گروه اخبار / وزیرآموزش و پرورش ازآغاز طرح رتبه بندی معلمان در نیمه دوم سال جاری خبرداد.
دکترعلی اصغر فانی در نشست مشترک شورای معاونین اداره کل و روسای آموزش و پرورش اظهارکرد: این طرح آغاز یک راه برای پاسخ به خواسته معلمان باهدف ایجاد زمینه ارتقای مهارت های حرفه ای، افزایش حقوق و مزایا به نسبت سایر کارکنان دولت و ارتقای منزلت و جایگاه معلمان در سطح جامعه اجرایی می شود.
وزیرآموزش و پرورش تصریح کرد: این طرح نتیجه هفت ماه تلاش آموزش و پرورش دردولت بود که با نگاه ویژه دولت به ارتقاء جایگاه آموزش و پرورش، در 27 اسفندماه سال گذشته به تصویب رسید و دولت در گام اول یک هزار و350 میلیارد تومان را به این امراختصاص داد.
وی با بیان این که احکام معلمان باید قبل از مهرماه در آستانه بازگشایی مدارس صادر شود ، خاطرنشان کرد: با اجرای این طرح تلاش های دولت درجهت پاسخ به مطالبات فرهنگیان شریف عینی تر خواهد شد.
فانی گفت: اگر چه این امر یک شروع خوبی است اما کافی نیست وباید تلاش کنیم آنچه شایسته این قشر شریف است محقق شود.
وزیرآموزش و پرورش با اشاره به جزییات این طرح نیزخاطر نشان کرد: معلمان در طرح رتبهبندی، بر اساس مدرک تحصیلی، سابقه، سنوات خدمتی، تشویقات و دیگر معیارها و ملاکهای مورد طبقه بندی و تقسیمبندی واقعی قرار میگیرند که در حقیقت ارتقای منزلت و جایگاه معلمان هدف گذاری شده است.
وی با بیان اینکه سیاست تمرکززدایی درآموزش و پرورش با قوت و قدرت درحال اجراست، بیان کرد: اگرچه هنوز کار جدی در این رابطه صورت نگرفته است و ابتدای راه هستیم اما از آنجایی که این مهم زمینه بروزخلاقیت ها و نوآوری ها را در مناطق ایجاد خواهد کرد و باعث پویایی نظام تعلیم و تربیت خواهد شد در شمار اولویت های وزارت آموزش و پرورش قراردارد.
فانی همچنین ارتقای مدیریت آموزشگاهی را از دیگر سیاستهای این وزارتخانه برشمرد و اظهارکرد: افزایش توانمندی ، انگیزه و اختیارات مدیران مدارس از مزایای این طرح است که راه آورد آن نیز ارتقای مدیریت آموزشگاهی خواهد بود.
وزیرآموزش و پرورش دستاوردهای آموزش و پرورش استان را مورد تقدیر قرار داد و گفت: بخشی از دستاوردها که در قالب نمایشگاه مورد بازدید قرارگرفت نشان می دهد نگاه برنامه محور می تواند دستاوردهای خوبی را به همراه داشته باشد و وزرات آموزش و پرورش از این نگرش و روند حمایت جدی خواهد کرد.
وی با اشاره به نشست شورای اداری استان واعلام حمایت از روند توسعه زیرساخت های آموزش و پرورش بیان کرد: در این نشست وزارت آموزش و پرورش متعهد شد به هر میزانی که از اعتبارات عمرانی استان به امر خطیر مدرسه سازی اختصاص یاید معادل ریالی آن را آموزش و پرورش مشارکت کند که این امر می تواند تحول خوبی را در توسعه زیر ساخت های آموزش و پرورش ایجاد کند.
فانی سیاست از بوم تا بوم را درراستای تامین نیروی انسانی ماندگار از جمله برنامه های محوری وزارت آموزش و پرورش اعلام کرد و گفت: این طرح زمینه کاهش مشکلات ناشی از نقل و انتقال معلمان را به دنبال دارد و باعث ثبات بیشتری در ساماندهی نیروی انسانی خصوصا در مناطق کمتر توسعه یافته خواهد شد.
مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش
گروه اخبار / در نوزدهم تیرماه سال جاری ، کلیپی از حجت الاسلام والمسلمین رفیعی در سخن معلم با عنوان « شبکه 5 صدا و سیما و حقوق معلمان » منتشر گردید . ( این جا ) متعاقب آن یادداشت های مختلفی در این رسانه و در نقد سخنان ایشان منتشر شد .
به تازگی حجه الاسلام و المسلمین ناصر رفیعی درجمع دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان کرمان به این اعتراضات پاسخ گفته و از معلمان عذرخواهی نموده است .
« گروه سخن معلم » از پاسخگویی و نیز عذرخواهی ایشان تشکر و قدردانی می کند .
گروه اخبار /
رای دیوان عدالت در مورد مزایای ارتقای شغلی و همترازی دارندگان مدرک کارشناسی ارشد و بالاتر : رأی شماره۹۹۰ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری، موضوع برخورداری از مزایای ارتقای شغلی و برقراری همترازی دارندگان مدرک کارشناسی ارشد و بالاترشماره هـ/۹۳/۵۰۸ 24 / 6 / 1393
تاریخ دادنامه: 10 / 6 / 1393 شماره دادنامه: ۹۹۰ کلاسه پرونده: ۹۳/۵۰۸
مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری
شاکی : خانم اقدس جعفری ملایری
موضوع شکایت و خواسته: اعلام تعارض در آراء صادر شده از شعب دیوان عدالت اداری
گردش کار : خانم اقدس جعفری ملایری به موجب درخواستی که به دفتر هیأت عمومی دیوان عدالت اداری ارائه داده است، اعلام کرده است که شعب دیوان عدالت اداری در خصوص استفاده از مزایای طرح مسیر ارتقای شغلی معلمان و همترازی دارندگان مدرک کارشناسی ارشد و بالاتر موضوع ماده ۸ قانون نظام هماهنگ پرداخت کارکنان دولت مصوب سال ۱۳۷۰ آراء معارض صادر کردهاند، رفع تعارض و صدور رأی وحدت رویه را خواستار شده است.
گردش کار پرونده ها و مشروح آراء به قرار زیر است:
الف: شعبه سوم دیوانعدالت اداری در رسیدگی به پرونده شماره ۹۱۰۹۹۸۰۹۰۰۰۲۷۶۰۲ با موضوع دادخواست خانم اقدس جعفری ملایری به طرفیت ۱ـ اداره آموزش و پرورش ناحیه یک اراک ۲ـ سازمان بازنشستگی استان مرکزی و به خواسته برخورداری از مزایای ارتقای شغلی و همترازی به موجب دادنامه شماره ۹۱۰۹۹۷۰۹۰۰۳۰۲۹۴۵ـ 20 / 9 / 1391 ، مفاداً به شرح آینده به صدور رأی مبادرت کرده است:
با توجه به اوراق و محتویات پرونده و مضمون لوایح مشتکیعنهما نظر به این که پس از ارائه مدرک کارشناسی ارشد توسط شاکی در سال ۱۳۷۸ از سوی مشتکیعنه در جهت برقراری همترازی با اعضای هیأت علمی موضوع ماده ۸ قانون نظام هماهنگ پرداخت کارکنان دولت اقدام شده است لیکن از آنجا که شغل تحت تصدی شاکی در آن زمان (مشاور) در طرح طبقهبندی مشاغل مشغول همترازی تعریف نشده است سازمان مدیریت و برنامهریزی با اعمال ماده ۸ موصوف در مورد شاکی موافقت نکرده است لیکن پس از تغییر پست شاکی از سال ۱۳۸۱ نسبت به اجابت درخواست وی اقدام شده است، بنابراین اقدامات طرف شکایت در این خصوص مغایر موازین و یا متضمن تضییع حقوقی شاکی نیست، در نتیجه شکایت شاکی موجه به نظر نمیرسد و رأی به رد آن صادر و اعلام میشود. رأی دیوان قطعی است.
ب: شعبه دهم دیوان عدالت اداری در رسیدگی به پرونده شماره ۱۰/۸۸/۱۶۵ با موضوع دادخواست خانم زهرا کاتوزیان به طرفیت آموزش و پرورش استان مرکزی و به خواسته برخورداری از مزایای ارتقای شغلی و همترازی به موجب دادنامه شماره ۵۵۳ ـ 27 / 2 / 1388 ، مفاداً به شرح آینده به صدور رأی مبادرت کرده است:
با توجه به محتوای پرونده و از جمله مدرک تحصیلی شاکی، دلالت به آن دارد که دارای مدرک فوق لیسانس در رشته علوم تربیتی بوده است و در تاریخ 14 / 4 / 1378 در مقطع مذکور فارغ التحصیل شده است. با توجه به مقررات ماده ۸ قانون نظام هماهنگ پرداخت کارکنان دولت و حصول سایر شرایط مقرر، حکم به الزام اداره مشتکیعنه به اجرای مقررات مذکور و برقراری همترازی موضوع ماده مذکور در حق وی صادر و اعلام می دارد. رأی دیوان قطعی است.
هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ یاد شده با حضور رؤسا، مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد. پس از بحث و بررسی، با اکثریت آراء به شرح آینده به صدور رأی مبادرت میکند.
رأی هیأت عمومی
اولاً: تعارض در آراء محرز است.
ثانیاً: با توجه به حکم مقرر در ماده ۸ قانون نظام هماهنگ پرداخت کارکنان دولت مصوب سال ۱۳۷۰ و احراز اجـتماع شرایط مقرر در قانون و مقررات مربوط در شکات پروندههای موضوع تعارض، دادنامه شماره ۵۵۳ ـ 27 / 2 / 1388 شعبه دهم دیوان عدالت اداری صحیح و موافق مقررات تشخیص میشود. این رأی به استناد بند ۲ ماده ۱۲ و ماده ۸۹ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری برای شعب دیوان عدالت اداری و سایر مراجع اداری مربوط در موارد مشابه لازمالاتباع است.
هیأت عمومی دیوان عدالت اداری معاون قضائی دیوان عدالت اداری ـ علی مبشری
در ارزيابيهاي سلامت كه همه ساله موسسههاي بينالمللي نسبت به آن اقدام ميكنند شاخصهاي متعددي براي تعيين ميزان سلامت در بعد جسمي و رواني مورد توجه است.
ارايه ردهبندي كشورها در اين حوزه با اين هدف صورت ميگيرد كه رقابتي مثبت براي ارتقاي سطح سلامت افراد جامعه ايجاد شود و كشورهاي عقب مانده يا كمتر توسعهيافته براي تامين سلامت افراد جامعه تلاش كنند. در اين راستا نهادهاي بينالمللي كمكهاي علمي و عملي نيز دارند.
وقتي كشورهايي كه در اين ردهبندي جايگاه بالايي دارند را مورد توجه قرار ميدهيم ميبينيم ارتباط موثري ميان نظام آموزشي كارآمد و حرفهاي و سطح سلامت مردم وجود دارد به اين معنا كه جوامع برخوردار از سلامت جسماني و رواني داراي يك نظام آموزشي قوي و كارآمد هستند.
يكي از مشخصههاي اين نظام آموزشي اين است كه از همان دوران كودكي موضوع سلامت در دستور كار جدي دستاندركاران آموزشي قرار ميگيرد و در گامهاي نخست كودكان را متوجه جسم و روان خود ميكنند تا با تامين سلامت جسمي رواني فردي، جامعهاي سالم و شاد را به ارمغان آورند.
بيترديد بهداشت، درمان و ورزش سه ضلع مثلث سلامت جسمي رواني هستند. هر سه ضلع نيازمند آموزش است و بهترين دوره براي آموزش، دوره كودكي است. به عبارتي مقطع ابتدايي بهترين و مناسبترين دوره براي پرداختن به اين مهم است.
براي اين منظور در ساختار سازماني هر مدرسه مربي بهداشت و مربي تربيت بدني منظور شده است تا اين رسالت را برعهده داشته باشند. اين مربيان در كنار مشاوران مسووليت آموزش و تمرين مهارتهايي را دارند كه تضمينكننده سلامت جسماني رواني خواهد بود.
دراين يادداشت ميخواهيم به تناسب موضوع صفحه مدرسه بر مقوله ورزشي متمركز شويم كه متاسفانه اين مقوله هم مانند بهداشت و مشاوره در جايگاه بسيار نامناسبي قرار دارد. اشاره به چند نكته ميتواند در اين راستا مفيد و موثر واقع شود.
١- تغيير نگرشها: يكي از مهمترين و ريشهايترين مانع در مسير نهادينه شدن فرهنگ ورزش نگرشهاي نادرستي است كه بهدلايل مختلف وجود دارد. اين نگرشها كه گاهي باتوجيهات مذهبي و سنتي مبني بر اينكه روح مقدم بر جسم است صورت ميگيرد موجب شده حتي كمتحركي و ژوليدگي يك ارزش تلقي شود يا تحرك و پويايي زنان امري ناپسند دانسته شود هرچند در سالهاي اخير تغييرات گستردهاي در بدنه جامعه ايجاد شده اما آنچه همچنان بدون تغيير مانده ذهنيتهاي قانونگذاران، تصميمگيران و مديران و مجريان است كه آموزش و پرورش را هم شامل ميشود.
٢- تغيير رويكردها: علاوه بر مانع نگرشها دومين مانع رويكردهاي نادرست است. چه بسا مديراني با نگرش مثبت وجود داشته باشند، ولي رويكردهاي اصلي و سياستگذاريها نادرست باشد مثلا رويكرد معطوف به اولويت ورزشهاي قهرماني به نسبت ورزش همگاني جهت برنامهها را تغيير ميدهد، رويكرد قهرمانپروري براي جامعه افتخار به ارمغان ميآورد ولي سلامت به ارمغان نميآورد. رويكرد قهرمانپروري شور و حرارت به ارمغان ميآورد ولي شادابي و نشاط نميتواند به ارمغان بياورد يا رويكردي كه زنان را در موضوع سلامت و ورزش در درجه دوم قرار ميدهد. اين رويكرد نيمي از جامعه را به حاشيه ميراند يا رويكردهاي محدود به رشته كه مثلا كشتي، واليبال و فوتبال را ورزش ميداند. همه اين رويكردها و موارد مشابه مانع بزرگي در مسير توسعه و تعميق فرهنگ پرداختن به ورزش است.
٣- تغيير كاركردها: بيترديد مهمترين كاركرد ورزش تامين سلامت و سپس نشاط و شادابي است در حالي كه نگاه تجاري يا تبليغي به اين مقوله ورزش را از كاركرد اصلي خود دور ميسازد و آنگاه ممكن است حتي براي آن كاركرد غيرواقعي سلامت و شادابي افراد به خطر هم بيفتد؛ مانند ورزشكاري كه از داروهاي نيروزا استفاده ميكند تا قهرمان شود و بهطور كلي براي رسيدن به جامعهاي سالم و شاد نيازمند تغيير نگرشها، رويكردها و كاركردها در حوزه ورزش هستيم و اين هدف نيز بدون توجه عميق و همهجانبه به ورزش در مدارس بهدست نخواهد آمد.
اگر دانشآموزي كه پس از ١٢ سال تحصيل از نظام آموزشي خارج ميشود به نگرش مثبتي دست نيافته باشد و سبك زندگي خود را با محوريت سلامت و شادابي انتخاب نكرده باشد يك تهديدي خواهد بود براي سلامت و شادابي جامعه.
روزنامه اعتماد

روزگاری تهران قریه ای کوچک یود ولی تهران امروز بزرگ و بزرگ تر شد و ميليون ها انسان را در خود جاي داد و ميليون ها ماشين را هم در برگرفت و چهره خيابان ها دگرگون شد و ماشين ها افزون تر شدند و تهران امروز ؛به ابرشهر؛ جهان شهر و کلانشهری تبدیل شده است و مهمترین خصوصیت این کلانشهر ترافیک است.اگرچه بسياري از مردم و سازمان ها به منظور اصلاح وضع ترافيك شهرهاي كشور ما كوشش طولاني و فراواني كرده اند؛ اما متأسفانه همه مي دانند كه كوشش ها و سرمايه هايي كه براي حل اين مسأله صرف شده، گزاف؛ اما نتايج ناچيز بوده است و بیشتر مردم ازوضع فعلي ناراضي و ناراحت هستند.
نتيجه آن كه زندگي شهرنشيني در كنار موجودي خيره كننده اما هراس انگيز به نام اتومبيل، نيازمند آموزش، فراگيري هنجارها و قواعد رفتاري و همچنين ارتقاي سطح فرهنگ ترافيك است تا سازگاري انسان را با محيط آسان سازد. آموزشي كه هدفمند و مداوم از سال هاي نخستین كودكي با خانواده آغاز و در سال هاي بعد با گروه هاي هم سال، مدرسه و رسانه ها تكميل می شود. آموزش در حوزه ترافيك، مهم ترين اصل در ميان دیگر اصول و ( اجراي مقررات، مهندسي ترافيك و شرايط محيطي) و عامل انساني به عنوان مهم ترين ركن مثلث ترافيكي در كنار (خودرو اتومبيل) و جاده (راه) است و فرهنگ عنصري مهم و موثر در تغييرهای رفتار اجتماعي و اصلاح رفتار انساني است و البته ترافيك يك مسأله فرهنگي و اجتماعي است و مسائل اجتماعي، مسائلي چند بعدي و چند متغيري هستند كه هم از عوامل گوناگون تأثير مي پذيرند و هم بر عواملي مختلفي تأثير گذارند. قطعا فرهنگ سازي در كنار ديگر اقدام های سخت افزاري و نرم افزاري مي تواند تهراني زيبا و آرام را ترسيم کند.
اما متاسفانه مسوولان شهري وسياست گذاران ترافيک کمتر به مساله فرهنگ سازي پرداختهاند. مدارس نيز در ارائه مفاهيم زندگي شهري و شهروندي موفق نبودند. در اين ميان تربيت شهروندي و تعليمات اجتماعي حلقه مفقوده مدارس ايراني است.
آسيبهايي كه از اين منظر متوجه مدارس است، شامل موارد زير است:
اولين آسيب، چند پارگي نظام فرهنگي است که اين موضوع جامعه پذيري را در مدارس پيچيده تر کرده است. شخصيت دانش آموزان ايراني امروز مبتني بر سه فرهنگ است. فرهنگ اسلامي، فرهنگ ايراني و فرهنگ دنياي جديد و مدرنیته. خودرو وترافيک مقولههايي از فرهنگ و دنياي جديد است .ایران به عنوان کشوری که تاریخ و فرهنگ غنی دارد ؛در پذیرش مدرنیته مشکلی ندارد و ما دومین کشور آسیایی بودیم که خودرو وارد جامعه ایرانی و زندگی اجتماعی شده ولی چراهنوز در فرهنگ سازی ترافیک موفق عمل نکرده ایم و هنوز پس از گذشت 100 سال از ورود خودرو به عنوان یکی از بدترین کشورهای جهان در حوزه رانندگی در جهان مطرح می باشیم که ده ها هزار کشته در جاده و خیابان های ایران زیبنده فرهنگ و اخلاق اسلامی و ایرانی و مدرن نیست.
بی شک اگر به فرهنگ اسلامی مراجعه نماییم احادیث و روایاتی زیادی بر اخلاق شهروندی تاکید شده و در فرهنگ و تمدن ایرانی نیز حمل و نقل و ترابری جایگاه ویژه ای داشته است ؛ اما چرا در جذب فرهنگ مدرنیته موفق عمل نکرده ایم؟
به راستی در زندگی امروزی می بایست به نحوه و نسبت تعامل و تلفيق اين سه حوزه که هويت فردي و اجتماعي هر دانش آموز را ميسازد؛تاکید نماییم.
اگر به این مهم توجه داشته باشیم می توانیم شهروندانی موفق و قانون مند تربیت کنیم و در حل مشکلات شهروندی از جمله ترافیک امیدوار باشیم.
دومين آسيب، تلقي غلط از جامعه پذيري است که جامعه پذيري را به لحاظ نظري يک روند يک طرفه و از بالابه پايين ميداند در حالي که امروزه جامعه پذيري يک فرايند تعريف ميشود که در اين داد وستد فرد و جامعه متقابلا برهم تاثير ميگذارند.تربیت و فرهنگ و اخلاق گزاره های دستوری نیست که به صورت فرمایشی و نمایشی انجام گیرد. اجتماعی شدن به صورت مکانیکی و ماشینی نیست بلکه فرآیندی است که به صورت دوسویه و دوطرفه مطرح می شود.
مدارس نتوانسته اند جامعه پذیری را به صورت مناسب و صحیح تبیین نمایند و مدارس تصور درستی از جامعه پذیری نداشته و ندارند. متاسفانه در مدارس ایرانی به دروس علوم اجتماعی که وظیفه ی ذاتی آن جامعه پذیری دانش آموزان است؛ اهمیت چندانی نداده و این دروس به عنوان دروس تزیینی و یا بی ارزش و کم ارزش قلمداد می شوند. سوم اينکه آموختن و انتقال نظم اجتماعي و مقتضيات برخاسته از آن در دوران گذار مهمترين مساله در فرآيند اجتماعي شدن است. ما امروز در وضعيت دوران گذار قرار داريم. در اين موقعيت يک جامعه ميتواند به ناهنجاري گرفتار شود. ناهنجاري زماني شکل ميگيرد که اقتدار سنتي به افول ميرود و اقتدار قانون مند هم جايگزين آن نميشودو يابه خوبي نهادينه نميشود. اين خلاء در دوران گذار بسيار پر هزينه و پر مخاطره است و به نظر ميرسد که ما امروز به اين مساله کمتر توجه ميکنيم.
چهارم اينکه در جامعه ما معمولا روند جامعه پذيري به گونهاي با تاخر همراه بوده است. در يک سير طبيعي مرحله اول جامعه پذيري در خانواده و مرحله ثانويه در مدرسه و مرحله سوم در دانشگاه و بازار کار طي ميشود. اما در اين جا دانش آموزان بدون مهيا شدن براي جامعه پذيري ثانويه از خانه وارد مقاطع ابتدايي راهنمايي و دبيرستان ميشوند و هنوز مراحل ثانويه از خانه را پشت سر نگذاشته به مرحله سومي ميرسند. البته گاهی اوقات میان مراحل جامعه پذیری گسست و تضاد عجیبی وجود دارد.
خانواده ایرانی در تربیت فرزندان کودک موفق بوده و مدارس در دوران ابتدایی تا اندازه ای توانسته به وظیفه ذاتی خود عمل نماید اما از دوران نوجوانی و دبیرستان مشکلات به وجود می آید.امروزه اتومبیل و رانندگی به دلالت های اقتصادی نمادین دلالت می کند و نمایشی از خلق و خوی حاکم بر جامعه و تحلیل رفتار شناسی مردم آن جامعه می باشد و مهمتر اینکه میزان توفیق یک جامعه از خیابان های آن جامعه و در نحوه رانندگی آن جامعه می گذرد. پنجم اينکه کنترل بيروني جامعه ماهميشه به سود روند جامعه پذيري نبوده بلکه اين روند را غالباً واکنش سطحي طي کرده است. نظم از روي ترس، نظم از روي چشم و هم چشمي يا به خطر افتادن آبرو و منافع، نظم پايداري به شمار نميآيند ، لذا ارزشها نهادينه نميشود، در حالي که اين تصور عقلي است و به خصوص در آموزش و پرورش غلط تر است.
متاسفانه آموزش و پرورش در چنبره ای از مشکلات گرفتار شده و این گرفتاری های عظیم حاکم بر دستگاه تعلیم و تربیت این مجموعه را دچار روزمرگی و سطحی نگری و سیاست زدگی می کند و در نتیجه اقداماتی که در آموزش و پرورش انجام می شود ؛دارای برد رسانه ای می نماید.
آسيب ششم، اينکه امروز جوان و دانش آموز به گونهاي از خلاء مرجعيت اخلاقي و هويتهاي مشروعيت بخش مواجه است. لذا براي پر کردن اين خلاء به گروههاي غير رسمي و گروههاي همسان پناه ميبرد. اينجاست که هويتهاي متفاوت به عنوان رقيب يا به عنوان جايگزين در برابر هويتهاي مشروعيت بخش در ميآيد. دليل پيدايش چنين وضعيتي هم ضعف الگوهاي رفتاري است که در عمل ميتواند سر مشق باشند. دراين راستا بايد به تعادل و هماهنگي ميان گروههاي مرجع از جمله مدرسه و خانواده ورسانهها بيشتر انديشيد تا خلاء مرجعيت اجتماعي را کاهش داد و آسيب هفتم، اينکه نقش مشارکت اجتماعي دانش آموزان ومعلمان ما اکنون کمرنگ است.دراین راستا خواندن این داستان آموزنده خالی از لطف نیست.
یک دانشجو برای ادامه تحصیل و گرفتن دکترا همراه با خانواده اش عازم استرالیا شد. در آنجا پسر کوچک شان را در یک مدرسه استرالیایی ثبت نام کردند تا او هم ادامه تحصیلش را در سیستم آموزش این کشور تجربه کند.
روز اوّل که پسر از مدرسه برگشت، پدر از او پرسید: پسرم تعریف کن ببینم امروز در مدرسه چی یاد گرفتی؟
پسر جواب داد: امروز درباره خطرات سیگار کشیدن به ما گفتند، خانم معلّم برایمان یک کتاب قصّه خواند و یک کاردستی هم درست کردیم.
پدر پرسید: ریاضی و علوم نخواندید؟ پسر گفت: نه
روز دوّم دوباره وقتی پسر از مدرسه برگشت پدر سؤال خودش را تکرار کرد. پسر جواب داد: امروز نصف روز را ورزش کردیم، یاد گرفتیم که چطور اعتماد به نفس مان را از دست ندهیم، و زنگ آخر هم به ما یاد دادند که باید قسمتی از درآمدمان را به دولت بدهیم تا برای آبادی شهرها و روستاها خرج شود.
بعد از چندین روز که پسر می رفت و می آمد و تعریف می کرد، پدر کم کم نگران شد چرا که می دید در مدرسه پسرش وقت کمی در هفته صرف ریاضی، فیزیک، علوم، و چیزهایی که از نظر او درس درست و حسابی بودند می شود. از آن جایی که پدر نگران بود که پسرش در این دروس ضعیف رشد کند به پسرش گفت:
پسرم از این به بعد دوشنبه ها مدرسه نرو تا در خانه خودم با تو ریاضی و فیزیک کار کنم.
بنابراین پسر دوشنبه ها مدرسه نمی رفت. دوشنبه اوّل از مدرسه زنگ زدند که چرا پسرتان نیامده. گفتند مریض است. دوشنبه دوّم هم زنگ زدند باز یک بهانه ای آوردند. بعد از مدّتی مدیر مدرسه مشکوک شد و پدر را به مدرسه فراخواند تا با او صحبت کند.
وقتی پدر به مدرسه رفت باز سعی کرد بهانه بیاورد امّا مدیر زیر بار نمی رفت. بالاخره به ناچار حقیقت ماجرا را تعریف کرد. گفت که نگران پیشرفت تحصیلی پسرش بوده و از این تعجّب می کند که چرا در مدارس استرالیا این قدر کم درس درست و حسابی می خوانند.
مدیر پس از شنیدن حرف های پدر کمی سکوت کرد و سپس جواب داد:
ما هم ۵۰ سال پیش مثل شما فکر می کردیم.
تعریف باسوادی فقط خواندن فیزیک و شیمی و ریاضی نیست بلکه احساس مسوولیت و مشارکت نسبت به مسایل جامعه است.

امروزه ورزش در بسياري از جوامع به صورت فرهنگ در آمده و جايگاه والايي دارد. با نگاه به گذشته ميتوان دريافت كه با پيشرفت جوامع، درك بهتري از تاثير ورزش در بخشهاي فرهنگي، اجتماعي، سلامت و غيره شكل گرفته و نقش آن پررنگتر شده است، به طوري كه امروزه رويدادهاي ورزشي بزرگ حتي دنياي سياست را تحت تاثير قرار ميدهند. جايگاه نامناسب ورزش در كشورمان اين سوال را در ذهن ايجاد ميكند كه آيا ما هنوز به درك درستي از ورزش و تاثير آن بر جنبههاي مختلف اجتماعي نرسيدهايم؟! علت اين امر چيست؟ بي شك عوامل متعددي در اين امر دخالت دارند؛ اما قبل از هرچيز بايد بدانيم جهانبيني و فلسفه حاكم بر هر جامعه است كه ارزشها را مشخص ميكند؛ نگاه مثبت فلسفه و فكر حاكم ميتواند موجب ارزش يافتن يك مقوله شده و زمينه را براي پيشرفت آن فراهم كند كه ورزش و تربيتبدني نيز از اين امر مستثني نيست.
با مقايسه جوامع مختلف ميتوان پي برد، بسته به فلسفه حاكم بر آنها، سرمايهگذاريهاي متفاوتي در ورزش انجام شده و البته پيشرفتهاي متفاوتي نيز صورت گرفته است. اعتقاد به تناسخ روح در هندوستان، تربيت و تهذيب روح را اولويت داده و تربيت بدن را در جايگاه پايينتري قرار داده است. تاثير اين جهانبيني باعث شده هند در ورزش پيشرفت چنداني نداشته باشد. در مقابل، فلسفه متفاوت اروپا (به خصوص بعد از سقوط كليسا از تخت قدرت) موجب پيشرفت هر چه بيشتر ورزش در اين كشورها شده است. اسپنن معتقد است هر چه يك جامعه ساختارهاي جهتگيري اينجهاني بيشتري داشته باشد به همان ميزان سطح كارايي ورزشي آن بيشتر است. موفقيتهاي ورزشي در بازيهاي المپيك، درستي اين فرضيه را تصديق ميكند كه جهتگيري ارزشي، فرهنگي و ايدئولوژيها بر تحول و ركوردهاي ورزشي اثر ميگذارد. پروتستانها تحت تاثير و نفوذ جهانبيني كالون، در ورزشهاي رقابتي بيشتر از كاتوليكها پيشرفت كردند به طوري كه ميزان مدالهاي كسب شده المپيكي پروتستانها در المپيك مكزيكوسيتي نسبت به جمعيتشان سه برابر بيشتر از حد انتظار بود. گيليس نيز بر وجود ارتباط معنادار بين دو نهاد دين و ورزش صحه ميگذارد و جوامع و ادياني را كه ساختارهاي ارزشي با جهتگيري كسب موفقيت، بهويژه پروتستاني، دارند در المپيكهاي تابستاني موفقتر ميداند.
جايگاه پايين ورزش در كشورمان، همچنين عقبماندگي ساير كشورهاي اسلامي در ورزش ممكن است اين ذهنيت را ايجاد كند كه فلسفه و فكر حاكم بر اين جوامع، نگرش مثبتي نسبت به ورزش ندارد و باعث عقبماندگي آنها در ورزش شده است. اعتقاد من بر اين است كه اسلام اهميت مناسبي نسبت به بدن نشان داده است. بي توجهي به فارغالتحصيلان تربيتبدني و گماشتن مديران نالايقي كه هيچ كارنامه ورزشي در سابقه خود ندارند (بهخصوص در چند سال گذشته) تاييدي بر بياهميت بودن ورزش در جامعهمان است و تا هنگامي كه اين طرز فكر اصلاح نشود ورزش كشور نيز پيشرفت چنداني نخواهد كرد.
وجود مشكلات متعدد و عدم موفقيت، در درجه نخست به علت نبود پشتوانه فكري ورزشي در كشور است. با نگاه به رشد تعداد دانشجويان و فارغالتحصيلان تربيتبدني و نسبت ورود آنها به سيستم مديريتي ورزش كشور، همچنين افزايش فارغالتحصيلان تربيتبدني و ميزان رشد ورزش كشور ميتوان پي برد همبستگي ضعيفي بين اينها وجود دارد. يعني يك ديدگاه غلط باعث حضور افراد غير متخصص در ورزش شده و صاحبان اصلي تربيتبدني و ورزش را به حاشيه برده است. نفوذ افراد غيرمتخصص و نالايق به حدي معمول شده كه گويي اساتيد شايسته تربيتبدني، خود نيز فراموش كردهاند كه بايد در رشد ورزش نقش داشته باشند؛ ساك ورزشي خود را زمين گذاشته و در كلاسهاي دانشگاه مشغول تدريس شدهاند!
اين در حالي است كه رشد ورزش هنگامي صورت ميگيرد كه بتوان آن را علمي كرد؛ امري كه در كشورهاي پيشرفته به خوبي صورت گرفته و باعث رشد آنها در اين زمينه شده است. نگاه مثبت به ورزش ميتواند ما را در رفع بسياري از مشكلات اجتماعي فرهنگي ياري دهد.
كوبرتن به اين نتيجه رسيد كه با ورزش ميتوان بسياري از مشكلات فرهنگي اجتماعي را برطرف كرد و طرحي را به اجرا در آورد كه بسيار موفق بود و به شكلگيري بازيهاي المپيك به صورت كنوني انجاميد. گسترش ورزش در ميان مردم و نگاه مثبت به آن براي جامعهاي كه نرخ بيكارياش بالا، نظام ارزشياش در حال گذار و بخش زيادي از جمعيتش را جوانان تشكيل ميدهند، ميتواند دولت را در حل بسياري از مشكلات اجتماعي و فرهنگي ياري دهد و موجب كاهش ناهنجاريهاي اجتماعي شود. ارزشهاي كلامي زيادي نسبت به ورزش ارايه ميشود و شعارهاي زيبايي براي توسعه آن در كشورداده ميشود ولي در عمل تلاشي براي اين كار صورت نگرفته است. اگر به دنبال پياده كردن اهدافمان در زمينه ورزش هستيم بايد بدانيم كه ايدههاي زيبا تا هنگامي كه به ارزش تبديل نشوند توفيقي نمييابند.
علت پيشرفت بسياري از كشورها در ورزش، ايجاد يك نظام ارزشي مناسب نسبت به ورزش (به خصوص از طريق ورزش همگاني) در بين مردم است كه آن را به صورت يك فرهنگ درآورده است.
بدون شك يكي از راههاي نهادينه كردن ورزش در جامعه براي بهره گرفتن از تاثيرات آن، از طريق خانواده و مدارس است. زنگ تربيتبدني نخستين و شايد تنها زنگي است كه فرآيند اجتماعي شدن و آموزش هنجارهاي اجتماعي را نه به صورت ايدهآلهاي تئوريك بلكه به صورت عملي آموزش ميدهد. اما نگاه سنگين و غلط اجتماعي باعث شده زنگ تربيتبدني در آموزش و پرورشي كه خود در جايگاه پاييني قرار گرفته، به بياهميتترين زنگ مدرسه تبديل شود و دبيران تربيتبدني بيسوادترين دبيران آموزش و پرورش تلقي شوند؛ به گونهاي كه والدين هنگام حضور در مدرسه هيچ سوالي در مورد فرآيند اجتماعي شدن فرزندانشان، مشكلات حركتي، سازگاري فرزندانشان با دانشآموزان ديگر و... نخواهند پرسيد. زيرا ديدنادرست به تربيتبدني، خانواده و جامعه را نسبت به اهميت زنگ تربيتبدني بيتفاوت كرده و آنها نميدانند ورزش ميتواند سازگاريهاي اجتماعي فرد را بالا ببرد؛ عزت و اعتماد به نفس را افزايش داده، هنجارهاي مناسب براي تبديل شدن به يك شهروند خوب را در افراد نهادينه كند، نظام تربيتي غلط را اصلاح كرده و در نهايت موجب تقويت جامعه مدني شود زيرا نظامهاي تربيتي و ارزشي صحيح و غلط خانواده و اجتماع، در ورزش به خوبي نشان داده ميشوند.
بوكسيل معتقد است ورزش هر جامعه همچون آيينهاي، منعكسكننده خوبيها و بديهاي آن جامعه است. به عنوان مثال خصوصيات يك نظام اقتدارگرا و نحوه اداره كردن جامعه، به صورت ارزش در ناخودآگاه تكتك افراد نفوذ كرده و در گرايش افراد به ورزشهاي خاص خود را بروز ميدهد و هنگام انجام فعاليتهاي ورزشي ميتوان اين ويژگيها را به خوبي مشاهده كرد.
همچنين جامعهاي كه نظام تربيتي آن بر اساس تعاون، همكاري و ازخودگذشتگي است نيز ارزشهاي خود را در گرايش افراد به ورزشهاي خاص و رفتار آنها هنگام ورزش به خوبي بازتاب ميدهد؛ بهطوري كه ورزش ملي هر كشور تا حدود زيادي نشاندهنده ويژگيهاي اجتماعي آن ملت است. به عنوان مثال علاقه ملي به ورزش بيسبال كه ساختار پيچيده و بروكراتيك دارد با ورزش كشتي كه بيشتر به قدرت و مهارتهاي فردي متكي است نشان از نظام ارزشي متفاوت دو ملت دارد. گرايش زياد كشورهاي اسكانديناوي به ورزشهاي همگاني نشان از نظام ارزشي مبتني بر همياري، همدردي و روحيه جمعي قوي در اين كشورها است و علاقه ما به ورزش كشتي كه استفاده از قدرت براي شكست حريف در آن زياد است نشان از هنجارهاي تاريخي دارد كه در ناخوآگاه ما وجود دارد. حتي حساسيت بسيار بالاي ما براي انتخاب سرمربي تيم ملي (كه ظاهرا حكم مرگ و زندگي را براي ما دارد) نشاندهنده باور و اتكاي بيش از حد ما به يك فرد براي ايجاد تغيير و در مقابل، عدم اعتقاد ما به قدرت سيستمي براي پيشرفت است؛ البته موفقيتهاي تازه ما در واليبال نشان از شكلگيري تغييرات نوين در اجتماع و ديدگاه ما است.
همانگونه كه ورزش ويژگيهاي فرهنگي جامعه را به صورت بارز در ورزشكاران نشان ميدهد آموزههاي تربيتي كسب شده در فعاليتهاي ورزشي ميتواند به موقعيتهاي ديگر زندگي ورزشكار منتقل شود. سرمايهگذاري در ورزش براي نهادينه كردن هنجارهاي مناسب براي پرورش شهروندان، ميتواند از طريق ورزش به خوبي انجام شود و ميتوان از آن براي اصلاح نظام تربيتي استفاده كرد.
ورزشهايي كه متكي به گروه است ميتواند تمريني براي پايداري دموكراسي در جامعه و پرهيز از تندرويها و تثبيت اعتدال در كشور باشد. تغيير ديدگاه نسبت به ورزش ميتواند آغازي مناسب براي گسترش ورزش همگاني و همچنين يافتن استعدادهاي درخشان ورزشي باشد. فراموش نكنيم كه ورزش قهرماني از دل ورزشهاي همگاني بيرون ميآيد و ما هنگامي ميتوانيم قهرمانان خوبي پرورش دهيم كه بستر مناسبي از ورزش همگاني داشته باشيم؛ بر اساس يك برنامه حساب شده ورزش همگاني را توسعه داده و با يافتن استعدادهاي برتر، زمينه را براي رسيدن به قهرماني مساعد كرد. در غير اين صورت بايد منتظر تكستارههايي باشيم كه به طور خودجوش ظهور ميكنند و با پايان يافتن عمر ورزشي آنها، براي ظهور ستاره ورزشي ديگر به انتظار بنشينيم، زيرا يك سيستم آموزشي هماهنگ براي پرورش استعدادها وجود ندارد.
استخدام مربيان تراز اول، براي ورزشي كه از بستر مناسب برخوردار نيست نميتواند موجب تحول شود. مربي خوب ميتواند به صورت مقطعي نظم نسبي را برقرار و از ابزار موجود بهترين استفاده را كند ولي هيچگاه به تحول نخواهد انجاميد و در حقيقت همچون داروي مسكني براي چشمپوشي از نقصهاي ورزش كشورمان است.
روش درست شايد اين باشد كه با يك برنامهريزي درست و هماهنگ، ورزش همگاني و قهرماني را توسعه داد تا از اين طريق انتظار معجزه از مربيان تيمهاي ملي را نيز كاهش دهيم. به نظر ميرسد با ايجاد يك برنامه مناسب در زمينه ورزش ميتوان آن را در جهت سلامت جامعه و برطرف كردن بسياري از ناهنجاريهاي فرهنگي اجتماعي نهادينه كرد، هزينههاي درمان را تا حدودي از دوش جامعه برداشت و براي پرورش قهرمان از آن استفاده كرد تا عزت نفس ملي را نيز از اين طريق افزايش داد.
روزنامه اعتماد
گروه اخبار /

لازم نيست دفتر و دستكي برداريد و گروه و سازماني را شكل دهيد تا بودجه كلاني را ببلعند و با تحقيقي به اين نتيجه برسند كه ورزش در مدارس كشور جايگاه مناسبي ندارد. كافي است به خود و اطرافيان خود به عنوان خروجي سيستم آموزشي كه ١٢ سال كودكي و نوجواني را به خود اختصاص داده است نگاهي سطحي بيندازيم تا به اين نتيجه برسيم كه خانه از پايبست ويران است.
ناهنجاريهاي بدني در دانشآموزان به ويژه دختراني كه چاقي به عنوان بارزترين شاخص آن است با چشم غيرمسلح نيز قابل تشخيص است. از طرفي آمار بيماريها زنگ خطر را به صدا درآورده است.
اين نشانهها و صدها نشانه ديگر گواه اين مطلب است كه ورزش در مدارس نتوانسته تامينكننده سلامت و شادابي كودكان و نوجوانان شود اينكه چرا اين گونه است و چه بايد كرد موضوع امروز صفحه مدرسه است كه اميد ميرود گامي باشد براي تحرك و تغيير مناسب در اين راستا.
گفتوگويي انجام دادهايم با اردشير باقري، رييس اداره جوانان و ورزش شهرستان نور كه در كارنامه خود سابقه دبيري ورزش را دارد و به عنوان كارشناس تربيتبدني در اين حوزه صاحبنظر است.
* ورزش در مدارس ما بايد به جايگاه مناسبي برسد. برخي مسوولان مدعي هستند اين جايگاه ارتقا يافته است. شما اين جايگاه را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
اردشير باقري، كارشناس تربيتبدني: جايگاه اصلي ورزش در مدارس هنوز در كشورمان شناخته و ايجاد نشده است. البته اوضاع نسبت به گذشته بهتر شده اما هنوز تا رسيدن به نقطه عالي راه زيادي مانده است. يكي از مشكلاتي هم كه در كم اهميت شمردن ورزش و زنگ آن و مربيان ورزش در مدارس نقش داشته به كارگيري معلمان و نيروهاي غير تخصصي در اين جايگاه است؛ مشكلي كه البته با توجه به اقدامات انجام شده تا حدودي مرتفع شده است. همه اينها نيازمند آن است كه جايگاه معلمان ورزش در آنجايي كه بايد باشد، حفظ شود، چرا كه اگر دبير درس تربيتبدني فاقد مهارت و غيرمتخصص باشد، ميتواند موجب بيتوجهي دانشآموزان به ورزش و سلامتي در بزرگسالي شود.
در كنار همه اينها لازم است نگرشها نسبت به دبير درس تربيتبدني و زنگ ورزش تغيير كند. بايد اين جايگاه در راستاي جايگاه دبيران ساير دروس قرار گيرد. كاملا برابر و چه بسا در بسياري موارد بالاتر از سايرين.
* چه عواملي به نظر شما باعث شده تا همچنان ورزش در مدارس جايگاه مناسبي نداشته باشد؟
پاي بند نبودن مديران تربيتبدني آموزش وپرورش به اهداف، رويكردها و راهبردهاي علمي درجهت ارتقاي سطح دانش، مهارت، نگرش و آمادگي جسماني همه دانشآموزان و پرداختن به برنامههاي جنبي و فوق برنامه، مانند مسابقهها، جشنوارهها و اعزام تيمهاي ورزشي به خارج از كشور كه بيشتر جنبه تبليغاتي دارند از مهمترين اين عوامل است، علاوه بر آن ديدگاه ضعيف به تربيتبدني از سوي مديران رده بالاي آموزش و پرورش و حتي مديران مدارس و دبيران ساير رشتههاي درسي است كه مانع اين پذيرش شده تا درس ورزش وكلاس ورزش جدي تلقي شود. نكته ديگر ، اجاره سالنهاي ورزشي آموزش و پرورش به گروههاي بزرگسالان غيردانشآموزي جهت كسب درآمد از سوي مناطق آموزش و پرورش و ضعف مديريت در استفاده از امكانات ورزشي موجود در آموزش وپرورش است كه البته بايد كمبود ابزارها و وسايل ورزشي و امكانات را هم بر آن افزود.
* چقدر اين موانع و كمبودها ريشه فرهنگي دارد؟
براساس نتايج به دست آمده از تحقيقات گوناگون در سراسر دنيا، ورزش نه تنها باعث سلامت جسم، نشاط و شادابي روح همگان ميشود بلكه سلامت فكر و ذهن جوانان را نيز تحتالشعاع خود قرار ميدهد. با اين وجود كمبود امكانات ورزشي و هزينه بالاي آن همواره يكي از موانع بزرگ در راه ترويج و بهينهسازي فرهنگ ورزش در كشور ما خصوصا در ميان دختران و زنان بوده است. در حالي كه تعداد زيادي از جمعيت كشور ما را زنان تشكيل ميدهند و با توجه به اهميت حضور زنان در عرصههاي مختلف فرهنگي، اجتماعي، ورزشي و... همچنين پتانسيل موجود در اين قشر عظيم از جامعه، امكانات موجود پاسخگوي نياز علاقهمندان اين قشر نيست. همانطور كه ميدانيم سلامتي زنان و دختران در هر جامعهاي به لحاظ احراز دو نقش مادري و همسري و تامين سلامت خانواده و اجتماع، رشد و تعالي فرزندان را نيز به همراه دارد. اما به دليل نبود فضاي كافي و تجهيزات مناسب اين قشر عظيم در جامعه از داشتن فضاي اختصاصي ورزشي و امكانات در بيشتر موارد محروم هستند. از اين رو سلامت آنان درمعرض آسيبهاي جدي قرار دارد. اختصاص تنها ساعاتي از صبح به ورزش بانوان در اكثر مراكز ورزشي سطح كشور از جمله مواردي است كه ميتوان به سلامت اين قشر عظيم كمك كرد.
* چه راهكارهايي براي رفع اين موانع وجود دارد؟
اجرايي كردن برنامه درسي مكتوب و مصوب تربيتبدني در مدارس، افزايش ساعات درس تربيتبدني در هفته، تعيين اهداف و راهبردهاي علمي درس تربيتبدني كه مديران رده بالاي تربيتبدني و مديران سطوح پايينتر مدارس بايد به آن پاي بند باشند، تاليف كتابهاي درسي تربيتبدني براي دانشآموزان، كه حاوي اطلاعات اساسي براي حفظ سلامت و آمادگي جسماني از طريق انجام فعاليتهاي ورزشي باشد و خارج ساختن مديريت تربيتبدني از زير مجموعه معاونت پرورشي به نظر من از جمله راهكارهايي است كه ميتواند قدري تحول در اين راستا ايجاد كند و موجب ارتقاي جايگاه ورزش در مدارس شود.
* به عنوان كسي كه سالها دبير ورزش در مدارس بوديد و به عنوان يك كارشناس اين حوزه و حالا هم كه در سمت مديريت سازماني قرار داريد كه پسوند ورزش و جوانان را بهدنبال دارد، با توجه به تجربه خود چه انتظاري از مسوولان و دستاندركاران ورزش در آموزش و پرورش داريد؟
از مسوولان و كارشناسان آموزش و پرورش تقاضا دارم در ورزش مدارس بازنگري كنند و طرح ورزشي جامعي براي مدارس پسران و دختران تهيه كنند. در صورت توجه و بهكارگيري توانايي مدارس، در دراز مدت ميتوان با كمترين هزينه به بهترين گزينه و افتخارات رسيد و ميتوان از مدارس علاوه بر محلي براي يادگيري كتب درسي به عنوان محلي براي سرگرمي و تفريح صحيح علمي و عملي استفاده كرد و با توسعه ورزش در مدارس و نهادينه كردن فرهنگ ورزش و تندرستي زمينه ساز جامعهاي پرتحرك، سالم و شاد باشيم.
روزنامه اعتماد
وقتی وام 5 میلیونی برای 25 درصد از فرهنگیان در اسفند 93 به شدت رسانه ای می شود و چندین بار از صدا و سیما پخش می شود و روزنامه ها با تیتر درشت در صفحه اول خود درج می کنند، نتیجه این می شود که بعد از 5 ماه وام 5 میلیونی ( چهار میلیون و هشتصد و چهل هزار تومان) به حساب اینجانب واریز می شود و جالب اینکه قسط اولین ماه را هنگام واریز وام کسر می کنند؟
در فیش حقوقی مرداد ماه 94 مبلغ 1661000 ریال از حقوقم کسر شده و مبلغ مانده 5812900 ذکر شده است ، در حالی که هنگام تشکیل پرونده بر روی پوشه عنوان وام مرابحه 12 درصدی نوشته می شود ولی مبنا محاسبه وام جعاله 21 درصدی محاسبه شده است؟!
صد افسوس که وزارتخانه آموزش و پرورش با داشتن حدود یک میلیون کارمند و پتانسیل فراوان از داشتن بانک و بیمه محروم است.
چرا بانک ملی که سالیانه 25000 میلیارد تومان از منابع آموزش و پرورش را در اختیار خود می گیرد ،به جای دادن پاداش به کارکنان آموزش و پرورش،به کارکنان خود پاداش و مزایا و وام های کم بهره و... می دهد؟
چرا بانک ملی هم از دیوار کوتاه معلمان به راحتی بالا می رود؟
بانک ملی باید بر حسب قرارداد با آموزش و پرورش سود 12 درصدی از وام های 5 میلیونی دریافت کند.
اساسا مشکل آموزش و پرورش در دو زمینه منزلت و معیشت قابل طرح است و هر دو مورد باید حل شود.
چرا هر کس یا ارگان یا موسسه ای به راحتی به خود اجازه دهد کارکنان آموزش و پرورش را مورد بی احترامی قرار دهد؟
امیدوارم مسئولان آموزش و پرورش چاره ای اساسی بیاندیشند و با وزارت آموزش و پرورش با داشتن سهام در بانک سرمایه و بیمه معلم، با این دو بنگاه اقتصادی قرارداد ببندند.
جا دارد در این جا وارد بحث بیمه آتیه سازان شوم.این بیمه معلمان را مورد آزار قرار می دهد.در بحث واریز وجه اسناد مالی و قرار داد با بیمارستان ها شاید در شهر های بزرگ و پایتخت خوب عمل نماید، ولی در شهرستان ها واقعا ضعیف عمل می کند ؛ به طور مثال برای ویزیت یا سایر امورات در بیمارستان دولتی طرف قرار داد باید فاکتور ویزیت و سایر پرداختی ها را به نمایندگی بیمه تحویل دهیم و بعد از یک ماه و شاید بیشتر پول آن را تحویل بگیریم در حالی که سال قبل نیاز به پرداخت پول نبود.
پس این بیمه عنوان طلایی را به ارث برده و برای منافع هر چه بیشتر ،اکثر فاکتور ها را کمتر از 50 درصد پرداخت می کند! و مطابق فرانشیز های ذکر شده در قرارداد عمل نمی کند؟
مورد دیگر ، مبحث تغییر حساب هاست که پول های واریز شده را بیمه بیش از چند ماه بلوکه می کند و نزد خود نگه می دارد و به حساب جدید منتقل نمی کند و جداول پرداختی حساب های بسته شده به استان ها تحویل نمی دهد؟
به طور مثال همکارم شماره حساب قبلی خود را بست و شماره حساب جدید را در سیستم بیمه آتیه سازان ساری ثبت نمود ولی بیش از 3 ماه پول بلوکه شده او به حساب جدید منتقل نشده و پیگیری های او تا کنون بی نتیجه بوده است؟
امیدوارم روزی در کشورم، معلمان به جایگاه اصلی خود برگردند و معلم شدن افتخار هر ایرانی باشد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

اين روزها تيم مسوولان وزارتخانه آموزش و پرورش بهشدت پيگير اجراي رتبهبندي فرهنگيان در آغاز مهر امسال هستند و به گفته برخي آنها حكمها در نيمه شهريورماه به دست فرهنگيان خواهد رسيد. وزير ميگويد پيامد اجراي رتبهبندي افزايش ٣٠٠ تا ٨٠٠ هزارتوماني دستمزدهاست! اما از زبان كاربه دستي ديگر، ميشنويم كه اين طرح ميتواند از ١٥٠ تا ٦٠٠ هزار تومان بر دستمزدها اضافه كند! اين گفتهها فرهنگيان را دچار سردرگمي و دلسردي كرده و اين دلسردي هنگامي افزايش مييابد كه جزييات اجرايي طرح، افزايش را از ١٢٨ تا ٤٢٠ هزار تومان برآورد ميكند!
چنين گفتههاي آشفتهاي دربردارنده خبرهاي ناخوشايندي براي فرهنگيان است. از سويي پراكندهگويي مسوولان نشان از نداشتن نقشه راهي يگانه دارد و پيامد آنها احتمال اجرايي نشدن طرح خواهد بود و از ديگر سو افزايش دستمزد ١٢٨ تا ٤٢٠ هزار توماني با توجه به اينكه بيش از ٨٠ درصد فرهنگيان در رتبه نخست تا سوم هستند، نميتواند چنگي به دل بزند و اين افزايش نسبت به نرخ تورم و خط فقر اعلام شده بسيار ناچيز است. گرچه ميتواند گام نخستي براي رويكردي درازمدت باشد! اما آيا واقعا هست!؟
آيا دستاندركاران آموزشي با مطرح كردن ٣٠٠ تا ٨٠٠ هزار تومان افزايش و سپس افزايشي نصف ميزان اعلام شده، فضاي رسانهاي و اجتماعي را عليه معلمان و خواستههاي صنفيشان برنميآشوبند!؟ و آيا...
از ديگر سو دولت و آموزش و پرورش براي تعديل نيرو دورخيز كرده و در يك برنامه دراز مدت تلاش دارند تا در مدت ١٠ سال ٢٥٠ هزار نيرو را كاهش دهند. وزير و تيم همراه بر اين باورند كه آموزش و پرورش با مازاد نيرو روبهرو است! و اين سخن هنگامي دردآورتر ميشود كه با دل نگرانيهاي اقتصادي فرهنگيان گره ميخورد و افزايش دستمزدها زيركانه توجيهي ميشود براي كاهش نيرو؛ براي نمونه وزير ميگويد كه كاهش ٢٥٠ هزار نيرو در آموزش و پرورش سبب افزايش ٣٣ درصدي دستمزد فرهنگيان باقي مانده خواهد شد و براي محكم كاري گفته ميشود كه ٤٨٥٠ مدرسه با كمتر از پنج دانشآموز اداره ميشود. نخست آنكه گرچه فرهنگيان خواستار افزايش دستمزدها هستند، اما آنها خواهان بهبود شرايط كار نيز هستند و اين طرح ميتواند شرايط كار را براي بيش از ٧٠ درصد فرهنگيان بدتركند. براي نمونه سال گذشته كمترين عدد براي تشكيل كلاس در دبيرستانهاي تهران ٣١ دانشآموز بود. به اين معني كه اگر شمار دانشآموزان به ٦١ تن نيز ميرسيد، مدير حق تشكيل دو كلاس را نداشت. و اين در حالي بود كه نگارنده در مركز تهران كلاسي با ٤٢ دانشآموز چهارم تجربي داشتم. از سوي ديگر در بسياري از مناطق استان البرز و تهران، سال گذشته در دبستان و در پايه اول، كلاسهايي بود كه بيش از ٤٥ دانشآموز داشت. هر كسي كه كمترين تجربه را در آموزش داشته باشد، ميداند كه اين چنين كلاسهايي ناكارآمدترين آموزش را براي دانشآموزان در بر خواهد داشت.
دوم آنكه بر پايه قانون اساسي، دولت و آموزش و پرورش بايد شرايط و امكانات آموزشي را براي تكتك شهروندان كشور فراهم كند و اين كار نهتنها منتي بر كسي نيست بلكه وظيفه است. اينكه آوردن شمار دانشآموزان روستايي بهانهاي باشد براي كاهش نيرو در آموزش و پرورش، نه تنها علمي نيست بلكه غيرعرفي و به دور از آموزشهاي نوين در جهان است.
بيگمان تعداد كم دانشآموز در مناطق روستايي نميتواند توجيهي باشد براي فشردگي كلاسها در شهرهاي كوچك، متوسط و كلان و كمي دستمزد براي يك ميليون فرهنگي!اميد است كه وزير آموزش و پرورش و تيم همراه به جاي كاهش نيرو و صرفه جويي در بودجه، به راهكارهايي رو آورند كه براي آموزشي كيفي و كارآمد، نگاه حاكميتي به آموزش را دگرگون ساخته و از اين رهگذر به دنبال افزايش بودجه و سرمايهگذاري درازمدت در مهمترين عامل توسعه يعني توسعه انساني باشند.
بيگمان رويكرد كنوني مسوولان آموزشي، دولتمردان و نهادهاي حاكميتي، به آموزشي كارآمد نميانجامد و از اين رو شوربختانه نميتوان آيندهاي توسعه يافته را براي كشور پيشبيني كرد.
روزنامه اعتماد