گروه گزارش/

امروز یکشنبه 26 خرداد نشست رسانه ای حجت الاسلام علی ذوعلم با خبرنگاران در سالن جلسات سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی برگزار گردید .
در ابتدای این نشست ذوعلم کلیات و محورهایی را در مورد فعالیت این سازمان و چشم انداز فعالیت ها بیان کرد .
ذوعلم با تاکید بر این که سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی مهم ترین سازمان در نظام جمهوری اسلامی است و آینده کشور به آن بستگی دارد گفت که رسانه ها باید مطالبه گر باشند .
رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی تصریح کرد که ما به یک تحول در قواره برنامه درسی نیازمندیم .
وی افزود : قواره ای که اکنون در برنامه درسی وجود دارد یک قواره جامع ، کارآمد و متناسب با نیازهای امروز ما نیست .
وی افزود : برای طراحی و بازآرایی این قواره سه مقوله نیاز داریم که اولین آن مبانی نظری خودمان است چون الان تعلیم و تربیت ما یعنی " عینی " با اسلام فاصله دارد ، با اسلام واقعی و اسلام جامع فاصله دارد .
اگر خدای ناکرده در مدرسه ای به خاطر اجبار و الزام مدیر دانش آموزی نماز بخواند این اسلام نیست .
اگر حتی در یک مدرسه ای با سوال دانش آموز مواجهه ی خوبی نشود این با اسلام واقعی زاویه دارد .
دومی تجربه های جهانی است .
ما تجربه های جهانی و علمی را که رد نمی کنیم اما آن تجارب نباید به ما خط فکری بدهد . برخی اوقات این ها مخلوط می شود .
ما محققانه باید اقتباس کنیم و نه مقلدانه .به همین جهت است که ما برخی الگوهای کشورهای به ظاهر پیشرفته را واقعا پیشرفته نمی دانیم .
یعنی اگر یک کشور به ظاهر پیشرفته بچه های را جوری تربیت می کند که این ها به عنوان یک مهره برای جامعه تربیت شوند و بخواهند فقط منفعل و پذیرنده باشند این که تربیت مطلوب نیست .
ذوعلم سومین منبع را تجربه های موفق کشور ذکر کرد .
وی عنوان کرد ما هم گذشته و هم حال حاضر مدارس موفق فراوانی داریم . انگیزه های تربیتی بسیار خوبی در این مدارس وجود دارند .
اما این پویایی ها در ساختار صلب و متحجرانه حاکم بر ما هنوز ورود پیدا نکرده است .

این سازمان رسالت خود را تحول به معنای واقعی می داند و به همین جهت شکل گیری نیروی زبده و وتوانمند برای طراحی برنامه های آموزشی دوره های تحصیلی در دستور کار ما است و این که آن شعار مدرسه محوری واقعا بتواند از یک پشتوانه کارشناسی بیشتر برخوردار شود . استمرار و ثبات داشته باشد .
آموزش و پرورش مهم تر از نهاد افراد است و ما باید برای نهاد تعلیم و تربیت دلسوز داشته باشیم .
گلایه اصلی ما ، فرهنگیان ، معلمان ، بدنه آموزش و پرورش از دولت ، مجلس و از مجموعه دستگاه های نظام همین بوده است که چرا در عمل به این بخش مهم جامعه به اندازه ای که باید ، توجه نمی شود .
در حال حاضر عدالت درباره آموزش و پرورش نیست یعنی تبعیض ، اجحاف و کم اعتنایی نسبت به تعلیم و تربیت وجود دارد .
شما نشان بدهید کسی غیر از رهبر معظم انقلاب که هر سال با دغدغه ، با تکریم و دست گذاشتن روی مسائل واقعی آموزش و پرورش از معلمان این جور حمایت کند و از کارهای خوبی که شده است حمایت کند و از مسئولین بخواهد که کاری انجام دهید .
متاسفانه ضعف اندیشه تربیت محوری و فرهنگ محوری در بخشی از مدیران ما یک ضعف مزمنی است ، کاری به این دولت و آن دولت هم ندارد . متاسفانه نهادینه شده است . رسانه هایی هم که دردمندانه ، دلسورانه و مخلصانه پی گیر این مساله هستند یک رسالت فرهنگی و تربیتی را دارند دنبال می کنند .
شما باید کمک کنید و البته این کمک کردن فقط از " پر گفتن " هم حاصل نمی شود . برخی اوقات زیاد هم بگوییم ممکن است نتیجه عکس دهد . خود خانواده و جامعه باید مطالبه کند و در کنار مطالبه مشارکت کند .
امروز خوشبختانه نسبت به قبل وضعیت ما ارتقا پیدا کرده است و خانواده ها نسبت وضعیت تربیتی بچه هایشان دغدغه مندتر هستند و بیشتر سرمایه گذاری می کنند و البته این باید در یک نظام جامع طراحی شده سامان پیدا کند .
البته من از وضع موجود آموزش و پرورش در حد توان دفاع می کنم و به خصوص کاری که در بدنه و توسط معلمان انجام می شود میانگین کارآمدی در آموزش و پرورش از میانگین کارآمدی سایر دستگاه های دولتی قطعا کم تر نیست بلکه بیشتر است .
سپس خبرنگاران پرسش های خود را مطرح کردند .
« علی پورسلیمان » مدیر صدای معلم در ابتدا ضمن تشکر از رئیس سازمان و آقای محمدی این که این بار دعوت از خبرنگاران گزینشی نبوده است گفت :
" سال 57 مردم برای برخی مفاهیم و آموزه ها انقلاب کردند .
یکی از مهم ترین مطالبات و خواسته های مردم ، آزادی و به ویژه آزادی بیان بود .
انتقاد آن ها به سانسور و اختناق شاهنشاهی بود .
این ها شعارهای پوپولیستی و یا برای سرگرم کردن مردم و یا سرکار گذاشتن آنان نبود .
متاسفانه نشست های گزینشی دارد به یک فرهنگ سازمانی در آموزش و پرورش تبدیل می شود .
اخیرا سرپرست آموزش و پرورش با تشکل ها نشست گذاشته و رسانه ها را به طور محدود دعوت کردند .
این نباید به یک نرم و هنجار سازمانی در دستگاهی مانند آموزش و پرورش تبدیل شود .
وقتی می گوییم در آموزش و پرورش تبعیض هست ؛ این فقط در مورد حقوق و مزایای معلمان نیست !
این ها هم از مصادیق عینی تبعیض هستند .
شما هم یک چهره انقلابی هستید و این مفاهیم مانند آزادی و آزادی بیان در عمل نیز باید مورد استناد قرار بگیرد .
درخواست من این است اگر دعوتی صورت می گیرد همه رسانه ها صرف نظر از سلایق و جهت ها دعوت شوند .

ذوعلم در پاسخ گفت :
بنده شخصا به عنوان یک طلبه و معلم انقلابی اگر خدا قبول کند مخالف هر گونه فرار از پاسخ گویی هستم .
ما نیامدیم این جا که برای خودمان کیسه ای بدوزیم !
در آموزش و پرورش که همه به نوعی با آن درگیر هستند باید شفاف عمل کنیم و بتوانیم از کار خود دفاع کنیم .
متن کامل پرسش و پاسخ صدای معلم و رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی در صدای معلم منتشر خواهد گردید .
ادامه دارد .
گروه گزارش/

یکی از نقدهای مهم به وزارت " سیدمحمد بطحایی " پر رنگ شدن فرهنگ امنیتی در آموزش و پرورش ، شکایت از منتقدان توسط مدیران وزارت آموزش و پرورش و تشکیل پرونده برای آنان بود .
« صدای معلم » در زمان وزارت بطحایی با انتشار گزارش های متعدد از این وضعیت انتقاد کرد اما واکنش وزیر سابق آموزش و پرورش فقط " سکوت " بود .
« صدای معلم » در گزارشی نوشت : ( این جا )
" قرار بود " فرهنگ امنیتی " به جای مانده از دولت های نهم و دهم جای خودش را به " امنیت فرهنگی " بدهد .
فانی و دانش آشتیانی تا حد قابل قبولی در این زمینه کارنامه موفقی داشتند اما شکایت علیه معلمان منتقد و رسانه در آذربایجان شرقی ، خوزستان ، قم ، البرز و... در وزارت سیدمحمد بطحایی ، پرسش های فراوانی را ایجاد کرده است و به تدریج دارد به یک " فرهنگ سازمانی " در نظام تعلیم و تربیت تبدیل می شود .
اخیرا هم علیه رسانه « صدای معلم » شکایت شده است. می توان در مورد پرونده معلمانی که در زمان وزارت بطحایی و در هیات های تخلفات اداری تشکیل شده اند تجدید نظر کرد
اخیرا برخی از فعالان صنفی معلمان به هیات های تخلفات اداری وزارت آموزش و پرورش احضار شده اند ؛ چیزی که در وزارت فانی و دانش آشتیانی سابقه نداشته است .
بطحایی چه می کند ؟
چرا وزیر آموزش و پرورش در مورد این وقایع تلخ و قابل تامل سکوت کرده است ؟
چرا کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس و حداقل اعضای فراکسیون امید آن در برابر این مسائل حرفی نمی زنند ؟
تشکل هایی که نام " معلم " و " فرهنگیان " را با خود یدک می کشند قرار است در آینده چگونه از عملکرد خویش در برابر افکار عمومی دفاع کنند ؟
آیا برپایی چند نشست با بطحایی که برون داد و یا دستاورد خاصی برای جامعه معلمان نداشته است می تواند فلسفه وجودی آن ها را به اثبات برساند ؟
برگزاری نشست مخفیانه با " سعید جلیلی " بر اساس کدامین اصول و مانیفست مدنی و صنفی صورت گرفته است ؟
آیا قرار است آقای جلیلی مشکل آزادی بیان را در جامعه آموزش و پرورش حل کند ؟

« منشور حقوق شهروندی » مصوب توسط دولت تدبیر و امید تاکنون چه کاربرد و فایده ای در آموزش و پرورش و برای معلمان داشته است ؟
معاون رئیس جمهور و رییس سازمان اداری و استخدامی کشور می گوید: ( این جا )
" برخی کارگزاران، مدیران و کارکنان دولت به مفهوم حقوق شهروندی آشنا و مسلط نیستند . « صدای معلم » به سرپرست وزارت آموزش و پرورش پیشنهاد می کند در مورد ادامه کار مدیرانی که در زمان تصدی مدیریت خویش علیه رسانه ها و معلمان منتقد شکایت کرده اند بازنگری داشته باشد
آموزش حقوق شهروندی در نظام اداری به کارکنان بر اساس برنامه ای که از سوی سازمان اداری و استخدامی کشور ابلاغ شده است باید در دستور کار مدیران باشد.
مردم باید مطالبه گری کنند و مدیران ملزم به پاسخ گویی هستند ... "
اما هنوز بسیاری از مدیران آموزش و پرورش پاسخ گو نبوده و یا خود را موظف به پاسخ گویی نمی دانند .
کسی هم آن ها را به این علت بازخواست نمی کند .
تاکنون سیدمحمد بطحایی نشست های مختلفی را با عنوان گفت و گو و ترویج فرهنگ گفت و گو و نقادی با دانش آموزان و اولیاء دانش آموزان برگزار کرده است .
اگر گفت و گو خوب است و راه گشا ؛ پس چرا زیرمجموعه مدیریتی ایشان وقعی به سخنان وزیر نمی گذارند و اولین و آخرین راه و مسیر را " شکایت " در مجامع قضایی دانسته و ادامه می دهند ؟
آیا قرار است در محافل و مجامع یک چیزی گفته شود اما در عمل چیز دیگری را شاهد باشیم ؟
مجموعه ای که نمی تواند در داخل خودش گفت و گو و نقد داشته باشد و همدیگر را تحمل نمی کنند ؛ قرار است چه چیزی را به دانش آموزان و جامعه آموزش دهند ؟
« صدای معلم » از وزیر آموزش و پرورش می خواهد که با این مسائل واقع بینانه و صادقانه برخورد کرده و زمینه باروری و رشد حرفه ای معلمان را با نقادی و گفت و گو فراهم کند .
اگر بطحایی واقعا آن گونه که در نشست با مشاوران زنان در ادارات کل سراسر کشور در باشگاه فرهنگیان بیان کرد ( این جا ) "نوکر مدرسه " است و باور دارد که همه چیز روال طبیعی خود را طی کند باید در عمل آن را نشان دهد .
مجموعه ای که بخواهد دهان منتقدان را ببندد و یا جو ارعاب و تهدید را نهادینه کند پایدار و پویا نخواهد بود و فرجام خوبی نخواهد داشت . "
این رسانه در گزارش دیگری با تقدیر و تشکر از حرکت " پیروز حناچی " شهردار تهران نوشت : ( این جا )
" در حالی که شکایت علیه معلمان و رسانه های مستقل در وزارت سیدمحمد بطحایی متاسفانه به یک رویه تبدیل شده و تاکنون با سکوت و انفعال وزیر آموزش و پرورش همراه بوده است ؛ پیروز حناچی به تمامی مجموعه ها و عوامل خود صریحا گفته است که حق شکایت از هیچ رسانه ای را ندارند .
سرپرست مرکز ارتباطات و امور بین الملل شهرداری تهران تصریح کرده است: رویکرد مدیریت شهری این است که حتی در صورت انتشار اخبار خلاف واقع و کذب به جای طرح شکایت، با برگزاری جلسه با مسئولان و خبرنگاران رسانه منتشرکننده خبر، در راستای اقناع رسانه و تنویر افکار عمومی گام بردارد. مجموعه ای که بخواهد دهان منتقدان را ببندد و یا جو ارعاب و تهدید را نهادینه کند پایدار و پویا نخواهد بود و فرجام خوبی نخواهد داشت
حال که سرپرست وزارت آموزش و پرورش قرار است طرحی نو در اندازد و از استقلال این نهاد و شان معلمان دفاع کند پیشنهاد می کنیم تا آقای حسینی در چارچوب " منشور حقوق شهروندی " برای اعتماد سازی در دستورالعملی از همه مدیران در سراسر کشور بخواهد که حق شکایت از هیچ رسانه ای در حوزه آموزش را ندارند .
همچنین می توان در مورد پرونده معلمانی که در زمان وزارت بطحایی و در هیات های تخلفات اداری تشکیل شده اند تجدید نظر کرد .
« صدای معلم » به سرپرست وزارت آموزش و پرورش پیشنهاد می کند در مورد ادامه کار مدیرانی که در زمان تصدی مدیریت خویش علیه رسانه ها و معلمان منتقد شکایت کرده اند بازنگری داشته باشد .
پایان گزارش/

خبرهای دقیقی از پشت پرده استعفای بطحایی در دست نیست، ولی به قول دکتر رمضان زاده سخنگوی دولت اصلاحات، استعفای وزیر بزرگترین دستگاه دولتی به خاطر شرکت در انتخابات نمایندگی مجلس، مضحکترین دلیل استعفاست. آنچه مسلم است بطحایی به همان اندازه که نوبخت در کابینه دکتر روحانی چهرهای منفور میباشد، در بین قاطبه فرهنگیان وزیری مستأصل و ناکارآمد بود.
وی در حالی که آموزش و پرورش خود صادر کننده نیرو به سایر دستگاههاست، الهیار_ترکمن و دار و دستهاش را از برنامه و بودجه به آموزش و پرورش آورد. نتیجه چنین انتخابهایی سیر قهقرایی وضعیت منزلتی و معیشتی معلمان میباشد.
طرحهای تحمیلی چون تدریس مدیران و معاونان همزمان با مسئولیتشان، طرح تعالی مدیریتی، طرح بسندگی زبان فارسی، ناتوانی در دفاع از ساحت آموزش و پرورش در تهاجم سایر نهادها، باج دادن به نمایندگان مجلس و قدرتهای سایه و همچنین عقیم ماندن اجرای رتبهبندی معلمان گوشههایی از ناکارآمدی بطحایی در دوره تصدیگری وی بود.
دکتر روحانی در جواب انتقادات و اعتراضات معلمان در انتخابات سال ۹۶ قول داد که دور دوم ریاست جمهوریش دوره توجه به آموزش و پرورش خواهد بود. متأسفانه در صحنه عمل عکس این وعده اتفاق افتاد و بعد از دو سال دولتی که با حمایت قاطع فرهنگیان روی کار آمده است، امروز احساس میکند که پایگاهش در آموزش و پرورش کاملاً متزلزل و بر باد رفته میباشد.
لذا در چنین شرایطی تعویض وزیری خنثی شاید خرید زمان برای فرار به جلو باشد. از دیگر سوی عدم انتخاب سرپرست آموزش و پرورش از بین معاونان آموزش و پرورش نشان از عدم اعتماد دولت به کابینه بطحایی بوده و در نوع خود غیرمنتظره و کمنظیر میباشد.

از وزیر آتی انتظار میرود که:
نخست :
در نخستین فرصت ممکن با رایزنی با نهادهای تصمیمگیر کابینه و هماهنگی مجلس نظام رتبهبندی معلمان را بی کم و کاست اجرا نماید.
دوم:
به قول آقای پورسلیمان مدیر سایت صدای_معلم: "سازمان نظام معلمی به عنوان نهاد مدنی و مستقل میتواند برای معلمان منزلت شغلی ایجاد کرده و با احصای صلاحیتهای شغلی و شایستگیهای حرفهای و با پایهگذاری مفهوم معلم_حرفهای برای نخستین بار در تاریخ آموزش و پرورش ایران یک نوع پرستیژ اجتماعی و شغلی در جامعه برای معلمان احیا نماید".
لذا انتظار میرود تأسیس سازمان نظام معلمی در اولویت وزیر آتی بوده و تا حد امکان اجازه استفاده ابزاری از آموزش و پرورش را به دیگر نهادها و دستگاها ندهد.
سوم :
یا دایره اختیارات مدیران را در مشارکت دادن مالی اولیا در هزینههای آموزش و پرورش فراختر نماید و یا با تمهیدات لازم به اصل رایگان بودن آموزش و پرورش عمل نموده و مدیران را از تکدیگری برای اداره مدارس اکیداً منع نماید.
داستان غم انگیز حاملهای انرژی در مدارس نیز خود حکایتی جانسوز می باشد دولت در صدا و سیما از معاف بودن مدارس از پرداخت قبوض حاملهای انرژی می کند در حالیکه مدیران روزانه با مامورانی مواجه است که برگه های اخطار قطع در دست دارند و یا خارج از وقت اداری واحد آموزشی را از حاملهای انرژی محروم می نمایند. عدم انتخاب سرپرست آموزش و پرورش از بین معاونان آموزش و پرورش نشان از عدم اعتماد دولت به کابینه بطحایی بوده و در نوع خود غیرمنتظره و کمنظیر میباشد
چهارم :
عدالت_آموزشی یکی از حلقههای مفقود آموزش و پرورش فعلی است. وجود مدارس رنگارنگ و تقسیمبندی و الک دانشآموزان در این مدارس علاوه بر ایجاد تبعیضهای ناروا باعث سرخوردگی عمومی و ایجاد جامعه طبقاتی و آکنده از عقدههای فروخفته می گردد.
جالبتر آنکه عموماً مدارس لوکس و گرانقیمت غیر انتفاعی عمدتاً به مقامات رده بالای دولت به معنای عام متصل است همچنین انتظار می رود اصل ۱۵ قانون اساسی در آموزش زبانهای محلی در کنار زبان رسمی در دستور کار قرار گیرد.

پنجم :
آنچه مسلم است ارتباط چندانی بین محتوای مطالب آموزشی مدارس با بخش صنعت و سایر بخشهای مولد و حتی خدماتی وجود ندارد، به طوری که مثلاً فارغ التحصیلان هنرستانها برای جذب کار باید پس از دیپلم مجددا دورههای کارآموزی را طی نمایند. البته این داستان حتی برای فارغ التحصیلان تحصیلات تکمیلی نیز صادق است.
انتظار میرود وزیر منتخب در جهت بهروزرسانی مهارتآموزی، آموزش مهارت های لازم برای زندگی شهروندان هزاره سوم و تخفیف مطالب تکراری، کهنه و غیرکاربردی قدمهایی بردارد
. و نهایت اینکه:
آموزش و پرورش واقعی در سطح مدارس و کف کلاسها جاری و ساری است، نه در وزارتخانهها و سازمانها. لذا بهتر است طرح مدرسهمحوری از حالت شعاری و سمبلیک خارج شده و در صحنه عمل به صورت جدی محقق گردد.
و مدیران مدارس با فراغ بال و با لحاظ اقتضائات زمانی و مکانی و همچنین با بهرهمندی از خرد جمعی همکاران و اولیای مدارس اقدام به اداره بهینه مجموعه تحت امر خود نمایند و به جای مدیریتهای عمودی، ارتباطات افقی حاکم شده و مدیران در مقابل عملکرد خود پاسخگو باشند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

مقدمه
سالهاست کشور ایران در تب شاید و باید قهرمانی جهان و گاه حتی آسیا ، دست و پا می زند . ایران و ایرانی عشق فوتبال دارند و بازیکن کفش پاره از محلات فقیرنشین بسیاری دارد . همانهایی که امروز از توانمندترین بازیکنان هستند و نوجوانان و جوانان به آنان عشق هیجانی شدیدی به طرفداری فرد بازیکن یا به تأسی از او ، ازتیمی که در آن بازی می کنند. این بازی تهییجی پرطرفدار ، هر چند علیرغم صحنه های نازیبای بسیار که تأسف همگان را بر می انگیزاند چون رفتار هواداران تیم شکست خورده در ورزشگاه و جای جای شهر و اتوبوس و مترو و.....، عاملی برای نمایش نظم و انضباط و فرهنگ ملت ها نیز هست.
ظاهرا برای ما ایرانی ها صِرف حضور در جام جهانی و مابین بزرگان و ستارگان فوتبال و بازی با آنها یا همراهی کشورهایی که فوتبال شگفت انگیزی دارند کافی است. شادمانی ما در زدن یک یا دو گل درمجموع این بازی ها ، بسندگی رضایت خاطر ما را نشان می دهد.
سالهاست که می شنویم : آمدن تا این سطح هم کار بزرگی بود انشاا... دفعه بعد. و دوباره با غم و تأسف و دست درازتر از پا برمی گردیم و برای چهار سال بعد برنامه ریزی و هزینه می کنیم. ما توانایی های فنی و تاکتیکی بسیار در داخل کشور خود برای سرمربیگری تیم ملی و حتی تیم های باشگاهی داریم ، اما تنگ نظری ، نفله کردن خودی با جست و جوی ضعف های کارکردی و یا رفتاری و ترور شخصیت افراد ، چرا او بلی و من خیر ؟
عدم خودباوری و عدم اعتماد به توانایی های خودی و در نهایت نوعی جلوگری بین المللی با ژشتی توخالی ، ما را از قبول یک ایرانی به عنوان سرمربی تیم ملی ، باز می دارد.

سئوال این است که اگر تنها عیب فوتبال ما سرمربی بوده است و ما لنگ دانش و مهارت او هستیم ، می بایست با 16 سرمربی خارجی تا امروز حداقل یک رتبۀ پنجم ششمی در جام جهانی عاید ما ایرانیان می شد؟!
"از 46 سرمربی تیم ملی فوتبال ایران از سال 1941 تاکنون 16 سرمربی خارجی داشته ایم . " (1)
فقط کارنامه کی روش از سال 2011 تا 2019 عبارتست از :
حذف در مرحله گروهی مسابقات فوتبال غرب آسیا ۲۰۱۲
صعود به جام جهانی فوتبال ۲۰۱۴ و حذف در مرحله گروهی آن
حذف در مرحله یک چهارم جام ملتهای آسیا ۲۰۱۵
صعود به جام جهانی فوتبال ۲۰۱۸ و حذف در مرحله گروهی آن
حذف در نیمه نهایی جام ملتهای آسیا 2019
نقل از شبکه اجتماعی طرفدار :
" در صورت صحت ارقام فوق و با توجه به این که حدود 150 روز تا پایان جام ملتهای آسیا زمان باقی مانده، دستمزد کی روش به ازای هر روز حضور در ایران حدود 115 میلیون تومان تخمین زده میشود، یعنی ساعتی چهار میلیون و 800 هزار تومان! رقم باورنکردنی قرارداد کی روش تا جام ملتهای آسیا، حدوداً ساعتی 5 میلیون تومان!
به نقل از روزنامه همشهری ، آنچه اما اکنون مسئله قرارداد همه خارجیها و به خصوص کی روش را ملتهب تر میکند، نوسان لحظه ای قیمت ارز است. چهارشنبه گذشته قیمت هر یورو در بازار آزاد حدود 15800 تومان بود و به این ترتیب اگر قرار باشد کی روش برای 6 ماه آینده یک میلیون و 100 هزار یورو دستمزد بگیرد، معادل ریالی این رقم چیزی حدود 17 میلیارد و 380 میلیون تومان خواهد بود.(2)
و امروز یک سرمربی خارجی دیگر :
" رسانههای فوتبال بلژیک از نهایی شدن پیوستن "مارک ویلموتس " به تیم ملی فوتبال ایران خبر داده بودند . ساعاتی قبل توافق ۱.۵ میلیون دلاری فدراسیون با این سرمربی در فضای رسانه ای کشورمان هم رسمیت یافت و بر خلاف چند ماه اخیر فدراسیون با گذشت چند ساعت ، این خبر را تکذیب نکرد. به گزارش " تابناک ورزشی" سایت voetbalnieuws صبح امروز نوشت مارک ویلموتس ، سرمربی بلژیکی که مدتی بدون تیم بوده است و بعد از جدایی از تیم ملی فوتبال ساحل عاج ، فعالیتی در زمینه مربیگری نداشته ، با فدراسیون ایران برای جایگزینی "کی روش " به توافق همه جانبه رسید. (3)
سرمربی جدید آن چنان هم چهره ای شناخته شده و قابل اعتماد نیست. درست است که جوجه را آخر پائیز می شمارند ولی ظاهرا کارشناسان فوتبال برخی از کشورها از جمله اوکراین و بلژیک ، ایران را طعمه ای پرچرب یافته اند. ( سرمربی تیم پرطرفدار آذربایجانی تراکتور نیز بلژیکی است ) .
لازم است توجه داشته باشیم زمانی ارزش علم و تحصیل و معلم در کشور ما سیر نزولی قابل تأملی یافت که دریافتی مربی و سرمربی و فوتبالیست در ایران ، ابتدا میلیونی و سپس میلیاردی شد. افراد جامعه ارزش این سه را ( یعنی علم و تحصیل و معلم ) با فوتبال مقایسه کردند و بودجه و اعتبار ضعیف آموزش و پرورش توان هماوردی با اوج گیری اعتبار و بودجۀ فوتبال را نداشت. همان داستان همیشگی علم بهتر است یا ثروت. شرایط جامعه بر ثروت صحه گذاشت و باور عمومی بسوی فوتبال چرخید.
رتبه بندی معلمان به ۱۱ هزار میلیارد تومان نیاز دارد !
دریافت 17 میلیارد تومان برای یک فرد و 11 میلیارد تومان برای مثلا یک میلیون نفر ، همانند مقایسۀ درخت گردو و بوتۀ هندوانه است !
" ترکمن معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش با بیان این که پیشبینی میکنیم طرح رتبه بندی به سال ۹۸ برسد، گفت: دولت اجرای رتبه بندی جدید را بر اساس روش سال ۹۴ در نظر گرفته است و طبق معیارهای این طرح ۱۱ هزار میلیارد تومان اعتبار نیاز داریم.

رتبه بندی تمام کارکنان آموزش و پرورش را شامل نمی شود!
معاون توسعه ، مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش وپرورش تأکید کرد: از تمام مسئولان تصمیم گیرنده برای اجرای طرح رتبه بندی می خواهم کمک کنند تا رتبه بندی به طور علمی انجام شود، این طرح قرار نیست 100 درصد کارکنان را تحت پوشش قرار دهد.
الهیار ترکمن افزود: رتبه بندی فرهنگیان در جهت ارتقای کیفیت ، عملکرد و تعیین صلاحیتهای معلمان مورد توجه قرار می گیرد و هر معلمی که صلاحیتهای حرفه ای را داشته باشد طبیعتاً از مزایای بیشتری بهره مند خواهد شد. در واقع هدف اصلی رتبه بندی فرهنگیان افزایش حقوق نیست ، اما منجر به افزایش حقوق هم خواهد شد، اما نباید از چارچوب علمی این کار غافل شویم. " (4)
چند نکته :
** هم اکنون ما بین حقوق بازنشستگان با شاغلین تفاوت شاهد تفاوت هستیم ، یک معلم به هنگام بازنشسته شدن به جای تأمین مالی و تضمین پشتوانه ای مطمئن برای ادامۀ مسیر پر فراز و نشیب زندگی دوران بازنشستگی ، با شگفتی شاهد نصف شدن تقریبی حقوق خود می گردد ، اگر قرار باشد رتبه بندی شاغلین نیز وارد عمل شود ، این شکاف بیشتر هم خواهد شد.
** به نظر می رسد اگر طرح رتبه بندی حقیقتا برای ارتقای کیفیت و عملکرد و تعیین صلاحیت های معلمان است ، می بایست این طرح از ابتدای استخدام معلمان جدید استخدام ، اِعمال گردد. بدین طریق بعد هر 4 سال خدمت ، امتیازاتی خاص طبق محتوای رتبه بندی ، برای معلمان قائل می شویم که زیر نظر و کنترل آموزش و پرورش به معلمان آموزش داده می شود و یا از آنها خواسته می شود، عدالت و مساوات نیز مابین همکاران رعایت می گردد. یعنی کیفیت بخشی کارکرد معلمان فعلی ، بدون وجود فاکتورها و متغیرهای دیگری چون آموزش ضمن خدمت برای دانش افزایی آنان و یا عدم امکان ادامۀ تحصیلات عالی ، ممکن نیست. یک معلم باید با تضمین دولت برای برخورداری بیشتر از سطح علمی و سقف حقوق بیشتر ، فرصت ادامه و تکمیل تحصیل خود را داشته باشد تا تحرک صعودی آن معلم با محاسباتی معقول و متناسب با سایر وزارتخانه ها ، ممکن گردد. اگر قرار باشد معلمان سطح دکتری نیروهای فعلی آموزش و پرورش ، امکان خروج از آموزش و پرورش را نداشته باشند و دلایلی چون کمبود معلم و یا نیاز به دانش آنان مطرح و بهانه شود و از سویی تفاوت سطح حقوق همین افراد با یک معلم تازه استخدام شده و یا دیپلم ، خیلی ناچیز باشد و یا برای وجود همین دلایل ، فرصت ادامۀ تحصیل به معلمان دیگر داده نشود ، چگونه انتظار پویایی و کیفیت بخشی آموزشی را خواهیم داشت؟
در واقع آموزش و پرورش برای تولید دانش و تزریق مهارت به آموزش و پرورش ، به تحصیلات معلمان نیازمند است و از سویی دیگر همین امر را عامل مهاجرت معلمان از آموزش و پرورش به سایر وزارتخانه ها و سازمانها می داند . ادامۀ این روند توسط وزارت آموزش و پرورش یعنی ایستایی و رسوب پیشرفت افراد. یعنی فلج کردن ارادۀ افراد برای داشتن میل و آرزوی هر نوع تحرک ارتقایی و صعودی .
فراموش نکنیم که میزان تحرک عمودی در جامعه یکی از عمده ترین شاخصهای توسعه انسانی است. هر چقدر که میزان تحرک عمودی بیشتر باشد ، بیانگر این است که افرادی که در قشرهای پایین تر متولد میشوند می توانند موقعیت اجتماعی خود را تغییر دهند. تغییر موقعیت اجتماعی ، نشان دهنده فضای باز جامعه است. چیزی که ما در جامعه حداقل به معلمان ، اجازۀ رسیدن بدان را نمی دهیم .
اما در نظر داشته باشید که اگر معلم از امکان رشد در فضای باز فرهنگی و اجتماعی وعلمی یک جامعه محروم و بی نصیب بماند ، ما هرگز دانش آموزانی دانش ورزِ دانش پویِ خردمند ِمتفکرِ خلّاق ، تربیت نخواهیم کرد و جامعه پر خواهد بود از کوتوله های کوتاه اندیش ، که با هیچ راهکاری حتی دوپینگ هم به قد و اندازۀ نسل امروز کشورهای پیشرفته نخواهند رسید. اشتباه بزرگ آن است که ما قرار است معلمان را در شرایط و موقعیت فعلی آنان، رتبه بندی کنیم . اگر برای رشد کیفی دانش معلمان ، طرح رتبه بندی شرط لازم است ، شرط کافی اجرای طرح ، تنظیم و برنامه ریزی آن برای معلمان در حال تربیت و استخدام در ابتدای ورود به آموزش و پرورش می باشد.
امروز اگر قرار باشد طرح رتبه بندی اِعمال گردد و مشمولیت کل معلمان را نداشته باشد ، احساس تبعیض و صدای اعتراض برخواهد خواست. حداقل هر کس خود را معلمی ساعی می داند و با اجرای این طرح و متمایز ساختن عده ای از دیگری ، خواهد گفت : چرا من نه ؟ مگر من معلم نیستم ؟ به نوعی تقویت حس تبعیض نامیده می شود. در حالی که همۀ معلمان خود را آمادۀ مشمولیت طرح نموده اند ، قرار است در مورد همه اجرایی نشود ، وقتی کرده ها با گفته های مسئولان هماهنگ نیست ، بی اعتمادی و بی عدالتی و حس تبعیض شدید نیز رواج می یابد.
بهتر است نیم نگاهی به مدارک تحصیلی معلمان و نحوۀ ورود آنان به آموزش و پرورش بیندازیم :
جزئیات مدارک تحصیلی معلمان کشور
رئیس مرکز برنامه ریزی و منابع انسانی وزارت آموزش و پرورش با اشاره به جزئیات مدارک تحصیلی معلمان کشور گفت : در کل مقاطع تحصیلی ، 1246 معلم دارای مدرک دکتری هستند.
به گزارش مشرق ، اسفندیار چهاربند در خصوص " میزان تحصیلات معلمان کشور" اظهار داشت : در دوره ابتدایی 76 نفر از معلمان دارای مدرک دکتری هستند ، 16 هزار و 486 معلم مدرک فوق لیسانس دارند ، 162 هزار و 527 معلم نیز فوق دیپلم دارند ، ضمن این که 70 هزار و 31 معلم نیز دارای مدرک دیپلم هستند و در مجموع 265 هزار و 843 معلم در مقطع ابتدایی فعالیت میکنند که میانگین سالهای تحصیلات آنها 15.3 است.
وی با اشاره به میزان تحصیلات معلمان در دوره متوسطه اول افزود: در این دوره 192 معلم دارای مدرک دکتری ، 19 هزار و 227 معلم دارای مدرک فوق لیسانس ، 101 هزار و 471 معلم دارای مدرک لیسانس ، 18 هزار و 935 معلم دارای مدرک فوق دیپلم و 439 معلم دارای مدرک دیپلم هستند و در مجموع ، جمع معلمان در این دوره 140 هزار و 264 نفر بوده که میانگین سنوات تحصیلات این دوره 16 سال است.
چهاربند با اشاره به میزان تحصیلات معلمان در دوره متوسطه دوم خاطر نشان کرد: این دوره 978 معلم مدرک دکتری دارند، 46 هزار و 411 معلم مدرک فوق لیسانس ، 91 هزار و 683 معلم مدرک لیسانس ، 6 هزار و 419 معلم فوق دیپلم و 708 معلم نیز مدرک دیپلم دارند و در مجموع 146 هزار و 199 معلم در این دوره فعالیت میکنند که میانگین سنوات تحصیلی آنها 16.6 است. (5)
روشهای جدید استخدام معلم در مدارس ، دیپلمه ها جذب آموزش و پرورش میشوند!
" چهاربند رئیس مرکز منابع انسانی آموزش و پرورش در گفت و گو با باشگاه خبرنگاران جوان خبر داد : طرحی در نظر گرفتیم که بر اساس آن دانش آموزان پس از اخذ دیپلم به فعالیت در آموزش و پرورش بپردازند. برای مناطق محروم که بیشترین میزان کمبود نیرو را دارند جذب از دوره کارشناسی موفق نبود، همچنین طرح تعهد دبیری هم به دلیل چهار ساله بودن فرآیندی دیر بازده است، بنابراین باید از روشهای دیگری بهره بگیریم.
در نظر داریم از طرح 2+2 استفاده کنیم که بر اساس آن از خروجی دیپلم بهره گرفته و افراد را پس از گذراندن یک دوره 2 ساله فارغ التحصیل میکنیم تا امکان فعالیت در حرفه معلمی را داشته باشند بعد از این دوره مجددا دوره 2 ساله ای برای آنها در نظر می گیریم که به منزله کارشناسی ناپیوسته محسوب میشود در واقع روند اجرای این طرح مانند فارغ التحصیلان دوره کاردانی به کارشناسی خواهد بود.
چهاربند با بیان این که دوره 2 ساله دوم برای معلمانی که از این طریق جذب میشوند بعد از سه الی پنج سال اشتغال به حرفه معلمی خواهد بود، گفت: از طریق این فرآیند کمبود نیروی انسانی در مناطق محروم سریع تر رفع می شود. وی درباره ضمانت اجرایی این طرح برای سال آینده گفت: اکنون دانشگاه فرهنگیان برای اجرای چنین طرحی اعلام آمادگی کرده است و آموزش و پرورش هم در حال رایزنی بوده تا از این طریق استخدام نیروی انسانی را در دستور کار قرار دهیم." (6)
باور داشته باشید اگر حقوق و مزایای ویژه و مناسبی برای نیروهای نهضت سوادآموزی و یا حق التدریس و..... در نظر بگیرید ، خواهید توانست از تجارب چندین سالۀ آنان در امرتدریس به شرط استخدام رسمی در مناطق محروم بهره مند شوید. بدین طریق به اجرای آزمون هم متوسل نمی شوید . ترس این نیروها فقط استرس ناتوانی از قبولی آزمون نیست ،بلکه حذف طبیعی عده ای از آنهاست. آنان در قِبال سرمایه ای چون نیروی جوانی و عمر خود جهت خدمت صادقانه با درآمد ناچیز ، انتظار تثبیت موقعیت شغلی جهت آرامش خاطر و تشکیل خانواده و فراهم ساختن امکانات آن را دارند. یک حق طبیعی انسانی – مدنی . بسیاری از آنان وقتی فعالیت خود را شروع کردند 20 – 22 ساله بودند اما امروز آنان بالای 30 سال سن دارند و سن و موقعیت استخدام در دیگر سازمانها و وزارتخانه ها را از دست داده اند ، قربانیان نیاز آموزش و پرورش به وجود آنها برای پر ساختن خلاء کمبود معلم. پس قبل از جذب دانش آموز تازه تحصیل تمام کردۀ مدارس ،همانند حوزه ها ، ابتدا فرصت پذیرش یا عدم پذیرش خدمت در مناطق محروم روستایی – عشایری را به شرط استخدام رسمی از همان آغاز خدمت ، به نیروهایی بدهید که مُدام از بی عدالتی و بی اعتنایی آموزش و پرورش نالالند.
بدون هر نوع حب و بغض ستادی – صفی ، بیایید چند نکته را مرور کنیم :
1- جذب معلم برای جبران کمبود نیرو ، بدین طریق ، تا چه میزان آیندۀ شغلی و حرفه ای معلمان را ضربه خواهد زد ؟ بالاخره جزو سیمای آموزش و پرورش هستند و معرّف اعتبار آن ( طرح 2+2) .
2 - تا چه زمانی ما ابتدا افرادی را تحت عنوان معلم جذب خواهیم کرد و سپس بر طبق نظر و باور خود اما غیرواقعی ، آنان را آموزش خواهیم داد و برای تکیه زدن بر مسند معلمی ، آنان را آماده خواهیم ساخت ؟ ابتدا تربیت معلم و بعد استخدام صحیح است و یا برعکس ؟!!
3 - اگر حقوق و مزایای معلمان کارشناسی در حد زحمات شان برای گرفتن مدرک و تحمل مناطق محروم ، ارتقا می یافت ، برخی از همکاران راضی به خدمت در مناطق محروم می شدند. آیا شما تلاش کردید و پاسخ نگرفتید و یا بدون در نظر گرفتن هر نوع مزایایی ، از معلمان کارشناسی نومید شدید ؟
4 - تا کی مدارک بالاتر از لیسانس را در آموزش و پرورش بدون همسطحی با همردیفان خود در سایر وزارتخانه ها در آموزش و پرورش محبوس نگه خواهیم داشت ؟
5 - برای ایجاد انگیزه و تقویت آن ، چه زمانی به معلمان امکان ادامۀ تحصیلات عالی تر با تضمین تأمین شرایط مطلوب تر و ماندن در آموزش و پرورش ، داده خواهد شد؟
6 - گفته اید طرح تعهد دبیری هم به دلیل چهار ساله بودن فرآیندی دیر بازده است ، به کجا چنین شتابان ! شتاب زدگی در آموزش و پرورش خود عامل تضعیف کیفیت در آن است. مگر تربیت فردی به عنوان معلم شایسته و توانمند ، کاری ساده و سطحی است که دورۀ 4 ساله را برای پرورش او زیاد می بینید ؟! آموزش و پرورش کشت صیفی جات نیست که ماه به ماه آمادۀ برداشت محصول باشید ، آموزش و پرورش درخت گردو است ، سرمایه گذاری برای فرداست نه امروز . آموزش و پرورش دیربازده است . برای ورود یک فرد به جامعه جهت برعهده گرفتن نقش های اجتماعی ، ما 12 سال صبر می کنیم ، اما برای تربیت معلم ، دورۀ 4 ساله را زیادی می بینیم ؟!
اگر شتاب زده و بدون کنترل عقلانی ، طرح بازنشستگی پیش از موعد با ابزار جذابی چون 5 سال محاسبه مفتی خدمت انجام نشده و محاسبۀ حقوق همان 5 سال بر کل حقوق را روزگاری ، اِعمال نمی کردید و بر تبعیضی آشکار نسبت به سایر همکاران صحه نمی گذاشتید ، چنین سراسیمه برای رهایی از آفت کمبود معلم ، از کیفیت کم نمی گذاشتید تا نقش شیری بی یال و دُم را جهت استخدام معلم ، در دستور کار خود قرار دهید.

سخن آخر
ورود دیپلم ها به آموزش و پرورش ولو جهت تأمین نیرو در مناطق محروم ، یعنی ادامۀ ورشکستگی آموزش و پرورش و بدبختی معلمان در وضعیت معیشتی زیرخط فقری . خصوصا که ابتدا عمل جذب که غالبا درهم می باشد و سپس پیگیری روند پیشرفت و یا کارکرد آنان صورت می گیرد و متغیری برای غربالگری افراد ناتوان هم در دست نداریم ، یعنی ایستایی نوع تفکر در تعلیم و تربیت معلمان در آموزش و پرورش و عدم رشد کمی و کیفی آموزش . یعنی تثبیت عقب ماندگی آموزشی و ادامۀ روند آموزش سنتی . از سویی دیگر یعنی عدم پاسخگویی به خواسته های برحق معلمان سطح فوق لیسانس به بالا و همسطحی آنان با مدارک پایین تر یعنی از بین بردن میل طبیعی یک فرد شاغل برای تغییر موقعیت اجتماعی .
اگر دقت کنید دو سوی ابتدا و انتهای آموزش و پرورش ما ، یعنی لحظۀ استخدام تا زمان بازنشستگی معلمان ، با یکدیگر از تعادل برخوردار نیست و به تعبیری دارای تراز منفی است. اگر زمان اشتغال را به عنوان وزنۀ تعادل به وسط این دو بیفزائیم با شرایط نامقبولی که دارند ، این عدم تعادل ، موج بیشتری هم به خود می گیرد. یعنی داده و ستادۀ ما در آموزش و پرورش ، همخوانی و تعادلی با یکدیگر ندارد.
برخی از معلمان با اشتیاق در انتظار به ثمر رسیدن طرح رتبه بندی هستند ، اما خبر ندارند که طبق گفتۀ معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش ، این طرح شامل همۀ افراد نمی گردد. مطمئن باشید این طرح ، نیمۀ خالی درآمد زندگی هیچ معلمی را پُر نخواهد کرد. حتی عده ای برای مشمولیت طرح قرار گرفتن ، به رقابت منفی و یا ستیزه جویی نیز متمایل خواهند شد. باید قبول کنیم که همین الان هم یک رابطۀ صمیمانۀ همکاری مابین معلمان در یک مدرسه وجود ندارد ، با اِعمال درجه بندی معلمان همانند یک کالا برای فروش ، سلام و علیک ظاهری مابین آنان نیز رنگ خواهد باخت. یک طرح مفید باید بتواند معلمان را به همفکری و تحلیل و تجزیۀ مطالب درسی جهت تولید فکر بکشاند ، نه این که آنان را رقیب برتری از یکدیگر بسازد.معیارها و شاخص های طرح جهت مشمولیت معلمان از سوی مسئولان بیان نمی گردد، اما افرادی که دهۀ 80 ، اجرای آن را تجربه کرده اند ، شاهدند که بجز افزایش 40- 50 هزار تومان حقوق ، نفعی دیگر برای معلمان ندارد.
تا زمانی که آموزش و پرورش، به همفکری و مشورت با اهالی تعلیم و تربیت چه بر اساس مدرک و تخصص و چه بر اساس تجربه بازنشستگان ، نپردازد ، نه انتخاب وزیر جدید و نه اِعمال هر نوع طرحی ، گِره از لایه های ضخیم شکست ها و نومیدی ها ، باز نخواهد گشود. قرار گرفتن در جایگاه ارزش گذاری برای نحوه و محتوای رفتار افراد متخصص ، ما را از بهره مندی دانش آنان باز می دارد.
فراموش نکنیم اضلاع آموزش و پرورش زیاد است و برخی از آنها عبارتست از : معلمان ، دانش آموزان ، اولیای مدارس ، اولیای دانش آموزان ، نوع و محتوای کتب درسی ، مؤلفان کتب درسی ، ساختار سیستمی آموزش ، ساختار فیزیکی و فضای آموزش ، تکنولوژی آموزشی و......
آموزش و پرورش نیازمند یک پالایش در تمامی بخش ها ، اعم از نیروی انسانی و محتوای آموزش و دوره ها و سیستم آموزشی و تفکر در خود است. نظام فعلی قادر به ایجاد تغییر مثبت و سازنده در خود و خارج از خود یعنی جامعه و فرهنگ نیست. ما از پویایی اندیشه و عمل ، برخوردار نیستیم ، لذا بدون هدر دادن سرمایه های انسانی و مالی و زمان ، در همین تابستان با ورود وزیر جدید ، بهتر است به پویش آموزش و پرورش برخی از کشورها بپردازیم. این سفرها جهت هواخوری و بازیابی انرژی مسافران انتخاب شده نباشد ، افرادی به این سفرها بروند که قدرت تشخیص و تمیز و تحلیل و مشاهدۀ قوی و توانایی و مهارت نُت برداری داشته باشند. ما به تزریق هوای تازه در آموزش و پرورش شدیدا نیازمندیم. هوایی پاک که رگهای بخش های گوناگون آموزش و پرورش را فعال تر سازد. آموزش و پرورش کشور ما از هر حیث فقط لنگ اجرای طرح رتبه بندی معلمان نیست. ما نیازمند رِی کاوری هستیم ، جناب وزیر آتی اگر توانایی لازم دارید ، مسئولیت بپذیرید و گر نه سریال ناکامی در آموزش و پرورش ادامه خواهد داشت و تیتر اخبار شبانه روز خواهد بود. آموزش و پرورش به یک ناجی توانمند صاحب ایده و نظر نیازمند است نه مبصری برای چرخاندن امور اداری و یا ساکت کردن زیر مجموعه آن .
1) ویکی پدیا . دانشنامۀ آزاد . فهرست مربیان تیم ملی فوتبال ایران
2) شبکه اجتماعی . ورزشی طرفدار . رسانه ای مستقل .
3) کد خبر : ۸۹۸۸۶۸ . ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۸ .
4) خبرگزاری تسنیم . 25 دی ۱۳۹۷ .
5) مشرق نیوز. 730543 mshrgh.ir/ . ۸ خرداد ۱۳۹۶ .
6) کد خبر : ۶۵۳۶۸۶۹ . باشگاه خبرنگاران جوان . ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۷ .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت داریداین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید">
دکتر محمدامین قانعی راد در اوج پختگی و شکوفایی در سن 63 سالگی درگذشت . برای نخستین بار با نامش در مجله ( کتاب ) دانشکده ی علوم اجتماعی که با یادمان دکترشریعتی به همراه دوستانش منتشر کرده بود آشنا شدم .بعدها نامش را بیشتر شنیدم تا آنکه به ریاست انجمن جامعه شناسی ایران رسید . دیگر او خود را در قامت یک مرجع و صاحب نظر در جامعه شناسی تثبیت کرده بود و همواره نوشته ها و گفته هایش را تعقیب می کردم و شادی درونی از وجود و حضورش در محافل و مجالس احساس می کردم .دست تقدیر او را از ما گرفت و او با میراثی که از خود به جا گذاشت نامش را در دفتر ایرانیان ثبت کرد .
میراث زنده یاد دکتر قانعی راد از نگاه نگارنده در سه سرفصل کلی قابل طرح است :
1- خادم علم جامعه شناسی :
دکتر قانعی راد به معنای دقیق کلمه خادم و خاضع علم بود و فروتنانه هم در راه علم شاگردی کرد و هم اندوخته های خود را در طریق علم صرف کرد . او علم را به سبب ارزش علم و چراغ روشنی که پیش پای بشر می افروزد ، می ستود و علم جامعه شناسی را در خدمت شناخت جامعه قرار داد بدون آن که جامعه شناسی را نردبان قدرت و ثروت و یا خادم ایدئولوژی ها درآورد . از همین رو به استقلال علم و نهاد علم و دانشگاه از هر قید و بندی باور داشت و در دو دوره ریاست انجمن جامعه شناسی مومنانه از ساحت علمی انجمن و دانش و دانشگاه حراست کرد و از اصالت و حرمت و حیثیت جامعه شناسی دفاع کرد و به علم جامعه شناسی در ایران هویت و قوام تازه ای بخشید و آن را به علمی دارای وزانت و اعتبار بدل کرد . به واقع دکتر قانعی جامعه شناسی آکادمیک در ایران را آبرو بخشید و ریشه های آن را در ایران استوار کرد .
2- جامعه شناسی حوزه ی عمومی : دکتر قانعی راد به علوم انسانی اسلامی باور نداشت ولی انتقاد او در عین صراحت ، به زیور علم و ادب آراسته بود و هیچ گاه از گفت و گو شانه خالی نمی کرد
عنوان جامعه شناسی حوزه ی عمومی را دکتر قانعی راد برای کنش مدنی و اجتماعی خویش برگزیده بود . جامعه شناسی معطوف به حل مسئله . جامعه شناسی که ضمن حفظ حدود و ثغور و استقلال علم جامعه شناسی ، پا از کتاب و کتابخانه ها به درون جامعه می گذارد تا بتواند با نردبان علم جامعه ی ایرانی را خوب ببیند خوب مسئله یابی کند و خوب آن را تحلیل کند و راه چاره و درمانی برای دردها و زخم هایش بیابد . دکترقانعی راد خود را از جمله شاگردان دکترشریعتی می دانست ، هم از معلم خود آموخت و هم معلم خوبی شد . معلمی که فروتنانه ادب شاگردی را تا پایان عمر نسبت به آموزگار خود حفظ کرد ولی در عین حال توانست خود را از زیر سایه ی معلم خود بیرون کشد و با غنای فکری و استقلال علمی که کسب کرده بود ، طرح دهد ، تئوری ارائه نماید و معلمش را نیز نقد علمی کند بدون آنکه به ورطه ی کینه ورزی و انتقام کشی و عقده گشایی و یا تصفیه حساب های رایج ژورنالیستی بیفتد .

دکتر قانعی راد خضوع ، خشوع و فروتنی خاصی در شخصیت و جایگاه علمی خود داشت . کسی از او دشنام یا پرخاش ، اتهام یا درشتی ، کینه ورزی یا خشونت ندید و نشنید . سخنانش آراسته به علم و ادب بود و جانش عاشق ایران و توسعه ی ایران . در او تنزه طلبی نمی دیدی ، تکبر و غرور و نخوت در گفتار و کردارش پیدا نمی کردی ، حتی اگر با نظراتش موافق نبودی ، اما نمی توانستی در دلت او را به سبب دانش و خضوعش تحسین نکنی .
دکتر قانعی راد خودساخته ای بود جامعه شناس . جامعه شناسی مسئله شناس و در حوزه ی عمومی . حوزه ی عمومی یعنی همان مردم و رنج هایشان ، مردم و دردهایشان ، مردم و نیازهایشان یعنی همان مردم ایران . او جامعه شناسی ایرانی بود با مسئله هایی ایرانی و پاسخ ها و درمان هایی ایرانی . و درست در همین جاست که می توان به قانعی راد و توانایی علم جامعه شناسی ، فخر فروشی کرد .
3- جامعه شناسی انتقادی :
دکتر قانعی جامعه شناسی انتقادی را نیز در ایران پروبال داد . جامعه شناسی انتقادی که به دور از هر گونه جنجال و فریادی ، مناسبات حاکم بر حوزه ی قدرت ، فرهنگ و اقتصاد را نقد می کرد . به گفته ی حجه الاسلام عبدالحسین خسروپناه که یکی از منتقدین قانعی راد هم بود ؛ دکتر قانعی راد به علوم انسانی اسلامی باور نداشت ولی انتقاد او در عین صراحت ، به زیور علم و ادب آراسته بود و هیچ گاه از گفت و گو شانه خالی نمی کرد . قانعی راد ، در فرصت نادری که از سوی رسانه ی ملی پس از حوادث دی ماه 96 برایش فراهم کرده بود ، استفاده کرد و به آسیب شناسی و نقد برخوردهای صورت گرفته با معترضین پرداخت . در نقد های او اغراق و گزافه گویی نبود . او چنان با متانت و صبوری سخن می گفت که نقد مصلحانه را از نقد ویرانگرانه می توانستی تفکیک و تشخیص دهی .
جامعه شناسی آکادمیک ، جامعه شناسی انتقادی و جامعه شناسی حوزه ی عمومی به او بسیار وامدار است . او از فعالان انجمن مطالعات صلح نیز بود .از این رو از صلح هم گفت و نوشت و با صلح دم زد و آموزش صلح داد . آموزش صلح در خانه یا مدرسه در دانشگاه یا متن جامعه ، او در همه جا حضور می یافت و زکات علم و جانش را به شایستگی تا آخرین روزهای حیات ادا کرد .
دکتر محمد امین قانعی راد از دوستداران صدیق و بی ادعای ایران بود . دغدغه ی توسعه ی ایران را داشت و دردمند دردهای مردم ایران بود . درد بیماری جانکاهش مجال رسیدنش به تابستان 97 را هم نداد . اگر می خواهیم روح آن عزیز در آرامش ابدی باشد و ادای دین به او داشته باشیم چونان او ایران را دوست بداریم و بکوشیم تا اندکی از دردهای ایران بکاهیم اگر چه به قدر یک تک درختی باشد ... تک درختی که در خاک ایران نفس می آفریند ، برگ و میوه می دهد ، سایه نشستگان و آشیانه پرندگان و چراگاه حشرات و هیزم در راه ماندگان و راهنمای راه گم کردگان و تکیه گاه مسافران و امید پژمردگان و در نهایت نشانه و شاهد حیات و زندگان است . پس بکوشیم به قدر تک درختی وطن را دوست بداریم .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/
چندی پیش « صدای معلم » گزارشی را از مرگ دلخراش یک دختر بچه در خانه معلم منطقه 9 تهران منتشر کرد . ( این جا )
در این زمینه مدیر آموزش و پرورش منطقه 9 تهران « علی اکبر محسنی نسب » گفت و گوی کوتاهی را با صدای معلم انجام داد .
این رسانه از پاسخ گویی مدیر اداره آموزش و پرورش مطنقه 9 تشکر می کند .
به نظر می رسد مسئولان به جای هزینه کردن در آموزش و پرورش - با شعار صرفه جویی در امر آموزش و پرورش - درصدد خصوصی سازی و تبدیل مدارس کشور به بنگاه اقتصادی برای استفاده از بودجه دولتی و کسب منافع مالی از طریق ایجاد شرکت های پیمانکاری خرید خدمات آموزشی می باشند آن هم به چه قیمتی ؟!
آموزش و پرورش رکن اصلی آموزش کشور و مهمترین شاخصه توسعه یافتگی یک کشور آموزش و پرورش پویا و کارآمد می باشد.توسعه و چشم انداز هر کشور در گرو تولید علم در آموزش و پرورش است.
مسئولان باید بدانند هزینه کردن در آموزش و پرورش سرمایه ای برای نسل آینده کشور است ؛ امروز آموزش و پرورش به جای انتخاب صراط مستقیم راهی در پیش گرفته که منجر به سقوط آموزش و پرورش می شود و سقوط آموزش و پرورش سقوط یک ملت است !
عدم توجه وزیر وقت آموزش و پرورش و نمایندگان مجلس از جمله کمیسیون آموزش و تحقیقات و کمیسیون بودجه به مطالبات معلمان آن هم پس از حداقل 5 سال تدریس تمام وقت و مستمر معلمان خرید خدمات آموزشی ظلمی بس عظیم و نابخشودنیست . امروز با ادامه طرح خرید خدمات آموزشی و همچنین با عدم تبدیل وضعیت معلمان این طرح نه تنها حق دانش آموزان را نادیده می گیرند بلکه با این کارشان باعث می شوند که حق و حقوق معلمان خرید خدمات آموزشی که طی این چند سال با کمترین حقوق و مزایا و با بالاترین عملکرد و با از دست دادن فرصت های شغلی خود طی سالیان گذشته که با اعتماد به مسئولان صورت گرفت ضایع شود.
زمانی که ما معلمان مشغول به درس خواندن بودیم نگاهمان به معلمانمان بود که می گفتند :" دانش آموزان امروز آینده سازان فردا هستند" ولی امروز ما معلمان خرید خدمات آموزشی مطلع شدیم چه آینده نابه سامانی داریم چرا که نه احترام و حقوقی داریم و امروز پس از سال ها صبوری و خدمت صادقانه درصدد قتل نفس و ترور شخصیت هستیم و امنیت شغلی نداریم.
در تبصره 13 بند 2 قانون بودجه مصوب سال 93 مجلس به وزارت آموزش و پرورش (دولت) اجازه داد به منظور پوشش تحصیلی دانش آموزان لازم التعلیم در مناطقی که ظرفیت کافی در مدارس دولتی وجود ندارد (یعنی مدرسه دولتی آنجا نیست و ساخته نشده ) با پرداخت سرانه دانش آموزشی از جانب دولت با اولویت مناطق روستایی کوچک و عشایری نسبت به خرید خدمات آموزشی از پیمانکاران بخش خصوصی از طریق مدارس غیر دولتی اقدام کند.
وزارت آموزش و پرورش از همان ابتدا بر خلاف قانون مذکور طرح خرید خدمات آموزشی را جهت دریافت بیشتر سرانه دانش آموزی از جانب دولت در مناطق محروم پرجمعیت شهری و در مراکز استانها و در مدارس دولتی و با امکانات دولتی و با بودجه و سرانه پرداختی از خزانه دولت بر خلاف تبصره 13قانون بودجه اجرا کرد که در این طرح در کشور حدود 14000نفر با مدارک کارشناسی تا دکترا جذب آموزش و پرورش شدند که نحوه جذب بدین صورت بود که افرادی که سابقه تدریس داشتند به مانند سربازمعلمان و معلمان مدارس غیر انتفاعی با آموزش مجدد و گزینش آموزش و پرورش و گذراندن مهارت های بدوخدمت و ضمن خدمت معلمان و برگزاری یک آزمون داخلی جذب آموزش و پرورش شدند. که تا به امروز و بعد از گذشت حداقل 5سال تدریس تمام وقت و مستمر( مثل معلمان رسمی) هیچ اقدامی جهت بهبود وضعیت ویا تبدیل وضعیت و حل مشکلات و مطالبات به حق این گروه از معلمان صورت نگرفته است.
در این طرح وزارت آموزش و پرورش کارفرما است و قرار داد معلم به صورت حجمی و قرارداد معین و بر اساس ساعت کاری کارگر با پیمانکاران آموزشی بسته شده است متأسفانه قرارداد های استثماری و بدتر از دوران برده داری!
« کارگران روز مزد آموزشی![ منظور یحتمل معلمان حمایتی است!] در ماه ۲۲ روز بیمه و حقوق دارند و در ایام تعطیلات هفته عید نوروز نیمی از خرداد و تعطیلات تابستان فاقد بیمه و حقوق می باشند که در طول ۹ ماه سال تحصیلی با عنایت وزیر آموزش و پرورش، نمایندگان مجلس و مدیران کل آموزش و پرورش استان ها تنها ۱۷۶ روز در سال بیمه و حقوق دارند(کمتر از شش ماه در سال)، این گروه از معلمان علی رغم عملکرد درخشان و خدمت ایثارگرانه در عرصه آموزش در ماه دریافتی معادل دوسوم حقوق کارگر ساده خدماتی دارند. امروز آموزش و پرورش بنگاه اقتصادی تعدادی شده است که با شعار های دهن پرکن اقتصاد مقاومتی د صدد کسب درآمد از اعتبارات دولتی هستند
همچنین دریافتی ماهانه این معلمان یک سوم معلمان رسمی است که نمود نقض آشکار دستورالعمل شماره 36 روابط کار و مقاوله نامه 100سازمان جهانی کار ilo هست چرا که در شرایط کار یکسان باید مزد و مزایای یکسان اعمال شود ؛ ساعت کار معلمان خرید خدمات آموزشی با معلمان رسمی یکسان ولی دریافتی حقوق آنها یک سوم معلمان رسمی و تنها در سال 176 روز حقوق و بیمه دارند.
همچنین در این طرح ماده 32 قانون مدیریت خدمات کشوری زیر پا گذاشته شده است چرا که دولت بر طبق قانون مذکور حسب ضرورت و بدون تعهد استخدامی و برای حداکثر یکسال در بعضی از مشاغل که جنبه موقتی دارند برای تأمین نیروی انسانی می تواند
نیروی قرارداد معین بگیرد. متأسفانه وزارت آموزش و پرورش بر خلاف قانون مذکور با معلمان این طرح با حداقل 5سال سابقه تدریس تمام وقت و مستمرکه شغل آنها جز مشاغل اصلی و غیر موقت می باشد قرار داد معین منعقد کرده است.

حال چرا این مشکلات به وجود آمده:
متأسفانه معلمان خرید خدمات آموزشی(بسته حمایتی دولت) در مثلثی قرار گرفته اند که هیچ امیدی ندارند چرا که دولت به سمت خصوصی سازی رفته است.متأسفانه بعضا مجلس سلیقه ای و جناحی عمل می کند و برخی مسئولان در وزارت آموزش و پرورش با رانت افراد را به مجموعه اضافه می کنند. مجلس. نیروهای نهضت که به صورت پاره وقت با آموزش و پرورش همکاری داشتند و نیروهای پیش دبستانی که سابقه تدریس در کلاس پایه درس ابتدایی را نداشته اند را به حق التدریسی تبدیل وضعیت نموده (و اخیرا استخدام) ولی متأسفانه هیچ اقدامی برای تبدیل وضعیت معلمان خرید خدمات آموزشی با حداقل 5سال تدریس تمام وقت و مستمرانجام نداده است.
اجرای طرح خرید خدمات آموزشی توسط پیمانکاران آموزشی حداقل ۴۰ درصد سود برای مجموعه وزارت تا استان و مؤسسین مدارس طرح خرید خدمات و عوامل اجرا کننده دارد و هیچ کس حاضر نیست منافع مالی خود را از دست بدهد.
امروز آموزش و پرورش بنگاه اقتصادی تعدادی شده است که با شعار های دهن پرکن اقتصاد مقاومتی د صدد کسب درآمد از اعتبارات دولتی هستند.
اجرای طرح خرید خدمات آموزشی مغایر با اصل سوم قانون اساسی و مواد 25 و 28 قانون برنامه ششم توسعه می باشد چرا که واگذاری مدارس دولتی به بخش خصوصی جهت خرید خدمات آموزشی ممنوع می باشد.
لازم به ذکر است که تا سال 1400 آموزش و پرورش با کمبود 300 هزار معلم مواجه هست . امیدواریم که با اصلاح مدیریت در رأس وزارت آموزش و پرورش در دولت تدبیر و امید و با اتکا به تدبیر دولت و امید به دست مسئولان دولت و همت نمایندگان مجلس و انعکاس و پیگیری مطالبات از طریق رسانه های کشور مشکلات معلمان خرید خدمات حل و فصل شود.
روزنامه آفتاب یزد
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید