
شماره بخشنامه : 710 / 19 تاریخ بخشنامه : 17 / 11 / 95 جزئیات بخشنامه عیدی فرهنگیان :
معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش در بخشنامهای به استانها میزان و نحوه پرداخت عیدی کارکنان آموزش و پرورش را اعلام کرد.
در بخشنامه ابلاغی معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش آمده است:
پرداخت پاداش آخر سال (عیدی) به مزان هفت میلیون و هفتصد و پنج هزار ریال به کارمندان (رسمی، ثابت، پیمانی، خرید خدمت ، قراردادی و موقت ) به نسبت خدمت تمام وقت با رعایت تبصره های ۱ و ۲ بند “یک” و بند “سه” مصوبه مذکور و سایر مقررات بلامانع است.
ضمنا دانشجویان متعهد خدمت (مشغول به تحصیل) به لحاظ عدم اشتغال به کار شامل مفاد مصوبه نخواهند بود و معلمان حقالتدریس نیز نسبت به ساعات تدریس مشمول عیدی خواهند شد.
آن کس که حقیقت را نمی داند بی شعور است و آن کس که حقیقت را می د اند و آن را دروغ می نامد تبهکار است ( برتولت برشت )
کارمندان ما خواهی نخواهی جای بزرگی در اجتماع شهری گرفته اند. خصوصیت های اخلاقی و طرز زندگی شان آنها را قشری متمایز کرده است که با قشرهای دیگر اجتماع جوش نمی خورند/ "بی هدفی( اگر چه چنین وانمود شده که آنها هدف هایی هم دارند )،سقوط، بی تفاوتی، بی اعتنایی و دوری از مسائل اجتماعی، خانواده کارمندان را به شکل قطعه گوشت مرده ای در تنه محیط زندگی اجتماعی در آورده است که روز به روز به وسیله حلقه کبود ناکامی ها و دروغ ها، از سرچشمه های حقیقی و شاداب زندگی جدا می شود و روز به روز بیشتر به مبانی استوار اخلاق که گذشتگان ما به وسیله گذشتگانشان به آنها مؤمن شده اند تمایل نشان می دهند. روز به روز بیشتر خود و خانواده خود را می فریبند/ با اجازه تان این "تکه بزرگ گوشت مرده" را زیر میکروسکوپ می گذارم و با هم تماشا می کنیم/ آسان طلبند. هر چه آسان تر بهتر/ آسایش خانوادگی هدف است/ روی سخن با معلم های خوب که حکم کیمیا دارند ، نیست/ اگر بتوانیم دریابیم که چه می بینند و چرا می بینند، ویژگی های بیماری را شناخته ایم/ وقتی من خوشم می آید و سرگرم می شوم، چه مانعی دارد/ به همین دلیل ساده است که خنک بازی ها، عوام فریبی ها، احساساتی شدن های سطحی و احمقانه و چشم بسته فیلم سازی کردن" راج کاپور" "سنگام" را فیلم دلخواه فرهنگیان- یا به طور کلی کارمندان- تبریز کرد.تئاتر هم که تبریز ندارد و تهران دار- فکر نمی کنم سرنوشتی بهتر از این داشته باشد/ خواندنی ها یشان چیزی است همسطح فیلم های دلخواهشان/ کتاب هم اگر گاهی بخوانند باید داستان باشد/ موسیقی صد در صد برای سرگرم شدن است/ رادیو طور دیگری هم سرگرمشان می کند/ در تربیت بچه هاشان، هر کس گرایشی دارد به سوی طبقه های اشرافیت تر و بالاتر از خود/ می خواهند خود را وابسته به دو گروه بکنند که اگر زد و یکی نادرست از آب درآمد، بتوانند به دامان دیگری پناه ببرند. رای مستقل ندارند. جهت وزش باد است که بر فکر و رأی آنها فرمان می راند/ جهان بینی شان محدود است به چهار دیواری خانه و آغوش زن و بچه ( اگر داشته باشند ) و راهشان منحصر به راه اداره و مدرسه به خانه. "روز به روز بیشتر به مبانی استوار اخلاق که گذشتگان ما به وسیله گذشتگانشان به آنها مومن شده اند تمایل نشان می دهند. روز به روز بیشتر خود و خانواده خود را می فریبند/ نتیجه همه این ها : آدم هایی سطحی و محافظه کار بار می آیند. کله شان مثل اعلای کاهدان می شود. به هر چیز مبتذل دل می بندند ( فیلم، موسیقی، کتاب، آدم، روزنامه و مجله و ...). سطح ذوقشان آن قدر پایین می آید که اگر قطعه موسیقی، فیلم یا کتابی حرفی و اندیشه ای داشته باشد و از ابتذال یک سانتی متر فاصله گرفته، درکش نمی کنند و خسته کننده می یابندش. تفکر نمی کنند و نمی توانند....
در میان جمعیت میلیونی معلمان، تعداد معلمان اهل قلم و روزنامه نویسی که به نقد و واکاوی مسائلی که نظام آموزشی به آنها مبتلاست، می پردازند، به تعداد انگشتان دست هم نمی رسد/ اغلب معلمان به طور شفاهی و بی نیاز از تحلیل جوانب امر، معمولا چاره ی کار را در استعفای شخص وزیر می پندارند/ بگذریم از این که برخی از اینها قبل از آنکه خود را به جای یک روز کاری شخص وزیر اطلاح طلب یا اصول گرا بگذارند، چه بسا از اداره ی یک مدرسه هم ناتوان بوده و یا هستند/ معلمان، تنها قشری هستند که پتانسیل زیادی در جهت شکوفایی تفکر انتقادی دارند/ نظام آموزشی هرکشور، آئینه ی تمام نمای حکومت آن است/ .نظام آموزشی باید در کلیات، محتوی و روش ها، منتقد و انتقاد پذیر باشد و در این راه باید از حضور معلمانی فکور، منتقد و خلاق بهره ببرد/ معلم منتقد نیز، به معنی مخالف، معاند یا مغرض نیست.این ها نسبت به سایرین، بیدارتر و دردمندترند/ ساختار آموزشی هر جامعه، بلای جان اندیشه هست/ از آنجایی که مدارس زیر نظر دولت ها اداره می شوند، روحیه ی محافظه کاری خاصی در حفظ آرامش محیط برای امر آموزش دارند/ دانش آموزان، شنونده های خوبی هستند و همین خاموشی آنها، معلمان را در حرف زدن تشویق و ترغیب می سازد / آنها، تمام حرف های معلم و حتی حاشیه رفتن ها و از شاخه ای به شاخه دیگر پریدن او را حمل بر توضیح بیشتر درس می پندارند و دم برنمی آورند/ این بالا نشینی معلم، به افتادن از آن سوی بام منجر می شود/ معلم، به ندرت مخاطبی را درمیان دانش آموزان می یابد که او را به چالش بکشد/ ما معمولا ذهنیتی مشوش و متوهم داریم/ بنابراین و با این توجیه که مدرسه صرفا جای آموزش علم و دانش است، همدیگر را به مواظبت از آب باریکه ی حقوق سفارش می کنند که در صورت از دست دادن شغل شان، کار دیگری بلد نیستند تا در این طوفان تورم، گلیم خویش را از آب بیرون بکشند/ غم نان هم نمی گذارد تا معلمان متفکر بشوند/ گاهی دورماندن برخی معلمان از حال و هوای تفکر انتقادی ، انگیزه ی شخصی دارد.آنها معلمانی هستند که دوست دارند فقط معلم باشند....
گروه اخبار/

مجازات واجب است اما قوانين جزا بايد براي تنبيه و اصلاح باشد نه کينه جويي و آزار .ميان مردم بايد سازگاري و محبت باشد نه بغض و عداوت/ در اعمال خشونت یا گرایش به پرخاشگری نباید فرد را زیر سوال برد، بلکه باید جامعه را زیر سوال برد/ باید علل و عواملی را که او را به سمت قاتل شدن سوق داده است شناسایی کرد/ در شرایطی که جامعه ما تحت تاثیر عوامل مختلف، با چالش های بسیاری رو به رو شده است باید منتظر سیر صعودی آسیب های اجتماعی و افزایش گرایش به خشونت باشیم/ برای قضاوت درباره رفتار و شخصیت افراد باید کل رفتارهای آن ها را شناخت و ارزیابی کرد/ موارد خشونت بار پر سر و صدا علنی می شود و اتفاقات مدنی و صلح جویانه مردم کمتر منعکس می شود/ این محیط زندگی و جامعه است که عامل اصلی شکل گیری هر نوع رفتاری در انسان می باشد/ به جای خشونت، فرهنگ مدارا و هم پذیری همدلانه را تقویت کنیم، به جای منفعت گرایی های جزئی به منفعت های کلان تر بیاندیشیم، به جای قانون گریزی به پای بندی و اجرای خوب و درست قانونی بیاندیشیم و به جای احساسات زدگی و احساس گرایی به سمت یک عقلانیت و خردورزی گام نهیم بسیار از مشکلات موجود جامعه ما خود به خود حل خواهد شد/ آموزش نسل ، کاربر و زمان بر است و حوصله بسیار می طلبد/ یکی از دلایل پیشرفت کشور ژاپن در اوایل قرن بیستم میلادی این بود که ژاپنی ها به امر آموزش توجه کردند/ به جای مثلا خشونت، گفت و گو فراگیرتر شود/ موثرترين راه پيشگيري و درمان خشونت درهر جامعه آموزش دادن همه شهروندان است....