صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

عباس فرجی عضو شورای نویسندگان سخن معلم  مهم ترین وظیفه ی روابط عمومی ها شناخت افکار عمومی و نفوذ در آن به منظور جلب رضایت آنهاست ، بی تردید این وظیفه در قالب یک مجموعه از فعالیت های ارتباطی صورت می گیرد ؛ در حقیقت روابط عمومی ها همچون یک پل ارتباطی عمل می کنند که بتوانند مخاطبان را به سازمان خود متصل نمایند.

چه بخواهیم قبول کنیم و چه نه ؛ باید پذیرفت یکی از مهم ترین کانال های ارتباطی با مخاطبان «  رسانه ها » هستند . لذا تاکید بر آن شده که روابط عمومی ها بایستی با رسانه ها ارتباط موثر و پویایی داشته باشند تا بتوانند به مقصود خود برسند .

فارغ از اینکه متاسفانه روابط عمومی در ایران تعریف دگرگونه ای دارد ، اما باید بگویم این وضع در آموزش و پرورش کمی عجیب تر به نظر می رسد از این جهت که روابط عمومی  در آموزش و پرورش  اغلب تمرکزش بر این است که حمایت تمام قد از عملکرد سازمان خود داشته باشند.

گرچه این مهم به عهده روابط عمومی هاست که بتوانند تصویر مناسبی از سازمانی که در آن مشغولند ارایه دهند لیکن این موضوع  بدون در نظر گرفتن دغدغه های مخاطبان امکان پذیر نیست .

چگونه می شود تصویر مناسبی از آنچه که هستید به مخاطب تان نشان داد در حالی که مخاطب تان اصلا شما را آن گونه نمی بیند؟

در این خصوص باید تاکید کنم ، مخاطبان همان طور که دوست دارند به ما نگاه می کنند و اگر اشتباه می کنند این روابط عمومی ها هستند که باید این خطا را تصحیح کنند نه آن که با بایکوت دیدگاه مخاطب اصرار بر خوب بودن خود داشته باشند .

این مقدمه از آن جهت بود که متاسفانه چندی پیش در تارنمای سخن معلم خبری منتشر شد مبنی بر اینکه نماینده این تار نما علی رغم دعوت قبلی که توسط روابط عمومی وزرات آموزش و پرورش از ایشان به عمل آمده ، اجازه ورود به این کنفرانس را پیدا نکرده است. به شخصه از شنیدن این خبر چندان تعجب نکردم چون پیش تر هم از این اتفاق ها در سازمان های ایرانی شاهد بوده ام  .

در روان شناسی  ، واکنش طبیعی در برابر نشانه های بحران طرد آن است به این معنا که اگر چیزی شما را آزار می دهد آن را طرد کنید تا راحت باشید اما آیا این موضوع در همه جا صادق است و صرف طرد کردن یک چیز مشکل از بین خواهد رفت ؟

آیا در سیستم های مدیریتی هم می توان عامل آزار دهنده را طرد کرد ؟

واقعیت آن است که  مدیریت بحران نیاز به دیدگاهی فعال ، تهاجمی در عین حال متعادل  است و چنانچه این طرد شدن ها و انکار کردن ها زیاد از حد استفاده شود افکار عمومی را می تواند بر علیه دستگاه متمرکز کند و دیگر کنترل افکار از دست سیستم خارج خواهد شد ، لذا مدیر بحران به بهترین ابزارها، طرح ها و ارتباط ها نیاز دارد و کلیه این موارد ، از طریق روابط عمومی قابل دست یابی است ، نقش مشاور روابط عمومی برای پیش بینی ، تصمیم گیری و حل بحران بسیار مهم است . اگر مشکلی به طور بالقوه وجود داشته باشد ، باید از آن جلوگیری کرد  و اگر مشکلی رواج دارد باید در بدو امر قبل از گسترش ، بررسی و بر طرف شود . طرد بحران در حقیقت زمینه فعالیت زیر زمینی را فراهم می کند در حالی که مدیریت در این شرایط نیازمند ارتباط  رو در رو است .

در واقع مشاور روابط عمومی در مرحله « متبلور ساختن افکار عمومی » مانند زنگ اخبار عمل می کند که فرآیندی پنج مرحله ای را برای وسعت بخشیدن و جریان ارتباطی سازمان و افرادش به دنبال دارد . این فرآیند شامل موارد زیر است :

1- تحقیق برای بررسی بحران های بالقوه که احتمال بروز آنها وجود دارد .

2- طرح ریزی برای تعیین اهداف اجتماعی حل بحران ، طبق نتایج حاصل از تحقیقات در چار چوب سازمانی خاص .

3- ایجاد گروه مدیریت بحران شامل نمایندگان روابط عمومی ، اداره حقوقی ، مدیریت ، کارمندان و سرانجام متخصصان مربوطه .

4- ارائه طرح و آزمون برای کار

5- ارزیابی و اصلاح برای کارهای بعدی .

همان طور که می دانیم توسعه نیازمند پشت سر گذاشتن مرحله گذار است لذا بحران هایی را به دنبال دارد . متبلور ساختن افکار عمومی در این زمینه به عهده مدیریت بحران روابط عمومی هاست . از این رو ، بحث افکار عمومی و نقش روابط عمومی ها سوق دادن مردم به سوی مشارکت و  تفاهم هر چه بیشتر است نه طرد آنها و خفه کردن صدای مخالف.

اگر روابط عمومی در این قسمت درست انجام وظیفه نکند همچون سلول سرطانی عمل خواهد کرد و سیستم دفاعی سازمان را مختل و به نابودی خواهند کشاند .

این رفتار روابط عمومی موجب می شود که مخاطبان به سمت دست یابی اطلاعات از طریق  منابع غیر کنترل شده صورت بگیرد که نمونه بارز آن حضور گسترده معلمان در شبکه هایی همچون تلگرام ، وایبر و... و انتشار اخبار زیادی که در خصوص آموزش و پرورش رخ می دهد.

گرچه معتقدم مسئولین روابط عمومی های  این دوره از وزارت آموزش و پرورش تا حد زیادی بد اقبال نیز بوده اند که دقیقا در زمانی وارد گود شده اند که  حجم سنگینی از اخبار توسط گروه های اجتماعی مخابره می شود  ، اما این بد اقبالی با ناشی گری و غیری حرفه ای بودن وقتی ترکیب شود بدون شک سازمان تحت مدیریت شما را به نابودی خواهد کشاند.

مثلا زمانی که وزیر آموزش و پرورش در رسانه ملی حضور می یابد و حرف هایی می زند این روابط عمومی ها هستند که باید سریعا افکار عمومی را رصد کنند تا ببینند بازتاب این حرف ها چه بوده تا بتوانند گام های بعدی را درست بردارند ، اما به نظر ، روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش ساده ترین کار را انجام می دهد ، با بایکوت خبری و باز نشر سخنان وزیر مشکل را حل می کند غافل از اینکه حرف های وزیر مشکل اصلی است و باید حرف های وزیر مدیریت  شود وگرنه رسانه برداشت خود را از آنچه رخ می دهد خواهد داشت و این روزها حتی اگر رسانه ها را بایکوت کنید شبکه های اجتماعی به تنهایی خود منتقل کننده ی اخبار خواهند بود که این موضوع می تواند خطراتی به مراتب بیشتر به همراه بیاورد .

به شخصه معتقدم حتی اگر تارنمای سخن معلم دعوت نامه قبلی هم نمی داشت شیوه برخوردی به نظر مطلوب نمی آید و این روش واقعا فاصله روابط عمومی و معلمان را بیشتر نیز خواهد کرد  .پاشنه آشیلی که برای شبکه های اجتماعی همچون تلگرام متصور است غیر مستند بودن آن است گرچه سایت های خبری نیز می توانند مشمول این قانون باشند ولی این موضوع در این شبکه ها بارزتر است ، لذا مدیران روابط عمومی بایستی برای پر کردن این شکاف و اعتبار بخشی به پیام هایی که در شبکه های اجتماعی منتشر می شود با رسانه ها تعامل جدی تری داشته باشند تا اخبار خود را از زبان آنها منتشر کنند .

صرف نظر اینکه چنین اتفاقی در روابط عمومی وزرات آموزش و پرورش افتاده باشد یا نه باید بگویم این روزها حال این روابط عمومی زیاد خوش نیست ؛ چرا که از طرفی باید به اعتراضات صنفی معلمان پاسخ بگوید ، از طرفی دیگر لغزش های وزیر که به فراوانی رخ می دهد پاسخ بگوید از آن طرف با نمایندگان در بیفتد و از همه مهم تر با رسانه ها چانه زنی کند تا بتواند تصویر روشنی از اتفاقات درون سازمان نمایش دهد .

همه این موارد شرایطی را برای روابط عمومی وزرات آموزش و پرورش ایجاد کرده که شاهد رفتارهای هیجانی و احساسی از آنها باشیم و این در حالی است که شعار دولت فعلی "تدبیر و مدیریت کار آمد" بوده است .

به نظر می رسد میراث رفتارهای هیجانی در آموزش و پرورش هنوز باقی مانده است و باید برای آن چاره ای اندیشید در غیر این صورت آموزش و پرورش به فنا خواهد رفت .

منتشرشده در یادداشت

عبدالحسین برزگرزاده دبیر ریاضی تبریز و مدرس دانشگاه  با عرض تسلیت به خانواده پزشک مقتول اردبیلی و جامعه پزشکی کشور؛ متاسفانه مثل هر حادثه ای قتل این هموطن عزیز ؛ به جای بسیج افکار عمومی برای ریشه کنی بزه های اجتماعی ؛ منجر به مقایسه بین مشاغل و حرف گردیده است . این بار مقایسه توسط یک نماینده پزشک مجلس شورای اسلامی شروع و اعلام شده که پزشکان سال ها درس خوانده و مثل برخی از 20 سالگی شروع به کار نکرده اند و ...خلاصه پزشکان مظلومند ؛ ضمن تکریم همه انسان ها و مشاغل و با تاکید بر اینکه همگان محترم و همه حرف ضروری ؛ باید گفت که این فقط پزشکان نیستند که درس خوانده اند بلکه تقریبا تمام کارمندان باسواد مانند اساتید دانشگاه و معلمان و هر فرد محترم دیگری که فوق دیپلم؛ لیسانس ؛ فوق لیسانس و دکتری تخصصی دارند به ترتیب به اندازه بهیاران و پرستاران و پزشکان عمومی و متخصص درس خوانده اند و بنابراین پزشکان تافته جدا بافته جامعه نمی باشند ؛ ولی ایجاد اولین مقاطع دکتری در رشته های درمانی سبب شده " دکتر یعنی پزشک " به فرهنگ رایج مملکت تبدیل گردیده و پزشکان سرزمین ما هم محترمانه با مصادره این عنوان ؛ اکثریت مناصب حکومتی و صندلی های مجلس را اشغال کرده و تمامی قوانین و مقررات را به نفع خود مصوب کرده اند  و سبب خیلی چیزها شده ؛  من جمله سبب شده :

* وزیر شما مانع از دریافت مالیات از ویزیت پزشکان می شود ولی وزیر ما نمی تواند حق التدریس ناچیز معلم را معاف از مالیات اعلام کند.
* وزیر شما به سریال طنز شجاعانه اعتراض و مانع ادامه پخش آن می گردد ولی توهین به معلم برای وزیر ما عادی شده است .
* کارمندان وزیر شما درجه یک اند و کارمندان وزیر ما به علت داشتن شغل انبیائی ! درجه سه اند.
* کارمندان وزیر شما قتل معلم را نخواستند بشنوند؛ و اگر هم شنیدند واکنشی نشان ندادند؛ ولی کارمندان وزیر ما هم شنیدند و هم ابراز همدردی کردند و هم وظیفه خود می دانند ابراز انزجار کنند .
* هر چند قتل در همه حال محکوم و قاتل مجازاتش اعدام است اما باید توجه کرد کارمند وزیر شما به علل شخصی و در منزل شخصی به قتل رسیده است ولی کارمند وزیر ما به سبب انجام وظیفه قانونی و در محل اداره دولتی خود به قتل رسیده بود. با این وجود وزیر شما قاطعانه خواستار پیگیری قضائی می شود ولی وزیر ما با واهمه خواستار حمایت قضائی می شود.
* وزیر شما در همه امور مملکت از آموزش گرفته تا بهداشت ؛ محیط زیست ؛ سیاست و اقتصاد و ...دخالت می کند ولی وزیر ما جرات اظهار نظر در وظایف تخصصصی خود را ندارد .
* وزیر شما برای یک قتل معمولی آماده سفر به اردبیل است ولی وزیر ما خجالت می کشد صدای خود را ؛ بابت قتل معلم فیریک و آتش گرفتن سایر معلمان به علت نبود بخاری در کلاس درس و به تاراج رفتن آبرو و حیثیت میلیون ها انسان تحصیل کرده ؛ بلند کرده و حق آموزش را از بیت المال طلب کند.
* وزیر شما حتی قبل از لغو تحریم ها کیسه ای برای وزارتش دوخته است ولی وزیر ما فقط بایستی در مواقع تحریم وضع دولت را درک و ریاضت اقتصادی را به کارمندان وزارتش آموزش داده و حتی تحمیل کند.
* وزیر شما هیچ وقت از کارمندان خود مایه نمی گذارد ولی وزیر ما به خاطر جنگ بدون اجرت 2 ساعت در هر هفته به کارمندان خود تکلیف کرده ؛ و این خرج از کیسه خلیفه ؛ با اتمام جنگ نه تنها تمام نمی شود و نه تنها ایثارگر تقدیر و تکریم نمی گردد بلکه به علت بی زبانی وزیر ما به وظیفه بدل می شود و با وجود حکم نهادهای قانونی به برگشت به 22 ساعت تدریس هفتگی ادامه می یابد ؛ ولی وزیر ما جرات نمی کند حق قانونی کارمندان خود را از هیات دولت یعنی سایر وزیران من جمله وزیر شما بستاند.
* کارمندان وزیر شما به علت در مصدر امور بودن شان مدام مقررات کشور را عوض می کنند ولی کارمندان وزیر ما گرفتار تغییر مکرر مقررات کشور و نظام آموزشی آیند  و همه عمر خود را در معرض ساماندهی و در خطر انتقال به ناکجا آبادی ناکجا آبادتر از ناکجا آباد قبلی هستند.
* کارمندان وزیر شما با حقوق آن چنانی 12 الی 18 ساعت تدریس در دانشگاه دارند ولی کارمندان همتراز وزیر ما با دکتری تخصصی و سال ها خدمت با 24 ساعت تدریس؛ نه تنها اجازه تدریس دردانشگاه را نمی یابند بلکه به علت ندانم کاری تدوین کنندگان مقررات آموزشی و تغییر مکرر آنها از دبیرستان هم بایستی به راهنمائی ؛ ابتدائی ؛ نهصت سواد آموزی و حتی به مهد کودک منتقل شوند.
* در وزارت وزیر شما متخصص ؛ کارشناس ؛ کاردان و... جای خود دارد ولی در وزارت وزیر من از دکتری تخصصی تا آبدارچی همه یک حقوق می گیرند آن هم هم حقوق یک کارگر ساده . اصلا چه معنی دارد وزارتی به نام آموزش و پرورش که در آن معلمی شغل نیست و بلکه عشق است برای تخصص و کاردانی و مهارت حرفه ای مرزی جدا کرد؟
* کارمندان وزیر شما اگر در اثر سهل انگاری باعث مرگ انسانی شوند در دادگاه انتظامی خود به علت غیر عمد بودن و طبیعت کار پزشکی تبرئه می شوند ولی کارمندان وزیر ما اگر از باب دلسوزی و پدری با تندی با متعلم خود برخورد کنند علاوه بر چاقو باران شدن و حضور در دادگاه و پاسگاه ؛ در صدا و سیما هزاران بار محاکمه می شوند و حتی به خطاهای معلمان وطنی هم قانع نشده و هزاران بار تخلفات معلمان خارجی را منتشر و منعکس می کنند و تا به حال در صدا وسیما مرگ انسانی به علت تعلل و تخلف هیچ پزشکی ( کارمند وزیر شما ) انعکاس پیدا نکرده است .
* روسای ادارات و بیمارستان ها و دانشگاه های ؛ کارمندان وزیر شما توسط خود کارمندان انتخاب و یا پیشنهاد می شوند ولی روسای ادارات وزیر ما توسط نمایندگان وزیر شما در مجلس و یا جاهای دیگر و بدون دخالت کارمندان وزیر ما نصب و تا قیامت تمدید می شوند.
* وزیر شما به کارمندان خود می بالد ولی وزیر ما از کارمندان خود می نالد.
* کارمندان وزیر شما از قشر شریف اند و کارمندان وزیر ما از قشر آسیب پذیر و ضعیف .
البته ناگفته نماند که این مقایسه مختصر؛ قطره ای از دریای شاهکار کارمندان وزیر شما در مجلس و نهادهای قانون گذاری است و انعکاسی کوچک از قیاس کارمندان وزیر شما و کارمندان وزیر ماست ؛ مائی که میلیون ها نفریم ؛ تحصیل کرده و کارمند دولت و... بس !

وای بر حال کسانی که دستی در کار دولتی ندارند ؛ فقیر و بی سوادند . و وای بر همه ما که بین وزیر شما و وزیر ما و وزیر بی وزیران این قدر فاصله است ؛ وای بر ما ؛ وای بر شما.


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت
سه شنبه, 06 مرداد 1394 10:30

یادگیری رفتار در آموزش و پرورش

مکانیسم یادگیری رفتار در آموزش و پرورش   نقش یادگیری در همه صحنه های زندگی ما نمایان است. یادگیری نه تنها آموختن مهارتی خاص یا مطالب درسی بلکه رشد هیجانی، تعامل اجتماعی و حتی در رشد شخصیت نیز دخالت دارد، مثلاً یاد می گیریم از چه بترسیم، چه چیز را دوست بداریم چگونه مودبانه رفتار کنیم، چگونه صمیمیت نشان دهیم و جز اینها مثلاً اینکه چگونه کودکانمان می آموزند دنیای اطراف خود را ادراک کنند یا افراد همجنس خود همانند سازی کنند و چگونه در مدرسه با دوستان خود مشارکت و دوستی و تعامل داشته باشند و رفتارهایشان را طبق معیارهای هم سالان و همنوعان خود و حتی با معلم و ناظم مدرسه تنظیم نمایند .

در تعریف یادگیری طبق مُدلی که روان شناسان معتبر دنیا ارائه می دهند می توان گفت: یادگیری تغییری نسبتاً دائمی در رفتار است که در نتیجه تمرین حاصل می شود.می گویند روزگاری، فیلسوفی سوار بر قایقی کوچک از رودخانه بزرگی رد می شد. از قایقران پرسید: «آیا شما فلسفه می دانید؟» مرد قایقران جواب داد: «نمی شود گفت که می دانم» فیلسوف گفت: «پس دوست عزیز، یک سوم عمرتان بر فناست.» و باز پرسید: « حالا بگویید ببینم، ادبیات می دانید؟» مرد قایقران جواب داد: «نمی شود گفت که می دانم» فیلسوف جار زد: « پس دو سوم زندگی تان بر باد رفت». در همان موقع، قایق به صخره ای اصابت کرد و کم کم در آب فرو رفت. قایقران از فیلسوف پرسید: « شما شنا بلدید؟» فیلسوف در جواب گفت: « خیر » مرد قایقران گفت: «پس کل زندگی شما بر باد رفت».
وقتی مسائل حساس و مهم پدید می آید، فلسفه بافی اغلب از میان می رود. برای انسانی که در قایقی نشسته و دارد غرق می شود، تئوری چیز به درد به خوری نیست، او یا شنا بلد است یا اینکه غرق خواهد شد. در آن بحبوحه ی بحران های کلاس، تمام کتاب های کتابخانه ها را هم که جمع کنید دردی دوا نخواهد شد. سخنرانی و تدریس چندان ارزشی نخواهد داشت. هنگامی که واقعیت مطرح است، فقط مهارت و کاردانی می تواند نجات دهنده باشد.
نشان دادن مهارت در رفتار است که در آموزش و پرورش مهم به شمار می آید. رفتارهایی که قابل توجه هستند بر ما معلومند. در واقع، معلم ها از شنیدن مکرر حرفهایم مربوط به این رفتارها در کنفرانس ها و انجمن ها خسته اند. چنان که یکی از معلم ها می گفت: «من خودم از قبل می دانم که دانش آموز به چه چیزی نیاز دارد. من نیاز او را حس می کنم. او نیاز دارد که قبولش داشته باشند، بهش احترام بگذارند، دوستش داشته باشند، بهش اعتماد کنند؛ او نیاز دارد که تشویقش کنند، پشتیبانش باشند، او را به فعالیت وا دارند، و موجبات تفریح و خوشی اش را فراهم آورند؛ او نیاز دارد که بتواند به کاوش بپردازد، آزمایش کند، و به نتایج موفقیت آمیزی برسد.

عجب حکایتی است! او این همه نیاز دارد و من تنها چیزی که کم دارم، عشق و دانایی سلیمان است و بینش و فراست فروید و علم و دانش انیشتین، و ایثار و از خود گذشتگی فلورانس نایتینگل.
در تئوری، ما از قبل می دانیم که آموزش و پرورش خوب چیست، ما تمام مفاهیم را در ذهن داریم. اما متاسفانه، آموزش و پرورش دانش آموزان نمی تواند صرفاً مبتنی بر مفاهیم باشند. دانش آموزان مسائلی را مطرح می سازند که از میان نمی رود، حتی زمانی که معلم، دموکراسی (Democracy)، عشق (Live)، احترام (Respect)، پذیرش (Acceptance)، تفاوت های فردی (Individua- differences) و یگانگی فـــردی (Persona- uniqueness) را بـاور داشته باشد. این مفاهیم، هر چند متعالی اند، بیش از اندازه انتزاعی و جامع هستند. به یـــک اسکناس هزار دلاری می ماند؛ این اسکناس پول قابل توجهی است، اما در برآورده ساختن نیازهای پیش پا افتاده ای همچون نوشیدن یک فنجان قهوه، دادن کرایه ی تاکسی، یا تلفن کردن به جایی، به هیچ وجه مفید واقع نمی شود.
در رفع نیازهای روزمره، ما به پول خُرد نیاز داریم. معلم ها، در داد و ستد کلاسی، به پول خرد روان شناختی (Psychologica- smal- change) نیاز دارند. در کلاس درس، دقیقه به دقیقه اتفاقاتی رخ می دهد، مثلاً بد خلقی های ناچیز، تعارضات روزمره و بحران های ناگهانی. معلم برای برخورد موثر و انسانی با این اتفاقات، نیازمند کسب مهارت های ویژه ای است. تمام این موقعیت ها مستلزم واکنش های مفید و واقع بینانه اند.

پاسخ معلم عواقب حساسی در بر دارد. این پاسخ یا جوی از توافق (Compliance) پدید می آورد یا جوی از خودسری؛ یا مایه ی خشنودی می شود یا مایه ی مشاجره؛ یا میلی به اصلاح وضع بر می انگیزد یا میلی به کینه توزی. این پاسخ بر رفتار و منش (Character) دانش آموز اثر می گذارد و آن را یا بهتر می سازد یا بدتر. اینها واقعیت های موجود در روابط عاطفی بشر هستند که ممکن یا ناممکن بودن تعلیم و یادگیری را تعیین می کنند. بهترین معلم از این حقیقت اصلی آگاه است: یادگیری همواره در زمان حال انجام می شود و همواره یک مساله ی شخصی است.

نوشته های تصویری زیر بهترین نوع معلم را نشان می دهد.بهترین معلم ها، یعنی معلم هایی که از ویژگی هایی مطلوب تعلیم برخوردارند، در جهت مشترکی گام بر می دارند. آنان به قدرت فضل فروشی اعتقاد ندارند. نه موعظه می کنند و نه درس اخلاق می دهند. آنان احساس گناه (Guilt) پدید نمی آورند و قول نمی گیرند. وقتی بد رفتاری ناچیزی روی می دهد، بحث علت و معلول را پیش نمی کشند یا در وقایعی که در کلاس رخ می دهد، به کاوش نمی پردازند، کارآگاه نمی شوند و از بچه ها جاسوس درست نمی کنند. آنان کاری به کار گذشته ی دانش آموز یا به آینده ی نزدیک او ندارند. آنان سروکارشان با زمان حال است، برایشان این مهم است که، اینجا و اکنون، دانش آموز در فشار روحی (Child i- distress) قرار گرفته است.

در این زمینه، معلمی می گفت: عادت داشتم تلاشم را بر پیشرفت های آینده متمرکز کنم. اما حالا هدف معتدل تری در سر دارم؛ دو چیز را در نظر می گیرم، خلق و خویی که دانش آموز در سال حاضر دارد و نیازهایی که بر وجود او مسلط است. به جای مدینه ی فاضله (Utopias)ای که فرسنگ ها با آن فاصله دارم، می خواهم به انسانیت لحظه به لحظه در کلاس درس برسم.»

بهترین معلم ها مدرکی زنده هستند که ثابت می کنند این دگرگونی ممکن و عملی است.

روزنامه ابتکار

منتشرشده در یادداشت

واکنش وزیر بهداشت در موردحقوق تضییع شده پزشکان  گروه اخبار /

وزیر بهداشت با بیان اینکه جامعه پزشکی نیازمند حمایت است، هر گونه تعرض به حقوق جامعه پزشکی را تعرض به سلامت مردم و جامعه برشمرد.

وزیر بهداشت با اشاره به نامه ارسالی به رئیس قوه قضائیه در خصوص استیفای حقوق تضییع شده پزشک جراح بیمارستان ممسنی، اظهار داشت: در دستگاه قضایی هم گاهی سلیقه‌ای عمل می‌شود و اتفاقی که برای همکارمان در حین ارائه خدمت رخ داده بود نیز در نتیجه برخورد سلیقه‌ای بوده است.

هاشمی با قدردانی از نگاه ویژه رئیس قوه قضائیه در رسیدگی به موارد تضییع شده حقوق پزشکان، گفت: ایشان خود از این موضوع متاثر شده و دستور رسیدگی سریع به پرونده را صادر کرده‌اند.

وی یادآور شد: استیفای حقوق همکار جراح به قوت خودش باقی است و خواسته ما رسیدگی سریع به این موضوع بوده است.

بنابراعلام وب‌دا، وزیر بهداشت در ادامه صحبت‌هایش تاکید کرد: جامعه پزشکی با سلامت مردم مستقیما در ارتباط است و از این رو تعرض به حقوق پزشکان تعرض به سلامت مردم و جامعه است.

وی خاطر نشان کرد: وزارت بهداشت از حقوق جامعه پزشکی دفاع کرده و اجازه تضییع حقوق آن‌ها را نمی‌دهد.

همچنین وزیر بهداشت در گفت‌وگوی تلفنی با رئیس قوه قضائیه خواهان برخورد جدی و پیگیری حقوقی با خاطیان این اقدام شد.

هاشمی تاکید کرد: مامور خاطی به منظور اجرای انجام فرآیند بازپرسی از بیمار مصدوم وارد بیمارستان شده و حین انجام ارائه اقدامات درمانی اورژانس توسط پزشک معالج به بیمار ضمن ممانعت از ادامه انجام فعالیت پزشک در جهت مداوای بیمار، اقدام به دستگیری همکار خانم جراح عمومی نموده است.

بنابر اعلام وب‌دا، وزیربهداشت ادامه داد: این در حالیست که پزشک جراح تنها بر اساس رسالت حرفه‌ای خود در برابر اقدام غیر حرفه‌ای و غیراخلاقی مامور مورد نظر مقاومت کرده بود و این گونه مورد بی‌احترامی قرار گرفت.

هاشمی یادآور شد: این پزشک در شرایطی دستگیر شده است که مرکز درمانی مورد اشاره و چندین بیمار بدحال دیگر به حضور پزشک بسیار نیازمند بودند، حال آنکه وی ناچار به ترک محل کار شده است. شرایط دستگیری پزشک با دست بند آثار بسیار بد و نامطلوبی در محیط بیمارستان و دیگر مراکز درمانی کشور به جا گذاشته است.

وزیر بهداشت همچنین در اینستاگرام خود از خدمات خانم جراح فعال در بیمارستان‌ ممسنی تشکر کرد.

دکتر سیدحسن هاشمی طی مطلبی با عنوان "برای خانم دکتر رزمجویی" در اینستاگرامش آورده است:« حسن حضور در شبکه‌های اجتماعی این است که با سرعت شگفت انگیزی در جریان اخبار و متاسفانه گاهی هم شایعات قرار می‌گیریم. سرعت بالا در اطلاع‌رسانی نقطه مثبت این شبکه‌هاست. باید فکری هم برای دقت و صحت کنیم. این البته کار متخصصان حوزه ارتباطات است.

دیروز که همراه رییس جمهور در سفر کردستان بودم، خبری به دستم رسید درباره بازداشت یکی از همکاران عزیزمان در حین انجام وظیفه در شهرستان ممسنی. سپردم درباره موضوع تحقیق کنند.

امروز صبح گزارش دادند که خانم دکتر فروغ رزمجویی، متخصص جراح عمومی در بیمارستان ولیعصر نورآباد ممسنی، چون دستورات بازپرس پرونده در مورد خانم چاقو خورده در یک نزاع خانوادگی را اجرا نکرده، مورد عتاب قرار گرفته و در نهایت برای چند ساعت بازداشت شده است!

البته با دخالت ریاست دانشگاه، مساله حل و فصل شده و گویا رییس محترم دادگستری استان هم دستور رسیدگی به برخورد لازم با این اقدام را صادر کرده است.

این اتفاق تاسف‌بار است و همه ما باید برای پیشگیری از تکرار آن آستین همت بالا زنیم.

من هم در همین راستا با ریاست محترم قوه قضاییه صحبت کردم و نامه‌ای نیز خدمت‌شان فرستادم. امیدوارم با نگاه مدبرانه‌ای که ایشان دارند، این رویداد تلخ، نتیجه‌ای شیرین برای عموم همکاران داشته باشد.

اما به اقدام خانم دکتر رزمجویی افتخار می‌کنیم که چون سایر همکاران ما در سخت‌ترین شرایط و با وجود همه ناملایمات در انجام وظیفه خود ذره‌ای کوتاهی نمی‌کنند.»

انتهای پیام

ایسنا

گروه اخبار /

در فاصله کم تر از 24 ساعت از انتقاد مدیر گروه سخن معلم در مورد مشخص نبودن معیارها و شاخص های طرح رتبه بندی معلمان ( این جا ) ، فانی به پرسش ایسنا در این مورد پاسخ داد .

مشکلات آموزش و پرورش استثنایی کشور  گروه اخبار /

دکتر مجید قدمی  به مشکلات نیروی انسانی در سازمان متبوعش پرداخت و اظهار داشت: سازمان آموزش و پرورش استثنایی سازمانی است که تمام فعالیت های وزارتخانه آموزش و پرورش را، که توسط معاونت های مختلف انجام می شود، یک جا در مقیاسی کوچکتر انجام می دهد؛ از تولید کتاب های درسی گرفته تا فعالیت های پرورشی، و از تربیت بدنی گرفته تا خرید تجهیزات آموزشی ، با این تفاوت که به جای یک گروه، هفت گروه از دانش آموزان زیرنظر این سازمان مشغول به تحصیل هستند. 

وی در مورد گروه های مختلف دانش آموزان زیر نظر این سازمان گفت: این گروه ها شامل دانش آموزان دارای مشکلات بینایی، مشکلات شنوایی، مشکلات جسمی – حرکتی، اختلالات رفتاری، اختلالات یادگیری، عقب مانده ذهنی و چند معلولیتی است که هم تربیت نیروی انسانی مناسب برای آموزش این افراد و هم نظام خاص آموزشی و تدوین محتوا برای آنها جزو وظایف این سازمان قرار دارد که با مشکلات خاصی نیز همراه است.

 رییس سازمان آموزش و پرورشاستثنایی، در مورد نیروهای شاغل در سازمان استثنایی کشور گفت: این حوزه گرچه حوزه ای شدیدا تخصصی با مشکلات و پیچیدگی های خاص است، خوشبختانه ما بهترین متخصصان موجود کشور در زمینه آموزش استثنایی را در سازمان داریم. خود من شخصا با اینکه معلم ناشنوایان بودم و در زمینه کودکان کم توان ذهنی تحصیل کرده ام و فوق لیسانس و دکترایم را نیز در حوزه معلولین گرفته ام و با اینکه تخصص و تجربیاتم همگی در حوزه آموزش و پرورش استثنایی است، ولی در بعضی زمینه ها اینجا باید سکوت کنم و فقط یاد بگیرم؛ چون گروه های موجود از پیچیدگی های خاصی برخوردارند. قدمی به عنوان نمونه به مشکل اوتیسم به عنوان یکی از مباحث پیچیده این حوزه اشاره کرد و گفت: مثلا ما بحث اوتیسم را داریم که از معلولیت های جدید است و برخلاف اکثر معلولیت ها که در طبقات پایین اجتماع از لحاظ مالی و تحصیلی شایع است، مشکل اوتیسم بیشتر در خانواده های تحصیل کرده و مرفه تر اجتماع شیوع دارد و هنوز علت این موضوع کشف نشده است. 

 رییس سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور ادامه داد: با توجه به آنچه مطرح شد، همه مشکلاتی را که آموزش و پرورش با آن سروکار دارد ما یک جا داریم، که یکی از آنها نیروی انسانی است. طی بررسی هایی که انجام دادیم طی دو سال آینده با بازنشستگی بیش از هزار نفر از نیروی انسانی مان روبرو هستیم و این رقم کاهش نیرو بسیار برای سازمان سنگین است و ما به زودی با بحرانی در زمینه نیروی انسانی مواجه خواهیم شد که باید از هم اکنون برنامه ریزی های لازم را برای مقابله با آن داشته باشیم.

 وی افزود: خروجی های دانشگاه فرهنگیان که تنها منبع تامین کننده نیروی انسانی سازمان آموزش و پرورش استثنایی است خیلی کمتر از این رقم یعنی حدود یه دهم این رقم است. با توجه به اینکه میان نیروهایی که بازنشسته می شوند و نیروهایی که از طریق دانشگاه فرهنگیان وارد سازمان می شوند تناسبی وجود ندارد، تنها راه امکان نیروی انسانی متخصص سازمان این است که مجوز استخدام آزاد بگیریم.

 قدمی در پاسخ به این پرسش خبرنگار پانا که “سازمان استثنایی چه سهمی از استخدام ۵ هزار نیروی جدید در آموزش و پرورش را به خود اختصاص خواهد داد” گفت؟ از این تعداد تنها ۱۲۵ نفر سهم سازمان ما در سراسر کشور است. 

وی در پایان خاطرنشان کرد: البته ما می توانیم نیروهایی که راغب به ماندن هستند را در سازمان نگه داریم، ولی به طور کلی برای نیروی انسانی باید حساب ویژه ای باز کنیم و مجوزهای خاصی بگیریم تا بتوانیم نیروهای تازه نفس را وارد مدارس مان کنیم.

پانا

" « گروه سخن معلم » از همراهی و همدلی  همه همکاران و معلمان گرامی  به ویژه  کسانی که این رسانه و خط مشی آن را منصفانه مورد نقد قرار می دهند تشکر و قدردانی می کند . "

منتشرشده در دیدگاه

مشکلات دانشگاه فرهنگیان و پردیس نسیبه و عملکرد صدا و سیما  دانشگاه فرهنگیان که چند سال پیش با تجمیع مراکز تربیت معلم تاسیس شد، کم کم می رود تا اولین خروجی های خود را وارد چرخه نظام آموزشی کند، اما این دانشگاه همانند دیگر دانشگاه ها و یا بهتر بگوییم خود آموزش و پرورش نه تنها عاری از مشکل نبوده که مشکلات زیادی گریبان گیر آن بوده و هست، اما این مشکلات زمانی بیشتر اهمیت پیدا می کند که بفهمیم با دانشگاهی مواجه هستیم که با قریب به ۱۰۰ پردیس و مرکز وابسته حدود ۷۰ هزار دانشجو معلم را در بر می‌گیرد. این تعداد دانشجو معادل سه یا چهار برابر برخی از دانشگاه‌های بزرگ کشور است که در سراسر کشور شعبه دارند و هم چنین این دانشگاه به عنوان یک راهکار اجرایی سند تحول بنیادین که مورد حمایت حکیمانه بالاترین مقام کشور حضرت امام خامنه ای (دام ظله) می باشد، است.
مشکلاتی که اگر دلایل آن را از مسئولین امر جویا شویم، حرف از بودجه به میان می آید، اما درباره بودجه نیز آن چه روشن است، این است که در سال۹۴ بودجه هزینه دانشگاه فرهنگیان با ۸/۵ درصد رشد به ۱۶۷ میلیارد تومان رسید، ضمن اینکه ۸۵ میلیارد تومان نیز در بخش اختصاصی به بودجه دانشگاه فرهنگیان اختصاص داده شد که در مجموع ۲۵۲ میلیارد تومان بودجه این دانشگاه برای سال ۹۴ است و این در حالی است که در دو سال گذشته، یعنی سال۹۲، بودجه آن ۱۶۳ میلیارد تومان بوده و حقوق دانشجو معلمان نیز به طور کامل پرداخت می شده است، ناگفته نماند که با مبنا قرار دادن بودجه سال ۸۷ برای تربیت معلم و با لحاظ نرخ تورم اعلامی بانک مرکزی، بودجه این دانشگاه در سال ۹۴ باید حدود سه برابر بودجه پیشنهادی آن در لایحه بودجه ۹۴ می‌بود !
به بیان دیگر با توجه به تورم، بودجه سال ۹۴ دانشگاه فرهنگیان نسبت به سال ۸۷ باید ۴۲۰ درصد افزایش می‌یافت، اما در عمل این بودجه فقط به میزان ۱۵۰ درصد افزایش یافته است. یعنی در خوشبینانه‌ترین حالت بودجه سال ۹۴ دانشگاه بازگشت به بودجه‌ای است که در سال ۸۹ به تصویب رسیده بود. این در حالی است که در این بازه زمانی، دانشگاه فرهنگیان علاوه بر افزایش کمی ظرفیت و تعداد پردیس‌ها، باید کیفیت آموزشی و پرورشی خود را نیز ارتقا می‌داد. (عیارآنلاین)
آن چه مبرهن است، همه این ها ناشی از مغفول ماندن و نگاه به مقوله آموزش و پرورش در بین قانون گذاران و مجریان در جمهوری اسلامی به عنوان مصرف کننده است، در حالی که این نگاه نه تنها مورد تایید آموزه های دینی ما نیست، بلکه در کشورهای پیشرفته صنعتی نیز جایگاهی ندارد.
در هر حال دانشجو معلمان این دانشگاه که بسیاری از آن ها رتبه های برتر کنکور سراسری می باشند، به امیدی وارد این دانشگاه شدند یا بهتر بگوییم می رفت که آموزش و پرورش را امیدوار کنند، اما در ترم های پایانی اولین ورودی های این دانشگاه هستیم که بررسی مختصری از میزان موفقیت دانشگاه در امر تربیت معلم مشخص خواهد کرد که دانشجو معلمان به لحاظ کارآمدی و توانمندی علمی و مهارتی ای که دانشگاه فرهنگیان با هدف تربیت تخصصی آن تاسیس شد به مراتب پایین تر از دانشگاه های عادی عمل کرده است.
انتخاب نابه جای افراد فاقد صلاحیت یا کم صلاحیت و نامرتبط رشته تحصیلی و تخصص به عنوان سرپرست پردیس ها، بهره گیری از معلمان و اساتید ناآشنا با سند تحویل بنیادین و اهداف دانشگاه فرهنگیان به عنوان مدرس، عدم وجود منابع درسی و اهداف مشخص و معرفی کتاب های دیگر دانشگاه ها از جمله پیام نور در بسیاری از دروس!
ایجاد فضای مدرسه ای، پادگانی و امنیتی در دانشگاه و برخورد ناصحیح مسئولین پردیس ها و مراکز با افرادی که گزینش شده و باید حرمت دانشجو معلمی آن ها حفظ شود و یا نگاه مغرضانه به انتقادات دانشجویان در بسیاری موارد که نمونه آن بسیار است ولی به عنوان مثالی که اکثریت آن را دیده اند، به گزارش اخبار شبانگاهی شبکه سوم سیما از پردیس نسیبه تهران می پردازیم که دانشجو معلمان در مصاحبه با خبرنگار سیما، سطح آموزشی و رفاهی دانشگاه را “عالی” توصیف کردند و پس از آن بود که موجی از انتقادات نه تنها در پردیس مذکور، بلکه در پردیس های سراسر کشور به راه افتاد و در فضای مجازی نیز منعکس گردید، اما گویا افراد مذکور از سوی مسئولین پردیس انتخاب و در حضور خود آن ها نیز ملزم به بیان جملات خاصی شده بودند.
بعد از آن بود که با پیگیری های دانشجو معلمان پردیس نسیبه با فاصله حدود ۸ ماه از آن گزارش، از شبکه خبر دعوت می شود تا برای گزارش به پردیس مراجعه نمایند، این بار اما بدون اطلاع مسئولین پردیس و در اولین روز از ترم تابستانی، با هماهنگی و وحدت نظر دانشجو معلمان از پیش تر مشکلات جمع آوری و تنظیم و برای خبرنگار اعزامی شبکه خبر تشریح می شود، احتمالا این گزارش، چهارشنبه ۷ مرداد ۹۴، ساعت ۲۱/۳۰ از برنامه «نبض دانشجو» شبکه خبر پخش خواهد شد و بازپخش آن نیز پنج شنبه و جمعه خواهد بود.

شنیده ها حکایت از آن دارد که این بار نیز مسئولین پردیس پس از اطلاع در محل حضور یافته و از مدیریت پردیس دفاع کرده اند، حتی از خبرنگار خواسته اند که از آشپزخانه و سلف سرویس نیز گزارش تهیه کند و پاسخ آن ها این بوده که در فرصت دیگری به طور سرزده مراجعه کرده و با معاون وزیر برای پاسخ به مطالبات دانشجو معلمان همراه خواهیم شد. گفته می شود در این روز پردیس میزبان افرادی بوده است که پخت بهتری صورت گرفته است، ولی با این وجود در اظهارات دانشجو معلمان تغییری حاصل نشده است و بر اعتراض خود تاکید کرده اند، اقدام مثبت و تاکید بر مطالبه گری مد نظر امام خامنه ای (دام ظله) که امید است گزارش پیشین را جبران نماید و شاهد خویشتن داری بیشتر مسئولین محترم دانشگاه در جهت محترم شمردن حق دانشجویانی از جنس معلم را در جهت بیان خواسته های خود باشیم.


در ادامه به برخی از موضوعاتی که قرار بوده در این مصاحبه مطرح شود اشاره می کنیم:


- کسر از حقوق، دریافت حقوق پرداخت شده گذشته، کسر حقوق با وجود عدم استفاده از خدمات رفاهی، کسر حقوق در تابستان که دانشجو معلمان در دانشگاه حضور ندارند، چه از اصل ماجرای کسر حقوق که مسئولین دانشگاه آن را قانونی اعلام می کنند، اما بسیاری نیز آن را غیرقانونی اعلام می کنند و معتقدند این اقدام سلیقه و تفسیر به رای است و قابل استناد به قانون متعهدین خدمت مراکز تربیت معلم نمی باشد و هم چنین بر خلاف اساسنامه دانشگاه فرهنگیان در خصوص منابع مالی و برنامه پنج ساله پنجم توسعه است و نیز در ابتدای پذیرش دانشجو معلمان نه در دفترچه قید شده و نه در تعهد محضری؛ بلکه قید گردیده دو برابر میزان تحصیل بایستی در مناطقی که تعیین می شود خدمت نمایند و چه در موضوع درصدبندی دانشجو معلمان که در هر صورت با تغییرات پی در پی باعث دغدغه شده و وقت انبوهی از آن ها را صرف پرداخت بدهی های گذشته و ریاضت های مالی حال کرده است.
- کیفیت بسیار نامطلوب غذا، خدمات و فضای خوابگاه با وجود کسر از حقوق.
- تغییر نام رشته ها و سرفصل های دروس برخی رشته ها اواخر تحصیل و عدم تطبیق آن با واحدهای پاس شده.
- افزودن گرایش مبهم به بعضی رشته ها چون راهنمایی و مشاوره (گرایش فعالیت های پرورشی ) پس از پذیرش و سرگردانی دانشجویان در تحصیل و کارورزی و سرنوشت خود.
- عدم توجه ریاست محترم جمهور به عنوان رییس جمهور و رییس هیأت امنای دانشگاه در سخنرانی های خود به این دانشگاه علی رغم تاکیدات امام خامنه ای (دام ظله) بر اهمیت استراتژیک این دانشگاه و عدم تنظیم برنامه دیدار با دانشجو معلمان.
- کاهش شدید بیست هزار نفری پذیرش دانشجو در سال۹۴ نسبت به سال ۹۱.
-روشن نشدن مسئله استخدام و تعهد خدمت ورودی های۹۳ بر خلاف مندرجات دفترچه انتخاب رشته با گذشت بیش از یک نیم سال تحصیلی.
- افزایش ساعات آموزشی به تمام روزهای هفته و حتی تابستان.
- عدم اختیار در انتخاب واحد و هم چنین تغییر برنامه کلاسی، مدرس، تاریخ امتحان و… بعد از تثبیت نهایی.
- یکپارچه نبودن کسر حقوق در سراسر کشور.
- کسر حقوق از همه و عدم اختصاص خوابگاه به همه دانشجویان در ترم تابستان.
- عدم اعلام مبلغ مانده و بدهی و شفاف سازی در خصوص کسورات.
- کوچک بودن فضا و کمبود کلاس های درسی و تجهیزات و فناوری های لازم.
- زیر سوال بردن چهار سال تحصیل دانشجو معلمانی که فقط دو ماه وقت خود را صرف تهیه گزارش کارورزی می کنند با جذب افراد لیسانسه سایر رشته ها در دانشگاه و گذراندن تنها یک سال دوره تربیت معلم و ورود به آموزش و پرورش.
- عدم فعالیت تشکل های دانشجویی و اهمیت ندادن به آن.
- عدم برخورداری از نهاد نمایندگی امام خامنه ای در همه پردیس ها و مراکز.


امید است همه مسئولان محترم و دانشجو معلمان با استعانت از درگاه احدیت و تمسک به این حدیث امام سجاد علیه السلام که می فرمایند: «بدان که خدای عزّوجلّ را بر تو حقوقی است که در هر جنبشی که از تو سر می زند و هر آرامشی که داشته باشی و یا در هر حالی که باشی یا در هر منزلی که فرود آیی یا در هر عضوی که بگردانی یا در هر ابزاری که در آن تصرّف کنی، آن حقوق اطراف تو را فرا گرفته است. بزرگترین حقّ خدای تبارک و تعالی همان است که برای خویش بر تو واجب کرده؛ همان حقّی که ریشه همه حقوق است.»(خصال،۶۷۴). وظیفه، تکلیف و مسئولیت پذیری را سرلوحه تصمیم های خود قرار دهیم.

آوای فیروزه ای


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور