
در طول یک سال گذشته اعتراضات مربوط به رتبه بندی در میان معلمان اوج گرفت و منجر به تصویب قانون رتبه بندی شد . هرچند علی رغم تصویب رتبه بندی خبرهای ضد و نقیضی در مورد اجرای آن به گوش می رسد . بدنه جامعه معلمان ناامید شده است و بخشی از فعالان اعتراضات اخیر بازداشت شده اند یا پرونده آن ها در محاکم قضائی و اداری در حال بررسی است . در این شرایط به راحتی می توان با محکوم کردن از کنار قضیه گذشت ولی رویکرد فوق گره ای را نمی گشاید. از سوی دیگر نقد و بررسی اعتراضات یک سال اخیر نیز به معنای تایید رفتارهای انجام شده با فعالان اعتراضات اخیر نیست . هر شهروندی از حق اعتراض در چارچوب قوانین برخوردار است تا بتواند اعتراض خود را به گوش مسئولان کشور برساند . بازداشت و برخورد با فعالان فقط صورت مسئله را پاک می کند . در طول سال های گذشته نیز چندین بار با اوج گیری اعتراضات و سپس فراگیری فضای ناامیدی روبه رو بوده ایم که کمتر به دلایل آن پرداخته می شود .
نقد و بررسی اعتراضات یک سال گذشته به عنوان تجربه زیسته ما از شکل گیری ناکامی های مجدد جلوگیری می کند .

نگاه اول : سوء تفاهمی به نام رتبه بندی
رتبه بندی از سوی معلمان به عنوان علاج دردهایشان مطالبه شد ولی نگاه مسئولان و برنامه ریزان به رتبه بندی گونه ای دیگر بود . این نگاه دوگانه به رتبه بندی زمینه ساز سوء تفاهم شد. اعتراضات معلمان از فقدان رویکرد کلان نگر و توسعه گرا به آموزش و پرورش رنج می برد و این امر موجب تکرار مجدد تجربیات پیشین می شود .
ماده 1 لایحه رتبه بندی « استقرار نظام پرداخت عادلانه براساس شایستگی ها و عملکرد رقابتی معلمان ، مهندسی نیروی انسانی ، توسعه مستمر و نظام مند صلاحیت های عمومی ، تخصصی ، حرفه ای و تربیتی و کیفیت عملکرد معلمان و تقویت انگیزه و رضایت مندی شغلی » را به عنوان هدف ذکر کرده است .نگاه فوق بر مبنای دیدگاهی کارشناسی در یک آموزش و پرورش رو به توسعه در نظر گرفته شده است ؛ در حالی که مطالبه معلمان از رتبه بندی افزایش سریع حقوق بود . معلمان رتبه بندی را ساده ترین راهکار برای حل معضلات معیشتی و پر کردن فاصله حقوقی خود و سایر کارکنان دولت می دانستند . از این رو رتبه بندی تبدیل به سو تفاهمی شد که فاقد توان پاسخ گویی به درخواست های فوق بود .تصمیم گیران و مسئولان دولت به دلیلی مشکلات مالی و بودجه ای دولت کوشیدند رتبه بندی را با بهانه های مالی ، تدوین آئین نامه ها و شرط های مختلف به شیری بی یال و دم و اشکم تبدیل کنند . از این رو نگاه معلمان به رتبه بندی به نتیجه مطلوب نرسید و شاهد مقاومت هایی در برابر ارائه مدارک مربوط به رتبه بندی هستیم .

نگاه دوم : نقد تجربه یک ساله
1- اسطوره سازی از رتبه بندی
از زمانی که در سال 1390 « سند تحول بنیادین آموزش و پرورش » به تصویب رسید و به عنوان سند زیربنایی آموزش و پرورش قرار گرفت ، نظام سنجش صلاحیت عمومی ، تخصصی و حرفه ای معلمان به عنوان یکی از اهداف سند مورد توجه قرار گرفت و این انتظار به وجود آمد که با اجرای آن مشکلات معیشتی معلمان به پایان می رسد .
تاکید مداوم برخی تشکل ها بر اجرای رتبه بندی به عنوان راه چاره مسائل موجود و فشارهای سیاسی بر دولت قبل برای تدوین و ارائه لایحه رتبه بندی به تدریج رتبه بندی را تبدیل به اسطوره کرد . اسطوره ای که بر بال مطالبات معلمان و با حمایت تلویحی جریان های مخالف دولت قبل و پی گیری مستمر تشکل های صنفی اوج گرفت .
جریانی که رتبه بندی را ابزار مناسبی برای فشار به دولت قبل می دانست ، با تغییر مجلس و دولت با مطالبات معلمان روبه رو شد که خود در اوج گیری آن نقش داشت .
در مورد « قانون مدیریت خدمات کشوری » نیز چنین اسطوره سازی صورت گرفت ولی به صورت کامل در مورد معلمان اجرا نشد و پس از مدتی به فراموشی سپرده شد . اگر در مورد نسبت رتبه بندی و معضلات آموزش و پرورش و معیشت معلمان بحث و بررسی صورت می گرفت و با شعار دادن و امید دادن فضای گفت و گو از میان نمی رفت تجربه قانون مدیریت خدمات کشوری در مورد رتبه بندی تکرار نمی شد . اینکه نسبت رتبه بندی و مشکلات آموزش و پرورش چیست و رتبه بندی در پاسخ به کدام بحران آموزش و پرورش طراحی شده است همواره مغفول مانده است و پاسخی به آن داده نمی شود .
چرایی و چگونگی سنجش صلاحیت حرفه ای معلمان از جمله مباحثی است که کمتر در فضای جامعه معلمان و تشکل های سیاسی و صنفی به آن پرداخته شده است و مورد نقد و واکاوی قرار می گیرد .

2- فقدان تفکر کلان نگر و توسعه گرا
رویکردی که اضافه شدن حقوق معلمان را تنها راهکار حل معضلات موجود می داند در حال حاضر فضای غالب در آموزش و پرورش می باشد ؛ در حالی که اضافه شدن حقوق کارمندان دولت و به ویژه معلمان با توجه شرایط بی ثبات اقتصادی و ضعف اقتصاد ملی مشکلی را حل نمی کند. مشکل معیشت معلمان از مسئله افول نقش مدرسه ، نگاه نادرست به انسان و آموزش و پرورش در سند تحول ، بحران تربیت ، کالایی و طبقاتی شدن آموزش ، شکل گرفتن کارتل های اقتصادی کمک آموزشی ، ناکارآمدی ساختار اداری آموزش و پرورش و..... قابل تفکیک نیست . موارد فوق ناشی از فراموش شدن نقش بنیادین آموزش و پرورش و نگاه غیر توسعه ای به آن است . چگونه می توان معضل معیشت معلمان را از مسئله آموزش و پرورش و مسئله آموزش و پرورش را از معضل توسعه نیافتگی تفکیک کرد؟
در این شرایط هر نوع افزایش حقوق تبدیل به مسکنی کوتاه مدت می شود که در حد فرج از این ستون به آن ستون نخواهد بود . از این رو ، اعتراضات معلمان از فقدان رویکرد کلان نگر و توسعه گرا به آموزش و پرورش رنج می برد و این امر موجب تکرار مجدد تجربیات پیشین می شود .

3- خیابان ، ابزار موقت و دوگانه
مهم ترین تبلور اعتراضات معلمان در خیابان صورت می گیرد. تشکل های صنفی و گروه های تلگرامی و واتساپی و ..... نیز عمده تلاش خود را در به خیابان آوردن معلمان به کار می گیرند . در اعتراضات یک سال گذشته شاهد اجتماعات کم نظیری از حضور معلمان در خیابان های برخی شهرها بودیم . ولی با توجه شرایط سیاسی کشور و حساسیت هایی که به « خیابان » وجود دارد ، به وجود آمدن برخوردهای بعدی قابل پیش بینی بود. اعتراضات سال های 85 و 86 نیر اتکای بر خیابان موجب برخوردهای امنیتی و اداری شد که ناپسند و نادرست ولی قابل پیش بینی بود . از این رو خیابان تا زمانی در پیشبرد مطالبات موثر است که به دلیل حساسیت ها و فقدان فضای اعتماد به عاملی برای برخوردهای بعدی نشود . اتکای بر خیابان به عنوان ابزار دائمی و بی توجهی به نقش دوگانه آن و فقدان تحلیل از چگونگی اعتماد سازی و پیشگری از برخوردهای بعدی از جمله نقدهایی است بر اعتراضات وارد می باشد . چرایی و چگونگی سنجش صلاحیت حرفه ای معلمان از جمله مباحثی است که کمتر در فضای جامعه معلمان و تشکل های سیاسی و صنفی به آن پرداخته شده است و مورد نقد و واکاوی قرار می گیرد .
4- ابهام در رویکرد و نقش بدنه معلمان :
تشکل های سیاسی و صنفی موجود اقلیتی از مجموع جامعه گسترده معلمان هستند . گروه های تلگرامی که نقش مهمی در تجمعات و اعتراضات دارند نیز با بدنه معلمان ارتباط محدودی دارند . اینکه رابطه تشکل های صنفی و سیاسی با بدنه گسترده معلمان چیست در هاله ای از ابهام است . مجموع شرکت کنندگان در تجمعات نیز بخش اندکی از مجموع معلمان می باشند که نشان دهنده بی رغبتی معلمان به همراهی عملی این نوع کنش ها ، ضمن همدلی با آن ها ، می باشد.
تشکیل « سازمان نظام معلمی » می تواند نقش مهمی در سامان دادن به خواسته های معلمان داشته باشد ولی با مخالفت برخی تشکل ها و بی اعتنایی دولت و مجلس قدیم و جدید روبه رو شده است . به این ترتیب با بالا رفتن هزینه ها به تدریج تعداد معلمان شرکت کننده در اعتراضات کاهش می یابد . در حالی که بهره گیری از توان بخش عمده ای از بدنه معلمان و نقش موثر آن ها در اعتراضات و پرهیز از رویکرد ابزار انگاری مهم ترین عامل در شکل گیری مطالبه گری موثر و مستمر می باشد .

سخن آخر : راهکار چیست؟
گفت و گو:
در حال حاضر بین تشکل های سیاسی و صنفی و فعالان ، دولت و مسئولین و تصمیم گیران و بدنه معلمان گفت و گویی صورت نمی گیرد . برخی تهدیدها ، بازداشت و احضار فعالان عامل مهمی در عدم شکل گیری امتناع گفت و گو می شود . در حالی که گفت و گو های انتقادی بین ذینفعان و صاحب نظران و تصمیم گیران عامل مهمی در پیشگیری از مشکلات موجود خواهد بود .
توسعه محوری:
نگاه صرف به افزایش حقوق به عنوان تنها راه کار حل مشکلات معلمان ناکارآمدی خود را نشان داده است. مسئله حقوق و معیشت در پرتو فقدان توسعه و ضعف مستمر اقتصاد به وجود آمده است . تا زمانی که مشکلات مهم تر و بنیادی تری همچون توسعه یافتگی حل نگردد، امید به حل معضلات معیشتی بیهوده می باشد . مشکلات آموزش و پرورش بدون نگاه توسعه محور حل نخواهد شد .

تشکل محوری و تقویت جامعه مدنی:
فقدان سازمان نظام معلمی و عدم شکل گیری نهادهای صنفی مستقل ، غیر سیاسی و قانونی که واسطه بدنه معلمان و حکومت و دولت باشند نقش مهمی در نافرجامی اعتراضات صنفی دارد .
اگر تشکل های صنفی بتوانند به اعتماد سازی دوگانه بین معلمان و تصمیم گیران بپردازند ضمن تقویت جامعه مدنی ، مطالبات را سامان می دهند. تشکل های صنفی نیازمند پایداری و ثابت می باشند و تا بتوانند بخش وسیعی از معلمان را جذب نمایند که در فضای موجود امکان پذیر نیست .
اعتراضات یک سال گذشته تجربه ای بود که نیازمند نقد و واکاوی است و گفت و گوی مداوم میان دیدگاه های مختلف زمینه ارتقای کیفیت و و روش اعتراضات و بهبود وضعیت معلمان و آموزش و پرورش را فراهم می سازد .
آموزش و پرورش نیازمند گفت و گوهای جدی و مستمر بین دیدگاه های مختلف است که بتوانند بر سر مسائل اساسی به توافق برسند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

قبل از انقلاب مشروطه، هيچ مدرسه دخترانه در ايران وجود نداشت .
در اواخر دوران ناصرالدين شاه، زنان مروج امريكايی يك مدرسه دخترانه در تهران داير كردند كه دختران مسلمان، حق ورود به آن را نداشتند.
بعدا نیز زنان فرانسوی، مدرسه دخترانه ای در دروازه قزوين تهران احداث كردند كه به «ژاندارك» معروف شد و برای تحصیل دختران ارمنی ایرانی تأسیس شده بود...
وقتی شرایط تحصیل دختران در تهران این چنین ممنوع بود، آن وقت می توانید حدس بزنید که در شهرستان ها چقدر ممنوع تر بوده...!
اما بروم سراغ اتفاقی که می خواستم بگویم:
قبل از انقلاب مشروطه، زنان مبلغ انگليسی در شهر یزد، يك درمانگاه زنانه برپا كردند و کنار آن، يك باب مدرسه سه كلاسه نیز ترتيب دادند، به اين بهانه كه به زنان و دختران زرتشتی آموزش دهند؛ اما در اين میان، نایب الحكومه يزد كه آدم روشنی بود و می خواست دخترانش خواندن و نوشتن یاد بگیرند، دخترانش را به طور مخفيانه و با پوشش چادر به مدرسه ی دخترانه انگليسي ها فرستاد؛ اما اندکی بعد، وقتی قضیه برملا شد و مردم فهمیدند.
اعتراضات گسترده مردم يزد آغاز شد . مردم چنان خشمگین بودند که بازار را تعطيل كرده و آشوب و بلوایی بزرگ به راه افتاد...
نايب الحكومه كه اوضاع را بحرانی و خطرناک ديد، از ترس جان، به تهران گريخت و خانواده اش نیز ابتدا در خانه ای در يزد پناه گرفته و سپس راهی تهران شدند...
به قول ایرج میرزا:
ایمان و امان به سرعت برق می رفت که مومنین رسیدند...!
مدرسه دخترانه انگليسی منحل و برداشته شد و دختران نايب الحكومه نیز تا ساليان سال حتی از شنيدن اسم مدرسه نیز وحشت داشتند!
(بنگرید به: سیروس سعدونديان، اولين های تهران...صص 328 الی 330...)

کانال تاریخ تحلیلی ایران
گروه استان ها و شهرستان ها/

کانال تلگرامی « سرعین شهریمیز » خبر از تغییر « مدیر آموزش و پرورش شهرستان سرعین » داده و می نویسد : « ظهر امروز ( سه شنبه هفدهم خرداد ) با حضور سرزده مشاور مدیرکل آموزش و پرورش استان! در سرعین و محل سالن فرمانداری، آقای حسین محرمی رئیس سابق اداره آموزش و پرورش شهرستان از سمت خود کنار گذاشته شده و آقای سجادمحسنپور به عنوان سرپرست جدید این اداره معارفه شد.
از عملکردهای شاخص محرمی در طول ریاست بر اداره آموزش و پرورش شهرستان سرعین میتوان به جمع آوری کلاس های کانکسی، شروع پویش نذر هوشمند، تکمیل ۴۱ پروژه آموزشی و تجهیز مدارس و... اشاره کرد. »

« صدای معلم » در گزارش ها و یادداشت های متعدد خود همواره این پرسش اساسی را مطرح کرده است که منطق این گونه تغییرات می باید مشخص و شفاف باشد و ناکارآمدی و ضعف مدیریت قبلی بر اساس سنجه های علمی و کارشناسی ارزیابی و تعیین گردد. آیا مطابق دستور العمل وزارتی « الزام دعوت از خبرنگاران و رسانه ها به جلسات شوراهای آموزش و پرورش استان ، شهرستان و مناطق » ( این جا ) که با پی گیرهای « صدای معلم » نهایی شد ؛ خبرنگاران و رسانه ها برای حضور در نشست های شورای آموزش و پرورش شهرستان و استان دعوت می شوند ؟
اگر واقعا مدیری توانسته است در کار خود موفق باشد ، بر اساس کدام منطق و دلیل عقلانی کنار گذاشته می شود ؟
آیا این گونه تغییرات ناگهانی بر اساس « اخلاق مدیریتی » انجام می شود ؟
دیگر دوران آن گذشته که مدیر و یا مسئولی در پاسخ به پرسش های « حوزه عمومی » بخواهد بحث تاریخ گذشته « تشخیص » و « اعتماد » را مطرح کند و انتظار داشته باشد که دیگران سخن او را بپذیرند .

به نظر می رسد که گوش شنوایی برای شنیدن چنین موضوعات ساده و بدیهی نیست و سیستم همچنان بر مدار « بی برنامگی » و « روزمرگی » در حال اتلاف منابع و از بین بردن « سرمایه اجتماعی » است .
آیا این گونه عزل و نصب ها در حوزه های مدیریتی و سطوح مختلف آن توانسته است در میزان کارآمدی و بهره وری سازمان متبوع موثر باشد و یا آن که مطابق قانون نانوشته در جهت جلب رضایت نمایندگان مجلس صورت می گیرد ؟

پرسش « صدای معلم » از استانداران و فرمانداران آن است که تا چه میزان به مفاد و مواد « قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش » عمل کرده و به آن پای بند بوده اند ؟
آیا وظیفه استاندار و یا فرماندار دخالت غیرکارشناسی در تغییر مدیر آموزش و پرورش و یا بعضا اعلام تعطیلی مدارس به دلایل مختلف خلاصه می شود ؟
آیا مطابق دستور العمل وزارتی « الزام دعوت از خبرنگاران و رسانه ها به جلسات شوراهای آموزش و پرورش استان ، شهرستان و مناطق » ( این جا ) که با پی گیرهای « صدای معلم » نهایی شد ؛ خبرنگاران و رسانه ها برای حضور در نشست های شورای آموزش و پرورش شهرستان و استان دعوت می شوند ؟
کدام نهاد و فرد باید بر اجرای درست و کامل قانون نظارت داشته و در برابر عملکرد خود پاسخ گو باشد ؟
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

شاید کمتر کسی می داند که حاج سیاح نخستین ایرانی است که در دوران مدرن، جهان را حسابی گشته ، با بسیاری از بزرگان قرن 19مانند تزار روس، گاریبالدی، امپراطور بلژیک و رئیس جمهوری آمریکا دیدار و گفت و گو کرده و نخستین ایرانی است که عبارت حقوق بشر را به معنای امروزی آن به کار برده...
او در سال 1276هجری قمری از مسیر زنجان و تبریز و مرز قفقاز سفر خود را به دور دنیا آغاز کرده و ابتدا، عمدا خبر مرگش را به خویشاوندانش می رساند تا دیگر کسی منتظر بازگشتش نباشد، سفری که 18سال به طول می انجامد و حسابی پخته و مذاب می گردد، علاوه بر شناخت جهان و تحولات دنیای مدرن به زبان های ترکی، ارمنی، روسی، انگلیسی، فرانسه و آلمانی مسلط شده و سرانجام در سوم مرداد 1256هجری شمسی که سی سال از حکومت ناصرالدین شاه قاجار می گذشته به ایران برمی گردد و از ابتدای ورود به وطن شاهد جهل، فقر، ظلم و بیعدالتی هموطنانش گردیده آن را ضمن مقایسه با اوضاع اروپا با قلمی آتشین و نقادانه به تصویر کشیده است.
اما دیدار و گفت و گوی او با ناصرالدین شاه قابل تامل و البته دردناک است که در زیر از دو منبع که دست اول است ، می آورم.
ابتدا دوستعلی خان معیرالممالک می نویسد:
«ناصرالدین شاه با معدودی از خواص در دیوانخانه به صحبت ایستاده بود . ناگاه از لای درختها نظرش به حاج سیاح افتاد که در کنار دیوار برای شرفیابی انتظار می برد . شاه با دیدن او، سر را آهسته جنبانیده با اشاره دست، او را پیش خواند . حاج سیاح با شتاب آهنگ حضور کرد... ناصرالدین شاه رو به او کرده گفت: از قراری شنیده ام هم مسلکت ملکم در روزنامه قانون مطالبی در مورد لزوم دادن آزادی و برقراری آئین مشروطه در ایران نوشته. از قول من به او بنویس که به اندازه تو و امثال تو عقل و شعور دارم، تواریخ خوانده و از اوضاع دنیا نیک آگاهم. نیک می دانم که ترقی کامل مملکت بسته به آگاهی است ولی دادن آزادی به مردم نادان و بی سواد و رها ساختن عنان اراذل و اوباش تیغ در کف زنگی مست نهادن است و آرامش و امنیت کشور را به خطر انداختن. مخصوصا به او بگو که این فضولی ها را کنار بگذارد و مطمئن باشد روزی که تشخیص دهم مردم شایستگی داشتن حکومت مشروطه و لیاقت استفاده از آزادی را دارند اگر لازم شود از تاج و تخت نیز می گذرم و مشروطه را به آنان ارزانی می دارم . مردم قبل از آزادی احتیاج به سواد و تربیت صحیح دارند . ترتیب این کار را در حدود امکانات داده ام و بلافاصله پس از برگزاری تشریفات «قرن»به یاری خداوند آنرا به مرحله اجرا خواهم گزارد»

(یادداشت هایی از زندگی خصوصی ناصرالدین شاه، دوستعلی خان معیرالممالک...ص37)
اما معیرالممالک قضیه را کمی سانسور کرده و تنها سخن شاه را آورده و سخن حاج سیاح را از قلم انداخته! سخن حاج سیاح را از کتاب خودش می آورم. حاج سیاح چشم در چشم ناصرالدین شاه دوخته و انتقادی نیشدار می کند و دیگران به خاطر بی ملاحظه گی و اینکه ممکن است مورد خشم شاه قرار گیرد او را می ترسانند، اما ناصرالدین شاه به جای خشمگین شدن، از حاج سیاح می خواهد بماند و در دربار کار کند!
حاج سیاح خود می نویسد:
«در قصر عاج دیدم شاه بر صندلی نشسته، بنده را نزدیک تر خواند، در حضور ایستادم، فرمود:
شنیدم بسیار جای دنیا را دیده ای؟
عرض کردم بلی به قدری که ممکن بود.
فرمود: حالِ آن وقت ایران با الان تفاوت پیدا کرده است؟
با تمام توصیه ها که به من شده بود نتوانستم تقیه نموده و حق را پوشیده بدارم، لذا با خود گفتم، بگذار تا در مقابل تمام تملق گویی های دیگران، یک نفر هم برای یک بار حقیقتی را به گوش او برساند شاید بی اثر نباشد، گفتم: بلی بسیار. یکی از تغییرات مهم در این چند سال که خوب به چشم می خورد، تنزل ارزش پول است، پول در مملکت مثل خون است در بدن که زندگی مملکت با حرارت و دَوَران آن است، به این ترتیب که می بینم در اندک زمان، این مشت نقد ایران شکسته و سوخته و فنا می شود و این کار عاقبت خوشی ندارد...
شاه روی به سپهسالار کرده فرمود: خوب! جوان است و قابل نگاهداری است نگاهش می دارم.
عرض کردم قابل هیچ گونه نوکری نیستم.
شاه فرمود: بهتر از گدایی است.
عرض کردم: ما آبروی فقر و قناعت نمی بریم .
با پادشه بگوی که روزی مقرر است.
فرمود: کسی که این قدر انگشت به کون دنیا کرده درویش نمی شود!
پس مرخص فرمودند به منزل بازگشتم»
(خاطرات حاج سیاح...ص72)

کانال تاریخ تحلیلی ایران

۱- همکارانی می شناسم که حتی محض رضای خدا هم شده یک روز به موقع سرکلاس درس حاضر نمی شوند و حتی یک دانش آموز هم از شیوه تدریس آنها رضایت ندارد اما در دفتر مدرسه چنان از نظام سیاسی و جامعه و والدین و نظام آموزشی طلبکارند که اگر کسی نشناسد فکر می کند استعداد و نبوغی در حد نیوتون و هگلی داشته که توسط این دانش آموزان نادان و نظام آموزشی قدرنشناس هدر رفته است.
۲- پزشک متخصص و فوق تخصص در مطب خود یک کارت خوان ساده نگذاشته و از این طریق از بیت المال دزدی می کند و در هنگام عمل جراحی هم پول خارج از قاعده طلب می کند اما همین که زبان به سخن گفتن می گشاید چنان از آخوند و مسئول و دولت انتقاد کرده و چنان به مفسدان اقتصادی و رانت خواران بد و بیراه می گوید که انگار فرشته ای به اسارت گرفته شده در میان کفتاران است.
۳- کارمندانی [به وفور مشاهده کرده ام] که از یک رشوه پنجاه هزارتومانی هم نمی گذرند و در قبال همین مبلغ ناچیز حاضر به چشم پوشی از تخلفات خطرآفرینی در حوزه بهداشت و سلامت و ساخت و ساز و امثالهم هستند اما به هنگام کوچکترین فاجعه زیست- محیطی و یا بلایای خانمانسوزی مانند متروپل آبادان در ردیف اول فحاشی به مسئول و دولت و دیگران هستند .
۴- روشنفکران و هنرمندان و دانشگاهیان [مرد] بسیاری که صبح تا شب در شبکه های اجتماعی رخت پهن کرده اند و در دفاع از حقوق زنان و آزادی های اجتماعی و پساساختارگرایی و آوانگاردیسم و گذار از سنت و... داد سخن سر می دهند اما در خانه مادر یا همسرشان را تحقیر می کنند و اگر نیم ساعت چای و خوراکشان دیر شود زمین و زمان را به هم می ریزند و اصولا هیچ جنس ماده ای هم در اطرافشان یافت نمی شود که با آنها از سرد مزاجی همسر و بحران و طلاق عاطفی و... نگفته و سعی در اغفال آنها نداشته باشند.

۵- واعظ و مداحی و منبریِ خودمانی که تمام ماه رمضان را مدام از قناعت و انصاف و ساده زیستی سخن گفت اما همین که آخر ماه مبلغی کمتر از مبلغ مورد انتظارش را در پاکت مشاهده کرد قهر کرده و با چند ناسزا حتی برای همراهی اهالی محل برای اقامه نماز عید فطر هم نماند.
۶- دوستان منتقد و قلم به دستی که مدام در ستایش نقادی و آزادی بیان سخن می گویند اما در رفتار خود در جامعه و در مواجهه با کوچک ترین انتقادی از کوره دررفته و به فحش های چارواداری و تهدید با چماق و چاقو متوسل می شوند.
۷- رانندگان [مردی] که در مواجهه با کوچکترین ناشی گری رانندگان زن مسئله را به جنسیت ربط داده و شروع به اذیت و تمسخر آنها می نمایند.
بسیاری مواقع رانندگانی را مشاهده کرده ام که هنگام مواجهه با زن سعی می کنند با تمسخر و ندادن راه به آنها باعث آزار و سلب اعتماد به نفس آنها شده و با وادار کردن طرف به اشتباه با لبخندی کریه مهر تاییدی بر گفته های خود بیابند.
۸- در ترمینال جنوب تهران برای رفتن به قم سوار ماشین پیرمردی شدم. کمی جلوتر طلبه جوانی ایستاده بود و دست بلند کرد و گفت : «قم» اما پیرمرد اعتنایی نکرد. چند قدمی که حرکت کرد گفت می دانی چرا سوارش نکردم؟ گفتم نه، چرا؟ گفت برای اینکه به حق خود قانع نیستند، پس از این که سوار شدند سریع می گویند این [اشاره به دستگاه ضبط و صدای هایده که پخش می شد] را خاموش کن. اما برای من تنها یک چیز مهم است و آن «انسانیت» است. پیرمرد همین طور که در ستایش انسانیت داد سخن سر می داد به میدان بهمن رسید و جوانی دست بلند کرد، آمد نزدیک گفت: «تا فلان میدان» لحن و ظاهر جوان نشان می داد که تبعه افغانستان است. پیرمرد آرام گفت نه سگ افغان.. و شیشه را بالا داد. چند قدمی حرکت کرد و به ادامه سخنان خویش در ستایش انسانیت بازگشت.
۹- طرف ساعت یک نصف شب تمام شیشه های ماشین را تا انتها پایین داده، صدای باند را تا آخر باز کرده و با سرعت در کوچه هشت متری در حال تردد است. صدای خودرو این شهروند بزرگوار تا چند صدمتری قابلیت بیدار کردن هر آدم حتی با خواب سنگین را دارد. کسی هم اعتراضی کند، سرش را از شیشه خودرو بیرون آورده و دهانش را تا بناگوش باز می کند و هر فحش زشت و رکیکی را نثار ملت کرده و گاز ماشینش را می گیرد.
اینها بخشی از رفتارهای عمومی جامعه ماست که همگی کم و بیش آن را تجربه کرده ایم.
کافیست این تجربه ها را به خاطر داشته باشیم تا هنگامی که گوشی موبایل را دست گرفته و با چند فحش به این و آن، سطح زندگی خود را با سوئیس و دانمارک مقایسه می کنیم و از اینکه ماهی سه هزار دلار دستمزد نمی گیریم به زمین و زمان لعنت می فرستیم، کمی آرام شویم.

( جوی آب - ایران و ژاپن )
کانال خرمگس
گروه گزارش/

حدود شش ماه است که از انتصاب علیرضا کریمیان به عنوان « مدیرکل آموزش و پرورش شهر تهران » می گذرد .
ایشان هم مانند مدیران کل پیشین ( به جز اسفندیار چهاربند ) تاکنون نشست رسانه ای با خبرنگاران برای پاسخ گویی و توضیح در مورد عملکرد مدیریتی خود برگزار نکرده است .
همان گونه که پیش بینی می شد ؛ در این مدت عمده تلاش و اهتمام ایشان به مقوله « عزل و نصب مدیران » گذشته بدون آن که منطق این گونه تغییرات مشخص و شفاف باشد و ناکارآمدی و ضعف مدیریت قبلی بر اساس سنجه های علمی و کارشناسی تعیین گردد.

به نظر می رسد ؛ فاجعه ی تلخ متروپل آبادان تا حدودی مدیران و مسئولان غیرپاسخ گو و ناکارآمد را به خود آورده و موج هشدارها و اخطارها فزونی گرفته اما واقعا معلوم نیست این گونه اقدامات تا چه میزان پی گیری شده و به سرانجام مطلوبی خاتمه یابد . بدون تردید ، اگر مردم و نوجوانان و جوانان دلسوزی و احساس مسئولیت را در مسئولان مشاهده کنند ، نگرانی در مورد هجمه های فضای مجازی دشمنان فاقد جایگاه خواهد بود و جای نگرانی نیست .
خبر را بخوانید :
« از طرف دیگر ، مدارس تهران در لیست ساختمان های ناایمن قرار دارند مثلا گزارش مدیران آتش نشانی نشان می دهد که در دو سال گذشته حدود 930 فقره اخطاریه و دستور العمل ایمنی به اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران صادر شده که البته آموزش و پرورش اقدام مناسبی انجام نداده است . »

پرسش « صدای معلم » از مدیر کل پیشین و مدیر کل فعلی که شش ماه از مدیریت ایشان می گذرد این است که چرا ؟ آقای کریمیان در مورد گزارش های مراجع ذی صلاح چه کرده است ؟
چه کاری مهم تر از تامین ایمنی مدارس و حفظ سلامت و جان انسان ها می تواند باشد ؟
کریمیان در اختتامیه نمایشگاه انقلاب که هم زمان با دهه کرامت برگزار شد چنین می گوید : ( این جا )

« در شرایط کنونی و هجمه های فضای مجازی که هدف اصلی دشمن در آن، ایجاد یاس و نا امیدی و از بین بردن اعتماد به نفس آحاد مردم به ویژه نوجوانان و جوانان است؛ زنان و دختران می بایست از هوشیاری لازم برخوردار باشند تا علاوه بر اینکه امروز نقش موثری در جامعه و زندگی خود ایفا می کنند در آینده نیز نسلی روشن و آگاه تربیت و تحویل جامعه دهند که تحقق تمدن نوین اسلامی در گرو اندیشه روشن زنان و دختران آینده ساز کشور است.»
بدون تردید ، اگر مردم و نوجوانان و جوانان دلسوزی و احساس مسئولیت را در مسئولان مشاهده کنند ، نگرانی در مورد هجمه های فضای مجازی دشمنان فاقد جایگاه خواهد بود و جای نگرانی نیست .
مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران فعلا حداقل 930 مدرسه ناایمن و تخریبی را دریابد ؛ تمدن نوین اسلامی پیشکش !
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
تهران

امروز ۱۶ خرداد ۱۴۰۱ به دعوت خانم جنانی مدیر انرژیک « دبستان شهید کهن ترابی» محمودآباد کرج در معیت تعدادی از خیرین در صبحانه کاری این مدرسه حاضر می شویم.
با اینکه خانم مدیر شهریور بازنشست می شوند ولی تا واپسین ثانیه های خدمت در برابر دانش آموزان دوست داشتنی، مظلوم و محروم منطقه سیاهکلان خبردار ایستاده است. تا هرآنچه در چنته دارد برای بهبودی امور رو نماید.
تزئین هنرمندانه محیط آموزشی از کلاسها گرفته تا در و دیوار فرسوده مدرسه یکی از دهها هنر بانوان هنرمند ایرانی است. میهمانان محو هنر سفره آرایی ساده و صمیمی همکاران خوش ذوق و با احساس مجموعه قرار می گیرند. گپ گفتی در حین صرف صبحانه صورت می گیرد.از چالش های مجموعه (فرصتها و تهدیدات) تا ترکیب جمعیتی و بافت فرهنگی بخش سیاهکلان؛ از مدرسه قدیمی فعلی و همچنین دبستان شیک و پیک چهارطبقه که به همت خیرین و اداره نوسازی البرز به سرعت در حال آماده شدن است بازدید می کنیم.
آقایان مهندس یکانی و مهندس نوروزی ضمن تقبل هزینه مراسمات روز معلم، هزینه کتاب و نوشت افزار دانش آموزان بی بضاعت مدرسه را یک سر تقبل می کنند ، آقای مهندس دلیری نیز وعده هایی برای تجهیز مدرسه می دهد.
دبستان شهید کهن ترابی در دوشیفت کاری پذیرای حدود ۳۵۰ نفر دانش آموز دختر و پسر می باشد. ترکیب دانش آموزان این منطقه خوش آب و هوا، علاوه بر اهالی بومی کرج، متشکل از مهاجرین داخلی لر تبار و مهاجرین خارجی تبعه افغانستان می باشد.
آقای نیکومنش از همکاران اداری سابق، مدیریت شیفت مخالف را به عهده دارد وی ضمن تشکر از پیگیری مجدانه اتمام ساختمان جدید مدرسه می گوید: « کاش در این ساختمان چهارطبقه حداقل برای همکاران آسانسور کارتی تعبیه می کردند » .
خانم جنانی نیز ضمن بیان مشکلات مجموعه می گوید: سرانه که نداریم بعضا پول کیف و کتاب دانش آموزان را نیز همکاران دلسوز تقبل می نمایند وی می افزاید: معلمی عشق است و ایثار و فداکاری، همین الان یکی از همکارانم هفته ای چند جلسه رایگان با یک دانش آموز افغانی تبار، خارج از وقت اداری کلاس خصوصی کار می کند.
با اشتیاق سر وقت کلاس این بانوی با وقار و اصیل آذربایجانی می روم خانم اسکندری لبخندی مادرانه برلبش غنچه بسته، با نگاهی نافذ می گوید: « مژده جان را مثل بچه ام دوست دارم و نمی گذارم درس و مشقش عقب بیفتد و... »
ناخودآگاه یاد شهیدستان کرج می افتم که مدیرش حتی در ایام کرونا نیز در زیر درخت توت کلاس های رفع اشکال رایگانش را تعطیل نکرد که نکرد تا کرونا ویروس را از رو ببرد.
اینها نمونه های نازلی از دلسوزی معلمانی هستند که با اینکه خود مغروق مشکلات معیشتی و منزلتی هستند ولی با قامتی استوار و عزمی آهنین چون اسلاف خود "صمد بهرنگی" در خدمت بی منت به دانش آموزان دوست داشتنی و مستعد مملکت بال بال زنان پرچم تعلیم و تربیت را برافراشته و نمی گذارند فشار مشکلات اخلال در آموزش و نقصان در فرآیند پرورش آینده سازان مام میهن ایجاد کند.
سخن آخر
یادم آمد که پاییز سال ۹۷ نیز میهمان این دبستان ساده و صمیمی بودم در آن سال به دعوت خانم دکتر گوهرریز از خیرین کرجی به بهانه جشن یلدا در شادی دانش آموزان این مدرسه حاضر شده بودیم. خانم گوهرریز در آن سال بیش از ۷۰ میلیون صرف تعمیرات مدرسه کرده بود.خانم کرمی معاون مدرسه در کنار مدیریت وقت چون پروانه عاشقانه دور دانش آموزانش بال بال می زدند در آن روز خاطره انگیز و نوستالژیک، با اجازه مدیر و سایر مسئولان از کلاس پنجم ابتدایی پسران بازدید کردیم. جنب و جوشی غریب بر کلاس حاکم بود. یکی از اولیای خانم مدرسه که اتفاقا رییس انجمن مدرسه نیز می بودند لباس محلی پوشیده و اسباب و وسایل جشن یلدا برای کل کلاس تدارک دیده بودند، از میوه و آجیل گرفته تا انواع و اقسام وسایل و کادوهای تزئینی.
کلاس پنجم ابتدایی با سلیقه تمام معلم و بچه ها تزئین شده بود. بچهها غرق شادی و سرور بودند. پخش نهار لقمهای آماده شده، میوه و آجیل، شیرینی همراه با موسیقی و تئاتر و البته عکسهای یادگاری دسته جمعی پایان بخش حضورم در دبستان شهید کهن ترابی بود.





( دبستان شهید کهن ترابی - سال 1397 )

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

شرایط و مقدمات حکمراني خوب در صندوق ذخيره فرهنگيان چيست ؟
آسیب شناسی " قیم مآبی " در صندوق ذخیره فرهنگیان با تکیه بر مواد قانون
چکيده گفت و گو :
اولويت اول اعضا محترم صندوق ذخيره فرهنگيان ورود دارايي ها صندوق به بورس يا فرا بورس است که مقدمه تخصيص ارزش مالکانه مي باشد که در ( اينجا) به آن اشاره شد .
در یادداشت « مرور و ياد آوري برخي موارد قانوني با رئيس هيات امناي صندوق ذخيره فرهنگيان ؟ لطفأ توجه فرماييد ! » به سه مورد اشاره شد:
در ادامه مطالبات اعضا ، انتخاب 6 نفر هيات امنا ، تبصره 1 ماده 10 اساسنامه ( تهيه و ابلاغ آئين نامه براي اولين دوره ) پای بندي مسئولين به قانون و اساسنامه مصوب 1400را پيگيري مي کنيم .
در اين گفت و گو با نگاهي گسترده ، مفاهيم حاکميت شرکتي ، حکمراني خوب ، اصول راهبري شرکتي ، آئين نامه نظام راهبري مصوب 11 / 8 / 1386 ، دستوالعمل حاکميت شرکتي 24 / 4 / 1397 ، فرهنگ يادگيري سازماني ، نوآوري باز و .. سه پيش نويس ارائه شده به دفتر وزارت آموزش و پرورش را بررسي مي کنيم تا شرايط اصلاح ساختار موسسه صندوق ذخيره فرهنگيان فراهم شود .
تلاش مي کنيم تا شرايط گذر از قيم مابي حاکم در حال حاضر را معرفي کنيم و شرايط حرکت به سوي مشارکت صاحبان اصلي سرمايه را ترسيم نماييم .
مقدمه
مهدي سورگي :
« ... فرض بر این است تمام فرهنگیان عضو انسان های عاقل و بالغی هستند که می توانند صرفه و صالح خود را خود تشخیص دهند و نیاز به قیم ندارند ».
در مقدمه با توجه به منابع حقوقي به مبحث " قيم " در قانون مدني ايران مي پردازيم .
قابل توجه رياست محترم هيات امناي صندوق ذخيره فرهنگيان !
در آرشیو سوالات حقوقی از وکلای دادگران ( 1 ) آمده است :
« ماده ۱۲۱۸ قانون مدنی ؛
برای اشخاص ذیل نصب قیم می شود:
عدم پیگیری و رسیدگی قیم به امور مالی محجور
در اين تارنما ، يک پرونده واقعي به شرح ذيل مطرح مي شود :
شوهرم 9 ماه هست به خاطر آسیب های زمان جنگ فوت کرده . الان 9 ماه هست که دادگاه انقلاب آبیک تمام حساب بانکی ایشان را بسته و برادر شوهرم که قیم پسرم شده هیچ رسیدگی نمی کند و منزل من الان 9 ماه میشه که منزل آب نداره .بالای ده بار هم درخواست دادم به دادسرا اما این دادگاه پیگری نمی کند.آیا راهی هست که قیم را عوض کنم یا مجبورش کنم به انجام مسئولیتی که پذیرفته ؟ آیا می توانم خودم با دادسرای سرپرستی صحبت کنم تا اجازه دسترسی به حساب شوهرم را بدهند برای پرداخت هزینه های ضروری ؟
پاسخ کارشناس حقوقی به سوال مطرح شده :
در پاسخ به پرسشی که طرح فرمودید و همچنین در رابطه با عدم پیگیری و رسیدگی قیم به امور مالی محجور باید گفت مطابق بند 5 ماده 1248 قانون مدنی، در صورتی که قیم در اداره ی اموال مولی علیه لیاقت و شایستگی نداشته باشد به حکم دادگاه عزل خواهد شد. بنابراین شما می توانید درخواست عزل قیم را به دادسرا ارائه داده و در صورت اثبات ادعای شما، قیم عزل خواهد گردید. حسب ماده 54 قانون امور حسبی عزل و تعیین قیم جدید با دادگاهی است که بدوا تعیین قیم کرده است.
لازم به ذکر است که قانون در مورد پرداخت هزینه های زندگی و انشعابات منزل مسکونی از اموال متوفی ساکت است و در این خصوص راه حل قانونی به نظر نمی رسد مگر اینکه خود معاونت سرپرستی دادسرای مربوطه در این خصوص مساعدت و ارائه طریق نماید.
همان طور که ملاحظه مي کنيد قانون اجازه تغيير قيم نا لايق را مي دهد .
خلاصه قسمت قبل :
با وجود نکات بسيار مثبت و مفيد اقدام نجفي در تاسيس موسسه اي کاملأ خصوصي ، متاسفانه ساختاري که محمد علي نجفي از بدو تاسيس صندوق ذخيره فرهنگيان طراحي نموده است مسئولين را قيم اعضا تلقي نموده است که برخي از روساي هيات امنا احساس قيم بودن بيشتر و برخي احساس قيم بودن کمتر داشته اند .
برخي از وزراي اموزش و پرورش در مخالفت با قيم مابي در صندوق خوش دخشيده اند :
موسسه صندوق ذخيره فرهنگيان جزء موسسات غير تجاري است که هدفش جلب منافع مادی و تقسیم منافع مزبور بین اعضاء خود مي باشد .
طبق قانون در کليه موسسات غير تجاري از جمله صندوق ذخيره فرهنگيان بالا ترين رکن مجمع عمومي است که متاسفانه رکن مجمع عمومي در ربع قرن گذشته در صندوق وجود نداشته و وزير آموزش و پرورش قيم اعضا مي باشد .
ادامه گفت و گو ، قسمت دوم :
پرسش کننده :
چرا بر روي واژه مجمع عمومي تاکيد داريد ؟
پاسخ دهنده : قبل از پاسخ به اين پرسش لازم است که به گفت و گوي اعضاي شوراي مرکزي يک تشکل مدني فرهنگيان در وَن تشريفات با وزير آموزش و پرورش در سفر استاني براي گفت و گو با فرهنگيان اشاره کنم .
پرسش کننده :
مگر مسئولين تشکل هاي مدني با وزير به مسافرت استاني مي روند ؟
پاسخ دهنده ( 22 ) :
متاسفانه مسئولين آموزش و پرورش از پذيريش نماينده تشکل هاي مدني در سالن اجتماعات استنکاف ورزيده ولي خوشبختانه مسئولين امنيتي که در اين زمينه هيچ مسئوليتي ندارند ، امکان گفت و گو را فراهم مي آورند .
پرسش کننده :
پاسخ شما ابهام برانگيز است . لطفا بيشتر توضيح دهيد .
پاسخ دهنده ( 22 ) :
به نظر مي رسد که کنش مسئولين آموزش و پرورش در خراسان شمالي ، ابهام برانگيز است . هرچند که اقدام مسئولان امنيتي استان قابل پذيرش است .
لطفا خوانندگان محترم براي قضاوت بهتر خودشان ، شرح اين ماجراي شگفت انگيز را در ( اينجا ) ملاحظه فرمايند . تا فاصله شديد بين حکمراني خوب سفارش شده توسط مجلس شوراي اسلامي با عملکرد مسئولين آموزش و پرورش کنوني را بدانند .
پرسش کننده :
بر اساس حکمراني خوب مهمترین وظایف دولت در قبال جامعه چيست ؟

پاسخ دهنده ( 23 ) :
در ويکي پديا آمده است :
مهمترین وظایف دولت در قبال جامعه را بر سه دسته تقسیم مینمایند:
الف: روابط توسعهای؛ به این معنی که دولتها با مدیریت اقتصاد به منظور نیل به حداکثر رشد اقتصادی، قادر به ایجاد تغییرات بنیادین در زمینههای مختلف هستند.
ب: روابط دموکراتیک و حقوق شهروندی
ج: حقوق اجتماعی و فراهم نمودن زمینه مشارکت در امور مربوط به اداره کشور.
پرسش کننده :
در حکمراني خوب ، فراهم نمودن زمینه مشارکت در امور مربوط به اداره کشور مطرح است ؛ این چه ارتباطی با صندوق ذخيره فرهنگيان به عنوان يک موسسه کاملأ خصوصي دارد ؟
پاسخ دهنده :
به نکته بسيار بسيار مهمي اشاره فرموديد . صندوق از سرمايه تک تک اعضا شکل گرفته است . وزير آموزش و پرورش در اين موسسه امين غير عضو مي باشد . شايسته است که با کارشناسان عضو تعامل بيشتري داشته باشد و اين با حکمراني خوب متفاوت است .
هرچند که با تکيه به اصول شرکت داري مدرن و قواعد بورس و ... مي توان از مديراني که عمده سرمايه يک موسسه را در اختيار دارند ( سرمايه گذار اصلي هستند .) انتظار حکمراني خوب براي اعضاي با سرمايه اندک را داشت .
قابل ذکر است با مديريت هاي غیرعلمی و تاریخ گذشته ، قيم مابی وزراي آموزش و پرورش بر سرمايه های يک ميليون و ششصد هزار نفر عضو سابق و کنوني عاقلانه و منطقی نيست .

پرسش کننده :
مگر نظر يک نفر مي تواند سرنوشت يک ميليون و ششصد هزار عضور را تحت شعاع قرار دهد ؟
پاسخ دهنده :
اخيرا در شبکه هاي اجتماعي مرتبط با فرهنگيان به صراحت اشاره شده است که از بهمن 1400 که تيم کارشناسي منتصب خود ِ وزير آموزش و پرورش ورود 20 % دارايي ها را به فرا بورس تصويب نموده اند ، به دليل آنکه وزیر آموزش و پرورش براي ورود به بورس به يقين نرسيده است امکان ثبت اين دارايي ها در فرا بورس قبل از پايان سال 1400( زمان مقرر ) از دست رفته است . تا نگارش اين مطلب هنوز وزير ، براي ورود به فرا بورس به يقين نرسيده و مصوبه کتبي هيات امنا را به مسئولين اجرايي ابلاغ نکرده است . براي يک موسسه بزرگي مثل صندوق ذخيره که در سرتاسر کشور عضو دارد هيچ ساختاري براي دريافت گزارش تخلفات ، تحليل و دسته بندي آن ها جهت ارائه به هيات امنا منتخب طراحي نشده است .
پرسش کننده :
وزير که خود را حامي حق مالکانه اعضا مي نامد ؟
پاسخ دهنده ( 22 ) :
ایشان ( وزير آموزش و پرورش ) ضمن اشاره به دوران تصدی خودشان بر صندوق ذخیره و سودآوری صندوق در آن ایام، با اشاره به شاهد گرفتن آقای دکتر وحیدی، نماینده بجنورد و عضو کمیسیون آموزش، خود را حامی حق مالکانه اعضا نامیده و با اشاره به اقدامات صورت گرفته برای تسریع بورسی شدن برخی شرکت های حسابرسی شده، قول دادند که به زودی این چند شرکت عضو هولدینگ صندوق ذخیره، کارهایشان نهایی و با مجوز ویژه سازمان بورس به اعضا واگذار شود.
پرسش کننده :
حتمأ براي ورود به فرا بورس ، چالش هایی چون حباب در بورس ، ارجحيت بورس به فرا بورس ، فراهم شدن شرايط براي پذيرش بورس و ... وجود داشته است .
پاسخ دهنده :
هيات امنا در هر مجموعه نگاه کلان به موضوعات دارد مثلأ در اين مورد خاص براي تعيين و تخصيص ارزش مالکانه بهترين روش بهره مندي از مکانيسم شفاف فرا بورس يا بورس است که اين تصميم به صورت مصوبه کتبي هيات امنا به هيات مديره ، مدير عامل ابلاغ مي شود و اين مصوبه توسط مديران مياني براي اجرايي شدن به مديران اجرايي واگذار مي شود .
بررسي اين جوانب فني بر عهده مديران اجرايي مي باشد .
هيات امنا و رياست محترم آن نبايد وارد جزئيات فني شوند که بورس بهتر است يا فرا بورس ؛ امروز حباب در بورس است يا فردا شاهد رشد در بورس مي باشيم . شرايط و مدارک ارائه به بورس چيست ؟ اگر امکان حضور در بورس فراهم نشود ، شرايط ورود به فرا بورس چيست ؟ مهلت قانوني بورس يا فرا بورس گشته است ؟ يا در حال گذر است ؟
و ....
چون وقتي وزير محترم درگير اين جزئيات فني مي شود قطعأ يقين پيدا کردن وي حدود 4 ماه ( تا کنون ) به طول مي کشد و ضرر وزيان به اعضا وارد مي شود .
وزير به مشورت با کارشناس عضو نياز دارد و بايد از کارشناسان غير عضو که شايد نظرشان هم راستا با منافع اعضا نيست پرهيز نمايد .

پرسش کننده :
آيا کارشناسان عضو تا کنون پيشنهاد مشاوره به وزير را ارائه نموده اند ؟
پاسخ دهنده :
پرسش کننده :
يعني مثل ديدار محمود صفدري که با طي کردن هفت خوان امکان پذير شد ؛ اين ديدار هم مورد استقبال وزير قرار نگرفته است ؟
پاسخ دهنده :
چرا برخي از مسئولين آموزش و پرورش حکمراني خوب را پيشه خود نمي کنند ؟
چرا برخي از مسئولين آموزش و پرورش به توصیه های مرکز پژوهش هاي مجلس توجه نمي کنند ؟
چرا برخي از مسئولين آموزش و پرورش از مشورت بدنه جامعه بهره مند نمي شوند ؟
چرا محمود صفدري براي ديدار با وزير آموزش و پرورش ان هم در يک سفر استاني براي گفت و گو با فرهنگيان استان خراسان شمالي ، نياز به حمايت نيروهاي امنيتي دارد تا در وَن تشريفاتي اين ديدار صورت بگيرد ؟
چرا برخي از مسئولين آموزش و پرورش به سفارش نيروهاي امنيتي توجه نمي کنند که چالش ها را در پشت ميز مذاکره حل و فصل نمايند ؟
صندوق ذخيره فرهنگيان اموال شخصي اعضا است و مثل رتبه بندي يک امر حاکميتي نيست .
چرا وزير به نظر مشاوران غير عضو که شايد مخالف منافع اعضا هستند توجه مي کند و با مشاوران عضو صندوق ديدار ندارد و طي 4 ماه به يقين نمي رسد؟
چرا وزير به مشورت با کارشناسان عضو راضي نمي شود و قيم مابي را پيشه نموده است ؟
پرسش کننده :
اگر وزير با کارشناسان عضو صندوق مذاکره مي کرد ، آيا براي ورود به فرا بورس به يقين مي رسيد ؟
پاسخ دهنده :
اگر وزير آموزش و پرورش به درخواست کارشناسان عضو صندوق در آذر ماه 1400 يا بهمن ماه 1400، اجابت مي نمودند در مهلت مقرر 20% ارزش دارايي ها در فرا بورس ثبت شده بود و امروز نياز مجوز ويژه سازمان بورس نبود !

پرسش کننده :
اجازه مي خواهم به ادامه گفت و گو بپردازيم .
چرا بر روي واژه مجمع عمومي تاکيد داريد ؟
پاسخ دهنده :
مطالبه گران ، تشکل هاي مدني ، مجمع عمومي استاني ، بازنشستگان ، مسئولين شبکه هاي اجتماعي ، اصحاب رسانه و ... در پيشنهاد اصلاحي اساسنامه به تيم کارشناسي محسن حاجي ميرزايي به رکن اساسي و قانوني مجمع عمومي تاکيد داشتند . متاسفانه تيم کارشناسي حاجي ميرزايي هم در اساسنامه قانوني 1400 صندوق ، به اين رکن اساسي بي توجهي نموده به روند قيم مابي کم و بيش ادامه دادند .
پرسش کننده :
رابطه بين مجمع عمومي و روند قيم مابي چيست ؟
پاسخ دهنده :
مجمع عمومي صندوق ذخيره فرهنگيان يعني تمامي اعضاي اين موسسه ، قابل ذکر است که از اندوخته تک تک اعضا سرمايه هاي اين موسسه بزرگ اقتصادي شکل گرفته است . پس بهترين ناظران در اين موسسه اعضا يا نمايندگان اعضا مي باشند به عبارت بهتر ، تنها با حکمراني خوب ( مشارکت اعضا در مديريت سرمايه ها ) است که مانع از فساد و رانت خواري ، رشوه خواري ، اختلاس و ... مي شود ؛ به عبارت ديگر همه مخالفان جدي و واقعي فساد بايد به جاي پذيريش نقش قيم ، تلاش نمايند تا صاحبان اصلي سرمايه ( دلسوز تر از هر قيمي ) در مديريت و نظارت در صندوق نقش آفريني کنند .
پرسش کننده :
توضيحات شما ، خوانندگان فهيم را به ياد تفاوت بين مادر با دايه يا تفاوت فاحش بين مادر و برخي زن پدر ها مي اندازد ....
بدیهی است که برخي از افراد صلاحيت قيم شدن يا قيم باقي ماندن را ندارند ولي رابطه اين موضوع حقوقي – اجتماعي با مبارزه با فساد در صندوق ذخيره فرهنگيان را توضيح دهيد .
پاسخ دهنده :
براي پاسخ به اين پرسش ، لازم است به تبصره 1 از ماده 10 اساسنامه قانوني 1400 مراجعه شود .
پرسش کننده :
تبصره 1 از ماده 10 اساسنامه قانوني 1400 را بيان کنيد .
پاسخ دهنده :
ماده 10 – هيات امناء
هيات امناء موسسه داراي ( 11) نفر عضو اصلي به شرح زير مي باشد :
1-10 وزير آموزش و پرورش به عنوان رئيس هيات امناء
2-10 معاون برنامه ريزي و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش به عنوان نايب رئيس هيات امناء
3-10 شش نفر عضو اصلي و نيز سه نفر عضو علي البدل از ميان اعضاي موسسه که از طريق انتخابات طبق آئين نامه مصوب هيات امناء تعيين مي گردند .
تبصره 1 – آئين نامه موضوع بند 3- 10 براي اولين دوره توسط وزير آموزش و پرورش تهيه و ابلاغ مي شود .
پرسش کننده :
شما مي خواهيد بگويد که تهيه و ابلاغ آئين نامه براي دوره اول توسط وزير ، يک نگاه قيم مابانه محسن حاجي ميرزايي بوده است ؟
پاسخ دهنده :
بله . کاملأ صحيح مي فرماييد . ولي اين چالش مي تواند بر طرف شود و يوسف نوري به عنوان ابر مبارز قيم مابي در تاريخ صندوق شناخته شود .
پرسش کننده :
لطفأ بيشتر توضيح دهيد .
پاسخ دهنده :
به قرار اطلاع ، سه پيش نويس آئين نامه انتخاب شش نفر عضو هيات امنا به دفتر وزارت آموزش و پرورش ارسال شده است .
يکي توسط قيم ( هيات مديره وقت ) در راستاي تقويت ِ قيم مابي در صندوق است و دو پيش نويس ديگر از سوي کارشناسان عضو صندوق (صاحبان اصلي سرمايه ها ) که در راستاي مبارزه با قيم مابي در موسسه است .
پرسش کننده :
تفاوت بين پيش نويس ارائه شده توسط قيم ( هيات مديره وقت ) با پيش نويس ارائه شده توسط کارشناسان ِ عضو چيست ؟

پاسخ دهنده :
در مقدمه يکي از پيش نويس هاي ارائه شده توسط کارشناسان عضو درباره نقد پيش نويس ارائه شده توسط قيم ( هيات مديره وقت ) آمده است :
پرسش کننده :
مگر آئين نامه انتخاب 6 نفر ، نبايد فقط و فقط به انتخاب 6 نفر عضو هيات امنا منتج شود ؟
پاسخ دهنده :
خير، تا به رسميت شناختن مجمع عمومي ( رفع چالش قيم مابي باقي مانده از زمان حاجی ميرزايي) در اساسنامه و حضور همه اعضا به صورت يکپارچه و در يک مرحله براي انتخاب نمايندگان شايسته خود ، همچون تمامي شرکت ها ، موسسات و نهادي هاي که طبق قانون تجارت مجمع عمومي دارند ، نقش آفريني مجمع عمومي استاني و رکن نظارت بر آن ، ضرورت دارد .
پرسش کننده :
مگر مجمع عمومي استاني در حال حاضر فعال است ؟
( گفت و گو ادامه دارد )
منابع :
1- آرشیو سوالات حقوقی از وکلای دادگران ( 1 ) تاریخ انتشار: دوشنبه 01 آذر 14002. تارنماي ثبت فکر برتر
3- تعريف خرد جمعي از ويکي پديا
4- تعريف خرد جمعي از ويکي پديا
6- دنياي اقتصاد لزوم تصميم گيري بر اساس خرد جمعي
8- شرکت سرمايه گذاري گروه توسعه ملي ( سهامي عام ) حاکميت شرکتي و کميته هاي تخصصي
9- آئين نامه نظام راهبردي شرکتي مصوب 11/8/1386 سازمان بورس و اوراق بهادار تهران
10- دستورالعمل حاكميت شركتي شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و فرابورس ايران
13- استراتژي باز ( Open Strategy ) چيست ؟
19- «نوآوری باز» چیست و چرا به یک ضرورت تبدیل شده است؟
20- مقاله حاکميت شرکتي ، حمايت از سهامداران
21- حکمرانی خوب با استقرار حاکمیت شرکتی
22- تکرار مطالبات فرهنگیان در دیدار اختصاصی عضو شورای مرکزی سازمان معلمان ایران با وزیر آموزش و پرورش