صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

علی پورسلیمان مدیر گروه سخن معلم

یکی از اقدامات نادرست و غیرکارشناسی در دولت قبل که هم زمان با وزارت حاجی بابایی اتفاق افتاد توسعه مدارس خاص مانند سمپاد (تیزهوشان ) ، و... بود.

مشخص نبود اجرای این سیاست بر مبنای کدام تجربه و یا نظریه موفق در نظام های آموزشی صورت می گرفت .

اخیرا مسئولان اداره کل آموزش و پرورش تهران خبر از ادغام و یا انحلال مدارس تیزهوشان داده اند .

یکی از مشکلات نظام آموزشی ما که از دیرباز گریبان آن را گرفته و به تدریج به یک  « فرهنگ » تبدیل شده است جداسازی دانش آموزان بر اساس پارامترها و یا فاکتورهای مختلف مانند هوش ، توانایی های یادگیری ،توانایی های جسمی و... است .

جدا کردن دانش آموزان بر اساس عاملی مانند هوش و قرار دادن آن ها در یک محیط مجزا ( گلخانه ای ) اثرات مخرب و زیان باری هم در بعد آموزش و هم در بعد پرورش بر روی دانش آموزان خواهد گذاشت .

قرار دادن دانش آموزان در یک رنج ( دامنه ) هوشی مشخص و بالا در کنار هم آنان را در یک رقابت فشرده و در یک ماراتن نفس گیر قرار می دهد و از آن جایی که در نظام آموزشی ما هدف غالبا در انتقال یک سویه محفوظات و انباشت اطلاعات خلاصه می شود و جنبه های دیگر پرورش فکر و روان دانش آموز غالبا مغفول می ماند ، ایجاد آن شرایط گلخانه ای موجب می شود که رقابت منفی مانند " یک سم " روح و روان دانش آموزان را افسرده کند در حالی که هدف از آموزش رشد منطقی و همه جانبه جنبه های مختلف شخصیت است و اساسا در این دیدگاه انسان موجودی متفکر و دارای شعور و در یک دیدگاه ارگانیک مورد ارزیابی و قضاوت قرار می گیرد .

در حال حاضر ، این گونه تقسیم بندی ها و خط کشی ها که در نظام آموزشی ما وجود دارند کم تر در نظام های آموزشی توسعه یافته کاربرد دارند .

در آن نظام ها ، تربیت در یک « فرآیند طبیعی » مورد توجه قرار می گیرد و منحنی توزیع توانایی ها در یک جامعه آماری از یک الگوی نرمال پیروی می کند .

راهبرد آموزشی نیز توجه به نقش معلم به عنوان یک تسهیل گر در گستره ای از تفاوت های فردی دانش آموزان است .

« نخبه پروری » سندرمی است که سلامت و پویایی نظام آموزشی ما را تهدید می کند .

به نظر می رسد برخی از واحدهای آموزشی هدف از آموزش را در فرستادن دانش آموزان به المپیادها ، قبولی با رتبه بالا در دانشگاه های برند و... خلاصه کرده اند و البته این سیاست نادرست در قبال سکوت مسئولان و حتی حمایت ضمنی « مسئولان و برنامه ریزان » شکلی موجه ،علمی و حتی پایدار به خود گرفته است !

متاسفانه برخی از مدارس هدف از آموزش را گم کرده اند و تصور می کنند که ارائه لیستی از نخبگان ( برگزیده ها ) و پذیرفته شدگان جهت رویت مراجعان و تبلیغات آن واحد آموزشی جهت جذب مشتری بیشتر و در نتیجه « تجارت و سودآوری » بیشتر هدف غائی تعلیم و تربیت است .

البته ممکن است این وضعیت خوشایند اولیاء دانش آموزان نیز باشد چرا که متاسفانه حس " متفاوت بودن " در جامعه ما به یک هنجار تبدیل شده است و بسیاری از اولیاء دانش آموزان حاضرند برای آن پول بیشتری نیز بپردازند !

در سطوح بالاتر نیز ، مسئولان تصور می کنند که تعداد رتبه های موفق المپیادی موید تلاش موثر و کارنامه مثبت در جهت حرکت به سوی اهداف نظام آموزشی است .

و همه این ها در حالی اتفاق می افتد که آمارها عکس آن را نشان می دهند .

به عنوان نمونه ، کسب رتبه های آخر در آزمون تیمز در معیار جهانی و در مقیاس داخلی ، بیکاری تعداد قابل توجهی از تحصیل کردگان نشانه ناکارآمد بودن این گونه سیاست ها و روش هاست .

به نظر می رسد نظام آموزشی ما به یک رنسانس و تحول اساسی در داده ها و محتوا نیاز دارد .

روزنامه آرمان

منتشرشده در آموزش نوین

زنان سرپرست خانواده فرهنگیان گروه اخبار /

مدیر کل امور زنان وزارت آموزش و پرورش، از ارائه امتیازهای ویژه به زنان سرپرست خانواده فرهنگی خبر داد.

مهناز احمدی ، با اشاره به زنان سرپرست خانواده فرهنگی، گفت: وزیر آموزش و پرورش در تمام جلسات تاکید دارد تا نگاه ویژه ای به زنان سرپرست خانواده فرهنگی وجود داشته باشد، چرا که نقش مادری، پدری و معلمی را ایفا می کنند.

وی افزود: در قانون هیچ پیش بینی برای شرایط این معلمان نشده است. تنها در حکم آنان بندی آمده که مبلغ ناچیزی اضافه می شود.

مدیر کل امور زنان وزارت آموزش و پرورش بیان کرد: با آمدن دولت تدبیر و امید، توجه ویژه ای به زنان سرپرست خانواده شده است که امتیازهایی از جمله نقل و انتقال، ارتقای جایگاه، اولویت در پرداخت وام و...، داده شده است. همچنین برنامه های مشاوره ای و اردویی برای زنان سرپرست خانواده فرهنگی ارائه می شود که امیدواریم کارهای بهتری هم انجام گیرد.

مهر

انتقاد از محتوای سنگین کتاب های درسی  گروه اخبار /

از دیروز توزیع کتاب‌های درسی به صورت اینترنتی آغاز شده است. کتاب‌هایی که سختی و سنگینی مطالب‌شان در سال‌های اخیر صدای بسیاری از معلمان و والدین را درآورده و موجب گلایه آنها شده است.
به گفته شماری از اولیا و مربیان، نه تنها شیوه‌های تدریس با کتب درسی جدید همخوانی ندارد، بلکه برخی معلمان هم قادر به پاسخگویی نیازهای علمی دانش‌آموزان نیستند. بر این اساس، محتوای کتاب‌های درسی به کابوس دانش‌آموزان تبدیل شده است. منتقدان تأکید دارند تغییر کتب درسی از یک سو و تغییر نظام آموزشی از سوی دیگر معضل مهم دانش‌آموزان و خانوادهای آنها شده است.
موضوعی که برخی از دبیران آموزش و پرورش هم به آن اشاره می‌کنند. مریم مالکی دبیر آموزش و پرورش است؛ او فرزندی دارد که در مقطع نهم تحصیل می‌کند. مالکی می‌گوید: «حجم و محتوای کتب درسی در دوره متوسطه اول بسیار سنگین است. محتوای کتب درسی مطابق با سن دانش‌آموزان نیست. این کتاب‌ها انگار برای دانش‌آموزان با ضریب هوشی بسیار بالا نوشته شده است. محتوای کتب درسی استرس زیادی به دانش‌آموز می‌دهد و معلمان هم متأسفانه در کلاس درس نمی‌دانند که چه روش آموزشی را در پیش بگیرند.»
موضوعی که البته وزیر آموزش و پرورش هم به آن اشاره می‌کند و به خبرنگار «ایران» می‌گوید: «بعضی وقت‌ها شنیده می‌شود برخی از کتاب‌ها با ساعات درسی تناسب ندارند. یعنی یک درس 3 ساعت کلاس دارد درحالی که باید 5 ساعت زمان برای آن در نظر گرفته شود. یعنی معلمان بگویند حجم کتاب بیشتر از ساعت درسی است؛ این موضوع در سازمان پژوهش‌ و برنامه‌ریزی وزارتخانه بررسی می‌شود.»
علی اصغر فانی تأکید می‌کند: «همان سالی که برای نخستین بار کلاس ششم طراحی شد مسئولان وقت، دیگر فرصت نداشتند این کتاب‌ها را بررسی و از فیلترهای لازم بگذرانند و کارشناسی کنند. حالا ما در وزارت آموزش و پرورش هرسال دو پایه درسی را تألیف می‌کنیم. هم‌اکنون کارشناسان در حال تدوین کتاب‌های درسی سال نهم هستند و در عین حال برخی از کارشناسان هم در حال تدوین کتاب‌های درسی سال پنجم هستند. سابق بر‌این‌هدف آموزش و پرورش 1- 3-3-5بوده است و حالا این هدفگذاری3- 3- 6 شده است. ما برای آنکه آن حرکت شتاب زده دولت قبل را جبران کنیم هر سال به جای اینکه یک پایه کتاب‌های درسی را تألیف کنیم دو پایه را بررسی می‌کنیم.»


* کتاب نهم جدیدالتألیف است
دکتر محمود امانی مدیر کل دفتر تألیف کتاب‌های درسی با اشاره به این مطلب تأکید داشت: «ما هم قبول داریم که حجم کتاب‌ها بالاست ، اما این موضوع را هم بپذیریم که مدرسه زمان آموزشی لازم را برای دانش‌آموزان نمی‌گذارد. سعی می‌کنیم با تحلیل نمرات امتحانات دانش‌آموزان، مشکلات موجود در کتب درسی را رفع کنیم.»وی تأکید کرد: «در کنار کتب، راهنمای معلم، نرم‌افزارهای آموزشی نیز تولید شده است. همچنین در ایام تابستان، دوره‌های آموزشی کتب جدید التألیف برای معلمان برگزار می‌شود. بخش عمده‌ای از کتب درسی از چاپ خارج و در استان‌ها توزیع شده‌اند و کتاب‌های جدیدالتألیف نیز بزودی به زیر چاپ خواهند رفت و از تاریخ 15 شهریور توزیع کتاب‌های درسی دوره متوسطه اول و دوم از طریق کتابفروشی‌‌ها انجام می‌شود.»

آموزش زیربنا و محور توسعه

اوایل مهرماه بود. بچه های کلاس من ، زنگ ورزش در حیاط مدرسه بازی می کردند. برای خوردن آب به آبدارخانه رفتم. در کلاس کنار آبدارخانه باز بود. صدای همکارمان را شنیدم که سر یکی از دانش آموزان کلاس اولی داد می زد: « بچه ی خنگ!، تو هیچی نمی توانی یاد بگیری» و با عصبانیت بچه را از کلاس بیرون کرد!...چنین برخورد تندی با یک دانش آموز پایه اول برایم جای سوال داشت! ...

زنگ تفریح در دفتر مدرسه به این همکار گفتم که به طور اتفاقی متوجه برخورد تندش با آن دانش آموز شده ام و دلیل رفتارش را جویا شدم... با قیافه ای حق به جانب گفت که این بچه استعداد ندارد و چیزی یاد نمی گیرد و مثلا  بلد نیست شکل دایره و مثلث را بکشد!!... برایش  توضیح دادم که چنین مفاهیم انتزاعی در حد بچه های کلاس اول و این موقع از سال نیست، چرا که در پایان سال به یادگیری این مفاهیم می رسند و برای اثبات گفته هایم ساعت بعدی با اجازه مدیر رفتم سرکلاس اول ، همان دانش آموز بخت برگشته را آوردم پای تخته.  هنوز آثار ترس و اضطراب ساعت قبلی در وجودش بود... آرام بهش گفتم پسرخوب یک گردی بکش، با دستانی لرزان دایره ای کشید!...گفتم یک سه گوش بکش، و این بار مثلثی کشید! و...

 

خشت اول آموزش

بیایید منصفانه خود را به جای والدین این کودک بگذاریم که با هزار امید و آرزو برای آینده فرزندشان از جان و دل مایه می گذارند و زمینه تحصیلش را فراهم کرده اند، که چی ؟! که شاگرد معلمی شود که ، کارورزی نرفته، برای معلمی تربیت نشده و از بن مایه تهی از شور معلمی است. ایشان در یک رشته غیر مرتبط با آموزش و پرورش تحصیل کرده و برای کار در مهمترین و حیاتی ترین پایه تحصیلی،آموزش ندیده بود!

بیایید از دید روان شناختی به این مقوله نگاه کنیم: کودکی که در سن 7 سالگی و آماده ورود به مدرسه است، در مرحله چهارم از مراحل رشد روانی اجتماعی اریکسون (دوره نهفته کودکی میانه) به سر می برد، مرحله حساسی که اگر به خوبی فرآیند را طی کند ، زمینه رشد هویت خود ( ایگو)  او فراهم شده و به احساس باکفایت سازندگی دست پیدا می کند اما اگر این مرحله به خوبی پشت سر گذاشته نشود، احساس ناکامی و شکست و حقارت در پایان این مرحله رخ می نماید. کودکانی که در این مرحله مخصوصا توسط معلمان تشویق می‌شوند، به عزت نفس بالا و خودپنداره قوی دست پیدا می کنند.

حال کودکی با چنین ویژگی های روان شناختی و با داشتن روانی احساسی- عاطفی، از والدین و دانش آموزان پایه های بالاتر می شنود که مدرسه مکان خیلی خوبی است و معلم ها انسان های قابل اعتماد و خوبی هستند که از پدر و مادر هم بهتر و دلسوزتر هستند(بهتر بگویم مثل یک فرشته تمام عیار هستند!) با شور و شوقی وصف نشدنی سر کلاس حاضر می شود تا نخستین تجربیات اجتماعی محیط زیبای مدرسه را کسب کرده و از فرشته ای که برایش وصف می کردند کسب فیض کند!! غافل از اینکه عکس تصورش اتفاق می افتد، او با فرشته ای روبرو می شود که بسیار تنبیه می کند و متناسب با شان و مقام یک معلم رفتارنمی کند،تیپ ظاهری اش در خور یک معلم نیست  !

او می بیند که معلم از وی می خواهد چیزی را که در توانش نیست انجام دهد و اگر نتواند از کلاس بیرونش می کند، چه سرانجام روانی برای وی متصور می شویم؟ بیزاری از درس و مدرسه ، ابتلا به اضطراب فراگیر، ترس و نوعی درماندگی آموخته شده، عدم اعتماد به دیگران و درنهایت فراهم شدن زمینه رشد اختلالات شخصیتی جامعه ستیز در آینده از نتایج این گونه رفتارها است. به قول معروف: خشت اول چون نهد معمار کج.....تا ثریا می رود دیوار کج...اینجاست که شعر زیبای نیمایوشیج در مورد والدین امثال چنین دانش آموزانی مصداق پیدا می کند که: « نازک آرای تن ساق گلی/ که به جانش کشتم/ و به جان دادمش آب!....ای دریغا به برم می شکند! »

 

آموزش ویژه،جامعه پیشرفته

امروزه همه صاحب نظران، آموزش و پرورش را مرکز ثقل تربیت نسل آینده هر کشور می دانند.بررسی عوامل مؤثر بر پیشرفت و توسعه در جوامع پیشرفته نشان می دهد که همه ی این کشورها از آموزش و پرورش کارآمد و توانمندی برخوردار هستند که این امر در سایه ی تربیت نیروی انسانی متعهد، متخصص و ماهر برای سیستم آموزشی آن کشورها به دست آمده است. به گفته آگوست کنت (پدر علم جامعه شناسی) پیشرفت بشر به آموزش و پرورش صحیح بستگی تمام و کمال دارد. رشد و گسترش تکنولوژی و علم در دنیای امروزه، ضرورت توجه روزافزون به آموزش صحیح نیروی انسانی برای نیل به رشد و توسعه ی  همه جانبه بشر را بیش از پیش نشان می دهد و در واقع آموزش صحیح نیروی انسانی برای نظام آموزشی کشورها نوعی سرمایه گذاری عظیم ملی است و در این راستا هرمبلغ کلانی از طرف دولت ها صرف شود عبث نخواهد بود.چیزی که در بین ما ایرانی ها زبانزد خاص و عام است این است که چشم بادامی های ژاپنی انسان های خلاق،منظم، کوشا و دارای روحیه همکاری و مشارکت فوق العاده ای هستند.

ژاپن کشوری آتشفشانی و کوچک است که منابع غنی نفت و گاز هم ندارد اما تنها با تکیه بر منابع انسانی و آموزش ویژه آنها توانسته است جزو کشورهای صنعتی و اقتصادی جهان بوده و یکی از کارآمدترین و توانمندترین سیستم های آموزشی جهان را در اختیار داشته باشد ، به طوری که هر ساله در مطالعات تیمز، دانش آموزان این کشور در صدر جدول پیشرفت تحصیلی دروس مختلف قرار دارند.

واقعیت این است که دولت ژاپن بیشترین ارزش و سرمایه گذاری را برای نیروی انسانی خود قائل است و درصد قابل توجهی از بودجه ملی خود را به امر آموزش نیروی انسانی متخصص برای هر بخش اختصاص می دهد، اما در کشور ما علی رغم وجود نیروی انسانی باهوش، توجه آن چنانی به این بخش مهم و حیاتی (مخصوصا در چند سال اخیر) نشده است. جمله زیبایی هست که می گوید "کیفیت نظام آموزشی هر کشوری در نهایت به کیفیت معلمان آن وابسته است، در حقیقت هیچ کشوری نمی تواند از سطح معلمانش بالاتر رود!"...

همه ما می دانیم که کیفیت معلمان در هر جامعه ای به فاکتورهای زیادی بستگی دارد: از میزان حقوق دریافتی و وضعیت معیشتی گرفته تا آموزش لازم و کافی، گزینش بهتر نیروهای استخدامی برای جذب افراد علاقه مند و پرشور، تقدیر از کارهای انجام شده در فرۀیند آموزش، به کارگیری آنان در رشته ای که تخصص لازم را در آن به دست آورده اند و فاکتورهای بی شمار دیگر که مطمئنا کیفیت نظام آموزشی هر کشوری را، خوب یا بد، رقم می زند.

 

جابه جایی نقش ها،مصائب وارده

اگر واقعا بخواهیم بر مبنای تفکر انتقادی که از مفاهیم زیبای تربیتی است، به طرح های اجرا شده در آموزش و پرورش ، به عنوان مثال طرح جدید نظام 6، 3، 3  نگاهی بیاندازیم متوجه می شویم که در این طرح شتاب زده به بدیهی ترین نکات پایه ای توجه نشده است. یکی از ابزارها و ملاک های تفکر، ترجیح عقلانیت بر خواسته اندیشی است.اجرای این طرح، بدون فراهم آوردن زیرساخت ها و تامین نیروی انسانی متخصص برای هر مقطع تحصیلی، ترجیح خواسته اندیشی  بر عقلانیت است . اجرای طرحی ناپخته و بدون برنامه، آن هم در سطحی کلان و  در بزرگترین و مهمترین وزارت خانه کشور ، پذیرفتنی نیست. 

متاسفانه هر دم از این باغ آموزشی کشور بری می رسد! تدریس معلمان متوسطه درمقطع ابتدایی، تدریس نیروهای خدماتی در مدارس ، استفاده از معلمان نهضت سواد آموزی به عنوان معاون اجرایی مدارس ،استفاده از یک آشپز به عنوان معلم ابتدایی در یکی از شهرستانهای استان اصفهان که خبر آن تحت عنوان" آشپز خور و بیابانکی یک شبه معلم شد!"منتشر شد و  ده ها اتفاق عجیب و غیر کارشناسی دیگر نشانه این است که نقش ها جا به جا شده اند و متاسفانه سیستم آموزشی به سمتی پیش می رود که هیچ چیزش سرجایش نباشد.

چطور از یک مهندس برق قدرت انتظار داریم در دوره ابتدایی قرآن تدریس کند؟! چطور یک کاردان مبارزه با علف های هرز به عنوان مشاور به دبیرستان فرستاده می شود؟! واقعا چطوراز چنین مربیان و معلمانی انتظار داریم که بنیان آموزشی و تربیتی مستحکمی برای کشور تدارک ببینند؟!

بر اساس تحقیقات علمی گوناگون، بین تدریس معلمان با مدارک غیرمرتبط با رشته تدریس و افت تحصیلی و کیفیت تدریس و مولفه های دیگر همبستگی معنی داری وجود دارد!

چرا از نتایج تحقیقات روان شناسی و همچنین پایان نامه ها و تزهای دکترایی که در کتابخانه ها و مراکز علمی و آموزشی کشور خاک می خورد، عملا استفاده نمی شود؟

آیا در بزرگترین وزارت خانه کشور مشاوران و روان شناسانی وجود ندارند که این واقعیت ها را گوشزد کنند یا اینکه هستند اما گوش شنوایی وجود ندارد که بدهکار این حرف ها باشد؟!

چرا در این گونه تصمیمات حساس و کلیدی صرفا خواسته اندیشی بر عقلانیت و درک مفاهیم روان شناختی ترجیح داده می شود؟!...

اینها و سوالات بسیار دیگری هستندکه باید مسئولان آموزشی کشور جوابگو باشند، چرا که با تداوم این وضع مطمئنا تیشه به ریشه نظام آموزشی کشور زده خواهد شد و نسل تربیت شده کنونی در آیندهنمی تواند نقش واقعی خود را در توسعه و پیشرفت کشور ایفا کند. افت کیفیت تحصیلی اتفاق افتاده قابل کتمان نیست. در مقطعی از زمان نیروهای باتجربه با وعده پاداش سی روز در ماه و بازنشستگی پیش از موعد بازنشست می شوند و در مقطعی دیگر نیروهای ناپخته وارد سیستم شده و جای همان نیروها را می گیرند!

ریشه تمامی این مصیبت ها از آنجا شروع شد که عده ای تصور کردند که دیواری کوتاه تر از آموزش و پرورش برای استخدام فارغ التحصیلان بیکار  وجود ندارد!


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در پژوهش

دستورالعمل اجرایی سال جدید تحصیلی ثبت نام فرزندان فرهنگیان در مدارس   رحمان / تهران

در پاسخ به مطلب دستورالعمل اجرایی سال جدید تحصیلی ثبت نام فرزندان فرهنگیان در مدارس ( بخشنامه 24711/400 معاونت آموزش متوسطه ) و درخواست مدير محترم سايت سخن معلم مبني براينكه دوستان و همکاران گرامی ، موارد تخلف را به صورت دقیق و مستند برای گروه سخن معلم ارسال فرمایند ) ،  ( این جا ) و ( این جا )  ؛ به اين وسيله موارد ذيل را جهت اطلاع و تنوير افكار همكاران گرامي به عرض مي رساند :
1 ـ يكي از مطالبات درون سازماني همكاران فرهنگي تحصيل رايگان فرزندان همكاران مي باشد .ليكن بخشنامه شهريه ثابت و هزينه كلاس هاي فوق برنامه به گونه اي تنظيم شده كه داراي اشكال قانوني و حقوقي است .
2 ـ طبق بخشنامه ، فقط دريافت شهريه ثابت از فرزندان فرهنگي در مدارس ممنوع شده است و هزينه كلاس هاي فوق برنامه از همكاران دريافت مي شود . چرا ميزان شهريه ثابت و كلاس هاي فوق برنامه از سوي مديران مدارس به طور قانوني و علني مطرح نمي شود ؟
3ـ مخفي كاري و اطلاع رساني غلط و سليقه اي و ناقص مديران و نظارت ضعيف و سئوال برانگيز اداره كل در اين زمينه قابل تأمل است !
4 ـ اختياري بودن كلاس هاي فوق برنامه در مدارس دولتي و خاص تبديل به اجبار شده است  ،چرا كه مديران بدشان نمي آيد از اين نمد براي خود كلاهي ببافند .دريافتي حق الزحمه مديران را بررسي كنيد .
5 ـ كلاس هاي فوق برنامه از نظر ارزش و ضرورت خود مشكلات شخصيتي و ساختاري در ذهن و رفتار دانش آموزان ايجاد مي كند كه در اين مجال قابل طرح نيست و بهتر است از دانش آموزان تحقيق و پرسش شود .
6 ـ درخواست و مطالبه به حق همكاران فرهنگي در تحصيل رايگان فرزندان شان بايد به عنوان يك مطالبه قانوني مطرح و اجراء شود .
7 ـ بخشنامه فوق بايد شفاف و صريح و بدون حاشيه براي همكاران محترم بيان و اجراء شود .

با تشكر


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش /

 شاید « فرهاد داودوندی » تنها وبلاگ نویسی در شهرستان بروجرد است که با وجود داشتن پیشه " فروش لوازم یدکی خودرو " به کار تهیه خبر ، گزارش و... می پردازد و به امر مهم « فرهنگ سازی در لایه های پائین » اعتقادی اساسی دارد .

سخن معلم نیز تاکنون چندین یادداشت از ایشان منتشر نموده است .

داودوندی با نگارش یادداشتی با عنوان « هنوز انسانیت می تپد ... » نسبت به بی تفاوتی فرهنگیان بروجرد نسبت به بزرگداشت مراسم معلم فقید " مرحوم خشخاشی " اعتراض نمود و سخن معلم نیز از این شهروند مسئول تشکر و قدردانی نمود . ( این جا )

اخیرا فرهاد داودوندی با نگارش یادداشتی از نخبگان و تحصیل کردگان بروجردی انتقاد کرده است ؛ هر چند به نظر می رسد که این مشکل و یا معضل محدود و یا منحصر به شهر ایشان نبوده و متاسفانه پدیده ای فراگیر است .

منتشرشده در یادداشت

گروه اخبار /

چالش‌هاي پيشِ رويِ دوره پيش‌دبستاني

مهم‌ترین مسئله کودکان حوزه پیش از دبستان، « فقدان متولی ملی و یکپارچه نبودن مدیریت » است. در حال حاضر در کشور حدود چهارده نهاد و موسسه مختلف به کودکان پیش از دبستان خدمات ارائه می دهند. بنا به چنین تکثر و آشفتگی، در کشور تشکیل « شورای عالی کودک » ضرورت دارد.

متن زیر مشروح مصاحبه با خانم دکتر رخساره فضلی، مدیرکل پیش‌دبستانی آموزش‌ و پرورش است که به این شرح ازنظر خوانندگان می گذرد:


* جایگاه مهدکودک و پیش‌دبستانی در نظام تربیت رسمی و غیررسمی ایران کجاست و اهمیـت آن را چگـونه ارزیابی می کنید؟

بر مبنای جهان ‌بینی اسلامی ما و اسناد بالادستی کشور، پیش از دبستان اهمیت زیادی دارد و دوره قبل از تولد تا ورود به مدرسه را در برمی‌گیرد. قبل از تولد به‌عنوان یک دوره ویژه، دو سال اول دوران زندگی در مرتبه بعدی و مرتبه سوم ۲-۴ سالگی است که در آن کودک در مراکز مختلف و مهدکودک‌ها نگهداری می‌شوند .

در این میان، طبق قوانین و اسناد موجود کشور، ۴-۶ سال دوره رسمی آموزش پیش ‌دبستانی است که در حال حاضر به‌صورت غیراجباری ارائه می‌شود.رسمی بودن بدین معناست که نظام تعلیم و تربیت رسمی و عمومی کشور در برابر این کودکان مسئولیت و وظیفه قانونی دارد و باید برای آن‌ها سیاست گذاری و برنامه‌ریزی کند، اما چون غیراجباری است، الزامی برای حضور همه افراد این گروه سنی در کلاس های پیش ‌‌دبستانی آموزش‌وپرورش وجود ندارد.

از جنبه اهمیت این دوران طلایی هستند و هر قدر که به عقب‌تر برگردیم، ضریب حساسیت بالاتر است و هر قدر فرصت ها از دست برود، جبران آن در سال‌های بعد دشوارتر خواهد بود.

کودکان سرمایه ‌هایی هستند که اگر در این مرحله درست سرمایه‌گذاری کنیم، در مراحل بعد با صرف انرژی کمتر بازدهی بیشتری خواهیم داشت؛ اما اگر در این زمان سرمایه ‌گذاری درستی نشود، بعداً ممکن است با ده ها برابر سرمایه ‌گذاری هم به مراد نرسیم.

* شروع تربیت رسمی از چهارسالگی علت خاصی دارد؟

این سن بر اساس مصوبات قانونی تعیین‌شده است. طبق قوانین کشور و بر اساس مصوبه ۴۲۲ شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۷۷، تصمیم ‌گیری در مورد همه ابعاد آموزش و پرورش دوره پیش‌دبستاني بر عهده شورای عالی آموزش‌ و پرورش است [۱]. شورای عالی آموزش‌وپرورش هم در مصوبه‌ای تعیین کرده است که دوره پیش‌دبستان دوره اي دوساله است و اگر آموزش‌وپرورش نتواند همه این دو سال را پوشش دهد، می تواند تأکیدش را بر یک سال قبل از دبستان بگذارد [۲]. سند برنامه درسی ملی هم که توسط شورای عالی آموزش‌وپرورش تصویب‌شده، به‌صراحت دوره پیش از دبستان را دوره اي دوساله و رسمی معرفی کرده است.

* این تصمیم جنبه علمی و تخصصی ویژه ای هم دارد؟

بله! ازنظر علمی در روان شناسی، کودکان از چهارسالگی برای کسب پیش‌نیازهای ورود به دوره ابتدایی (به‌ویژه مهارت‌های برقراری ارتباط، مهارت های اجتماعی و تسلط بر مهارت های زبانی) آمادگی پیدا می‌کنند. در دنیای امروز، در محیط پیرامونی کودکان متغیرهاي زیادی وجود داردكه آن ها را تحت تأثیر قرار می دهد و از سوی دیگر یافته‌های علمی مدام رو به رشد و پیشرفت است و فضا به نحوی است که در لحظه تغییر می کند؛ لذا برخورد با بچـه ‌های دنیای امروز احتیاج به مهار ت‌های تخصصی جدی دارد، این در حالی است که خانواده ‌ها نمی ‌توانند پاسخگوی مطالبات و نیازهای بچه ‌ها باشند.

بنابراین باید مراکز تخصصی آموزش پیش دبستاني وجود داشته باشد و این دوره، رسمی تلقی شود. لازم است بچه ‌ها از چهارسالگی به بعد، با رویکردهایی که نظام کلان کشور تبیین می کند تحت حمایت برنامه‌های دوره رسمی قرار بگیرند.

* مکانیسم هماهنگی بین دستورالعمل های مختلف سند تحول بنیادین و وزارت آموزش‌ و پرورش چگونه است؟

وزارت آموزش‌وپرورش مانند سایر دستگاه های دولتی تابع قانون اساسی و سیاست‌های کلان ملي است. در سند چشم ‌انداز و نقشه جامع علمی کشور که به‌عنوان سند بالادستی علمی و آموزشی کشور تلقی می‌شود، بر پرورش خلاقیت و روحیه پرسشگری از سنین پایین تأکید شده است. همچنین دهمین راهبرد کلان سند تحول بنیادین به‌روشنی تأکید کرده که دوره پیش دبستانی حاکمیتی است و وزارت آموزش‌ و پرورش مسئولیت آن را بر عهده دارد.راهکار ۵-۱ سند تحول نیز به‌روشنی به تبیین آن پرداخته و تعميم دوره پیش ‌دبستان به‌ویژه در مناطق محروم را مورد تأکید قرار داده است. علاوه بر این قوانین توسعه ‌ای، ازجمله قانون برنامه چهارم و پنجم توسعه، نیز آموزش پیش‌دبستانی را موردتوجه قرار داده‌اند. به‌عنوان‌مثال، در برنامه چهارم ذیل بند «س» ماده ۵۲ به روشنی بر توسعه دوره پیش ‌دبستان و به‌خصوص مراکز دوزبانه و مناطق با شرایط دشوار تأکید شده است. همچنین اساسنامه دوره پیش‌دبستانی نیز به‌عنوان قانون اصلی حوزه پیش ‌دبستان وجود دارد.

در سطوح پایین‌تر و عملیاتی، وزارت آموزش‌وپرورش سهم خود را در این مسئله روشن می کند و مشخص می‌نماید که در سطح کشور چه اتفاقاتی باید رخ دهد. در همین راستا، هرساله شیوه‌نامه‌ای برای مدیریت و اجراي آموزش وپرورش دوره پـیـش از دبسـتان تنـظــیم می شود. این شیوه‌نامه برای طول سال تعیین تکلیف می ‌کند که با توجه به شرایط، امکانات و اعتبارات موجود چگونه قانون کلان را در عمل پیاده کنیم. به‌طور مثال در سال ۹۰، اجرای پایه ششم محدودیت‌های جدی برای نظام آموزش‌وپرورش ایجاد کرد و بنابراین در شیوه‌نامه آن سال تصمیم بر این شد که بخشی از یک‌ بند اساسنامه اجرا شود و بخش دیگر اجرا نشود.

* در مورد اهداف تعیین‌شده برای دوره پیش ­دبستانی توضیح دهید .

بر طبق اسناد بالادستی، برای رشد همه‌جانبه کودکان اهداف این دوره در پنج بعد تبیین شده است. یکی از ابعاد مذکور به رشد جسمی می پردازد.در این بعد تحرک کودکان، هماهنگي ورشد جسماني همچون نحوه صحیح نشستن، حرکت کردن، حفظ تعادل و … مدنظر است. در بعد دیگر قابلیت های ذهنی نیز مدنظر است که بر وجوه شناختی همچون درک مفاهیم (کم‌ و زیاد، سبک و سنگین، تشخیص رنگ­ ها و سایر مفاهیم اساسی) تأکید می‌شود. کودکان با درک این مفاهیم، توانایی درك و حل مسئله و برقراری ارتباط را به دست می آورند.

جنبه عاطفی بعد دیگری است که در اهداف دوره پیش‌دبستانی به آن توجه می‌شود.کودکان در این بازه سنی ازنظر عاطفی شرایط ویژه ای دارند و مهم است که بچه ها بتوانند توانایی ابراز وجود و خود پنداره‌ی مثبت داشته باشند، مهارت نه گفتن و نه شنیدن را ياد بگیرند و توانایی برقراری ارتباط با دیگران را بیاموزند. این بعد به نوعی جنبه اجتماعی را هم در برمی گیرد. جنبه دیگر پرورش توانمندی های هنری و خلاقیت بچه ‌هاست و به آن‌ها فـرصت داده شـود که بتوانند فعالیت های هنری متفاوت را تجربه کنند.

اما آنچه ما در آموزش و پرورش به دنبال آن هستیم این چتر فلسفي است.

این ها باورهایی هستند که در سال های بعد نمی ‌توان منتقل کرد و باید از سنین پایین برنامه ريزي شود. در نظام ‌های تعلیم و تربیتی که نگاه ارزشی دارند، چنین باورهایی را خیلی عمیق به بچه ها منتقل می کنند. برای مثال آموزش احترام به قانون در بسیاری از کشورها از سنین کودکی آغاز می شود و درنتیجه بی‌احترامی به قانون به‌ندرت در این کشورها دیده می ‌شود، چون آموزش درزمانی رخ می دهد که شاکله وجودی شکل می گیرد و مبناهايي ماندگارايجاد می شود. درنتیجه در دوره­ های بعد با صرف انرژی کمتر، دستاورد بیشتری خواهیم داشت.

بنابراین باید کودکان مان را به‌عنوان «سرمایه» برای کشور ببینیم و باور کنیم که مسئله جدی است. کشور باید افرادی را تربیت کند که ویژگی‌هایش در سند تحول بنیادین آموزش‌وپرورش تعیین‌شده است. در این صورت، دنبال کردن منفعت‌های شخصی و صنفی موضوعیتی ندارد.

* آیا وضعیت فعلی مهدکودک‌ها و پیش‌دبستانی‌ها مطابق با آن چیزی است که اسناد بالادستی مدنظر دارند؟

قطعاً فاصله آن‌قدر زیاد است که وقتی به آن فکر می کنم تمام وجودم می لرزد! چون به همان میزانی که ما می توانیم تأثیر مثبت داشته باشیم، به همان میزان هم می توانیم تأثیر منفی داشته باشیم. این پیام ها و اخباری که از مهدکودک‌ها و برخي مراکز پیش­‌دبستانی می­‌شنویم، قطعاً آسیب‌هایی را به همراه دارد که جبران آن بسیار دشوار است. من به‌عنوان یک کارشناس تعليم و تربيت خدمت شما عرض می کنم که ما همه سعی خود را برای رسیدن به اهداف تعیین‌شده می کنیم، اما به نظرم پاسخ به این سؤال که «آیا موفقیم؟» قطعاً با آن چه بايد باشد فاصله دارد.

* مهم‌ترین عامل ایجاد چنین فاصله‌ای بین اهدافی تدوین‌شده در اسناد بالادستی و وضعیت موجود را چه می دانید؟

مهم‌ترین مسئله کودکان حوزه پیش از دبستان، فقدان متولی ملی و یکپارچه نبودن مدیریت است. در حال حاضر در کشور حدود چهارده نهاد و موسسه مختلف به کودکان پیش از دبستان خدمات ارائه می دهند، ازجمله وزارت آموزش‌ و پرورش، شهرداری، وزارت ارشاد، سازمان بهزیستی ، بسیج، سپاه پاسداران، وزارت بهداشت،سازمان تبليغات اسلامي،كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان و…. بخشی از این مؤسسات تبعیت از سیاست های كلان ملي را ضروري مي دانند. اما برخی دیگر به دلایلی تصور می کنند که در صورت اعمال مدیـریت یکپارچه قـدرتشان کم می شود و با مدیریت یکپارچه مخالفت می‌کنند.

بنا به چنین تکثر و آشفتگی، در کشور تشکیل «شورای عالی کودک» ضرورت دارد تا کاملاً تخصصی به سیاست ‌گذاری در حوزه کودک و مسائل آن بپردازد.اگر چنین شورایی تشـکیل شود معـجزه ای اتــفاق نمی افتد؛ اما من مطمئن هستم به تدریج حساسیت‌ها نسبت به امور کودک به عنوان سرمايه هاي اجتماعي بیشتر می ‌شود.این نکته را یادآوری کنم که منظور از دوران کودکی در نظر من، محدوده سنین قبل تولد تا حداقل هشت‌سالگی است که همه دنیا روی آن سرمایه گذاری می کنند؛ البته شورای عالی کودک باید این عبارت را هم تعریف کند و برای این دوران برنامه عمل ملّی تهیه نماید.

علاوه بر فقدان متولی ملی که اشاره شد، یکی از دلایل فاصله افتادن بین اهداف تدوین‌شده و وضعیت موجود آموزش‌های پیش از دبستان، «درآمدزا بودن» این حوزه است.خانواده ‌ها در شرایط امروزی برای کودک خود هزینه می کنند، چون فرزندان را سرمایه های زندگی خود می‌دانند. این برای نظام تعلیم و تربیت کشور فرصتی طلایی و درعین‌حال یک تهدید جدی است؛ زیرا نظام تعلیم و تربیت به دنبال سود نیست و سود خود را در این می بیند که بچه‌ها هنگام ورود به این نظام، آمادگی های لازم را داشته باشد. ولی بیرون از این فضا کسانی به دنبال منفعت اقتصادی‌اند و تربیت کودک یکی از راه‌های تأمین این منافع شده است .

با توجه به اهمیت بحث فقدان مدیریت یکپارچه در موضوع تربیت کودک، درباره روند تغییرات درباره متولی حوزه پیش‌دبستانی و مهدکودک‌ها خصوصاً بعد از انقلاب اسلامی توضیح دهید.

بعد از انقلاب اسلامی و در سال ۱۳۶۵، شورای عالی انقلاب فرهنگی طبق مصوبه ۸۰، مسئولیت اداره مهدکودک‌های خصوصی و غیرانتفاعی را به سازمان بهزیستی واگذار کرد. در سال ۱۳۷۷، طبق مصوبه دیگرهمان شورااختیار تمام مسائل آموزش‌وپرورش در حوزه پیش از دبستان بر عهده شورای عالی آموزش‌وپرورش گذاشته شد و تأکید گردید که «کلیه مسائل آموزش‌وپرورش پیش‌ دبستانی در شورای عالی آموزش‌وپرورش مطرح شود ».

برخی از دستگاه ‌ها ابهاماتی را درباره این مصوبه مطرح کردند و عبارت « آموزش پیش ‌دبستانی » را منحصر به «یک سال قبل از دبستان» معنا کردند. لذا آموزش‌ و پرورش طی نامه‌ای از شورای عالی انقلاب فرهنگی درخواست کرد که این مورد را تبیین کند و همچنین درباره این مسئله که «آیا اختیارات شامل حوزه مهدکودک‌ها هم می شود و آیا همه قوانین و آیین‌نامه‌ها را هم در برمی‌گیرد؟» توضیح خواست. بر اساس پاسخ شورای عالی انقلاب فرهنگی، همه سیاست گذاری ­ها و برنامه ‌ریزی در حوزه کودکان تا قبل از ورود به دبستان (ازجمله مهدکودک‌ها) بر عهده شورای عالی آموزش‌وپرورش است.

به هر ترتیب در سال ۱۳۸۲، شورای عالی آموزش‌وپرورش در اساسنامه پیش ‌دبستان اعلام کرد که وزارت آموزش‌ و پرورش فقط مسئولیت امور دو سال قبل از ورود به دبستان را بر عهده دارد و بر همین اساس در سال ۱۳۸۷، راهنمای برنامه ‌ها و اهداف اصول و چارچوب ‌هایی برای برنامه ‌های گروه سنی ۶-۴ سال را مشخص کرد. براين مبنا آموزش‌ و پرورش قسمتی از پیش ‌دبستان را به‌صورت دولتی و تحت حمایت دولت و با مشارکت مردم و بخشی را به‌صورت غیردولتی اداره می ‌کند.

* از آنجا که مسئول صدور مجوز برای پیش‌دبستان‌ها آموزش‌وپرورش است [۳]، بقیه دستگاه ها چه ‌کاری باید انجام دهند؟

بنا به تصویب مجلس در سال ۱۳۸۸، امور تولد تا چهارسالگی به بهزیستی و از ۴ تا ۶ سالگی به آموزش‌ و پرورش سپرده شد. بر اساس این مصوبه، اگر بهزیستی بخواهد در حوزه پیش از دبستان فعالیت کند، به مجوز آموزش‌ و پرورش نیاز دارد. ازاینجا مشکلات و اختلاف‌نظرهایی بین دو دستگاه به وجود آمد تا اینکه نهایتاً در سال ۱۳۸۹، تفاهم نامه سه‌ساله‌ای بین دو دستگاه امضا شد و مقررشد که در سال ۱۳۹۲ درباره چگونگی ادامه کار برنامه‌ریزی شود.

در سال ۱۳۹۱، به دلیل وضعیت خاص آموزش‌ و پرورش کشور، در دستورالعمل اجراي دوره پيش دبستان طي سال تحصيلي ۹۲-۹۱ گروه سني ۵ساله ها مورد توجه قرار گرفتند و براساس آخرين بند آن دستورالعمل‌ها و آیین نامه های گذشته لغوگرديد.همکاران سازمان بهزیستی برداشت شان این بود که تفاهم نامه وزارت آموزش‌وپرورش با سازمان بهزیستی لغو شده است و درنتیجه به ادارات تابعه خود در استان ها اعلام کردند که مراکز وابسته به بهزیستی می‌توانند آموزش تا پنج‌سالگی را انجام دهند و آموزش‌ و پرورش حق مداخله ندارد. بدین ترتیب مشکلات این حوزه مضاعف شد.

به حمدلله در سال ۹۲ اتفاق خیلی خوبی افتاد و دربند دوم سیاست‌های ابلاغی مقام معظم رهبری برای تحول در آموزش‌ و پرورش، مهدهاي كودك و پیش‌دبستانی مسئله‌ای حاکمیتی و با مسئوليت وزارت آموزش‌ و پرورش تلقی گردید.به نظر می‌آيد در حال حاضر ازنظر سیاست های کلان تکلیف مشخص‌شده است و باید فضای عملیاتی کردن این سیاست‌ها ایجاد گردد که این امر وظیفه شورای انقلاب فرهنگی است.

دراین‌ بین انتقادات و اشکالاتی هم مطرح می‌شود. به‌عنوان نمونه برخی معتقدند که «شورای عالی آموزش‌وپرورش»، فقط شورای عالیِ وزارت آموزش‌ و پرورش است و دامنه اختیارات آن‌ هم محدود به همین وزارتخانه است؛ ما این را قبول نداریم. همچنین برخی می‌گویند که از کجای سیاست‌های مذکور مشخص می‌شود که متولی اجرای آن‌ها وزارت آموزش‌وپرورش است. ازنظر ما این نقد هم بلا موضوع است، چون به لحاظ منطقی مخاطب سیاست‌های تحول در آموزش‌وپرورش ، وزارت آموزش‌وپرورش است و نهادهای دیگر به عنوان همكار معرفي شده اند . لذا برای بیرون رفتن از این فضای چالشی و رفع ابهامات، شورای عالی انقلاب فرهنگی باید یک‌بار برای همیشه متولی تعلیم و تربیت پیش از دبستان را مشخص نماید.

ادامه دارد

روزنامه اطلاعات

منتشرشده در آموزش نوین
دوشنبه, 19 آبان 1393 21:30

حقوق فرهنگیان

آذربایجان شرقی

منتشرشده در نامه های دریافتی

آذربایجان شرقی

منتشرشده در نامه های دریافتی

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور