
در مدرسه که بودیم، بیشتر بچهها، از جمله خودم، سر امتحان گاهی تقلب میکردیم. هم میرساندیم و هم میگرفتیم! اصولا کار بدی محسوب نمیشد و این طور نبود که اگر تقلب کنی عذاب وجدان بگیری. اتفاقا برعکس اگر میشد به کسی برسانی و نمیرساندی بعدا توسط بچهها مورد مواخذه قرار میگرفتی که «عجب نامردی هستی که نرسوندی»!
در دانشگاه شریف با سطوح پیشرفتهتر تقلب آشنا شدم! انواع و اقسام مختلف که توضیحش یک نوشته جداگانه میطلبد. چند بار شد که استاد جلسه امتحان را برای چند دقیقه ترک میکرد و واقعا اوضاع ناراحت کنندهای پیش میآمد:
خیلی از بچهها (شاید بیشتر از ۵۰٪) شروع میکردن باهم صحبت کردن در مورد سوالات. دانشگاه هم قوانین کنترل صحیحی در این قضیه نداشت. البته همیشه یک تعداد انگشتشماری از بچهها بودند که تقلب را کاری غیر اخلاقی میدانستند و هرگز این کار را نمیکردند.
فکر میکنم که مشکل اصلی این بود که تقلب تبدیل به یک فرهنگ شده بود و کسی که میتوانست تقلب کند به جای آنکه عذاب وجدان بگیرد، افتخار هم میکرد و با ذوق و شوق برای بچهها از تقلبش میگفت و این کار به نوعی زرنگی محسوب میشد. وقتی خودم معلم حل تمرین یک کلاس در شریف بودم، زمان امتحان واقعا برایم ناراحتکننده بود:
میدیدم که چقدر زیاد بچهها جلوی چشمم در حال تقلب هستند. از طرفی برخورد هم واقعا سخت است چون در عین حال نباید و نمیخواهی شخصیت دانشجو را زیرسوال ببری. یک بار به یکی از دانشجوها که دائما نگاهش در برگه بغل دستیاش بود گفتم که از خودم بپرسی بهتره، من بیشتر میتوانم کمکت کنم و او هم خندید!
آمریکا که آمدم این موضوع برایم خیلی جالب بود:
بچهها به مراتب کمتر تقلب میکنند. دانشگاه هم با هرگونه تقلب فوقالعاده سخت برخورد میکند ؛ بیشتر دانشگاهها اگر کسی فقط دوبار تقلب کند یا تمرین خانهاش را از روی تمرین شخص دیگری بنویسد، از دانشگاه برای همیشه اخراج میشود، هم او و هم کسی که به او تقلب رسانده است. چندین بار سر امتحانهای بزرگ با حدود ۱۵۰-۲۰۰ دانشجو بودم و کم دیدم که بچهها تقلب کنند.

تفاوت اصلی دو چیز است:
یکی اینکه تقلب به هیچ وجه فرهنگ رایجی نیست، دوم اینکه اگر کسی تقلب هم بکند، احساس افتخار نمیکند و زرنگی محسوب نمیشود.
در شریف دوستان مذهبیام که گاهی تقلب میکردند، میگفتند اگر این تقلب در آینده شغلی شما و یا شخص دیگری تاثیر نداشته باشد حرام نیست. اما به نظرم اثر فردی و اجتماعی تقلب فراتر از این حرف هاست. اثرات تقلب کردن در امتحان و دانشگاه، خیلی بیشتر از آن چیزی است که ما فکرش را میکنیم. وقتی تقلب فرهنگ بشود، اثرش تا آخر عمر با ما خواهد بود و قطعا جامعهمان هم تحت تاثیر این فرهنگ و رفتار قرار خواهد گرفت. چقدر خوب خواهد شد که تلاش کنیم خودمان، اطرافیانمان و کودکانمان را از این فرهنگ غلط دوری کنیم.
کانال الفبا
گروه گزارش/
همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ دوم و سوم بهمن ماه مشاوران زنان در ادارات کل سراسر کشور به میزبانی اداره کل آموزش و پرورش شهرستان ها استان تهران در " باشگاه فرهنگیان تهران " گرد هم آمدند و در حضور برخی مسئولان و شخصیت ها مانند معصومه ابتکار معاون امور زنان و خانواده رئیس جمهور و سیدمحمد بطحایی وزیر آموزش و پرورش به طرح مسائل و نگرانی های خود پرداختند .
« صدای معلم » متن کامل سخنان « سیدمحمد بطحایی » وزیر آموزش و پرورش که در این نشست ایراد شده است را منتشر می کند .

اتفاقا سخن آن روز ،جناب روحانی خطاب به منتقدان دولت ،در باره خیلی از مدیران خود از جمله آموزش و پرورش نیز صادق است.
بله همان جمله معروف ایشان که در متینگ تبلیغاتی با سوت و کف پرشور هوادران ،مشایعت می شد. چرا باور نداریم که هنر معلمی همانند نگاه به جامعه استادان و فن آوران ،نیازمند به روز شدن توانمندی ها ،داشتن فرصت کافی برای اندیشیدن و طراحی برای فرایند تدریس است
"چه جور آب و صابون بیاریم ،روتون را بشوریم " کاسبان تحریم! تحریم برنمی گردد.
از آن جمله می خواهم به این نکته بپردازم که این روز ها نیز ، دسته گل به آب دادن آموزش و پرورش به حدی رسیده است که برای شستن آثار آن آب و صابونی لازم است.
هر از چندی ، در آموزش و پرورش ما از یک تصمیم غیرعلمی، شعار گونه و شاید خلق الساعه رو نمایی می شود که پس از خوردن به در بسته عدم پذیرش از سوی مخاطبان، صاحب امضا ،حرفش را پس گرفته ، همصدا با مخاطبان، "کی بود؟ کی بود ؟من نبودم" سر داده ، در پایان خودش را" رابین هود" ماجرا جا می زند تا گناه کرده را به گردن داروغه خیالی بیندازد که پس از سالها ، در تفسیر و برداشت از قانون دچار تردید شده است.
تلاش برای به تعطیلی کشاندن مدارس سمپاد در دوره اول متوسطه ،حذف سختی کار از احکام معلمان ، رسمیت بخشیدن به واگذاری مدارس دولتی در بودجه سنواتی دولت با عنوان خرید خدمات آموزشی ،پیمانی شدن احکام استخدامی دانشجو معلمان در کنار بودجه نصف و نیمه دانشگاه فرهنگیان، ارائه پیشنهاد نافرجام ،محدود سازی رشته علوم انسانی به قیمت توسعه مدارس خاص فرهنگ در دل مدارس غیر دولتی ، شیوه نامه لغو شده هدایت تحصیلی اجباری دانش آموزان با رویکرد تضعیف مدارس دولتی به ویژه در مناطق محروم ، تا آزمون و خطای فراوان در اجرای بیمه تکمیلی و ابتر ماندن چند ساله موضوع رتبه بندی معلمان علیرغم وعده و وعید بی شمار، تنها بخشی از مواردی است که برای بانیان ارمغانی جز ندامت به همراه نداشته است.
البته موضع شفاف نایب رییس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در کنار جمع کثیری از نمایندگان ،در مخالفت با طرح خرید خدمات آموزشی به دلیل تعارض آشکار آن با عدالت آموزشی ،قابل تقدیر و ستایش است که این بار ، نحله سیاسی ایشان مانع از پرداختن به عواقب موضوع نشده است.
هرچند خیزش افکار عمومی در مقابله با چنین طرح زیان باری ،در اتخاذ موضع نمایندگان بی تاثیر نبود.

طرح بزک شده "معلم تمام وقت" با نوید افزایش 17/5 درصدی در فوق العاده شغل معلمان و اعمال آن در احتساب حقوق بازنشستگی کارکنان ،به منزله "در باغ سبزی" است که قرار است در آینده هموار کننده راه، برای افزایش ساعات موظف تدریس هفتگی معلمان باشد.
طرحی که علیرغم مخالفت جامعه نخبگانی آموزش و پرورش ، سرانجام با اصرار جناب معاون ، به مدارس ابلاغ گردید تا نم نمک ، با یافتن رگ خواب بخش قابل توجهی از داوطلبان ،شاید بستر را برای تعمیم اجباری آن در آینده نزدیک فراهم کند.
کیست که نداند ، تدریس فعال مبتنی بر روش های نوین یاددهی -یادگیری در پرتو به کارگیری هوشمندانه از فن آوریهای جدید آموزشی توسط یک راهبر و تسهیل گر آموزشی، مستلزم تمهیدات پژوهشی و مطالعاتی ،خود انگیختگی ،غنی سازی شغلی ،جدی گرفتن رشد و بالندگی حرفه ای است .
چرا باور نداریم که هنر معلمی همانند نگاه به جامعه استادان و فن آوران ،نیازمند به روز شدن توانمندی ها ،داشتن فرصت کافی برای اندیشیدن و طراحی برای فرایند تدریس است.
مبادا پایه گذار بدعتی باشید که آیندگان ، شما را به خاطر تاوان سنگین آن، مذمت کنند!
طرح معلم تمام وقت با چنین تعریف و تبیینی در هیچ نظام تربیتی ، پشتوانه نظری برای اجرا ندارد.
چرا باید با توسل به نیاز معلمان به اضافه تدریس به دلیل مشکلات معیشتی ، پایه گذار تصمیماتی باشیم که کاهش کیفیت در نظام آموزشی را هدف گرفته است.

وادار کردن معلم به تدریس 30 ساعته در هفته ،شاید بتواند برای مدتی جبران کننده بخشی از کمبود معلم باشد اما افت پیدا و پنهان کیفیت تحصیلی در نظام آموزشی ، دامن زدن به نابرابری های آموزشی ،به سردی گراییدن روابط متقابل معلم و دانش آموز در اثر خستگی مفرط در معلمان تنها بخشی از خسارتهای غیر قابل جبران چنین رویکردی است.
باید در سایه روشنگری و بسیج نخبگانی جامعه ، مدیران آموزش و پرورش را متقاعد کنیم که زمان اصرار ورزیدن بر اینکه مرغ ما فقط یک پا دارد به اتمام رسیده است.
باید به مشارکت فعال معلمان و صاحب نظران در اتخاذ تصمیم های آموزشی احترام بگذریم .
کاری که در طول 40 سال گذشته به آن کمتر بها داده ایم.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نمایندگان مجلس می دانند که همه وزارتخانه ها و سازمانهای دولتی و غیر دولتی که از دولت بودجه می گیرند، از میزان بودجه تخصیصی ناراضی اند و خواستار افزایش آن هستند . اما آنها این را هم می دانند که نمی توانند "بارمالی" به دولت تحمیل کنند. اگر 100 میلیارد تومان به اعتبارات دستگاهی اضافه کنند یا باید آن را از بودجه دستگاه دیگر کم کنند و یا اینکه منبع جدیدی برای آن کشف و معرفی کنند.
اصل 75 قانون اساسی می گوید : " طرحهای قانونی و پیشنهادها و اصلاحاتی که نمایندگان در خصوص لوایح قانونی عنوان میکنند و به تقلیل درآمد عمومی یا افزایش هزینه عمومی میانجامد، در صورتی قابل طرح در مجلس است که در آن طریق جبران کاهش درآمد یا تأمین هزینه جدید نیز معلوم شده باشد."
آنچه که در مجلس تصویب می شود یا "طرح" است و یا "لایحه " . پیشنهادی که برای تصویب ، به مجلس ارایه می شود اگر از سوی دولت و یا رئیس قوه قضائیه تقدیم مجلس شود آن را "لایحه" و اگر از جانب نمایندگان ارائه شود، آن را «طرح» می گویند.
«لوایح قانونی» پس از تصویب هیئت وزیران، به مجلس فرستاده می شوند و طرح ها به پیشنهاد حداقل پانزده نفر از نمایندگان در مجلس قابل طرح است.
اغلب قوانین مصوب مجلس بار مالی دارند. شورای نگهبان مراقبت می کند که پیشنهادهای قانونی نمایندگان (هم در طرح ها و هم در اصلاح لوایح ) به افزایش هزینه یا کاهش درآمد دولت، بدون پیشبینی محل تأمین آنها منجر نشود، حتی مواردی که منابعِ پیشبینیشده، «کفایت» افزایش هزینهها یا کسری درآمدها را نمیکند نیز مورد ایراد قرار می گیرد.
گاهی نمایندگان مجلس منابعی را برای تامین هزینه طرح های خود یا تغییر در لوایح در قانون مطرح می کنند که مشکوک الوصول اند. مثلا برای جبران بارمالی یک طرح یا تغییر فلان تبصره لایحه دولت پیشنهاد می کنند که بارمالی آن از محل صرفه جویی در فلان بخش از هزینه فلان سازمان دولتی تامین شود . در صورتی که چنین پیشنهادی تصویب شود معمولا قانون به دلیل عدم تامین منابع اجرا نمی شود.
بودجه سالانه پس از تصویب هیات وزیران به صورت لایحه به مجلس تقدیم می شود. وزرا چانه زنی های خود را قبل از تصویب در سازمان برنامه و هیات وزیران مطرح می کنند.
لایحه بودجه دو ستون دارد :
1- درآمدهای دولت 2- هزینه های دولت. در لایحه دولت که صدها بند و تبصره دارد در مجموع جمع درآمدها با هزینه ها برابر است. در حال حاضر کشف منبع جدید درآمدی برای دولت مثل کشف قاره ای جدید روی کره زمین است! دولت منبع کشف نشده ای باقی نگذاشته است. منبع جدید یا صرفه جویی در فلان هزینه است یا دست کردن در جیب مردم یا معرفی منابع غیرقابل وصول و خیالی .
نمایندگان مجلس از یک طرف تحت فشار نهادها و سازمان های دولتی و غیر دولتی برای اخذ بودجه بیشتر قرار دارند از طرفی با انتظارات اقشار مختلف مردم مواجه هستند .
اغلب نمایندگان در انتخابات قول هایی داده اند که فراتر از اختیارات آنها است. نمایندگان در جریان تصویب بودجه شعار می دهند ، وعده می دهند ، فریاد می زنند اما نهایتا همان لایحه بودجه دولت را با دوسه درصد تغییر تصویب می کنند. نمایندگان سهم دستگاه ها و نهادها را کاهش نمی دهند . اما گاهی سهم دستگاه هایی با پرسنل پرتعداد مانند آموزش و پرورش را افزایش می دهند تا برای خود محبوبیت بخرند .
مجلس می تواند اعتبارات آموزش و پرورش را از طریق منابع مجهول الوصول افزایش می دهد. حتی اگر این تغییرات در لایحه بودجه از فیلتر شورای نگهبان بگذرد برای دولت الزام آور و قابل اجرا و برای آموزش و پرورش قابل وصول نیست. اخیرا در اقدامی پر سرو صدا کمیسیون تلفیق مجلس دولت را مکلف کرد مالیات وصولی از آستان قدس رضوی و ستاد اجرایی فرمان امام (به استثنای مواردی که اذن ولی فقیه وجود دارد) را به منظور برقراری عدالت آموزشی و توسعه و تجهیز مدارس کشور هزینه شود.
به گفته یک نماینده مجلس این منابع " غیرقابل تحقق و غیرقابل اتکا" هستند. آستان قدس و ستاد اجرایی فرمان امام پیش از این تکالیفی برای پرداخت مالیات داشتند. آستان قدس مالیات را بهصورت جمعی خرجی میپردازد یعنی همان میزان مالیات واریزی آستان قدس به خزانه، بهعنوان اعتبارات خود آستان تخصیص مییابد."
ستاد اجرایی فرمان امام نیز براساس اظهارات مسوولان سازمان امور مالیاتی یکی از خوشحسابترین مودیان بوده است؛ بنابراین سهم این نهادها از مالیات، در درآمد کلی دولت دیده شده و دولت به ازای آن ، هزینههای متناظری را در نظر گرفته است. حتی اگر شورای نگهبان هم این را تصویب کند، چون چیزی به درآمدهای دولت اضافه نمی شود ، دولت تعهدی در اجرای این تکلیف نخواهد داشت.
گروه تلگرامی
گروه رسانه/
همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ « مهدی بهرامی اقدم » روحانی و موسس مدرسه قرآن و عترت بناب از مدیر صدای معلم به اتهام " نشر اکاذیب در فضای مجازی " شکایت کرده است .
« صدای معلم » پیش تر و در دفعات متعدد نسبت به ادامه چنین روندی در برخورد با معلمان منتقد به « سیدمحمد بطحایی » وزیر آموزش و پرورش هشدار داده بود .
معاون رئیس جمهور و رییس سازمان اداری و استخدامی کشور به تازگی گفته است : ( این جا )
" برخی کارگزاران، مدیران و کارکنان دولت به مفهوم حقوق شهروندی آشنا و مسلط نیستند .
آموزش حقوق شهروندی در نظام اداری به کارکنان بر اساس برنامه ای که از سوی سازمان اداری و استخدامی کشور ابلاغ شده است باید در دستور کار مدیران باشد.
مردم باید مطالبه گری کنند و مدیران ملزم به پاسخ گویی هستند ... )
موضع وزیر آموزش و پرورش تاکنون " سکوت " بوده است .
بخشی از کارنامه « سید محمد بطحایی » وزیر آموزش و پرورش در مورد " معلمان منتقد " :
* در وزارت بطحایی مدیر آموزش و پرورش بناب از معلمان شکایت کرد .
* در وزارت بطحایی مدیر کل آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی از معلمان منتقد شکایت کرد .
* در وزارت بطحایی مدیر کل آموزش و پرورش استان خوزستان از سایت عصر خبر شکایت کرد . ( این جا )
* مدیر کل آموزش و پرورش قم هم در ردیف شکات قرار گرفته است .
یکی از نکات قابل توجه ، قابل تامل و البته قابل تحسین در وزارت فانی و دانش آشتیانی سعه صدر بالا و تحمل مخالفان و منتقدان نسبت به سیاست ها و عملکردهای وزارت آموزش و پرورش بود .
اما گویی « سید محمد بطحایی » دارد در این زمینه رکورد می زند .
شاید بتوان پایه گذار چنین فضایی را در وزارت یک ساله بطحایی ، « علی اللهیار ترکمن » دانست ...... ( این جا )
« صدای معلم » از همراهی و مسئولیت شناسی آقای « محمدرضا شهریاری » تشکر و قدردانی می کند .
« صدای معلم » از همه همکاران و دوستانی که در این مدت حمایت های بی دریغ ، صادقانه و دلسوزانه خود را نسبت به رسانه خودشان ابراز داشته اند تشکر و قدردانی می کند .
گروه رسانه/
در گزارش های قبلی « صدای معلم » از مدیر کل آموزش و پرورش استان البرز به عنوان شاکیان علیه معلمان منتقد نام برده شده است .
« مدیر کل جدید این استان در این مورد جوابیه ای برای صدای معلم ارسال کرده است .
ضمن تشکر و قدردانی از پاسخ گویی ، عین پاسخ به شرح زیر است .