سیستم آموزشی ما به بچه ها می گوید وکیل، مهندس و دکتر شوید . درخانه همه دنبال هستیم که بچه هایمان درس بخوانند و تحصیل کرده شوند و...
کجای این آموزش و تربیت به بچه ها یاد می دهد کارآفرین باشند؟
برای خودشان کسب و کار داشته باشند؟
شرکت تاسیس کنند و صاحب کار باشند؟
تجارت کنند و تاجر باشند؟
تقریبا"هیچ جا...
کلا" در حال آموزش به بچه هایمان هستیم که در زندگی اصلا" ریسک نکنند و همیشه در عافیت زندگی کنند.
کارمند جاهای خوبی باشند و حقوق بگیر مفت باشند!
پول تو جیبی دادن به بچه ها عادتی است که ذاتا" بچه ها را غیر مستقل و حقوق بگیر بار میارد.
بچه ها را منتظر پرداخت منظم به بار می آورد.
مواجب بگیر و این دقیقا" مخالف روحیه کارآفرینی است!
راه حل مناسب به نظر می رسد این باشد که :
پول تو جیبی بچه ها مشروط باشد به کمکی که به خانواده می کنند و ارزشی که برای خانواده ایجاد می نمایند.
یاد بگیرند که در صورت کمک به خانواده و انجام یک کار خلاقانه و خوب میتوانند پول توجیبی های متغیر بگیرند.
هم خلاقیت شان پرورش پیدا می کند و هم حقوق بگیر و مواجب بگیر نمی شوند.
هر شب برایشان قصه نخوانید. ۴ شب شما قصه بخوانید و ۳ شب بخوابید آنها برای شما قصه بگویند.
کارآفرین باید بتواند سناریو ایجاد کند و دیگران را تحت تاثیر قرار بدهد.
* بچه ها را منتقد و پرسشگر کنید.
*یک زبان بین المللی و سبک رهبری را به آنها یاد بدهید.
*بچه ها را مطیع و تقلیدی به بار نیاورید .
*هنر شاد زيستن را به بچه ها بياموزيد و افكار آنها را بين المللي بار آوريد.
کانال سواد تربیتی

در هفتهای که گذشت، فضای مجازی و حقیقی آکنده بود از گفتارها و نوشتارها پیرامون مشق شب و فرصتجویی و غنیمتگیری برخی بانیان و ناشران کتب کمکدرسی.
هریک از گفتهها و نوشتهها از زاویهی خاصی نظر کرده بود و برآیند همهی آنها تقریباً واکنشی معترضانه به این ماجرا بود؛ اما این ماجرا دو وجههی میمون و نامیمون داشت:وجه مبارکش آن بود که مشخص شد، هنوز و همچنان، چشم و گوش مردمان و بلکه نخبگان به اظهارات و بیانات بزرگان دین و مراجع است و این گونه نیست که در میان مردم التفاتی به مواضع این بزرگان نباشد.
اگر فردی مورد اقبال و سندیّت مردم نباشد، سخنانش، چه مقبول و چه نامقبول، مورد توجه قرار نمیگیرد؛ که حرف زیاد است و گوینده و نویسنده فراوان؛ اما کلامالملوک است که مُلک و ملّتی را متوجه خود میکند و این وجههی مثبت و مبارکِ این واقعه بود.
اما رویهی نامیمون این ماجرا، آن بود که کسانی هم از آب گلآلود ماهی ستاندند و عقده گشودند و تیغ زبان به بیمهری آختند، بلکه غیظ تاریخی خود را عیان کنند و شأن مرجعیت را به چالش کشند. اینگروه چه بسا همان کسانیاند که عوامانه هر سخنی را از هر «یاردانقلیبیگی» در فضای مجازی بازنشر میدهند و حکمتها(!) را منسوب و غیرمنسوب، زبان به زبان میپراکنند که مثلا فلان صوفی قونیهنشین یا نوعارفی ظهورکرده در برزیل و آرژانتین، ببینید چه گفته و چهها سروده! پای میکوبند و دست میافشانند که:
آی آدمیان! شنیدید که چه گفت؟ آری:
اگر باران به کوهستان نبارد
به کوهستان نباریدهست باران!
و جلّالخالق از اینهمه کلمهی حکمت!
باری؛ این قلم نیز در وقت خود و به هنگام، در جایی و شاید زودتر از همگان بر این ماجرا واکنش نشان داد و سهل است، که صاحب این قلم در یک دههی گذشته جزء اولین نفراتی بود که هشدارهایش را بر چنین روزی با گفتار و نوشتار به دفعات عیان کرد و البته اصلاً خوشحال نیست که پیشبینیهای ناخوشایندش امروز نمایان شده است.

غیرمستقیم از سوی بزرگ این جماعت، یعنی ناشران کمکدرسی، به این حقیر پیامی رسید بدین مضمون که در زمانی که در بسیاری از شهرهای نابرخوردار، معلم و کتاب درسی درست و درمانی وجود ندارد، کتب کمکدرسی، جبرانی است بر این نقیصه، تا بچههای محروم و نابرخوردار در مناطق بیبهره از عدالت آموزشی از حضور در دانشگاه وانمانند و عزیزان ناشر به رسالت عدالتگستری آموزشی خود عمل کرده باشند.
مرا نمیرسد که در مورد نیّت کسان قضاوتی آورم و یا ذهن آدمیان را بخوانم یا از موج جنجالهای ژورنالیستی سواری بگیرم. نیّت بانیان بین خودشان و خدایشان و وجدانشان؛ قضاوت در مورد شخص ایشان نیز با هرکه باشد، قطعاً در عهدهی من نیست. آنچه رسالت معلمی کوچک اما تجربهاندوخته همچو من است، دیدن و ارزیابی نتایج آن نیّتهاست؛ که نیّت -گیرم خیر بوده- نتایجش نه تنها خیر نبوده، که شرورش به وضوح غالب بوده است.
محرومیت دانشآموز سراوانی و بشاگردی و برازجانی، هرچند ناگوار است، اما چارهاش در استخوانگذاری لای زخم نیست. دانشآموزی که معلم ندارد و از کتاب درسی رسمی نمیتواند استفاده کند، به طریق اولی از کمکدرسی نیز طرفی نمیبندد؛ جز آنکه در فشار روانی و استرسزایی، کتاب را میخرد و بهرهاش را هم نمیبرد. وانگهی، انصاف دهند:
چه تیراژی از این کتب به دست آن سراوانیان و برازجانیان میرسد؟ و چه تیراژی در پایتخت و استانهای برخوردار، توزیع و فروخته میشود؟

تازه، استدلال فوق (پرکردن خلأ معلم با کتب کمکآموزشی) زمانی میتواند مسموع افتد، که اصل رویکرد «حلالمسائلگرایی» در آموزش را بپذیریم و بر این روش به لحاظ پژوهشی و تخصصی صحّه بگذاریم.
القصّه، جریان دمِ خروس تجارت آموزشی در دو دههی اخیر، عیانتر از آن است که بتوان قَسمهای حضرت عباس را بهراحتی هضم و باور کرد؛ هرچند -تأکید میکنم- بیش از آنکه دلمشغول نیّت بانیان این ماجرا باشم، جدّاً نگران نتایج این روند هستم که از قضا این نتایج، هم در صحنهی مدارس و هم ساحت دانشگاهها عیان است و بیش، حاجت به بیان نیست.
کانال مکتوب هفته

از تاریخ ۷ آذرماه ۹۷ (تبدیل وضعیت کارکنان پیمانی به رسمی و...) تا ۲۶ آذر ۹۷ (آدرس حوزههای امتحانات نهایی) حدود شصت بخشنامه در کارتابل مدارس بارگذاری شده است.
به عبارت دیگر هر مدیر، به طور متوسط باید روزانه سه بخشنامه را مطالعه کرده و اکثراً به آن جواب مقتضی آنهم در قالب اکسل و سی دی داده و بعضا شخصا به واحد مربوطه تحویل دهد.
حجم بزرگی از این بخشنامهها در حوزه معاونت پرورشی، مشاوره، بهداشت و آسیبهای اجتماعی است. در نظر بگیرید فرضا هنرستانی آسیبپذیر مانند شهید دستغیب گوهردشت با بیش از چهارصد هنرجوی کاردانش اگر فاقد معاون پرورشی، مشاور دائمی، مربی بهداشت و.... باشد بار مسئولیت تمام این بخشنامهها روی سر مدیر مدرسه آوار خواهد شد.
بخش دیگری از بخشنامهها مربوط به بسیج دانشآموزی، سازمان دانشآموزی، انجمن اسلامی، پروژه مهر و... میباشد. این عزیزان نیز با نگاه از بالا به پایین انتظار سازماندهی دانشآموزان توسط مدیر و کادر مدرسه برای اجرای بخشنامههای خود را دارند.
بخش دیگری از بخشنامهها درخواست و امر و نهی دوایر مختلف وزارت، سازمان و نواحی در خصوص آماده کردن، دستهبندی، پردازش اطلاعات سخت افزاری و نرم افزاری مدرسه و ارسال آن توسط سی دی (نه از مسیر اتوماسیون اداری) به واحد مربوطه میباشد.
عمده این درخواستهای به جا و نابه جا تکراری بوده و گویی دو واحد همسایه در ناحیه جزیرهای عمل کرده و ارتباطی ارگانیک با هم ندارند و مدیر بخت برگشته باید یک کار ثابت را با اندکی تغییرات به چند واحد تقدیم و تسلیم نماید!
جالبتر آنکه اکثر بخشنامهها لازمالاجرا بوده و البته هر واحد صادر کننده بخشنامه، عریضه خود را مهمترین رسالت آموزش و پرورش و از اولویتهای اصلی سازمان تلقی می کند. شورای عالی آموزش و پرورش مکانی است که دیگران برای ما تصمیم سازی و تصمیم گیری میکنند، بدون این که ساعتی در زیر پوست شهر تدریس کرده و از مشکلات اصلی آموزش و پرورش مطلع باشند

به جز بخشنامهها، طرحها و جلسات عمدتا زائد، میتوان ضمن خدمتها، جلسات پارتیزانی و مناسبتی مدیران و... را نیز به این داستان سنجاق نمود.
یکی از مسائل مهم هر واحد آموزشی تشکیل ارکان مدرسه مشتمل بر شورای مدرسه، شورای معلمان، انجمن اولیا و مربیان، شورای دانشآموزی و... میباشد.
مدیر باید ضمن تشکیل تمام این ارکان با برگزاری جلسات منظم و از پیش تعیین شده این ارکان را نیز بالانس کرده و هر سلولش همزمان با ساز کوک و ناکوک هر یک از ارکان مدرسه برقصد و بعضا مدیر به خاطر کمبود نیرو ۴ ساعت نیز در هفته و معاونانش ۶ ساعت و البته سرپرست بخشها نیز ۸ تا ۱۲ ساعت علاوه بر وظایف سازمانی تدریس اجباری نمایند.
پیدا کنید پرتقال فروش را...

طرح تعالی مدیریتی و باقی ماجرا
از سال جاری آموزشی طرح تعالی مدیریتی به صورت اجباری باید در دوره دوم متوسطه و هنرستانها تمام و کمال اجرا شود.
این برنامه شامل ۱۲ محور و بیش از ۸۰۰ زیر محور میباشد. اجرای آزمایشی برنامه تعالی مدیریتی معلوم نیست چه دستاورد ملموسی در دوره اول متوسطه داشته که وزارتخانه مصر به تعمیم آن به بالا دستیهاست. حتی اجرای نیمبند این برنامه نیز تقریبا تمام وقت مفید مدیران و کادر اداری را با مستندسازی، کاغذ بازی و... پر خواهد کرد.
سند بالادستی ما سند تحول بنیادین میباشد که معلمان و مدیران مدارس به عنوان نیروهای جهادی آموزش و پرورش نقشی در تنظیم و ترتیباتش ندارند.
شورای عالی آموزش و پرورش مکانی است که دیگران برای ما تصمیم سازی و تصمیم گیری میکنند، بدون این که ساعتی در زیر پوست شهر تدریس کرده و از مشکلات اصلی آموزش و پرورش مطلع باشند.
چه باید کرد؟
برای تمرین عمل به شعار مدرسه محوری باید چند کار ویژه اساسی صورت گیرد:
1- به رسمیت شناختن استقلال و تفاوتهای ماهوی مدارس و اعتماد به تشخیص مدیران و معلمان به عنوان خط مقدم آموزش و پرورش
چرا که هر مدرسه ای صحنه ای منحصر به فرد از شرایط متنوع جامعه پیرامونی است.
2- اختیار اجتهاد به مدیران مدارس در اهم و مهم کردن بخشنامهها و کنار گذاشتن فرعیات و زوائد غیرضرور ، چرا که کارکنان بیش از آن که نیازمند طرحهای متناقض، متقاطع و متنافر سیستم اداری باشند، نیازمند اعتماد و نظارت مستمر هستند.
3- ایجاد تناسب بین مسئولیتها و اختیارات مدیران
علاوه بر نامتناسب بودن تکالیف و اختیارات، حق مدیریت مدرسه در قبال این همه بایدها و نبایدها، به طور متوسط ماهانه چهارصدهزار تومان (پول دو کیلو پسته) میباشد.
4- تمرکز زدایی از سیستم متمرکز آموزش و پرورش و رفتن به سوی تکثر فرهنگی و فدرالیسم آموزشی و کاستن از غلظت سانترالیسم مرکزگرای فعلی
5- اجرای عدالت آموزشی و حذف تبعیضهای ناروا با یکسانسازی حداکثری آموزش و حذف و تقلیل مدارس رنگارنگ
6- اجرای تمام و کمال نظام رتبهبندی معلمان جهت پاسخگویی به بخشی از مطالبات منزلتی و معیشتی فرهنگیان
7- اصلاح نگرش مسئولین و جامعه نسبت به آموزش و پرورش بعنوان نهادی مصرفگرا و برباد دهنده بودجه
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت داریداین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید">
گروه گزارش/
دوشنبه 26 آذرماه به دعوت مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی نشستی با حضور دانشجو معلمان در محل سالن علامه جعفری این دانشگاه و عبدالرسول عمادی رئیس مرکز سنجش و سرپرست آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش برگزار گردید . ( این جا )
در این گزارش آمده بود :
" در پایان این نشست مدیر صدای معلم درخواست وقت برای 5 دقیقه صحبت از مجری مراسم کرد .
پورسلیمان از وضعیت فرهنگی و جو شدید امنیتی در دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی انتقاد کرده و گفت :" من در پردیس شهدای مکه حضور پیدا کردم . سخنران آقای ابراهیم سحرخیز بود . با این که مجری بسیج دانشجویی بود اما به راحتی انتقادات خود را بیان کردم .انتقادات من به مراتب صریح تر بود اما کسی به من تذکری نداد .
این جا به من می گویند اگر می خواهی به عنوان خبرنگار حضور پیدا کنید باید مجوز بگیرید .
آقای یزدانی مسئول کمیته انضباطی دانشگاه و نیز معاون فرهنگی موکدا به من دائما تذکر می دهند که آیا شما مجوز ورود به این دانشگاه را دارید ؟
آیا اصلا مجوز برای ضبط حرف ها را دارید ....
حتی موقع ورود به این دانشگاه برخوردهای شدید و موهنی با من صورت گرفت .
مدیر صدای معلم در ادامه وضعیت دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی را به " پادگان " تشبیه کرده و از انفعال وزیر آموزش و پرورش و مسئولان این دانشگاه انتقاد کرد .مسئول کمیته انضباطی و معاونت فرهنگی دانشگاه خطاب به مدیر صدای معلم گفتند که شما دانشجو نیستید و نمی توانید به صحبت کردن ادامه دهید .
پس از آن که سخنان مدیر صدای معلم نیمه تمام ماند در مراجعت به جایگاه خویش متوجه شد که ضبط خبرنگاری که روی سن قرار داده بود نیست .پس از اعتراض مدیر صدای معلم عنوان شد که کسی از این قضیه خبر ندارد و همه این ها در حالی بود که عبدالرسول عمادی تنها نظاره گر این صحنه ها بود و حتی لبخندی بر لبان وی نقش بسته بود .
پس از حدود 5 ساعت توقف در دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی سرانجام ضبط خبرنگاری مدیر صدای معلم عودت داده شد در حالی که فایل مراسم پاک شده بود .علی رغم دعوت کتبی مجمع اسلامی دانشگاه ، « عظمتی » در این نشست حضور نیافت ."
علی رغم گذشت یک هفته هنوز نه مسئولان دانشگاه شهید رجایی و نه وزارت آموزش و پرورش واکنشی به این موضوع نشان نداده اند .
حتی در نشست رسانه ای سازمان نهضت سواد آموزی ، مدیر صدای معلم نسبت به این موضوع اعتراض کرده و خواهان تعیین تکلیف جایگاه رسانه و خبرنگار در آموزش و پرورش و ارکان آن شد . ( این جا )
تنها موضوع قابل ذکر و قابل تامل ؛ رد صلاحیت « عبدالرسول عمادی » برای تایید به عنوان معاون آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش بوده است .
« صدای معلم » به جد پی گیر این موضوع تا حصول نتیجه و پاسخ گویی مسئولان خواهد بود.
« مینو امامی » همکار این رسانه نقدی بر این واقعه نگاشته است .

فلسفه بیمه تکمیلی، پوشش کامل هزینه درمان و در واقع پوشش نقص بیمه پایه هست . در کشور ما بیمه های پایه هر ساله خدمات پزشکی را ناقص تر از گذشته پوشش می دهند .در یکی دو سال اخیر با سرازیر شدن بودجه کلان به سمت بیمه های پایه شاهد خدمات خوب و ارزانی بودیم ولی اکنون نه تنها به شرایط قبل از این طرح برگشته ایم بلکه شاهد حذف و کاهش برخی خدمات پزشکی هستیم از جمله حذف داروها از پوشش بیمه.
علی ایحال افراد برای رفع نواقص بیمه پایه اقدام به پوشش بیمه تکمیلی می نمایند من جمله بیمه تکمیلی آموزش و پرورش تحت عنوان بیمه طلایی در دولت گذشته آغاز شد و خدمات اولیه با حق بیمه تناسب نسبی داشت هر چند باز هم هزینه های پزشکی کامل تحت پوشش قرار نمی گرفت و نارضایتی ها هم وجود داشت لیکن فرهنگیان فکر نمی کردند در سالهای بعد شاهد افزایش حق بیمه و کاهش خدمات باشند و انتظار این بود نواقص در سالهای بعد رفع شود و معلمان حداقل در هزینه های درمان دغدغه کمتری داشته باشند اما سال به سال وضعیت بدتر شد تا جایی که مراکز درمانی با شرکت بیمه گر طرف قرارداد آموزش و پرورش قرارداد منعقد نمی کردند و فرهنگیان مجبور بودند هزینه از جیب بپردازند و بعدها دنبال دریافت از بیمه گر باشند .
این ضعف ها بیشتر شد تا سال ۹۵ که شرکتهای بیمه حاضر به عقد قرارداد با آموزش و پرورش نشدند .دلیل هم روشن بود !
آموزش و پرورش از پرداخت سهم کارفرما عاجز بود و بدهی زیادی به شرکتهای طرف قرارداد داشت .

در وزارت تصمیم بر اداره بیمه تکمیلی به صورت صندوقی شد .
در سال۹۶ تقریبا ۵۰ درصد به حق بیمه افزوده شد ولی باز هم خدمات افزایشی نداشت و مراکز درمانی با آموزش پرورش قرارداد منعقد نمی کردند و مجدد نارضایتی فرهنگیان ادامه و بلکه بیشتر هم شد ؛ انتظار این بود با توجه به افزایش حق بیمه، بخشی از نواقص رفع شود که نشد...
قرارداد جدید می بایست اول آبان منعقد می شد ولی دوماه تمدید شد .
در آذر ماه معاونت پشتیبانی وزارت خبر از بیمه تکمیلی با دو شکل و دو تعرفه داد .
حال سوال اینجاست :
آیا افزایش حق بیمه متعارف و منطقی خواهد بود؟
آیا هزینه های پزشکی کامل تر و بیشتر از گذشته تحت پوشش قرار خواهد گرفت؟
آیا پرداخت سهم دولت به صورت منظم خواهد بود و منجر به پذیرش بیمه فرهنگیان در قریب به اتفاق مراکز درمانی خواهد شد یا اینکه مجدد مراکز درمانی از قرارداد با آموزش و پرورش ممانعت خواهند کرد؟
آیا اختلاف حق بیمه این دو بسته در حدی خواهد بود که فرهنگیان به اجبار بسته ضعیف تر را انتخاب نمایند و در این بسته مجدد خدمات کمتر ارائه شود؟؟
سوالات متعددی وجود دارند .
روشن است اگر وزارت آموزش و پرورش و دولت بخواهند خدمات پزشکی مناسبی ارائه دهند باید سهم کارفرما را افزایش دهند و پرداختی به شرکت بیمه گر به موقع صورت گیرد و نیازی به ارائه بسته های مختلف نیست.
امیدواریم این طرح رضایت فرهنگیان را به دنبال داشته باشد باید ماند و دید که هدف دولت از این بسته ها چیست...
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه استان ها و شهرستان ها/
تاکنون نامه ها ، گزارش ها و یادداشت های متعددی در ارتباط با وضعیت خانه های معلم ، باشگاه های فرهنگیان و مراکز اسکان فرهنگیان در صدای معلم منتشر گردیده است .
نامه زیر توسط یکی فرهنگی بندرعباسی برای صدای معلم ارسال شده است .
این رسانه آمادگی خود را برای انتشار پاسخ مسئولان اعلام می کند .
گروه تشکل ها/
« کانون صنفی مستقل فرهنگیان آذربایجان شرقی » پس از وقوع واقعه دلخراش آتش سوزی در یک مدرسه در زاهدان و جان باختن تعدادی از دانش آموزان بیانیه ای صادر کرد .
متن کامل این بیانیه که در اختیار صدای معلم قرار گرفته است به شرح زیر است
گروه استان ها و شهرستان ها/
نامه ی زیر توسط یک فرهنگی از تهران برای صدای معلم ارسال گردیده است .
این رسانه آمادگی خود را برای انتشار پاسخ مسئولان اعلام می کند.
" خیلی از درس خواندهها، تقصیر نابه سامانیها و عقب افتادگیها را به گردن امثال اسکندر، اعراب، چنگیز، تیمور و بالاخره سیاست خارجی و استعمار قرن اخیر که تماما از خارج وارد شده است میاندازند! در قدیم نیز پای قسمت و تقدیر یا فلک غدار را پیش میکشیدند!
اگر صدبار حکومتت را از بیخ و بن عوض کنی، اگر تمامی دشمنان فرضی و حقیقی خارجیات را از روی زمین محو کنی، اگر تمامی افلاک و سماوات را به خدمت درآوری، تا ریشهی مشکل را در خودمان خشک نکنیم، تمامی این عوامل احتمالا مسکنهایی خواهند بود و درد، پس از مدتی به نحو و شکل دیگری باز هم گریبانت را خواهد گرفت! (1)

در روزهای گذشته حرکت « محمد باسط درازهی » نماینده مردم سراوان نمایندهٔ دورهٔ دهم مجلس شورای اسلامی از حوزهٔ انتخابیهٔ سراوان، سیب و سوران و مهرستان در استان سیستان و بلوچستان در صدر اخبار و مورد توجه افکار عمومی قرار گرفته است .
نخستین باری که " درازهی " را دیدم کمی پس از برگزاری انتخابات این دوره مجلس بود .
شنبه بیست و دوم اسفند ماه سال 1394 نشست نمایندگان تشکل های معلمان و فعالان صنفی – سیاسی فرهنگیان با برخی منتخبان مجلس دهم در کانون تربیتی فرهنگی حر واقع در منطقه 11 تهران برگزار گردید . ( این جا ) و ( این جا )
در این نشست که به دعوت انجمن اسلامی منطقه 11 تهران صورت گرفت « محمدرضا عارف » منتخب اول مردم تهران و نیز تعدادی از نمایندگان منتخب مجلس دهم و برخی شخصیت های فرهنگی - سیاسی به ارائه نقطه نظرات و دیدگاه های خویش پرداختند .
یکی از افرادی که در این مراسم سخنرانی کرد « درازهی » بود .
بد نیست سخنانی را که ایشان در ابتدای وظیفه نمایندگی خویش بر زبان رانده است یک بار دیگر مرور کنیم :

" بنده معلم هستم و مدرس دانشگاه ، رشته ادبیات و زبان انگلیسی فارغ التحصیل از دانشگاه بمبئی هندوستان .
مشخصه های استان من به شرح زیر است :
استانی که بالاترین درصد بی سوادی در کشور را دارد .
آن استانی که 13000 کمبود نیروی انسانی دارد تا به دومین استان محروم کشور برسد .
آن استانی که بیش از 120000 کودک از کودکان ایران اسلامی از تحصیل محروم اند .
و آن استانی که بیش از 70 درصد مدارس اش کپری هستند و بیش از 90 درصد کل مدارس استان غیراستاندارد هستند .

آری !
استان پهناور سیستان و بلوچستان ! پیشانی ایران !
هدف از این اشارات آن بود که در مجلس دهم گره های آموزشی کشور باز شود .
یک سوال طرح می شود : در خیلی از حوزه های انتخابیه من و شما تخصص ها و فوق تخصص های زیادی بوده اند ، مهندسان زیادی بوده اند ؛ اما جامعه من و شما دست به دامان معلم شده است .
پناه و فریادش را به یک معلم رسانده است .
جای تشکر دارد که به یک معلم اعتماد شده است .
نکته بعد آن است که این مناطق بیشتر مشکلات آموزشی دارند .
در خیلی از کشورهای دنیا و یک قرن قبل به مقوله " آموزش " اندیشیده اند اما در کشور ما متاسفانه فکر می کنم آموزش جزء اولویت های ده به بالا باشد !

در خیلی از کشورهای دنیا ، آموزش و پرورش جزء اولویت های اول و یا حداکثر دوم و سوم است .کشورهایی مانند ژاپن ، آلمان و...
امیدوارم مجلس دهم فرصتی باشد تا خلاها و گره های آموزشی در کل کشور خصوصا در استان های محروم که محروم ترین آن استان سیستان و بلوچستان است حل شود .
امیدوارم در مجلس دهم ، هم فکر بودن و هم فکر کار کردن مبنای ما در مجلس دهم باشد .
امیدوارم مشکلات کشور با تدبیر حل شود .
آن واقعیت هایی که باید بیان شود را بگوییم .
در حوزه انتخابیه من با بیشترین محرومیت درصد مشارکت در انتخابات مجلس نسبت به کل کشور 85 درصد و در انتخابات ریاست جمهوری 84 درصد بوده است که بالاترین درصد در کل کشور بوده است .
امیدوارم این انسان های بی ادعا که با کم ترین ها می سازند و همراه و همگام نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران هستند درک شان کنیم .
خصوصا آن طرف مرز که دو کشور نابه سامان افغانستان و پاکستان هستند و اگر ما این جوان ها را خوب حمایت و یا هدایت نکنیم آن طرف مرز فرصت های خطرناکی مانند گروهک ها و... وجود دارد .
باز هم امیدوارم مجلس دهم نقطه عطفی برای حل مشکلات کشور به ویژه مناطق محروم باشد . "
نکته جالب اظهارنظرهای وی در خصوص استیضاح منصور غلامی وزیر علوم است .
ایشان در 4 مرداد 97 در این مورد می گوید :
" پس از صحبتهای وزیر علوم قرار شد در روزهای آینده جلسه دیگری با استیضاح کنندگان تشکیل شود.
با توجه به اتفاق نظرهای نمایندگان بر سر تجدید نظر دوباره برای استیضاح، این موضوع به صحن علنی مجلس نرفت و قرار شد جلسه ای با حضور نمایندگان ظرف چند روز آینده انجام شود. "
با این حال تاکنون در مورد بطحایی ، عملکرد و حتی استیضاح ایشان مورد خاصی مشاهده نشده است . برآورد سخنان افرادی مانند حاجی بابایی اشاعه و نهادینه کردن فرهنگ تظاهر ، ریا و عوام فریبی در جامعه است
نخستین پرسش از آقای درازهی این است که آیا یک " معلم " به راحتی به دیگران توهین می کند و با الفاظ سخیف و کوچه و خیابانی دیگران را مورد عتاب و خطاب قرار می دهد ؟
البته در اکثر ادارات دولتی ، شبه دولتی و حتی خصوصی احترام و تکریم ارباب رجوع جایگاهی ندارد و بسیار نادر پیدا می شود کسانی که از از خدمات دهی و برخورد با مشتریان و مراجعه کنندگان رضایت داشته باشند هر چند در این زمینه منشورهای مختلفی در برابر دیدگان مردم نصب شده است اما این ها بیشتر فرمالیته است و تقریبا نظارتی در این زمینه دیده نمی شود .
حتا اگر فرضا آن نماینده اداره گمرک به این نماینده مجلس کم محلی و با بی اعتنایی کرده است به هیچ عنوان مجوزی برای زیر پاگذاشتن اخلاق آن هم از سوی یک نماینده مجلس و به ویژه از سوی یک " معلم " به هیچ عنوان پذیرفتنی نیست .
آیا آقای درازهی با همان شدت و حدت که رگ گردنش برای بی احترامی یک کارمند نسبت به شان والای یک نماینده مجلس متورم و برافروخته می شود در برابر جان باختن آن 4 دانش آموز زاهدانی هم حساس و پی گیر است و به خاطر آن جلسه غیرعلنی تشکیل می دهند ؟

آیا شده است که این نماینده محترم و سایرین مثل ایشان بابت جان باختن دانش آموزان و معلمان در آتش سوزی های مدارس ، راهیان نور ، غیرمقاوم نبودن مدرسه و.... مسببان و تصمیم گیرندگان این وقایع تلخ را به مجلس بکشانند و حداقل بر سر آنان فریاد بکشند ؟
" بنده معلم هستم "
به تازگی هم در شبکههای اجتماعی بحث تقلب علمی این معلم مناطق محروم مطرح شده است که در صورت صحت این موارد به نظر نگارنده صلاحیت نمایندگی از ایشان ساقط خواهد شد .

در کنار این موضوعات واکنش شهروندان و افراد عادی هم قابل توجه است .
خیلی کم و شاید اصلا موردی پیدا می شود که کسی بخواهد از عملکرد این نماینده مجلس دفاع کند اما گویی همه فراموش کرده اند که در جامعه امروز ما و در روابط میان فردی مان اکثرا آلوده به " خشونت کلامی " هستیم و در سایه قانون گریزی و قانون ستیزی به راحتی و با حالتی حتا " طلبکار " حقوق قانونی و انسانی دیگران را زیر پا می گذاریم . واقعا اگر این گونه مسائل برای این افراد مهم است پاسخ دهند در این 3 سال نمایندگی برای مقاوم سازی و ایمن سازی مدارس و مناطق محروم چه کرده اند ؟
و این از ویژگی های عمومی جامعه ایرانی است که همیشه عیب دیگران را بزرگ می بیند و نگاهی به خودش ندارد و حتی نقد درست دیگران را نیز در این زمینه بر نمی تابیم .
خیلی کم دیده ام که افراد در برابر اشتباه و یا کوتاهی های خود عذرخواهی کنند گویی اصلا فرهنگ عذرخواهی و پذیرش اشتباه و سعی در اصلاح آن مولفه ای کمیاب در جامعه ایرانی است .
به عبارت دیگر می توان گفت اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان بالقوه و بالفعل یک " محمدباسط درازهی " هستند که مهم ترین عامل آن را می توان حاصل تربیت نادرست و یک فرهنگ آلوده دانست .

در کنار همه این ها سکوت « محمدرضا عارف » به عنوان رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس و نیز رئیس فراکسیون امید قابل تامل و البته تاسف است .
برخی اوقات فکر می کنم آیا فردی شایسته تر ، کارآمد تر و دلسوزتر از ایشان برای ریاست این کمیسیون مهم مجلس یافت نشد ؟
مگر می شود در برابر چنین مسائل مهمی که وجدان عمومی را جریحه دار می کند سکوت کرد و حرفی نزد ؟
فردا چگونه می توان در برابر عملکرد خویش و پاسخ به اعتماد عمومی دفاع کرد ؟
وقوع چنین مسائلی آزمونی برای شناخت افراد و میزان صداقت آنان و تطابق آن با عملکرد اشخاص است .

« حمیدرضا حاجیبابایی » رئیس فراکسیون فرهنگیان مجلس دهم در این مورد در مصاحبه با فارس می گوید : باید به رئیس مجلس و هیأت رئیسه آن که به دنبال برخورد با منتشر کننده این فیلم هستند و نیز همه کسانی که " فضای مجازی " را یک " تهدید " می دانند عرض کرد که خدا را شکر که این شبکه های مجازی یک " اتاق شیشه ای " برای نظارت بر رفتار همه ایجاد کرده اند
" رئیس مجلس و هیأت رئیسه پس از مباحثی که توسط برخی نمایندگان مطرح شده بود در حال جمعبندی موضوع بودند که با کارمند گمرک و کسی که این فیلم را در فضای مجازی منتشر شده است چگونه برخورد کنند. در حالی که به همراه آقای دهقان نماینده طرقبه به اعضای هیأت رئیسه گفتیم که ما نه دادگاه هستیم نه هیأت منصفه و لذا نمیتوانیم خانه ملت را به دادگاه تبدیل کرده و در مورد رفتارهای یک نماینده در بیرون مجلس که با مردم و یا ارباب رجوع بحث کرده و به امورات شخصیاش مربوط میشود، ورود کنیم چرا که نمیدانیم در این قضیه حق با چه کسی است.لذا مجلس نمیتواند در این خصوص تصمیم گیری کند که چه کسی عزل شده و با چه کسی باید برخورد شود. که اگر این کار را کردیم اقدام اشتباهی محسوب میشود.
نماینده مجلس وقتی در خیابان یا دیگر نقاط با مردم بحث و جدلی داشته باشد فردی عادی محسوب میشود هر چند که نماینده مجلس است ضمن اینکه نماینده مجلس در اجرای قانون و بیان سخن مردم و دفاع از آنان قانونی اساسی و کشور مصونیت دارد. اما وقتی بحثها دو طرفه شود نه مجلس میتواند ورود کند نه نماینده میتواند از جایگاه نمایندگیاش سواستفاده کند چرا که در آن صورت دو طرف فرد عادی تلقی میشوند.
با توجه به بررسیهای صورت گرفته در این خصوص به نظر میرسد که هم نماینده و هم کارمند در این خصوص اشتباه کردهاند اما اینکه چه کسی قصور بیشتری داشته است باید توسط یک هیأتی مستقل و حتی قاضی مشخص شود.
در برابر مردم نباید نمایندگان مجلس از خود حساسیت به خرج دهند ضمن اینکه نشان دادن حساسیت از سوی مجلس کار درستی نبوده است.

مجلس نباید معطل موضوعات جزئی شود چرا که در شان مجلس نیست که در هر موضوعی و برای هر نمایندهای موضوعی پیش آمد خود را منتظر بررسی اقدام کنیم چرا که مجلس شورای اسلامی متعلق به بیش از 80 میلیون ایرانی است که برای هر دقیقه و هر ثانیه آن هزینههای زیادی گردن نظام و مملکت دارد. لذا مجلس شورای اسلامی نباید خود را منتظر اقدامات مربوط به هر نماینده که در خارج از مجلس کارهایی را انجام داده است، کنیم و یا حتی جلسه غیرعلنی برگزار کنیم.
نماینده مردم همدان با بیان اینکه اتفاقات مهمی در کشورمان رخ میدهد که اکثر آنها دردناک است که میتوان به حادثه آتشسوزی در مدرسه دخترانه در زاهدان اشاره کرد،گفت: بررسی مسائل کلان و مهم باید در دستور کار مجلس شورای اسلامی باشد نه موضوعات جزئی. "
این استدلال حاجی بابایی درست مانند آن مدیر و یا معلمی است که می گوید ما در حدود مدرسه مسئول رفتار دانش آموزان هستیم و مسئولیتی در خارج از مدرسه و در مورد رفتارهای نادرست آنان نداریم .اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان بالقوه و بالفعل یک " محمد باسط درازهی " هستند که مهم ترین عامل آن را می توان حاصل تربیت نادرست و یک فرهنگ آلوده دانست
این طرز نگرش نهایت کوته فکری افراد را بازتاب می دهد و این که گویا فراموش کرده اند ؛ اساسا فلسفه مدرسه برای تغییر و اصلاح رفتار دانش آموزان پی ریزی شده است و داخل و خارج ندارد .
این گونه سخنان نوعی مسئولیت گریزی و توجیه رفتارهای ناقص و یا نادرست است .
اساسا مجلس به چه منظوری ایجاد شده است جز آن که یکی از وظایفش نظارت بر کارکرد قوانین است .
حال اگر این قوانین توسط خود نماینده مجلس نادیده گرفته شود چه باید کرد ؟
از سوی دیگر مگر یک نماینده مجلس نماینده افکار عمومی نیست ؟
کسی که به دیگران توهین می کند چگونه می تواند ادعا کند که نماینده مردم است ؟
برآورد سخنان افرادی مانند حاجی بابایی اشاعه و نهادینه کردن فرهنگ تظاهر ، ریا و عوام فریبی در جامعه است . آیا شده است که این نماینده محترم و سایرین مثل ایشان بابت جان باختن دانش آموزان و معلمان در آتش سوزی های مدارس ، راهیان نور ، غیرمقاوم نبودن مدرسه و.... مسببان و تصمیم گیرندگان این وقایع تلخ را به مجلس بکشانند و حداقل بر سر آنان فریاد بکشند ؟
این استدلال حاجی بابایی در مورد گناهکار خواندن طرفین مانند آن حکایت ملانصرالدین است .
می گویند :
دو نفر که با هم دعوا داشتند، برای حل اختلاف به نزد ملانصرالدین میآیند. نفر اول شروع به سخن میکند و با طرح استدلال و دلایل، خود را محق جلوه میدهد، ملا هم میگوید، بله حق با تو است. طرف دیگر دعوا با شنیدن سخن ملا، شاکی شده و دلایل خود را مبنی بر محق بودن خود بیان میدارد و ملا پس از گوش دادن میگوید، بله حق با تو هم است.
زن ملا که از پس پرده داشت این قضاوت و دفاعیات را میشنید از آن پشت پرده ندا در داد؛ که ملا؛ نمیشود هم او درست بگوید و حق با او باشد و هم با طرف مخالفش. ملا هم با خونسردی جواب گفت: اتفاقا تو هم درست میگویی و حق با تو هم است.
این گونه استدلال ها نه برای کسی مرجعیت ایجاد می کند و نه اعتماد .
افراد فارغ از مقام و جایگاه اداری و حکومتی باید جامعه را با " تعقل " اقناع کنند .
و اما موضوع بعد ؛ اشاره به سخنان حاجی بابایی در مورد آتش سوزی مدارس است .

واقعا اگر این گونه مسائل برای این افراد مهم است پاسخ دهند در این 3 سال نمایندگی برای مقاوم سازی و ایمن سازی مدارس و مناطق محروم چه کرده اند ؟
حاجی بابایی با واقعه شین آباد چه برخوردی داشت ؟
آیا شهامت و جسارت یک عذرخواهی بدون قید و شرط در برابر وجدان جامعه را داشت ؟

و یا مقصر بخاری ارج بود !
باید به رئیس مجلس و هیأت رئیسه آن که به دنبال برخورد با منتشر کننده این فیلم هستند و نیز همه کسانی که " فضای مجازی " را یک " تهدید " می دانند عرض کرد که خدا را شکر که این شبکه های مجازی یک " اتاق شیشه ای " برای نظارت بر رفتار همه ایجاد کرده اند .
و اما مشکل اصلی از جامعه ما و مدیریت های ناکارآمد آن است که مثل همه موضوعات دیگر که سواد استفاده از مظاهر مدرنیسم را نداریم و کارکردش به ضد خودش تبدیل می شود سرانجام به پاک کردن صورت مساله می رسیم .
( 1 )
جامعه شناسی خودمانی
( کلیپ ویدئویی : حسینی، استاد دانشگاه تهران، با حضور در دانشگاه سیستان و بلوچستان و با دیدن مشکلات مدارس و فقر شدید دانش آموزان، به نشانه اعتراض متن سخنرانی خود را پاره می کند )