صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش
دوشنبه, 19 آبان 1393 21:30

پیشنهاد

تهران

منتشرشده در نامه های دریافتی

باقر اميري  توسعه را فرآيند تحول بنيادين باورهاي فرهنگي، نهادهاي اجتماعي، سياسي و اقتصادي به منظور خلق و متناسب شدن با ظرفيت هاي جديد و ارتقاء كمي‌ و كيفي قابليت‌ها و توانايي‌هاي انساني، آموزشي، اقتصادي و ... دانسته‌اند كه نيل به چنين مرتبه‌اي، بيش و پيش از همه،‌مستلزم تحول فرهنگي و ارزشي جوامع مي‌باشد. مطالعات و تجربيات بين المللي، جملگي مبين و مؤيد اين نكته‌است كه توسعه پايدار و همه جانبه، الزاماً بايد از بستر نيروي انساني بگذرد و پيش شرط توفيق، تثبيت و تداوم هرگونه توسعه و تحولي، سرمايه گذاري در توسعه انساني به منزله ركن و هسته اصلي و محوري آن مي‌باشد.

به بيان امروزي، دانش و دانايي ملي، ركن اصلي توسعه ، و نظام آموزشي هم گذرگاه نيل به دانايي ملي به شمار مي‌آيد و جامعه زماني به اهداف خود دست مي‌يابد كه از طريق توسعه انساني مسير خود را هموار كند، در واقع بنياد حيات جمعي انسان را تعليم و تربيت تشكيل مي‌دهد و ما «آن گونه زندگي مي‌كنيم كه تربيت مي‌شويم». از اين رو، هر تعبيري كه از توسعه داشته باشيم، براي رسيدن به آن تمامي‌تلاش‌ها بر دوش انسان‌هايي است كه بايد بار اين قافله را به سر منزل مقصود برسانند، و از آنجايي كه در دنياي معاصر، نهاد آموزش و پرورش مسئوليت تربيت نيروي انساني در جامعه را بر عهده دارد، از اين رو، مهمترين بستر توليد و تربيت نيروي انساني به شمار مي‌آيد، كه با توجه به نقش و شكل فراگير امروزي آن، يكي از بنيادهايي است كه با جامه عمل پوشاندن به كاركردهاي تعريف شده خود، اگر نگوئيم سهامدار اصلي، دست كم يكي از سهامداران عمده اين فرآيند به حساب مي‌آيد.

بر اين اساس، بر خلاف پيشگامان نظريه توسعه، كه همواره بر اهميت ايجاد و گسترش منابع مادي و كالبدي تاكيد داشتند، امروزه، به لحاظ اهميت آموزش و پرورش در زندگي اقتصادي –اجتماعي افراد و جوامع، از هزينه‌هاي آموزشي به عنوان يك سرمايه گذاري بنيادي ياد مي‌شود.نظريه سرمايه انساني، ضمن تاكيد بر بهره‌ور‌زا بودن سرمايه گذاري در منابع انساني، استدلال مي‌كند كه اين سرمايه‌گذاري‌ها، سبب افزايش ظرفيت و توان توليد و بهره‌وري افراد مي‌شود. از نقطه نظر اقتصادي، گرچه بازگشت سرمايه گذاري در نيروي انساني، اغلب مستلزم فرآيندي طولاني و بلند مدت است، ليكن بازدهي آن بسيار عميق و گسترده بوده و در تمام كنش‌هاي فردي و جمعي افراد آموزش ديده –اعم از رفتار، گفتار، خوراك، پوشاك، نرخ جمعيت و ... و در نتيجه كاهش هزينه‌هاي اقتصادي، بهداشتي، قضايي و ... –انعكاس مي‌يابد.

با اين همه، متاسفانه شواهد و قراين موجود حاكي از آن است‌كه نگرش و روند كنوني آموزش و پرورش ايران و كيفيت منفي يا نازل خروجي‌هاي آن، نه تنها متضاد با موج ياد شده ، بلكه حتي مغاير با ادعاي طرفداران سودآوري و بهره‌زا بودن سرمايه‌گذاري در نيروي انساني مي‌باشد. شايد عدم رغبت بخش خصوصي و حتي خانواده‌ها در مشاركت و سرمايه‌گذاري در بخش آموزش، و شكاف موجود بين مدرسه و دانشگاه با كارخانه و صنعت و نيز فاصله و گسست عميق نظام آموزشي ايران با واقعيت ها و انتظارات پيراموني –اعم از ملي و فراملي –از سويي، و بي انگيزه شدن دانش‌آموزان براي درس خواندن يا ادامه تحصيل،‌ به ويژه در بين پسران، مهاجرت نخبگان و فرار مغزها و ... از سوي ديگر؛ همگي علائم و جلوه‌هايي از واقعيت تلخ مزبور باشد كه با توجه به نقش كليدي سرمايه انساني در رشد و شكوفايي كشور در بلند مدت، نشانه‌هاي اميدواركننده‌اي بشمار نمي‌آيند.

نگاهي گذرا و اجمالي به جايگاه آموزش و پرورش و معلم در بين برنامه‌هاي كلان ملي و در سند بودجه و نيز جايگاه و منزلت آن در سطح و در سلسله مراتب سازماني و ارزشي جامعه، حاكي از آن است كه در واقع عظيم‌ترين دستگاه و نهاد ملي كه بايد چشم و دل و چراغ جامعه باشد، و همه خانواده‌ها و افراد جامعه بنحو مستقيم و غير مستقيم با آن مرتبط و عزيزترين كسان خود را به آن سپرده‌اند، نهادي حاشيه‌اي، فراموش شده و تحقير شده مي‌باشد كه نمي‌تواند نقش پويا و زنده‌اي را در حيات و تلاش و بالندگي جمعي جامعه ايفا كند و علي رغم اينكه زيرساختي‌ترين سنگ بناي تحولات جامعه در آن رقم مي‌خورد،‌در سلسله مراتب ارزشي سازمان‌هاي كشوري، ‌سازماني حاشيه‌اي و صغير به شمار مي‌آيد كه ساير سازمان‌ها با نگرش قيموميت و فرادستي بدان مي‌نگرند .



اقتصاد آموزش و پرورش

بي‌ترديد، پيشرفت و توسعه در نظام آموزش و پرورش مانند هر نهاد ديگري نيازمند يك محيط خاص با تدارک شرايط خاص آن بويژه وضعيت مالي و اقتصادي آن است‎. ‎‏ نمي‌توان آموزش و پرورش را مهم ترين رکن پيشرفت جوامع ناميد ولي آن‌را به عنوان بزرگترين دستگاه هزينه ساز با نيروي زياد معرفي کرد. نظام آموزشي نيازمند صرف هزينه است، اما چنانچه هزينه‌هاي صرف شده در آموزش و پرورش را به روش‌هاي «هزينه- فايده» با مقدار بازگشت سرمايه، مورد بررسي قرار دهيم، آنگاه به ميزان سودآوري اين سرمايه‌گذاري خواهيم رسيد که نمونه آن مقايسه ميزان بهره‌وري افراد با توجه به تحصيلات آنهاست. ‏

با توجه به سياست‌هاي دولت و ميزان بودجه آموزش‌ و پرورش در نظام بودجه‌ريزي سالانه، اقتصاد آموزش‌ و پرورش را از دو منظر مي‌توان تعريف کرد.

الف: نگاه نخست، نگاهي است که ورد زبان بسياري از شهروندان و حتي برنامه‌ريزان است که اجراي اهداف آموزش‌ و پرورش، بخش عمده‌اي از هزينه‌هاي دولتي را شامل مي‌شود. اين نگاه، بهره‌وري شهروندان امروز را ناشي از تحصيل آنها در مدرسه نمي‌بيند. بنابراين نظام آموزشي را يک دستگاه هزينه‌بر مي‌داند که بايد سعي در کاهش اين هزينه داشت. ‏

ب: نگاه دوم، تمامي فعاليت‌هاي اقتصادي را در نظر مي‌گيرد که در مسير فرآيند آموزش و پرورش ايجاد مي‌شود و تمامي صنايع توليدي و بازرگاني در ارتباط با نظام آموزشي را دربرمي‌گيرد که اگر جريان آموزش و پرورش را حذف كنيم، صرفه اقتصادي و گاه ماهيت وجودي اين صنايع به ميزان بالايي کاهش يافته و يا از بين خواهد رفت. ‏به استناد قانون اساسي، اتکاي عمده منابع آموزش و پرورش ما بر منابع دولتي است، بودجه رسمي آموزش و پرورش، نزديک به هفت هزار ميليارد تومان است و عملکرد بودجه‌اي ما نزديک به 13 هزار ميليارد تومان را نشان مي‌دهد يعني برآيند نظام آموزشي دو برابر وظيفه‌اي است که براساس بودجه رسمي به آن محول شده است و اين برآيند در هيچ دستگاهي ديده نمي‌شود در حالي که اين فعاليت افزوده شش هزار ميليارد کسر بودجه تاريخي براي آموزش و پرورش رقم زده است. ‏

از سوي ديگر، اين منابع محدود هم كه به موقع توزيع نمي‌شود، نظام آموزشي را با مشكل روبرو مي‌كند و در نتيجه در ميزان بهره‌وري دچار افت مي‌شويم . پس بايد بودجه نظام آموزشي را با وظيفه‌اي که در جامعه ايفا مي‌كند، برآورد کرد. نقش بي بديلي که هيچ دستگاهي حتي آموزش عالي نيز اين کار را انجام نمي‌دهد. ‏



تحقق ارزش هاي فرهنگي

الف- پايداري ملت‌ها و ارزش‌هاي ملي: کشورما شامل اقوام و مذاهب مختلفي است، که همگي آنها در كنارهم ملت ايران را تشكيل مي‌دهند. تمام احساسي که دانش‌آموزان نسبت به کشور پيدا مي‌كنند در دوران کودکي يا نوجواني خود از آموزش و پرورش فرا مي‌گيرند.

ب- فرهنگ‌سازي نظام‌هاي اجتماعي: آموزش و پرورش، نظام‌هاي اجتماعي را شکل مي‌دهد. دانش آموزان از همان روزهاي نخستين ورود به مدرسه براي خود افراد و گروه‌هايي را انتخاب کرده و با آنها به تعامل مي‌پردازند که در سال‌هاي اخير دستگاه‌هايي خارج از نظام آموزشي با نظام مندي آنها براي اجراي اهداف خود از گستردگي اين گروه‌ها استفاده کرده‌اند. به‌عنوان مثال وزارت بهداشت، مقررات بهداشتي خود را از طريق مدارس مي‌تواند توسعه دهد. پليس راهنمايي و رانندگي طرحي با نام هميار پليس را با همکاري آموزش و پرورش اجرا مي‌كند و اين امر سبب شده تا بسياري از حوادث کاهش يابد که با هيچ برنامه‌اي نمي‌توانست به اين نسبت از موفقيت براي کنترل حوادث رانندگي برسد.

ج ـ نقش آموزش‌ و پرورش بر نظام سياسي کشور که عبارتند از: ‏‏ 1ـ ايجاد يگانگي سياسي در جامعه.‏‏ 2ـ مدرسه، مشروعيت اقتدارنظام سياسي را انتقال مي‌دهد. به کودکان مي‌آموزد که نماد سياسي کشور خود را بپذيرند و نسبت به اقتدار سياسي و حکومت وفادار باشند. آموزش وپرورش مي‌تواند به تغيير در نظام سياسي از طريق کارکرد تربيت اعضاي جديد کمک کند مثل گزينش و تربيت رهبران سياسي که در کشورهاي در حال توسعه اهميت دارد. مدرسه عامل مهمي در وحدت قومي به شمار مي‌آيد به ويژه براي کشورهايي که تازه به استقلال رسيده‌اند و داراي جمعيت ناهمگون از لحاظ زبان يا قوم هستند. ‏‏

3ـ آخرين کارکرد سياسي آموزش وپرورش رسمي از گرو‌ه‌هاي ذي نفع است که اين گروه‌ها مي‌کوشند تصميم گيري‌هاي سياسي را تحت تاثير قرار دهند مثل انجمن‌هاي دانشجويي. ‏با اين اوصاف، آموزش‌ و پرورش، نتوانسته خدمات و مطالبات خود را به درستي گزارش كند و قانون گذاران هم به استناد اصل 30 قانون اساسي، اين خدمات را وظيفه نظام آموزشي مي‌دانند.

بنابراين، تمامي آنها كه نقش آموزش‌وپرورش را اساسي مي‌دانند اما در هنگام عمل آن‌را هزينه بر دانسته و توجه نمي‌كنند که اگر آموزش‌ و‌ پرورش زياد است اما زيادي نيست. ‏



آموزش و پرورش دركشورهاي توسعه يافته

بررسي عوامل مؤثر بر پيشرفت و ترقي و توسعه در جوامع پيشرفته نشان مي‌دهد که همه اين کشورها از آموزش و پرورش توانمند و کارآمد برخوردار هستند. تبلور آموزش و پرورش در تربيت نيروهاي انساني متعهد، دانشمند، متخصص و ماهر است.در دنياي امروز که علم و تکنولوژي با رشد و گسترش وسيع و جهان شمول به عنوان عامل مهم و اساسي در فرآيند رشد و توسعه‌ اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جوامع بشري به حساب مي‌آيند، نهادها و نظام‌هاي آموزش و پرورش نقش بس عظيم و پراهميتي را به دست آورده‌اند. توجه روزافزون به نوع و گسترش آموزش ضرورتي انکار ناپذير است که ناشي از آهنگ سريع تغييرات در عرصه‌هاي مختلف فعاليت‌هاي اقتصادي، اجتماعي جوامع مي‌باشد.براي رسيدن به آگاهي و سواد، امروزه ديگر بينش و ضرورت آموزش و پرورش در بسياري از کشورها کاملاً شناخته شده و تلاش آنها در جهت بهبود اين رکن اساسي و انسان ساز جوامع است و مستلزم رسيدن به اين باور است که امروز دانايي، و توانايي است.

پياژه عقيده دارد: «هدف اساسي آموزش و پرورش بار آوردن افرادي است که بتوانند دست به کارهاي خلاق و تازه بزنند، نه اينکه فقط به تکرار کارهاي گذشتگان بپردازند. غرض، ساختن اشخاصي است که خلاق، مخترع و کاشف باشند».آگوست کنت پدر علم جامعه‌شناسي مي‌گويد: «پيشرفت و ترقي بشر به آموزش و پرورش صحيح بستگي تمام و کمال دارد زيرا تعليم و تربيتي صحيح است که حس تفاهم را بين افراد پرورش مي‌دهد». وارد جامعه‌شناس آمريکايي معتقد است: «تعليم و تربيت در پيشرفت اجتماع اثر فراوان دارد زيرا اگر انسان صحيح پرورش يابد، قادر به حل مشکلات موجود خود خواهد بود و مشکلاتي را که در راه پيشرفت و ترقي اقتصادي و اجتماعي است، از بين خواهد برد».

جهان امروز دريافته است که آموزش افراد نوعي سرمايه‌گذاري ملي است و هرکشوري که در اين راه تلاش بيشتري نمايد، بدون شک از رشد و توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي بيشتري در آينده برخوردار خواهدشد. سرمايه انساني که در نتيجه آموزش حاصل مي‌شود از مهمترين عوامل رشد و توسعه اقتصادي به شمار مي‌آيد. هاربيسون در اين زمينه اظهار مي‌دارد: «منابع انساني پايه‌هاي اصلي ثروت ملت‌ها را تشکيل مي‌دهد. سرمايه و منابع طبيعي عوامل تبعي توليدند در حالي که انسان ها عوامل فعالي هستند که سرمايه ها را متراکم مي‌سازند، از منابع طبيعي بهره برداري مي‌کنند، سازمان‌هاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي را متراکم مي‌سازند».هدف توسعه تغيير و دگرگوني مطلوب و همه جانبه در زمينه‌هاي اقتصادي اجتماعي، سياسي و فرهنگي مي‌باشد که آن نيز بستگي به پرورش مغزهاي آموزش يافته داردکه مي‌تواند تحقيق کنند، نوآوري داشته باشند و خود و جامعه را با محيط مناسب سازگار نمايند. آموزش و پرورش عامل اصلي و يکي از ارکان آن، معلمان، مي‌توانند نقش بسزايي را در راه توسعه کشور ايفا نمايند.



چالش‌هاي آموزش و پرورش

آموزش و پرورش ما با کمبود معلم مواجه نيست، بلکه با توزيع نامناسب معلمان مواجه است که باعث ايجاد نيروي مازاد در مناطق برخوردار و کمبود معلم در برخي مناطق محروم شده است وسياست‌هاي استخدامي اين وزارتخانه نتوانسته تا کنون اين معضل را حل کند.

آموزش‌، به چگونگي جذب، آموزش و نگهداشت معلمان برمي‌گردد. اغلب معلمان آموزش‌هاي لازم براي حرفه معلمي را نديده‌اند و در طول خدمت به ندرت در کلاس‌هاي ضمن خدمت، اطلاعات و دانش و روش هاي آموزشي خود را بازنگري و اصلاح کرده‌اند. انگيزه شغلي معلمان و دلبستگي حرفه‌اي آنها ، پايين است، معلمان به‌طور مستقيم و غيرمستقيم نارضايتي خود را از اوضاع معيشتي ابراز مي‌کنند، اغلب معلمان حقوق و مزاياي پايين را عامل بي انگيزگي خود معرفي مي‌کنند.

ادامه دارد

روزنامه اطلاعات

منتشرشده در دیدگاه

تسلیت سازمان معلمان ایران به عضو شورای مرکزی کاظم حمیدی  گروه  اخبار /

خبر درگذشت  مادر گرامی جناب آقای " کاظم حمیدی " از اعضای محترم شورای مرکزی سازمان معلمان ایران  موجب تاثر و تالم همکاران و اعضاء گردید .

ضمن تسلیت به جناب حمیدی و خانواده محترم برای روح آن مرحومه طلب آمرزش و برای بازماندگان صبر و بردباری مسئلت داریم .

" سازمان معلمان ایران "

« گروه سخن معلم »  این ضایعه را به خانواده محترم این معلم گرامی تسلیت می گوید .

پایان پیام /

 

گروه گزارش / دکترین سخن معلم ، تاسیس و تثبیت " تفکر انتقادی " و " گفت و گو "  به عنوان حلقه مفقوده در چرخه نظام تعلیم و تربیت است .

در این راستا ، سعی می کنیم تا همه دیدگاه ها و نقطه نظرات در این رسانه منتشر شوند . اخیرا نامه ای از سوی آقای ابوالفضل هنانیان منتشر شد ( این جا ) . همکار دیگری نقدی بر این نامه نوشته است .ضمن احترام به نظر هر دو همکار ، از همه دوستان و مخاطبان گرامی درخواست می کنیم تا نظرات و دیدگاه های خود را ارائه کنند .

سخن معلم آمادگی خود را برای انتشار دیدگاه های اولیاء دو دانش آموز نیز اعلام می کند .

منتشرشده در یادداشت

مدیریت منابع انسانی در وزارت آموزش و پرورش  جايگاه ممتاز و منحصر به فرد آموزش و پرورش به عنوان مهم ترين متولي تعليم و تربيت و عامل توسعه و تسهيل فرآيند توسعه فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و فناورانه برکسي پوشيده نيست. در چنين دستگاهي نقش مهم و اساسي منابع انساني که درون داد، فرآيند و برون داد آن با انسان و تربيت او عجين شده است، اهميت مضاعفي مي‌يابد. به نحوي که مقايسه فرآيند تصميم‌گيري در خصوص مراحل جذب، نگهداشت ، توانمندسازي و ارتقا، نظارت و ارزشيابي و ... منابع انساني در آموزش و پرورش با ساير سازمان‌ها امکان پذير نيست.

جذب و تأمين نيروهايي که از صلاحيت‌هاي عمومي، تخصصي و حرفه‌اي جهت فعاليت در سازماني که مرجع سياست گذاري در حوزه وظايف آموزش و پرورش عمومي و متوسطه در چارچوب سياست هاي کلي و قوانين و مقررات موضوعه مي‌باشد، نيازمند بازنگري در شرايط، تدوين و بررسي و تصويب آيين نامه اي است که مراحل فوق به‌صورت کاملاً نظام مند و ساختار يافته و با استفاده از روش‌هاي علمي بتواند از خيل نيروهاي موجود در آموزش و پرورش افرادي را در سازمان اداري شوراي عالي آموزش و پرورش جذب نمايد که از توانايي‌هاي لازم جهت فعاليت در چنين سازماني برخوردار باشند.

در اين نوشتار سعي مي‌شود دستورالعملي در 4 بخش تدوين گردد که هر بخش پاسخگوي شرايط لازم براي داشتن منابع انساني با صلاحيت و کارآمد باشند.

ضرورت و اهميت:

در عصر حاضر موجوديت سازمان‌ها وابسته به منابع متعددي چون منابع انساني، مالي، اطلاعاتي و علمي است که مديران را به پاسخگويي در قبال ترکيب و هماهنگي اين منابع براي نيل به اهداف سازماني ملزم مي‌کند. به همين دليل مديريت اثربخش منابع انساني براي سازمان‌ها به‌عنوان يک اصل مهم و اساسي که داراي کارکردي حياتي است، محسوب مي‌شود، به گونه اي که سازمان‌ها براي بقا، انتظام و بالندگي خود مي‌کوشند از طريق جذب منابع انساني فرهيخته به رشد سريع، بهسازي مستمر، کارآمدي، انطباق پذيري، و برخورداري از موقعيت ممتاز در عرصه فعاليت خود نائل شوند.

تا جايي که منابع انساني به عنوان کليد موفقيت يا شکست سازماني به شمار مي‌آيد.

اهميت مديريت منابع انساني در سازمان اداري شوراي عالي آموزش و پرورش به عنوان مرجع سياست گذاري در حوزه وظايف آموزش و پرورش و تاثيري که منابع انساني در فرآيند تصميم گيري چنين سازماني دارد، دوچندان شده و از اولويت‌هاي اساسي سازمان به شمار مي‌رود.

مديريت منابع انساني در سازمان اداري شوراي عالي مي‌تواند با طراحي برنامه ها و سيستم هايي براي جذب، به‌کارگيري، توانمندسازي و ارتقا و نظارت و ارزشيابي منابع سازمان نقش مهمي در حيات،ثبات و کارايي سازمان ايفا کند.



چشم‌اندازها و مأموريت‌ها:

- اتخاذ شيوه‌هاي جديد در بهبود عملکرد سازمان اداري شوراي عالي با توجه ويژه به سند تحول بنيادين

- انطباق با رويکردهاي استراتژيک

- توسعه کيفي علمي و فرهنگي

- گسترش فعاليت‌هاي مبتني بر فناوري اطلاعات و دانش و ارتباط آن با سرمايه انساني

- کاهش هزينه‌هاي نيروي کار و افزايش بالاي بهره وري

- اعمال معيارهاي زبده گزيني و جد و جهد براي پيشي جستن در فعاليت ها

- تفويض اختيارات بيشتر به کارکنان

- تأکيد فزآينده بر آموختن مستمر


اهداف:

نظام مند کردن فرآيند گزينش، جذب و توانمندسازي و ارتقاي منابع انساني

آموزش و بالندگي مسير شغلي کارکنان شوراي عالي آموزش و پرورش

طراحي سازوکار تعيين پاداش و مزاياي کارکنان شوراي عالي آموزش و پرورش

افزايش رضايتمندي در کارکنان شوراي عالي آموزش و پرورش

ايجاد وحدت رويه در انتخاب و به کارگيري نيروي انساني در سازمان اداري شوراي عالي آموزش و پرورش

زمينه‌سازي براي استقرار عدالت در تأمين نيروي انساني و افزايش بهره وري در شوراي عالي آموزش و پرورش



بخش دوم: تامين منابع انساني

*وظايف و ماموريت هاي شوراي عالي

* برنامه‌ريزي نيروي انساني

*صلاحيت ها و شايستگي‌ها

* کارمنديابي و جذب

*گزينش (فرآيند جذب)



بخش سوم‌: به‌کارگيري

*کارشکافي و تعيين احراز

* تعيين پيشرفت شغلي

* به کار گماري



بخش چهارم‌: آموزش و توسعه

* نيازسنجي آموزشي

*اهداف وروش هاي آموزشي

* برنامه ريزي اجرايي آموزشي



بخش پنجم: ارتقا

*عوامل انگيزشي

* مراحل توانمندسازي

*اقدامات عملي براي توانمندکردن



بخش ششم‌: ارزيابي عملکرد

*ارزشيابي عملکرد

*نظارت و کنترل

*فرآيند ارزشيابي کارکنان

*جبران خدمات

* ارزشيابي مشاغل

* حقوق ودستمزد

* پاداش



بخش هفتم‌: حفظ و نگهداري نيروي انساني

*خدمات رفاهي

*خدمات درماني،‌ بهداشتي

* بيمه و بازنشستگي

* روابط کار

روزنامه اطلاعات

منتشرشده در یادداشت

آزمون استخدامی آموزش و پرورش برگزاری آزمون استخدامی جهت جذب نیروهای موردنیاز در آموزش و پرورش را می‌توان یک گام رو به جلو در این بخش دانست؛ در مقایسه با شیوه‌های مرسوم پیشین همچون مراجعه حضوری و عریضه‌نویسی متقاضیان، استخدام از طریق توصیه مقامات، استخدام نیروهای نهادهای مشابه همچون نهضت سوادآموزی و حتی استخدام فارغ‌التحصیلان دوره‌های دوساله تربیت معلم، این روش یعنی برگزاری آزمون استخدامی را می‌توان روشی مطمئن‌تر و کارآمدتر دانست.
با گذشت پنج دهه از تدوین تئوری سرمایه انسانی، مسئله جذب و به‌کارگيری نیروی کار علی‌الخصوص در بخش دولتی، مسئله‌ای چالش برانگیز محسوب می‌شود؛ نظریه سرمایه انسانی به زبان ساده شامل روش‌هایی تحلیلی جهت پیش‌بینی و تأمین نیروی کار موردنیاز بخش‌های مختلف بازار کار برای سال‌ها و دهه‌های آتی است. 
در همین راستا برنامه‌ریزی آموزش عالی با استفاده از روش‌های مذکور، ظرفیت پذیرش دانشجو در رشته‌های مختلف تحصیلی را تعیین می‌کند. این دو مسئله یعنی ظرفیت پذیرش دانشجویان رشته‌های تحصیلی در دانشگاه‌ها و نیاز بازار کار به نیروی کار با تخصص و مهارت‌های ویژه دو روی یک سکه‌اند. البته این محاسبات همواره به‌صورت نسبی بوده و با خواست اجتماعی یا فشارهای سیاسی تغییرات قابل ملاحظه‌ای در آن اعمال می‌شود. اما به‌طور کلی یکی از مبانی اصلی برنامه‌ریزی آموزشی را بايد تئوری نیروی انسانی دانست.
(به‌طور خاص) درزمینه منابع تامین نیرو برای بخش آموزش و پرورش می‌توان در وهله نخست به فارغ‌التحصیلان دانشکده‌های علوم‌تربیتی و پس از آن فارغ‌التحصیلان رشته‌های تحصیلی با گرایش دبیری و فارغ‌التحصیلان دوره‌های تربیت معلم(دانشگاه فرهنگیان) اشاره كرد.

لازم به ذکر است همان گونه که دانشکده‌های علوم‌پزشکی و دانشکده‌های فنی و مهندسی به‌طور تخصصی جهت تغذیه بخش‌های بهداشت و صنایع فعالیت می‌کنند، طبیعی است که انتظار داشته باشیم نظام آموزشی کشور نیز با تمرکز بر دانشکده‌های علوم‌تربیتی به جذب نیروی موردنیاز خود اقدام كنند.

به تعبیر دیگر تخصصی‌تر شدن رشته‌های شغلی و رشته‌های تحصیلی و همپوشانی نسبی این دو مسیر، به تخصصی‌تر شدن رویه‌های جذب نیرو از جمله آزمون‌های استخدامی انجامیده است. تحت چنین تدابیری انتظار می‌رود در فرآیند استخدام رشته‌های شغلی مانند پرستاری یا تکنسین برق، آزمون‌ های استخدامی صرفا برای فارغ‌التحصیلان رشته‌های پرستاری و مهندسی برق اجرا شود و طبیعتا سایر رشته‌های تحصیلی و حتی رشته‌های مشابه همچون مامایی یا مهندسی صنایع در مثال‌های ذکر شده، امکان حضور در فرآیند جذب و اشتغال در جایگاه شغل پرستاری یا تکنسین برق را نداشته باشند.

بدیهی است نگرش تخصصی به مقوله آموزش نیز موید این نکته خواهد بود که در هر آزمون استخدامی برای تامین معلمان در دوره‌ها و رشته‌های مختلف تحصیلی، صرفا اجازه حضور به سه دسته از فارغ‌التحصیلان علوم‌تربیتی، تربیت معلم و گرایش‌های دبیری داده شود.

متاسفانه آزمون استخدامی 40 هزار نفری در دوران وزارت حاجی‌بابایی را می‌توان نمونه کامل شکست و تجربه‌ای ناموفق در برگزاری آزمون‌های استخدامی در آموزش و پرورش دانست.

طی آزمون مذکور بسیاری از نیروهای جذب‌شده با رشته‌ های تحصیلی غیرمرتبط همچون زیست‌شناسی، معارف، زمین‌شناسی، الهیات، ادبیات فارسی، ادبیات عرب و ده‌ها رشته تحصیلی دیگر در جایگاه شغلی آموزگاری به‌کار گمارده شدند. فقدان نگاه تخصصی به حرفه معلمی باعث بروز مشکلات متعددی همچون شکست برنامه‌های ارزیابی عملکرد معلمان، عدم موفقیت طرح‌های رتبه‌بندی معلمان، عدم توفیق در اجرای طرح‌های جدید و نوین آموزشی که نیازمند سطح بالایی از دانش تخصصی در زمینه علوم‌تربیتی و آموزش هستند و در نهایت فروکاستن از وجهه اجتماعی این شغل شده است؛ به زبان ساده‌تر؛ در حال حاضر دید عموم در رابطه با شغل معلمی این است که هر فردی با حداقل تحصیلات عالی، توان تدریس و مدیریت یک کلاسی درس را دارد. در یک نظام آموزشی برخوردار از سیستم کارآمد مدیریت منابع انسانی، هر روشی در راستای جذب آموزگاران از جمله آزمون‌های استخدامی بايدمنحصر به فارغ‌التحصیلان رشته آموزش ابتدایی بوده و حتی فارغ‌التحصیلان سایر گرایشات رشته علوم‌تربیتی را شامل نشود. ضمن اینکه حضور پرشمار فارغ‌التحصیلان این رشته تحصیلی در بازار کار جای توجیه برای جذب نیرو از سایر رشته‌های تحصیلی باقی نمی‌گذارد؛ جز این نکته تلخ که معلمی و علی‌الخصوص آموزگاری حتی نزد برخی از مدیران ارشد نظام آموزشی، به عنوان یک شغل تخصصی به‌شمار نمی‌آید.

روزنامه قانون

منتشرشده در یادداشت

با اينكه فصل تابستان را همگان به تعطيلي مدارس مي‌شناسند ولي همه دست‌اندركاران مدارس در پي ثبت‌نام و آماده‌سازي براي سال تحصيلي جديد هستند. اين موضوع ويژه مدارس هم نيست و از مهدكودك‌ها گرفته تا پيش‌دبستاني‌ها به دنبال ثبت‌نام متقاضيان هستند. زماني كه پاي پول وسط باشد، تبليغات براي جذب مشتري نيز افزايش مي‌يابد همان طور كه در روزهاي منتهي به مهر شاهد آن هستيم كه پيش‌دبستاني‌ها سخت به دنبال جذب نوآموز هستند. هر ساله در سال تحصيلي جديد شاهد ورود كودكاني به دوره پيش‌دبستاني هستيم؛ كودكاني كه هنوز با مدرسه، كلاس و معلم چندان انس و الفتي ندارند و آمده‌اند تا خود را براي ورود به دنياي ديگري آماده كنند. با توجه به اينكه صراحتا در قانون اساسي كشور گذران دوران تحصيلي براي همگان كاملا رايگان دانسته شده اما در واقع اگر سري به مدارس بزنيد و كم و كيف ثبت‌نام در دوره پيش‌دبستاني را جويا شويد خواهيد ديد كه اين امر چندان در آموزش و پرورش لحاظ نمي‌شود.


 
وضعیت دوره پیش دبستانی در نظام آموزشی ایران
 
چندي پيش رئيس سازمان مدارس غيردولتي گفت: شهريه پيش‌دبستاني‌ها به صورت درصدي از شهريه مدارس ابتدائي غيردولتي است كه اين شهريه تا ۸۰درصد شهريه ثابت مدارس ابتدائي است. مرضيه گرد درباره نحوه تعيين شهريه مراكز پيش‌دبستاني اظهار داشت: شهريه مراكز پيش‌دبستاني كه در ضميمه مدارس ابتدائي غيردولتي فعاليت مي‌كنند توسط شوراي تعيين نرخ شهريه هر شهرستان تعيين مي‌شود كه اين شهريه تا 80 درصد شهريه ثابت مدرسه ابتدائي است. او با اشاره به اينكه شهريه پيش‌دبستاني‌هاي غيردولتي مستقل طبق الگوي تعيين شهريه محاسبه مي‌شود، افزود: شوراي نظارت در استان‌ها بايد متناسب با شهريه مدارس ابتدائي شهريه مراكز پيش‌دبستاني‌ را اعلام كند. رئيس سازمان مدارس غيردولتي گفت: پيش‌دبستاني‌ها در دو بخش تعريف مي‌شوند كه صدور مجوز آنها بر عهده ماست و تهيه محتوا و نحوه فعاليت آنها بر عهده معاونت آموزش ابتدائي است. گرد ادامه داد: پيش‌دبستاني ماهيت غيردولتي دارد اما مدارس دولتي كه در گذشته مجوز فعاليت پيش‌دبستاني را دريافت كرده‌اند، مي‌توانند به فعاليت خود ادامه دهند ولي نه با عنوان مركز پيش‌دبستاني دولتي، چرا كه اين مراكز هزينه دريافت مي‌كنند. به گزارش تسنيم، او عنوان كرد: در مناطق محروم و دو زبانه بايد شرايطي فراهم شود تا خانواده‌هايي كه توان مالي ندارند به شكل خريد خدمات آموزشي از خدمات مراكز پيش‌دبستاني بهره‌مند شوند. گرد گفت: تعداد دانش‌آموزان پيش‌دبستاني 531هزار نفر است كه در 15 هزار و 994 مدرسه حضور دارند. 
 
 افزایش مهارت‌های یادگیری در پیش‌دبستانی‌ها
پدري  كه فرزندش سال گذشته دوره پيش‌دبستاني را در  يكي از سراي محله‌هاي منطقه 5 تهران گذرانده است، درباره اين دوره به «آرمان» مي‌گويد:  سيستم آموزشي كشور در پي سوق دادن خانواده‌ها به  سمت مدارس نيمه دولتي و غيرانتفاعي است. احمدي مي‌افزايد: سال گذشته فرزندم را در يكي از مدارس نيمه‌دولتي با شهريه يك ميليون و 500  هزار تومان براي مقطع پيش‌دبستاني ثبت‌نام كردم، جالب است بدانيد كه در منطقه 5 تهران دوره پيش‌دبستاني دولتي وجود ندارد. او درباره كم و كيف آموزش در اين دوره  مي‌گويد:  كودكاني كه به  پيش‌دبستاني مي‌روند  توانايي دارند تا خودشان را با گروه  وفق دهند و در واقع حس همراهي نسبت به  ديگر كودكان كه پيش‌دبستاني نرفته‌اند بيشتر است؛ البته مهارت‌هاي يادگيري هم  نسبت به ديگر كودكان افزايش مي‌يابد. احمدي با بيان اينكه طي سال هزينه‌هاي متفاوتي به بهانه‌هاي مختلف اخذ مي‌شود، مي‌گويد: براي مثال براي اردوي نيم‌روزه  20 هزار تومان هزينه اخذ مي‌شد كه اين هزينه‌ها از شهريه اوليه مجزا بود.  
 
گذران دوره پيش‌دبستاني الزامي است
يك كارشناس آموزش و پرورش درباره كم و كيف گذراندن دوره‌هاي پيش‌دبستاني به «آرمان» مي‌گويد: گذران اين دوره براي  كودكان لازم است. در واقع بيش از 80درصد يادگيري كودكان در پنج سال اول زندگي انجام مي‌شود و اكثر توانايي كودكان در سنین زير پنج سالگي شكوفا مي‌شود. محمدرضا نيك‌نژاد مي‌افزايد: بنابر يافته‌هاي روان شناسي كودكان قبل از شروع سن مدرسه بايد تحت آموزش‌هاي ويژه  قرار گيرند و از سوي ديگر با توجه به اينكه سند بنيادين آموزش و پرورش ارزيابي كرده تا آموزش‌هاي پيش‌دبستاني از سه سالگي آغاز شود، تاكنون هيچ اقدامي انجام نشده است. او مهم‌ترين مشكل در دوره پيش‌دبستاني را عدم استخدام معلمان اين دوره به‌رغم وعده وعيد‌هاي وزير دولت گذشته مي‌داند و مي‌افزايد: آموزش و  پرورش در دولت گذشته با معلق نگه داشتن وضعيت اين افراد نتوانسته نياز اين قشر را برطرف كند و وزير فعلي هم برخورد مناسبي با اين قشر ندارد. به گفته او گذران پيش‌دبستاني براي كودكان ضروري است و دولت براي همگاني شدن اين آموزش‌ها به ويژه در مناطق كم‌درآمد بايد وارد عمل شود تا كودكان بدون دغدغه مالي اين دوره را بگذرانند. اين كارشناس آموزش و پرورش درباره برخي از مراكز پيش‌دبستاني كه دوره‌هاي گسترده آموزشي همچون يوگا،زبان انگليسي، فرانسه  و... را برگزار مي‌كنند، مي‌افزايد: براساس قانون معلمان و مسئولان در اين دوره نبايد حتي حروف الفبا را به دانش‌آموزان آموزش دهند ديگر چه برسد به اينكه فرزند را  تحت آموزش‌هاي گوناگون قرار دهند. 
 
 پيش‌دبستاني، مقدمه‌اي براي تطبيق با محيط پيرامون
به گفته او پيش‌دبستاني تنها مقدمه‌اي است  براي شهروندسازي، تطبيق  و هماهنگي با محيط پيرامون، به اين ترتيب بايد تمام آموزش‌ها در قالب بازي، سرگرمي، مجسمه‌سازي و تفريح  باشد اما آنها به دليل عدم وجود چنين فضاهايي پيش‌دبستاني را به يك كاريكاتور از كلاس اول دبستان تبديل مي‌كنند  و با تاليف كتاب، حروف الفبا را برخلاف قانون به كودكان آموزش مي‌دهند. اين كارشناس آموزش و پروش تاكيد مي‌كند: يك مساله كه در اين زمينه وجود دارد اين است كه در آموزش‌هاي دو بخشي موجود در قالب آموزش‌هاي لازم  كلاسيك  و آموزش‌هاي شهروندي است كه هم اكنون در دنياي مدرن به‌شدت مورد پيگيري قرار مي‌گيرد و بخش مهمي از آموزش‌های شهروندي، همدلي حقوق بشر، دلسوزي، شجاعت و راستگويي، بايد در اين دوره به كودك آموزش داده شود. او مي‌افزايد: در برخي از مراكز پيش‌دبستاني شاهد آموزش‌هايي در قالب حروف الفبا، زبان انگليسي، زبان فرانسه و ...  هستیم كه اين آموزش‌هاي فشرده نه تنها براي فرزندان مطلوب نيست بلكه زدگي از درس در سنين بالا را براي افراد در پي دارد. 
 
 شكاف‌هاي طبقاتي و اختلافات با عدم اجراي قانون
يك فعال حوزه كودك درباره اهميت دوره پيش‌دبستاني به «آرمان» مي‌گويد:  سنين چهار تا شش سالگي براي كودكان را مي‌توان دوران طلايي آموزش عنوان كرد آن هم به اين دليل كه كارشناسان علوم رفتاري معتقدند جوامع بايد بستر آموزش را براي كودكان در اين سنین مهيا كنند. ثريا عزيزپناه مي‌افزايد: در اين سنين كودكان بايد با كارهاي زيربنايي آشنا شوند تا به اين ترتيب جهان پيرامون را بشناسند. به گفته او هم اكنون شاهد آشفتگي ناشي از اختلاف طبقاتي در جامعه هستيم كه اين امر با عدالت و قوانين كشور در زمينه آموزش‌هاي رايگان و همگاني در تضاد است. بايد توجه داشت كه اختلاف طبقاتي در جامعه باعث بروز  تضادها و نارسايي‌ها مي‌شود و پيامدهاي فراوانی را به دنبال دارد.
 
روزنامه آرمان
دوشنبه, 19 آبان 1393 21:30

چرا معلم شدم ؟

همدان

منتشرشده در نامه های دریافتی

موانع و راهکارها ی گسترش فرهنگ پژوهش و پژوهش محوری  مقدمه:

در قرآن بیش از 70 بار به امر پژوهش توصیه شده که تعقل ، تفکر و تدبر در قرآن ، بیانگر این موضوع است؛ در نظام دینی ، یکی از امتیازات انسان نسبت به حیوانات ، امر پژوهش است و اگر انسانیم ، در لوای پژوهش ، انسانیم.( گویا، 1377)

یکی از عوامل اساسی پیشرفت درکشورهای توسعه یافته، توجه خاص به امر پژوهش است. اصولا هر نوع پیشرفت و توسعه ارتباط مستقیمی با تحقیقات علمی دارد و رشد و توسعه کشورهای پیشرفته در نتیجه سرمایه گذاری در بخش پژوهش است. حجم وسیع پژوهش های علمی در کشورهای توسعه یافته صنعتی گویای این واقعیت است.( فخاری نیا، 1384)در همین راستا بسياري از دانشگاه هاي دنيا رسالت خود را از آموزش محوري به سوي پژوهش محوري تغيير دادند. (قورچیان وهمکاران،1388)

از آن‌جا که توسعه‌ی کشورها از مسیر تحقیق و پژوهش می‌گذرد و بسیاری از پیش‌رفت‌های جوامع مختلف را به فرهنگ آن‌ها منتسب می‌کنند، لزوم ایجاد و تقویت فرهنگ پژوهش، برای بهبود وضعیت پژوهش کشور ضروری به نظر می‌رسد.(زواره ای و همکاران ،1390 )

پژوهشگران، زحمت کشان حوزه فکر و فرهنگ هستند که برای پويايي زندگي اجتماعي فعاليت مي‌‌کنند و پژوهش، محصول کار علمی آنهاست. «اینشتین» بیان کرده است که «علم، چيزي جز پالايش تفکر روزمره نيست». پس علم، فهم روابط منطقی بین پدیده‌هاست،  به منظور شناخت آنها و کنار گذاشتن تفکر عادتی برای رسیدن به تفکر خلاقی که حاصل کار و زحمت یک پژوهشگر است. آنان در عرصه زندگي اجتماعي، محصولي ارزشمند توليد مي‌کنند که بدون آنها نه برنامه‌ريزي ممکن است و نه توليد و توسعه توانايي پاسخگويي به نيازهاي انساني را دارد. بنابراین، هم تربيت پژوهشگر در جامعه مهم است و هم ترويج فرهنگ پژوهشي و هم ايجاد سازمان‌ها و نهادهايي که به اين مهم مي‌پردازند.

لذا آگاهي از موانع پژوهش جهت برنامه ريزي هاي مؤثر به منظور ارتقاي کمي و کيفي پژوهش در آموزش و پرورش و  دانشگاه هاي کشور ضروري به نظر مي رسد. 

بنابراین می توان بیان کرد که ابتدا باید عوامل بازدارنده مؤثر بر پژوهش و فرهنگ پژوهش را شناسایی کرد و سپس به ارائه راهکارهایی مبتنی بر رفع عوامل بازدارنده پرداخت ،  که در این مقاله هم به موانع و هم به راهکارها پرداخته شده است.

لذا  بایستی با یک دید سیستماتیک به مسأله پژوهش و مشکلات آن پرداخته شود. در این راستا مسأله فرهنگ پژوهش را به عنوان نقطه مرکزی این مساله پیشنهاد می‌گردد. و سایر مسائل به ترتیب اولویت در کنار هم چیده می‌شوند. در واقع می‌توان استنباط کرد که فرهنگ پژوهش را می‌توان مجموع همه عوامل مرتبط با پژوهش دانست یا به عبارتی فرهنگ پژوهش، اصلی‌ترین چالش پیش‌روی پژوهش در کشورهای درحال توسعه می‌باشد.

دسته بندی های متعددی برای موانع پژوهش و گسترش فرهنگ پژوهش مطرح شد که در این مقاله به سه مورد آن ها اشاره می شود.

در پژوهشی عوامل بازدارنده مؤثر بر پژوهش را شامل :

1)عوامل فرهنگی، 2)عوامل فردی (فنی و تخصص)،  3) نحوه ارائه خدمات پژوهشی ، 4) عوامل اداری – ساختاری،  5) عوامل انگیزشی،  6 ) اهمیت ندادن مسئوالان به فعالیت های پژوهشی  می دانستند .

در پژوهش دیگری ، عوامل مؤثر بر نشر فرهنگ پژوهش را شامل:

1) عوامل آموزشی-اجتماعی، 2) نظام اقتصادی، 3) نظام تبلیغاتی- ترویجی، 4) نظام خانواده، 5) فضای شخصیتی، ذکر کردند.

ولی پژوهشگر این مقاله (بابلی)  با رویکرد تلفیقی و مراجعه و مطالعه اسناد بالادستی و پژوهش های موجود ، موانع پژوهش و عوامل موثر بر گسترش فرهنگ پژوهش را به شرح ذیل دسته بندی نمود:

برای گسترش فرهنگ پژوهش باید سه سطح از جامعه را هم به لحاظ نگرشی و هم دانشی و مهارتی مد نظر قرار داد، به این ترتیب برای فرهنگ پژوهش سه سطح در نظر گرفته می‌شود که تبیین هر کدام به صورت زیر، مد نظر نویسنده است:

 

الف ) فرهنگ پژوهش در سطح مدیران عالی جامعه

میزان توجه به امر پژوهش در برنامه‌ریزی‌ها و تصمیم‌گیری‌ها. (مانند: اختصاص بودجه به پژوهش به عنوان درصدی از تولید ناخالص داخلی)

در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و همچنین در اهداف آرمانی آموزش و پرورش نیز مهم ترین هدف نظام آموزشی تقویت روح بررسی،تتبع و ابتکار( اصل سوم قانون اساسی و قانون اهداف و وظایف آموزش و پرورش ) بر شمرده شده است. ولی متاسفانه با وجود تاکید اسناد بالادستی بر امر پژوهش و استفاده از نتایج پژوهشی همچنان نگاه پژوهش محوری و استفاده از نتایج پژوهش ها در بین مدیران جامعه ما حاکم نیست.

ب) فرهنگ پژوهش در سطح مدیران دستگاه‌های اجرایی دولتی و خصوصی

میزان توجه به امر پژوهش از طریق اجرای طرح‌های تحقیقاتی و استفاده از نتایج تحقیقات. (مانند تسهیل روند تصویب طرح‌ها و پرداخت هزینه‌ها و حق‌الزحمه‌های پژوهشگران ، میزان توجه بخش خصوصی به بودجه های تحقیقاتی و متاثر شدن از نتایج پژوهش ها و ...)

ج) فرهنگ پژوهش در سطح کل جامعه

رواج فرهنگ پژوهش یعنی اعتقاد به اینکه منبع اصلی تولید،  اندیشه است و اندیشه جوهر فرهنگ  می باشد و فرهنگ روح و هدایت گر جامعه است. بنابراین ضعف فرهنگ پژوهشی مانع اصلی توسعه است. بدون رواج فرهنگ پژوهش به ویژه در بین دانش آموزان، دانشجویان مربیان و مدیران  و حتی خانواده ها ،  تولید اندیشه لازم برای برنامه ریزی و ساماندهی توسعه جامعه تحقق نخواهد یافت. بدون تردید یکی از اهداف و شاید مهم ترین هدف نظام آموزشی، پرورش روحیه و بینش علمی، افزایش قدرت تفکر و خلاقیت و ایجاد روحیه و نگرش پرسشگری و پژوهندگی در دانش آموزان می باشد.

 

موانع و راهکارها

الف) بعد علمی ( برای  گسترش یا عدم گسترش فرهنگ پژوهش):

1- فرهنگ علمی و پژوهشی در کشاکش اثرگذاری و اثرپذیری از فرهنگ عمومی جامعه ایران بوده و بسیاری از انرژی ها، منابع و فرصت هایش صرف کاهش اثرات ناخواسته و نامطلوب فر هنگ عمومی بر مرزهای فرهنگ پژوهشی می شود. لذا برای گسترش فرهنگ پژوهش باید به بازنگری مفاهیم پژوهشی در فرهنگ عمومی جامعه پرداخت.

2- سنت گرايي، گرايش به تقليد، رواج انديشه‌هاي تعبدي و شخصيت پرستي چهار عامل اساسي است که مانع اساسي در ترويج فرهنگ پژوهش در ايران  است و متفکران زیادی به آن اشاره کرده اند.

ب) بعد سیاسی و مدیریتی (برای گسترش یا عدم  گسترش فرهنگ پژوهش):

1- آن چه که در بحث موانع و عوامل فرهنگی پژوهش و فعالیت های علمی در ایران از بعد سیاسی مطمح نظر است وجود نوعی تقیه و پنهان کاری در بیان افکار، نظرات و عقاید از سوی صاحبان فکر و اندیشه است که متأثر از سیطره فضای ترس و ناامنی اجتماعی – سیاسی و عدم تحمل افکار دگراندیشان در نظام سیاسی جامعه ایران در طول تاریخ بوده است.

2- بی توجهی و هراس مسئولان و سازمان هایی که نقش کارفرما را در امر تحقیق ایفا می کنند نسبت به انتشار یافته های پژوهشی عمدتاً ناشی از بر ملا شدن نقاط ضعف و عدم کارآیی آنها است.

3- گرایش شدید در باره محرمانه نگاه داشتن یافته های تحقیقاتی در زمینه علوم انسانی و مسائل مربوط به آن به چشم می خورد.

4- آبراهام جامعه شناس آمریکایی اعتقاد دارد « محققان به لحاظ اتکاء به صدقه های دولت و بنیادهای خصوصی در گزینش موضوعات برای پژوهش از حالت بکر خارج و تبدیل به مواجب بگیری می گردد که از نوعی مهارت فنی برخوردار است و به شئون عالی شغل خود توفیقی ندارند .

5- مشکل دیگری که در رابطه با خاص گرایی به مثابه مانع راه تحقیقات علمی در ایران است، وجود ارتباطات شخصی و تأثیر زیاد آن بر سازمان های تحقیقاتی است. این مشکل که تعبیر یکی  از صاحب نظران « فئودالیسم سازمانی » نام گرفته، اشاره به وجود «نوعی گرایش به گریز از تمرکز و تمایل به دسته بندی و خودکفایی در رابطه با سازمان کلی وجود دارد... که اساس آن بر نوعی روابط اجتماعی مبتنی بر خویشاوندی و روحیه دوست بازی و آشنا پرستی استوار است و یا داور نظام خانخانی، طایفه ای و محله ای جامعه سنتی است»

6- موضوع دیگر، به رفتار سازمانی مربوط می شود. سازمان ها، ادارات و وزارت خانه هایی که تمایل به انجام فعالیت های پژوهشی دارند، عمدتاً به دلیل مشکلاتی که در ساختار اداری – مالی خود دارند نقش محقق را با نقش کارمند اداری یکسان پنداشته و انتظار حضور پژوهشگران را در محل کار دارند و پرداخت حق الزحمه های تحقیق را نه براساس فعالیت تحقیقی انجام شده، بلکه بر مبنای ساعت های حضور در محل کار پرداخت می کنند .

7- نداشتن چارچوب ها و استاندارهای خاص در زمینه مسائل پژوهشی، به اعتقاد برخی صاحب نظران باعث شده که در ساختار فرهنگی ایران تأکید عمدتاَ بر رابطه گرایی باشد تا ضابطه گرایی باشد .

8- عدم وجود رقابت آزاد بین بخش خصوصی و بخش دولتی، و وجود رانت هایی در بخش دولتی مانع رشد و گسترش فرهنگ پژوهش می شود.( سازمانی خارج از فضای رسمی و اداری پیگیر مسائل تحقیقی و پژوهشی بخش های مختلف دولتی باشد و نظارت نماید)

9- در کشور ما به جای اینکه سازمان ها و نهاد ها دنبال محقق بگردند و کارهای تحقیقی ؛ این محقق است که به دنبال روزنه ای برای ارتباط با مراکز تحقیقی می باشد.

10 - (نگرش مدیریتی) اصولاً تحقیق و پژوهش دارای منافع دیربازده است، و در این راستا کشورهای توسعه‌یافته با توجه به آینده نگری که از مشخصه‌های اصلی کشورهای پیشرفته است، برنامه‌ریزی‌های بلند مدت دارند، اما در کشورهای درحال توسعه برنامه‌ریزی‌ها به صورت حداکثر تا 5 سال انجام می‌شوند و که آن هم فقط روی کاغذ انجام می‌شود و بسیاری از این برنامه‌ها (مانند برنامه‌های 5 ساله اول، دوم، سوم و چهارم توسعه در ایران) تحقق نمی‌یابند.

11-  افزایش سهم پژوهش از تولید ناخالص ملی

12-ایجاد زیر ساخت های لازم برای انجام پژوهش (  گسترش و اهیت به پژوهش سراهای دانش آموزی ،گسترش آزمایشگاه های مجهز ، و....)

14- انجام محاسبات آماری از جمله تعداد پژوهشگر به نسبت جامعه عمومی( نسبت محقق به کل جمعیت کشور )  و جامعه ی دانشگاهی ؛ نسبت پژوهشگران جامعه به شاخص های جهانی .

15-  کم کردن سهم دولت در تأمین اعتبارات تحقیقاتی و زمینه برای جایگزینی بخش خصوصی برای تامین اعتبارات تحقیقاتی

16-ایجاد زمینه  مشارکت فعال در تعاملات بین المللی ، با اولویت جهان اسلام و انعکاس پژوهش ها،  نظریات و تجربیات موفق داخلی در مراکز و محافل علمی جهان.( تبادل تجربیات و انگیزش برای محققان داخلی )

17-توسعه بانک اطلاعات پژوهش های معتبر حوزه آموزش و پرورش .

18-همکاری بسیار نزدیک وزارت علوم با وزارت آموزش و پرورش برای تبادل تجربیات در زمینه گسترش فرهنگ پژوهش .

19- ایجاد هماهنگی بین نهادها و سازمان هاي پژوهشی کشور جهت سیاست گذاري، برنامه ریزي و نظارت کلان وزارت علوم، تحقیقات و فناوري و شوراي عالی علوم، تحقیقات و فناوري

20- حمایت از کارکنان و مربیان وزارت آموزش و پرورش  با موافقت پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش و شورای عالی آموزش و پرورش  جهت تشکیل مؤسسات و شرکتهاي صد درصد ( 100 %) خصوصی دانش بنیان  و کاربردی

21- اعطاء حمایتهاي مالی و بورس تحصیلی از طریق وزارتخانه هاي علوم، تحقیقات و فناوري و بهداشت، به معلمان پژوهنده

22- حمایت از تجاري سازي دستاوردهاي فرهنگیان

23-ایجاد ساز و کارهاي مناسب براي افزایش سهم مشارکت معلمان و مربیان پژوهنده و نخبه در تصمیم سازی ها و مدیریت کشور

24- حمایت مالی و تسهیل شرایط براي ایجاد مجلات پژوهشی و ترویجی بیشتر در وزارت آموزش و پرورش در زمینه هاي مختلف علمی با حفظ کیفیت .

 

ج) بعد مربیان (برای گسترش یا عدم گسترش فرهنگ پژوهش ):

 اساسی ترین نهادی که در شکل گیری جامعه نقش کلیدی دارد نظام آموزش و پرورش است .بالاترین سرمایه گذاری ها و کیفی ترین برنامه ریزی ها باید در نظام آموزشی و پژوهشی یک کشور اجرا شود. اگر در نظام آموزشی به پژوهش بها داده شود، علم و پژوهش به جامعه راه پیدا می کند و پشتوانه ای همیشگی در تصمیم گیری ها خواهد شد، اندیشه ها، برخوردها، روش های نو و بدیع و خلاق همگی از نظام آموزشی مایه می گیرد.

1- مدیران و مربیان باید تحقق اصل ”خردورزي“، اصل ”مسئوليت“ و اصل ”پويايي“ در تمامي ابعاد و اجرائ نظام تربيت رسمي و عمومي نصب العین خود قرار دهند.

2- تغییر و پذیرش فرهنگ نیازمند ویژگی های فردی و شخصیتی است که این ویژگی ها در جذب فرهنگ پژوهشی موثر می باشد (علاقه، انگیزه، احساس نیاز، اعتماد به نفس، انرژی، جسارت، شهامت ، امانتداری، مشارکت جویی، نوجویی، کنجکاو و ...)

3-ایجاد جو و محیط مناسبی برای پژوهش در بین مربیان و عوامل تشکیل دهنده ی این  محیط مناسب را احترام به پژوهشگر، تأمین زندگی پژوهشگران، جبران مالی زحمات آنان و کتابخانه های مجهز و تکنولوژی روز می داند.

4- آموزش روش های تحقیق به مربیان و پرداخت پاداش و حذف بوروکراسی اداری و آشنایی با روش های مقاله نویسی برای مربیان و مدرسان از مهمترین عوامل ایجاد انگیزه ی پژوهش می باشد.

5- روی آوری مربیان به سمت روش های نوین تدریس

6- پیروی بیشتر مربیان از نظریه هایی مانند نظریه سازنده گرایی و نظریه هایی که دانش آموزان را به چالش و انگیزه بالاتر می کشاند.

7-  روی آوری مدیران و بخصوص مربیان به شيوة تفكر علمي و منطقي و داشتن تفكر انتقادي در مواجهه با مسائل زندگی.

8- بازنگری ، تقویت و گسترش طرح معلم پژوهنده

9- حمایت های  مادی  و معنوی  از طرح های موفق و نوآوری های تربیتی مربیان ، مدیران و دانش آموزان ، و مستند سازی و انتشار یافته های پژوهشی در داخل و خارج از کشور و ایجاد بانک اطلاعاتی فعال و کارآمد در این زمینه .

10- توسعه کمی و کیفی تولید محتوای الکترونیکی در زمینه های نگرش و تغییر نگرش ، آموزش مفاهیم تحقیق و مهارت های پژوهشی از پایه تا پیشرفته ( روش تحقیق پیشرفته)

د) بعد خانواده (برای گسترش یا عدم گسترش فرهنگ پژوهش) :

1- تفرد و عدم اعتماد، تعصب و غلبه عقاید قالبی که عمدتاً ناشی از خانواده گرایی یا روابط حلقه های خویشاوندی افراد با یکدیگر است از عوامل موثر دیگر در فرهنگ پژوهشی و توسعه آن است (محمدی، 1384)

خانواده به عنوان یک گروه واحد اجتماعی در برگیرنده بیشترین ، عمیق ترین و اساسی ترین مناسبات انسانی است و علاوه بر آن که منبع اولیه ارضاء نیازهای اساسی فرد می باشد . موقعیت های متعددی برای یادگیری، شکل گیری نگرش ها و باورهای اساسی یک فرد را فراهم می آورد که برای زندگی اجتماعی و بهره وری از میراث فرهنگی و انتقال آن حائز اهمیت است .

2- جو فرهنگی و تربیتی خانواده نقش بسزایی در گسترش فرهنگ مطالعه و پژوهش ایفا می کند،  ابتکار در سال 1381، محیط مناسب را عامل اصلی فرهنگ پژوهش و انگیزه برای تحقیق مطرح نمودند.

 

و) بعد دانش آموزی (برای گسترش یا عدم گسترش فرهنگ پژوهش) :

هدف آموزش باید این باشد که « دانش آموزان طوری تربیت شوند که بتوانند در شناخت جهان و عملکرد خود، روش و بینش علمی را به کار ببرند و چون دانشمند بیندیشند و رفتار کنند.» بنابراین نظام آموزشی باید مهارت ها، اصول و نگرش پژوهندگی برای آموختن ، اندیشیدن و چگونه یادگرفتن  را در دانش آموزان ایجاد کند. در این راستا باید به موارد ذیل توجه نماید:

1- پرورش و تقویت روحیه ی کاوشگرایانه و فکورانه دانش آموزان

2- نظام آموزشی باید مهارت ها، اصول و نگرش پژوهندگی برای آموختن ، اندیشیدن و چگونه یادگرفتن را در دانش آموزان ایجاد کند.

3-  تقویت ذوق و شوق یادگیری

4-ایجاد و بهبود روحیه و نگرش  مثبت به پرسشگری، پژوهندگی و تحقیق

5- داشتن دانش و درک مناسب از تحقیق

6- آموزش و راه اندازی کارگاه های مهارتی ضروری جهت پژوهش

7- دوری از حافظه محوری

8- اختصاص ساعاتی از وقت دانش آموزان به مطالعه در کتابخانه، ساعت درس کتابخوانی در کتابخانه مدارس به انتخاب خود دانش آموز و  موضوع شخصی.

9- گنجاندن درس روش تحقیق در کنار سایر دروس با مفاهیم روان از ابتدایی تا دبیرستان

10- پرورش روحیه و بینش علمی

11- کمک بهافزایش قدرت تفکر و خلاقیت دانش آموز

12- آموزش و فعالیت های کلاسی از طریق روش های مساله محور،

13- ایجاد زمینه های لازم جهت انجام کارهای گروهی و ارتباطات بیشتر دانش آموزان با یدیگر در قالب گروه ها و تیم های پژوهشی

14- فراگیر کردن اطلاعات در بین دانش آموزان و دانش آموزان با مربیان و سهیم شدن با یکدیگر در اطلاعات.

15- عدم ترس از اشتباه مطرح کردن پاسخ ها در ارتباط با مربیان و مدیران مدارس (آموزش جرأت ورزی)

 

خلاصه موارد زیر را می توان به عنوان راهکار و راهبرد مطرح کرد:

* اعتماد و اعتقاد به نتایج پژوهش ها

* اعمال و استفاده از نتایج پژوهش ها

* صداقت و شفاف گویی در اعلام نتایج پژوهش ها

 * اعتماد و اطمینان افراد به یکدیگر

* دوری از تعصب در اندیشه و عمل  و اهمیت بیشتر به نتایج پژوهش ها در تصمیم گیری ها

*  توجه به مباحث انگیزشی برای محققان

* دوری از نگاه آموزش محوری و ارائه محتواها و روش های پژوهش محوری

 * اعتقاد به اینکه توسعه کشور از مسیر تحقیق و پژوهش می گذرد.

* نگاه پژوهش محور به دانشگاه ها ، بخصوص دانشگاه فرهنگیان و ایجاد دانشگاه های پژوهشی

* ایجاد پیوند و ارتباط عمیق بین پژوهش و آموزش

* گسترش فرهنگ تفکر، پرسشگری و پژوهش محوری

 * توجه به آمارهای کمی در بحث های پژوهشی ( سهم پژوهش در تولید ناخالص ملی و...)

 * نگاه سیستماتیک به موضوع پژوهش و جلوگیری از یک بعد نگری

* توجه ویژه به تغییر نگرش، ایجاد انگیزش و بالابردن دانش و مهارت مربیان برای هموار کردن مسیر فرهنگ پژوهش.

* بالا بردن و تعمیق روحیه کارهای گروهی و نگاه مشورتی و مشارکتی از  پیش از دبستان و به خصوص در سطح مدارس

* اختصاص بخشی از وظایف آموزش معلمان به تحقیق و رسیدگی به پژوهش های فرهنگیان.

* استفاده از رسانه ها و ساخت برنامه ها ، شعارهای مرتبط برای افزایش سطح همکاری عموم مردم با پژوهشگران.

* در اختیار گذاردن امکانات و کتابخانه های مجهز هم برای مربیان وهم برای دانش آموزان

* اهمیت به تخصص گرایی و شایسته محوری و پرداخت کارکنان بر حسب کارآیی و اثربخشی نه بر حسب میزان ساعات ارائه خدمات اداری یا تدریس.

بنابراین ، سنت گرايي، گرايش به تقليد، رواج انديشه‌هاي تعبدي و شخصيت پرستي چهار عامل اساسي است که مانع اساسي در ترويج فرهنگ پژوهش در ايران  است و متفکران زیادی به آن اشاره کرده اند .

 

منابع و ماخذ

-آزادفر، مریم و حضرتی صومعه، زهرا (1389) عوامل موثر بر توسعه ی فرهنگ پژوهشگری از دیدگاه استادان دانشگاه های استان قزوین. فصلنامه پژوهش های سیاسی و بین المللی(سال اول ، شماره سوم، تابستان 1389 صنومات 67 تا 89)

- ابتکار، تقی (1381). چگونگی ایجاد انگیزه تحقیق، پرورش محقق و چگونگی جذب استعدادهای خلاق، طرح پژوهشی دانشگاه آزاد سمنان

- زواری، محمد ابراهیم و همکاران ( 1390). بررسی وضعیت فرهنگ پژوهش کشور از دیدگاه پژوهش‌گران دانشگاهی، مقاله ارائه شده در دومین همایش ملی مدیریت پژوهشی و فنآوری دانشگاه شریف .

-ساکي، رضا. ١٣٨٥ . پژوهشهاي آموزشي و چالش هاي فرا روي. فصلنامه تعليم و تربيت. شماره ٨٥

- ساکی، رضا، کیامنش، علیرضا، حسنی، محمد، گزارش کار گروه تخصصی زیر نظام پژوهش و ارزشیابی ، پیش نویس پنجم آبان 1378

- عبدالهی، بیژن (1389) با عنوان" بررسی موانع نهادینه کردن فرهنگ پژوهش در فرآیند یاددهی و یادگیری در دوره تحصیلی ابتدایی" سازمان آموزش و پرورش شهر تهران ، دبیرخانه شورای تحقیقات

- حنیفر، حسین؛ بررسی راهکارهای اجرایی ارتقاء فرهنگ مطالعه در بین دانش آموزان استان قم با تاکید بر کتابخوانی. سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان قم ، معاونت پژوهشی. ناظر: شاملی.

-فخاری نیا، پروین(1384). پژوهش دانش آموزی در فرهنگنامه کودکان و نوجوانان، همایش شبکه مدرسه، نیشابور

- قورچيان ، نادرقلي؛  و همکاران (1388).ارائه مدلي براي ايجاد دانشگاه پژوهشي در نظام آموزش عالي ايران.

 فصل نامه رهبري و مديريت آموزشي دانشگاه آزاد اسلامي واحدگرمسار سال سوم، شماره 3،پاييز 1388.صص 69-83

-گویا، زهرا(1377). تحقیق عمل آموزش و اهمیت نقش معلم به عنوان محقق پژوهش در آموزش، مجموعه مقاله ها، پژوهشکده تعلیم وتربیت.

منتشرشده در پژوهش

سهميه‌بندي جنسيتي در جذب و استخدام معلمان   گروه اخبار /

تابستان سال گذشته وزير آموزش و پرورش در مورد افزايش تعداد معلمان زن هشدار داد، تابستان امسال نتيجه آن هشدار را مي‌شد در جدول نيروهاي مورد نياز در دفترچه آزمون استخدامي آموزش و پرورش ديد، صف طولاني صفرها ذيل ستون ظرفيت پذيرش زنان نشان مي‌دهد كه آموزش و پرورش نخستين گام جدي خود را براي مهار تعداد زنان معلم برداشته است.

« نزديك ۵۳ درصد پرسنل آموزش و پرورش را خانم‌ها تشكيل مي‌دهند اين درحالي است كه ۵۱ درصد دانش‌آموزان پسر هستند. در همين شهر تهران بيش از ۸۰ درصد معلمان خانم هستند، از همين رو عدم توازن در جنسيت پرسنل مشكلات فراواني را به وجود مي‌آورد. » اين جملات علي‌اصغر فاني بود كه سال گذشته به عنوان هشدار او نسبت به تعداد زنان معلم در خبرها آمد. اما در شلوغي اخبار مربوط به اعتراض مربيان پيش دبستاني به نحوه برگزاري آزمون استخدامي، اجراي مجدانه طرح سهميه‌بندي جنسيتي در جذب و استخدام معلمان چندان سر و صدايي به پا نكرد.

بنا بر اعلام وزارت آموزش و پرورش پنج هزار نفر قرار است به استخدام درآيند كه در اين ميان ١٣٠٠ سهميه در اختيار خانواده شهدا و ايثارگران است و مابقي در اختيار ساير داوطلبان است. تا صبح روز پاياني ثبت نام، بيش از ١١٤ هزار نفر داوطلب در آزمون آموزش و پرورش ثبت‌نام كردند، بنا بر سهميه‌هاي مشخص شده در دفترچه دو هزار و ٩٤١ نفر مرد و تنها ٧٦٢ نفر زن مي‌توانند بخت قبولي داشته باشند. حالا پس از آزمون استخدام دولت كه بازتاب سهميه‌بندي جدي جنسيتي در آن خبر ساز شد نوبت به آموزش‌و‌پرورش رسيده است تا سهم زنان را از مشاغل موجود خود كاهش دهد.

در آزمون استخدامي آموزش ‌و ‌پرورش نيروهاي مورد نياز در قالب پنج گروه استادكار با مدرك كارداني، هنرآموز با مدرك كارشناسي و كارشناسي ارشد، آموزگار ابتدايي با مدرك كارشناسي و كارشناسي ارشد، دبير با مدرك كارشناسي و كارشناسي ارشد و آموزگار استثنايي با مدرك كارشناسي و كارشناسي ارشد جذب مي‌شوند. در اين ميان ميزان سهميه زن‌ها حتي در گروه «آموزگار ابتدايي» كه معمولا در اختيار معلمان زن است هم به‌شدت ناچيز است. از ٥٩٤ معلم مورد نياز در مقطع ابتدايي طبق سهميه‌هاي اعلام شده در دفترچه، آموزش و پرورش به ٤٣٧ معلم مرد و ١٥٧ نيروي زن نياز دارد. استان البرز و استان خراسان رضوي هيچ زني را در اين گروه استخدام نمي‌كنند.

 

كيفيت يا جنسيت

آيا كاهش استخدام نيروي زن براي مقطع دبستان به معناي تغيير سياست آموزش و پرورش در قبال نحوه آموزش كودكان در سال‌هاي ابتدايي مدرسه نيز هست؟

سيما سلماني، معلم مقطع اول ابتدايي مي‌گويد كه نه تنها در مدت ٢٤ سال كارش به عنوان معلم بلكه از زماني كه به ياد دارد، مقطع ابتدايي حداقل تا سال چهارم و در اكثر موارد سال پنجم در اختيار آموزگاران زن بوده است: « من در جريان سياست‌هاي دولت نيستم، شايد قرار است تغييري در امور حاصل شود اما هميشه به دليل شرايط خاصي كه كودكان مقطع دبستان دارند براي آموزش آنها از معلم‌هاي زن استفاده مي‌شده است. اين بچه‌ها به‌خصوص در اين سال‌هاي اخير با مشكلات پنهان وارد مدرسه مي‌شوند، مثلا آمار بيش‌فعالي بسيار بالاتر از قبل است و باور كنيد كه همكاران مرد ما به خوبي زن‌ها نمي‌توانند آموزش و پرورش اين بچه‌ها را بر عهده بگيرند. »

اما موضوع استخدام تنها محدود به آموزش و چگونگي پرورش كودكان دانش‌آموز نيست. بخشي از زناني كه مي‌خواهند از طريق انتخاب معلمي وارد بازار كار شوند حالا نمي‌توانند چندان به نتايج اين آزمون اميدوار باشند. « من نمي‌دانم كه آيا سياست دولت اين است كه زنان را خانه‌نشين كند يا نه، فقط مي‌دانم كه در جامعه ما و با فرهنگ حاكم بر خانواده‌هاي ايراني، معلمي هميشه يكي از نخستين شغل‌هايي بود كه زنان از طريق آن وارد اجتماع مي‌شدند و كار مي‌كردند. از سوي ديگر حضور خانم‌ها در بخشي از اين بازار كار اجتناب‌ناپذير است. اگر بحث نگاه كيفي به آموزش‌و‌پرورش مطرح است بايد اين را در نظر بگيريم كه توان و كارايي خانم‌ها در اين شغل نبايد فراموش شود. »

به گفته اين معلم استان البرز، يكي از بحث‌هاي ناديده گرفته شده در بخش كيفيت نحوه برخورد با مربيان پيش‌دبستاني نمونه‌اي از ناديده گرفتن كيفيت است، مربياني كه اكثر آنها را زنان تشكيل مي‌دهند و حالا به دليل سقف سني و خارج بودن از دايره مدارس دولتي در عمل سهم كمي در آزمون استخدامي دارند: « من با مربيان پيش دبستاني همكار بوده‌ام، نيروهاي اكثرا جوان و فعال و باانگيزه‌اي هستند كه با گذراندن دوره‌هاي كوتاه مي‌توانند گزينه‌هاي بسيار مناسبي براي استخدام آموزش‌و‌پرورش باشند، برخي آنها ١٤ تا ١٦ سال سابقه كار دارند حالا چون سهميه‌بندي اعمال مي‌شود خيلي از اين نيروهاي باتجربه نمي‌توانند جذب آموزش و پرورش شوند در حالي كه مي‌توانند كمك خوبي به اين سازمان براي افزايش كيفيت آموزش و پرورش باشند. »

 

زنان در برابر مردان

سال ٩٢ رييس مركز آمار و فناوري ارتباطات و اطلاعات وزارت آموزش‌و‌پرورش اعلام كرد: « تعداد كل معلمان و كاركنان، يك ميليون و ١٣ هزار و ٦٥٥ نفر است كه از اين تعداد ٤٨١ هزار نفر را معلمان و كاركنان مرد و ٥٣٢ هزار نفر را كاركنان و معلمان زن تشكيل مي‌دهند. »

بر اساس اين آمار كل تفاوت ميان نيروهاي مرد و زن اين وزارتخانه ٥١ هزار نفر بود، رقمي كه وزنش آنقدر زياد نيست كه بر اساس آن سياست‌هاي استخدامي يك وزارتخانه تغيير پيدا كند. از سوي ديگر با وجود بيشتر بودن تعداد كاركنان زن در بدنه آموزش و پرورش، به نظر مي‌رسد كه در رده‌هاي مديريتي اين سازمان زنان سهم چندان قابل توجهي ندارند.

در سي و دومين اجلاس روساي آموزش و پرورش مناطق كشور كه در نيمه اول مرداد ماه در تهران برگزار شد در جمع كثير مديران كت و شلوارپوش مي‌شد به راحتي اندك بودن زنان حاضر در سالن مركز همايش‌هاي برج ميلاد را ديد. اما هنوز هشداري بابت كمبود نيروهاي مدير زن در وزارتخانه‌اي كه تعداد زنانش از مردان بيشتر است، نرسيده.

هنوز مشخص نيست كه از ميان بيش از ١١٤ هزار شركت‌كننده در آزمون استخدامي آموزش و پرورش چه تعداد زن بوده‌اند اما بي‌شك تعدادشان بسيار بيشتر از ٧٦٢ جاي خالي استخدام بوده، صف صفرهاي ظرفيت استخدام براي زنان همچنان در حال طولاني‌تر شدن است؛ از آزمون استخدامي دولت گرفته تا آموزش پرورش.

روزنامه اعتماد

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور