صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش


امیر شهلاء  1- با تک‌نرخي شدن بنزين، قيمت اين سوخت از700تومان به1000تومان به ازاي هر ليتر افزايش يافت. اين افزايش، يک بار ديگر، توپخانه جريان دلواپس را که طي هفته‌هاي گذشته شاهد فتوحات دولت يازدهم، در سطح داخلي و بين‌المللي است، به کار انداخت تا از فرصت پيش‌آمده استفاده کند و دولت يازدهم را بي‌اعتنا به اقشار کم‌درآمد و عامل افزايش تورم و گراني معرفي نموده تا شايد توفيقات دولت را کمرنگ نمايد. رسانه‌هاي اين جناح با استفاده ابزاري از همزماني تک‌نرخي شدن بنزين با روز سوم خرداد، سالگشت آزادسازي خرمشهر، در يک قرينه‌سازي تاريخي با فرمايش بنيان‌گذار انقلاب(ره) که فرموده بود: «خرمشهر را خدا آزاد کرد»، تيتر زدند: «دولت بنزين را آزاد کرد».

 
2- نگارنده البته در نحوه اطلاع‌رساني عمومي اين خبر، به دولت نقد دارد و معتقد است اين تصميم سوءتفاهم‌خيز که قطعا و حتما پيش‌بيني مي‌شد مورد راهزني و بهره‌برداري سياسي جناح رقيب قرار بگيرد، لااقل مي‌بايست در يک گفت‌وگوي مستقيم تلويزيوني، توسط رئيس دولت به اطلاع مردم مي‌رسيد تا افکار عمومي از زبان منتخب شان، بلاواسطه مي‌شنيدند ضرورت‌ها و فوريت‌هاي اين تصميم چه بوده و چرا بايد در هنگامه‌اي که کشور با رکود تورمي مواجه است، به آن تن داد؟ 
اين کار اگر اتفاق افتاده بود، زمينه بسياري از تخريب‌هاي غرض‌ورزانه مخالفان دولت، که از هر گاهي، براي بنا کردن کوه نارضايتي، نااميدي و ياس در مردم بهره مي‌برند را سد مي‌کرد. يادمان نرفته رئيس جمهور سابق براي هر اقدام اقتصادي‌اش در صفحه تلويزيون ظاهر مي‌شد و مثلا به مردم مي‌گفت اين 45500تومان، هديه امام زمان است و مردم نبايد از آن، براي عوض کردن پرده و مبل خانه‌هايشان استفاده کنند. اين پول را بايد در جيب نگه دارند تا برکت زندگي‌شان باشد.
3- چرا بنزين گران شد؟
براساس تبصره21 برنامه بودجه سال94، مجلس براي اجرای بند ب ماده34قانون برنامه پنج ساله پنجم و تحقق درآمدهای مربوط به بند7 قانون هدفمندی مصوب 15 / 10 / 1388 ، سقف بودجه هدفمندی یارانه‌ها را 48هزارمیلیارد تومان تصویب کرد. جالب این که هم در بند ب ماده34 و هم بند7 قانون هدفمندی، به دولت تکلیف شده بخشی از این مبلغ (معادل 4هزار میلیارد) را از طریق افزایش قیمت حامل‌های انرژی تامین کند. به زبان ديگر آن چه دولت يازدهم با آزادسازي نرخ بنزين انجام داد، در واقع، اجراي تکلیفي بوده است که مجلس نهم، هم در سند بالادستی برنامه  پنج ساله و هم در بودجه سال1394 برايش تکليف کرده است.
رسانه دلواپسان تيتر مي‌زند: «دولت، بنزین را آزاد کرد»، درحالی که واقعیت چیز دیگری است.
4- من البته همان‌طورکه به نحوه اجراي اين تصميم، ايراد شکلي دارم، اما شجاعت رئيس‌جمهور را در فرار از دام عوام‌فريبانه‌اي که حواريون دولت قبل گسترانيده و هرگونه ورود به بحث «واقعي شدن قيمت‌ها» را به ابزاري براي انتقام‌کِشي از دولت مستقر و ايجاد حس بدبيني و رويگرداني در ملت تبديل نموده است، مي‌ستايد. مگر قرار نبود طي دو برنامه پنجم و ششم توسعه، قيمت بنزين و ديگر حامل‌هاي انرژي، به فوب خليج‌فارس نزديك شود؟
مگر مصوبه مجلس شوراي اسلامي نبود که قيمت حامل‌هاي انرژي، سالانه 20درصد افزايش پيدا کند تا زمينه خروار خروار قاچاق سوخت از کشور گرفته شود و يارانه‌ها، هدفمند و عادلانه در کشور توزيع شود؟
چرا بايد از کيسه آن روستايي آفتاب‌نشيني که حتي دوچرخه هم ندارد، سوبسيد بنزين خانه‌هايي پرداخت شود که در هر پارکينگ‌اش، سه چهار ماشين شاسي بلند خارجي پارک است؟
آقايان در مجلس هفتم، با شعار عوام‌پسندانه  «تثبيت قيمت ها»، به تقابل با نص صريح قانون پرداختند و دولت مطلوب شان هم، کتاب برنامه چهارم توسعه را بوسيد و روی طاقچه گذاشت، اما حالا که دولت يازدهم دوباره مي‌خواهد مصوبات معلق گذشته را اجرا کند، فرياد وامستضعفا و وااقتصادا سرداده‌اند.
مجلس هفتم با طرح «تثبيت قيمت‌ها»، کشور را فرسنگ‌ها از اهداف برنامه پنجم توسعه دور کرد. 
چرا آن موقع که نمايندگان، براي چند سال، جلوي افزايش نرم و آرام حامل‌هاي انرژي را گرفتند و اختلاف ميان قيمت جهاني و وطني را بيشتر و بيشتر کردند، کسي پيدا نشد تا بگويد آزموده رادوباره آزمودن خطاست و در دهکده جهاني کسي نمي‌تواند با دستورالعمل و بخشنامه، قيمت‌ها را پايين و بالا کند؟
5- دولت احمدي‌نژاد براي اصلاح قيمت حامل‌هاي انرژي مجبور شد طرح هدفمندي يارانه‌ها را اجرا کند. جالب است که در همين طرح، دولت را موظف کرده‌ايم قيمت بنزين را به فوب خليج فارس برساند. حالا اما براي نهادي که قانون او را موظف به واقعي کردن قيمت بنزين نموده، دست مي‌گيريم که: «دولت، بنزين را آزاد کرد». 
6-کاري که دولت يازدهم انجام داده، برداشتن اختلاف300تومانيِ بين بنزين سهميه‌اي و آزاد است. در حقيقت، دولت سهميه‌ها را حذف و بنزين را تک‌نرخي کرده است. اقدام دولت، تنها راه موجود براي بيرون آوردن دوباره برنامه‌هاي خاک گرفته چهارم و پنجم توسعه، از بايگاني کشور است. يعني اجراي تکليفي که مجلس برعهده دولت گذاشته.
7- دولت به موازات تک‌نرخي شدن بنزين اعلام کرده کسي به بهانه 18000تومان اختلاف ماهيانه که در قيمت بنزين پيش آمده، اجازه افزايش بهاي خدمات‌اش را ندارد. مردم بايد با دولت منتخب خويش همکاري کنند. اين، تنها راهی است که براي رسيدن به برنامه توسعه کشور که سال‌هاست در گنجه اتاق رئيس‌جمهور خاک خورده و غبارگرفته، مانده است. کسي نبايد از اين اقدام ناگزير، براي پرکردن جيب‌اش، نااميدساختن مردم، بدبين کردن آن‌ها نسبت به دولت و حکومت استفاده کند.
8- دولت در کنار حذف سهميه بنزين، دوسال است، دارد به اصلاح ساختارها و مناسبات اقتصادي کشور مي‌پردازد. افکار عمومي بايد اين عملکرد را بداند.
کاهش نرخ تورم از 45درصد به 15درصد، مثبت شدن نرخ رشد اقتصادی از 6- به 2/5درصد، احیای سازمان برنامه و بودجه، کاهش نرخ ارز از3600به3200 تومان و از آن مهم تر، ايجاد ثبات در این بازار، کاهش نوسانات بازار طلا، کاهش قیمت سکه و ايجاد ثبات در این بازار، افزایش 36درصدی صادرات، کاهش 23درصدی واردات، مثبت کردن تراز تجاری، کاهش هزینه‌های بیمارستانی و اعمال جراحی، بیمه کردن 14میلیون ایرانی بدون بیمه، اجراي طرح بزرگ سلامت، واقعی‌سازی برآوردها در بودجه سالیانه، عدم‌دست‌اندازی به منابع بانکي، کاهش نرخ رشد نقدینگی از 36 به17درصد، کاهش نرخ رشد پایه پولی از 18به9درصد، اتمام و تکمیل بسیاری از طرح های نیمه تمام، کاهش شدید انحرافات بودجه، جلوگیری از فساد گسترده و اختلاس‌هاي نجومي و جلوگیری از سوءاستفاده دزدان و کاسبان تحریم به بهانه دورزدن تحریم‌ها، بخشي از عملکرد دولت تدبير و اميد است که در اين 22ماه به نتيجه رسيده است.
دنیای اقتصاد
منتشرشده در اقتصاد

 « اگر فرهنگ درست بشود، یک مملکت اصلاح می شود. »  امام خمینی ( ره ) "


 فرخنده قربانی مقدم عضو شورای نویسندگان سخن معلم  تابستان رسیده است، چگونگی گذران این دوره تعطیلی برای دانش آموزان این مرز و بوم که در واقع سرمایه های انسانی این مملکت هستند، یک مسئله جدی برای اولیا و دست اندرکاران حوزه فرهنگی کشور است.
بی شک تاثیرگذارترین سازمان و ارگانی که بیشترین ارتباط نزدیک باقشر دانش آموز را دارد نهاد آموزش و پرورش است، ارتباطی دوسویه، متوالی و طولانی مدت.
ازمیان تمامی سازمان های فرهنگی کشور که از بودجه عمومی کشور استفاده می کنند و شرح وظایف شان دقیقا ارتقا فرهنگ و تاثیرگذاری در این حوزه است،این آموزش و پرورش است که با گسترده ترین و مهم ترین بخش جامعه، یعنی کودکان و نوجوانان و جوانان ،بیشترین ارتباط چهره به چهره حداقل به مدت 4 ساعت متوالی در روز،در همه ابعاد آموزشی و حتی عاطفی را به خود اختصاص داده است.
ناگفته پیداست با این حجم از ارتباط ، هم از لحاظ کمی و هم کیفی ،مهمترین و بیشترین بودجه متعلق به کدام نهاد باید باشد تا به درستی بتواند نه تنها وظایف و برنامه های خود را با موفقیت به انجام رسانده بلکه فرصت خلاقیت و نوآوری نیز داشته باشد.
در این شرایط که سهم بودجه تخصیصی آموزش وپرورش از بودجه عمومی کشور حتی قادر به تامین حقوق عادلانه و معمولی کارکنان اصلی خود، یعنی معلمین نیست، چگونه می توان انتظار برنامه های درخورجوانان این کشور را داشت؟
این در حالیست که سهم دیگر نهادها و مراکزی که از بودجه عمومی استفاده می کنند، حتی چند برابر بودجه ایست که برای امور فرهنگی در اختیار قوه مجریه و دولت است.
معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش ، آقای بطحایی گفت: سهم آموزش و پرورش در بودجه سال 94 حدود10/8 درصد پیش بینی شده است.
معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش افزود: صرف نظر از اصول حاکم آن جوامع، کشورهایی توانسته اند به توسعه پایدار دست یابند که به آموزش و پرورش خود توجه کرده اند.
وی خاطر نشان کرد: اگر بخواهیم یک آموزش و پرورش در خور شان نظام اسلامی تقدیم کنیم چیزی در حدود 24 درصد بودجه  دولت باید در اختیار این سازمان باشد.
مراکز زیادی در حوزه فرهنگ فعایت کرده و به همین مناسبت از بودجه عمومی استفاده می کنند، مراکزی مانند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، صدا و سیما،حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، سازمان فرهنگی هنری شهرداری ،بخش فرهنگی سپاه و بسیج، شورای عالی انقلاب فرهنگی و...از آن جمله اند.
نهادی نیز باعنوان "شورای فرهنگ عمومی کشور" فعالیت می کند که موضوعات مورد بحث آن ،بررسی مسائل فرهنگی جامعه در ارائه طریق به نهادهای مسئول و در نهایت گزارش عملکرد شورا به دبیرخانه شورا می باشد.این شورا با ریاست ائمه جمعه و دبیری ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی کارهای خود را به انجام می رساند.
سازمان فرهنگی‌ و هنری شهرداری تهران و معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری تهران در سال92 در مجموع نزدیک به هزار میلیارد تومان بودجه داشته‌اند. در این میان سهم سازمان فرهنگی‌ و هنری 90میلیارد تومان و سهم معاونت فرهنگی‌ و اجتماعی 900میلیارد تومان است. در طول این سال‌ها این دو نهاد موازی‌ کاری‌هایی داشته‌اند که صدای اعضای شورای‌ شهر را هم درآورده است.

حدود  80درصد این بودجه صرف هزینه‌‌‌ هایی از جمله حقوق کارکنان و... شده است و جای تعجب است که چطور این سیستم این قدر هزینه‌بر است، درحالی‌ که این بودجه باید صرف فعالیت‌های فرهنگی شود.
عضو کمیسیون هنری شهرداری تهران در ادامه گفت: «در حال حاضر بودجه یک معاونت وزارت ارشاد که برای سراسر کشور برنامه‌ریزی می‌کند نزدیک به 15میلیاردتومان است و این در حالی است که بودجه معاونت سازمان عریض و طویل شهرداری نزدیک به هزارمیلیارد تومان است و هزینه‌ کرد آن برای ما واقعا جای سوال دارد."
از طرف دیگر در جداول لایحه بودجه،ارقامی که صرف فعالیت های فرهنگی سپاه و بسیج وبرخی دیگر از نهادها می شود، نیامده است.
هزینه ریخت و پاش و خرج های هنگفت و بسیار کم بازده صداوسیما با مدیریت ضعیف و جناحی، و تولید برنامه های اکثرا بی بازده و بدون مخاطب،که از جیب ملت تامین می شود،نه تنها نتوانسته در اعتلای فرهنگ کشور مثمر ثمر باشد، بلکه خیل عظیمی از جمعیت کشور به سمت تماشای شبکه های ماهواره ای و ترکی سوق داده می شوند.
حال آنکه صدا و سیما تنها رسانه دیداری و شنیداری است ،ضمن اینکه از انحصار تلویزیونی نیز برخوردار است، در مقایسه باشبکه های تلویزیونی مطرح دنیا،دارای گستردگی ساختاری بیشتری است.
تعدد سازمان ها و نهادهای فرهنگی کشور موجب موازی کاری های عدیده و اتلاف بودجه و سرمایه است.
نهاد "شورای فرهنگ عمومی کشور" بدین منظور بوجود آمده تا خطوط کلی مسائل فرهنگی وبرنامه های کلان فرهنگی را هدایت کند.
کاری که در عمل می بینیم نه تنها به سرانجام نرسیده،بلکه گسترده ترین و تاثیرگذارترین نهاد فرهنگی کشور یعنی آموزش وپرورش به فراموشی سپرده شده تا جایی که فاحش ترین تبعیض ها و جفاها در مورد آن اعمال شده و هم اکنون نیز هیچ اراده ی جدی در عمل برای جبران این نقصان عظیم دیده نمی شود ،هر چند در شعار و گفتار اهمیت فرهنگ و آموزش و پرورش تا اوج ثریا برده می شود، ولی حرف زدن صرف، بدون پشتوانه قانونی و عملی طبلی تو خالیست که چندین دهه است تجربه تلخ آن را داشته ایم و نتیجه ی تلخ تر آن نیز به خوبی عیان است.
ضعف عامل فرهنگی، همواره سبب سقوط و زوال تمدن ها بوده است.
اسناد مربوط به تحول بنیادین آموزش وپرورش نیز تهیه و به تصویب رسیده اند،همه ی اینها ارزشمند است، اما مهمتر ازهمه ی اینها فرهنگی است که در نهاد نسل جوان شکل می گیرد،که به طور حتم عمر فرزندان و روزگار جوانی آنان معطل بخشنامه ها و اسناد ملی نمی مانند.
وقتی ما هزینه واقعی را برای متولیان اصلی و تاثیر گذار فرهنگ صرف نمی کنیم، انتظارات اساسی و بنیادین برای این حوزه ناشی از عدم شناخت مسائل فرهنگی جاری جامعه است.
مصوبات شورای انقلاب فرهنگی، بخشنامه های آموزش وپرورش و... لزوما منجر به تغییر نگرش عمومی و تحقق اهداف فرهنگی مورد انتظار جامعه ی اسلامی نشده و نخواهد شد.
تشکیل نهادهای جدید؛برای پیگیری مصوبات نهادهای پیشین، موازی کاری و هزینه براست.

تنها راه حل این است که واقعا و در عمل متولیان اصلی فرهنگ را دریابیم، که اگر اراده ای جدی پشتوانه آن باشد عملی است و برکات بسیاری دارد.

منتشرشده در دیدگاه

استیضاح فانی

 در ابتدای کلام از سایت سخن معلم تشکر می کنم که در این سایت شرایطی فراهم گردید تا همکاران با تضارب آراء و اندیشه، دیدگاه های خود را بیان نمایند. امیدوارم بیان این دیدگاه ها برای مشارکت بیشتر همکاران در رفع مصائب و مشکلات آموزش و پرورش مفید فایده باشد .
در یک فاصله ی زمانی کوتاه ، بسیاری از دوستان استیضاح یا عدم استیضاح آقای فانی وزیر محترم آموزش و پرورش را به دقت مورد واکاوی و ابعادِ مختلف آن را مورد بررسی قرار دادند و در باب منافع و مضرات آن مطالبی را مرقوم فرمودند.
در اینجا قصد بر این است از زاویه دیگر و چنانچه حمل برخودستایی نباشد کمی بی طرفانه تر به این مهم بپردازیم.
با توجه به رویکرد چندین ماهه ی دولت و مجلس شاید بتوان گفت دو تحلیل متفاوت از جناح های مخالف سیاسی قابل بررسی است:
1 – عده ای براین باورند که دولت از عملکرد برخی از وزرای خود ( اعم از وزیرانی که به هر شکل تحمیلی جناح مخالف و مجلس بوده و یا کسانی که عملکرد مطلوب از نظر دولت یا مردم را نداشته اند ) رضایت ندارد و میل به جابه جایی آنها و تغییر و ترمیم کابینه دارد اما دوست دارد این امر با استیضاح از ناحیه ی مجلس صورت بگیرد تا هم راحت تر به هدف خود برسد و هم بهره برداری سیاسی لازم را داشته باشد.
2 – برخی دیگر تصور شان بر این است که مجلسیان با توجه به نزدیک شدن به انتخابات در تکاپوی این هستند که خودی نشان داده و برای حفظ جایگاه و کرسی نمایندگی شان تلاش نمایند به همین خاطر درصدد جلب آرای اقشار مختلف جامعه می باشند ؛ به عنوان مثال سعی می کنند با همصدایی و همنوایی با قشر فرهنگیان که این روز ها هم، همچون گذشته به برخی مسائل معترض هستند در بین این گروه فهیم وتاثیر گذارِ در جامعه و مساله ی انتخابات برای خود جایی دست و پا کنند تا بتوانند هم آرای این قشر به تعبیر بعضی ها زیادی را که انصافا هم چرب تر و چشمگیرتر است را به خود جلب کنند و هم از تاثیرگذاری آنها (فرهنگیان ) بر جامعه بهره ی لازم را ببرندکه به باور و تصور این گروه اخیر، این قبیل دلسوزی های دیر هنگامِ آن دسته از نمایندگانی که در چند سال نمایندگی خود اقدامِ در خوری برای فرهنگیان انجام نداده اند را به حساب نیاز آن نمایندگان بر استمرارِ تکیه برصندلی پر طمطراق شان می گذارند تا خیرخواهی آنها.
در این زمینه حداقل برای اینکه بی طرفی خود را حفظ کرده و به شعور بالای خوانندگان و همکاران مان احترام گذاشته باشیم قضاوت نکرده و داوری را به آنها وا می گذاریم.
لکن درکسوت معلمی که سالها در کلاس گچ خورده و شاید در این سالها از خیلی دولت و مجلسی ها ( سابقین وحاضرین) زخم خورده ایم نظر خود را در مورد استیضاح آقای فانی بیان می کنم هر چند ممکن است برخی همکاران این نظر و دلایلِ آن را نپسندند.


همکاران عزیز و بزرگوار فرهنگی

 به شخصه از مجموعه اقدامات آقای فانی در آموزش و پرورش ناراحت نیستم بلکه باید بگویم عصبانی هستم اما بر مبنای دلایل خود استیضاح ایشان را به صلاح جامعه نمی دانم خواه مسبب و مقصر مشکلات آموزش وپرورش دولت باشد خواه مجلس.
با ذکر این نکته که عملکرد آقای فانی خیلی قابل دفاع نمی باشد ( هر چند باید دید ایشان چقدر تلاش کرده اند و چه تنگناهایی هم داشتند ) باید گفت صرف رفتن ایشان دردی را دوا نمی کند و نمی توان ازکسی که بعد از ایشان قرار است سکان دستگاهی که سالهای طولانی مورد بی مهری وبی توجهی قرار گرفته است، را به دست گیرد انتظار معجزه داشت .
اگر بگوییم دولت یا مجلس و یا هر دو که چندان هم فرقی در اصل ماجرا نمی کند به دنبال قربانی کردن یک مقصر در اوضاعِ نابه سامان این وزارت عریض وطویل اند پر بیراهه نرفته ایم اما آیا ازاین واقعه ی محتمل ،منفعتی نصیب مردم، فرهنگیان و یا دانش آموزان می گردد؟

پر واضح است که چنین نیست. زیرا بارفتن ایشان و تعیین سرپرست یا سرپرست ها،کش وقوس فراوان بر سرِ وزیر آینده که معلوم نیست چه مزیتی نسبت به ایشان داشته باشد و انتخابات آینده مجلس و به دنبال آن یواش یواش، نزدیک شدن به پایان دوره ی چهارساله ی دولت از یک سو و سهم خواهی های احتمالی جناح های مختلف سیاسی که متاسفانه اغلب نگاه شان به آموزش و پرورش نگاهی ابزاری و سیاسی است از سوی دیگر، مشکلات به مراتب بیشتری گریبانگیر جامعه و فرهنگیان می شود و باید گفت که تا همه آنها به سر و سامانی برسند آموزش وپرورش ،همین نیمه سر و سامانی را هم از دست خواهد داد.
پس بهتر است این گونه نتیجه بگیریم که حفظ وضعیتِ موجود ( ابقای فانی) بر هرج و مرج بیش از حد ِآمد و شد های احتمالی ( وزیر ، سرپرست ها وتوابع...) پیش رو می ارزد. لذا معتقدیم بقای فانی برفنای ( قربانی شدنش به عنوان مقصر همه ی مشکلات) ایشان اولویت و ارجحیت دارد.
در پایان به عنوان عضوی کوچک از خانواده ی بزرگ فرهنگیان یک توصیه به سیاستمداران اعم از مجلسی و دولتی دارم و آن این است که:
دیوار بلندِ آموزش و پرورش سال هاست تَرَک برداشته، ستون هایش به شدت لرزان است و ساکنان خانه اش بسیار نگران ؛ پس بیایید زمین بازی تان را تغییر دهید که این زمین، زمینِ مناسبی برای توپ بازی های سنگینِ سیاسی شما نیست.
بیایید انصاف بیشتری به خرج دهید تا اگر باری از دوش این نهاد نحیف و ناتوان برنمی گیرید باری اضافه بر آن تحمیل نفرمایید.
همت نموده این سرمایه ی گرانبها را ارج بیشتری نهاده و اگر تمایل به این ندارید که آن را از نیمه ورشکستگی نجات دهید خواهش این است که ورشکستگی را نه رقم و نه جار بزنید.
در پایان چند خواهش و توصیه به جناب آقای فانی که حداقل در تحمل منتقدین صبور بوده و آستانه ی تحمل بالایی دارد:
1 –تلاش شما در رسیدگی به مشکلات جامعه ی دانش آموزی و فرهنگی را قدر نهاده اما آن را ناکافی دانسته و به شما نمره ی قابل قبولی نمی دهیم.
2 – از شما انتظار این است در دفاع از مجموعه تحت نظر خود برای کسب بودجه با چانه زنی بالاتری، هیت دولت را برای تخصیص بودجه ی بیشتر و امکانات مناسب تر اقناع نموده و برای بهبود وضعیتِ موجود معیشت معلمان و.. تلاش بیشتری نمایید.
3 –انتظار همیشگی فرهنگیان در همه ی دوره ها این بوده که انتسابات ، ملاک انتصابات قرار نگیرد و امیدوارند که انتخاب مدیران شما در سطوح مختلف بر اساس معیار تعهد و تخصص، لیاقت و کاردانی باشد.
4 – تا حد توان و فراتر از توان پیگیر آزادی و کمک به همکارانی که به جهت اعتراضات صنفی برای آنها مشکلاتی ایجاد شده است باشید.
5 –به تعهدات و قول های خود در زمان رای اعتماد پای بند و و فادار باشید.
6 – به جای اینکه حضرتعالی و همکاران تان پرداختِ اندک معوقات ( زیادی معوق مانده ) را به نامِ پرداخت مطالبات در رسانه ها بوق و کرنا کنید بهتر است با ارتباط بیشتر با بدنه ی اصلی آموزش و پرورش یعنی معلمان،تشکل های مستقل فرهنگیان، و...مشکلات موجود را صادقانه و شفاف مطرح و از آنها درحل آن کمک بگیرید.


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

گروه اخبار / حجت الاسلام ناظق نوری: سطح حوزه های علمیه پایین آمده است

حجت‌الاسلام مصطفي ناصري‌زنجاني، گروه اخبار /

حجت‌الاسلام مصطفي ناصري‌ زنجاني، معاون حقوقي و پارلماني وزير آموزش و پرورش در گفت‌وگو با «اعتماد» با اشاره به اينكه موضوع استيضاح فاني از قبل مطرح بود، افزود: بالاخره مجلسيان نمايندگان مردم هستند. وقتي معلمان اعتراض مي‌كنند بر رفتار آنها تاثير مي‌گذارد. استيضاح هم كه از قبل مطرح بوده اما پس از اين اعتراضات و تجمعات تشديد شده است.
ناصري در پاسخ به پرسش «اعتماد» كه برخي نمايندگان مي‌گويند وزارت آموزش و پرورش مانند اپوزيسيون عمل كرده و معلمان را به تجمع و اعتراض تشويق كرده است شما چه نظري داريد؟ گفت: ما نه معلمان را تحريك و نه آنها را تشويق كرديم كه دست به تجمع و اعتراض بزنند فقط از نيروي انتظامي و وزارت اطلاعات خواستيم با آنها كاري نداشته باشند و شأن و منزلت معلمان را رعايت كنند ؛ چراكه عقيده داريم اعتراض آنها به ويژه در زمينه تبعيض ميان حقوق و دريافتي با ساير كارمندان همتراز بر حق است لذا ما نمي‌توانيم با خواسته‌هاي بر حق معلمان مخالفت كنيم و اين به دور از منش و خواست دولت تدبير و اميد است كه با اعتراضات بر حق معلمان مخالفت كند.
معاون پارلماني وزير آموزش وپرورش در ادامه به محورهاي طرح استيضاح‌كنندگان اشاره كرد و در پاسخ به اين پرسش كه آيا مورد جديدي نسبت به گذشته وجود دارد يا نه؟ گفت: مورد جديدي وجود ندارد بيشتر همان موارد قبلي مانند عزل و نصب‌ها، اجراي سند تحول، استخدام پيش‌دبستاني‌ها، كمبود حقوق و ساير مطالبات معلمان است.
ايشان افزود: البته ما جلسات متعددي با نمايندگان در كميسيون و خارج از كميسيون داشتيم و به پرسش‌ها و نگراني‌هاي آنها پاسخ داديم.
جلسه‌اي هم با حضور آقايان ابوترابي و جلالي و اكثر امضا‌كنندگان استيضاح داشتيم كه در نهايت كميته‌ مشتركي از سوال‌كنندگان و مسوولان وزارتخانه تشكيل شد كه مقرر شد ظرف يك هفته گزارشي به كميسيون ارايه شود.
ناصري در مورد اينكه آيا توسط نمايندگان بابت عزل و نصب‌ها تحت فشار هستند يا نه‌؟ گفت: اوايل حساسيت‌هايي در مورد برخي مديران كل به ويژه در خراسان رضوي، تهران، كرمان، شيراز و چند شهر وجود داشت كه نمايندگان پس از اينكه عملكرد آنها را ديدند راضي شدند ، الان كمتر به اين موارد معترض هستند.
وي در ادامه به «اعتماد» در مورد اينكه استيضاح در چه مرحله‌اي است‌؟ گفت: استيضاح آقاي فاني كه از همان ماه‌هاي نخست مطرح بود و افراد مي‌توانند با حداقل ١٥امضا هم استيضاح را مطرح كنند. با توجه به گستردگي مسائل آموزش‌ و پرورش جمع كردن اين تعداد امضا كار سختي نيست. الان هم كه گفته مي‌شود با ٩٣ امضا آمده است. ما كه فقط نامه ٤٨امضايي داريم كه از اين تعداد هم عده‌اي منصرف شده‌اند لذا رايزني و گفت‌وگو‌ها در جريان است.
معاون حقوقي و پارلماني وزارت آموزش‌وپرورش افزود: در مورد اينكه استيضاح‌كنندگان بيشتر از چه جرياني هستند، گفت: آنها كه اغلب مسائل كاري و عملكرد وزارتخانه را مطرح مي‌كنند و مدعي هستند اهداف سياسي ندارند ما هم با اينكه در پشت افكار آنها چه مي‌گذرد كاري نداريم. براي ما آموزش‌وپرورش اولويت دارد و در تعامل با نمايندگان هستيم تا براي مشكلات راهكار پيدا كنيم.
وي درپاسخ به اين پرسش كه معلمان مي‌گويند تعامل شما با مجلس ضعيف است، گفت: تعامل ما خيلي خوب است. كمترين سوال از وزير آموزش‌ و پرورش مطرح شده و از ٨٠ سوال طرح شده فقط دو مورد به صحن رفته، بقيه در ارتباط ما با كميسيون پاسخ داده شده است.
 ما به همراه وزير هر هفته در مجلس هستيم و هفته‌اي سه ساعت نمايندگان مي‌توانند در وزارتخانه با وزير ديدار كنند. با فراكسيون فرهنگيان چندين نشست داشتيم و مرتب با اعضاي كميسيون آموزش و تحقيقات در ارتباط هستيم. جذب سه هزار ميليارد تومان علاوه بر بودجه پيشنهادي نتيجه اين تعامل‌هاست.

علی اکبر باغانی گروه اخبار /

علی اکبر باغانی ، عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان تهران و دبیر شورای هماهنگی تشکل های صنفی سراسر کشور امروز با مراجعه به دادسرای زندان اوین جهت اجرای حکم به زندان رجایی شهر معرفی شد .

فرزند آقای باغانی به سخن معلم گفت : " پدرم را چندین بار برای اجرای حکم خواسته بودند تا این که ایشان امروز شخصا به دادسرای اوین مراجعه و پس از طی مراحل قانونی جهت اجرای حکم به زندان رجایی شهر اعزام شد ."

علی اکبر باغانی به خاطر فعالیت های صنفی در سال های پس از 85 مجموعا به 6 سال حبس محکوم گردیده  بود  و در حکم خود دو سال تبعید به  شهرستان زابل را نیز دارند .

پایان پیام /

دوشنبه, 18 آبان 1393 21:30

مرگ بر این ...

قم / لعنت بر مدیر سایت سخن معلم

منتشرشده در نامه های دریافتی

گروه اخبار / گروه سخن معلم این انتخاب شایسته را به سازمان معلمان ایران و جامعه فرهنگیان ایران تبریک می گوید

چهارشنبه, 29 ارديبهشت 1394 05:46

جامعه‎ي سالم از ديدگاه حضرت سليمان

دکتر فرشاد علی یاری حضرت سليمان از خردمندترين انسان‎هاست ، وي جانشين حضرت داوود و يكي از چهار فرزند او است كه براساس روايات اسلامي خداوند حكم نبوّت را به او داده است وليكن كتاب مقدس او را يك پادشاه مقتدر معرفي مي‎كند. خداوند آدمي و ديو و مرغ را همچون لشكريان فرمانبردار او كرد. جلال، شكوه و عظمت او مشهور است. عزيز‎الدين نسفي عقل را در بدن آدمي همانند سليمان مي‎داند كه چون اسير ديو شهوت گردد، ديو بر تخت مي‎نشيند و سليمان كمر به خدمت او مي‎بندد. اما اگر سليمان بر ديو تسلط يابد مي‎تواند او را به فرشته تبديل كند و از او كار بكشد. خداوند در رؤياي شبانه بر وي ظاهر شده فرمود: اي سليمان هرچه مي‎خواهي بخواه كه به تو عطا خواهد شد. آن حضرت خواهش بسيار عالي كرد و حكمت را طلب كرد و خداوند متعال دولت و احترام را نيز بر آن افزود. بنابر كتاب مقدس سلطنت سليمان چهل سال طول كشيد. همان‎گونه كه هر انساني از جهان هستي، جامعه و پديده‎هاي اجتماعي، باورها و اعتقاداتي دارد بدون شك حضرت سليمان از اين قاعده مستثني نيست. بنابراين نگارنده‎ي مقاله بر آن است تا افكار، عقايد و باورهاي حضرت سليمان را از كتاب امثال، جامعه و غزل‎هاي سليمان بيرون بياورد و با استفاده از سخنان وي جامعه‎ي حضرت سليمان را ترسيم نمايد.

مهم‎ترين اصلي كه در سخنان حضرت سليمان مشاهده مي‎شود حكمت است. وي شاهرگ حيات جامعه را حكمت و دانايي مي‎داند و بيان مي‎كند كسي كه حكمت و ادب را خوار مي‎شمارد احمق است و به جوانان چنين نصيحت مي‎كند كه نصيحت پدرت را بشنو و از تعليم مادرت روي‎گردان مشو. زيرا سخنان ايشان مانند تاج و جواهر، سيرت تو را زيبا خواهند ساخت. (امثال، باب يك آيه‎ي 7، 8 و 9)

حضرت سليمان نجات جامعه را در حكمت مي‎داند و معتقد است كه ناآگاهي، افراد جامعه را از پاي درخواهد آورد و جامعه را در بلا و مصيبت و در ناامني فرو خواهد برد. وليكن اگر حكمت و دانايي در جامعه رشد پيدا كند و همچون درخت تنومند گردد. در اين صورت است كه عدالت، انصاف و صداقت بر جامعه حاكم خواهد شد به طوري كه چنين مي‎فرمايد: اگر به سخنانم گوش بدهي، خواهي فهميد كه عدالت، انصاف و صداقت چيست و راه درست كدام است (امثال، فصل دوم، آيه‎ي 9).

حضرت سليمان فوايد حكمت را در جامعه به شرح ذيل بيان مي‎كند؛

1- مردم جامعه در كمال لذّت و شادي زندگي خواهند كرد

2- شرارت و بدي از جامعه رخت خواهد بست

3-حقّه‎بازي و نادرستي در جامعه جايگاهي نخواهد داشت

4- محبّت و دوستي وخوشبختي در جامعه همچون طلاي ناب خودنمايي خواهد كرد 

5- حكمت به انسان زندگي خوب و طولاني، ثروت و احترام مي‎بخشد 

6- حكمت تاج عزّت و افتخار را بر سرانسان خواهد نهاد 

7- حكمت عدالت و انصاف را در قضاوت به دنبال خواهد داشت

8- حكمت عمر را زياد ميكند ولي درمقابل حماقت انسان را خوار و ذليل مي‎كند.

حضرت سليمان انسان دانا و آگاه را انسان سالم مي‎داند پس هرچه كه آگاهي و حكمت در جامعه بيشترشود جامعه سالم تر خواهد بود برهمين اساس دركتاب«تائوته چينگ» چنين آمده است كه؛

«هركس صاحب فضيلت گردد، به كودكي شيرخوار مي‎ماند كه هيچ گزنده‎ي زهرناك او را نخواهد گزيد و هيچ درنده‎ي خون‎خوار او را نخواهد دريد و هيچ مرغ شكاري او را صيد نتواند كرد زيرا كه او داراي قوت «تائو» است و به حيات ابد نايل گرديده هرچند بدن او شايد بپوسد و زايل گردد، ولي نفس او جاويدان زنده مي‎باشد.» (تاريخ اديان، جان بي‎ناس، ص 351)

حكمت زماني كه در جامعه حاكم شود صلح و دوستي و محبّت افزايش پيدا مي‎كند، مقرّرات و قوانين در جامعه به خوبي اجرا مي‎شود و سرقت، دزدي، تجاوز و هرگونه اعمال ناشايست به مراتب كاهش مي‎يابد.

حضرت سليمان شاخصه‎هاي انسان سالم را كه منجر به جامعه‎ي سالم مي‎شود به شرح ذيل بيان مي‎كند:

1- دوري از كينه و نفرت؛

2- دوري از پرحرفي؛ كه انسان را به سوي گناه مي‎كشد.

3- خداترسي؛ كه باعث مي‎شود انسان گناه نكند و انسان در كمال آرامش و آسايش زندگي كند.

4- درستكاري و دوري از دروغ؛ چرا كه حضرت سليمان بيان مي‎كند: از دهان درست‎كاران غنچه‎هاي حكمت مي‎شكفد، اما زبان دروغ‎گويان از ريشه كنده خواهد شد. (امثال، باب 10 آيه‎ي 31)

5- دوري از تقلّب و كلاه‎برداري؛ كه افراد متقلّب و كلاه‎بردار امنيت اقتصادي، سياسي، اجتماعي و غيره را به هم مي‎زنند. در اين صورت جامعه به سوي هرج و مرج كشانيده مي‎شود و فقير، فقيرتر و غني، غني‎تر مي‎گردد.

حقوق افراد جامعه ناديده گرفته مي‎شود و جامعه بيمار مي‎شود. پس بايد تلاش كرد تا ريشه‎هاي تقلب و كلاهبرداري در جامعه خشكانده شود و صداقت و يكرنگي هم‎ چون گلهاي زيبا شكوفا شود و به جامعه طراوت خاصي ببخشد.

6- دوري از تكبّر؛ غرور و تكبر باعث سرافكندگي افراد جامعه مي‎شود و زمينه‎هاي بيمار بودن جامعه را فراهم مي‎كند. چنان‎كه حضرت سليمان در اين باره مي‎فرمايد: غرور منجر به هلاكت مي‎شود و تكبّر به سقوط مي‎انجامد. بهتر است انسان متواضع باشد و با ستم‎ديدگان بنشيند تا اين‎كه ميان متكبّران باشد و درغنايم آنان سهيم باشد (امثال، باب 16 آيه 18 و 19) بنابراين افراد جامعه لازم است كه فروتن و متواضع باشند بر همين اساس است كه شاعر مي‎گويد:

افتادگي آموز اگر طالب فيضي     هرگز نخورد آب زميني كه بلند است

7- امين بودن افراد جامعه؛ به طوري كه افراد امين اسرار را در دل خود مخفي نگه مي‎دارند و زمينه‎هاي اختلاف و نزاع و درگيري را در جامعه به وجود نمي‎آورند. اگر همه‎ي افراد جامعه امين باشند ديگر نيازي به دستگاه عريض و طويل قوه قضائيه و نيروي انتظامي و غيره نيست. در چنين جامعه‎اي مردم اصول را مي‎فهمند. درد يكديگر را حس مي‎كنند و خدا را حاكم بر خود مي‎دانند. اوامر الهي را اجرا مي‎كنند و منشأ خير و بركت براي جامعه باشند. به طوري كه سخنان اين افراد ديگران را زنده مي‎كنند و بركت خداوند شامل حال آن‎ها خواهد شد. امنيت حاكم بر جامعه مي‎شود و مردم در چنين جامعه‎اي در كمال آسايش و آرامش زندگي خواهند كرد. نظم بر جامعه حاكم مي‎شود و خردمندان حاكم چنين جامعه‎اي خواهند بود.

8- سخاوت و بخشندگي؛ سخاوت و بخشندگي كه موجبات كاميابي افراد را فراهم مي‎كند و ديگران از اين عمل پسنديده در جامعه بهره‎مند خواهند شد. اگر افراد ثروتمند و غني بخشنده باشند و دست فقير و بي‎نوايي را بگيرند باعث اقتدار ساختار اجتماعي مي‎شود و اين عمل انعكاسي از سنن فوق طبيعي يا الهي است و نتايج اين عمل پسنديده به خود شخص بخشنده و سخاوتمند مي‎رسد. بر همين اساس قرآن كريم تأكيد مي‎كند كه اگر يك دانه بخشش كنيد هفتاد دانه از آن مي‎رويد. حضرت سليمان نيز بر همين اعتقاد مي‎باشد چنان‎كه در امثال مي‎فرمايد: هستند كساني كه با سخاوت خرج مي‎كنند و با اين وجود ثروتمند مي‎شوند؛ و هستند كساني كه بيش از اندازه جمع مي‎كنند امّا عاقبت نيازمند مي‎گردند. (امثال، باب 11، آيه‎ي 24)

9- وفاي به عهد؛ كه يكي از شاخصه‎هاي انسان سالم مي‎باشد. حضرت سليمان در اين ارتباط مي‎فرمايد: خدا كساني را كه به قول خود وفا مي‎كنند دوست دارد، ولي از اشخاص بدقول بيزار است. (امثال، باب 12، آيه‎ي 12) وفاي به عهد اعتماد را در جامعه افزايش مي‎دهد و همين موضوع سبب اقتدار و عزّت جامعه مي‎شود. خداوند همواره از انسان مي‎خواهد كه به عهد خود وفا كند و در اين صورت است كه جامعه شكوفا مي‎شود و هيچ‎گونه نيرنگ، بدي، ناصداقتي و ‎… نمي‎تواند در جامعه نقشي داشته باشد بلكه همه‎ي افراد جامعه به يكديگر اعتماد مي‎كنند و مرزهاي سياسي، اقتصادي و ‎… ديگر معنايي ندارد چرا كه همه در عهد خود با خداوند و جامعه وفادارند و همه همديگر را درك مي‎كنند. نزاع و درگيري جايگاهي نخواهد داشت و آرامش بر جامعه حكم‎فرما خواهد شد. چرا كه تمام بدبختي‎ها و گرفتاري‎ها حاصل بي‎اعتمادي و بي‎قولي مي‎باشد.

10- راستي و صداقت؛ حضرت سليمان (ع) مي‎فرمايد: بهتر است انسان فقير باشد و با صداقت زندگي كند تا اين‎كه از راه نادرست ثروتمند شود. (امثال، باب 19، آيه‎‏ي 1) حضرت سليمان نتايج صداقت و راستي را به شرح ذيل بيان مي‎كند:

الف) به زندگي رونق مي‎دهد؛

ب) سخنان خوب درست‎كاران،

ديگران را احيا مي‎كند؛

ج) سعادت را به انسان عرضه مي‎دارد؛

د) راستي انسان را از تنگنا رهايي مي‎دهد؛

هـ) شخص درست‎كار از حيات برخوردار مي‎شود اما آدم بدكار به سوي مرگ مي‎رود؛

و) دروغ انسان را در دام گرفتار مي‎كند ولي راستي و صداقت موجب رهايي مي‎گردد؛

ز) صداقت انسان را حفظ مي‎كند در صورتي كه بدي انسان را به نابودي مي‎كشاند.

دروغ، ذلّت و خواري را به دنبال دارد. اگر ما دروغ بگوييم تن به خواري و ذلّت داده‎ايم و از خداوند دور شده‎ايم و در اين صورت است كه آرامش درون مان را از دست مي‎دهيم و شادي را هرگز نخواهيم ديد. صداقت و راستي مشكلات انسان را برطرف مي‎كند به طوري كه انسان راستگو شكست‎ناپذير است. صداقت و راستي مانع پيروي انسان از هواي نفس مي‎شود. و به دنبال هوا و هوس نمي‎رود. شهوت‎راني نمي‎كند و خود را خدمتگزار ديگران مي‎داند. اگر انسان صادق باشد به دنبال آن جامعه سالم و صادق خواهد بود. اگر راستي و صداقت در جامعه جاري شود امنيت و آسايش همچون باران رحمت انسان‎ها را زنده مي‎كند و شرارت و بدي جايگاهي نخواهد داشت.

11- فعّاليت و پركاري؛ تلاش و كوشش گنج گران‎بهايي است كه جامعه را احيا مي‎كند به گونه‎اي كه فقر و تنگدستي در جامعه‎ي پويا و پرتلاش معنا نخواهد داشت. آدم تنبل آن‎چه را كه آرزو مي‎كند به دست نمي‎آورد امّا شخص كوشا كامياب مي‎شود. (امثال، باب 13، آيه‎ي 4) تلاش و كوشش از شاخصه‎هاي جامعه‎ي سالم است. به طوري كه در تمام اديان الهي توصيه به كار و كوشش شده است به طوري كه امام صادق (ع) در اين باره مي‎فرمايد: كسي كه براي خانواده‎اش كار و كوشش مي‎كند مانند رزمنده‎اي است كه در راه خدا جهاد مي‎كند. پيامبر گرامي اسلام نيز دست پينه بسته كارگران را مي‎بوسيد. حضرت سليمان مي‎فرمايد: راه آدم تنبل با خارها پوشيده است و اين يعني خواري، ذلّت و بدبختي. پس بنابراين هرچه افراد يك جامعه بيشتر تلاش كنند آن جامعه سالم‎تر خواهد بود.

12- محبّت و مهرورزي؛ حضرت سليمان مي‎فرمايد: درست‎كار و مهربان باش تا عمر خوشي داشته باشي و از احترام و موفقيّت برخوردار شوي. (امثال، باب 21، آيه‎ي 21) اگر محبّت و مهرورزي در بين افراد جامعه رواج پيدا كند، انسان‎ها از زندگي خود لذّت مي‎برند و شاد خواهند بود. غم و غصه نگراني و اضطراب ديگر جايگاهي نخواهد داشت. با محبّت كينه، نفرت، حسادت و خصلت‎هاي بد ديگر از جامعه رخت برخواهد بست. در چنين جامعه‎اي همه احساس مسئوليّت مي‎كنند. به يك‎ديگر عشق مي‎ورزند و ديگران را بر خود مقدم مي‎دانند و از غرور و تكبّر دوري مي‎كنند بر همين اساس حضرت سليمان مي‎فرمايد: هرگاه پادشاهي مهربان و درست‎كار و دادگستر باشد، سلطنتش پايدار مي‎ماند. (امثال، باب 20، آيه‏ي 28)

محبّت به ديگران يعني احترام به جامعه، قانون، مقررات و اين‎كه ديگران را بر خود ترجيح دهيم و در اين صورت است كه جامعه به موفقيت خواهد رسيد. و نيز حضرت سليمان در اين ارتباط مي‎فرمايد: نان خشك خوردن در جايي كه محبّت هست، بهتر است از غذاي شاهانه خوردن در جايي كه نفرت وجود دارد.

13- رهبري خردمندانه براي جامعه؛ حضرت سليمان معتقد است كه: بدون رهبري خردمندانه، ملّت در زحمت مي‎افتد. اما وجود مشاوران زياد امنيت كشور را تضمين مي‎كند. (امثال، باب 11، آيه‎ي 14)

جامعه‎ي ايده‎آل و سالم جامعه‎اي است كه رهبري آن را انسان كامل و خردمندي به عهده داشته باشد. چنين جامعه‎اي دچار معضلات، انحرافات و آسيب‎هاي اجتماعي نمي‎گردد چنان‎كه سعدي در اين ارتباط مي‎فرمايد:

چه غم ديوار امت را كه دارد چون تو پشتيبان

                                             چه باك از موج بحر آن را كه باشد نوح كشتيبان

پادشاه عادل يا همان رهبر خردمند همانند سايه‎ي خدا بر روي زمين مي‎باشد. بر همين اساس رهبر خردمند بايد صاحب اقتدار باشد نه فقط قدرت. چرا كه اقتدار به معناي پذيرش داوطلبانه است.

حضرت سليمان جامعه را همانند ارگانيزم زنده‎اي مي‎داند كه هر عضوي وظيفه و كاركرد مشخّصي دارد. اين ساختار اجتماعي براي هركدام از اعضايش بسته به جايگاه آن‎ها كاركرد ويژه‎اي را به وجود مي‎آورد و ارگانيزم زنده بايد اعضايش سالم باشد و در صورتي مي‎تواند سالم باشد كه شاخصه‎هاي فوق را داشته باشد. حضرت سليمان با بهره‎گيري از گفتار متضاد واقعيت‎هاي زندگي اجتماعي را جلوه‎گر مي‎سازد به گونه‎اي كه مي‎فرمايد: خبرچين هرجا مي‎رود اسرار ديگران را فاش مي‎كند، ولي شخص امين اسرار را در دل خود مخفي نگه مي‎دارد. وي جامعه‎ي سالم را جامعه‎اي مي‎داند كه حكمت و دانايي و تمام خصلت‎هاي نيك همچون راستي، صداقت، مهرباني، كار، فعّاليت و غيره بر آن حاكم باشد و از ناصداقتي، اضطراب، پريشاني، ترس و ‎… به دور باشد.

جامعه‎ي آرماني حضرت سليمان سراسر حكمت، معرفت و دانايي است و افراد آن حكيمانه زندگي مي‎كنند و با كمال لذّت و خوش‎حالي و بدون هيچ چشم‎داشتي معرفت و دانايي را به ديگران هديه مي‎دهد. در اين جامعه ظلم؛ ستم، رشوه، دزدي، ربا و ‎… معنا و مفهومي ندارد.

منابع و مآخذ:

1- امثال سليمان، كتاب مقدس، بي‎تا.

2- جامعه‎ي سليمان، كتاب مقدس، بي‎تا.

3- غزل غزل‎هاي سليمان، كتاب مقدس،‌ بي‎تا.

4- گلستان سعدي، محمدعلي فروغي، انتشارات امير كبير، تهران،1361.

5- تاريخ‎ جامع اديان، جان بي‎ناس، ترجمه‎ي علي‎اصغر حكمت، انتشارات اميركبير.


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

مطالعات اجتماعی

اگر « تعلیم و تربیت، عبادت است »، در این صورت توجه به قلمرو آموزشی و دقت بر سلامت آن، می‌باید از واجبات باشد و از آنجا که  مهمترین ابزار سلامت، نقد و بررسی است، در بحث حاضر به بررسی کتابِ درسیِ «مطالعات اجتماعی، سال اول دبیرستان، چاپ چهاردهم،1392 » خواهیم پرداخت.

کتاب از یک یادداشت و پنج فصل (تحت عناوین: شکل گیری زندگی اجتماعی؛ نظام اجتماعی؛ نظام خانواده؛ نظام اقتصادی؛ و نظام سیاسی) تشکیل شده است. در اینجا به دلیل برخی از مسائل، فقط به درس اول می‌پردازیم، اما در عوض در همان درس (به عنوان نمونه) به نکاتی اشاره خواهیم کرد که از سردرگمی جایگاه مطالعات اجتماعی در نظام آموزشی خبر می‌دهد.

**************************

ظاهراً «یادداشت» کتاب، به منظور معرفی کوتاهی از دروس عمومی، برای دانش آموزان نوشته شده است؛ دروسی که از منظر کتاب: " آموختن آنها برای ارتقای بینش علمی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی هر فارغ‌‌التحصیل دوره‌ی متوسطه ضرورت دارد"، همچنین نتیجه گیری می‌شود که: " بنابراین محتوای این کتاب طوری تهیه و سازماندهی شده است که صلاحیت‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی شما را تقویت می‌کند" (تأکید از مولفین است).

آنچه از فحوای همین عبارت کوتاه برمی‌آید این است که محتوای کتاب، نه تنها می‌تواند (و اصلاً می‌باید) برای دانش‌آموزان ایجاد صلاحیت اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کند، بلکه همچنین می‌تواند و می‌باید در جهت تقویت آن صلاحیت عمل کند و این بدین معنی است که در همین بدو امر کتاب خود را نه به عنوان «نوشتاری» در بین انواع نوشتار اجتماعی، بلکه به عنوان مرجع صاحب قدرتی معرفی می‌کند که می‌تواند به خوانندگان خود (که دانش‌آموزان سال اول دبیرستان هستند)، صلاحیت و اعتبار اجتماعی، اقتصادی و  ... اعطا کند؛ اما چگونه به این مهم دست‌ می‌یابد؟ ـ پاسخ روشن است، از طریق درس‌ آموزه‌ها؛ بدین معنی که هر درس در حکم ابزاری است جهت دریافت و تحکیم صلاحیت در زمینه‌های مختلف..؛ بر این اساس، اکنون به عنوان نمونه می‌خواهیم ببینیم در درس اول که عنوانِ آن «شناخت محیط اجتماعی» است، دانش آموزان چگونه به این صلاحیت دست می‌یابند.

در واقع در این درس برای دانش‌آموزِ سال اول دبیرستان، نه سخن از چیستی محیط اجتماعی است و نه حرف و کلامی از ابزارهای شناسایی آن؛ بلکه به نظر می‌رسد، با آموزه‌ای اخلاقی ـ اجتماعی سر و کار داریم ؛ فی‌المثل حامل این گزاره‌ی خبری‌ست که دانش آموزانِ سال اول دبیرستان در حال گذر از مرحله‌ی نوجوانی به جوانی‌اند و به لحاظ اخلاقی در مواجهه با مرحله‌ای جدید هستند. به نقل از کتاب: "در آستانه دوره‌ی جدیدی که باید بیندیشند، تصمیم گیری کنند و مسئولیت زندگی خود و حتا دیگران را به عهده گیرند"(ص2). اما مطابق تلقی کتاب، «شرط انجام درستِ» این وظایف، در گروی "شناخت درست از محیط اجتماعی" است (همان جا).

همان گونه که دیده می‌شود با مغلطه‌ا‌ی کلامی روبروئیم. یعنی بدون در نظر گرفتن ساختارهای اجتماعی و اقتدار حاکم بر آن، سخن از «شناختِ درست» می‌شود. منظور نادیده گرفتن ساختارهایی است که در شکل دهی به چگونگیِ محیط و همچنین تأثیر آن بر قلمرو شناخت، تصمیم و تمایلات نقشی به سزا دارد. با این حال صرف‌نظر از این امر مهم، می‌خواهیم ببینیم «شناخت درستِ» مورد نظر کتاب چگونه چیزی است و چه طور حاصل می‌شود. یعنی همان شناختی که مطابق وعده‌‌ی داده شده در درس، می‌باید بتواند در زمینه‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی برای دانش‌آموز ایجاد « صلاحیت » کند.

اما نکته‌ی جالب اینجا است که در درس مزبور کوچکترین اثری از تعریف علمی این کلید واژه دیده نمی‌شود. از اینرو بعید نیست که دانش آموز (و احیاناً معلم پرسشگر و متأمل) با آشفتگی فکری مواجه شوند؛ به این دلیل که کتاب، «شناخت درست»ی را که هنوز نمی‌دانیم چیست، از «نتیجه‌‌ی شناخت نادرست» اخذ می‌کند، و البته باز هم بدون هر گونه توضیحی علمی درباره‌ی «شناخت نادرست». به عنوان مثال بدون هیچ توضیحی می‌گوید: ـ "اگر فرد در مرحله‌ی نوجوانی و جوانی بدون شناخت درست از شرایط اجتماعی، سیاسی واقتصادیِ جامعه‌ی خویش، تصمیم بگیرد و دست به عمل بزند، موفق نخواهد شد"(ص2، تأکید از من است).

بدین ترتیب بدون تعریف از «شناخت درست» و «شناخت نادرست»، و نیز بدون برشمردن ویژگی‌های آنها، دانش آموز می‌باید  نتایج فقدانِ شناخت درست را که مسلماً تحت چنین شرایطی تنها می‌تواند در قالب توصیه‌‌ و نصیحت  مطرح گردند، به منزله‌ی درس بیاموزد! مثلاً بیاموزد که :" بسیارند کسانی که بدون شناخت درست از شرایط اقتصادی و اجتماعی و استعدادها و توانایی‌های خود شغلی را انتخاب می‌کنند و در آن توفیق نمی‌یابند" (همان جا). اما نکته‌ی جالب‌تر ابهامی است که در عبارت «شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی» وجود دارد. به بیانی، صرف نظر از اینکه برای دانش‌آموز 13 و یا 14 ساله‌ای که کتاب برای او در نظر گرفته شده است، هیچ توضیحی داده نمی‌شود که منظور از مجموع  شرایطی که فقط نام شان پشت سر هم قطار می‌شوند چیست، به لحاظ ذهنی او را وادار می‌کنند تا با مشکل حاکم بر روش تدریسِ کتاب خو کرده و بدتر آن که آن را به مثابه مشکلی شخصی تلقی کند. فی‌المثل اینکه، این اوست که قادر به فهمیدن درست مطالب درسی نیست. مطالبی که به دلیل ابهام شان خارج از درکند.

و به نظر می‌رسد تنها کاری که دانش آموز می‌تواند بکند این است که با شک و دو دلی خود را به این حدس نزدیک سازد که این چیزی که بدان «شرایط» گفته می‌شود، صرفاً پند ـ آموزه‌ای انطباقی برای اوست: یعنی همان کسی که در حال گذر به جوانی است و در این مرحله وظیفه دارد تا مراقب تطبیق خود با موقعیت‌‌ها و منزلت‌هایی باشد که گویی در جامعه به مثابه موقعیت‌هایی متافیزیکی و غیر قابل تغییر همواره وجود داشته و نیز من بعد هم وجود خواهند داشت. به بیانی رساتر، تطبیق خود که همانا موقعیت و آرزوهای خود است، با نابرابری‌های اجتماعی! مگر هدفِ درس چیزی به غیر از این است....؟!  

مثلاً آن زمان که می‌گوید:"بسیارند کسانی که بدون شناخت درست از شرایط اقتصادی و اجتماعی و استعدادها و توانایی‌های خود شغلی را انتخاب می‌کنند و در آن توفیق نمی‌یابند؛ ـ بدون شناخت درست از شرایط اجتماعی همسر انتخاب می‌کنند و در زندگی زناشویی با شکست روبه‌رو می‌شوند؛ ـ بدون شناخت درست از محیط اجتماعی به فعالیت های سیاسی دست می‌زنند اما به هدف خود دست نمی‌یابند و از میدان سیاست کنار می‌روند؛ ـ به دلیل نداشتن شناخت درست از دوستان و گروهی که به عضویت آن در می‌آیند، به دام اعتیاد می‌افتند و تا پایان عمر با نتایج تلخ و ناگوار این انتخاب نادرست دست به گریبان خواهند بود. ـ و ... آینده‌ی شما به میزانی چشم گیر به شناختی بستگی دارد که در این مرحله‌ی زندگی خود از محیط اجتماعی به دست می‌آورید. شناختی ناقص که بر پایه‌ی احساسات قرار گیرد و از واقعیات زندگی دور باشد، می‌تواند آثاری زیان‌بار بر زندگی آینده‌ی شما داشته باشد؛ بنابراین.... "(ص 3).

پس بیراه نگفته‌ایم، اگر ادعا کنیم «درس»ی که با اقتدار تمام چاپ چهاردهم را پشت سر خود دارد، به جای رشد بینش اجتماعی دانش‌آموز (اینکه فی‌المثل مفهوم «شرایط» را برای دانش‌آموزان از طریق پیوند آن با چگونگیِ ساختارها جا اندازد و  سپس از «تغییر و خواستِ بهینه کردن سطح زندگی» به عنوان ابزارهای رشد اجتماعی سخن به میان آورد)، سعی در جا انداختنِ بینشِ محافظه‌کارانه‌ی تطبیق موقعیت با وضع موجود دارد..

در هر حال از آنجا که «علوم اجتماعی»، زاده‌ی جهان جدید است و در این جهان «شناخت» دیگر نه  امری ذاتی، بلکه امری اجتماعی محسوب می‌شود، از این رو مقوله‌ی «درستی» یا «نادرستیِ» آن در جهان ایدئولوژی‌زده‌ی امروز که به شدت تحت تأثیر اقتدارهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است همواره محل تردید و درگیری نیروهای اجتماعی بوده است. بنابراین پرسش این است که با توجه به این مسئله تا چه اندازه می‌توان درس مزبور را به لحاظ علمی «مطالعه‌ی اجتماعی» تلقی کرد؟ زیرا تنها به واسطه‌ی پرهیز از صدور احکام درست یا نادرست است که قلمروهای متعلق به علوم اجتماعی می‌توانند از حیطه‌ی «اخلاق» و یا «فلسفه‌ی کلاسیک» متمایز ‌شوند و خود را وارد روابط واقعی در جهان و معضلات آن در زندگی روزمره کنند. مشکلاتی که علوم اجتماعی وظیفه‌ی شناسایی آنها را دارد.

و بالاخره آنکه به نظر می‌رسد، آنچه در متن درس «شناخت محیط اجتماعی» اهمیتِ اساسی دارد، نه شناسایی کنشگر اجتماعی و یا محیط اجتماعیِ او، بلکه شناسایی «فرد موفق» در جامعه است و فرد موفق هم مطابق روایتِ تک ساحتی کتاب، فردی است که تصمیم و انتخاب‌هایش حول امکانات وضع موجود قرار دارد. امکاناتی به منزله‌‌ی حفاظت از موقعیت خویش که هر فرد باید قبل از هر عملی آنها را در نظر بگیرد تا موفق شود. اما مشکلِ این قبیل رهنمودهای به اصطلاح اخلاقی در این است که از آنجا که اجتماعی بودن جهان بشری را نادیده می‌گیرند، از یاد می‌برند که آدمی پدیده‌ای اجتماعی است، و نمی‌توان او و انتخاب‌هایش را  از موقعیتش جدا ساخت. مثلا فراموش می‌‌شود که برای نوجوان و یا جوانی که در حاشیه‌ی نابسامان کلان شهرها زندگی می‌کند، «اعتیاد» نمی‌تواند وضعیتی انتخابی و با تصمیم آگاهانه باشد. زیرا اصلا بخش قابل توجهی از این نوجوانان و جوانان در خانواده‌ها‌ی معتاد چشم به جهان می‌گشایند...

و اما نکته‌ی بسیار مهم دیگر، از آنجا که در یادداشت اصرار بر این است که: "هدف این نبوده است شما [دانش آموزان] مطالب را صرفاً حفظ کنید و در برابر پرسش ها، پاسخ‌های یکسانی داشته باشید، بلکه منظور این بوده است که با درک مفاهیم اساسی، به تجزیه و تحلیل و ارزش‌یابی مسائل اجتماعی بپردازید" (تأکید از مولفین اسـت)، لازم است، به مطلبی اشاره کنیم که خلاف این قول است. به طوری که اگر یکی از راه های درک مفاهیم در علوم انسانی را تفسیر به کمک مثال بدانیم، در ای نصورت برای دانش آموز سال اول دبیرستان (نوجوان 13 ، 14 ساله) بسیار ضروری است که در جای جای بحث‌های به اصطلاح کلیدی، مثال‌های ملموس آورده شود تا همانگونه که مولفین محترم هم اذعان دارند، مباد به جای درک، «یادگیری طوطی‌وار» رخ دهد. باری، کتاب درباره‌ی«شناخت علمی» می‌گوید:

در کنار شناخت حاصل از زندگی" شناخت علمی جامعه قرار دارد که عالم اجتماعی آن را عرضه می‌کند. شناخت علمی تنها با زندگی در جامعه حاصل نمی‌شود؛ مطالعه‌ی منظم و دقیق رفتار و عمل انسان و زندگی جوامع مختلف و تحولات آنها همراه با تفکر منطقی عالم را به این نتایج می‌رساند؛ تا جایی که ممکن است نظر عالم اجتماعی با نظر پذیرفته شده در جامعه مغایر باشد. شناخت حاصل از زندگی مفید و سودمند است و شناخت علمی می‌تواند آن را تکمیل و حتا تصحیح کند. چنین شناختی به ما توانایی می‌دهد که شرایط زندگی اجتماعی خویش را بهتر بشناسیم و برای تحقق اهداف خویش، راههای سنجیده‌تری را برگزینیم " (ص 4).   

توضیحی که در اینجا آمده است بی‌شک در سطح دانشگاه است. از این رو پرسشی که در اینجا شکل می‌گیرد این است که چطور می‌توان از دانش آموز سال اول دبیرستان توقع داشت تا به غیر از «حفظ طوطی‌وار مطلب»، رویکرد دیگری برای یادگیری (؟) در پیش گیرد! مگر می‌توان بدون داشتن پیش‌فهمِ کلید واژه‌های علوم انسانی و اجتماعی، درکی از واژه‌هایی همچون «تحولات»، «تفکر منطقی» ، «مطالعه‌ی رفتار و عمل» و «گوناگونی جوامع»، داشت!؟ این بی‌اعتنایی نسبت به کُدهای دانشی جداً شگفت‌انگیز است....!

به هرحال آنچه در بالا آمد، صرفاً نمونه‌ای است از نحوه‌ی ارائه‌ی مطلب در کتابهای علوم اجتماعیِ دبیرستان ها. اما اگر خواهان رشد فکری جوانان خود هستیم و نیز مایل به تغییر در نحوه‌ی آموختن علم در محیط های دانشگاهی (به معنای دقیق‌تر خواهان رویگردانی از مدرک‌گرایی)، پس  به طور جدی می‌باید پایه‌ی آن را در دبیرستان ها گذاشت.

فراموش نکنیم که تفاوت بزرگ محیط های علمی از محیط های به اصطلاح سیاست‌زده‌ی روزمره و غیر علمیِ امروزی، آمادگی داوطلبانه‌ی آنها برای نقد و بررسی است؛ زیرا تنها با این روش است که می‌توانند حیات خود را در گروی رشدی بینند که افق‌های آن فراتر از هر وضع موجودی است.....

اصفهان ـ مهر 1392

مشخصات کامل کتاب: مطالعات اجتماعی، سال اول دبیرستان، مولفان احمد رجب زاده، حسن ملکی و محمد مهدی ناصری، ناشر شرکت چاپ و نشر کتابهای درسی ایران، چاپ چهاردهم1392

پرونده ی «زهره روحی» در انسان شناسی و فرهنگ 
http://www.anthropology.ir/node/9682

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور