گروه تشکل ها/
کانال « نو فهمی در مطالعات برنامه درسی » نوشت :
نائب رئیس انجمن مطالعات برنامه درسی ایران خبر داد:
نشست چشم انداز تاسیس سازمان نظام علوم تربیتی –فرصت ها و تهدیدها برگزار گردید.
دکتر «مصطفی قادری» نایب رییس انجمن مطالعات برنامه درسی ایران عنوان کرد: نشست چشم انداز تاسیس سازمان نظام علوم تربیتی –فرصت ها و تهدیدها در روز دوشنبه بیست و پنجم مردادماه با حضور اساتید، متخصصان و صاحب نظران تعلیم و تربیت کشور در بستر مجازی برگزار گردید.
وی افزود : این نشست با حضور اساتید صاحب نظر، دکتر محمود مهرمحمدی، دکتر جواد حاتمی، دکتر نرگس کشتی ارای، دکتر علیرضا عراقیه، دکتر علی اصغر شجاعی و دکتر رحمت الله خسروی در راستای تشکیل سازمان نظام علوم تربیتی جمهوری اسلامی ایران برگزار گردید.

دکتر قادری افزود : موضوع تاسیس سازمان نظام علوم تربیتی جمهوری اسلامی ایران مدت پنج سال است که توسط متخصصان گرایش های مختلف علوم تربیتی پیگیری می شود و از دو سال قبل طرح توجیهی و انفصالی آن تهیه و در اختیار شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجلس شورای اسلامی قرار گرفته است، ولی به بهانه های مختلف در دستور کار قرار نمی گیرد. اغلب مخالفت ها به دلیل تعارض نقش های این سازمان با نهادهای سیاست گذار رسمی آموزشی است اما تجربه های بین المللی در همه کشورها نشان می دهند که به جای محروم ساختن متخصصان تعلیم و تربیت از سیاست گذاری و نظارت بر مشاغل علوم تربیتی، فراهم ساختن فضای مشارکت و نظارت تخصصی برای آنها بسیاری از معضلات تربیتی به ویژه بازار آشفته و پر ابهام مشاغل علوم تربیتی را کاهش می دهد و باعث انتخاب، اجرا و ارزیابی روشهای تربیتی و خدمات بهتر به خانواده های ایرانی خواهد شد.
بنا به حقوق قانونی صاحبان مشاغل و حرف تخصصی این حق تا کنون به متخصصان علوم تربیتی کشور داده نشده تا همانند سایر مشاغل پزشکی، حقوق، مهندسی، کشاورزی و غیره نسبت به غنی سازی شغلی، ارزیابی و نظارت بر مشاغل علوم تربیتی و ساماندهی و جلوگیری از هرج و مرج در مشاغل علوم تربیتی در بخش خصوصی فعالیت و مشارکت مثبتی با دولتها داشته باشند.
در ادامه این نشست دکتر محمود مهرمحمدی عضو شورای عالی آموزش و پرورش به موضوع فرصت ها و تهدید های تشکیل این سازمان اشاره نمودند که ما در این حرکت باید در مرز خوف و رجاء حرکت کنیم یک پا در سرزمین رجاء و امیدواری و پایی دیگر در سرزمین خوف و نگرانی داشته باشیم.
رجاء که با نگاه فرصتی تلائم دارد و خوف که ناشی از نگاه تهدیدی سرچشمه میگیرد. بالاخره پیشنهاد میشود برای صیانت از سلامت سازمان نظارت عالی بر سازمان به شورای متشکل از نمایندگان استانی و دانشگاههای کشور سپرده شود . این شورا به نوعی افکار عمومی علوم تربیتی در کشور را نمایندگی میکند و با ارائه گزارشهای سالانه خود که در اختیار عموم مردم و رسانهها نیز قرار داده میشود ضعفها و قوت ها را برشمرده و پیشنهادهای اصلاحی به مرجع تصمیمگیری درون سازمان ارائه میکند. »
نخستین گزارش « صدای معلم » در مورد تاسیس سازمان نظام علوم تربیتی 24 بهمن 1399 منتشر گردید . ( این جا )

به نظر می رسد تاسیس سازمان نظام علوم تربیتی نیز سرنوشتی مانند « سازمان نظام معلمی » را پیدا کرده است .
با وجود انتشار گزارش های متعدد و کارشناسی در مورد لزوم تاسیس سازمان تخصصی نظام معلمی هنوز هیچ مقام ، مسئول و یا نماینده مجلسی در مورد وضعیت این سازمان اظهار نظری نکرده است .
آخرین اصلاحات در زمان مجلس دهم و با مشارکت معاون حقوقی و امور مجلس وزارت آموزش و پرورش بر روی طرح سازمان نظام معلمی انجام گردید .
پایان گزارش/

بعد از انتشار یادداشتی مبنی بر « " جزوه محوری " در دانشگاه فرهنگیان و چند پرسش از مسئولان پاسخ گو ؟! » ( این جا ) پیام هایی از سوی افراد مختلف برایم ارسال گردید که بعد از پخش زنده 17 مردادماه توسط مسئولین سازمان مرکزی دانشگاه فرهنگیان در فضای اینستاگرام تعداد اعتراض ها به صورت تلفنی و نوشتاری با چاشنی توهین بیشتر شد. از نوشتن برخی پیام ها معذورم.
« می تونستی کمی صبر کنی همه دوره ها را تمام کنند ، بعد اگر می خواستی به مسئولین چیزی بگی میگفتی. الان وقتش نبود.... تو همیشه خرابکاری کن. عقل نداری. ما که دور دومی و سومی هستیم باید چوب تو را بخوریم.
این چه کاریه تو می کنی؟ انگار حالیت نیست همه چیز رو هواست اون وقت تو گیر دادی به این آزمونا؟ کم زجرمون دادند؟ چی یاد دادند که حالا بخوان ازمون بخوان؟ اینا فقط پول می خواستند. کاش کلشو یه جا گرفته بودند و دست از سرمون بر می داشتند. اینا را می نوشتی. مهارت آموزان همه چیز و همه کس را جز خودشان در رنج و عذابی که می بینند مقصر می دانند و چون نمیتوانند مقابل مسئولین حرف بزنند، بر منتقدان خویش بر می تابند.
کی به حرف تو توجه می کنه؟ خودتو زیادی حساب کردی! چقدر بهت دادند اینا را بگی؟ خود دانشگاه هم می دونه دانشجوها این کار را می کنند. حالا اگرم خواستن تخفیفی داده باشند تو نذار. پول نداری رایگان استفاده کن ولی کار بقیه را خراب نکن.
چرا سکوت نمی کنی تا تمام بشه و جونمان راحت بشه؟ اینقدر در مورد این آزمون لعنتی حرف نزن. فکر نمی کنم به تو مربوط باشه ما از چه جزوه ای استفاده می کنیم تو چه کاره ای در کار ما دخالت می کنی !!! به تو ربطی نداره که مهارتآموزا چطوری آزمون میدن!!!!!
خیلی حرفای بی خودی از طرف معلمان حق التدریس از زبان خودت زدی. مواظب باش دیگه از این اشتباهات نکنی. انشالله مصلحت خدا قرار بگیره و ما رسمی بشیم توی بنده چه کاره ایی !!!! خدا جای حق نشسته لطفا نمی خواد زبون ما باشی ما خودمون به اندازه خودمون هستیم نیاز به حمایت و خرابکاری شما نداریم.
دختر خوب چطور علیه خودمون می نویسی علیه مسئولین بنویس.چرا کسی یادش نمیاد ما نه ماهه تحصیلی زحمت کشیدیم الان نیاز به استراحت داریم نه اینکه در استرس دوچندان باشیم برای دورهی نمایشی که آقایون طراحی کردند! برای منبع درآمدشان!
حالا کسی با این دورهها دانشمند شده که تو نشدی؟؟؟ تو برو فیلمها را ببین دورهها را بگذرون. تا آخرش .....
همه که مثل تو بیکار و الاف نیستند.... برای چی میگی دوره های عملی زیاد بشه؟
چقدر بهت میدن که دهنت را باز کنی؟؟ ما چیکار کنیم که دهنت را ببندی ؟؟
زیاد توکار مهارتآموزا دخالت نکن بد میشه برات....
گواهی خبرنگاری تو نشون بده ببینیم با پارتیبازی خبرنگار شدی که حال همه را بد کنی ؟؟؟همین طوری حرف تو دهن مسئولین دانشگاه میذاری... همین طوری باعث شدی نهضتیا آزمون بدن و شش هزار تا قبول نشن. تو حرف زیادی می زنی برای ما ضرر میشه... نمره را میبرن بالا !!!
مسئولین خوب زدن توی دهانت. خوب دفاع کردن از حریم مهارتآموزان. تو توهین کن اونام جوابتو میدن.
یاد بگیر به جا حرف بزنی تو دنبال چی هستی؟ چی میخوای؟ ما نخوایم تو از ما دفاع کنی باید چکار کنیم؟
این بحث و جدل شما با دانشگاه چیست؟ در این اوضاع کرونا همکاران گناه دارن درستش نیز به خدا. شاید عده ای نتونند بخونند.
یادمه که اصرار میکردی چهارگروه آزمون بدن. الان داری میسوزی که برای حرفتم تره خرد نکردن؟ چرا باید آزمون بدیم؟ بعد این همه سال سابقه ، زحمتمون به خاطر تو هیچ کاره هدر بره!!! تو خیلی اگر زرنگی برو بشین فیلمها را ببین هزار تا کتاب بخون به بقیه کار نداشته باش.
یکی نیست جلوی تو رو بگیره؟ به دوستای خودتم رحم نکردی. بدبخت کسی دور و برت نمیمونه با این زبونت. همه را به دردسر انداختی. حتی اونایی هم که باهات بودن رهات کردن. چهارتاشونو نام ببرکه قبولت دارن؟
الان خوشحال شدی نمره از ۶۵۰ شد 750؟
مطمئنم از یه جایی تو را ساپورت می کنند وگرنه این اراجیفو نمی نوشتی. فکر کردی همه بیکارن بشینن این همه فیلم و جزوه بیخود و ببینن. البته یه تیکه اش رو خوب اومدی مسئولین اگه انصاف داشتن این آشفته بازار را برامون رقم نمیزدن. حق ما این نیست بعد این همه سال خدمت، این دوره رو بگذرونیم.
لیدر بازی تمام شد. بفهم... الان تو یعنی اینقدر خوندی که فول شدی زورت میاره یه وقت یکی کمتر تو بخونه و قبول بشه؟ ......... اضافه کردی تعجبم میاد دوستای خودتم گروه دوم و سومن!!! با این کاری که کردی به ضرر ما که نمیشه آزمون ما تموم میشه برای اونا سخت تر میگیرن. اونوقت میتونی توی چشاشون نگاه کنی؟ هنوز مسئولین را نشناختی؟ اینا تا زهرشونو نریزن ول کن نیستن.
تو اگر هنر داشتی جلوی مسئولین را گرفته بودی که این دوره را نذارن. هی بگو آزمون میان چهار گروه باشه خودتونو بیچاره کردی تازه نصفتونم قبول نشدین. وجدانت درد نیومد. به حق التدریسا نمی خواد بگی چکار کنن و چی بنویسن. خودمون بلدیم بنویسیم لازم بود مینوشتیم ادعات میشه خیلی میدونی که اگر ما ننویسیم تو بنویسی خیلی خوب میشه ما خودمون میتونیم بنویسیم نیاز نداریم که این کار را بکنی.... »

به نظر می رسد کسانی که این پیغام ها را رساندند، یادداشت را کامل نخوانده و صرفا یک جمله را از یکی دو نفر در گروه ها شنیده و بال و پرش داده اند. البته این تعداد از معلمان که رویکرد انتقادی به موضوعات مربوط به تعیین تکلیف خود دارند ، در مقابل تعطیلی مدارس ، آسیب های اجتماعی ناشی از آن و مشکلات زیرساختی آموزش و پرورش تا به امروز نقدی به میان نیاورده اند.
آیا ممکن است این دسته از معلمان هم به زمره ی معلمان سابق و بی تفاوت در مقابل مسائل مربوط به آموزش و پرورش بپیوندند؟
تربیت نسلی که کارِ گروهی موفق را نمی بیند و تنها هویت اجتماعی بودن را در نقض قوانین ، دور زدن قانون و اتحاد جمعی در سکوت درک کرده اند، به چه شکل خواهد بود؟
انتقال نقدها نیز به سبک کوچه بازاری ست. ای کاش تک تک این افراد به عنوان عضوی از خانواده ی فرهنگیان حداقل در قالب یک صفحه نوشتاری تحلیل خود را از یادداشت و صحبت های ۱۷ مرداد ماه مسئولین دانشگاه می نوشتند. این گونه مسئولین نیز می فهمیدند که با جمعی کارآزموده روبه رو هستند و باید در برابر این گروه ، تصمیمات آینده را غنی و حساب شده تر برنامه ریزی کنند.
به من می گویند به ضرر گروه اول و به خصوص گروه های دوم و سوم قلم زده ام و موجب سخت گیری های بیشتر برای آنان خواهم شد. در حالی که برای گرفتن حکم در مهرماه ، حاضرند هر کاری انجام داده و همدیگر را زیر پا له کنند. همین گروه اول و دوم مهارت آموزان به جهت آنکه نکند گروه سوم وبال گردنشان شود و پلههای ترقی استخدام را از آنان بگیرند، از طریق دوستانشان به نمایندگان مجلس و وزارت خانه فشار میآورند که تکلیف ما را زودتر مشخص کنید بعد به گروههای دیگر بپردازید. میزان تماس و توصیههای این همکاران کاردان در مسیر آینده از باب کدام وعده های حبابی، به وزارت و مجلس اینقدر تک بعدی ادامه دارد؟ مگر همه مشمولین تبصره ۱۰ماده۱۷ در یک کشتی ننشستند؟ با انداختن یکدیگر به دریای بی انتهای بلاتکیفی ، عدالتی که می خواهند و از آن دم می زنند به کدام افق روشن گره خورده است؟
دوستانی که این قدر توجه جدی به موضوع تعیین وضعیت تان دارید، چرا در مقابل اضافه شدن طرح امین بدون داشتن بند و تبصره ای در ماده ۱۷ به الحاقیه اخیر مجلس، اعتراضی نکردید و هر کجا مطلبی به ضررتان تمام می شود نه با نوشتن و تحلیل بلکه با خشونت ابراز می کنید؟

دقیقا خبر دارید که گروه سوم دقیقا برای چه مانند دو گروه قبلی، معرفی شان به دانشگاه به درازا کشیده است؟ معلمان دیروز و امروز نه خود مطالبه گر و پرسش گرند و نه نسل پرسشگر و مطالبهگری را پرورش داده و خواهند داد.
بروز توسعه فرهنگ ریشه دار و درخشان برای ایران، نبرد با آرمان های پاکیزه و بلند را باعث نمی شود. قسمت مبهم و نیمه تاریک آموزش و پرورش ما با چشم پوشی های سازماندهی شده و تعصبی جاهلانه، دقت معلمان را به خاموشی برابر تحول و تغییر نشانه رفته است.
« اگر سعی داریم حواسمان را پرت کنیم تا نشنویم و نبینیم برای گذر زمان مهم نیست او کار خودش را می کند. می گذرد. چون می داند افراد از دانش شوفر بیشتر از دانش واقعی استفاده می کنند. دانشی که افراد یاد گرفتند وانمود کنند که بلدند. اگر احساس کنند آنچه وجود دارد خارج از دایره توانایی شان قرار دارد به سادگی سکوت می کنند یا می گویند: «من نمی دانم ». این جمله را هم بدون عذرخواهی و حتی با افتخار بیان میکنند. از کسانی که دانش شوفری دارند هر جملهای خواهیم شنید جز این! »( برگرفته از کتاب هنر شفاف اندیشیدن - رولف دوبلی ،ترجمه عادل فردوسی پور).
قسمتی از فیلم سخنرانی مسئولین دانشگاه در پخش زنده را خود مشاهده نمودم که متن آن را در پایان می نویسم.
در لایوی که برگزار شد مسئولان دانشگاه این سوال که چرا با معرفی کتاب به عنوان منبع مورد مطالعه بیگانهاند و پایه ریزی آموزش به صورت منسجم و قابل بازگشت و در عین حال ترمیم پذیر نسبت به استراتژی های غلط برایشان مهم نیست را پاسخ ندادند. درباره ی ترجیح جزوه محوری بر معرفی کتاب هم توضیحی داده نشد.
سال هاست از سازمان سنجش و آموزش کشور برای توجیه لو رفتن سؤالات کنکور، همواره دلایل و توضیحاتی چون روند حفاظت قوی و دقیق در قرنطینه سؤالات به همراه طراحان سوال را می شنویم. اینکه در سالهای اخیر بیش از گذشته نیز شاهد خرید و فروش سؤالات قبل از آزمون سراسری هستیم، توجیه و چشم پوشی را پررنگ تر می کند. این موضوع الگویی شد تا با مجازی شدن آموزش در مدارس و دانشگاه ها، جسارت و پیشرفت کلاهبرداری و تقلب در آزمون ها به سطح امتحانات دانشگاه و مدارس نیز برسد. نوجوانان و جوانان امتحان دادن به صورت مجازی را با کمک پشتیبان، راهی برای نجات از استرس های خود یافتند.
با این حال سوگند مسئولان دانشگاه فرهنگیان برای حفاظت از سؤالات آزمون و در دسترس نبودن آن، دردی از حتمی بودن انتشارش دوا نمی کند. به هر جهت سؤالات آزمون به وسیله ی مولکول های هوا به دست سودجویان نمی رسد . البته شاید ما نمی دانیم که چگونه باید این قسم ها را باور کنیم!
چرا مسئولین وزارت آموزش و پرورش، شورای عالی انقلاب فرهنگی ، سازمان مرکزی دانشگاه فرهنگیان و تمام کسانی که در برنامه ریزی های درسی و آموزشی دوره های مهارت آموزی نقش داشته اند، سطح کیفی و کمی آموزش ها را به نحوی تعبیه نمی کنند تا صیانت از آموخته های دانشجو و زمانی که برای حضور در کلاس ها می گذارد، حفظ شده و موثر واقع شود؟
متمرکز نبودن حواس مسئولین صرفا در محیط کاری دانشگاه و در جهت تضمین کیفیت آموزشی دانشجویان، جز بازار گرمی سودجویان عایدی برای محصلان نداشته است. کدام عملکردها به عنوان نمونه متناسب با تعهد و دلسوزانه بوده است؟
معاون نظارت، ارزیابی و تضمین کیفیت دانشگاه فرهنگیان به جای آنکه از شرایط موجود در دانشگاه و سیاست گذاری غلط در زمینه کیفیت تربیت معلم و ایجاد نقص در سیستم آموزش نیروی انسانی متاسف باشد و از بازدهی آموزش پایین و بدون کنترل عذرخواهی کند، تأکیدش بر خودمراقبتی مهارت آموزان است و سهل انگاری در آموزش بهینه ی نیروها را از دوش خود بر می دارند. مثل کاری که اغلب معلمان آشنا با این رویه با دانش آموزان در دو سال تعطیلی مدارس پیش گرفتند و بخشی از آموزش پایه را به عهده ی خانواده ها گذاشتند.
دانشجو معلمانی که با رتبه های بسیار خوب وارد دانشگاه فرهنگیان می شوند، در زمان کوتاهی سرخورده و ناراضی به دنبال جبران انتخاب اشتباه خویش رفته یا به واسطه جبر شرایط ، ناچار به ادامه راه و حسرت از آموزش مناسب هستند. ایشان خود را با رتبه های هم تراز در دانشگاههای تهران و صنعتی شریف مقایسه میکنند. مسلما انتظار دارند متناسب با تلاشی که داشته اند از یک سطح علمی دانشگاهی بالا برخوردار شوند و مقاطع تحصیلات تکمیلی را نیز در اهداف خود بگنجانند ولی حتی از عادی ترین تسهیلات بهره مند نیستند.
باید پرسید حفظ و بقای دانشگاه فرهنگیان تا این لحظه به چه بوده است؟ فقط بودنش مهم است یا برای کیفیت بخشی به تحصیلات تخصصی نیروهای کارآزموده و مستعد در قالب آموزگار ، دبیر و هنرآموز به آموزش و پرورش چشم اندازی بهتر از آنچه که صوری روی کاغذ نوشته اند، در دست اقدام دارند؟

بی تفاوتی مسئولان به دانشگاه فرهنگیان از زمان تأسیس تاکنون از ساده ترین خواسته های دانشجویان ادامه دارد و در این زمینه ضعف در پاسخ گویی و رسیدگی به مشکلات آنان خود بحران تلقی می شود.
دانشجو معلمان و مهارت آموزان همواره در مصاحبه ها از نحوه ی برخورد کادر اداری و آموزشی دانشگاه گله و شکایت دارند. این حقیقت تلخ را در ارتباط کلامی کادر دانشگاه شاهد بودم.
چند روز پیش با امور مالی پردیس فاطمه زهرا در استان اصفهان راجع به مهلت پرداخت هزینه پودمان دوم تلفنی صحبت کردم.
بعد از سلام و معرفی خود، از ایشان پرسیدم چنانچه هزینه این پودمان با توجه به مشکلات مهارت آموزان ، بعد از پایان امتحانات دوره پرداخت شود، امکان شرکت در آزمون ها را دارند و می توانند بعد از آزمون ها تا دریافت گواهی صلاحیت حرفه ای تسویه حساب انجام دهند؟
مسئول امور مالی با عصبانیت پاسخ دادند: « نمی دانم اطلاع ندارم. نمی خواهی پرداخت کنی مسئولیتش با خودتان است. این جا که ریسک بردار نیست. سالها حق التدریس بودید حالا میخواهند استخدامتان کنند . برای این ۸۰۰ هزار تومان که نباید تعلل کنید. دست ما هم نیست از تهران گفتند سریع پرداخت شود ، دیگر به ما مربوط نیست خودتان می دانید.
به ایشان گفتم، نیاز به این قدر عصبانیت نیست. صرفا از شما سؤال پرسیدم. حال که اطلاع ندارید آیا امکان دارد راجع به این موضوع از سازمان مرکزی جویا شوید؟
مسئول امور مالی باز هم با همان لحن گفت: خیر. شما خودت را معرفی کن اول.
همان اول گفتم کارگری هستم.
مسئول امور مالی باز تکرار کرد که به ما مربوط نمی شود ! به ما گفته اند باید پرداخت کنند و ما دسترسی نداریم.
به وی گفتم پس باید خودم تماس بگیرم و بپرسم؟
پاسخ داد : فایده ندارد. جواب نمی دهند. بایستی پرداخت میکردید.
گفتم حداقل کاری که سایر دانشگاه ها انجام می دهند این است که تا پایان زمان فارغ التحصیلی امکان تسویه حساب را مهیا میکنند.
مسئول امور مالی عصبانی تر گفت: می خواهی بگویی دانشگاه فرهنگیان بد است؟
پاسخ دادم : من چنین نگفتم.
مسئول امور مالی گفت : وقتی مقایسه می کنی یعنی همین دیگر !
گفتم منظورم این بود به هر جهت اینجا به عنوان دانشجو در دانشگاه دوره می بینیم.مگر شماره دانشجویی به مهارت آموزان اختصاص نداده اید؟
گفت شما دوره ای که می گذرانید هزینه آن را باید بپردازید.
سرانجام گفتم : ممنون از شما فکر نمیکنم پیش از این جوابی برایم داشته باشید.
سه سامانه در اختیار مهارت آموزان تا به امروز قرار گرفته است؛ گلستان، مروارید و LMS . جالب است که در پروفایل دانشجویی مهارت آموزان شهریه را کلا رایگان درج کرده اند. مهارت آموزانی که هزینه پرداخت کردند نیز مرتب پیگیرند که این هزینه حتما واریز شده باشد تا مشکلی برایشان پیش نیاد. هرچند امکان رویت آن در سایت وجود ندارد. اینکه در چه تاریخی، چه زمانی و چه مبلغی را از چه درگاهی واریز کردند در هیچ کدام از سامانه ها نمایش داده نمی شود.
کارنامه کامل و مشخصی که گویای عملکرد دانشجو باشد نیست. هر نمره ای را باید تکه پاره در یک سامانه جست و جو کرد. برنامه کلاسی ، برنامه امتحانی و کارت ورود به جلسه سایت دیده نمی شود. نمایندگان مهارت آموزان در گروه های مشخص شده واتساپی ،آن را به صورت فایل در اختیار اعضای گروه خویش قرار میدهند و اگر کسی دسترسی به گروه و نماینده را نداشته باشد، دانشگاه نیز پاسخگو نیست. در سامانه نیز نمیتوان اطلاعاتی را پیدا کند.
انتظار می رود مهارت آموزان از مسئولین و متولیان امر، نسبت به این تسهیلات، امکانات و حق برخورداری از آموزش کاربردی و روند مطلوب به جای نگرانی از شفافیت در روند گذراندن دوره ها در رسانه اعتراض میکردند. تربیت نسلی که کارِ گروهی موفق را نمی بیند و تنها هویت اجتماعی بودن را در نقض قوانین ، دور زدن قانون و اتحاد جمعی در سکوت درک کرده اند، به چه شکل خواهد بود؟
حتی زمانی که فایلی در قالب اطلاعات هویتی ( کد ملی، نام پدر، شماره دانشجویی و شماره همراه هر مهارت آموز) در اختیار گروه ها قرار گرفت، هیچ کدام از مهارت آموزان نسبت به این نقص امنیتی و ضعف مدیریت معترض نشدند. به این فکر نمی کردند که هر شخصی از هر کجا میتواند با داشتن کد ملی و شماره دانشجویی منتشر شده در این فایل به راحتی به پروفایل دانشجو دسترسی داشته باشد و سوء استفاده کند. خیلی از مهارت آموزان از ترس خطا در ورود به سامانه ها مبادرت به تغییر رمز ورود و نام کاربری نداشته اند. با وجود این ضعف مشهود، چگونه می توان انتظار نداشت که سؤالات آزمون بی محابا در اختیار افراد سودجو قرار بگیرد؟
اینکه ساعت ها وقت ، هزینه و انرژی صرف کاری شود که چارچوب و اصول مشخصی نداشته و بازدهی را در سیستم به حداقل برساند و ذی نفعان تا این حد خونسرد برخورد کنند جای تعجب است.
فرایند آموزش و طراحی برنامه درسی در طول چرخه یادگیری همواره مورد توجه متخصصان تعلیم و تربیت دنیا بوده و هست. لیکن با این نوع عملکردی که در دانشگاه فرهنگیان در مقایسه با ضعیف ترین دانشگاه ها در آموزش عالی کشور می بینیم، همترازی هم نمی کند و حتی پایینتر نیز هست. آیا با این همه تبلیغ و حمایت های بی حد از این دانشگاه از سوی دولت و حاکمیت، انتظار بهترین خدمات را نباید داشت؟ هر چند مصاحبه با دانشجو معلمان ورودی های ۹۱ تاکنون گویای این بی توجهی ها هست.
به راستی اگر آموزش و پرورش کشوری اصلاح شد، آن کشور پیشرفت میکند و بهترین میشود. بدتر آن است که آموزش و پرورش ما استقلالی در تصمیمگیری برای خویش ندارد. پدرخوانده های زیادی بالای سرش بوده و هست. لذا توقع پاسخگویی از یکی دو نفر را هم نمیتوان داشت. بلکه باید در آنِ واحد تمام دست اندرکاران گردهم آیند تا شاید با احتمال بسیار نادر، از کم نفوذ ترینشان جواب سربالا شنید.
معلمان دیروز و امروز نه خود مطالبه گر و پرسش گرند و نه نسل پرسشگر و مطالبهگری را پرورش داده و خواهند داد.
اگر در جامعه می بینیم کودکان، نوجوانان و جوانانی هنوز چراهای ذهن شان را به زبان میآورند، محیط و فناوری های اطراف شان به آنان کمک کرده است وگرنه جامعه ی خفته فرهنگیان و جو منفی و منزوی مدارس در این زمینه آموزنده نیست.

شاهد سرکوب معلمان آینده نیز با این سبک آموزش هستیم. دل نبندید که به ارتقای مهارت پرسشگری و مطالبهگری و پیشرفت سیستم ذره ای فکر کنند. آموزش و پرورش نیروهایی ساکت، بدون چرا و اما و اگر میخواهد. تاکنون هم موفق بوده و این از کارایی و وظیفهشناسی هسته گزینش در فیلتر کردن معلمان پرسشگر و آزاد اندیش، حیات آموزش و پرورش امروز را نگه داشته است.
پرونده های حراستی ساخته شده برای دانشجو معلمان هنوز روی میز است و هیچ مسئولی در مورد ماهیت به وجود آمدن آن در دانشگاه و نحوه ی برخورد زننده با دانشجویان پاسخگو نبوده است.
مهارت آموزان همه چیز و همه کس را جز خودشان در رنج و عذابی که می بینند مقصر می دانند و چون نمیتوانند مقابل مسئولین حرف بزنند، بر منتقدان خویش بر می تابند. این رفتار حاکی از ترس نسبت به حذف و شکست است. جزوه تاب آوری و اخلاق حرفهای هم نتوانست به این معلمان در مدیریت قدم هایی که به جلو بر می دارند کمک کند.
البته عدم اعتماد عامه به مسئولین به حداقل و صفر رسیده و دیگر راهی برای باز گرداندن آن در شرایط حاضر نیست. شاید دلیلش این باشد که برخی مسئولین احساس میکنند با وعده وعید دادن، زمان خریدن و قصور در وظایفی که باید در حیطه شغلی آنان انجام می شد، حربه ی گذر زمان را به کار می گیرند تا زخمهای کهنه باقی مانده از آسیبهای تحمیل شده به مردم به فراموشی سپرده شود. حال آنکه غافل اند اگر مسیر طبیعی جریان آزادی اندیشه را سد کنند، در برابرش دیوار وحشت و سرکوب بکشند و مانع بیان آن شوند، به جایش سکوت مطلق نمی روید. راهی دیگر پیدا میکنند. حال یا به غلط یا به درست!

اگر درست باشد که فبها المراد اگر نادرست باشد و جامعه را به تباهی بکشاند فقط بافت یک سیستم از بین نمی رود بلکه یک ملت می میرد.
وقتی در جریان کاری که به ستاد و بخش اداری سپرده می شود تعهد کاملی نباشد این گونه می شود که حرفهایشان با هم تناقض دارد.
رحیمی مدیر بهسازی منابع انسانی دانشگاه فرهنگیان میگوید: « دانشگاه ظرفیت ندارد که دوره ی گروه سوم را به اتمام برساند و در مهرماه همراه با دو گروه دیگر برای ایشان احکام زده شود . »
در حالی که خنیفر رییس دانشگاه فرهنگیان می گوید: « از نظر دانشگاه دادن احکام مهارت آموزان سری سوم اواخر شهریور و اول مهر هیچ اشکالی ندارد. تعهد می دهیم پودمان دوم در پاییز برگزار شود.»
در جایی دیگر می گوید: « بحث آموزش این مهارت آموزان با ماست ولی بحث حکم استخدام با آموزش و پرورش است. پیشنهاد به آموزش و پرورش دادیم که شما احکام این عزیزان را در مهر ماه بزنید آموزش شان با ما! البته ما تصمیم نمیگیریم ما پیشنهاد می دهیم. دیر نیست. ۱۵ شهریور، ۲۰ شهریور احکام این عزیزان را بزنند ما تعهد صددرصد برای انجام پودمان دوم برای گروه سوم می دهیم.»
از طرفی سلیمان زاده رییس نیروی انسانی وزارت آموزش و پرورش میگوید: « دورههای آموزشی دو گروه به موقع و تا مهرماه به اتمام رسیده و حکم استخدام شان صادر میشود برای گروه سوم به علت محدودیت های دانشگاه فرهنگیان که امکان برگزاری کلاس های فشرده را نداشته کلاس ها دیرتر شروع شدند و احتمالا دوره آنها در دی یا بهمن ماه به اتمام میرسد برای این گروه فاصله بین مهر و بهمن را جزو سابقه سنوات خدمت شان محسوب می کنیم.» (که البته در این مورد هم کتبا چیزی ارسال نشده است).
مهارت آموزان از بی کیفیت بودن دوره ها و به درد نخور بودن آن می گویند. چهار جلسه رفع اشکال تدارک دیده شده که در پودمان دوم هر جلسه کلاسی به ۱۰ تا ۲۰ دقیقه خلاصه می شود و این مدت زمان هم صرفا برای اتصال به سامانه LMS و حضور و غیاب است. هرچند مهارت آموزان این کوتاهی را می پسندند و راجع به آن هم شکوه ای ندارند و معتقدند رفع تکلیف است و بالاخره برای توجیه هزینه ای که گرفته شده برگزار می شود، اما با این تفاسیر و بی بهره بودن کلاس ها مشخص نیست کدام تراکم در تعویق معرفی گروه سوم مدنظر آقای خنیفر است؟ این ظرفیت هایی که مسئولین از آن سخن میگویند چیست؟ کجا استفاده می شود که مهارت آموزان نمی توانند حس کرده و گذراندن این دوره را بدون نگرانی سپری کنند و برایشان بازدهی داشته باشد.
دغدغه دانشگاه فرهنگیان هم دقیقا مشخص نیست! تا به این لحظه حتی راجع به تعطیلی فاجعه بار مدارس و دانشگاهها نظری نداشتند. روزگاری مدرسه محوری را در تمام مصاحبه ها و سخنرانی هایشان امری اساسی می دانستند. اما امروز محور حول چه می چرخد؟
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

سی سال پیش که جوانی پرشور و مشتاق معلمی بودم، با صرف نظر از ادامه تحصیل در رشته مهندسی الکترونیک که بورسیه یکی از نهادها هم بود، به عنوان معلم ریاضی وارد سیستم آموزش و پرورش شدم و تا کنون در کسوت معلمی به تدریس ریاضیات مشغول بودم. با هر تغییر در دولت در سالهای ۷۲، ۷۶، ۸۰، ۸۴، ۸۸، ۹۲، ۹۶ و مرداد ۱۴۰۰، به تغییر رویکرد حاکمیت به آموزش و تربیت فرزندان این مرزوبوم، امیدوار میشدم اما تقریبا همواره این تبها به عرق نشست و ما معلمان ماندیم و دانشآموزانی که پاسخی برای سوالاتشان نداشتیم که:
-چرا دانشآموزان باید بابت تحصیل، پول پرداخت کنند؟
به تجربه میدانستیم که دولت سیزدهم هم خارج از این اصول و قواعد نیست اما باز هم خودم را قانع کردم که این بار هم مردم را به شرکت در انتخابات تشویق کنم تا شاید پس از آن بتوان از طریق رایزنی با لابیهای قدرت، بخشی از حقوق معلمان و دانشآموزان را استیفا کنیم.
اما اینبار کمی با دفعات قبل متفاوت است، تفاوت از این بابت که اینبار کسی برای وزارت آموزش و پرورش پیشنهاد شده که سادهترین اصول آموزشی را هم نمیداند و تمام سابقه او در آموزش، به حضور سه سالهاش در یک مدرسه غیرانتفاعی برمیگردد که ابهامات فراوانی هم پیرامون نحوه حضور او در این مدرسه وجود دارد.
فایلها و ویدئوهایی منتشر شده از نظرات مشعشعانهٔ وزیر پیشنهادی وزارت آموزش و پرورش که با مشاهده و شنیدن آن، بسیار سخت است که دهان را به لحن نیالود و خودداری کرد.
او میگوید، تلاش میکنم تا آرامشی را که وزیر فعلی ایجاد کرده را حفظ کنم ؛ معلوم نیست از کدام آرامش ایجاد شده سخن میگوید ؟ شاید آرامش از نگاه ایشان همان عدم حضور دانشآموزان در مدارس است چرا که آموزش در مدرسهٔ ایشان بر عهده مادران بود.

نشست کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی صبح شنبه 23 مرداد ماه با حضور حسین باغگلی وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش در دولت سیزدهم ، ( نفر اول سمت راست ) - نفر وسط حجت الاسلام دادگر، مسئول نهاد نمایندگی در دانشگاه فرهنگیان و نفر سمت چپ: احمدی لاشکی معاون حقوقی و امور مجلس وزیر آموزش و پرورش فعلی )
در یک فایل چهار دقیقهای، دو دقیقه و سیزده ثانیهاش سوره عصر را خواند و نان قرض داد به دیگران برای روز نبودن.
عباراتی سراسر تناقض میگوید که عقل هر کسی را آچمز میکند.
استفاده از عباراتی چون، فرماندهی میدان تعلیم و تربیت، رهبری مدارس و ...، همگی نشان از نگرش دستوری به حل مسائل در آموزش دارد که بزرگترین مشکل فعلی جامعه ماست.
با تمام وجود میگویم که وای بر آینده کشوری که نامزد وزارت آموزش و پرورش آن کشور، این است که طی یک شبانه روز، چندین بار تناقضگویی کرده و مزخرفاتی تحویل سوال کنندگان میدهد که مرغ پخته را هم به خنده واداشته است.
یا قحط الرجال شده در این مملکت یا زدوبندهایی در پشت پرده هست که این چنین روح و روان یک میلیون معلم و پانزده میلیون دانشآموز را لگدمال معرفی چنین نخبههای کردهاند.
در پاسخ به سوالی درباره اجرای لایحه رتبهبندی، میگوید: طرح رتبهبندی معلمان صد هزار میلیارد تومان بودجه میخواهد که شدنی نیست.
بیشک فیش حقوقی خود از دانشگاه و حقوق دریافتی از آن موسسه غیرانتفاعی را دیده است و خیالی نیست که معلم با یک دهم حقوق او، توان امرار معاش دارد یا خیر!
چند دلیل برای اینکه تأمین بودجه برای رتبهبندی معلمان باید شدنی باشد.
یکم،
*بودجه آموزش و پرورش در سال جاری ۷۲ هزار میلیارد تومان است که کمتر از سه درصد بودجه عمومی کشور است و این درصد در آفریقای جنوبی سه برابر ایران است.
اگر حقوق معلمان و تمام هزینههای وزارت آموزش و پرورش را سه برابر کنیم، تازه در نسبت بودجه آموزش و پرورش به بودجه عمومی کشور، به کشوری مانند آفریقای جنوبی خواهیم رسید. در برخی از کشورهای توسعهیافته، این نسبت بالای ۱۵ درصد است.
دوم،
سرانه دانشآموزی از تقسیم تمام بودجههای حوزه آموزش بر تعداد دانشآموزان بهدست میآید، سرانه دانشآموزی در کشور سوئد ۱۱۲۰۰ دلار و در ایران ۱۸۷ دلار است. برای رسیدن به سطح آموزش کشوری مانند سوئد، حقوق معلمان باید ۱۷ برابر و سایر هزینهها مانند سرانه مدارس، باید ۶۰ برابر شود.
سوم،
*در سیستم آموزشی فنلاند، فقط دو نوع مدرسه وجود دارد که یکی برای دانشآموزان بهطور عمومی و دیگری برای دانشآموزانی است نیاز به آموزش خاص دارند و تعداد چنین مدارسی بسیار اندک است. تمام مدارس دولتی است و هیچ مدرسه غیردولتی در کشور وجود ندارد.
در کشور فنلاند، تمام دانشآموزان حق دسترسی به آموزش با استانداردها و امکانات برابر را دارند که همان عدالت آموزشی مورد ادعای ماست.
در کشور ما اما بیش از بیست نوع مدرسه متفاوت با سطح آموزشی و امکانات بسیار متفاوت وجود دارد که اگر مدارس نهادها و سازمانها را نیز به آن اضافه کنیم، بیش از پنجاه نوع مدرسه خواهیم داشت و یکی از آن مدارس، همان مدرسهای است که شما سه سال مدیر آن بودهاید و نیک میدانید از جانب همین مدارس، چه خساراتی به سیستم آموزشی و عدالت آموزشی وارد شده و شما یکی از متهمینی هستید که قطعا روزی باید پاسخگو باشید.
چهارم،
در کشور پهناور ایران، کلاسهای برخی مدارس در کانتینر، چادر، مخروبهها، گلهدانی، دشت و بیابان و کلاسهایی هم در کپر برگزار میشود. این که هیچ اشاره ای به این موضوعات نمیکنید خود جای بحث دیگری است و احتمالا تامین اعتبار برای رفع این چالش هم شدنی نیست!

اما بعد، اینکه میفرمائید تخصیص ۱۰۰ هزار میلیارد تومان برای اجرای رتبهبندی معلمان شدنی نیست، اقراری آشکار به این موضوع است که در ردهبندی سیستمهای آموزشی در دنیا، ایران را بعد از آفریقای جنوبی میدانید و قطعا امکان بهبودی را محال میدانید در حالیکه اگر اطلاع داشته باشید، چندی پیش ۶.۷ میلیارد دلار از بودجه کشور در پتروشیمی توسط عدهای اختلاس شده است.
آن ۶.۷ میلیارد دلار مشهور، برای اجرای چهار سال رتبهبندی معلمان کافیاست دقیقا چهار سال، و اختلاس ۶.۷ میلیارد دلاری نیز طی چهار سال رخ داد. استفاده از عباراتی چون، فرماندهی میدان تعلیم و تربیت، رهبری مدارس و ...، همگی نشان از نگرش دستوری به حل مسائل در آموزش دارد که بزرگترین مشکل فعلی جامعه ماست.
دقت کردید؟
اینجا برای اختلاس ۶.۷ میلیارد دلار توسط چند نفر، بودجه وجود دارد اما برای افزایش حقوق یک میلیون معلم، خیر!
پنجم،
چگونه است که برای ۲۶,۱۱۹ نفر عضو هیئت علمی دانشگاههای کشور که شما یکی از آنها هستید، بودجه ۵۸ هزار میلیارد تومانی وجود دارد اما برای ۱,۰۰۰,۰۰۰ نفر معلم در وزارت آموزش و پرورش، تأمین مبلغ ۶۱,۰۰۰ میلیارد تومان بودجه، شدنی نیست؟

با تمام وجود میگویم که قبای وزارت بر تن شما بسیار گشاد است و ناچسب، همانطور که بر تن تمام وزاری دولتهای احمدینژاد و روحانی گشاد بود.
شاید انتخاب شما و وزرای قبلی هم به همین دلیل و دیدگاه تان بوده باشد که چون معلمان زیادند پس تامین اعتبار برای زندگی انسانی آنها، شدنی نیست. شاید چنین وزیری واقعا لیاقتش جانشینی شخص رئیسی باشد و ما ناشکریم!
برادر عزیز
اگر برای افزایش حقوق معلمان، تامین اعتبار شدنی نیست، پس برای هیچ کس دیگر در کل کشور هم نباید شدنی باشد که البته هست .
با توجه به بودجه عمومی کشور و افزایش حقوق بسیاری از گروههای شغلی، قطعا تامین اعتبار اجرای رتبه بندی معلمان هم قطعا باید شدنی باشد، اما شما نمیتوانید.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه رسانه/
معرفی « حسین باغگلی » به عنوان وزیر پیشنهاد آموزش و پرورش از سوی رئیس جمهور به مجلس شورای اسلامی ، واکنش های متفاوتی را در میان فرهنگیان و کنش گران این حوزه برانگیخته است .
« صدای معلم » بر اساس دکترین خود که تاسیس تفکر انتقادی و ترویج فرهنگ گفت و گو است نظرات و ایده های مختلف را در این زمینه منتشر می کند .
« حسین شاملی یام » از معلمان شهر مرند مطلبی را در این موضوع به این رسانه ارسال کرده است .
گروه گزارش/

شاید محسن حاجی میرزایی از معدود وزیران آموزش و پرورش باشد که در طول وزارت تقریبا دو ساله خود تعامل مناسبی با رسانه ها و خبرنگاران نداشت .
به بهانه کرونا و در حالی که اکثر نشست های ستادی و اداری این وزارتخانه به صورت " حضوری " برگزار می شد اما حاجی میرزایی در طول دوران وزارت خویش فقط سه نشست رسانه ای به شکل حضوری و یک نشست غیرحضوری با خبرنگاران برگزار کرد .
سایر مدیران ستادی و شورای معاونین وی نیز وضعیت چندان بهتری از وزیرشان نداشتند .
سه شنبه 14 مرداد 1399 ، مراسمی که از سوی وزارت آموزش و پرورش ، " آیین سلام خبرنگار " نام گذاری شد به مناسبت « روز خبرنگار » برگزار گردید .
پرتال وزارت آموزش و پرورش در این رابطه نوشت : ( این جا )
« در این راستا، و با هدف تجلیل و تحسین از مساعی رسانهای جامعهی خبرنگاران، وزارت آموزش و پرورش برای نخستین بار و با اتّخاذ شیوهای شایسته و البته نوین، در آئینی تحت عنوان «سلام خبرنگار» با پیشگامی وزیر و همراهی تمامی معاونان و مدیران ارشد ستادی و استانی این وزارتخانه، با حضور در محل خبرگزاریها و روزنامههای ملّی و استانی، با اهدای لوح سپاس، نسبت به نکوداشت تلاشگران عرصهی خبر در سراسر کشور، اقدام نمود .
شایان ذکر است آیین مذکور، با در نظر گرفتن شرایط فراگیری ویروس کرونا و با تقیّد به اجرای مصوّبات ستاد ملّی مبارزه با کرونا طراحی و اجرا شد . »
همان زمان « صدای معلم » در گزارشی چنین مطرح کرد :
« پرسش « صدای معلم » آن است که آیا دعوت از چند خبرنگار بر سیاق پیشین و برگزاری مراسمی ساده و البته با رعایت دستور العمل های بهداشتی با کدام مصوبه ستاد ملّی مبارزه با کرونا مغایرت دارد ؟

آیا کرونا فقط در نشست خبرنگاران " تهدید " و " خطر " به شمار می آید ؟ »
یک سال بعد و به مناسبت « روز خبرنگار » ، وزیر آموزش و پرورش به همراه برخی همکارانش در خبرگزاری پانا حضور پیدا کرده و از رسانه وزارت آموزش و پرورش به صورت " حضوری " تقدیر و تشکر کردند . ( این جا )

« صدای معلم » در گزارش خود چنین پرسش کرد :
« این که وزارت آموزش و پرورش در یک مناسبت در رسانه متعلق به خودش حاضر شود و مسئولان آن شروع به تعریف و تمجید از خودشان کنند ، با کدام رویکرد حرفه ای و رسانه ای مورد ادعای این مقامات هم خوانی و تجانس دارد ؟ »
امروز شنبه بیست و سوم مرداد ، « محمد صیدلو » میزبان رسانه ها در اداره کل آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران بود .
در این نشست صمیمی نمایندگانی از صدا و سیما ، خبرگزاری فارس و مدیر صدای معلم حضور داشتند .
مدیر کل آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران گفت :

« در سی و سه ماهی که به عنوان مدیر کل خدمت کرده ام در مورد نقش رسانه و خبرنگار در کارکرد سازمان ها می توانم بگویم که نقش خبرنگار در دنیای امروز چیزی بیش تر از اطلاع رسانی است .
همان گونه که در آموزش و پرورش کار معلم این نیست که فقط یک سری اطلاعات را به دانش آموزان منتقل کند .
دانش آموز این اطلاعات را هم از جاهای دیگری می تواند دریافت کند .
زاویه ای که خبرنگار در آن جا می ایستد و به رویدادها می نگرد باعث می شود که به جامعه " تحلیل " هم بدهد . « مدرسه » ویترین آموزش در هر جامعه و کشوری است و اگر حال آن خوب نیست باید سراغ کسانی را گرفت که موجد این وضعیت شده اند .
رسانه و خبرنگار می تواند دنیای امروز را قشنگ تر کند .
برای من به عنوان " مسئول " مهم بود که رسانه ها چه بازخوردی از عملکرد ما ارائه می کنند .
حواسمان بود که رسانه ها در مورد ما چه می گویند . آن چه که رسانه ها می گویند در کارکرد ما موثر بوده است .
خبرنگار بیش از همه چیز باید در پی حق و حقیقت باشد و برای این مهم باید در حوزه ای که کار می کند عالم باشد و صاحب دغدغه در آن مساله باشد .
دغدغه شما در حوزه تعلیم و تربیت برای من خیلی ارزشمند است .
در این 33 ماه و در این سیستم متمرکز مدیریتی هر چه که می شد در شهرستان های استان تهران در حوزه " اختیارات وظایف " من انجام شود ، انجام دادم . اگر آن چه نتوانستم توانش را نداشتم .
در این مدت خیلی سعی کردم " سیاسی " عمل نکنم . 63 نفر را در این اداره کل تغییر دادم . چینش این افراد به گونه ای بود که کار استان پیش نمی رفت .
برخی اوقات لازم بود رئیس منطقه ای را بردارم . این " آقایان سیاسی " وارد می شدند .
من اختیارم را به مدیران مدارس می سپارم .
من مدیران مدارس را جمع می کنم . شما آن کسی را که می گویید رئیس شود معرفی کنید . شما هم صحبت کنید .
من هم آن کسی را که می خواهم معرفی کنم یک دقیقه در مورد او حرف نمی زنم .
این تغییر را به مدیران مدارس بسپارید .
همه قهر می کردند !
من در 33 ماه یک آدم سیاسی پیدا نکردم که از این موضوع استقبال کند .
در حالی که قاعدتا این آدم های سیاسی که خودشان را بالاتر از متوسط جامعه می دانند باید کاری انجام دهند که گرهی از مشکلات مردم باز شود .
چطور آن جایی که بحث انتخاب قدرت توسط مردم است همین آقایان سیاسی حاضر نیستند به این موضوع تن بدهند ؟ »
در این نشست مدیر صدای معلم ضمن تشکر از آقای صیدلو در جهت فراهم کردن فضایی دوستانه برای گفت و گو و بازشناسی جایگاه رسانه گفت :
« انتظار این بود که وزارت آموزش و پرورش به مناسبت روز خبرنگار نشستی مانند امروز در فضایی صمیمی و دوستانه تدارک ببیند و حرف های خبرنگاران را بشنود اما این کار صورت نگرفت .
آن چه موجب تاسف است این که حتی خبرنگاران فعال در این حوزه هم به این رفتار وزارتخانه واکنشی نشان ندادند و از کنار آن عبور کردند .
در حوزه رسانه مشکلات جدی در آموزش و پرورش داریم و همیشه بر این موضوع تاکید کرده ام که ما فاقد حوزه عمومی در آموزش و پرورش هستیم .
همان گونه که ما در آموزش و پرورش در موضوع " معلم حر فه ای " فقیر هستیم ، رسانه ها نیز در این حوزه حرفه ای نیستند و اکثرا فاقد تحلیل های قوی و عمیق در مورد مسائل و چالش های مساله آموزش هستند .
« روزمرگی » به رسانه ها و رفتار خبرنگاران هم سرایت کرده است و این تاثیر خود را بر رفتار مسئولان و ذی نفعان آموزش می گذارد .
من در حوزه رسانه و توجه به جایگاه آن ، نمره قابل قبولی به وزارت حاجی میرزایی نمی دهم .
روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش عملکرد قابل قبولی در حوزه تعامل با رسانه ها به ویژه خبرنگاران منتقد و مستقل نداشته است .
در حال حاضر وقتی اولویت های آموزش و پرورش را نام می برند کم تر فرد ، مقام و یا رسانه ای را مشاهده می کنیم که به مساله " تعطیلی مدارس " و عوارض و پیامدهای آن توجهی داشته باشد .
این در حالی است که « مدرسه » ویترین آموزش در هر جامعه و کشوری است و اگر حال آن خوب نیست باید سراغ کسانی را گرفت که موجد این وضعیت شده اند .
از معلم کلاس گرفته تا مقام و مدیری که پشت درهای بسته برای مدرسه تصمیم گیری کرده است . هر کسی به اندازه خودش .
مطالبه من به عنوان یک معلم و مدیر یک رسانه از وزیر آموزش و پرورش آینده در درجه اول توجه به این مساله و پایان دادن به تعطیلی طولانی مدت مدارس و وضعیت بلاتکلیفی اضلاع درگیر در حوزه آموزش است .
در پایان نشست از خبرنگاران حاضر تقدیر به عمل آمد .


پایان گزارش/

آموزش و پرورش را به من بسپارید، دنیا را اصلاح خواهم کرد(تأتوی).
بی تردید آموزش و پرورش با اهمیت ترین، پیچیدهترین و ظریفترین نهاد و سازمان اجتماعی است، و در کشورهای توسعه یافته، انتخاب مدیران آن با حساسیت و دشواریهای بسیاری همراه است؛ چرا که نیکفرجامی و سقوط سایر سیستمها و بخشهای جوامع بی ارتباط با کارکرد و خروجی این نهاد مولد و نخبه پرور نیست.
اگر قرار باشد به صراحت ضعفهای بزرگ نظام آموزشی کشورمان را رتبهبندی نماییم، به ناچار باید ضعف مشهود ِ "خطای انتخاب" یا ناآگاهی نسبت به تبعات غلطگزینی مدیران عالی سازمان آموزش و پرورش را با فوریت و وزن بیشتری در اولویت نخست لحاظ نماییم.
متخصصان آموزش و پرورش بر این باورند که اگر قرار باشد تحولی در سیستم تعلیم و تربیت کشوری صورت گیرد، این تحول باید از راس و مدیریت آموزش و پرورش شروع شود.
بیتوجهی به ضوابط علمی و حرفهای در انتخاب مدیران آموزش و پرورش و دهنکجی به اصول تخصصگرایی و شایستهگزینی یعنی عدم آگاهی از رسالت، آرمانها و اهداف این اَبَرسازمانِ مادر و چشمپوشی آشکار از اصل تعهد حرفهای سازمانی.
پس هر انتخاب نابه جایی عواقب و پیامدهای نامطلوب ِ آنی و آتیِ بیشماری برای سازمان آموزش و پرورش کشور به ارمغان میآورد که مهمترین این خسرانها عبارتند از:
هدر دادن منابع یا سرمایههای انسانی (مهمترین عامل یا مزیت رقابتی سازمانهای عصر حاضر)، مادی، مالی و اطلاعاتی سازمان، کیفیت و راندمان پایین منابع بالقوه و مورد انتظار دیگر سازمانهای جامعه و ذینفعان، نارضایتی مشتریان درونی و بیرونی این سیستم، ناکارآمدی یا بحران مشروعیت سازمان و القای حس عدم نیاز به وجود چنین سازمانی در شهروندان و جامعه.
شوربختانه باید اذعان نمود که در دو دهه اخیر سیاستگذاران، برنامهریزان، مسئولین و متولیان امور از جمله دولت ها، با انتخابهای غیراصولیِ مدیران، ناهمسویی خود را با چشمانداز و غایت مطلوب این سیستم نمایان نمودهاند یا بر اثر عدم آگاهی از فلسفه وجودی این سازمان، همچنان با اصرار بر رویکردهای ناصواب ِ حزبی- جناحی، سیاسیکاری، باندسالاری و قومگرایی، موجبات یاس روز افزون جامعه علمی و دلسوزان آموزش و پرورش را فراهم مینمایند.

در پایان این نوشتار، جهت تاکید بر اهمیت موضوع حساس و خطیر انتخاب مدیران در آموزش و پرورش و سایر سیستمهای جامعه به فکت و گزاره کوتاهی از نظریهپرداز این عرصه مهم مینتزبرگ استناد میکنم که باور داشت: برای جامعه، امروزه هیچ کاری حیاتیتر از مدیریت نیست. زیرا مدیران تعیین میکنند که آیا سازمانهای جامعه به خوبی خدماترسانی میکنند یا منابع و استعدادهای جامعه را ضایع می کنند.
فرخی یزدی نیز اهمیت انتخاب مدیران را به استادی در دو بیت زیر هویدا نموده:
پیشِ عـاقل بی تخصص گر عمل معقــــول نیست
پس چـرا در کشور ما این عمل معمــول نیست
در بـرِ دنیـای قـــابـل قابلیت هسـت شـرط
قابلیت پیش ما نـاقـابـلان مقــــبول نیست
به امید اینکه ما هم بعد از عمری فرصتسوزی و خسران بیدار شویم و از تجربههای وزین، خردمندانه و شاذ ِ صاحبنظران، مفاخر و سرمایههای علمی، اندیشهوزان دلسوز و گنجینههای کمنظیر معرفتی، عملاً بهره گیریم.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

جمعه با دو تن از دانش آموزان خاصِ خاص قرار ملاقات دارم ؛ کاری غیرمتعارف در آموزش و پرورش ایران.
شب قبل از آن در اثنای بحث و جدل در خصوص چیستی و کیستی وزیر آموزش و پرورش در گروههای مختلف، قرار ملاقات با این دو نفر را تنظیم کردم . ساعت ده صبح در حوالی سرداران کرج زنگ نفر اول را فشرده و از پله های ساختمان قدیمی پنج طبقه بدون آسانسورش بالا می رویم ؛ باید قبول کرد که انرژی و شادابی جوانی در حال پر کشیدن است. راستش روی ایکس از زمانی حساس شده بودم که فهمیدم امتحانات خرداد را به بهانه سرقت شدن گوشی موبایل غایب بوده ولی با تشویق اولیای مدرسه این روزها خود را برای امتحانات شهریور آماده می کند. امروز خواستم در بازدید میدانی علاوه بر راستی آزمایی ماجرا، به عمق ادعای این دانش آموز دوست داشتنی و به شدت عاطفی پی ببرم.
ایکس میهمان مادر بزرگش در یک واحد استیجاری است . پدرش از طفولیت ترکش کرده و ظاهرن خارج از کشور زندگی می کند. مادرش نیز دنبال سرنوشتش در استانی دیگر دل نگران فرزندش.
به تعداد درسهایش، دفتر جایزه برایش آورده ام هفته پیش که درس ریاضی اش را در مدرسه مرور می کردیم ؛ قول دادم اگر تمام تلاشش را بکند منم حداکثر مساعدت جهت حل و فصل مشکلات درسی اش را مبذول نمایم ، توافقی دو طرفه و امید آفرین.
پس از گپ و گفت مختصری با مادر بزرگش سراغ اتاق آرزوهای x می رویم و به صورت غیر رسمی و در قالب یک بازی قدیمی خلاصه درس آمار را برایش تشریح می کنم. با ذوق و اشتیاق تمام چشم در چشمم دوخته است . لا به لای صحبتها گریزی به افق فکری و سرکی به دروازه رویاهایش می کشم. آرزو دارد که در آینده تا می تواند دست نیازمندان را بگیرد. چنان محکم و استوار صحبت می کند که چاره ای جز ستایشش ندارم.
با مرور توافقات فیمابین x و جنگل های مه گرفته رویاهایش را به خداوند آرزوها می سپارم.
حوالی یازده راهی گوهردشت شده و با دانش آموز دومم چاق سلامتی می کنم.
در موقع ثبت نام y ، اولیایش یواشکی به من فهماند که پسر خیلی خوبی است ولی از جمع گریزان بوده و دوست دارد با خود خلوت کند . خدا را شکر y در ناز نعمت بوده و مشکلات کف جدول مازلو را ندارد . با پدرش مشغول مبادله تجربیات مان هستیم.
سرانجام سر از اتاق مطالعه y در می آوریم . سرتاسر اتاقش مملو از یادداشت های دست نویس با خودکار قرمز است . به شدت اهل مطالعه و رویا پردازی است . جملات نابی را از کتابهایی که خوانده انتخاب و با دست خطش به در و دیوار آذین کرده است . بیشتر یادداشت هایش را از نظر می گذرانم و کلی انرژی مثبت از روحیات y می گیرم . کتابهایی که خوانده را تورق کرده و از منِ ناخوداگاهش سراغ می گیرم . آدم عمیق و تیزی است . راستش کمی هم از حضور نامتعارف مدیر مدرسه جا خورده و کلی ذوق زده است.
فصل اول یکی از دروس سال بعدی که چندان جذابیتی برایش ندارد را دانلود می کنیم . بررسی ارزشِ گزاره ها(عطفی، فصلی،شرطی ،دو شرطی و سورها) را در راستای محتوای کتابهایی که خوانده برایش حلاجی می کنم . خلاصه فصلی با نشاط و علاقه تام و تمام طی می شود ، اعتراف می کند که نمی دانسته که این قدر دروس زمخت و خشک ریاضی را می توان به آرزوهای بیزینس منی یک دانش آموز گره زده و با نظم و انضباط شگرف عوالمات ریاضی به مطالعات متفرق، افکار متحیر و آرزوهای متکثرش انسجام داد.
وقت ناهار است . در مسیر خانه ، ناخودآگاه این دو دانش آموز خاص در ذهنم مقایسه می شوند. تشابهات و افتراقات زیادی دارند. هر دو آدمهای خود ساخته ای هستند . آرزوهای شان سر به آسمان هفتم و رویاهایشان میهمان لبخند خداست. راستش امروز از اعتماد به نفس x و ژرف اندیشی y درسها آموختم.
آموزش همواره دو طرفه است.

در این فکر غوطه ورم که بعضا چقدر ما در قضاوت هایمان سطحی نگر و عجولیم و انسانهای مختلف و با شرایط نابرابر را با یک سنجه و ملاکِ واحد متر می کنیم . دانش آموز را با نمره ارزش گذاری می نماییم . درست است که نمره ریاضی x دلچسب نبوده ولی وقتی در زندگی اش غور می کنیم همین که این دانش آموز توانسته در هیجانات عاطفی و تلاطمات بی امان زندگی غرق منجلاب و آسیب های اجتماعی نشود کاری سترگ و عملی شگرف را مرتکب شده است.
مخلص کلام آن که قیاس آدمها بدون توجه به پیشینه و موقعیت آنها قصاوتی ناصواب و عملی ناثواب تر است.
کاش جو جامعه و البته تابوهای خود ساخته ما اجازه نزدیکی بیشتر معلمها، مدیران و مشاوران را با خانواده های دانش آموزان را مهیا نماید.
به باورم هیچ دانش آموز تنبل و بی استعدادی خلق نشده است و هر دانش آموزی از سی و چند استعداد خدادای حداقل چهارتایش را دریافت کرده است .این سیستم اموزشی راکد و ایستای ماست که دنبال یکسان سازی ربات وار آدم ها بدون توجه به آمال ، آرزو و استعدادهایشان است.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه رسانه/
معرفی « حسین باغگلی » به عنوان وزیر پیشنهاد آموزش و پرورش از سوی رئیس جمهور به مجلس شورای اسلامی ، واکنش های متفاوتی را در میان فرهنگیان و کنش گران این حوزه برانگیخته است .
« صدای معلم » بر اساس دکترین خود که تاسیس تفکر انتقادی و ترویج فرهنگ گفت و گو است نظرات و ایده های مختلف را در این زمینه منتشر می کند .
« مزبان حبیبی » از معلمان استان فارس مطلبی را در این موضوع به این رسانه ارسال کرده است .