گروه اخبار /
علیاصغر فانی در نشست مشترک شورای معاونین و مدیران کل استانها با قدردانی از تلاشهای صورت گرفته ابراز امیدواری کرد با برنامه ریزی شاهد بازگشایی مطلوب مدارس در سال تحصیلی 94 ــ 93 باشیم.
وزیر آموزش و پرورش با اشاره به موضوع استیضاح تصریح کرد: رأی اعتماد مجدد نمایندگان به بنده تکلیف ما را مضاعف کرده است تا با تعهدات گذشته و قدرت مضاعف راه رفته را ادامه دهیم.
وی با تاکید بر این که اگر توفیقی هم در آموزش و پرورش حاصل شده است از جانب مدیران حوزه ستادی و استانها بوده است، خاطرنشان کرد: از معلمین، مدیران آموزش و پرورش، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و شخص رئیسجمهور به دلیل اعتماد به بنده تشکر میکنم.
وزیر آموزش و پرورش با تاکید بر این که ما نباید تصور کنیم که موضوع استیضاح تمام شده است، افزود: مدیران در جابهجایی و عزل و نصبها دقت لازم را داشته باشند تا در این خصوص مشکلاتی برای آموزش و پرورش ایجاد نشود تا بتوانیم حمایتهای بعدی را در آینده برای آموزش و پرورش داشته باشیم.
وی ابراز امیدواری کرد که با همکاری آموزش و پرورش و مجلس شورای اسلامی کارهای اساسی و زیربنایی برای اعتلای جایگاه جامعه فرهنگیان صورت گیرد.
فانی ساماندهی بهرهوری مطلوب از نیروی انسانی را موجب حل بخش مهمی از مشکلات آموزش و پرورش عنوان کرد و افزود: استفاده از نیروهای متوسطه دوم در مقاطع متوسطه اول و ابتدایی باید با رعایت ظرافت و دقت صورت گیرد.
وزیر آموزش و پرورش با تأکید بر این که باید نیروی انسانی در آموزش و پرورش کاهش پیدا کند، یادآور شد: برای نخستین بار در تاریخ آموزش و پرورش، نیروهای این وزارتخانه به زیر یک میلیون نفر یعنی 970 هزار نفر رسیده است که با خروج نیروهای بازنشسته طی چند سال آینده شاهد کاهش نیروی انسانی در آموزش و پرورش و تحول در دریافتی معلمان خواهیم بود.
فانی با اشاره به این که طی دو سال گذشته بودجه ریزی آموزش و پرورش را 2.1 درصد افزایش دادهایم، افزود: سهم آموزش و پرورش از بودجه 11.2 درصد است که اگر بتوانیم سهم آموزش و پرورش را در بودجه به 17 یا 18 درصد برسانیم کار بسیار ارزشمندی انجام دادهایم.
وی با تاکید بر این که 98 درصد بودجه وزارت آموزش و پرورش هزینه جاری است، افزود: یکی از راههای اساسی صرفهجویی در آموزش و پرورش، صرفهجویی در نیروی انسانی است.
وزیر آموزش و پرورش گفت: در برنامه ششم توسعه کشور بر خلاف سال گذشته که وزیر علوم رئیس بخش آموزش بوده است، برای نخستین بار رئیس شورای بخش آموزش، وزیر آموزش و پرورش است و وزرای دیگر عضو هستند اما مسئولیت بخش آموزش به عهده وزارت آموزش و پرورش واگذار شده است.
فانی اظهار کرد: سال گذشته نقشه سند تحول بنیادین آموزش و پرورش آماده شد که در اجلاس روسای آموزش و پرورش این نقشه راه رونمایی خواهد شد که میتواند مبنای کار مدیران در آموزش و پرورش باشد.
وی به رتبهبندی معلمان به عنوان یک اقدام چشمگیر در دولت یازدهم اشاره کرد و گفت: افرادی سعی میکنند طرح رتبهبندی معمان را یک کار کوچک تلقی کنند در صورتی که این طرح یک طرح با مزیت رقابتی در دولت یازدهم بوده که در حال تحقق است و امیدواریم در اول مهر این احکام به دست معلمان برسد.
وزیر آموزش و پرورش به استخدام 5 هزار نفر نیروی جدید در آموزش و پرورش اشاره کرد و گفت: در کنار پذیرش دانشجومعلمان از سوی دانشگاه فرهنگیان یک پذیرش جداگانه در آموزش و پرورش انجام میگیرد که این امر یک کار تخصصی در آموزش و پرورش است.
وی به واگذاری آزمون استخدامی آموزش و پرورش به سازمان سنجش اشاره کرد و افزود: هماهنگیهای لازم با سازمان سنجش و معاونت توسعه نیروی انسانی ریاست جمهوری صورت گرفته که طی چند روز آینده شرایط و چگونگی آزمون استخدامی در سایت وزارتخانه منعکس خواهد شد.
انتهای پیام
مرکز اطلاعرسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش
گروه اخبار / بیش از 30 تشکل دانشجویی سراسر کشور ضمن حمایت از مطالبات و خواسته های صنفی فرهنگیان ؛ خواهان توجه مسئولان به ویژه وزیر آموزش و پرورش به آن ها گردیدند .
متن این بیانیه که در اختیار سخن معلم قرار گرفته است به شرح زیر است :
گروه اخبار / نایب رئیس مجلس شورای اسلامی گفت: در حال حاضر کمیته مشترکی با همکاری مجلس و دولت پیگیر مسائل مهم فرهنگیان است که امیدواریم به نتیجه برسد.
گروه اخبار / ایلنا: تعدادی از فرهنگیان که صبح امروز برای پیگیری بخشی از مطالبات خود درصدد تجمع در مقابل مجلس شورای اسلامی بودند به دلیل ممانعت نیروی انتظامی محل تجمع را ترک کردند.
استخر شهرداری پر بود. همراه پسرم به استخر کناریاش که برای آموزش و پرورش بود، رفتیم. بهای بلیت به ازای هر نفر از 9 شب تا سحر 12 هزار تومان! بود. گفتم این استخر بغلی که مالِ شهرداری است و کیفیت بهتری هم دارد هشت هزار تومان میگیرد! گفت این جا خصوصی است. گفتم این استخر مال آموزش و پرورش است. مگر آنکه آن را فروخته باشد؟! گفت نفروخته و روزها در دست آموزش و پرورش است و شبها اجاره داده شده است. گفتم خب! من معلمم چه قدر تخفیف میدهید؟ گفت روزها که استخر در دست آموزش و پرورش است، تخفیف هست، اکنون خصوصی است. به ناچار رفتیم و هم کیفیت بد را تحمل کردیم و هم برخورد بد را !
در زمان وزارت حاجیبابایی، بخشنامهای صادر شد که در آن فرهنگیان میتوانستند با ارایه کارت شناسایی، بدون پرداخت پول یا با پرداختی اندک از استخرهای آموزش و پرورش بهره ببرند. این برنامه گرچه چندان به کام فرهنگیان خوش نیامد اما آنها را وارد فرآیندی کرد که کارمندان دیگر نهادها و سازمانهای دولتی، سالها از آن بهره میبردند. این بخشنامه البته خوردن یک وعده ناهار یا شام در خانههای معلم هنگام سفر یا تخفیفی درخور به ازای بهرهگیری از مدارس هنگام سفر و... را نیز در بر میگرفت.
با تغییر دولت و آشفته بازار بودجه و اعتراضهای پنهان و آشکار فرهنگیان، گویا این بخشنامهها به آرامی از اعتبار افتاد و بهرهگیری از آنها کمکم رنگ باخت.
حاجیبابایی در یکی از گفتوگوهایش در دوران وزارت گفته بود «در حال حاضر 116 استخر در کشور داریم و 40 تا 50 استخر دیگر نیز در دست احداث است و تا دو سه سال آینده تعداد استخرهای آموزش و پرورش در کشور به 400 استخر خواهد رسید. » (خبرگزاری ایسنا، 9 بهمنماه 89) نمیدانم تا چه اندازه این سخن درست بوده و اکنون سرنوشت این 400 استخر به کجا رسیده است اما در دولت یازدهم استخرها به چه شیوههایی به فرهنگیان خدمترسانی میکنند؟
آیا در این دوران باز هم بخشنامههای گذشته درباره بهرهگیری از استخرها پا برجاست؟ چرا آموزش و پرورش به گونهای سازمان یافته و درست بر اینگونه مکانها پایشی ندارد که شوربختانه در حالی که فرهنگیان از این امکانات بیبهره هستند، سال به سال از کیفیت استخرها و سالنهای ورزشی و اردوگاههای دانشآموزی و خانههای معلم و... کاسته شده و کسی هم پاسخگوی چنین روندی نیست؟!
کارمندان بسیاری از نهادها از امکاناتی این چنینی بهره میبرند و اگر هم این امکانات موجود نباشد با بنهای تخفیف از امکانات دیگر سازمانهای دولتی بهره میگیرند اما فرهنگیان هرگز!
نکته دیگر اینکه هرگاه بحث تبعیض در میان فرهنگیان و دیگر کارمندان دولت مطرح میشود، کاربهدستان آموزشی و دولتی تفاوت دریافت دستمزد یا مزایا را وابسته به درآمدهای وزارتخانههای دیگر میخوانند و آن را ناشی از بودجه دولتی نمیدانند. برای نمونه وزارت نفت چون مهمترین وزارتخانه در کشور و سرچشمه درآمدهای ملی است حق دارد که کارمندان خود را با یاری از بخشی از درآمد وزارتخانه خویش پشتیبانی کند اما چون وزارتخانه آموزش و پرورش درآمدزا نیست و مصرفی است امکان فراهم کردن چنین مزایایی را ندارد!
از این زاویه میتوان پرسید که درآمدهایی که از استخرها و اجاره آنها، سالنهای ورزشی، اردوگاههای دانشآموزی، خانههای معلم و زائر سراهای پرشمار در شهرهای زیارتی و... بهدست میآید در کجا هزینه میشود؟
5 / 98 درصد بودجه آموزشوپرورش صرف دستمزدها میشود اما این درآمدها که برای برخی از کارمندان کشور کارساز است برای فرهنگیان کجا و چگونه هزینه میشود؟
بیگمان آموزش و پرورش با کمبود فزآینده بودجه روبهرو است اما درآمدهایی هم در کنار این کمبودها وجود دارد. بهتر نیست اندازه این درآمدها و محل مصرف آنها یکبار برای همیشه روشن شود تا با شفاف سازی آنها و میزان این امکانات، شاید گرهای از بیشمار گرههای اقتصادی فرهنگیان و آموزشوپرورش گشود شود؟
روزنامه جهان صنعت
بر همگان آشكار است تعطيلات تابستاني مدارس از بهترين قابليت و پتانسيل جهت به روز شدن آموختهها و كسب تجارب تازهتري در راستاي پويا شدن وظايف معلمان برخوردار است. وجود اين تعطيلات، اهداف مهم و سرنوشتساز فراواني را دنبال ميكند كه تامل در آنها بسيار ضروري به نظر ميرسد. در اين ايام تعطيلات معلمان با دو گونه مساله روبهرو ميشوند : اول اينكه تكاليف آموزشي و شغلي آنها چيست و چه رويكردي را دنبال ميكند و ثانيا حقوق و تسهيلات آنها در ضمن همين تعطيلات تابستاني كدامند؟
مواجهه با چنين پرسشهايي گام مهمي هستند كه بايد مورد توجه برنامهريزان آموزشي و مسوولان باشد. واضح است كه اين چند ماه تعطيلي براي معلمان، تكاليف مهمي را برعهده آنها ميگذارد تا با انجام آن تكاليفها بتوانند در فرآيندهاي آموزشي بعدي (چه در برگزاري كلاسهاي تجديدي يا امتحانات يا حتي شروع فعاليت سال جديد باشد) موفقيت بيشتري را به نمايش بگذارند. اگرچه بيشتر همكاران به علتهاي مختلف درگير شغل دوم ميشوند اما از مهمترين مسووليتهايي كه دارند استفاده هرچند اندك از همين تعطيلات تابستاني، جهت مطالعه كتب و ديگر نشريات علمي و فكري و مذهبي و... است.
مطالعه غيردرسي معلمان سبب ميشود كه آنها از يافتهها و دانش و تجربيات بيشتري استفاده كنند براي فهماندن و يادگيري دانشآموزان و در يك جمله بالا بردن بهرهوري كار معلمان. اما به نظر نگارنده تقويت بنيه فكري و علمي معلمان كه جزو وظايف آنان است بايد تا حدودي از عامل ديگر هم منشأ بگيرد و آن هم برگزاري «دورههاي آموزشي» در ايام تعطيلات تابستاني است. برگزاري اين دورهها از دو بعد «حق» و «تكليف» معلمان شايان توجه است.
منظور از بعد «حق» دورهها اين است كه معلمان، مستحق برخورداري از آموزش به روز و بازنگري شده زيرنظر اساتيد و مشاوران و كارشناسان صاحب نظر و مجرب يا حتي نويسندگان برجسته در اين دورهها ميباشند. بنابر اين عمدهترين شاخص برگزاري اين دورهها كه اتفاقا از مهمترين نيازهاي معلمان است حضور همين افراد شايسته و كارشناس و اساتيد صاحب نظر است. اما منظور از بعد «تكليفآميز» بودن دورهها اين است كه معلمان وظيفه دارند كه روش تدريس و دانش مربوط به رشته تدريسشان را با شركت در اين دورهها غنيتر كنند.
معلمان وظيفه دارند كه از تجارب و نتايج مفيد اين دوره در مسائل آموزشي استفاده كنند و تا حدودي در نگرش و بازبيني روشهاي تدريس رويكرد تازهتر و كارآمدتري را در پيش داشته باشند. برگزاري اين دورهها طوري برنامهريزي شود كه معلمان بتوانند به آساني در آنها شركت كنند. اگر چه بعضي تجارب و دانشها وجه مشترك تمام رشتهها است اما در برگزاري اين دورهها متناسب با رشتههاي مختلف، دورههايي مربوط به هر رشته خاص و درخور شغل حساس و اهميت شأن معلمان برگزار شود.
دورهها جهت بالا بردن آموختهها و كسب تجارب پرورشي و آموزشي نو بايد در دو سطح برگزار شود. اول سطح مسائل روانشناختي و جامعهشناختي و كليات (آنچه تقريبا در تمام رشتهها مشترك است) مطرح شود؛ چه معلم رياضي باشيد يا ادبيات يا علوم يا... معلمان بايد از يك سري اصول و مسائل كلي پيروي كنند. براي مثال تاحدودي برخورد با انواع مشكلات اجتماعي و رفتاري و بينظمي در كلاس، مسائل و راهكارهاي مشترك در شيوه تدريس كه قابل استفاده در تمام رشتهها باشد ميتوان در اين دورهها مورد بحث و بررسي با نگاه تازهتري قرار بگيرد. اما سطح ديگر در برگزاري دورهها بايد مربوط به تقويت دانش تخصصي در هر زمينه باشد.
همچنين آموزشها، طرح مسائل و بحثهاي اين دورهها بايد بيشتر واقعگرايانه باشد وكمتر آرمانگرايي را تبليغ كنند چون سخنراني و ارايه راهكارها به طور مكرر از منبر آرمانگرايي و بدون توجه به واقعيتهاي جامعه معلمان را با سرخوردگي و نااميدي از تدريس مواجه ميكند. اگر اين گونه آرمانگرايي مطلق بر مباحث و آموزه دورهها حاكم باشد معلمان با يك پارادوكس روبهرو خواهند شد.
از يك سو با جامعهاي پر از مشكلات و ناهنجاري و... روبهرو هستند كه مانع علاقه و توجه دانشآموز به درس است و از طرفي ديگر در اين دورهها روش تدريسها و مسائلي آموزش داده ميشود كه متناسب با امكانات و دانشآموزان اين جوامع نيستند و بيشتر قابل اجرا در جوامع نسبتا ايده آل مانند نروژ و سوئد هستند كه دانشآموزانش نسبتا به مدارس و تحصيل الفت و علاقه دارند.
نكته ديگر اين است كه اين روزها بعضي دورهها غيرحضوري هستند و از طريق اينترنت كتابهايي را معرفي ميكنند و ميتوان در زمان خاصي ثبت نام كرد و با برگزاري آزموني ميتوان امتياز كسب كرد. اتخاذ چنين رويهاي در حد مواردي معدود اختلال در فرآيند كاركرد و بهرهوري معلمان به وجود نميآورد اما اگر از حد تعادل بگذرد و به عنوان يك رويه آموزشي كلان به كار خود ادامه دهد مشكلات و سرخوردگي آموزشي و فرهنگي را به دنبال خود ميآورد. راهكارهاي ديگري وجود دارند تا تعطيلات تابستاني تبديل شوند به افزايش بازدهي و تجديد تجارب آموزشي و پرورشي كه ذكر آنها نه در حوصله اين نوشتار است و نه در حد تخصص نگارنده. تحقق موارد بالا به اين راحتيها هم نيست. هم بودجه كافي و هم مديريت و تلاش مداوم ميخواهد اما در هر حال معلمان بايد با همت و تلاش خود و ياري مسوولان ذيربط در نحوه بهرهگيري از فرصت اين تعطيلات تامل كنند تا در پاييز و آغاز سال جديد با روحيه و اعتماد به نفس بالاتر و اندوختههاي علمي تازهتري وارد كلاس شوند و در روند تربيت نسل امروز گامهاي محكمتري بردارند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار /
معاون فرهنگی و پرورشی وزیر آموزش و پرورش با بیان اینکه احیاء طرح کتابدار مدرسه فعلاً در دستور کار این وزارتخانه نیست، گفت: فعلاً معلمان مسئولیت کتابخانههای کلاسی را بر عهده خواهند داشت.
حمیدرضا کفاش معاون فرهنگی و پرورشی وزارت آموزش و پرورش در پاسخ به این سوال که آیا احیاء طرح کتابدار مدارس در دستور کار این وزارتخانه هست یا نه؟ گفت: احیاء این طرح مورد سفارش ما در معاونت فرهنگی و پرورشی است اما وزارت آموزش و پرورش در حال حاضر با مشکل کمبود نیرو در بخشهای مختلف رو به رو است و لذا این مسئله در دستور کار موقت این وزارتخانه قرار ندارد.
وی با بیان اینکه امیدواریم در طی برنامه ششم توسعه، شاهد احیاء این طرح باشیم و با یک شیب ملایم در طول ۵ سال این کار صورت بگیرد، افزود: از آنجا که تامین آموزگار، مشاور و مربی امور تربیتی مخصوصاً در مناطق محروم، اولویت اصلی در رفع نیازهای آموزش و پرورش است، احیاء طرح کتابدار مدرسه حداقل در دستور کار امسال برنامه ابلاغ شده نیست و همان طور که گفتم امیدوارم این طرح در برنامه ششم توسعه، احیا شود.
تشویق معلمان کتابدار کتبی است نه مادی!
معاون فرهنگی و پرورشی وزارت آموزش و پرورش همچنین با اشاره به اجرای طرح تجهیز کتابخانههای کلاسی در مدارس مناطق محروم کشور با همکاری وزارت آموزش و پرورش و تعدادی از ناشران حوزه کودک و نوجوان، گفت: در حال حاضر به جای کتابدار مدرسه، این معلم کلاس است که مسئولیت اجرای این طرح را در کلاس بر عهده دارد. به ازاء انجام این وظیفه از سوی معلم، تشویقهای کتبی و نه مادی، شامل او میشود که باعث افزایش امتیازهای او خواهد شد.
کفاش تاکید کرد: این امتیازها در انتخاب معلمان نمونه و نقل و انتقال معلمان تأثیر خواهد داشت و در آینده هم اگر بحث ارتقاء شغلی معلمان مطرح باشد، مؤثر خواهند بود؛ کما اینکه در رتبهبندی معلمان پیشنهاد شده است فعالیتهای فوق برنامهای معلمان از جمله انجام برنامههای کتاب و کتابخوانی و شرکت در مراسم صبحگاه و نماز جماعت، امتیاز محسوب شود و آنها بتوانند با این امتیازها، ارتقاء پیدا کنند و به لحاظ مادی هم امتیازاتی برای آنها در نظر گرفته شود.
مهر
گروه اخبار /
دکتر علی اصغر فانی صبح امروز در نشست مشترک شورای معانین و مدیران کل استان ها ، مهر ماه 94 را حساس ترین مهر بعد از انقلاب عنوان و اظهارکرد: مهر ماه 94 اولین شروع سال تحصیلی است که نظام 3-3-6 همه ی دوره های ابتدایی، متوسطه اول و متوسطه دوم را در بر می گیرد.
وزیر آموزش و پرورش، با اشاره به این که در سال تحصیلی جدید ، کلاس اول در پایه متوسطه دوم وجود ندارد، تصریح کرد: در متوسطه دوم یک پایه کاهش می یابد و فضای آموزشی، تجهیزات آموزشی و نیروی انسانی به اندازه یک پایه آزاد می شود و این موضوع باید به طور منطقی و اصولی ساماندهی شود.
وی با تاکید بر این که ساماندهی نیروی انسانی، منابع و تجهیزات هرچقدر دقیق تر صورت گیرد سال های آینده آرامش بیشتری بر آموزش و پرورش حاکم خواهد شد، افزود: ساماندهی نیروی انسانی امسال یک کار موقتی نیست چرا که در متوسطه دوم برای همیشه سه پایه خواهیم داشت.
فانی به بازنشستگی 38 هزار نیروی انسانی در امسال اشاره و خاطرنشان کرد: همانند سال گذشته با توجه به خروج نیروی انسانی از آموزش و پرورش و افزایش جمعیت دانش آموزان و عدم ورود فارغ التحصیلان دانشگاه فرهنگیان در مهر ماه 94 ضرورت دارد که در ساماندهی نیروها دقت لازم صورت گیرد تا امسال هم همانند مهر گذشته هیچ کلاس درسی بدون معلم نماند.
وزیر آموزش و پرورش یادآور شد: بر اساس مصوبه بودجه سال 94 مجلس شورای اسلامی، واگذاری مدارس دولتی به بخش خصوص ممنوع شده است که این امر محدودیت هایی برای آموزش و پرورش ایجاد کرده است .
وی با تاکید بر این که معتقدیم که تعداد نیروی انسانی آموزش و پرورش باید در حدود 750 هزار نفر ثابت نگه داشته شود، افزود: باید تلاش کنیم تا نسبت دانش آموز به معلم را به عدد 15 برسانیم چرا که مطالعات نشان میدهد این شاخص دانش آموز به معلم در دنیا متعارف است.
فانی با اشاره به این که نباید نیروی انسانی جدید وارد آموزش و پرورش شود، افزود: باید ساماندهی نیروی انسانی را سخت گیرانه تر انجام دهیم و اولویت اول را سازماندهی نیروی انسانی بر اساس استفاده حداکثری از نیروی انسانی موجود به عنوان یک تکلیف اجرا کنیم.
وزیر آموزش و پرورش با اشاره به این که مشکلات معیشت فرهنگیان حل نمی شود مگر با کاهش نیروی انسانی آموزش و پرورش، تصریح کرد: اگر نیروی انسانی آموزش و پرورش از یک میلیون به 750 هزار نفر برسد 33 درصد حقوق فرهنگیان افزایش خواهد داشت و هرچقدر بیشتر صرفه جویی کنیم بهتر می توانیم مشکل معشیت معلمان را حل کنیم.
وی با تاکید بر این که باید به سمت افزایش بهره وری بر اساس امکانات آموزش و پرورش به خصوص نیروی انسانی برویم، افزود: امیدواریم تدبیر دولت یازدهم در ایجاد امید بین دانش آموزان و همکاران فرهنگی راهگشای تحقق در عدالت آموزشی شود.
مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش

« إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَىٰ أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ» (نساء-58)
پیش تر در مقاله ای با عنوان « صورت مساله ای به نام فانی » ، که در سخن معلم انتشار یافته بود، دلیلی آوردم مبنی بر این که علی اصغر فانی صلاحیت آموزش و پرورش را ندارد. دلیل این گونه بود:
الف) علی اصغر فانی، در هیات دولت نمی تواند از حقوق معلمان دفاع کند.
ب) هر کس که نتواند در هیات دولت از حقوق معلمان دفاع کند،صلاحیت وزارت ندارد.
نتیجه: علی اصغر فانی صلاحیت وزارت ندارد.
به نظر می رسد دلیل فوق، همچنان از قوت و استحکام بر خوردار است. در این مقاله، بر آنم که چهار دلیل دیگر بر عدم صلاحیت فانی برای وزارت آموزش و پرورش اقامه کنم.
دلیل دوم:
الف-علی اصغر فانی دروغ می گوید.
ب-هر کس که دروغ بگوید صلاحیت وزارت آموزش و پرورش را ندارد.
نتیجه-علی اصغر فانی صلاحیت آموزش و پرورش را ندارد.
برای اثبات مقدمه اول دو شاهد می آورم تا ثابت کنم که متاسفانه، علی اصغر فانی دروغ می گوید.
شاهد اول: دوازدهم اردیبهشت ماه است و معلمان در برابر گیرنده های تلویزیونی نشسته اند و سیمای علی اصغر فانی را در برابر خود نظاره می کنند. فانی در برابر سوال مجری درباه بیمه طلایی می گوید که نیمی از هزینه بیمه را آموزش و پرورش تقبل می کند:" هر هزینه ای که برای بیمه فرهنگیان پرداخت می شود، نیمی از آن را همکار فرهنگی و نیمی از آن را دولت پرداخت می کند." این گفته فانی در حالی است که از اواخر فروردین ماه بسته ای درباره تعرفه های بیمه طلایی به مدارس ارسال شده بود، که در در هر چهار بسته، سقف کمک دولت را 13000 هزارتومان ذکر کرده بود و سهم معلمان تا 270 درصد رشد یافته بود. پس چرا به رغم وجود این بخش نامه، فانی کذب می گوید؟
اگر واقعا قرار بود دولت نیمی از هزینه های بیمه طلایی را تقبل کند، معلمان بسته اول را، که خدمات دندان پزشکی را هم پوشش می داد انتخاب می کردند. ممکن است که گفته شود علی اصغر فانی در دقیقه 90 و برای رهایی از فشار رسانه ملی، این جمله را بر زبان رانده است.حتی اگر این گونه باشد این سوال پیش می آید که مگر قرار نیود فانی برنامه هایش را بر اساس کار کارشناسی پیش ببرد؟ مگر ایراد بزرگ او به حاج بابایی این نبود که بدون کار کارشناسی فعالیت می کرد؟
مگر فانی و تیم مالی اش با کار کارشناسی به عدد 13000 هزار تومان نرسیده بودند؟چطور در یک شب همه چیز عوض شد؟ البته فانی پیش تر هم نشان داده بود که به رغم شعار کار کارشناسی، جندان به آن پایی بند نیست.قراداد بیمه طلایی با بیمه آتیه سازان حافظ که ظرف یک هفته منعقد شد، شاهدی بر این مدعا است.پیش تر این مدعا ار در مقاله "تدبیر طلایی فانی برای بیمه طلایی"، نشان داده ام.
شاهد دوم: سوم تیر ماه است و جمعی از معلمان کشور، به خصوص تشکل های صنفی، گوش به رادیوی خود سپرده اند تا ببینند سر انجام این استیضاح چه می شود. حضرت علی اصغر فانی پست تریبون حاضر می شود و بعد از بر شماردن خدماتش! به آموزش و پرورش، در برابر حیرت شنوندگان، احتمالا با زبان روزه، در برابر نمایندگان مجلس، دروغی بزرگ بر زبان جاری می کند: "همچنین بعد از 4 سال قانون خدمات کشوری ماده 65 که شامل حق شغل فرهنگیان است اجرا شد و حق شغل فرهنگیان از 800 امتیاز به 1500 امتیاز افزایش یافت. " بعد از این فرمایشات فانی، معلمان به حکم خود نگریستند و دیدند حق شغلشان 1300 است نه آن چنان که فانی می گوید 1500.جالب این که نیروهای مازاد حق شغل شان همان 800 امتیاز باقی مانده است و به رغم این، فانی با زبان روزه و اعتماد به نفس کامل از امتیاز 1500 سخن می گوید. چرا فانی این دروغ را گفت و بازهم تکرار می کند؟
فانی در جلسه ای که با انجمن اسلامی معلمان هم داشته است این سخنان را تکرار می کند.
جالب و حیرت آور سخنان فرج کمیجانی، دبیر کل محمع فرهنگیان اسلامی است که به محض آوردن رای اعتماد مجدد فانی، هیجان زده، گفت:" فانی به خوبی از مظلومیت آموزش و پرورش دفاع کرد " و از عملکرد نمایندگان مجلس تشکر کرد.
سخنان فانی در پایان جلسه استیضاح، نشان می دهد که او برای باقی ماندن در پست خود، از هیچ معامله ای با نمایندگان مجلس ابایی ندارد. به این سخنان فانی در محلس توجه کنید:" در این وزارتخانه امکان دارد در انتصابات و جابهجایی مدیران اتفاقاتی بیفتد و یا نمایندگان مجلس پیشنهاداتی داشته باشند. بنده موافق هستم که اگر در برخی مناطق با مدیران مشکلی وجود دارد، بتوانیم با تعامل و همکاری با نمایندگان مجلس این مشکلات را حل کنیم." آیا این سخن فانی دفاع از مظلومیت آموزش و پرورش است؟ این سخنان نشانه مظلومیت آموزش و پرورش است که چنین وزیری را بر مسند نشانده است.
یا للعجب از فرج کمیجانی!
مگر پیشوایان دینی نگفته اند که دروغگو منافق است و ایمان ندارد و بوی دهانش متعفن است و خداوند او را لعنت می کند و از ایمان خالی است و عذابی تلخ در قیامت پیش روی دارد و دروغگویی بزرگترین خباثت است و گناه؟ مگر نگفته بودند که آن مرد که دروغ می گفت رفته است؟ مگر علی اصغر فانی در پیشگاه قرآن کریم و در برابر رئیس جمهور سوگند یاد نکرده بود که: " همواره از دروغ بپرهیزم؛ به شعور و افکار عمومی احترام بگذارم؛ از دست کاری در اطلاعات و یا ارائه اطلاعات، به گونه ای که موجب فریب دیگران به ویژه مسئولان عالی نظام شود به شدت پرهیز کنم؟" چرا آشکارا کذب می گوید و به شعور مخاطبانش، که اغلب جامعه معلمان هستند، احترام نمی گذارد؟
دلیل سوم:
ممکن است که مستشکلی به نویسنده ایراد وارد کند و بگوید: باید حسن ظن داشته باشیم؛ سخنان فانی دروغ نیست؛ چرا که آنها را با علم بیان نکرده است؛ این سخنان نشانه عدم اشراف وی به امور وزارت خانه است.در جواب این مستشکل می گویم: سلّمنا! فرض می کنیم که این سخنان بیانگر عدم اشراف فانی بر امور وزارت خانه است؛ اما همین سخن، بیانگر دلیل سومی بر عدم صلاحیت فانی برای وزرات آموزش و پرورش است.چرا؟ به این دلیل توجه کنید:
الف) علی اصغر فانی به امور وزارت آموزش و پرورش اشراف ندارد.
ب) هر کس که به امور وزارت آموزش و پرورش اشراف ندارد، صلاحیت وزارت آموزش و پرورش را ندارد.
نتیجه: علی اصعر فانی صلاحیت آموزش و پرورش را ندارد.
فردی که اشراف به عملکرد زیر مجموعه اش ندارد به این معنا است که توانایی ادامه مسئولیت را ندارد و مطابق سوگندی که در پیشگاه قرآن کریم خورده است، باید هر چه زودتر این عدم توانایی را اعلام کند. فانی سوگند خورده است که: " هرگاه به این جمع بندی برسم که توان لازم برای انجام مسئولیت را از دست داده ام مراتب را به رییس جمهور اعلام کنم."
دلیل چهارم:
فانی از معلمان زندانی استفاده ابزاری می کند
الف) علی اصغر فانی از معلمان زندانی استفاده ابزاری می کند.
ب) هر کس که از معلمان زندانی استفاده ابزاری کند، صلاحیت وزارت آموزش و پرورش را ندارد.
نتیجه: علی اصغر فانی صلاحیت وزارت آموزش و پرورش را ندارد.
اثبات مقدمه اول: می دانیم که به مدد دولت مهرورزی، عده ای از معلمان و همکاران عزیزمان حکم زندان گرفته اند.بیش از پنج سال است که رسول بداقی و محمود باقری در بنداند. در اردیبهشت امسال هم حکم علیرضا هاشمی و علی اکبر باغانی اجراء شده است و به زندان های طویل المدت و نیز تبعید محکوم شده اند.
چندی است که اسماعیل عبدی بازداشت است و احتمال باز شدن پرونده ای جدید و اجرای حکم تعلیقی اش می رود. متاسفانه، محمود بهشتی لنگرودی نیز زیر تیغ است و ممکن است با بی تدبیری مسئولان به زندانیان بپیوندد. علی اصغر فانی بعد از به مسند نشستنش قول داد که مسئله معلمان زندانی را، که به خاطر فعالیت های صنفی محبوس شده اند، پی گیری کند و با رایزنی با آیت الله صادق لاریجانی، ریاست قوه قضاییه و آیت الله علوی وزیر اطلاعات، زمینه آزادی آن ها را فراهم کند. ناصری زنجانی معاون حقوقی و پارلمانی، در گفتوگو با «اعتماد» درباره پیگیری پرونده معلمان اخراجی و تبعیدی گفته بود: ما این درخواست را طی نامهیی با امضای وزیر آموزش و پرورش به قوه قضاییه فرستادیم و گفتیم در هر صورت در آن سالها حوادثی اتفاق افتاده و این افراد حکم گرفتند اما الان خانوادههای این افراد متضرر شدند.
او به درستی گفته بود:" آموزش و پرورش چندان اختیاری در این زمینه ندارد و برگشت احکام از اختیارات قوه قضاییه است." معنای این سخن ناصری زنجانی این است که اگر آموزش و پرورش اختیار داشت، در لغو احکام معلمان زندانی تردید نمی کرد. البته اعلام شد که فانی به ریاست قوه قضاییه هم نامه نوشته و خواستار عفو برخی از معلمان در مناسب های مختلف شده است. البته هیچ گاه متن این نامه منتشر نشده است و پاسخی هم گویا از جانب آیت الله به فانی داده نشده است. این که فانی دقیقا در نامه از قوه قضاییه چه خواسته است و آیا اسامی زندانیان را به اسم آورده است، معلوم نیست.
البته از آن جا که طبق شریفه قرآنی باید از ظن و گمان پرهیز کرد، تعدادی از معلمان از جمله نگارنده، به این اقدام حضرت فانی به دیده تحسین نگریست؛ این که یک وزیر برای آزادی همکاران دربندش به قوه قضاییه نامه بنویسد البته کاری قابل ستایش است؛ اما چه می توان کرد که اقدامات فانی و معاونش ناصری زنجانی، خلاف این را نشان می دهد.
طبق خبر پایگاه سخن معلم، علی پورسلیمان، " پس از اتمام رسیدگی ملاحظه اسناد و مدارک موجود در پرونده و نیز توجه کامل به مدافعات متهم ، اتهام منتسب به وی که با بند 33 ماده 8 قانون رسیدگی به تخلفات اداری مصوب 7 / 9 / 1372 مجلس شواری اسلامی منطبق می باشد ، برای هیات محرز گردید ، لذا هیات به اتفاق آراء نامبرده را به استناد بند ج ماده 9 قانون مزبور ، به مجازات 5 / 1 کسر حقوق و فوق العاده شغل ( سایر عناوین مشابه ) به مدت یک سال محکوم می گردد . "
دم خروس را باور کنیم با قسم حضرت عباس را
دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را ؟! وزیر و معاونی که از توقف چنین حکمی که از سوی زیر مجموعه ی آنان صادر شده است، جلوگیری نمی کنند، چطور مدعی می شوند که خواستار عفو زندانیان در بند هستند؟ آیا این استفاده ابزاری از معلمان نیست؟
آیا فانی نمی خواهد به بهانه معلمان در بند، اذهان معلمان را ازعملکرد ضعیفش دور نماید؟ آیا علیرضا هاشمی که اکنون در بند است حداقل دو مقاله در نقد فانی ننوشت؟ علی اکبر باغانی و اسماعیل عبدی عملکرد فانی را قبول داشتند؟
آیا پایگاه سخن معلم در کنار موافقان فانی، سخنان مخالفانش را پوشش نمی داد؟
مگر نه این است که بعد از زندانی شدن علی اکبر باغانی و علیرضا هاشمی و بازداشت اسماعیل عبدی، فشار افکار عمومی معلمان بر فانی و تیمش کم شده است؟
حکم علی پورسلیمان به خوبی نشان داد که حسن ظن به فانی نادرست بود و او و برخی از همراهانش بدشان نمی آید که صدای منتقدان خاموش شود تا آن ها با فراغ بال به کارهایشان ادامه دهند و متاسفانه با آن که در دل از دستگیری معلمان در بند شادمانند، به ظاهر خود را مغموم نشان می دهند.
در اینجا این خطاب درخشان قرآن کریم را، که حضرت امام خمینی (ره) در مقدمه کتاب آداب الصلوة، آن را آیه ای کمر شکن می خوانند، به حضرت فانی و معاون حقوقی اش، ناصری زنجانی یاد اوری می کنم که:
لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ* كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ(صف2و 3)
چرا چیزى مى گویید که انجام نمى دهید،نزد خدا سخت ناپسند است که چیزى را بگویید و انجام ندهید.
مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ/چرا که وعده تو که کردی و او به جا آورد
عادل عبدی استعفا دهد
به نظر می رسد که حداقل کاری که عادل عبدی مشاور فانی می تواند انجام دهد، استعفا در برابر این اقدام است. مگر نه این است که پورسلیمان عضو سازمان معلمان ایران بوده است؟ عادل عبدی چه اقداماتی برای لغو این حکم انجام داده است؟
حتما ایشان توجه دارند انتظار از مشاور تشکل ها بیش از هماهنگی برای برگزاری جلسات با مسئولان وزارت خانه است؛ که اگر فقط این بود، اصلا نیازی به این پست نبوده و نیست.
کسر از حقوق پورسلیمان و صرفه جویی در آموزش و پرورش !
به نظر می رسد با اجرای این حکم و کسر از حقوق علی پورسلیمان، فانی پایکوبان و دست افشان از این که توانسته است با این اقدام، در بودجه آموزش و پرورش صرفه جویی کند، بر خود آفرین می فرستد و به این توانایی و کارامدیش فخر همی کند و با خود می خواند: من آنم که اصغر بود پهلوان!
دلیل پنجم:
حضور پر رنگ بیت فانی در وزارت خانه!
الف-علی اصغر فانی، وابستگان سببی و نسبی خود را، بدون داشتن شایستگی، در امور آموزش و پرورش دخالت می دهد.
ب- هر کس که وابستگان سببی و نسبی خود را، بدون داشتن شایستگی، در امور آموزش و پرورش دخالت دهد، شایستگی وزارت ندارد.
نتیجه: علی اصغر فانی صلاحیت آموزش و پرورش را ندارد.
اثبات مقدمه اول: دکتر زهرا شیرمحمدی، مدیر دبیرستان غیر دولتی دخترانه دانشجو و همسر علی اصغر فانی است که این روزها در وزارت خانه و دیگر سازمان های آموزش و پرورش حضوری پر رنگ دارد. حضور بیت فانی، بعد از سلب اعتماد فانی از حمید رضا کفاش، معاون پرورشی، در وزارت خانه پررنگ تر از پیش شده است.
هم فکر حاج بابایی مدافع فانی می شود!
توجه داشته باشیم که مدافع فانی در قضیه ی استیضاح، در رسانه ملی، دکتر بهرام محمدیان، معاون پژوهشی فانی بوده است که بیشترین نزدیکی و هم فکری را با حمیدرضا حاج بابایی داشته؛ تا به این حد که او را به هنگام ثبت نام نامزدهای ریاست جمهوری، شایسته مقام ریاست جمهوری می دانسته است. تراژدی این است که مدافع فانی در آن شب نه کفاش بود و نه محمد بطحایی که قبلا به منزله دست راست و چپ فانی بودند. کسی به دفاع از فانی به دفاع پرداخت که حامی برنامه های حاج بابایی بود و در صورت عزل فانی، کاندیدای اول اصولگرایان مجلس برای وزارت آموزش و پرورش بود.
حضور محمدیان نشان داد که فانی بسیار تنها است و برای باقی ماندن بر پست خود، به محمدیان متوسل شده است؛ کسی که ابایی از مخالفت آشکار با برخی برنامه های دولت تدبیر و امید را ندارد.
آیا حضور پر رنگ بانو شیر محمدی در وزات خانه و سازمان های آن نشان دیگری از بی اعتمادی فانی به کفاش و بطحایی نیست؟
می توان پرسید حضور پررنگ این بانو در وزات خانه به جه علت یا دلیل است؟ آیا ایشان دارای پست و مسئولیتی در وزارت خانه هستند؟
بعید است که این گونه باشد.
در لیست انتصابات فانی چنین اسمی به چشم نمی خورد. آیا ایشان به صرف این که همسر علی اصغر فانی است اجازه این حضور پررنگ را پیدا کرده است؟ آیا همسران سایر کارمندان وزارت خانه و یاسازمان هایش می توانند برای دیدار با شوی خویش حضوری پر رنگ داشته باشند؟
دکتر شیرمحمدی که به حمدالله ،تعداد شاگردان مدرسه اش در این دو سال رشد چشمگیری پیدا کرده و ان شالله رشد بیشتری هم پیدا کند، معلمی هستند مانند همه معلمان دیگر که اگر کار یا مشکلی داشتند باید از طریق اداری و طبق روال به حل آن بپردازند. اگر مشکلی درباره مدرسه شان دارند می توانند و باید به کارشناسی مدارس غیر دولتی آموزش و پرورش منطقه 5 مراجعه کنند و طبق روال اداری پیگیر آن باشند. حضور پر رنگ این بانو در وزارت خانه و سازمان های آموزش و پرورش هیچ توجیه قانونی و شرعی ندارد، به خصوص که اخباری به گوش می رسد که ایشان سعی می کنند در انتصابات و تغییرات نقش ایفا کنند.
آیا بسته حمایتی از مدارس غیر دولتی محصول مشورت های ایشان است و نه سرکار مرضیه گرد مسئول مدارس غیر دولتی؟ آیا فراهم کردن وام 10 میلیون تومانی با سود 4 درصد برای متقضیان مدارس غیر دولتی، دست پخت وی نیست؟ آیا پر کردن نزدیک به 200 هزار صندلی خالی، تاکید می کنم صندلی خالی، از مدارس غیر دولتی، حاصل سیاست های پشت پرده ایشان نیست؟ آیا این احتمال، با وجود حضور پررنگ ایشان در وزارت خانه، امری خلاف واقع و دور ازا ذهن است:
ما از برون در شده مغلوب صد فریب /تا خود درون پرده چه تدبیر می کنند
حضور پر رنگ یک تهیه کننده در وزارت خانه
بالاتر از حضور تعحب انگیز بانو شیر محمدی، حضور پر رنگ جمال شیرمحمدی، برادر وی و برادر خانم جناب فانی است. جمال شیرمحمدی کیست و چه سابقه ای در آموزش و پرورش دارد؟با جست و جویی در اینترنت او را عضو سابق سپاه پاسداران و تهیه کننده سریال عصر پاییزی می یابیم. البته اطلاعات جالب دیگری هم از او به دست می آوریم که چندان به بحث این مقاله مربوط نیست. بنابر آن چه که یافت می شود، می توان گفت که وی هیچ سابقه ای در آموزش و پرورش ندارد. پس او حضور پر رنگ او در آموزش و پرورش برای چیست؟
آیا این تهیه کننده برنامه های تلویزیونی، در این روزها که صدا وسیما از لحاظ مالی وضعیت خوبی ندارد، به دنبال جذب اسپانسر برای برنامه های تلویزیونی از محل اعتبارات آموزش و پرورش است؟ آیا حضور پر رنگ برخی معاونت ها در آموزش و پرورش در سیما حاصل رایزنی های او است؟ شاید هم به دنبال ساختن برنامه های مشارکتی و تبلیغاتی است که این روزها در سیما فراوان پخش می شود و البته بودجه کم آموزش و پرورش را بر باد می دهد. شاید هم می خواهن حقوقی را که قرار است از علی پور سلیمان کسر کنند، برای ساختن برنامه های مشارکتی اختصاص دهند! والله اعلم
به هر حال به نظر می رسد که حضور پررنگ زهرا شیر محمدی و اخوی اش در وزارت خانه، هیج توجیه عقلی و شرعی نداشته و ندارد و حضرت فانی باید در این زمینه پاسخگو باشد؛ به خصوص که اخبار در گوشی وزارت خانه از نفوذ بیت فانی، بر او دارد و از جلسات متعدد این سه نفر گزارش داده اند.
سوگند علی اصغر فانی در برابر قرآن
به یاد داشته باشیم که علی اصغر فانی در پیشگاه قرآن محید و در برابر رییس جمهور سوگند یاد کرده است:" مبنای واگذاری مناصب را شایستگی، راستگویی و درستکاری قرار دهم و نزدیکان سببی و نسبی من در انتصابات از هیچ امتیاز و تقدمی برخوردار نباشند" .
بنا به دلایلی که آوردم، نشان داده شد که علی اصغر فانی صلاحیت وزارت آموزش و پرورش را ندارد و اگر به آن چه که در برابر قرآن قسم یاد کرده که" خداوند را در همه حالات ناظر بر اعمال و رفتار خویش و مسئولیت را امانتی الهی بدانم،" پایبند باشد لازم است در اسرع وقت استعقای خویش را تقدیم رییس جمهور محترم نماید.
در پایان به حضرت فانی برادرانه این سخن حافظ را یادآور می شوم که:
به طهارت گذارن منزل پیری و مکن/خلعت شیب چو تشریف شباب آلوده
امید دارم که رییس جمهور محترم، بعد از فارغ شدن از مسائل هسته ای و موفقیت های آن، هرچه زودتر به داد آموزش و پرورش برسد. البته اختمالا باید منتظر بود تا انتخابات مجلس برگزار شود و مجلسی هم سو با دولت بر سرکار بیاید که از دل این مجلس، بهتر از فانی روی کار نخواهد آمد. فکر می کنم که در انتخابات پیش رو، معلمان صورت حساب سوء استفاده برخی از نمایندگان مجلس، از مطالبات معلمان، برای گرفتن امتیازات بیشتر از فانی را ، برای آنان خواهند فرستاد.
پی نوشت:
این نوشته احتمالا باعث دل آزردگی فانی و دوستدارانش خواهد شد. روش نقد درست و اخلاقی این است که دلایل مرا بر این مدعا نقد کنند و ضعف های احتمالی آن را نشان دهند؛ نه این که به تخریب شخصیت نگارنده بپردازند که این کار، نه اخلاقی است و نه شرعی. البته آنان که از اقامه دلیل عاجزند و منافع خود را در خطر می بینند به این کارها اقدام می کنند؛ اما چه باک که:
غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل/شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد