این خبر مرا به آن روزهای پر از ترس می برد/ تهدید شد که حق نداری با روزنامه یا جایی مصاحبه کنی/ تا مدت ها عکس معلم مقتول در گروه ها و رسانه های مجازی منتشر شد/ وقتی اولین حکم قضایی درخصوص قاتل منتشر شد بهت و خشم و نارضایتی فضای مدارس شهر را فرا گرفت/ حتی با وجود درخواست های مکرر فرهنگیان شهرستان بروجرد او را شهید اعلام نکردند مگر نه این بود او در کلاس درس خونش بی گناه بر زمین ریخت/ صدای گریه های همسر مرحوم خشخاشی هنوز در گوشم زنگ می زند وقتی از سرد مزاجی برخی اداره نشینان در برخورد با او سخن می گفت/ و آنچه از دیدن این فاجعه مبهوت شدیم٬ دیدن و رد شدن اهل قلم بود عجیب/ او خود قربانی ساختار بیمارگونه ی آموزش و پرورش است/ کسی علت این حادثه را جویا نشد...
گروه اخبار/

به گزارش زیتون، این پسر نوجوان که محمد نام دارد،ساعت 11 صبح اول آذر سال 93، سراسیمه وارد کلاس درس فیزیک معلم 43 سالهاش محسن خشخاشی در دبیرستان پسرانه حافظی در خیابان 45 متری بسیج شهرستان بروجرد شد.
او بدون هیچ حرفی به سمت نیمکتش رفت. معلم از او خواست به دلیل غیبت غیرموجه از دفتر نامه بیاورد که محمد به طرف آقا معلم حملهور شد و با چاقویی که همراه داشت، ضرباتی به گردن و سینه او زد و گریخت. هر چند پیکر معلم زخمی به بیمارستان منتقل شد و پزشکان برای نجات او تلاش کردند؛ اما وی به دلیل شدت خونریزی فوت کرد. دانشآموز متهم به قتل به تهران گریخت و زندگی پنهانیاش را آغاز کرد، اما در پایتخت پس از درگیری با پسری به کانون اصلاح و تربیت منتقل شد که در آنجا هویت واقعی وی فاش و معلوم شد او همان دانشآموزی است که به اتهام قتل آقا معلم تحت تعقیب پلیس است.
او برای تحقیقات به پلیس آگاهی لرستان منتقل شد و در بازجویی به قتل معلم فیزیک مدرسه اعتراف کرد و بعد از بازسازی صحنه قتل روانه زندان شد.
نوجوان متهم به قتل در شعبه اول دادگاه کیفری یک استان لرستان محاکمه و با رای قضات دادگاه به سه سال حبس و پرداخت دیه در حق اولیای دم محکوم شد که رای با اعتراض خانواده مقتول به دیوان عالی کشور ارسال شد و قضات شعبه 31 دیوان عالی کشور حکم را نقض کردند و برای رسیدگی دوباره، پرونده به شعبه همعرض ارسال شد.
چهارشنبه هفته گذشته متهم به قتل، از کانون اصلاح و تربیت برای محاکمه به شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان لرستان منتقل شد. او این بارهم قتل آقا معلم را پذیرفت و حتی صحنه جنایت را در مقابل قضات شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان لرستان بازسازی کرد.
این در حالی بود که پزشکی قانونی نظر داده بود این متهم مبتلا به جنون نبوده که رافع مسئولیت کیفری وی شود. چرا که او بعداز این جنایت و در مدت زمانی کوتاه با فردی درگیر شده و او را نیز مورد ضرب و جرح با شیشه قرار داده است.
همچنین اقدامات متهم پس از ارتکاب قتل، فرار از صحنه قتل، جعل هویت خود، زخمی کردن فردی دیگر در جریان فرار، یادآوری جزئیات قتل بدون کم و کاست و بازسازی صحنه قتل، نحوه بیان اظهارات و نمایش چگونگی ایراد جرح به مقتول در جریان جلسه دادگاه و آگاهی وی به نقاط حساس و آسیبپذیر بدن انسان همه حاکی از رشد عقلی مناسب و درک حرمت قتل است.
در این مرحله قضات دادگاه حکم بر محکومیت متهم به قصاص نفس صادر کردند که این حکم 20 روز پس از ابلاغ در دیوان عالی کشور قابل فرجامخواهی است.
پایان پیام/
گروه اخبار/گروه اخبار/

پیش از ظهر امروز، فخرالدین دانش آشتیانی در جمع فرهنگیان شهرستان شهریار در فرهنگسرای خلیج فارس و همایش فجرامید اظهارکرد: دانشي كه با روش حافظه مداري به دانش آموزان منتقل شود، هيچ تاثيري در كار آفريني نخواهد داشت، بنابراين بايد تلاش خود را بر تقليل حجم كتاب هاي درسي و كاهش سلطه كنكور بر برنامه هاي درسي و در نهايت حذف كنكور، ادامه دهيم.
وي با تاكيد بر شعار استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي، گفت: لازمه استقلال، افزايش ظرفيت هاي توليد است كه براي اين مهم، به وجود كارآفرينان نياز داريم و در اين صورت است كه مي توانيم از قيد وابستگي، رهايي يابيم.
دكتر دانش آشتياني افزود: براساس سند تحول بايد به معلم، مربي بگوييم زيرا رفتار، كردار و عمل معلمان براي دانش آموزان نقش الگويي دارد.
وزيرآموزش و پرورش اضافه كرد: با تلاش هاي دولت تدبير و اميد در سايه رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب و حمايت هاي مردم، امروز كشور مسير رشد و توسعه را طي مي كند.
عضو كابينه تدبيرو اميد، با اشاره به جمهوري اسلامي ايران به عنوان يك قدرت بزرگ درسطح جهان، آن را از ثمرات انقلاب اسلامي دانست و تصريح كرد: نظر دادن مردم در تصميم گيري هاي كلان جامعه نيز از ديگر بركات جمهوري اسلامي است و انشاءالله درآينده نيز شاهد رشد و بالندگي بيشتر درحوزه هاي اجتماعي ، اقتصادي و سياسي كشور خواهيم بود .
دكتر دانش آشتياني، تاكيد شعار جمهوري اسلامي را بر مشاركت جويي و تكيه برمردم توصيف كرد و گفت : مردم سالاري ديني بايد در مدرسه تمرين شود .
تحقق نظام مشاركتي در فرآيند تعليم وتربيت موجب رشد، توسعه و تعالي خواهد شد
وزير آموزش و پرورش از اجراي سياست تمركز زدايي با تاكيد بر كاهش حجم بخشنامه هاي ارسالي از سوي حوزه ستادي و به موازات آن، تفويض اختيارات بيشتر به مدارس خبر داد و گفت :اعتقادم اين است كه سياست گذاري بايد در ستاد صورت گيرد و مدارس بايد آزادي عمل بيشتري داشته باشند، با تحقق نظام مشاركتي در فرآيند تعليم و تربيت، شاهد رشد، تعالي و توسعه بيشتر در اين نظام خواهيم بود.
وزيرآموزش و پرورش اظهاركرد: تعيين ساعت هاي تدريس در اختيار مدير مدرسه است و در راستاي مدرسه محوري، اختيارات مديران افزايش مي يابد و مديران نيز با نظر معلمان مدرسه و از بين خود آنان انتخاب خواهند شد.
دكتر دانش آشتياني با اشاره به ايرادات وارده به فرم هاي ارزشيابي از سوي معلمان، گفت: كارگروهي براي بررسي اين امر تشكيل شده است كه پس از بررسي هاي لازم، به تصحيح و رفع مواردي كه داراي اشكال است، خواهند پرداخت.
وی افزود: ارزشيابي معلمان بايد براساس فعاليت و كارآيي آن ها در كلاس مشخص شود نه براساس فرم ها و لوح تقديرهاي ظاهري، زيرا آنچه اصالت دارد، نقش معلم در بهبود كيفيت آموزش و پرورش است .
وزيرآموزش و پرورش تصريح كرد: هرچند حل مشكلات مالي، زمان بر و نيازمند منابع است اما كار گروهي براي بررسي و حل مشكلات معيشتي معلمان در آموزش و پرورش تشكيل شده است.
مرکز اطلاع رسانی وروابط عمومی وزارت آموزش و پرورش
آنچه ما را گرفتار می کند عمل بدون تفکر و تفکر بدون عمل است. برای تغییر زمانه باید تلقی ها و برداشت های رایج در بین مردم دگرگون شوند. کوتاهی و ضعف دیوارها وسوسه کننده است اما آنجا که سیل فراگیرآمد برای محافظت دیگربه دور خود دیوار کشیدن لازم نیست که برای محافظت قایقی باید داشت تا برمشکلات نشست و حرکت کرد.با نگاهی به فرزندان بعضی از انقلابیون نسل اول و دوم که باعث به وجود آمدن انقلاب اسلامي شدند و در تشکیل و مهندسی و تثبیت جمهوری اسلامی نقشی داشتند و به مرور می میرند و می روند چون این سر نوشت همه آنهاست و جز خاطره ها و فرزندانشان چیزی نمی گذارند، آرزو می کنیم که ای کاش فقط خاطره ها می ماند و آن برخی انقلابی ها فرزندانی نداشتند و یا حداقل این چنین فرزندانی را به دنیا نمی آوردند یا اینکه اگر به دنیا آوردند درست تربیت می کردند چون که واقعاً حیف است که این میراث بزرگ به این میراث خورها برسد.
زبانم از گفتن لال و قلم از نوشتن عاجز است و الفاظ، پذیرای محتوای پیام چشمانت را ندارند که این همه معصومانه و آرام و با نجابت جواب درس نخوانده ام را می دادی و من هم شرمنده با فرو بردن بغض سکوت، حاضری را برایت می گذاشتم و هرگز نخوانده و تنبیهی و یا علامت منفی برایت نگذاشتم زیرا تو سرا پای وجودت، اخلاق و مثبت اندیشی بود/ مردم اهل داد و فغان و تظاهرند/ تو کرامت و ایمان و حلال و حرام و اخلاق را به ما آموختی بی آنکه کتابی و قلمی و کلاسی در اختیار داشته باشی/ علی جان توبه من و معلمان و دانش آموزان مدرسه ات آموختی ... با فقر می توان زیست اما با خفت و دزدی و بازی کردن با جان و مال مردم هرگز/ تو به شهروندانت آموختی می توان با شکم گرسنه شب را کولبری کرد و روز را درکلاس حاضر بود و به معلم و مدیر و وزیر آموزش و پرورش و.. انسانیت و و انسان بودن و حرمت داشتن را آموخت/ به صدا و سیما هم آموختی که به جای بارها پخش تنبیه جزئی دانش آموزان از طرف معلمان با شرم، اخبار مرگ جانسوز شما و تهیه هزینه های صدها دانش آموز و دانشجو را که از جیب معلمان پرداخت شده پی گیر باشد و پخش کند ؛ هر چند هرگز نوبت به چون تویی عزیز و دلبندم نرسید ....
مردی که دوچرخه سوار است و دوچرخه سوار بودنش نه از سر فقر که از دل دریایی اش است/ مردی که حتی خانه و کاشانه اش را مدرسه نموده و بابت سکونتش در اتاقی در گوشه حیاط آن، به مدرسه اجاره بها پرداخت نموده است/ زندگی اش یک دوچرخه ایست که با آن به پروژه ها سرکشی می کند و یک پیراهنی است که زمستان و تابستان همان را می پوشد و یک دفتر صد برگیست که تمام سیستم حسابداری و بوروکراسی اداری اش همین دفتر صدبرگ است/ کجایید مدیران پرفیس و افاده ای که ده ها منشی و معاون و رئیس دفتر و ...دارید و برای رسیدن به اتاق تان باید از شش طبقه و صدها پله و چندین اتاق تو در تو و چندین منشی و رئیس دفتر و ...گذشت و آخر سر، وقت ملاقات به پسر خدا هم نمی دهید و خروجی این همه بوروکراسی ویرانگر اداری چیست/ کجایید مدیران پرادعایی که اگر روزی به اندازه سر سوزنی به وظیفه قانونی تان عمل کنید در ده ها خبرگزاری و سایت و روزنامه و بیلبورد و تریبون و...منتشرش می کنید و فریادش می زنید/ در مملکتی که هر روز از یک اختلاس و حقوق نجومی و...رونمایی می شود و در زمانه ای که مهربانی و نیکوکاری و ارزش های اخلاقی و انسانی و ...محلی از اعراب ندارند و در جامعه ای که فردمحوری و منفعت طلبی در آن بیداد می کند داستان عطا احمدی پهلو به افسانه می زند اما صد شکر که واقعیت دارد...
پاداش در بعضی ارگانها و دستگاههای دولتی در هفته ماه اول بازنشستگی پرداخت می شود و در هیچ رسانهای منعکس نمیشود/ به استناد مصوبه مورخ 6 / 9 / 1387 هیئت محترم وزیران که طی نامه شماره 384 / 169303 مورخ 20 / 9 / 1387 به دستگاه های اجرایی ابلاغ گردیده است کلیه دستگاه های اجرایی موظفند پاداش پایان خدمت بازنشستگان را از منابع داخلی خود پرداخت نمایند/ هنوز موفق به دریافت قسمتی از پاداش خود نگردیده ایم و هیچ اخبار مستندی مبنی بر زمان پرداخت آن نیر مشخص نیست/ چگونه است اگر فردی در پرداخت اقساط بانکی خود حتی یک روز تاخیر کند ، جریمه دیر کرد از آن شخص دریافت می شود اما در پرداخت اصل این مبالغ که حق مسلم فرهیختگان فرهنگی است این گونه تعلل و جفا می شود ....
برای درک اولویت های دولت ها، لازم نیست که به سخنرانی ها و دکلمه های دولت مراجعه کرد و باز هم نیاز نیست تا به شعارهای دولت ها هنگام تبلیغات انتخاباتی مراجعه کرد، هرچند باید چنین باشد.
سال هاست به این موضوع اعتراض داریم که چرا آموزش فرزندان این مرز و بوم در اولویت دولت ها و مجلس ها نبوده، هرچند رهبری بارها و بارها به این موضوع اشاره داشته اند که آموزش و پرورش باید از اولویت های اول نظام باشد و در بودجه ریزی ها و برنامه ریزی های کشور، باید به آن توجه کرد. بخشی از رهنمودهای رهبری را در اینجا (1) بخوانید.
برای دریافت اولویت بندی دولت و مجلس باید نگاهی به برنامه های تدوینی و بودجه های مصوب آنها انداخته شود.
حال که کشور در حال گذار از برنامه پنجم توسعه به برنامه ششم است، بد نیست به سیاست ها و اولویت های این برنامه نگاهی انداخته شود تا ببینیم از این گذار چه اهدافی دنبال می شود:
اگر از شما پرسیده شود، انتظار دارید تا دولت منخب و نمایندگان منتخب شما، آموزش و پرورش فرزندان تان در کدام رتبه از اولویت این برنامه باشند، چه پاسخی خواهید داد؟
اگر آموزش و پرورش در 50 اولویت اول نظام در بودجه ریزی و برنامه های توسعه نباشد، چه خواهید گفت؟
آیا می توان آموزش و پرورش را در بحث 79 - ام برنامه توسعه گنجاند و از آن انتظار حل مشکلات و معضلات کشور را داشت؟
چرا باید دولتی که شعارهای رنگارنگ فرهنگی می دهد، آموزش و پرورش را در اولویت 79 قرار دهد؟ (2)
وقتی قرار است بودجه های نظامی، توان دفاعی کشور، افزایش سرمایه بانک های کشاورزی، ملی و سپه، تقویت دیپلماسی اقتصادی، نهادهای فرهنگی که اصولا وجود خارجی آنها مورد شک است، برنامه های توسعه برق و آب و گاز، پرداخت پاداش های آن چنانی، بودجه های مربوط به اهداف صلح آمیز هسته ای و .... اولویتی بالاتر از آموزش فرزندان مان داشته باشد، نباید انتظار داشته باشیم تا جامعه به آموزش و پرورش بهایی دهد، همین اتفاق خواهد افتاد که تقریبا تمام دانش آموزان ما برای انتخاب رشته در دانشگاه، فقط حقوق و اشتغال را مدنظر دارند.
با قرار دادن آموزش و پرورش در بحث 79 -ام برنامه توسعه، باید انتظار داشت که همین اتفاق در آموزش فرزندانمان رخ دهد و تربیت آنها در همین اولویت جامعه قرار گیرد.
باید به این دولت هشدار داد که:
با این شرایط، هرگز به حمایت فرهنگیان امیدوار نباش.
حالا باید دید، تا روز انتخابات آتی ریاست جمهوری، دولت روحانی از جعبه شعبده اش، خود چه رو خواهد کرد.
1 - صدای معلم
2- صدای معلم
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید