صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

گروه استان ها و شهرستان ها/

نامه ی زیر توسط یکی از مخاطبان صدای معلم از شهرستان طارم زنجان برای ما ارسال گردیده است .

این رسانه آمادگی خود را برای انتشار پاسخ مسئولان اعلام می کند .

منتشرشده در یادداشت

نسبت فرهنگیان و معلمان با صندوق ذخیره فرهنگیان چیست و آنان سهامدار هستند یا سپردگذار

بعد از مسایل و مشکلاتی که در مورد اختلاس در بانک سرمایه پیش آمد ؛ بحث های زیادی در بین فرهنگیان مطرح شد که نسبت ما با صندوق ذخیره فرهنگیان چیست، آیا سپرده های ما در این اختلاس ها به یغما رفته است؟

پرسش هایی از این دست توجه عموم معلمان را به صندوق ذخیره فرهنگیان جلب کرد، و این قشر تلاش کردند که از ماهیت صندوق بیشتر سر در بیاورند. برای مدت ها پرسش جدی همه‌ی فرهنگیان این شد که آیا ما در این صندوق سپرده گذار هستیم؟ سهامدار هستیم؟ مالکیت داریم؟ شریک هستیم؟ یا....؟!

قبل از تلاش برای یافتن پاسخ این نوع پرسش ها باید یک پرسش اساسی مطرح کرد که آیا اصولاً صندوق ذخیره فرهنگیان یک شرکت سهامی محسوب می شود؟

نسبت فرهنگیان و معلمان با صندوق ذخیره فرهنگیان چیست و آنان سهامدار هستند یا سپردگذار

 ماده 1 اساسنامه  بیان می کند که:

«صندوق ذخیره فرهنگیان، موسسه دارای شخصیت حقوقی مستقل و استقلال مالی است که در قالب تبصره 63 قانون برنامه دوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، تاسیس شده و در چارچوب قانون تجارت و سایر قوانین جاری کشور و با رعایت مفاد این اساسنامه فعالیت می‌کند. طبق تبصره 63 قانون برنامه دوم توسعه اقتصادی، وزارت آموزش و پرورش موظف است نسبت به تأسیس صندوق ذخیره فرهنگیان اقدام کند، فرهنگیان نیز می‌توانند ماهانه حداکثر تا ‌مبلغ پنج درصد (5%) حقوق و مزایای خود را به حساب صندوق واریز کنند. ‌دولت نیز موظف است همه ساله معادل مبلغ فوق را که به همین منظور در بودجه سالانه منظور می‌شود، به صندوق مزبور واریز کند. سهم‌الشرکه ‌فرهنگیان در هنگام بازنشستگی و ازکارافتادگی یا بازخریدی به آنان و در صورت فوت به وارث آنان مسترد می‌شود.»

بنابراین با این تعریف در اساسنامه صندوق ذخیره فرهنگیان، مشخص است که این مجموعه، شرکت سهامی نیست. و معلم در این موسسه (نه شرکت) سهامدار نمی باشد. زیرا در تعریف سهامدار آمده است که، سهامدار شخصی است که می تواند سهام شرکتی که در بورس اوراق بهادار قرار دارد را خرید و فروش کند و در صورت افزایش یا کاهش ارزش سهام آن شرکت، ارزش سهام فرد سهامدار هم افزایش یا کاهش پیدا کند. گرچه در سنوات اخیر انتخاباتی برای ورود سه نفر از معلمان به هیأت امناء صندوق ذخیره فرهنگیان صورت گرفت و این سه نفر هم به عضویت هیات درآمدند ولی این اقدامات بیشتر جنبه نمایشی داشته و تغییری در ماهیت حقوقی و نحوه اثرگذاری معلمان بر صندوق ایجاد نکرده و نمی‌کند.

اما در مورد صندوق ذخیره فرهنگیان، وضعیت این چنین نیست. به طوری‌که با افزایش ارزش سهام تمامی حدود چهل شرکت زیرمجموعه این هلدینگ در سنوات اخیر، ارزش سرمایه  تک تک اعضای عضو صندوق  افزایش محسوسی پیدا نکرده است. به عبارت دیگر یعنی معلمان نه در سود و نه در زیان و سایر نوسانات این صندوق مداخله داده نشده‌اند.

باید ما معلمان این واقعیت تلخ را بپذیریم که با وجود کسر حق عضویت در سنوات خدمتی از گذشته های دور تا کنون، در موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان و شرکت‌های وابسته به آن، در هیچ جایی سهامی به نام معلمان ثبت نشده است. این در حالی است که اگر در طی سالیان گذشته، این کسورات را شخصا تبدیل به سهام در بورس می کردیم، هم اکنون چند صد برابر آنچه در صندوق به عنوان سپرده به نام مان هست، دارایی می داشتیم.

 با نگاهی به ترکیب سهامداران شرکت‌های وابسته به موسسه صندوق ذخیره، ملاحظه می‌شود که اساساً قشر یا گروهی به نام معلم که سهامدار عمده این صندوق باشند در ترکیب سهامداران وجود ندارد. 

به عنوان مثال در بانک سرمایه که یکی از شرکت‌های وابسته به چندین شرکت تحت پوشش موسسه صندوق ذخیره است، نامی از فرهنگیان به میان نیامده است. بنابراین این ادعا که سهام این بانک یا دیگر شرکت‌های وابسته موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان، متعلق به معلمان است و با پول معلمان خریداری شده است ادعایی قابل توجه برای متولیان صندوق ذخیره فرهنگیان نیست.

رابطه بین معلمان و "موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان" صرفا سپرده‌گذار بودن است و معلمان تنها در موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان عضو سپرده‌گذار هستند و هیچ  مالکیت، شراکت، سهامداری، اعمال نظر و به طور کلی حاکمیتی نسبت به آن را ندارند. 

به عبارت دیگر معلمان نه تنها در بانک سرمایه، حتی در موسسه ذخیره فرهنگیان نیز هیچ حق مالکیتی ندارند، بلکه تنها یک مشتری محسوب می‌شوند که به‌صورت سپرده‌گذار (نه سهامدار و نه شریک) در آن عضو هستند و درصورتی که بخواهند از این صندوق خارج شوند، سود ناچیزی طبق نظر و محاسبه متولیان صندوق به آنها تعلق می‌گیرد.

گرچه در سنوات اخیر انتخاباتی برای ورود سه نفر از معلمان به هیأت امناء صندوق ذخیره فرهنگیان صورت گرفت و این سه نفر هم به عضویت هیات درآمدند ولی این اقدامات بیشتر جنبه نمایشی داشته و تغییری در ماهیت حقوقی و نحوه اثرگذاری معلمان بر صندوق ایجاد نکرده و نمی‌کند.

نسبت فرهنگیان و معلمان با صندوق ذخیره فرهنگیان چیست و آنان سهامدار هستند یا سپردگذار

باید تبدیل شدن صندوق ذخیره فرهنگیان به یک شرکت سهامی به صورت یک مطالبه ملی فرهنگیان درآید، به طوری‌که سهامداران اصلی یا حتی تنها سهامداران آن معلمان و فرهنگیان باشند. راه تحقق این مطالبه هم پیگیری های حقوقی و مدنی فرهنگیان خواهد بود.

سایت فانوس


نسبت فرهنگیان و معلمان با صندوق ذخیره فرهنگیان چیست و آنان سهامدار هستند یا سپردگذار

منتشرشده در اقتصاد
شنبه, 26 مهر 1399 09:16

هفت توصیه برای " نقادی "

هفت توصیه  برای نقادی و تفکر انتقادی

وزوزهای طولانی بی‌صدا و مُرکب قلم‌ها خشک و کتاب‌ها بسته و معایب دفن و جیغ‌های متوالی خاموش و تشویش‌ها تمام و تهییج‌ها دور و فتن ناکام و نقد شدن نظری دوست داریم اما عملی از آن متنفریم و این نقد است که برای حفظ دین و جان و ناموس و عقل و نسل و مال است و حق‌ دارید که نقد سخیف را پاسخگو نباشید.

زبان زشت‌گوی آنجا که استدلالی احمقانه و توجیهی خشک نیابد و نتواند به مقاصد جاهلانه خود برسد، فحش می‌دهد یا تحقیر می‌کند و یا واضح‌ترین دلایل و حقایق را منکر می‌شود و کران و لالان و کوران را به جان هم می‌اندازد.

نمی‌دانیم چگونه مرض حساسیت بی‌جهت، از نقد شدن را معالجه کنیم و این علوم هستند که وسعت دارند و انکار حقایق و عجایب و اکاذیب و اعتقادهای باطل هم بسیارند و اختلاف‌ها و مرض‌ها و مریض‌ها کم نیستند و از اول بودند تا به امروز اما ما کاری با مریض‌ها نداریم که نقدشان کنیم بلکه با مرض‌ها کارداریم و آن‌ها را نقد می‌کنیم و هدف علاج بیماران از مرض‌ها است.

در کتاب‌های تربیتی این‌گونه می‌گویند که اگر فرزند شما سخنی ناصواب گفت و خطایی مرتکب شد به او نگویید که «برو من دیگر تو را نمی خواهم و دوستت ندارم» بلکه این‌گونه بگویید که «من فلان کار و حرف تو را دوست نداشتم و این کار را دیگر نمی‌خواهم» یعنی رد و نقد قول کنیم و تقدیر از قائل منظور است زیرا در موضوعات تغییر و تحول ممکن است و در اعتباریات هیچ‌ چیزی محال نیست پس نقد فعل بهتر از نقد فاعل است گرچه گاهی لازم است فاعل هم نقد شود اما مهم این است که کرامت انسانی برای تعایش و همزیستی حفظ شود.

اگر دیدید کسی بطری شراب به دست گرفته است ، شما شیشه شراب را بشکنید نه سر او را بشکنید و اگر شما نگاه طبیب گونه داشته باشید می‌کوشید که مریض را از مرض نجات دهید ؛ بنابراین خطا را نقد کنیم نه مخطی را و عصیان را نقد کنیم نه معاصی را و قول را نقد کنیم نه قائل را و افکار را نقد کنیم نه متفکران را و سلوک را نقد کنیم نه سالکان را و چه‌بسا در جزئیات ما نیز دچار لغزش شویم.

هفت توصیه  برای نقادی و تفکر انتقادی

بعضی زبان‌ها را باید دردهان زندانی کرد آن‌ هم تا ابد و چه‌بسا چون دیگری را دوست داریم و طرف ما مخالف محبوب ما است منتقد فلان موضوع و شخص و گروه می‌شویم تا که به ظاهر منافعی را جلب کنیم و خطرهای را دفع نماییم یا اینکه سابقاً مشکلی پیش‌آمده و سبب شده که امروز منتقد شویم ولیکن به این چند توصیه ساده هم عمل توجه کنیم:

توصیه اول: وفادار به اخلاص باشیم و قصد ما سواری برشانِ های کسی نباشد و غیظ و عصبانیت خود را برکسی فرود نیاوریم که قصد ما اسقاط کسی نیست بلکه قصد ما تشفی است.

توصیه دوم: خود را دست‌کم نگیرید و عدالت و انصاف را در نقد کردن پیش بگیرید تا در صورت نقد شدن خودتان، چه آن‌ها که با شما موافق هستند و چه آنان که مخالف شما هستند همین مسئله را نیز در نظر بگیرند.

توصیه سوم: خصومت‌های شخصی‌ها را کنار بگذارید و نیت و قلب را صاف کنید و بعد از آن اگر خواستید کسی را نقد کنید مراقب باشید که ترور شخصیت صورت نگیرد که مردم آبروی خود را ساده به دست نمی‌آورند.

توصیه چهارم: اختصار و کوتاه بودن نقد و استدلال‌های شما بسیار مهم است و از کسی انتقاد تند نکنید مگر اینکه یقین پیدا کنید که طرف مقابل شما قصد شر و نامشروع دارد و البته زیاده‌روی هم نکنید.

توصیه پنجم: در امور شخصی و خصوصی افراد دخالت و تا آنجا که می‌توانید از ذکر اسامی پرهیز کنید که نقد غیرمستقیم و کنایه وار بسیار نافذتر از نقد صریح و لخت‌وعور است.

توصیه ششم: حسادت و حقد علیه افراد چاشنی کار نقد و استدلال نشود و نقد از طریق توصیه بهتر است از رسوایی افراد ،مخصوصاً در نقد همدین‌ها که ظاهری مهربان و تسلیم در برابر حق رادارند.

توصیه هفتم: ریز موضوعاتی که از آن انتقاد می‌شود را در اولین قدم بررسی کنید که ساختگی و بی‌پایه و اساس نباشند که این بسیار ضروری است.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

هفت توصیه  برای نقادی و تفکر انتقادی

منتشرشده در یادداشت

حوصله نگارش متن های کوتاه ، تلگرافی و فست فودی را ندارم !

منتشرشده در یادداشت

گروه رسانه/

پیش تر ؛ « صدای معلم » در گزارشی به تاریخ دهم آذر 1398 نوشت : ( این جا )

از راه اندازی برنامه تلویزیونی " پرسشگر " حدود 4 سال است که می گذرد.

سعید نوری آزاد تهیه کننده برنامه تلویزیونی «پرسشگر» 20 مهر ماه 1394 به خبرنگار مهر  گفته بود :  برای اولین بار قرار است یک برنامه به طور کاملا تخصصی و زیرساختی نظام آموزش و پرورش را در سطح کلان مورد نقد و بررسی قرار دهد . ( این جا )

وی با مقایسه این برنامه با دیگر برنامه هایی که به حوزه آموزش و پرورش می پردازد و می گوید :  بسیاری از برنامه ها سطح آموزشی دارد اما برنامه ای نبوده که سیاست های کلان حوزه آموزش را بررسی کند و ما در این برنامه به صورت تخصصی به مسایل می پردازیم و از منظر اجتماعی به مباحث ورود پیدا نمی کنیم. به طور مثال اقتصاد یا سرانه مدارس اگر مورد پرسش قرار گیرد از دیدگاه آموزشی است نه جنبه های دیگر.

این تهیه کننده برنامه های تلویزیونی در ادامه تاکید می کند ما در برنامه «پرسشگر» فقط سوال می کنیم و می خواهیم روحیه پرسشگری را در دانش آموزان جا بیندازیم و بگوییم حتما می شود سوال کرد.

 حوزه آموزش، فیلم سینمایی نیست که تنها نقدی را وارد کرد بلکه روندی است که باید به صورت تخصصی درباره آن پرسشگری کرد. از این رو ما در برنامه مجری هم نداریم و تنها یک استاد دانشگاه به عنوان پرسشگر برنامه را اداره می کند."

« صدای معلم » پیش تر در گزارشی نوشت :

" حال باید این پرسش را نه از مسئولان این برنامه که از سیاست گذاران رسانه ملی پرسید که چرا و علی رغم صرف بودجه و اعتبار ، این برنامه نتوانسته است با بخش ها و ارکان مختلف آموزش و پرورش ارتباط موثر و متقابل برقرار کند ؟

آیا در این برنامه از کارشناسان مستقل و نیز غیردولتی هم استفاده شده است ؟

مسئولان رسمی و دولتی تربیون های مختلفی دارند و البته کما بیش جامعه و فرهنگیان از نظرات آنان مطلع هستند !

نکته جالب توجه آن است که بسیاری از این مسئولان وزارت آموزش و پرورش که خود طراح و مجری سیاست های جاری هستند  برخی اوقات در نقش " منتقد " و حتی " اپوزیسیون " ظاهر می شوند و این در حالی است که آنان باید از عملکرد خود در حوزه مسئولیت شان دفاع کنند و دیگران که همان کارشناسان مستقل و متخصص هستند برنامه های جاری و وضعیت موجود را به چالش بکشند !

« تفکر نقادی » و « روحیه پرسشگری » آن گونه که مورد ادعای طراحان این برنامه است زمانی معنا پیدا می کند که از کلیشه های رسمی ، ظاهری و تشریفاتی خارج شده و اندیشه ها و دیدگاه های مختلف و حتی کاملا متضاد به محاجه و استدلال بپردازند .

تنها از این طریق است که می توان شکاف عظیم میان " صف " و " ستاد " حداقل در آموزش و پرورش و دستگاه های رسمی و حتی در مقیاس بزرگ تر به ترمیم اعتماد در میان جامعه پرداخت وگرنه این گونه برنامه ها نیز سرنوشتی مانند سایر برنامه های این رسانه ملی خواهد داشت !

باید به این واقعیت تلخ اعتراف کرد که بسیاری از مسئولان وزارت آموزش و پرورش و حتی خارج از آن عاشق تریبون های یک طرفه صدا و سیما هستند و البته آن را پنهان هم نمی کنند !

حضور در این رسانه برای آن ها نوعی رانت و حتی حاشیه امن ایجاد می کند !

این گونه تربیون ها که غالبا در یک فضای رودربایستی و با فضای اداری و غیرچالشی انجام می شود بهترین فرصت و البته کم هزینه ترین جا برای تبلیغات است .

مسئولان فعلی وزارت آموزش و پرورش که در برنامه " پرسشگر " حضور می یابند اکثرا از ترس این که مبادا دوباره به این برنامه دعوت نشوند و با تصوری که از خط مشی سیاسی صدا و سیما دارند حاضر نیستند حتی عملکرد مسئولان قبلی وزارت آموزش و پرورش و نیز دولت قبلی را در این حوزه به چالش و پرسش بکشند .

این که فرد ، افراد و یا مسئولان یک برنامه تلویزیونی در مجموعه صدا و سیما فایلی برای آموزش و پرورش ایجاد کرده اند در نوع خود قابل توجه  و نیز محل تامل می باشد اما وقتی صحبت از " نقادی " ، " پرسشگری " و " گفت و گو " می شود باید به الزامات و شرایط آن پای بند بود .

جامعه آگاه ما دیگر تفاوت بین " شعار " و " عمل " را فهمیده است و فرق بین " دلسوزان " ، " فرصت طلبان " و " پوپولیست ها " را تمیز می دهد .... "

پیش تر ؛ « صدای معلم » یادداشتی را از « ابراهیم سحرخیز » با عنوان : « برنامه پرسشگر ، پژواک " صدای معلم " نیست ! » منتشر کرد . ( این جا )

این بار « امیر اسماعیلی » نقدی بر یکی از بخش های این برنامه نگاشته است .

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

مدارس در نظام آموزشی ایران از ابتدای اسفند 1398 تعطیل شدند .

هم زمان ؛ " صدای معلم " بر اساس مانیفست رسانه ای و در حوزه " مطالبه گری آگاهانه و کنش گری مسئولانه " به آسیب شناسی وضعیت موجود پرداخته و ضمن  انجام گفت و گو ها ، گزارش های توصیفی و انتقادی و نیز انتشار تجربیات جهانی در حوزه " آموزش و پرورش تطبیقی " سعی کرد تا ضمن حفظ فاصله منطقی خود با روزمرگی و نیز پوپولیسم رسانه ای غالب و رایج ؛ نگاهی منطقی ، جامع و کارشناسی به موضوعات مرتبط داشته باشد .

در ادامه سلسله گفت و گوها این بار صدای معلم با " رضوان حکیم زاده " معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش مصاحبه ای تفصیلی انجام داده است که شما را به مطالعه ی آن فرا می خوانیم .

در بخش پیشین حکیم زاده تصریح کرد :

« در سال گذشته هم یکی از کارهایی که می توانستیم بکنیم این بود که سراسری همه جا را تعطیل نکنیم.

 ما معلمی را داشتیم که در آن روستا با خود عشایر یا ایل بود و دانش آموزانش هم در آنجا بودند و ما گفتیم مدرسه تعطیل است !

در صورتی که این معلم می توانست به آنها آموزش بدهد و بعد ما متوجه شدیم و خود این معلمان شروع به آموزش دادن کردند.

گزارشات متعددی که من در اینجا دارم یک تعداد فایل هایی را گرفتم که نشان می دهند که بسته بودن مدارس پیامدهای بسیار ناگواری دارد که یکی از آنها بحث تغییر سلامت روح و روان است و علاوه بر آن بحث ضرری که بیشتر متوجه کودکان خانواده های محروم می شود و نگرانی هایی که برای افزایش ترک تحصیل ، افزایش بازماندگی از تحصیل و... تعطیلی و بازماندگی از تحصیل اتفاق می افتد و طبیعتا وزارت بهداشت اعلام کرد که گزارشاتی نداریم که اگر مدارس باز شوند ؛ مدرسه باعث می شود که این اتفاق شیوع پیدا کند. اینها باعث شد ما بر اساس اصول علمی و بر اساس یافته هایی که سازمان بهداشت جهانی و سازمان های بین المللی هم داشتند.

 و این نکته شرایطی است که کشورهای دیگر داشتند.

 شما الآن هیچ کشوری را در دنیا پیدا نمی کنید که مدارس شان را بازگشایی نکرده باشد.

 در انگلستان نخست وزیر شان اعلام کرد که بازگشایی مدارس یک مسئولیت اخلاقی است.

 ما بر اساس تجاربمان به این نتیجه رسیده ایم که از این به بعد مدارس باید آخرین جایی باشند که بسته می شوند و اولین جایی باشند که باز می شوند و می بینیم که مدارس باز شده اند .

 تصور من این است که در این قسمت ما باید به تجارب جهانی بیشتر توجه داشته باشیم و به اصول تربیتی باید توجه داشته باشیم. »

بخش دوم گفت و گو را می خوانید .

منتشرشده در گفت و شنود
جمعه, 25 مهر 1399 09:03

تربیت مجازی

تربیت مجازی و منادیان تربیت امروز نوجوانان جامعه

دانش‌آموزان و نوجوانان و جوانان الگوی خود را از داستان‌ها و قهرمانان و اساطیر شاهنامه نمی‌گیرند. دانش‌آموزان و نوجوانان و جوانان الگوی خود را از بزرگان شعر و ادبیات و تاریخ این سرزمین نمی‌گیرند ( و چه بسا اصلا نامشان را هم نمی‌دانند.) دانش آموزان، نوجوانان و جوانان الگوی خود را از قهرمانانی مانند پوریای ولی و تختی نمی‌گیرند. دانش آموزان و نوجوانان الگوی تربیتی خود را از معلمان و پدر و مادر هم نمی‌گیرند.‌

کافیست سری به اینستاگرام بزنیم تا به منادیان تربیت امروز نوجوانان جامعه پی ببریم:

۱- بدن‌نماها و عیاش‌ها:
خانم‌ها و آقایانی که تنها هنر زندگی شان نمایان کردن برجستگی‌های بدن و انجام جراحی صورت و سینه و... یا تتوهای عجیب و غریب یا وول خوردن در بدنام‌ترین مکان‌ها و شهرهای دنیاست. این افراد اغلب فالوئر میلیونی دارند و به اسم چالش و مسابقه یک روز از مخاطبان خود می‌خواهند که عکس سکسی از خود بفرستند و روز دیگر می‌خواهند که در حال مسخره کردن پدر و مادر یا فرستادن پیامک‌های جنسی و خیانت و امثال این‌ها، از خانواده و دوست و همسر خود فیلم گرفته و برای آنها ارسال نمایند.

۲- استندآپ کمدین‌ها:
این شکل وراجی، متاع روز است. عده ای میکروفون به دست گرفته و در حال تعریف و مسخره کردن همه کس و همه چیز است از اتاق خواب پدر و مادر گرفته تا خاطراتش با بازیگران پورن و نحوه رفع حاجت در توالت، تا به هر طریقی شده خنده‌ای بر صورت مخاطب خود بیاورد و بدین طریق به شهرت و ثروت و ارگاسم درونی دست یابد.
این افراد از صداوسیما گرفته تا اینستاگرام و فرهنگسراها و تالار وحدت و... حضور پررنگی دارند و بخشی از مسئولیت تربیتی جامعه را عهده‌دار شده‌اند.

۳- الوات:
از صفحات پربازدید و پرمخاطب شبکه‌های اجتماعی، صفحات الوات و گولاخ‌ها و به اصطلاح "خوبای" شهرهای مختلف است که هر کدام سعی می‌کند با درست کردن هیکل و ظاهر عجیب و غریب یا کُری خوانی و فحاشی مخاطبان بیشتری را جذب نماید. کافی است سری به مدارس بزنیم تا متوجه شویم که اغلب دانش‌آموزان به خوبی "کسگم" و "وحید مرادی" و "هانی کُرده" و... را می‌شناسند و در مکتب آنها رشد و تربیت می‌یابند.

۴- خواننده‌های پاپ، بازیگران سینما و فوتبالیست‌های معروف:
از دیگر افراد تأثیرگذار در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، چهره‌های معروف ورزشی و موسیقی و سینمایی هستند که حرف و سخن و نحوهٔ زندگی آنها تأثیر تربیتی مهمی بر جامعه دارد و گفتار و رفتار و پوشش آنها به عنوان الگو مورد تقلید قرار می‌گیرد.

۵- مداحان، سیاسیون و سخنرانانِ لایک‌دوست:
بخش دیگری از جامعه هم که به اصطلاح علاقهٔ چندانی به کتاب خواندن و اندیشیدن و تفکر ندارد، به شدت به سخنرانی‌های احساسی که اغلب فاقد مبنای تحلیلی و عقلانی هستند، و همراه با تئوری‌های توطئه و فریادها و نعره‌هایی از سر احساسات بیان می‌شوند، علاقه داشته و جهان‌بینی تربیتی خود را در آنها جست و جو می‌کند.

کانال خرمگس


تربیت مجازی و منادیان تربیت امروز نوجوانان جامعه

منتشرشده در یادداشت

آموزش مجازی و بهداشت روانی دانش آموزان
همزمان با بیماری کرونا که مغولانه از هرسو بر جسم و جان مردم می تازد و جهان هستی را عرصه و جولانگاه کشت و کشتار خود قرار می دهد ، برخی از دست اندرکاران مدارس و والدین نیز به شیوه ی سردارسپاهیان مغول در رزمگاه ذهن و روان دانش آموزان به تاخت و تاز می پردازند. اینجاست که باید دل به حال این مخلوقات بی چاره و دربند سوزاند زیرا آنها ناگزیرند در برابر این همه تهاجمات خانمانسوز سپر بیندازند.
دانش آموزی که صبح تا ظهر مطابق برنامه ی هفتگی مدرسه در کلاس های مجازی شرکت کند و پس از آن ساعت پانزده عصر پای تلویزیون بنشیند تا از کلاس های شبکه تلویزیونی عقب نماند و سپس در فوق برنامه ی مجازی مدرسه که از ساعت شانزده تا هیجده عصر شروع می شود، حضور فعال و پررنگی داشته باشد ، آیا این لحظات برای او جانکاه و روح شکن نیست؟ و نیز موجبات ایجاد دلگزایی و ملالت خاطرش را فراهم نمی سازد؟
ازاینها گذشته لابد دراین فرصت باقی مانده والدین ساعاتی را از او به پرس و جوی درس می پردازند و در کنار همه ی این مخمصه ها و گرفتاری ها چنانچه کلاس خصوصی مجازی هم در کار باشد قوز بالا قوز می شود.قطعا این نوع برخورد با موضوع آموزش از یک سو تلاش معلمان را به بی ثمری می کشاند و از سوی دیگر تبعات جبران ناپذیری در پی خواهد داشت.
با توجه به این توضیح دانش آموزان در این رزمگاه خوفناک و هراس انگیز مغلوبند و دست اندرکاران مدارس غالب.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

آموزش مجازی و بهداشت روانی دانش آموزان

منتشرشده در دانش آموز

شکایت وزیر آموزش و پرورش علیه یک معلم و حرف حساب

اقدام وزیر محترم آموزش و‌ پرورش در بازپس‌گیری شکایتش از یک معلم، رفتاری نیک و برآمده از خویی مصالحه‌جوی است که جای تقدیر و تشکر دارد. این اقدام نشان داد که توقع از برنشستگان در مسندهای فرهنگی به مراتب بیش از کسانی است که در دیگر مناصب نشسته‌اند و نیز بیانگر آن است که الگوسازی رفتاری از سوی کسانی که مخاطبان و ابواب جمعی میلیونی دارند، هم ضروری است و هم درس‌آموز.

انصاف دهیم و یک سویه قضاوت نکنیم؛ اگر انتقاد و اعتراض، حق شهروندی است، پاسداری از حرمت شخصیت و دفاع در برابر اهانت نیز یک حق مدنی و بلکه انسانی است.

افراد باید بدانند که فهم این «حق و تکلیف» دوسویه، به بنیان‌گذاری یک جامعه‌ی سالم با شهروند مسئول می‌انجامد و نوشتن بی‌محابا در کانال شخصی و تزیین آن به کاریکاتور تمسخرآمیز در هیچ قاموسی از نقد و اعتراض پذیرفته نیست. نیز ادا و اطوار «پویش‌سازی» و «هشتگ‌گذاری» در دفاع از یک توهین که تلویحاً با تهدید همراه بوده، خود مشارکت در یک بزه است و نمی‌توان از یک سو ژست همبستگی گرفت و از دگرسو به‌گسست امنیت روانی افراد بی‌اعتنا بود.

شکایت وزیر آموزش و پرورش علیه یک معلم و حرف حساب

اقدام آن‌ معلم-که به صِرف حضور در این صنف باید محترم دیده ‌شود- البته اقدامی غیرقابل دفاع بود و در خوشبینانه‌ترین فرض، باید ناشی از عصبانیت و برآشفتگی تلقی گردد.

اظهارنظر در مورد حکم دادگاه و تجویز شلاق در حیطه‌ی صلاحیت این قلم نیست، اما کاش پویشگران اجتماعی -که داوطلب شلاق‌خوری(!) به جای همکارشان شدند- ابتدا این ‌همکار عزیز را به ناروا بودن عملش آگاه می‌کردند و زان‌ پس فدیه از ران خویش می‌دادند؛ که ندادند!

از قضا فدیه‌ی اصلی را خود وزیر و معاونش -که‌ مورد تمسخر کاریکاتوری و تهدید واقع شده‌بودند- دادند و آن، گذشت از شکایتشان بود و کسی به این‌ دو دستمریزادی نگفت.

اگر بنا به «پویشگری» و «هشتگ‌گذاری» است، من یک‌تنه به وزیر و‌ معاونش به خاطر گذشت از مجازات یک «معلم» می‌گویم:
دست‌مریزاد!
...و یا به قول حرفه‌ای‌ترها:
مچکریم!

روزنامه اطلاعات


شکایت وزیر آموزش و پرورش علیه یک معلم و حرف حساب

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور