گروه گزارش/

همان گونه که انتظار می رفت ... مدارس در تهران و در برخی شهرهای کشور در ادامه تعطیلات زنجیره ای برای روز چهارشنبه 23 آذر تعطیل شدند .
باید اذعان کرد :
« صدای معلم » تاکنون تنها رسانه ای بوده که به این گونه اقدامات غیرکارشناسی و سیاسی واکنش نشان داده است . ( این جا )
یوسف نوری در گفتوگوی زنده با دانشآموزان و والدین آنها که از طریق شبکه شاد پخش شد چنین می گوید :
« از برگزاری غیر حضوری مدارس متاسفیم، اما خوشحالیم که زمینه استفاده از شبکه شاد فراهم است تا دانشآموزان از درس عقب نمانند.
فرارسیدن هفته پژوهش و فن آوری را تبریک میگویم. دانشآموزان سرزمینم با حمایت و هدایت معلمان، مدیران و اولیای عزیزشان در حوزههای فن آوری و پژوهش اقدامات بایسته و شایستهای انجام دادهاند. در مراسم تقدیر از برترینهای حوزه پژوهش، آثاری از دانشآموزان متوسطه اول به نمایش گذاشته شده بود که بسیار بدیع و نوآورانه بودند.
استخراج آب از رطوبت هوا، ساخت لامپ جدید با فن آوری برتر، کارایی بهتر و مصرف کمتر و ساخت رنگ ضد حریق که برای آتش نشانان قابل استفاده است از جمله ابداعات جالب توجه دانش آموزان بود که در جلسه روز گذشته هیئت دولت نیز به آن اشاره کردم. همینها ما را به قلههای دانایی میرساند.
با تلاش و همت همکاران و مساعی دانشآموزان در حوزههای فن آوری، رتبههای بسیار خوبی داریم. به عنوان مثال در نانو، چهارم جهان هستیم، در فن آوری صلحآمیز انرژیهای اتمی وضعیت بسیار خوبی داریم، در سلولهای بنیادین هم همین طور هستیم .... »
آن چه در این میان قابل فهم نیست آن است که چطور می شود یوسف نوری به دفعات از عملکرد دولت پیشین در حوزه آموزش و پرورش در تعطیل کردن 25 ماهه مدارس در دوران کرونا انتقاد می کند و یکی از دست آوردهای مهم خود و دولتش را مقاومت در برابر تعطیلی مدارس در برابر موضوعاتی مانند کرونا ، آنفلوآنزا و حتا اعتراضات سیاسی دانش آموزان ذکر می کند اما ناگهان و به صورت غیر منتظره ایشان و سایر مقامات آلودگی هوا را بهانه کرده و مدارس را تعطیل می کنند ؟

این گونه برخوردهای دو گانه و سیاسی با موضوع مهم آموزش را چگونه باید تفسیر و هضم کرد ؟
یوسف نوری به عنوان وزیر آموزش و پرورش پیش تر گفته بود که نظام سلطه به دنبال این است که مدارس و دانشگاهها را واقعا تعطیل کند . رتبه آوری در بخش هایی مانند نانو و انرژی هسته ای و... به شما چه ارتباطی دارد ؟
پرسش صریح « صدای معلم » آن است که آیا تعطیل کردن مدارس در حال حاضر کار همان نظام سلطه است و یا آن که شرایط ناگهان تغییر کرده است و باید نام دیگری بر آن اطلاق کرد ؟
تاکید می کنیم :
چطور در دولت قبل تعطیل کردن مدارس که مطابق اظهارات مسئولان وقت آموزش و پرورش به دستور « ستاد ملی مقابله با کرونا » صورت می گرفت بد و غیر قابل دفاع می شود اما در دولت سیزدهم نامش می شود :
« آموزش غیرحضوری و یا مجازی » ؟!

آیا وزیر آموزش و پرورش مخاطبان خود را « نادان » فرض کرده است ؟
پرسش این رسانه مستقل و منتقد در حوزه عمومی آموزش ایران این است که آیا آقای نوری وزیر آموزش و پرورش است و یا وزیر فن آوری و دفاع و... ؟
رتبه آوری در بخش هایی مانند نانو و انرژی هسته ای و... به شما چه ارتباطی دارد ؟
شما بفرمایید در آموزش و پرورش چه کاره هستید و در جهان در کجا ایستاده ایم ؟
شما بفرمایید در آزمون های تیمز و پرلز در کجا قرار داریم ؟
این تعطیلی های بی حساب و کتاب چه تاثیری بر افت تحصیلی و ترک تحصیل دانش آموزان خواهد داشت ؟

آیا فکری برای آن جمعیت میلیونی دانش آموزان که در آن 25 ماه تعطیلی مدارس ، مدرسه را برای همیشه ترک گفتند کرده اید ؟
آیا تاکنون سری به مدارس زده اید تا متوجه بی سوادی و کم سوادی ناشی از آن 25 ماه که با دستورات ستاد ملی مقابله با کرونا تعطیل شدند بشوید ؟
به کجا چنین شتابان ...
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

« معركهگيري با پسر خود ماجرا ميكرد كه تو هيچ كاري نميكني و عمر در بطالت به سر ميبري. چند با تو بگويم كه معلق زدن بياموز، سگ ز چنبر جهانيدن و رسن بازي تعلم كن تا از عمر خود برخوردار شوي. اگر از من نميشنوي، به خدا تو را در مدرسه اندازم تا آن علم مرده ريگ ايشان بياموزي و دانشمند شوي و تا زنده باشي در مذلت و فلاكت و ادبار بماني و يك جو از هيچ جا حاصل نتواني كرد. »(عبید زاکانی)
سالهاست روسای جمهور پرسشهایی از دانش آموزان میپرسند و معلمان و دانش آموزان با ارسال نوشتههای بر اساس پرسش طرح شده به مسائل آموزش و پرورش راه کار میدهند.
پرسش مهر امسال رئیسجمهور این بود:
«برای افزایش بهرهوری در آموزش چه اقداماتی باید انجام شود؟» و «مدرسه خوب دارای چه خصوصیاتی است؟»
این روزها آن علم مرده ريگ مدارس آن قدر اندک است که هرچند دانشمند کس نشود اما ظاهراً مذلت و فلاكت نصیب میشود و دانشآموخته و دانشآموز یک جو از جایی حاصل نمیتوانند داشته باشند!
به راستی چرا چنین است؟
پرورش و آموزش هر دو کم رنگ و نیمهجان در مدارس طی طریق میکنند و دانشآموز پس از روزگاری دراز آموختن همچنان کم بهره از ادب، فرهنگ، علم و به عبارتی دیگر نیاموختن لازمههای زندگی اجتماعی امروز و احترام به قوانین اخلاقی و انسانی است!
معلمان دیدهاند: در اغلب مکانهایی که تدریس میکنند مشکلاتی اساسی در راه تعلیم و تربیت دانش آموزان وجود دارند ؛ این مشکلات میتوانند گاهی شامل عدم مدیریت درست مدرسه، شیوه کلاس داری نامناسب، کمبود فضای فیزیکی، کمبود امکانات آموزشی باشد و گاهی نیز ناکارآمدی کتب درسی، سیاستهای کلی نظام آموزشی یا عدم همراهی خانوادهها باشد که پنجه بر گلوی کیفیت مدارس از سالیانی که دانشآموز بودیم تا اکنون که معلم هستیم انداخته است.
تنها مکان برای آموزش و پرورش استعدادهای دانش آموزان مدرسه است. منطقهای که در آن کتابخانه عمومی، آموزشگاههای فرهنگی و هنری و حتی در برخی از دوردستها اینترنت و تلفن نیز موجود نیست باید به تنها روزنه امید برای رشد و شکوفایی نسل آینده بیشتر توجه نشان داد.

برخی از مشکلات حوزه آموزشی بر اساس تجربه تدریس در مدارس هرمزگان را میتوان به شکل زیر بیان کرد:
عدم استفاده از روشهای نوین تدریس: علاوه بر تجربه و عمل کمرنگ دبیر در این وادی، مدرسه نیز، امکانات کافی در اختیار ندارد برای اینکه نام فنآوری یا هوشمند سازی در مدرسهای به میان بیاید حداقل باید مدرسه به یک سالن و سیستم مناسب دسترسی داشته باشد که متأسفانه این امکان وجود ندارد.
مدرسه گریزی و دلزدگی از کتب و تدریسهای تکراری و مشابه اتفاقی است که شاید بتوان با روش متنوعی که در دنیا امتحان شده است از دانشآموز گرفت و آنان را به درس و یادگیری علاقهمند کرد. سالهاست روسای جمهور پرسشهایی از دانش آموزان میپرسند و معلمان و دانش آموزان با ارسال نوشتههای بر اساس پرسش طرح شده به مسائل آموزش و پرورش راه کار میدهند.
تدریس نامرتبط دبیران که اغلب باعث بیمسئولیتی دبیر و بیانگیزگی دانشآموز میگردد.
دبیرانی هستند با این که رشتهی تحصیلی آنها موردنیاز است اما بنا به دلایلی در پستهایی مشغول به فعالیت میشوند که نه تخصص آنهاست و نه تجربه کافی دارند ؛ شما فرض کنید دبیر ادبیات به دلیل کمبود دبیر زبان، انگلیسی را تدریس کند چون دبیر زبان در همان مدرسه یا همجوار معاون پرورشی است! طبیعتاً نه دبیر ادبیات و نه معاون پرورشی نمیتوانند در این زمینه فعالیت مناسبی ارائه دهند.
کاهش فعالیت گروهی دبیران در شکل گروههای آموزشی: برای هر درس یک سرگروه آموزشی با ساعتی اندک تعیین گردیده است . قطعاً جلسات گروهی و ارائه راهکار و تجربههای دیگر دبیران میتواند راهگشا درزمینهٔ آموزشی آن درس باشد که متأسفانه دبیران چندان علاقه و توجهی به این نشست ها نمیدهند و گروه آموزشی نیز شعاری تکراری و ناکارآمد چون شورای دانشآموزی و تشکلهایی که بر کاغذ و صورت جلسات زنده هستند تبدیل شده است!
کاهش جلسه اولیا و مربیان: جلسه انجمن اولیا با دبیران مدرسه میتواند به امر آموزش کمک مستقیم و غیرقابلانکاری کند و نیازمند این است که تصمیماتی اتخاذ شود که این جلسات مفید و پربارتر شود.
علاوه بر این موارد مسائل رفتوآمد دانش آموزان روستایی مسئله حادی است که گاه با جان دانشآموز ارتباط پیدا میکند.
در این حوالی دانش آموزان دختر با محدودیتهای بیشتری مواجه هستند که آمار ترک تحصیل نیز در مناطقی چون هرمزگان به آن ارتباط پیدا میکند. هر چند بسیاری از دانش آموزان پسر نیز ناچار با موتورسیکلت به تردد میپردازند که همواره با خطرات زیادی نیز همراه بوده است.

مدیران مدارس نیز از دیگر مؤلفههای مهم کیفیتبخشی به برنامههای مدرسه هستند که اگر مهمترین فاکتور نیز عنوان کنیم بیراه نیست.
انتخاب مدیران اگر بر اساس صلاحیت علمی و شایستگیهای باشد چهبسا بتواند با برنامهریزی بر مشکلات موجود غلبه کند و معلمان و دانش آموزان و اولیا را با خود همراه سازد.
ارزیابی و نظارت توسط کارشناسان اداری یکی دیگر از برنامههایی است که میتواند تلاشهای موفق همکاران را موردبررسی و تشویق قرار دهد و همچنین برای کمکاریها و مشکلات به دنبال راهحلی باشد.
تعدد مدارس و تفاوت فراوان در شیوه ثبتنام و آموزش به نظر میرسد بلایی است که نهتنها به رفع مشکلات حوزه آموزش و پرورش کمک نمیکند بلکه باری است بر دوش جامعه و عاملی آشکار برای نارضایتی خانوادههاست.
مدارس نمونه، هیئتامنایی، غیردولتی مدارسی هستند که شیوه کارایی آنها بر اساس شهریه و کلاسهای جبرانی پرهزینه شکل میگیرد . سهم بیشتر مردم مدارس عادی هستند که بسیاری شاخصهای اساسی و مهم مدرسه بودن در آنها نادیده گرفته میشود.
بهصورت اتفاقی چون فرزندان مسئولان آموزش و پرورش در مدارس عادی حضور کمتری دارند پس نظارت و توجه به اینگونه مدارس هم در اولویت قرار نمیگیرد. البته کیفیت دیگر مدارس نیز ارتباطی به مسئولان آموزشو پرورش ندارد و مدیران این آموزشگاهها با دست در جیب اولیا کمبودها را تا حدودی جبران میکنند.

فضای سبز و کتابخانه: فضای مناسب تأثیر فراوانی در فزایش روحیه و علاقهمندی دانش آموزان دارد. فضای سبز و فراهم نمودن محیطی با آرامش در مدرسه یا داشتن کتابخانه یکی از بدیهیات هر آموزشگاه است که باید به آن بهصورت ویژه توجه کرد.
چند سال پیش خبرگزاریها تیتری با عنوان: 450 دانشآموز دختر بندرعباسی در زندان درس میخوانند! را در صفحات خود منتشر نمودند.
خبرگزاری ایسنا در این مورد نوشت: مدرسهای که از یک زندان قدیمی تبدیل به مدرسه دخترانه شده و ساخت آن به سال 1311 برمیگردد و در واقع نخستین زندان این شهر بوده که با تغییر کاربری به مدرسه تبدیل شده و قریب به 500 دانشآموز مقطع راهنمایی و دبیرستان در آن مشغول به تحصیل هستند.
هر چند عدم برخی امکانات برای مدارس جدید و شیوه مدیریت مدرسه را به زندان برای دانش آموزان تبدیل میکند اما باید این واقعیت را بپذیریم که برای رفع مشکلات حوزه آموزش و پرورش همه مسئولان باید نگاه تازهتر و دقیقتری به مسائل داشته باشند تا مدرسهای با افزایش بهرهوری و دارای خصوصیات خوب داشته باشیم.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
در ادامه سلسله نوشتاری درباره برنامه زیر نظام تامین فضا ، تجهیزات و فن آوری نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی جمهوری اسلامی ایران در « صدای معلم » به استناد منابع تاکیدی در وزارت آموزش و پرورش به اصول ناظر بر این زیر نظام پرداخته شده است ؛ علاوه بر التزام به رعایت اصول عام و کلی تعلیم و تربیت مانند عدالت آموزشی، پژوهش محوری، مشارکت پذیری، پاسخ گویی و نظارت، تقدم مصالح تربیتی، آینده نگری و انطباق با نظام معیار اسلامی بر این اصول خاص نیز تاکید می نماید.
۱- هماهنگی و تناسب فضا با اهداف و ویژگی های جریان تربیت رسمی و ویژگی های حیات طیبه
۲- متناسب سازی فضا با لوازم تحقق کارکردها و وظایف زیر نظام برنامه درسی ملی
۳- معماری همساز با اقلیم و شرایط اقلیمی و اصول معماری اسلامی - ایرانی
۴- ارتباط منطقی با طبیعت، تنظیم شرایط محیطی و رابطه ادراکی با عناصر طبیعت
۵- هماهنگی و تناسب فضا با ویژگی های روانی ،جسمانی و ابعاد و اندازه های آنتروپومتریکی، جنسیت و مراحل رشد دانش آموزان
۶-زیبایی و نشاط انگیزی فضا و انطباق آن با رویکردهای ساحت های تربیتی
۷- ارتباط و هماهنگی فضا با محیط و عوامل فرهنگی و اجتماعی محله ، شهر و روستا
۸- انعطاف پذیری طراحی و ساخت فضا نسبت به تحولات محیطی جمعیتی
۹-حفظ محیط زیست و جلوگیری از افزایش آلاینده ها در محیط های تربیتی
۱۰- رعایت اصول محرمیت به ویژه در مدارس دخترانه
اصول مدیریت فنی مهندسی در هشت بند
اصول استفاده از فناوری اطلاعات وارتباط در ده بند
اصول تامین لوازم و تجهیزات تربیتی در هشت بند
اصول فن آوری ساخت :
۱- رعایت ضوابط و مقررات ملی ساختمان در ایجاد فضا
۲- رعایت اصول ایمنی و پایداری لازم در فضا و تجهیزات
۳- بهره گیری از فن آوری های نوین در ایجاد فضا و تجهیزات ضمن تاکید بر فن آوری های بومی
۴- تناسب تاسیسات با فضاهای تربیتی و شرایط اقلیمی
۵ - استفاده از انرژی های پاک در طراحی تاسیسات فضا
۶- تقدم استفاده از مصالح بومی متناسب با زیست بوم منطقه
و در نهایت اصول تامین منابع مالی ؛
۱- اقتصادی کردن فرآیند طراحی و ساخت فضا، تجهیزات و فن آوری و بهره برداری بهینه از امکانات و ظرفیت های وجود
۲- انتخاب زمین و مکان یابی فصاهای تربیتی متناسب با ضوابط و معیارهای فضاهای تربیتی و ملاحظات اقتصادی
۳- تقویت مشارکت های مردمی، نهادهای غیردولتی و سایر نهادهای دولتی و عمومی در فرایند طراحی، ساخت فضا، تجهیزات و تولید و استقرار فن آوری ها
۴- مشارکت بهره برداران و متخصصان در فرایند نگهداری و تعمیر فضا ، تجهیزات و فن آوری
۵- گسترش فرهنگ وقف و نیک اندیشی دینی در جامعه و حمایت مادی و معنوی و معنوی از جریان فرهنگی خیرین مدرسه ساز
۶- مدیریت بهینه منابع و مصارف و شفافیت در هزینه ها و عملکرد
با این همه گستردگی وظایف به دور از هر گونه حب و بغض و جانبداری، دغدغه مندان تعلیم و تربیت و آگاهان و خون دل خورندگان عرصه فرهنگی را به داوری می طلبم .
قبل از طرح پرسش کلی ،اذعان به ناتوانی خود مبنی برگرد آوری اطلاعات دقیق در خصوص انتصابات وزیر آموزش وپرورش در حوزه ستادی را بیش از اینکه در این نوشتار آوردم امکان نیافتم ؛ حتما مرکزنشینان بیشتر خواهند نوشت.

پرسش نخست ؛
پس از استقرار دولت سیزدهم طبیعی است دولت مستقر حامیان ،هواداران و مدیران خود را در مناصب مدیریتی به کار گیرد . در این شکی نیست . با این دیدگاه دکتر مهرالله رخشانی مهر دارای دکترای عمران از دانشگاه فردوسی ، استاد عمران دانشگاه الزهرا، مدیرکل عمرانی وزارت علوم و کارمند رسمی دولت از سازمان نوسازی کنار گذاشته می شود. اگر انتساب به دولت قبل جرم برکناریست ، گماردن چند مدیر و مشاور از دولت قبل مانند واعظی نژاد، حسین پور، رمضانی ، صالحانی، راشدی، اربابی ... در بدنه وزارت آموزش و پرورش و سازمان نوسازی مدارس کشور در این دولت نشانه ی چیست؟
پرسش دوم ؛
آیا کسی که کارمند رسمی دولت نبوده و سابقه اجرایی و اداری و مدیریتی نداشته - لیسانس عمران ، دانشجوی دکتری ، مدیر عامل موسسه آل یاسین، رئیس مجمع خیرین مدرسه ساز سیستان و بلوچستان که خود این استان در بحث فضاهای آموزشی حدیث مفصلی دارد- گماردن به مدیریت یک سازمان مهم کشوری مانند نوسازی مدارس کشور- معنا و مفهومش چه خواهد بود کسی که حتی پیمانی هم نبوده آیا در تراز حکمرانی خوب که دولت مدعی آنست می تواند تعریف شود؟

وزیر محترم آموزش و پرورش ؛
سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک ؛
همتی فر و پارسانیا ...
وضعیت استخدامی شان چگونه است؟
روایات این چنینی زیاد هستند ...
در ابهر استان زنجان ؛ خیری، هزینه ساخت مرکز آموزشی ورزشی را تقبل می کند اما برای افتتاح دعوت نمی شود تا مدیر کوتاه فکر، قهری و سهمی آموزش و پرورش ابهر مصادره به مطلوب می کند تا به کام مدیران اجرایی دولت باشد ! این است رفتار مدیران وزیری که کمر به نابودی آموزش و پرورش بسته اند .
در این کشور با این عقبه ی فرهنگی و علمی بیدادی که در این برهه بر آموزش و پرورش می رود در تاریخ ناسپاس و سفله پرور ما نرفته است.
دگرباره به فریاد به عنوان دغدغه مند این حوزه می گویم :
کجایند مردان مردی که در اسارت تاریخ ، عرصه فرهنگ را دریابند ؟
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/
همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ نشست خبری « حمیدرضا نجف پور کردی » مدیرعامل موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان با محوریت موضوع « ارزش مالکانه » یکشنبه 13 آذر 1401 برگزار گردید .
« صدای معلم » در گزارش خود چنین نوشت :
آن گونه که این « موسسه اقتصادی متعلق به معلمان » ادعا کرده است این دومین نشست خبری بوده و نخستین آن در مرداد ماه سال جاری برگزار گردیده است .
در اطلاع رسانی که توسط موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان 3 روز پیش انجام شد نوشته شده بود :
« این نشست خبری با حضور خبرنگاران رسانههای مهم و تاثیرگذار کشور برگزار خواهد شد که نقش بی بدیلی در ایجاد امیدآفرینی در بین جامعه به ویژه فرهنگیان عضو موسسه دارند . »
اما به دلایلی که مشخص نیست این خبر از پرتال موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان حذف شده اما خبر آن در جست و جوی « گوگل » باقی مانده است .
موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان با مدیر عامل جدید که از اواخر اردیبهشت 1401سکان مدیریت را به دست گرفته در حالی از رسانه های مورد نظرش تحت عنوان « رسانههای مهم و تاثیرگذار کشور » نام می برد که این رسانه ها در عمر 27 ساله این صندوق حتا یک سطر در رسانه ی خود در انتقاد از عدم برگزاری نشست رسانه ای توسط موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان و پاسخ گویی شفاف به صاحبان اصلی آن یعنی « معلمان » ننوشته و در سایر نشست های رسانه ای نیز کوچک ترین اشاره و یا سخنی به پاسخ گو نبودن برخی بخش های ستادی و اداری وزارت آموزش و پرورش که موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان یکی از آنان است بر زبان نیاورده اند .
این در حالی است که « صدای معلم » هم در گزارش های متعدد خود و هم در نشست های رسانه ای بر این موضوع تاکید کرده و پاسخ گویی به افکار عمومی را جزء لاینفک از وظایف اصلی مدیران بر شمرده است .
این که مدیر عامل جدید صندوق ذخیره فرهنگیان برای نخستین بار نشست رسانه ای برگزار می کند اقدام مثبت و رو به جلویی است اما این نشست ها زمانی موثر و مفید به فایده خواهند بود که دعوت از رسانه ها فقط محدود به رسانه های دولتی و حکومتی نبوده و اولویت برای طرح نقد با رسانه هایی باشد که در این زمینه ها به صورت اختصاصی و تفصیلی و در قالب « کنش گری خردمندانه » پی گیر رویکرد و عملکرد مدیران و مقامات هستند و در نشست ها با طرح پرسش های چالشی و اصلی سعی در شفاف سازی واقعی و پرسشگری آگاهانه داشته و نقش « میرزابنویس » را ایفا نمی کنند .
« صدای معلم » با وجود عدم دعوت اما بر اساس وظیفه ای که برای خود در « حوزه عمومی » آموزش قائل است برخی پرسش ها را خطاب به مدیران موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان و به ویژه مدیر عامل طرح می کند .
در ادامه این گزارش ، این رسانه پرسش های دیگر خود را مطرح می کند .

نمی دانم از کجا شروع کنم و کجا تمام کنم وقتی همه چیز در « روزمرگی » تعریف شده و همه آدم ها فکر می کنند همه چیز را می دانند در حالی که چیزی نمی دانند و مهم تر از همه اراده و یا افقی برای خروج از این مرداب فکری و وارونگی ارزش ها دیده نمی شود .
ضروری ترین و حیاتی ترین عنصر برای ادامه ی چیزی که آن را « زندگی » می نامیم همین هواست اما این روزها در سایه « سیاست زدگی » معانی و مفاهیم این هم رنگ باخته است .
جمعه وضعیت آلودگی هوا را در گوگل که می دانم دروغ نمی گوید چک می کنم .
این وضعیت هوای مورد تنفس ماست :

( Hazardous : خطرناک )
صبح با « دوچرخه » و با این که رفتار آدم های پیرامونی را می دانم و می توانم آن را پیش بینی کنم خود را به پل استاد معین می رسانم .
از تقاطع استاد معین تا زیرگذر آزادی ( یادگار امام ) انبوهی از اتومبیل ها و موتور سیکلت ها را می بینی که پشت سر هم ردیف شده و در حال سبقت های میلیمتری از همدیگر هستند تا خود را به « خط پایان » برسانند .
این بار « مدارس » را در سه پایه تحصیلی تعطیل کرده اند که وضعیت شاید بهتر شود اما ترافیک تغییری نکرده بلکه بدتر هم شده است . این یک تصویر واقعی از کنش های روزمره ماست و نیازی به تصدیق و یا تکذیب این و آن هم ندارد .

برخی هم از این تعطیلی استفاده می کنند تا با وسایل نقلیه شخصی امور و کارهای عقب افتاده ی خویش را سر و سامانی دهند .
هنوز این مقامات و به اصطلاح مدیران نمی دانند و نمی فهمند که تعطیلی مدارس تاثیری در کاهش آلودگی هوا ندارد و حتا باعث تشدید آن می شود . آیا زمان تغییر نرسیده است هم برای آنان که سکان کشور دست آنان است و هم آن هایی که سرنشینان این کشتی هستند و زندگی آنان با کنش ها و عملکرد یکدیگر گره خورده است .
همه چیز این روزها در « شتاب » خلاصه می شود و انسانیت و معنای زندگی در حاشیه گم شده است .
وزیر آموزش و پرورش و سایر مقامات هم برای آن که بگویند بیکار نیستند و کاری کرده اند سریعا بر طبل تعطیلی مدارس می نوازند و البته برای خالی نبودن عریضه ، آدرس ناکجا آباد « آموزش غیرحضوری » را می دهند .
واقعا وزیر آموزش و پرورش و رئیس شورای آموزش و پرورش شهر تهران نمی دانند که از زمان حضوری شدن مدارس پس از کرونا بر خلاف قبل ؛ آوردن وسایلی مانند موبایل و تبلت و... به مدارس ممنوع است و با آن برخورد می شود ؟
( جالب است که برخی کارشناسان و کنش گران آموزشی پس از تعطیلی دو ساله مدارس به خاطر کرونا و در آن مقطع از انقلابی شگرف در آموزش ایران در حوزه مجازی سخن می گفتند و نوید می دادند اما همین که کرونا رفت دوباره همان شد که باید می شد .)
نه خانی آمده و نه خانی رفته .

بارها و بارها در رسانه ی حوزه عمومی آموزش ایران « صدای معلم » خواسته ایم که مقامات و مدیران جمهوری اسلامی ایران قانون « هوای پاک » را اجرا کنند اما گزارش و یافته های دیوان محاسبات که در دی ماه سال 1400 منتشر شده است چنین می گوید : : ( این جا )
« گزارش دیوان محاسبات کشور درباره وضعیت اجرای قانون هوای پاک نشان میدهد که از میان ۲۲۰ حکم قانونی، ۲۰ مورد به صورت کامل اجرا شده، ۱۴۰ حکم ناقص انجام شده و به ۶۰ حکم عمل نشده است.
بر اساس بند دهم سیاست کلی محیط زیست، باید نظام حساب رسی زیست محیطی در کشور ایجاد شود که ارزشها و هزینههای زیستمحیطی تخریب، آلودگی و احیاء در حسابهای ملی استقرار پیدا کند. اما دیوان محاسبات گفته عمده یافتههایش نشان میدهد مسئولان دستگاههای اجرایی در انجام قانون هوای پاک ترک فعل داشتهاند.

کدام نهاد و مقام باید جواب گوی این کوتاهی های جبران ناپذیر و پر هزینه باشد و این در حالی است که بر اساس آمارهای رسمی سالانه هزاران نفر بر اثر استنشاق هوای آلوده جان خود را از دست می دهند ؟
پرسش و دغدغه ی من به عنوان یک « معلم » و « کنش گر حوزه رسانه » آن است آیا در این کشور فرضا فقط « حجاب » قانون است و چرا این همه قوانین معطل شده و مهم تر از همه اجرای قانون اساسی در بخش « حقوق ملت » به فراموشی سپرده شده اند ؟

گفته شده که دولت سالانه برای گشت ارشاد بیش از 1000 میلیارد تومان بودجه تصویب کرده است . همه آدم ها فکر می کنند همه چیز را می دانند در حالی که چیزی نمی دانند و مهم تر از همه اراده و یا افقی برای خروج از این مرداب فکری و وارونگی ارزش ها دیده نمی شود .
بیش از سه ماه است که کشور درگیر اعتراضات گسترده مردم است که البته نقطه شروع آن مرگ مهسا امینی در مرکز پلیس ارشاد بود .
همان گونه که قبلا هم نوشتم ( این جا ) ؛ آیا با تدبیر و نه با لجبازی نمی شد این مساله را درست مدیریت کرد ؟
حاکمیت مسئولیت خود را در قضیه " مهسا امینی " بپذیرد . در سمت و سوی « عقلانیت » و « خرد ورزی » می ایستم !
تاملی بر اعتراضات ایرانیان از نگاه یک " معلم "

آماری که زیر ارائه می شوند پیش تر توسط « صادق زیبا کلام » در کانال ایشان منتشر شده است :
« بودجه پیشنهادی دولت به مجلس برای سال ۱۴۰۱
- صدا وسیما: ۵۳۰۰ میلیارد تومان
- سازمان بسیج : ۳۱۰۰ میلیارد تومان
- مرکز خدمات حوزههای علمیه: ۲۸۰۰ میلیارد تومان
- وزارت ارشاد:۲۱۰ میلیارد تومان
- شورای عالی حوزه های علمیه:۸۸۰ میلیارد تومان
- سازمان تبلیغات اسلامی :۷۴۰ میلیارد تومان
- جامعه المصطفی العالمیه : ۵۷۰ میلیاردتومان
- سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی: ۴۹۰میلیارد تومان
- شورای سیاست گذاری حوزه های علمیه خواهران:۴۶۰میلیارد تومان
- کانون پرورش فکری کودکان:۴۵۰ میلیارد تومان

- نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاهها: ۳۱۰میلیارد تومان
- دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم : ۲۳۰میلیارد تومان
- بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس: ۴۰۰میلیاردتومان
- دفتر نمایندگی ولی فقیه در سپاه: ۲۲۰ میلیارد تومان
- خبرگزاری جمهوری اسلامی: ۱۹۰ میلیاردتومان
- شورای برنامه ریزی حوزه های علمیه خراسان:۱۷۰میلیارد تومان
- شورای عالی انقلاب فرهنگی: ۱۶۰ میلیاردتومان
- شورای سیاست گذاری ائمه جمعه: ۱۰۰ میلیارد تومان
- موسسه پژوهشی و فرهنگی انقلاب اسلامی:۹۰ میلیارد تومان
- مجمع جهانی اهل بیت:۹۰ میلیارد تومان
- موسسه نشر آثار حضرت امام خمینی : ۸۰ میلیارد تومان
- ستاد امر به معروف و نهی از منکر: ۶۰ میلیارد تومان
- پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی:۳۶میلیارد تومان
- موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی:۳۳ میلیارد تومان
- ستاد اقامه نماز:۳۰ میلیارد تومان
- دانشگاه اهل بیت:۲۷ میلیارد تومان
- مرکز الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت :۲۲ میلیارد تومان
- شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی: ۹۰میلیارد تومان
- جمع هزینه های "ایدئولوژی": ۱۹۳۰۰ میلیارد تومان
- بودجه دانشگاه تهران: ۲۱۱۰ میلیارد تومان
- بودجه محیط زیست : ۲۱۵۰ میلیارد تومان »
واقعا به این فکر می کنم که مسئولیت گریزی و سوء مدیریت حاکمیت در کنار بی تفاوتی و شتاب شهروندان را چگونه باید جمع جبری زد وقتی که « اعتماد عمومی » و « سرمایه اجتماعی » به آخر خط رسیده است ؟
آیا زمان تغییر نرسیده است هم برای آنان که سکان کشور دست آنان است و هم آن هایی که سرنشینان این کشتی هستند و زندگی آنان با کنش ها و عملکرد یکدیگر گره خورده است .
گروه گزارش/

ظرف چند هفته اخیر این برای سومین بار است که در تهران مدارس تعطیل می شوند .
علت آن هم « آلودگی هوا » بیان می شود .
وزارت آموزش و پرورش و استاندار هم که رئیس شورای آموزش و پرورش این کلان شهر است طبق معمول مدارس را به برگزاری « کلاس های غیرحضوری » احاله می دهند .
آیا تجربه 25 ماه تعطیلی مدارس بر اثر کرونا و برگزاری آموزش غیرحضوری تجربه موفقی بود که دوباره همان آدرس تکرار می شود ؟
آیا اساسا در مدارس و در سال تحصیلی جاری فایل و برنامه ی مستقل و جداگانه ای برای این نوع آموزش طراحی شده است و یا آن که این حرف ها جنبه « رفع تکلیف » دارند ؟

« صدای معلم » بارها و بارها در گزارش های انتقادی خود به بحران آلودگی هوا اشاره و به اهمال و بی خیالی نهادها و مقامات در خصوص عدم اجرای « قانون هوای پاک » اعتراض کرده است . ( این جا )
شنبه 20 فروردین 1401 ( سال جاری ) در فصلی که به بهار مزین شده و باید پاک ترین هوا را در مقایسه با سایر فصول داشته باشد ؛ « صدای معلم » در گزارشی نوشت : ( این جا )
« روز گذشته تهران پایتخت کشور و ۱۱ استان دیگر شاهد بحران در زمینه آلودگی هوا بود .
نکته ی مهم و قابل تامل آن که دیروز تهران در صدر آلوده ترین شهر جهان قرار گرفت . آن طور که دادههای شرکت کنترل کیفیت هوا نشان میداد ؛ شاخص کیفیت هوای تهران تا ساعت هشت شب روی عدد ۳۷۲ و در شرایط خطرناک قرار داشت. بعد از آن تا پایان شب در وضعیت خیلی ناسالم قرار گرفت.
اگر چه بحران آلودگی هوا مساله ی جدیدی نیست و به نوعی با زندگی شهرنشینان کلان شهرها عجین شده است اما اراده ای هم برای مدیریت آن دیده نمی شود .
مردم هم به سیاق گذشته در بی تفاوتی به سر برده و شب را به صبح و صبح را به شب می رسانند .

( ترافیک سنگین در خیابان آزادی - شنبه 19 آذر ساعت 9 صبح - مدارس به خاطر آلودگی هوا روزهای شنبه و یکشنبه تعطیل شدند ) آیا اساسا در مدارس و در سال تحصیلی جاری فایل و برنامه ی مستقل و جداگانه ای برای نوع آموزش طراحی شده است و یا آن که این حرف ها جنبه « رفع تکلیف » دارند ؟
پس از این واقعه ، برخی و شاید بسیاری دوباره انگشت نشانه به سوی « مدارس » گرفتند و خواهان تعطیلی آن شدند بی آن که از « خود » و « دیگران » پرسش کنند که عامل و مقصر این وضعیت کیست ؟
واقعا نقش مدارس در شکل گیری و آغاز پیک های مختلف کرونا چه بود که به خاطر آن مدارس 25 ماه تعطیل شدند و تعطیل کردن دوباره مدارس چه نقشی در کاهش و یا رفع آلودگی هوا خواهد داشت ؟
چرا به جای آن که مطالبه عمومی از مقامات و تصمیم گیرندگان مطالباتی مانند « اجرای کامل قانون هوای پاک » باشد به متغیرهایی مانند تعطیلی مدارس فرو می کاهد ... »
چهارشنبه 16 آذر نشست همكاری بين وزارت آموزش و پرورش و شهرداری تهران برگزار گردید . ( این جا )

« علیرضا زاکانی » شهردار تهران در این نشست به موضوعات مختلفی اشاره کرد . توصیه « صدای معلم » به شهردار تهران آن است که به جای ظاهر شدن در نقش یک « فعال سیاسی » و حضور در « میتینگ های سیاسی » به وظایف قانونی خود عمل کرده و در برابر آن پاسخ گو و مسئولیت پذیر هم باشد .
زاکانی گفت :
« نیازمند این هستیم كه نقشه مدارس شهر تهران احصا شود تا پیشنهادی را برای باز طراحی کل مدارس داشته باشیم و بتوانیم یک تفاهم بزرگ منعقد کنیم که در آن ظرفیتهای آموزش و پرورش مولدسازی شود و در خدمت توسعه آموزشی قرار گیرد.
زاکانی خاطر نشان کرد: نکته بعدی قبول مسئولیت مدارس است. ما میتوانیم ۳۵۳ مدرسه را در محلات شهر پشتیبانی کنیم و باری را از دوش آموزش و پرورش برداریم.
شهردار تهران اضافه کرد: پشتیبانی ما در موضوع معلمان میتواند این باشد که به دغدغه فراغت و مسکن آنها توجه کنیم و ظرف چند سال مشکل مسکن آن ها را حل کنیم.
پرسش « صدای معلم » از شهردار تهران آن است نهادی که بی توجه به وظایف مصرح خود در اجرای درست « قانون هوای پاک » و به عنوان مثال اقدام به فروش هوا تحت عنوان مجوز طرح ترافیک و... می کند چگونه و با کدام پشتوانه و ضمانت اجرایی می خواهد برای معلمان مسکن بسازد ؟

آیا بهتر نبود وزیر آموزش و پرورش به جای تکرار عبارات کلیشه ای و خسته کننده مانند اجرای سند تحول بنیادین و... وضعیت اجرای قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش و وظایف شهرداری در این مورد را شفاف سازی می کرد ؟

آیا مولدسازی ظرفیت های آموزش و پرورش از نظر شهردار تهران چیزی مانند فروش هوا برای درآمد زایی است ؟!
توصیه « صدای معلم » به شهردار تهران آن است که به جای ظاهر شدن در نقش یک « فعال سیاسی » و حضور در « میتینگ های سیاسی » به وظایف قانونی خود عمل کرده و در برابر آن پاسخ گو و مسئولیت پذیر هم باشد .

پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

یکی از اقدامات مهم و ماندگار در دوران سرپرستی « جواد حسینی » بر وزارت آموزش و پرورش تدوین دستور العمل وزارتی « ممنوعیت شکایت از رسانه ها و فعالان رسانه ای در محاکم قضایی » بود .
سه شنبه 28 خرداد 1398 ؛ « صدای معلم » در گزارشی در این موضوع نوشت : ( این جا )
« پس از بازپس گیری شکایت وزارت آموزش و پرورش علیه یک معلم منتقد و مدیر رسانه اخبار فرهنگیان ( این جا ) ، سیدجواد حسینی سرپرست وزارت آموزش و پرورش به قول خود عمل کرد و در دستورالعملی به تمام ادارات و مناطق از آن ها خواست هر گونه اختلاف با اصحاب رسانه در کمیته ای با حضور افراد ذیل مورد بررسی و مسائل فیمابین با توافق حل و فصل گردیده و از ارجاع آن به نهادهای قضایی جلوگیری به عمل آید .
« صدای معلم » از این اقدام شایسته ، مدنی و دموکراتیک آقای حسینی تقدیر و تشکر به عمل می آورد .

( جواد حسینی - سرپرست پیشین وزارت آموزش و پرورش )
« صدای معلم » پیش تر در پیشنهادی به وزارت آموزش و پرورش عنوان کرده بود :
" حال که سرپرست وزارت آموزش و پرورش قرار است طرحی نو در اندازد و از استقلال این نهاد و شان معلمان دفاع کند پیشنهاد می کنیم تا آقای حسینی در چارچوب " منشور حقوق شهروندی " برای اعتماد سازی در دستورالعملی از همه مدیران در سراسر کشور بخواهد که حق شکایت از هیچ رسانه ای در حوزه آموزش را ندارند .
همچنین می توان در مورد پرونده معلمانی که در زمان وزارت بطحایی و در هیات های تخلفات اداری تشکیل شده اند تجدید نظر کرد .
« صدای معلم » به سرپرست وزارت آموزش و پرورش پیشنهاد می کند در مورد ادامه کار مدیرانی که در زمان تصدی مدیریت خویش علیه رسانه ها و معلمان منتقد شکایت کرده اند بازنگری داشته باشد .»
« صدای معلم » در عمر یک سال و سه ماهه دولت سیزدهم و وزارت یوسف نوری بر آموزش و پرورش بارها نسبت به غلبه فرهنگ امنیتی بر امنیت فرهنگی انتقاد کرده و خواهان احترام به « قانون » و « منشور حقوق شهروندی » از سوی مقامات و مدیران شده است .

به تازگی ، « علیرضا صیادی » سرپرست اداره کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی شکایتی را علیه « جواد لطف الله پور » معلم - به خاطر نگارش یک مطلب انتقادی از عملکرد این مقام آموزش و پرورش در موضوع اخراج ۶۹ نفر از مربیان پیش دبستانی شهرستان های سراب و مهربان- در محاکم قضایی اقامه کرده است . یکی از اقدامات مهم و ماندگار در دوران سرپرستی « جواد حسینی » بر وزارت آموزش و پرورش تدوین دستور العمل وزارتی « ممنوعیت شکایت از رسانه ها و فعالان رسانه ای در محاکم قضایی » بود .
لطف الله پور در نامه ای خطاب به سرپرست اداره کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی چنین می نویسد :
« از عجایب روزگار است که جناب سرپرست به جای دستور ویژه به کارشناسان ذیربط برای حل مشکل ادامه همکاری این ۶۹ نفر از معلمان جوان و شیفته و شیدای تعلیم و تربیت که قبلا ده سال به صورت حق التدریس در مراکز پیش دبستانی و بعد از به کار گیری و استخدام یک سال تحصیلی نیز در مدارس مشغول تدریس در دور افتاده ترین روستاهای استان بوده اند (متاسفانه یک نفر از آنان در مسیر مدرسه محل خدمتش در سانحه رانندگی جان عزیزش را تقدیم راه دانایی و توانایی نمود) و همگی آنان از اول مهر سال تحصیلی جاری از کار بیکار شده اند و هنوز شکایت آنان به جایی نرسیده است، دستور ویژه جناب سرپرست در مورد شکایت بر علیه اینجانب فورا به جریان افتاده است .

به جای شکایت علیه منتقدان آستانه تحمل و نقد پذیری خود را افزایش داده و پاسخ گوی عملکرد خویش باشید .
سرپرست محترم
اگر به جای بی اعتنایی به نظرات و انتقادات سازنده بنده و امثالنا و پرهیز از اتخاذ رویکرد خصمانه و شکایت بر علیه خیر خواهان آموزش و پرورش استان، به موقع به این نظرات و انتقادات توجه نموده و در زمان مربوطه اقدامات و اصلاحات لازم را اعمال می کردید، امروز در آموزش و پرورش استان شاهد تضییع حقوق ۶۹ نفر همکاران موصوف، از کار بیکار شدن تعداد کثیری از نیروهای خرید خدمت، عدم کسب رتبه در جشنواره شهید رجایی، عدم کسب رتبه در پروژه مهر (مهمترین رویداد آموزشی و تربیتی وزارت آموزش و پرورش)، سردرگمی اولیا و دانش آموزان در بحث سرویس مدارس، مشکلات اولیا در بحث روپوش دانش آموزان، اخذ شهریه غیر قانونی در مدارس غیر دولتی، تعداد کثیر کلاس بدون معلم در مهرماه، تعطیلی کلاس های تحت پوشش نیروی خرید خدمت و ترک تحصیل دانش آموزان روستایی، بی انضباطی مالی در اداره کل و ایجاد چندین میلیارد تومان بدهی، و مهمتر از همه، بلاتکلیفی مدیران و همکاران شاغل در ۳۹ منطقه و ناحیه آموزش و پرورش استان به لحاظ عدم وجود مدیر کل در راس دستگاه تعلیم و تربیت استان نبودیم.
و جنابعالی و مشاوران شما نیز شرمسار از عملکرد ضعیف خود نبودید تا مجبور به فرار از پاسخ گویی به مطالبات مردم و کارشناسان در برنامه های رادیویی و تلویزیونی شوید .

چاره برون رفت از این بن بست خود ساخته، اصلاح رویکرد خصمانه خود و همکاران تان و توجه به نظرات دلسوختگان تعلیم و تربیت استان، تمکین به مطالبات مردم و دوری از حاشیه های بی ارزش و بی نتیجه است، نه رفتار نظامی گری، ایجاد جو حراستی، ترویج تفرقه و رعب و وحشت در بین همکاران و شکایت و پرونده سازی علیه بنده و امثال بنده . » « صدای معلم » به آقای صیادی و سایر مدیران همفکران ایشان توصیه می کند اولا دقیق و مستند سخن بگویند و مهم تر آن که دچار توهم و اغراق گویی نشده ضمن احترام به شعور مخاطبان با آنان با صداقت برخورد نمایند .
آخرین گزارش انتقادی « صدای معلم » در نقد عملکرد سرپرست اداره کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی به تاریخ 3 مرداد 1401 بر می گردد .
این رسانه مستقل و منتقد در حوزه عمومی آموزش ایران نوشت : ( این جا )
« آیا مدیر کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی از رتبه ی دانش آموزان ایرانی در آزمون های معتبر بین المللی مانند تیمز و پرلز خبر دارد ؟
آیا ایشان و همکاران وی وضعیت تحصیلی و تربیتی دانش آموزان را پس از دو سال تعطیلی ناشی از بحران کرونا مورد مطالعه و پیمایش جدی و علمی قرار داده اند ؟

مطابق آمار در حال حاضر در استان آذربايجان شرقي ١٢٦ مدرسه كانكسي با جمعيت بالاي ١٠ دانش آموز وجود دارند .
همچنین حدود ٣٠ درصد از فضاهاي آموزشي استان آذربايجان شرقي نيازمند مقاوم سازي و يا تخريب و بازسازي هستند كه براي بازسازي اين ميزان فضاي آموزشي با احتساب هزينه هاي امروزي رقمي بالغ بر ١٥ هزار ميليارد تومان اعتبار نياز است .
کدام کشور توسعه یافته و متعالی در حوزه نظام آموزشی در دنیا و در قرن بیست و یکم می تواند وضعیتی مثل ما را داشته باشد ؟
« صدای معلم » به آقای صیادی و سایر مدیران همفکران ایشان توصیه می کند اولا دقیق و مستند سخن بگویند و مهم تر آن که دچار توهم و اغراق گویی نشده ضمن احترام به شعور مخاطبان با آنان با صداقت برخورد نمایند .
گفتنی است مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران هم در سخنانی نوید تحقق تمدن نوین اسلامی را داده بود و این در حالی است که بر اساس آمار در حال حاضر حداقل 930 مدرسه ناایمن و تخریبی در شهر تهران در حال فعالیت هستند .

« صدای معلم » ضمن دعوت از آقای صیادی و سایر مقامات آموزش و پرورش برای احترام به « قانون » و « پاسخ گویی » که مدعای مکرر رئیس دولت سیزدهم و نیز اظهارات اخیر سخنگوی این دولت در مورد پاسخ گو بودن مدیران این دولت است خواهان شنیدن صدای اعتراض کنش گران رسانه ای و معلمان معترض در راستای ایفاد حقوق قانونی شان است .
شنیدن صدای اعتراض به معنای تکریم « منتقد » و لحاظ کردن نظرات اصلاحی در فرآیندهای غلط و تصمیم های نادرست به منظور بهبود امور و شیوه حکمرانی و در نهایت ترمیم اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی است .
به جای شکایت علیه منتقدان آستانه تحمل و نقد پذیری خود را افزایش داده و پاسخ گوی عملکرد خویش باشید .
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید