صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش
چهارشنبه, 26 آبان 1400 10:06

در قفس تقلید

مدارس مقلد پرور دیروز و امروز

در باره‌ی تجربه‌ی مشترک دوران دانش‌آموزی، مطلبی از دکتر محمدرضا سرگلزایی (13 آبان 1400) در پایگاه خبری- تحلیلی «صدای معلم» نظرم را جلب کرد که از نحوه‌ی تمیز دادن دانش‌آموزان خوب از بد توسط مبصر کلاس نوشته شده بود: "ﻫﺮﻛﺲ دﻫﺎن ﻣﻲﮔﺸﻮد و ﺣﺮف ﻣﻲزد ﺑﺪ ﺑﻮد و ﻫﺮﻛﺲ دﻫﺎن ﻣﻲﺑﺴﺖ و ﺧﺎﻣﻮش ﺑﻮد ﺧﻮب ﺑﻮد، ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺳﺎدﮔﻲ!" و نگارنده در ادامه نوشته بود: "این ماجرا ﺑﺎ ﻫﻤﻪي ﺳﺎدﮔﻲ‌اش، ﻧﻤﻮﻧﻪ اي ﺑﻮد از ﻃﺮز ﻓﻜﺮﻫﺎي ﻛﻼن در ﺟﺎﻣﻌﻪي آن روز. ﺳﻜﻮت در ﺟﺎﻣﻌﻪ، ﺧﻮب ﺗﻠﻘﻲ ﻣﻲﺷﺪ و ﮔﻔﺖوﮔﻮ، ﻫﻤﻬﻤﻪ و ﺳﺮوﺻﺪا، ﺑﺪ ﺗﻠﻘﻲ میﺷﺪ."

در نقد این ﻣﺎﺟﺮا، به زعم وی، مدرسه و جامعه خواهان ﺷﻬﺮوﻧﺪ ﻣﻄﻴﻊ و آرام بود و کسی که ﺳﺮش ﺑﻪ ﻛﺎر ﺧﻮدش ﮔﺮم نبود و ﻛﻨﺠﻜﺎوي، ماجراجویی و ﺳﺆال پرسیدن شیوه‌ی رفتارش بود مطلوب نظر نبود.

Imitation

این تجربه‌‌ی مشترک، یادآور اوضاع و احوال مدارس مقلد پرور دیروز و امروز است که در وصف آن، پیش از این ذیل عنوان «در قفس تقلید» نوشته بودم:

نونهالی بودم

بردنم به باغ مدرسه

کآفتاب دانش بتابد بر من

بشکفد گل‌های اندیشه‌ام

روز اول، روز دوم خوش گذشت

لیک بعد روزها و ماه‌ها

با تو بگویم چون گذشت

چو سیراب شدم ز درس و گفتارها

احوالم پژمرده گشت

آن همه آموختن شادم نکرد

پر شدم ز دانش ولی

زندگی را برایم معنا نکرد

چون ز مدرسه فارغ شدم

در گشودم به باغ اندیشه‌ام

نو شدم

بیدار شدم

آن هنگام دیدم

ایام درس چو نوحه‌گران طوطی‌وار کار ما هر روز تقلید بود

در فضای خالی از حس آزادی

نقل قول‌ها جاری

در پی گفتارها، پندارها محذور

«من فکر می‌کنم» مهجور

تجربه‌ها مفقود

پرسش ز اسرار درون ممنوع

در قفس تقلید، کهنه آموز بودیم ما


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

مدارس مقلد پرور دیروز و امروز

منتشرشده در یادداشت

 تاملی بر رای منفی مجلس به گزینه پیشنهادی رئیس دولت سیزدهم برای آموزش و پرورش مهرماه امسال « مجید بدرقه» یکی از نیروهای پای کار (از کادر اداری آموزش و پرورش) با سوابق مکفی و چندگانه را برای معاونت پرورشی معرفی کردم و علی رغم رد صلاحیت شان در شورای معاونین (لویی جرگه ناحیه ۳ کرج) دوباره و سه باره بر پیشنهادم پافشاری کردم ؛ نهایتا زور دوستان ناحیه فائق آمد و به خاطر همین لطف دوستان؛ امروز در انتهای آبان هنوز از نعمت معاون پرورشی محرومم .

دلیل ظاهری مخالفت اداره با گزینه پیشنهادی معاونت پرورشی، نداشتن دو سال سابقه مربی گری بود.

امروز علی رغم دفاع تمام قد رئیس جمهور ، « مسعود فیاضی» وزیر پیشنهادی برای آموزش و پرورش در جلب نظر و کسب رای اعتماد مجلس ناکام ماند.

واقعیت آن که  قصد دارم آقای « مسعود فیاضی » را غایبانه به عنوان معاون پرورشی شهیدستان به اداره معرفی نمایم ، هم یک دلجویی از وی باشد و هم آزمونی برای لویی جرگه!

به نظر شما ؛  اگر اسم و فامیل مسعود فیاضی را فاکتور بگیرم ، تنها با رویت رزومه ؛ فیاضی شرایط احراز پست معاونت پرورشی شهیدستان کرج را دارا خواهد بود؟

 

معلمان در صدر گروه‌های مرجع

معلمان قشری هستند که یک عمر غلط‌های املایی و انشایی دانش‌آموزان را گرفته و با مهر پدرانه و عطوفت ما‌درانه دستان کوچک شاگردانشان را صمیمانه می‌فشارند. مضاف بر این نباید از کنار لایوهای شتاب زده و غیرکارشناسی باغگلی در اینستاگرام و نشست های فیاضی با سلبریتی های مجازی (به جای نشست با تشکل های نسبتا مستقل معلمان و رسانه های مستقل ) به سادگی عبور کرد، برنامه‌هایی که در آن سوتی پشت سر سوتی موج می زد.

از منظری دیگر ، فرهنگیان همچنان از گروه‌های پیشتاز مرجع بوده و با وجود تنزل منزلتی و سقوط آزاد معیشتی کماکان مورد وثوق مردمند. به پاس تحصیلات بالا و تیزبینی خاص همواره با نکته‌سنجی تحولات جامعه پیرامونی خود را رصد و پایش می‌نمایند.

 

 ضرورت بازشناسی جامعه فرهنگیان

در دول قبلی به واسطه ظرفیت جامعه بزرگ فرهنگیان دولت‌ها در هر دستگاه و نهادی که کم می‌آوردند از مدیران پرتوان آموزش و پرورش استفاده می کردند و همچنین در ادوار مجلس حداقل ثلث نمایندگان مجلس شورای اسلامی ریشه و تبار معلمی دارند.

حال معرفی گزینه هایی بی تجربه، مدعی و خارج از آموزش و پرورش برای اداره جامعه میلیونی معلمان با مختصات یادشده در آغاز ، بی‌توجهی و توهین آشکار به شعور معلمان و نادیده گرفتن ظرفیت‌های بالای آنان است.

در این راستا جا دارد رییس‌جمهور محترم بی‌واسطه مشاورانش جامعه فرهنگیان را مجددا مطالعه و اطلاعات خود را از این حوزه پرچالش به‌روز نماید تا در انتخاب وزیر آموزش و پرورش آتی ، گاف باغگلی و فیاضی تکرار نشود.

تاملی بر رای منفی مجلس به گزینه پیشنهادی رئیس دولت سیزدهم برای آموزش و پرورش

فیاضی نسخه ضعیف شده باغگلی

در عرض چند روز وقوع برخی اتفاقات چون کاتالیزوری قوی باعث شد تا علیرغم میل و رغبت دولت و تأکیدات مؤکد رییس‌جمهور باغگلی و فیاضی وزیران پیشنهادی آموزش و پرورش از اوج تکبر و غرور به کف مجلس هبوط نمایند.

این در حالیست که در ایام تبلیغات انتخابات ، رییسی بر لزوم توجه خاص بر آموزش و پرورش و پرداختن بر عدالت آموزشی تأکید کرده بود .

همچنین خبر نسبت فامیلی باغگلی جوانِ غیرمعلم با همسر رییس‌جمهور و فیاضی با زاکانی شهردار پایتخت ، جامعه خاموش و خموده فرهنگیان را نسبت به موضوع چیستی و کیستی وزیران پیشنهادی حساس نمود. در ادامه برخورد و انکار ساده‌لوحانه واقعیت باعث مضاعف شدن حساسیت‌ها و تیز شدن شاخک‌های جامعه فرهنگیان نسبت به موضوع گردید.

تاملی بر رای منفی مجلس به گزینه پیشنهادی رئیس دولت سیزدهم برای آموزش و پرورش

خلط برنامه با اهداف سند تحول

در دیدار باغگلی با کمیسیون آموزش آش چنان شور شد که یکی از نمایندگان گفت: « برادر برو انصراف بده ! تو این کاره نیستی، نه وقت خودتو تلف کن و نه وقت مجلس و ...

برآیند ارزیابی کمیسیون آموزش از برنامه های ارائه شده توسط باغگلی و فیاضی؛ شعاری بودن برنامه‌ها و خلط برنامه‌ها با اهداف بالادستی سند تحول بود.

مضاف بر این نباید از کنار لایوهای شتاب زده و غیرکارشناسی باغگلی در اینستاگرام و نشست های فیاضی با سلبریتی های مجازی (به جای نشست با تشکل های نسبتا مستقل معلمان و رسانه های مستقل ) به سادگی عبور کرد، برنامه‌هایی که در آن سوتی پشت سر سوتی موج می زد.

 

جنبش معلمان نتیجه داد

دید مصرف گرایانه و برباد دهنده بودجه توسط دولت در معنای عام به آموزش و پرورش رویکردی ویرانگر در حوزه تعلیم و تربیت است ، این دید معیوب باعث شده که آموزش و پرورش در بین ده اولویت اول دولتها هم دیده نشود.

البته نباید از معرفی کاندیداهای وزارت آموزش و پرورش از نسل به اصطلاح اساتید دانشگاه توسط دولت‌ها غافل شد. در حالی که آموزش و پرورش خود همواره صادرکننده مدیران با کفایت بوده امروزه باید تحقیر تحمیل وزیرانی آبکی و طبل‌های توخالی را بر سیمای خراشیده خود تحمل نماید .

معلمان نیز با درک و لمس برخوردهای تبعیض آمیز و متکبرانه دولتمردان نسبت به آموزش و پرورش دست به کار شده و در نتیجه هژمونی قلمی و رایزنی و فشار جنبش معلمان به نمایندگان، جو مجلس واقع بینانه تر گردید.

نمایندگان نیز که معمولا پا بر دوش معلمان راهی پارلمان شده‌اند ، به ناچار  و شاید علیرغم میل باطنی خود تحت فشار و هژمونی جامعه فرهنگیان به وزیران نامتجانس و ناهمگون پیشنهادی رییسی یک نه معنادار دادند.

امیدواریم وزیر پیشنهادی بعدی از جنس معلمان بوده و عاریتی نباشد.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

تاملی بر رای منفی مجلس به گزینه پیشنهادی رئیس دولت سیزدهم برای آموزش و پرورش

منتشرشده در یادداشت

حرف مفت چه تاثیری روی باور و اعتماد عمومی می گذارد و مسوولیت ما چیست

ناخدا شک داشت که کشتی سالم است یا نه. «او می‌دانست که کشتی کهنه است و در ابتدا خوب ساخته نشده» اما بعد از کمی کلنجار درونی، در نهایت با خودش گفت: ان‌شاءالله گربه است و کشتی هم مشکلی ندارد. او هیچ تلاشی برای تایید باور خود به سالم بودن کشتی نکرد و مسافران و محموله‌ها را در میان دریاهای مواج به امان خدا سپرد. »

ویلیام کینگدم کلیفورد، ریاضیدان و فیلسوف بریتانیایی در اواخر قرن نوزدهم در کتابی با عنوان «اخلاق باور» (1876) میلادی با ذکر این داستان، مدعی شد که ناخدا در قبال هر گونه بلایی که به علت فرسودگی یا خرابی کشتی بر سر مسافران و اموال‌شان بیاید، مسوول است و فراسوی الزامات قانونی و حقوقی، به لحاظ اخلاقی و وجدانی باید پاسخ گو باشد. او با این مثال می‌خواست نشان دهد که :

چرا ما در برابر باورها و عقاید (beliefs) خود، مسوولیت اخلاقی داریم و از نظر درونی و عقلانی و وجدانی، حق نداریم خیلی ساده از کنار آنها بگذریم.

ما روزانه ده‌ها و بلکه صدها پست و یادداشت و خبر و فایل صوتی و تصویری را در فضای مجازی به عنوان بسته‌های اطلاعاتی رد و بدل می‌کنیم، شعری از فروغ فرخزاد یا احمد شاملو، یا مطلبی درباره آخرین تحقیقات پزشکی راجع به کرونا یا گفتاری از پروفسور سمیعی یا گزین گویه‌ای از دکتر شریعتی یا مقاله‌ای از جدیدترین دستاوردهای ناسا یا یک فایل صوتی درباره سرقت‌های اخیر از خانه‌ها و... اطلاعاتی ناسنجیده و متنوع از هر دری، خواه به سیاست و اجتماع ربط داشته باشد یا به حوزه سلامت و بهداشت یا مسائل خانوادگی یا تاریخ و ادبیات و جغرافیا. آنها را دریافت می‌کنیم، خوانده و نخوانده، جویده و ناجویده، بدون اینکه مطمئن شویم واقعا از فروغ است یا شاملو، برای دیگران «فوروارد» می‌کنیم.

حرف مفت چه تاثیری روی باور و اعتماد عمومی می گذارد و مسوولیت ما چیست

( آموزش ، یک مسوولیت مشترک است ) رواج حرف مفت، بدتر از دروغ گویی است .

 

لحظه‌ای به این فکر نمی‌کنیم که آیا این اطلاعات درست است یا غلط؟! وقتی هم کسی از ما می‌خواهد که منبع آنها را ارایه کنیم، می‌خندیم و او را مسخره می‌کنیم که «ای بابا، دلت خوشه! سخت نگیر! کی به کیه!» بعضی هم فردی را که می‌کوشد صحت و سقم اطلاعات را دریابد، به فخرفروشی و مته به خشخاش گذاشتن متهم و او را ملانقطی و خودبزرگ‌بین خطاب می‌کنند.

متاسفانه بی‌توجهیم به اینکه این اطلاعات ناسنجیده و ناموثق به تدریج به باورهای ما تبدیل می‌شوند. بعد از مدتی تنها منبع آگاهی‌های‌مان، همین داده‌های افواهی و کوچه‌بازاری می‌شود. اولین و دم‌دستی‌ترین پیامد این خلق و خو هم رواج آن چیزی است که هری فرانکفورت، فیلسوف امریکایی، «حرف مفت» یا «یاوه» (bullshit) می‌خواند.

حرف مفت چه تاثیری روی باور و اعتماد عمومی می گذارد و مسوولیت ما چیست

«حرف مفت» به تعبیر فرانکفورت، گفته یا سخنی است که گوینده به درستی و غلطی آن کار ندارد و بدون توجه به صدق و کذب، آن را بیان می‌کند، برای وقت گذرانی یا اظهار لحیه یا خودشیفتگی یا رفع تنهایی یا ... اما نتیجه نگران‌کننده یاوه‌سرایی به هر علت یا دلیلی، از دست رفتن اعتماد در جامعه و پدید آمدن آدم‌هایی است که به هیچ حرف‌شان نمی‌توان اتکا کرد. از این‌رو فرانکفورت می‌گوید رواج حرف مفت، بدتر از دروغ گویی است، چون در دروغ گویی، فرد کاذب، دست‌کم می‌داند که راست چیست و تعمدا دروغ می‌گوید. توجه به صحت و سقم باورها و مسوولیت‌پذیری در قبال آنها، به معنای تامل (reflection) در درونی‌ترین ساحت وجودی، نوعی مراقبه محسوب می‌شود و بر آرامش و آسایش ما می‌افزاید، ضمن آنکه دیگران را نسبت به گفتار و نوشتار ما مطمئن می‌سازد و موجب می‌شود که هر حرف و کلامی را که می‌گوییم یا می‌نویسیم، به عنوان حرف حساب شده، جدی بگیرند.

کانال اندیشه انتقادی


حرف مفت چه تاثیری روی باور و اعتماد عمومی می گذارد و مسوولیت ما چیست

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ نشست رسانه ای « محمود امانی طهرانی » دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش با خبرنگاران  سه شنبه 4 آبان برگزار گردید .

آن چه در زیر می آید ، ادامه پرسش و پاسخ مشروح علی پورسلیمان مدیر صدای معلم با دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش است .

منتشرشده در گفت و شنود

نقش دانشگاه های ایران در حل بحران محیط زیست چگونه بوده است

محیط زیست در ایران هم در شکل انضمامی و هم در پرتو نگاه انتزاعی، به معنای واقعی کلمه مسئله ای بزرگ، چند بعدی و بسیار پیچیده است. رویارویی عرصه ها و عناصر بی دفاع طبیعی با سلاح سهمگین رشد و توسعه عمران محور، مسئله ساده ای نیست که اغلب تصور می شود با راهکارهای سهل و مشخص می توان بین این دو آشتی برقرار ساخت. 

یکی از مصادیق انتزاعی متداول در حوزه محیط زیست، که اتفاقا خود در قامت یک مسئله مهم به پیچیدگی و چند لایه شدن مسئله وارگی محیط زیست کشور کمک می کند، نگاه علمی متعارف یا به تعبیری نگاهی دانشگاهی به محیط زیست است. این نگاه رویکردی سطحی و تقلیل گرایانه به مسئله محیط زیست دارد که معتقد است از طریق کاربست راهکارهای منبعث از ابزارهای مدیریتی، می توان معضلات محیط زیست در کشور را حل نمود و از فجایع و بحران های زیست محیطی رهایی یافت. 

در واقع در نگاه مرسوم دانشگاه به محیط زیست که در پرتو رشته های دانشگاهی مرتبط به محیط زیست جلوه گر می شود، مسئله محیط زیست صرفا مشکلی مدیریتی است که به راحتی می شود با اجرایی نمودن فرامین و راهکارهای علمی برگفته شده از چشم انداز رشته ای، برای همیشه چالش های زیست محیطی را مرتفع نمود و بر فراز قله های توسعه پایدار زیست داشت.  « درک تغییر محیط زیست بدون ادغام علوم زیستی و علوم اجتماعی امکان پذیر نیست »

در سایه این نگاه، دانشگاه ایرانی به خصوص در یک دهه اخیر تلاش نموده است تا در کنار سایر منافع کمیت گرایی آموزش عالی، رشته و گرایش های حوزه محیط زیست را هم از نظر تنوع رشته ای و هم از نظر تنوع دانشگاهی به شکل فزاینده ای گسترش دهد. به طوری که امروزه ۱۱۳ دانشگاه سراسری و پیام نور و ۲۳ دانشگاه آزاد در این حوزه پذیرش دانشجو دارند. همچنین در مقاطع تحصیلات تکمیلی، ۲۸ گرایش محیط زیستی در بیش از ۴۰۰ کد رشته محل در دانشگاههای کشور فعال است. 

نکته عجیب اینجاست که همزمان با افزایش و توسعه رشته های محیط زیست در دانشگاه، روند تخریب و شکل گیری بحران های زیست محیطی شتاب چندبرابری به خود گرفته است. جایگاه ایران در سال ۲۰۲۰ در شاخص های تنوع زیستی، منابع اب و آلودگی به ترتیب در رتبه ۱۳۷، ۸۷ و ۵۹ جهانی، موید وضع اسف بار محیط زیست کشور است. رتبه ایران در شاخص عملکرد محیط زیست در سال ۲۰۰۸، برابر ۶۷ و در سال ۲۰۱۸، به رتبه ۸۰ تنزل یافته است. هر چند نمی توان وضعیت موجود محیط زیست کشور را به توسعه رشته های دانشگاهی مرتبط دانست، اما حداقل این ادعا مطرح است که دانشگاه قادر نبوده است نقشی موثر در کنترل و تعدیل بحران های زیست محیطی ایفا کند. 

مسئله بودن ارتباط دانشگاه با محیط زیست آنجا هویدا می شود که نه تنها توسعه رشته ها کمکی به محیط زیست کشور نکرده است، بلکه به علت سیطره مدیریت گرایی در بطن رشته ها، نوعی عوام زدگی آکادمیک در حوزه محیط زیست به طور مداوم و در سطحی وسیع در حال ترویج شدن است. نمود عینی این مسئله را می توان در ناتوانی دانشگاه در تحقق دانشگاهی با کالبد سبز و منطبق با همان اصولی دید که پیوسته آن را ترویج می دهد. 

نقش دانشگاه های ایران در حل بحران محیط زیست چگونه بوده است

دانشگاه و عمده دانشگاهیان محیط زیست از یک طرف با محصور کردن خویش در حصار دیوارهای رشته ای و مناسبات صرف آکادمیک و سرمست از تولیدات علمی و از طرف دیگر با تسری و ترویج مدیریت گرایی به عنوان تنهای نسخه درمان، خود به مسئله و بحرانی برای محیط زیست کشور تبدیل شده اند. زیرا از تربیون دانش در قالب فرایندهای آموزشی و برون دادهای پژوهشی ناخوداگاه پیچیده تر شدن فهم واقعی از مسئله محیط زیست را امکان می بخشند. 

دانشگاه نه تنها تلاشی جدی برای فهم پذیر کردن مسئله محیط زیست در معاصریت ما ندارد، بلکه اساسا لزوم فهم پیچیدگی های آن را هم به رسمیت نمی شناسد و با تبدیل چالش های محیط زیست به یک مسئله دم دستی که "اگر سیاستمداران و مدیران اجرایی اراده کنند براحتی می توانند آن را حل کنند"، به هر چه عمیق تر شدن بحران محیط زیست در کشور مشغول است. 

امیلیو موران انسان شناس اجتماعی می گوید: « درک تغییر محیط زیست بدون ادغام علوم زیستی و علوم اجتماعی امکان پذیر نیست » این نگاه رویکردی سطحی و تقلیل گرایانه به مسئله محیط زیست دارد که معتقد است از طریق کاربست راهکارهای منبعث از ابزارهای مدیریتی، می توان معضلات محیط زیست در کشور را حل نمود و از فجایع و بحران های زیست محیطی رهایی یافت.  .

در واقع به دید او و بسیاری از محققان علوم اجتماعی، محیط زیست موضوع و مسئله ای  نیست که در قالب رشته دانشگاهی خاص به نام محیط زیست قابل فهم باشد. این مسئله ماهیتی فرارشته ای دارد که تنها با چنین نگاهی امکان فهم پذیر شدن آن فراهم می شود. این گونه است که در وضعیت کنونی بدون اینکه فهم همه جانبه ای از مسئله محیط زیست داشته باشیم مدام بر طبل موهوم مدیریتی می کوبیم که نه تنها در عمل که حتی در مقام نظر هم سامان و انسجام منطقی و واقع بینانه ای ندارد. 
@Beytollahmahmoudi


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نقش دانشگاه های ایران در حل بحران محیط زیست چگونه بوده است

منتشرشده در محیط زیست

تعریف عقلانیت و رویکرد سقراطی چیست و ﭼﮕﻮﻧﻪ میﺗﻮان ﺧﺮدﻣﻨﺪاﻧﻪ زﻧﺪگی ﻛﺮد

«ﻋﻘﻼﻧﻴﺖ» ﺑﺎ «ﻋﻠﻢ و داﻧﺶ» ﻣﺘﻔﺎوت اﺳﺖ. «ﻋﻠﻢ و داﻧﺶ»، «ﻣﺤﺘﻮﻳﺎت ﺣﺎﻓﻈﻪی اﻧﺴﺎن» را درﺑﺮمیﮔﻴﺮد. ﻛﺴﻲﻛﻪ پزشکی ﺧﻮاﻧﺪه اﺳﺖ، ﺣﺠﻢ زﻳﺎدی از ﻣﻄﺎﻟﺐ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺑﺪن اﻧﺴﺎن و ﺣﺎﻻت ﺳﻼﻣﺖ و ﺑﻴﻤﺎری آن را در ﺣﺎﻓﻈﻪ دارد و ﻓﺮدی ﻛﻪ ﻫﻨﺮ ﺧﻮاﻧﺪه اﺳﺖ، ﺣﺠﻢ زﻳﺎدی از ﻣﻄﺎﻟﺐ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ زﻳﺒﺎییﺷﻨﺎسی، ادراک ﺑﺼﺮی، ﺗﺎرﻳﺦ، ﻫﻨﺮ و… را در ﺣﺎﻓﻈﻪ دارد. اﻣﺎ «ﻋﻘﻼﻧﻴﺖ» ﻣﻮﺿﻮع ﻣﺤﺘﻮﻳﺎت ﺣﺎﻓﻈﻪی اﻧﺴﺎن ﻧﻴﺴﺖ، ﺑﻠﻜﻪ «ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﺗﻔﻜﺮ» را ﻣﺪﻧﻈﺮ دارد. اﻧﺴﺎن ﺧﺮدﻣﻨﺪ کسی ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ در ﺣﺎﻓﻈﻪاش ﻣﻄﺎﻟﺐ زﻳﺎدی در ﻣﻮرد ﺗﺎرﻳﺦ ﺧﺮدﻣﻨﺪی ﻳﺎ ﻣﻌﻠﻮﻣﺎت دﻳﮕﺮی اﻧﺒﺎﺷﺘﻪ ﺷﺪه ﺑﺎﺷﺪ؛ ﺧﺮدﻣﻨﺪ، کسیﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﺤﻮه ی ارزﻳﺎبی و ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮی ﺧﺎصی دارد.

 

ﭼﮕﻮﻧﻪ میﺗﻮان ﺧﺮدﻣﻨﺪ ﺷﺪ؟

در ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ اﻳﻦ ﺳﺆال، «ﻓﻠﺴﻔﻪ» اﻳﺠﺎد ﺷﺪ. ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺑﻪ زﺑﺎن ﻳﻮﻧﺎنی ﺑﻪﻣﻌﻨﺎی «ﺟﻮﻳﺎیِ ﺧﺮد» ﺑﻮدن اﺳﺖ. ﻓﻴﻠﺴﻮﻓﺎن، ﺟﺴﺘ و جوﮔﺮان و ﻣﻌﻠﻤﺎنی وﺟﻮد دارﻧﺪ ﻛﻪ در پی ﭘﺎﺳﺦدادن ﺑﻪ اﻳﻦ ﺳﺆال ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ میﺗﻮان ﺧﺮدﻣﻨﺪاﻧﻪ زﻧﺪگی ﻛﺮد. از دﻳﺪﮔﺎه «ﺑﺰرﮔﺎن آﺗﻦ» ﻛﺎر ﺳﻘﺮاط، «ﺗﺸﻮﻳﺶ اﻓﻜﺎر ﻋﻤﻮمی» ﺑﻮد. آﻧﺎن اﻋﺘﻘﺎد داﺷﺘﻨﺪ ﻛﻪ اﻓﻜﺎر ﺳﻘﺮاط، ﺟﻮاﻧﺎنِ «آﺗﻦ» را ﮔﻤﺮاه می‌کند.

«ﺳﻘﺮاط» یکی از اﺳﻄﻮرهﻫﺎی ﻓﻠﺴﻔﻪ اﺳﺖ. او ﺻﺪﻫﺎ ﺳﺎل ﭘﻴﺶ از ﻣﻴﻼد ﺣﻀﺮت ﻣﺴﻴﺢ در «آﺗﻦ» (یکی از ﺷﻬﺮﻫﺎی ﻳﻮﻧﺎن) می‌زﻳﺴﺖ. ﺳﻘﺮاط ﺑﻪ اﻳﻦ ﻧﺘﻴﺠﻪ رﺳﻴﺪه ﺑﻮد ﻛﻪ ﻳﻜﻲ از ﭘﺎﻳﻪﻫﺎی ﻋﻘﻼﻧﻴﺖ، «ﭘﺮﺳﺶﮔﺮی» اﺳﺖ. اﻧﺴﺎن ﺑﻪاﻧﺪازه‌ا‌ی ﻛﻪ ﭘﺮﺳﺶ، ﻧﻘﺪ و شک میﻛﻨﺪ، ﺧﺮدﻣﻨﺪاﻧﻪ اﺳﺖ. ﺑﻪﻫﻤﻴﻦ دﻟﻴﻞ، «ﺳﻘﺮاط» ﺑﺮای ﺧﺮدﻣﻨﺪ ﻛﺮدن ﻣﺮدم، ﺑﻪ آﻧﺎن ﻳﺎد می‌داد ﻛﻪ ﺑﻪ داﻧﺴﺘﻪﻫﺎی ﺧﻮد ﻳﺎ اﺧﺒﺎری ﻛﻪ دﻳﮕﺮان ﺑﻪ آﻧﺎن ﻣﻨﺘﻘﻞ میﻛﻨﻨﺪ، ﺗﺮدﻳﺪ ﻛﻨﻨﺪ و درستی آن را ﺑﻪ ﻧﻘﺪ ﺑﻜﺸﻨﺪ. از ﻧﻈﺮ ﺳﻘﺮاط، ﻫﺮ ﺑﺎوری ﻛﻪ در ذﻫﻦ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﻢ و آن را ﺑﻪ ﭼﺎﻟﺶ ﻧﻜﺸﻴﻢ و از ﻏﺮﺑﺎل ﻧﻘﺪ ﻧﮕﺬراﻧﻴﻢ، ﻫﺴﺘﻪای میﮔﺮدد ﺑﺮای زﻧﺪگی اﺑﻠﻬﺎﻧﻪ و ﻣﺎنعیﺳﺖ در ﺑﺮاﺑﺮ زﻧﺪگی ﻋﺎﻗﻼﻧﻪ.

ﭼﻨﺪ ﻫﺰار ﺳﺎل ﺑﻌﺪ از ﺳﻘﺮاط، روانﺷﻨﺎﺳﺎن ﺑﺰرگی ﻫﻢﭼﻮن «آﻟﺒﺮت اﻟﻴﺲ» و «آرون بک» ﻧﻴﺰ ﺑﻪﻫﻤﻴﻦ ﻧﺘﻴﺠﻪ رﺳﻴﺪﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﺴﻴﺎری از ﺣﺎﻻت ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﻳﻨﺪ روانی، ﻧﺎشی از ﻃﺮز ﺗﻔﻜﺮ ﻧﺎدرﺳﺖ اﺳﺖ. آﻧﺎن ﻧﻴﺰ در روشﻫﺎی روان درﻣﺎنی ﺧﻮد از «روﻳﻜﺮد ﺳﻘﺮاطی» ﺳﻮد ﺑﺮدﻧﺪ و ﺑﺎورﻫﺎ را ﺑﻪ ﭼﺎﻟﺶ و ﻧﻘﺪ ﻛﺸﻴﺪﻧﺪ.

تعریف عقلانیت و رویکرد سقراطی چیست و ﭼﮕﻮﻧﻪ میﺗﻮان ﺧﺮدﻣﻨﺪاﻧﻪ زﻧﺪگی ﻛﺮد

«ﺳﻘﺮاط» ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﺎورﻫﺎ را ﺑﻪ ﭼﺎﻟﺶ میﻛﺸﻴﺪ؟

ﺳﻘﺮاط در ﺷﻬﺮ راه می‌رﻓﺖ، در ﺑﺎزار میﮔﺸﺖ و ﺑﻪ ﺟﻠﺴﺎت ﻣﺮدم آﻣﺪوﺷﺪ میﻛﺮد و ﻫﺮﮔﺎه می‌دﻳﺪ ﻛﻪ آﻧﺎن ﺑﺎ اﻃﻤﻴﻨﺎن درﺑﺎره‌ی ﭼﻴﺰی ﺻﺤﺒﺖ میﻛﻨﻨﺪ، آﻧﺎن را ﻣﻮرد ﺳﺆال ﻗﺮار می‌داد.ﺑﺮای ﻧﻤﻮﻧﻪ اﮔﺮ میﺷﻨﻴﺪ ﻛﻪ در ﻣﺠﻠﺲ ﺷﻮرای آﺗﻦ، ﺳﺨﻨﻮری میﮔﻮﻳﺪ: «ﺷﺮاﻓﺖ ملی ﻣﺎ ﺣﻜﻢ میﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺎ دﺷﻤﻦ ﺑﺠﻨﮕﻴﻢ» او را ﻣﻮرد ﺳﺆال ﻗﺮار می‌داد:

– «ﺷﺮاﻓﺖ» ﭼﻴﺴﺖ؟
– ﻣﻼک ﺷﺮاﻓﺖ ﭼﻴﺴﺖ و اﻳﻦ ﻣﻼک را ﭼﻪ ﻛﺴﺎنی وﺿﻊ ﻛﺮده‌اﻧﺪ؟!
– ﭼﮕﻮﻧﻪ میﺗﻮانی اﻓﺮاد ﺷﺮﻳﻒ را از اﻓﺮاد ﻓﺎﻗﺪ ﺷﺮاﻓﺖ ﺗﺸﺨﻴﺺدهی؟!
– آﻳﺎ ﺷﺮاﻓﺖ ﻣﻮﺿﻮعیﺳﺖ ﻛﻪ «ﻳﺎ ﻫﺴﺖ و ﻳﺎ ﻧﻴﺴﺖ» ﻳﺎ ﺷﺮاﻓﺖ ﻫﻢ درﺟﺎتی دارد و میﺗﻮان اﻓﺮاد را ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎی درﺟﻪی ﺷﺮاﻓﺖﺷﺎن ردهﺑﻨﺪی ﻛﺮد؟!
– «ﺷﺮاﻓﺖ ملی» ﭼﻴﺴﺖ؟!
– اﮔﺮ ﺷﺮاﻓﺖ، یک ﻣﻮﺿﻮعِ ﺑﺸﺮی و ﺟﻬﺎنﻣﺸﻤﻮل اﺳﺖ، آﻳﺎ میﺗﻮان ﻗﻴﺪ ﻣﻠﻴﺖ را ﺑﻪ آن اﻓﺰود؟!
– «دﺷﻤﻦ» را ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺗﻌﺮﻳﻒ میﻛﻨﻴﺪ؟!
– آﻳﺎ ﻫﺮﻛﺲ ﻣﺘﻔﺎوت ﺑﺎ ﻣﺎ ﺑﻴﻨﺪﻳﺸﺪ، دﺷﻤﻦ اﺳﺖ ﻳﺎ ﻫﺮﻛﺲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺗﺠﺎوز ﻛﻨﺪ دﺷﻤﻦ اﺳﺖ؟!
– ﺗﺠﺎوز را ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺗﻌﺮﻳﻒ میﻛﻨﻴﺪ؟!

«ﺳﻘﺮاط» ﺑﻪ ﭼﻨﺪ ﺳﺆال اﻛﺘﻔﺎ نمیﻛﺮد. او دهﻫﺎ ﺳﺆال میﭘﺮﺳﻴﺪ و اﻓﺮاد را ﺑﻪ ﺗﺮدﻳﺪ و ﺗﺄﻣﻞ می‌اﻓﻜﻨﺪ؛ آنﭼﻨﺎن ﻛﻪ آﻧﺎن نمیﺗﻮاﻧﺴﺘﻨﺪ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ و ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎی اﺣﺴﺎﺳﺎتﺷﺎن ﺗﺼﻤﻴﻢﺑﮕﻴﺮﻧﺪ. درواﻗﻊ، آﻧﺎن را از «ﺗﻮﻫﻢ داﻧﺎیی» ﺑﻪ «ﺗﺤﻴﺮ و ﭘﺮﺳﺶﮔﺮی» می‌ﺑﺮد.

تعریف عقلانیت و رویکرد سقراطی چیست و ﭼﮕﻮﻧﻪ میﺗﻮان ﺧﺮدﻣﻨﺪاﻧﻪ زﻧﺪگی ﻛﺮد

ﻓﻜﺮ میﻛﻨﻴﺪ ﻳﻮﻧﺎﻧﻴﺎن ﺳﻘﺮاط را دوﺳﺖداﺷﺘﻨﺪ؟!

نمی‌داﻧﻴﻢ! ﻫﻴﭻ آﻣﺎر ﻗﺎﺑﻞ اﻋﺘﻤﺎدی از رأی ﻣﺮدمِ آن روزِ آﺗﻦ در دﺳﺖ نیست!

اﻣﺎ ﺳﻘﺮاط، ﭘﺎﻳﺎن ﻏﻢاﻧﮕﻴﺰی داﺷﺖ! «ﺑﺰرﮔﺎن آﺗﻦ» ﺗﺸﺨﻴﺺدادﻧﺪ ﻛﻪ ﺳﻘﺮاط، «ﻋﻤﻞ مجرﻣﺎﻧﻪای» را ﻣﺮﺗﻜﺐ میﺷﻮد. از دﻳﺪﮔﺎه «ﺑﺰرﮔﺎن آﺗﻦ» ﻛﺎر ﺳﻘﺮاط، «ﺗﺸﻮﻳﺶ اﻓﻜﺎر ﻋﻤﻮمی» ﺑﻮد. آﻧﺎن اﻋﺘﻘﺎد داﺷﺘﻨﺪ ﻛﻪ اﻓﻜﺎر ﺳﻘﺮاط، ﺟﻮاﻧﺎنِ «آﺗﻦ» را ﮔﻤﺮاه می‌کند.

ﺳﻘﺮاط ﻣﺤﻜﻮم ﺑﻪ اﻋﺪام ﺷﺪ!

سایت دکتر محمدرضا سرگلزایی ـ روان‌پزشک

تعریف عقلانیت و رویکرد سقراطی چیست و ﭼﮕﻮﻧﻪ میﺗﻮان ﺧﺮدﻣﻨﺪاﻧﻪ زﻧﺪگی ﻛﺮد

منتشرشده در یادداشت

اهمیت انتخاب وزیر آموزش و پرورش

تعلیم و تربیت و یا آموزش و پرورش یکی از مهمترین و اساسی ترین نیاز هر فرد و جامعه می‌باشد و در زمان‌های متعدد نیز هر کس و هر جامعه صاحب علم و سواد بوده همیشه مورد احترام و توجه بوده است و در مقابل آن بیسوادی و جهل همیشه مورد نکوهش بوده است.

این مسئله از زمانی که انسان‌ها توانستند زندگی اجتماعی را باهم دیگر تجربه کنند بیشتر مورد توجه قرار گرفت و علم و سواد چنان قابل ستایش و ارزش بود که مختص افراد خاص جامعه بود یعنی هر کسی نمی توانست باسواد باشد و یا حاکمان جامعه حق دسترسی به آنان را نمی دادند و افراد باسواد جامعه چه کارها که بر سر افراد و یا جامعه بیسواد نمی آوردند و این مسئله در طول تاریخ بشر همیشه مشهود بوده است و حاکمان زمان هر کدام به نوعی به سواد و آگاهی و علم و معرفت نگاه خاصی داشتند و هر چقدر علم و آگاهی جامعه بیشتر می‌شد میزان پیشرفت آن جامعه هم سریع اتفاق می‌افتاد و ارزش علم چنان بود که در ادیان نیز به آن توجه خاص شده است ؛ از اهمیت آن همین بس که اولین آیه نازل به پیامبر اسلام در قرآن از خواندن بود و در سایر آیات هم حتی خداوند به قلم و آنچه می‌نویسد قسم یاد می‌کند و پیامبر اسلام برای فرا گرفتن آن به مسلمانان تاکید می‌کند که حتی به کشور چین بروند و یا در جنگ‌ها اسیری که می‌گرفتند اگر باسواد بود و می‌توانست یک نفر از مسلمانان را باسواد کند پای حکم آزادی آن امضا می‌شد.

با توجه به گسترش جامعه بشری چه از نظر فرهنگی و تمدنی نیاز جامعه بشری به علم و آگاهی و تخصصی بودن آن در هر جامعه به‌وضوح پدیدار گشت و به همین خاطر فردوسی نیز چه زیبا فرموده هر که دانا بود توانا بود و اینک چرخش زمان به ما عصر دانایی و آگاهی را نشان می‌دهد ؛ به همین خاطر هر کشوری که اهمیت بیشتری به دستگاه تعلیم و تربیت خود داده است گوی سبقت را در همه عرصه‌ها از سایر کشورها ربوده است و صاحب جامعه پیشرفته تر و تکنولوژی بیشتر و جامعه مرفه‌تر و صاحب نفوذ و قدرت در جوامع بین المللی می‌باشد و یکی از شاخصه های اصلی پیشرفت هر کشور اکنون میزان و میانگین تحصیلات افراد آن کشور می‌باشد.

اهمیت انتخاب وزیر آموزش و پرورش

( آموزش ، قدرت مندتریی سلاحی است که شما می توانید با آن جهان را تغییر دهید - نلسون ماندلا )

 

با توجه به موارد فوق‌الذکر متاسفانه در نظام جمهوری اسلامی ایران آن طور که باید و شاید به دستگاه تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش توجه شود نشده و نمی‌شود و هیچ وقت جزو اولویت هیچ یک از دولت‌ها نبوده است و در انتخاب وزیر هم همیشه افراد ضعیف در راس این دستگاه با اهمیت جا خوش کرده اند و یا از نظر نگاه بودجه‌ای نگاه دولتمردان همیشه برای آموزش و پرورش نگاه هزینه ای بوده است نه نگاه سرمایه ای.  این امر موجب گردیده که معلمان که باید الگوی جامعه و دانش آموزان باشند نقش معلمی خود را از دست بدهند و به خاطر همین دیدگاه به جای اینکه افراد نخبه جذب در دستگاه تعلیم و تربیت شوند نشده و افراد از روی ناچاری در این دستگاه جذب شده‌اند و کمترین حقوق و دستمزد هم از آن آموزش و پرورش می‌باشد و این امر انگیزه معلمان را در کل از بین برده و آن طور که باید در محتوا و آموزش می‌بایست کیفیت مورد نظر باشد فاقد آن می‌باشد و مدرسه و کلاسهای‌مان فاقد روح آموزش و نشاط یادگیری بوده و موجب گردیده هم معلمان و هم دانش آموزان به جای لذت بردن از مدرسه و یادگیری و یاددهی همیشه از این مکان و آموزش تنفر داشته باشند و مسئولین امر هم نسبت به مسئله آموزش و پرورش بی تفاوت هستند .

اهمیت انتخاب وزیر آموزش و پرورش

این بی تفاوتی تا جایی رسیده که وزارت آموزش و پرورش که متولی امر آموزش و تربیت است و بزرگترین وزارت خانه و اکثر احاد جامعه با آن درگیر هستند و آینده مملکت وابسته به آن است می باید با داشتن وزیر قوی و کارآمد برای سال تحصیلی جدید برنامه ریزی کند و هدف گذاری نماید که متاسفانه فاقد وزیر می‌باشد و تا به حال هم رئیس محترم جمهوری فردی را معرفی نکرده است . از سویی دیگر هم بودجه سال آتی هم بسته می‌شود و هر وزارتخانه تلاش می‌کند تا از بودجه سال آینده بیش‌ترین سهم و بهره را ببرد ؛ بنابراین اگر می‌خواهیم جامعه فرهیخته و پیشرفته در همه زمینه‌ها داشته باشیم چاره‌ای نیست که نگاه حاکمیتی به مسئله آموزش و پرورش نگاه سرمایه ای باشد و نه نگاه هزینه ای.

باید در راس بزرگترین و تاثیرگذارترین وزارتخانه کشور فردی توانمند، اندیشمند و فرهیخته فارغ از وابسته بودن به جناح، گروه و یا شخص قرار بگیرد تا در آینده شاهد کشور آباد و آزاد و فرهیخته بوده باشیم.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

اهمیت انتخاب وزیر آموزش و پرورش

منتشرشده در یادداشت

روز جهانی فلسفه و نادر فیلسوفان ایرانی

وقتی شرایط اجتماعی سخت می‌شود و افراد زیر فشارهای گوناگون درمانده و ناامید می‌شوند؛ هرکس تلاش می‌کند برای رهایی از این فشار و درماندگی به گوشه‌ای پناه برد و در سوراخی بخزد.

بی‌دلیل نبود که در ایران، هر زمان تجاوز و قتل و غارت بیشتر بوده، صوفیگری و نهضت‌های عرفانی هم شکوفاتر شده‌اند. برای مثال؛ باور به جبرگرایی به‌ویژه در زمان وحشیگری سلجوقیان و مغولان بازار پررونقی داشت و بسیاری از افراد ترجیح می‌دادند به‌جای روبه رو شدن با مشکلات واقعی و ملموس جامعه به کنج دیر و‌ خانقاه‌ پناه برده و با طی مراحل طریقت و روش‌های باطنی به شرایط وحشتناک بیرونی پاسخ دهند.

 امروزه هم تمایل به فرار از سختی‌ها و مشکلات واقعی بیرونی را می‌توان در شکل‌ و شگردهای گوناگونی مشاهده کرد. از بازار داغ فال گیری و رمالی تا رونق کلاس‌های شبه‌روانشناسی با عناوینی مانند «چگونه خوشبخت شویم»، «راههای پولدار شدن»، «شادی در جیب شماست»، «از انرژی مثبت غافل نشو» و...؛ ریشه در همین یأس و ناامیدی از کنش گری اجتماعی دارد که فرد را به خزیدن در غار تنهایی خویش ترغیب می‌کند.

 در همین راستا، چند سال است که می‌بینیم تعداد مدعیان فلسفه از تعداد پزشکان و مهندسان و روزنامه‌نگاران بیشتر شده است. وقتی سخن از اسپینوزا، ماکیاول، کانت، هگل، نیچه، هایدگر، زیمل، فوکو، رورتی، رالز، آگامبن، بدیو و...است؛ برای هر کدام از این اندیشمندان، دهها بلکه صدها نفر مفسر و مدعی ایرانی وجود دارد که در قامت فیلسوفِ دَهر به تشریح و تفسیر اندیشه‌های فرد مورد نظر می‌پردازند.

 اما اگر از این مدعیان فیلسوف‌ نما بخواهید دو پاراگراف یا دو مصداق از خروجی نظریات آن اندیشمند غربی را برای جامعه خودشان مرقوم بفرمایید، همگی زبانشان لال می‌شود.

 روز فلسفه را به نادر فیلسوفان ایرانی تبریک می‌گوییم.

روز جهانی فلسفه و نادر فیلسوفان ایرانی

کانال تحلیل اجتماعی


روز جهانی فلسفه و نادر فیلسوفان ایرانی

منتشرشده در یادداشت

گروه رسانه/

«علی اصغر فانی » در یادداشتی که در روزنامه جمهوری اسلامی منتشر شده چنین می نویسد :

آموزش و پرورش و تولید منابع انسانی

آموزش و پرورش امروز با مسائل و مشکلات زیادی مواجه است. ذیلاً به برخی از آنها اشاره می‌شود :

1- نیروی انسانی :

رکن اصلی فرآیند تعلیم و تربیت، معلم است. با توجه به تفاوتهائی که در استانها و مناطق آموزشی وجود دارد، اتخاذ یک روش واحد برای تامین و تربیت نیروی انسانی یک خطای استراتژیک است. تنوع در روشهای تامین نیروی انسانی امری اجتناب‌ناپذیر است. در حال حاضر دانشگاه فرهنگیان و دانشگاه شهید رجائی تامین نیروی انسانی را عهده دارند که به دلیل محدود بودن پذیرش پاسخگوی نیاز این دستگاه نیستند.

این کسری خروجی دانشگاه‌های فرهنگیان و شهید رجائی از طریق ماده 28 اساسنامه دانشگاه فرهنگیان و استخدام نیروی انسانی دوره ندیده و تحمیلی مصوبات مجلس مبنی بر استخدام آموزشیاران نهضت سوادآموزی و نیروهای شرکتی و مربیان پیش‌دبستانی و... به طور ناقص تامین می‌شود که عموماً از جنسیت خواهران بوده به طوری که در حال حاضر حدود 50 درصد نیروی انسانی موجود، افرادی هستند که تربیت معلم را ندیده‌اند.

علاوه بر مشکلات فوق، در بخش نیروی انسانی جنسیت نیرو و منطقه‌ای که نیروها شاغل هستند با نیازهای آموزش و پرورش لزوماً تطبیق ندارد.

معلمین در مقایسه عملکرد خود با سایر کارکنان دولت و دریافتی خود با ایشان یک بی‌عدالتی بالایی را می‌بینند که این امر باعث بروز اعتراضات در بین فرهنگیان است.

آموزش و پرورش و تولید منابع انسانی

2- منابع و بودجه :

معمولاً همه‌ ساله با کسری 20 تا 25 درصد بودجه مواجه هستیم، این کسری باعث اختلال در روند کار شده است.

سهم آموزش و پرورش از GDP در سالهای اخیر حدود 2.3 درصد است درحالی که در عربستان، عمان و فرانسه 5 تا 6 درصد سوئد 6.5 تا 7.5 درصد کوبا 5 تا 14 درصد، ترکیه 4.3 درصد، افغانستان 3.9 درصد، پاکستان 2.8 درصد و کره جنوبی 5.25 درصد بوده و سهم آموزش و پرورش از بودجه عمومی کشور در سال 1400، 10.9 درصد می‌باشد، درحالی که بیش از 98 درصد بودجه آموزش و پرورش پرسنلی بوده و کمتر از 2 درصد آن صرف کیفیت‌بخشی می‌شود.

آموزش و پرورش را نباید یک دستگاه مصرفی تلقی کرد، بلکه بهترین محل برای سرمایه‌گذاری، هزینه کردن در آموزش و پرورش است که زیرساخت منابع انسانی را در کشور تامین می‌کند.


3- کرونا و آثار آن:

از اسفند 98 تا امروز فعالیت‌های آموزش و پرورش تحت تاثیر کرونا قرار گرفته و آموزش‌های مجازی و تلویزیونی جای آموزش‌های حضوری را گرفته است.

در بهترین حالت آموزش‌های مجازی 60 درصد اهداف ما را تامین می‌کنند. در این مدّت به دلیل تعطیلی مدارس، یادگیری به خوبی صورت نگرفته و همچنین فعالیت‌های پرورشی تعطیل شده و در نتیجه زیست اجتماعی دانش‌آموزان با اختلال مواجه شده، افزایش وزن دانش‌آموزان و ترک تحصیل تعداد زیادی از دانش‌آموزان از آثار مخرب ویروس کرونا بوده است (از 1 میلیون تا 3.5 میلیون آماری است که از ترک تحصیل‌کنندگان اعلام نموده‌اند).


4- مناطق محروم آموزشی

دو سال پیش مناطق کشور (720 منطقه آموزشی) با 14 شاخص امتیازبندی و مرتب شد. نتیجه این امتیازبندی این بود که در کشور از بین 720 منطقه آموزشی 110 منطقه محروم آموزشی وجود دارد.

آموزش و پرورش و تولید منابع انسانی

5- فضای آموزشی

بیش از 20 درصد مدارس کشور ایمن نبوده و با یک زلزله 4 ریشتری سقف آنها فرو می‌ریزد.


6- سیاست‌زدگی آموزش و پرورش

به تعبیر مقام معظم رهبری، ورود مباحث سیاسی به مدارس، سم است. متاسفانه با تغییر جریان سیاسی حاکمیت، مدیران و مسئولین آموزش و پرورش تغییر کرده و این بی‌ثباتی مدیریت، مانع اقدامات اساسی در آموزش و پرورش شده است. (میانگین مدت زمان مدیریت وزرای آموزش و پرورش کمی بیشتر از 2 سال است).


7- دخالت نهادهای بیرونی آموزش و پرورش در برنامه‌های دستگاه تعلیم و تربیت و لطمه به استقلال آن.


8 - عدم تحقق قول‌هایی که از طرف مقامات مسئول به معلمین داده شده است.

نتیجه این نابه سامانی‌ها، باعث از بین رفتن و خدشه به استانداردها در آموزش و پرورش شده و علی‌رغم تلاشهای مسئولین آموزش و پرورش، نه اولیا و نه دانش‌آموزان و نه مقامات و نه معلمین از روند آموزش و پرورش راضی نیستند.


چه باید کرد؟
به نظر می‌رسد اقدامات زیر برای دولت سیزدهم در اولویت باشد :

آموزش و پرورش و تولید منابع انسانی

- لایحه نظام جامع نیروی انسانی. معلم کارمند نیست و نباید با قانون مدیریت و خدمات کشور با وی رفتار شود. این لایحه باید شامل سرفصل‌های جذب و نگهداری، تامین نیروی انسانی، ارزیابی عملکرد و رتبه‌بندی، بهسازی نیروی انسانی و آئین‌نامه استخدامی خاص معلمان.
- برنامه‌ریزی برای پساکرونا، اشکالاتی که به تبع کرونا در بخش‌های آموزشی، پرورشی و رفتاری ایجاد شده باید تحت یک برنامه منسجم برطرف شود.
- قول‌هایی که به معلمین داده شده، اجرایی شوند.
- طراحی و اجرای مدیریت مدرسه‌محور
- طراحی مدل نحوه اداره دستگاه پهن‌پیکر آموزش و پرورش با توجه به اقتصاد آموزش و پرورش


همچنان سیاست‌های زیر مورد توجه قرار گیرند:

- ساماندهی و بهسازی منابع انسانی
- تولید مشارکت
- تمرکززدائی و افزایش اختیارات استانها و مناطق
- ارتقاء مدیریت آموزشگاهی
- افزایش سهم آموزش و پرورش از GDP و بودجه عمومی کشور حداقل در حد میانگین جهانی


3- مواجه شدن با این مشکلات و عملیاتی کردن اولویت‌ها به وزیری شجاع و ریسک‌پذیر نیاز دارد. مدیرانی چون پروفسور حسابی، دکتر شکوهی، شهیدان رجائی و باهنر در این وزارتخانه حضور داشته‌اند. وزیر آموزش و پرورش باید دارای ویژگی های زیر باشد:
1/3- سازمان و فرهنگ وزارتخانه را بشناسد (مشکلات، اولویت‌ها و نیروها و...) بدون شناخت نیروهای آموزش و پرورش انتصابات در همه رده‌ها با اشکال مواجه می‌شود.
2/3- در بین فرهنگیان محبوبیت و مقبولیت داشته باشد؛
3/3- از بین فرهنگیان انتخاب شده باشد؛
4/3- دیدگاه و مشی تربیتی داشته باشد و راهبردی بیاندیشد؛
5/3- مراتب مدیریتی را در آموزش و پرورش طی کرده باشد.
6/3- شخصی تحولی باشد و ریسک‌پذیر، معتقد به سند تحول و ملزم به اجرای سند.
7/3- قدرت نفوذ بر کارکنان آموزش و پرورش داشته و توان برقراری ارتباط با فرهنگیان و عناصر خارج از آموزش و پرورش را داشته باشد.
8/3- حافظ استقلال آموزش و پرورش
9/3- قدرت چانه‌زنی با سازمان برنامه و بودجه و سازمان اداری و استخدامی را داشته باشد و سهم آموزش و پرورش از GDP و بودجه عمومی کشور را ظرف 4 سال به میانگین جهانی برساند.
حال، این جناب آقای رئیس‌جمهور و نمایندگان مجلس شورای اسلامی هستند که با انتخاب شخصی مناسب، می‌توانند معضلات این سازمان مهم و استراتژیک برطرف کنند و آموزش و پرورش با کمک مسئولین فرهنگی می‌تواند رسالت خود را ایفا کند.


آموزش و پرورش و تولید منابع انسانی

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور