صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

شاخص‌های رتبه‌بندی فرهنگیان  گروه اخبار /

مدیرکل امور اداری و تشکیلات وزارت آموزش و پرورش گفت: مقالات ISI جزو شاخص‌های رتبه‌بندی فرهنگیان نیست.

حسن حسینی، مدیرکل امور اداری و تشکیلات وزارت آموزش و پرورش در اجلاس مدیران و روسای آموزش و پرورش که در سالن همایش‌های برج میلاد برگزار شد ، گفت: برای رتبه‌بندی صرفاً دنبال این هستیم تا وظایف یک معلم را در نظر بگیریم و مقالات ISI جزو شاخص‌های رتبه‌بندی فرهنگیان نیست.

در ادامه نیز محمدحسین سلیمی جهرمی رئیس مرکز برنامه‌ریزی، نیروی انسانی و فناوری اطلاعات وزارت آموزش و پرورش بیان کرد: کار مقدماتی اجرای لایحه رتبه‌بندی آغاز شده است.

وی افزود: مرکز برنامه‌ریزی منابع انسانی و فناوری مدیریت سنجش صلاحیت فرهنگیان را بر عهده دارد که برای این کار، ساختاری را تعریف کرده‌ایم.

سلیمی جهرمی بیان کرد: بر اساس اجرای نظام سنجش صلاحیت، بسیاری از مشکلات فرهنگیان حل می‌شود و انگیزه معلمان نیز ارتقا پیدا خواهد کرد.

مهر

وضعیت دانشجویان دانشگاه فرهنگیان ورودی‌های 93   گروه اخبار /

جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی با امضای نامه‌ای خطاب به رییس‌جمهوری خواستار رسیدگی به وضعیت دانشجویان ورودی 93 دانشگاه فرهنگیان شدند.

متن نامه به شرح زیر است:

محضر مبارک ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

احتراما با توجه به مراجعات مکرر دانشجویان دانشگاه فرهنگیان ورودی‌های 93 به نمایندگان در مجلس شورای اسلامی مبنی بر این که وزارت آموزش و پرورش نسبت به اخذ تعهد دبیری از دانشجویان ورودی 93 تا این تاریخ اقدامی به عمل نیاورده است و از این جهت موجب دلسردی و نگرانی این عزیزان شده است، خواهشمند است دستور فرمایید نسبت به اخذ تعهد دبیری از دانشجویان مذکور اقدام لازم مبذول گردد.

محمد باقری بنابی نماینده بناب، غلامعلی جعفرزاده ایمن آبادی نماینده رشت، مصطفی افضلی فرد نماینده اردبیل، غلامرضا نوری نماینده بستان آباد، محمدرضا تابش نماینده اردکان، محمد دامادی نماینده ساری، حسین نیازآذری نماینده بابل، محمدحسن آصفری نماینده اراک، ارسلان فتحی پور نماینده کلیبر، محمدعلی مددی نماینده میانه، محمد علیپور نماینده ماکو، احمد شوهانی نماینده ایوان و سیدمحمد حسین میرمحمدی نماینده گلپایگان از جمله امضا کنندگان این نامه بودند.

ایلنا

مدیر سایت سخن معلم : " مسوولان وزارت آموزش و پرورش نیز در این رقابت نفس گیر وارد شده و به ویژه کسب رتبه در المپیادهای جهانی را نشانه موفقیت برنامه ها و اثربخشی فرآیندها و مدیریت خویش می پندارند. "

"نتایج حاصل از این آزمون برای برخی از کشورها به قدری اهمیت دارد که حتی ممکن است به عزل وزیر آموزش و پرورش نیز بیانجامد ."

منتشرشده در گفت و شنود

گروه اخبار / وزیر آموزش و پرورش گفت: هدف از برگزاری اجلاس مدیران آموزش و پرورش سراسر کشورجلب نگاه جامعه و مسئولان به موضوع آموزش و پرورش است.

اهداف برگزاری اجلاس مدیران آموزش و پرورشدکتر علی اصغر فانی در مراسم تقدیر از برگزار کنندگان سی و دومین اجلاس روسای آموزش و پرورش در ساختمان شهید رجایی برگزار شد ، با اشاره به لزوم تبدیل شدن موضوع آموزش و پرورش به یک گفتمان رایج و غالب در جامعه اظهارکرد: باید انتظارات از اجلاس روسای آموزش و پرورش مبتنی بر واقع بینی باشد و نباید توقع داشت همه مشکلات و چالش های وزارت بزرگ آموزش و پرورش در یک نشست طرح و حل شود .

فانی خاطرنشان کرد : ما در این اجلاس علاوه بر اثر گذاری بر جامعه و جلب نگاه ها به آموزش و پرورش سه هدف و پیام مهم عزم جدی بر اجرای سند تحول بنیادین بر اساس نقشه راه و مبتنی بر برنامه علمی، آشنایی با مدیران کشوری با طرح رتبه بندی معلمان و اهمیت مهرماه و فصل بازگشایی را دنبال کردیم و برای این سه موضوع مهم میزگردهای تخصصی و پرسش و پاسخ های طولانی و علمی برگزار شد .

عضو کابینه تدبیر و امید با بیان این که انتخاب این سه موضوع مهم براساس  نیازسنجی و اولویت بندی بوده است ، تصریح کرد: در کنار این برنامه ها 12 کارگروه اغلب موضوعات مرتبط با معلمان و مدارس را مورد واکاوی قرار دادند.

فانی افزود : تلاش شد در این سه روز مدیران آموزش و پرورش سراسر کشور با احساس امید به آینده ای بهتر و رضایتمندی از طرح دیدگاه و پذیرش و شنیده شدن آن از سوی مدیران ارشد به مناطق خود برگردند.

وزیر آموزش و پرورش با اشاره به طرح ها و پیشنهادات مطرح شده از سوی روسای آموزش و پرورش سراسر کشور در طول برگزاری اجلاس خاطرنشان کرد : همه باید دیدگاه ها و نقطه نظرات مطرح شده را بررسی نمایند و به آنها پاسخ کامل بدهند  .

گفتنی است ؛ در این دیدار وزیر آموزش و پرورش با اهدای لوح سپاس و تندیس اجلاس از برگزار کنندگان  تقدیر و قدردانی کرد.

مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش

ابراهیم زعفرانی آموزش و پرورش منطقه 2 تهران  یک یا علی (ع) برای اجرایی شدن منویات و دستورات مقام معظم رهبری ( مدظله العالی ) از طرف مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران آقای مهندس چهاربند .
اینجانب مدتی در بازرسی منطقه 2 شهر تهران مشغول به همکاری بودم و مشاهده نمودم جناب آقای مهندس چهاربند مدیر کل سازمان آموزش و پرورش شهر تهران در راستای عملیاتی و اجرایی نمودن فرمان مقام معظم رهبری در باب مبارزه با فساد مالی و اداری با جدیت مشغول به کار و برنامه ریزی شده اند .

ایشان امسال برای برخورد با اجحاف به اولیا و جلوگیری نمودن از دریافت مبالغ غیر متعارف و بیشتر از مصوبات آموزش و پرورش که از طرف بعضی از مدیران متخلف مدارس در خواست می گردد تمهیدات خاصی را اندیشیده اند  ، ولی اولیاء و دانش آموزان جدیت لازمه را در رابطه با این مسلئه از خود نشان نمی دهند و بخشنامه ها و اطلاع رسانی هایی که از طرف سایت آموزش و پرورش شهر تهران ، روزنامه ها ،صدا و سیما  و سایر رسانه ها گزارش داده می شود را پی گیری نمی کنند.


تمهیدات اندیشیده شده برای مبارزه با فساد مالی و اداری شامل موارد زیر می گردد :
1- اطلاع رسانی از طرف سخنگوی سازمان آموزش و پرورش شهر تهران بابت میزان مبالغ و چگونگی شهریه پرداختی تحت عناوین مختلف در مدارس در برنامه های خبری
2- درج و نصب میزان هر گونه شهریه از بابت کلاس های تابستانی ، فوق برنامه  ،شهریه مدارس غیر انتفاعی طبق مصوبات آموزش وپرورش شهر تهران در مدارس به طوری که قابل رویت مراجعین قرار گیرد و همچنین نصب پوستر های ذکر شده در اداره مناطق شهر تهران
3- آگاه سازی از طریق سایت آموزش و پرورش شهر تهران در صفحه اصلی و آسانی در کسب اطلاع از این موضوع در این سایت
4- بازرسی های محسوس و نامحسوس از مدارس مبنی  بر عدم دریافت مبالغ بالاتر از مقادیر مصوب شورای عالی آموزش و پرورش و چگونگی واریز مبالغ به حساب مدرسه با قید شماره حساب در متن چک بابت ثبت نام و پرداخت با دستگاه پوز
5- ثبت شکایات در سامانه ادارات مناطق شهر تهران توسط خود اولیاء و امکان رصد مستقیم  اداره کل آموزش پرورش شهر تهران  به این شکایات و درج شماره تلفن و ارتباط پیامکی با دفتر مدیر کل و ارزیابی عملکرد سازمان آموزش و پرورش شهر تهران در پوستر های مخصوص و نصب در ادارات مناطق آموزش و پرورش شهر تهران
6- توزیع فرم یک آموز در بعضی مناطق در بعضی رشته ها و جنسیت ها برای توزیع و برقراری عدالت در سامان دهی نیروها علی الخصوص در رشته هایی که تراکم نیرو وجود دارد و تاکید بر تهیه و ارجاع فرم ساماندهی اولیه و برنامه آموزشی مدارس حتی المقدور تا هفته اول شهریور برای نظام بخشی به سامان دهی نیروها ؛  البته قابل ذکر است قسمت عمده ای از این معضل به طرح نسنجیده 6-3-3 زمان آقای حاج بابایی بر می گردد .
حالا سه مسئله مهم باقی می ماند که باعث می گردد معضل و مشکل تخلفات برخی از مدارس حل نگردد و کماکان به قوت خود باقی بماند .
الف- عدم پیگیری و جدیت اولیاء برای کسب اطلاع از میزان و نحوه مبالغ پرداختی بابت کلاس های فوق برنامه ،کنکور ...و عدم شکایت به مراجعه ذی صلاح از موارد تخلف مشاهده شده.(که احتمالا به دلیل ترس ناشی از مزاحمت هایی که امکان دارد از طرف مدیر و کادر اجرایی برای دانش آموز ایجاد شود صورت نمی پذیرد )
ب- عدم جدیت مسئولین ذیربط در برخورد و دادن توبیخ به مدیری که تخلفات آن محرز گردیده و باز پس گیری مبالغی که از راه تخلفات مالی عایدش شده
ج- حمایت چشم بسته بعضی از مسئولین و نمایندگان مجلس از برخی از مدیران متخلف و باندهای مرتبط با آنها دربعضی از قسمت های ادارات مناطق و سازمان شهر تهران و وزارت خانه  که به صورت شبکه ای عمل می کنند که این امر با عث بد بینی وسو ظن در آحاد جامعه نسبت به نظام آموزش و پروررش گردیده است
بنده به شخصه از جناب آقای چهاربند که بسیار در راستای شفاف سازی و مبارزه با فساد زحمت کشیدند کمال تشکر را دارم و به طور جد از وزیر محترم آموزش و پرورش و سران محترم سه قوه استدعا دارم از افرادی مانند آقای چهاربند حمایت کامل و کافی را داشته باشند و آنها را مورد تشویق قراردهند تا سر مشقی برای دیگران گردند و با پشت گرمی با مدیریت جهادی و اقتصاد مقاومتی  در راستای باز گرداندن  اعتماد از دست رفته جامعه از نظام اداری اقدام نمایند و سرمایه اجتماعی و فرهنگی را با اهداف نظام مقدس جمهوری اسلامی همسو سازند .
 ان شالله خداوند منان این توفیق را به تک تک ما عطا بفرماید تا به طور عملی وبه دور از شعار زدگی در راستای اوامر رهبر معظم در زمینه مبارزه با فساد مالی و اقتصادی گام برداریم تا دل امام زمان (عج) نیز خشنود گردد .


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

گروه اخبار / مدیر کل تعاون و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش در خصوص فعالیت شرکت بیمه آتیه سازان حافظ و ارایه خدمات بیمه ای به فرهنگیان کشور گفت که این وزارتخانه برنامه ای برای تغییر و یا جابه جایی شرکت بیمه گر ندارد ؛ این در حالی است که چندی پیش مدیر عامل صندوق ذخیره فرهنگیان در سی و دومین اجلاس روساء و مدیران وزارت آموزش و پرورش یکی از برنامه های صندوق را انتقال بیمه تکمیلی از شرکت آتیه سازان حافظ به بیمه معلم عنوان کرده بود ! ( این جا )

اصل خبر را بخوانید

غلام عباس کاظمی دبیر آموزش و پرورش خوزستان  رسول اكرم (ص) می فرماید : " اكرموا اولادكم و احسنوا آدابكم "
فرزندان تان را گرامي بداريد و با آداب و روش پسنديده با آنان رفتار كنيد. کودكان و نوجوانان در روند رشد و بلوغ و پس از آن براي ورود به جامعه داراي نيازها و حقوقی هستند.
حقوق در مفهوم کلی به مجموعه قواعد و مقررات حاکم بر جامعه گفته می‌شود و از این معنا حقوق کودک را می‌توان این طور عنوان کرد: مجموعه قواعد و مقررات بین کودک و هر فرد یا افرادی که با وی سروکار دارند.
آشنایی با نیازها و در ضمن آن حقوق کودک از این منظر که آنان در آینده نقش اصلی و اساسی را در جامعه عهده‌دار خواهند شد بسیار مهم است و جامعه سالم و عدالت جو و عدالتخواه در گرو تربیت و آموزش صحیح این عزیزان خواهد بود و چنان چه به نيازهاي واقعي آنان در دوران كودكي و نوجواني توجه نشود چه بسا خسارت‌هاي غير قابل جبراني بر جامعه تحميل خواهد شد. در واقع اين نيازها از حقوق كودكان به شمار مي‌آيد كه بايد بدان توجه نمود. نياز‌هاي كودك در برهه‌اي از زمان از ديگر زمان‌ها ويژگي و اهميت فوق‌العاده‌اي دارد. در اين ميان حقوق كودك نه تنها به عنوان يك تكليف بر عهده‌ي والدين است، بلكه جامعه (قدرت عمومي) نيز با توسعه سيستم هاي حمايتي و نظارتي نسبت به احقاق حق كودكان به عنوان آسيب‌پذيرترين اقشار جامعه از آن دفاع نموده و برنامه‌ريزي هدفداري را جهت رسيدن به هدف هاي متعالي از ره‌ آورد آن براي اين گروه مورد توجه قرار مي دهد.
نتیجه اینکه به نظر می‌آید در کنار قوانین سطحی موجود که در جهت احقاق حقوق کودک وضع شده می‌بایست آموزش‌هایی جدی و بعضا الزام‌آور برای تمامی افراد و موسساتی که در ارتباط با کودکان می‌باشند مشخص کرد. در این مقاله تلاش می شود که به این جنبه ازنیاز کودکان توجه بیشتری شود.


نقش پدر و مادر
مهمترین وظیفه در تعلیم و تربیت اولیه و آمادگی کودک جهت آموزش حق و حقوق به عهده والدین می‌باشد. یکی از مهمترین وظایف هر زوجی داشتن اطلاعات و آگاهی از فرزنددار شدن است. این آگاهی‌ها از زمان تشکیل نطفه شروع شده تا دوران بارداری و حتی بعد از تولد ادامه دارد. کسب این آگاهی‌ها در داشتن فرزندی سالم از لحاظ جسمی و روحی بسیار موثر خواهد بود.
کودک که به دنیا می‌آید تحت آموزش‌ها و اطلاعات پدر و مادر و دیگر افراد جامعه قرار می‌گیرد و این وظیفه تا آن اندازه مهم می‌باشد که هر قدر سرمایه‌گذاری در این خصوص صورت گیرد به نظر باز هم نیاز می‌باشد. از طرفی واقف هستیم حقوق کودک طبق قوانین جهانی مشخص است، سوالی که مطرح می‌شود این است که آیا برخورد همه افراد جوامع مختلف نسبت به احقاق حقوق کودک یکسان است؟
متاسفانه با واقعیت‌های موجود جوامع مشاهده می‌شود اکثرا جواب منفی است و لذا وظیفه اولیه پدر و مادر که داشتن فرزندی صالح می‌باشد مشخص و پررنگ‌تر می‌گردد.


نقش مدرسه
بعد از مرحله تولد و نقش پدر و مادر بر روند جسمی و روحی کودک، مهمترین وظیفه در جهت آموزش و رعایت مسائل حقوقی کودک را مدارس به عهده دارند. منظور از مدارس، خدمتگزار و مدیر و کارکنان و معلمین و هر فردی است که با دانش‌آموز سروکار دارد.
در این بخش به مهمترین مسائل حقوق کودک در مدرسه و مواردی که متاسفانه در بعضی مدارس تضییع حقوق کودک می‌شود اشاراتی گردد:


حق بازی
اصولا روحیه بازی کردن را می‌توان جزء ‌خواسته‌های ذاتی کودکان دانست و با توجه به این روحیه آن‌را حقی برای کودکان دانست خالی از گزاف نگفته‌ایم این حق در مدارس باید رعایت شود و باید ترتیبی اتخاذ گردد که کودکان از آن استفاده بهینه ببرند. از طرفی در بعضی کشورها از این روحیه در جهت آموزش مسائل مختلف و رشد فکری کودک استفاده می‌کنند و متاسفانه در بعضی کشورها و در بعضی مدارس نه تنها از این روحیه بازی کردن استفاده نمی‌شود بلکه این حق از کودکان به دلایل مختلف از جمله فضای کوچک حیاط گرفته می‌شود و یا به دلیل بازی کردن مورد مواخذه قرار می‌گیرد که این را می‌توان به نوعی پایمال کردن حقوق کودک در زمینه بازی کردن تلقی کرد.


حق توجه و محبت
اصولا تمامی انسان ها به توجه و محبت نیاز دارند و این توجه و محبت در مدرسه توسط کلیه کارکنان نسبت به کودکان جهت رشد روانی آنان لازم و ضروری است. پس می‌توان آن را یک حق دانست.
متاسفانه بعضا در مدارس و توسط بعضی افراد نه تنها دانش‌آموز مورد توجه و محبت قرار نمی‌گیرد بلکه به اشکال مختلف این حق پایمال و حالت تخریبی به خود می‌گیرد. مثلا از نگاه خشم‌آلود و تنبیه بدنی و روانی گرفته تا اینکه یک کودک در یک سال تحصیلی حتی یک بار هم مورد ارتباط کلامی و عاطفی و توجه قرار نمی‌گیرد و...


حق نشاط و شادی
کودک به نشاط و شاد بودن جهت رشد روانی نیاز دارد و متولیان آموزش و پرورش در طرح‌ها و برنامه‌های خود باید بیشتر به این مورد توجه داشته باشند چون یکی از ویتامین‌های روانی هر انسانی بالاخص کودک محسوب می‌شود پس این مورد را هم می‌توان یک حق برای کودک دانست.
متاسفانه بعضا مشاهده می‌شود کودک یا دانش‌آموز به خاطر نشاط یا چهره خندانش که جزء ویژگی‌های وی محسوب می‌شود مورد مواخذه قرار گرفته و حتی بی‌انضباطی وی تلقی می‌شود و...


حق عدالت‌گری
عدالت‌گری نیز جزء ذاتی هر انسانی می‌باشد و نباید این طور تلقی شود که کودکان از این قضیه چیزی نمی‌دانند. با کمی توجه و با توجه به مثال زیر می‌توان متوجه شد که کودکان نسبت به این قضیه کاملا توجه و حتی حساسیت نشان می‌دهند. مثال: در اختلافی که در حیاط مدرسه بین ۵ نفر دانش‌آموز که همه آنان مقصر هستند معاون مدرسه اگر با چهار نفر آنان برخورد کند، اولین گفته‌های آن چهار نفر این خواهد بود که چرا شما به نفر پنجم کاری ندارید. این نشان دهنده آن است که آنان بی‌عدالتی را نمی‌خواهند و از طرفی اگر به طور صحیح با آنان برخورد شود خواهیم دید که به راحتی عیوب خود را قبول خواهند کرد.
یا تفاوت قائل شدن بین‌ دانش‌آموز درس خوان و درس نخوان اصلا مورد قبول دانش‌آموزان نیست و یا...


حق تحصیل
یکی از حقوق مسلم کودکان تحصیل است که خوشبختانه در اکثر کشورها شناخته شده است ولی متاسفانه در نحوه اجرا و آموزش عمدتا مشکلاتی وجود دارد. مشکلاتی از قبیل کمبود مدارس که موجبات دلسردی کودک و والدین وی از تحصیل شده و در نهایت شاید منجر به ترک تحصیل کودک شود.
بعضا نقص قوانین و آئین‌نامه‌های داخلی آموزش و پرورش و مدرسه در نهایت شاید با بی‌تدبیری بعضی از مدیران منجر به ترک تحصیل یا اخراج دانش‌آموز از مدرسه شود. به طور مثال:‌دانش‌آموز به دلایل شیطنت یا بی‌انضباطی مجبور است از کلاس درس اخراج موقت یا یکروزه یا... شود. یا در پایان سال تحصیلی دانش‌آموزی به دلایل درسی یا بی‌انضباطی آن قدر با بی‌اعتنایی و به نوعی اذیت روانی مواجه شود که درس نخواندن را ترجیح می‌دهد یا انگیزه لازم برای درس خواندن را از دست می‌دهد.
نتیجه اینکه در تعلیم و تربیت نباید با روش های نامناسب موجبات عدم تحصیل کودک یا دانش‌آموز را فراهم کرد. در نتیجه حصول چنین اعمالی می‌توان این طور استنتاج کرد که حقوق کودک را سهوا پایمال کرده‌ایم.


حق بیان و اظهار نظر
اکثر جوامع دنیا اظهار می‌دارند افراد جامعه با آزادی بیان و حق اظهار نظر وانتقاد و پیشنهاد روبه رو هستند در حالی که گاهی در مدارس با عکس این قضیه مواجه هستیم. به طور مثال: دانش‌آموز اگر انتقاد یا پیشنهادی از عملکرد معلم خود یا مدرسه دارد به شکل‌های مختلف سرکوب می‌شود.
یا در فرم‌هایی که به دانش‌آموز یا اولیای وی در خصوص “لطفا پیشنهاد یا انتقاد خود را بیان فرمایید” ؛ گاهی اوقات این فرم علیه خود افراد استفاده می‌شود.
آیا برخوردهای دوگانه‌ای که در خصوص آزادی بیان و اظهار نظر و... نسبت به کودکان می‌شود این تصور را در ذهن آنها ایجاد نمی‌کند که حقی در این خصوص وجود ندارد؟


حق احترام
یک مورد از رشد شخصیت‌ و بالندگی تمامی افراد جامعه خصوصا کودکان احترام گذاشتن به آنها می‌باشد در برخی مدارس این حق به شکل های مختلف از جمله با کلمات تخریبی که بیشتر روان کودک را مورد آزار و لطمه قرار می‌دهد، صورت می‌گیرد.
متاسفانه می‌توان اظهار داشت عده‌ای از کارکنان مدرسه آگاهی چندانی به نقش روانی کلمات ندارند. یکی از مواردی که بعضا توسط بعضی کارکنان مدرسه رعایت نمی‌شود شوخی کردن با دانش‌آموز می‌باشد مثلا مربی جهت ایجاد نشاط و خنده در کلاس با شوخی کردن، شخصیت و احترام دانش‌آموز را نزد دیگران تخریب می‌نماید.

ادامه دارد


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در آموزش نوین

رضا مرادی عضو شورای نویسندگان سخن معلم  پس از سپری شدن دوره ی وزارت کسی که هرگاه خبرنگاری از او در خصوص معیشت معلمان شریف سئوال می نمود به جای پاسخ صریح و روشن به شعارهای پوپولیستی و متافیزیکی پرداخته و معلم فریبی می نمود – غافل از آن که معلمان فرهیخته  توان و درک و تشخیص سره از ناسره را دارند- به لطف خداوند منان و آگاهی و درایت مثال زدنی ملت تمدن ساز ایران عزیز به ویژه معلمان آگاه دولت تدبیر و امید شکل گرفت که در راس آن رئیس جمهور محبوب و همچنین اشخاصی که در برپایی و نضج آن نقش اثربخش و راهبردی ایفا نمودند به صراحت به ناکافی بودن خدمات مادی ارائه شده از جانب دولت به معلمان معزز اذعان داشته و اقرار می نمایند که می توان به موارد و نمونه هایی از آن در گردهمایی مسئولان آموزش و پرورش در برج میلاد اشاره نمود- البته انتخاب مکان به نظر نگارنده به جهات گوناگون انتخاب به جا و درستی نبوده است - در نشست فوق همه سخن و صحبت از تحول در آموزش و پرورش کشور گفتند ،چنانچه در سنوات گذشته نیز از آن سخن به میان می آمد و از منویات و مطالبات رهبر فرزانه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نیز می باشد و ایشان بر آن بسیار تاکید داشته و گوشزد می نمایند اما متاسفانه تاکنون  به صورت جدی و عملی به آن پرداخته نشده است . چگونگی نگاه و پرداختن به یک موضوع نقش بسیار موثر و اثربخشی را در تصمیم تصمیم سازان و دست اندرکاران سیاسی و اجتماعی و تعیین اولویت و جایگاه آن دارد. همگان به ویژه اهل خرد و اندیشه آموزش و پرورش و خرده نظام های آن را در جامعه مقوله ای زیر ساختی و زیربنایی محسوب نموده و از شئون سرمایه ای قلمداد می نمایند و به جاست با چنین نگرش درست و منطقی تمامی تاثیرگذاران به دنبال رنسانس و تحول اساسی و جدی درآموزش و پرورش میهن عزیزمان باشند.

به درستی چنانچه خواهان شکل گیری تحولی ریشه ای و ماندگار هستیم به دور از تعارف و شعار باید به نقش کلیدی و منحصر به فرد معلمان محترم اذعان و اقرار نماییم و تحول را از پرداختن به ایشان شروع و در ابتدا بر آنان تمرکز نماییم ،هیچ تغییر و تحول اساسی شکل نمی گیرد مگر آن که به معلم و نیازها و مطالبات و منویات او توجه منطقی و جامع صورت نگیرد.

اگر سیاسیون و تصمیم سازان خواهان تحول معنا دار و اثر بخش درآموزش و پرورش کشورمان هستند باید از نقطه ی آغازین آن شروع نمایند که بدون تعارف پرداختن جدی به معیشت و منزلت معلمان معزز می باشد .

با دقت و تامل در روش ها و سیاست های دست اندرکاران نظام سیاسی کشوربه ویژه تعاملات و مناسبات شکل گرفته از جانب وزیر محترم آموزش و پرورش آن را بسیار ناکافی دانسته و انتظار چابکی و تلاش بیشتری را در این زمینه از ایشان داریم . کمی تحرک و به روز نبودن برنامه ها ی ایشان به گونه ای است که نگرانی و دغدغه های وارد فراوانی را به وجود آورده است تا جایی که به درستی عده ی بسیاری از دلسوزان عملکرد ایشان را پاشنه ی آشیل دولت آقای روحانی دانسته که چنانچه برطرف نگردیده و سامان نیابد لطمات و صدمات جبران ناپذیری به دولت ایشان و شخص ایشان در انتخابات ریاست جمهوری دوره ی بعد وارد خواهد آورد و سبب پراکنده شدن نیروهای اجتماعی اثر گذار در جامعه به ویژه معلمان فرهیخته و همیشه درصحنه از گرد ایشان خواهد بود.

چنانچه تحول مورد اشاره آقایان در گردهمایی مذکور از پرداختن واقع بینانه و منطقی به امور معیشتی معلمان شریف آغاز نگردیده و در اندک زمان لازم اجرایی و عملیاتی نشود ؛ به واقع هیچ تحولی صورت نگرفته و به منصه ی ظهور درنخواهد آمد.

تحول در آموزش و پرورش یعنی تغییر نگرش و دید جامعه نسبت به متولیان و گردانندگان امر خطیر تعلیم و تربیت . هنگامی که نسل نوجوان و  جوان و جامعه شاهد و ناظربی مهری دست اندرکاران به معلمان بوده و وضعیت نابه سامان و به روز نبودن امور مادی و معیشتی آن عزیزان را در پیش چشم خود نظاره گرمی باشد ؛ چگونه انتظارمی رود علاقه مندان و نخبگان به حرفه ی معلمی گرایش داشته و به آن روی آورند و معلمان به عنوان گروه مرجع در جامعه به روشنگری و هدایت نسل ها بپردازند ؟

در تمامی ادوار و دولت ها سخن از تحول به میان آمده است اما به صورت عملی و اجرایی مطلب قابل ذکری رخ نداده است و هم چنان آموزش و پرورش و نسل جوان درحسرت تغییر و تحول به انتظارنشسته است ، ظاهرا مردان این عرصه و پهنه هنوز پرداخته و ساخته نشده اند یا به جهت انحصارطلبی و فقدان شایسته سالاری به حساب نیامده و به بازی گرفته نمی شوند.

هیچ ارگان ،سازمان و نهادی نمی تواند وظایف و ماموریت های آموزش و پرورش را به عهده گیرد و در هدایت و تربیت نسل نوجوان و جوان جای گزین آن گردد.

بنابراین توسعه ،امنیت و رفاه ماندگار و پایدار، در گرو سیستم و نظام آموزش و پرورش تحول خواه است و این معنا محقق نخواهد شد مگر آن که به محور و اساس شکل گیری تحول یعنی معلم توجه شایسته و مبنایی صورت پذیرد و این امر محقق نخواهد شد مگر با پرداختن و تمرکز به منزلت و جایگاه و معیشت و امور رفاهی و مادی معلمان شریف و محترم که چنین اقدامی حق مسلم آن عزیزان می باشد.

امیدوارم بدون فوت وقت و ایجاد هزینه های نامطلوب هرچه سریع تر در این مسیر قرار گرفته و این مطالبه ی به حق به منصه ی ظهور درآید.

ان شاءالله

منتشرشده در یادداشت

گروه بخشنامه ها و حقوق شهروندی /

برخی امتیازات و محدودیت ها در سامان دهی ساعات موظف و رتبه بندی معلمان

بخشنامه برخی امتیازات و محدودیت ها در سامان دهی ساعات موظف و تاثیر آن در رتبه بندی معلمان

دکتر ابراهیم فتح الهی  مقدمه
موازی کاری و بوروکراسی در فرهنگ ، اصلی ترین آسیب های نظام فرهنگی کشور هستند و اگر راه حلی باید جست بدون ریشه یابی علل گرفتاری نهادهای فرهنگی در بوروکراسی حاکم بر آنها امکان پذیر نخواهد بود . البته اصل تاسیس سازمان ها و نهادهای اداری وپذیرفتن بوروکراسی به‌عنوان پدیدۀ قرون جدید، امری اجتناب‌ناپذیر تلقی می‌شود. در کشور ما نیز اندکی با تأخیر نسبت به سایر نظام‌های دنیا و به دنبال شکل‌گیری نهاد دولت در شکل امروزی، سازمان‌های گوناگونی برای پیشبرد امور و حل معضلات اجتماعی پدید آمده است.

شایسته است کارنامۀ هریک از سازمان‌ها و نهادها در یک‌صد سال گذشته به محک زده شده، داوری و ارزش‌گذاری شود. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز بر حسب ضرورت‌های انقلابی و برای جبران ضعف‌ها و ناکارآمدی برخی ارگان‌های دولتی، نهادهای جدیدی پا به عرصۀ ظهور گذاشتند. یکی از موفق‌ترین تجربه‌های سال‌های نخست انقلاب، تشکیل جهاد سازندگی روستاها بود. روحیۀ جهادی حاکم بر این نهاد نوپا و کاهش بوروکراسی اداری، هم‌چنین رسیدگی مستقیم به مشکلات روستاییان، ضرورت تشکیل آن را توجیه می‌کرد. البته موضع‌گیری‌های مخالفی نیز وجود داشت اما دستاوردهای بی‌نظیر جهادگران در آبادانی روستاها و کاستن از فاصلۀ طبقاتی بین فقرا و اغنیا، امری نبود که بتوان آن را انکار کرد. به‌راستی چه شد که آن روحیه‌های جهادی، دوباره به بوروکراسی اداری تن داده و با تشکیل وزارت جهاد سازندگی و سپس ادغام در وزارت کشاورزی، به بوتۀ فراموشی سپرده شد؟

امری است که باید در جای خود بدان پرداخت.
از آن زمان تاکنون، بر اساس ضرورت‌های خاصی، بنیادها و سازمان‌های گوناگون دیگری نیز به‌وجود آمده‌اند، مسیری که هم‌چنان ادامه دارد. گویی این عادت ثانویه را همه پذیرفته‌اند که برای حل مسائل و مشکلات اجتماعی چاره‌ای جز تن دادن به تشکیل نهادها و سازمان‌های جدید نیست، حتی اگر مشابه آن تشکیلات، با شرح وظایف مشابه وجود داشته باشد. به عنوان مثال، ده‌ها سازمان فرهنگی با موازی‌کاری و بدون توجه به کارهای مشابه، شکل گرفته‌اند.
نگاهی اجمالی به تاریخچۀ شکل‌گیری نهادها و سازمان‌های مختلف بیانگر این نکته است که ضرورت‌های خاص در زمان‌های خاص، موجب به‌وجود آمدن هریک از آنها شده است. مثلاً مسئله بی سوادی در نخستین سال‌های انقلاب معضلی جدی بود، لذا سازمانی به‌نام نهضت سوادآموزی به‌وجود آمد. موضوع از بین بردن فقر و رسیدگی به امور مستضعفان، یکی از اهداف انقلاب اسلامی بود، لذا بنیاد مستضعفان شکل گرفت. وقتی موضوع مهاجرت مغزها و خروج نخبگان از کشور مورد توجه مسئولان قرار گرفت، ضرورت تأسیس بنیاد نخبگان احساس شد. سال 58 به دنبال حوادث دانشگاه‎ها که منجر به تعطیلی آنها شد، ستاد انقلاب فرهنگی به‌وجود آمد که بعدها به شورای‌عالی انقلاب فرهنگی تغییر نام داد. همین‌طور در اوایل انقلاب برای پوشش دادن به فعالیت‌های فرهنگی در سطح مدارس کشور، نهادی به‌نام امور تربیتی آموزش‌وپرورش تأسیس شد.
چنانچه گفته شد، قطعاً ضرورت‌هایی در مقاطع خاص موجب پدید آمدن چنین نهادهایی شده است، اما فرض نخستین بر این بود که هر یک از این نهادها، بنیادها، سازمان‌ها و شوراها معضلات موجود در آن بخش از مدیریت کشور را حل کنند. به این‌ترتیب، بعد از گذشت سی و چند سال، نگاهی جدی به کارنامۀ هریک از نهادهای مذکور ضروری به‌نظر می‌رسد تا بتوان در تصمیم‌گیری‌های آینده نتایج آن‌را به کاربست.
نگارنده کوشیده است در نوشته حاضر معضلات عمده فرهنگی کشور بررسی ، وگرفتاری های نهادهای فرهنگی رادر نظام بوروکراسی به بوته نقد و داوری درآورد . در گام نخستین ، موضوع بررسی ما ، برخی از نهادهایی هستند که در سال های اولیه انقلاب به منظور تعمیق ، ارتقاء یا اصلاح در روابط فرهنگی پدید آمدند .


پیکار با بیسوادی یا نهضت سوادآموزی
نهضت سوادآموزی بر اساس ضرورت‌هایی در سال 58 تأسیس شد و عملا جایگزین نهادی شد که سال ها قبل از انقلاب با عنوان سازمان پیکار با بیسوادی به تعلیم اکابر می پرداخت . علی رغم تلاش های انجام شده از آغاز تا کنون آمار رسمی سال 92 نشان می‌دهد هنوز 19 میلیون نفر بی‌سواد در کشور زندگی می‌کنند. بدون این‌که بخواهیم ارزش کارهای انجام شده را نفی کنیم، این آمار با توجه به بودجه‌های صرف شده در بیش از 30 سال قابل تأمل است، به‌خصوص که در برخی مقاطع ، نهضت سوادآموزی موفق به دریافت جوایز بین‌المللی و جهانی نیز شده است.

به نظر می‌رسد اصلی‌ترین توفیق نهضت سوادآموزی بعد از فاصله گرفتن از اهداف نخستین، اشتغال‌زایی برای ده‌ها هزار نفر آموزشیار و کادر اداری نهضت سوادآموزی بوده است که بعدها به‌عنوان نیروهای رسمی به وزارت آموزش‌ و پرورش تزریق شدند. در حالی‌که قرار بود نهضت سوادآموزی، کمبودهای نظام رسمی آموزش‌ و پرورش کشور را جبران کند اما جاذبۀ استخدام دولتی، اهداف اولیه را به بوتۀ فراموشی کشاند و آن نیروها به استخدام دولت درآمدند. در عوض نیروهای با سابقه و کیفی آموزش‌ و پرورش با 25 سال سابقه، تقاضای بازنشستگی پیش از موعد کردند و از این مجموعه خارج شدند.


آغاز و انجام امورتربیتی آموزش و پرورش
یکی از نهادهای فرهنگی که در نخستین سال‌های انقلاب فعالانه وارد عرصۀ فرهنگی شد، امور تربیتی آموزش‌ و پرورش بود که با شعار« تقدم پرورش بر آموزش » برنامه‌های خود را آغاز کرد. تهذیب و تربیت معنوی و ایجاد زمینه برای رشد استعدادهای فرهنگی و هنری دانش‌آموزان، در کنار فعالیت‌های علمی مدارس جزء اهداف اصلی این نهاد بود. بدین‌منظور تعداد قابل توجهی از جوانان مستعد که دغدغه‌های دینی و فرهنگی داشتند، به عنوان مربی پرورشی جذب آموزش‌ و پرورش شدند تا در خصوص آموزش‌های فرهنگی، فعالیت‌های گروهی، برگزاری جشنواره‌ها، اردوها و فعالیت‌های هنری و دینی دانش‌آموزان برنامه‌ریزی کنند.
سیاست‌های حاکم بر آموزش‌ و پرورش در سال‌های بعد، هم‌چنین نگرش‌های سیاسی حاکم بر دولت‌های وقت، موجب می‌شد تا این نهاد گاهی مهم و گاهی نیز فاقد اهمیت تلقی شود، لذا فعالیت‌ها نیز دست خوش تغییر می‌شد. در این شرایط عدۀ زیادی از نیروهای اولیه ترجیح دادند به جای فعالیت‌های پرورشی، خود را به کادر آموزشی منتقل کرده و صرفاً به تدریس بپردازند. شک و تردیدهای ایجاد شده در اصل بقای امورتربیتی، کم‌رنگ شدن فعالیت‌ها را به دنبال داشت و در نهایت به ادغام و حذف عملی این نهاد منجر شد. مجدداً در دوره‌های بعدی شعار احیای امور تربیتی بر سر زبان‌ها افتاد، اما معلوم نبود دقیقاً چه چیزی قرار است احیا شود؛ نه شرایط اوایل انقلاب حاکم و نه از شور و نشاط آن سال‌ها خبری بود و نه قرار بود نیروهای اولیه و صاحبان اصلی امور تربیتی دوباره دعوت به کار شوند و نه اهداف روشنی از احیای مجدد آن مد نظر بود.

تنها خاصیت موضوع این بود که عده‌ای از اتهام مخالفت با امور تربیتی مبرا شدند. جالب است که در ساختار جدید، فعالیت‌های پرورشی و تربیت‌بدنی در یک حوزه تعریف شدند و تشکیلات و ساختار سازمانی جدیدی به تصویب رسید که خود آغازی بر مشکلات بعدی بود، چون از طرفی تعارض نقش‌ها را پیش آورد و از طرف دیگر، چند سال زمان لازم بود تا ادغام صورت بگیرد و افراد با پست سازمانی جدید مشغول به کار شوند(مشابه این ادغام بین سازمان ملی جوانان و سازمان تربیت‌بدنی کشور نیز به‌وجود آمد و هنوز هم مسائل ادغام و ساختار سازمانی جدید یکی از موضوعات مبتلابه وزارت ورزش‌وجوانان است).

سال‌های بعد، عدم کارآیی چنین ادغامی آشکار شد و معاونت‌های مستقلی تحت عنوان « معاونت پرورشی و فرهنگی » و «معاونت تربیت‌بدنی و سلامت» در وزارت آموزش‌ و پرورش شکل گرفتند.‌ در حال‌حاضر، نهاد انقلابی موسوم به امور تربیتی که برخاسته از متن انقلاب و پرچمدار انقلاب فرهنگی در مدارس بود، تبدیل به یک اداره کل با عنوان « دفتر امور تربیتی ومشاوره » شده است و مثل سایر ادارات کل وزارت آموزش‌وپرورش به صدور بخشنامه و ایفای وظایف مدیریتی می‌پردازد. از شور و تکاپوی سال‌های اولیۀ انقلاب هم خبری نیست، اما بحث‌های کارشناسی و تخصصی در بارۀ زمینه‌ها، اهداف و اصول تربیت در مقاطع گوناگون سنی و شرح وظایف والدین و مدرسه و نقش حیاتی آنها در تربیت فرهنگی فرزندان ادامه دارد، مقالات و پژوهش‌های متعددی عرضه می‌شود، آسیب‌شناسی‌هایی نیز انجام می‌شود و کمسیون‌های مختلف تشکیل و نتایج جلسات به مراجع مربوطه ارسال می‌شود. اسناد مربوط به تحول بنیادین آموزش‌ و پرورش نیز تهیه و به تصویب رسیده‌اند. همۀ این کارها ارزشمند است اما مهم‌تر از همۀ اینها، فرهنگی است که در نهاد نسل جوان شکل می‌گیرد. به‌طور حتم، عمر فرزندان ما و روزگار جوانی‌ آنها معطل بخشنامه‌ها و اسناد ملی نمی‌نماند.


روند شکل گیری شورای‌عالی انقلاب فرهنگی
شورای‌عالی انقلاب فرهنگی (ستاد انقلاب فرهنگی سابق) در آغاز کار به تعیین ضوابط احراز صلاحیت تدریس استادان و نحوۀ ادامۀ تحصیل دانشجویان موجود و اعلام ضوابط گزینش برای دانشجویان جدید پرداخت. سپس اصلی‌ترین وظیفۀ خود را تدوین سرفصل‌های دروس دانشگاهی و دقت‌نظر در متون درسی قرار داد. از طریق تشکیل کمیته‌های تخصصی با حضور استادان رشته‌های مختلف، این مهم انجام و بارها اصلاحات لازم در مقاطع مختلف به‌ عمل آمد، البته بعدها مسئولیت تعیین سرفصل دروس به عهدۀ هیأت ممیزۀ دانشگاه‌ها گذاشته شد. هم‌چنین تصویب صلاحیت رؤسای دانشگاه‌ها و انتصاب آنها بعد از طی مراحل اولیۀ گزینش و معرفی از سوی وزارت علوم یا وزارت بهداشت بر عهدۀ این شورا ست. این‌که آیا مصوبات شورای‌عالی انقلاب فرهنگی به تغییر و تحولی اساسی در روابط فرهنگی جامعه منجر می‌شود یا نه؟ خود جای تأمل دارد. چرا که نظارت بر روند امور دانشگاه‌ها، تعیین سرفصل دروس دانشگاهی، تصویب صلاحیت رؤسای دانشگاه‌ها و کارهایی از این قبیل، لزوماً به معنی تغییر نگرش عمومی جامعه و تحقق انقلاب فرهنگی مورد انتظار جامعه اسلامی نبوده و نیست.

به‌نظر می‌رسد، شورای‌عالی انقلاب فرهنگی به جای این‌که به تعمیق باورهای فرهنگی اصیل جامعه پرداخته و نمونه‌ای از فرهنگ دیرپای سرزمین اسلامی ایران را به‌عنوان مدلی جهانی عرضه کند، صرفاً به عنوان نهاد ناظر بر نحوۀ اجرای وظایف وزارت علوم و دانشگاه‌ها عمل کرده و براساس شرح وظایف سازمانی تعریف شده، وظیفۀ خاصی در تحقق انقلاب فرهنگی که همۀ ابعاد اجتماع را دچار تحولی اساسی کند، ندارد.

این استدلال مطرح می‌شود که شورای‌ عالی انقلاب فرهنگی وظایف خاص خود را دارد و از طریق تشکیل کمیته‌های تخصصی و کمیسیون‌های گوناگون با حضور استادان صاحب‌نظر و فرهیخته، در حیطۀ وظایف تعیین شده ایفای نقش می‌کند، لذا ایجاد انقلاب فرهنگی مورد نظر جامعۀ اسلامی را باید از نهادهای دیگری مثل شورای فرهنگ عمومی کشور یا وزارتخانه‌های فرهنگی و... مطالبه کرد. اما مرور حوادث سال 58 و مسائلی که موجب تعطیلی دانشگاه‌ها درآن دوره شد و سپس مسئولیت این شورا در بازگشایی و نوگشایی دانشگاه‌ها و بازکاوی مطالبات جامعۀ انقلابی آن روز، حاکی از انتظارات دیگری در پدید آمدن این نهاد است.
البته برخی معتقدند انقلاب فرهنگی مورد نظر قبل از این‌که انقلاب اسلامی پیروز شود، رخ داده بود، چون اگر تغییر نگرش عمومی برای گذر از وضع موجود و رسیدن به وضعیت مطلوب رخ نمی‌داد، اساساً پدیده‌ای به نام انقلاب اسلامی به وجود نمی‌آمد. اگر این فرض را بپذیریم، آن‌گاه این سؤال پیش خواهد آمد که انتقال پیام‌های انقلاب فرهنگی و ترسیم آن به‌عنوان یک مدل موفق در جهان امروز، بر عهدۀ کدام سازمان یا نهاد مسئول است؟


جایگاه شورای فرهنگ عمومی کشور
سازمان‌های فرهنگی که با عناوین متعدد در سیستم اداری کشور فعالیت می‌کنند، جملگی در شورای فرهنگ عمومی کشور عضویت دارند. در استان‌ها و شهرها نیز این شورا با ریاست ائمه جمعه و دبیری ادارات کل فرهنگ‌ و ارشاد اسلامی تشکیل می‌شود. موضوعات اساسی مورد بحث در این شوراها عبارتند از: بررسی مسائل فرهنگی جامعه، تعیین خطوط کلی فعالیت‌های فرهنگی، ارائه طریق به نهادهای مسئول، هم‌فکری در جهت یافتن راه حل‌های مشترک و در نهایت ارائه گزارش عملکرد شورا و دستگاه‌های فرهنگی به دبیرخانۀ شورا.
تعدد سازمان‌ها ونهادهای فرهنگی در کشور از یک طرف بیانگر اهمیت موضوع و اهتمام مسئولین به مقولۀ فرهنگ است و از طرفی، موجب تداخل در وظایف، موازی‌کاری‌های عدیده و اتلاف بودجه و سرمایه می‌شود. لذا نهادی مثل شورای فرهنگ عمومی کشور بدین‌منظور به‌وجود آمده است تا خطوط کلی مسائل فرهنگی و برنامه‌های کلان فرهنگی را هدایت کند. البته میزان پای بندی اعضا به مصوبات و ضمانت اجرایی آنها از دغدغه‌های همیشگی مسئولین است و علی‌رغم تلاش‌های موجود، بسیاری از مسائل و معضلات فرهنگی جامعه هم‌چنان لاینحل باقی مانده است.


نقدِ حال
نیم‌نگاهی به علل و ضرورت‌های شکل‌گیری انقلاب اسلامی در دهۀ 50 شمسی، دغدغه‌های فرهنگی جامعۀ آن روز ایران و خیزش میلیونی مردم برای ساختن تمدنی جدید بر مبنای فرهنگ اصیل مرز و بوم‌شان، بیانگر این نکته است که اهداف فرهنگی برای مردم ایران یک اصل اساسی بوده و همۀ تلاش‌ها به خاطر احیای فرهنگ و ارتقای شاخص‌های فرهنگی صورت گرفته و ساختن جامعه‌ای نوین بر اساس آرمان‌های فرهنگی، جزء اهداف اصلی پدیدآورندگان انقلاب بوده است. بدین‌خاطر، انتظارات فرهنگی مردم را باید پاس داشت و برای تحقق یکایک آنها برنامه‌ریزی‌های اساسی را صورت داد. این انتظارات نشانگر دلبستگی مردم به سرنوشت کشور است و برای کسانی که احساس مسئولیت می‌کنند، از نان شب واجب‌تر است. بنابراین ارائه نگاهی تحلیلی نسبت به روابط فرهنگی حاکم بر جامعه و مطالعه در آداب و اخلاق اجتماعی امروز مردم ایران ضروری است.
بر اساس این نگاه تحلیلی می‌توان دریافت باوجود تلاش‌هایی که از اول انقلاب تاکنون، از سوی سازمان‌های فرهنگی مسئول صورت گرفته است، هنوز بسیاری از مسائل و معضلات فرهنگی جامعه مثل پرخاشگری در روابط اجتماعی، عصبیت‌ها و تعصبات قومی، فرصت‌طلبی و سودجویی اقتصادی، مسابقۀ ثروت و سیری‌ناپذیری در به‌دست آوردن منافع، مزاحمت‌های اجتماعی، عدم احترام به حقوق شهروندی دیگران، تقدم منافع حزبی و گروهی و قبیله‌ای، قانون‌گریزی، عدم انضباط اجتماعی، تقدم منافع فردی بر منافع ملی، بی‌عدالتی اجتماعی، استفاده از افراد صاحب‌نفوذ برای دور زدن قانون، فقر و نابرابری اقتصادی، ریاکاری و تزویر، بالا رفتن سن ازدواج، شیوع ازدواج‌های مصلحتی و وقوع طلاق به‌خاطر دریافت مهریه، افزایش آمار طلاق در شهرهای بزرگ، عدم تضمین شغلی برای فارغ‌التحصیلان دانشگاهی و افزایش نگرانی نسبت به زندگی آینده،کاهش نسبی آمار مطالعه و کتاب‌خوانی و... هم‌چنان باقی است.
از طرفی نیز مسائل عدیده‌ای چون عدم توانایی سینما و تلویزیون در رقابت با حریفان خارجی و شبکه‌های ماهواره‌ای، ضعف دستگاه‌های فرهنگی در ترسیم الگوی زندگی اسلامی با زبان هنری و قابل فهم دنیای امروز، عدم برنامه‌ریزی در جهت معرفی چهره‌ای لطیف و زیبا از تفکر دینی متناسب با نیازهای جوامع امروز، عدم توجه به نیازهای زمانه و اقتضائات روز در تبلیغ دینی، اصرار بر روش‌های غلط و ناکارآمد در فعالیت‌های فرهنگی، گرفتار شدن در روزمرگی وتکرار و... دغدغه‌های جدی صاحب‌نظران و دلسوزان فرهنگی است.


راه‌حل‌ها و انتظارات
یک راه‌حل این است که مثل همیشه و به دلیل حساسیت موضوع، به فکر تأسیس سازمان جدیدی با عنوان (سازمان حل مشکلات و معضلات فرهنگی) باشیم و با به‌کار گماردن افراد صاحب‌نظر و متخصص، بحث‌های کارشناسی و آسیب‌شناسانه ارائه دهیم و سازمان مذکور مرجع نهایی بررسی مشکلات فرهنگی نامیده شود. سپس هر کس هر ایده و نظری دارد به سازمان مذکور ارائه دهد و حاصل آنها جمع‌بندی شده و بعد از بحث و بررسی‌های فراوان در کمیته‌های تخصصی و کمیسیون‌های مشترک و تلفیقی به عنوان یک طرح کلی به هیأت دولت ارائه شود. سپس حاصل دیدگاه‌ها به‌صورت یک لایحه ازطرف دولت به مجلس تقدیم تا بعد از بحث و بررسی‌های کاملاً تخصصی در کمسیون‌های مربوط مجلس، درصحن علنی مجلس مطرح و بعد از تصویب اکثریت نمایندگان و ارجاع به شورای نگهبان به هیأت دولت ارسال تا آئین‌نامه‌های اجرایی و بخشنامه‌های لازم تهیه شود و...؛ این همان راهی است تاکنون بارها و بارها آزموده‌ایم.
راه‌حل دیگر این است که با نگاهی منطقی به گذشته و تأمل در کاستی‌های راه طی شده، با استفاده از تجربۀ ملت‌های پیشرو و تجدیدنظر در افکار غلط، راهی نو پیش پای فرهنگ بگشاییم. یا این‌که اساساً از تولی‌گری بر فرهنگ دست برداریم و اجازه دهیم فرهنگ راه خود را آزادانه طی کند.

به‌عبارت دیگر، اجازه دهیم فرهنگ در زندگی راه پیدا کند و تاروپود زندگی‌مان را تحت تأثیر قرار دهد. یعنی به جای آن‌که عرصه را بر فرهنگ را تنگ کنیم، باید اجازه دهیم «فرهنگ» زندگی ما را اداره کند. حتی باید دست از «کنترل فرهنگی» برداریم و فرهنگ «خودکنترلی» یا «کنترل اجتماعی» را به‌جای آن حاکم کنیم.
ملت ایران به دلیل سابقه و دیرینۀ تمدنی کهن و برخورداری از فرهنگ غنی، می‌تواند یک الگوی موفق از فرهنگ انسانی و دینی را برای زندگی در جهان امروز عرضه کند.

به‌عبارت دیگر می‌توان و بایست مدلی از سازگاری دین و دانش و همگرایی بین زندگی دینی و تفکر علمی را ارائه کرد. لازمه این کار آن است که: تفکر فرهنگی را ایزوله نکنیم، از ارتباط فرهنگی با سایر ملت‌ها نهراسیم، فرهنگ جهان امروز را بشناسیم، زبان برقراری ارتباط با دیگران را یاد بگیریم و بپذیریم که خداوند انسان را موجودی اجتماعی آفریده است. منظور از اجتماع نیز فقط چارچوب مرزهای جغرافیایی خودمان نیست، بلکه پهنۀ هستی، دفتر معرفت کردگار است. منظور از (سیروا فی‌الارض) که در قرآن بدان اشاره شده است، گردش در طبیعت نیست. بلکه آشنایی با تمدن‌ها و مطالعه در سیر زندگی بشر در روی زمین است.

بنابراین نباید فرصت فهمیدن را از خود دریغ کنیم. ما به ارتباطات جهانی به‌خصوص در عرصۀ فرهنگ به شدت نیازمندیم تا هم بتوانیم از حاصل تجربۀ بشری بهره‌مند شویم و هم داشته‌ها، محصولات و اندیشه‌های فرهنگی خود را به محک داوری دیگران بزنیم. مسلما در این ارتباط فرهنگی ضرر نخواهیم کرد، بلکه رشد و شکوفایی فرهنگی بیشتری را شاهد خواهیم بود. روزگار ما آن‌گونه نیست که یک ملت بتواند ایزوله و بدون ارتباط با دیگران زندگی کرده و پیشرفت کند. تجربۀ کشورهای کمونیستی در حصار کشیدن به دور خود، تجربه‌ای شکست‌خورده است. ملت ایران با سابقۀ تمدنی درخشان، در این ارتباطات فرهنگی نه تنها ضرر نخواهد کرد، بلکه الهام‌بخش و الگوآفرین به دیگران نیز خواهد بود.


به نظر نگارنده، تأمل در نکات زیر می‌تواند راهگشا باشد:
- نقد فرهنگی را ارج نهیم واز دیدگاه‌های نو در عرصۀ فرهنگ استقبال کنیم.
- آزاداندیشی فرهنگی را پاس بداریم و فرهنگ را به قانون و مقررات تبدیل نکنیم.
- از ایزوله نگه‌داشتن جامعه بپرهیزیم و به تجربه‌های مشترک جهانی، ارزش قائل شویم.
- یکسان‌سازی فرهنگی را رها کنیم و به تنوع فرهنگی بها دهیم.
- بالندگی فرهنگی را در بخشنامه‌های اداری نخشکانیم.
- به از هم‌گسیختگی و جدایی نهادهای فرهنگی پایان دهیم و به یک‌پارچگی فعالیت‌های فرهنگی بیندیشیم.
- فرهنگ را اداره نکنیم، بلکه اجازه دهیم فرهنگ، زندگی ما را اداره کرده و به جامعۀ ما هویت ببخشد.
- به جای سخت‌گیری و تعصب و ماندن در گذشته، افق‌های روشن را در آینده بجوییم.
- دست‌وپای فرهنگ را از قید و بندهایی که برخی متولیان ناکارآمد بر آن بسته‌اند، باز کنیم.
- بپذیریم که فرهنگ در محیط سالم و بانشاط شکوفا می‌شود، پس نشاط اجتماعی را پاس بداریم.
- تفکر فرهنگی را ارج نهیم، اندیشمندان فرهنگی را قدر شناسیم و آنها را در صدر نشانیم.
- این پیام قرآن را آویزۀ گوش کنیم که: شمارا به صورت ملت‌ها و قبایل مختلف قرار دادیم تا همدیگر را بشناسید (لتعارفوا) و معنای این عبارت چیزی نیست، جز شناخت فرهنگی.

منتشرشده در دیدگاه

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور