
رفتارهایی گسترده و متنوع برای مفهوم ارزشهای اجتماعی وجود دارند که با این ارزشها میتوانیم در مورد یک اجتماع قضاوت کنیم.
اینجا یک استان جنوبی در کنار سواحل نیلگون خلیجفارس است ؛ استان هرمزگان با قدمتی دیرینه و فرهنگ و تمدنی که ریشه در تاریخ این سرزمین دارد. از فرهنگ و تمدن که حرف میزنیم نمیدانم باید به گذشته سفر کنیم یا آنچه در زندگی روزمره با آن سروکار داریم ملاک قرار دهیم!
این روزها آنچه در اتفاقات روزانه با آن دستوپنجه نرم میکنیم نه تنها بوی افتخار و تمدن نمیدهد بلکه مفهومی غیر از این به ذهن میرساند. مفهومی که نمیدانم از کجا ریشه گرفته است اما خستگی و دل زدگی از سبک زندگی و خالی بودن اخلاق و ادب را به رخ میکشد.

بهطور خلاصه این اتفاقات یک روزه را در استان هرمزگان شما هم ببینید:
در مسیر پرتردد بندر خمیر به بندرعباس که هم جزایر قشم و کیش قرار دارد و هم ترافیک سنگینی معمولاً به دلیل ورود مسافران مواجه هستیم هیچکدام از دوربرگردانهای مسیر روشنایی ندارد و تابلوهایی نیز اگر بوده نصف و نیم و با خطخوردگی است!
این سؤال را از خودت میپرسی آیا اداره راه متولی ندارد؟ و آیا برای کسی مهم نیست مسافران سردرگم شوند و یا حتی در پارهای موارد جانشان را از دست دهند؟
ادامه مسیر یک پاسگاه ایست و بازرسی قرار دارد که کامیون و تریلی و سواری و حتی اگر الاغ و قاطر هم موجود بود ناچارند از یک خط عبور کنند و بقیه مسیر با سنگ و لاستیک و آهن مسدود شده است.
پیشتر مسئولان نظامی این ایست و بازرسی کمبود نیرو را دلیل باز نشدن دیگر لاین ها عنوان کرده بودند.
با خودت فکر میکنی آیا نمیتوان با تأمین نیرو باعث تسهیل در رفتوآمد شهروندان شد؟
درست روبه روی این ایست و بازرسی جادهای خاکی است که ماشینهای قاچاق اقدام به عبور میکنند از خودت میپرسی با اینکه جلوی چشم مأموران قانون قاچاق میشود چرا کسی مانع نمیشود؟
در شهر بندرعباس بوستان و فضای زیبایی توسط شهرداری آماده شده است روبه روی دریا با چشماندازی دلنشین که میتواند آرامشبخش باشد اما ته سیگارهای ریخته شده و زبالهها آن قدر زیاد هستند که به جای نگاه کردن به دریا حواست به سمت این منظره نازیبا پرت میشود و از خودت میپرسی چرا باوجود نصب سطلهای زباله باز هم کسانی هستند که این فضای زیبا را آلوده میسازند؟
در همین حین علیرغم حصار کشی و راهبند برای وسایل نقلیه موتورسوارانی با سرعت زیاد وارد میشوند و شروع به تکچرخ زدن میکنند! کودکی که مشغول بازی بود هراسان به سمت مادرش میدود و این سؤال را میپرسی که چرا با وجود ممنوعیت وسایل نقلیه این دوستان از سنگ خیابان وارد شدهاند و چرا قانونی مانع این رفتار پرخطر نمیشود؟

همچنین میتوانی جوهای کوچک و بزرگ فاضلاب شهری را ببینی که مرتب به دریا سرریز میشوند و علیرغم بوی نامطبوع زندگی ژانویگان و گونههای دریایی را نیز به خطر میاندازد؟
با خودت میاندیشی مگر یک عضو شورای شهر با کت و شلوار جلوی لولههای فاضلاب نایستاد؟ پس چرا بیش از دو دهه همچنان مشکل سر جای خودش است؟

برای رفتن به مسجد زیبایی که وسط بازار بندرعباس (مسجد امام) از در اصلی وارد میشود و برای وضو گرفتن به سمت سرویس بهداشتی میروی.
مأموری نشسته و در حالی که انگشتهایش را با آب دهانش خیس میکند دستهای اسکناس را میشمارد. تو هم باید برای ورود به سرویس بهداشتی مبلغی هزینه بدهی!
از خودت میپرسی آیا نمیتوان چندین چشمه برای مسجد ساخت تا با رعایت نظافت و ادب شهروندان و بازاریان از آن استفاده کنند؟
هنگام ورود به مسجد و خواندن نماز همه کفشهایشان را در پلاستیکی میگذارند و زیر بغل وارد میشوند. نماز در کنار کفشهایت که جایشان امن است لابد مقبولیت بیشتری دارد.
از خودت میپرسی اینجا مسجد خانه خداست ؛ چه شده است که برای پنج دقیقه راز و نیاز نتوانی کفشهایت را بیرون بگذاری؟

بخشی از بازار بندرعباس در دستان دستفروشهاست دستفروشهایی که یک مسیر طولانی با اجناس متنوع صفکشیدهاند و چون کمی قیمت منصفانهتر است مردم زیادی اطرافشان جمع میشوند. از خودت میپرسی با اینکه جلوی چشم مأموران قانون قاچاق میشود چرا کسی مانع نمیشود؟
اما در همینجا نیز از یک فروشنده به فروشنده دیگر برای یک کالای یکسان قیمتهای متفاوتی را میبینی؟ تمام بازار بندرعباس از پارچه و کفش و کیف تا خوراکی گرفته همه کالای خارجی و عموماً از کشور دوست یعنی چین است!
کالایی که علیرغم قیمتشان عمری کوتاه دارند.
ممکن است اینجا نیز از خودتان بپرسید کسی مدافع حقوق خریدار و مردم عادی است؟ یا نظارتی بر بازار وجود دارد؟
خلاصه اینکه دیگر خسته میشود و از سؤال پرسیدن دست میکشید و اگر چه ساکت هستید اما اعتراضها قطرهقطره در جانتان جمع میشود و معلوم نیست به «اعتراض» « اغتشاش» یا چه چیز دیگری تبدیل شود؟

هر چند جای جای ایران همین است و هر کس ممکن است گلههای بیشتر و کمتری نیز در دل باشد اما این نارضایتیها مرا یاد حکایتی انداخت که شنیدنش خالی از لطف نیست:
مردی بود که رمههای بسیاری داشت. او برای مواظبت از رمهی خود چوپانی را به کار گرفته بود. چوپان هر روز شیر گوسفندها را میدوشید و به خانهی مرد توانگر میبرد. او آب فراوان قاطی شیر میکرد و از چوپان میخواست، شیر زیاد شده را ببرد به بازار و به مردم بفروشد.
شبان وقتی دید که اربابش آب زیاد قاطی شیر میکند و به مردم میفروشد، زبان به نصیحت گشود و به اربابش گفت: «ای ارباب، دست از این کار بردار و به مردم خیانت نکن! چونکه عاقبت خیانت به مردم تباهی و نابودی است.»
مرد رمهدار که چوپان را ساده میپنداشت، به حرفها و نصیحتهای او میخندید و آنها را نشنیده میگرفت و روزبهروز آب زیادی قاطی شیر میکرد و آن را به خورد مردم میداد.
در یک شب بهاری که چوپان خسته شده بود، گوسفندان را داخل رودخانهی خشک و بیآب خواباند و خودش هم برای دمی خفتن و استراحت کردن و مواظبت از رمه، بالای تپهای رفت و کمی خوابید.
نیمههای شب، باران تندی شروع به باریدن کرد و سیل راه انداخت. سیل به سمت رودخانهی خشک و بیآب رفت و همهی گوسفندان را یک جا با خود برد.
چوپان که دید حتی یک گوسفند هم نمانده است، با سطل خالی شیر پیش اربابش آمد.
ارباب با دیدن سطلهای خالی از شیر، پرسید: «چرا سطلها خالی هستند ؟»
چوپان گفت: «سیل همهی رمهی تو را هلاک کرد.»
رمهدار با ناراحتی پرسید: «سیل از کجا آمده بود؟»
چوپان گفت: «ای ارباب! قبلاً به تو گفته بودم اضافه کردن آب به شیر، خیانت به مردم است. همان آبهایی که قاطی شیرها میکردی و به خورد مردم میدادی، به سیل عظیمی بدل شد و همهی گوسفندان تو را یک جا با خود برد.»
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
مبانی نظری و کلیات زیر نظام تامین فضا، تجهیزات و فن آوری از مجموعه ی مبانی نظری سند تحول بنیادین آموزش و پرورش مورد تایید شورای عالی انقلاب فرهنگی اتخاذ شده است و دلالت های مبانی نظری و فلسفی در حوزه زیر نظام را تبیین و تشریح می کند. به عبارت دیگر، کلیه سیاست گذاری ها، برنامه ریزی ها، تصمیم گیری ها و فعالیت ها باید مبتنی بر این مبانی نظری و در چارچوب برنامه زیر نظام انجام شود.
در نوشتار قبلی (در صدای معلم) اشاره شد که این زیر نظام یکی از شش زیر نظام اصلی نظام تربیت رسمی عمومی استکه کلیه فعالیت های برنامه ریزی، سازماندهی، طراحی، اجرا، نظارت و پشتیبانی مربوط به تامین کالبد تربیت رسمی عمومی و تدارک تجهیزات و فن آوری آن را متناسب با برنامه درسی و هماهنگ با مولفه های معماری و طراحی شهری، تکنولوژی ساخت، لوازم و تجهیزات، منابع انسانی ، مادی و مالی و مدیریت فنی و مهندسی در راستای دست یابی به اهداف نظام تربیت رسمی عمومی به عهده دارد.
برنامه این زیر نظام از یک طرف تبیین کننده و پاسخ گوی نظری در امر طراحی فضا و تامین تجهیزات و فن آوری مبتنی بر فلسفه تربیت رسمی عمومی متناسب با شرایط جسمی ، روحی، جنسیتی، اقلیمی، برنامه درسی و.....بوده و از طرف دیگر تسهیل کننده فرآیند یاددهی و یادگیری و تحقق اهداف تربیتی برای رشد و پیشرفت کشور می باشد و به اموری چون تنوع فضاها، اثربخشی و روزآمدی، تولید و تامین تجهیزات و فن آوری، زیباسازی و بانشاط سازی محیط درونی و بیرونی، نحوه تامین منابع و توسعه مشارکت های مردمی، مشارکت فراگیران و کاربران در نگهداری فضا، تجهیزات و فن آوری توجه دارد.
در این زیر نظام ، فضای تربیتی تنها به کلاس درس خلاصه نمی شود بلکه تربیت در محیط تربیتی اتفاق می افتد که شامل کلاس درس، حیاط مدرسه، آزمایشگاه ها، کارگاه ها،کتابخانه و نمازخانه حتی محیط خارج از مدرسه می باشد ؛ در تمام این محیط ها، پیام های تربیتی به دانش آموزان منتقل می شوند لذا برای دست یابی و تحقق اهداف تربیتی باید تمام این محیط هامدیریت و هماهنگ شوند.
از منظر فلسفه تربیت رسمی عمومی، مدرسه کانون تربیتی محله و تجلی بخش حیات طیبه است بنابراین باید در طراحی و ساخت مدرسه تدابیری اتخاذ کرد تا مدرسه به عنوان محیط دوست داشتنی و شوق انگیز برای دانش آموزان تلقی شده و ارتباطات مدرسه با محیط تسهیل شود و زمینه ارائه خدمات موثر به محیط و تعامل اثربخش در آن تدارک دیده شود.

با این نگاه وظایفی برای این زیر نظام تعریف شده است :
1- تامین فضاهای کالبدی، تجهیزات و فن آوری مناسب و معتبر برای زمینه سازی تحقق اهداف ساحت های تربیتی، رسالت و کارکردهای نظام تربیت رسمی عمومی و متناسب با نیازهای زیر نظام برنامه درسی ملی.
2 -مکان یابی و استقرار مناسب فضا با توجه به اصول شهرسازی و تحولات جمعیتی و مبانی تربیتی.
3- برنامه ریزی ،ساماندهی، طراحی، اجراء، نظارت و پشتیبانی جهت ساخت و ساز فضاهای مناسب نظام تربیت رسمی عمومی و متناسب با نیازها و ویژگی های حیات طیبه.
4- طراحی فضای مناسب و ایمن برای دوره های تربیت رسمی عمومی با توجه به عوامل مختلف کارکردی، اقلیمی، روان شناختی، فرهنگی، زیست محیطی، فنی و اقتصادی و......
5- هویت بخشی به معماری فضاهای تربیتی با توجه به اقتضائات فرهنگ اسلامی-ایرانی و شرایط زمان و مکان.
6- تولید و تامین فن آوری اطلاعات و ارتباطات متناسب با اهداف ساحت های تربیت در زیر نظام برنامه درسی ملی
7- تامین و تجهیز فضا به تجهیزات متناسب با اهداف و مراحل تربیت جهت تسریع ، تسهیل و ارتقاء فرآیند کسب شایستگی ها
8- مشارکت فعال در تصمیم سازی مرتبط با کلیه زیر نظام ها به دلیل تاثیرگذاری و تاثیرپذیری بر عملکرد این زیرنظام و سایر زیر نظام ها
9- زمینه سازی برای ایجاد نشاط و شادابی در دانش آموزان و تقویت سلامت آنان با لحاظ نمودن عناصر هنری، زیستی و ورزشی در فضاهای تربیتی و دست یابی به مدرسه دوست داشتنی

جناب نوری
این متن عینا از منابع موجود در وزارت آموزش و پرورش استخراج و نوشته شده است .
مومنانه نه تنها معتقدم بلکه ایمان دارم شما به عنوان سکاندار آموزش و پرورش کشور حتی نگاهی گذرا به برنامه های زیر نظام تامین فضا ، تجهیزات و فن آوری نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی جمهوری اسلامی ایران نکرده اید ! اگر غیر از این بود دست به چنین انتخابی نمی زدید به قول آقا فیروز سریال طنز تلویزیونی دودکش، من از شما می پرسم :
شاخص های انتخاب جانشین دکتر مهرالله رخشانی مهر برای سازمان نوسازی و توسعه و تجهیز مدارس کشور چیست؟
آیا توانایی پیاده سازی سند تحول بنیادین آموزش و پرورش را در مهمترین نهاد فرهنگی با توجه به توصیه و تاکید مقام معظم رهبری نسبت به این سند را دارد؟
قانون و برنامه در کشور وجود دارند اما آیا با این نوع انتخاب می توان انتظار داشت این سند محقق شود؟
ناتوانی مجریان را نباید به پای نظام نوشت و افرادی چون وزیر آموزش و پرورش باید به صریح ترین شکل ممکن ، پاسخ گوی اقدامات خود در پیشگاه اهل فن و ملت باشند و بابت این نوع انتصاب ها درحوزه وزارت آموزش و پرورش مواخده شوند .
در ادامه مصداقی به این نوع انتخابات درآموزش و پرورش خواهم پرداخت .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

ژاپنی ها مردمان خاصی هستند. تعصبی که روی فرهنگ و سرزمین خود دارند را در کمتر ملتی سراغ داریم. ژاپنی ها به ندرت به بیگانگان تابعیت کشورشان را می دهند و به ندرت از کالاهایی غیر ژاپنی استفاده می کنند. ژاپنی ها با تکیه بر فرهنگ بومی خود توانسته اند مدل جدیدی از ملی گرایی را در سرزمین خود پرورش دهند و هیچ کس هم در درون کشورشان آنها را به علت این میزان تعصب به سرزمین مادریشان به نژادپرستی و خود برتر بینی و امثالهم متهم نمی کند.
ژاپنی ها مردمان روزهای سخت هستند. روزهای پس از بمب اتمی، روزهای پس از تسلیم شدن در جنگ جهانی، روزهای سونامی ها و زلزله های ترسناک...
ژاپنی ها آموخته اند که در شرایط سخت تمرکز روانی خود را حفظ کرده و به دور از جنجال آفرینی هدف خود را دنبال می کنند (به خاطر بیاوریم که در بازی چند سال پیش تیم ملی فوتبال ایران و ژاپن برعکس بازیکنان ایران که مدام مشغول جدل و چانه زنی با داور بودند، ژاپنی ها هدف خود را دنبال کرده و به نتیجه دلخواه خود رسیدند) .

ژاپنی ها در جام جهانی گذشته پس از یک بازی غرور آفرین و باختی تلخ در ثانیه های آخر بازی مقابل یکی از مدعیان قهرمانی جام جهانی [بلژیک] و در حالی که غرق در بهت و حسرت بودند، رخت کن خود را تمیز کرده و با نوشتن پیغام تشکرآمیز از روس ها بابت میزبانی به خانه برگشتند. آنها در این جام جهانی نیز با شکست دادن دو تیم برتر فوتبال اروپا و در نهایت اقتدار و سربلندی و شکست در ضربات پنالتی جام جهانی را ترک کردند.
ژاپنی بودن ساده نیست و به راحتی نمی توان ادای ژاپنی ها را درآورد. آنها از فرهنگی می آیند که در برهه ای از تاریخ اگر کسی حس بی مصرفی می کرد، خود را لایق زندگی نمی دانست و با تشریفات خاصی (هاراکیری) به زندگی خود پایان می داد.

برای من اما دورترین جوامع از الگوی زیستی و فرهنگی ژاپن، کشورهای خاورمیانه است. ما خاورمیانه ای ها نیازی به بمب اتم و زلزله و سونامی نداریم و بدون هیچ فاجعه طبیعی و غیر طبیعی می توانیم به جان هم بیفتیم و جامعه خود را نابود کنیم. کافیست به سوریه و عراق و یمن و افغانستان و پاکستان و ترکیه و بحرین و ایران بنگریم تا متوجه فاصله دراز خود با ژاپن شویم.
ژاپنی ها در اوج فاجعه ( سونامی، شکست، بمب اتم و..) به جهانیان می گویند که چرا ژاپن سرزمینی متفاوت است.
ژاپنی بودن و ژاپنی زیستن کار ساده ای نیست و ما نمی توانیم به سادگی ادای آنها را دربیاوریم. ( کانال خرمگس )
***

عذرخواهی سرمربی ژاپن از تماشگران حاضر در ورزشگاه بابت حذف از جام جهانی
او در حالی از مردم ژاپن عذرخواهی کرد که تیم او توانست آلمان را حذف کند، اسپانیا را ببرد و به مرحله بعدی صعود کند.
در ادامه نیز، مقابل کرواسی ۱۲۰ دقیقه جنگید و سرانجام با شایستگی حذف شد، با این حال این گونه تا زانو مقابل مردم خم شد و عذرخواهی کرد.
این رفتار سرمربی تیم ملی ژاپن، واکنش کاربران شبکههای اجتماعی را در پی داشته و آن را با رفتار کیروش مقایسه کرده اند که ایران را ترک کرد و حسرت یک عذرخواهی حتی فرمالیته هم بر دل هواداران تیم ملی کشورمان ماند.
گروه گزارش/

نشست خبری « حمیدرضا نجف پور کردی » مدیرعامل موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان با محوریت موضوع « ارزش مالکانه » یکشنبه 13 آذر 1401 برگزار گردید .
پرتال وزارت آموزش و پرورش یک روز پس از برگزاری این نشست خبری نوشت : ( این جا )
« به گزارش مرکز اطلاعرسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، حمیدرضا نجفپور کردی در نشست با اصحاب رسانه گفت: در تعامل با شبکه خودرویی توافق کردیم تا چند هزار دستگاه خودرو در قالب لیزینگ برای فرهنگیان در نظر گرفته شود و به زودی عملیاتی خواهد شد.
وی با اشاره به اینکه در حال حاضر ٨۶ درصد فرهنگیان عضو صندوق هستند، افزود: بیش از ۵۷ درصد اعضا میزان واریزی خود را تا سقف ۵ درصد افزایش دادهاند تا به همان نسبت از سهم دولت و سودآوریهای موسسه بیشتر برخوردار شوند.
نجفپورکردی با اشاره به عملکرد و اقدامات موسسه طی چند ماه گذشته، تصریح کرد: اعتماد و اطمینان فرهنگیان و اعضا به موسسه بازگشته است و به همین دلیل شاهد کاهش ٢٠ درصدی میزان انصرافیها و افزایش اعضای جدید هستیم.

مدیرعامل موسسه درباره روند واریزی سهمالشرکه بازنشستگان گفت: از فروردین امسال تاکنون بالغ بر ١٢٣٢ میلیارد تومان به حساب اعضای بازنشسته واریز شده است که بیش از ۱۱۱۷ میلیارد تومان آن در مهر ماه ۱۴۰۱ واریز شده است. ضمن اینکه مدت زمان واریزی از سه ماه به حدود ۲۰ روز پس از بازنشستگی و دریافت اطلاعات اعضا کاهش پیدا کرده است. این رسانه ها در عمر 27 ساله این صندوق حتا یک سطر در رسانه ی خود در انتقاد از عدم برگزاری نشست رسانه ای توسط موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان و پاسخ گویی شفاف به صاحبان اصلی آن یعنی « معلمان » ننوشته و در سایر نشست های رسانه ای نیز کوچک ترین اشاره و یا سخنی به پاسخ گو نبودن برخی بخش های ستادی و اداری وزارت آموزش و پرورش که موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان یکی از آنان است بر زبان نیاورده اند .
وی با اشاره به سایر طرحهای موسسه برای ارائه خدمات به اعضا، تصریح کرد: بنا داریم از ظرفیت نهضت مسکن کمک بگیریم و برای سهامداران تامین مسکن داشته باشیم.
نجفپور اظهار داشت: برای اصلاح سرمایهگذاری و مالی موسسه در نظر داریم هلدینگ صنعتی و معدنی ایجاد کنیم و به اقتصاد دیجیتال توجه جدی داشته باشیم زیرا این حوزه با سرمایهگذاری اندک، بازدهی مناسب و پایدار به همراه خواهد داشت.
مدیرعامل موسسه در پاسخ به سوالی مبنی بر استفاده از ظرفیت بیمه معلم برای خدمت به فرهنگیان گفت: وزارت آموزش و پرورش با دستگاههای دیگر از قبل به تفاهم رسیده بودند تا علاوه بر ظرفیت بیمه معلم، خدمات بهتری دریافت کنند اما این به آن معنی نیست که ظرفیتهای بیمه معلم نادیده گرفته شود.
نجفپور درباره حضور اعضا در هیات امنای موسسه اظهار کرد: جلسات متعددی در این زمینه برگزار و بر حضور نمایندگان فرهنگیان در صندوق تاکید شد زیرا این عزیزان اشراف کاملی به مسائل صندوق و مشکلات فرهنگیان دارند و منشا اثر هستند.
مدیرعامل موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان احیای بانک سرمایه را هم از دیگر برنامههای مهم عنوان کرد و گفت: مسیر احیای بانک به خوبی در حال طی شدن است و هماهنگی با تمام اجزای حاکمیت با وجود سختی کار انجام شد.

وی افزود: هچنین دیون چند هزار میلیاردی تومانی به شکل ارزی داشتیم که به ریالی تبدیل شد و بخشی از نگرانی ما در این خصوص رفع شد. در حوزه شفافیت نیز آنچه که مورد انتظار سهامداران بود در همایش اخیر که با ۸۰ نفر از نمایندگان اعضا برگزار شد، مطرح و ابعاد آن احصا و در مسیر اجرا قرار دارد.
نجفپور تاکید کرد: در حوزه اصلاح ساختار سرمایهگذاری با رویکرد آینده پژوهی کارهای بنیادی انجام شد و طی ۴ الی ۵ ماه اخیر با بیش از ۵٠ تا ٧٠ نفر از نخبگان حوزه پتروشیمی جلسه داشتیم و در مواردی که ریسک دارد مدیریت ریسک کردیم و تصمیمهایی از جنس بهبود گرفته شد.
وی ادامه داد: در حوزه ریسکهای حقوقی پروندههایی داشتیم که بین ١٣ تا ١٧ هزار میلیارد تومان بود و راهکارهای برون رفت از ریسک تدوین و احصا و اقدامات بسیار خوبی انجام شده است که نتایج آن را خواهیم دید.
مدیرعامل موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان تاکید کرد: از منظر قوانین به سمت ظرفیتسازی حاکمیتی و حل مسائل گذشته حرکت کردیم و حاکمیت شرکتی از منظر نیروی انسانی و جذب و استخدام و شبکه مدیریت به طور ویژه مبتنی بر شایستگی را مدنظر داریم.
نجفپور در اين نشست خبری با اصحاب رسانه كه با محوریت موضوع ارزش مالکانه برگزار شد، گفت: همگان میتوانند در ذیل قانون اساسی به حقوق خود برسند و از حیث شفافسازی و ارزشگذاری به بسیاری از موارد در قانون توجه شده است، بنابراین برگزاری و همزمانی نشست امروز را به فالنیک میگیریم.
وی افزود: صندوق ذخیره فرهنگیان در سالهای گذشته با رهآوردهای خوبی مواجه بود و اکنون چهار هلدینگ در حوزه خدمات، ساختمانی، پتروشیمی و سرمایهگذاری دارد که با ۶٠ شرکت، مجموعه معظمی را شکل داده است.

مدیرعامل موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان با اشاره به چالشهای موجود در این موسسه گفت: چالشها و مشکلاتی از جنس سنواتی در صندوق وجود داشت اما پس از فهم، برنامهریزی و طرحریزی، قدمهای بزرگی برای تعدیل و حل این چالشها در طول شش ماه گذشته برداشتیم.
نجف پوریکی از چالش بزرگ صندوق را تاخیر طولانی مدت در تعیین، تقویم و تحويل ارزش مالکانه به اعضای موسسه اشاره و تصریح کرد: در جامعه فرهنگیان این موضوع مورد توجه جدی است و جامعه هدفی حدود یک میلیون و ۶٠٠ هزار نفری شامل اعضای شاغل و بازنشسته را در بر میگیرد.
وی با اشاره به اینکه در سالهای گذشته اقداماتی در زمینه محاسبه ارزش مالکانه صورت گرفت و مقدمات کار انجام شد، گفت: به هر دلیل این اقدامات به سرانجام و نتیجه دلخواه فرهنگیان نرسید، اما با استقرار دولت سیزدهم و حضور افراد جدید در هیئت مدیره، کارگروه ویژهای با محوریت اعضای هیئت امنا شکل گرفت، کار آسیبشناسی شد و بالاخره هفته گذشته طرح ارزش مالکانه به تصویب هیئت امنا رسید.
نجفپور درباره منافع و مزایای تعیین ارزش مالکانه برای اعضای صندوق گفت: اولین نتیجه طرح ارزش مالکانه این است که نگرانی و دغدغه فرهنگیان عضو موسسه پس از ده سال رفع خواهد شد و اعضا در قالب نظامات تعریف شده به حق کامل خود خواهند رسید.
وی ادامه داد: تعیین ارزش مالکانه منجر به ایجاد ارزش مازاد برای اعضا خواهد شد که به تبع آن، سرعت انجام پروژههای اقتصادی افزایش یافته و ورود به عرصههای سرمایهگذاری تسهیل میشود.
مدیرعامل موسسه تصریح کرد: یکی دیگر از نتایج این طرح، ایجاد شفافیت حداکثری خواهد بود و پس از بورسیشدن شرکت، علاوه بر فرهنگیان عضو صندوق، همگان میتوانند به صورتهای مالی شرکتها در کدال دسترسی داشته باشند.

نجفپور با اشاره به فرآیند تعیین، تسهیم و تحویل ارزش مالکانه گفت: برخی شرکتها تا سال آینده بورسی خواهند شد و به محض این کار، فرآیند تحویل ارزش انجام میشود، اگرچه در حال حاضر پنج شرکت زیر مجموعه موسسه بورسی هستند و گامهایی برای بورسیشدن ۹ شرکت برداشتیم و در تعامل بورس و فرابورس کار بورسیشدن را انجام میدهیم.
وی با اشاره به اینکه در تعیین ارزش مالکانه ارزش تک تک شرکتها به تاریخ روز احصا خواهد شد، افزود: درباره نحوه تحویل ارزش مالکانه نیز باید گفت که همه اعضای شاغل و بازنشسته مشمول این طرح خواهند شد و سهام بازنشستگانی که قبلا از صندوق خارج شدهاند به آن ها تحویل میشود.
مدیرعامل موسسه با اشاره به اینکه فرهنگیان بازنشسته میتوانند سهام خود نقد کنند یا از مزایای آن استفاده کنند، بیان داشت: البته ما به دنبال تقویت روابط با بازنشستگان و تداوم عضویت آنها در موسسه هستیم بنابراین ١٠ طرح تشویقی برای و برآورده کردن نیازهای گوناگون اعضای صندوق در نظر گرفتیم که خدمات بیمهای و بیمه عمر از جمله آن است. آیا باعث تاسف نیست که وزیر آموزش و پرورش به نظر کارشناسی کار گروه تخصصی منتخب خودش هم شک کرده است ؟
نجفپور تاکید کرد: تمام قد برای حل مشکلات اعضای موسسه فعالیت میکنیم و برای خدمت کردن به آنها از دولت و مجلس و ارگانهای گوناگون استمداد میطلبیم و گدایی میکنیم چراکه گدایی برای خدمت به معلمان، زیباست.
وی همچنین تصریح کرد: از معلمان انتظار دارم حوصله و همراهی کنند و به ما مشورت بدهند و نقد منصفانه و مشفقانه داشته باشند، ضمن آنکه از رسانهها میخواهیم که در کمک حاکمیت به صندوق ذخیره فرهنگیان همراه ما باشند » .
آن گونه که این « موسسه اقتصادی متعلق به معلمان » ادعا کرده است این دومین نشست خبری بوده و نخستین آن در مرداد ماه سال جاری برگزار گردیده است .
در اطلاع رسانی که توسط موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان 3 روز پیش انجام شد نوشته شده بود :
« این نشست خبری با حضور خبرنگاران رسانههای مهم و تاثیرگذار کشور برگزار خواهد شد که نقش بی بدیلی در ایجاد امیدآفرینی در بین جامعه به ویژه فرهنگیان عضو موسسه دارند . »

اما به دلایلی که مشخص نیست این خبر از پرتال موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان حذف شده اما خبر آن در جست و جوی « گوگل » باقی مانده است .

موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان با مدیر عامل جدید که از اواخر اردیبهشت 1401سکان مدیریت را به دست گرفته در حالی از رسانه های مورد نظرش تحت عنوان « رسانههای مهم و تاثیرگذار کشور » نام می برد که این رسانه ها در عمر 27 ساله این صندوق حتا یک سطر در رسانه ی خود در انتقاد از عدم برگزاری نشست رسانه ای توسط موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان و پاسخ گویی شفاف به صاحبان اصلی آن یعنی « معلمان » ننوشته و در سایر نشست های رسانه ای نیز کوچک ترین اشاره و یا سخنی به پاسخ گو نبودن برخی بخش های ستادی و اداری وزارت آموزش و پرورش که موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان یکی از آنان است بر زبان نیاورده اند .

این در حالی است که « صدای معلم » هم در گزارش های متعدد خود و هم در نشست های رسانه ای بر این موضوع تاکید کرده و پاسخ گویی به افکار عمومی را جزء لاینفک از وظایف اصلی مدیران بر شمرده است .
در گزارشی که « صدای معلم » دوشنبه 6 تیر 1401 خطاب رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش منتشر کرد چنین آمده بود : ( این جا )
« چرا برخی از دوایر ستادی و نهادها و سازمان های مستقر در این وزارتخانه از برگزاری نشست رسانه ای طفره می روند .
جاهایی مانند صندوق ذخیره فرهنگیان ، مرکز برنامهریزی منابع انسانی و امور اداری ، اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران ، سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان ، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ، معاونت حقوقی و امور مجلس وزارت آموزش و پرورش ، دانشگاه فرهنگیان ، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی ، ستاد همکاری های حوزه علمیه و آموزش و پرورش ، معاونت برنامه ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش ، انجمن مرکزی اولیا و مربیان وزارت آموزش و پرورش ، مرکز امور بین الملل و مدارس خارج از کشور ، اداره کل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش ، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی ، سازمان مدارس و مراکزغیر دولتی و توسعه مشارکت های مردمی وزارت آموزش و پرورش و...

اساسا آیا در وزارت آموزش و پرورش میان مدیر پاسخ و غیرپاسخ گو تفاوتی هست ؟
وضعیت طوری نیست که بخواهند مانند سابق کرونا را بهانه کنند .
امیدواریم که مساله ترس از رسانه ها نباشد . »
پرسش « صدای معلم » از وزیر آموزش و پرورش و متولی نهاد روابط عمومی در این وزارتخانه این است که چه کسی باید پاسخ گوی این وضعیت آشفته و فرار از پاسخ گویی و مسئولیت پذیری مدیران باشد ؟ »
این که مدیر عامل جدید صندوق ذخیره فرهنگیان برای نخستین بار نشست رسانه ای برگزار می کند اقدام مثبت و رو به جلویی است اما این نشست ها زمانی موثر و مفید به فایده خواهند بود که دعوت از رسانه ها فقط محدود به رسانه های دولتی و حکومتی نبوده و اولویت برای طرح نقد با رسانه هایی باشد که در این زمینه ها به صورت اختصاصی و تفصیلی و در قالب « کنش گری خردمندانه » پی گیر رویکرد و عملکرد مدیران و مقامات هستند و در نشست ها با طرح پرسش های چالشی و اصلی سعی در شفاف سازی واقعی و پرسشگری آگاهانه داشته و نقش « میرزابنویس » را ایفا نمی کنند .

« صدای معلم » با وجود عدم دعوت اما بر اساس وظیفه ای که برای خود در « حوزه عمومی » آموزش قائل است برخی پرسش ها را خطاب به مدیران موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان و به ویژه مدیر عامل طرح می کند .
در ارتباط با موضوع « ارزش مالکانه » که محور این نشست بوده پرسش های زیر مطرح می شوند ::
با توجه به گزارشات متعدد منتشر شده در صدای معلم ، آقای نجف پور توضیح دهد این تصویب قطعی هیات امنا برای طرح ارزش مالکانه برای ورود شرکت های موسسه ورود به بازار سرمایه است ؟ یا روش قدیمی دیگر ؟ هر چند در متن به بازار سرمایه اشاره نمودید .
اگر ورود به بازار سرمایه مد نظر است ایا مصوبه هیات امنا برای ورود هلدینگ ها به بورس یا فرا بورس است یا تک تک شرکت ها ؟
اگر قرار است طبق مصوبه هیات امنا ، تک تک شرکت ها وارد بازار سرمایه شوند این یک عقب نشینی و شکست بزرگ برای وزیر اموزش و پرورش دولت سیزدهم است .
آیا باعث تاسف نیست که وزیر آموزش و پرورش به نظر کارشناسی کار گروه تخصصی منتخب خودش هم شک کرده است ؟
باید به این واقعیت تلخ اذعان کرد که ؛
به دلیل عدم یقین وزیر آموزش و پروش دولت سیزدهم در سال ۱۴۰۰ ، ثبت نماد هلدینگ پترو فرهنگ در فرا بورس محقق نشد .
آیا منظور مدیر عامل جدید الانتصاب موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان از « گدایی کردن برای معلمان » برای جبران این شکست بزرگ وزیر دولت سیزدهم است .
هر چند حسن نیت شما برای اعضا قابل تقدیر است .
در این مورد توصیه « صدای معلم » به مقامات و مدیران آن است که طبق قانون و مقررات به وظایف خود عمل نمایند و دست در جیب معلم نکنند تا نیازمند از خودگذشتگی برخی از این مدیران نشویم .

آقای نجف پور در این نشست عنوان می کند : « در حال حاضر ٨۶ درصد فرهنگیان عضو صندوق هستند و بیش از ۵۷ درصد اعضا میزان واریزی خود را تا سقف ۵ درصد افزایش دادهاند تا به همان نسبت از سهم دولت و سودآوریهای موسسه بیشتر برخوردار شوند . »
پرسش « صدای معلم » آن است که این میزان در زمان وزارت حاجی میرزایی چقدر بوده است ؟
در زمان وزارت حاجی میرزایی نایب رییس هیات امنا در یک اقدام غیر قانونی ( بدون اطلاع و رضایت اعضا ) از طریق همکاران خودش در وزارت آموزش و پرورش بخشنامه ای صادر کرد تا از اعضای صندوق ۵٪ کسر و به صندوق واریز شود .
شما در کسب این موفقیت واریزی بیش از ۵۷ ٪ اعضا به میزان ۵٪ از چه مکانیسمی بهره برده اید ؟
مدیر عامل موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان می گوید : « بنا داریم از ظرفیت نهضت مسکن کمک بگیریم و برای سهامداران تامین مسکن داشته باشیم .
نهضت ملی مسکن ، همچون اقدامات معجزه هزاره سوم و حسن روحانی عمری چهار ساله یا حداکثر ۸ ساله دارد .

شما به عنوان مدیر عامل یک موسسه کاملا خصوصی بر اساس کدام مطالعه و مستندات کدام سند چشم انداز صندوق قصد همکاری با نهضت ملی مسکن دارید ؟
اعضای صندوق می توانند به عنوان یک شهروند در نهضت ملی مسکن عضو شوند .
وقتی یک موسسه کاملا خصوصی می خواهد از ظرفیت نهضت ملی مسکن بهره ببرد چه اتفاق خاصی برای سهامداران رخ می دهد تا صاخب خانه شوند ؟!
شاید نهضت ملی مسکن قصد دارد از ظرفیت صندوق بهره ببرد ؟
ادامه دارد )
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه رسانه/

« احمد صافی » نویسنده و از پیشکسوتان تعلیم و تربیت ایران در سحرگاه دوشنبه ۱۴ آذر ماه ۱۴۰۱ در تهران چشم از جهان فروبست.
« علی اصغر فانی » وزیر پیشین تعلیم و تربیت در متنی در کانال شورای عالی آموزش و پرورش نوشت :
« استاد فقید، نمونه کاملی از یک معلم تمام عیار بود. زهد و تقوی، تواضع و فروتنی، پاک زیستی و اخلاص، مهربانی و روابط عمومی قوی، دلسوزی و خستگی ناپذیری از ویژگی های بارز اخلاقی او بود.
زنده یاداستاد احمد صافی متولد ۲۹ دی ۱۳۱۶ در شهر گلپایگان بود. وی در سال ۱۳۳۴ دانش سرای مقدماتی را در این شهر به پایان رساند و پس از پنج سال تدریس در شهرهای استان لرستان، در دانش سرای عالی تهران پذیرفته شد و در سال ۱۳۴۴ تحصیل در رشته آموزش ابتدایی را به پایان رساند.
پس از ادامه تحصیل در رشته راهنمایی و مشاوره در دانشگاه تربیت معلم، در سال ۱۳۴۸ به عنوان دانشجوی ممتاز از این دانشگاه فارغ التحصیل شد.
زنده یاد از همین سال به تدریس در این دانشگاه مشغول شد که این همکاری بیش از ۳۰ سال ادامه داشت.
استاد مرحوم بیش از پنج دهه در دانشگاه های تهران، شهید بهشتی، علامه طباطبایی، الزهرا، تربیت مدرس، آزاد، شهید رجایی و مراکز مختلف تربیت معلم به تدریس پرداخت.
حاصل این دوره طولانی حضور در دانشگاه، علاوه بر تربیت صدها معلم و دانشجو، نگارش تعداد سی و یک کتاب در زمینه های مختلف آموزش و پرورش، نگارش قریب ۱۰۰ مقاله و اجرا و یا نظارت بر بیش از ۵۰ طرح تحقیقی است.
روانشاداستاد احمد صافی سالهای متمادی مسئولیتهای اجرایی نظیر دبیر کلی شورای عالی آموزش و پرورش، معاونت آموزشی وزارت آموزش و پرورش و مدیریت انجمن، مجلات و نشریات آموزشی و علمی مختلفی را به عهده داشت. وی از سال ۱۳۸۷ مدیریت مرکز راهنمایی و مشاوره وابسته به نظام روان شناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران را نیز به عهده گرفت و در سالهای اخیر ، استاد ریاست کانون بازنشستگان فرهنگیان را نیز پذیرفته بود و تا قبل از ارتحال، در دوره های مختلف به عنوان مشاور وزیر آموزش و پرورش در امور بازنشستگان فعالیت می کرد.
« صدای معلم » درگذشت این معلم دلسوز را به خانواده و جامعه فرهنگی ایران تسلیت عرض می کند .
پایان پیام/
گروه استان ها و شهرستان ها/
فرهنگیان متقاضی مسکن ملی شهر پرند در نامه ای که برای صدای معلم ارسال کرده اند نسبت به عملکرد مسئولان در مورد احقاق حقوقی قانونی شان و نیز خلف وعده ی آنان و بلاتکیفی خود معترض هستند .
نماینده این معلمان معترض ضمن تشریح ماجرا تاکید کرد که ما به آموزش و پرورش و مسئولان اعتماد کردیم و این جواب اعتماد نیست .
« صدای معلم » آمادگی خود را برای توضیح و تنویر مسئولان و نیز حل مشکل این معلمان اعلام می نماید .

فضاهای آموزشی و تربیتی به دلیل وابستگی به یکی از نهادهای مهم فرهنگی - اجتماعی نقش بی بدیل و ماندگاری در فرآیند تعلیم و تربیت نسل آینده ساز را ایفاد می کند . میلیون ها دانش آموز در هزاران مراکز آموزشی و پرورشی و تربیتی در سه مقطع تحصیلی ،دوازده سال از بهترین سالهای عمر خویش را در این فضاها سپری می کنند.
چگونگی ساخت و ساز و تجهیز و معماری مدارس کشور از تاکیدات صاحب نطران این حوزه عظیم فرهنگی است.این فضاها می توانند با الهام از داشته تمدنی ما با تلفیفی از معماری کلاسیک و مدرن و مهندسان مجرب با طراحی مناسب زیبا شناسی این دوره سنی ،به تحقق اهداف و برنامه های این نهاد آموزشی کمک کنند.
بی اغراق با وزیری چون حضرتعالی و مدیرانی چون رئیس جدید سازمان نوسازی ، توسعه و تجهیز مدارس کشور و در حوزه محل سکونت نگارنده با مدیرکل آموزش و پرورش استان و مدیرانش، تحقق چنین تقاضا و هدفی جزء محالات خواهد بود .
با نگاهی دیگر و با اذعان به نمادها و نمودهای فضاهای آموزشی و تربیتی چون تجهیزات آموزشی و اداری، کتابخانه ،آزمایشگاه و... سیگنالهای های روشنی به جامعه درگیر ارسال می کند و حامل پیام های دقیقی از نابودی صحن تعلیم و تربیت را با متولیان ناکارآمد این حوزه انذار می دهد .

جناب نوری
چه بخواهید و چه نخواهید ؛ چه بدانید و چه ندانید؛ به باور من، شما از عوامل اصلی این نابودی هستید.
شما با دخالت جریان های خارج از تعلیم و تربیت در این نهاد، فرآیندی شخصیت پذیری و استقلال محیط تعلیم و تربیت را تحت تاثیر این حرکت ها قرار می دهید و به صورت پیدا و پنهان ؛ ذهن ،عواطف، روان و حتی جسم درگیران این نهاد را متاثر می سازید.
همه این عوامل پیامی را با زبان بی زبانی مخابره می کند .
جناب وزیر
برای بقای صندلی صدارت خود، پیکر نحیف و کالبد کم رمق آموزش و پرورش را به بهای چند روز بیشتر وزارت ،چنین به بهای ناچیز به مناقصه گذاشته اید ؟
گذشتگان به پایداری و پویایی این ساحت، چه خون دلها که نخوردند.
تاریخ گواه روشنی است از تکریم حرمت این حریم توسط مردان تاریخ .
( ادامه دارد )
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
انتخابات انجمن اولیای مدارس:
امسال توفیق خدمت در یکی از چالشی ترین دبیرستان های کرج نصیب من شده است. مدرسه ای که در آن کلن حاشیه بر متن غالب بوده و انواع تنش ها و « فقر فرهنگی » ترمزی جدی در مسیر اصلاحات مد نظرم می باشند.
در جلسات ابتدایی برای تشکیل انجمن و اولیا هر چقدر تلاش کردیم شرکت کنندگان به مرز ۲۰ درصد هم نرسیدند. شاید هم حق دارند چون تلقی عامه از جلسات عمومی انجمن اولیا، خوانش تراژدی « ننه من غریبم» مدیران جهت خفت کردن اولیا برای گذران عادی مدارس محروم دولتی است.
وقتی سهم بودجه آموزش و پرورش از بودجه عمومی کشور از ۲۵ درصد دهه هفتاد به زیر ۹ درصد فعلی می رسد یعنی دو سوم بار آموزش و پرورش یواشکی و تدریجی به دوش مردم حواله شده است.
مدیران مدارس با سرانه دانش آموزی صفر به عنوان خط مقدم آموزش و پرورش در کشمکشی بی امان با اولیا برای اداره نیم بند مدارسند بگذریم از سایه روشن های مبهمی که در دریافت کمک های مردمی بر برخی از مدارس سایه افکنده است.

جدال در جلسات انجمن اولیا و مربیان
امروز در جلسه چالشی انجمن اولیا مباحث زیادی بین حاضرین رد و بدل می شد. مطالبی که ملهم از آرمان های ناب و البته انتظارات قانونی اولیا در داشتن مدرسه ای استاندارد و قابل تحمل برای فرزندان نسل سومی بود.
انتقاد از نارسایی در نظافت مدرسه تا چرایی فرسودگی عمومی واحد آموزشی ، چرایی عدم رنگآمیزی و زیباسازی مدرسه تا به روز نبودن تاسیسات گرمایشی، مرتب نبودن سرویس های بهداشتی تا تاخیر در هماهنگی سرویس دانش آموزان، گلایه از تنش های مسلسل درون و برون مدرسه ای تا آسیب های اجتماعی چند لایه و....
واقعیت این است که انتظارات ذی نفعان از آموزش و پرورش تخیلی و ماورایی نیست. بلکه مبتنی بر اصول مصرح قانون اساسی همانند اصول معطل ۳۰،۱۵،۱۹ و...می باشند. به عبارتی انتظارات ذی نفعان دستگاه تعلیم و تربیت منبعث از وظایف ذاتی دولتها بوده و اغلب دلالت های قانونی دارند.
ولی از دیگر سوی در پشت دروازه های متروکه مدارس عادی دولتی واقعیت های تلخ و عریان جاریست ؛ در کف مدارس خبری از اجرای اصل سی قانون اساسی (مبنی بر آموزش رایگان) نیست و عملا نقش دولت ها در اداره مدارس به پرداخت حقوق ناکافی معلمان معترض تنزل یافته است.

محله محوری یا مدرسه محوری؟
در این طرح مدیر باید در کنار تبیین اولیا برای مشارکت در تجهیز و تکمیل مدارس با مراجعه به همسایگان و کسبهی جوار مدارس، آنها را نسبت به کمک و مساعدت به مدرسه محله تشویق و ترغیب نماید. مثلا با نجار محله برای مشارکت داوطلبانه در ترمیم میز و نیمکتها و شیشه بر برای تعویض شیشه پنجرههای اسقاطی و... رایزنی نماید.
تصور کنید در مدرسهای مسئولیت دارید که محله آن با فقر شدید فرهنگی و اقتصادی روبه روست و شما به خاطر محافظت از سرایدار و خفت نشدن دانشآموزان تان با برخی از اوباش و مزاحمین محله درگیر هستید. همچنین به خاطر عدم ثبتنام فرزندان مسئله دار چند تا از همسایگان در تردد به مدرسه متلکهای ملیح و مختلفی بارتان میگردد. همسایگان جوار مدرسه نیز که معمولاً شاکی از صدای بلندگوی مدرسه و همچنین تردد و مزاحمت احتمالی دانشآموزانند. برخی از دله دزدهای محله نیز گاها با خواب کردن سرایدار سرکی به پستوها و نقاط کور مدرسه میکشند و وقتی به عنوان شاکی به پلیس مراجعه میکنی در جواب میشنوی که: « برو دزد را پیدا کن تا ما بیاییم دستگیرش کنیم! »
حال تصور کنید شما در چنین محیطی بخواهید به کسبه و همسایگان مراجعه و از آنها برای مشارکت در تکمیل و ترمیم مدرسه کمک بخواهید.
به نظرتان چه جوابهایی ممکن است دریافت کنید؟
بودجه آموزش و پرورش ؛ واقعیت یا خیال ؟
هر ساله وزرا و مسئولین وزارت آموزش و پرورش و همچنین سخنگوی دولت با آب و تاب تمام خبر از افرایش چند درصدی بودجه آموزش و پرورش میدهند. در صحنه عمل نه معلمین خیری از این افزایش بودجه میبینند و نه مدارس دولتی کم برخوردار.
در حالی که طبق نص قانون اساسی ، آموزش و پرورش تا اخذ دیپلم رایگان است ؛ در عوض هر سال به بهانههای مختلف دولت برخی از مسئولیتهای ذاتی خود را از طریق مدیران مدارس بر دوش مردم بار میکند و در عمل دست مدیران و معاونین (سفیران فرهنگی) خود را برای گذران امورات مدرسه به طرف جیب اولیا نشانه میروند.
یک علامت سوال درشت بر زمین میماند:
آیا اخبار مربوط به افزایش فلان درصدی بودجه آموزش و پرورش نادرست است یا جیب وزارتخانه سوراخ بوده و این افزایش بودجه در جای دیگر برای از ما بهتران صرف میشود؟

توسعه آموزش و پرورش در گرو مشارکت اولیاست
پس از آزمون و خطا و پشت سر گذاشتن معلم محوری و دانش آموز محوری بالاخره به مدرسه محوری رسیدهایم.
خلاصه مدرسه محوری میگوید که هر مدرسه حداقل باید دخل و خرجش بالانس باشد و مدارس همه جانبه به مرحله خودکفایی رسیده و دست به جیب دولت دراز نکنند.
واقعیت آنست که با توجه به شرایط پیش رو و در اولویت نبودن آموزش و پرورش در تمامی دولتها، برای بهبود اوضاع مدارس و دانشآموزانمان مشارکت دلسوزانه و مساعدت متعهدانه اولیا، خیرین، کسبه محله مورد انتظار است.
مخلص کلام اینکه:
در کشاکش نزاع انتظارات و امکانات جاری در کف مدارس اگر میانجی گری نشود و هر کس ساز خود نوازد شالوده ترک برداشته دستگاه تعلیم و تربیت به تدریج متلاشی خواهد شد. برای تقویت ترک های دستگاه تعلیم و تربیت علاوه بر توجهات ویژه دولتمردان،چاره ای جز مشارکت جدی و مسئولانه ذی نفعان آموزش و پرورش نیست.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید