صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

بخشنامه محوری در ادبیات باید و نباید در آموزش و پرورش و تاثیر آن بر فرهنگ سازمانی

 آموزش و پرورش اساسی ترین نهاد فرهنگ‌ساز جامعه و توسعه کشور است که عبارت معروف داگلاس نورث -  برنده جایزه نوبل اقتصاد ۱۹۹۳ - درباره اهمیت آموزش دبستان‌ها در مسیر توسعه کشورها شاهد بر آن است:

«برای درک اینکه آیا جامعه‌ای در آینده به توسعه دست پیدا می‌کند به جای بررسی فن آوری‌های آن جامعه که ظاهر توسعه است، باید میزان خلاقیت، پرسش گری، تحرک، روحیه کار جمعی و تنوع‌طلبی کودکان آن کشور را سنجید که ملاک توسعه یافتگی کشورها ، شرایط مدارس و مهد کودک های آن است.»

با این توصیف که دانش آموزان در کلاس معلمانی پرورش پیدا می کنند که پرسشگر، خلاق، فعال، سرنزده و صاحب اختیار باشند .

بیش از هفت ماه از شیوع کرونا و تحمیل شرایط اضطراب بر کشور ما گذاشته است و طبق معمول آموزش و پرورش در صدر اخبار رسانه ها ایستاده است اما در همه این مصاحبه‌ها و بخشنامه ها، دو کلمه «الزام» و «باید»  کلیدواژه ای است که از وزیر و مدیران این مجموعه، بیش از همه چیز دیده و شنیده می‌شود. ادبیاتی که چندین دهه از تاریخ مصرف آن گذشته است و ادبیات مدیریت نهضت روابط انسانی به پشتوانه تفویض اختیار و عدم تمرکز جایگزین آن شده است.

بخشنامه محوری در ادبیات باید و نباید در آموزش و پرورش و تاثیر آن بر فرهنگ سازمانی

 حاصل ادبیات دستوری، مرگ خلاقیت، مشارکت و مسوولیت پذیری است و حاصلی جز انفعال، فرمان پذیری و رفع تکلیف ندارد. مدیران موفق می دانند که در دورانی که  نگرانی و بلاتکلیفی حاکم می شود، کارهای یک سازمان هم مطابق با برنامه و به درستی پیش نمی رود، حتی خلق و اجرای ایده های جدید کار بسیار سختی است که نیازمند روحیه و نشاط است.

در این شرایط، که یک مدیر باید پیام‌هایش را به گونه ای به کارکنان و مخاطبان ارسال کند که نگرانی ها را به مسیر امید و دلگرمی هدایت کند . در واقع، بایدها و الزام های بخشنامه ای، احساس ناامنی و ناتوانی مدیران را به سازمان تزریق می‌کند. مدیران در این شرایط ممکن است که نتواند نظارت و کنترل کامل بر امور داشته باشند اما ایجاد فرصتی برای بیان و شنیدن حرف کارکنان و دیگر مخاطبان سازمان، مهمترین راهکار حفظ امنیت در یک سازمان است که باید توسط مدیران  فراهم شود.

بخشنامه های دستوری و پیامهای الزام آور بالادستی، از جمله موانع همدلی و خلاقیت در سازمان هستند و زمانی که این موانع زیاد شد، کارکنان نیز در مسیر خود در لابه لای الزام های پیچیده متوقف می شوند.

گرینبرگ، معتقد است که « همدلی و دلسوزی اساسی‌ترین راهکار در شرایط بحران است که در قالب های مختلفی بروز و ظهور پیدا می کند و احترام به دیدگاه دیگران، شنیدن نظر مخاطبان سازمان و تلاش برای از بین بردن اضطراب و نگرانی کارکنان از جمله آنها است. همدلی و دلسوزی به کارکنان اجازه می‌دهد که شایستگی هایشان را در مسیر اهداف سازمان به کار گیرند اما عصبانیت و تندی مدیران در هر قالبی که باشد، حتی بهترین کارکنان را نیز تخریب کرده و به انفعال و روزمرگی می کشاند.

بخشنامه محوری در ادبیات باید و نباید در آموزش و پرورش و تاثیر آن بر فرهنگ سازمانی

 مدیران وزارت آموزش و پرورش در آغاز سال تحصیلی جدید و ماه‌های پایانی دولت تدبیر و امید در نظر داشته باشند که حرف‌ها و بخشنامه‌های آنها چه تاثیری برای معلمان و جامعه خواهد داشت؟ مصاحبه و بایدهای دستوری، نظام آموزشی را به انفعال و روزمرگی می برد. اگر یک مدیر بتواند شرایط موجود را درک کند می تواند مسیر دلسوزی و همدلی برای کارکنان خود را افزایش می‌دهد و کمک می‌کند تا آنها قابلیت‌های خود را عرضه کنند. اگر کارکنان مطمئن شوند که مدیران به فکر آنها هستند و در شرایط اضطراب با آرامش و احترام مدیریت می‌کنند حتماً به سازمان وفادار مانده و با انرژی بالاتر از عهده شرایط و کارهای سخت برخواهند آمد در غیر این صورت، هرچه الزامها و بایدها بیشتر شود، کیفیت و کمیت عملکردها در مسیر معکوس و کاهش خواهد یافت.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

بخشنامه محوری در ادبیات باید و نباید در آموزش و پرورش و تاثیر آن بر فرهنگ سازمانی

منتشرشده در یادداشت

پرتال اداره کل آموزش و پرورش استان گیلان می نویسد :

رابطه میان خشم و خشونت و بهره هوشی

به اعتقاد یک صاحب نظر روان شناسی، یکی از مهمترین راهکارهای کنترل خشم و کاهش نزاع تقویت احساسات عاطفی و روانی مشترک در جامعه است و ریشه خشونت به عدم کنترل خشم باز می گردد.

به گزارش اداره اطلاع رسانی و روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش استان گیلان، فرنوش حقانی پور ، خشم را یک پدیده خدادادی، به هنجار و طبیعی دانست و اظهار کرد: وجود خشم نشانه تندرستی انسان است.

وی خشم، ترس و عشق را سه مولفه هیجانی دانست و افزود: هر سه مولفه باید در وجود انسان باشد، اما باید در سطح بهینه بماند و اگر از حد استاندارد خارج شود، خطرناک و تبدیل به ناهنجاری می شود.

این روانشناس، با بیان اینکه خشم بیش از حد پدیده شوم خشونت را رقم می زند، خاطرنشان کرد: عینی ترین نماد خشونت درگیری فیزیکی است که هر نوع کتک کاری ناشی از خشم و خشونت در خانه و خیابان و... را شامل می شود.

حقانی پور اظهار داشت: اعمال خشونت و درگیری فیزیکی در هر کجا اعم از خانه پیگیری قانونی دارد و جرم محسوب می شود.

وی با بیان اینکه ریشه خشونت به عدم کنترل خشم باز می گردد، گفت: خشم یکی از هیجانات سه گانه انسان است و اگر فردی رشد هیجانی نادرست داشته باشد، نمی تواند در کنترل خشم و سایر هیجانات موفق باشد. رشد هیجانی نیز در دوران کودکی شکل می گیرد و نتیجه واکنش به ناکامی ها و خوشحالی ها و دوست داشتن ها و ترسیدن هاست.

این مشاور خانواده، توجیه خشم و ترس و عشق را عامل اختلال در رشد هیجانی دانست و اضافه کرد: کودکان از یک و نیم سالگی تا چهار سالگی شروع به کشف دنیا می کنند و لذا تمایل به داشتن و در دست گرفتن اشیاء دارند. مانع شدن در برابر این خواسته کودکان موجب بروز خشم می شود و کودک ضربه می خورد؛ بنابراین باید محیط خانه را برای کودکان ایمن کنیم تا محیط آنان را درگیر نکند؛ البته امتیاز دادن به کودک در برابر رفتار نادرست نیز او را شرطی می کند. همچنین نباید در مقابل ترس کودک از جمله «ترس ندارد» استفاده کنیم، زیرا دچار اختلال هیجانی می شود و باید بگوییم «ترس دارد، اما باید بر ترس غلبه کرد»

وی با اشاره به افزایش نزاع های خیابانی در جامعه، تصریح کرد: خشونت از جمله موضوعاتی است که اخیرا جزو شاخص های قدرت محسوب می شود و افراد از زدن و کشتن به عنوان حق خود یاد می کنند.

حقانی پور، استفاده از خشونت و درگیری فیزیکی برای دفاع از منزلت اجتماعی و حیثیت خانوادگی را یک مشکل فرهنگی دانست که نیاز به ریشه یابی دارد و متذکر شد: متاسفانه برخی از افراد به خودشان اجازه نزاع را می دهند که ناشی از کم سوادی، فقر، بیکاری، سطح پایین تحصیلات و... است.

این روانشناس، با بیان اینکه خشم عقل را مختل می کند، ادامه داد: زمانی که خشم بر انسان فائق می شود، قدرت تعقل را از دست می دهیم و اگر بهره هوشی کمتری داشته باشیم، واکنش ما به مراتب بدتر خواهد بود، اما اگر باهوش تر باشیم، به کارگیری از عقل نیز بیشتر می شود.

وی با بیان اینکه ستیزه جویی در افراد کم هوش، فراوانی بیشتری دارد، اظهار داشت: اختلالات تکانه ای و ستیزه جویانه از جمله مسائل روان شناختی و فیلم ها و بازی های رایانه ای خشن، عدم برخورداری از اوقات فراغت مناسب، یادگیری و... از جمله عوامل محیطی ایجاد خشونت است.

این مشاور خانواده، یکی از مهمترین راهکارهای کنترل خشم و کاهش نزاع را تقویت احساسات عاطفی و روانی مشترک در جامعه دانست و خاطرنشان کرد: باید خودخواهی را کنار بگذاریم و نوع دوستی را بالا ببریم و یکدیگر را دوست داشته باشیم .

پایان پیام/


رابطه میان خشم و خشونت و بهره هوشی

تعطیلی مدارس و گزارش کار یک آموزگار از یک دبستان در یکی از روستاهای ایران

سی روز گذشت و کسی نپرسید چه شد، آنان که بر طبل « تعطیلی مدارس » می کوبیدند نپرسیدند چگونه 30 روز گذشت! آیا قتل عام شد؟ آیا اوضاع بدتر شد؟

15 شهریور روزی بود که کسی نمی دانست چگونه باید درهای مدرسه را گشود چون تصمیم قطعی گشودن درهای مدرسه چند روز قبل تر ، توسط وزارت مورد نظر انجام گرفت. یک حرکت عجیب و ناپخته و فوری توسط یک وزارت عریض و طویل و پرخرج و کم بازده.

یکی می گفت نه نمی شود می خواهند مردم را به کشتن بدهند و یکی می گفت نه نمی شود که مدارس تعطیل شوند! به هر صورت کم کم اختیارات بیشتری به خود مدارس و والدین سپردند که تصمیم با خود شما هست.

من به عنوان یکی از معلم ها در یکی از مداس ابتدایی ایران در یکی از روستاهای ایران، نیز مانند معلم های دیگر، سال تحصیلی را شروع کردم. تجربه جدیدی بود، حتی خود مدیر و کادر اجرایی نمی دانستند چه باید بکنند. می خواستند خود را عالم به آنچه مجهول است نشان دهند اما آنچه عیان بود سردرگمی بود.

وقتی این وضع را دیدم و همین طور معلم های دیگر این چنین، متوجه شدیم که باید خودمان روند کار خود را مشخص کرده و تلاش کنیم.

در  دو هفته اول نتوانستم نظم آموزشی خوبی برقرار کنم چون دانش آموزان و والدین پس از گفته های مسئولان بی مسئول، سردرگم شده بودند. اکثریت والدین می خواستند فرزند خود را به مدرسه بفرستند. مخصوصا در روستای محل کار من، رغبت والدین به کلاس حضوری بسیار بود. اما سردرگمی از همان ابتدا بین دانش آموزان و والدین مشهود بود.

به هر صورت در دو هفته اول با وجود کش و قوس های حضوری و مجازی کردن دانش آموزان سرانجام با تماس با والدین سردرگم، مشخص گردید که چگونه می خواهند فرزندشان، درس خود را ادامه دهد. بسیاری، آموزش مجازی را می خواستند اما امکانات و توان آن را نداشتند و با تجربه ای که در سال قبل پیدا کرده بودند تا جایی که امکان داشت می خواستند آموزش حضوری را پیگیر باشند.

پس از دو هفته و ثبات اوضاع، بیشتر والدین فرزندان خود را مدرسه می فرستادند و با وجود اینکه اکثریت در برنامه ناشاد عضو بودند اما در عین حال، آن را در این شرایط باز هم آمدن به مدرسه را ترجیح می دادند.

از کلاس 25 نفری من، سه نفر تا کنون وضعیت قطعی خود را مشخص نکرده اند و خبری از آنها نیست که دلایلی مانند فقر یا مشکلات زندگی بانی این وضعیت آنها می باشد و از این میان 4 نفر به طور کامل از طریق مجازی پیگیر درس خود شده اند و در نهایت 18 نفر در دو گروه در روزهای زوج و فرد در مدرسه حاضر می شوند و ساعتی هم در کلاس مجازی حضور پیدا می کنند ( آموزش تلفیقی حضوری – مجازی ). 14 نفر در حال حاضر در فضای مجازی هستند. تقریبا با توجه به روند کنونی تمام دانش آموزان حضوری کلاس، دسترسی به فضای مجازی هم خواهند داشت.

از نظر ساعت آموزش و تدریس، از شنبه تا چهارشنبه تا ساعت یازده و ربع در مدرسه حضوری کار می شود و حدود یک تا دو ساعت در فضای مجازی پیگیری دروس انجام می شود. در حال حاضر باز هم به دلیل سردرگمی ها و نبود برنامه و فکر، بسیاری از دانش آموزان فکر می کنند که اگر حضوری آمدند در مجازی نباید پیگیر درس ها باشند، به شکلی این روند کار برایشان نامانوس هست و قابل هضم نیست و نیاز به زمان دارد.

تا کنون از نظر بیماری در مدرسه 130 نفری ما هیچ گونه اتفاقی نیفتاده است، بیشترین مشکلات در این وضعیت کار با ماسک، در طول چند ساعت می باشد، به عبارتی ، نبود ماسک های مناسب باعث کمبود اکسیژن و ایجاد خستگی برای معلم و دانش آموز می شود و با این وضعیت احتمال بروز مشکلات تنفسی و یا مرتبط با بیماری های تنفسی در آینده وجود دارد.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

تعطیلی مدارس و گزارش کار یک آموزگار از یک دبستان در یکی از روستاهای ایران

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

تجمع اولیای دانش آموزان در اعتراض به آزمون مدارس سمپاد و عملکرد سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان در مقابل وزارت آموزش و پرورش

امروز دوشنبه 14 مهر ، جمعی از اولیاء دانش آموزان در ساعات اولیه صبح با تجمع در برابر وزارت آموزش و پرورش نسبت به آزمون ورودی مدارس استعدادهای درخشان که در مرداد ماه برگزار گردید اعتراض خود را اعلام کردند .

این افراد دیروز نیز تجمعی را به صورت « محدود » در برابر وزارت آموزش و پرورش برگزار کردند .

« علیزاده  » مادر یک دانش آموز به « صدای معلم » گفت :

« پسرم  در این آزمون شرکت کرد و نمره اش ۶۶/۳ شده است . متاسفانه به علت آزمون غیراستانداردی که برگزار شد و نحوه پذیرش پر اشکال ، فرزند من موفق به راهیابی در مدارس علامه نشد با اینکه دوستانش با تراز پایین تر پذیرش شدند. من چطور می توانم حق پایمال شده پسرم را بازگردانم؟ این آزمون از زمان برگزاری تا کنون روح و روان بچه های شرکت کننده و خانواده هایشان را بسیار متاثر کرده و من خبر دارم هنوز خانواده ها مشغول پیگیری هستند . »

مادر دانش آموز دیگری که از استان های شمالی کشور آمده است به « صدای معلم » چنین گفت :

در طراحی و تصحیح و نحوه پذیرش آزمون تیزهوشان ششم به هفتم ۹۹ مشکلاتی وجود داشته است.
از جمله ۱۰ سوال دو گزینه ای که سبب از دست رفتن زمان سر جلسه امتحان شده؛ سوالات صفحه آخر دفترچه دوم بسیار کمرنگ به طوری که ۴۰ سوال در ۲۰ دقیقه باید پاسخ داده می شد و این مشکل کمرنگ بودن سبب از دست رفتن زمان بیشتر شده چرا که نیاز به تمرکز زیاد داشته؛ سوالات در چند مرحله با ۳ کلید تصحیح شده طوری که برخی دانش آموزان با ترازهای پایین به یک باره به صورت غیر واقعی ترازشان بالا رفته و قبول اعلام شده اند.
مدارکی وجود دارد که برخی سوالات را داشته اند و بعضی اساتید هوش عین آنها را با دانش آموز کار کرده اند.
حق کشی های زیادی در چند مرحله پذیرش صورت گرفته که می توان به تفصیل در مورد آن صحبت کرد.
در برخی مدارس دانش آموز با تراز پایین تر از سایرین پذیرش شده اما متاسفانه شفاف سازی از سوی سمپاد صورت نگرفت.
معترضین ساکت ننشسته اند و از طریق مراجع قانونی مشغول پیگیری می باشند. »

تجمع اولیای دانش آموزان در اعتراض به آزمون مدارس سمپاد و عملکرد سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان در مقابل وزارت آموزش و پرورش

« مویدی » مادر دانش آموز دیگری ضمن انتقاد از نحوه پاسخ گویی مسئولان وزارت آموزش و پرورش و بی تفاوتی آنان در برابر این اعتراضات به « صدای معلم » گفت :

« حتما در جریان مشکلات به وجود آمده در آزمون سمپاد امسال هستید. دردی از ما دوا نشد بلکه به دردهایمان افزوده شد . با کلیدها و فرمول های عجیب و غریبی که سازمان برای آزمون ارائه داد، بسیاری از افرادی که ترازی پایین تر داشتند به این مدارس راه یافتند!
استدعا دارم صداي ما را به مراجع مربوطه برسانيد! »

« سپیده » مادر دانش آموز در تشریح وضعیت به وجود آمده گفت :

« وزارت آموزش و پرورش و سازمان استعدادهای درخشان این وزارت در آزمون ورودی پایه هفتم تیزهوشان در مرداد سال جاری که با چندین بار به تعویق افتادن برگزار گردید که از ۱۰۰ سوال کلی آزمون ۱۳ سوال غلط داشت که۳ سوال با استناد پاسخنامه سمپاد گزینه صحیح نداشته که ناچار به حذف ۳ سوال شده اند و ۱۰ سوال هم هر کدام دو گزینه صحیح داشته که تصمیم گرفته اند هر دانش آموزی هر کدام از دو گزینه را انتخاب کرده نمره اش را بگیرد ( در مرحله اولیه اعلام نتایج، تصحیح ۱۰ سوال مورد دار با دو گزینه صحیح) (طبق بند ۷ و ۳ دفترچه های سوالات آزمون پاسخ به بیش از گزینه غلط محسوب می شود و نمره منفی دارد)
در راستای تکمیل ظرفیت و رسیدگی به اعتراضات در اقدامی عجیب و عجولانه بدون در نظر گرفتن محاسبات فنی مربوطه،این ده سوال را برای کسانی که این ده سوال را جواب صحیح دادند یا جواب ندادند یا جواب غلط دادند، به طور یکسان همه را حذف کردند که بسیار ناعادلانه بوده و بدون هیچ استدلالی منطقی نسبت به اعلام نتایج ثانویه و تکمیل ظرفیت اقدام نمودند که همواره وزارت آموزش و پرورش، این تکمیل ظرفیت کذایی را بعنوان پاسخ معترضین و مراجع قضایی سوال کننده برای توجیه کار سراسر اشتباه خود مطرح می کند، فارغ از اینکه چنین اقدامی فاقد وجاهت قانونی بوده و صرفا برای پذیرش عده ای به روش معکوس بوده است و در این مقطع دانش آموزانی که پاسخ صحیح را نه تنها تشخیص نداده بلکه آن را غلط زده اند، بابت این پاسخ غلط امتیاز مثبت و تشویقی گرفته و به یکباره برابر فرمول ارائه شده از سوی سمپاد، تراز بالاتر از تراز دانش آموزان تیزهوشی که علیرغم مبهم بودن سوالات، پاسخ صحیح داده اند کسب کرده و در تکمیل ظرفیت، مجوز ورود به مدراس سمپاد را کسب کرده اند.( تصحیح مرحله اول اعتراضات با حذف ۱۰ سوال دو گزینه ای برای پذیرفته نشدگان) و مرحله دوم اعتراضات با فرمول سوم که مطرح نشد تصحیح گردید.
ضمنا کلید پاسخنامه سوالات طبق دستورالعمل سازمان سمپاد می بایست حداکثر سه هفته پس از آزمون منتشر می شد که تقریبا چهار هفته بعد منتشر شد.
این موارد به همراه موارد مبهم دیگری از قبیل استاندارد نبودن دفترچه سوالات که بسیاری از دفترچه‌های سوالات دارای ۱۰ سوال آخر بسیار کمرنگ بوده و همچنین آبی بودن فونت سوالات که باعث کندی شدید و سردرگمی در پاسخگویی دانش آموزان به ویژه دانش آموزانی که از عینک استفاده می کردند، شده است. همچنین عدم بارگذاری کارنامه ها در مرحله اول و دوم رسیدگی به اعتراضات در سایت و عدم شفاف سازی ترازها و تعداد تکمیل ظرفیت در دو سری متوالی و تدریجی اعلان کردن همین تعداد معدود که مبهم بودن بیشتر آزمون را در پی داشته‌ است.
لازم به ذکر است مستندات لازم جهت اثبات ادعا موجود می باشد که در جلسه رسیدگی ارایه خواهد شد.
بنابراین به استناد بند الف قسمت ۱ ماده ۱۰ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری و عدم پاسخگویی مسئولین آموزش و پرورش علیرغم مراجعات مکرر بسیاری از والدین از تمامی نقاط کشور و با توجه به استاندارد نبودن آزمون خواهان ابطال آزمون، پذیرش و ثبت نام فوری کلیه دانش آموزان دارای تراز فی ما بین دو تراز قبولی و پاسخگویی و محاکمه افراد مسئول در برگزاری و اعلام نتایج آزمون و جبران ضرر های مادی و معنوی والدین و دانش آموزان گرامی را در این خصوص هستیم.»

« مرادی » ولی دانش آموز ضمن انتقاد از تبعیض صورت گرفته تصریح کرد :

« من از معترضین آزمون سمپاد هستم . خواهش می کنم به اعتراضات رسیدگی کنید .
پسر من با تراز ۵۹۰۰۰ در آزمون سمپاد پذیرفته نشده اما از دوستان پسرم هستند که با تراز ۵۷۰۰۰ وارد مدرسه تیزهوشان شدند . چه کسی باید پاسخ گو باشد ؟

تجمع اولیای دانش آموزان در اعتراض به آزمون مدارس سمپاد و عملکرد سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان در مقابل وزارت آموزش و پرورش

چندی پیش ، روح‌الله متفکرآزاد با اشاره به طرح سئوال خود از وزیر آموزش و پرورش در نشست کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس، اظهار کرد: این سئوال در خصوص دلیل نابه سامانی و خطاهای فاحش در آزمون ورودی استعدادهای درخشان تابستان 1399 بود. 
نماینده مردم تبریز، آذرشهر و اسکو در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه مشکلات جدی آزمون سمپاد، اعتراضات به جا و به حق داوطلبان را به دنبال داشت، افزود: ایراد نخست این بود که این آزمون با چندین مرتبه تأخیر برای دانش آموزان بالاخره برگزار شد و در این رابطه برای داوطلبان و خانواده‌ها اطلاع رسانی دقیق و درستی صورت نگرفت که موجب ایجاد استرس برای داوطلبان شد که البته این ایراد به دلیل شیوع ویروس کرونا قابل درک است.
وی اضافه کرد: از سوی دیگر کارنامه آزمون بایستی یک هفته پس از اعلام نتایج منتشر می‌شد که تا داوطلبانی که پذیرفته نشده یک هفته فرصت برای اعتراض به نتایج داشته باشند که این زمان بندی نیز در آزمون امسال رعایت نشد.
حدود 10 درصد از سئوالات به جای یک گزینه صحیح، دارای دو گزینه صحیح  بوده است
متفکرآزاد، اصلی‌ترین مشکل در برگزاری آزمون سمپاد امسال را برای پایه هفتمی‌ها دانست که  حدود 10 درصد از سئوالات آزمون به جای یک گزینه صحیح دارای دو گزینه صحیح بوده است و گفت: این یعنی آزمون با اشکال جدی مواجه بوده است چرا روی جلد دفترچه آزمون خطاب به داوطلب قید شده اگر برای سئوالی دو پاسخ صحیح انتخاب کنید، جواب سئوال باطل تلقی شده و این سئوال برای شما نمره منفی دارد.
عضو کمیسیون آموزش، تحقیقات و فناوری مجلس یادآور شد: به همین دلیل بخشی از دانش آموزان به این سئوالات پاسخ ندادند که این مسئله نتیجه آزمون را تغییر می‌دهد.
وی اضافه کرد: حتی برخی سئوالات از منابعی خاص عیناً در آزمون قید شده و هیچ تغییری نکرده بود به این شکل که حتی گزینه درست نیز همان بوده که در برخی منبع خاص بوده است.
متفکر تصریح کرد: همه این موارد از وزیر و معاونان وی در حوزه مربوطه سئوال شد که ضمن تشکر از پاسخگویی وزیر و پذیرش بخشی از خطاهای رخ داده، عنوان شد که با در نظر گرفتن سه شیوه در تصحیح سئوالات آزمون، برای اینکه مشکلی برای دانش آموزان ایجاد نشود، بیش از 2 هزار داوطلب را به صورت مازاد پذیرفتند تا همه داوطلبانی که از سئوالات دارای ایراد نمره منفی گرفته‌اند، امتیاز آن‌ها به نحوی اصلاح و جبران شود. 
وی افزود: وزیر آموزش و پرورش توضیح داد که امسال به خاطر شرایط کرونا و تأخیر چندباره در برگزاری آزمون و برای لو نرفتن سئوالات، مجبور به تغییر چندباره تیم طراحان سئوال شدند که بخشی از مشکلات در آزمون امسال ناشی از همین تغییرات بود.
عضو هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی تأکید کرد: نهایتا به خاطر مکتوب شدن پاسخ‌های وزیر و معاونان وی و راهکارهای عنوان شده برای جبران خسارات از داوطلبان از پاسخ‌های وزارت آموزش و پرورش درباره این سئوال به دلیل حصول نتیجه مطلوب قانع شدم.»

با این حال به گفته این افراد معترض نه تنها از پاسخ و عملکرد مسئولان راضی نشده اند بلکه این افراد تاکید می کنند که رئیس تازه منصوب شده سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان در این زمینه مسئولیت قبول نکرده و آن را به رئیس قبلی احاله می دهد .

در مدتی که این افراد تجمع کرده بودند مسئولی برای پاسخ گویی حضور نیافت .

تجمع اولیای دانش آموزان در اعتراض به آزمون مدارس سمپاد و عملکرد سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان در مقابل وزارت آموزش و پرورش

تجمع اولیای دانش آموزان در اعتراض به آزمون مدارس سمپاد و عملکرد سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان در مقابل وزارت آموزش و پرورش

پایان گزارش/


تجمع اولیای دانش آموزان در اعتراض به آزمون مدارس سمپاد و عملکرد سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان در مقابل وزارت آموزش و پرورش

منتشرشده در دانش آموز
دوشنبه, 14 مهر 1399 09:05

ورود معلم ممنوع!

جایگاه معلم و نظام آموزشی ایران

وارد کلاس شدم، کلاس پر از گردوخاک بود، خیلی وقت بود کسی به کلاس نیامده بود، نه دانش‌آموزی و نه معلمی. بعد از نگاهی گذرا به سراغ میز معلم رفتم، جایی که قرار بود بنشینم و در کسوت معلم جامعه شناسی تدریس کنم. ساعت را نگاه می کنم 3 دقیقه به 8 صبح است! قرار است راس ساعت 8 کلاس به صورت مجازی شروع شود؛ با عجله کیفم را باز می کنم و لپ تاپ و شارژ و هندزفری و وسایل مربوط به تدریس مجازی را بر روی میز می چینم. ساعت 1 دقیقه به 8 شد. ماسک را هم از روی صورت در می آورم تا صدایم واضح‌تر به دانش‌آموز برسد.

برنامه شاد را باز می کنم اما هنگ است و به سختی آپلود می‌شود، از آنجایی که به وضعیت بی‌سامان برنامه شاد واقفم و می‌دانستم که ممکن است مرا ناشاد کند به همین خاطر در واتساپ برای هر درسی یک گروهی تشکیل داده بودم و دانش‌آموزان را عضو کرده بودم. حس بی‌اعتباری به تمام اندیشه‌ها و لحظه‌ها و شادی‌ها و کینه‌ها از این یک جمله در درونم ایجاد شد.

به واتساپ می‌روم و قفل گروه را باز می‌کنم، گروه‌های ایجاد شده را برای اینکه تعداد پیام‌ها زیاد نشود فقط در تایم کلاس باز می‌کنم. بعد از سلام و حضور و غیاب سریعا درس را شروع کردم.

درس جامعه شناسی دوم دبیرستان. بعد از درس دادن و قراردادن فایل و عکس و ویس و توضیحات درس، کلاس به پایان رسید. ده دقیقه تا کلاس بعدی زمان استراحت داشتم. کمی چشمم خسته شده بود از نگاه به صفحه گوشی و لپ تاپ. سرم را از روی صفحه لپ تاپ بلند کردم و نگاهی به کلاس انداختم، حس عجبیبی پیدا کردم. کلاس خالی بود و من درس داده بودم برای دانش‌آموزانی که نبودند و فقط صدایی از من شنیده بودند. خوب به کلاس و نیمکت‌های خالی و در و دیوار نگاه کردم. نوشته‌های بزرگی که روی در با ماژیک نوشته شده بود توجهم را جلب کرد، از پشت میز بلند شدم و رفتم که ببینم چه نوشته‌اند.

اسم‌هایی می‌بینم و معلوم است که دانش‌آموزان این کلاس بوده‌اند و نوشته‌ها و خط خطی‌هایی که بسیار درهم و برهم نوشته شده‌اند. در میان شلوغی نوشته‌ها ناگهان جمله‌ای نگاهم را خشکاند. حس عجیبی که داشتم بیشتر و بیشتر شد...

روی در با ماژیک قرمز نوشته شده بود :

« ورود معلم ممنوع! »

جایگاه معلم و نظام آموزشی ایران

لبخند آرامی زدم اما لبخندم خشک شد...

آن دانش‌آموزی که به شوخی و شاید هم از ته دل ورود معلم را ممنوع کرده بود شاید نمی‌دانست روزی ورود خودش ممنوع می‌شود و ما معلم‌ها باید در کلاس باشیم حتی اگر آنها در این کلاس نباشند...

حس بی‌اعتباری به تمام اندیشه‌ها و لحظه‌ها و شادی‌ها و کینه‌ها از این یک جمله در درونم ایجاد شد.

به فکر فرو رفتم که ما با دانش و دانش‌آموز چه کرده‌ایم که این نگاه را به ما دارد و می‌خواهد ما در کلاس نباشیم. به خودم که آمدم و ساعت را نگاه کردم، دیدم یک دقیقه از زمان شروع کلاس دوم گذشته بود. سریع به پشت میز برگشتم و درس جامعه شناسی سوم انسانی را آغاز کردم.

درس اول :

ذخیره دانش!
کمی توضیح دادم و از مباحث کتاب و مثال‌ها گفتم.. ادامه دادم.. دانش عمومی و دانش علمی!

هر بار که توضیح می‌دادم و به کلمه دانش برمی‌خوردم حس عجیبی که داشتم دوباره تازه‌تر می‌شد. به دانش علمی که رسیدم لحظه ای مکث کردم، انگار چیزی در درونم می‌گفت بس کن این کتاب را و بس کن این...

بیاندیش که چه بر سر این دانش و دانش آموز آورده‌ایم که از ما و علم گریزان است... .
اما به هر طریقی که بود درس را تمام کردم... و کلاس‌های دیگر را هم همین طور!

به خانه برگشتم، ساعت‌ها از آن لحظه می‌گذرد اما من هنوز در فکرم. حس عجیبی سراسر وجودم را گرفته، می دانم که اعتباری به لحظه نیست اما آن لحظه برایم معنایی دیگر داشت.
معنایی از جنس اینکه ما بیشتر از آنکه با کتاب و درس سرو کار داشته باشیم با انسان سروکار داریم، انسانی که احساس دارد، انگیزه دارد، عشق دارد، می فهمد و گاهی می میرد.

اکنون تصمیم گرفته‌ام بیش از آن که برای دانش‌آموز فقط معلم باشم دوست هم باشم.

کانال یادداشت ها


جایگاه معلم و نظام آموزشی ایران

منتشرشده در یادداشت

گروه استان ها و شهرستان ها/

« عبدالرضا فولادوند » در 26 آبان 1397 توسط « سیدمحمد بطحایی » وزیر وقت آموزش و پرورش به مدیر کلی آموزش و پرورش شهر تهران منصوب گردید .

در این مدت مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران نشست رسانه ای با خبرنگاران برگزار نکرده است . حتی به مناسبت « روز خبرنگار » که ادارات و مناطق در سراسر کشور کم و بیش با رسانه ها نشست تعاملی گذاشته و پیامی صادر می کنند به نظر می رسد که در مانیفست مدیریتی « فولادوند » رسانه و پاسخ گویی به افکار عمومی جایگاهی ندارد .

علی رغم انتشار گزارش ها ، اخبار و مطالب انتقادی در « صدای معلم » تاکنون هیچ گونه پاسخ و یا جوابیه ای برای این رسانه ارسال نشده است .

حتی علی رغم صدور بخشنامه وزارتی مبنی بر » الزام دعوت از خبرنگاران و رسانه ها به جلسات شوراهای آموزش و پرورش استان ، شهرستان و مناطق  » ( این جا ) در این مدت دعوتی از رسانه ها برای انجام این مهم صورت نگرفته است .

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

مشکلات شبکه شاد و انتقاد صدای معلم از اظهارات معاون امنیتی انتظامی استانداری تهران در مورد آموزش و پرورش

نشست خبری با موضوع " امکانات و مسایل مربوط به شبکه شاد " امروز یکشنبه 13 مهر با حضور الحسینی مشاور وزیر و مسئول برنامه شبکه آموزشی دانش آموز و حبیبی مدیر کل دفتر فناوری اطلاعات و ارتباطات برگزار گردید .

الحسینی و حبیبی بسیار زودتر از خبرنگاران و حتی عوامل مجری این نشست در جایگاه قرار گرفته بودند .

در ابتدای مراسم ، میرزاخانی معاون رسانه ای مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش به عنوان مجری این نشست ، « روز جهانی معلم » را تبریک گفت .

مشکلات شبکه شاد و انتقاد صدای معلم از اظهارات معاون امنیتی انتظامی استانداری تهران در مورد آموزش و پرورش

در نشست خبری پیشین که با حضور دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش برگزار گردید ( این جا ) ؛ ارتباط مجازی ( ویدئویی ) مانند نشست پیشین وزیر آموزش و پرورش با اشکالاتی همراه بود طوری که برخی اوقات صدا و یا تصویر قطع می شد .

مدیر صدای معلم خطاب به دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش گفت زمانی که ارتباط مجازی بخشی در ستاد وزارت آموزش و پرورش با چند خبرنگار و به صورت محدود چنین باشد ، باید دید وضعیت در مدارس و کشور به چه صورت است ؟!

این مساله موجب گردید تا علی رغم مخالفت و انتقاد برخی خبرنگاران خبرگزاری ها ، امروز این نشست به صورت " حضوری " برگزار گردد.

مدیر صدای معلم در همان ابتدا و پیش از طرح پرسش های خود از این حرکت مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش تشکر کرد و تصریح کرد که این گونه نشست ها با همه واحدهای ستادی وزارت آموزش و پرورش و با در نظر گرفتن مصالح آموزش کشور پی گیری شود .

پورسلیمان هنگام طرح پرسش های خویش ابتدا با مورد خطاب قرار دادن « معاون امنیتی انتظامی استانداری تهران » که روز گذشته و در پی تعطیلی یک هفته ای " تهران " مطالبی را در مورد شبکه شاد و معلمان عنوان کرده بود چنین اظهار نظر کرد :

« معاون امنیتی انتظامی استانداری تهران دیروز با اشاره به تعطیلی یک هفته ای مدارس تا ١٨ مهرماه به دلیل شیوع کرونا ویروس بر اساس تصمیم ستادملی کرونا گفته است: این تعطیلی تنها مربوط به عدم حضور دانش آموزان در مدارس است و آموزش مجازی طبق روال قبلی انجام می شود بنابراین آموزش دانش آموزان تعطیل نیست و به صورت آنلاین و غیرحضوری ادامه دارد.

هرگونه تعطیلی آموزش مجازی و شبکه شاد پیگرد قانونی خواهد داشت و دانش آموزان باید آموزش را از طریق فضای مجازی و تدابیر اتحاذ شده برای این منظور دنبال کنند.

پرسش صدای معلم آن است که آیا معلمان و دانش آموزان وظایف خود را در این مورد نمی دانند و حتما یک " مرجع بیرونی " باید در این مورد اظهار نظر کند که به نظر می رسد نه سررشته ای از آموزش دارد و نه قانون اجازه طرح آن را به این صورت به ایشان داده است ؟

اگر این مصوبه ستاد کروناست ؛ بیانش باید از طریق مجاری مربوطه باشد .

مشکلات شبکه شاد و انتقاد صدای معلم از اظهارات معاون امنیتی انتظامی استانداری تهران در مورد آموزش و پرورش

پس وزیر آموزش و پرورش در این مملکت چه کاره هست ؟

در کجای دنیا ، یک مقام امنیتی برای آموزش و پرورش ، چارچوب فعالیت و شرح وظایف تعریف می کند ؟

حتی اگر تعطیلی به آموزش حضوری محدود شود؛ چرا به صورت سراسری اعلان شده است؟

آیا ما قانونی داریم که معلمان را وادار به آموزش در حوزه مجازی کند ؟

آیین نامه ها و قوانین " همه " برای آموزش حضوری تعریف شده اند .

نه شورای عالی آموزش و پرورش و نه مجلس برای این قانونی ندارند .

از طرف دیگر ، وقتی شما مدارس را تعطیل می کنید ؛ چه الزام قانونی برای وادار کردن آنان به آموزش مجازی با استفاده از وسایل و امکانات شخصی وجود دارد ؟

آن مقام استانداری چه حقی دارد که معلمان را تهدید کند ؟

مگر آموزش و پرورش حراست و نهادهای نظارتی و کنترل ندارد ؟

آیا این دخالت آشکار در امور آموزش و پرورش نیست ؟

چرا این مقامات با چنین لحنی با اساتید دانشگاه و مدیران آموزش عالی سخن نمی گویند ؟

انتظار از مسئولان وزارت آموزش و پرورش ، پاسخی منطقی و کارشناسی و درخور به این گونه اظهار نظرهاست . »

الحسینی در پاسخ گفت :

«  یک مطلب مربوط به قانون آموزش مجازی است و یا به تعبیر درست تر مقررات مربوط به آموزش مجازی در کشور است .

از آن جا که مصوبات ستاد کرونا به مثابه قانون است و ما به عنوان یکی از دستگاه ها در این کشور ملزم به آن به عنوان بزرگ ترین دستگاه هستیم طبیعتا برای آموزش و پرورش هم حق دارد که ستاد مقابله با کرونا " قانون " بگذارد و در واقع مرجعیت قانونی پیدا کند .

مشکلات شبکه شاد و انتقاد صدای معلم از اظهارات معاون امنیتی انتظامی استانداری تهران در مورد آموزش و پرورش

تا این جا حرفی نیست .

از این جا به بعد که چرا استانداری اعلام می کند اما آموزش و پرورش اعلام نمی کند ؛ استاندار در واقع مجری آن سیاست هاست که اعلام می کند و از این جهت اعلام می کند و من قبول دارم که باید مسائل آموزشی را  به صورت تخصصی  صرفا آموزش و پرورش و مسئولان آموزش و پرورش به آن بپردازند .

این خواسته درست و به حقی است .

ما هم به این خواسته احترام می گذاریم .

مشروح این پرسش و پاسخ در صدای معلم منتشر خواهد گردید .

پایان گزارش/


مشکلات شبکه شاد و انتقاد صدای معلم از اظهارات معاون امنیتی انتظامی استانداری تهران در مورد آموزش و پرورش

منتشرشده در گفت و شنود

آسیب شناسی آموزش و پرورش و بحران مدیریت در نظام آموزشی
تبلور و انفجار ناامیدی در این سیستم آموزشی در همان روزهای ابتدایی شروع مدارس به شدت توی ذوق می‌زد؛ انگار وزیر و یارانش خبر نداشتند اول مهری می‌آید و قرار است به مدرسه برویم.
آن‌قدر معطل کردند و بی‌برنامه بودند؛ که تا لحظات آخر نه معلم تکلیفش را می‌دانست و نه دانش‌آموز؛ هرچند الان هم کسی از تکلیفش مطلع نیست.
گاهی با خودم می‌گویم؛ یعنی این همه بی‌برنامگی غیر عمدی بوده؟ و واقعا مسئولین این وزارت‌خانه تا این حد بی‌دست و پا اند؟

به‌نظرم ؛ اگر تعمدی باشد و قصدی در پی؛ حتی اگر آن هدف نابودی آموزش و دانش‌آموز و معلم باشد، باز به مسئولین امیدوارتر می‌شوم! فرماندهی که بداند و با قصد شوم و نابودی خودی نیرویش را به کام مرگ بفرستد قابل‌ ستایش‌تر از فردی‌ست که هیچ از جنگ، عملیات و استراتژی نظامی نداند و سربازانش کشته شوند!
چرا که فرمانده باید بداند! حالا اینکه انسان نیست؛ دلیل نمی‌شود که فرمانده نباشد. فرماندهی‌ست که اخلاق را باخته! اما فرمانده‌ست‌.
یاد روایت‌هایی از شهیدِ معلم، همت می‌افتم که به نقل از او می‌گفتند؛ قبل از عملیات خیبر بارها گفته که اگر برویم برگشتی نیست! و پیروزی غیرممکن است؛ ولی عده‌ای خواستند و همت شهید شد.
معلم دیروز که رفت! حداقل دانش‌آموز امروز را قربانی نکنیم. همت انتخاب خودش بود و برای دفاع از مرز و وطنش رفت!
معلم امروز با کدام هدف و انگیزه جان بدهد؟ کاش معلمی که برای لحظه لحظه زیستن در این زندگی، تاوان معلم بودن می‌دهد! را به حال خودش واگذارند؛ بگذارند نفس بکشد. معلم از مسئول و وزیر و وزارت‌خانه که می‌خورد؛ هیچ! گوشش پر شده از اراجیف و خزعبل و طعن‌های بی‌‌پایه‌ی این و آن! معلم تشکر و کارانه نمی‌خواهد، شهدای سلامت هم فقط از ارگان‌های دیگر؛ باشد عیبی ندارد! لااقل شان معلم را به بازی نگیرید؛ ۲۲۴ معلم در خراسان رضوی کرونا گرفتند لااقل با لحن سرد و حماقت‌آمیزی نگویید هیچ سندی نیست که در مدرسه مبتلا شده‌اند. وقتی آموزش و پرورش این گونه با بی‌اعتمادی، رشدمان داده! حق داریم فکر کنیم حتما نقشه‌ای در پی‌ است.
بین افکار و باورهای مردم از جمله دانش آموز و معلم با افکار و برنامه‌های وزارت‌خانه نوعی ناسازگاری به وجود آمده که به‌تدریج موجب شکافی فزاینده بین این دو قشر می‌شود؛ دو گروهی که در یک سو، سیستم آموزش و پرورش و در سوی دیگر مردم ( در حالت خاص، معلم) است. این ناهمگرایی جز ایدئولوژی گریزی و ایدئولوژی منفعلانه چیز دیگری در پی ندارد!

قبل‌تر ها می‌گفتم اگر تک تک اعضای جامعه خوب باشند، جامعه گلستان خواهد شد! امروز به جرات می‌توانم بگویم؛ پارادیم حاکم و سیاست‌های کلان در مسیری نیست که بشود با خوبی فرد فرد به باغ بهشت و سایه‌ی طوبی رسید! باید به کل شرایط از بالا به پایین عوض شود. وقتی کمی آن‌طرف‌تر را نگاه می‌کنم؛ کشورهایی را با جغرافیا، فرهنگ و دین یکسان، بسیار متفاوت می‌بینم.
گاهی تفاوتشان از زمین تا آسمان است‌؛ اما یک وجه مشترک در همه‌شان وجود دارد! آموزش و پرورش‌شان سرآمد است! سرآمد است که به فرد یاد می‌دهد در مقابل ظلم اعتراض کند، حتی اگر ترامپ رئیس کشورش را احمق بخواند!
سرآمد است که به دانش‌آموز هویت می‌بخشد؛ حقوق شهروندی می‌شناساند!
یاد می‌دهد دنیا، دنیای کار تشکیلاتی است. دنیا دنیای نهاد‌های هم‌افزاست! دنیا، دنیای حق‌گیری است نه مطیع این و آن بودن!
اما آموزش و پرورشی که به‌جای ایستادن در برابر سانسور و فیلتر خود در خط مقدم آن است! می‌تواند جامعه را هدایت کند؟
آموزش و پرورشی که در ساده‌ترین نگاه؛ ادبیات نمی‌فهمد! جای رشد دارد؟
اگر آموزش و پرورش می‌فهمید! ابتهاج هنوز در کتاب‌ها بود؛ شاملو در کتاب‌هامان می‌آمد! فروغ و شعرهایش قسمتی از ادبیات ما بود؛ لازم نبود برای شناخت هویت زن و کسانی که به استقلال زن باور داشتند دست به دامان این و آن، این شبکه و آن شبکه شویم!

اگر خرد عقلایی در این جمع بود؛ اگر آموزش صرفا ایدئولوژیک نبود و مدیریت عقلانی هم در آن جای داشت!

آسیب شناسی آموزش و پرورش و بحران مدیریت در نظام آموزشی

ما چند وقت درگیر ماجرای حذف عکس دختران از کتب درسی نبودیم و اساسا اصل چنین عملی و بحث راجع‌به آن مضحک بود. اصولا چرا باید بحث کنیم که فلان عکس باشد یا نباشد؟! وقتی آموزش و پرورش این گونه با بی‌اعتمادی، رشدمان داده! حق داریم فکر کنیم حتما نقشه‌ای در پی‌ است. وقتی از لحظه‌ای که چشم باز کردیم، گفتند دست‌های پشت پرده! سایه‌های مافیا و فساد‌های نامرئی؛ ما کی توهم توطئه شناختیم؟ خب طبیعی‌ست که فکر کنیم هرکاری که می‌کنید توطئه‌ست.
بی‌برنامگی و بی‌هدف بودن جامعه را از تصمیمات وزارت آموزش و پرورش در ایام اخیر و به‌خصوص در ایام کرونا به‌خوبی می‌شود دید؛ حتی درصدی خطا ندارد؛ چرا که آموزش و پرورش مشت نمونه‌ی خروار نیست! آموزش و پرورش خود خروار است؛ جایی‌ است که باید برنامه بچیند! باید قلب تپنده باشد؛ خب طبیعی‌ست وقتی ضربانش لنگ است، جامعه هم به سختی نفس می‌کشد.
فکرش را بکنید؛ این آموزش و پرورش بخواهد جامعه را از بی‌برنامگی درآورد! به‌نظر بزرگترین پارادوکس قرن ۲۱ است.
بعد هی می‌گوییم ژاپن فلان، کره‌ی جنوبی و چین بهمان؛ یک‌بار هم که شده، فضای آموزشی آن‌ها را با خودمان مقایسه کنیم؛ همین تفاوتِ فاحش، در میزان پیشرفت آن‌ها و ما خود را نمایان می‌کند.
اگر در آموزش و پرورش بی‌برنامگی نیست پس چیست؟
بعد از ۸ ماه، شادی ساختیم که همه را پر غصه کرده، اسمش چیست؟
خدا را شکر جامعه آن‌قدر گلستان است! که نمی‌دانم از کجا بگویم؛ حتی خود کرونا هم فکر نمی‌کرد فرصت آموزش مجازی را این گونه به تهدید بدل کنیم! دلمان خوش بود که آموزش مجازی لااقل به عدالت نزدیک‌تر می‌شود؛ اما با این وضع اقتصاد و اینترنت، دیوار بی‌عدالتی محکم‌تر شده است!
و در پایان فقط یک نکته:
وزارت‌خانه جزیره‌ای عمل می‌کند و برنامه جامعی برای متن و حاشیه، فقیر و غنی ندارد. فقر آموزشی به‌تدریج اپیدمی می‌شود و بی‌شک هزینه‌های سنگینی برای آینده‌ی ایران در پی خواهد داشت؛ مسئولین کمی به هوش باشید!


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

آسیب شناسی آموزش و پرورش و بحران مدیریت در نظام آموزشی

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور