
به زودي و حتي در آينده دور شاهد تحليل هاي فراوان با نگاه هاي گوناگون به انتخابات چهاردهمين دوره رياست جمهوري خواهيم بود . نگارنده در حد بضاعت بسيار اندک خود به اين مهم پرداخته است .
اين نگاه ، قابل نقد است و به اميد نقد و تحليل ديگران نوشته شده است که :
« ديالوگ مهمترين معجزه بشري است » .

بخش نخست :
تحليل کنشگري نقش آفرينان ( مشارکت کنندگان و عدم مشارکت کنندگان ) در انتخابات چهاردهمين دوره رياست جمهوري ، قبل از 8 صبح 8 تير ماه 1403
در يادداشت « ديالوگ بزرگترين معجزه بشري » به قلم نگارنده در باره نقش آفريني ايرانيان در دور اول انتخابات چهاردهمين دوره رياست جمهوري که قبل از 8 صبح 8 تير ماه 1403 نوشته شده بود و فاقد آمار انتخابات بود ، آمده است :
1- انقلاب مشروطه از ائتلاف گروههای مختلف سیاسی، مذهبی و صنفی شکل گرفته بود اما ناهمگونی این ائتلاف باعث شد که به تدریج تعارضهایی در بین این گروهها به وجود آید و ماهیت مشروطه دچار کاستیهایی شود » .
2- « انقلاب مشروطیت به شکست منجر شد و گمان میکنم نمیتوانست هم پیروز بشود. امکان پیروزیاش وجود نداشت، برای اینکه دموکراسی احتیاج به تمرین دارد و احتیاج به تمرین طولانی دارد » .
3- دیالوگ با ظرفیت خود می تواند در حوزه عمومی (سپهر عمومی) شکل بگیرد و آن را بازتولید کند. سپهر عمومی امکانی در زندگی جمعی انسان هاست که با تحقق آن افراد جامعه می توانند از طریق یکدیگر به سخن آیند و با مفاهمه به امر عمومی توجه کنند و آن را مورد بحث و گفت و گو قرار دهند. در سپهر عمومی افراد در وضعیتی آزاد، دور از تحمیل ها و اجبارها، امر عمومی را مورد بحث و نظریات یکدیگر را مورد ارزیابی قرار می دهند و بدین وسیله امکان رسیدن به یک توافق جمعی واقعی را به حداکثر می رسانند » .
« هابرماس ؛ دموکراسی گفت و گویی را از طریق مفاهمه در حوزه عمومی امکان پذیر می داند. وی دموکراسی گفت و گویی را حاکمیت مردم بر اساس ارتباطات آزاد و مبتنی بر بحث و تبادل نظر و معاشرت و انجمن می داند و منظور از دموکراسی گفت و گویی همان حاکمیت مردم بر اساس تبادل نظر مبتنی بر اصول اخلاقی و اجماع عقلانی است. مدل دموکراسی هابرماس مبتنی بر این اصول می باشد. وضعیت کلامی ایده آل و اخلاق گفت و گو - تبادل نظر دموکراتیک - حاکمیت قانون اساسی » .
4- ضمن توجه ويژه به نگاه ( تحريم کنندگان مشارکت در انتخابات رياست جمهوري دوره چهاردهم ) ؛ ( تشويق کنندگان مشارکت در انتخابات رياست جمهوري دوره چهاردهم ) ؛ ( سکوت کنندگان در کنشگري نسبت به انتخابات رياست جمهوري دوره چهاردهم ) ، با ارج نهادن بر رهروان ، ادامه دهندگان ، تحليل گران و آسيب شناسان ِ جنبش زن ، زندگي ، آزادي و ...اميد مي رود تمام نقش آفرينان اين عرصه از رهبران، برنامه ريزان ، اتاق فکر ، رهروان و ... تمرين دموکراسي و تمرین طولانی دموکراسي را آغاز نمايند و با پيشه کردن ديالوگ ، راه مفاهمه را پيش بگيرند !
بخش دوم :
تحليل کنشگري نقش آفرينان ( مشارکت کنندگان و عدم مشارکت کنندگان ) در انتخابات چهاردهمين دوره رياست جمهوري قبل از 8 صبح 16 تير ماه 1403
نتايج مرحله اول و مرحله دوم انتخاب چهاردهمين دوره رياست جمهوري در ايران را با توجه به مطالب بالا ( بخش نخست ) تحليل مي کنيم .
1- مرحله اول
a - نتایج نهایی در انتخابات چهاردهمین دوره ریاست جمهوری از شمارش آرای ۵۸۶۴۰ شعبه معادل ۲۴میلیون و ۵۳۵هزار و ۱۸۵ برگه رأی مأخوذه اعلام شد و در پی مشارکت ۴۰ درصدی مردم، مسعود پزشکیان و سعید جلیلی باید بار دیگر در انتخابات دور دوم (۱۵ تیرماه) با هم به رقابت بپردازند تا کلیددار پاستور مشخص شود.

جدول آمار نامزدها ، تأئيد صلاحيت ها ، درصد مشارکت در انتخاب رياست جمهور در ايران
b - در اولين دوره سال ِ 1358 که تمامي 124 ثبت نام کننده تائيد صلاحيت شدند و قريب 70 % واجدين شرايط راي دهندگان در انتخاب رياست جمهوري ، مشارکت کردند .
c- در چهاردهمين دوره 8 تير 1403 ، از بين 287 ثبت نام کننده و 80 نفر واجد شرايط ، فقط شش نفر معرفي شدند و در بين راه دو نفر نامزد پوششي ، استعفاء دادند و رقابت بين 4 نفر برگزار شد و کمتر از 40% در اين انتخاب مشارکت کردند که انتخاب رئيس جمهور به دور دوم کشيده شد .
d- در مدت تبليغات انتخاباتي دور اول ، دو گروه تشويق کنندگان و تحريم کنندگان انتخابات ديالوگ را پيشه کردند و با تمام توان ِ سازماندهي خود وارد کارزار شدند و در يک کنشگري مدني ضمن حفظ احترام نظر ديگري به تبليغ نظريه خود پرداختند و توليد محتوي نمودند و با استفاده از فضاي مجازي مخاطب خود را آگاه نمودند .
تشويق کنندگان و تحريم کنندگان انتخابات در کنار ملت ايران در تمام مدت تبليغات انتخابات به گفته هابر ماس عمل کردند و دموکراسي را تمرين نمودند و در عمل نشان دادند :
« سپهر عمومی امکانی در زندگی جمعی انسان هاست که با تحقق آن، افراد جامعه می توانند از طریق یکدیگر به سخن آیند و با مفاهمه به امر عمومی توجه کنند، و آن را مورد بحث و گفت و گو قرار دهند. در سپهر عمومی افراد در وضعیتی آزاد، دور از تحمیل ها و اجبارها، امر عمومی را مورد بحث و نظریات یکدیگر را مورد ارزیابی قرار می دهند، و بدین وسیله، امکان رسیدن به یک توافق جمعی واقعی را به حداکثر می رسانند» .
در 8 تير 1403 فقط 40% هم وطنان عزيز در سراسر دنيا به پاي صندوق هاي راي آمدند و 60 % ( حدود 37 ميليون نفر ) در سايه ديالوگ در شبکه هاي اجتماعي و سازماندهي نيروهاي نقش آفرين در جامعه يا عوامل ديگر به پاي صندوق هاي راي نيامدند .
2- مرحله دوم
a- در مرحله دوم علاوه بر دو گروه تشويق کنندگان و تحريم کنندگان انتخابات ، بخشي از سکوت کنندگان در مرحل اول ، نه تمامي بخش سکوت کننده ، سکوت خود را شکستند و وارد کارزار شدند و ديالوگ را پيشه کردند و با تمام توان ِ سازماندهي خود ، وارد کارزار شدند و در يک کنشگري مدني ضمن حفظ احترام نظر ديگري به تبليغ نظريه خود پرداختند.
b- اين نقش آفرينان کمتر از يک هفته با تبليغ نظريه خود ، توليد محتوي فراوان ، ارائه استدلال هاي فروان ، صدور بيانيه ها ، توليد فايل هاي صوتي و تصويري و .... با استفاده از فضاي مجازي مخاطب خود را آگاه نمودند و مجددأ تمرين دموکراسي نمودند تا در مناظره هاي مرحله دوم به صداي خاموش ولي رساي 37 ميليون ايراني ( بيش از 60 % ) واجد شرايط اشاره شد .
c - در دور دوم انتخابات حدود 50 درصد از واجدين شرايط در انتخابات مشارکت کردند و مسعود پزشکيان را با 16ميليون 384 هزار و 403 راي به پاستور فرستادند تا در 4 سال آينده حاکميت به صداي خاموش ولي رساي ( بيش از 50 % ) ايراني واجد شرايط ، توجه نمايد .
البته و صد البته ميزان توجه حاکميت به فرياد بلند مشارکت کننده ها و صداي خاموش ولی رسای عدم مشارکت کنندگان بستگی به تداوم مطالبه گری « کنشگران نقش آفرين » در آينده دارد که تمرين طولانی دموکراسي را پيشه کنند و در حوزه هاي عمومي فعال باشند و يا سکوت اختيار کنند و حوزه های عمومی را رها سازند ؟!

d- تشويق کنندگان ، تحريم کنندگان انتخابات و بخشي از سکوت کنندگان که سکوت خود را در مرحله دوم انتخابات شکستند ، در کنار ملت ايران ، در مدت تبليغات انتخابات مرحله ي دوم به گفته هابرماس ، مجددأ عمل کردند و دموکراسي را دوباره تمرين نمودند و در عمل نشان دادند :
« سپهر عمومی امکانی در زندگی جمعی انسان هاست که با تحقق آن، افراد جامعه می توانند از طریق یکدیگر به سخن آیند و با مفاهمه به امر عمومی توجه کنند و آن را مورد بحث و گفت و گو قرار دهند. در سپهر عمومی افراد در وضعیتی آزاد، دور از تحمیل ها و اجبارها، امر عمومی را مورد بحث و نظریات یکدیگر را مورد ارزیابی قرار می دهند، و بدین وسیله، امکان رسیدن به یک توافق جمعی واقعی را به حداکثر می رسانند » .

جمع بندي و نتيجه گيري :
1- فارغ از نتايج مرحله ي اول مشارکت ِکمتر از 40 % در انتخابات رياست جمهوري که نوک کوه يخ را نمايان مي سازد ؛ توجه به بدنه عظيم اين کوه يخ « کنشگران نقش آفرين » مهم مي باشد که در دوران تبليغات مرحله ي اول به گفته هابرماس عمل کردند و دموکراسي را تمرين نمودند و در عمل نشان دادند :
« سپهر عمومی امکانی در زندگی جمعی انسان هاست که با تحقق آن، افراد جامعه می توانند از طریق یکدیگر به سخن آیند و با مفاهمه به امر عمومی توجه کنند، و آن را مورد بحث و گفت و گو قرار دهند. در سپهر عمومی افراد در وضعیتی آزاد، دور از تحمیل ها و اجبارها، امر عمومی را مورد بحث و نظریات یکدیگر را مورد ارزیابی قرار می دهند، و بدین وسیله، امکان رسیدن به یک توافق جمعی واقعی را به حداکثر می رسانند » .

2- فارغ از نتايج مرحله ي دوم ِ مشارکت ِکمتر از 50% در انتخابات ِکه نوک کوه يخ را نمايان مي سازد ؛ توجه به بدنه عظيم اين کوه يخ « کنش گران نقش آفرين » مهم مي باشد که در دوران تبليغات مرحله ي دوم مجددأ به گفته هابر ماس عمل کردند و دمو کراسي را دوباره تمرين نمودند و در عمل نشان دادند
« سپهر عمومی امکانی در زندگی جمعی انسان هاست که با تحقق آن، افراد جامعه می توانند از طریق یکدیگر به سخن آیند و با مفاهمه به امر عمومی توجه کنند، و آن را مورد بحث و گفت و گو قرار دهند. در سپهر عمومی افراد در وضعیتی آزاد، دور از تحمیل ها و اجبارها، امر عمومی را مورد بحث و نظریات یکدیگر را مورد ارزیابی قرار می دهند، و بدین وسیله، امکان رسیدن به یک توافق جمعی واقعی را به حداکثر می رسانند »
3- اميد است از اين پس ، تشويق کنندگان انتخابات ، تحريم کنندگان انتخابات و گروه سکوت کنندگان سکوت شکسته يا سکوت کننده ، در کنار ملت ايران با استفاده از ظرفيت فضاي مجازي و قدرت سازماندهي گسترده ، تمامي حوزه هاي عمومي جامعه را فعال تر نموده در عمل تمرين طولاني دموکراسي را دنبال نمايند
« سپهر عمومی امکانی در زندگی جمعی انسان هاست که با تحقق آن، افراد جامعه می توانند از طریق یکدیگر به سخن آیند و با مفاهمه به امر عمومی توجه کنند، و آن را مورد بحث و گفت و گو قرار دهند. در سپهر عمومی افراد در وضعیتی آزاد، دور از تحمیل ها و اجبارها، امر عمومی را مورد بحث و نظریات یکدیگر را مورد ارزیابی قرار می دهند، و بدین وسیله، امکان رسیدن به یک توافق جمعی واقعی را به حداکثر می رسانند » و راه باريک آزادي را طي نمايند .
زيرا دموکراسی احتیاج به تمرین دارد و بيش از آن احتیاج به تمرین طولانی دارد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

چه چیزی موجب تحقق « دموکراسی » و ارزش های منبعث از آن در یک جامعه می شود ؟
چه باید کرد تا با کم ترین هزینه و بیشترین برداشت و فایده به یک جامعه دموکراتیک وآزاد برسیم ؟ جامعه ای که در آن « قانون » و قراردادهای اجتماعی به رسمیت شناخته شده و فراتر از کاغذ و مکتوبات هستند و تاثیر آن را می توان روی اندیشه ، گفتار و کردار تک تک شهروندان یک جامعه مشاهده و آن را مورد ارزیابی و سنجش قرار داد .
شمس افرازی زاده ، روزنامه نگار می نویسد : ( این جا )

«نگاهی گذرا به قوانین اساسی کشورهای دموکراتیک و مترقی دنیا نشان میدهد که مردم را نباید از حق بیان نوشتن، انتشار افکار و عقایدشان محروم کرد. در این قوانین تاکید شده از آزادی رسانه به مثابه یکی از مهمترین آزادیهای سلبناشدنی جوامع باید حراست کرد.
کارکرد مطبوعات در جوامع دموکراتیک امروزی شامل نقد، بررسی و نظارت بر عملکرد حاکمیت، اطلاع رسانی شفاف، افزایش آگاهی عمومی در وجوه گوناگون توسعه، فرهنگ مشارکت مدنی، تشویق و تقویت روحیه مطالبهگری شهروندان و ...است.
شهروندان یک جامعه در بیان آراء و افکار و عقاید باید آزاد باشند و این آزادی عقیده، بخش غیرقابل انکار حیات سیاسی و اجتماعی شهروندان را تشکیل میدهد. شایسته است که نقش نقادانه رسانهها در ارکان حاکمیتی محقق شود ... »

در انتخابات اخیر ریاست جمهوری ایران ، رفتار رسانه ها چه در داخل کشور و چه بیرون از آن قابل تامل و بازخوانی است .
صدا و سیما که به عنوان « رسانه ی ملی » با ابعاد « فراگیر » شناخته می شود تا چه حد با معیارهای « حرفه ای » با این موضوع برخورد کرد ؟
با وجود آن که این رسانه فراگیر از بودجه عمومی ارتزاق می کند اما به نظر می رسد که « مرجعیت رسانه ای » خود را تا حد قابل توجهی از دست داده است .

برخی از تحلیل گران حوزه رسانه میزان نفوذ صدا و سیما را در حدود 30 درصد بیان می کنند . ماموریت یک رسانه جمع کردن مخاطب و لایک و هوادار به هر قیمتی نیست .
هنوز گردانندگان رسانه این پرسش ها را برای خود جدی تلقی نکرده و همچنان در « توهم دانایی » به سر می برند .
وقتی چنین خلایی در جامعه مشهود باشد ، جامعه مجبور می شود تا نیاز خویش را در سایر رسانه ها مانند تلویزیون های برون مرزی و شبکه های اجتماعی جست و جو کند .
البته شبکه های اجتماعی در عصر رسانه و ارتباطات ، مرجعیت رسانه های رسانه های سنتی را مورد چالش جدی قرار داده اما متاسفانه و به دلایل مختلف که مهم ترین آن « فقدان و یا ضعف سواد رسانه ای » غالب و فراگیر در ایران است ؛ به نظر می رسد که این شبکه ها نتوانسته اند در تعریف و تعمیق دموکراسی در جامعه ایران توفیق چندانی داشته باشند .

مهم ترین آن این است که معمولا به جای دیالوگ ، مونولوگ داریم و گفت و گو جای گفت و شنود را گرفته است .
این فرهنگ در حوزه ارتباط و رسانه هنوز تا نقطه مطلوب فاصله معنا داری دارد .
در جهان رسانه ؛ ما « رسانه ی بی طرف » نداریم اما رسانه ها بر اساس اصول و قواعد حرفه ای می توانند ضمن حفظ اعتماد دو سویه با مخاطب اما به وظیفه و ماموریت اصلی خود که همانا « رکن چهارم دموکراسی » است عمل کنند .
در جریان انتخابات اخیر ، رسانه های برون مرزی غالبا خط « تحریم و بایکوت» را دنبال می کردند .
برخی به وضوح مانند « ایران اینترنشنال » از فرط شتاب و بی برنامگی به یک حزب سیاسی تمام عیار و مخالف تبدیل شدند که صدای منتقد و مخالف در آن بازتابی نداشت .

مهم رسیدن به نتیجه از پیش طراحی شده بود .
برخی هم مانند بی بی سی فارسی با ترفندهای رسانه ای در جهت پوپولیسم رایج حرکت می کردند .( پیش از پیروزی پزشکیان مهمان های برنامه و یا زمینه پشت صحنه تلویزیون همگی در خط بایکوت و تحریم بودند ) .
این در حالی است که رسانه ی حرفه ای می باید که همه دیدگاه ها را منتشر کند و آن را در معرض نقد مخاطبان قرار دهد .
البته می تواند نظر خودش را هم به صورت شفاف و مدلل بدون استفاده از ترفندهای رسانه ای بیان کند .
بدون تردید اعمال شفافیت در گردش کار یک رسانه موجب اعتمادسازی و تکمیل فرآیند مرجعیت برای آن رسانه می شود .

و اما نکته ی مهم دیگر که تئودور آدورنو جامعه شناس آلمانی به آن اشاره می کند ؛ ماهیت مستقل و انسانی رسانه است .
وی می گوید :
امروز دیگر مردم سرکوب نمی شوند، سرگرم می شوند...
رسانه ها از مخاطب خود می پرسند که چه برنامه هایی را بیشتر دوست داری تا پروژه ی «احمق سازی» خود را تکمیل کنند.

باید به این واقعیت اذعان کرد که ماموریت یک رسانه جمع کردن مخاطب و لایک و هوادار به هر قیمتی نیست .
در انتخابات اخیر ، بزرگ ترین بازنده از نظر نگارنده ؛ « رسانه ها » بودند که به علت نداشتن شناخت از واقعیت های جامعه و فاصله گرفتن از معیارهای حرفه ای و اخلاقی و افتادن در دام پوپولیسم ، اعتماد بخش مهمی از بخش مطالبه گر و تحلیل گر جامعه را از دست دادند .
برنده این انتخابات هم ؛ « صداقت و خرد » بودند که توانستند در رقابتی نابرابر و در هیاهوی « توهم تحریم بزرگ » بذر واقع بینی را در جامعه ی ایران بنشانند .

خشم نابه جا به معنای آن است که فرد خشمگین هیچ گاه زحمت طرح پرسش درست را به خود نمیدهد ...
خشم باید در مسیری دیگر هدایت شود ، به سمت آنچه فروید هدف صحیح مینامد ، تا بدین ترتیب فرد خشمگین به پاسخی بهتر برای این پرسش برسد که چگونه باید زندگی کنم ؟
مارک ورنون
از کتاب "زندگی خوب "
***
تا چند روز دیگر سکان اجرایی اداره ی کشور را یکی از این دو نفر بر عهده می گیرد :
مسعود پزشکیان یا سعید جلیلی .
اولی و در حداقل در دو نشست ، دیدگاه ها و نظرات خود را در مورد آموزش و پرورش و مهم تر از آن مطالبات معلمان بیان کرده است .
اما دومی مواضعش در مورد آموزش و پرورش خیلی شفاف نیست هر چند حضور مهدی کاظمی به عنوان نماینده سعید جلیلی در برنامه به ظاهر« مناظره » که متولی آن « سازمان بسیج فرهنگیان » بود ( این جا ) و بطحایی به عنوان نماینده ی مسعود پزشکیان غایب بزرگ این نشست بود نشان داد که با ریاست جمهوری سعید جلیلی در بر همان پاشنه ی قبلی و شاید به مراتب بدتر خواهد چرخید .
جلیلی در 29 خرداد 1403 در دیدار با جمعی از فرهنگیان و دانشجو معلمان به موضوعاتی اشاره می کند .
جلیلی می گوید : ( این جا )

« اگر بخواهیم به آموزش و پرورش به لحاظ فکری یا تجربی توجه کنیم، متوجه اهمیت آن میشویم. در شروع هشت سال دفاع مقدس وقتی که امام میخواستند نخست وزیر انتخاب کنند، به آموزش و پرورش یعنی آقای رجایی پناه آوردند. در مشکلاتی که ابتدای انقلاب بر ما تحمیل شد همین انتخاب باعث شد که کشور را از مشکلات برهاند. و مردم احساس کردند نخست وزیر را به عنوان رئیس جمهور انتخاب کردند و معلمی دیگر یعنی شهید باهنر را به عنوان نخست وزیر انتخاب کردند.
شعار ما صرفاً شعر نیست خلاصه برنامه ماست . ما امروز یک جهان فرصت داریم لذا باید یک ایران جهش داشته باشیم. برای یک ایران جهش هر ایرانی باید بتواند نقش خود را ایفا کند. هدف انقلاب چه بود؟ اینکه یک نمونهای از پیشرفت و عدالت نشان دهد، از اینکه حیات طیبه را میتواند در دنیا محقق کند. این فلسفه انقلاب اسلامی است. هر ایرانی یک نقش باشکوه، شعار نیست. در تاریخ هم اتفاق افتاده است. دانشآموزی که از مدرسه و خانوادهاش به خاطر شرکت در جبهه گذشت، نشان دهنده این است که هر ایرانی میتواند .
جلیلی در پایان چنین تمام می کند :

امیدوارم کارهایی که شهید رئیسی شروع کرد مثل رتبهبندی معلمان و کیفیت بخشی به آموزش باید ادامه پیدا کند. وقتی می گوییم جهش یک ضرورت است، حتماً ارتقای آموزش هم یک ضرورت برای جهش است. اگر ما در مقاطعی مثل دفاع مقدس موفق شدیم برای این بود که نظام توانست یک گفتمان را شکل دهد و سپس آحاد مردم نسبت خود با این گفتمان را تعریف کردند و برای نقش آفرینی وارد میدان شدند. اگر می گوییم یک جهان فرصت یک ایران جهش لازمهاش این است که یک جبههای ایجاد شود و هر فرد در آن یک نقشی داشته باشد و یکی از مهمترین جبههها آموزش پرورش است. هر قدر که آموزش پرورش رشد کند سایر قسمتها هم همانقدر رشد و پیشرفت خواهد داشت » . آیا در صورت پیروزی پزشکیان ، جامعه و یا معلمان بر اساس همان مطالباتی که مطرح کرده پشت رئیس جمهور منتخب خواهد ایستاد وآن را پی گیری خواهد کرد ؟
صحبت های ایشان حاوی تناقض های بسیار هست .
اگر انقلاب اسلامی در سایه توجه به آموزش و پرورش و انتخاب فردی از بدنه ی آموزش و پرورش به عنوان نخست وزیر نجات پیدا کرده پس چگونه است که به اذعان وزرای آموزش و پرورش و نیز افکار عمومی ، آموزش و پرورش از ابتدای انقلاب اولویت هیچ دولتی حتی دولت رئیسی نبوده است ؟
جلیلی برای این پرسش چه پاسخی دارد ؟
آیا در نظام های آموزشی موفق و پیشرفته ی دنیا هم هدف آموزش و پرورش رسیدن به حیات طیبه است ؟ و یا محور ، تربیت شهروند مسئول و مطالبه گر است ؟
بیان یک سری حرف های کلی و مبهم که نه تئوری پشت آن است و نه برنامه ای به روز شده آن را پشتیبانی کند نشان می دهد که این گونه نشست ها بیش تر برای رفع تکلیف و خالی نبودن عریضه طراحی شده است .
بدون تردید ؛ با آمدن جلیلی وضعیت موجود استمرار پیدا خواهد کرد .

همان فضای بگیر و ببند و فرهنگ امنیتی احتمالا با شدت و حدت بیشتر . تشکیل پرونده برای فعالان صنفی . شکایت از منتقدان به بهانه های مختلف . فعال بودن حراست و هیات های تخلفات اداری وزارت آموزش و پرورش برای به محاق بردن الزامات کنش گری و مطالبه گری مدنی ....

زمانی که در آن نشست برخاسته و به عنوان تنها منتقد جلسه فریاد زدم :
« به لطف و مرحمت دولت سیزدهم سه سال است که از حضور در نشست های وزارت آموزش و پرورش محروم شدم.
این دوستان دائما از دولت سیزدهم و عملکرد آن تعریف و تمجید می کنند اما کسی نقد و پرسش نمی کند که در طی این سه سال بر آموزش و پرورش چه گذشته است؟ »

کاظمی به عنوان سخنگوی سعید جلیلی و مهم تر از همه معاون متوسطه آموزش و پرورش نمی دانست که صدای معلم در بلک لیست وزارت آموزش و پرورش قرار گرفته است .
آیا این مضحک و تاسف آور نیست ؟
این در حالی است که در ابتدا ستاری فرد به عنوان سخنگوی وزارت آموزش و پرورش در نشست رسانه ای که آخرین حضور صدای معلم در آن بود چنین گفت : ( این جا )

«صدای معلم را دنبال می کنیم ؛ از این که صدای معلم را فریاد می زنید و به گوش ما می رسانید تشکر می کنم »
در آن نشست و با حضور ایشان و سایر نمایندگان نامزدها اجازه ندادند که مدیر صدای معلم پرسش های خود را به صورت کامل مطرح کند و یا سخن خود را در وقت قانونی اش به پایان برساند .

این تنها گوشه ای از اتمسفر فکری طیف حامی تفکر سعید جلیلی است که مدعی اداره کشور در حالت برتر و بهتر است .
و اما در سویی دیگر ، مسعود پزشکیان با شنیدن همه نظرات و دیدگاه ها ؛ جمله و یا مانیفستی مهم بیان می کند : ( این جا )

« شما مطالبه گرید. مطالبه گری یعنی آدمی بیاید و شما پشت او بایستید و بتواند مطالبات شما را پیگیری کند » .
و اما پرسش مهم و راهبردی در ارتباط با جامعه و به ویژه جامعه ی گسترده فرهنگیان کشور آن است که :
آیا به این معنا به واقع مطالبه گرند؟
آیا در صورت پیروزی پزشکیان ، جامعه و یا معلمان بر اساس همان مطالباتی که مطرح کرده پشت رئیس جمهور منتخب خواهد ایستاد وآن را پی گیری خواهد کرد ؟
تاریخ ایران به ویژه در صد سال اخیر نشان داده که مردم ما عموما چنین روحیه و تربیتی ندارند .

شاید در ابتدا حمایتی کنند اما آن مستمر نیست و پس از مدتی با تغییر رویکرد با چاشنی شتاب زدگی در فضایی مبهم و ممزوج با « متخلفان طلبکار » ، خودشان انتخاب خود را « لوث » و بی معنا خواهند کرد .
جامعه ی ما نشان داده قابل پیش بینی نیست و به صورت پیچیده و متناقض با مسائل ساده برخورد می کند .

توهم تحریم بزرگ !
بخش عمده ای از جامعه ی ایران در انتخابات 8 تیر به قول خودشان کنار کشیدند و پیامی بزرگ صادر کردند اما خودشان هم نمی دانند که پس از آن چه باید کنند ؟
با افتخار از « تحریم بزرگ » سخن می گویند اما پاسخی اقناع گرانه برای تنبلی مزمن اجتماعی و تاریخی خود و نتیجه گرا بودن و تقدیرگرایی خود ندارند .
از نظر نگارنده این کنار کشیدن بیش از آن که محصول یک فرآیند هدف مند و آینده نگر باشد بیشتر معلول گسست اجتماعی ، به صفر رسیدن سرمایه اجتماعی که مهم ترین نمود آن بی تفاوتی و نیز تنفر ایرانی ها از یکدیگر است و این پدیده هیچ افتخاری و دست آوردی برای هیچ جریان سیاسی و یا افراد و گروه های مختلف سیاسی و اجتماعی محسوب نمی شود .

پیش تر و به دفعات نسبت به عوارض جامعه ی رو به انحطاط هشدار داده ام .
فعالان صنفی و با عناوین مختلف از دیگران به جد می خواهند که در انتخابات مشارکت نکنند اما هنوز نقشه راهی برای کاهش هزینه های فعالیت های صنفی و کنش گری ندارند .
این جماعت حتی در صورتی که یک دولت قائل به آزادی بیان و حقوق شهروندی بر سر کار بوده و هزینه های کنش گری پایین ؛ توانایی بسیج و سازمان دهی 5 درصدی معلمان کشور را هم نداشته اند .

واقعیت آن است و تجربه نشان داده که فقط در سایه ی حاکمیت دو گانه امکان زیست مدنی و به ویژه « نهاد سازی » در جامعه ی ایران وجود دارد و با یکدست شدن حاکمیت ، فشارها به صورت تصاعدی بر کنش گران و مطالبه گران افزایش پیدا می کند هر چند تکلیف طایفه ی نق زن حرفه ای و همیشه نالان و طلبکار مشخص است :
کنار کشیدن و عتاب و خطاب دیگر مطالبه گران که ما گفتیم نکنید ، ما گفتیم نشوید؛ این هم عاقبت آن و...
بزرگ ترین سرمایه ای که می توان روی انتخاب پزشکیان حساب کرد و به آن دل بست همانا صداقت وی در برخورد با مسائل و چالش هاست آن هم در جامعه ای که با وجود داشتن آرزوهای بزرگ و توهم مدرن شدن هنوز شفافیت در آن محلی از اعراب نداشته و مالک و صاحب صداقت در نهایت « گوشه نشین » می شود .

آمدم
برای غربت باغ ترانه ای بسازم
برگی بر زمین افتاد
ضربه بر مضراب دل را ضرب در
حجم غربت کرد
به راستی
با کدام مقیاس دل باید اندازه گرفت ؟
حجم غربت را ؟
باغِ همسایه میوه اش تلخ است
باد و باران و شکست شاخه هایش را
باغبان تحمل آورده بود
افسوس ! افسوس
میوه اش تلخ است
با حروف ربط و بی ربطش
که هنوز از بام همسایه آویزان بود
شام آخر
باغبان تیشه بر ریشه تبر می زد
بابونه در گوش شقایق می خواند:
این آخرین میهمانی سبزه در هیاهوی باد و باران است
اما
باغ در گوش باد نجواکنان:
« صدسال تنهایی» را با «سفر به دور دنیا » عوض نمی کنم
فانوس خیال ، بر جسم کاج نیمرده می تابد .
و
چشم بی قرار باغ ، بوی باران می دهد
روح باغ زندانی است
دشنه در دست باد می رقصد در هوای زندانی
تا سحر راهی نیست
صبح فردا طبیب جان های افگار می رسد از راه
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/
همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ نشست دوم فرهنگیان با مسعود پزشکیان کاندیدای چهاردهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزار گردید .
در این نشست تعداد دانش آموزان و نیز دانشجو معلمان آن چنان قابل توجه نبود .
البته محمودوند در بخشی از سخنان خود ترس از برخوردهای حراستی و امنیتی را علت این وضعیت و عدم استقبال دانشجو معلمان از این نشست بیان کرد .
حتی اگر این دلیل هم باشد اما پرسشی که مطرح می شود آن است که لوازم مطالبه گری آگاهانه و مستمر آن هم در میان معلمانی که می خواهند عمری را در این دستگاه سپری کنند چیست ؟ ضمن آن که وقتی شرایط به اصطلاح گل و بلبل شد و سفره پهن شد ؛ همه در آن حاضر خواهند شد .
در این نشست ، علی اصغر فانی به عنوان رئیس شورای سیاست گذاری ستاد فرهنگیان مسعود پزشکیان به بیان دیدگاه ها و نظرات خود پرداخت .
فانی تعدادی از مطالبات و اولویت ها را به صورت « کارشناسی شده و طبقه بندی شده » بیان کرد و پزشکیان هنگامی که پشت تربیون قرار گرفت به تک تک آن مطالبات پرداخت و قول داد که نهایت تلاش خود را برای عملیاتی کردن آنان به کار برد .
مطالبات و انتظارات مطرح شده توسط وزیر پیشین آموزش و پرورش عبارتند از :
«1- هر معلم یک شغل و یک زندگی عزت مند . این خواسته ماست .
معلم فارغ البال می تواند به تعلیم و تربیت دانش آموزان بپردازد .
2- معلم ، معلم است . مثل مرحوم شریعتی که امروز سالروز شهادت ایشان است می گفت : فاطمه ، فاطمه است .
من هم می گویم : معلم ، معلم است .
3- با معلم نمی توان با قانون مدیریت خدمات کشوری که مخصوص کارمندان است برخورد شود .
ما نیاز به یک آیین نامه استخدامی معلمین داریم .
4- استقرار عدالت آموزشی .
5- جذب بازماندگان از تحصیل .
6- ارتقای مدارس دولتی .
و این مهم است :
7- اعمال یک نظام استخدامی واحد برای کلیه متقاضیان شغل معلمی .
کانال هایی نزنند و افرادی را خارج از ضابطه در آموزش و پرورش استخدام کنند .
8- مشارکت دادن معلمین در مدیریت مدرسه و یکسان سازی حقوق بازنشستگان با شاغلین .
در پایان و هنگامی که همه سالن را ترک کرده بودند ، باز مطابق روال نشست پیشین ، انبوهی از زباله ها مانند بطری آب ، لیوان یک بار مصرف ، دستمال کاغذی و... توسط فرهنگیان در زیر صندلی ها رها شده بود با این تفاوت که فردی با شتاب در حال جمع آوری آن زباله ها بود .
در بخش پایانی سخنان مسعود پزشکیان را می خوانید .
گروه گزارش/

شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در آستانه ی برگزاری چهاردهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بیانیه ای صادر کرده است .
این تشکل می نویسد :
«چند روز به انتخابات مانده است و فضای اجتماعی نشان از بی رغبتی مردم نسبت به حضور در انتخابات حکومتی دارد. این وضعیت ریشههای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی مختلفی دارد که مجال پرداختن آن در اینجا نیست. ولی کافیست که نگاهی به قیامهای ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ بیندازیم که در آن مردم و خصوصا زنان، جوانان، کودکان و فعالان حوزههای مختلف مورد تهدید، ضرب و شتم، تیر مستقیم، زندان و…. قرار گرفتند تا نتیجه بگیریم که چرا رغبتی به حضور در انتخابات وجود ندارد. فراتر از این، نگاهی به مناظرههای انتخاباتی، حاکی از این واقعیتاند که هیچکدام از نامزدها هیچ برنامهای برای مردم و معلمان ندارند و فقط کلیگویی میکنند. به عنوان نمونه در بخش آموزش و پرورش هیچ برنامهای ارایه نمیشود.
تشکلهای سیاسی وابسته که اسم فرهنگیان را یدک میکشند برای گرم کردن تنور انتخابات از شیوههای مختلفی استفاده میکنند. تشکلهای وابسته به اصلاحطلبان تنها بخش کوچکی از مطالبات معلمان را به اسم کاندیدای خود جا میزنند و هنوز به قدرت نرسیده، از «نظام معلمی» نام میبرند که خود طلیعه تشکیل تشکلهای حکومتی و سرکوب تشکلهای صنفی مستقل است و به مطالبات واقعی معلمان نمیپردازند.
تشکلهای سیاسی وابسته به اصولگرایان هم با بیاخلاقی نام و لوگوی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران را جعل میکنند تا از آن سواستفاده نمایند و مسئولیت خود در به وجود آمدن شرایط بد موجود را نمیپذیرند. همان گونه که قبلا و در گزارش های « صدای معلم » نیز آمده است پرسش آن است که آیا این شورا توانایی بسیج و سازمان دهی حتی 5 درصد از معلمان کشور را حتی در صورت غلبه فرهنگ امنیتی بر امنیت فرهنگی و برقرار بودن آزادی نسبی بیان دارد ؟
مطالبات واقعی مردم و معلمان در حوزه آموزش و پرورش که در این سالها در کف خیابان طنینانداز شده است از این قرارند :
اعتراض به نظام آموزشی ایدئولوژیک، اعتراض به کالایی شدن آموزش، مطالبه تشکلیابی مستقل، مطالبه حق تجمع و اعتراض، آزادیهای اجتماعی و سیاسی، آزادی معلمان زندانی، مطالبات معیشتی و منزلتی، بیمه کارآمد و مطالبات اجتماعی چون حق پوشش اختیاری و دفاع از حقوق زنان و کودکان و ... اینها بخشی از مطالباتی است که همین امروز نیز در تجمعات خیابانی تکرار میشوند. این مطالبات نه در مناظرههای اخیر نامزدهای ریاستجمهوری مطرح شدهاند و نه مورد اهتمام دولتهای پیشین اصولگرا و اصلاحطلب بوده است. ضمن این که نامزدهای انتخابات اخیر در دهههای گذشته نیز در مناصب بالای تصمیمگیری بوده و بخش مهمی از مشکلات و مسایل مردم و معلمان متوجه برنامهها و سیاستهای آنهاست.
با این تفاسیر انتخابات در این ساختار برای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران موضوعیتی ندارد و ما مطالبات خود را از طریق تلاش برای تشکل یابی مستقل و تقویت نهادهای مردمی دنبال خواهیم کرد. ما سواستفاده از مطالبات صنفی برای گرم کردن تنور انتخابات و توهین به شعور فرهنگیان بازنشسته و شاغل و همچنین جعل و سواستفاده از نام شورای هماهنگی برای مقاصد انتخاباتی از سوی جناحهای سیاسی را به شدت محکوم میکنیم » .
مشخص نیست این شورا از کجا و بر اساس کدام مستندات به این نتیجه رسیده که مردم رغبتی برای شرکت در انتخابات ندارند اما پرسش اصلی و بنیادین « صدای معلم » از این شورا و اعضای آن در مورد زیر سوال بردن و نفی « سازمان نظام معلمی » است .

چگونه است که حاکمیت جمهوری اسلامی با وجود نهایی شدن طرح « سازمان نظام معلمی » که سال هاست از تصویب آن در شورای عالی آموزش و پرورش می گذرد اما رغبت و یا اراده ای برای تاسیس آن ندارد ؟
آیا تاکنون این پرسش به ذهن اعضای شورای مذکور نرسیده که آنان نیز هم صدا با این مسیر نادرست و بی سرانجام به نفی تشکیل سازمان نظام معلمی می پردازند ؟
آیا شورایی که خود را « صنفی » می داند و می خواند و ادعای « تشکل یابی مستقل و تقویت نهادهای مردمی » دارد تاکنون متن کامل طرح سازمان نظام معلمی را مطالعه کرده اند ؟
آیا تاکنون جز نفی و طرد و انکار ، نقدی بر آن نوشته اند ؟ و یا تصور می کنند وارد شدن در فاز نقد و نقادی مشروعیت بخشی به سیستم است ؟

اگر در این کشور آن چه روی کاغذ نوشته و تایید و تصویب می شود با آن چه در مرحله اجرا عینیت پیدا می کند تفاوت دارد ؛ آیا عقل و منطق حکم می کند که همه چیز را انکار کنیم و خود را « حق مطلق » و « دانای کل » بپنداریم ؟
آیا این شورا راهبردی جز « دو قطبی کردن » فرهنگ سازمانی آموزش و پرورش می شناسد و آیا به دنبال ریشه های اجتماعی و فرهنگی این معلول بوده است ؟
آیا شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران ؛ « سازمان نظام معلمی » را رقیبی برای خود می داند که به فرض تشکیل بازار تشکل های صنفی کساد خواهد شد ؟

« صدای معلم » در 21 خرداد 1403 در گزارش خود با عنوان : « بیانیه ی انتخاباتی در پرتال وزارت آموزش و پرورش و چند پرسش ؟ » نوشت : ( این جا )
« نخستین پرسش « صدای معلم » از وزارت آموزش و پرورش دولت سیزدهم آن است که این « شورای هماهنگی تشکلهای فرهنگیان » به صورت دقیق و شفاف متشکل از کدام تشکل ها بوده و آیا این تشکل و شورای هماهنگی مربوطه از وزارت کشور مجوز فعالیت دارند ؟
آیا تشکل های منتقد و یا مخالف هم می توانند نظرات و یا دیدگاه های خود را به همین سیاق در پرتال وزارت آموزش و پرورش منعکس کنند و یا محتوای آن را نقد کنند ؟

بدون تردید ، از دست دادن بالاترین مقام اجرایی کشور به همراه چند نفر دیگر بر این سیاق قطعا موجب تاسف و تاثر است . این که رئیس جمهور یک کشور و چند نفر دیگر سوار بر وسیله ای شوند که حدود نیم قرن از عمر آن گذشته و سایر پرسش هایی که مجال طرح آن ها در این گزارش نیست .
اما این مساله و نحوه درگذشت این افراد موجب نمی شود که نقد و یا نظری در مورد عملکرد دولت سیزدهم در 3 سال گذشته صورت نگیرد و بر روی همه چیز هاله تقدیس و تقدس کشیده شود .
آیا عملکرد دولت سیزدهم مورد قبول و پذیرش چند درصد جامعه ی ایران بوده است ؟

آیا در حوزه آموزش و پرورش و مسائل مرتبط با آن چند درصد معلمان و سایر ارکان تعلیم و تربیت از عملکرد مسئولان و مقامات مستقر رضایت دارند ؟ »
حال پرسش « صدای معلم » از گردانندگان شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران که نگران از جعل و سوءاستفاده از نام آنان توسط وزارت آموزش و پرورش بوده و هستند آن است که اساسا چند درصد معلمان کشور این شورا و اعضای آن را می شناسند ؟
همان گونه که قبلا و در گزارش های « صدای معلم » نیز آمده است پرسش آن است که آیا این شورا توانایی بسیج و سازمان دهی حتی 5 درصد از معلمان کشور را حتی در صورت غلبه فرهنگ امنیتی بر امنیت فرهنگی و برقرار بودن آزادی نسبی بیان دارد ؟

دستاورد این شورا و تشکل های وابسته ی آن در این دو دهه جز راه انداختن تجمعهای خیابانی موقت که در نهایت به امنیتی شدن بیشتر فضای مدارس ، رواج فضای سرخوردگی و ناامیدی انجامیده چه بوده ضمن آن که در زمان استقرار دولت های اصلاح طلب که مورد انزجار این شورا بوده است ؛ دامنه ی این اعتراضات به فضای داخلی مدارس کشیده شده و شکل اعتصاب ( تحصن ) را پیدا کرده است ؟
« صدای معلم » بر اساس مستندات و مطالعات تطبیقی تاسیس « سازمان نظام معلمی » را یگانه مسیر برای شکل گیری « معلم حرفه ای » و به تبع آن شکل گیری یک جایگاه مشخص و حرفه ای برای معلمان ایرانی دانسته ضمن تاکید بر این نکته ی راهبردی که « نهادسازی » مسیری بی بدیل و کم هزینه برای استقرار دموکراسی و ممانعت از استبداد فردی و جمعی در جامعه ی ایران دانسته و می داند .
***
« از همه همکاران فرهنگی در تمام ایران استدعا دارم ، خواهش می کنم با دور اندیشی خود نسبت به این نقشه ی افراد سود جو در سازمان های وابسته به قدرت سیاسی که در فکر ایجاد سازمان نظام معلمی در ایران هستند ؛ شدیدا برخورد نمایند و هیچ وقت فریب نقشه های این افراد سودجو را نخورند .
سازمان نظام معلمی هیچ گاه نمی تواند نماینده ی خوبی برای تحقق خواسته های صنفی ما معلمان باشد .
پیروز باشید و سربلند . »
( تشویق و کف زدن معلمان حاضر در تجمع )
این ها سخنانی هستند که آقای صلاح آزادی در خصوص تأسیس سازمان نظام معلمی ایراد شده و توسط « کانال شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران » منتشر شده است .
کلیپ را ببینید :
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه استان و شهرستان ها/

دوشنبه چهارم تیر 1403 جلسه پرسش و پاسخ و سخنرانی افتتاحیۀ ستاد تشکلهای مدنی حامی دکتر پزشکیان در سایین قالا (شاهیندژ) برگزار گردید .
در جلسۀ پرسش و پاسخ و تریبون آزاد که در ستاد اصلاحطلبان حامی دکتر پزشکیان در سایین قالا (شاهیندژ) برگزار شد، جمعی از فعالان سیاسی و فرهنگی، دانشجویان، دانشآموزان و شهروندان شهر سایین قالا (شاهیندژ) و اهالی روستاهای منطقه برگزار شد.
در این جلسه، جمعی از اصلاحطلبان محلی حامی دکتر پزشکیان و سیدمرتضی حسینی نمایندۀ ستاد مردمی بیرلیک از تبریز به سوالات شرکت کنندگان بهویژه دانشجویان و دانشآموزان پاسخ دادند.
مهمترین بخش جالب توجه این برنامه گذشته از حضور پررنگ جوانان، حضور بانوان و دختران دانشآموز و طرح بیشترین پرسشها و گفت و گوهای چالشبرانگیز از طرف آنها بود.
منحصر به فردترین بخش این جلسه، صحبتهای دانشآموزان دختر بود. در بخش تریبون آزاد، دو نفر از دانشآموزان دختر حاضر در جلسه، صحبتهای انتقادی جسورانه کرده و مراتب اعتراض خود نسبت به وضعیت نامطلوب آموزش و پرورش بهویژه سردرگمیهای کنکور را به گوش حاضرین در جلسه رسانده و ابراز امیدواری کردند که با انتخاب دکتر پزشکیان به ریاست جمهوری، این مسائل به استماع و اطلاع او برسد.

همچنین یکی از معلمان حاضر در جلسه با ایراد نطقی کوتاه، بر لزوم انجام اصلاحات اساسی بهویژه در زمینه آموزش و پرورش تاکید کرده و پایههای ناکارآمدی را ضعفهای موجود در آموزش و پرورش دانست.
در بخش پرسشها نیز پرسشی درباره لزوم اجرای اصل ۱۵ قانون اساسی و تدریس زبانهای غیر فارسی از سوی یکی از شرکت کنندگان طرح شده و مورد بحث قرار گرفت.
این جلسه از ساعت 18 تا 20 با گفت و گوی داغ درباۀ انتخابات، وضعیت کشور و بهویژه مسائل و مشکلات منطقه و آذربایجان برگزار شد.
در بخشی از تریبون آزاد نیز نخبگان و متخصصین جوان این شهر به طرح دیدگاههای خود دربارۀ انتخابات و انتقادات خود نسبت به مسائل جاری بهویژه مشکلات منطقه پرداختند.
پس از پایان یافتن جلسۀ پرسش و پاسخ در این ستاد، جمع حاضر در مراسم افتتاحیۀ ستاد تشکلهای مدنی حضور یافتند. این ستاد که با مدیریت آقای بابک قابلنژاد راهاندازی شده است، افتتاح شد.
در این مراسم نیز سیدمرتضی حسینی معلم و پژوهشگر تاریخ آذربایجان، به ایراد سخنرانی پرداخت. موضوع سخنرانی وی «تنوع جغرافیای طبیعی و انسانی در ایران، تمرکزگرایی و تمرکززدایی» بود.

حسینی در این سخنرانی، ابتدا وضعیت طبیعی و انسانی نرمال ایران پیش از دورۀ رضاخان را تبیین نموده، سپس به شرح روند اِعمال تغییرات اجباری از سوی رضاخان در آن پرداخت.
وی تأکید کرد : ورود مدرنیزاسیون به ایران امری اجتنابناپذیر بود اما روش اجرای آن از دورۀ رضاخان، بهکلی اشتباه و مضر بوده است. او مدرنیزاسیون آغاز شده در دورۀ قاجار بهویژه تداوم آن با انقلاب مشروطه را روندی بسیار اصولیتر از مدرنیزاسیون رضاخانی دانسته، به تبیین علل شکست و به قهقرا رفتن آن پرداخت که نتیجۀ آن ظهور استبداد رضاخانی بود.
وی در ادامه به ارائۀ توضیح کوتاهی دربارۀ روند مدرنیزاسیون تمرکزگرایانه و نقصها و مضرات آن پرداخت. یکی از مهمترین بخشهای سخنرانی وی، تبیین ویژگی تنوع فرهنگی در ایران و بایستگیهای حفاظت از زبانها و فرهنگهای ایرانی و لزوم وظیفهمندی دولت در این باره بود.
او یکی از مهمترین نیازهای عاجل برای اصلاح امور کشور را اصلاح آموزش و پرورش با لحاظ تمرکززدایی و رسمیت یافتن زبانهای غیر فارسی در سیستم آموزشی دانست.
حسینی در پایان صحبتهای خود گفت: از نظر من قومگرایی فارسمحور، تمرکزگرایی سیاسی- اقتصادی و فرهنگی- آموزشی، نادیده گرفتن تنوع اقلیمی و زبانی- فرهنگی ایران مهمترین موانع توسعه و دموکراسی در ایران هستند و اولین و مهمترین گام لازم برای آغاز اصلاح واقعی اوضاع، تغییر این شیوۀ مدیریت و تمرکز زدایی است.
گزارشگر : سیدمرتضی حسینی

پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

یکشنبه سوم تیر و به دعوت سازمان بسیج فرهنگیان وزارت آموزش و پرورش جلسه مناظره انتخاباتی درباره «مسائل تعلیم و تربیت و وزارت آموزش و پرورش» با حضور نمایندگان نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزار گردید .
در این نشست سیدبابک هاشمی نکو به عنوان نماینده محمد باقر قالیباف ؛ مهدی کاظمی به عنوان نماینده سعید جلیلی ؛ محمود حدادی به عنوان نماینده حجت الاسلام و المسلمین مصطفی پور محمدی ؛ عباسعلی زارعی به عنوان نماینده امیرحسین قاضی زاده هاشمی و عباس رمضانی به عنوان نماینده علیرضا زاکانی در نشست دعوت شده بودند اما محمد بطحایی در این مناظره حضور نداشت .

به گفته مجری این نشست ، نماینده ای از سوی بطحایی هم در جلسه حضور پیدا نکرد و البته این موضوع چندین بار توسط ایشان تکرار شد .

هنگامی که مجری نشست این تذکر را دوباره تکرار کرد ؛ « علی پورسلیمان مدیر صدای معلم » از جا برخاست و پیشنهادی مطرح کرد .
ایشان ضمن ابراز ناخرسندی از عدم حضور محمد بطحایی نماینده ی مسعود پزشکیان در این نشست با وجود اعلام قبلی پیشنهاد کرد با توجه به آن که در این جلسه سه محور مطرح شده و برای هر کدام دو مرحله 4 دقیقه ای پیش بینی شده است که جمعا می شود 24 دقیقه . این زمان را به مخاطبان جلسه اختصاص داده و پرسش و پاسخ صورت گیرد .
این پیشنهاد مورد تایید مدیر نشست قرار گرفت .

پرسش ها از پیش در سه محور تنظیم شده و با قرعه کشی برای نمایندگان نامزدها خوانده می شد و فرد مربوطه می توانست در 4 دقیقه در مورد آن توضیح دهد اما پرسش ها اکثرا کلی بوده و به تبع آن پاسخ ها هم به کلی گویی و بیان حرف های تکراری و کلیشه ای می گذشت .
پرسش و پاسخ های مطرح شده را می توانید در دو لینک زیر مشاهده فرمایید :
برنامه نامزدهای ریاست جمهوری برای نظام تعلیم و تربیت ( این جا )
دیدگاه و برنامه نامزدهای انتخابات ریاستجمهوری درباره آموزش و پرورش از زبان نمایندگان آنها ( این جا )

به گفته ی مجری این نشست به صورت زنده در شبکه شاد پخش می گردید .

عمده ی نظرات و سخنان سیدبابک هاشمی نکو نماینده محمدباقر قالیباف و محمدمهدی کاظمی نماینده سعید جلیلی که اولی در حال حاضر مشاور وزیر آموزش و پرورش در امور تشکل ها و دومی معاون آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش را عهده دار است به دفاع از عملکرد دولت سیزدهم در حوزه ی آموزش و پرورش و انتقاد از عملکرد دولت روحانی گذشت .
محمود حدادی نماینده مصطفی پورمحمدی در بخش سوم از عملکرد مدارس سمپاد انتقاد کرد و گفت : مدارس سمپاد برای هوشهای برتر طراحی شده است و باید اقتضائات کشور خود را در نظر بگیریم، هوش با استعداد متفاوت است و درصد اندکی از دانشآموزان هوش برتر دارند.

حدادی موضوع « استعداد یابی » را مطرح کرد .
نکته ی مهمی که توسط عباسعلی زارعی نماینده امیرحسین قاضیزاده هاشمی در پایان مطرح شد بحث تشکیل « سازمان نظام معلمی » بود . زارعی با تاکید بر ضرورت تشکیل این نهاد عنوان کرد که چرا سایر گروه ها مانند پزشکان و مهندسان و پرستاران باید نظام صنفی داشته باشند اما معلمان فاقد چنین ساز و کاری هستند .

هیچ یک از تشکل های فرهنگیان مانند سازمان معلمان ایران ، مجمع فرهنگیان ایران اسلامی و انجمن اسلامی معلمان و نمایندگان آنان با وجود حمایت صریح و اکید از مسعود پزشکیان اما در این نشست حضور نداشتند .
هنگام بحث و مناظره ، نمایندگان نامزدها تماس چشمی چندانی با یکدیگر نداشتند .
هنگامی که نوبت به طرح پرسش توسط مخاطبان نشست رسید و با وجود آن این پیشنهاد توسط مدیر صدای معلم مطرح شده و برای طرح پرسش اعلام آمادگی کرده بود اما مدیر نشست اولویت را به افراد دیگری داد .
عمده ی پرسش های مطرح شده نیز حول مسائل شخصی افراد بود . به عنوان مثال خانمی که خود را بحرینی و آموزگار قطع ابتدایی با مدرک کارشناسی ارشد با 10 سال سابقه ی کار معرفی کرد عنوان کرد که جزء نیروهای شرکتی و یا خرید خدمات است و تاکنون بلاتکلیف مانده است .

این آموزگار گفت که 26 هزار نفر در سراسر کشور این مشکل را دارند .
فرد دیگری در نشست عدم حضور بطحایی به عنوان نماینده ی مسعود پزشکیان را ناشی از « ترس » ایشان دانست .
و اما پرسشی که در این جا مطرح می شود آن است که آیا این فرد درست می گوید و بطحایی از این که توسط نامزدها و یا برخی حاضران محاصره شود از حضور در این مناظره امتناع کرده است ؟

دلیل هر چه باشد این عدم حضور به ضعف بطحایی برای حضور در چنین نشست هایی باز می گردد و این نکته ای است که بارها توسط « صدای معلم » و در گزارش های خود به آن اشاره کرده است . ( این جا )
یکی از حاضران در این نشست در پایان جلسه به « صدای معلم » گفت :
« گفته می شود که بطحایی توسط یوسف نجفی ( معاون حقوقی و امور مجلس در زمان وزارت دانش آشتیانی ) به آقای عبدالعلی زاده پیشنهاد شده است .با این حال معلمان از چنین انتصابی با وجود پیشینه و عملکرد آقای بطحایی رضایت ندارند و این که مبنای چنین انتصابی چه بوده است ؟
آیا فردا هم آقای پزشکیان در صورت پیروزی و رئیس جمهور شدن می خواهد بر اساس « سفارش » وزیر آموزش و پرورش را انتخاب کند ؟ »

سرانجام و در آخرین دقایق نشست نوبت به طرح پرسش به مدیر صدای معلم رسید .
آن چه در زیر می آید پرسش های علی پورسلیمان مدیر صدای معلم و پاسخ های هاشمی نکو و کاظمی به این پرسش هاست :
« پورسلیمان:
من از شما تشکر می کنم از این که به من وقتی دادید و عدالت را برقرار کردید.
من علی پورسلیمان هستم مدیر سایت صدای معلم.
به لطف و مرحمت دولت سیزدهم سه سال است که از حضور در نشست های وزارت آموزش و پرورش محروم شدم.
این دوستان دائما از دولت سیزدهم و عملکرد آن تعریف و تمجید می کنند اما کسی نقد و پرسش نمی کند که در طی این سه سال بر آموزش و پرورش چه گذشته است؟
آقای کاظمی و آقای هاشمی نکو اشاره کردند به بحث مدیریت منابع انسانی و بحث دانشگاه فرهنگیان .
ما اساسا مدیریت منابع مدیریت انسانی در آموزش و پرورش نداریم. تعریف نشده است.
شما دائما می گویید دولت قبل استخدام در دانشگاه فرهنگیان را به صفر رسانده اما در مورد خروج فله ای نیروها به صورت بازنشستگی پیش از موعد در دولت احمدی نژاد حرفی نمی زنید ؟
ما نقشه راهی در زمینه مدیریت منابع انسانی نداریم و همه چیز روزمره تصمیم گیری می شود .
شما به رتبه بندی معلمان اشاره کردید.

آقای هاشمی نکو می فرمایند صد هزار میلیارد تومان تومان هزینه شده است اما خروجی آن چه بوده است؟
آیا معلمان از طرح شما راضی هستند؟
آیا کیفیت آموزش فرقی کرده است ؟
بله شما کاری را انجام داده اید اما معلمان هنوز ناراضی اند.
نماینده محترم آقای قاضی زاده به نکته مهمی اشاره کردند که تشکیل « سازمان نظام معلمی » است .
کلیات طرح سازمان نظام معلمی سال هاست که تصویب شده اما در کشوی مجلس خاک می خورد .
این آقایان در دولت سیزدهم برای آن چه کردند ؟
به صندوق ذخیره فرهنگیان اشاره کردند.
ماهیت صندوق مشخص نیست. معلوم نیست خصوصی است یا دولتی ؟
آقای هاشمی نکو جواب بدهند چرا اساسنامه مصوب تیر ماه 1400 اجرا نمی شود؟
چرا آقای صحرایی به عنوان رئیس هیات امنا و وزیر آموزش و پرورش از اجرای آن طفره می رود ؟
مجری برنامه:

لطفا دیگر سوال نپرسید . نظم جلسه به هم می خورد. اینجا جلسه پرسش و پاسخ نیست!
صدای معلم:
دوست عزیز
مناظره تعریف دارد. اینجا جلسه تعریف و تعارف نیست. پرسش ها باید شفاف مطرح شوند و پاسخ هم شفاف مطرح شود.
اگر این جلسه را برای تعارف و تعریف و تمجید و کوبیدن یک دولت خاص گذاشته اید ما هم تکلیف خودمان را بدانیم و دنبال کارمان برویم .
هاشمی نکو:

من پاسخ را به دو بخش تقسیم کردم.
یک . اقدام شهید رئیسی بزرگوار در اختصاص بودجه و بعد دو گفتم ایرادهایی در آیین نامه داشتیم. ما ایراد را قبول می کنیم.
دیکته ای که می نویسند ایراد دارد .
قطعا در دولت بعدی ایرادهایش برطرف خواهد شد .
رتبه بندی در زمان شهید رئیسی اقدام شد و بودجه برایش تخصیص یافت که جای تقدیر و تشکر دارد ولی ایرادهایی در اجرا داشت.
من پذیرفتم که ایراد دارد .
اما شما گفتید کل معلمان شاکی بودند ولی من این را قبول ندارم.
پورسلیمان :
من کی گفتم کل معلمان ناراضی هستند ؟

هاشمی نکو :
اصلا هر معلمی این مبلغ را از فیش حقوقی اش بر دارد. می گویید خوب نبود حذفش کنید !
این رقم را شما از حکم حقوقی حذف بکنید اتفاقی نمی افتد؟
پس یک اقدام بسیار موثری بوده است. آقا ! ایراد داشته معلمان اعتراض کردند سیصد و شصت هزار نفر اعتراض شان رسیدگی شده است .
( تشویق حاضران )
پورسلیمان:
مگر فرمول رتبه بندی از اول محاسبه بر اساس هشتاد درصد اعضای هیئت علمی نبود ؟
چرا منحرف شد ؟
هاشمی نکو:
سیصد و هفتاد هزار نفر اعتراضشان وارد تشخیص داده شد. رتبه به آنها داده شد. بعد از این هم همین طور اگر ایرادی باشد گردن ما از مو باریک تر است. ایراد را باید برطرف کنیم. آیین نامه را باید دوباره بنویسیم. حتما این رتبه بندی ادامه دار خواهد شد با رفع ایراداتش.
( تشویق حاضران )
کاظمی:

در مورد بحث نیروی استخدامی توضیح دادم که مسئله نیروی انسانی در وهله اول نیازمند تدوین برنامه جامع منابع انسانی است که ما بر اساس این هم تعداد دانش آموزانمان را تحلیل بکنیم تا هجده سال . تا هجده سال آینده هم دوازده سال دانش آموز فعلی به اضافه شش سال دانش آموزی که تازه امسال به دنیا آمده و دانش آموزانی که الآن شش سالشان است. و همچنین خروجی نیروی انسانی بر اساس هر رشته شغلی این تحلیل باید صورت بگیرد.
برنامه جامع نیروی انسانی ما نداشتیم.
صدای معلم:
آقای کاظمی
طرح جامع تامین منابع انسانی قبلا تدوین است . مهم این است که فرد و یا نهادی پی گیر آن نبوده است .
کاظمی:
در اواخر دولت سیزدهم و در روزهای پایانی دولت سیزدهم تصمیم بر تدوین برنامه جامع شد که قطعا در دولت آینده یکی از موضوعاتی که باید به آن پرداخته شود برنامه جامع منابع انسانی است که تحلیل هجده ساله آینده را پیش بینی کند.
رتبه بندی به عنوان یکی از افتخارات دولت شهید رئیسی است...
( تشویق حاضران )
که اجرا شد و گام اول در مسیر اجرا سازی رتبه بندی بود قطعا هر کار که اجرا می شود در وهله اول با مشکلاتی مواجه است و مشکلاتش در مسیر آینده باید قطعا برطرف بشود که یکی از این موضوعات اصلاح آیین نامه است. حتی در قانون هم مسائلی وجود دارد که باید اصلاح قانونی نسبت به این موضوع صورت بگیرد. مسئله صندوق ذخیره هم اشاره کردم که مهمترین مسئله صندوق ذخیره یکی از موضوعات مهمش اصلاح اساسنامه است که باید صورت بگیرد به همان نکته ای که اشاره داشتید برطرف شود.
در پایان نشست همانند نشست هایی که برای پزشکیان برگزار شدند انبوهی از زباله مشتمل بر دستمال کاغذی ، قوطی استفاده شده آب میوه ، لیوان یک بار مصرف و... توسط جمعیت حاضر رها شده بودند با این فرق که کسی در سالن این آشغال ها را با شتاب جمع آوری نمی کرد .

پیاده سازی و ویرایش : زهرا قاسم پور دیزجی

گزارشگر : علی پورسلیمان
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

در زمانه انتخابات سخن از تغییرات اساسی از سوی کاندیداهای مختلف به گوش می رسد. برخی از داوطلبان ریاست جمهوری نیز به گونه ای سخن می گویند که گویی قصد بنا کردن کشور تازه ای را دارند . در زمینه آموزش و پرورش نیز حرف های مختلفی مطرح می شوند که امکان پذیر بودن آن ها نیازمند بررسی های مفصل است .
هر تغییری در سطح آموزش و پرورش نیازمند هم سویی و همگرایی بازیگران اصلی این عرصه است . معلمان ، دانش آموزان ، اولیای دانش آموزان و نهاد وزارت آموزش و پرورش را باید مهم ترین بازیگران عرصه تعلیم و تربیت برشمرد .

بازیگران فوق در زیر سایه سه گفتمان زیر قرار دارند: آیا قرار است که سند به طور کامل کنار گذشته شود که با توجه به شرایط موجود امکان پذیر نیست یا راهکاردیگری همچون تفاهم جریان های مختلف بر سر تعریف تعاریف مبهم سند پیشنهاد گردد ؟
1- گفتمان سنت گرای ایدئولوژیک :
این گفتمان مهم ترین عامل تعیین کننده محتوای آموزش و پرورش است . سند تحول بنیادین آموزش و پرورش نیز مهم ترین برنامه این گفتمان است . این گفتمان درصدد آن است که نسلی یک دست تربیت نماید که مطابق با معیار های مطلوب باشند و هر نوع تکثر را رد می کند . این گفتمان جنبه های مهم تصمیم سازی و تصمیم گیری از قبیل کتب درسی ، برنامه های پرورشی ، اعزام روحانیون و گزینش را در اختیار دارد .
سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی ، دانشگاه فرهنگیان و ... از مهم ترین سازمان های وابسته به وزارت آموزش و پرورش است که گفتمان سنت گرای ایدئولوژیک به آن حساسیت دارد .

2- گفتمان معیشت:
این گفتمان مهم ترین نوع گفتمان بین معلمان است . معلمان در طول شش دهه گذشته همواره به وضعیت معیشت خود معترض بوده اند . اعنراضات معلمان نیز حول محور همین گفتمان شکل می گیرد . مهم ترین بحث معلمان در دفاتر مدارس از شهر تهران تا دورترین مناطق کشور حول همین مباحث است .

3- گفتمان موفقیت:
دانش آموزان به امید موفقیت قدم به مدرسه می گذارند . بخش هایی از جامعه برای تحصیل فرزندان خود مخارجی را پرداخت می کنند . وجود آموزشگاه های زبان ، علمی ، کنکور و انتشارات های کمک آموزشی همگی محصول این گفتمان هستند . برنامه های رسمی وزارت آموزش و پرورش توانایی پاسخ گویی به این نوع گفتمان و مطالبات برخاسته از آن را ندارند و همین موجب شکل گیری حوزه های خارج از آموزش و پرورش شده اند.

هر نوع تحول در آموزش و پرورش بدون در نظر گرفتن سه گفتمان مهم یاد شده امکان پذیر نیست .
فقدان برنامه مناسب و عملیاتی برای هماهنگ کردن این گفتمان های سه گانه موجب می شود که دولت های با رویکرد اصلاح طلبی در زمینه آموزش و پرورش موفق نباشند و تغییر در آموزش و پرورش محدود به تغییر تعدادی از مدیران باشد .
در صورت پیروزی دکتر پزشکیان تعداد زیادی از افراد متقاضی دریافت پست در دولت و به ویژه آموزش و پرورش می شوند . این تغییر مدیریت بدون در نظر گرفتن هماهنگی سه گفتمان فوق یک تغییر سطحی و در حد جا به جایی چند صندلی خواهد بود .

گفتمان اصلاح طلبی علی رغم داشتن سه تشکل فعال انجمن اسلامی معلمان ایران ، سازمان معلمان ایران و مجمع فرهنگیان ایران اسلامی نتوانسته است با این سه گفتمان ارتباط فعالی برقرار کنند و رویکرد مشخص خود را به صورت شفاف اعلام کنند.
تشکل های صنفی نیز می کوشند تا بر بال گفتمان معیشت سوار شوند و هر چند در سال های اخیر مطالباتی در زمینه عدالت آموزشی بیان می دارند ولی همچنان امیدوارند تا گفتمان معیشت را در عرصه عمومی فعال نگه دارند .
این که در صورت پیروزی دکتر پزشکیان در انتخابات ریاست جمهوری سرنوشت سند تحول بنیادین آموزش و پرورش چه خواهد شد همچنان مبهم است .
آیا قرار است به سیاق یک دهه گذشته مدیران از اجرای سند حرف بزنند بدون اینکه بتوانند این سند را اجرا کنند یا تغییر دهند ؟

آیا قرار است که سند به طور کامل کنار گذشته شود که با توجه به شرایط موجود امکان پذیر نیست یا راهکاردیگری همچون تفاهم جریان های مختلف بر سر تعریف تعاریف مبهم سند پیشنهاد گردد ؟
طبیعی است که گفتمان سنت گرای ایدئولوژیک دست بالا را در مناسبات قدرت آموزش و پرورش خواهد داشت .
گفتمان معیشت نیز مهم ترین گفتمان بدنه آموزش و پرورش است .

گفتمان موفقیت نیز بر روابط اولیای دانش آموزان و آموزش و پرورش سیطره دارد .
رویکرد اصلاح طلبی و تحول خواهی باید بتوانند نسبت برنامه های خود را با شرایط فوق مشخص کنند، واقعیت های موجود را به خوبی بررسی و تحلیل کند و برنامه های مشخص و قابل اجرا داشته باشد و نسبت خود را با سه گفتمان فوق مشخص کند .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/
همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ نشست دوم فرهنگیان با مسعود پزشکیان کاندیدای چهاردهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزار گردید .
در این نشست تعداد دانش آموزان و نیز دانشجو معلمان آن چنان قابل توجه نبود .
البته محمودوند در بخشی از سخنان خود ترس از برخوردهای حراستی و امنیتی را علت این وضعیت و عدم استقبال دانشجو معلمان از این نشست بیان کرد .
حتی اگر این دلیل هم باشد اما پرسشی که مطرح می شود آن است که لوازم مطالبه گری آگاهانه و مستمر آن هم در میان معلمانی که می خواهند عمری را در این دستگاه سپری کنند چیست ؟ ضمن آن که وقتی شرایط به اصطلاح گل و بلبل شد و سفره پهن شد ؛ همه در آن حاضر خواهند شد .
در این نشست ، علی اصغر فانی به عنوان رئیس شورای سیاست گذاری ستاد فرهنگیان مسعود پزشکیان به بیان دیدگاه ها و نظرات خود پرداخت .
فانی تعدادی از مطالبات و اولویت ها را به صورت « کارشناسی شده و طبقه بندی شده » بیان کرد و پزشکیان هنگامی که پشت تربیون قرار گرفت به تک تک آن مطالبات پرداخت و قول داد که نهایت تلاش خود را برای عملیاتی کردن آنان به کار برد .
مطالبات و انتظارات مطرح شده توسط وزیر پیشین آموزش و پرورش عبارتند از :
«1- هر معلم یک شغل و یک زندگی عزت مند . این خواسته ماست .
معلم فارغ البال می تواند به تعلیم و تربیت دانش آموزان بپردازد .
2- معلم ، معلم است . مثل مرحوم شریعتی که امروز سالروز شهادت ایشان است می گفت : فاطمه ، فاطمه است .
من هم می گویم : معلم ، معلم است .
3- با معلم نمی توان با قانون مدیریت خدمات کشوری که مخصوص کارمندان است برخورد شود .
ما نیاز به یک آیین نامه استخدامی معلمین داریم .
4- استقرار عدالت آموزشی .
5- جذب بازماندگان از تحصیل .
6- ارتقای مدارس دولتی .
و این مهم است :
7- اعمال یک نظام استخدامی واحد برای کلیه متقاضیان شغل معلمی .
کانال هایی نزنند و افرادی را خارج از ضابطه در آموزش و پرورش استخدام کنند .
8- مشارکت دادن معلمین در مدیریت مدرسه و یکسان سازی حقوق بازنشستگان با شاغلین .
در پایان و هنگامی که همه سالن را ترک کرده بودند ، باز مطابق روال نشست پیشین ، انبوهی از زباله ها مانند بطری آب ، لیوان یک بار مصرف ، دستمال کاغذی و... توسط فرهنگیان در زیر صندلی ها رها شده بود با این تفاوت که فردی با شتاب در حال جمع آوری آن زباله ها بود .
در این بخش سخنان نرگس ملک زاده معلم مطالبه گر و امیرحسین محمودوند را می خوانید .