صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش
دوشنبه, 19 آبان 1393 21:30

نفاوت تطبیق

کرمان

منتشرشده در نامه های دریافتی
یکشنبه, 20 ارديبهشت 1394 19:29

موج‌سواری روی مطالبات معلمان

گروه اخبار / معاون وزیر آموزش و پرورش  با ذکر اینکه در بحث افطاری‌ها، میلیاردی بدهکار هستیم، گفت: در برخی از استان‌ها هنوز این بدهکاری‌ها برای مخارج ضیافت‌های افطاری پرداخت نشده است.

یکشنبه, 20 ارديبهشت 1394 16:44

خبری از دبیر کل سازمان معلمان ایران

علیرضا هاشمی سنجانی  گروه اخبار /

روز شنبه نوزدهم اردیبهشت ، آقای علیرضا هاشمی سنجانی ، دبیر کل سازمان معلمان ایران جهت انجام امور دندان پزشکی به درمانگاه شهید منتظری اعزام شد .
روحیه دبیر کل سازمان معلمان ایران خوب بود و از مساعدت مسئولان محترم در این مورد تشکر نمود .
همچنین خانواده و دوستان ایشان ضمن تشکر از برخورد محترمانه و خوب همراهان و نیز توجه مسئولان زندان به بیماری ایشان ، خواهان آزادی این معلم می باشند .
علیرضا هاشمی سنجانی به علت پرونده ای که در سال 89 و در موضوع " هفته معلم " به دلیل دعوت از فعالان صنفی به منزل خویش تشکیل شد به 5 سال زندان محکوم گردید .

پایان پیام /

مشکلات آموزگاران علاوه بر تبعیض میان سایر کارمندان با فرهنگیان، متاسفانه آموزگاران مقطع ابتدایی شاهد تبعیض های دیگری نیز هستند که البته در دو سال گذشته به دلیل  عملکرد جناب فانی وزیر محترم آموزش پرورش، این تبعیض بیشتر شده است.

از دوسال پیش، بخشنامه هایی درباره لزوم حضور معلمان ابتدایی در مدرسه تا پایان خرداد ماه و چالش آنها با دیگر همکاران شان ابلاغ و اجرا شده است. اجرای این بخش نامه در مقاطع ابتدایی و عدم بسط آن به سایر مقاطع موجب اعتراض آموزگاران از اعمال چنین تبعیضاتی شده است.

سوال مهم آموزگاران ابتدایی از وزیر این است که اگر ماه خرداد باید ماه پرداختن به چالش و بحث و گفت و گو و آسیب شناسی، وبرنامه ریزی و... باشد، چرا این لطف مکرر تنها شامل معلمان ابتدایی شده نه سایر معلمان؟

جهت اطلاع وزیر محترم جا دارد مقایسه ای بین ساعات و شرایط کاری همکاران در مقاطع ابتدایی و متوسطه صورت گیرد.

به گفته کارشناسان ، تاثیرگذارترین مقطع آموزش ابتدایی است. کلاس های درس به ویژه برای سه سال اول ابتدایی باید توام با بازی و نشاط و حرکت باشد. معلمان ابتدایی باید انرژی بسیاری صرف دانش آموزان خود نمایند. حضور 35 تا 40 دانش آموز در هر کلاس، با نیازهای خاص این گروه سنی، کار معلم را بسیار سخت و طاقت فرسا می کند.

از سوی دیگر، اداره کلاس توسط یک معلم، به معنای تدریس 6 الی 10 کتاب مختلف، طرح سوال های امتحانی گوناگون، دیدن تکالیف، تصحیح املاء، است که سختی بسیار دارد. به خصوص با تغییر کتاب ها و سخت و پیچیده شدن درس ریاضی، سختی کار معلمان بیشتر هم شده است. این در حالی است که دبیران شاغل در متوسطه، معمولا به طور تخصصی 1 تا 4 کتاب در رشته تحصیلی خود را تدریس می کنند.

سال ها بود که قشر زحمت کش معلمان ابتدایی، ناگزیز شش روز هفته در مدرسه حاضر می شدند، در حالی که همکاران شاغل در راهنمایی و متوسطه 24 ساعت تدریس موظف داشتند. از چهار سال پیش که به همت جناب حاج بابایی؛ وزیر پیشین آموزش وپرورش، پنجشنبه ها تعطیل شد، معلمان ابتدایی نیز از این لطف بهره مند شدند و ساعات حضورشان در مدرسه به 5 روز تقلیل یافت.

معلم ابتدایی پنج روز در هفته به مدرسه می رود اما ابلاغ 25 ساعت برایش صادر می شود ، در حالی که معلمان متوسطه چهار روز در مدرسه حضور دارند با 24 ساعت ابلاغ. من به درستی دلیل این اجحاف را نمی دانم ای کاش کسی به این معادله پاسخ می داد که چگونه پنج ساعت حضور در مدرسه برابر با 1 ساعت در نظر گرفته شده و برای معلم ابتدایی 25 ساعت ابلاغ زده می شود.

معلمان متوسطه در امتحانات دی ماه تعطیل هستند و تنها در روزهای مراقبت برای چند ساعت در مدرسه حضور دارند ، اما آموزگاران حتی در زمان امتحانات نوبت اول از تعطیلی ساعاتی بی بهره اند و همراه دانش آموزان باید در مدرسه باشند.

در خرداد ماه ، معلمان پایه های سوم تا ششم به همراه دانش آموزان خود، تا نیمه خرداد به مدرسه می آیند. در حالی که دبیران متوسطه 5 تا 6 روز برای مراقبت و تصحیح اوراق در مدرسه حاضر می شوند.

بار اصلی تربیت و آموزش در مدارس ابتدایی، بر دوش معلم است. از برنامه ریزی برنامه کلاس و برنامه امتحانات تا اردوهای تفریحی و آموزشی برای کودکان بر عهده معلم است. در تمام اردوها ، معلم هم پای معاون حضور دارد و مسئولیت تک تک دانش آموزان بر عهده اوست. درحالی که در متوسطه برنامه ریزی برنامه کلاسی و امتحانی و اردها برعهده معاونین و مدیر است و دبیران هیچ مسئولیتی در قبال اردوهای دانش آموزی ندارند.

علاوه بر این تفاوت ها که سالیان سال است بین معلمان مقاطع مختلف وجود دارد ، بخشنامه های متعدد درباره حضور معلمان ابتدایی تا پایان خرداد ماه که به این تفاوت و تبعیض دامن زده است.

آموزگاران مقطع ابتدایی ضمن آن که مخالفتی با حضور در مدرسه و برنامه ریزی و بحث و چالش در ماه خرداد ندارند، اما از وزیر محترم می پرسند:

چرا چنین بخشنامه هایی تنها برای معلمان ابتدایی صادر می گردد؟

اگر قرار است بخشنامه ای دال بر حضور معلمان در مدارس بیاید باید همه مقاطع را در بر بگیرد نه فقط معلمان ابتدایی را.

اگر نیاز به بحث و چالش است به همه دبیران مربوط می گردد نه معلمان ابتدایی.

وزیر محترم ؛ این دیگر چه تبعیض و بی عدالتی است که بر معلمان ابتدایی روا داشته شده است ...


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت
یکشنبه, 20 ارديبهشت 1394 12:50

یک روز با نمایشگاه کتاب تهران

شکرالله مسیح پور روز جمعه 18 / 2 / 94  از نمایشگاه کتاب که سالانه یک بار در محل مصلی بزرگ تهران برگزار می شود بازدیدی داشتم که کاش نمی داشتم.

 به هر روی مختصری از مشاهدات خود را به مشتاقان کتاب و کتابخوانی پیش کش می کنم تا خود در این مورد داوری کنند.

از آنجا که در هر کشوری همه چیزش باید با همه چیزش هماهنگ باشد این هارمونی ناموزون در این نمایشگاه هم علی رغم 24 سال تجربه در برگزاری نمایشگاه از دید بیننده کنجکاو پوشیده نبود . در آستانه ورود به "نمایشگاه" یا به بیانی درست تر بازار فروش کتاب با دیدن بازدیدکنندگان سرگردان و لم داده روی چمن در محیطی غیر استاندارد و بی نظم آدم به یاد کشورهائی عقب نگهداشته شده ای چون سودان زامبیا زیمبابوه و توگو می افتد.

نخست این که با وجود وسعت و بزرگی محل برگزاری چینش غرفه ها بسیار فشرده در کنار هم و با راهرو هائی تنگ و باریک بود که بازدید کنندگان را مانند ماهی های ساردین در قوطی های کنسرو به هم فشرده کرده بود. در نمایشگاه هیچ نشانی از فضای فرهنگی ، مدیریت فرهنگی و مناسبات در شان کشوری با فرهنگ و تمدت ایرانی که سرچشمه شهر زیستی و حقوق بشر است احساس نمی شد. دریغ از پخش یک موسیقی آرام بخش و یا برنامه شاد و سرگرم کننده ای که سبب رفع خستگی بازدید کنندگان خسته و سرگردان شود ؛ بازدید کنندگانی که به دلیل ضعف اطلاع رسانی با دردسر می توانستند کتاب مورد نظرشان را پیدا کنند یا هرگز پیدا نکنند.

نگاهی به عناوین و محتوای کتاب ها نشان می  داد که کم تر در نقد وضعیت موجود و یا گذشته نوشته شده است .کم سوادی و نداشتن آگاهی فروشندگان کتاب نسبت به کتاب هائی که می فروختند نشانگر این بود که نمایشگاه تنها بازاری برای فروش کتاب بود و نه آگاهی رسانی فرهنگی به بازدید کنندگان.

 تاسف بارتر از همه این که هیچ جایگاهی ، سالنی و یا حتا اطاقکی برای تبادل نظر بازدید کنندگان با فرهیختگان و نویسندگان در نظر گرفته نشده بود . سوگ مندانه تر این که اساتید دانشگاه ها ، اعضا هیئت علمی و مسئولین کتابخانه هائی که از دیگر شهرها و استان ها برای بازدید و خرید کتاب برای سازمان متبوع خود آمده بودند به علت نداشتن جای مناسب و در شان علمی و اجتماعی شان نشسته بر روی چمن نهار خود را می خوردند که این خود اهانت بزرگی به به جامعه علمی و دانشگاهی کشور است که نمی توان به سادگی از آن چشم پوشید.

از دیگر سو برای بازدید کننده کنجکاو و چشم و گوش بازی مثل من این پرسش مطرح است که رابطه نمایشگاه کتاب با فروش کالاهائی چون گلاب کاشان و گز اصفهان و چاغاله بادام در محل نمایشگاه چیست ؟!

 عجیب تر از همه این که یک ناشرکتاب از مسقط پایتخت عمان در کنار غرفه اش مشغول پختن مسقطی صلواتی بود که صف یک کیلومتری بازدید کنندگان کتاب تا آماده شدن مسقطی و به دست آوردن تکه ای مسقطی رایگان ساعت ها در صف چشم به راه می ماندند.

 به باور این جانب ، تفکری که می گوید نباید از مسئولین انتقاد کرد تفکری استبدادی و بی ارزش است. باید درد ها را گفت و راه چاره را نشان داد. با این امید که دست اندر کاران در وزارت ارشاد و مسئولان نمایشگاه کتاب تلاش کنند نمایشگاه را در سال های آتی در شان و جایگاه مردم کشوری برگزار کنند که به لحاظ ذخایر نفت و گاز جزو ده کشور اول جهان است .

منتشرشده در یادداشت
دوشنبه, 19 آبان 1393 21:30

بی عدالتی

آذربایجان شرقی

منتشرشده در نامه های دریافتی
یکشنبه, 20 ارديبهشت 1394 10:59

نردبان

بهاء ساکت  دزدی از نردبان خانه ای بالا رفت. از شیار پنجره شنید که کودکی می پرسد: خدا کجاست؟ و صدای مادرانه ای پاسخ داد: خدا در جنگل است عزیزم. کودک پرسید: چه کار می کند؟ مادر گفت: دارد نردبان می سازد. دزد از نردبان خانه پایین آمد و در سیاهی شب گم شد.

سال ها بعد، دزدی از نردبان خانه حکیمی بالا می رفت. از شیار پنجره شنید که کودکی می پرسد: خدا چرا نردبان می سازد؟ حکیم از پنجره به بیرون نگاه کرد. به نردبانی که سال ها پیش، از آن پایین آمده بود و رو به کودک گفت: برای آنکه عده ای را از آن پایین بیاورد و عده ای را از آن بالا ببرد.

*******

برای هر انسانی، نردبانی ساخته شده است. نردبانی که می توانیم گاه از آن بالا رویم و گاه پایین. مهم، هدفی است که از بالا یا پایین آمدن از نردبان مان داریم. پایین آمدنی که جایگاه فرد را در انظار دیگران برتر از ایستادن در بالاترین پله، نشان بدهد، ارزشمند است و قابل تقدیر.

مسئولین ما در نظر داشته باشند، فرصت استفاده از نردبان شان معیّن است و قابل انتقال نیست.

باید قدر زمان حال را بدانند که گذشته بر نمی گردد و آینده هم شاید نیاید. هیچ کس نمی تواند به عقب بازگردد و یک شروع ناخوشایند و بد را پاک کند، اما هر کسی همیشه و دوباره قادر به آغاز و آفریدن یک پایان خوشایند می باشد.

به امید این که در به کارگیری نردبان مان، رضای خدا، عقلانیت و عدالت را به کار گیریم، زیرا بر این باورم:

غرض نقشی است کز ما بازماند که عالم را نمی بینم بقایی


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

خراسان جنوبی ( پاسخ به آقای ابیانه )

منتشرشده در نامه های دریافتی
دوشنبه, 19 آبان 1393 21:30

نمی خواهید رها کنید

آذربایجان شرقی

منتشرشده در نامه های دریافتی
شنبه, 19 ارديبهشت 1394 19:14

ناگفته هاي يک معلم

سید رازی طبیب به نام خدا

انا لله و انا اليه راجعون

به وقت صبح قيامت که سر ز خاک بر آرم

به گفت و گوي تو خيزم به جست وجوي تو باشم 

ناگفته هاي يک معلم

 نگاهي به گذشته ، اين همه فشار هاي توأم با تحقير و هتک حرمت ˏ ناشي از ناداني ها و کارهاي خودسرانه و ضعف مديريت ها را بيش از سي سال تحمل نموديم و دم برنياورديم . جرياني که بيشتر معلمان بر اساس باورهايشان در ايجاد  آن سهم و نقش غير قابل انکار داشتند و بيشترين شهيد را در راهش دادند و مديريت هاي اوليه آن را در همه ابعاد به دوش کشيدند ، امروز به دست ديگراني که آنها هم زحمت کشيده ، مخاطرات را پذيرفته اند ، مع الاسف به دور از حق شناسي نسبت به پيش کسوتان اين راه را ادامه مي دهند که برايشان آرزوي توفيق مي کنيم .

مگر شهيدان دکتر بهشتي ، رجايي و باهنر اين پيش کسوتان جان بر کف و از خود گذشته معلم نبودند ؟ کجايند هزاران هزار معلمي که کلاس هاي درس شهرها و روستاها را رها کرده و به خيل شهدا پيوستند ؟ کجايند معلميني که نمايندگي دوره هاي اول و دوم و تا کنون مجلس را عهده دار شده اند يا در مجالس خبرگان ، شوراي انقلاب و ساير نهاد هاي حضور يافتند ، بيشتر از کدام قشر بودند ؛ جوانان و نوجواناني که از مدارس به سوي جبهه ها شتافتند تحت چه باورهايي به جبهه رفتند ، جزء معلمين کدام نهاد مشوق آنها بود . کجاست شهيد سهيل نوريان از کلاس چهارم تجربي دبيرستان علامه حلي به جبهه رفت و ديگر بازنگشت ، روزي نامه اي از جبهه به دستم رسيد . يکي از دانش آموزانم نوشته بود :

" شب گذشته با خداي بزرگ راز و نياز داشتيم و خود را مهياي عزيمت به خط مقدم جبهه کردم نيمه شب به اتفاق پانصد نفر رزمنده عازم جبهه شديم همه دوستان هم رزم شهيد شدند و امشب من تنهاي تنها در غربت التماس دعا دارم . "

خوشبختانه اين عزيز با سلامتي از جبهه برگشت ، تحصيلات دانشگاه را تمام کرد و امروز يکي از دانشمندان سر افراز و استاد دانشگاه است و به خدمت در اين جبهه مفتخر است . فراموش نمي کنم روزي که همه سخن پراکني هاي بيگانه اعلام کرده بودند :

" امروز ميدان حسن آباد و اطرافش بمباران خواهد شد " و اتفاقأ من و دانش آموزانم در دبيرستان علامه حلي کلاس فوق العاده داشتيم و هواپيماهاي دشمن متحد عليه ما آمدند و شش بمب ويرانگر را انداختند و رفتند ، گرد و خاک اين بمباران آن چنان بود که چشم چشم را نمي ديد و من و دانش آموزانم با تحمل دست به دعا گشوديم و حتي دقيقه اي کلاس را تعطيل نکرديم .

آمار شهدا را بررسي کنيم ، چند درصد شهدا معلم ، دانشجو يا دانش آموز بودند ؟ با اين سوابق درخشان ، چرا اين قدر معلمين را تحقير شده مي بينم ؟

معلم کي از معيشت ، مطالبات و معوقات صحبت کرده که اين قدر به رخش مي کشيد ؟ معلم بالاتر ازهمه ي  حقوقش ، جايگاه رفيع خود را از دست داده و آن را مطالبه نمي کند . معلم مناعت و سعه صدر دارد . معلم مسئوليت پذير است و در هر شرايطي کارش را انجام مي دهد .

براي اولين بار در طول سي سال اخير معلم حرف دل خود را از زبان بالاترين مقام کشور مي شنود و " سخن کزدل برآيد لا جرم بر دل نشيند  ". معني همدلي و هم زباني همين تأثير گذاري است . تا حال ، کي اين جايگاه و منزلت معلمين را مطرح ساخته است ؟ مسئولان به خود آيند و به خود شک کنند . آنها که نمي دانند جايگاه و منزلت معلم کجاست چرا مسئوليت پذيرفته اند ؟

مشکل اينجاست .در دنياي آخرت ، محکمه عدل الهي تشکيل خواهد شد ، کساني که به معلم  ظلم و يا ناروا، روا داشته اند بايد پاسخگو باشند . دنيا بسيار کوتاه و نا پايدار است ، مناعت و سعه صدر معلمين انگيزه تحمل آنهاست . معلمين در دوران جنگ يا به جبهه رفتند و شهيد شدند يا در پشت جبهه تدارکات را فراهم آوردند . منˏ معلم فقط ده ها تانکر آب را با مشارکت دانش آموزانم تأمين نموده و به منظور رفع کمبود به جبهه ها فرستادم . چطور اين خدمات فراموش شده و قدرها ناشناخته مانده اند .

معلم اهل دنيا نيست، او بر آخرت چشم دوخته از دنيا هم هيچ چشم داشتي ندارد ؛ ولي حق ناشناسي جامعه هم حد و مرزي دارد . معلين شرم دارند اگر خدمت شان را به رخ بکشند ولي انتظار بي حرمتي هم ندارند ، در تمام طول عمر و خدمت هيچ قصوري ندارند ، در همه صحنه ها پيش قدم و بدون منت حاضرند  ،امروز هم اگر اشاراتˏ به جاي بزرگان نبود بازهم سخن نمي گفتند و اجرشان را ضايع نمي کردند . ولي تبعيض هاي سطح جامعه را مي بينند و متحمل مي شوند .

آخرين کلام ،  به  معلم و مقام او خيلي ظلم روا شده که خدا را خوش نمي آيد . از ما که گذشت ، خداوند به معلمين آينده کمک کند که کارهايشان به دست کاردان سپرده شود .

ان شاءالله

به مناسبت پايان هفته معلم (ارديبهشت 94 )

 تقديم به معلمين فرهيخته کشور به پاس و قدرداني از نجابت و وجدان پاک شان

منتشرشده در دیدگاه

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور