گروه گزارش/
همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ « مدیر صدای معلم » به دعوت « میثم حاجی پور مدیر کل حوزه ریاست و روابط عمومی سازمان نوسازی ، توسعه و تجهیز مدارس کشور » بازدیدی از مدارس محروم و غیربرخوردار و تعدادی از پروژه های در حال ساخت و تکمیل این سازمان در استان چهار محال و بختیاری داشت .
در این سفر 24 ساعته ، مجید عبداللهی معاون فنی و نظارت سازمان نوسازی مدارس کشور و کامران رهی مدیرکل نوسازی مدارس استان چهارمحال و بختیاری حضور داشتند .
همچون استان سیستان و بلوچستان ، « محرومیت » در جای جای استان چهار محال و بختیاری هویداست .
آن چه در این بازدیدها محسوس بود آن است که مدارسی که توسط سازمان نوسازی ، توسعه و تجهیز مدارس ساخته شده و یا حتا بازسازی شده اند از زیباترین و مستحکم ترین بناهای آن منطقه به نظر می رسند که نکات و اصول فنی مورد توجه قرار گرفته اند و این نشان می دهد که بر خلاف بسیاری از جاها که نظارت و پایش اساسا بی معنا و یا نمایشی است اما در سازمان نوسازی ، توسعه و تجهیز مدارس کشور این مهم رعایت می شود و جان دانش آموزان و معلمان ارزشمند است .
متاسفانه بر اساس یک قانون « نانوشته » در این کشور که البته مختص و محدود به آموزش و پرورش هم نیست ؛ زمانی که این مدارس « نو » تحویل ادارات آموزش و پرورش داده می شوند پس از چند سال در اثر بی توجهی ، سهل انگاری و فقدان دلسوزی این مدارس « مخروبه » می شوند چرا که ما اساسا در مقوله ی « نگه داری » ضعیف و سهل انگار هستیم و در این زمینه نه آموزش دیده ایم و نه حوصله ی توجه به موضوع « نگه داشت » داریم و بسیاری از منابع و فرصت ها از این طریق به هدر می روند .
و اما موضوع مهم دیگر ، تخریب محیط زیست و دشمنی با طبیعت است که به راحتی و بدون وجود هر گونه قانون و نظارت بازدارنده و پیشگیرانه توسط بسیاری از افراد به اصطلاح « شهروند » این کشور در حال انجام است و اقدام مناسب و پایداری هم برای این وضعیت و ابر بحران پیش رو مشاهده نمی شود .
در این بخش گزارش صدای معلم را از مدرسه علوی واقع در واقع در روستای دزک علیا از توابع شهرستان کوهرنگ استان محروم چهار محال و بختیاری را می خوانید .
گروه گزارش/

شنبه 11 تیر 1401 ، « نود اقتصادی » نوشت : ( این جا )
« بیمه دانا در سال گذشته زیان خالص ۲ هزار و ۷۸۵ میلیارد تومانی را تجربه کرده که رقمی عجیب در صنعت بیمه کشور است. زیان انباشته شرکت نیز به ۲/۸ هزار میلیارد تومان تا پایان سال گذشته رسیده است .
قابل ذکر است از مهرماه سال ۱۳۹۷ تا بهمن ۱۴۰۰ ابراهیم کاردگر مدیرعامل بیمه دانا بوده است . »

سرپرست اداره کل رفاه و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش 25 خرداد 1401 می گوید : ( این جا )
«امسال برای بیمه فرهنگیان با یک شرکت بیمه تجاری قرارداد بستهایم که توانگری خوبی دارد، گفت: «این شرکت از عهده سرویسدهی به همکاران برخواهد آمد و ما نیز سازوکارهای موثری را برای این امر تعبیه کردیم . »

طبق قرارداد منعقد شده بین وزارت آموزش و پروش و بیمه دانا حق بیمه تکمیلی فرهنگیان از ۴۹ هزار و ۵۰۰ تومان در سال ۱۴۰۰ به ۹۱ هزار و ۶۰۰ تومان یعنی تقریبا دو برابر افزایش پیدا کرده است . بیمه معلم قدیمی ترین بیمه خصوصی کشور است و یکی از استراتژیهای آن ارائه خدمات با کیفیت به جامعه فرهنگیان است .
نخستین پرسش « صدای معلم » از ایشان و وزیر آموزش و پرورش آن است که اگر « بیمه دانا » واقعا توانگری خوبی دارد چرا به وضعیت « زیان دهی » رسیده است ؟
و این در حالی است هر شرکتی که دارای زیان انباشته در چنین وضعیتی باشد از هر روشی برای جبران و ترمیم وضعیت خود استفاده خواهد کرد .
پرسش موکد « صدای معلم » از وزارت آموزش و پرورش آن است که چرا برای خرید بیمه از « بیمه ی معلم » که از نظر ماهیتی ارتباط نزدیکی با « صندوق ذخیره فرهنگیان » دارد اقدام نکرده است ؟

آن چه مهم است این است که « بیمه معلم » یکی از شرکتهای فعال در زمینه ارائه خدمات بیمههای بازرگانی است .
در وب سایت بیمه معلم این شرکت قدیمی ترین بیمه خصوصی کشور است و یکی از استراتژیهای آن ارائه خدمات با کیفیت به جامعه فرهنگیان است .
در عین حال مروری کوتاه بر پرتفوهای خدماتی شرکت بیمه معلم نشان میدهد این شرکت از پوشش دهندگان ریسک بیمههای درمانی تکمیلی است » . ( این جا )
صادق ستاری فرد سخنگوی وزارت آموزش و پرورش شنبه 31 اردیبهشت در پیامی توئیتری نوشت :
«با پیگیری جدی وزیر، بیمه طلایی (تکمیلی) فرهنگیان با خدمات و پشتیبانی مناسب بهداشتی و درمانی بعد از سال ها احیا شد . »
هشدار صدای معلم به وزارت آموزش و پرورش آن است که بر اجرای درست و کامل تعهدات شرکت بیمه گر نظارت دقیق و مستمر داشته باشند و وضعیت به گونه ای نشود که معلمان پس از گذشت مدتی همچون سابق احساس کنند که سرشان کلاه رفته و شرکت بیمه گر طرف قرار داد از چنین فرصتی برای جبران وضعیت ورشکستگی و زیانی دهی خود بهره جسته و معلمان به سیاق معمول به این نتیجه برسند که مرجعی برای احقاق حقوق قانونی آنان وجود ندارد .

پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

« از همه چیز خسته ام از هر چیزی
ای کاش پولدار بودم و تعدادی دوست خوب داشتم
کاش کشور بهتری داشتم ؛ ای کاش آدم بهتری بودم
کاش کارهای خیر بیشتری داشتم به جای تعداد زیادی گناه
کاش خانواده بهتری داشتم و
آرزو دارم آرزویی نداشتم
اگر به عقب برگردم خودم را می کشتم در بچه گی
ای کاش می توانستم آزاد باشم
ای کاش می توانستم آن طور که دلم می خواهد عمل کنم
ای کاش....»

امروز جمعه ۱۱ تیرماه شهیدستان کرج میزبان کنکور تجربی بود . از کله سحر تا ساعت 15 درگیر این آزمون نفس گیر و حواشی آن بودیم . وقتی آزمون تمام شد در شمارش پاسخ نامه ها یکی کم آمد .
وای خدای من !
یعنی پاسخ نامه را از حوزه خارج کردند؟
همگی بسیج شده و تمام اوراق را زیر و رو می کنیم تا اینکه پس از یک ساعت تقلا پاسخ نامه ای را لای دفترچه سوالات پیدا می کنیم . ناگهان چشمم به یادداشت پشت پاسخ نامه دوخته می شود ؛ یک پاراگراف با مداد به انگلیسی نوشته شده است .
به کمک اساتید زبان متن را ترجمه می کنیم.
به قول آقای علی پورسلیمان ، اوج ناامیدی و استیصال یک جوان ایرانی کنکور زده .
بارش یاس، فوران احساسات منفی
به راستی کدامین پل ارتباطی را شکسته ایم که جوانمان در کشور و خانواده خود احساس خفگی و یاس کرده و دیوار آرزوهایش کوتاه و کوچه های احساسش رو به بن بست آرزوهاست.
دلیل این حجم از بی تابی و دل مردگی چیست؟
آیا مسیر خوشبختی لزوما از جاده کنکور و آن هم پزشکی می گذرد؟

مسئله چیست؟
این روزهای پر استرس کرونایی اخبار ناگوار حوادث شب امتحانی، حین و پساکنکوری تقریبا از چهار گوشه کشور به گوش میرسد. ایستهای قلبی، سکتههای ناشی از مصرف ریتالین، استرسهای حاد، افسردگی های شدید، بی اشتهایی، ضعف و بیهوشی سر جلسه امتحان، ضربان قلب، فشارخون، تیکهای عصبی، سردرد، تهوع، خواب آلودگی و... سکه رایج بازار آشفته آموزش میباشد.
برخی از خانوادهها ماههاست که خود را در آپارتمانهای تنگ و تاریک قرنطینه کرده و روح و روان و جسمشان طراوت و شادابی لازم را از کف دادهاند. جامعه سالم متشکل از شهروندان سالم بوده و برای تربیت شهروند دولت باید هزینه در آموزش و پرورش را به مثابه سرمایهگذاری در آتیه کشور تلقی نماید.
مشکل کجاست؟
دلیل این همه هرج و مرج روحی و روانی، التهابات کنکوری، اضطرابات امتحانی و... چیست؟
کجای کار ما میلنگد؟
کدامین پل ارتباطی ترک برداشته و چرا جادههای عاطفه به بنبست رسیده است؟
به گفته دکتر حریرچی در ایام امتحانات شاهد رشد پنجاه درصدی استفاده خودسرانه از قرصهای ریتالین و... برای رفع بیخوابی و افزایش تمرکز در امتحانات هستیم. پنج درصد از دانشجویان و دانشآموزان سال آخر معتاد به مصرف ریتالین هستند.
ریتالین همانند قرص روانگردان اکس بوده و مصرف بیش از حد آن اعتیادآور است و عوارضی چون ضربان قلب، فشارخون، مشکلات معده، تیکهای عصبی، حرکات تکراری بیهدف، سردرد، خستگی، مشکلات گوارشی، تهوع و سکته مغزی را به همراه دارد.

استرس امتحانات و اضطراب کنکور
▫️استرس و اضطراب نوجوانان و جوانان حاصل از امتحانات در سالهای مدرسه و دانشگاه معطوف به فشار غیرمنطقی والدین، فشارات روحی و روانی معلمان و کلیت سیستم آموزشی، التهابات روحی و روانی به ارث رسیده از اجتماع، رسانههای گروهی، شبکههای اجتماعی، ماهواره ،گروه همسالان و از همه مهمتر حواشی کرونا ویروس میباشد.
چرایی استرس و عوامل استرسزا
به گفته روانکاوان ، استرس به معنای فشار و تنش روح و روان و واکنش بدن به آن میباشد. شرایط استرسزا میتواند عامل ایجاد افسردگی و اضطراب باشد.
حوادث پر استرس شامل پایان دادن به یک رابطه عاطفی طولانیمدت، از دست دادن شغل، طلاق، از دست دادن اعضای خانواده و نزدیکان، و تغییرات غیرمنتظره و بزرگ در زندگی است.
البته وجود استرس کنترل شده میتواند اثرات مثبتی در کمک به ارتقا و افزایش خلاقیتهای فردی داشته باشد. بالعکس استرس شدید و طولانی اثرات منفی فیزیولوژیکی، احساس خستگی ممتد، بیحالی، بیمیلی و افسردگی را به همراه دارد.
عوامل مؤثر در اضطراب امتحان
عوامل شخصیتی، اجتماعی، خانوادگی، فرهنگی، آموزشگاهی و...، ترس از آینده، تصویر غیرواقعی از خود، پیشینه منفی، عوامل عاطفی و فیزیکی حین و قبل و بعد امتحانات، اعتماد به نفس پایین، شکستهای پیشینی اختلالات وراثتی و... قابل ذکرند.
روانشناسان از برنامهریزی، استراحت، خواب راحت، تغذیه سالم، تمرکز فکری، مثبتاندیشی، آرامش روحی_روانی بهعنوان هفت قانون طلایی برای کاهش استرس یاد میکنند.
مدارس خاص
به دلیل غربالگری معیوب و انتخاب نادرست دانشآموزان تیزکوش به جای تیزهوش در مدارس خاص، در ادامه شاهد آسیبهای روحی و روانی شدیدی خواهیم بود. فشار روانی اولیا و مربیان به دانشآموزان برای کسب حد نصاب نمرات و معدل بیشتر، فشار بر دانش آموز برای کسب رتبههای جشنوارههایی چون خوارزمی و همچنین قبولی در رشتههای خاصی چون گروه پزشکی، از عوامل اصلی بروز استرسهای شایع میباشد.

چه باید کرد؟
مثلث خانواده، مدرسه و اجتماع هر سه در توفیقات و ناکامیهای آموزشی و تربیتی فرزندان ما دخیل هستند. اگر دانشآموزی با تربیت خانوادگی نرمال و شرایط اجتماعی خوب به مدیر، معاون و یا معلم مسئلهدار برخورد کند، احتمال لغزش او افزایش خواهد یافت. همچنین دانشآموز با خانواده و مدرسه سالم، در جامعهای مریض و آلوده، به راحتی نمیتواند از آسیبهایی چون اعتیاد اینترنتی، قرصهای ریتالین و... در امان بماند. ضمن اینکه دانشآموز خانواده مسئلهدار، مشکل خود را به مدرسه منتقل خواهد کرد.
برای تربیت دانشآموزان مبتنی بر منشور حقوق شهروندی در هزاره سوم لازم است بین خانواده، مدرسه و اجتماع تعادل و تعامل مناسب صورت گیرد.
جامعه سالم متشکل از شهروندان سالم بوده و برای تربیت شهروند دولت باید هزینه در آموزش و پرورش را به مثابه سرمایهگذاری در آتیه کشور تلقی نماید.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

به نام کمک ،دارند توی مملکت حکومت می کنند. در هیئت کمک درسی، کمک آموزشی، آمادگی کنکور و همه جور جلو آمده اند. خودشان بهتر از همه می دانند که در آن طرف کوی کنکور خبری نیست. می دانند که قبولی در کنکور یعنی اضافه کردن به آمار بیکاران تحصیل کرده. می دانند که بچه ها اگر علاقه و حوصله درس خواندن داشته باشند، همان کتاب های مدرسه برایشان کافیست. می دانند که بچه های محروم مرز نشین که کلاس اضافی و کتاب تست را نمی بینند، چه بسا موفق تر از بچه های برخوردار مراکز استان ها هستند . می دانند که ...با این حال و به برکت نظام آموزشی حافظه محور و طوطی پرور، چهارده برنامه هفتگی در هفت شبکه تلویزیونی راه انداخته اند و با چرب زبانی ، اسرار تست زنی را هویدا می سازند. تیراژ کتاب هایشان میلیونی و میزان فروششان میلیاردی. خدا می داند چقدر درآمد دارند که سالانه فقط چند صد میلیارد تومان بابت هزینه آگهی به تلویزیون می دهند. این اختاپوس هزار پا چنان در شبکه های سیما چنبره زده است که مردم بینوا گاه گاهی امکان می یابند بین این همه تبلیغات ، فیلمی را هم تماشا کنند. یک وقتی هم که وزیر وقت با طرح حذف مشق شب، درصدد تیشه زدن به یکی از ریشه های آنها بر می آید، در خانه مراجع قم بست می نشینند و فریاد واویلای آنها به هوا می شود که ای علمای مسلمین به داد نسل کودک و نوجوان برسید که اگر در خانه مشق ننویسند در فضای مجازی حرف های جفنگ می نویسند. كنكور با اين عظمتی که در ایران دارد، بعید است در کشورهای دیگر برگزار شود . مثل مراسم حماسی شده که سالانه برپا می گردد و از قبل آن خيلي ها نان مي خورند و کسی همم حق ندارد بگوید بالای چشمتان ابروست.آ

فقهای همیشه در صحنه نیز که معمولا در باب بسیاری از محال اندیشی ها می توانند حکمی رو کنند، در این زمینه نیز که گویی به سان پیاژه و دیویی ، سالها در حوزه سنجش و ارزشیابی آموزشی و علوم تربیتی تحقیق و تفحص کرده باشند، امر فرمودند: «آری! بی مشق شب ، بچه نُنر می شود!» . اگر چه نقد و نظر پیرامون تکلیف در منزل از حوصله این نوشتار خارج است اما همین قدر می توان گفت که نظام آموزشی ما نه فقط در حمایت از معلم که در عنایت به علم نیز هنوز هم از درون و هم از برون ، دچار تنگناست. این نظام، که نان معلم را درست نمی دهد ، چیزی نمانده تا او را از نام هم بیندازد. بس که جرآئت و قاطعیت لازم را در طرح و برنامه های خود ندارد؛ چه بسیار طرح هایی که در قالب حرف های قشنگی عنوان شدند و بلافاصله نابود شدند؛ مبارزه با مافیای کنکور، منحل کردن مدارس تیز هوشان، شاداب سازی مدارس، ارزشیابی توصیفی، کاربست فن آوری و نظائر آنها ، از آن هزاران حرفی بود کاندر عبارت آمد اما به عمل نیامد .
انگار همه چیز ما به هم مشروط و مربوط است؛ معلم اگر بخواهد با روش های خلاقیت محور، بچه ها را آموزش دهد، مدیر مدرسه شاکی می شود. مدیر مدرسه اگر بخواهد مدرسه را به محلی برای زندگی کردن بدل کند، اولیا شاکی می شوند، وزارتخانه اگر بخواهد نظارت و مدیریتی متفاوت بکند، نظام شاکی می شود.

نظام آموزشی ما مشکل بسیار دارد که یکی از آنها «کنکور» است. دیواری بین مدرسه و دانشگاه که گویا نمی توان و نباید آن را فرو ریخت. قاعدتا کنکور با این حجم و وسعت در اجرا، در شان و شعور کشوری مدعی مثل ایران نباید باشد و بیشتر برای کشورهای عقب مانده و توسعه نیافته مناسب است . اگر چه رسم کنکور به صورت مطلوب در بسیاری کشورها وجود دارد اما کنکور در جامعه ی ما بیشتر جبرانی در دقیقه ی نود و برای نبود هدایت تحصیلی در طول دوران دانش آموزی فرد است که در پایان آن یک بار برگزار می شود و بی رحمانه به غربال سازی استعدادها می پردازد. مردان و زنان کوچکی که والدین و معلمانشان به آنها تلقین کرده اند به جای اراده کردن ، بیشتر آرزو کنند که آرزو بر جوانان عیب نیست. آرزوهایی دور و دراز. قبولی در یک دانشگاه با کلاس. علاقه بعدا خواهد آمد. واقعا دل آدم براى يك ميليون نفرى كه امروز و فردا در محشر كنكور قیام می کنند، می سوزد. طفلکی ها چه خواب و خوراک و سفرهایی که بر خود حرام نکردند، زیر باران نگاه چقدر آدم نگران و امیدوار خیس نشدند، چه خواب ها كه براى آينده ی نامعلومشان ندیده اند. نوجوانی و جوانی نکرده، چقدر تمرین بزرگی در جاهايى خیالی که نکرده اند. بندگان خدا به خوابی رفته اند و یا فرو برده شده اند که تنها با قبولی و فارغ التحصيلی ،چرتشان پاره خواهد شد. وقتی که دیگر دیر است. وقتی که می بینند اهل ادبيات بوده اند و اشتباهی آمده اند پزشكى و بالعکس. به خودشان که می آیند می بینند، به جای معلم شدن، حیف شد که مهندس نشدند. زیرک ترها خوب که تامل می کنند، می بینند کسانی پنهان نشسته اند درون جانشان و از زبان آنها ، اینده شان را انتخاب کرده اند. پدر و مادرها، دست به اقدام و عملی خطرناک زده اند برای جبران تمام محرومیت ها و ناکامی های دوران کودکی و نوجوانی خویش. بچه های خود را سرمایه های مایملک خویش شبیه زمین و باغ و مزرعه می بینند که فصل برداشت از آنها رسیده است. حس و حال و ذوق و شوق خود بچه هم مهم نیست. حس می کنند اگر پزشک و مهندس می شدند، این چنین حقیر و فقیر نمی شدند و حال مصلحت آن است که تنها پسر یا دخترشان و همه ی هستی شان، راه نرفته ی آنها را بپیمایند در این کار خیر، چقدر دکان و موسسه و آموزشگاه رنگارنگ نه به سرنوشت که به حساب انباشت آنها چشم امید دوخته اند.

كنكور با اين عظمتی که در ایران دارد، بعید است در کشورهای دیگر برگزار شود . مثل مراسم حماسی شده که سالانه برپا می گردد و از قبل آن خيلي ها نان مي خورند و کسی همم حق ندارد بگوید بالای چشمتان ابروست.آموزشگاه ها ، ناشرين ، شبکه های صدا و سیما، دكّه هاى روزنامه فروشي ، كتاب فروشي ها ، دستفروشان و همه ماهی مقصود خویش را از این آب گل آلود صید می کنند. آدم دلش می گیرد از مواجهه ی استادان و معلمان دانشگاهها و مدارس که عمری بچه ها را به لذت بردن از درس و مطالعه برای زندگی سالم و نوآوری و خلاقیت تشویق می کردند، اکنون شبلی وار به دانشی که حلاج وار به دار منفعت و مصلحت آویخته شده، سنگ بی اعتنایی می اندازند و همراه این خیل سرمست شده اند و هیبت ترسناک کنکور را از اول سال، خوف انگیز تر از آن چه هست برای پشت کنکوری ها نشان می دهند و برای آنها که کمتر به آن می اندیشند، خط و نشان می کشندو ...
نقطه، سرخط!
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

لایحه رتبهبندی معلمان در تاریخ بیستوسوم اسفند ۱۴۰۰ با تایید شورای نگهبان، به قانون تبدیل شد.
بر اساس این قانون، وزارت آموزش و پرورش و دولت، حداکثر سه ماه فرصت داشتند تا نگارش آییننامه اجرایی این قانون را نوشته، در دولت مطرح و تصویب کنند.
بیست و سوم خرداد ۱۴۰۱، آخرین فرصت وزارت و دولت بود که متاسفانه تا کنون این آییننامه از طرف دولت به وزارت آموزش و پرورش ابلاغ نشده است.
سوال:
چرا این تخلفِ آشکارِ وزارت آموزشوپرورش از قانون، بررسی نمیشود؟ مگر اینکه پذیرفته باشیم که تخلف از قانون، فقط برای مردم مستوجب مجازات است و دولت از استنطاق در مورد تخلفات خود از قانون، دارای مصونیت است.

سوال:
آنهایی که معلمان را به قانون مندی و صبر دعوت میکردند، چرا اکنون روزه سکوت گرفتهاند؟ چگونه است که معلمان حتی برای اعتراض به عدم پایبندی دولت و مجلس به قانون، مورد هجمه و تخطئه سداوصیما (س-ص) و برخی قلم بهمزدها قرار میگیرند اما در زمان تخلف دولت و مجلس، به سادگی از کنار آن عبور میکنند!
سوال:
چرا نهادهای نظارتی و قوه قضاییه ؛ وزیر آموزش و پرورش را برای تخطی از قانون محاکمه نمیکند؟ باید تا قبل از شروع اعتراضات مجدد معلمان، مجریان را به اجرای قانون الزام کرد چون صبر معلمان قطعا ابدی نیست.

قویا انتظار داریم تا تعلل و تاخیر وزیر آموزش و پرورش و تمام کسانی که برای نگارش آییننامه اجرایی قانون رتبهبندی معلمان دخالت داشتهاند، بررسی و نتایج آن اعلام شود. میزان تا صبر و دخالت افراد در ایجاد نارضایتی در میان معلمان باید مشخص شده و خاطیان هم باید مجازات شوند.
نمایندگان، بهویژه اعضای کمیسیون آموزش مجلس شورای اسلامی، باید برای اساس نقش نظارتی و به واسطه نمایندگی مردم، با قدرت تمام به این موضوع ورود کرده و تصمیم قاطعانه اخذ نمایند در غیر اینصورت بابت بیتوجهی به افکار عمومی معلمان، در انتخابات آینده، تاوان سنگینی خواهند داد و این که چون نزدیک انتخابات است، گلو پاره کردنهای نمایشی را دیگر باور نمیکنیم، تمام!
صفحه فیس بوک
یکی از مشکلات آموزشی کشور و عدم دست یابی به اهداف سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، مسئله کنکور ، مؤسسات کنکوری و آزمونهای ورودی مدارس خاص هستند که بهجای یادگیری معنیدار و عمیق مطالب، مهارتهای تستزنی و راههای میانبر را به دانشآموزان نشان میدهند.
کنکور فقط به حیطه دانشی آن هم در سطوح پایین یادگیری و حفظیات تمرکز دارد و دانشآموزان را از پرداختن به سایر حیطههای مهارتی و نگرشی محروم میکند. بهطوریکه بیشتر افراد قبول شده در کنکور توانایی لازم برای حل تشریحی مسائل و توضیح موضوعات علمی را ندارند و فقط راهحلهای تستی را میدانند. این موضوع آموزش در کشور را با مشکل روبه رو کرده و شادابی و طراوت را از مدارس گرفته، دانشآموزان را از درک واقعی موضوعات و مفاهیم علمی دور کرده و بیشتر به حفظ مطالب میپردازد. اگرچه برخی محتوی و موضوعات درسی در دوران تحصیل دانشآموزان کاربردی و یادگیری مهارتها را مدنظر دارد ولی سایه سنگین کنکور باعث شده که دانشآموزان به دروسی که در کنکور نمیآیند اهمیت ندهند و توجهی به یادگیری این دروس مهم و کاربردی نکنند.
آمارها نشان میدهند که حدود 80 درصد رتبههای برتر کنکور از سه دهک بالای جامعه هستند و در مدارس خاص (نمونه و تیز هوشان) تحصیل میکنند. هزینههای سنگین آزمونها، کلاسها و مشاورههای مؤسسات کنکوری باعث شده که دانشآموزانی که بضاعت مالی مناسبی ندارند، نتوانند در این آزمونها و کلاسها شرکت کنند و از بقیه رقبای خود جا بمانند. هزینههای سنگین کلاسهای کنکوری عدالت آموزشی را هم زیر سؤال میبرد و در بسیاری از شهرهای دور از مرکز و روستاهای دورافتاده، دانشآموزان دسترسی به این کلاسها را ندارند و عملاً در این رقابت بزرگ علمی موفق نخواهند شد.
موفقیت در رشتههای پزشکی، پیراپزشکی و مهندسیها توقعاتی است که خانوادهها از فرزندان خود دارند که این امر اضطراب و استرسی را هم به دانشآموزان و هم به خانوادهها وارد میکند که باعث بروز مشکلات جسمی و روحی خواهد شد. مسلماً بروز آسیبهای روحی خطرناکتر از آسیبهای جسمی است و میتواند دانشآموزان را در سالهای بعد نیز دچار مشکل کند و بقیه فعالیتهای زندگی آنها را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
یادگیری به سبک کنکوری و تلاش برای مهارت تستزدن، دانشآموزان را تکبعدی تربیت میکند و از یادگیری سایر مهارتهای زندگی دور میکند. این موضوع میتواند آسیبهایی را در دوران قبل از کنکور، تحصیل در دانشگاه و حتی بعد از فارغالتحصیلی از دانشگاه، به دنبال داشته باشد. مثلاً پزشکی که مهارت گوش دادن، مهارت برقراری ارتباط، مهارت کنترل خشم ، مهارت گفت و شنود و مهارت نقدپذیری را ندارد، هرچند هم که حاذق باشد، در کارش موفق نخواهد شد.

کمرنگشدن جایگاه مدارس دولتی و کماهمیت شدن کلاسهای درس مدارس و معلم مدرسه، بهواسطه کلاسهای کنکور، مشکل دیگری است که مافیای کنکور و مؤسسات کنکوری به آن دامن میزنند و آموزش و پرورش باید به این موضوع ورود کند و با تقویت مدارس دولتی این مشکل را حل نماید.
علاوه بر دانشآموزان خانوادههای آنها نیز در سالهای منتهی به کنکور دغدغهها و چالشهای فراوانی دارند و فضای زندگی آنها در این سالها متفاوت خواهد بود و به جز هزینههای مالی فراوان، مجبور به تحمل مشکلات زیادی هستند.
کنکوری که در عرض چند ساعت سرنوشت تو را رقم خواهد زد و فقط مهارت تستزنی تو را می سنجد و از سایر مهارتها غافل است، استرس و اضطرابی را در پی خواهد داشت که همه افراد شرکتکننده در کنکور را تحتتأثیر قرار میدهد و آسیبهایی را به دنبال خواهد داشت. قبول نشدن در کنکور هم حس ناامیدی را تقویت میکند و آینده را تاریک و مبهم خواهد ساخت. نداشتن مهارتهای لازم در زندگی بهواسطه کنکور، دانشآموزان را بیش از پیش ناامید میکند که آینده خوبی نخواهند داشت و چون مهارتهای ضروری را بلد نیستند آنها را به انزوا و گوشهگیری میکشاند و از آینده ناامید میشوند که این امر شادابی و نشاط را در جامعه از بین خواهد برد.

رتبههای برتر کنکور نیز گاهی اوقات دچار غرور و خودبرتربینی میشوند و توقعات بالایی که خانواده، اقوام و جامعه از آنها دارند باعث بروز چالشهایی برای آنها میشود و با همه زحمات، تلاشها و هزینههایی که کردهاند احساس میکنند که با قبولی در دانشگاههای معتبر و رشته مورد علاقه خود به کعبه آمال خویش نرسیدهاند و دچار افسردگی شده و با تغییر رشته و یا فکر مهاجرت خود را آرام میکنند.
امید است با توجه به تغییراتی که در کنکور سالهای بعد لحاظ شده از جمله تأثیر 60 درصدی سوابق علمی (معدل امتحان نهایی پایه دوازدهم) و حذف دروس عمومی و برگزاری دو بار کنکور در سال، بسیاری از این مشکلات کاهش پیدا کند و کمکم با حذف تدریجی کنکور و یا کمرنگشدن آن در بسیاری از رشتهها شاهد رشد و شکوفایی بیشتری در عرصههای علمی کشور باشیم و با جلوگیری از مهاجرت نخبگان و دانشمندان و رتبههای برتر کنکور و تحول در امر آموزش و یادگیری عمیق و معنیدار مفاهیم و موضوعات کاربردی بتوانیم قلههای علم و دانش را در جهان فتح کنیم.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

این روزها در شرایط نامساعد اقتصادی کشور، مدیران مدارس عادی دولتی با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم می کنند.
مدیریت در مدرسه ای سراسر مشکل (با دانش آموز و دبیران الک شده) با جیب خالی هنر شیرزنان و بزرگ مردانی است که همواره از چهارسوق و چهارطاق مربع اولیا، دانش آموزان، همکاران و ادارات تحت فشارهای بی امان و خرد کننده می باشند .
مشکلات عمومی مدارس دولتی :
- نبود سرانه مدارس
- هزینه های سرسام آور تعمیر، تجهیز و نگهداری مدارس دولتی
- هزینه های تصاعدی حاملهای انرژی
- سامانه های اسقاطی و عذاب آور فعلی
- نبود نیروهای خدماتی و سرایداری
- ثبت کتب و تهیه و توزیع آن
- تبعیض های ناروای مسئولین
- معضل موبایل در مدارس
حجم فزاینده بخشنامه های آبکی تنها گوشه های کوچکی از مسائل و مصائب آموزش و پرورش پیشروی ماست.
موارد مذکور بخشی از مشکلات ملموس و آشکار مدیران مدارس در اقصا نقاط کشور می باشد.
در کنار این داستان نباید از قیاس حجم و نوع کار مدیران متوسطه دوره دوم با مدیران راهنمایی (متوسطه اول) و ابتدایی نیز غافل شد.
مشکلات اختصاصی مدیران متوسطه دوم
تفاوت های سخت افزاری:
تفاوت کارکرد مدیران مدارس متوسطه دوم با مدیران مقاطع پایین تر هم از نظر (ساعت کاری، تعداد دانش آموز، مدیریت دو مدرسه متوسطه دوم و بعضا ضمیمه هنرستان همزمان) با حق مدیریت یکسان مسئله ای آزار دهنده، ناعادلانه و تبعیض آمیز است.
از منظر تنوع کاری
تعدد فعالیتهای مدارس متوسطه دوم نسبت به دبستان و متوسطه اول (امتحانات نهایی، کنکور، صدور مدرک پایان تحصیلات، دفاتر فارغ التحصیلی و ...) با حق مدیریت یکسان جفایی عظیم در قاموس با صلابت عدالت بوده و چون تبعیض آمیز است قطعا پایه های چنین ظلمی پابرجا نخواهد ماند.
تدریس دستوری معاونین در مقطع متوسطه دوم بسیار سخت جانفرساست. پیشنهاد می شود که به خاطر این همه تنوع کاری ۶ ساعت تدریس من درآوری و تحمیلی از احکام و ابلاغ معاونین مقطع متوسطه دوم حذف شود.
کوتاه سخن اینکه با توجه به قیاس حجم، نوع و حساسیت های ویژه کاری مدیران متوسطه دوم با مدیران پایین دستی با حق مدیریت یکسان، معطوف وجود ظلم و ستم سیستماتیک و فزاینده نسبت به مدیران متوسطه دوم هویداست. امیدواریم دوستان حاذقی که در شورای راهبری مدیران مدارس دست اندرکارانند در کنار مدیران نجیب کف مدارس و کلاسها اندکی به مصالح عمومی بیاندیشیم .

و سخن آخر اینکه:
مهمترین چالش پیش روی مدیران مدارس مسئله پارادوکسیکال ثبت نام می باشد. مسئولین بالادستی برای خودشیرینی و کسب وجهه در افکار عمومی مدیران خود را در پیش اولیا ذبح می نمایند. نزدیک ثبت نام مدارس بخشنامه پشت بخشنامه و تذکر روی تذکر مدیران بخت برگشته را از چهارسو نشانه می رود مبنی بر اینکه زمان ثبت نام حق گرفتن شهریه و کمک های مردمی را نخواهد داشت.
آموزش پرورش خودش که از پرداخت سرانه به مدارس شرمنده بوده و با این دستورات نیز عملن راه کمکهای داوطلبانه به مدارس را سد کرده و مدیرش را در میانه انبوه مشکلات فی امان الله رها می کند. وقتی هم اعتراضی باشد اگر نتوانند مدیر را اقناع کرده و یا مرعوب سیستم های نظارتی نمایند بی سر و صدا می گویند :
« فلانی بزار یکی دو هفته بگذره . در طول سال به واسطه انجمن کمک های مردمی را جمع کنین ! »
غافل از آن که بر حسب عرف و عادت اگر اول ثبت نام مدیر نتواند حساب خالی اش را با کمکهای مردمی ترمیم کند در طول سال کلاهش پسِ معرکه خواهد بود.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

پیش تر و در نشست رسانه ای رئیس سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور ؛ « مدیر صدای معلم » ضمن انتقاد از سیاست ها و راهبردهای وزارت آموزش و پرورش چنین گفت : ( این جا )
« سخن نخست من به نوعی تذکر به وزارت آموزش و پرورش است .
چرا برخی از دوایر ستادی و نهادها و سازمان های مستقر در این وزارتخانه از برگزاری نشست رسانه ای طفره می روند .
جاهایی مانند صندوق ذخیره فرهنگیان ، مرکز برنامهریزی منابع انسانی و امور اداری ، اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران ، سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان ، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ، معاونت حقوقی و امور مجلس وزارت آموزش و پرورش ، دانشگاه فرهنگیان ، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی ، ستاد همکاری های حوزه علمیه و آموزش و پرورش ، معاونت برنامه ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش ، انجمن مرکزی اولیا و مربیان وزارت آموزش و پرورش ، مرکز امور بین الملل و مدارس خارج از کشور ، اداره کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش ، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی ، سازمان مدارس و مراکزغیر دولتی و توسعه مشارکت های مردمی وزارت آموزش و پرورش و...
اساسا آیا در وزارت آموزش و پرورش میان مدیر پاسخ و غیرپاسخ گو تفاوتی هست ؟
وضعیت طوری نیست که بخواهند مانند سابق کرونا را بهانه کنند .
امیدوارم که مساله ترس از رسانه ها نباشد . »
پرسش « صدای معلم » از وزیر آموزش و پرورش و متولی نهاد روابط عمومی در این وزارتخانه این است که چه کسی باید پاسخ گوی این وضعیت آشفته و فرار از پاسخ گویی و مسئولیت پذیری مدیران باشد ؟

آیا مسئولان روابط عمومی و سایرین گزارش ها و مطالب این رسانه را مطالعه می کنند ؟ و اگر چنین است چرا به افکار عمومی فرهنگیان و جامعه پاسخ گو نیستند ؟
ایسنا نوشت :
«مصطفی بابایی رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش پنجم تیر در دیدار با نماینده ولی فقیه در استان کرمان با اشاره به تاکید مقام معظم رهبری در دیدار اخیر فرهنگیان با ایشان مبنی بر اینکه باید جوری (رفتار) کنیم که خود معلّم به معلّمی خودش افتخار کند، خانوادهی او به معلّمی او افتخار کنند و جامعه به او به چشم یک موجود مفتخر نگاه کند؛ ما باید به اینجا برسیم» اظهار کرد: ائمه جمعه نقش موثری در تحقق جهاد تبیین و ارتقاء شأن و منزلت معلمان دارند. معلمان همواره می پرسند چرا « قانون رتبه بندی معلمان » با وجود تامین اعتبار و حتا تذکر برخی نمایندگان مجلس هنوز اجرا نشده است ؟ و طنز تلخ ماجرا آن جاست که هر کدام از مسئولان این وزارتخانه در سخنرانی ها و نشست های خود ، رتبه بندی را از دستاوردهای مهم این دولت بر می شمارند .
وی افزود: خوشبختانه در شرایط فعلی دولت، مجلس و شورای نگهبان تعامل و همکاری بسیار خوبی در راستای ارتقای شأن و منزلت معلمان دارند.
بابایی با بیان اینکه متاسفانه جریان های ضد انقلاب به دنبال سوءاستفاده از جایگاه معلم و ارائه هجمه های سنگینی به شأن و منزلت معلم هستند، گفت: فرهنگیان باید در شرایط فعلی هوشیار باشند و بهانه دست دشمنان نظام و انقلاب ندهند.
رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی آموزش و پرورش استان کرمان از منبر به عنوان رسانه ای تاثیر گذار و اثر بخش نام برد و خواستار همکاری ائمه جمعه سراسر استان با آموزش و پرورش در راستای ارتقاء منزلت و کرامت معلمان شد. »
پرسش این رسانه آن است که ؛
این « بایدها » در مورد ارتقای شأن و منزلت معلمان را چه کسی و کدام نهاد باید انجام دهد ؟ و در مورد آن پاسخ گو باشد ؟

رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش آیا هنوز نمی داند و درک نمی کند که وقتی عنصر پاسخ گویی و مسئولیت پذیری در آموزش و پرورش و سایر جاها کم رنگ و یا بی اثر شود ؛ تنها جایی که برای مطالبه گری قانونی خواهد ماند همانا « کف خیابان » است ؟
آیا قرار است با پند و نصیحت و اندرز پاسخ گوی معلمان در مورد تبعیض های وحشتناک در زمینه حقوق و مزایا و رانده شدن بیش از پیش آنان به « خط فقر » مطلق باشیم ؟
پرسش « صدای معلم » از ایشان و سایر مسئولان آن است که فرهنگیان چگونه باید رفتار و عمل کنند تا ضمن احصای مطالبات قانونی شان و تحقق آن ها ، به قول ایشان بهانه به دست دشمنان نظام و انقلاب ندهند ؟
معلمان همواره می پرسند چرا « قانون رتبه بندی معلمان » با وجود تامین اعتبار و حتا تذکر برخی نمایندگان مجلس هنوز اجرا نشده است ؟ و طنز تلخ ماجرا آن جاست که هر کدام از مسئولان این وزارتخانه در سخنرانی ها و نشست های خود ، رتبه بندی را از دستاوردهای مهم این دولت بر می شمارند .

علاوه بر این ؛
رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش چه برنامه و راهبرد مشخصی برای ارتباط با مخاطبان بزرگ خود در جامعه ( بیش از 50 میلیون نفر ) و در اولویت قرار دادن مقوله آموزش در برنامه ریزی ها و تصمیم گیری های نظام دارد ؟
اگر از نظر ایشان ، « منبر » رسانه ای تاثیرگذار و اثربخش است ؛ این همه تلاش سازمان حوزه علمیه و سایر نهادهای حکومتی برای حضور مستمر و قانونی در مدارس از چه ناشی می شود ؟
آقای بابایی!
نیازی به این گونه سخنرانی های تکراری ، خسته کننده و بی حاصل نیست .
« جهاد تبیین » در آموزش و پرورش پاسخ گویی ، شفاف سازی و اقناع اضلاع تعلیم و تربیت یعنی معلمان ، دانش آموزان و اولیای آنان است . »
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید