صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش
سه شنبه, 07 بهمن 1393 06:30

حسادت

eshaghifarshid فرشید‌ اسحاقی

برای خیلی از ما اتفاق افتاده تا نسبت به موضوعات مختلف در زندگی حسادت داشته باشیم. بعضی اوقات ناخواسته و گاهی نیز با اندیشه قبلی، حسادت می ورزیم و هرگز به اثر منفی آن در زندگی توجه نمی کنیم.

باید توجه داشت که اگر خودمان را دوست نداشته باشیم و از توانایی های خود غفلت کنیم، در این صورت مقایسه خود با دیگران و آغاز حسادت کردن را آغاز کرده و کم کم فردی غیر از خود می شویم. در واقع هر قدر  بتوانیم خود را بپذیریم، به همان اندازه هم قادر خواهیم بود در شرایط بحرانی بیشتر و بهتر شرایط را بپذیریم، بنابراین باید به توانایی‌هایمان توجه کنیم، با ابعاد منفی وجود خود آشنا شویم و آنها را هم بپذیریم اما درصدد اصلاح‌شان برآییم؛ بدین‌ترتیب به جای حسادت‌ورزیدن به دیگران به آنها نیز عشق می‌ورزیم و به دنبال آن، آرامش بیشتری را تجربه می‌کنیم.

اما یکی از دلایل مهم حسادت، ترس از مقایسه شدن است. ولي چرا مقایسه شدن، انسان‌ها را می‌ترساند؟

چون می‌ترسند که در نهایت و پس از این مقایسه بدتر به نظر برسند. معمولا افراد حسود با سؤالی مواجه هستند که دائم آن را با خود تکرار می‌کنند؛ «من چه چیزی از او کمتر دارم؟» و بدین ترتیب اسیر احساس بی‌کفایتی و ترس از آن می‌شوند.

بسیاری اوقات وقتی به دیگران حسادت می‌کنیم، تنها به این دلیل است که خود را کامل و لایق نمی‌دانیم. همیشه فکر می‌کنیم چیزی کم داریم و دیگران بهتر از ما هستند و توانایی‌ها و قابلیت‌های بیشتری از ما دارند.

به واقع اگر ما خودمان را دست‌کم بگیریم نمی‌توانیم باور کنیم که دیگران دوست‌مان دارند چون فکر می‌کنیم چطور ممکن است کسی آدمی را که دوست‌داشتنی نیست دوست داشته باشد و به همین دلیل دائم در مورد جذابیت‌مان دچار تردید می‌شویم.اما اگر یاد بگیریم که خودمان را باور داشته باشیم و از تفکرات منفی در مورد خودمان دست بکشیم قادر خواهیم بود بر حس حسادت خود غلبه کنیم.

در واقع ، هر قدر خودمان را بپذیریم و قبول داشته باشیم به همان میزان هم، حس حسادت‌مان کاهش خواهد یافت و این چنین زندگی رنگ تازه پیدا خواهد کرد.

روزنامه قانون

 

منتشرشده در یادداشت
niknejaddidgah محمدرضا نیک‌نژاد*
 
یکی از وزیران پیشین آموزش و پرورش در جایی گفته بود که چون آموزش و پرورش دشواری های فراوانی دارد و چندان امیدی برای به سامانی آن در یک دوره چهار ساله نیست،وزیران به دنبال انجام کارهای پر سر و صدا می روند،نه ریشه‌ای و ماندگار! چنین کارهایی از سوی سکانداران نهاد آموزشی در دولت‌های گوناگون،بر دشواری‌های فراوان آن افزوده است. یکی از این کارهای درد سرساز،اجرای ساختار 6 – 3- 3 در دولت دهم بود. حاجی بابایی با اجرای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش بی آنکه به اولویت بندی راهکارها و پیش بینی زمینه‌های ضروری برای اجرای آنها توجه نشان دهد،سر راست به سراغ صد و دوازدهمین اولویت – یعنی دگرگونی  ساختار – رفته و به اجرای آن دست یازید.
در این ساختار پایه ششم به دوران دبستان افزوده شد. چون دهه‌ها ساختار آموزشی کشور پنج کلاسه بود،در اجرای ساختار تازه،نخستین و مهمترین مشکلی که خودنمایی کرد،کمبود نیرو در این دوره بود. کاربه دستان آموزشی که با اجرای شتاب‌زده و بی‌برنامه این ساختار،آموزش و پرورش را وارد چالشی بی‌بازگشت کرده بودند،با فراخواندن دبیران دوره‌های بالاتر،دست به جبران کمبود نیرو در دبستان زدند. بخشی از این فرهنگیان با وعده‌هایی از دبیرستان به دبستان آورده شده و برای خود و فرزندان این کشور دشواری‌هایی پدید آوردند.
بی‌گمان شرایط کار در دبستان بسیار با دبیرستان فرق دارد و روش‌های آموزشی برای نوآموزان دبستان با روش‌های دوره دبیرستان فاصله ها دارد. یکی از دبیران که دانش آموخته روان شناسی بود پس از هشت سال مشاوره در دبیرستان با وعده رسمی شدن به آموزش در کلاس دوم دبستان گمارده شد- بدون حتی یک ساعت آموزش ضمن خدمت.
پس از چند روز درس دادن،برای بچه‌ها دیکته می‌گوید و آنها بهت‌زده می‌نویسند و او هم نمره می‌دهد. زنگ تفریح و با گفت وگو با همکاران متوجه می‌شود که آن گونه دیکته گفتن و نمره دادن سال‌هاست که در آن پایه انجام نمی‌گیرد! یا نمونه‌ای دیگر خانم معلمی که بیست سال در دوره  راهنمایی زبان آموزش داده بود با پذیرش انتقالی‌اش به تهران،آموزگاری پایه ششم را پذیرفته بود. او می گفت که کارش بسیار دشوارتر از کار با بچه‌های راهنمایی است و در آموزش درس هایی مانند ریاضی و علوم بسیار مشکل دارد. نمونه‌های این گونه آشفتگی‌ها بسیار پرشمار است.
اجرای شتاب زده ساختار 6- 3- 3 آموزش و پرورش را گرفتار چرخه‌ای از دشواری‌ها کرده که سال‌های سال گریبان این نهاد مهم و توسعه‌ای را رها نخواهد کرد. وزیر آموزش و پرورش دولت دهم افزون بر دگرگونی های غیرضروری ساختاری،پیش از اندیشیدن بر چرایی و پیش از فراهم کردن زمینه‌های درخور نرم افزاری و سخت‌افزاری برای اجرای آن،بزرگترین سهم را در دشواری های امروز سامانه آموزشی داشته است.
برای نمونه هنگامی که بیش از شصت درصد مدرسه های کشور نا ایمن و فرسوده هستند،یا در استان هایی مانند سیستان و بلوچستان که فقر آموزشی بیداد می‌کرد و می کند،با اجرای برخی دگرگونی های ظاهری و ناهمگون با کلیت ساختار آموزشی مانند هوشمندسازی مدرسه ها،استخدام‌های بی‌رویه و غیرقانونی نیروهای نا کارآمد،تعطیلی مدرسه‌های خاص و ... چالش‌های بسیار دست و پاگیری برای آن پدید آورد.
بی گمان آموزش و پرورش نیازمند نگاهی ویژه از سوی دولت است که بنیادی ترین آن درک این موضوع است که سامانه آموزشی،نهادی توسعه‌ای بوده و برای داشتن کشوری- دست کم در منطقه – برتر،نیازمند توانمند سازی این نهاد هستیم. پیش از هر چیز باید ساز و کاری فراهم نمود که هیچ کس حتی وزیر نتواند در دوره وزارت خویش بر پایه سلیقه و دیدگاهش دگرگونی‌هایی پدید آورد که بزرگترین و گسترده ترین وزارتخانه کشور را دچار چالش هایی نماید.   
* عضو کانون صنفی معلمان ایران    
          
منتشرشده در یادداشت

گفت و گو با مدیر شوراهای وزارت آموزش و پرورش و عملکرد مدارس هیات امنایی ما داریم استان به استان این کار را انجام می دهیم .گفتیم  اول کار نباید مچ گیری کنیم . ابتدا باید اطلاعات کافی را به دست بیاوریم و وضع موجود را بررسی کنیم تا آسیب های موجود را بشناسیم . بخش قابل توجهی از این مدارس همان گونه که گفتید هستند.  اما ما خواستیم ابتدا یک آگاهی بخشی انجام دهیم و منابع قانونی و اسناد را در اختیار آنها قرار دهیم . انشاءالله سال بعد این مشکل حل خواهد شد. امیدواریم با همکاری استان ها این مشکل را حل کنیم . مدرسه هیئت امنایی باید یک سری از شاخص ها را داشته باشد و اگر این شاخص ها را نداشته باشد هیئت امنایی نیست.

  •  آیا به حالت عادی بر می گردد؟

بله به حالت عادی بر می گردد. همه ی این ها در شورای آموزش و پرورش بحث شده است . شورای آموزش و پرورش هم حق تاسیس و هم حق انحلال این مدارس را دارد ولی ما به دنبال این هستیم که ابتدا آموزش را انجام بدهیم . ارزیابی های اولیه را انجام دادیم و آسیب ها را شناسایی کردیم. کارهایی را که معمولاً در ارزیابی ها به کار می رود را مورد توجه قرار دادیم مثل پیش آزمون و پس آزمون که ما پیش آزمون را عملیاتی کردیم و نقاط ضعفی را شناسایی کردیم. متغیر هایی که باید اصلاح شوند را مشخص کردیم . مثل یک اطلاع رسانی و هماهنگی ستادی که باید این جا انجام بدهیم . یک بخش انجام شده است. یعنی با معاونت های مختلف و حوزه های ارزیابی عملکرد هماهنگی هایی را انجام دادیم که امیدواریم تکمیل شود. بخشنامه های اداری مالی به آنجا خواهد رفت تا یک سری گره های کور حل شود.  بعضی ها واقعاٌ مقصر نبودند و آنها اطلاعاتی کمی داشتند و موانعی بوده و مستندات قانونی نداشت. این ها در دست ما است و داریم انجام می دهیم. ان شاءالله  مشکلات به حداقل برسد.

ابتدا که آمده بودم شکایات بسیار زیادی اینجا می دیدم و روزی نبود که رسانه ها به آن نپردازند ولی مدت هاست من ندیدم که موردی یا شکایتی بیاید.( امیدوارم که سال بعد مدارس هیئت امنایی این مشکلات را نداشته باشند. یعنی بیاییم و بگوییم که فقط یک تابلو عوض شده است و یک هیئت امنایی واقعی نیست.) و استان ها باید همکاری بیشتری داشته باشند. آنهایی که به این سمت آمده اند همکاری شان خوب است. معتقدم تا وضع موجود را اصلاح نکرده ایم، به هیچ وجه نباید بر تعداد این مدارس اضافه کنیم . مدارسی که این شاخص ها را ندارند را هیئت امنایی نکنیم. یعنی ابتدا که وارد مدرسه می شویم ، بنای اولیه ای فراهم شود، سپس به یک مدرسه هیئت امنایی تبدیل شود.

  • در مدارس هیئت امنایی دانش آموزی که توان پرداخت شهریه را نداشته باشد طبق آیین نامه و قانون به مدرسه همجوار دولتی هدایت می شود ، اما عملا چنین چیزی اتفاق نمی افتد، از سوی دیگر هنگام ثبت نام محدوده بندی می شود و شاگردان خیلی قوی و خیلی ضعیف با هم ثبت نام می شوند و این باعث بر هم زدن تعادل آموزشی در چرخه آموزش خواهد شد. ممکن است خللی در روند آموزش ایجاد بکند.حتی اولیا و معلمان هم با این مسئله مشکل دارند و راضی به این کار نیستند که چنین چیزی اتفاق بیفتد.  شما چه راهکاری در این زمینه می دهید؟

مدرسه هیئت امنایی در واقع همان مدرسه دولتی ما است . همان شرایط مدارس دولتی را خواهد داشت. قرار نیست هیئت امنا گزینشی عمل کند و دانش آموزان ضعیف یا خیلی ضعیف را ثبت نام نکند . باید دانش آموز را تقویت کند و بالا بکشد. نقش هیئت امنا همین است. مدرسه هیئت امنایی باید منجر به پیشرفت تحصیلی دانش آموزان شود. برنامه های تکمیلی و آموزش های ویژه ای را برای آنها در نظر بگیرد . مدرسه هیئت امنایی نمی تواند دانش آموزان را به مدرسه دولتی همجوار بفرستد .

  • آیا چنین چیزی نداریم ؟

نه نداریم . مدرسه هیئت امنایی در محدوده ای که مشخص شده باید ثبت نام کند. اگر مدرسه ظرفیت داشت و خواست خارج از محدوده ی جغرافیایی ثبت نامی داشته باشد می تواند شرایطی را بگذارد ، مثلا آزمون برگزار کند. می تواند معدل را مبنا قرار دهد، اما آن برای خارج از محدوده است.  برای دانش آموزان همان محدوده جغرافیایی مانند مدارس دولتی است و در آن محدوده باید ثبت نام کند. هیچ گونه شرطی ندارد. این مدرسه دولتی عادی است. کمکی که ما به این مدرسه می توانیم بکنیم ، یک مدیریت خوبی دارد و در سطح جامعه دخالت می کند ، یک هیات امنایی که اختیارات خوبی دارد. موجب کیفیت بخشی برنامه ها و اثربخشی  می شود. در مدارس هیئت امنایی ما کیفیت خوبی داریم . باعث بهبود وضعیت می شود. این مدرسه در انتخاب دانش آموز نمی تواند ویژه عمل کند. این خلاف قانون است. اگر در محدوده باشد و ثبت نام نکنند خلاف است. چون این مدارس از کیفیت بالایی برخوردارند هنگامی که اولیا خروجی این مدارس را می بینند خودشان پول می دهند. این که چرا پول می دهند به نظرم یک مزیت خوب است. ما مراجعین زیادی داشتیم که فرزندان شان را به مدارس هیئت امنایی بفرستند . در بعضی استان ها مثل استان گیلان به ما می گویند که اولیا شب تا صبح می خوابند جلوی مدرسه تا ثبت نام کنند ! مدارس هیئت امنایی ما شرایطی دارد که موجب شده داوطلب زیاد شود .  و ما محدودیت ثبت نام داریم . یک مدرسه هیئت امنایی ممکن است به علت ظرفیتی که دارد نتواند محدوده ی جغرافیایی خود را پوشش دهد . 

مدرسه ای که متوسط معدل شاگردان پایین تر از 18 باشد می گوییم آن مدرسه هیئت امنایی نیست. مدرسه هیئت امنایی میانگین معدل شاگردانش  معمولا بالای 18 است . یک مدرسه هیئت امنایی در تهران بود که متوسط معدل شاگردانش پایین تر از 17 بود. آموزش و پرورش نامه ای به این مدرسه زد که چرا هیئت امنایی شد؟ این مدرسه چطور هیئت امنایی شد؟

ما در مدارس فضا را برای خیرین مدرسه ساز باز می گذاریم تا خیرین بتوانند درهیئت امنا باشند و افرادی را به عنوان هیئت امنا به آن مجموعه اضافه کنند. خیرین مدرسه ساز هیئت امنایی می شوند و استقبال هم شده ، یعنی طوری نباشد که یک مدرسه بسازند و بعد بروند. در تامین منابع و اداره ی مدرسه هم مشارکت داشته باشند. به مشهد که رفتم مدیر مدرسه گفت این مدرسه را خیری ساخته که در تهران است و منابع ما را تامین می کند و حتی اساتید را از تهران برای ما می فرستد. برای توانمند سازی معلمان، برای آموزش خانواده و این مسائل ... ما بعضی واژه ها را که در حوزه اقتصاد به کار می برند را به کار می گیریم.( مدرسه یک اسپانسر داشته باشد.) دنبال این هستیم بتوانیم سهم سازمان ها را در آموزش و پرورش مشخص کنیم . مناطق ویژه اقتصادی زیادی در کشور داریم. مدارسی که نیاز به پشتیبانی و حمایت دارند می توانند بخشی را بین سازمان ها تقسیم کنند . بسیاری از سازمان ها و بانک ها خودشان استقبال کردند. هم یک کار تبلیغاتی برای مصرف تولیدی خود می کنند و هم یک مدرسه را اداره می کنند . ما داریم با سازمان چای در مورد تفاهم نامه ای صحبت می کنیم  که بخشی از مدرسه کار تبلیغاتی مناسبی برای محصول را انجام بدهند و هم به مدرسه کمک کنند.

  • شما در اینجا هم فرمودید و اخیرا در گفت وگویی که با رسانه ها داشتید به 5 درصد عوارض آموزش و پرورش از شهرداری ها اشاره کردید. این پروژه در چه مرحله ای قرار دارد و از کی اجرایی خواهد شد؟ آقای چهاربند فرمودند که اگر این عوارض به طور مستمر طی دو یا سه سال پرداخت شود، قسمت اعظم مشکلات آموزش و پرورش حل خواهد شد. الآن این در کجای کار قرار دارد؟ 

بند 3 ماده 13 قانون شورای آموزش و پرورش منابع مالی را عنوان می کند که تا 5 درصد از عوارض صدور پروانه های ساختمانی، پذیره نوسازی ها، تفکیک زمین ها و ... علاوه بر عوارض مذکور را که شهرداری ها دریافت می کنند تا 5 درصد به آموزش و پرورش پرداخت شود. البته گفته تا 5 درصد یعنی ممکن است شهرداری یک درصد پرداخت کند یا اصلا پرداخت نکند یا همان 5 درصد پرداخت کند.  قانون، پیگیری را به شورای آموزش و پرورش استان محول کرده تا هر سال به شهرداری های ابلاغ کند که چه میزان از این 5 درصد را به آموزش و پرورش اختصاص بدهند. شهرداری تهران باید 5 درصد  عوارض را بپردازد. البته با این توافق ها به تنهایی مشکل ما حل نخواهد شد. بیشترین مشکل ما در اجرا هست . شهرداری ها پرداخت نمی کنند . در یکی از استان ها 7 یا 8 سال است که عوارض پرداخت نشده است. مشکل از ما بود . تعامل لازم را با شهرداری ها نداشتیم و سازوکاری تعیین نشده بود تا اطمینان حاصل کنیم که آن مبلغی که باید محقق شود محقق شده است. شهرداری تهران نمی گوید من پرداخت نمی کنم. می گوید شما بیایید من پرداخت می کنم . شما بگویید من چه کار کنم .شما سیستمی را طراحی کنید تا من پرداخت کنم. شهرداری تهران اکنون پرداخت می کند اما ناقص است! اگر بخواهیم در کل کشور این را محقق کنیم بسیار خوب خواهد شد. نیازمند افرادی هستیم که مهارت و توانایی لازم در دریافت این عوارض را از شهرداری ها داشته باشند . ما یک سری ظرفیت ها اجرایی در قانون داریم . متاسفانه بخشی از ظرفیت ها حذف شد . 2 درصد مراکز تولیدی و ایران خودرو که در دوره ی آقای مظفر چنین اتفاقی افتاد!

  2 درصد بهای فروش کالا، خدمات کارخانه ها و موسسات خدماتی  و تولیدی استان نیز حذف شد !

 واقعا مبلغ عجیب و قابل توجهی بود . اخیرا با دکتر نجفی صحبت کردیم گفت اجازه بدهید اوضاع و احوال کارخانه ها رونق بگیرد و بعد شما احیای این را پیشنهاد بدهید .ما کارگروهی را تشکیل دادیم تا سازوکار دریافت این مبالغ را طراحی کنیم . بعضی استان ها نرم افزار هایی را طراحی کردند و با شهرداری ها نشستند و مشخص کردند که این مبالغ به چه صورت به آموزش و پرورش پرداخت شود. این منابع امسال هم در احکام بودجه آمده و جزء منابع اختصاصی استان قرار گرفته است. قبلا در خزانه عمومی متمرکز می شد ولی الان اختصاصی استان شده است. یعنی تمام موارد در اختیار استان قرار می گیرد و در استان توزیع می شود. شورای آموزش و پرورش استان باید به ما اعلام کند که چه درصدی از عوارض باید به آموزش و پرورش تعلق بگیرد. در شهرستانی ممکن است منابعی نداشته باشد و عوارضی به آن صورت نداشته باشد و مبلغ چندانی دست آموزش و پرورش را نگیرد. ولی جایی مثل تهران مبلغ قابل توجهی است. پارسال در تهران وصولی 5 میلیارد تومان بود که البته روایت است و مستند نیست! ولی می گفتند باید این مبلغ 600 میلیارد می بوده !

 خب مبلغ زیادی است . 5 میلیارد کجا 600 میلیارد کجا! شهرداری تهران در این موضوع دارد خوب کار می کند و تعامل خوبی دارد .شهرداری گفت این مبالغ در 11 بانک است و آنها هم برای این که از بانک برداشت کنند کد شناسایی تعریف کرده اند که چگونه از بانک برداشت کنند و نقصی نداشته باشد. یک سری از شهرداری ها ممکن است آگاهی نداشته باشند ولی اغلب شهرداری ها مقاومت نمی کنند. ما کمیته درآمد و توسعه پشتیبانی را با همکاری آقای بطحایی در همه ی استانها تشکیل دادیم. کمیته درآمد کارش همین است. با شهرداری ها می نشیند ویک تفاهم نامه در مورد سازو کارها انجام می دهند. از سوی دیگر شورای عالی آموزش و پرورش تفاهم نامه ای را با شورای شهر امضا کرده تا آنها هم کمک کنند که این عوارض 5 درصدی محقق شود. ما تفاهم نامه ای را با وزارت کشور در تاریخ 13 / 10  امضا کردیم. محتوای خیلی خوبی دارد. یک بند آن همان سازمان شهرداری ها است که زیر نظر وزارت کشورمی باشد. این ها با یکدیگر همکاری کرده اند تا مشکل وزارت آموزش و پرورش را برطرف کنند.  بنابراین ما مشکل قانونی نداریم . الان کمسیون آموزش و تحقیقات هم اعلام آمادگی کرده و می گوید هر جا مشکل داشتید بگویید ما وارد بشویم و مشکل را حل کنیم. مشکل ما سازوکار اجرایی است. ما ظرفیت هایی را در شورای عالی استان ایجاد کرده ایم. خیلی جاها تنها تفاهم نامه امضا می کنند، اما تفاهم نامه های ما تضمینی است. ما این تفاهم نامه ها را پای کار آورده ایم. با معاون آقای دکتر مهندس چمران ماه به ماه رصد می کنیم که شورای شهر چه خدماتی را به آموزش و پرورش و شهرداری ها داده است. بخش قابل توجهی خدمات را به ما می دهند. ازسرویس گرفته تا زمین و تجهیزات و تعمیرات و اردوها و زمینه های مختلف. یک تفاهم نامه ای را هم با مناطق آزاد امضا کردیم . مناطق آزاد تجاری مشارکت خوبی دارند. ما حدود  60  تا منطقه آزاد اقتصادی داریم که منطقه ویژه اقتصادی ما هستند و ظرفیت بسیار خوبی دارند . با حاج آقا زند که معاون فرهنگی مناطق آزاد است توافق کردیم .خوب وارد اجرا شده است. درمنطقه اروند . توافق به این گونه بود که هر چه ما هزینه کنیم آنها علاوه بر همین مقدار، میزانی را برای کیفیت بخشی بدهند. یک بخش حقوق معلمان در مناطق آزاد را بدهند. در کیش هم اجرایی کردیم . یک ظرفیتی خوبی در کشور داریم که اگر دنبال آن برویم راه گشا خواهد بود. آموزش و پرورش در اروند 7 میلیارد تومان برای نوسازی داد و منطقه آزاد هم 7 میلیارد تومان پرداخت کرد که در کل 14 میلیارد برای نوسازی و ساخت مدرسه  دراین منطقه تأمین شد. ما هر ماه با منطقه آزاد جلسه ی مشترکی برگزار می کنیم. جلسات مشترکی با هم داریم. این طور نیست که ما یک تفاهم نامه ای امضاء کنیم که صوری باشد. در شورای آموزش و پرورش شرایط خیلی عوض شده است. اغلب استانداران خودشان تقویم را نوشتند و به آموزش و پرورش دادند که هر ماه چه روزهایی جلسه تشکیل بدهند. فلسفه شورای آموزش و پرورش این است که مشخص کند تا سایر سازمان ها چه کمکی به آموزش و پرورش کرده اند . شورای آموزش و پرورش بازوی قوی برای آموزش و پرورش است. حالا رؤسای آموزش و پرورش با رابطین ما در شورای آموزش و پرورش در استان ها گزارش و طرح می دهند که برای آموزش و پرورش چه کارهایی انجام شده و سهم هر یک چه بوده است. قانون گذار گفته چه باید بشود. آموزش و پرورش در عرض سازمان های دیگر نیست . آموزش و پرورش فراتر از یک سازمان است . فراتر از یک وزارت خانه است. همه ی حوزه ها باید به آن کمک کنند. طوری نباشد که آنها بگویند ما این کار را کردیم و ما بگوییم آن کار را بکنید. باید شورای آموزش و پرورش در هر استانی مشخص کند که سهم هر یک از بخش ها چه بوده است. در واقع ما رویکرد حاکم بر شورها را عوض کردیم . استانداری که همکاری نکند بلافاصله با وزارت کشور مکاتبه می کنیم که این استاندار همکاری لازم و ضروری را ندارد . خوشبختانه اغلب استاندارها به خصوص استاندارهایی که جدیداً منصوب شدند همکاری خوبی دارند . در یک استانی که اسمش را نمی برم 10 سال عوارض پرداخت نکرده است. استاندار آمده بخش نامه کرده و الزام کرده که شهرداری باید این عوارض را پرداخت کند . اغلب فرمانداران و استانداران جلسات پررونقی را برگزار می کنند.

هفته بعد انشاءلله هفته شورای آموزش و پرورش است و اطلاعات لازم را خواهم داد. ما می خواهیم رابطه نزدیکی با وزارت کشور داشته باشیم . پیش بینی شده که یک کمیته مشترکی متشکل از فرمانداران و استانداران و مدیران کل آموزش و پرورش داشته باشیم . ما توصیه های لازم را به طرف خود ارائه می کنیم . ما برنامه های کیفیت بخشی شورای آموزش و پرورش را در دستور کار قرار دادیم. ما شورای عالی آموزش و پرورش مناطق مرزی را هم داریم که این خود بحث مفصل و جداگانه ای را می طلبد ،  به خصوص مناطق مرزی و مناطق محروم که این شورا می تواند به آن ها کمک کند . جلسه ای که اخیرا با استان دار، نمایندگان مجلس، مدیرکل سیاسی وزارت کشور، معاون سپاه، معاونت وزارت ارشاد و معاون وزیر  بارها در این سالن برگزار کردیم . مسائل آموزش و پرورش استان سیستان و بلوچستان در 20  مصوبه تعیین شد. ( در مناطق آزاد ) تقسیم کار شد که هر کدام چه کاری انجام دهند .

ادامه دارد

بخش اول

بخش دوم

پیاده سازی : حامد سام دلیری

ویرایش : زهرا قاسم پور دیزجی

گفت و گو : علی پورسلیمان

منتشرشده در گفت و شنود

tavakolididgah سخن معلم :

اعتراضات اخیر معلمان یکی از بحث های روز میان جامعه فرهنگیان است .

در این زمینه جناب آقای دکتر خالد توکلی از دبیران محترم شهرستان سقز مطلبی را در این زمینه برای سخن معلم ارسال کرده است .

ضمن سپاس از این همکار گرامی و در راستای آسیب شناسی این گونه کنش های اجتماعی و نیز نهادینه ساختن فرهنگ گفت و گو و تفکر نقادی  به عنوان مهم ترین حلقه مفقوده، سخن معلم پذیرای نظرات مختلف خواهد بود .

 مطالب منتشر شده ، نظر این پایگاه خبری - تحلیلی نبوده و انتشار آن ها به معنای تایید این مطالب نیست .


تردیدی ندارم بسیاری از فرهنگیان از وضعیتی که در آن قرار گرفته ­اند رضایت چندانی ندارند و اگر زمینه­ ی اعتراضی صرفاً صنفی و مدنی فراهم شود به طور گسترده در آن مشارکت فعال خواهند داشت. همه می ­دانیم و می ­دانند سال­ های مدیدی است که تبعیضی ناروا در مورد فرهنگیان اعمال شده و می­ شود و شرایط کار و تدریس در آموزش و پرورش به گونه­ ای رقم خورده است که نه برای معلم و نه برای دانش ­آموز به هیچ وجه رضایت ­بخش نیست. علاوه بر این، اعتقاد راسخ دارم که اعتراض، حق معلمان و فراتر از آن حق تمامی آحاد جامعه است که این امکان برایشان مهیا باشد تا در برابر تبعیض­ های ناروا، ظلم و نابرابری، واکنش درخور و مناسب داشته باشند و در حد توان برای ایجاد فضایی آزاد، بانشاط، مبتنی بر برابری و عدالت تلاش نمایند.

با وجود این در مورد تحصن خودجوشی که هفته­ ی گذشته در برخی از مدارس انجام شد ذکر نکاتی را ضروری می­ دانم:

-  واژه ­ی «خودجوش» در ادبیات سیاسی ایران تا حد زیادی معنای خاصی دارد. برای کسانی که در حوزه­ ی سیاسی فعالیت دارند، با شنیدن این واژه بر خلاف معنای ظاهری آن، آنچه عمدتاً به ذهن متبادر می­ شود این است که اغلب در مورد تجمعاتی به کار می­ رود که به طور متمرکز هدایت می­ شوند، سازمان­ دهی و نظام سلسله­ مراتب مشخصی دارند و معمولاً برای برهم­ زدن جلسات سخنرانی اصلاح­ طلبان و اصول­گرایان معتدل به حرکت در می­ آیند. بر این اساس، اطلاق صفت خودجوش برای تحصن معلمان صحیح نیست و ناخودآگاه ذهن را متوجه برخی امور دیگر خواهد کرد.

- به عنوان یک معلم که نسبت به وضعیت خود و فضای کلی موجود در آموزش و پرورش معترض هستم باید از این حق بدیهی برخوردار باشم که برای مشارکت در امر اعتراض، علل و عاملان آن را بشناسم و بدانم به چه چیزی قرار است معترض شویم و در این اقدام مشترک چه می ­خواهیم تا آن گاه تصمیم بگیرم که آیا به معترضین بپیوندم یا نه. در اعتراض خودجوش این امر امکان ­پذیر نیست. معلوم نیست چه کسی با چه هدف یا اهدافی برنامه ­ی اعتراض را ریخته و چرا این روش را برگزیده است.

- اگر اعتراض خودجوش (البته از نوع واقعی آن) منجر به مباحث جدی و در نهایت تلاش منظم و سازمان­دهی شده برای دست یابی به اهداف مشترک نگردد، ممکن است بی­ نظمی، ناکامی و سرخوردگی در میان معترضین ایجاد شود و یا مورد سؤاستفاده کسانی قرار گیرد که اهداف و مقاصد دیگری در سر می ­پرورانند. اعتراض خودجوش اگر از یک بار فراتر رود به سادگی از مبانی اعتراضی معلمان منحرف می­ شود و در آینده هر کس ناشناس و گمنامی به هر بهانه ­ای این حق را برای خود قائل می­ شود که از فرهنگیان بخواهد به صورت خودجوش به اعتراض اقدام نمایند.

- اعتراض را باید به مثابه یک فرایند در نظر گرفت. در مرحله و گام اول در اعتراض­ های سازمان­ دهی شده معمولاً علل و انگیزه­ و چگونگی اعتراض مشخص می­ گردد و فرصتی مناسب برای ابراز اهداف و خواسته ­ها تعیین می­ شود. در مرحله ­ی بعد اگر مسئولین به اعتراض توجه کردند و حاضر به گفت­ وگو بودند تعدادی از نمایندگان معترضین بر سر میزمذاکره خواهند نشست و در مورد مطالبات معترضین چانه ­زنی خواهند کرد و در نهایت و در صورت به نتیجه نرسیدن مذاکرات؛ برای اعتراض بعدی برنامه­ ریزی خواهد شد یا در صورت موفقیت، نتیجه­ ی مذاکرات به اطلاع معترضین خواهد رسید. در اعتراض خودجوش هیچ کدام از این موارد در نظر گرفته نمی­ شود.

- ممکن است این اعتراض به این دلیل خودجوش معرفی می­ شود که سازمان­ دهندگان آن به علت عواقب ناخوشایندی که می ­تواند داشته باشد جرأت افشای نام خود را نداشته باشند. با توجه به برخوردی که در گذشته با تشکل­ ها و انجمن ­های صنفی معلمان شده است این تصور چندان بی راه نیست اما از آن جایی همواره بیشتر معلمان بر این باور بوده ­اند که اعتراض آنها صرفاً صنفی است، اجازه نمی ­دهند از آن بهره ­برداری سیاسی شود. در حالی که مخفی­ کاری بر این پیش­ فرض مبتنی است که کنش اعتراضی ما دارای هزینه است و این را پذیرفته ­ایم. 

اگر چه برخی از نهادها و تشکل­ های صنفی معلمان امروزه مجال فعالیت ندارند اما اندک تشکل­ هایی که وجود دارند باید نسبت به اعتراض معلمان در روزهای گذشته بی­ تفاوت نباشند و با احساس مسئولیت و برقراری ارتباط مناسب با فرهنگیان و مسئولین امکان اعتراض­ های هدف دار و منظم را فراهم آورند در غیر این صورت ممکن است تداوم این ­گونه اعتراضات نه تنها پیامد مثبتی برای معلمان در بر نداشته باشد بلکه مشکلات آنها را نیز بیشتر کند و اراده­ ی معطوف به اعتراض معلمان را دچار استهلاک سازد وضعیتی که آسیب­ های آن بیش از همه گریبان معلمان را خواهد گرفت و برای هیچ کس مطلوب نیست .

ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

منتشرشده در یادداشت

saravanعليرضا نخعی، مديرکل آموزش و پرورش سيستان و بلوچستان گفته که ترور مدير يک مدرسه در شهرستان سراوان اين استان، انگيزه‌های تروريستی نداشته است. مدير مدرسه قلنبر سراوان، صبح يکشنبه پنجم بهمن، بر اثر تيراندازی «یک» فرد  مسلح کشته شد.

آقای نخعی، ساعاتی پس از ترور مدير مدرسه قلنبر، با بيان اينکه «انگيزه و هويت ضارب مشخص شده و از سوی نيروهای انتظامی و امنيتی تحت تعقيب و پيگيری قرار دارد»، به خبرگزاری تسنيم گفته است: «متاسفانه هر از گاهی اقدامات کور و درگيری طايفه‌ای منجر به کشته شدن برخی از چهره‌های فرهنگی و ساير اقشار در منطقه می‌شود.»
نماینده سراوان در مجلس شورای اسلامی ضاربان مدیر مدرسه قلنبر را  «اشرار مسلح ناشناس» معرفی کرده است.
خبرگزاری مهر گزارش داده است که از ابتدای سال ۱۳۹۳ تاکنون، چهار معلم به دليل حملات مسلحانه در مناطق جنوبی استان سيستان و بلوچستان کشته شده‌اند.
اين در حالی است که به گفته مديرکل آموزش و پرورش اين استان، حملات به فرهنگيان اين استان، دلايل تروريستی نداشته‌اند و «با توجه به فضای امنيتی که به ‌دليل مسائل حادث شده در منطقه به وجود آمده است، عده‌ای تلاش دارند همسو با بيگانگان و دشمنان قسم‌خورده نظام، مسائل بروز يافته ‌در استان را به مسائل امنيتی ارتباط دهند.»
عليرضا نخعی تاکيد کرده که «اطلاعات موثق» حاکی از آن است که ضارب «به ‌دلايل قومی و طايفه‌ای»، به مدير مدرسه قلنبر حمله کرده است.
مديرکل آموزش و پرورش سيستان و بلوچستان افزوده که «هويت ضارب مشخص شده است» و «از سوی نيروهای انتظامی و امنيتی تحت تعقيب و پيگيری قرار دارد.»
استان سيستان و بلوچستان، سال‌هاست که با حوادثی مانند بمب‌گذاری‌های انتحاری و غير انتحاری، ترور و گروگان‌گيری افراد عادی يا نيروهای سپاهی و پرسنل نيروی انتظامی مواجه است.
 
 

karimpourspecial عبدالجليل كريم‌پور

يكي از دغدغه‌هاي اصلي خيلي از فرهنگيان اين است كه چرا كمتر به اين نهاد، نگاهي آموزشي مي‌شود؟ چرا در بسياري اوقات شاهد تنگ‌نظري‌هايي جدي و به دور از منطق درباره اين نهاد مهم هستيم؟ چرا به جاي اينكه هر روز شاهد رشد آموزشي باشيم با بحران‌هاي آموزشي روبه رو هستيم؟ چرا به جاي دغدغه‌هاي آموزشي، وقت‌مان مصروف دغدغه‌هاي معيشتي مي‌شود؟ چرا در دانش‌آموزمان انگيزه مرده است؟ چرا روزمرگي عايد سيستم آموزشي‌مان شده است؟ و ده‌ها چراي ديگر كه همچنان در محاق مانده و براي آنها فكري هم نمي‌شود.

اگر نگاهي كاوشگرانه به اين نهاد بيندازيم در وهله اول متاسفانه به نتايج قابل قبولي نمي‌رسيم. به عنوان مثال در مساله حقوق شهروندي، متاسفانه نتوانسته‌ايم به خوبي اين مهم را اجرايي كرده و شهروندي مطلوب را به جامعه تحويل دهيم. محصل‌مان دغدغه‌هاي جذب پس از پايان تحصيل را با نگاهي به اطراف خود مشاهده كرده و به نتايج دردآوري دست يافته است. معلم‌مان در پس دغدغه‌هاي معيشتي خود گير كرده و نتوانسته آن گونه كه بايسته و شايسته موقعيتش هست براي رشد آن، گام‌هاي جدي بردارد. هنوز هم، او و مجموعه‌اش با نگاهي مصرفي نگريسته مي‌شوند و به دغدغه‌هاي‌شان توجهي جدي نمي‌شود. بودجه‌هاي اختصاص يافته به اين نهاد هنوز هم دچار افت و خيزهاي فراواني هست، هنوز هم دغدغه مدارس‌مان، كمبود يا حتي نبود سرانه آموزشي هست! مسائلي كه رايگان بودن تحصيل را دچار آسيب مي‌كند! بحراني كه اعتبار مدرسه را خدشه‌دار مي‌سازد!

شوربختانه اين عامل، اقتدار اين جايگاه را به سمت افول برده و كاريزماي معلم، فراموش شده است. بايد توجه كردكه نگاه‌هاي سياسي به اين نهاد، حرمت آموزشي را از آن مي‌گيرد، به گونه‌اي كه در انتخاب يا استيضاح وزيرش كمتر نگاه‌هاي آموزشي در نظر گرفته مي‌شود!

معلوم نيست ما به چه سمتي مي‌رويم؟ هيچ گاه از خود پرسيده‌ايم كه چرا سرانه مطالعه در كشور ما وضعيت رقت‌باري دارد؟ چرا در سبد خانوارمان كتاب هيچ جايگاهي ندارد؟ چرا از كادوي كتاب مغموم مي‌شويم؟

به گمانم، بحران‌هاي سيستم آموزشي‌مان در ايجاد چنين رفتارهايي تاثير به سزايي داشته‌اند، بحران‌هايي كه خيلي‌ها، از فرادستان تا فرودستان در ايجاد آن دخيل بوده اند!

واقعيت اين است كه بايد كمي جدي‌تر، مسائل آموزش و پرورش را در صدر مسائل مهم جامعه قرار دهيم. بايد به قانون گذارمان تاكيد كنيم كه بيشتر آموزش و پرورش را بفهمند، چرا كه غالب جوامع پيشرفته به نهادهاي آموزشي‌شان توجهي جدي داشته‌اند. بايد به آنها يادآوري كرد كه اين نهاد فقط و فقط به تفكرات بكر آموزشي نيازمند است، نه به ديدگاه‌هاي سياسي فلان جناح.

بايد به كميسيون آموزش مجلس تذكر داد كه برون داد دغدغه‌هاي آنها براي آموزش و پرورش چه بوده است؟ كه به راستي اگر دغدغه‌هاي آموزشي پراهميت جلوه داده شوند مي‌توان اميد داشت كه مي‌شود ما هم به آينده آموزشي‌مان اميدوار باشيم و گام‌هايي به فراخور فرهنگ و تمدن ديرينه‌مان‌برداريم.

اما نكته‌اي كه متاسفانه هيچگاه نتوانسته از گردونه سيستم آموزشي‌مان رخت بربندد، تفكرات غير آموزشي است. بايد اين مهم را مدنظر داشته باشيم كه اين عامل، نوعي دل زدگي را مي‌تواند به همراه داشته باشد، عاملي كه معلم و دانش‌آموز را از واقعيت نقش‌شان دور و دچار نوعي روزمرگي كرده است كه در صورت عدم توجه جدي به اين مساله ياس ناشي از اين روزمرگي و دلزدگي پابرجا خواهد ماند.

اگر نگاهي ساده به وضعيت مدارس‌مان در چند سال اخير بيندازيم، بحران‌هاي اقتصادي ناشي از عدم توجه به سرانه‌هاي آموزشي، مدرسه را به حالتي بدل كرده كه همه‌چيزش تحت الشعاع اين بحران قرار گرفته است. متاسفانه دست به دامان اوليا شدن، مراجعه به فلان شركت اقتصادي براي رفع اين بحران‌ها، اين واقعيت را به همراه داشته كه اين نهاد، اقتدار خود را به سادگي دارد از دست مي‌دهد. اگر فرادستان از اين مهم غفلت كنند، اين واقعيت تلخ اتفاق خواهد افتاد كه اين نهاد هيچ گاه ديگر نخواهد توانست رسالت اصلي خود را كه آموزش متخصصي جامعه پذير هست به منصه ظهور برساند.

اما چه بايد كرد؟

از ديد نگارنده بايد اين واقعيت را پذيرفت كه براي ساختن جامعه‌اي پويا بايد دستي جدي بر نهاد‌هاي آموزشي‌ زد.

بايد تلاش كرد تا آموزش و تلاش‌هاي آموزشي، مهم در نظر گرفته شوند و افراد و انديشه‌ها به صرف همسو نبودن از گردونه خارج نشوند. و خلاصه اينكه بايد به اين باور رسيد كه آموزش و پرورش توليدكننده‌اي جدي است و اگر بدان توجه شود مي‌توان اميدوار بود كه آينده‌اي درخشان در انتظار جامعه همگام با آموزش و پرورش است.

روزنامه اعتماد

 

منتشرشده در یادداشت
دوشنبه, 06 بهمن 1393 09:06

معلم یکی از اضلاع مثلث خشونت

teachersspecial آرمان- صباالسادات حسینی: دانش آموزی با لوله پولیکا تنبیه می‌شود و کارش به بیمارستان می‌کشد، معلمی با ضربه چاقوی دانش آموزش، روانه بیمارستان می‌شود و در نهایت جان خود را از دست می‌دهد، والدین دانش آموزی، معلمی را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند و کار به شکایت می‌کشد و... این اخبار تنها چند مورد از اتفاقاتی را توصیف می کند که در ماه‌های اخیر در مدارس کشور رخ داده است. در نگاه اول می‌توان عنوان کرد که چنین اتفاقاتی همیشه و در همه جوامع وجود داشته است اما، وقتی عنوان شود اینها تنها مشتی نمونه خروار است، شاید باید به این واقعیت اذعان کنیم که جایگاه مدرسه که در کشور ما ارج و قربی داشته است، تا حدی متزلزل شده است. 
 
احترام به معلم یکی از مهمترین مسائلی بوده که این نهاد را پابرجا نگه می‌داشته است. اگر به هر دلیلی این احترام از بین برود تبعات بی‌شماری گریبان گیر مدارس و جامعه خواهد شد.
سخنگوی آموزش و پرورش شهر تهران در مورد ضرب و شتم معلمی در منطقه 14 پایتخت از سوی دو نفر گفت: بلافاصله بعد از اطلاع از این موضوع اداره آموزش و پرورش منطقه و اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران در این باره شکایت خود را به جریان انداخته‌اند. همچنین از معلم و مدیر مدرسه هم درخواست کرده‌ایم که شکایت خود را در مراجع قضایی مطرح کنند. مسعود ثقفی در این باره گفت: ما به طور کلی با هر گونه رفتار خارج از قوانین و مقررات مخالف هستیم، چه این رفتار از سوی والدین باشد، چه از سوی دبیر آموزش و پرورش.
او افزود: اگر هر کس بخواهد به خود اجازه دهد؛ درباره تخلف احتمالی انجام شده راسا اقدام کند، سنگ روی سنگ بند نمی‌شود. سخنگوی آموزش و پرورش شهر تهران گفت: بر این عقیده هستیم که اگر دبیر ما نیز تخلفی کرده باشد، باید از سوی مراجع ذی‌صلاح به آن رسیدگی شود، از سوی دیگر اجازه نمی‌دهیم که هر کسی به هر بهانه‌ای به همکار فرهنگی ما توهین کند یا وی را مورد ضرب و شتم قرار دهد.
او افزود: اداره آموزش و پرورش منطقه و اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران در این باره شکایت خود را به جریان انداخته‌اند. همچنین از معلم و مدیر هم درخواست کرده‌ایم که شکایت خود را در مراجع قضایی مطرح کنند. ثقفی تاکید کرد: هنوز به این نتیجه نرسیده‌ایم که دانش آموزان از سوی معلم خود تنبیه می‌شدند، اگر چنین اتفاق یا تخلفی هم صورت گرفته باشد، مراجعی برای رسیدگی به این تخلفات وجود دارد.اودر پاسخ به این سوال که آیا ضاربین، والدین دانش‌آموزان بوده‌اند، گفت: فکر می‌کنم این موضوع محرز است، چرا که بعد از ضرب و شتم اعتراضاتی به مدیر مدرسه هم داشته‌اند. آنها نباید به این شیوه ناخوشایند اعتراض شان را بیان می‌کردند. به گزارش ایلنا، یکشنبه بیست و یکم دی ماه آقای ابوالفضل هنانیان دبیر ریاضی منطقه ۱۴ تهران در راه رفتن به مدرسه از سوی دو نفر که به نظر می‌رسید، از بستگان دانش آموز مدرسه ایشان باشند، به شدت مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرد. به گفته معلم مضروب، دانش‌آموز به والدین خود گفته بود که معلمشان آنها را تنبیه می‌کند.
 نقش موبایل ها در انتشار اخبار
یکی از کارشناسان آموزش و پرورش در این باره به آرمان می‌گوید: خشونت در مدارس سال‌هاست که وجود دارد و جریان جدیدی نیست. محمدرضا نیک‌نژاد ادامه می‌دهد: این خشونت در سه شکل از طریق دانش‌آموز بر دانش آموز، معلم بر دانش آموز و دانش آموز بر معلم رخ می دهد اما در گذشته بیشتر تنبیه و خشونت از سوی معلمان در مورد انجام تکالیف دانش آموزی که درس نخوانده بود صورت می‌گرفت و معلمان به دلیل جایگاهی که داشتند کمتر مورد بی مهری و تعرض از سوی دانش آموزانشان قرار می گرفتند که در سالهای اخیر این قضیه هم در حال رشد است. او با اشاره به نقش شبکه‌های اجتماعی و موبایل‌ها در انتشار اخبار می‌افزاید: ظهور وسایل ارتباط جمعی جدید و سهولت انتشار اخبار و عکس و فیلم از طریق آن و آمدن آن به مدارس باعث شده این اخبار بیشتر منتشر شده و حساسیت بیشتری به خود بگیرد در حالی که در گذشته هم این مسائل وجود داشت. او ادامه می دهد: خشونت نه از مدارس شروع شده و نه از آنجا شکل می ‌گیرد بلکه این شرایط اجتماعی است که باعث بروز و ظهور خشونت و رفتارهای تهاجمی در نهاد فرد می شود و این خشونت به دلیل اینکه مدرسه هم جزئی از اجتماع است و از آسیب‌های آن مصون نیست به مدرسه هم کشیده می‌شود.نیک‌نژاد می‌افزاید: در افزایش این خشونت و ایجاد شرایط برای بروز آن البته مدرسه و ساختار آموزشی بی تاثیر نیست.ساختار سنتی آموزش و پرورش در کنار محتوای مطالب درسی باعث تشدید این فضا می‌شود. او عنوان می کند: از سویی دانش آموزان انگیزه‌ای جز کسب مدرک و نمره و اجبار والدین برای مدرسه رفتن ندارند و از سوی دیگر این انگیزه‌ها در مدارس هم وجود ندارد. برای مثال پخش موسیقی در مدارس ممنوع است و از جشن‌ها کمتر استقبال می‌شود. بنابراین می‌توان گفت مدارس در کشور فضای خشکی دارند و آموزش‌ها قدیمی است. نیک‌نژاد با اشاره به افزایش 14 درصدی بودجه آموزش و پرورش می‌گوید: از سوی دیگر معلمان هم به دلیل پایین بودن حقوق ومشکلات معیشتی دل و دماغ لازم برای برقراری ارتباط با دانش آموزان را ندارند. انتظار می رفت با افزایش بودجه این وزارتخانه این مشکل حل شود ولی هنوز اقدامی انجام نشده است. 
 نباید خشونت در مدارس عادی شود
یکی از اعضای کمیسیون تحقیقات و آموزش مجلس با اشاره به این اتفاق به آرمان می گوید: تنبیه بدنی و خشونت در مدارس به مجلس هم کشیده شده و در مورد آن اظهار نظرهای مختلفی وجود دارد. فرهاد‌بشیری می افزاید: از سویی باید گفت این نقیصه در خود سازمان آموزش و پرورش باید برطرف شود و از سوی دیگر خلا قانونی در برخورد با خشونت و عوامل ایجاد آن در مدارس وجود ندارد. بشیری با اشاره به اینکه فضای مدارس باید معنوی و علمی باشد و خشونت و نزاع نباید به فضاهای آموزشی هم کشیده شود عنوان می کند: راهکارهای این قضیه از طریق پیشگیری از سوی وزارت آموزش و پرورش باید شکل بگیرد و هیچ قانون تنبیهی نمی‌تواند مانع بروز این قبیل خشونت‌ها شود.  از سویی باید شان و مقام معلم را در کشور بالا ببریم و آن را حفظ کنیم و نگذاریم حرمت این قشر شریف که شغل انبیا را دارند از بین برود و از سوی دیگر به ویژه در مناطق محروم و دور افتاده که نظارت‌های کمتری صورت می‌گیرد باید درمورد نحوه رفتار معلم و برخورد آن با دانش آموز نظارت‌هایی صورت پذیرد تا تنبیهات شکل بدنی به خود نگیرد.
 
* لازم به ذکر است که خبر ضرب و شتم دبیر ریاضی منطقه 14 تهران اولین بار در سخن معلم منتشر شد ( این جا ) و در این زمینه گفت و گویی را با معلم مضروب آقای ابوالقضل هنانیان انجام داد .
انتشار این خبر موجب واکنش اداره کل آموزش و پرورش تهران نسبت به ضرب و شتم این همکار گرامی شد . ( این جا )
بهتر است دوستان رسانه ای  در این گونه موارد به اصول حرفه ای خبرنگاری احترام بگذارند .
 
 

budget آموزش و پرورش این روزها برای افزایش بودجه‌اش باید منتظر رای کمیسیون تلفیق باشد تا شاید در حدود 10 درصد به بودجه 94 آموزش و پرورش افزوده شود. این در حالی است که وزیر آموزش و پرورش اعلام کرده است اتکای صرف به بودجه دولتی، مشکل آموزش و پرورش کشور را حل نخواهد کرد و آموزش و پرورش باید از سایر منابع دولتی و مردمی بهره‌مند شود.

بودجه سال 94 آموزش و پرورش نسبت به سال 93، 4 / 21  درصد افزایش یافته است، اما با تمام این افزایش‌ها، آموزش و پرورش با معضل کمبود بودجه روبه‌رو است، زیرا 99 درصد کل بودجه برای امور جاری ازجمله حقوق کارکنان آموزش و پرورش که 350 هزار نفر از آنها نیروهای ستادی هستند و 650 هزار نفرشان معلم هستند صرف می‌شود و تنها یک درصد از آن که معادل 300 میلیارد تومان است برای بخش عمرانی از جمله کیفیت‌بخشی به آموزش و پرورش باقی می‌ماند. 


نیروهای ستادی مشکل اساسی است
علیرضا منادی سفیدان، عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی، در گفت‌وگو با فرهیختگان، در مورد بودجه آموزش و پرورش می‌گوید: «مشکل اصلی آموزش و پرورش داشتن نیروهای ستادی و زیرمجموعه‌هایی است که هیچ‌کدام تدریس انجام نمی‌دهند. رئیس، معاون، کارمند و... هستند و بیشتر بودجه آموزش و پرورش صرف حقوق دادن به این افراد در آموزش و پرورش می‌شود.»
او می‌افزاید: «با توجه به اینکه آموزش و پرورش در مورد بودجه اعتراض داشته و خواهان افزایش بودجه بود، این موضوع در مجلس بررسی و تایید شد و در حال حاضر افزایش بودجه آموزش و پرورش به کمیسیون تلفیق ارسال شده است و نهایتا تا پایان بهمن‌ماه رای کمیسیون تلفیق نیز مشخص می‌شود و در صورت تایید در مجلس انجام خواهد شد. همچنین حدود 10 درصد از بودجه که قرار است به آموزش و پرورش اضافه شود، از قسمت‌های مختلف دیگر سازمان‌ها تامین خواهد شد.»
سفیدان معتقد است: «آموزش و پرورش خرج‌هایی مانند اجاره ساختمان‌ها با قیمت‌های زیاد دارد که اگر بتوان آنها را برطرف کرد، با کمبود بودجه‌‌ مواجه نخواهیم شد. با این وجود مجلس با افزایش بودجه آموزش و پرورش موافقت کرده است و به‌زودی نیز این کار بعد از تایید کمیسیون تلفیق انجام خواهد شد.»


افزایش بودجه کیفیت آموزش را بالا می‌برد
وزیر آموزش و پرورش بارها اعلام کرده است که 99 درصد از بودجه آموزش و پرورش صرف حقوق دادن می‌شود و با یک درصد باقی‌مانده نمی‌توان کیفیت آموزش را بالا برد. محمدرضا نیک‌نژاد، کارشناس آموزش و پرورش نیز با اشاره به این موضوع به فرهیختگان می‌گوید: «اگر به دنبال افزایش کیفیت آموزش در کشور هستیم، باید دغدغه مالی را از معلمان گرفت. معلمی که نصف خط فقر حقوق می‌گیرد و بیشترین دریافتی‌‌اش به یک میلیون و 200 هزار تومان می‌رسد و هزار و یک مشکل مالی دارد چگونه می‌تواند آموزش با کیفیت بالا انجام دهد؟ اگر بودجه آموزش و پرورش افزایش پیدا کند و حقوق معلم‌ها بالا برود و معلم مجبور نباشد برای تامین هزینه‌هایش دوشغله شود و روزهای تعطیلش را نیز کار کند، آن زمان تمام انرژی و وقت خود را صرف دانش‌آموزان خود می‌کند و این، آموزش و پرورش را به سمت وضعیت مطلوب‌تر می‌برد.»
او معتقد است: «کمبود بودجه آموزش و پرورش باعث می‌شود که بسیاری از معلم‌ها که به دلیل علاقه، به تدریس روی آورده‌اند امروز از این انتخاب خود پشیمان شوند. در اصل معلم‌ها حق دارند که از وضعیت خود ناراضی باشند یا حتی اعتراض کنند زیرا با وضعیتی که آموزش و پرورش دارد، رضایتی بین معلمان وجود ندارد.»
نیک‌نژاد می‌افزاید: «این یک درد است که کمبود بودجه در آموزش و پرورش باعث کمبود امکانات شده است. ما در مدارس کشور با این مشکل هم روبه‌رو هستیم و کیفیت تدریس به همین دلیل کاهش پیدا می‌کند. به‌عنوان مثال در بسیاری از مدارس دولتی کشور ما آزمایشگاهی وجود ندارد و من به‌عنوان یک معلم باید دروسی را که عملی هستند، مثل فیزیک، تنها به صورت تئوری و با مثال به دانش‌آموزان تدریس کنم.»
او می‌گوید: «افزایش بودجه می‌تواند کمک قابل لمسی به آموزش و پرورش کند و علاوه‌بر اینکه به داد مدارس فرسوده می‌رسند و اتفاق‌هایی مانند شین‌آباد رخ ندهد، می‌تواند این دلگرمی را در معلم‌ها به وجود آورد و آنها به سمت یک‌شغله‌بودن بروند تا مجبور نشوند بعد از تدریس مسافرکشی کنند.»

 

منتشرشده در اقتصاد

farsspecial2 "کلیه مطالبات فرهنگیان پرداخت می شود ، زمان پرداخت مطالبات فرهنگیان بازنشسته ، پرداخت حق بیمه طلایی فرهنگیان و ... "
چند روز پیش خبری از صدا و سیما به نقل از یکی از مسئولین آموزش و پرورش پخش شد ، مبنی بر اینکه "کلیه مطالبات فرهنگیان تا پایان سال پرداخت می شود."
در مورد این خبر و اخبار مشابه که به چند مورد آن در بالا اشاره شد ، چند نکته قابل توجه است :
1- آیا این گونه اطلاع رسانی که مسبوق به سابقه هم می باشد، شایسته فرهنگیان و مدیران محترم وزارتخانه است ؟

آیا مسئولین محترم آموزش و پرورش به جنبه های اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی این گونه اطلاع رسانی ها اندیشیده اند ؟

آیا می دانند چه بار روانی را در جامعه برای فرهنگیان به وجود می آورد؟ آیا به شأن و منزلت معلمان توجه شده است؟
این در حالیست که سایر دستگاه ها و وزارتخانه ها در پایان هر ماه سایر مزایای کارکنان خود از قبیل اضافه کار ، هزینه ایاب و ذهاب ، پاداش ، حق مسکن ، حق مآموریت و ... را بدون اطلاع قبلی و رسانه ای کردن آن به حساب کارکنان خود واریز می کنند و کسی هم خبردار نمی شود.
اما مسئولین محترم آموزش و پرورش به جای تشکیل اتاق فکری برای مدیریت مطالبات صنفی کارکنان خود ، با اطلاع رسانی نامناسب ، نه تنها در این شرایط سخت اقتصادی باری از روی دوش آنها بر نمی دارند بلکه فضای جامعه را برای آنها غبارآلود می کنند !
2- آیا مطالبات واقعی فرهنگیان و معلمان پرداخت حق التدریس ، حق الزحمه امتحانات نهایی و ... می باشد که از ماه ها و سال های قبل به تعویق افتاده است ؟
یا اینکه موارد ذکر شده معوقاتی است که باید قبلا پرداخت می شده ولی به دلیل عدم تخصیص اعتبار (فقط برای آموزش و پرورش) به اواخر سال موکول شده است.
مطالبات فرهنگیان اجرای درست نظام پرداخت هماهنگ حقوق بود که به درستی اجرا نشد و در واقع این احکام خود معلمان بود که با هم هماهنگ شد نه با سایر وزارتخانه ها و ارگان ها. به عنوان نمونه در احکام اغلب کارکنان دولت بندی با عنوان سایر وجود دارد که تفاوت بسیار زیادی با همین بند در احکام معلمان دارد.

چرا مدیران ارشد وزارتخانه پاسخ گوی چنین تبعیضی در احکام کارگزینی کارکنان خود نیستند؟

ضمنا دراین شرایطی که آموزش وپرورش حال و روز چندان خوبی را خصوصا در عرصه های فرهنگی واقتصادی سپری نمی کند و طبق روال معمول سال های گذشته با کمبود اعتبار بودجه های جاری وعمرانی مواجه هست و یا بعضا اخبار ناخوشایندی از درون مدارس به گوش می رسد  ؛ نمایندگان محترم مجلس به جای کمک به عریض و طویل ترین دستگاه دولتی به فکر " استیضاح وزیر " افتاده اند !
هرچند که ممکن است در مورد عملکرد وزیرمحترم انتقاداتی در برخی عرصه ها وجود داشته باشد ولی قطعا راه حل آن دراین شرایط استیضاح و درپی آن تغییراحتمالی وزیرنخواهد بود ...
استیضاح و کنار رفتن وزیرنه تنها به حل مشکلات این وزارتخانه کمکی نخواهد کرد بلکه با نگاهی عمیق تر متوجه خواهیم شد معضلات و مشکلات آن را بیشتر خواهد کرد .

ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور