بعدی در بهترین هتل شیراز اقامت کند .
وقتی با سکوت مسافران مواجه می شود دوباره درخواست خود را مصرانه و فروتنانه تکرار می کند.

در بین مسافران فردی تحصیل کرده که اتفاقا از بستگان دکتر باستانی پاریزی بود (به زودی مشخص شد که در آن تاریخ خوش شانس ترین فرد روی زمین هم بوده) به شدت تحت تاثیر منش این مسافر قرار می گیرد و بدون گرفتن حتی یک ریال ، بلیط و جای خود را به مهندس کریم ساعی می دهد اما گویا تقدیر برای شادروان ساعی و سایر مسافران سرنوشت دیگری رقم زده بود چرا که هواپیما هرگز به تهران نرسید و در اثر سقوط همه مسافران من جمله کریم ساعی ، در این سانحه جان باختند و ایرانِ آن دوران یکی از دلسوز ترین متولیان محیط زیست و جنگل های خود را از دست داد. هر چند مرحوم در همان عمر کوتاه خود منشاء خدمات ماندگاری در حوزه جنگل داری و محیط زیست ایران شد چرا که او پایه گذار سازمان جنگل ها و مراتع و آبخیزداری و بانی ساخت بوستان زیبای ساعی در خیابان ولیعصر تهران می باشد .
بعدتر شاگردان و دانش آموختگان او نقش حیاتی در جنگل کاری و ایجاد جنگل های مصنوعی تاغ در حاشیه شهرهای کویری ایفا کردند که کاری بود کارستان! ایران امروز به رغم وجود هزاران طرفدار محیط زیست و ده ها نهاد مدنی محلی متاسفانه هنوز فاقد یک حزب سبز ملی و فراگیر طرفدار واقعی محیط زیست است .
نخستین کتاب جنگل شناسی در ایران به قلم او نوشته شد.
او همچنین در توسعه فضای سبز تهران نقش اساسی ایفا کرد که الگوی مناسبی برای سایر شهر های بزرگ کشور شد.
شادروان ساعی اگر چه زاده مشهد بود ولی به دلیل علاقه وافر به امر جنگل داری و محیط زیست مدتها پیش وصیت کرده بود که پس از مرگ او را در خانه خود یعنی دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دفن نمایند و همین کار هم شد.
نوشته زیر رنج نامه ای برای محیط زیست فعلی ایران و دل نوشته ای و درددلی خودمانی خطاب به آن مرحوم در هفتاد و یکمین سال فقدانش می باشد .
آری این چنین شد مهندس ...

اولا ای کاش شما هم به شیوه رایجِ بسیاری از مدیران قبل و بعد از خود آن قدر احساس مسئولیت نمی کردی تا برای رساندن خود به یک جلسه کاری در تهران ، به هر دری بزنی در حدی که با پافشاری ، جای خود را با یک مسافر خوش شانس عوض کنی. هر چند اگر چنین بودی که دیگر « ساعی » نبودی!
دوما ای کاش آن پرنده شوم آهنین بال؛ بی هنری خود را در همان باند فرودگاه قبل از پرواز نشان می داد نه در ارتفاع چند هزار پایی... اما چه می شود کرد! به قول شاعر نکته سنج ، « تقدیر بی تقصیر نیست » ....
با آرزوی شادی و آرامش روح بزرگت ؛ می خواهم خلاصه وار بگوییم که بعد از تو چه بر سر زیست بوم ایران آمده و فهرست وار بگوییم که وضعیت جنگل ها و مراتع و درختانی که به همت تو کاشته شد و طرح های آبخیز داری و ....هر آنچه مربوط به محیط زیست ایران است و مورد علاقه تو بود بعد از گذشت 71 سال در چه وضعیتی هستند.

از 18میلیون هکتار جنگل های سرسبزی که تو با پشتکار و وسواس به درستی مساحت آنها را در جای جای ایران برآورد کردی ، یک سوم آن بیشتر نمانده است .
از دریاچه پر آب ارومیه تقریبا چیزی نمانده و قسمت عمده آن خشک و تبدیل به نمک زار شده و در صورت ادامه این روند بیم آن می رود که بزرگترین دریاچه ایران به زودی تبدیل به شوره زاری هولناک شود و به جای نسیم های خنک و مفرح برخاسته از آب دریاچه! توفانهای نمک به جان و زندگی مردم منطقه بیفتد .

در اثر تخریب بی امان و چرای دام بسیار بیش از ظرفیت در مراتع ؛ خاطره گویی پدر بزرگ ها از حرکت رمه های آهو و بره هایشان در دشتها بیشتر به افسانه های تخیلی شاه و پریان در دنیای خیالی کودکان شباهت دارد چون دیگر هیچ کس آنها را در پهن دشتهای ایران نمی بیند(2) .
آن قناتهای زلال چند صد ساله همیشه روان ، همه یا ز بیداد زمانه (خشکسالی های مکرر) خشکیده اند و یا به همت تهاجم بی رویه صنعت و معدن و کشاورزی و حفر حریصانه هزاران حلقه چاه عمیق با مجوز و بی مجوز از نفس افتاده اند.
دشت های بزرگ کشور عزیزمان به خاطر حفر همان چاه های پیش گفته دیگر روی پای خود نیستند و همچون پیران فرتوت در حال نشست و فرو نشست هستند. نشست های هولناکی که باعث می شود دیگر منابع آب زیرزمینی چند هزار ساله هرگز تجدید و تجمیع نشوند و از طرف دیگر هر لحظه ممکن است در اثر فرونشست ناگهانی یک نقطه از این دشت ها (در خیلی جا ها اتفاق افتاده) خدای ناکرده به آثار باستانی و یا تاسیسات شهری و راه ها آسیب جدی و خطرناک وارد کنند .

بسیاری از چنارهای زیبا سربلند و متقارن در دو سوی بزرگترین خیابان خاورمیانه که به همت تو کاشته شد قربانی توسعه بی رویه ، تراکم فروشی و سوءمدیریت شهری شده و جای آنها را سازه های بلند و نامتقارنی گرفته اند که با تولید انواع گاز های سمی منتشره از تاسیسات گرمایشی و سرمایشی شان در کنار هزاران خودروی فرسوده و دود زای در حال تردد در این خیابان تاریخی ؛ همراه با سیستم حمل نقل فرسوده شهری دست به دست هم داده اند تا بقیه چنارها را که هنوز جان سختی و مقاومت می کنند را بخشکانند. .
اصلا می دانی که جمع روزهای هوای سالم پایتخت و شهرهای بزرگ اخیرا به تعداد انگشتان دست هم نمی رسد.
از سرنوشت باتلاق گاوخونی و دریاچه بختگان وهامون خبر داری؟
از خشکی های متناوب زاینده رود و کم آبی کارون چه ؟ همان کارونی که در آن سالها حتی قابل کشتی رانی بود !

آری مهندس!
ابر و باد و مه و خورشید و فلک گویی دیگر از همکاری با هم دست کشیده اند تا از یک طرف به قول سعدی آسمان بر زمین بخیل گردد و از طرف دیگر در نبود اخلاق سیاسی بین المللی همسایگانی که اتفاقا همگی ادعای مسلمانی هم دارند در شرق و شمال و غرب کشور با بستن سدها و کانال های انحراف آب؛ حق آبه طبیعی ایران از رودخانه های آن طرف مرزها را کامل ندهند. یکی هیرمند را بسته و یکی بر دجله و فرات چندین سد احداث کرده ....
خشک سالی پی خشک سالی. هم مزید بر علت شده.
در پایان اجازه بده این را هم بگویم که خوشبختانه جامعه امروز با جامعه دوران شما خیلی تفاوت کرده و افرادی مثل شما دیگر در اقلیت نیستند چون امروز صدها و هزارها نهاد مدنی به مدد فارغ التحصیلان فراوان رشته های کشاورزی و جنگل داری و محیط زیست به اهمیت جنگل ها و حفظ و حراست از آنها واقف شده اند ...
اگر چه خیلی دیر است !

ولی در این زمینه تلاش مجدانه دارند تا حداقل وضع موجود را حفظ کنند.
تنها عناصری که هنوز فقدان آنها آشکار است عدم هماهنگی بین این نهادها از یک طرف و وجود انبوه قوانین و بخشنامه های بعضا متناقض در سازمانهای ذیربط دولتی و شهرداری ها و نگاه صِرف اقتصادی به جنگلها و منابع طبیعی .... از طرف دیگر می باشد که زمینه سوءاستفاده بی رحمانه کوه خواران و جنگل خواران و متعرضین به منابع و مراتع طبیعی را فراهم می کند.
و کلام آخر اینکه ؛

ایران امروز به رغم وجود هزاران طرفدار محیط زیست و ده ها نهاد مدنی محلی متاسفانه هنوز فاقد یک حزب سبز ملی و فراگیر طرفدار واقعی محیط زیست است؛ حزبی که بتواند همچون احزاب مشابه در دیگر کشورها با حضور موثر در مجالس قانون گذاری مانع از تخریب هر چه بیشتر جنگل ها و مراتع و زیستگاه های حیات وحش و ...شود . حزبی که با به تصویب رساندن قوانین صریح و شفاف بتواند بین رشد صنعت و شهرسازی و کشاورزی با محیط زیست تعادل منطقی ایجاد کند.
امید است که چنین شرایطی فراهم شود و تو بتوانی دیگر آسوده بخوابی.
1- عنوان این نوشته (آری این چنین...) راا ز یکی از کتاب های معروف مرحوم دکتر علی شریعتی با عنوان « آری این چنین بود برادر » وام گرفته ام. این کتاب حاوی نامه ایست احساسی و تخیلی که شریعتی پس از بازدید از اهرام سه گانه مصر و آرامگاه بی نام و نشان بردگان سازنده این سازه های عظیم! خطاب به یک از آنان نوشته است .
2- در دهه 40 و حتی اوایل دهه 50 مسافرانِ مسیر مشهد به تهران به خصوص بین سبزوار و شاهرود حرکت دسته های ده .پانزده تایی آهوانی را در شب از عرض جاده رد می شدند زیر نور چراغ اتوبوس مشاهده می کردند .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

« سازگاری مدام با ناامیدی ، ایرانیان را به ادراکی تقدیرگرا – که رهایی را در زمان نامعلومی وعده می دهد – پای بند کرده است ؛ این ادراک که در زمان نامعلوم و در آینده ای مقدر با درآمدن دستی از آستین غیب نجات می یابند و به سعادت می رسند .
ایرانیان در این انتظار مدام ، قایل اند که آن چه باید می شده ، شده و آن چه باید بشود ، خواهد شد . آن چه در لحظه ی حال هست نیر« قسمت » شان از تقدیری درک ناپذیر است . چاره ی آنان فقط رضا به قسمت خود دادن بوده است و در انتظار وقوع آن چه باید « قسمت » خود بدانند ، زندگی را در لحظه حال با ناامیدی پشت سر گذاشتن .
اگر ادغام در ناامیدی و درماندگی و سرخوردگی نشای از آن موجب کاهش اشتیاق به زندگی و زوال سریع نیروی فعالیت انسان می شود باید گفت که ایرانیان مردمانی هستند که به سرعت پیر می شوند . دوره جوانی ایرانیان ، دوره طلب و مبارزه با جهان برای کسب دستاورد ، به سرعت سپری می شود .
ایرانیان چه به سرعت سوداها و رویاهای خود را فرو می گذارند .
برای آنان آن چه باقی می ماند احتضار مدام در زندگی روزمره بی دست آورد است .
احتضار تواَم با حسرت که چه کارها می توانستند بکنند و نکرده اند .
حسرتی که حتی در حیرت ، مورد پرسش قرار نمی گیرد .... » ( 1 )
***
از میان آن همه سنت ها و آیین های نیکو که میراث نیاکان ماست (2 ) ؛ به نظر می رسد تنها سه مناسبت باقی مانده باشد :
1- یلدا
2- چهارشنبه سوری
3- نوروز
اما باید دید که خروجی و یا برون داد این ها مناسبت ها در حال حاضر چیست ؟
اساسا چرا این مناسبت ها و سنت ها وضع شده و به اصطلاح فلسفه ی زایش آنان چه بوده است ؟
تا جایی که می دانم و می فهمم هدف از این مناسبت ها در فرهنگ ایرانی ، افزودن به درجه ی همبستگی و الفت در جامعه ای است که جامع انواع و اقسام فرهنگ ها ، زبان ها و قومیت ها می باشد .

اما پرسش این است که در حال حاضر با چه نوع خروجی رو به رو هستیم ؟
در شب یلدا ، اقوام و خانواده ها سعی می کنند که یک « دورهمی » داشته باشند .
معمولا محتوای این نشست معمولا حول مسائل زیر می چرخد :
- مقایسه داشته ها و این که من از تو بیشتر دارم و بر عکس .
- بدگویی و بعضا باز کردن گره های کوری که پیش تر می توانست با گفت و گو و در سطح برابر و با ابزار « تفکر انتقادی » باز شود اما چنین چیزی اتفاق نیفتاده است .
- غُرغُر کردن و ناله کردن از وضعیت موجود و برخی اوقات فحش دادن و بد و بیراه گفتن به مسئولان و مقامات بی آن که سهم خود را در این « جنگل بی قانون و وضعیت بلبشو » به صورت دقیق و شفاف مشخص کنیم ، آن را بپذیریم و مسئولیت پذیر باشیم .
این غُرغُرها و ناله ها هیچ گاه در جامعه ی ایرانی وارد سطح بالاتر و اصطلاحا « فرا غرغر » نشده است و در همان پله اول از سطح بندی نیازهای زیستی و حیاتی ( مزلو ) مانده است .

- با ظهور شبکه های اجتماعی و گسترش آن در این دورهمی ها معمولا وقت و زمان افراد حاضر به گشت و گذار در آن فضا می گذرد بی آن که گفت و گویی صورت بگیرد و یا دوستی ها عمیق تر و پایدارتر شوند .
چیزی که می توان در یک کلمه خلاصه کرد :
« رفع تکلیف » .
و این که بعدا دیگران حرف در نیاورند و پشت ما صفحه نگذارند و....

در مورد سنت های شماره دو و سه نیز پیش تر به تفصیل نوشته ام اما به صورت خلاصه ، خروجی چهارشنبه سوری می شود ایجاد فضای رعب و وحشت و تنفر و هوایی که به شدت آلوده می شود و غیر قابل تنفس .
البته همین وضعیت در شب یلدا هم رخ می دهد .
به برکت بنزین سه هزار تومانی که یک سوم بهای آب آشامیدنی است ؛ خانواده ها به سرعت خود را به یکدیگر می رسانند تا اعلام حضور کرده و پروسه معیوب و ناقص خلقیات ایرانی بودن و ایرانی ماندن را در مسیر « غلط » تکرار کنند اما فردای آن روز هیچ تغییر و اتفاق خاصی در نوع تفکر و برخوردها رخ نمی دهد و روزمرگی و استحاله با قدرت تمام به راه خود ادامه می دهد .

در مورد سنت شماره سوم ( نوروز ) هم آن چه می ماند خستگی و کسالت و کسادی ناشی از تعطیلات طولانی ( یک ماهه ) در حالی که سال نو با شعار « تحول و تحول خواهی » شروع می شود .
هنر وزیر ارشاد جمهوری اسلامی هم آن است که برای یلدا از عبارت « رفت و آمد و صله ارحام » استفاده می کند تا مبادا متهم به به فاصله گرفتن از ارزش ها نزد هم فکرانش شده و « مساله دار » شود . ( 3 )
پرسش این است که قرار دادن این همه مناسبت ها در تقویم آیا حال جامعه ی ما را « خوب » کرده است ؟

هنر مردم نیز در استحاله و بی معنا کردن این سنت ها می شود به طریقی که شرح آن رفت . هدف از این مناسبت ها در فرهنگ ایرانی ، افزودن به درجه ی همبستگی و الفت در جامعه ای است که جامع انواع و اقسام فرهنگ ها ، زبان ها و قومیت ها می باشد .
هر دو و به دو طریق متفاوت اما با « هم پایانی یکسان » این سنت ها را « لوث » و بی معنا می کنند .
در جمع بندی می توان چنین بیان کرد که جامعه ی ایران از شکل پیوسته ( مولکولی ) فاصله گرفته و به وضعیت گسسته یا اتمیزه رسیده است که برآیند کلی این وضعیت حرکت به سوی « آنومی » است .
این جا را مطالعه فرمایید :
جامعه گسسته (اتمیزه) و جامعه پیوسته (مولکولی) و حرکت جامعه ایران به سوی آنومی ( این جا )

به زبان ساده باید اذعان کرد که مشکل اصلی این جامعه در حال حاضر نه تحریم است و نه دزدی و اختلاس و نه آن 100 بحرانی که مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری در گزارشی با عنوان «آیندهپژوهی ایران ۹۶» فهرست کرده بود . ( این جا )
مشکل ما ؛ فقدان عقلانیت و خردورزی و ضدیت تمام و بی مثال با « تفکر انتقادی » است .

مساله ای که قرن ها قبل ؛ مولانا آن را در خلاصه ترین و عالی ترین شکل بیان کرده است :
راه هموار است و زیرش دام ها
قحط معنی در میان نام ها
(1 ) در پیرامون خودمداری ایرانیان ( رساله ای در روان شناسی اجتماعی مردم ایران ) ، حسن قاضی مرادی ، نشر اختران ، چاپ نهم 1397 – ص 170
( 2 )
برخی جشن های ایرانی بر پایه سال نامه جلالی :
1 فروردین / جشن نوروز
نخستین شنبه فروردین / جشن اولین شنبه سال
نخستین 4 شنبه فروردین / جشن اولین چهارشنبه سال
6 فروردین / جشن امید ، روز شادباش نویسی، زادروز زرتشت
10 فروردین / جشن آبانگاه
13 فروردین / جشن سیزده به در
17 فروردین / جشن سروشگان
19 فروردین / جشن فروردینگان
2 اردیبهشت / جشن گیاه آوری
3 اردیبهشت / جشن اردیبهشتگان
10 اردیبهشت / جشن چهلم نوروز
15 اردیبهشت / جشن میانه بهار ، روز پیام آوری زردشت
1 خرداد / جشن گرما (ارغاسوان)
6 خرداد / جشن خردادگان1 تیر / جشن آب پاشونک ، جشن آغاز تابستان
6 تیر / جشن نیلوفر
9 تیر / روز جانباز
10 تیر / جشن تیرگان
15 تیر / جشن گیاه خواری
7 مرداد / جشن مردادگان
10 مرداد / جشن چله تابستان
15 مرداد / جشن میانه تابستان
18 مرداد / جشن می خواره
1 شهریور / جشن خنکی هوا
( فغدیه)
3 شهریور / جشن کشمین
4 شهریور / جشن شهریورگان ، عروج مانی
15 شهریور / بازار جشن
31 شهریور / جشن پایان تابستان
1 مهر / جشن میترا
(سال نو هخامنشی)
13 مهر / جشن تیر روزی
10 مهر / جشن مهرگان
21 مهر / جشن رام روزی
7 آبان / روز مرد و روز پدر
10 آبان / جشن آبانگان
15 آبان / جشن میانه پائیز
1 آذر / آذر جشن
9 آذر / جشن آذرگان
25 آذر / روز مادر
30 آذر / جشن شب یلدا ، جشن پایان پائیز
1 دی / جشن خرم روز ، اولین جشن دیگان
2 دی / روز برادر و خواهر
5 دی / بازار جشن
8 دی / دومین جشن دیگان
14 دی / جشن گیاه خواری ( سیر سور )
15 دی / سومین جشن دیگان ، جشن پیکرتراشی
16 دی / جشن درامیزنان ، جشن درفشها
23 دی / چهارمین جشن دیگان
2 بهمن / جشن بهمنگان
5 بهمن / جشن نوسره
10 بهمن / آبان روز ، جشن سده ، آتش افروزی بر بام ها
15 بهمن / جشن میانه زمستان
22 بهمن / جشن بادروزی
29 بهمن / جشن سپندارمذگان و روز عشق و روز زن
1 اسفند / جشن اسفندی ، جشن آبسالان
5 اسفند / جشن اسفندگان ، جشن برزگران
6 اسفند / جشن وخشنکام
19 اسفند / جشن نوروز رودها
20 اسفند / جشن گلدان
واپسین 3شنبه اسفند / جشن چارشنبه سوری
29 یا 30 اسفند / جشن پایان زمستان
( 3 )
گروه استان ها و شهرستان ها/

عصر سهشنبه ۲۸ آذر ۱۴۰۲ « سومین آئین یلدای کارآفرینان کشاورزی » در محل باشگاه نوآفرینی توسکانو مشکین دشت کرج با حضور میهمانانی از چهار گوشه کشور و همچنین تعدادی از کارآفرینان خارج از کشور با شکوه هرچه تمامتر برگزار گردید.
مهاجرتِ دو سر برد
در افتتاحیه این نشستِ پنج ساعته دکتر حمید رضا مختاری دبیر همایش ضمن خوشامد و تبریک یلدایی افزود: سومین آئین یلدایی را با هدف توسعه و ترویج کشاورزی مدرن و خلق ارزش از مسیر کارآفرینان و شرکتهای استارتاپی حوزه کشاورزی برگزار میکنیم.
ما مهاجرت جوانان از کشور را تشویق نمیکنیم ولی پدیده مهاجرت بعضا مزایا و دست آوردهایی در دهکده جهانی دارد. دانشجویان مهاجر ما در برگشت خود با انتقال تکنولوژی روز دنیا و علوم نوین به کشور و همچنین بازاریابی برای محصولات داخلی در عرصه بین المللی بعضا نقش چوب دو سر برد را بازی میکنند ؛ از این منظر ارتباطات برون مرزی در قرن ۲۱ ضروری بوده و مفید فایده خواهد بود.
کارآفرینان حوزه کشاورزی
در ادامه تعدادی از کارآفرینان و دانشجویان فارغ التحصیل رشته کشاورزی تجربیات خود را از مهاجرت معکوس و سکنیگزینی در روستا و راه انداختن کشاورزی مدرن در لابهلای کسب و کار سنتی اهالی بومی را در چهار گوشه کشور به صورت حضوری و ویدئو کنفرانسی به اشتراک گذاشتند.
عمو یحیی کشاورز پیش کسوتی بود که از تجربیات موفق خود در کشت گیاهان داروئی در گلستان را به اشتراک گذاشته و مورد تشویق حضار قرار گرفت.
چالشهای مهاجرت معکوس ( 1 )
در ادامه زوج جوانی که از فارغ التحصیلان کشاورزی نیز با استقرار روی سن از چرایی و چگونگی مهاجرت معکوس و سکنی گزینی در روستاهای گیلان گفته افزودند: دست شستن از زندگی کارمندی شهری و زندگی در روستا و اشتغال به کشاورزی با مدد گرفتن از تکنولوژی های نوین در بین سنتی کاران، تجربه گرانسنگی برای ماست.
در روستایی که از جوانانش به دلیل مهاجرت تهی شده ، ۱/۵ سال طول کشید ما در جامعه بومی و محلی مورد پذیرش قرار بگیریم.
روزهای نخست با طبیعت میجنگیدیم نهایتا با تابآوری و تحمل و احترام متقابل با طبیعت و اهالی بومی به تعادل رسیده و با سبک خود همسو شدهایم. از سبک زندگی جدید راضی هستیم گرچه هنوز با درآمد مطلوب فاصله داریم.
در بخش بعدی برنامه تعدادی از دانشجویان قدیمی و کارافرینان ساکن کشورهای دیگر از طریق ویدئو کنفرانس تجربیات و رهیافتهای علمی تکنولوژیکی خود را به اشتراک گذاشته و مورد استقبال حضار قرار گرفتند.
از توکیو تا تهران....
در بخش بعدی مراسم دکتر قاسمی از اساتید مرکز پشت تریبون قرار گرفته و ضمن شرح پروسه تحصیلات خود از چرایی و چگونگی علاقه مند شدنش به حوزه تحقیقات و همکاری با شرکتهای استارتاپی و همچنین تجربه دانشافزایی و زندگی در ژاپن سخنانی را ایراد نموده و مورد تشویق حضار قرار گرفتند.
ماندگاری کارهای سیستم محور
دکتر حسنی مقدم معاون مرکز کشاورزی، دیگر سخنران مراسم از ضرورت ترویج کشاورزی تلفیقی افقی گفته افزود: تنها، کارهای سیستم محور ماندگار است و تلاشهای شخص محور معمولا در بستر زمان گم میشوند.
ما باید مشکلات را به مسئله تبدیل کرده و برای مسائل دنبال راهحلهای عملیاتی و مقرون به صرفه باشیم.
از مزرعه گردشگری تا گردشگری مزرعه
دکتر سریزدی شهردار اسبق کرج با اشاره به سوابق خدماتی مهندس فاتح (پدر کرج نو) افزود: پدرم مباشر ایشان بود. وی با اشاره به ارتباط معنادار بین گردشگری مزرعه و مزرعه گردشگری افزود: کرج ظرفیت ویژهای برای گردشگری کشاورزی دارد.
پیشنهاد می کنم با تاسیس انجمن صنفی در حوزههای بازاریابی، تبلیغات و...صنعت گردشگری کشاورزی را تسلیح و تجهیز نمائیم.
خلا بخش خصوصی توانمند
در ادامه مهندس فردین نژاد از فعالان حوزه کشاورزی پشت تریبون رفته و ضمن بیان تجربیات تلخ کشاورزی سنتی افزود: وقتی دیدم پدرم ۱۰ تن هندوانه را به ثمن بخت فروخت به فکر ورود علمی تخصصی به کشاورزی گرفته و با مطالعات عمیق و پژوهشهای میدانی توانستم حداقل ده هزار شغل ایجاد کنم.
فردیننژاد از فقدان آموزش و نبود شبکه سازی و کار تیمی به عنوان حلقههای مفقود در حوزه کشاورزی یاد کرده افزود: بخش خصوصی توانمند تنها راه نجات کشاورزی ایران از آچمز فعلی است.
ضرورت آموزش و شبکهسازی
دکتر میر رحیمی رئیس مرکز کار آفرینی کشاورزی به عنوان واپسین سخنران ضمن تبریک یلدا به فلسفه وجودی و چرایی و چیستی این آیین کهن پرداخته افزود:
یلدا آغاز خلقت جهان بوده و از منظری تولد خورشید و چیرگی نور بر ظلمت است. ابوربحان بیرونی از یلدا به عنوان میلاد اکبر یاد میکند.
وی در پایان ضمن تشکر از دکتر مختاری افزود: کار ویژه ایشان شبکهسازی و برگزاری دورهمی و همافزایی علمی_ تجربی در قالب آئین یلدای کارآفرینان کشاورزی است.
از گِل بازی تا گل سازی
در حاشیه مراسم ، پریسا جزایری از کارآفرینان مرکز در گفت و گو با خبرنگار « صدای معلم » ضمن تشریح فعالیتهای چندگانه مرکز افزود: ما در کنار فعالیتهای رسمی اقدام به برگزاری کارگاههایی مرتبط با حوزه کشاورزی میکنیم . کارگاههایی همانند کاشت، داشت و برداشت برای کودکان، کارگاه تولیدات بلوبری، کارگاه گِل بازی، نجات حیوانات به منظور ارتباط گیری معنادار با خانوادهها برگزار میکنیم.
جزایری افزود: نمایشگاه بانوان کارآفرین متشکل از ۲۲ بانوی خلاق و پایکار برای حمایت از مشاغل خانگی بصورت فصلی در باشگاه نوآفرینی برگزار شده و محصولات آنها به بازار مصرف عرضه میگردد.











( 1 )
مهاجرت معکوس در ایران بیشتر به بازگشت مردم از شهرهای بزرگ به شهرهای کوچک یا از شهرها به مناطق روستایی مربوط میشود. در حالی که در سطح بینالمللی بازگشت مهاجرین از کشور مقصد به موطن اصلی خودشان یعنی کشور مهاجر فرست را مهاجرت معکوس میگویند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
« روزگاری حسنی با مادر بزرگش در روستایی دبش! و زیبا زندگی میكرد. حسنی یك بزغاله داشت که خیلی دوستش می داشت. روزها بزغاله را به صحرا می برد تا علف تازه بخورد .
هنوز پاییز شروع نشده بود كه حسنی مریض شد و مدتی در خانه ماند. مادربزرگ حسنی كاه و یونجهای كه در انبار داشتند را به بزغاله میداد .
وقتی حال حسنی خوب شد، دیگر علف تازهای در صحرا نمانده بود. از قضا آن سال سرما زودتر از راه رسید .
همه جا پر از برف شد و كاه و یونجههای انبار تمام شد. بزغاله از گرسنگی بع بع میكرد. حسنی كه دلش به حال بزغاله گرسنه میسوخت او را دلداری میداد و میگفت : “صبر كن تا بهار بیاید آن وقت صحرا پر از علف می شود و تو، كلی غذا میخوری.”
مادر بزرگ كه حرفهای حسنی را شنید خنده اش گرفت و گفت: پسرم، تو مرا به یاد این ضربالمثل انداختی كه میگوید، بزك نمیر بهار میاد، خربزه و خیار میاد. آخر پسر جان، با این حرفها كه این بزغاله سیر نمیشود.
به خانه همسایه برو و مقداری كاه از آنها قرض بگیر تا وقتی كه بهار آمد قرضت را بدهی .
حسنی از همسایهها كاه قرض كرد و به بزك داد و بزك وقتی سیر شد شاد وشنگول ، مشغول بازی شد » .
ضربالمثل پیر زن در مورد افرادی است که به دیگران وعدههای کشکی و سر خرمن میدهند و بعد هم زیرش میزنند و دیوار بلند حاشا هم پا برجا.
حالا حکایت بازنشستگان و وعده وعیدهای دولت و مجلس، دقیقاً شده، مصداق همین ضربالمثل.
دولت روحانی، از مهر ماه سال ۹۹ موضوع همسان سازی حقوق بازنشستگان را بر مبنای ۹۰ درصد حقوق شاغلان همتراز به سرانجام رساند و در ۶ تیرماه ۱۴۰۰، لایحه دائمی شدن همسانسازی را به مجلس سپرد. از طرفی، در آذرماه سال ۹۹، تعداد ۲۰۸ تن از نمایندگان مجلس با استناد به ماده ۳۰ قانون برنامه ششم توسعه،طرحی را تقدیم هیات رئیسه مجلس کردند که بر اساس آن هر گونه افزایش حقوق، که برای حقوقبگیران شاغل کشوری و لشکری عملیاتی و اجرایی می شود، معادل ۹۰ درصد ناخالص آن برای بازنشستگان نیز محاسبه و پرداخت شود. نتیجه آن شد که دولت جناب آقای رئیسی لایحه دولت قبل را از مجلس مسترد نمود و طرح ۲۰۸ نماینده مجلس نیز از سوی هیات رئیسه به بایگانی تاریخ سپرده شد.

در فاصله ۲ سالی که از اجرای همسان سازی دولت دوازدهم گذشت، شکاف دریافتی بازنشسته و شاغل عمیقتر شد و به علت تورم افسارگسیخته و عدم تناسب افزایش سنواتی با نرخ تورم، بازنشستگان به شدت در مضیقه مالی و معیشتی قرار گرفته و نارضایتی زیاد شد.
اخیراً خبر آمد که مجلس، در برنامه هفتم توسعه تصویب کرد که دولت در طول سه سال اول برنامه هفتم، یعنی از ۱۴۰۳ تا ۱۴۰۵، بر اساس فرمول ۳۰،۳۰،۴۰، همسانسازی را اجرا نماید . از سویی، دولت در لایحه بودجه ۱۴۰۳ اعتبار همسانسازی را ندید و عدم پیشبینی اعتبار فوق یکی از دلایل اصلی رد کلیات لایحه بودجه در صحن علنی مجلس اعلام شد.

تجربه ۱۱ دوره انتخابات مجلس به ما میگوید که بین ۶۰ تا ۷۰ درصد نمایندگان مجلس، در دوره بعد صندلی مجلس را نمیبینند و تجربه ۶ دوره برنامه توسعه نیز بیانگر آن است که درصد کوچکی از اهداف و مفاد هر برنامه عملی می شود، و دولت فعلی هم مشخص نیست که در سال ۱۴۰۵ باشد یا نباشد .
وانگهی، همین دولت محترم هم، اعتقادی به تامین اعتبار اجرای همسانسازی ندارد.

حال، فرض کنیم که در لایحه بودجه ۱۴۰۳، مبلغ ۵۴ هزار میلیارد تومان اعتبار برای همسانسازی دیده شود ؛ وقتی رئیس سازمان برنامه و بودجه دوست نداشته باشد که بدهد، نمیدهد و به هیچ کس هم پاسخ گو نیست کما اینکه ۱۴ هزار میلیارد تومان اعتبار مصوب برای ترمیم حقوق بازنشستگان در لایحه بودجه ۱۴۰۲ را نداد.
بنابراین بازنشسته جماعت این وعده وعیدها را بیش از وعده حسنی به بُزَک خود ارزیابی نمی کند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش /

زمانی که مدارس در ایران به خاطر کرونا « تعطیل » شدند ؛ وزارت آموزش و پرورش سیاست منسجم و مشخصی در مورد استمرار فعالیت مدارس نداشت.
در آن دوره بیش از آن که وزارت آموزش و پرورش در مورد دایر بودن مدارس اظهار نظر و تصمیم گیری نماید ؛ بیش تر وزارت بهداشت و جمعی که « ستاد ملی مقابله با کرونا » نامیده می شد ؛ برای آموزش در ایران و آینده ی آنان تصمیم گیری می کردند بدون آن که تخصص ، دانش و یا سر رشته ای در مورد موضوع آموزش و تربیت داشته باشند و مسئولیتی را در برابر عوارض تصمیم های خود بپذیرند .

در دوره وزارت محسن حاجی میرزایی و با وجود ابلاغ دستور العمل بازگشایی مدارس از 15 شهریور 1399 اما فاصله ی کوتاهی مدارس تعطیل شدند و عملا این دستور العمل از دستور کار خارج شد.
پس از آن دستورالعمل بازگشایی کلاس ها و مدارس مذکور از اول بهمن ماه سال جاری در 6 بند و بارعایت پروتکل های بهداشتی به شرح زیر، به ادارات کل استان ارسال شد اما باز هم تغییر خاصی در وضعیت آن دوره ایجاد نشد و مدارس کماکان به تعطیلی خود ادامه دادند . ( این جا )
این وضعیت موجب شد تا دانش آموزان و اولیای آنان تصمیم های وزارت آموزش و پرورش را جدی نگیرند و « صدای معلم » مسئولان وزارت آموزش و پرورش و سایر دستگاه ها را به « لوث کردن آموزش » متهم و نسبت به عوارض و پیامدهای این گونه تصمیم گیری ها و برنامه ریزی های هشدار داد .

با این وجود ؛ در آن دوره فضای درونی وزارت آموزش و پرورش یکدست نبود و تنها مقامی که با جدیت مخالف تعطیلی مدارس بود و از آموزش حضوری دفاع می کرد کسی نبود جز « رضوان حکیم زاده ؛ معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش »
در آن زمان ؛ « صدای معلم » گفت و گوهای تفصیلی را با ایشان انجام داد و البته از مواضع ایشان در برابر وضعیت و هژمونی غالب در جامعه قدردانی نمود .

از زمان آغاز به کار دولت سیزدهم و انتصاب « معصومه نجفی پازوکی » در سمت معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش اظهار نظر مشخص و یا شفافی را از ایشان در مورد تعطیلی مدارس به ویژه در دوره ابتدایی که « آموزش پایه و راهبردی » به حساب می آید و حضور در مدرسه نقش بی بدیلی در رشد شخصیت فردی و اجتماعی آنان دارد شاهد نبوده ایم .

در پرتال معاونت آموزش ابتدایی نیز اخبار خاصی در این زمینه مشاهده نمی شود و فعلا سخنان و تصاویر ایشان در سفر به استان سیستان و بلوچستان به چشم می خورد . ( 1 ) ( این جا )
نخستین و مهم ترین پرسش « صدای معلم » آن است که آیا خانم نجفی پازوکی نگران آن 44 درصد فقر یادگیری نیست ؟ ( این جا )

واقعا چیزی که « آموزش مجازی » خوانده و تبلیغ می شود و با « واقعیت » فاصله نجومی دارد ؛ می تواند دانش آموزان دبستانی را به حداقلی از شایستگی های پایه برساند ؟
آیا خانم دکتر و آقایان مستقر در صندلی ها و مناصب ؛ نگران نیستند که تا 2 سال آینده، 50 درصد دانش آموزان بعد از کلاس چهارم، حتی نخواهند توانست یک متن ساده را بخوانند ؟
در دوره ی کرونا ، وزارت بهداشت و ستاد ملی مقابله با کرونا راسا برای مدارس و آینده دانش آموزان تصمیم گیری می کردند . اکنون هم استانداری و کمیته ی اضطرار برای آن تصمیم می گیرند بدون آن که نقد و یا مخالفت جدی از سوی مقامات وزارت آموزش و پرورش در مورد آن ابراز شود .
عنصر مفقوده در این وزارتخانه و در ذهنیت و تفکر مسئولان آن ، قائل شدن و اهمیت دادن به « استقلال آموزش » و « هویت حرفه ای » و پاسداشت آن است .
فقط انفعال ، بی برنامگی و روزمرگی .
( 1 )



پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

داریوش گلعلیزاده - رئیس مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم تاکید می کند : ( این جا )
حداکثر ۱۰ درصد از تکالیف اثربخش در قانون هوای پاک اجرا شده است.
او از جمله دلایل عدم تحقق این قانون را تامین نشدن اعتبارات و امکانات لازم همچنین محدودیتهای ناشی از تحریم برای دسترسی به فن آوریهای روز بهویژه در حوزه فن آوریهای مرتبط با کاهش آلایندگی و ارتقای استاندارد خودروها ذکر میکند » .
از سوی دیگر ؛ جلال محمودزاده عضو کمیسیون کشاورزی، آب، منابع طبیعی و محیط زیست مجلس شورای اسلامی می گوید: ( این جا )
« متأسفانه محیط زیست اولویت دولت نیست و این را میتوان از بودجهای که به این سازمان اختصاص میدهد، متوجه شد؛ امسال نیز بودجه سازمان حفاظت محیط زیست به جای اینکه افزایش پیدا کند، کاهش پیدا کرده است . محیط زیست ایران طی هشت سال گذشته در فهرست جهانی شصت پله سقوط کرده است .
بودجه سازمان حفاظت محیط زیست در هیچ دورهای با وظایف آن همخوانی نداشته و درحالی که سازمان وظیفه حفاظت از ۱۱ درصد مساحت کشور را بر عهده دارد، درصدی که از بوجه کشور به محیط زیست اختصاص پیدا میکند، کمتر از نیم درصد کل بودجه است.

این موضوع اخیراً با اعتراض علی سلاجقه؛ معاون رییس جمهور و رییس سازمان حفاظت محیط زیست نیز همراه شده و وی در این باره گفته بود: بین ۰.۱۲ تا ۰.۱۷ اعتبارات کل کشور به بخش محیط زیست اختصاص پیدا میکند که این عدد به قدری پایین است که اصلاً قابل بیان نیست. این عدد در مقابل این پهنه گیتی و عرصه سرزمینی کشور بسیار ناچیز است » .
نخستین پرسش آن است که واقعا وظیفه ی این دولت و جمهوری اسلامی در برابر « بحران محیط زیست » چیست ؟
پرسش « صدای معلم » آن است که چرا پس از گذشت شش سال از تصویب « قانون هوای پاک » فقط باید 10 درصد آن اجرایی شود ؟

چه اولویتی مهم تر از محیط زیست و آموزش و بهداشت برای شهروندان ایرانی مهم تر است ؟
گفته شده علاوه بر تامین نشدن اعتبارات و امکانات ؛ محدودیتهای ناشی از تحریم برای دسترسی به فن آوریهای روز بهویژه در حوزه فن آوریهای مرتبط با کاهش آلایندگی و ارتقای استاندارد خودروها ؛ از مهم ترین دلایل برای اجرا نشده قانون هوای پاک است .
واقعا این تحریم ها چه دست آوری برای کشور و مردم ما داشته است ؟

پرسش این است که چرا الگوهای حکمرانی در ایران در جهت « توسعه پایدار » تغییر نمی کنند ؟
چه کسی و کدام مقام باید در برابر نابودی محیط زیست و به خطر افتادن موجودیت کشور پاسخ گو باشد ؟

مگر با تعطیل کردن گاه و بیگاه مدارس و آموزش کشور ، مشکل آلودگی هوا حل خواهد شد ؟
آیا قرار است با همین سیاست گذاری ها و تصمیم گیری ها شاهد ترسیم ایرانی توسعه یافته با جایگاه اول اقتصادی ، علمی و فن آوری در سطح منطقه باشیم ؟
« صدای معلم » در گزارشی به تاریخ 15 خرداد 1402 نوشت : ( این جا )

« نگاهی بە وضعیت محیط زیست ایران متوجە میشویم کە همه فاکتورهای زیست محیطی در ایران در بحران و آشفتگی به سر میبرند. جمعیت ایران بدون توجە بە ظرفیتهای و منابع آن افزایش یافتە و بە تبع آن رد پای اکولوژی هم افزایش چشم گیری داشتە است.
در چهل سال اخیر بیش از ٢٠ میلیون هکتار از مراتع تغییر کاربری دادە شدەاند. گونەهای زیاد جانوری و گیاهی منقرض شدەاند. بدون توجه بە توان اکولوژیکی سرزمین کشاورزی نامتوازن، و ناپایداری توسعە پیدا کردە است. بیش از ۸۶ میلیارد متر مکعب آب تجدیدپذیر در بخش کشاورزی برداشت میشود در حالی کە خلأ عملکرد حدود ۶۰ درصد است؛ یعنی تنها ۴۰ درصد از پتانسیل عملکرد گیاهان در ایران بە عملکرد قابل برداشت تبدیل میشود! و از این میزان حدود ٣٠ میلیون تن بە ضایعات تبدیل میشود.
اوضاع نابه سامان کشاورزی بیشترین آسیب را بە منابع آبی وارد کردە است. نتیجە آن خشک شدن تالابها، فرسایش خاک، فرونشست زمین، بیابانزایی، شور شدن خاک و ظهور کانونهای جدید ریزگرد بودە است. مصرف سم و کود شیمیایی در کشاورزی ایران بسیار فراتر از استانداردهای جهانی است و عدم توجە بە دورە کارنس سموم، ماندگاری آنها را بیشتر کردە و خود عاملی برای تهدید سلامت شهروندان است.

در مراتع ایران نیز تعداد دامها بە مراتب بیش از ظرفیت مراتع است کە خود عاملی برای تخریب مراتع شدە و ضمن افزایش فرسایش خاک تهدیدی برای انقراض گونەهای گیاهی کامیاب هم بودە است.
جنگلها علیرغم اهمیت ویژەای کە دارند در ۴۰ سال اخیر مورد تهدیدهای گوناگون از جملە آتشسوزی عمدی، قاچاق چوب، هیزمگیری و آفات و بیماریها بودەاند و هر روز از میزان آنها کاستە شدە است.
آلودگی هوا هم در فصول سرد کە اینورژن پایدارتر است، در برخی از کلانشهرها از جملە تهران، نفس مردم را بریدە است کە این آلودگی ناشی از سوخت ناقص خودروها، مازوتسوزی و ... است. سهم انرژیهای پاک در مصرف انرژی ایران بسیار نازل است، در حالی کە ایران شرایط استفادە از انرژی خورشیدی و بادی را نیز دارد.
ایران سالهاست کە جز ۱۰ کشور اول دنیا در تولید گازهای گلخانەای است؛ مدیریت سرزمینی در ایران چنان ناپایدار و ناکارآمد بودە که نە تنها بە جغرافیای ایران آسیبی جدی واردە کردە، بلکە در گرمایش جهانی هم سهم قابل توجهی هم دارد.

مقامات حال حاضر ایران هیچ علاقەای بە حضور در کنوانسیونها و نشستهای جهانی در ارتباط با محیط زیست ندارند و اگر هم حضور پیدا میکنند، آن را فرصتی برای تبلیغات سیاسی خود می پندارند . »
سخنگوی فراکسیون محیط زیست مجلس می گوید : محیط زیست ایران طی هشت سال گذشته در فهرست جهانی شصت پله سقوط کرده است .
مدیرکل دفتر اقتصاد و فن آوری محیط زیست سازمان حفاظت محیط زیست: شاخص هایی که روند منفی قابل توجهی در طی ۱۰ سال داشته اند، عبارتند از شاخص از دست رفتن مرتع (۳۹.۶۰-)، شاخص انتشار CO(۲۰.۸۰-) و روند شدت گازهای گلخانه ای (۲۴.۴۰-) و شاخص ها با بهترین روند عملکرد مربوط به شاخص های نرخ رشد کربن سیاه (۶۳)، نرخ رشد دی اکسید نیتروژن (۸۷.۳۰) در طبقه سیاست های اقلیمی، نرخ رشد ناکس (۵۵)، نرخ رشد دی اکسید گوگرد (۴۰.۷۰)، اسیدی شدن دریا (۴۷.۹۰) و وضعیت ذخیره ماهی (۲۰.۶۰) در طبقه سرزندگی اکوسیستم.

این گزارش نشان میدهد که وضعیت بسیار خطرناک است. با این حال هنوز قطع درختان و قاچاق چوب به قوت خود باقیست. هنوز هیچ اقدام مهمی برای احیاء جنگل ها و کاشت نهال بومی برای ترمیم جنگل های از دست رفته یا مراتع تخریب شده در دستور کار نیست. هنوز زبالههای شهری در جنگل های هیرکانی یا کنار دریاچه کاسپین (سراوان، دالخانی، عباسآباد و ...) خالی میشود و ... فعلا همه ما در تهدید همهجانبه هستیم. ....
حال با این اوصاف باید همچنان شاهد بی تفاوتی مسئولان و مسئولیت گریزی آنان در برابر امر بسیار مهم و حیاتی » محیط زیست » باشیم ؟
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
سواد عاطفی به مجموعهای از مهارتها، دانشها و فهم درباره احساسات و هیجانات خود و دیگران اشاره دارد. افرادی که دارای سواد عاطفی هستند، قادرند به خوبی احساسات خود را شناسایی کنند، آنها را به خوبی مدیریت کنند و با احساسات دیگران همدردی کنند.
سواد عاطفی مهارتهای ضروری در زندگی روزمره و روابط اجتماعی است و میتواند به بهبود کیفیت زندگی فردی و رفاه اجتماعی کمک کند. همچنین، سواد عاطفی در محیطهای آموزشی و سازمانی نیز اهمیت دارد، زیرا میتواند به بهبود روابط مدرسه و محیط کار، افزایش همکاری و تعامل موثر، کاهش خشونت و تبعیض و ارتقای سلامت روانی کمک کند.
آموزش سواد عاطفی در مدارس نقش مهمی در رشد و توسعه دانشآموزان دارد و به مجموعهای از احساسات، روابط و مهارتهای ارتباطی اشاره دارد که در محیط آموزشی و تحصیلی شکل میگیرد.
یک محیط عاطفی سالم و حمایت کننده در مدارس میتواند تأثیر به سزایی در عملکرد تحصیلی و روان شناختی دانشآموزان داشته باشد. زمانی که دانشآموزان احساس امنیت، تعلق و ارتباط معنادار با معلمان و همکلاسیهای خود داشته باشند، آموزش و یادگیری آسانتر و مؤثرتر خواهد بود. همچنین، تواناییهای اجتماعی و روحی دانشآموزان در محیط عاطفی سالم قوت میگیرد و این امر میتواند به ارتقای خودتنظیمی، همکاری، رفع تنشها و مشکلات اجتماعی و بهبود مهارتهای ارتباطی آنها کمک کند.
بنابراین، اهمیت ایجاد و حفظ حیطه عاطفی مثبت و سالم در مدارس برای سلامت روانی و عاطفی دانشآموزان بسیار بالاست. این شامل ایجاد روابط مثبت بین دانشآموزان و معلمان، فراهم کردن فضایی با احترام و اعتماد برای بیان احساسات و نیازها، توجه به تنوع فردی و ارزشهای هر فرد و ارائه راهکارهای مناسب برای مدیریت هیجانات و رفع تنشها میشود و آموزش سواد عاطفی میتواند به عنوان یک فضای پشتیبان و الهامبخش برای رشد و توسعه جامعه تحصیلی عمل کند.

برای رشد حیطه عاطفی در مدرسه، میتوانید اقدامات زیر را انجام دهید:
1. ایجاد فضای امن:
ایجاد فضایی امن و خوشبینانه برای دانشآموزان از اهمیت بالایی برخوردار است. این شامل ایجاد روابط مثبت بین دانشآموزان و معلمان، ارائه حمایت عاطفی و اعتماد به نفس به دانشآموزان و تشویق آنها به ابراز احساسات و نیازهایشان میشود.
2.آموزش مهارتهای ارتباطی:
آموزش مهارتهای ارتباطی به دانشآموزان میتواند در بهبود حیطه عاطفی آنها مؤثر باشد. این شامل مهارتهایی مانند گوش دادن فعال، بیان مناسب احساسات، حل صحیح اختلافات و مذاکره است.

3. توجه به تنوع فردی: احترام به تنوع فردی و ارزشهای هر دانشآموز میتواند حیطه عاطفی را تقویت کند. باید فضایی را فراهم کنید که هر دانشآموز احساس کند مورد احترام و قبول قرار میگیرد، بدون تبعیض نژادی، جنسیتی یا دیگر عوامل.
4. آموزش مهارتهای مدیریت هیجانات:
آموزش مهارتهای مدیریت هیجانات به دانشآموزان کمک میکند تا هیجانات خود را شناسایی کنند، آنها را به خوبی بیان کنند و به طور سازنده با آنها مراوده کنند. این مهارتها شامل تمرینهای تنفس عمیق، تمرکز بر حال حاضر بودن و تحلیل تفکرات منفی است.
5. ارائه فعالیتهای مشارکتی:
فعالیتهای گروهی میتوانند به رشد حیطه عاطفی کمک کنند. این فعالیتها شامل پروژههای گروهی، بازیهای تعاملی و تمرینهای همکاری است.

6. مشاوره و پشتیبانی روان شناختی:
در دسترس قرار دادن مشاوران و کارشناسان روانشناسی در مدرسه میتواند به دانشآموزان در مدیریت هیجانات و رفع مشکلات عاطفی کمک کند. ارائه جلسات مشاوره و سازماندهی دورههای آموزشی مرتبط با مهارتهای روانشناختی نیز میتواند مفید باشد.
7. توجه به رفاه عمومی:
ارائه فضایی مناسب برای استراحت و بازی برای دانشآموزان، توجه به تناسب بین کار و استراحت، و ایجاد فعالیتهای فرهنگی و ورزشی میتواند به رفاه عمومی و حیطه عاطفی در مدرسه کمک کند.
8. همکاری با خانوادهها:
برقراری ارتباط و همکاری با خانوادهها میتواند در تقویت حیطه عاطفی دانشآموزان نقش مهمی داشته باشد. ارتباط منظم با والدین، برگزاری جلسات ارتباطی و اطلاعرسانی به خانوادهها درباره رویدادها و فعالیتهای مدرسه میتواند این همکاری را تقویت کند.
امروزه کنکور و آزمونهای ورودی مدارس خاص باعث شده که بیشتر به حیطههای شناختی و دانشی در مدارس پرداخته شود و از حیطههای عاطفی و روانی- حرکتی غافل شدهایم و باید در برنامههای درسی مدارس در مقاطع مختلف به این مهم پرداخته شود و علاوه بر دانش، نگرش و مهارت دانش آموزان را در زمینههای مختلف تقویت کنیم.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

بر اساس اعلام احمد نادری، عضو هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی امروز قرار است که ابراهیم رئیسی، رئیسجمهور مرحله اول لایحه بودجه ۱۴۰۳ را تقدیم مجلس کند. این در حالی است که بر اساس ماده ۱۸۲ آییننامه داخلی مجلس، دولت موظف است لایحه بودجه سالانه کل کشور را در دو بخش ماده واحده (مشتمل بر احکام مورد نیاز برای اجرای بودجه کل کشور و سقف منابع بودجه عمومی دولت به تفکیک درآمدها و واگذاری داراییهای سرمایهای و مالی و اجزای اصلی آنها) و جداول تفصیلی شامل ارقام بودجه به مجلس تقدیم کند.
بخش اول حداکثر تا اول آبان هر سال باید به مجلس تقدیم شود. بخش دوم نیز حداکثر ۱۰ روز از زمان ابلاغ بخش اول قانون بودجه به مجلس ارسال میشود.
تاکنون ( سي آبان 1402 ) جزئیاتی از لایحه بودجه ۱۴۰۳ منتشر نشده، اما بر اساس شنیدههای خبرنگار «دنیای اقتصاد»، بودجه عمومی کشور در سال ۱۴۰۳ حدود ۲۰ درصد افزایش خواهد داشت. منابع بودجه عمومی دولت از لحاظ درآمدها و واگذاری داراییهای سرمایهای و مالی و مصارف بودجه عمومی دولت از حیث هزینهها و تملک داراییهای سرمایهای و مالی، در بودجه ۱۴۰۲ بالغ بر ۲۲ میلیون و ۶۳۴ هزار ریال بود. بر این اساس با افزایش ۲۰ درصدی، بودجه عمومی در لایحه بودجه ۱۴۰۳، معادل ۲۷,۱۶۱,۹۰۱,۷۳۶,۰۰۰,۰۰۰ ریال در نظر گرفته شده است.
همچنین بر اساس اخبار رسیده به «دنیای اقتصاد»، افزایش حقوق و دستمزد کارکنان دولت در لایحه بودجه ۱۴۰۳، کمتر از ۲۰ درصد در نظر گرفته شده است. این در حالی است که در سال گذشته طبق قانون بودجه سال ۱۴۰۲ حقوق کارمندان ۲۰درصد افزایش داشت و بسیاری با توجه به عدم همخوانی افزایش حقوق با تورم، نسبت به میزان افزایش حقوق انتقاد داشتند. با وجود این انتقادات ، در بودجه سال ۱۴۰۳ میزان افزایش حقوق کمتر از ۲۰ درصد و حدود ۱۸ درصد در نظر گرفته شده است.

بر اساس تبصره ۱۲ لایحه بودجه ۱۴۰۲، حداقل حقوق و مزایای مستمر شاغلان مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری و حداقل حقوق سایر حقوق بگیران، حداقل حقوق بازنشستگان و وظیفهبگیران مشمول صندوق بازنشستگی کشوری و سازمان تامین اجتماعی نیروهای مسلح و سایر صندوقهای وابسته به دستگاههای اجرایی به میزان ۲۰ درصد افزایش مییابد. با افزایش ۲۰ درصد حقوق در سال ۱۴۰۲ حداقل حقوق ۷۹,۲۷۰,۸۰۰ در نظر گرفته شد. بر این اساس حقوق کارکنان دولت در لایحه بودجه ۱۴۰۳، با افزایش ۱۸ درصدی ، حدود ۱۴,۲۶۸,۷۴۴ ریال افزایش مییابد و در این شرایط حداقل حقوق در نظر گرفته شده در لایحه بودجه سنواتی سال آینده حدود ۹۳,۵۳۹,۵۴۴ ریال خواهد بود.
گفتنی است اعداد و ارقام لایحه بودجه ۱۴۰۳ در مجلس شورای اسلامی قابل تغییر خواهد بود البته در صورتی که بر اساس اصل ۷۵ قانون اساسی بار مالی برای دولت به همراه نداشته باشد یا دولت با بار مالی آن موافقت کند. بر اساس اصل ۷۵ قانون اساسی «طرحهای قانونی و پیشنهادها و اصلاحاتی که نمایندگان در خصوص لوایح قانونی عنوان میکنند و به تقلیل درآمد عمومی یا افزایش هزینههای عمومی میانجامد، در صورتی قابل طرح در مجلس است که در آن طریق جبران کاهش درآمد یا تامین هزینه جدید نیز معلوم شده باشد.»
روز چهار شنبه اول آذر رسانه ها ، از لايحه بودجه به ميزان 2462 هزار ميليارد توماني سال ِ 1403 ، خبر دادند .
در گفت و گوي مجازي ذيل به تحليل ِ لايحه بودجه 1403 مي پردازيم :
خلاصه قسمت قبل :
سنگي که معجزه هزاره سوم ، به چاه انداخت ، نه تنها تاکنون کسي نتوانسته آن را بيرون بيآورد ، بلکه به دليل حجم بالاي آن و رشد ِ سالانه ، به چالشي نفس گير تبديل شده است .

منابع هدفمند سازي يارانه ها بيش از 17% بيشتر از سقف واگذاري دارايي هاي سرمايه اي دولت در سال 1403مي باشد .
این اعتبار شامل یارانه دارو، شیرخشک و ملزومات مصرفی پزشکی ، یارانه نقدی، معیشتی و کالابرگ الکترونیک، کمک به خانوارهای تحت پوشش کمیته امداد و سازمان بهزیستی، یارانه نان و هزینههای سرمایهگذاری و کمک به شرکتهای نفت و گاز، مصارف صرفهجویی و سایر مصارف ضروری در چارچوب قانون است.

به عبارت ديگر ؛
اولا ، نسل امروز در ادامه حيات خود به یارانه دارو، شیرخشک و ملزومات مصرفی پزشکی ، یارانه نقدی، معیشتی و کالابرگ الکترونیک، کمک به خانوارهای تحت پوشش کمیته امداد و سازمان بهزیستی، یارانه نان نياز دارد .
ثانيأ ، دارائي هاي سرمايه اي نسل هاي آينده که بايد صرف زير ساخت هاي اقتصادي براي توسعه و پيشرفت اقتصادي جهت رفاه ِ نسل هاي آينده گردد ؛ به صورت هزينه بلعيده مي شود .
عليرغم آن که لايحه بودجه 1403 انقباضي مي باشد ، هنوز لايحه بودجه 1403 يک بودجه سمي مي باشد .
افزایش یک درصدی مالیات بر مصرف
مالیات ارزش افزوده عنوان پایه مالیاتی است که همه ما در فاکتورهای خرید با آن روبهرو شده ایم. از این مالیات به عنوان مالیات بر مصرف یاد می شود که البته کارکردهای دیگر نظیر شفافیت زنجیره عرضه کالا را هم دارد. نرخ این مالیات ها تاکنون 9 درصد بوده است. با این حال به پیشنهاد دولت، این رقم در لایحه بودجه سال آینده 10 درصد تعیین شده است. این موضوع موجب می شود تا احتمالا از این منظر شاهد افزایش اندک کالاهای مشمول این مالیات در سال آینده باشیم.

بخش دوم :
پرسش : معافیت مالیاتی درآمد متوسط ماهانه چقدر است ؟
پاسخ دهنده ( 5 ) :
در لایحه بودجه سال آینده، سقف معافیت مالیاتی سالانه، 120 میلیون تومان (معادل متوسط ماهانه 10 میلیون تومان) تعیین شده است اما نکته عجیب این است که این سقف نسبت به قانون بودجه امسال تغییری نکرده است. به این ترتیب با توجه به افزایش 18 درصدی حقوق کارمندان و 20 درصدی حقوق بازنشستگان، بخش بیشتری از درآمد حقوق بگیران مشمول مالیات می شود و در حقیقت بخشی از افزایش حقوق کارمندان به عنوان مالیات از آن ها کسر خواهد شد .
در سال آینده، به جای آن که درآمد صرف بخش های اقتصادی و مشاغل برای محاسبه مالیات یا معافیت مالیاتی مد نظر قرار گیرد، مجموع درآمد سالانه اشخاص مبنای محاسبه مالیات خواهد بود.
پرسش کننده :
چند سال است که مالیات بر مصرف يا مالیات ارزش افزوده تغيير نکرده است ، در لايحه بودجه 1403 آيا اين ماليات که تقريبآ همه ملت آن را مي پردازند ، تغيير کرده است ؟
پاسخ دهنده ( 5 ) :
افزایش یک درصدی مالیات بر مصرف ؛
مالیات ارزش افزوده عنوان پایه مالیاتی است که همه ما در فاکتورهای خرید با آن روبهرو شده ایم. از این مالیات به عنوان مالیات بر مصرف یاد می شود که البته کارکردهای دیگر نظیر شفافیت زنجیره عرضه کالا را هم دارد. نرخ این مالیات ها تاکنون 9 درصد بوده است. با این حال به پیشنهاد دولت، این رقم در لایحه بودجه سال آینده 10 درصد تعیین شده است. این موضوع موجب می شود تا احتمالا از این منظر شاهد افزایش اندک کالاهای مشمول این مالیات در سال آینده باشیم.
پرسش کننده :
در اين لايحه چه خودروهاي لوکسی معرفي مي شوند و ميزان ماليات آن چقدر است ؟
پاسخ دهنده ( 5 ) :
بند " س" تبصره 6 لایحه بودجه سال آینده خودروهای گران قیمت را به این شرح مشمول مالیات کرده است: انواع خودروی سواری... دارای پلاک شخصی که قیمت روز آن ها بیش از 3 میلیارد تومان است، نسبت به مازاد این مبلغ مشمول مالیات سالانه خودرو به نرخ یک درصد می شوند.
سهم ماليات از منابع در لايحه بودجه 1403 به بيش از 50 درصد مي رسد .
پرسش کننده :
در اين لايحه صاحبان املاک گران قيمت ، چه ميزان ماليات بايد پرداخت نمايند ؟
پاسخ دهنده ( 5 ) و ( 6 ) :
( 5 ) :
طبق بند " ش " این لایحه نیز املاک گران قیمت به این شرح مشمول مالیات خواهند شد: زمین های فاقد اعیانی دارای کاربری مسکونی، اداری و تجاری، باغ ویلاهای مجاز (با احتساب عرضه و اعیان) و واحدهای مسکونی که ارزش آن ها بیش از 25 میلیارد تومان باشد، مازاد بر این مبلغ مشمول مالیات به میزان دو در هزار می شوند. این مالیات بر عهده شخصی است که در ابتدای سال مالک املاک فوق بوده است.
(6 ) :
طبق لایحه بودجه 1403، اشخاص باید مالیات سالانه واحدهای مسکونی و باغ ویلاهای خود را حداکثر تا پایان بهمن ماه سال 1403 پرداخت کنند.
پرسش کننده :
در اين لايحه براي بدهکاران مالیاتی چه پيش بيني صورت گرفته است ؟
پاسخ دهنده ( 5 ) :
بند " د " تبصره 6 لایحه بودجه سال آینده به یک دسترسی ویژه به سازمان مالیاتی برای برداشت از حساب بدهکاران اشاره دارد. در این بند آمده است: به منظور جلوگیری از فرار مالیاتی و وصول به موقع درآمدهای مالیاتی، بانک مرکزی مکلف است ضمن ایجاد دسترسی برای سازمان امور مالیاتی کشور به سامانههای موجود از جمله سیاق و سرآمد و حسب درخواست سازمان امور مالیاتی کشور، نسبت به توقیف و برداشت از حساب یا حسابهای بدهکاران مالیاتی به صورت سیستمی و برخط و بر اساس سامانههای موجود اقدام کرده و وجوه مربوط را به حساب سازمان امور مالیاتی کشور واریز کند.
پرسش کننده :
براي تفکيک حساب هاي بانکي تجاري و غير تجاري چه راهکاري ارائه شده است ؟
پاسخ دهنده ( 5 ) :
در بند ذ تبصره 6 آمده است: در صورتی که جمع مبلغ و دفعات واریز به حساب های غیرتجاری هر شخص حقیقی در هر ماه، از جمع مبلغ و دفعات واریزی که تا پایان اردیبهشت سال 1403 توسط شورای پول و اعتبار تعیین می شود، بیشتر باشد، اثبات درآمدی نبودن تراکنش ها و ارائه اسناد و مدارک به عهده صاحب حساب است.
قابل ذکر است که در سال 1401 ، طبق دستورالعمل بانک مرکزی، شاخص های شناسایی حساب تجاری دارا بودن 100 تراکنش ماهانه به ارزش 35 میلیون تومان بوده است.
پرسش کننده :
در لايحه بودجه 1403 تخفیف مالیاتی ویژه در راستای قانون حمایت از خانواده چگونه است ؟
پاسخ دهنده ( 5 ) :
طبق جزء 9 بند ش تبصره 6، اشخاص حقیقی موضوع ماده 84 قانون مالیات های مستقیم با رعایت شرط مذکور در قانون حمایت از خانواده علاوه بر اعمال معافیت مذکور به ازای فرزند سوم و بیشتر در سال 1403 مشمول 15 درصد افزایش در تخفیف مالیاتی می شوند. در خصوص والدین دهه شصتی، این تخفیف مالیاتی 30 درصد خواهد بود.
پرسش کننده :
در لايحه بودجه 1403 درآمد دولت چقدر است ؟
پاسخ دهنده ( 6 ) :
در لایحه بودجه 1403، منابع عمومی دولت در بودجه با رشد 18.2 درصدی، 2462 هزار میلیارد تومان و درآمدهای پایدار نیز با رشد 41.9 درصدی به 1495 هزار میلیارد تومان پیش بینی شده است. در سال آینده، به جای آن که درآمد صرف بخش های اقتصادی و مشاغل برای محاسبه مالیات یا معافیت مالیاتی مد نظر قرار گیرد، مجموع درآمد سالانه اشخاص مبنای محاسبه مالیات خواهد بود.
پرسش کننده :
در لايحه بودجه 1403 معافيت مالياتي صادر کنندگان چگونه پيش بيني شده است ؟
پاسخ دهنده ( 6 ) :
کالاها و خدمات شرکت های ایرانی که نیاز شرکت های پیمانکاری خارجی را تامین می کند، از پرداخت مالیات و عوارض معاف است..
قابل توجه خوانندگان گرامي
بررسي نمودار هاي ذيل ، مفيد مي باشد :
1. با توجه به نمودار شماره 3 و ستون هاي آبي رنگ ، ميزان ماليات در سال 1400 بيشتر از ماليات سال 1398 است ولي سهم ماليات در سال 1400 کمتر از سال 1398 است .
سهم ماليات از منابع در لايحه بودجه 1403 به بيش از 50 درصد مي رسد .

نمودار شماره 3 ، مقايسه سهم ماليات از منابع بودجه سنوات گذشته

نمودار 4 ، سهم صندوق توسعه ملي از درآمدهاي نفتي در سنوات گذشته

نمودار 5 ، سهم نفت از منابع بودجه در سنوات گذشته
وضعیت تبصره 14 و یارانهها را مجددأ در نمودار شش بررسي مي کنيم .

نمودار 6 ، مقايسه ارقام تبصره 12 در سنوات گذشته

نمودار شماره 7 ، مقایسه هزينه هاي جاري در سنوات گذشته
پرسش کننده :
آيا لايحه بودجه 1403 بر مبناي يورو نوشته شده است ؟
( گفت و گو ادامه دارد )
منابع :
1. روزنامه دنياي اقتصاد ، شماره 5879 مورخ 30 آبان 1402 شماره خبر 4022143
2- متن بخش اول لايحه بودجه 1403 و جداول پيوست آن
3- ايران بودجه
4- خبرگزاري فارس :
پیشنهاد افزایش ضریب حقوق همه گروههای حقوقبگیر در لایحه بودجه 1403
5- نور نيوز سوم آذر 1402دخل و خرج خانوار در بودجه 1403
6- خبر فارسي تحلیل بازار اول آذر 1402 لایحه بودجه 1403 منتشر شد
8- فرداي اقتصاد ، 4 آذر 1402 واکنش همتی به ماجرای حذف دلار از بودجه ۱۴۰۳
9- روزنامه فرهيختگان دوم آذر 1402، مهدی عبداللهی، دبیر گروه اقتصاد
10- عصر ايران ، از سیاست انقباضی در افزایش حقوق تا عدم تغییر سقف معافیت مالیاتی ، جزئیات برنامه مالی 1403دولت / دلار در سال آینده چند میشود؟
11- خبرگزاري دانشجويان ايران ايسنا ، اول آذر 1402 ، يارانه خانواده هاي غير مشمول حمايت دولت حذف مي شود
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید