گروه اخبار /
مدیرعامل بانک انصار از ارایه تسهیلات کارت اعتباری برپایه عقد مرابحه به زوج های جوان و کارمندان به مبلغ ۵ میلیون تومان و با نرخ سود ۱۵ درصد خبر داد
گروه اخبار /

سید محمود باقری از اعضای هیات مدیره کانون صنفی معلمان تهران ساعاتی پیش و پس از تحمل بیش از 4 سال حبس آزاد شد .
در این رابطه ، آقای باقری به سخن معلم گفت : " مطابق ماده 134 که در سال 92 به تصویب رسیده است و مربوط به تجمیع عناوین اتهامی است من باید یک سال پیش آزاد می شدم .
البته از این که همکاران و دوستانم را می بینم خوشحال هستم و امیدوارم که همه همکاران فرهنگی من آقایان بداقی ، باغانی ، هاشمی و عبدی هر چه زودتر آزاد شوند .
از همه دوستان و معلمان که در این مدت پیگیر کار من بودند تشکر می کنم . "
سید محمود باقری، عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان ایران است. او که سابقه ی ۱۸ ماه حضور در جبهه را در پرونده خود دارد، دبیر فیزیک خوشنام و نمونه منطقه چهار تهران با ۲۷ سال سابقه مثبت آموزشی که ۵ سال آن تدریس در مناطق محروم کشور بوده، دو بار انتخاب به عنوان معلم نمونه، دارای ده ها مورد تشویقی از مسئولان آموزش و پرورش و مدیران مدارس و ده ها ویژگی مثبت دیگر است.
« گروه سخن معلم » این اتفاق میمون را به خانواده محترم ایشان و جامعه فرهنگی کشور تبریک گفته و امیدوار است تا هر چه زودتر سایر فعالان صنفی دربند نیز آزاد شوند . »
پایان پیام /
گروه اخبار /

محمود اسلامیان، مدیر عامل صندوق بازنشستگی کشوری از کاهش قدرت خرید ۴۷ درصدی بازنشستگان خبر داد و گفت: صندوق بازنشستگی با کسری سه هزار میلیارد تومانی مواجه است.
وی افزود: یک میلیون و ۲۴۴ هزار و ۲۴۰ بازنشسته حقوق بگیر از این صندوق مستمری می گیرند. همچنین در سال ۹۴ حقوق پرداختی به این افراد (بازنشستگان و شاغلین) ۲۱ هزار میلیارد تومان بوده است.یک میلیون و ۱۵۰ هزار شاغل تحت پوشش صندوق بازنشستگی هستند.
وی گفت: افزایش تورم در دولت های نهم و دهم باعث شد تا قدرت خرید بازنشستگان به شدت کاهش پیدا کند به طوری که به ۶۷ درصد رسید که البته با در نظر گرفتن یارانه پرداختی ۲۰ درصد آن کاهش و در نهایت ۵۰ درصد کاهش قدرت خرید داشته اند اما در دو سال اخیر به دلیل کاهش تورم و افزایش حقوق و دستمزد بیش از نرخ تورم یا به همان اندازه باعث شده که قدرت خرید مردم رو به افزایش رود و ۳ تا ۴ درصد این مقدار جبران شده و به حدود ۴۷ تا ۴۸ درصد رسیده است.
اسلامیان با تاکید بر اینکه در حال حاضر نسبت تعداد شاغلین یا بازنشستگان سازمان به زیر یک رسیده است گفت: نسبت شاغلین به بازنشستگان باید ۷ به یک باشد این در حالی است که در سازمان بازنشستگی این نسبت کمتر از یک است به همین دلیل با مشکل مواجه شده ایم.حقوق بازنشستگان براساس سه عامل سود شرکت ها، کسورات شاغلین و کمک های دولت پرداخت می شود اما در مجموع برای پرداخت حقوق شاغلین و بازنشستگان با سه هزار میلیارد تومان کسری اعتبار مواجه هستیم.
وی افزود: وضعیت صندوق های کشور به دلیل اختلافی که بین جمعیت شاغل و بازنشسته وجود دارد مناسب نیست. در برنامه ششم توسعه این معضل به عنوان یکی از مشکلات اصلی گنجانده خواهد شد.
به گفته اسلامیان، یک درصد از جمعیت تحت پوشش صندوق از کار افتاده، ۱۸ درصد خدمات بازنشستگی می گیرند و ۶۳ درصد نیز در قید حیات بوده و مستمری دریافت می کنند.
مدیر عامل صندوق بازنشستگی کشوری در مورد افزایش سن بازنشستگی نیز گفت: در سال ۹۳ متوسط سن بازنشستگی ۵۲ سال بوده است و این در حالی است که در اروپا این سن برای زنان ۶۵ و برای مردان ۶۸ سال است و این موضوع یکی از معضلات بزرگ کشور است به طوری که سن بازنشستگی ما با هیچ کشوری در دنیا تناسب ندارد و همین امر باعث افزایش هزینه های صندوق های بازنشستگی می شود.
وی گفت: یکی از راهکارهای حفظ صندوق ها این است که بازنشستگی افزایش پیدا کند به همین دلیل به دنبال این هستیم که در برنامه ششم اصلاح قوانین و افزایش سن بازنشستگی را گنجانده شود.
اسلامیان در مورد یکسان سازی هزینه های سلامت نیز افزود: در حال حاضر موضوعات مربوط به سلامت در جامعه در هیچ مرکز درمانی یکسان نیست و هر بیمارستانی یک قیمت جدید را ارائه می دهد و همین موضوع باعث می شود که علاوه بر بیمه، بیمه تکمیلی را نیز برای جامعه هدف در نظر بگیریم که خود این موضوع باعث تحمیل هزینه های اضافی و صندوق ها می شود که امیدواریم یک بار برای همیشه مجلس و دولت در جهت یکسان سازی نظام های درمانی اقدام کنند.
وی به هزینه های بیمه تکمیلی اشاره کرد و گفت: در سال ۹۰، ۶۸۶ میلیارد تومان برای بیمه تکمیلی هزینه شد که در سال ۹۴ این مبلغ به ۹۸۰ میلیارد تومان رسیده است و در مجموع بیمه های تکمیلی سالیانه هزار میلیارد تومان به صندوق هزینه تحمیل می کنند.
وی به سفرهای زیارتی بازنشستگان نیز اشاره کرد و گفت: تعداد افرادی که از سفرهای زیارتی استفاده کردند نسبت به سال های قبل ۶۰ درصد افزایش یافته و به ۸۰ هزار نفر رسیده است و همچنین اعزام به عتبات عالیات را نیز به عنوان برنامه جدید در دستور کار قرار داده ایم.
مدیر عامل صندوق بازنشستگی کشوری با تاکید بر اینکه یک میلیون و ۲۵۰ هزار تومان متوسط پرداختی بازنشستگان است، گفت: یک نفر در صندوق ۱۴ میلیون تومان حقوق می گیرد که او نیز عضو هیات علمی دانشگاه است و یکی از مشکلاتی که وجود دارد این است که ما فقط برای افراد تحت پوشش خود تصمیم گیری نمی کنیم و قوه قضاییه و دانشگاه ها در این خصوص تصمیم می گیرند و همین باعث تفاوت حقوق می شود و این قاعده در هیچ جای دنیا وجود ندارد.
مهر
گروه اخبار /
طرحی که با عنوان رتبهبندی معلمان در ابتدای امسال از سوی معاون اول رییس جمهور ابلاغ شد، شباهتی به طرحی که در راستای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش باید تهیه میشد ندارد و بعید است این طرح بتواند دردی از مشکل معلمان دوا کند.
یکی از بندهای سند تحول آموزش و پرورش، رتبه بندی معلمان است ؛ تا در این رتبه بندی معلمان ارتقای رتبه و آموزشی داشته باشند و همزمان با دانش روز پیش بروند یعنی یک معلم تصور نکند همین که به استخدام آموزش و پرورش درآمد دیگر نیاز به آموزش ندارد.
متاسفانه اکنون برخی معلمان به ویژه در مقطع دبیرستان با توجه به تغییر کتب آموزشی و تغییرهای فرهنگی جامعه نیاز به آموزشهایی دارند که باید این آموزشها به روز باشد. معلم باید تحقیق کند و برای شیوه تدریس خود طرح درس داشته باشد و معلمان نباید همین که ساعت درسی تمام شد دیگر تا فردا کاری به کلاس و مدرسه نداشته باشند.
قرار بود شرایطی پیش آید که حتی یک معلم که در آستانه بازنشستگی هم قرار دارد انگیزه کافی برای برای رشد جایگاه خود داشته باشد. با این رویکرد، وزیر قبلی یک طرحی را به نمایندگان کمیسیون آموزش ارائه داد که خیلی ایراد داشت و تا پایان وزارت هم تکمیل نشد.
در دولت یازدهم نمایندگان از آقای فانی خواستند که این طرح را تکمیل و ارائه کند. همان طور که میدانید وزیر هم هر بار وعده ارائه آن را برای تصویب به کمیسیون میداد اما هیچگاه میسر نمیشد تا اینکه با فشار و اعتراض معلمان و نمایندگان اوایل امسال یک طرحی را معاون اول رئیس جمهور با این نام ابلاغ کردند. متاسفانه این ابلاغیه، اصلا هیچ شباهتی به رتبهبندی معلمان ندارد و بیشتر هدف آن حل مشکلات معیشتی معلمان است چون معلمان نسبت به پایین بودن حقوق خودشان اعتراض دارند. درحالی که هدف از طرح اولیه در سند تحول، رشد و ارتقای جایگاه معلمی بود که با این هدف، خود به خود حقوق آنها هم افزایش مییافت. اما این طرح تنها به افزایش حقوق معلمان توجه دارد.
در نظام رتبه بندی معلمان بر اساس 4 رتبه مربی معلم، استادیار معلم، دانشیار معلم و استاد معلم تقسیمبندی میشدند و بر این اساس معلمان، 80 درصد حقوق هم پایه خود در دانشگاه را دریافت میکنند و دقیقا معلمان همپای اساتید دانشگاه میشوند. اما در این طرح معلمان به گروههای ارشد، خبره و عالی تقسیم میشوند که در قانون خدمات کشوری هم به آن اشاره شده است.
همچنین طبق آن چیزی که ما در نظر داشتیم و در سند هم قید شده، دانشگاه فرهنگیان در کنار این سند باید رشتههایی را تعریف میکرد تا معلمان تخصص ببینند. مثالی که من همیشه در این مورد می زنم این است که در گذشته معلم دوره راهنمایی، زمانی که فوق دیپلم علوم تجربی یا علوم ریاضی داشت میتوانست چند درس دیگر را هم در مدرسه تدریس کند، اما قرار بود که در دانشگاه فرهنگیان در مقطع کارشناسی رشتههای چند مهارتی تعریف شود. اما این موضوع در سندی که ارائه شده عنوان نشده است. به هرحال ما برای ارتقاء جایگاه نقش معلم در جامعه نیاز داریم تا یک هم سنگی میان معلمان و اساتید دانشگاه صورت بگیرد و پس از آن طرح رتبه بندی اجرا شود تا معلمی که خلاقیت دارد برتر دیده شود.
اگر در نظر بگیریم که هدف از طرح، ارتقا معیشت معلمان بوده باز هم مشکل دارد چون وضعیت بازنشستگان سالهای قبل مشخص نیست. هرچند که وزیر بارها اعلام کرده که از حضور آنها استفاده میکند اما تاکنون خبری نبوده است.
تا کنون منتقدان هم اعلام کردند که این طرح به طور مقطعی مشکلات را حل میکند هرچند که برای همین کوتاه مدت هم باز معلمان را راضی نکرده است و آنها با این تورم انتظار افزایش بیش از این را دارند. طبق آنچه در مصوبه مصوبه هیات وزیران آمده است حداقل 15 و حداکثر 50 درصد حق شغل معلمانی که رتبه یک تا 4 را به دست آورند اضافه میشود و بین 150 تا 600 هزار تومان افزایش حقوق وجود دارد . این افزایش آنها را به حقوق کارمندی میرساند درحالی که یک معلم جایگاهی بیش از این دارد و حتی وظیفه او از اساتید دانشگاه هم بیشتر است و حساس ترین سالهای زندگی فرزندان ما با معلمان میگذرد.
بنابراین تصور میکنم بازهم این افزایش نمیتواند انگیزه چندانی در معلمان برای رشد علمی به وجود آورد.
اکنون نظام آموزشی کشور به معلمان با انگیزه و توان علمی کشور نیاز دارد و به نظر من وزیر باید در این زمینه تلاش کند که این هم نیاز به یک برنامهریزی درازمدت دارد و با تصمیمهای مقطعی نمیتوان دردی از این مشکلات برطرف کرد.
فردا
گروه اخبار /
طرح شهاب انگار قرار است کم کم روی غلتک بیفتد، انگار بناست ابرهای تیره و تار از پیش رویش کنار برود و افقی روشن برایش شکل بگیرد.
شهاب، طرح شناسایی و هدایت تحصیلی استعدادهای برتر، اگر تیرش به هدف بخورد شیرینی اش به کام دانش آموزان است که اگر این تیر به سنگ بخورد تلخی اش نیز سهم دانش آموزان می شود.
طرح شهاب از سال 86 که تار و پودش بافته شد به دنبال قالب شکنی بود و می خواست خلاف جهت سیستم مرزبندی میان دانش آموزان حرکت کند که چنین هم کرد.
شهاب مخالف تقسیم بندی آدم ها به دو گروه باهوش و کم هوش است. این طرح، داستان بی استعداد بودن برخی افراد و مستعد بودن عده ای دیگر را تخیلی می داند.
برای همین در سال تحصیلی 94-93، به گفته مدیر طرح و پژوهش مرکز ملی پرورش استعدادهای درخشان 128 هزار دانش آموز پایه چهارم ابتدایی در 32 منطقه تعیین شده در 32 استان کشور تحت پوشش طرح شهاب قرار گرفتند؛ چون اعتقاد بر این بود که تک تک این افراد دارای استعدادهای برتر هستند و فقط کافی است این استعدادها شناسایی شود. اما حالا قرار است از مهر ماه چتر این طرح گسترده تر شود و روی افراد بیشتری سرمایه گذاری کند.
طرح توسعه شهاب
این بار دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی در فهرست هستند؛ البته همان 128 هزار نفری که پارسال نیز تحت پوشش شهاب بوده اند.
رضا گلشن، مدیر طرح و پژوهش مرکز ملی پرورش استعدادهای درخشان می گوید علت این است که دانش آموزان حداقل باید سه سال در سیستم شهاب پایش شوند تا استعدادهایشان مسجل شود؛ لذا این دانش آموزان زمانی که به پایه ششم ابتدایی وارد شوند نیز دوباره تحت پوشش شهاب و فرآیند شناسایی استعدادها خواهند بود.
البته به گفته گلشن، گروهی از دانش آموزانی که از مهر به کلاس چهارم ابتدایی می روند، امسال نیز مثل پارسال در 32 استان کشور تحت پوشش قرار می گیرند با این تفاوت نسبت به سال قبل که در هر استان یک منطقه جدید نیز به منطقه قبلی اضافه می شود. به این ترتیب دامنه فراگیری طرح شهاب کمی گسترده تر می شود و به گفته گلشن کمی بیشتر از 380 هزار دانش آموز پایه های چهارم و پنجم دبستان را دربرمی گیرد.
استعداد برتر چیست؟
استعداد را می شود یکی از مظلوم ترین واژه ها در فرهنگ ایرانی دانست. استعداد در ذهن بیشتر ما چیزی نیست جز درس خوان بودن، نمره عالی گرفتن، رتبه اول کنکور شدن، کشف کردن، مخترع بودن و... .
استعداد اما در طرح شهاب بسیار فراتر از این ذهنیت کلیشه ای تعریف شده، طوری که یک دانش آموز فقط درسخوانش به درد بخور تلقی نمی شود، بلکه حتی درس نخوان ترین ها نیز به معادن استعدادی تعبیر می شوند که لازم است کسی توانایی شان را کشف کند.
طبق تعریف شهاب، استعداد می تواند کلامی، ریاضی، هنری، حرکتی، اجتماعی، دینی، فرهنگی و تجربی باشد؛ به این معنا که یک دانش آموز موفق در ورزش یا کسی که استعداد ویژه برای مدیریت و رهبری دارد به همان اندازه با استعداد است که یک دانش آموز با هوش ریاضی بالا.
خاصیت این طرز نگاه این است که هیچ دانش آموزی بی استعداد تلقی نمی شود و هر فردی شانس شکوفا شدن و رسیدن به موفقیت را پیدا می کند.
سرنوشت مستعدها چه می شود؟
پیش از سال 90 که طرح شهاب در کشور اجرا نمی شد و از سال 86 فقط طراحان این طرح و اندکی افراد متخصص از ضرورتش آگاه بودند، استعداد در سیستم آموزشی ما چیزی نبود به جز هوش درسی. ریشه رشد قارچ گونه مدارس استعدادهای درخشان نیز تا حدی در این طرز نگاه قرار داشت طوری که اگر دانش آموزی از نظر درسی قوی تر از بقیه دانش آموزان بود، بلافاصله تشخیص بر این بود که باید از دیگران جدا شده و به مدارس سمپاد هدایت شود. نتیجه این فرآیند نیز به مرور زمان سرخورده شدن دانش آموزانی بود که در این چرخه دیده نمی شدند و نیز فربه شدن مدارس استعدادهای درخشان آن هم در حالی که این اواخر وزیر آموزش و پرورش بارها تاکید کرد که بخش قابل توجهی از دانش آموزان این مدارس نه استعدادهای درخشان که استعدادهای برتر هستند.
در واقع فانی از همان ابتدای تصدی پست وزارت معتقد بود مدارس سمپاد باید به تدریج و با شیبی ملایم کوچک شوند و مکانی برای تعلیمات ویژه برای استعدادهای فوق برتر باشند که این سیاست نیز گرچه کند ولی در حال اجراست. طرح شهاب را شاید بشود به نوعی مکمل این سیاست دانست چرا که این طرح دنبال بزرگ کردن عده ای خاص، تولید سوگلی در نظام آموزشی یا قرنطینه آنها در محیط های ویژه نیست؛ بلکه دنبال اثبات این نکته است که همه آدم ها توانی برای موفق شدن و سرآمد بودن دارند، فقط کافی است کسی این توانایی ها را شناسایی کند.
اما این که دانش آموزان دارای استعدادهای برتر چه سرانجامی خواهند داشت، مهم ترین پرسش درباره طرح شهاب است که رضا گلشن درباره اش به ما پاسخ می دهد. به گفته مدیر طرح و پژوهش مرکز ملی پرورش استعدادهای درخشان، استعدادهای شناخته و مسجل شده در چرخه هدایت تحصیلی قرار می گیرند طوری که اگر کسی استعداد ریاضی داشت، سر از رشته تجربی درنیاورد یا اگر کسی استعداد هنری داشت تحت فشار خانواده ها از کارهای هنری دور نماند. البته نه فقط برای انتخاب رشته تحصیلی که به گفته گلشن، شناخت استعدادهای برتر دانش آموزان در انواع کلاس ها از جمله دوره های تابستانی که خانواده ها برای بچه ها تدارک می بینند نیز موثر است.
تیر شهاب به سنگ نخورد
شیوه نامه اجرای طرح شهاب سال 1386 نوشته شد، ولی تا این طرح از آب و گل درآید و از پیچ و خم تعیین متولی بگذرد چهار سال طول کشید.
اولین سال اجرای طرح شهاب سال 1390 بود، اما اجرای محکم ترش در سال تحصیلی 92-91 اتفاق افتاد که 35 هزار دانش آموز از هفت استان را شامل شد اما این وضع زیاد دوام نیاورد و در سال تحصیلی 93-92 طرح شهاب به علت مشکلات اعتباری زمین خورد البته این نیز فقط یک سال طول کشید؛ چون در سال تحصیلی 94-93 طرح شهاب جان گرفت و در ضمن یک میلیارد و 200 میلیون تومان اعتبار.
حالا این طرح 128 هزار دانش آموز ابتدایی را تحت پوشش دارد و قرار است این رقم از مهر امسال بیش از دو برابر رشد کند. با این حال با وجود سابقه طرح شهاب، بیم بر زمین ماندن این طرح همچنان وجود دارد، به ویژه این که شناسایی و هدایت تحصیلی استعدادهای برتر در مدارس نیازمند استمرار است و هر وقفه ای در آن ما را از اهداف طرح دورتر می کند.
جام جم
آذربایجان شرقی
گروه اخبار / سرپرست دانشگاه فرهنگیان گفت: احکام دانشجو معلمان ورودی 93 با پیگیری های به عمل آمده به زودی و حداکثر تا چهار ماه آینده از سوی مراجع ذیربط صادر می شود.
تیتر فوق مربوط به عنوان خبری بود که روز چهارشنبه 94/05/21 شاهد پخش آن از اخبار رسانه ملی بودیم. شبیه این خبر در روز بعد ( پنج شنبه 94/05/22) نیز به شکل تکمیلی پخش شد. منشاء و آغاز این خبر و کش و قوس ناشی از آن از اواخر سال 93 آغاز شد، زمانی که از سوی مسئولان آموزش و پرورش خبر جذب پنج هزار معلم در این دستگاه دولتی اعلام شد.
در مدت این شش ماه اخیر، در اخبار و جراید و در اثناء مختلف به اشکال و انواعِ پردازش، شاهد اعلام این خبر بودهایم و بالاخره مسئولین امر، در اوایل مردادماه 94 شرایط، زمان، مواد آزمون و نحوه گزینش و به کارگیری این افراد به عنوان معلم را بیش از پیش رسانهای کردند. کار تا جایی کش و قوس داشت که بازار پیامکهای تجاری در این خصوص گرم شد. چند نوع خبر و شایعه در مورد مواد و تعداد سوالات و حتی رشتهها به طرق مختلف مانند شبکههای اجتماعی ومجازی، پیامک و... پخش و تکذیب شد که حاصل بی خبری مردم و بی توجهی مسئولان مربوطه بود.
علی رغم نیاز چندین هزار نفری وزارتخانهی عریض و طویل آموزش و پرورش به معلمان جدید در رشتهها و محلهای مختلف در سراسر کشور و لزوم تزریق انرژی جدید و توانمند از قشرجوان در بدنه آن ، متاسفانه شعار « کمکردن تعداد معلمان » باب شده و همچنین در ده الی پانزده سال گذشته نیز شاهد تعطیلی مراکز جذب و تربیت معلم در ساختار این وزارتخانهی مهم و تاثیرگذار بودیم و هیچ کس و هیچ مسئولی حاضر پاسخگویی یا اعتراضی در این خصوص نشد و همه تسلیم شرایط بودند و گویا روش « آزمون و خطا » بهترین گزینه در مملکت ماست.(در حالی که در علوم انسانی و حوزههای مرتبط با آن، مانند مدرسه و معلم و دانش آموز و...، این روش محکوم به شکستِ جبران ناپذیری است.) طُرفه آنکه تعدادی از افراد مسئولِ امروز در همان روزها هم مسئول بودند.
عدم جذب نیروی جوان در این سنوات، منجر به کهولت و پیری نیروی انسانی (شما بخوانید سرمایه انسانی، منابع انسانی و... ) در آموزش و پرورش شد، تا جایی که برای جبران در بخشهایی، هجوم سیلآسای معلمان بازنشسته برای اشتغال حقالتدریس در کلاسهای درس را شاهد بودیم. (ظلم نشات گرفته از اجرای بازنشستگی پیش از موعد در بدنه آموزش و پرورش، بدون ضابطه و اولویت بندی و توجه به نیازها و شرایط این دستگاه، نیز مساله ای است که در مجال دیگری و به صورت مرتبط با این موضوع می توان به آن پرداخت. )
همه این فراز و نشیبها کار را به جایی رسانده که با هزار و یک زحمت! مجوزی به وزارت آموزش و پرورش اعطا میشود تا 5 هزار نفر را به عنوان مربی پیشدبستانی یا معلمی استخدام کند. این درحالیاست که طبق اعلام مسئولان مربوطه از این تعداد 1296 نفر هم مربوط به سهمیه ایثارگران است و با توجه به اطلاعیه آزمون مندرج در سایت سازمان سنجش، فقط 3704 نفر از طریق آزمون به رقابت خواهند پرداخت .
در اخبار روز پنجشنبه 22 / 5 / 94 و خبرهای تکمیلی ( توسط مسئولین سازمان سنجش) اعلام شد تعداد 178062 نفر در سایت سازمان سنجش برای بهره مندی از این فرصت (علاقهمندان به معلمی) ثبتنام کردهاند. یعنی از هر 48 نفر فقط یک نفر پذیرفته خواهد شد.
خوشبینانهترین و شاید سادهانگارانهترین برداشت از این خبر این است که ادعا شود مشتاقان معلمی چه بسیارند ! (که تیتر خبر نیز شاید حاکی از همین موضوع است) و برداشت دیگر اینکه چه غم انگیز است برای حداقل ظرفیت، متقاضیان فراوانی وجود دارد (مَثَلِ یک مویز و صد قلندر ).
به راستی به کدامین انصاف و صداقتی، خیل عظیم جوانان را به سراب یا تعبیر دیگری به برهوت، امیدوار می کنیم؟! (فارغ از کفاف یا عدم کفاف هزینههای ثبتنام در قبال زحمات و مشقتهایی که برای مجریان در گسترة کشور تحمیل خواهد شد و هزار و یک اما و اگر دیگر که همواره به دنبال این گونه آزمونها بوده و هست، و اضافه کنید مطالبات معلمان را به این مسائل )
یکی از سوالات اساسی از برخی نمایندگان محترم مجلس، که این روزها سنگ مردم، جوانان و از همه بیشتر معلمان را به سینه می زنند، این است که:
چرا مفاد مندرج در قانون مدیریت خدمات کشوری برای استخدام یک به سه در قبال بازنشستگان و خروجی های هر دستگاه را در سنوات گذشته برای آموزش و پرورش فراموش کرده بودند که امروز برای جایگاه 5 هزار نفری شاهد تقاضای حدود 180000 نفری باشیم، چرا با این تعلل اجازه دادند دستگاهی به وسعت خدمترسانی در جایجای کشور عزیزمان ایران، با مشکلات عدیده و بغرنج در بعد نیروی انسانی مواجه شود؟ و تازه امسال و در آستانه انتخابات دور جدید مجلس به یادشان افتاده است و مجوز اخیر را به دولت داده اند؟
و اما سخن آخر :
در این سالها به طرق متعدد خبر استخدامهای مختلف را در دستگاههای دولتی و غیردولتی میشنویم و شاهد برگزاری این آزمونها بوده و هستیم. تا این جای ماجرا کاملاً عادی و قابل قبول است. اما وقتی آنها را در مقام مقایسه با آزمونِ پرطُمطُراق و پرهیاهوی آموزش و پرورش قرار میدهیم، باز هم به مظلومیت معلمان و آموزش وپرورش پیمی بریم.
به راستی چرا و به چه علت در درجه اول، مسئولان آموزش و پرورش و در درجه دوم، صدا و سیما علاقهمندند دائماً به اخبار حوزه این وزارتخانه دامن بزنند! آیا تا به حال مثلاً وزیر محترم دادگستری، یا هر مسئول دیگری مثلاً فرمانده نیروی انتظامی (حتی درحد یک خبر) به نوع، زمان و دیگر جوانب آزمونهای استخدامی جاری و یا انجام شده در دستگاه تحتامر خویش پرداختهاند؟
سبککردن و ضایع نمودن اُبهت و اهمیت آموزش و پرورش یکی از ثمرات این گونه برخوردهاست. (همین ماجرا را در مورد افزایش حقوق معلمان در اوایل سال و یا دیگر برنامهها میتوان تسری داد که شاهد مثال اخیر، موضوع رتبه بندی معلمان! در مهرماه است.)
به عنوان یک معلم، به تمام متقاضیان ثبت نام کننده برای این آزمون هشدارمیدهم که به تمام مشکلات، رنجها،کمبودها و البته دلخوشیها، محاسن و باقیاتالصالحات این شغل شریف به طور واقعی و جدّی بیاندیشند و سپس گام در عرصهی این وزارتخانه بگذارند،که دانایی پیش از انتخاب شایستهتر است از دانایی پس از آن.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید