صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش
پنج شنبه, 23 خرداد 1398 11:15

امتحان نهایی زبان سال 1398 !

طنزی برای امتحان نهایی زبان انگلیسی سال 98

1.متن خوان یک نرم افزار ساخت اجانب است که برای خواندن متون به زبانهای گوناگون طراحی شده است تا افراد بی بضاعت و ناتوانی مثل من که توانایی و عرضه خواندن یک متن با صدای بلند ندارند یا حناق گرفته اند! را برایشان یا برای شاگردانشان بخواند. من از این نرم افزار که جدیدا با صداهای دلنشین گوناگون از مرد و زن و خیلی طبیعی  ارائه شده و در مملکتمان که الحمد لله با درایت مسئولین کشوری و لشکری و صنادیق گوناگون و بانکهای سرمایه! هر چیزی که قانونی نباشد کاملا قانونی  است کرک هم شده است،  خیلی استفاده می کنم و در جواب شاگردانم که می گویند مگر حناق گرفته ای که خودت متنها را نمی خوانی جواب می دهم حناق که هیچ ! یک چیزی هم آن ورتر گرفته ام! چرا آبروی خودم را با صدای نکره و منحوس خود ببرم؟ و مستوجب عقوبت الهی و خنده و مضحکه  شما معصومان درگاهش بشوم؟

اما...

گویا که مرکز سنجش و پایش کیفیت آموزشی که تا همین چند وقت پیش پایش نداشت و نازنینان خیلی به خودشان و مغزشان فشار آورده اند که پایش را بتراشند و یکجوری آن تو جا بدهند!! آدرس سایتش در برگه امتحانات نهایی را بلد نباشی و نخوانی نمی توانی بفهمی که وابسته به کدامین نهاد مقدس و خدمتگزار است!(حالا هی ابروهایت را گره نیانداز!برو ببین. شک نکن! اگر بالای برگه چیزی دیدی که نشان دهد این مرکز! مربوط به کجاست به ما هم بگو!) حالا باید بدانی که meduیعنی چه! یعنی مینستری او اجوکیشن! ببین وزارتخانه به این عریض و طویلی را به چه روزی انداخته اند! پس این مرکز! وابسته به مینستری او اجوکیشن است.ای بابا خوب شد فهمیدیم! حالا فلسفه اینکه اینها نمی خواهند اسم وزارت آموزش و پرورش یا بقول باسوادهای کابینه آ.پ.! روی برگه ها و بالای اسم مرکز باشد را همین مرکزی! ها بیایند و بگویند.شاید می خواهند این طور القا کنند که ما مثل آنها ناکام نیستیم والله اعلم!

2.ما که عمری است منتظر رسیدن میوه این نظام جدید جدید بوده ایم و مننتظر درس خودمان که این زبان منحط انگلیسی است بوده ایم! هی صبر کردیم تا بالاخره روز 13 خرداد رسید که امتحان زبان بود.خیالتان را راحت کنم که بعدا نیایید بگویید تو بیسوادی و لیسنینگ ات خوب نیست پس چه جوری به شاگردانت درس می دهی! خودم می گویم که اصلا من بیسوادم و همه مملکت با سواد! خیلی ممنونم! اما بالاخره اگر نان گندم نخورده ایم دست مردم دیده ایم! لابد چند تا فایل از صدای ناز هموطنانمان شنیده ایم یا چند تا فایل تافل گوش کرده ایم و گوشمان لامصب به صداهای انگلیسی یک کمی آشناست! اما نمی دانم در کابینه و در زیر دست و پای این وزیر مستعفی نازنین سیدبطحایی یک آدمی که اندازه من مفلوک دور افتاده بیسواد دوتا فایل شنیده باشند سراغ نداشتند ؟ یا همان مرکز کذایی پایش ! دو تا آدم نداشت این فایل را به آنها عرضه کند و اگر بعد از شنیدنش راهی مریضخانه نشدند بعد بفرستد به حوزه نهایی در کل کشور؟

اصلا مگر می شود آقازاده وزارتی ها و پایشی ها اصلا انگلیسی نشنیده باشد؟ گردن من گردن شکسته که شنیده اند . اگر نشنیده اند بروند بشنوند!لااقل می دادند به آقازاده هایشان! می گویید ما با اجانب سر و کاری نداریم فقط بعضی هایان تابعیت دوگانه داریم! پس نتوانستیم خوب فایل را بخوانیم. خوب عزیز دل برادر! ای پایش! متن خوان را برای همین گذاشته اند.یکی از اعضای گروه آموزشیمان نوشته بود امید است این تجربه راه را برایمان دلنوازتر کند! البته ایشان بچه دوازدهمی که معدلش برای کنکور و سرنوشتش مهم باشد ندارند که اگر داشتند از ضرر وزیان این همه شاگردان دوازدهمی که قربانی این ندانم کاری ها و سلایق ابلهانه می شوند چنان امیدی به دلنوازی!!! پیدا نمی کردند. در روایت موثق  و کتب معتبره! است که خیلی از این دلنوازان از گروه که بیرون می روند خودشان به هرچی طراح و مرکز پایش است لعنت می فرستند اما داخل گروه که هستند آبروداری می کنند و خبط و خطای دیگران را با دریوزگی و مذبوحانه ترین حالات گردن می گیرند!

3.می خواهیم سوالات لیسنینگ  زبان نهایی امسال را بی سوادانه بررسی کنیم. چرا می خندید؟ مگر در این وزارتخانه تا حالا شده چیزی را باسوادنه بررسی کنند؟خوب ما هم اهل بخیه ایم. یک حکمی داریم که رویش نوشته وزارت آموزش و پرورش.همین کافی نیست تا ما هم بررسی! مان را ارائه دهیم؟ البته من بیسوادم و از زبان هیچ چیزی سرم نمی شود!اما این سوالات زبان بلد بودن نمی خواهد معلومات عمومی می خواهد که ما الحمد لله مثل همه عالی مقامان در هر زمینه ای خبره ایم!!! و نظر می دهیم. سفره ای رنگین از خلل و فرجهای! خودمان  آماده کرده ایم هر کسی هر گوشه اش را خواست بگیرد و هر چی خواست بگوید شاید اینطوری نقد و نقادی در وزارتخانه بی صاحبمان پا بگیرد! عزیزان باسواد را به  این محفل دعوت می کنیم!

طنزی برای امتحان نهایی زبان انگلیسی سال 98

به 6 سوال اول لیسنینگ! کاری نداریم. خواستاران بروند به فایل گوش بدهند و فقط مواظب باشند بیمه تکمیلی آتیه سازان حافظ را از قبل آبونه شده باشند تا در صورت لزوم کپی هلوگرام و صفحه اول دفترچه ارائه دهند.

سوال7. Which one is clean energy? Wind or coal?...........

 که اصلا گوش دادن نمی خواهد.آقا  ما بلدیم می شود کول!

سوال 8 را حوصله نداریم بنویسیم چون زیاد است. اما اصلا لیسنینگ نمی خواهد چون جوابهایش ربطی به متن خوانده شده ندارد و حتی ما هم فهمیدیم  که جوابش قسمت آ! میشود.

سوال 9 هم نه حوصله داریم بنویسم و نه حوصله داریم توضیح بدهیم بدلایل سوالات 7 و 8 جوابش می شود سی!

تا اینجا 2.25 نمره اصلا فایل نمی خواست!پس فعلا از استفراغ خبری نیست!

بدبختی اینجاست که سوالات 10 و  و 12 و و13 11 لیسنینگ میخواهد و فایل صوتی لازم است چون نمی دانیم بیژن و مهرداد چه کرده اند! یعنی خواننده فایل چنان زیبا می خواند که اصلا متوجه متن نمی شوی و مبهوت آواز ایشان هستی! حیف است برو یکبار گوش بده جان من!حالاست که اولین تجربه راه را برایمان دلنوازتر می کند! خیلی دلنواز! چنان می زند زیر دلت که تمام امعا و احشایت از دهانت بیرون میزند و نیاز شدیدی به بیمه آتیه سازان حافظ پیدا می کنی! سوال 14 هم لیسنینگ نمی خواهد!

4. جانا از زبان تو سخن گفته ام ؟خیلی کیف می کنی؟ فدایم می شوی؟ به قربانم می روی؟ می دانم! فرق من و تو این است که تو در دلت اینها را می گویی و مرا می ستایی  اما من اینها را که یک کمی دورتر از ویترین زیبای آموزش و پرورش و پایش است به زبان می آورم. برای همین هر چه تشویقی و حضور در جلسات و دید و بازدید و بسته فرهنگی و سوغات و زیارت مراقد مشرفه است سهم تو می شود و هر چه ناله و نفرین مقامات و بزرگان وزارتخانه و معاونت پشتیبانی و مخلفات دیگر هست نصیب من می شود.

من عمدا این کار را می کنم که خوبی شما و دنائت و پستی من بخوبی آشکار گردد! شما عزیر دل برادر قله اورستی و من بحر المیت!


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

طنزی برای امتحان نهایی زبان انگلیسی سال 98

منتشرشده در یادداشت

درگذشت محمدرضا حافظی و اشرافیت ریشه دار  دو نگاه به مجموعه کارها و خدمات مرحوم حافظی و امثال ایشان وجود دارد. گروهی ستایش گر  این خدمات بوده و در نتیجه ستایش گر شخصیت و منش ایشان نیز بوده اند. گروه دیگر با توجه به ساختارهای اجتماعی، این خدمات را روبنایی دانسته و بعضاً از لحاظ اخلاقی در نیات صاحبان این خدمات نیز تشکیک کرده اند. آن ها معتقدند این گروه از افراد، از لحاظ روان شناختی قصد تطهیر خود و یا اموالشان را داشته واز نظر اجتماعی نیز نقش آن ها، نقش مُسکِّن بوده و خدمات آن ها نه تنها مشکلات واقعی جامعه را حل نکرده، بلکه تغییرات زیر بنایی را  هم به تاخیر می اندازد. این گروه معتقدند خدمات این افراد بیشتر از آن که متوجه مردم باشد برای متوجه خود و قدرت حاکم می باشد.

نگارنده  اگر چه خود را جزء گروه اول نمی داند، اما نمی تواند با منتقدان گروه دوم نیز همدل و هم رای باشد.

اجازه می خواهم نقش این قشر را نه از منظر اخلاقی و نه از منظر روان شناختی، بلکه از نظر نقش اجتماعی طبقه ای که این گروه از خیّران به آن تعلق دارند، به اجمال و به اختصار شرح دهم.

اگر خوب به سابقه و پایگاه جناب حافظی و اقران و امثال آن ها در کشور نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که این بزرگواران عموماً متعلق به خانواده هایی ریشه دار، اصیل و اشرافی می باشند. تجارت و زمین داری دو پایگاه عمده اقتصادی آن ها بوده و معمولاً اعضای این گونه خانواده ها به تحصیلات عالی، معلمی، پزشکی و فعالیت های عام المنفعه علاقه مند می باشند. فارغ از هر گونه داوری اخلاقی که احتمالاً می توان در باره ی این طبقه اجتماعی صادر کرد باید پذیرفت که مهم ترین نقش این طبقه ثبات بخشیدن  و مستحکم کردن ستون های اجتماع می باشد. معمولاً این طبقه به خاطر حفظ منافع اقتصادی خود، خواستار کم ترین تغییرات ناگهانی سیاسی و اجتماعی و فرهنگی می باشد. حفظ وضع موجود و مقاومت در برابر شورش ها و انقلاب های ناگهانی و توفانی، قانون ننوشته شده ی این طبقه است.

سالهایی نه چندان دور – و حتی  تا حدی در زمان کنونی نیز-   تحت تاثیر افکار چپ و سوسیالیستی، این اعتقاد مورد شدیدترین انتقادها قرار داشت به طوری که به این طبقه، القابی هم چون خونخوار، دشمن خلق یا رنجبران ( مستضعفان ) ، استثمارگر، زالو صفت، و ..... داده می شد. اما اکنون، بعد از فرو خفتن توفان های انقلابی که تقریباً در قرن 19 و 20 سرتا سر جهان را در نوردید، باید به جرات و صادقانه بگوییم که این قضاوت ها چندان منصفانه نبوده اند. نه قشر اشرافی اصیل دشمن مردم و زالو صفت و از نظر اخلاقی،آلوده بوده اند و نه دشمنان آن ها، چندان پاک دامن و حامی طبقات زحمت کش و محروم. سرگذشت غم انگیز بسیاری از این تلاطم ها و خلجان های اجتماعی به ما درس تلخی می دهد:

" در بی ثباتی و فتنه و آشوب هیچ خیر و خوبی وجود نخواهد داشت" کشتار و خون ریزی، هرج مرج، و بالا آمدن افراد فرصت طلب و نوکیسه، که به هیچ قاعده و قانون انسانی و اخلاقی پایبند نبوده و نیستند؛ از آثار روشن و ملموس غلبه یافتن این هیجانات گسترده در سطح جامعه می باشند.

قشر اشرافی اصیل، یکی از ریشه های مبارکی است که درخت وطن را از تند باد حوادث مصون نگه می دارد. در کشوری که به خاطر موقعیت ژئوپولتیک اش، همواره در معرض توفان های سهمگین قرار داشته و دارد، نباید با دست خود به بریدن این ریشه ها بپردازیم. یکی دیگر از این ریشه ای ستبر، مذاهب و ادیانی هستند که اکثریت مردم معتقد و یا علاقه مند به آن ها هستند.

امروزه تعدادی که اطلاع درستی از تاریخ ایران و اسلام ندارند، ندانسته و غیر مسئولانه برسر شاخه نشسته و بُن می بُرند. آن ها به خاطر عملکرد ناثواب عده ای، و یا عدم آگاهی عمیق از نقش اجتماعی دین در جهان معاصر، همان نقشی را ایفا می کنند که دوستان چپ و کمونیست و سوسیالیست سابقشان سال ها قبل در حق طبقه اشرافی اصیل روا می داشتند، طبقه ای که برحسب اتفاق نه تنها دشمن دین نبوده بلکه عموماً پیوندی مستحکم و باوری عمیق به آموزه های دینی داشته و دارند. این جاست که می توان رمز روابط خوب این قشر را با روحانیت سنتی شیعه دریافت. روحانیت سنتی شیعه نیز، هم به جهت باورهای دینی و هم پیوندهای اجتماعی، چندان روی خوشی به تغییرات اجتماعی ناگهانی و گسترده نشان نداده است.

درگذشت محمدرضا حافظی و اشرافیت ریشه دار

آن ها با استناد به روایاتی از معصوم که ظلم سلطان( = حفظ وضع موجود ) را بهتر از فتنه ای بدون پایان می دانند، و هم چنین به جهت حفظ قدرت و هویت شیعه که همیشه در معرض نسل کشی سلاطین بوده است و  نیز اصلِ اصیل احتیاط که همیشه مدِِّ نظر فقها بوده است، با دیده مثبت به اشرافیت ریشه دار و اصیل نگاه کرده و در مواردی که ممکن بوده است آن ها در معرض آسیب توده مردم  قرار گیرند، از آن ها حمایت کرده اند. در تنها دیداری که سال ها قبل به همراه عده ی دیگری از دوستان، در دفتر هفته نامه بهار بروجرد با ایشان داشتم، ایشان به تفصیل داستان حمله ی عده ای از مردم در روز های اولیه پیروزی انقلاب به خودشان و پناهنده شدن ایشان به بیت مرحوم آیت الله شیخ محمد ابراهیم نجفی بروجردی و حمایت ایشان را از خویش شرح دادند. نمونه ای آشکار از پیوند تاریخی دو نماینده مهم سنت یعنی اشرافیت اصیل و ریشه دار و روحانیت سنتی شیعه. حفظ وضع موجود و مقاومت در برابر شورش ها و انقلاب های ناگهانی و توفانی، قانون ننوشته شده ی این طبقه است

اکنون محمد رضا حافظی از دنیا رفته اند. با هر دیدگاهی، ایشان و مرحوم پدرشان منشاء خدمات و خیراتی در سطح شهرستان بروجرد و کشور بوده اند. خدایش رحمت کند.  او یکی از نمایندگان شاخص طبقه و قشری است که من آن را اشرافیت اصیل می دانم. ممکن است کسانی به آن ها بر چسب محافظه کار بزنند. چه باک. در دورانی هستیم که محافظه کاری وظیفه ما برای حفظ ایران است.

افسوس در زمانی که بیش از همیشه به وجود چنین قشر و طبقه ای نیازمندیم تا سیل فنا بنیاد هستی ما را از جا نکند، پایگاه و قدرت اجتماعی اجتماعی این طبقه، افول و نزول کرده است. اگر انگلستان در تند باد حوادث و انقلاب های قرون نوزدهم و بیستم آسیبی ندید و توانست از پس لرزه های سهمگین انقلاب های فرانسه و روسیه، در امان بماند و بنیان های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، و سیاسی اش ویران نشود، یکی از مهم ترین علل آن – و بلکه مهم ترین آن ها- سنت اشرافیت ریشه داری بود که توانست آن کشور را در برابر آن حوادث مهیب حفظ کند. ما نیز نیازمند حفظ و تقویت ریشه های خود هستیم:

باورهای ملی و اسلامی، زبان فارسی، زیست مسالمت آمیز مردم و اقوام در چهار چوب باورهای مختلف و احیاء قشرها و طبقات مرجع اجتماعی.

در غیر این صورت " باد همه ی ما را خواهد برد"


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درگذشت محمدرضا حافظی و اشرافیت ریشه دار

منتشرشده در یادداشت

نقدی بر سخنان جواد حسینی سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد مشکلات مالی  بالاخره بعد از چند روز از استعفای ناگهانی بطحایی سید جواد حسینی به عنوان سرپرست وزارت آموزش و پرورش انتخاب شد .ایشان در در بخشی از اولین‌ اظهار نظر خود با توجه مشکلات مالی آموزش و پرورش اعلام کرد :
«از آنجا که منابع مالی دولتی جوابگو نیست توسعه و تقویت مشارکت و در آمدزایی از ظرفیت های درونی آموزش و پرورش می تواند در این خصوص راه گشا باشد»
معنی این مطلب دقیقا چیست؟
تقویت مشارکت یعنی چه ؟
آیا شهریه بیشتری از دانش آموزان باید گرفت ؟ آیا مدارس خصوصی گسترش می یابد؟ اصولا آموزش و پرورش پولی وجاهت قانونی دارد؟ آیا این پول زور نیست ؟ مگر قانون اساسی بر آموزش و‌پرورش رایگان صراحت ندارد؟
اگر قانون اساسی در این زمینه نیاز به بازنگری دارد ، رهبری و‌مجلس دستور بازنگری و رفراندم بدهند تا مردم در این زمینه تصمیم بگیرند .اگر مردم هیچکاره اند که بحثی نیست.
هم اکنون بیش از  ده درصد دانش آموزان در مدارس خصوصی تحصیل می کنند و در صد بزرگی از مدارس شهری نیز ، به شکل های مختلف پولی شده اند. مدارس نمونه، شاهد تیزهوشان، هیات امنایی هرساله به اسم فعالیت های آموزشی و پرورشی فوق العاده، از چندصد هزارتومان تا چند ملیون تومان پول از دانش آموزان می گیرند.  دقیقا معلوم نیست این پول ها در چه زمینه هایی هزینه می شود .عملا نظارت دقیقی از طرف آموزش و پرورش و اولیا بر هزینه کرد این شهریه ها وجود ندارد. در بسیاری از این مدارس در حد عادی هم  برنامه های پروشی و آموزشی کیفیت ندارد. نه اردویی نه بازدید علمی و نه موارد دیگر پرورشی.  اگر اردویی هم برگزار شود هزینه اش را بیش از اندازه لازم هم می گیرند. برای خالی نبودن عریضه چند ساعتی کلاس تقویتی مجانی برگزار می کنند که هزینه آن ها بسیار کمتر از  آن شهریه هاست. اگر هم اعتراض کنید به مدیران این مدارس برمی خورد و می گویند یعنی ما دزدیم؟!

نقدی بر سخنان جواد حسینی سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد مشکلات مالی

بسیاری از این مدارس بخشی از شهریه دریافتی که باید صرف فعالیت های پرورشی  و آموزشی فوق العاده شود را هزینه نمی کنند و در حساب مدرسه می ماند و به سال بعد منتقل می شود.بخشی را نیز صرف نوسازی می کنند که این هزینه ها باید از جای نوسازی مدارس تامین شود نه جیب والدین.
این ها باعث بدبینی جامعه نسبت به آموزش و پرورش شده است.
منظور از ظرفیت های درونی آموزش و پرروش هم احتمالا فروش مدارس و یا ساخت مغازه در برخی مدارس می باشد که روی این ها خیلی نمی شود حساب کرد .
جدا از مشکلات کمبود بودجه مشکل جدی دیگر که کیفیت آموزشی و‌ پرورشی را کاسته است نبود نظارت در همه زمینه هاست (آموزشی پرورشی مالی و ارزشیابی دانش آموزان و معلمان ) اگر کار بدین منوال جلو رود بودجه هم اضافه شود تغییری در کیفیت و اعتبار آموزش و پرورش مشاهده نخواهد شد.
مطالبات فرهنگیان باید در اولین فرصت پرداخت شود .این بدحسابی ها معلمان را بسیار بدبین و عصبی و دلسرد کرده است.
هرچند با توجه به شواهد و قرائن به نظر نمی رسد این تغییرات تحولی چشمگیر در روند کار آموزش و پرورش به وجود آورد. در هر حال برای سرپرست و وزیر جدید آرزوی توفیق داریم.
به امید آن روز که مدرسه برای معلم و دانش آموز جذاب باشد .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نقدی بر سخنان جواد حسینی سرپرست وزارت آموزش و پرورش در مورد مشکلات مالی

منتشرشده در یادداشت

گروه استان ها و شهرستان ها/

حادثه تلخ قطع سر دختر بچه ای در خانه معلم منطقه 9 تهران

12 خرداد حادثه تلخی در خانه معلم منطقه 9 تهران رخ داد .

دختر بچه ای حدود 4 ساله که مشغول بازی در بالابر رستوران خانه معلم بود دچار حادثه شده ،  سرش گیر کرده و قطع می شود .

دختر کشته شده فرند فردی است که رستوران خانه معلم را اجاره کرده است .

متعاقب این حادثه پدر این دختر بچه به مراجع قضایی شکایت کرده است .

یک فرد مطلع در این خصوص به صدای معلم گفت که کارشناس دادگستری اداره آموزش و پرورش منطقه 9 را در این حادثه مقصر شناخته است .

« صدای معلم » ضمن ابراز تاسف از این واقعه آمادگی خود را برای انتشار پاسخ مسئولان اعلام می کند .

پایان پیام/

حادثه تلخ قطع سر دختر بچه ای در خانه معلم منطقه 9 تهران

سرپرست وزارت آموزش و پرورش و مطالبات معلمان

با استعفای ناگهانی وزیر آموزش و پرورش و پس از کش و قوس ها و گمانه زنی های بسیار در فضای رسانه ای و مجازی بالاخره با تاخیری یک روزه بیش از زمان تعیین شده توسط دولت  قرعه فال به نام «سید جواد حسینی» افتاد .

این که ایشان به عنوان سرپرست موقت خواهند بود و دولت در موعد قانونی شخص دیگری را جهت تصدی عریض و طویل تر ین وزارتخانه کشور معرفی خواهند نمود و یا سرپرست فعلی را به عنوان گزینه قطعی و نهایی معرفی خواهد نمود مد نظر نگارنده نیست ،هر چند به جهت جایگاه قبلی جناب دکتر حسینی و جدا شدن ایشان از معاونت سیاسی امنیتی ، اجتماعی خراسان رضوی بعید می نماید به صورت موقت این مسئولیت را پذیرفته باشند و بر همین اساس احتمالا گزینه نهایی دولت برای وزارت خواهند بود
ضمن آرزوی موفقیت برای ایشان  امیدوارم کیفیت مدیریت بر طول آن برای ایشان دارای اهمیت بیشتری باشد ،  به عنوان فعال فرهنگی و رسانه ای که بیگانه با امور آموزش و پرورش و مشکلات ریز و درشت وزارتخانه نبوده و هر از چندگاهی در همین ارتباط قلم فرسایی نموده ام مایلم مواردی را در بدو فعالیت سرپرست فعلی بیان نمایم ؛ امید که مورد توجه قرار گیرد .


جناب آقای حسینی
آموزش و پرورش اسیر سیاسی بازی شده است و سیاست زدگی بر پیکره ی این نهاد گسترده در حالا جولان است و حاصل آن به قهقرا رفتن آموزش و پرورش ، نگاه ابزاری به آن صرفا به عنوان پایگاه رای آوری سیاسیون و در اولویت نبودن آن است .

اولین تقاضای فرهنگیان خارج نمودن آموزش و پرورش از این مسیر و قرار دادن آن در ریل اصلی است .

ساختار تشکیلاتی آموزش و پرورش نیاز به بازنگری جدی دارد ،از جمله احیاء روابط عمومی پویا و کار آمد وزارت  خانه که به بهانه تغییر ساختار تشکیلاتی در دفتر وزارتی ادغام گردید و این ادغام با واکنش منفی  شورای عالی اطلاع رسانی کشور مواجه شد مدنظر است .

نوسازی مدیریت ها به ویژه در بین برخی  شورای معاونان که سال های سال است پست های ستادی بین حلقه ای بسته و محدود دائما در حال تغییر است از دیگر ملزوماتی است که بدون تعارف باید انجام گیرد ، انتظار افکار عمومی جوانگرایی و کار آمد نمودن ستاد است .

سرپرست وزارت آموزش و پرورش و مطالبات معلمان

جناب آقای حسینی ؛
از جمله بزرگترین نقاط ضعف وزیر قبلی که بارها به ایشان توسط رسانه ها تذکر داده شد اما وقعی ننهادند واگذاری  مدیریت منابع انسانی به نمایندگان محترم مجلس  و برخی تشکل ها ی خاص بود ،کاری که موجب غافل شدن از ظرفیت بی نظیر معلمان مبتکر و خلاق شد ، و دیدیم این همه همراهی و همکاری با قیمت تضعیف آموزش و پرورش و از دست رفتن استقلال آن و بی اعتمادی معلمان نسبت به مدیران ارشد منجر شد و البته نتوانست به حفظ صندلی وزارت تا  پایان عمر دولت کمک کند ،استقلال را نه در شعار که در عمل اجرایی نمائید ، انتظار رعایت اصل 57 قانون اساسی [تفکیک قوا] از جنابعالی  در این زمینه می باشدا

تلاش برای تاسیس سازمان نظام معلمی به عنوان بازویی توانمند برای وزیر و حمایت از مطالبات قانونی معلمان با استفاده از ظرفیت معلمان سراسر کشورکه از زمان وزرای قبلی بارها وعده داده شده بود اما هیچ گاه به مرحله اجرا نرسید یک نیاز ضروری است و تاخیر در پیگیری آن  همانند پیشینیان شما را با چالش جدی مواجه خواهد نمود .

در دولتی که شعار و وعده رئیس آن در خصوص آزادی بیان صراحتا این بوده است که به بهانه های واهی قلم ها را نشکنیم و زبان ها را نبندیم زیرا از  قلم ها ی شکسته و دهان های بسته کاری بر نخواهد آمد ،آزادی را مسئولانه باید فریاد زد ، به بهانه انتقاد مدیران  رسانه ها و فعالان فرهنگی را به مراجع قضایی کشاندن دهن کجی به دولت و شخص رئیس دولت می باشد ؛ کاری که متاسفانه در دو سال گذشته برای بسیاری از فعالین فرهنگی و رسانه ای افتاد و با سکوت و شاید همراهی وزیر مواجه شد ؛ نمونه هایش را در ستاد وزارت خانه نیز می توانید جست و جو کنید .

و سخن پایانی :
امیدواریم آموزش و پرورش را به عنوان اولویت اول حاکمیت تبدیل نموده و بین حرفه معلمی و کارمندی با تلاش بی وقفه در دولت و مجلس تفاوت قائل شوید و بر اساس همین مولفه معلمان را از مزایای مشابه  اساتید وکارمندان دانشگاهها بهره مند سازید و سخنان خود را از طریق روابط عمومی ورسانه های معتبر  به سمع و نظر مخاطبان برسانید، نه با توئیت نویسی !

فراموش نکنید با داشتن صداقت با معلمان اعتماد و پشتوانه عظیمی برای خویش فراهم خواهید نمود .

با دادن شعار بدون پشتوانه و پشت کردن به معلمان و افتادن دردرون حلقه ای بسته بر وجهه سیاسی و خوشنامی خویش پایان ندهید و کاری نکنید که پایان مدیریت تان موجب خوشحالی معلمان گردد  .

در موضوع مشکلات مدارس،کتب درسی و...نیز در آینده خواهیم نوشت.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت داریداین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید">

سرپرست وزارت آموزش و پرورش و مطالبات معلمان

منتشرشده در یادداشت

آذربایجان شرقی

منتشرشده در نامه های دریافتی

وزیر آموزش و پرورش پس ازبطحایی در این 2 سال چه کارهایی می تواند و باید انجام دهد

با توجه به وضعیت کشور و تحریم همه جانبه ای که اقتصاد کشور را در اختیار خود گرفته است و اقتصاد آموزش و پرورش هم منطقا تابعی از اقتصاد کلان است بعید می دانم وزیر آینده آموزش بخواهد در این بخش مانور زیادی بدهد .
شاید بتواند با اعتماد سازی و پر کردن خلا و شکاف میان مدرسه و خانواده گردش مالی عظیمی را که در خارج از سیستم رسمی آموزش و در اختیار موسسات تجاری آموزشی است همه و یا بخشی از آن را به سوی این دستگاه و مشخصا مدرسه روانه کند که البته این امری است پیچیده که نیاز به برنامه ریزی و مدیرانی دلسوز و کارآمد دارد .
وزیر آینده آموزش و پرورش در 2 سال آینده می باید نخست موضوع " استقلال ذاتی و حرفه ای " آموزش و پرورش را در جامعه و برای مسئولان ، سیاست گزاران و برنامه ریزان تعریف و تبیین کند .
مهم ترین انتقادی که می توان به وزارت کوتاه بطحایی وارد کرد این است که وزیر سابق آموزش و پرورش به جای تعامل راه امتیاز دهی بی حد و حصر و بدون قاعده به دستگاهای غیرپاسخ گو را در پیش گرفت به ویژه در موضوع انتصابات موجب دخالت برخی از نمایندگان مجلس و زیاده خواهی های آنان  و توقعات بی حد و حصر گردید .
واقعا اگر مدیری کارآمد و پاسخ گو است نیازی نیست که وزیر آموزش و پرورش فکر خود را مشغول و معطوف به امور غیرضروری نماید .اگر هم مدیری ناکارآمد بوده و بهره وری لازم را ندارد با معیارهای مشخص و شفاف از چرخه مدیریتی خارج کند .
در واقع وزیر آینده آموزش و پرورش با شفاف سازی و نگاه علمی می تواند شکاف میان خانواده – مدرسه و مدرسه – اداره را ترمیم و یا به حداقل برساند .
و اما کاری که می توان برای معلمان انجام داد و البته بیش از اعتبار و بودجه نیاز به دقت نظر ، شهامت و مدیریت علمی و غیر سیاسی دارد تعریف و تبیین " هویت حرفه ای " برای معلمان است .
می شود نظارت بر کیفیت آموزشی را از طریق  فعال سازی گروه های آموزشی  و جلب مشارکت معلمان و از طریق اجرای ماده 5 آیین نامه گروه های آموزشی و تربیتی مورد بازتعریف و مهندسی مجدد قرار داد .
در کنار این مهم کار عقب افتاده ای که حرفش در زمان فانی و دانش آشتیانی و بطحایی زده شد اما در عرصه عمل پیاده نشد تاسیس " سازمان نظام معلمی " است .
این نهاد مدنی و مستقل می تواند برای معلمان منزلت شغلی ایجاد کرده و با احصای صلاحیت های شغلی و شایستگی های حرفه ای و با پایه گذاری مفهوم " معلم حرفه ای " برای نخستین بار در تاریخ آموزش و پرورش ایران یک نوع پرستیژ اجتماعی و شغلی در جامعه برای معلمان احیا نماید .
این مهم نیاز به اراده قوی و یک اتاق فکر منسجم و شفاف و یک تیم کارآمد و حرفه ای دارد .
آخرین کاری که یک وزیر باسواد ، کارآمد و باشهامت می تواند و باید انجام دهد احیای روابط عمومی در وزارت آموزش و پرورش و ارتباط همه جانبه ، مستمر و مشارکت محور برای بهره گیری از پتانسیل حداقل 40 میلیون ایرانی برای تعریف " آموزش و پرورش مردمی "است .

روزنامه همشهری

وزیر آموزش و پرورش پس ازبطحایی در این 2 سال چه کارهایی می تواند و باید انجام دهد

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور