
سرویس مدرسه روزنامه اعتماد به برگزاری همایشی با عنوان رسانه ها و آموزش و پرورش اقدام نمود که در این همایش الیاس حضرتی مدیر مسوول روزنامه اعتماد و مسوولان روابط عمومی آموزش و پرورش و جمعی از فعالان و تشکل های آموزش و پرورش نکاتی را مطرح کردند. نگارنده نیز فرصت مختصری یافت تا به چند نکته مهم اشاره نماید که البته با نقد برخی از حاضران روبرو گردید.
لذا در این مقاله به واکاوی این مساله به طور جامع تر می پردازم.رسانه ها در جوامع امروزی به عنوان چهارمین رکن دموکراسی شناخته شده است و نقش مهمی در مشارکت مردم، توسعه علمی، مشروعیت حکومت، اتحاد ملی و تغییرات اجتماعی ایفا می کند. مطبوعات براساس تغییرات و تحولات اجتماعی به طرح و مشکلات و مسائل اجتماعی چون تورم، جهانی شدن، جامعه ی مدنی، ترافیک، احزاب، اعتیاد، میراث فرهنگی،مالیات، بانک، بررسی، بیمه، پرداخته و برای هر یک از این مسائل به اطلاع رسانی یا ارتقای فرهنگی در این حوزه ها دست می زنند. در واقع مطبوعات دو کارکرد مهم و موثر در عرصه ی افکار عمومی دارند که عبارتند از:
1) نقش اطلاع رسانی: وظیفه اساسی رسانه های همگانی مجهز کردن افراد به آگاهی هایی است که برای زندگی در جهان در حال تغییر نیاز دارند و اطلاعات مورد نیاز افراد با هم متفاوت است. هوشیار ساختن و علاقه مند کردن مردم به مسائل تعلیم و تربیت به حل مشکلات اجتماعی و اقتصادی منجر می گردد و در نتیجه به مشارکت مردمی منتهی و منجر می شود. رسانه های همگانی می توانند با تهیه و انتشار خبرهای علمی و فرهنگی در حوزه آموزش و پرورش ، افق دید مردمی را گسترش داده و با شکل دادن به افکار عمومی و گسترش اندیشه های جمعی، توسعه اقتصادی را هموارتر کنند.
2) نقش آموزشی: مطبوعات، ظرفیت گسترده ای برای آموزش های عمومی دارند. نقشی که مطبوعات در ایجاد تغییر یا تقویت هنجارها، ارزش ها و نگرش ها ایفاء می کنند، مکمل آموزش های رسمی و مدرسه ای است که حتماً پس از فراغت از تحصیل مخاطبان را شامل می شود که با توجه به میزان نفوذ مطبوعات در جامعه، این رسانه ی مکتوب توانایی تغییر در نظام های ارزشی و هنجارهای فرهنگی مخاطبان خود را دارد و قادر است فرآیند اجتماعی شدن ثانویه را پیش برد و لذا آن را آموزش های موازی یا آموزش های غیررسمی نامیده اند. محرک های مورد استفاده در آموزش رسانه ای به گونه ای نامحسوس و از راه تاثیر گذاری و لانه گزینی در ناهوشیار مخاطب عمل می کند و لذا آثار آن آتی و ثابت است و جزئی از رگه های شخصیت مخاطبان می شود.
البته در این مقوله بایستی به این نکته اذعان داشت که گرچه مطبوعات و رسانه های کشور، تلاش خویش را برای اطلاع رسانی در عرصه ی آموزش و پرورش به کارگرفته یا می گیرند، اما توفیق در خور و شایسته ای حاصل نشده است. به راستی چرا این مهم اتفاق نیفتاد و چگونه می توان بدان دست یافت؟
الف) رسانه ها و مطبوعات بادید حزبی و جناحی و سیاسی به مسائل آموزش و پرورش نگریسته و یا می نگرند ولی آموزش و پرورش مساله ملی است. سیاست زدگی حاکم بر فضای جامعه، مطبوعات را نیز سیاست زده کرده است و به همین علت، متاسفانه نتوانسته است درصد بالایی از فضای اختصاص یافته به مطبوعات را بخود اختصاص دهد و اندک فضای اختصاص یافته در فضای مطبوعات، آلوده به سیاست و غرض ورزی شده و اصل خبر و متن واقعیت، همراه حاشیه ها گشته و در این راستا رسانه های خبری از منظر بدبینی یا خوشبینی به داستان کشدار فرهنگیان پرداخته و درنهایت تحلیل هایی ساده و کمتر ریشه دار ارائه می گردد.
ب) اکثر رسانه ها در عرصه آموزش و پرورش در سطح توصیف و خبر باقی مانده و کمتر به مرحله تحلیل و کنکاش می پردازند. با نگاهی گذرا به بازتاب تعلیم و تربیت در مطبوعات کشورمان در می یابیم که حداکثر ده درصد از مطالب مربوط به آموزش و پرورش در صفحه یک روزنامه ها چاپ می شود.
از مطالب و اخبار پیرامون آموزش و پرورش در صفحه اول اختصاص یافته در رسانه ها رویداد مدار می باشد. و مطبوعات بیشتر به مسائل اقتصادی آموزش و پرورش پرداخته و در کمترین صورت ، دیگر مسائل فرهنگی را مورد توجه قرار می دهند.
ج) روزنامه نگاران و خبرنگاران و فعالان خبری در حوزه آموزش و پرورش را غالباً افرادی جوان و علاقه مند تشکیل داده، که در ابتدای راه خبرسازی و دنیای خبر هستند. لذا لازم است برای تقویت مبحث آموزش و پرورش در مطبوعات مساله آموزش اصحاب رسانه و تربیت خبرنگاران متخصص جدی گرفته شود.
د) رسانه ها در طرح مسائل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ... می توانند از نگاه ، تعلیم و تربیت به موضوعات فوق بپردازند و برای نهادینه شدن مسایل فرهنگی تلاش کنند .
ه) روزمرگی و سطحی نگری بر مطبوعات در پردازش تعلیم و تربیت ، یکی از آسیب های رسانه های ایران است. آموزش و پرورش ، جایگاه شایسته ای در مطبوعات به دست نیاورده اند، بسیاری از مطبوعات این مساله را درک نکرده و مسئولان رابطه مناسبی با اصحاب رسانه برقرار نکرده، و به دغدغه هایشان پاسخ نداده و یا نمی دهند.
ز) آموزش و پرورش مدرن ورسانه ها هر دو محصول جامعه غربی هستند و در واقع وارداتی اند.لذا تلاش در هر دو لازم است تا هم آموزش و پرورش مدرن به جایگاه خویش دست یافته و هم رسانه ها به عنوان رکن چهارم دموکراسی مطرح شوند تا با آسیب شناسی هر دو و تلاش در هر دو زمینه شاهد افق های مثبتی در این خصوص باشیم.
البته بایستی بدانیم که تلاش برای قدرت معلمان و مرجعیت آموزگاران ،تلاش برای ارتقای مطبوعات نیز می باشد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار/

رییس جمهوری نشاندن نور ایمان در دل فرزندان را مهمترین رسالت معلمان دانست و تصریح کرد: همه معلمان ما باید معلم آموزش و معلم پرورش باشند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت،حجت الاسلام و المسلمین دکتر حسن روحانی روز دوشنبه در آیین نکوداشت مقام معلم و در جمع معلمان نمونه کشوری، با گرامی داشت روز معلم، به رسالت سنگین آموزش و پرورش اشاره کرد و اظهارداشت: محدود کردن هنر نیست، مصون کردن هنر است و باید همه تلاش ها برای آموزش و تربیت جوان هایی توانمند ، قدرتمند و مصون متمرکز شود و این بار سنگین بر عهده معلمان و آموزش و پرورش است.
دکتر روحانی افزود: روز معلم روز خاطرهها برای همه ماست ضمن این که روز افتخار برای همه ملت ایران محسوب میشود چرا که هر آنچه داریم مدیون معلمین خود هستیم.
رییس جمهوری در ادامه با اشاره به اینکه در حوزه علمیه از قدیم با آزادی کامل و البته با احترام مباحث درسی را با جدیت مورد بحث و بررسی قرار میدادند و لذا آزادی تحفهای نیست که از غرب آمده باشد، افزود: جهان اسلام در طول ۱۴ قرن مرکز علم و دانش جهان بود. علم و دانش را در قرنهای متمادی بدون منت به دنیا صادر کردیم و به هیچ عنوان در فکر انحصار علمی نبودیم امروز ایراد دنیای غرب این است که در هر علم و دانشی که به دست میآورد پیش از هر چیز به دنبال انحصار است و این به خاطر منافع مادی میباشد که علم را برای سلطه علمی، اقتصادی و حتی سیاسی گروگان میگیرند.
دکتر روحانی گفت: ما علم و دانش را رایگان، بیمنت و بدون اینکه آن را به اهرم فشار و قدرت تبدیل کنیم در اختیار همگان قرار دادیم.
رییس جمهوری با تقدیر از جایگاه و شأن معلمان اظهار داشت: معلمان به عنوان افتخار و آموزگار ما هم علم، خواندن، فهم مسائل و جهانبینی و راه تحقیق را به ما یاد دادند و هم درس اخلاق و دینداری را به ما آموختند.
دکتر روحانی با تأکید بر این که هر کسی باید وظیفه و مسئولیت خود را به درستی انجام دهد، گفت: نمیشود به هر کسی گفت که مجتهد هستی و میتوانی اجتهاد کنی، در چنین صورتی سنگ روی سنگ بند نمیشود. ترویج دین و اسلام بر عهده شما معلمان در آموزش و پرورش و دانشگاهها است و تقویت اسلام و نظام نیز به این است که هر کس کار خود را به درستی انجام دهد در غیر این صورت هیچ فایده و نتیجهای حاصل نخواهد شد.
رییس جمهوری اضافه کرد: پرورش اخلاق و بیان مسائل دینی از جمله وظایف معلمان است و برای این منظور حتماً لازم نیست که کلاس اختصاصی تشکیل شود بلکه هر کدام از معلمین میتوانند در این زمینه مؤثر باشند و بیتردید معلمی که نفوذ بیشتری دارد از رسالت سنگینتری نیز برخوردار میباشد.
دکتر روحانی در ادامه با تسلیت وفات حضرت زینب کبری (س) و با اشاره به ویژگیها و عظمت روحی این بانوی بزرگ اسلام اظهار داشت: در کجای تاریخ میتوان بانویی با این عظمت پیدا کرد؟ آیا نباید به داشتن چنین بانویی افتخار کنیم و آیا چنین شخصیتی، معلمه بزرگ تاریخ ما نیست و نباید از ایشان درس بیاموزیم؟
رییس جمهوری گفت: همچنان که در عرصههای علمی قائل به رسیدن به مرزهای علمی هستیم، از مرزهای اخلاق، ایمان، شهامت و شجاعت نیز برخوردار میباشیم و مرز تربیتی ما تربیت دخترانی شبیه زینب کبری (س) است.
رییس جمهوری همچنین در ادامه با گرامی داشت یاد و خاطره شهید مطهری اظهارداشت: اولین درسی که شهید مطهری به ما آموخت، گذشت و آزادگی بود. شهید مطهری به ما آموخت که چگونه بیاموزیم، عالم شویم و اخلاق اسلامی داشته باشیم و از خود بگذریم.
دکتر روحانی افزود: شهید مطهری انسان با استعدادی بود که اگر در قم میماند بیتردید به مرجع عالی قدری تبدیل میشد چرا که از هر لحاظ سرآمد بود ، اما از قم هجرت کرده و به تهران آمد و این یک گذشت بود برای این که بسیاری از مقام ها و جایگاههایی که شایستگیاش را داشت رها کرد زیرا میدانست حضورش در تهران و در میان جوانان و دانشجویان یک ضرورت است.
رییس جمهوری با بیان این که خاطرات زیادی از حضور در کنار شهید مطهری دارد، اظهار داشت: شهید مطهری مردی با شهامت ، آزادمرد و با غیرت دینی بود و برای اسلام میکوشید و مباحثی را مطرح میکرد که برای جامعه مفید بود. وی هیچگاه مانع طرح سؤال نمی شد و با متانت مباحث را میشنید و به آن پاسخ میداد.
دکتر روحانی گفت: شخصیتهایی مانند پیامبر عظیمالشأن اسلام، امیرالمؤمنین علی (ع) و زینب کبری (س) سرمایه و افتخار ما هستند و هیچ کس از این همه الگو و سرمایه معنوی برخوردار نیست که بتواند از آن استفاده کند.
دکتر روحانی با بیان این که مردم ایران عاشق دین، مذهب و خاندان رسالت هستند به حضور پرشور جوانان در مراسم اعتکاف اشاره کرد و گفت: امروز ما در زمین سنگلاخ قرار نداریم بلکه این زمین در طول قرنها مسطح شده و آماده بهرهبرداری است و همه باید دست به دست هم در مسیر اسلام و قرآن قدم برداریم.
رییس جمهوری در ادامه با قدردانی از تلاشهای وزیر و مسئولین آموزش و پرورش اظهار داشت: اقدامات خوبی در بخشهای مختلف آموزش و پرورش آغاز شده است و باید این اقدامات را روز به روز با قوت ادامه دهیم.
دکتر روحانی اینترنت و فضای مجازی را به مانند شمشیر دولبه دانست که میتواند مفید یا مخرب باشد و اظهار داشت: اتفاقاً از وظایف آموزش و پرورش این است که چگونه جوانان از این گونه ابزار استفاده صحیحی داشته باشند.
رییس جمهوری اهمیت تدریس زبان خارجی در مدارس را مورد تأکید قرار داد و گفت: برخی از زبان ها زبان علم است یعنی بدون مجهز شدن به آن زبان نمیتوان به اعماق علم دست پیدا کرد کما این که تسلط به زبان عربی هم راه ورود به اعماق دین است.
دکتر روحانی مصون کردن جوانان را به جای محدود کردن آنان مورد تأکید قرار داد و این را کاری هنرمندانه دانست و گفت: ایجاد محدودیت هنر نیست و اگر توانستیم جوانان توانمند و مصون تربیت کنیم، این هنر است.
رییس جمهوری با تأکید بر خارج شدن تدریجی و قدم به قدم آموزش و پرورش از حالت دولتی گفت: برای این کار روشهای مختلفی وجود دارد و هدف اصلی، کیفیت بالاتر آموزش و تربیت جوانان با هزینه پایین است که در این زمینه آموزش را میتوان خرید خدمت کرد و در این صورت وظیفه آموزش و پرورش هدایت و نظارت بر فعالیت مدارس و مؤسسات آموزشی است.
دکتر روحانی گفت: پرورش و اخلاق را باید با آموزههای دینی و اسلامی آموخت اما علم را باید جهانی بیاموزیم و در این زمینه مؤسسات و مراکز اقتصادی و صنعتی میتوانند در کنار بنگاههای خود، مدارسی را تأسیس کنند.
رییس جمهوری در بخش دیگری از سخنان خود مشکلات معیشتی و مادی فرهنگیان را مورد اشاره قرار داد و اظهار داشت: همه تلاش دولت به عنوان خادم شما این بوده که در حد توان خود به حل مشکلات شما کمک کند.
دکتر روحانی با تأکید بر اینکه این دولت حق اعتراض را برای همه اصناف و اقشار به رسمیت میشناسد، اظهار داشت: امسال برای اولین بار کارگران به خیابان آمده و راهپیمایی کردند و وظیفه ما تلاش برای رفع مشکلات موجود و افزایش تحمل و ایجاد فضایی باز است.
رییس جمهوری گفت: نسبت به معلمان و فرهنگیان هم حق اعتراض را به رسمیت میشناسیم و همه آنها مورد احترام ما هستند. البته این دولت در حد توان خود اقدامات زیادی برای حل مشکلات فرهنگیان انجام داده است.
دکتر روحانی با اشاره به اینکه دولت در سالهای ۹۲ و ۹۳ ، به ترتیب ۱۱۲ و ۱۰۷ درصد بودجه آموزش و پرورش را اختصاص داده است، گفت: دولت در حالی که با کسری بودجه ، تحریم ها و کاهش بهای نفت مواجه بوده اما کوشید تا حدامکان نه تنها بودجه مصوب را پرداخت کند بلکه آن رقم را افزایش بدهد.
دکتر روحانی افزود: اعتبار مصوب آموزش و پرورش در سال ۹۰، ۱۲ هزار میلیارد تومان بود که این رقم امسال به ۲۴ هزار میلیارد تومان رسیده است. همچنین سال ۹۲ بودجه آموزش و پرورش ۱۵ هزار میلیارد تومان بودکه ما عملا ۱۷ هزار میلیارد تومان پرداخت کردیم یعنی ۱۱۲ درصد و سال ۹۳ نیز بودجه مصوب ۱۹ هزار میلیارد تومان بوده که ما عملا ۲۱ هزار میلیارد تومان پرداخت کردیم.
رییس جمهوری گفت: دولت در شرایطی که کسری بودجه داشت ، نه تنها بودجه آموزش و پرورش را کاهش نداد بلکه آن را افزایش هم داد و همه توان خود را به کار گرفته که نسبت به آموزش و پرورش ادای دین کرده باشد.
رییس جمهوری گفت: در شرایط کنونی کشور همه باید دست به دست هم داده و در مسیر رسیدن به شرایط مطلوب حرکت کنیم. اگر چه شرایط ما ممکن است با شرایط مطلوب فاصله داشته باشد اما مردم با امید و با نشاط هستند و دولت هم به بسیاری از مشکلات فائق آمده و یا در حال فائق آمدن است.
دکتر روحانی گفت: ملت ایران به شرایط و ویژگیهای کشور و منطقه کاملاً آشنایی دارد و در هر استانی که سفر میکنیم در برابر حضور و استقبال گرم آنها شرمنده میشویم. امروز باید همه دست به دست هم داده و از این گردنهها عبور کنیم البته از این گونه گردنهها در تاریخ کشورما زیاد بوده است .
دکتر فانی وزیر آموزش و پرورش نیز در این دیدار گزارشی را از اقدامات انجام شده طی فعالیت دولت یازدهم برای ارتقای سطح آموزش و پرورش و کیفیت بخشی به آن ارائه کرد و گفت: وزارت آموزش و پرورش در دولت تدبیر و امید با اتکا به سند تحول بنیادین و سایر اسناد بالادستی، بهسازی و ساماندهی نیروی انسانی، ارتقای کیفیت آموزشی و تربیتی و کیفیت بخشی به بخشهای مختلف آموزش و پرورش را در دستور کار قرار داده است.
معنای جدید فقر چیست؟
در ادبیات جدید توسعه، فقیر به کسی گفته می شود که از قدرت انتخاب کمتر و محدودتری در زندگی برخوردار است... باید کاری کنیم تا وقت بچه ها به جاي آنكه در راه تجليل ديروز تلف شود، صرفِ تحليل امروز و ترسيم فردا گردد و از رؤياپردازي و ابراز وجود در كلاس خجالت نكشند.
گروه اخبار / انجمن اسلامی معلمان ایران به مناسبت فرا رسیدن هفته معلم ، بیانیه ای صادر نمود .
متن این بیانیه که در اختیار سخن معلم قرار گرفته است به شرح زیر است
آذربایجان شرقی
گروه گزارش/ انتشار مناظره آقایان قدیری ابیانه و زیبا کلام در مورد مطالبات معلمان و شیوه های پیگیری آن که در سایت سخن معلم درج گردید ، واکنش های فراوانی را در میان فرهنگیان برانگیخته است .
سخن معلم در راستای ترویج دکترین خود که همانا " تفکر انتقادی و فرهنگ گفت و گو " است نظرات و مطالب مختلف را در این زمینه منتشر می کند .
سخن معلم حق ارائه نظر و آزادی بیان را برای همگان به رسمیت می شناسد و از همه اقشار جامعه به ویژه " نخبگان " برای ورود به مسائل آموزش و پرورش دعوت به عمل می آورد
گروه اخبار / سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی از تدوین طرحی در این کمیسیون برای واگذاری انتصاب مدیران کل آموزش و پرورش استان ها به شورای عالی انقلاب فرهنگی خبر داد
گروه اخبار /

«چرا اينقدر ساعتهاي كاري كم است؟»، «هر 6 ماه يك بار شهريه را زياد ميكنند»، «بچه را چرا به زور ميخوابانند»، «مربيها اصلا طرز رفتار با بچه را نميدانند». كافي است سري به مهدكودكهاي سطح شهر بزنيد و بگوييد براي تهيه گزارش آمدهايد تا سفره دل مادران باز شود و هر چه گلايه از مهدكودك بچهشان در دل نگهداشتهاند، روي داريه بريزند. به زعم مادران، هيچ مهدكودكي كارش را به خوبي انجام نميدهد و در ازاي پولي كه ميگيرند، خدمات مناسبي ارائه نميكنند. داستان شكايت از مهدهاي كودك داستان جديدي نيست. بارزترين آن خبر كودك آزاري در مهدكودكي در اردبيل است كه در تيرماه سال گذشته جنجال بسيار زيادي به پا كرد. مربي مهد، كودكي را با كتك وادار به غذا خوردن ميكرد و او را از موهايش بلند ميكرد. جالب اينكه اين مهد جزو مهدهاي سهستاره اردبيل بوده! ستارههايي كه براي كيفيت و رضايت مندي بيشتر به اين مهد داده بودند. اما يك روز بعد از اين ماجرا اين مهد پلمب شد. با گشتي در شهر و سر زدن به مهدهاي مختلف ميفهميد كه اوضاع در اكثر مهدها چندان گل و بلبل نيست. شايد اتفاقي به بزرگي اتفاق مهد كودك اردبيل رخ ندهد اما در اطرافمان هستند كودكاني كه با برخوردهاي بد مربيان مهدكودك، عطاي رفتن به مهد را براي هميشه به لقايش بخشيدهاند. ما هم تصميم گرفتيم سري به شهر بزنيم تا ببينيم در مهدهاي كودك چه ميگذرد.
دخمههايي به اسم مهدكودك
مركز شهر، خيابان طالقاني، نرسيده به پل حافظ. ته كوچه ديواري گل گلي به چشم ميخورد. عين دخمه ميماند. بالايش تابلوي بزرگي زده و نوشته مهد كودك. راهرويي بسيار باريك و حياطي بسيار كوچك و پر از نرده. از دفتر مهد صداي جر و بحث ميآيد. در باز است و خانمي عصباني تند تند حرف ميزند: «بچهام ديگر نميخواهد بيايد مهد. معلوم نيست مربي باهاش چه كار كرده.» «خانم حتما اشتباه شده. بچه را بياوريد ببينيم مشكل چيست». پرواضح است كه بحث بين مادر يكي از بچهها و مدير مهدكودك است. مدير كاملا سپرش را انداخته و دست پاچه حرف ميزند. مربي مذكور هم گوشهاي ايستاده و خيلي بيحوصله ماجرا را تماشا ميكند. زيربار هم نميرود. بيرون در مادر دوبچه ديگر هم ايستادهاند؛ «اين مربي قبلا هم شاكي داشته. نميدونم چرا بيرونش نميكنند». عوامل مهد جمع شدهاند و دارند دعوا را تماشا ميكنند، پس ميشود يواشكي به طبقات سرك كشيد، بچه ها دارند از سر و كول هم بالا ميروند. ساعت 11 است و هنوز كلاسهايشان تمام نشده. اما يك سوال؛ چرا مهد كودك كه پر از بچههاي كوچك و حتي شيرخوار است بايد اينقدر تو در تو و طبقه طبقه باشد. براساس دستورالعمل بهداشتي مهدهاي كودك؛ «ساختمان مهد كودك حتيالمقدور بايد يك طبقه داشته باشد و داراي محوطه با فضاي آزاد باشد تا براي بازي اطفال مورد استفاده قرار گيرد. اگر از طبقه دوم براي مهد كودك استفاده ميشود حتما پنجرهها داراي حفاظ آهني باشد و پلهها نيز حفاظ داشته باشد.» ولي راهپلههاي اين مهد حفاظي ندارد!

چند درصد از مهدهاي كودك سطح شهر با آن چيزي كه در دستورالعمل آمده، مطابقت دارند؟
براي اين گزارش به مهدهايي در مركز شهر، بالاي شهر و حتي پايين شهر سر زدهايم. اكثر مهدها در اماكن چند طبقه بنا شدهاند. با وجود اظهارات مسئولان بهزيستي كه مسئول مستقيم رسيدگي به مهدهاي كودك هستند، به نظر ميرسد به اين بخش از شرايط مهدكودك توجه چنداني نميشود. تنها بعضي از مهدهاي خصوصي كه در بالاي شهر هستند با شهريههاي سنگين، محوطههايي بزرگتر و ايمنتر دارند.
مربياني بدون آموزش
«مربيها از شوق و علاقه در مهدها مشغول به كار نيستند و انگار فقط براي كسب درآمد به مهد ميآيند. انگار مدير مهد اقوامش را آورده تا با هم پول دربياورند!» اينها صحبتهاي يكي از مادرهايي است كه بيرون ايستاده و منتظر است بچهاش را آماده كنند تا ببرد. يكي ديگر ميگويد: «مربي مهد بايد تحملش زياد باشد اما تحمل وجود ندارد. من خودم بارها ديدهام كه سر بچهها داد ميزنند. روحيه بچه حساس است. چرا بايد اين رفتار با بچه شود؟ ما بچههايمان را ميآوريم تا چيز ياد بگيرند نه اينكه روحيهشان خراب شود.» بيشتر مادران شاكي هستند از اينكه مشاوران و مربيهاي مهدها تخصص لازم را ندارند و درصد بسيار كمشان كه تجربه زيادي به عنوان مربي دارند، ميتوانند رفتار درستي داشته باشند و آموزشهاي خوبي بدهند. «وقتهاي بيكاري بچهها برنامهريزي ندارند و بچهها صرفا بازي ميكنند. يعني ساعتهاي بازي بچهها خيلي بيشتر از آموزششان است.» اين را مادري ميگويد كه بچهاش را به هواي آموزش بيشتر و رشد بهتر به مهد سپرده. وقتي با مادران صحبت ميكني متوجه ميشوي كه اگر بخواهي بچهات آموزشهاي بهتري ببيند و بهتر رشد كند بايد به مهدهاي گرانتر برود كه شهريهشان بنا به آموزش و ساعت كاري شان بيشتر از يك ميليون تومان ميشود. در سالهاي اخير تعداد مهدهاي كودك در ايران بيشتر شده و بسياري از دختران جوان كه فارغ التحصيل دانشگاه بودند و نميدانستند بايد كجا سر كار بروند به عنوان مربي در مهدها مشغول به كار شدهاند. مربياني كه بدون آموزشهاي اوليه، مسئول مستقيم آموزش نونهالان ما شدند.
هركه هرچه بخواهد پول ميگيرد
«وقتي ميخواهيم اسم بچه را بنويسيم يك منوي بسيار جذاب ارائه ميدهند كه فلان برنامه را داريم و بهمان برنامه و بهتر از جاهاي ديگر هستيم. پول بيشتري هم ميگيرند اما بعد ميبينيم دارند كم كاري ميكنند.» شكايت بسياري ميشود از شهريهاي كه مهدها مي گيرند. در بهزيستي شهريهها بر اساس درجهبندي و ارتقاي كيفيت خدمات مهدهاي كودك، شهريه مهدهاي كودك يك ستاره 10 درصد، دوستاره 20 درصد و سهستاره 30 درصد بيشتر از شهريه پايه در نظر گرفته شده است. اين شهريه با احتساب ميانوعده و لوازم بهداشتي مصرفي مهدكودك (مثل مايع دستشويي، دستمال كاغذي) است. در دستورالعمل سازمان بهزيستي ذكر شده كه اگر مهد، ناهار هم به بچهها بدهد ميتواند 50 هزار تومان در ازايش از والدين دريافت كند. هرمهدكودك ميتواند با بهكارگيري مربيان داراي مهارت و كارت مربيگري حداكثر 5 فعاليت فوقبرنامه را در قالب يكي از فعاليتهاي زير در مهدكودك اجرا كند:
فعاليتهاي ورزشي و فعاليتهاي هنري (نمايش خلاق، نقاشي، سفالگري و...)، فعاليتهاي فرهنگي (آموزش ويژه مفاهيم ديني، آموزش فقط يك زبان خارجي). ضمن اينكه شركت كودكان در فعاليتهاي فوقبرنامه كاملا اختياري بوده و بايد با رضايت كتبي والدين باشد. مهدكودك به ازاي هر فعاليت فوقبرنامه صرفا مجاز به اخذ 5 درصد شهريه نهايي است. علاوه بر آن؛ هزينه سرويس اياب و ذهاب كودكان با توافق والدين و مهدكودك بهطور جداگانه دريافت ميشود. همچنين مهدكودك مجاز به دريافت هيچگونه وجهي بابت لوازمالتحرير از والدين نيست ودر صورت لزوم ليست لوازمالتحرير مورد نياز در اختيار والدين قرار گرفته تا توسط اوليا تهيه شود. دريافت هرگونه وجهي با هر عنوان در قالب قرارداد با والدين به منظور ارائه خدمات ويژه و تخصصي و يا اخذ رضايت از والدين با اين عنوان يا به هر شكل ديگري ممنوع است.
با وجود چنين دستورالعملي اما باز شهريهها دل به خواه تعيين ميشود و بعضي مهدها با رقمهاي نجومي فعاليت ميكنند. اصلا آنقدر اين شكايتها زياد شد كه رئيس سازمان بهزيستي دوسال پيش شماره پيامك 30008530 را اعلام كرد تا مردم شكايات خود را به اطلاع بازرسان سازمان بهزیستی برسانند.
روزنامه قانون