صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

تعریف وزارت آموزش و پرورش و مدرسه در ایران

ستادی بسیار حجیم و بیکار که مرکب است از وزیری که فرصت سر خاراندن ندارد از بس جلسه دارد ولی حتی معاونین خودش را وقت ندارد ببیند. او غیر از بیست معاون حداقل بیست مشاور هم دارد که با آنها هیچ کاری ندارد و حتی در دوره وزارتش ممکن است یک بار هم برخی از آنها را نبیند.

برخی از آنها به دلیلی مشاور وزیر نیستند بلکه به علتی آنجا هستند.

هفته ای دوبار در جلسات هیات دولت شرکت می کند. جلساتی که ربطی به آموزش و پرورش ندارد و او در آن مستمع آزادی بیش نیست.

معاونین مثل تاکسی های خطی گاهی در مسیر برای هم بوقی می زنند و از کنار هم رد می شوند ، آنها هم کاری به کار هم ندارند. حتی معاونین آموزشی هیچ‌گاه جلسات دو جانبه ای ندارند تا هماهنگی کنند که بچه وقتی از پایه ششم به پایه هفتم‌می رود به یک باره از مریخ به ونوس نرفته باشد.

آنها حتی در یک ساختمان هم مستقر نیستند.

تعریف وزارت آموزش و پرورش و مدرسه در ایران

در حوزه آموزش پولی در کار نیست ؛ معاون آموزش متوسطه به ظاهر معاون متوسطه است، نه بر کتاب و برنامه درسی نظارتی دارد نه پولی دارد تا به مدارس و هنرستانها تخصیص دهد و نه می داند کجا معلم هست و کجا نیست و ایضا معاون ابتدایی.

در حوزه پرورشی پول اما هست چون‌ کارها متمرکز هستند و پرورش از آموزش جداست. پرورش در مدرسه انجام نمی شود بلکه همین‌جا در وزارت خانه به انجام می رسد خلاصه.

وزارت خانه جایی است که در آن بهترین کار کارشناس بودن است زیرا نیازی به شناخت و انجام هیچ کاری نیست. حتی کسی رفت و آمدت را کنترل نمی کند و گیت ورود و خروج وزارت خانه برای قشنگی گذاشته شده است و برای این که ارباب رجوع همین طوری سرش را زیر نیاندازد و بیاید تو.

برای هیچ کس معلوم‌ نیست که در این همه معاونت و سازمان ، تعداد و عناوین پست ها بر چه اساسی چیده شده است؟ همیشه در تنظیم چارت وزارت خانه فقط بر روی معاونت ها بحث می شود و زیر مجموعه هم چون سیاهی لشکر چیده می شود چیزی مثل سپاه جعفر جنی هر چه بیشتر بهتر. هر معاونت و اداره کلی سعی می کند تعداد بیشتری پست در اختیار داشته باشد ؛ این برای ریاست کردن رئیس پرستیژ بیشتری می آورد و به همین دلیل شرح وظایف در آن پایین دست ها اهمیتی ندارد.

برخی در وزارت خانه به داشتن یک‌ پست کارشناسی راضی هستند ، پستی که مزایای زیادی ندارد اما کسی هم‌ به کارت کاری ندارد و می توانی سال های سال بیایی و بروی . حقوق هست اضافه کار هم‌ اگر نه به اندازه روسا و مدیران کل و فلان ولی بالاخره هست و اینجا تنها جایی است که ثبات هست . مدیران کل و بالا دستی ها مرتب عوض می شوند ولی کارشناس سر جایش هست و از این جهت ملالی نیست.

تنها جایی در آموزش و پرورش که کارمند آن همیشه اضافه کاری می گیرد وزارت خانه است. این اضافه کاری هر چه به استان و شهرستان و منطقه و ناحیه می روی کمتر می شود و در برخی مناطق در ادارات دیگر اضافه کاری ای نیست فقط حقوق است ولی برخی ترجیح می دهند در همان ادارات هم به صرف حقوق گرفتن بمانند بهتر از مدرسه رفتن است. تدریس کار سختی است باید بماند برای آنها که راهی به ادارات ندارند.

وزارت خانه جایی است که اگر بازنشسته شدی پاداشت را هم سریع پرداخت می کنند. به هر حال وزارت خانه جای خوبی است اگر توانستی زور بزن وزیر و معاون وزیر بشوی اگر نشد کارشناشی اش هم غنیمت است همین که کسی به کارت کاری ندارد خیلی خوب است.

تعریف وزارت آموزش و پرورش و مدرسه در ایران

این از وزارت خانه اما مدرسه !

مدرسه کم تعداد روستایی تا آبان و آذر معلم‌ ندارد. بچه ها لباس می پوشند و به مدرسه می آیند و تا روزهای زیادی چند ساعت صبر می کنند معلمی نیست، به خانه می روند این روستا لازم نیست جای خیلی دوری باشد می تواند در حاشیه شهر بزرگی مثل مشهد باشد. تنها جایی در آموزش و پرورش که کارمند آن همیشه اضافه کاری می گیرد وزارت خانه است.

سه چهار ماه که بگذرد بالاخره سرباز معلمی چیزی می آید به اندازه ای که تا پایان سال کسی باشد برای شاگردان کارنامه ای جمع و جور کند.

در دوره ابتدایی تخصص مهم‌ نیست بنابراین معلمان ابتدایی در ایران ده ها جور مدرک تحصیلی دارند.

تعریف وزارت آموزش و پرورش و مدرسه در ایران

همه جا مدرسه هست . در هر روستایی که دو تا دانش آموز هم باشد مدرسه هست اما این افتخار بزرگی نیست. چیزی است برای پز دادن الکی روسا و وزرا. این ها مدرسه نیستند گاهی خرابه شام از آنها بهتر است. یک اطاق مخروبه بدون امکانات و میز و نیمکت درست و حسابی و بدون معلم.

در مدرسه کوچک هیچ فرهنگ سازمانی و نظامات فرهنگی ای وجود ندارد.

سند تحول گفته است از مدارس کوچک باید چرخش تحولی بشود به مدارس متوسط و بزرگ ولی این‌ چرخش تحولی فقط در لغت واژه و عبارت قشنگی است چرخش تحولی! مثل این‌که آدم دور خودش چرخی بزند و دوباره سر جایش بایستد!

کانال هفت جوش


تعریف وزارت آموزش و پرورش و مدرسه در ایران

منتشرشده در یادداشت

پیشنهادهایی به یوسف نوری وزیر آموزش و پرورش

حداقل انتظارات از آقای نوری وزیر جدید آموزش و پرورش:

1-  هرچه سریع تر طبقه بندی مشاغل و قانون همسان سازی حقوق را اجرا کنید.

2- جایگاه و منزلت معلمان را با جلوگیری از دخالت عوامل غیر ، ارتقاء دهید.

3- شادی و نشاط را به برنامه های آموزشی بیفزائید. آموزش موسیقی، رقص، سواد جنسی و هنر شاد زیستن را به برنامه های درسی اضافه کنید.

4- کتاب های درسی را اصلاح کنید و مطالب به درد نخور را که بسیاری از مطالب کتابها را اشغال کرده اند را حذف کنید. تدوین کتب تاریخ را به تاریخدانان مستقل بسپارید.

5-  به مدارس بودجه بدهید، بیش از ٩٠% معلمان حقوق زیر خط فقر دارند.

6-  برنامه ای برای اعزام دانش آموزان جهت آشنایی با کشورهای پیشرفته مثل ژاپن، سنگاپور و...ترتیب دهید.

7- در مدارس دخترانه حجاب برای معلمان و دانش آموزان اختیاری باشد.

8- آموزش پرورش از فقدان مدیران تحول خواه و شجاع رنج می برد، همانند سر مربی ورزشی از خارج متخصص و مدیر توانمند وارد کردن عیب نیست!

پیشنهادهایی به یوسف نوری وزیر آموزش و پرورش

وزیر جدید از اقدامات ذیل خودداری کند :
۱- عزل و نصب جناحی و فله ای مدیران.
۲- صدور بخشنامه و دستورالعمل های متعدد.
۳- رفتارهای ناشی عوام گرایی مثل محکومیت رقص و شادی دانش آموزان.
۴- چسبیدن به صندلی وزارت و محافظه کاری برای حفظ آن صندلی.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

پیشنهادهایی به یوسف نوری وزیر آموزش و پرورش

منتشرشده در یادداشت

گروه استان ها و شهرستان ها/

استعفای کارکنان و پرسنل اداره آموزش و پرورش منطقه نظرکهریزی از استان آذربایجان شرقی

جمعی از کارکنان و پرسنل اداره آموزش و پرورش منطقه نظرکهریزی از استان آذربایجان شرقی در اعتراض به عملکرد مدیریت آموزش و پرورش منطقه نظرکهریزی از سمت خود استعفا کردند .

این افراد معترض به صدای معلم گفتند:

«ما کارکنان اداره آموزش و پرورش منطقه نظرکهریزی در اعتراض به وضعیت مدیریتی و سوء مدیریت ها و بی‌کفایتی مدیر آموزش و پرورش منطقه نظر کهریزی اقدام به استعفا کرده و از مسئولین مربوطه به ویژه استاندار آذربایجان شرقی و مدیر کل آموزش و پرورش انتظار داریم و خواستاریم که نسبت به تغییر رئیس اداره آموزش و پرورش منطقه نظرکهریزی اقدامات لازم را انجام دهند. »

متن کامل نامه :

استعفای کارکنان و پرسنل اداره آموزش و پرورش منطقه نظرکهریزی از استان آذربایجان شرقی


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

استعفای کارکنان و پرسنل اداره آموزش و پرورش منطقه نظرکهریزی از استان آذربایجان شرقی

گروه گزارش/

انتقاد صدای معلم از عملکرد الهام یاوری رئیس مدارس سمپاد و فرآیند جذب تیزهوشان

هنوز « الهام یاوری » رئیس سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان به گزارش صدای معلم با عنوان « رئیس سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان حرف های غیرعلمی و غیرواقعی نزند ! » ( این جا ) پاسخی ارائه نکرده است .

آیا این مسئولان و مقامات تصور می کنند با عدم پاسخ گویی و بی تفاوتی تغییری در اوضاع رخ خواهد داد و عطش جامعه و حوزه عمومی برای پرسشگری و دانستن فروکش خواهد کرد ؟

رئیس سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان کشور در جلسه ی شورای معاونین اداره کل آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی حضور یافته و مطالبی را از جنس قبل بیان کرده است .

الهام یاوری گفته است : ( این جا )

« با توجه به آمار منتشره ، 5/11 درصد از جوایز آموزش و پرورش کسب شده توسط دانش آموزان سمپادی است، نیاز ضروری است که جذابیت رشته های مختلف تحصیلی را در کشور بالا ببریم.

 دوست داریم تعداد سمپادی ها را در کشور زیاد کنیم و در همین راستا می توان ابراز داشت استان آذربایجان شرقی دارای استعداد و توانایی های مختلفی در دانش آموزان است که می تواند تقویت شود.

انتقاد صدای معلم از عملکرد الهام یاوری رئیس مدارس سمپاد و فرآیند جذب تیزهوشان

به گفته ی معاون وزیر، سمپاد دوران جدیدی را شروع کرده و ما در تلاش هستیم که به سوی تربیت متوازن برویم.

ما روی این نکته تاکید می کنیم که مدارس سمپاد باید در خدمت کل دانش آموزان کشور باشد و فرقی ندارد داخل مدارس ما باشد یا بیرون و ما باید از دانش آموزان حمایت کنیم.

 بسیاری از مدارس ما ورزشگاه و آزمایشگاه های خوبی دارد و می توانیم از ظرفیت این مدارس برای دانش آموزان خود و یا مدارس دیگر استفاده کنیم.»

نخستین پرسش «صدای معلم» آن است که آیا طبقه بندی دانش آموزان و گلچین کردن دانش آموزان در درون یک سیستم دولتی ، فرصت های نابرابر آموزشی را در نظام آموزشی تشدید و بازتولید نخواهد کرد ؟ آیا تاکید بر افزایش مدارس سمپاد بدون توجه و تکیه بر شواهد و اسناد پژوهشی معتبر به تنزل کیفیت آموزشی در مدارس عادی دولتی منجر نخواهد شد ؟

انتقاد صدای معلم از عملکرد الهام یاوری رئیس مدارس سمپاد و فرآیند جذب تیزهوشان

پیش تر گزارشی در مورد نتایج یک پژوهش جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران در صدای معلم منتشر شد . ( این جا )

در این گزارش آمده بود : «در میزگرد علمی – تخصصی با عنوان : " بررسی و نقد پدیده تنوع مدارس در نظام آموزشی ایران " که به مناسبت هفته پژوهش به میزبانی پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش در سالن اجتماعات سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی برگزار گردید ؛ بهزاد نظری عضو هیات علمی جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران نتایج یک پژوهش را چنین بیان می کند :

انتقاد صدای معلم از عملکرد الهام یاوری رئیس مدارس سمپاد و فرآیند جذب تیزهوشان

در مورد مدارس استعدادهاي درخشان نيز لزوم بازگشت به اساسنامه اوليه مورد تاكيد بود و توسعه ايجاد شده در سنوات اخير را آسيب جدي نظام تعليم و تربيت كشور تلقي مي‏ نمايند. آیا این مسئولان و مقامات تصور می کنند با عدم پاسخ گویی و بی تفاوتی تغییری در اوضاع رخ خواهد داد و عطش جامعه و حوزه عمومی برای پرسشگری و دانستن فروکش خواهد کرد ؟

جمع نظرات مبتنی بر این بود که مدارس تیزهوشان قادر نیستند تیزهوشان واقعی را جذب کنند و افراد جذب شده تیزهوش نیستند و لازم است آزمون‏ هاي مدارس استعدادهاي درخشان از نظر سطح علمي و كيفيت قادر باشند دانش آموزان تيزهوش را به طور واقعي و با تعداد محدودتر براي اين مدارس سرند نمايند.»

منظور از « تربیت متوازن » چیست ؟ اگر منظور تربیت دانش آموزان بر اساس معیارهای سند تحول بنیادین و ساحت های شش گانه است ؛ آیا  برای تامین ورودی این گونه مدارس خاص از ابزار و سنجه مناسب و معتبر استفاده می شود ؟ این در حالی است که درون دادهای این گونه مدارس بر اساس آزمون های هوش و پیشرفت تحصیلی گزینش می شوند و این به صورت منطقی و عقلانی نمی تواند تعریف تربیت متوازن را شامل شود مگر آن که برای ساحت های مورد نظر به صورت دقیق و نظام مند برنامه ریزی شود .

اگر ادعای این مقام را در مورد تربیت متوازن بپذیریم ؛ چگونه است که اکثریت خروجی های این گونه مدارس و دارندگان مدال های المپیادها در این چهار دهه از کشور خارج شده و تمایلی برای خدمت و فعالیت در کشور خودشان را ندارند ؟ چه کسی و کدام نهاد باید در این مورد پاسخ گو باشد ؟

انتقاد صدای معلم از عملکرد الهام یاوری رئیس مدارس سمپاد و فرآیند جذب تیزهوشان

پیشنهاد صدای معلم این است که به جای برگزاری نشست در محیط های سربسته و و مملو از تعریف و تعارف ، نشستی با رسانه ها بگذارید و در مورد سخنان و عملکرد خود پاسخ گو و مسئولیت پذیر باشید .

پایان گزارش/


انتقاد صدای معلم از عملکرد الهام یاوری رئیس مدارس سمپاد و فرآیند جذب تیزهوشان

منتشرشده در گفت و شنود

آیا در ایران تاریخ یک علم به حساب می آید و آیا ما مردمی نقدپذیر هستیم

امروزه، نوشتن در هیچ حوزه ای به اندازه حوزه تاریخ سخت نیست به دو علت:

اولا، همه در حوزه تاریخ خود را متخصص می دانند!
ثانیا، در ایران، هر دوره ای از تاریخ صاحب دارد!

قبلا یک همسایه ای داشتیم که کارش غسالی بوده وقتی با او صحبت می کردم در تمام حوزه های تاریخ اظهار نظر می کرد! من حق نداشتم در پیش او از غسل میت یا نوع کافور یا تابوت...صحبت کنم اما او در مورد تمامی شاهان، اظهار و نظر می کرد! به نادر و رضاشاه علاقه داشت. ده سال در مورد رضاشاه صحبت کردیم اما نتوانستم یک اپسیلون نظرش را تغییر بدهم مخصوصا که الان اوضاع اقتصادی و فساد بدتر شده این رفیق غسال ما در عقیده اش مصمم تر گشته...!

توده های مردم به تکیه گاه نیاز دارند ؛ به قهرمانان تاریخی که به آنان تکیه کنند تا در سایه آن آرامش پیدا کنند و لذت ببرند و اگر چنین قهرمانی در تاریخ وجود نداشته باشد در ذهن خودشان آن را می سازند...! برای بلوغ و بالیدن، پی در پی نیاز داریم افکار و قهرمانان تاریخی مان را از پستوهای ذهنی خود بیرون کشیده آنان را داخل کوره آتش کرده وقتی حسابی سرخ شدند آنگاه رو سندان گذاشته و به ضربات پتک های نقد بسپاریم تا ببینیم چند مَرده حلاجند .

همچنان که گفتم هر برهه ایی از تاریخ در این کشور صاحب دارد از تاریخِ باستان تا الان...

اگر به یک ملای ده در دویست سال پیش بنویسی بالای چشمش ابرو بوده، انگار بر کل این طبقه توهین کرده ای، چه برسد به اینکه مثلا در مشروطه به نقد عملکردهای میرهاشم یا میرزا حسن مجتهد یا شیخ فضل الله نوری ...بپردازی، چون با دو یا سه واسط به پیغمبر و خدا وصل می شوند و در نتیجه شما انگار به خدا جسارت کرده ایی...!

یا نوشتن و نقد احزاب دوران معاصر مثلا حزب توده یا چپ ها و یا راست ها هم دردسر و انگ های مخصوص خودشان را دارند که بلافاصله بر سر نویسنده نگون بخت آوار می کنند ؛ هر کدام از احزاب طرفداران و بازماندگانی دارند که همچنان چماق به دست دم در ِ آن حوزه ایستاده...!

هر برهه ای از تاریخ صاحب دارد . دوستان ترک به دوره قاجاریه حساس هستند مثلا اگر تو بر حرمسرای فتحعلی شاه و زنان تنبان فنری او، کوچک ترین نقدی بنویسی حتما طیفی را گله مند ساخته ای! اگر بر جنایات آقامحمدخان در تفلیس اشاره کنی، بلافاصله گلایه ها آغاز می گردد که تو دیگه چرا؟!

در مقدمه کتاب خاطرات غلام یحیی، عملکردهای این آدم را نقد کرده بودم . یکی از این دوستان ماه ها قهر کرد! مدام می گفت : « شما دیگه چرا؟! »

اما سفت و سخت ترین و افراطی ترین طرفداران، پهلویست ها هستند چون هم زنده و هم متشکل اند. در نتیجه، هر نوشته ای و نقدی در مورد رضاشاه که نوشته ام با رکیک ترین فحش ها در پیوی مواجه شده ام، انگار طرفدارانش این فحش ها را از خود آن مرحوم به ارث برده اند چون خود رضاشاه یکی از قهارترین فحاشان تاریخ بود.

آیا در ایران تاریخ یک علم به حساب می آید و آیا ما مردمی نقدپذیر هستیم

و آرزو می کنند که او برگردد با پزشک احمدی اش و سرپاس مختاری اش...! ایرانیان متأسفانه، مردمی به شدت رمانتیکی، احساساتی و گرفتار افراط و تفریط هستند و در دوره هایی که اوضاع سخت تر می گردد این افراط و تفریط در داوری ها به اوج خودش می رسد .

ده ها کتاب در دفاع از رضاشاه نوشته شده اما هیچ کدام نتوانسته اند خدمتی بکنند به اندازه خدمتی که اوضاع اسف بار اقتصادی فعلی بر رضاشاه کرده...!

چنین می نماید که در میان مردم ایران، هنوز تاریخ به عنوان یک علم شمرده نمی شود و در این حوزه، پژوهش حرکت از مجهول به سوی معلوم نیست بلکه در ابتدا همه چیز برایمان معلوم و روشن است ؛ تنها تلاش می کنیم برای تایید تابوی ذهنی مان!.

آیا در ایران تاریخ یک علم به حساب می آید و آیا ما مردمی نقدپذیر هستیم

حمله کنندگان به نوشته هایم در این کانال، هرگز در پی این نبوده اند که آیا منابع و ماخذی که آورده ام متقن و دست اول و کافی بوده اند یا نه؟! هرگز نمی نویسند که چرا نقد می کنی؟! بلکه می گویند چرا تخریب می کنی؟! ...به راستی مرز نقد و تخریب کجاست؟

ایرانیان متأسفانه، مردمی به شدت رمانتیکی، احساساتی و گرفتار افراط و تفریط هستند و در دوره هایی که اوضاع سخت تر می گردد این افراط و تفریط در داوری ها به اوج خودش می رسد...

آنان نیازمند یک دوره روشنگری و تحول فرهنگی بوده اند که باید از سر می گذراندند اما به جای آن، آنها تنها دو بار انقلاب فیزیکی کرده اند!

آیا در ایران تاریخ یک علم به حساب می آید و آیا ما مردمی نقدپذیر هستیم

برای بلوغ و بالیدن، پی در پی نیاز داریم افکار و قهرمانان تاریخی مان را از پستوهای ذهنی خود بیرون کشیده آنان را داخل کوره آتش کرده وقتی حسابی سرخ شدند آنگاه رو سندان گذاشته و به ضربات پتک های نقد بسپاریم تا ببینیم چند مَرده حلاجند...

هیچ چیز ارزشمندتر و نجات بخش تر از این نیست که کودکان و جوانانی را تربیت کنیم که هر موقع، با داده های بیرونی مواجه گشتند که خلاف افکارشان را نشان می دهند در آن صورت، به آسانی به جای چسبیدن بر افکار غلط خود و بازگشت به غار تاریک افلاطونی، جرات داشته باشند به نفع داده های بیرونی حرکت کنند یعنی جرات پوست اندازی...

کانال تاریخ تحلیلی ایران


آیا در ایران تاریخ یک علم به حساب می آید و آیا ما مردمی نقدپذیر هستیم

منتشرشده در دیدگاه

افزایش حقوق کارکنان وزارت امور اقتصادی و دارایی بدون بار مالی و وضعیت افزایش حقوق معلمان

احسان خاندوزی وزیر امور اقتصادی و دارایی در 18 آبان ماه در نامه‌ای که در خبرگزاری مهر منتشر شده، از میثم لطیفی معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان اداری استخدامی کشور درخواست کرده است حقوق کارکنان وزارت اقتصاد و ادارات وابسته افزایش یابد. بر اساس این نامه، وزیر اقتصاد به پایین بودن رتبه بندی و احکام ریالی کارکنان وزارت امور اقتصادی و دارایی در مقایسه با سایر دستگاه‌های مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری اشاره و پیشنهاد افزایش برخی ردیف‌های احکام حقوق کارکنان آن وزارت خانه را مطرح نموده است. در آموزش و پرورشی که هزینه­ های جاری به سختی تأمین می­ شوند و هیچ ­گونه درآمدی نیز ندارد و نگاه هزینه­ ای بر نگاه سرمایه­ گذاری غالب است، به چه شکلی باید مشکل معیشت معلمان را حل نمود؟

پیشنهادهای وزیر اقتصاد در دو بخش افزایش فوق‌العاده ویژه موضوع بند (۱۰) ماده ۶۸ قانون خدمات مدیریت کشوری تا سقف تعیین شده ( ۵۰ درصد) و تسری برقراری فوق العاده خاص می باشد.

این درخواست در شرایطی است دولت با کسری بودجه زیادی در سال جاری مواجه است و برای تأمین هزینه‌های خود با مشکلات زیادی مواجه است.

علی جدی عضوی کمیسیون صنایع و معادن مجلس درباره این موضوع گفت: افزایش حقوق در این حجم با چه عنوانی قابل قبول است؟ در شرایطی که ما داریم، با چنین اقدامی یک مسابقه برای افزایش حقوق شکل خواهد گرفت که اصلاً منطقی نخواهد بود. اگر این امر اجرایی شود، قطعاً افزایش حقوق به باقی وزارتخانه‌ها نیز کشیده خواهد شد و نمی‌توان تبعات آن را کنترل کرد. لذا مجلس قطعاً موضع محکمی خواهد گرفت و به این موضوع ورود خواهد کرد.

افزایش حقوق کارکنان وزارت امور اقتصادی و دارایی بدون بار مالی و وضعیت افزایش حقوق معلمان

جعفر قادری عضو کمیسیون اقتصادی نیز در این باره گفت: با این درخواست یک رقابت میان دستگاه‌های مختلف برای افزایش حقوق پیش می‌آید که قابل کنترل نخواهد بود. در شرایط فعلی نباید دستگاه‌ها چنین انتظاری داشته باشند و سازمان برنامه بودجه نیز نباید زیر بار این درخواست‌ها برود .اصلاً چنین چیزی نباید توسط وزارت خانه‌ها دنبال شود. چرا که شرایط کشور به گونه‌ای نیست که پاسخگوی مطالبات گروهی باشیم. نباید اصلاً این مطالب مطرح شود و دولت باید سریع‌تر این عدم توازن‌ها در دستگاه‌های مختلف بررسی کند.

به دنبال اعتراض نمایندگان مجلس به این افزایش حقوق یک منبع آگاه در وزارت اقتصاد گفت: اعمال افزایش ۵۰ درصدی فوق العاده حقوق اکثر دستگاه­های اجرایی در سال های قبل اجرا شده و وزارت اقتصاد و دستگاه های تابعه آن از معدود دستگاه هایی هستند که تاکنون به طور کامل حقوق مشمول کارکنان خود را به شکل کامل اجرا نکرده اند.

بنا به گفته این منبع، خاندوزی تأکید کرده که وزارت اقتصاد و دستگاه‌های تابعه اجرای این قانون را از طریق صرفه جویی در هزینه ­ها و از محل اعتبارات داخلی خود تأمین خواهند کرد که بدون بار مالی خواهد بود.

این حرکت از طرف وزیر اقتصاد که سکاندار اقتصادی دولت است و برای مهار تورم  و گرانی و کاهش قیمت­ها تلاش می­ کند و باید الگوی مناسب سایر وزرا در کاهش تورم واقتصاد مقاومتی باشد، درخواستی عجیب و غریب است که اجرای آن در این شرایط سخت اقتصادی می­ تواند تبعات جبران ناپذیری را برای دولت و مجلس به دنبال داشته باشد و تنش ­هایی را در جامعه به وجود آورد. اگر بقیه وزارتخانه­ ها نیز بخواهند از منابع داخلی خود و صرفه­ جویی هزینه ­ها چنین افزایش­ هایی را داشته باشند این هرج و مرج، نظام هماهنگ پرداخت حقوق را بیش از پیش خدشه­ دار می ­کند و تورم افسار گسیخته را باعث می شود. از طرفی چگونه ممکن است که این افزایش حقوق بار مالی نداشته باشد و بتوان با صرفه ­جویی در هزینه­ های جاری که تخصیص آن نیز به سختی انجام می ­شود، منابع مورد نیاز برای افزایش حقوق را تأمین کرد؟

جالب است که لایحه رتبه بندی معلمان که نزدیک 10 سال است به فرهنگیان قول داده شده و اعتراضات زیادی را به همراه داشته و مجلس و دولت هم پیگیر آن هستند، هنوز در مجلس بلاتکلیف مانده و به سرانجام نرسیده است و عده ­ای اجرای رتبه بندی معلمان را تورم زا می­ خوانند در حالی که وزیر اقتصاد که خود باید الگوی رعایت مسائل اقتصادی و ضد تورم باشد، به راحتی درخواست افزایش حقوق کارکنان وزارت اقتصاد را دارد که هیچ گونه هماهنگی با دولت و مجلس هم نداشته است.

افزایش حقوق کارکنان وزارت امور اقتصادی و دارایی بدون بار مالی و وضعیت افزایش حقوق معلمان

پرسش اینجاست که آیا در آموزش و پرورش هم می ­توان از صرفه­ جویی هزینه ­های جاری و یا منابع در­آمدی خود وزارتخانه، افزایش حقوق معلمان را اجرایی کرد؟ در آموزش و پرورشی که هزینه­ های جاری به سختی تأمین می­ شوند و هیچ ­گونه درآمدی نیز ندارد و نگاه هزینه­ ای بر نگاه سرمایه­ گذاری غالب است، به چه شکلی باید مشکل معیشت معلمان را حل نمود؟


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

افزایش حقوق کارکنان وزارت امور اقتصادی و دارایی بدون بار مالی و وضعیت افزایش حقوق معلمان

منتشرشده در یادداشت

بازگشایی مدارس و مرگ مدرسه

سخن گفتن در باب آن چه در این دو سال و از معبر « تعطیلی » بر مدرسه ایرانی گذشته است بحث مُطوّلی است و قلم از تلخیص آن در قواره مکتوبی کوتاه لرزان می نماید اما از همان ابتدای اسفند 1398 که ناقوس تعطیلی مدارس به صدا در آمد می شد پیش بینی کرد که بر سر « مدرسه » چه خواهد آمد ...

در واقع ، پیش از تحمیل کرونا بر کشور و ارکان آن ، مدرسه به عنوان سلول بنیادین نظام آموزشی تعطیل بود و با آن چه در مورد آن تصمیم گیری شد « تعطیل تر » هم گشت و شاید جبران ناپذیرتر .در بدنه آموزش کشور ، معلمان هم دوست و همراه خوب و مطمئنی برای این مدرسه بی دفاع نبودند .

در بسیاری از کشورها که حل مسائل به طور معمول تابع جهان بینی علمی بوده و روزمرگی در آن جایی نداشته و یا بسیار کم رنگ است سعی شد با اتخاذ تدابیری ویژه و هماهنگ آسیب های این تعطیلی به حداقل ممکن برسد .

جالب است بدانیم در کشورهایی با رنکینگ آموزشی بالا مانند سنگاپور ، تایوان ، ژاپن و نیز کشورهای موفق در اروپا و آمریکا سیاست اصلی بر این بود که مدرسه آخرین جایی باشد که تعطیل می شود و این کشورها روند عادی آموزش را بر اساس « برنامه » طراحی و اجرا کردند .

بازگشایی مدارس و مرگ مدرسه

اما در ایران ، مدرسه نخستین جایی بود که تعطیل شد و مطرح شدن کشور ما به عنوان دارنده بیشترین تعطیلات در تقویم آموزشی می تواند شاخصی زنده و فصل الخطابی بر اثبات « ابرچالش نگاه به آموزش » هم از سوی حکومت و هم تایید کنندگان آن به عنوان شهروندان باشد .

اگرچه مطابق سند تحول بنیادین و در راهکار 2 – 17 به آموزش الکترونیکی اشاره شده و قرار بوده تا پایان برنامه پنج توسعه عملیاتی گردد اما بحران کرونا نشان داد که اراده ای برای به روز رسانی آموزش وجود ندارد و کنش و فعالیت مسئولان بیش از آن که ناظر بر برنامه محوری و فرایند حل مساله باشد بر نمایش و تبلیغات و سخنرانی استوار است .

فصل مشترک پاسخ این مقامات در برابر پرسش و مطالبه گری اندک رسانه های مستقل ، احاله همه امور به تصمیات ستاد ملی مقابله با کرونا و رفع مسئولیت های حرفه ای از خود در این زمینه بود .

واقعا این پرسش مطرح است که چرا مدارس عشایری و مدارس کم جمعیت کشور در مقیاس بالا با آن که می توانستند با رعایت دستور العمل ها تعطیل نباشند اما همرنگ با جماعت ، حتی شعار مدرسه محوری و قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش هم در این رابطه به محاق رفت ؟

بازگشایی مدارس و مرگ مدرسه

از سوی دیگر در بدنه آموزش کشور ، معلمان هم دوست و همراه خوب و مطمئنی برای این مدرسه بی دفاع نبودند . در ایران ، مدرسه نخستین جایی بود که تعطیل شد و مطرح شدن کشور ما به عنوان دارنده بیشترین تعطیلات در تقویم آموزشی می تواند شاخصی زنده و فصل الخطابی بر اثبات « ابرچالش نگاه به آموزش » هم از سوی حکومت و هم تایید کنندگان آن به عنوان شهروندان باشد .

در حالی که کنش گران آموزشی و بخش رسانه در آموزش و پرورش می توانستند مطالبه گری را در این مدت طولانی تعطیلی بر اولویت دهی واکسیناسیون معلمان و دانش آموزان متمرکز کنند و خواهان بازگشایی جدی ایمن و تدریجی مدارس شوند مانند آن چه در قضیه رتبه بندی معلمان رخ داد اما کنش غالبی که در این مدت از میان این جمعیت برخاست تایید بی برنامگی مسئولان و تشدید پدیده « مرگ مدرسه » بود .

مهم ترین درس کرونا شیشه ای کردن درون های صداقت گریز و پرده برداری حقیقی از چیزهایی بود که هویت مدرسه را تشکیل می دادند .
آیا از گذشته درس می گیریم ؟

این یادداشت در شماره 55 مجله « شوق تغییر » منتشر شده است .

منتشرشده در یادداشت

 تعداد مدارس معارض دار در استان البرز دبیرستان شهدای انقلاب اسلامی (شهیدستان کرج) یکی از ده‌ها مدرسه ای در استان البرز است که پس از دهه ها فعالیت مستمر، امروزه معارضین جدی پیدا کرده اند. پدران و پدر بزرگان بخشنده و خیراندیش دیروز، بخشی از زمین ها و ملک و املاک خود را به صورت سنتی و معمولا بدون رعایت تشریفات وقف، وقف مدرسه سازی کرده اند ؛ امروز با ارزش پیدا کردن تصاعدی املاک وقفی، وراث طمعکار با هزار و یک حیلت و با استخدام وکلای زبده در تلاشند تمام یا بخشی از مدارس وقفی دیروز را از چنگ آموزش و پرورش خارج کنند.

بنا بر اذعان مسئولین آموزش و پرورش البرز، حداقل ۱۰ ملک دارای حکم خلع ید و قلع و قمع (که از سنوات گذشته برایشان رای صادر شده ولی با پیگیری های واحدهای حقوقی به تاخیر افتاده است) در استان البرز وجود دارند.

مدرسه "بهار آزادی فردیس" یکی از مدارسی است که در شعبه ۲ دیوان عالی کشور از طریق اعمال ماده ۴۷۷ نفض قانون آئین دادرسی کیفری از چنگ‌مدعیان خارج شده است.

این هفته مصاحبه مدیر آموزش و پرورش ناحیه ۳ کرج بسیار تکان دهنده بود.

حکم تخریب برای مدرسه ای دو شیفته در محمدشهر با ۲۴۰۰ دانش آموز در وسط سال تحصیلی، خبری فاجعه آمیز برای آموزش و پرورش استان و کشور است.

ظاهرن تلاش های مسئولین در اقناع وراث به جایی نرسیده و هر آن امکان اجرای حکم تخریب وجود داشته و چماق تهدید وراث بر سر دانش آموزان محروم منطقه سایه افکنده است.

مدیر آموزش و پرورش :
ورثه حکم تخریب ۲ مدرسه در محمد شهر کرج را گرفتند

مدیرآموزش و پرورش ناحیه سه کرج اعلام کرد: ورثه حکم تخریب ۲ مدرسه ابتدایی میثم تمار و پرورش را در محمد شهر کرج گرفتند اما اجرای حکم با دستور دادستان یک سال به تاخیر افتاد.

ابراهیم فلاح نژاد روز چهارشنبه در گفت و گو با ایرنا اظهارداشت: در مدارس ابتدایی میثم تمار و پرورش واقع در خیابان گلستانک محمد شهر کرج ۲ هزار و ۴۰۰ دانش آموز تحصیل می کند که یک هزار و ۲۰۰ نفر آن دانش آموز دختر و مابقی پسر هستند.

وی با اشاره به اینکه ۴۰ سال قبل ۲ هزار متر زمین به آموزش و پرورش به صورت دست نویس از سوی پیرمردی نیک اندیش اهدا شد، خاطرنشان کرد: ساختمان مدرسه نیز با قلک های دانش آموزان و کمک های مردم ساخته شد اما ورثه بعد از ۳۵ سال اقدام به شکایت علیه آموزش و پرورش به منظور بازپس گیری زمین کردند.

وی بیان داشت: باوجود نشست های مختلف با وراث مبنی بر نیاز فضای آموزشی در محل سکونت دانش آموزان و همچنین کمبود فضای آموزشی در محمد شهر و سایر مناطق پرجمعیت حوزه آموزش و پرورش ناحیه سه کرج متاسفانه ۲ نفر از وراث اقدام به پیگیری شکایت خود کردند و در نهایت حکم تخریب صادر شد.

فلاح نژاد تصریح کرد: ورثه حکم تخریب مدرسه را از دادگاه گرفته اند که این موضوع مهم موجب نگرانی اولیا و اضطراب دانش آموزان شده است.

مدیرآموزش و پرورش ناحیه سه کرج با بیان اینکه فضای آموزشی دیگری در محمد شهر کرج برای جا دادن ۲ هزار و ۴۰۰ دانش آموز نداریم، اضافه کرد: ۲ مدرسه میثم تمار و پرورش دارای متراکم ترین جمعیت دانش آموزی آموزش و پرورش ناحیه سه کرج است که اکنون دانش آموزانش در سرگردانی به سر می برند.

وی یادآورشد: خارج شدن حتی یک مدرسه از چرخه آموزشی با توجه به کمبود فضای آموزشی که وجود دارد، چالشی جدی برای محمد شهر محسوب می شود.

مدیرآموزش و پرورش ناحیه سه کرج افزود: وراث تا کنون بارها با نیروی انتظامی برای اجرای حکم به ۲ مدرسه میثم تمار و پرورش مراجعه کرده اند.

وی تاکید کرد: اکنون ورثه ، حکم دادگاه مبنی بر قلع و قم و خلع ید مدرسه را در دست دارند که با طرح موضوع در شورای تامین و با دستور دادستان یک سال مهلت گرفته شد.
آموزش و پرورش ناحیه سه کرج حدود ۱۲۰ هزار دانش آموز دارد."

تعداد مدارس معارض دار در استان البرز

سخنی با استاندار البرز:

جناب دکتر عبدالهی عزیز
ضمن تبریک مجدد انتخاب شما

همان طور که مستحضرید چند روزیست که با دستور قضایی و پلمپ مدارس یاد شده و بیرون کردن کادر و دانش آموزان مظلوم منطقه محمدشهر کرج، تعادل روحی و روانی آموزش و پرورش ناحیه و استان را به هم ریخته اند.

انتطار می رود با توجه به سوابق شغلی و تجربیات عمرانی چند لایه جنابعالی در اشل ملی، با ورودِ به هنگام به مسئله مدارس معارض دار استان، سایه سنگین چماق تخریب و تهدید وراث را از سر این مدارس ( که بعضا بیش از نیم قرن قدمت دارند با کدخدامنشی و هژمونی شورای تامین استان با واگذاری زمین های معوض) کم کرده و آرامش روحی و روانی را به مدارس معارض دار برگردانید.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

تعداد مدارس معارض دار در استان البرز

منتشرشده در یادداشت

آیا بدون تغییر در نگرش و خود انتقادی انقلاب در خیابان و تغییر ساختار سیاسی به اصلاح می انجامد

اغلب کشورهای جهان سوم یا کشورهای درگیر جنگ و خشونت و نژادپرستی برای گذار به جهان مدرن و یا پذیرش دگرگونی های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی یکی از دو راه «انقلاب درونی در نگرش افراد» یا «انقلاب بیرونی و دگرگونی ساختارهای سیاسی» را در پیش گرفتند.

حالا پس از گذشت سالیان متمادی آنچه می بینیم این است که تمام کشورهایی که مدل اول یعنی "انقلاب درونی در نگرش شهروندان" را در پیش گرفتند به تدریج و بدون خشونت فراوان به انقلاب دوم یعنی دگرگونی در ساختارهای اجتماعی و فرهنگی و سیاسی هم نائل شدند. اما کشورهایی که راه رستگاری و نجات خود را در فتح خیابان و پایین کشیدن حاکمان و تغییر نظامهای سیاسی از طریق انقلاب و کودتا می جستدند، لزوما به رضایت و شادکامی مدنظر خود دست نیافتدند و اغلب پس از مدتی دوباره به همان ناراضیان و عاصیان وضع موجود تبدیل شدند و برای دهه ها مدام درجا زدند.

ایران در صد و بیست سال اخیر دو انقلاب، دو کودتا و چندین نهضت و جنبش مهم اجتماعی و سیاسی را تجربه کرده است. این میزان از انقلاب و جنبش در یک کشور در طول یک قرن اخیر تقریبا در دنیا بی سابقه یا بسیار کم سابقه است. حال سوالی که مطرح می شود این است که آیا این میزان از جنبش های اجتماعی و سیاسی نشان از بلوغ جامعه و در مسیر تحقق بخشیدن به مطالبات سیاسی و اجتماعی بوده است؟ آیا ایران با این میزان از فتح خیابان توسط آحاد ملت و به پایین کشیدن حاکمان و نظام های سیاسی مختلف، امروز دارای توسعه یافته ترین نظام اقتصادی و فرهنگی و سیاسی است؟

آیا بدون تغییر در نگرش و خود انتقادی انقلاب در خیابان و تغییر ساختار سیاسی به اصلاح می انجامد

باید از آن هموطنانی که علاقه بسیار زیادی دارند تا ایران را با سوئیس و انگلیس و آلمان و ژاپن مقایسه کنند (بدون اینکه کوچکترین شباهت تاریخی و فرهنگی به یکدیگر داشته باشند) پرسید، شمایی که همیشه عاشق انقلاب و دگرگونی های بنیادی در ساختارهای سیاسی هستید کدام از یک از همین کشورها را سراغ دارید که این میزان از جنبش، شورش و انقلاب را تجربه کرده باشد؟ همیشه ایجاد انقلاب درونی و اصلاح رفتارهای خویش امری بسیار سخت و دشوار است چرا که اکثریت مردم هیچ ایرادی در نگرش خود نمی بینند و طبیعتا هیچ نیازی هم به اصلاح احساس نمی کنند.

واقعیت این است که جامعه ما بیشتر از آن که به فکر اصلاح تدریجی مسائل و ایجاد انقلاب درونی در شیوه نگرش افراد به مسائل مختلف سیاسی و اجتماعی و فرهنگی باشد به فکر ایجاد انقلاب و تغییر در ساختارهای سیاسی است و این واقعیت ساده را که جامعه ای که در آن رفتارها و نگرش ها اصلاح نشوند، هیچ انقلابی پیام آور آزادی و قانون مندی نخواهد بود را مدام نادیده گرفته است. جامعه ما شبیه کلاس دانشگاهی است که دانشجویانش به جای اصلاح رفتار و شیوه مطالعه خود، مدام با بهانه کردن تدریس ضعیف استاد به فکر عوض کردن اساتید هستند و در نهایت با تعویض اساتید هم موفق به پاس کردن واحدهای درسی شان نمی شوند.

جامعه ما به دنبال ساده ترین راه برای رسیدن به رفاه و آزادی است و آن راه ساده را همیشه در ایجاد انقلاب در ساختارهای سیاسی جسته است. جامعه ما این واقعیت ساده را که برای رسیدن به موفقیت باید ابتدا نوع نگرش ملت تغییر کند را همیشه نادیده گرفته است.

آیا بدون تغییر در نگرش و خود انتقادی انقلاب در خیابان و تغییر ساختار سیاسی به اصلاح می انجامد

البته علت اصلی گرایش مردم به انقلاب و کودتا و شورش و تغییر ساختارهای سیاسی بسیار ساده است چرا که ایجاد تغییر در نظام سیاسی و حاکمان، بسیار ساده تر و راحت تر از تغییر در نوع نگرش خود به سیاست و فرهنگ و جامعه و.. است. (البته همیشه ایجاد انقلاب درونی و اصلاح رفتارهای خویش امری بسیار سخت و دشوار است چرا که اکثریت مردم هیچ ایرادی در نگرش خود نمی بینند و طبیعتا هیچ نیازی هم به اصلاح احساس نمی کنند)

تاریخ نشان می دهد، جامعه ای که «خود انتقادی» و اصلاحات در نگرش فردی و اجتماعی را پیشه کرده باشد، پس از چندین دهه مشاهده می کند که دچار انقلابی بزرگ شده است، بدون آنکه خیابانی را فتح کرده یا بانک و اتوبوسی را آتش زده باشد. ژاپن یا انگلیس در طول تاریخ خود کمترین کودتا یا انقلاب و جنبش های اجتماعی بزرگ را رهبری کرده اند اما در عمل و به صورت تدریجی بزرگترین انقلاب ها (از قبیل انقلاب فکری، اقتصادی، سیاسی و صنعتی) را رقم زده اند. در مقابل هندوراس و نیکاراگوئه و اوگاندا و پاکستان و چندین کشور دیگر بیشترین انقلاب و کودتا را داشته اند اما در عمل هیچ تغییر مثبت و بنیادینی را چندانی نکرده اند.

کانال خرمگس


آیا بدون تغییر در نگرش و خود انتقادی انقلاب در خیابان و تغییر ساختار سیاسی به اصلاح می انجامد

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

در نشست رسانه ای دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش که اخیرا برگزار شد ؛ یکی از خبرنگاران حاضر پرسشی را در مورد « انتخاب وزیر آموزش و پرورش و نقش شورای عالی در آن مطرح کرد .

در ادامه مدیر صدای معلم پیشنهادی را در تکمیل پرسش آن خبرنگار بیان کرد که بعدا در قالب یک گزارش مستقل در این رسانه منتشر گردید . ( این جا )

آن چه در زیر می آید ؛ مشروح پرسش و پاسخ مطروحه در این نشست شورای عالی آموزش و پرورش است .

منتشرشده در گفت و شنود

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور