گروه تاریخ/
۱۴ اسفند ۱۳۹۸: یک سال پیش در چنین روزی اسکندر فیروز در واشنگتن آمریکا درگذشت. کتاب "حیات وحش ایران" او به زبانهای فارسی و انگلیسی کاملترین اثر در این زمینه به شمار میرود.
گروه رسانه/
تاکنون دو نقد در موضوع " دکتر معلمان " در صدای معلم توسط مدیر این رسانه به رشته تحریر درآمده است . ( این جا ) و ( این جا )
غلامرضا بهرامپور ، دکتر معلم ؛ نقدی بر آن نگاشته است .

در اكثر کشورها دانش، مهارت، تخصص، تجربه و در یک کلام شایستگی و صلاحیت های حرفه ای از اصول پایه و مهمی است که در عرصه های خطیر و آینده ساز توسعه و پيشرفت مانند آموزش، فرهنگ ، سلامت و...رعایت و در نظر گرفته می شود. به عنوان مثال اگر فردی می خواهد طبابت کند باید در علم پزشکی تحصيل، از دانش به روز دنياي سلامت آگاه و مهارت پزشکی را کسب کرده باشد، معلم پداگوژی بداند و معمار راه و رسم نقشه کشی و ساختمان را يا اينكه شهردار به شهر و مسايل آن برسد و موعظه گر ديني به مسايل و درخواست هاي ديني مردم بپردازد.
بنابراين معمول است كه هر کسی را بهر کاری ساختند. اما در كشور ما آن قدر تخصص فوران مي كند كه حوزه هاي مختلف براي هم پيشنهاد و نظر مي دهند صرف نظر از اينكه دانش لازم را براي آن حوزه دارند يا خير. بر كسي پوشيده نيست كه نظام آموزشي چه در دوره عمومي و چه در مقطع عالي دست خوش چالش ها و ضعف هايي است كه با وجود تلاش ها و اقداماتي كه درآن انجام مي گيرد هنوز با مدينه فاضله در پيامدهاي آموزشي و مهارتي فاصله زيادي دارد. يكي از اين چالش ها نيز در ناكارآمدي محتوای آموزشي و كتاب هاي درسي است. در نظام آموزشي نوين مشاركت امري پسنديده و مطلوب است اما اين مشاركت بايد در چارچوب تخصصي و مورد نياز آموزش و پرورش باشد.
در نظام آموزشي كشور ما، محتواي آموزشي بر پايه دانش آمده دركتاب هاي درسي برنامه ريزي شده و هر آنچه دانش آموز بايد در دوران تحصيل 12 ساله خود در مدارس ياد بگيرد در همين محتوا گنجانده شده است.
معلم چارچوب تدريس را به همراه فن آوري هاي آموزشي با استفاده از همين محتوا برنامه ريزي مي كند و مشخص است كه براي آموزش كودك و نوجواني كه با تغييرات و تحولات جهاني در عرصه هاي مختلف علم و فن آوري رشد پيدا مي كند، بايد اين محتوا كارآمد، به روز، علمي، مفيد، متناسب با سن و سال دانش آموزان و فاقد هرگونه دسته بندي جناحي و تعصب باشد.
چند روزي است كه در محافل آموزشي كشور نقل قولي دست به دست مي شود كه حاكي از ورود رسمی حوزه علميه به حوزه تألیف کتب درسی است و گفته شده حوزههای علمیه در تمامی گروههای درسی نماینده دارند.

در دروس حوزوي هرچه جست و جو كردم، برنامه آموزشي كه مرتبط به علوم تاليف در آموزش رسمي كشور، برنامه ريزي درسي، فلسفه آموزشي و يا هر چيز ديگري كه به اين سبك و سياق بخورد، مواجه نشدم.
اينكه گفته شود حوزههای علمیه و آموزش و پرورش دغدغههای مشترک دارند، دليل متقن و منطقي نيست كه قشر حوزوي وارد سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي شوند، آن وقت صاحب نظران و متخصصان علوم تربيتي كه عمري در همين مسير تحصيل كرده اند و تجارب حرفه اي قابل قبولي دارند آمد و شد دغدغه مندي به سازمان داشته باشند.
موضوع نوشتار حاضر اين نيست كه حوزويان سواد چه چيزي را دارند و سواد چه چيزي را ندارند ، بحث بر سر اين است كه نماينده حوزه علميه به عنوان مثال در درس رياضي، فيزيك و هندسه چه آورده اي براي مولفان مي تواند داشته باشد كه جمع مولفان از آن نگاه و دانش محروم هستند؟
بدون ترديد با توجه به شيوه نامه هاي گزينش در سازمان هاي دولتي و به ويژه آموزش و پرورش افرادي كه در گروه تاليف سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي حضور دارند از فيلترهاي مذهبي ، سياسي و علمي زيادي عبور كردند و نمي توانند بر خلاف اصول ملي و مذهبي در كتاب هاي درسي ورود و آموزه درج كنند. پس اين همه نگراني براي چيست و اگر نگراني هم وجود ندارد دليل حضور نمايندگان حوزه علميه در گروه هاي درسي چيست؟حتي اگر فرض بر اين باشدكه مي خواهند به دليل نگراني از عدول مسير مذهبي در گروه دروس ديني و تاريخي حضور داشته باشند بايد پاسخ داد كه در آن گروه ها نيز مولفان تاييد شده همين نظام مشغول به فعاليت هستند و اصول خاصي را پياده مي كنند، بنابراين باز هم جاي نگراني نيست.
در نظام آموزشي نوين مشاركت امري پسنديده و مطلوب است اما اين مشاركت بايد در چارچوب تخصصي و مورد نياز آموزش و پرورش باشد. وقتي نظامآموزشي به حد وفور مجرب و متخصص برنامه ريزي درسي و مولف كتاب درسي دارد چرا بايد از حوزه هاي ديگر كه فاقد صلاحيت ها و تخصص هاي لازم هستند، استفاده كند.

متاسفانه در سال تحصيلي جاري تغييراتي در كتاب هاي درسي اعمال شد كه نقدهاي زيادي را به همراه داشت و نظام آموزشي نتوانست در برابر آنها پاسخي بدهد. اين تغييرات در سالي انجام گرفته بود كه فردي حوزوي مديريت سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي را برعهده داشت. البته مدت زمان طولاني است كه نقدهايي بر محتواي آموزشي وارد مي شود و صرفا مربوط به اين دوره از مديريت نيست اما جنس تغييراتي كه در سال جاري انجام گرفت نه تنها در راستاي نقدهاي پيشين و ناكارآمدي كتاب هاي درسي نبود بلكه چهره غير آموزشي و حتي ضد فرهنگي داشت.
نظام آموزشي تجربه مديريت حوزويان بر تاليف كتاب هاي درسي را دارد، بايستي از همان منظر و تجربه موضوع ورود نمايندگان حوزه علميه به تاليف كتاب هاي درسي را بررسي و واكاوي كند.
كار را بايد به كاردان سپرد؛ همان طور كه معلم، جامعه شناس و روانشناس در حوزه دين و مسايل آن ورود نمي كنند چون دانش آن را ندارند، متخصصان مذهبي و ديني نيز بايد از ورود غيركارشناسانه به حوزه هاي ديگر منع شوند تا از آسيب هاي اين تداخل پيش گيري شود.
« ساقي گل و سبزه بس طربناک شدهست
درياب که هفته دگر خاک شدهسـت
مي نوش و گلي بچين که تا درنگري
گل خاک شدهست و سبزه خاشاک شدهست »
( خیام )

« صدای معلم » درگذشت بانو « فاطمه پورسلیمان » را تسلیت عرض می کند .
یادش گرامی باد .

جنگل های هیرکانی دیرینهترین جنگل های روی زمین هستند. این جنگل ها با گستره اندک خود نسبت به کل مساحت جنگل های جهان، منحصر به فردترین ژنتیک را دارا هستند. چرا که این جنگل ها در آخرین یخبندان از پای در نیامدند و به عنوان جنگل های باستانی تاکنون روی پای خود ایستادند. رویشگاه این جنگل ها در ایران است. گستره رویش آن از گلیداغ در استان گلستان تا آستارا در استان گیلان و بخش کوچکی از کشور آذربایجان واقع شده است.
جنگ لهای هیرکانی در معرض آسیب های گوناگونی قرار دارند. عوامل انسانی بزرگترین آسیب ها را تاکنون به این جنگل ها وارد کرده است.
از جمله آسیبهای آن را میتوان امراض گوناگون که ممکن است طبیعی یا از سوی انسان باشد، قاچاق چوب، تغییر کاربری اراضی و ساخت و سازهای بیرویه، تجمع زبالههای شهری، بیمارستانی و حتی صنعتی برشمرد.
از کل مساحت جنگل های هیرکانی که در سال ۱۳۴۱ ملی اعلام شده بود، بیش از نیمی از آن به دلایل گوناگون از بین رفته است.
بررسیهای نشان میدهند که در دهههای گذشته بیشترین آسیب به جنگل های هیرکانی را مصوبات مجلس، سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری، سازمان محیط، وزارت کشاورزی، وزارت راه و شهرسازی، قاچاقیچان و همدستان آنها رسانیدهاند خروج دام و خالی شدن روستاهای جنگلی از سکنه نیز بهانهای شد تا دست قاچاقچیان چوب باز شده و جنگل ها هر چه بیشتر غارت شوند. واگذاری عرصههای جنگلی به اشخاص حقیقی و حقوقی طی چند سال گذشته چهره جنگل ها را به نقاط مسکونی تغییر داد، به طوری که شاهد ساخت و ساز برج و ویلا حتی در بالاترین نقاط کوه هایی که پوشیده از جنگل هستند نیز هستیم.
با توجه به کاهش سطح جنگل های هیرکانی به کمتر از نیم از کل سطح، لازم است تا نگاه همه مردم ایران اعم از مقامات، مجلس، آموزش و پرورش، دانشگاهیان، سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری، وزارت جهاد کشاورزی، سازمان محیط زیست، وزارت مسکن و شهرسازی، وزارت نیرو و دیگر دست اندرکارانی که به نحوی کارشان با زمین و جنگلهای هیرکانی مرتبط است عوض شود.
برای تحقق این مهم نیاز به تحول در ساختار درونی و آموزش همگانیست. این سال ها آنقدر وضعیت جنگل های هیرکانی وخیم شد، که دیگر حتی جای قطع یک درخت هم نیست. با این حال صدای ارههای چوببری در فصول مساعد و غیر مساعد سال در شبها قطع نمیشود! قاچاقچیان درخت سالم را میبرند و آنها را نیمههای شب از جنگل خارج و به فروش میرسانند. قدرالسهم همدستان را نیز میپردازند، تا بتوانند باز هم بیشتر جنگل ها را نابود کنند.

این طور نیست که فکر کنید نباید از جنگلها بهرهبرداری شود، بلکه برعکس، جنگل ها نعمات خدادادی و تجدیدپذیرند که میتوان از آنها به نحو مطلوبی بهرهبرداری کرد. بنابراین برای نجات جنگل های هیرکانی مواردی پیشنهاد میشود:
۱- برداشته شدن نگاه استثمارگرانهای که از سوی مصوبات مجلس و آئیننامههای داخلی سازمانهای مربوطه به جنگل ها تحمیل شده و اصلاح بنیادین قوانین. برای تحقق این مهم نیاز به تحول در ساختار درونی و آموزش همگانیست .
۲- آموزش اهمیت کاشت بذر و نهال و حفاظت و برداشت مناسب از آنها توسط کارشناسان سازمان جنگلها و مراتع و آبخیزداری به مردم
۳- آموزش زراعت چوب و در اختیار قرار دادن نهال آماده از سوی سازمان های مربوطه به صورت رایگان به مردم برای کاهش فشار از جنگل های هیرکانی
۴- خارج کردن جنگل ها از دست سازمان اوقاف نیز شاید راه حل مناسبی برای حفظ این جنگل ها باشد.
کانال دکتر خدیجه گلین مقدم

مقدمه
حریم خصوصی می تواند جنبه های مختلفی داشته باشد و یکی از مهمترین مباحث حقوقی و اجتماعی و روانی جامعه کنونی و معاصر در جهان محسوب می شود و از بنیادی ترین حقوق هر انسان به حساب می آید.
با ورود یک بیماری همه گیر در میان انسان ها در سال 1398 ، بسیاری از جنبه های زندگی انسان دچار تغییرات و تحولاتی گشت که یکی از تغییرات مهم در جامعه کنونی، تغییر شکل دادن آموزش رسمی در جهان بود که برای کنترل اپیدمی مورد بحث، روش آموزش مجازی از مدرسه وارد خانه ها گردید.
این روش کش و قوس های فراوان و تجربیات جدید و خوبی ها و بدی هایی را به مردم عرضه کرده است که یکی از مباحث پیرامون آن می تواند مبحث حریم خصوصی یا شخصی یا فردی باشد.
کلیات مرتبط با حریم خصوصی
حریم شخصی یا حریم خصوصی (به انگلیسی: Privacy) یعنی یک فرد یا گروه بتواند خود یا اطلاعات مربوط به خود را مجزا کند و در نتیجه بتواند خود یا اطلاعاتش را با انتخاب خویش در برابر دیگران آشکار کند. مرزها و محتوای آنچه شخصی یا خصوصی قلمداد می شود در میان فرهنگ ها و اشخاص متفاوت است، اما تم اصلی آن ها مشترک است. فضای جسمانی و روانی تابع قوانین دولتی و بین المللی نیست و حدود آن را خود فرد مشخص میکند.
حریم شخصی گاه مربوط به ناشناس بودن، یعنی تمایل به گمنام یا دور ماندن از عرصه عمومی است. انواع مختلفی از حریم نظیر حریم شخصی مالی، حریم شخصی سلامتی، حریم شخصی برخط و حریم شخصی اطلاعاتی تعریف شده است. درجه شخصی یا خصوصی بودن اطلاعات به این بستگی دارد که عموم مردم چگونه این اطلاعات را دریافت و با آن برخورد خواهند کرد؛ که خود موضوعی است که به نوبه خود به شرایط زمانی و مکانی وابسته است. مفهوم حریم شخصی بر مفهوم امنیت نیز تأثیر میگذارد؛ برای مثال، از موضوع سوء استفاده گرفته تا امنیت اطلاعات. حریم شخصی همچنین میتواند به معنای حق بر بدن باشد. طبق قوانین جاری در ایران، هیچ شخصی یا شرکت و یا ارگان دولتی چنین رفتاری با کارمند یا کارگر و .. خود نمی تواند داشته باشد و اگر چنین حرکتی داشته باشد فی نفسه محکوم به جبران خسارت می باشد.
حق مصونیت از تعرضِ حکومت، شرکت ها، یا افراد به حریم شخصی در بسیاری از کشورها تحت عنوان قوانین حفظ حریم شخصی وجود دارد و در برخی موارد، در قانون اساسی آن ها آمده است.
رابرت الیس اسمیت در مورد حریم خصوص گفته است: «تمایل داشتن هر یک از اشخاص به داشتن فضای فیزیکی که بتوانند در آن از مداخله، مزاحمت، اضطراب و آشفتگی یا پاسخگویی آزاد باشند و تلاش برای کنترل زمان و شیوه افشای اطلاعات شخصی درباره خود» البته باید در نظر گرفت این تعریف مختص به فضای فیزیکی می شود ولی حریم شخصی مباحث و فضاهای مختلفی را در بر می گیرد.
مفهوم حریم خصوصی در حقوق عمومی این موارد را در خود دارد : 1. ناشناس بودن 2. محرمانه بودن 3. تنهایی
در زمینه مفهوم حریم خصوصی تعاریف و معانی گوناگونی مطرح شده است. آنچه به عنوان اصل عام تمامی تعاریف و مفاهیم بر می آید، یکی دانستن «حریم خصوصی » با مفهوم «حق کنترل اشخاص » است. «حق کنترل » به معنای این است که شخص کنترل و احاطه نسبت به حوزه خودمختاری خویش دارد و هر زمان تمایل داشته باشد میتواند آن را به شخص دیگری اعطا کند؛ بنابراین حریم خصوصی به معنای حق کنترل شخصی نسبت به حریم شخصی و پنهانی خویش است. (منبع : مطالعه تطبیقی مفهوم و معیار حق حریم خصوصی؛ رویکرد عرفی و فرهنگی،علی مشهدی، سجاد محمدلو، پژوهش های حقوق تطبیقی، دوره 20، شماره 2 ، تابستان 1395 )

قوانین ایران در حوزه حریم خصوصی
در قانون اساسی ، منشور حقوق شهروندی و قانون آزادی اطلاعات به صورت اجمالی به حریم خصوصی اشاره شده است. در اصول 22 و 23 و 25 قانون اساسی به ترتیب مصونیت از تعرض ، منع تفتیش و تجسس در حریم خصوصی اشخاص بیان شده است. در منشور حقوق شهروندی, ابتدا در ماده 13 ممنوعیت تعرض به حریم خصوصی مطرح و در ماده 35 به حفاظت از داده های شخصی اشاره کرده است و امنیت اطلاعات در فضاهای سایبری را از حقوق مسلم شهروندان می داند و نهایتا به شرح کامل حریم خصوصی از مواد 36 الی42 پرداخته که مشمول محل سکونت ، اشیاء خصوصی ، نامه های الکترونیکی و غیر الکترونیکی ، ارتباطات تلفنی و ... می گردد و همچنین احترام به این حقوق حتی در رسانه ها و تریبون ها را نیز الزامی می داند و در ماده 82 حتی گزینش و اشتغال افراد از روش های ناقض حریم خصوصی را نیز، ممنوع کرده است. در قانون آزادی اطلاعات ، در فصل چهارم, استثنائات دسترسی به اطلاعات بیان شده که برخی از آن عبارتند از اسراردولتی ، حریم خصوصی مصرح در قانون مگر اینکه دارنده آن اذن انتشار آن را پیشاپیش داده باشد یا خواهان اطلاعات ولی, قیم یا وکیل او باشد و همچنین تهدیدی بر امنیت و آسایش عمومی محسوب گردد. در ماده 14 همان قانون مستقیما اشاره به حریم خصوصی ، اطلاعات تحصیل شده از روش های ناقص حریم خصوصی نموده و آن را ممنوع کرده است.
نقض حریم خصوصی معلم ها در دوران کرونا بدون جبران و رضایت آنها با نقض قانون اساسی کشور
با توجه به مطالب بالا می خواهیم وارد مبحث نقض حریم خصوصی معلمان و دانش آموزان در امر آموزش گردیم؛ بسیاری از افراد به راحتی و با توجه به شرایط موجود از بحث نقض حریم خصوصی در بحث آموزش در کشور رد می شوند و حرفی نمی زنند و این در حالی است که با توجه به قانون اساسی به طور کامل و مشخص حریم خصوصی معلم ها نقض گردیده است و در ادامه به دلایل این موضوع می پردازیم:
تمامی موارد فوق از موارد و مصداق های عرفی و حقوقی نقض حریم خصوصی اشخاص در جهان و در ایران محسوب می شوند و طبق قوانین جاری در ایران، هیچ شخصی یا شرکت و یا ارگان دولتی چنین رفتاری با کارمند یا کارگر و .. خود نمی تواند داشته باشد و اگر چنین حرکتی داشته باشد فی نفسه محکوم به جبران خسارت می باشد.
با توجه به منطق و استدلال فوق و قوانین جاری، می توان گفت که وزارت آموزش و پرورش ایران و به دنبال آن دولت جمهوری اسلامی ایران در شرایط کرونا از معلم ها سوء استفاده نموده است و نسبت به فعل خود، مسئولیتی قبول ننموده و حتی جبران خسارت نیز نکرده است.
به عبارتی با توجه به شرایط پیش آمده در دوران این بیماری جهان گیر، دولت وقت، جهت استفاده از حریم خصوصی و امکانات خصوصی معلم ها نیاز بوده است که رضایت معلم ها را به هر شکل فراهم آورد و از فشار و اجبار حهت این امر پرهیز کند؛ و با توجه به این موضوع یعنی اجبار در وارد شدن به حریم خصوصی معلم ها بدون رضایت و همچنین بدون پرداخت هزینه های آن می توان گفت وزارت و دولت وقت نقض قانون نموده و در این امر محکوم می باشند.

و اینکه معلم ها وارد این موضوع حقوقی و عرفی و اقتصادی نمی گردند دلایل مختلف می تواند داشته باشد و این دلایل را می توان در سکوت همیشگی معلم ها در برابر ظلم دائم سیستم دولت و کشور بر آنها دید که به صورت اعتیاد آوری در آمده است و همچنین تلقین پیامبروار بودن معلم در جامعه که باید فداکار باشد نیز می تواند علاوه بر این موضوع گردد و دلیل آخر که می توان عنوان کرد ساده دل بودن اکثریت معلم ها و همچنین نبود متولیان و افراد پیگیر حقوق آنها باشد ؛ به عبارتی معلم ها با حدود جمعیت 1 میلیون نفر ، قادر به احقاق حق خود به دلیل نبود یک صنف قوی و پیگیر نمی باشند.
و در پایان با توجه به تمام مطالب فوق، می توان گفت که وزارت مربوطه و دولت مرحومه هر چه سریع تر باید جبران خسارات نموده و هزینه های متحمل گشته معلمان را پرداخت نماید و این حق و حقوق و پراخت خسارت، خواه نا خواه بر ضمه دولت، جاری است تا زمانی که پرداخت کند و اگر چنین هم نکند معلم ها این حق را تا زمان پرداخت و جبران آن زنده می دانند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

سیاست گذاران بی سیاست حوزه آموزش و فرهنگ ما دهه هاست فکر می کنند که با حذف واحد درسی زیبایی شناسی و عدم آموزش و نشان ندادن آبزار و آلات موسیقی در مدرسه و تلویزیون می توانند دانش آموزان را افرادی گریزان و متنفر از موسیقی پرورش دهند. آنها نمی دانند که اگر کودک و نوجوان شناختی از هنر و موسیقی نداشته باشد، از موسیقی متنفر نخواهد شد، بلکه به واسطه عدم آگاهی هر کالای مبتذل و هر زباله ای را به جای کالای هنری گرفته و مصرف خواهد کرد..
وقتی مسیر عادی و جریان معمولی موسیقی پاپ ممنوع شد، این ژانر موسیقیایی نه تنها از بین نرفت بلکه از روی زمین و مقابل چشمان مردم و خانواده به زیر زمین و پستوها کوچ کرد و همچون آبی که مسیر طبیعی اش سد شده باشد، از کناره ها شروع به سرریز نموده و در این مسیر با شکستن سدها و ویرانی زمین های اطراف خود را با سرعت و قدرت تخریب بیشتری به متن جامعه تحمیل کرد.
حال به واسطه ابتذال و بلاهتی که عده ای به نام موسیقی راه انداخته اند و با یکدیگر در حال رقابتند، آن اندک دانش آموزانی هم که سرشان به کار خودشان گرم است هم ترغیب می شوند که سر از کار و بار "آلکسیس" دربیاورند و از قافله عقب نمانند.
هر چند فکر نمی کنم در مملکتی که بازیگران پورن از مفاخر فرهنگی اش معروف ترند و مردم آنها را با پیشوند "خاله" و "عمو" شناخته و معرفی می کنند و جوانانش در صفحه جهانبخت و کارداشیان و بیلزریان پلاسند، این اتفاق هم چیز چندان عجیبی باشد.

ساسی مانکن اتفاقا در این زمینه زرنگ تر از بقیه همکارانش است و روح زمانه را می شناسد و به اصطلاح «سفارش زمانه را سریع تر از دیگران می گیرد» و به همین دلیل است که هر آهنگی که بیرون می دهد سریعا ورد زبان نوجوانان و جوانان می شود. او می داند که جامعه مخاطبش تشنه "خوشگل سکسی" و "آلکسیس" است و به این هم آگاه است که قبل از توصیه او هم اینستاگرام را بر هر چیزی اولویت دارد.
ساسی مانکن فقط چیزی را می خواند و می گوید که مخاطبش تشنه شنیدن آن است.
کانال خرمگس
گروه رسانه/
تاکنون دو نقد در موضوع " دکتر معلمان " در صدای معلم توسط مدیر این رسانه به رشته تحریر درآمده است . ( این جا ) و ( این جا )
احمد احمدی شیخلر ، دکتر معلم ؛ نقدی بر آن نگاشته است .

با شروع همه گیری ویروس کوید ۱۹، یکی از مراکز تجمعی که لازم بود به سرعت تعطیل شود، مدارس بودند. این مهم هرچند با اظهار نظرهای متفاوت و متناقض برخی مسئولان با شروع سال تحصیلی و یا در مصاف با زمان امتحانات چالش برانگیز شد؛ اما در نهایت این ویروس سرکش کرونا بود که اجازه نداد مسئولان تعلیم و تربیت کشور ریسک بازگشایی مدارس را به جان بخرند.
با بسته شدن مدارس به عنوان خانه دوم محصلین و با تمهیدات انجام شده در فضای مجازی، نرم افزار «شاد» به خانه ها آمد تا دانش آموزان ملزم شوند در این دوران، بار سنگین یادگیری و فراگیری را از «حضوری» به «مجازی» تجربه کنند.
حالا در این فضای تهی از دانش آموزان، صدای زدن ترکه و چوب و خط کش ناظم در حیاط و راهروهای مدرسه به گوش نمی رسد و نگاه تند و تیز و اَخم معلمانی که گاه اقدام به تنبیه بدنی می کردند، نمودی ندارد، چرا که میز و نیمکت های کلاس از وجود شاگردان و به خصوص بچه های جَلب، درس نخوان و بازیگوش خالی است.
در تاریخ تعلیم و تربیت کشور ما، همیشه مسئولین مدرسه اعم از مدیر و ناظم و معلم خودشان را به نوعی ولّی محصلین به حساب می آورند. آنها مثل پدر و مادرها خیر دانش آموزان را می خواهند و این خیر خواهی البته مجوزی برای برخورد قهری آنها با دانش آموزان است. برای همین وقتی مسئولین مدرسه دقعتاً انواع تنبیه ها را می نواختند، به خیالشان پدرانه می نوازند! از این رو ست که اولیاء مدرسه به نوعی خود را هم راستا با اولیاء خانه در امر تعلیم و به خصوص تربیت فرزندان این مرز و بوم می دانند. سالی که دانش آموزان به دلیل ویروس کرونا به مدرسه نرفتند و با «شاد» همراه شدند، ولی هر چند برای «شاد»، چندان شاد نشدند؛ اما در آن فضا، هیچ گاه تنبیه بدنی نشدند!
در نمونه هایی از ادبیات داستانی ما، نویسندگانی چون جلال آل احمد در کتاب «مدیر مدرسه» و هوشنگ مرادی کرمانی در داستان های «مجید»، مِهر و کین فضای مدرسه را به خوبی به قلم درآورده اند. کارگردانانی چون کیومرث پوراحمد نیز به خوبی توانسته است قصه های مجید را با خلق تصاویر بکر بازنمایی کند. به طوری که هر بار فیلم «صبح روز بعد» کیومرث پوراحمد را می بینیم دلمان غصه دار می شود. چرا که پوراحمد و مرادی کرمانی هر دو وضعیتی مشابه مجید را با پوست و استخوان خود تجربه کرده اند که توانسته اند چنین تصویر ملموسی از تنبیه را در دوران مدرسه خلق کنند. همچنین در فیلم «مشق شب» اثر عباس کیارستمی نیز می بینیم که خیلی از بچه ها معنای «تشویق» را بلد نیستند اما همه خوب می دانند «تنبیه» یعنی چه !

این نوشته ها و تصاویر نمونه های واقعی از تنبیه در مدارس را به خواننده کتاب و بیننده فیلم القاء می کند. خواننده و بیننده ای که خود زمانی در این فضای تنبیهی قرار داشته و شاهد تنبیه دیگران بوده یا خود به عنوان خاطی مورد تنبیه قرار گرفته است.
امسال ویروس کرونا با حضور خود در جوامع بشری توقف ها و تغییرات زیادی را به وجود آورد که دامنه آن تا از بین رفتن کامل آن ادامه دارد. بسته شدن مکان های حضوری تعلیم و تربیت از جمله این توقف ها بود. نظام تعلیم و تربیتی که تنبیه جزیی از آن بود اما، امسال با خالی شدن مدرسه از حضور دانش آموزان، چوب و ترکه ناظم و نگاه تیز و دست تنبیهی معلمان سنتی نیز محلی برای عرض اندام پیدا نکرد.
این روزها تقریباً یک سال از تعلیم و تربیتِ بدون تنبیه گذشته است؛ موضوعی که بعدها می توان از آن این گونه یاد کرد:
سالی که دانش آموزان به دلیل ویروس کرونا به مدرسه نرفتند و با «شاد» همراه شدند، ولی هر چند برای «شاد»، چندان شاد نشدند؛ اما در آن فضا، هیچ گاه تنبیه بدنی نشدند!
سایت انسان شناسی و فرهنگ