صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

رضا مرادی عضو شورای نویسندگان سخن معلم  در مطالب پیش رو قصد نگارنده واکاوی نظام آموزشی ویرانگر 3-3- 6 نیست و تنها به جنبه هایی از آن به صورت موجز می پردازم. هرچه پیش می رویم زوایا و اثرات مخرب این به اصطلاح نظام – بی نظامی – آموزشی بیشتر پدیدار و هویدا می شود و بنیان و اساس نظری و فکری نادرست آن ازجهات گوناگون مشخص ترمی گردد .

بنده مدعی هستم بنا به دلائل و نقطه نظرات متعددی که در ادامه و پیش رو به آنان ورود و اشاره خواهم نمود این اقدام و حرکت را آگاهانه یا ناآگاهانه خیانتی آشکار و بین به انقلاب شکوهمند اسلامی و مبانی ارزشمند و مترقی اخلاق اسلامی و نیز نظام مقدس جمهوری اسلامی که برآمده از الله اکبرها و خون گران بهای شهداء است،می باشد.

البته انتظارمی رفت وزیر فعلی آموزش و پرورش و تصمیم سازان و مجریان ارشد آن وزارت خانه شجاعانه و نه منفعلانه با اجرای آن نظام آموزشی ویران گر که تبعات و هزینه های منفی گزافی برای جامعه و نظام تعلیم و تربیت کشور به وجود آورده اند مقابله نموده و آن را اجراء نمی نمودند اما اتفاق نامبارک و نادرستی که نباید روی می داد و غیرعاقلانه سنگی در چاه انداخته شد که عاقلان نخواهند توانست آن را بیرون آورند.

جالب است که این طیف علی رغم لطمات فراوان به کشور و آینده آن مدعی بازگشت و دردست گرفتن امور را دارند و پرداختن نگارنده به اقدام ویران گر آنان در پاره ای ازامور اثبات عدم شایستگی ایشان در دست گرفتن سرنوشت و رقم زدن آینده کشور می باشد که مردم فهیم گول و فریب دسیسه های آنان را نخورده و اجازه ی بازگشت به آنان را در صحنه ی سیاسی و اجرایی کشور را ندهند.

اما چرا می گوییم خیانت به جمهوری اسلامی .تلاش تمامی علاقه مندان و دل سوزان باید از بین بردن انواع مشکلات در جامعه و برداشتن آنان از جلوی راه مردم باشد تا ایشان نسبت به نظام سیاسی کشور خود همواره خوشبین بوده و حمایت و هواداری از آن را یک وظیفه ی ملی تلقی نمایند، متاسفانه باید اذعان نمود نظام آموزشی مذکور هزینه های اجتماعی منفی متعدد و عدیده ای را برای نظام سیاسی کشور به وجود آورده و شکل داده است ،با مراجعه و مطالعه ی میدانی درخصوص ابعاد اجرایی و عملیاتی آن نظام آموزشی غیر عقلانی و غیرمنطقی به بازده و انعکاس منفی آن دربین همکاران شریف فرهنگی، دانش آموزان و اولیاء محترم آنان و سپس بازتولید منفی تر آن درسطح کلان جامعه برخورد نموده و پی می بریم ،که به بعضی مصادیق آن می پردازم .

با مراجعه به مناطق آموزش وپرورش در بحث سامان دهی معلمان و دبیران معزز به حجم وسیع نارضایتی های فراوانی برخورد و مواجه می شوید که حکایت از عصبانیت و ناخرسندی آنان از چنین چینش و سازمان دهی دارد که نارضایتی نگران کننده ای را شکل داده است . این وضعیت سبب شده معلمانی که در یک دوره ی آموزشی خاص تبحر و تخصص داشته و از جهات علمی و شخصیتی خود را آماده خدمت دریک دوره خاص نموده اند الان بدون آنکه اقناع شده و آموزشی دیده باشند و بر خلاف مهارت و سلیقه و توان علمی خود به دوره ای گسیل گردند که برای آن آماده نشده و تربیت نگردیده اند که این انتقال پیامدهای نابه سامانی را به دنبال می آورد و چنین وضعیتی برای دانش آموزان نیز نتایج بسیار بغرنجی را تولید نموده و می آفریند.

دبیری که حسابان تدریس می کرده به دوره ی ابتدایی گسیل داده شده و به علت نداشتن اطلاع کافی دانش آموزی را که تبحر در نقاشی داشته و دراین زمینه دارای رتبه بوده است را به آشنا و تبحر در نقاشی نداشتن متصف نموده است که این امرسبب ایجاد مشکل و آلام روحی برای آن دانش آموز گردیده است،این اتفاقات و رویدادها به اشکال و تنوع های متعدد متاسفانه در آموزش و پرورش و مدارس ما درحال نضج و شکل گیری است که بسیار پیامدهای ناگواری از جهات تربیتی و آموزشی داشته و هزینه های سیاسی و اجتماعی عدیده ای را به دنبال خواهد داشت که بیان و توضیح دقیق و ظریف آن در این مجمل نمی گنجد.

تاثیر منفی این اقدام بر روحیه ی سایر همکاران نیز حائز توجه است که همکار اعزام شده از دوره ی بالاتر به مقطع پایین تر در دو یا سه روز در هفته ماموریتش پایان می یابد ولی همکار دیگر باید پنج روز هفته را در مدرسه به انجام وظیفه بپردازد که این با احتساب درآمدهای نه چندان متفاوت پیامدهای نامطلوبی را به دنبال داشته است.

اما چرا می گوییم خیانت به تعلیم وتربیت و اخلاق، تبدیل ارزش های انسانی جهان شمول به رفتارهای انسان ها از جمله اهداف و برنامه های نظام های مختلف می باشد . توجه به نکات تربیتی و اخلاقی هم درکلان و هم دراجزاء از آموزه های دینی است و توجه به آنان سازنده و مقوم شخصیت انسان ها و زمینه سازسعادتمندی آنان است.

متاسفانه نظام آموزشی مذکور بنا به دلائل متعدد ظرافت ها و نکات اخلاقی و تربیتی را مد نظر قرارنداده است که در مطالب پیش رو به صورت موجز به پاره ای از آنان اشاره می نمایم.

1- در بعضی ازمناطق آموزشی به جهت وضعیتی که ره آورد نظام آموزشی مذکور می باشد دانش آموزان سال اول ابتدایی با دانش آموزان سال ششم یا دانش آموزان اول ابتدایی با دانش آموزان دوره ی اول متوسطه و حتی سال های بالاتر در یک واحد آموزشی به تحصیل گماشته و اشتغال یافته و از مکان های مشترک چون حیاط، آب خوری و... درنظر بگیرید ؛ دانش آموز سال اول را که با چه مشقتی باید در زنگ کوتاه تفریح آب بیاشامد را....و توالت استفاده نمایند که این نکته از جهت اخلاقی و تربیتی با توجه به زمان متفاوت بلوغ برای هریک تبعات بغرنج و نامطلوب تربیتی را به دنبال خواهد داشت .

2- گسیل و اعزام معلمان محترمی که برای آن دوره تربیت نشده اند در مخاطبین – دانش آموزان - بداخلاقی و تاثیرات نامطلوبی را به دنبال خواهد داشت چراکه آموزش و پرورش مدعی تحقق ارزش های اخلاقی چون رعایت عدالت، احقاق حقوق شهروندی،اخلاق مداری و... است که نظام آموزشی مذکور در عمل بسیاری از آن اهداف و مشخصه های مورد ادعا را زیر سئوال برده و دروغ و شعارتوخالی را به ذهن متبادر می نماید که این از اساس باورها و اعتقادات را هدف قرارمی دهد.

3- اشاعه ی و حاکم گرداندن تز هدف وسیله را توجیه می نماید که تبدیل به باور شدن آن دربین جامعه ی تحت پوشش آموزش پرورش بسیار خطرناک می نماید که باتوجه به محتوا و عملکرد نظام آموزشی مذکور بسیار شکل گیری آن را محتمل می نماید.

4- ندیدن منافع ملی و اصرار بر اجراء وحاکمیت تفکر و برنامه ای نادرست به منظور اثبات خود - خودیت و فردیت - که خودرایی و استبداد را اشاعه داده و تعلیم می نماید که بسیار خطرناک می باشد. این موارد و موارد بغرنج فراوان دیگر را دانش آموزان فهیم متوجه شده و این می تواند در انگاره ها و باورها و ایجاد حس ملی و علاقه مندی آنان به کشور و آینده آن تاثیرمنفی بگذارد. لطمات نظام آموزشی مذکور به اخلاق و محوریت آن بسیار پردامنه و وسیع است که به موارد مذکور اکتفا می نمایم .

صدمات و خسارت های دولت قبلی بر هیچ شخص مطلع و آگاه و دلسوزی پوشیده نیست ؛ نگارش مطالب مختصر فوق ازآن جهت می باشد که آنانی که مسبب صدمات فراوان بوده اند نه تنها مورد بازخواست جدی قرار نگرفته اند بلکه این افراد با جسارت و وقاحت زیاد به دنبال بازگشت به قدرت هستند که باید هوشیار و بیدار بود.

به جای آن که فرهیختگانی چون پورسلیمان ، باغانی و هاشمی به مسلخ روند ؛ فرصت سوزانی چون حاجی بابایی باید به دست عدالت و قانون سپرده شوند .


آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

https://telegram.me/sokhanmoallem

منتشرشده در یادداشت

گروه اخبار / اولین ماه از تعطیلات تابستانه مدارس به نیمه رسیده است و گرمای ماه مرداد بیش از پیش خودنمایی می‌کند. هرچند طعم شیرین تعطیلات تابستانی برای دانش آموزان و معلمان بیشتر از تلخی گذر ایام است اما برآمدن آفتاب سوزان مرداد حکایت از نزدیک شدن بازگشایی دوباره مدارس دارد.

هرچند همیشه مدیران و مسئولین مدارس بعد از بازگشایی به فکر تغییر و تحول و اتمام کارهای عقب افتاده خود می‌افتند و دانش‌آموزان تا هفته‌ها و ماه‌ها بعد از آغاز سال تحصیلی جدید باید بوی رنگ و صدای دنگ دنگ تیشه کارگران را تحمل کنند اما تعطیلات تابستانی برای مدارس می‌تواند فرصتی مناسب برای تازه کردن نفس و آغاز فصلی جدید در شیوه و نگرش آموزشی مدارس و حتی سیستم آموزش و پرورش کشور باشد.

 

چالش‌های پیش روی آموزش و پرورش

در سال‌های اخیر وزارت آموزش و پروش با مشکلات فراوانی از جمله تجهیز سیستم گرمایشی مدارس، پرداخت دیه به دانش‌آموزان حادثه دیده شین آباد تا اعتراض معلمان به وضعیت معیشتی‌شان روبرو بوده است. این وزارتخانه هرچند توانسته است از پسِِ برخی از این مشکلات برآید اما این کشتی فرو رفته در گِل باز هم مشکلات فراوانی را پیش رو دارد.

اُفت کیفیت آموزشی و اُفت سطح سواد دانش‌آموزان، یکی از مشکلاتی جدی است که به چالشی برای وزارت آموزش و پرورش تبدیل شده و عملکرد آموزش و پرورش را دچار نقد بسیاری کرده است. این موضوع، هر چند در سطوح ابتدایی نمایان است اما در پایه‌ متوسطه به اوج خود می‌رسد.

بررسی های ۱۰ ساله اخیر نشان می دهد؛ هر سال، سطح سواد پذیرفته شدگان دانشگاه‌ها (که همان دانش‌آموزان فارغ التحصیل مدارس متوسطه هستند)، پایین و پایین تر می آید. کارشناسان حوزه آموزش معتقدند ادامه این روند بار باعث افول بار علمى دانشگاه ها و در نتیجه کاهش شدید نخبگان و افزایش انسان هاى با مدرک تحصیلى بالا ولى کم سواد (توهم علم زدگى) خواهد شد.

 

عدم اجرای صحیح برنامه‌های درسی، دلیل کاهش کیفیت آموزشی مدارس

در رابطه با علت این اُفت کیفیت آموزشی در مدارس دلایل متعددی از شیوه نامناسب تدریس معلم، برنامه نامناسب درسی تا پایین بودن نسبت معلم به دانش آموز وجود دارد. در همین راستا وزارت آموزش و پرورش در سال‌های اخیر در صدد رفع مشکلات آموزشی کشور برنامه‌های متعددی را از تألیف چندباره کتب درسی، تغییر پی در پی پایه‌های تحصیلی تا رتبه بندی مدارس کلید زده و یا برخی از آنها را اجرایی کرده است.

با این حال سال گذشته علی زرافشان، معاون متوسطه وزارت آموزش و پرورش، عدم اجرای صحیح برنامه‌های درسی را یکی از دلایل کاهش کیفیت آموزشی مدارس عنوان کرده است.

 

ایجاد فضای رقابتی برای افزایش کیفیت با رتبه بندی مدارس

 هر چند رتبه بندی مدارس در سال 90 همراه با تدوین و انتشار سند تحول بنیادین آموزش و پرورش در دوره دولت نهم کلید خورد و از آن به عنوان ابزاری برای ایجاد فضای رقابتی در جهت حرکت رو به جلو آموزش یاد می‌شد اما پس از آمدن وزیر جدید در وزارت خانه آموزش و پرورش سرنوشت آن مسکوت ماند.

ابراهیم سحرخیز، معاون وقت آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش در مصاحبه‌ای که در آن سال‌ها با خبرگزاری پانا داشته، شاخص‌های آموزشی، تربیتی و همچنین شاخص‌های مربوط به فیزیک ساختمان، امکانات و تجهیزات مدرسه را در رتبه بندی مدارس موثر دانسته و گفته است: رتبه بندی، مدیران و عوامل اجرایی مدارس را به تکاپو می‌اندازد. او همچنین رسیدگی به امور مربوط به رتبه بندی مدارس را در اولویت دستور کار وزارت آموزش و پرورش وقت دانسته است.

طرح رتبه‌بندی مدارس از استان تهران آغاز شد و پس از آن سرانجام این داستان نامعلوم ماند. اما این روزها اخبار حکایت از ورود رتبه‌بندی به مدارس نمونه دولتی دارد که بیشتر به منظور تعیین تکلیف شهریه دانش‌آموزان است.

 

ایران در کجا جهان ایستاده است؟

اگر علاقه‌مند به دانستن رتبه مدارس کشور بوده‌اید و جست‌و‌جویی در فضای مجازی کرده باشید حتما دیده‌اید که به غیر از رتبه‌بندی برخی مدارس آن هم براساس شاخصه ورود دانش‌آموزان به دانشگاه‌ها چیز دیگری را نمی‌توانید بیابید.

بی بی سی چندی پیش آماری را از رتبه‌بندی مدارس جهان در سال 2015 منتشر کرده است که حضور ایران در آن بسیار حائز توجه است.

در این گزارش آمده است، کشورهای آسیایی در بالای این جدول و کشورهای آفریقایی پایین ترین مکان را در این رده بندی از آن خود کرده‌اند.

در این میان ، مدارس سنگاپور در رأس این رده‌بندی و بعد از آن هنگ‌کنگ قرار گرفته است اما پایین ترین رده‌بندی در این رنکیگ متعلق به کشور آفریقایی غنا است.

انگلستان در میان کشورهای اروپایی رتبه 28 و آمریکا رتبه 29 را در رده‌بندی مدارس در جهان به خود اختصاص داده‌اند.

اتاق فکر اقتصادی OECD دراین باره نوشته است: مقایسه نمره آزمون 76 کشور نشان می‌دهد که رابطه مستقیمی بین رشد اقتصادی و وضعیت آموزش و پرورش وجود دارد.

در این میان ، ایران در پایین جدول رتبه‌بندی مدارس جهان قرار گرفته است و رتبه 51 را از میان 76 کشور از آن خود کرده است.

همچنین در میان کشورهای همسایه‌ ایران، ترکیه با کسب رتبه 41 عملکرد بهتری را داشته است. ارمنستان نیز با رتبه 50 یک پله از ایران بالاتر است.

این آمار اولین رتبه‌بندی از مدارس جهان است که کیفیت آموزش و پرورش را در جهان به نمایش گذاشته است.

این رتبه بندی، ادغامی از ارزیابی‌های بین المللی، نظیر آزمون پیزا OECD ، آزمون TIMSS اجرا شده توسط دانشگاهیان ایالات متحده آمریکا و آزمون TERCE در امریکا لاتین که کیفیت آموزشی را در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه بررسی می‌کند، است.

رتبه بندی مدارس و نظام آموزشی ایران در میان کشورهای جهان

رتبه‌بندی مدارس جهان براساس ریاضی و علوم  

براساس این آمار، کشور سنگاپور در رتبه‌بندی سال 2015 بهترین عملکرد را داشته و در میان کشورهای جهان رتبه نخست را بدست آورده است در حالی که در سال 1960 سطح بالایی از بی‌سوادی در این کشور وجود داشته است.

مطالعات در انگلستان نشان می‌دهد که حدود یک پنجم نوجوانان انگلیسی مدرسه را بدون اینکه دیپلم بگیرند، ترک می‌کنند. اتاق فکر اقتصادی OECD معتقد است که بهبود مهارت و کاهش میزان دانش آموزانی که هر ساله در انگلستان ترک تحصیل می‌کنند، می‌تواند تریلیون دلار به اقتصاد انگلستان کمک کند.

این رتبه‌بندی مدارس جهان که براساس علوم و ریاضی انجام شده بسیار گسترده‌تر و جامع‌تر از تست‌های پیزای OECD است که براساس استانداردهای آموزش و پرورش از کشورهای صنعتی و ثروتمند انجام می‌شود.

رتبه‌بندی بیش از یک سوم کشورهای جهان نشان می‌دهد که کشورهایی مانند ایران، آفریقای جنوبی، پرو و تایلند توانسته‌اند خود را تا حدودی به کشورهای دیگر در امر آموزش و پرورش نزدیک کنند.

این رتبه بندی و جایگاه ایالات متحده آمریکا نشان می‌دهد که عملکرد آموزشی مدارس آمریکا به نسبت عملکرد آموزشی مدارس اروپایی بسیار ضعیف‌تر بوده به صورتی که حتی کشور ویتنام از ایالات متحده آمریکا نیز پیشی گرفته است.

 

رابطه مستقیم  رشد اقتصادی و وضعیت آموزش و پرورش در کشورها 

بررسی های صورت گرفته نشان می دهد که  اگر تمامی افراد در کشورها به سطح پایه‌ای از آموزش و پرورش دست یابند، تولید ناخالص داخلی در آن کشور افزایش خواهد داشت.

رتبه بندی مدارس و نظام آموزشی ایران در میان کشورهای جهان

در این اینفوگرافیک رشد تولید ناخالص داخلی در طول عمر دانش آموزان برآورده شده و فرض شده است که اگر تمامی دانش آموزان در مدرسه ثبت نام کنند و به مهارت‌های حداقلی در مدارس دست یابند تا چه اندازه می توانند بر رشد اقتصادی و پتانسل اقتصادی کشور مؤثر باشند.

هرچند مدارس ایران در رتبه بندی مدارس جهانی در رده های پایین قرار دارد اما این انفوگرافی نشان می‌دهد که در صورتی که مدارس ما عملکرد بهتر و مناسب تری داشته باشند خواهند توانست پتانسیل بالای اقتصادی را در کشور ایجاد کنند.

یافته‌های به دست آمده از این بررسی به طور رسمی در انجمن آموزش و پرورش جهانی در کره جنوبی ارائه گردیده است که منجر به برگزاری کنفرانسی در سازمان ملل متحد با هدف بالا بردن آموزش و پرورش جهانی تا سال 2030  شده است.

ایسکانیوز

سخنان رئیس سازمان نظام روان شناسی كشور در مورد کارکرد و عملکرد صدا و سیما  گروه اخبار /

غلامعلی افروز با بیان اینكه بارها به مسئولان صداوسیما گفتیم كه در 40 سال گذشته نتوانستیم در صداوسیمای‌مان سیمای یك خانواده مطلوب را ترسیم كنیم اظهار داشت: متأسفانه هنر ما این است كه وضع موجود را بزرگ كرده، پخش می‌كنیم.
وی با انتقاد از این گونه فیلم‌ها و سریال‌ها تصریح كرد: این چه خانواده‌ای است ما نشان می‌دهیم كه در آن جوان جاسوئیچی دستش است و تكان می‌دهد و می‌گوید:« ننه كاری نداری؟ ما رفتیم»، این چه عبارتی است كه برای صحبت با مادر به كار می‌رود؟، اینكه «بابا گیر نده»، یا ادبیاتی كه زن و شوهر و فرزند از هم گله‌ می‌كنند كه «بچه در را باز كن، چرا دیر آمدی؟ ».

افروز ادامه داد: این ادبیات متأسفانه متداول شده و دلیل آن هم این است كه ما بلد نیستیم وضع مطلوب خانواده قرآنی، خانواده علی و زهرا علیهما سلام را ترسیم كنیم در حالی كه می‌توانیم ترسیم كنیم ولی فكر می‌كنیم بیننده نخواهد داشت در حالی كه اشتباه است.

رئیس سازمان نظام روان شناسی كشور با اشاره به فیلمی كه در امریكا 40 سال است پخش می‌شود گفت:‌ فیلمی را زمانی كه قبل از انقلاب در امریكا دانشجو بودم با عنوان‌«خانواده جان وال‌تون» یكی دومرتبه دیدم و بعد از آن آن قدر به این فیلم علاقه مند شدم كه به دنبال این خانواده می‌گشتم، حتی گاهی اوقات كه خانه اساتیدمان مهمان بودیم، می‌دیدم كه اساتیدم هم این فیلم را نگاه می‌كردند و در آنجا بحث می‌كردیم كه این برنامه زیباست.

افروز با اشاره به محتوای این فیلم تصریح كرد: در این فیلم به محض اینكه شوهر می‌خواست به خانه بیاید، خانم بلند می‌شد و با كلمه «بفرمایید عزیزم» از شوهرش استقبال می‌كرد، شوهرش هم هنگام ورود به خانه، دست خانم را می‌بوسید و وارد خانه می‌شد، بچه‌ها نیز دست بابا را می‌بوسیدند و به عنوان مثال پسری كه حواسش نبود به استقبال پدر بیاید، فرزند دیگر به او می‌گفت كه «بابا آمده است» این یعنی اینكه چرا استقبال نمی‌آیی؟

وی با بیان اینكه در این فیلم در هنگام صرف غذا، پدر خانواده به پسرش می‌گفت كه « امروز، پسرم شما دعا كن، ادامه داد:‌ این خانواده با ادبیات زیبای عاطفی با هم ارتباط داشتند و من وقتی سه ماه پیش كنگره‌ای در كانادا داشتم، وقتی در خانه بودم، دیدم هنوزم كه هنوز است، بعد از 40 سال این سریال ادامه دارد و بابای خانواده پیر شده است و جان، بزرگ شده است.

رئیس سازمان نظام روان شناسی كشور خاطرنشان كرد: نكته مهم اینجاست كه بعد از 40 سال این فیلم پربیننده‌ترین بود چرا كه مخاطبان فیلم، همه كاستی‌هایشان را در این فیلم پیدا می‌كردند، یعنی آن قدر پرجاذبه و ساده بود كه 40 سال هر هفته قسمتی از این فیلم را نشان می‌داد كه این نشان می‌دهد خانواده محبوب را همه دوست دارند.

افروز یادآور شد: در مقابل سریالی در تلویزیون ایران نشان داد كه بچه‌ها مشاهده آن را دوست داشتند كه در آن فیلم، باجناق‌ها سَرِ خانم‌های‌شان را كلاه می‌گذاشتند چرا كه به زنان‌شان می‌گفتند كه ما سر كار می رویم ولی ماهیگیری می‌رفتند و در مقابل خانم‌ها هم وقتی متوجه می‌شدند، بالش‌ها را به سوی شوهران‌شان پرتاب می‌كردند.

وی با بیان اینكه من از پخش این فیلم خیلی ناراحت بودم گفت: به همسرم گفتم كه « متأسفم كه این فیلم پخش می‌شود »؛ درست است كه پربیننده است و مردم می‌خندند اما این فیلم رابطه زن و شوهر را به گونه‌ای نشان می‌دهد كه به هیچ عنوان صحیح نیست؛ در این فیلم خانم‌ به روی شوهرش در را می‌كوبد و بیرون می‌اندازد و بعد آقا هم سر خانمی كه باید رازدار هم باشند را كلاه می‌گذارد.

رئیس سازمان نظام روان شناسی كشور با بیان اینكه صداو سیما باید این بصیرت را ایجاد كند خاطرنشان كرد: باید به دنبال نوشتن سناریوی خانواده مطلوب باشیم؛ شبكه یك سیما فیلم خانوادگی را با داستان زیبا اجرا كند كه مطمئن هستیم می‌تواند مورد استقبال مردم واقع شود، چرا كه مردم دوست دارند همان را كه كم دارند در فیلم‌ها جست و جو كنند؛ یعنی وقتی آقا به خانمش می‌گوید: «من فدای تو بشوم و دستش را می‌بوسد»، همه زن‌های دنیا می‌گویند كاش شوهر من این گونه بود، یعنی با تماشای آن كاستی‌های خود را جبران می‌كنند.

افروز گفت: خدای متعال، انسان‌ها را محبت‌پذیر و اخم‌گریز آفریده است؛ خدا آدم‌ها را تكریم‌طلب و تكذیب‌ستیز خلق كرده است و چون این را در خانواده‌شان نمی‌بینند ولی در یك داستان می‌بینند كه یك خانواده حقیقی را روایت می‌كند، شیفته آن می‌شوند.

تسنیم

گروه گزارش /

دکتر سید کاظم اکرمی وزیر سابق آموزش و پرورش و مشاور عالی فانی

در میان انبوه مشاورانی که فانی را احاطه کرده اند شاید فقط  این « دکتر اکرمی » است که روحیه معلمی خود را حفظ کرده است و سعی می کند با صداقت و شفافیت سخن بگوید .

دکتر اکرمی تاکنون انتقادات فراوانی را در رابطه با عملکرد وزرای آموزش و پرورش در دولت های نهم و دهم مطرح نموده است .

او در اردیبهشت ماه سال جاری در گفت و گو با روزنامه اعتماد چنین گفت :

« مهم‌ترين دوره‌اي كه بايد مشكل معلمان حل مي‌شد، دوره آقاي احمدي‌نژاد بود. دوره وزارت آقايان فرشيدي، دكتر علي احمدي و آقاي حاجي بابايي. اين سه نفر بايد پاسخ دهند كه با آن‌همه پول چرا نتوانستند از دولت مطالبات معلمان را بگيرند...»  ( این جا )

در هنگامه استیضاح وزیر آموزش و پرورش نیز این دکتر اکرمی بود که به نقد رفتار دوگانه و غیرصاقانه مجلسیان در برخورد با مطالبات فرهنگیان و معلمان پرداخته و انتقادات تندی را متوجه استیضاح کنندگان نمود .

مشاور عالی وزیر آموزش و پرورش در ادامه گفت‌وگو با «قانون» به برخی دیگر از سکوت‌های مجلس در قبال وزارت آموزش و پرورش دولت قبل و مشکلات زیادی که ایجاد کرد، اشاره کرده و مي‌گوید:"  از سال 88 به بعد در وزارت آموزش‌ و‌ پرورش بیش از 100 هزار آموزگار استخدام شده‌اند که عمدتا آموزش ابتدایی ندیده اند، نه روان شناسی کودک و نه روش تدریس نخوانده اند. عده ای از آنها حتی دیپلم نداشته و خدمتگزار بودند که در برخی مناطق به شکل خاص برای آنها دیپلم درست کرده اند و گذاشتند روی دست وزیر فعلی !

آقایان نماینده مجلس این موقع‌ها کجا بودند که سیاست‌های غلط آموزش‌و‌پرورش را از ریشه زد. چرا آن احضار مدام به مجلس و کارت زرد و قرمز و آبی و ... نبود؟ آقای فانی وارث این همه مشکلات است و مي‌توانست نباشد الان هم دولت تعهد کرده که ساماندهی کند و اما طور دیگری از سوی مجلس رفتار مي‌شود.

بسیاری از باشگاه‌های فرهنگیان در کشور به خاطر شام و ناهارهای دوره قبل وزارتخانه و افطاری‌هايی‌ که در دوره احمدی نژاد داده شده است، از وزارتخانه بستانکار است، چرا آقایان نماینده به اینها توجه نمي‌کنند؟ چرا به خاطر سوالات کوچک وزیر را درگیر مي‌کنند. خدا کند یکی از اینها – نمایندگان مجلس معترض به فانی - در دوره‌های آینده بر روی صندلی وزارتخانه بنشیند و بفهمد چقدر اذیت شدن وزیر مشکل ساز است..."(  این جا )

 و اکنون دکتر اکرمی پس از اطلاع یافتن از محتوای حکم قطعی شده در هیات تجدید نظر وزارت آموزش و پرورش برای علی پورسلیمان به سخن معلم گفت :

" بابت صدور این حکم برای مدیر گروه سخن معلم متاسفم .

متاسفانه در سال های قبل این قبیل احکام برای معلمانی که به دنبال مطالبات صنفی خویش بودند صادر گردید و خیلی از آن ها سیاسی است  و حتی جایگاه قانونی ندارد .

نباید این حکم را برای آقای پورسلیمان صادر می کردند "

او سپس ابراز امیدواری نمود تا با نامه نگاری و پیگیری این قضیه حل شود .

« گروه سخن معلم » از ابراز نظر و همدلی آقای دکتر سید کاظم اکرمی در این مورد تشکر و قدردانی می کند و امیدوار است که صدای این کارشناسان دلسوز و صادق و انتقادات آن ها در وزارت آموزش و پرورش شنیده شود .

پایان گزارش /

منتشرشده در گفت و شنود

 ارزیابی عملکرد دانش آموزان در نظام های آموزشینحوه‌ی عملکرد یک دانش‌آموز بستگی دارد به شرایط و نیز تصویری که او از خود در ذهنش پرورانده. فعالان حوزه‌ی روان شناسی اجتماعی دانش آموزان از مدتی پیش تا به الآن سعی کرده‌اند تا تأثیر همکاری یا رقابت و نیز جنسیت را در موفقیت تحصیلی دانش آموزان به تصویر بکشند.

معلمان در دفتر خود مشغول به بحث و تبادل‌نظر هستند. معلم ریاضی در مورد دانش‌آموزی به نام نیکولا می‌گوید: «نیکولا بی‌اندازه شلوغ است! او واقعاً نمی‌تواند سر کلاس درس رفتار مناسبی از خود نشان دهد!». معلم تاریخ و جغرافیا اما نظر دیگری دارد: «عجیب است، او در کلاس من رفتار بسیار مناسبی دارد و حتی جزو بهترین‌هاست! »

چنین تفاوتی در نحوه‌ی رفتار و عملکرد – چه در مدرسه و چه جامعه- از کجا نشئت می‌گیرد؟ این مسئله بدون شک نه‌ تنها در مدرسه بلکه در تمامی نظام‌های آموزشی که ارزیابی رفتار و عملکرد دائمی است، مشکلی اساسی محسوب می‌شود.

باید به این مسئله اعتراف کرد که نه ظرفیت‌های شناختی و نه ظرفیت‌های اجتماعی به‌طور مستقیم قابل ارزیابی نیستند و تنها می‌توان بر اساس پایه‌ای از رفتارها و عملکردها آن ها را مورد بررسی قرارداد. یک دانش‌آموز ممکن است در یادگیری درس ریاضی استعداد بالایی داشته باشد و در خانه هم خیلی خوب عمل کند، اما به علت عدم وجود بستری مناسب نتواند عملکرد خوبی در کلاس درس داشته باشد؛ بنابراین بهتر است قبل از آنکه از ناتوانی یک دانش‌آموز درزمینه‌ی خاصی صحبت شود، بررسی بسیار دقیق و سخت‌گیرانه‌ای صورت بگیرد.

به همین منظور زمانی که می‌خواهیم رفتارهای یک دانش‌آموز را توضیح دهیم، باید تمامی معیارها، ارزش‌ها و نیز اتفاقاتی که درگذشته برای او در بسترهای تاریخی، اجتماعی و نیز فرهنگی رخ‌داده را بررسی کنیم. مدرسه به‌طور مشخص محلی شکوفایی توانایی‌ها، شکل‌گیری تصویر ذهنی از خود و نیز بروز رفتارهایی است که حداقل بخشی از آن‌ها در فرهنگ هر منطقه و کشوری محترم و حائز اهمیت بسیاری بوده و ارزشمند محسوب می‌شود. این مسئله به‌خصوص در کشورهای آمریکای شمالی و غرب اروپا جریان دارد. در این کشورها فرهنگ‌ها به شکلی توسعه ‌یافته که افراد اغلب خود را با دیگران مقایسه می‌کنند. این مقایسه بدون شک آثار بسیار مهمی در ابراز توانایی‌های دانش آموزان دارد. پررنگ‌ترین این آثار را می‌توان ازیک‌طرف در مدیریت روابط اجتماعی ایشان با سایرین و نیز یادگیری‌شان در کلاس درس یافت.

 [1]تحقیقات بسیاری نشان داده‌اند که این مسئله از دوران ابتدایی آغاز می‌شود. دانش آموزان با بررسی واکنشی که معلم نسبت به رفتار خود ایشان و یا همکلاسی‌شان از خود نشان می‌دهد پی می‌برند که چگونه می‌توانند در کلاس درس مورد تشویق معلم قرارگرفته و یا از تنبیه شدن فرار کنند، به همین ترتیب ایشان ارزش‌ها و معیارهای حاکم بر کلاس خود را فرامی‌گیرند. ایشان یاد می‌گیرند که سر کلاس درس نباید بدوند، با دقت به حرف‌های معلم خود گوش دهند و ... قوانین و مقرراتی که در بادی امر شرایط اجرا و نیز معنی‌شان نامفهوم می‌نماید ولی کم‌کم با کنترل معلم در کلاس و به‌خصوص مقایسه‌ی دائمی بین خود و همکلاسی‌هایشان با این قوانین آشنا می‌شوند. این فرآیند به جامعه‌پذیری دانش‌آموز نیز کمک زیادی می‌نماید. دانش‌آموز با طی فرآیند یادشده ظرفیتی را به دست می‌آورد که از آن تحت عنوان ظرفیت اجتماعی یاد می‌شود؛ یعنی ظرفیت درک انتظاراتی که فرهنگ حاکم بر جامعه از او دارد و نیز برقراری تعامل مناسب با همکلاسی‌ها و هم‌مدرسه‌ای‌های خود.

از آغاز دوران ابتدایی، مقایسه‌ی خود با سایرین سبب افزایش شناخت دانش‌آموز نسبت به خود می‌شود. دانش آموزان که در دوران ابتدایی هنوز شناخت کافی نسبت به ظرفیت‌های شناختی خود به دست نیاورده‌اند، توجه بسیاری به نتایجی که هم‌کلاس‌هایشان به دست می‌آورند و جایگاه درسی خود در کلاس درس نشان می‌دهند.[2] به‌خصوص در مهم‌ترین درس‌ها مثل ریاضی. نتیجه‌گیری دانش آموزان از این مقایسه‌ها چه درست باشد و چه غلط سبب می‌شود تا وی کم‌وبیش به شناخت از مفهوم مدرسه و وضعیت خود در آن برسد؛ شناختی که موفقیت و شکست دانش‌آموز نیز در آن مؤثر است و به‌خودی‌خود نقش بسیار حائز اهمیتی در گسترش ظرفیت‌های شناختی او ایفا می‌کند.[3]

نقاشی یا هندسه؟

در تحقیقی که به‌تازگی صورت گرفته[4]، از دانش آموزان مقطع ابتدایی خواستند تا ظرف مدت ۵۰ ثانیه شکل پیچیده‌ای را حفظ کنند، شکلی که هیچ معنی خاصی نیز نداشت. سپس ایشان باید شکل را روی یک برگ کاغذ و با بهره‌گیری از حافظه‌ی خود مجدداً ترسیم می‌کردند. قبل از شروع این آزمون به دانش آموزان گفته بودند که قرار است توانایی‌های ایشان را در حوزه‌ی هندسه یا نقاشی نیز بسنجند (دانش آموزان به‌صورت تصادفی دریکی از این دو گرایش قرار داده می‌شدند). هدف از به اجرا درآمدن این مطالعه به تصویر کشیدن این مسئله بود که توانایی‌های دانش آموزان به‌طور مستقیم بستگی دارد به تصویری که ایشان از خودشان در حوزه‌ی موردنظر دارند. زمانی که دانش آموزان واژه‌ی هندسه به گوش شان می‌رسید، از این لحاظ که این درس سخت‌تر بوده و بسیاری از ایشان نیز قبل پیش‌آمده بوده که از آن نمره‌ی پایینی کسب کنند، به‌طور ناخودآگاه ظرفیت مغز ایشان در حفظ کردن و سپس پیاده کردن مطلب فراگرفته شده پایین می‌آید.

در جریان تحقیق صورت گرفته، دانش‌آموزانی که در هندسه عملکرد پایین‌تری نسبت به سایرین داشتند نتیجه‌ی پایین‌تری نسبت به دانش آموزان قوی‌تر کسب کردند. در مقابل، در حوزه‌ی نقاشی، تقریباً عملکرد تمامی دانش آموزان یکسان بود چراکه دیگر تفاوتی بین دانش آموزان خوب و بد وجود نداشت! به این سبب که کاری که دانش آموزان باید انجام می‌دادند، چه در حوزه‌ی نقاشی و چه هندسه، کاملاً یکسان بود، این مسئله کاملاً به اثبات رسید که عملکرد ایشان به‌طور مستقیم بستگی داشته به تصویر ذهنی‌ای که ایشان از خودشان در هر درس داشته‌اند. نتایجی که دانش‌آموز در مدرسه کسب می‌کند بیش از آنکه نشان‌دهنده‌ی ظرفیت‌های یادگیری وی باشند، تأثیر بستری را نشان می‌دهد که مسئولان و متخصصان باید به دنبال شیوه‌های مختلف تأثیرگذاری آن بر دانش‌آموز باشند.[5]

این مسئله دقیقاً به همین شکل برای توانایی‌های اجتماعی نیز مصداق دارد.[6] درواقع ، جایگاه دانش آموزان نسبت به یکدیگر در کلاس درس شدت و نحوه‌ی تعاملات احساسی ایشان را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ به‌خصوص در کلاس‌هایی که معلم به شیوه‌های مختلف جایگاه درسی دانش آموزان را یادآوری می‌کند.(برای مثال می‌توان به گروه‌بندی کردن بر اساس نمره و یا خواندن نمره‌ها در حین پخش کردن برگه‌ها و ... اشاره کرد) خطر این شرایط این است که دانش‌آموزانی که وضعیت بهتری دارند ممکن است به‌تدریج از دانش‌آموزانی که وضعیت پایین‌تری دارند فاصله بگیرند. این امر نیز سبب می‌شود هم‌گروه اول و هم‌گروه دوم به‌مرورزمان رفتارشان نسبت به قبل تندتر شود، کمتر به حرف سایرین گوش بدهد و درنتیجه ظرفیت‌های اجتماعی‌شان کاهش پیدا کند.

این مسئله را باید به‌خوبی مدنظر قرارداد که دانش‌آموزانی که به‌واسطه‌ی قربانی وضعیت تحصیلی خود می‌شوند و بعضاً توسط دانش آموزان قوی‌تر کنار گذاشته می‌شوند، اغلب خیلی سریع تصویر ذهنی بدی از خود در ذهنشان شکل می‌گیرد. رفتارهایی که چه از طرف دانش آموزان قوی‌تر و چه حتی بعضاً از طرف معلمان ممکن است نسبت به این دانش آموزان صورت بگیرد تأثیر بسیار بدی در رفتارهای اجتماعی ایشان تا دوران نوجوانی خواهد داشت و حتی ممکن است در دوران بزرگ‌سالی نیز روی سلامت فکری ایشان تأثیر منفی بگذارد. به‌واسطه‌ی همین مسائل است که امروزه توجه بسیار زیادی به این حوزه نشان داده می‌شود. نکته‌ی حائز اهمیت دیگر این است که رفتارهای تبعیض‌آمیز اغلب نسبت به دانش‌آموزانی صورت می‌گیرد که به‌واسطه‌ی باورهایی بدون پایه و اساس که متأسفانه در همه‌ی جوامع نسبت به بعضی از مذاهب و اصالت‌های اجتماعی رواج پیداکرده است، از دوران کودکی رنگ و روی تبعیض را به خود می‌بینند.[7] 

بنابراین به‌راحتی می‌توان منشأ اصلی برخی خشونت‌ها را تبعیض‌هایی در نظر گرفت که از دوران کودکی چه در جامعه و چه در محیط مدرسه در حق نگارندگان آن‌ها صورت می‌پذیرد؛ اما معلم در این میان چه نقشی می‌تواند بر عهده بگیرد؟

وی می‌تواند با تقسیم‌بندی دانش آموزان بدون در نظر گرفتن وضعیت درسی ایشان، آن‌ها را وادار کند تا تمرین‌های مختلف را به‌صورت گروهی حل کنند. این فرآیند سبب می‌شود تا دانش آموزان بدون توجه به وضعیت درسی خود را یکدیگر تعامل داشته و به بحث و تبادل‌نظر بپردازند. این‌گونه آموزش بناشده بر پایه‌ی تعامل سبب می‌شود تا دانش آموزان اساسی‌ترین تعاملات اجتماعی را خیلی راحت‌تر فرابگیرند. مثل شنیدن و احترام گذاشتن به نظرات مخالف که امروزه به‌خوبی می‌دانیم نقش عمده‌ای در توسعه‌ی ظرفیت‌های شناختی ایفا می‌کند.[8]

رقابت یا همکاری؟

شما باید مسئله‌ی مهمی را موردتوجه قرار دهید، رفتار دانش آموزان و نیز میزان محبوبیت ایشان در کلاس درس تنها به محیط کلاس و نیز نحوه‌ی اداره‌ی آن توسط معلم بستگی ندارد.

عوامل بسیار دیگری نیز در این میان نقش ایفا می‌کنند، برای مثال می‌توان به توانایی هر دانش‌آموز در پی بردن به احساسات خویش و نیز دوستانش و به اشتراک گذاشتن آن ها اشاره کرد. اگر دانش‌آموزی نداند همکلاسی‌هایش چه زمانی خوشحال، ناراحت و یا عصبانی هستند، تعامل با ایشان امری غیرممکن خواهد بود. این توانایی نیز بستگی دارد به پایه‌ای از تجربیات اجتماعی، به‌خصوص تجربه‌هایی که در محیط خانه به دست می‌آیند و ریشه‌ی جنسیتی نیز دارند. در دنیای امروزی جوامع دختران را به سمت همکاری، همدردی و نوعی هارمونی در روابط اجتماعی سوق می‌دهند. در برابر پسران و مردان بیشتر به دنبال رقابت و رسیدن به قدرت هستند. این خصوصیات را به‌خوبی می‌توان در پاره‌ای از رفتارهای هر دو جنس مشاهده کرد. برای مثال شیوه‌ای که کودکان برای تقسیم کردن چیز باارزشی که در اختیاردارند به کار می‌برند. در فاصله‌ی ۳ تا ۵ سالگی، هر دو جنس رفتاری فردگرایانه داشته و می‌خواهند دارایی‌شان بیشتر از سایرین باشد.

از ۹ سالگی به بعد، ۷۵ درصد پسران شیوه‌هایی را به کار می‌گیرند که به ایشان کمک می‌کند منابع بیشتری نسبت به سایرین در اختیار داشته باشند. در برابر تنها ۲۰ درصد دختران رفتاری مشابه از خود نشان می‌دهند؛ بنابراین برای پسران ارزش نسبی چیزی که در اختیاردارند اهمیت بیشتری نسبت به ارزش مطلق آن پیدا می‌کند. این مسئله به این معناست که ایشان حاضرند برای کاهش داشته‌های سایرین، از داشته‌های خود نیز بکاهند. این میل در پسران و مردان نه‌تنها مخالف الگوی استاندارد اقتصادی است (الگویی که مطابق آن مردان همواره به دنبال زیاد کردن داشته‌های خود هستند) بلکه کاملاً در برابر الگوی برابری قرار می‌گیرد، الگویی که نزد دختران و زنان بیشتر رواج دارد. در اصل بهتر است منظور خود را این‌گونه عنوان کنیم که دختران بیشتر از پسران به‌نظام ارزش‌های اخلاقی بناشده بر پایه‌ی برابری روابط اجتماعی و عدم رنجش سایرین احترام می‌گذارند. این الگو را می‌توان در بیان ظرفیت‌های شناختی هر دو جنس نیز به‌خوبی مشاهده کرد.

بگذارید منظور خود را با مثالی عینی بیان کنیم[9] : از تعداد زیادی کودک ۱۰ تا ۱۲ ساله خواسته شد تا در گروه‌های ۴ تایی اشکالی مشابه آنچه بالاتر ذکر شد را حفظ کنند. مسئول آزمون به هرکدام از اعضای گروه، بدون آنکه سایر اعضا در جریان باشند، گفته بود که او باهوش‌ترین عضو گروه است. سپس به برخی از دانش آموزان گفتند که نتایج آزمون ایشان به‌صورت علنی اعلام خواهد شد و به مابقی اعلام کردند که نتایجشان مخفی خواهند ماند.

نتایج این تحقیق به‌خوبی این مسئله را به تصویر می‌کشد که زمانی که پای بیان ظرفیت‌های ذهنی به‌صورت عمومی به میان می‌آید، دختران و پسران تا چه اندازه رفتار متفاوتی از خود نشان می‌دهند. زمانی که نتایج پسرانی که وضعیت خوبی داشتند به‌صورت علنی اعلام می‌شد، وضعیت آزمون ایشان بهبودی قابل‌توجهی پیدا می‌کرد نسبت به زمانی که نتیجه‌شان اعلام نمی‌شد. برای دختران اما مسئله کاملاً برعکس است. ایشان که حساسیت زیادی نسبت به حفظ روابط اجتماعی برابر و یکسان دارند، به‌هیچ‌عنوان تمایلی بر اینکه نتیجه‌ی خوبشان اعلام شود از خود نشان نمی‌دادند؛ بنابراین درونی سازی ارزش‌ها و نیز معیارهای حاکم بر یک گروه و رعایت آن‌ها بعضاً برای دخترها هزینه در بردارد. در دختران بعضاً می‌توان این رفتار را مشاهده کرد که ایشان تمایلی به در اختیار گرفتن جایگاهی برتر در بین همکلاسی‌ها و دوستانشان از خود نشان نمی‌دهند. این مسئله بسیار جالب‌توجه است که بدانیم علت این امر نیز که تعداد مدیران و مسئولان مرد از تعداد زنان بیشتر است نیز درست به همین ویژگی برمی‌گردد. مردان از همان ابتدا به دنبال رسیدن به جایگاه برتر و به نمایش گذاشتن آن در گروه هستند در شرایطی که این ویژگی در زنان وجود ندارد. مشکل اصلی نیز درست از همین‌جا برمی‌آید که روابط کاری در جوامع امروزی بر پایه‌ی روابط جنسیتی بناشده که از اساس نامتقارن هستند.[10]

مردان و زنان، دختران و پسران ظرفیت‌های اجتماعی یکسانی در اکثر زمینه‌ها دارند. تحقیقات تجربی بسیاری نیز که تا به امروز صورت گرفته این مسئله را به‌خوبی به تصویر می‌کشد. زمانی که پای رفتارهای فردگرایانه به میان می‌آید، هر دو جنس در اکثر مواقع رفتارهایی را از خود نشان می‌دهند که مختص جنس مذکر است: دختران و پسران در برابر اعضای گروه رقیب خود رفتاری تهاجمی نشان می‌دهند. زمانی که صحبت از اتحاد به میان می‌آید، هر دو جنس رفتاری را از خود نشان می‌دهند که مختص جنش مؤنث است: ایشان میل به برابری و نیز توجه به نیازهای دیگران را به تصویر می‌کشند.

در زندگی روزمره، به‌خصوص در مدرسه، دختران و پسران توجه زیادی به این امر نشان می‌دهند که تفاوت‌هایشان به تصویر کشیده شود. در کشورهایی که مدارس مختلط است، دختران به‌سرعت از پسرهایی که رفتاری زنانه دارند فاصله می‌گیرند و بالعکس. در کلاس درس معلم نقش به سزایی در شکل‌گیری تفاوت بین دو جنس ایفا می‌کند.[11] معلمان اغلب بی‌آنکه متوجه باشند، به‌صورت ناخودآگاه از تفاوت‌های بین دختران و پسران استفاده می‌کند، برای مثال هنگام انجام کارهای گروهی. حتی اگر معلمی این مسئله را انکار کند، او هیچ‌وقت تذکرهای یکسانی را به دختران و پسران نداده و توجه یکسانی را نیز به ایشان ابراز نمی‌کند. برای مثال معلمان در درس ریاضی کمتر از دختران کلاس کار می‌کشد، کمتر ایشان را به حل مسائل تشویق می‌کند و زمان کمتری را در اختیارشان قرار می‌دهد. برای مثال در فرانسه درمجموع دانش آموزان پسران از آغاز دوران ابتدایی تا پایان سال دوم راهنمایی، درمجموع ۳۶ ساعت بیشتر زمان در درس ریاضی در اختیاردارند.[12]

در پایان باید به این مهم اشاره شود که ظرفیت‌ها و رفتارهای اجتماعی در کلاس درس با توجه به اینکه نظام آموزشی یک کشور بر اساس رقابت بناشده یا همکاری، اینکه دانش آموزان پس از موفقیت یا شکست چه تصویر ذهنی‌ای از خود به دست می‌آورند، اینکه ماهیت نقش‌های اجتماعی در مدرسه چیست (برای مثال اینکه آیا در نظام آموزشی یک کشور توجه بیشتری نسبت به پسران ایفا می‌شود یا خیر)، تغییر می‌کند.

مطالعات و تحقیق‌های گسترده‌ای که تا به امروز درزمینهٔ ی روان شناسی اجتماعی و نیز آموزشی صورت پذیرفته به‌خوبی به ما نشان می‌دهد که موفقیت یا شکست در مدرسه تا چه اندازه بستگی مستقیم دارد به ماهیت وضعیتی که در نظام آموزشی یک کشور در اختیار دانش آموزان قرار داده‌شده و یا بعضاً به ایشان تحمیل می کند ...

[1] D.N. Ruble, K.S. Frey, « Social Comparison and Self-Evaluation in the Classroom : Developmental Changes in Knowledge and Function », dans J.C. Masters, W.P. Smith (dirs), Social Comparison,Social Justice and Relative Deprivation, Lawrence Erlbaum Associates, 1987.

[2]P. Huguet, F. Dumas, J.-M. Monteil, N. Genestoux,« Social Comparison Choices in the Classroom »,European Journal of Social Psychology, n° 31, 2001.

[3]J.-M. Monteil, P. Huguet Réussir ou échouer à l’école : une question de contexte ? Pug, 2002.

[4]P. Huguet, S. Brunot, J.-M. Monteil, « Geometry versus Drawing : Changing the Meaning of the Task as a mean to Change Performance », Social Psychology of Education, n° 4, 2001.

[5]P. Huguet, M.-P. Galvaing, J.-M. Monteil, F. Dumas, « Social Presence Effects in the Stroop Task : Further Evidence for an Attentional View of Social Facilitation », Journal of Personality and Social Psychology, n° 77, 1999.

[6]E. Drozda-Senkowska, P. Huguet, R. Gasparini, P. Rayou, « Acquisitions et régulations des compétences sociales », dans M. Kail, M. Fayol (dirs), Les Sciences cognitives et l’école. La question des apprentissages, Puf, 2003 ; M. Allès-Jardel (dir.), numéro spécial sur « Les compétences sociales », Revue internationale de psychologie sociale, t. XIV, n° 2, Pug, 2001.

[7]J.-C. Croizet, J.-P. Leyens, Mauvaises réputations. Réalités et enjeux de la stigmatisation sociale, Armand Colin, 2003.

[8]W. Doise, D. Mugny, Le Développement social de l’intelligence, InterÉditions, 1981.

[9]P. Huguet, J.-M. Monteil, « The Influence of Social Comparison with Less Fortunate Others on Task Performance : The Role of

Gender Motivations or Appropriate Norms », Sex Roles, n° 33, 1995.

[10] M.-C. Hurtig, M.-F. Pichevin, La Différence des sexes : questions de psychologie, Tierce, 1986 ; F. Lorenzi-Cioldi, Les Représentations des groupes dominants

et dominés. Collections et agrégats, Pug, 2002.

[11] M. Duru-Bellat, « Filles et garçons à l’école, approches sociologiques et psychosociales », Revue française de

pédagogie, n° 109, oct.-déc. 1994.

[12]J.S. Eccles, J.E. Jacobs, « Social Forces Shape Maths Attitudes and Performance », Signs, n° 11, 1986.

پرونده ی آریا نوری در انسان شناسی و فرهنگ: http://www.anthropology.ir/node/24940

منبع: مجله ی علوم انسانی فرانسه: scienceshumaines.com

مجموعه ی مقالات تحت نظارت ونسان تروژه و مارتین فورنیه

منتشرشده در دانش آموز
دوشنبه, 29 تیر 1394 08:05

مطالبات معلمان و مجلس نهم

 مطالبات معلمان و مجلس نهم از زبان منوچهر خدایی تهران و چندین شهر کشور،از اوایل بهمن سال 93 تجمع های اعتراض آمیز فرهنگیان را شاهد بودند که به تجمعات « سکوت » معروف است ؛ خودجوش بودن اعتراضات، دیگر ویژگی بارز آن بود.(بدون دعوت و همکاری تشکل ها شروع شد)
آنان در این تجمع ها، نوشته‌ها و پلاکاردهایی در دست داشتند که خواسته اصلی‌شان اجرای عدالت و رفع تبعیض در پرداخت حقوق و مزایای کارکنان دولت بود. به عبارت دیگر ، حقوق و مزایای بیشتری برای بهبود معیشت مطالبه می کردند گویا برای معلمان زمان به عقب برگشته بود چون همین خواسته ها را در سال های 80 و85 نیز فریاد زدند و هزینه سنگینی بابت این مطالبات پرداخت شد.
نظر سنجی های مختلف سال های اخیر نشان می دهد بیشترین دغدغه معلمان « معیشتی » است.با اینکه در بیست و پنج سال اخیر لایحه نظام هماهنگ پرداخت ( هدف آن هماهنگ سازی و رفع تبعیض در نظام پرداخت های کارکنان دولت بود) و لایحه خدمات کشوری ( نظام پرداخت کارمندان دستگاه های اجرایی بر اساس ارزشیابی عوامل شغل و شاغل نظیر تحصیلات، دوره های آموزشی ، مهارت ....) در جهت اجابت به خواسته های فرهنگیان به اجرا در آمد،کماکان تبعیض باقی است.

آیا می‌توان امیدوار بود طرح رتبه بندی معلمان به بهبود شرایط زندگی و شغلی معلمان منجر و اثری ماندگار بر جای گذارد و رضایت شغلی آنان را به همراه داشته باشد.

و یا ...
برخی دیگر ضمن مقایسه ی درآمدشان با همتایان خویش در کشورهای دیگر، اشاره داشتند میزان حقوق دریافتی آنان حتی نسبت به معلمان کشورهای همسایه (نه ‌ژاپن و آلمان ) پایین تر است ؛ پس تا تبعیض هست،جست و جوی عدالت هم هست.
طبق آمارهای منتشره ، حدود 60 درصد معلمان کشور زیر خط فقر زندگی می کنند و جاذبه های شغل معلمی سال به سال برای جوانان کمتر می شود. رشته دبیری آخرین انتخاب داوطلبان ورود به دانشگاه هاست یا همین که فرصتی فراهم گردد و امکان جذب در یک نهاد دیگر فراهم شود معلمان کیفی و با تجربه می روند ، شاید به همین دلیل است که بعضی از مسئولان و مدیران آموزش و پرورش از بحران « مهارت و انگیزه » در میان معلمان سخن گفته و بیان می دارند تعهد شغلی سال به سال رو به کاهش است یا اینکه بخشی از  معلمان به کارشان بی‌تفاوت، کم انگیزه و نسبت به مقوله آموزش جدیت کمتری نشان می دهند. اگر مسئولان و متولیان امور، صادقانه به فکر ارتقا کیفیت آموزشی هستند لازم است به همان میزان به فکر کیفیت کار و زندگی معلمان نیز باشند. و سعی نمایندجایگاه اجتماعی از دست رفته را به آنان باز گردانند.
از نظر جامعه شناختی ، فقدان عدالت اجتماعی از یک طرف و نبود مکانیسم مناسب کنترل در نظام اقتصادی کشور به نفع طبقات کم در آمد،همچنین تبعیض موجود بین حقوق و مزایای معلمان با سایر کارمندان دولت زمینه نارضایتی را در بین آنان فراهم نموده است.در بسیاری از جوامع این گروه شاًن ویژه ای دارند، متاسفانه در کشور ما در ردیف اقشار نسبتا محروم قرار گرفته، فشارهای روزافزونی از نظر سختی معیشت تحمل می‌کنند ؛ به عنوان مثال اغلب آنان مجبور به داشتن شغل دوم هستند.
گمان می رود مصادف بودن اعتراضات با بررسی لایحه بودجه سال 94 از روی نکته سنجی و خردمندی معلمان باشد چون اکثریت محافظه کار مجلس به دفعات در رسانه ها و جراید بیان کرده و می کنند مطالبات اقتصادی اقشار جامعه در کانون توجهات آنان قرار دارد و مهمترین دغدغه مجلس، رسیدگی به مسایل رفاهی و حل معضلات معیشتی مردم است. آنها قبلا بر رقیب اصلاح طلب خویش خرده می گرفتند که نسبت به مسایل اقتصادی،معیشت و آب ونان مردم توجهی نشان نمی دهند. برای نمایندگان زمان عمل به وعده ها فرا رسید اما آنان در این امتحان و  راستی آزمایی سر افکنده شدند. چون روند امور حکایت دیگری داشت علی الخصوص در جریان استیضاح آقای فانی، معلوم شد مجلس نهم دغدغه معیشت معلمان را ندارد بلکه به فکر جمع کردن راًی آنان است. می توان گفت به دلایل متعدد اعتماد معلمان نسبت به مجلس نهم کاهش یافته است که به سه مورد اشاره می شود.
1) بنا به گفته برخی نمایندگان، باید به مجلس نهم در این موضوع ،کارنامه مردودی داد ،چون در چهار سال گذشته هیچ اقدام مثبتی در خصوص بهبود مسایل صنفی و معیشتی معلمان انجام نداده است. (در صورت داشتن مصوبه یا حتی اصلاحیه ای در خصوص رسیدگی به مشکلات اقتصادی، معیشتی، حقوق، بیمه و..... معلمان، اقداماتشان را بیان کنند.) اگر سر و صدایی کرده و گرد و خاکی به راه انداختند (موضوع استیضاح ) اهداف شخصی و جناحی مدنظرشان بود از جمله، پشت پرده امتیاز بگیرند و یا در پوشش این به ظاهر دلسوزی به دنبال جلب افکار عمومی و راًی فرهنگیان می باشند.
2) بهترین زمان جهت رسیدگی به وضعیت معیشت فرهنگیان، بهمن و اسفند سال 93 بود ، معلمان تجمع اعتراضی در مقابل مجلس برگزار و نمایندگان سرگرم بررسی لایحه بودجه 94 بودند لذا دست شان برای هر نوع تغییر در بودجه باز و می توانستند هر نوع دخل و تصرف در آن اعمال کنند اما استراتژی سکوت و بی تفاوتی در پیش گرفته و کوچکترین عکس العملی به مطالبات صنفی- معیشتی آنان نشان ندادند ، شاید انتخابات مجلس در اسفند امسال مناسب ترین زمان پاسخگویی معلمان باشد. البته بی توجهی مجلس به هیج عنوان توجیه کننده کم کاری و عدم تدبیر دولت نمی باشد.

رئیس جمهور محترم، ضمن به رسمیت شناختن « حق اعتراض معلمان » دستور تشکیل کمیته‌ای مرکب از دو معاون و یک وزیر را صادر کرد نتایج کار این کمیته به صورت رسمی اعلام نشد.
3) دکتر نجفی گزینه اول ریاست جمهوری جهت تصدی وزارت آموزش و پرورش از همین مجلس راُی عدم اعتماد گرفت ؛ شاید گناه ایشان داشتن « محبوبیت » نزد افکار عمومی فرهنگیان بود. ایشان نگاه استراتژیک به آموزش و پرورش و اقتصاد آن دارد وبه استقلال مالی این نهاد در دراز مدت می اندیشید  در مجلس ضمن تشریح برنامه هایش بیان داشت با بهبود معیشت و ارتقای منزلت معلمان،آموزش و پرورش به جایگاهی می‌رسد که بسترساز توسعه کشور خواهد شد.

به تعبیر دوست فرهنگی ، حقوق و معیشت معلمان در دوره وزارت نجفی به جایی رسید که می‌توانستند سر بالا بگیرند. باید از نمایندگان مجلس پرسید محروم کردن جامعه و نظام آموزشیاز دانش، مدیریت و تجربه امثال نجفی به جز هدر دادن سرمایه انسانی کشور چه معنای دیگری دارد.
کنش جمعی اخیر معلمان واجد نکته های قابل توجهی است :

1) آنها از تجربه ها و کنش های قبلی درس گرفته اند اعتراضات شان درکمال آرامش و سکوت ، بدون سر دادن شعار و تحرک خیابانی انجام گرفت.

2) آنها بدون آنکه سازمان رسمی و عمودی داشته باشند به طور افقی و در شبکه های مجازی و ناپیدا به تبیین راهبرد، همفکری و جذب می پردازند. (علی حاجلی روزنامه شرق ) 

3) تجمع معلمان کاملا صنفی و مدنی بود ، لذا نیل به مطالبات را فقط از مسیرهای قانونی پیگیری می کنند.

4) آنها انتظار دارند با کنش صنفی معلمان و فعالان صنفی شان برخورد امنیتی نشود و زمینه آزادی بازداشت شدگان فراهم گردد.


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت
دوشنبه, 19 آبان 1393 21:30

اجحاف در حق معلمین ابتدایی

لرستان

منتشرشده در نامه های دریافتی

پوسیدگی دندان بیماری شایع در مدارس ابتدایی  گروه اخبار /

سیداحمد آقامیر با اشاره به بازگشایی مدارس و مقدماتی که برای دانش‌آموزان پایه اول دبستان لازم است، اظهار داشت: معاینه این کودکان در پایگاه‌های سطح استان برای صحت سلامت، هوش، گوش و چشم ضروری است که خانواده‌ها برای ثبت‌نام فرزندشان پس از مراجعه به مدارس به پایگاه‌های سنجش معرفی می‌شوند.

وی از ایجاد سامانه الکترونیکی سنجش نوآموزان در آموزش و پرورش خبر داد و گفت: با ایجاد این سامانه تغییرات جدی و اساسی نسبت به سال‌های گذشته رخ داده است که والدین پس از مراجعه به مدرسه‌ای که در آن به ثبت‌نام فرزندشان اقدام کردند، در سامانه آموزش و پرورش برای آنان نوبت‌دهی انجام می‌شود و والدین براساس نوبت‌دهی صورت گرفته برای انجام معاینات به پایگاه‌های سنجش مراجعه می‌کنند.

رئیس اداره آموزش و پرورش استثنایی استان قم با اشاره به مشکلی که در گذشته پیش‌روی خانواده‌ها در اجرای طرح سنجش وجود داشت، گفت: کودکانی که در معاینات اولیه توسط کارشناسان سلامت آنان مورد تأیید قرار نمی‌گرفت، به پزشک معرفی می‌شدند ولی در حال حاضر با انعقاد تفاهم‌نامه میان آموزش و پرورش و مرکز بهداشت مقرر شد که یک پزشک در پایگاه‌های سنجش حضور داشته باشد.

وی اضافه کرد: بر اساس این تفاهم‌نامه در تمام پایگاه‌های سنجش سلامت پزشک و تیم درمانی حضور دارند تا شاهد حضور انبوه جمعیت در مراکز بهداشتی باشیم.

آقامیری با اشاره به تاریخ اجرای طرح سنجش کودکان پیش دبستانی گفت: این طرح که 23 خردادماه آغاز شده تا 25 مرداد ماه ادامه دارد، که اگر لازم باشد تمدید هم خواهد شد.

وی بیشترین مشکل شناسایی شده در کودکانی که برای ورود به مدرسه آماده می‌شوند را پوسیدگی دندان عنوان کرد و گفت: براساس آمار 75 درصد کودکانی که به پایگاه‌های سنجش سلامت در سال‌های گذشته مراجعه کردند، دچار مشکل پوسیدگی دندان بودند که براساس برنامه‌‌ریزی‌های صورت گرفته مقرر شده است خدمات جرم گیری به‌صورت رایگان به این دانش‌آموزان توسط مراکز بهداشت قم ارائه شود.

رئیس اداره آموزش و پرورش استثنایی استان قم در بخش پایانی سخنان خود با اشاره به شمار پایگاه‌هایی که این طرح در آن به اجرا می‌رسد، گفت: این طرح در 10 پایگاه ثابت و سیار در استان قم آغاز شده و براساس پیش‌بینی‌ها تا پایان مهلت مقرر 21 هزار دانش‌آموز در این طرح مورد معاینه قرار می‌گیرند.

فارس

شفاف سازی و پاسخگویی در صندوق دخیره فرهنگیان  گروه اخبار /

مدیرعامل مؤسسه صندوق ذخیره فرهنگیان با اشاره به اینکه هدف اصلی ایجاد نمایندگی های استانی شفاف‌سازی فعالیت‌های مؤسسه و ارتباط مستقیم با اعضا است، گفت: شفاف‌سازی با افزایش انتقاد همراه است و هزینه دارد زیرا منافع فرهنگیان در تقابل با منافع عده‌ای قرار می گیرد.

به گزارش روابط عمومی مؤسسه صندوق ذخیره فرهنگیان، دکتر شهاب‌الدین غندالی در جمع نمایندگان استانی مؤسسه در شهرستان ساری گفت: هدف از ایجاد دفاتر نمایندگی اصلاح ارتباط دو سویه میان مجموعه مؤسسه و فرهنگیان عضو بود و در این راستا از چهره‌های شناخته شده آموزش و پرورش با سابقه فعالیت اقتصادی بهره گرفتیم تا ضمن اینکه بر اعتبار مؤسسه می‌افزایند، ظرفیت‌های استانی را نیز شناسایی و معرفی کنند.

وی با اشاره به اینکه اعتقاد مؤسسه بر این است که از ظرفیت وزارت آموزش و پرورش برای همکاری متقابل استفاده شود، افزود: از این رو از مدیران آموزش و پرورش در استان‌ها خواسته شد که سه نفر از فرهنگیان باتجربه و فعال در حوزه اقتصادی را معرفی کنند که از بین آنها یک نفر به عنوان نماینده مؤسسه در استان انتخاب شد.

دکتر غندالی یکی از نتایج و موفقیت‌های اولیه ایجاد نمایندگی‌های استانی را افزایش ضریب نفوذ اعضا به بیش از ٩٠ درصد دانست و گفت: نمایندگان در ایجاد فضا و نگرش مثبت نسبت به مؤسسه سهم به سزایی داشته‌اند، زیرا با دلسوزی و آگاهی مناسب به معرفی مؤسسه صندوق ذخیره فرهنگیان پرداخته‌اند و به سوالات و ابهامات آنها پاسخ می‌دهند ، بنابراین اقدام موفقی محسوب می شود.

مدیر عامل مؤسسه با اشاره به اینکه شفافیت هزینه دارد، تصریح کرد: پیش از این مؤسسه به صورت یک جزیره دور افتاده فعالیت می‌کرد که کسی از آن خبر نداشت بنابراین انتقاد زیادی هم از آن نمی‌شد. اکنون که مؤسسه به دنبال شفاف‌سازی است مسلماً فضای بیشتری برای انتقاد ایجاد شده است.

در همین حال هنگامی که منافع معلمان در مقابل منافع عده‌ای خاص قرار می‌گیرد، کارشکنی‌های زیادی صورت می گیرد.

دکتر غندالی میزان خروجی جریان نقدی مؤسسه را بیشتر از واریزی فرهنگیان عضو عنوان کرد و گفت: طی سال گذشته مجموع واریزی اعضا ١٧٠٠ میلیارد ریال بوده در حالی که در همین دوره بیش از ١٩٠٠ میلیارد ریال به بازنشستگان پرداخت شده است. این در حالی است که این مبلغ در سال جاری به بیش از چهار هزار میلیارد ریال خواهد رسید که تقریباً دوبرابر منابع ورودی خواهد بود.

وی با اشاره به اینکه میزان سودآوری مؤسسه در دو سال اخیر بیشتر از ١٨ سال پیش از آن بوده است، تصریح کرد: در سال ١٣٩٢ و ١٣٩٣ بیش از ١٨٥٠٠ میلیارد ریال سود توزیع شده به طوری که دریافتی اعضا از موسسه از مرز ٢٢٠ میلیون ریال عبور کرده‌است. این در حالی است که بخشی از منابع مؤسسه به دلایل مختلف در چرخه تولید و سودآوری قرار ندارد.

مدیر عامل مؤسسه تکالیف متقابلی برای نمایندگان استانی و مؤسسه صندوق ذخیره فرهنگیان برشمرد و گفت: ارتباط مؤثر با اعضای مؤسسه در سراسر کشور، معرفی مؤسسه از طرق مختلف اطلاع‌رسانی، معرفی شرکت‌های تابعه مؤسسه و ایجاد زمینه فعالیت برای آنها، نظارت بر پروژه‌های مؤسسه در استان متبوع و در نهایت معرفی و شناسایی و ارائه ظرفیت‌های استانی به مؤسسه از وظایف نمایندگان است.

وی افزود: در مقابل مؤسسه نیز به نمایندگان استانی اعتماد داشته و از فعالیت‌های آنها حمایت خواهد کرد و ظرفیت شرکت‌های تابعه را در اختیار آنها قرار می دهد.

منتشرشده در اقتصاد

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور