
در اين ياداشت كوتاه به وضعيت سرانه ي آموزشي چند كشور و مقايسه وضعيت آنها با وضعيت سرانه آموزشي در ايران مي پردازيم.
تعريف درآمد سرانه:
"درآمد سرانه از تقسيم توليد ناخالص داخلي بر جمعيت كشور حاصل مي شود كه به طور ميانگين در يك سال (يا دوره ي معين) افراد يك كشور چقدر مي توانند براي زندگي و رفاه خود هزينه كنند." ( منبع 70 كتاب شاخص آموزشي در 20 كشور جهان به نقل از موسسه آمار يونسكو ).
تعريف سرانه آموزشي :
"سرانه آموزشي از تقسيم بودجه آموزش و پرورش بر تعداد دانش آموزان حاصل مي شود. به عبارت ديگر سرانه آموزشي نشان مي دهد كه به طور ميانگين در يك سال (يا دوره ي معين) براي آموزش و تحصيل هر دانش آموز چقدر هزينه شده است" (منبع 70 كتاب شاخص آموزشي در 20 كشور جهان به نقل از موسسه آمار يونسكو ). بودجه آموزش و پرورش ايران در سال 94 در حدود 25 هزار ميليارد تومان است، اگر اين مبلغ را بر 12 ميليون دانش آموز در حال تحصيل تقسيم كنيم سهم هر يك از دانش آموزان چيزي در حدود دوميليون تومان يعني در حدود 700 دلاراست. يعني سرانه آموزشي ايران در حدود 700 دلار است. اما براي مقايسه ، بايد ميزان سرانه كشورهاي ديگر را نيز داشته باشيم. در زير سرانه آموزشي چند كشور را در سال 2009 ميلادي به عنوان نمونه ذكر مي كنيم تا تفاوت هزينه هاي آموزش و پرورش در كشورهاي جهان بهتر مشخص شود.
(ايران 700 دلار- آفريقاي جنوبي 2386 دلار - آلمان 15062 دلار - تركيه 1804 دلار - روسيه 4281 دلار- هند 348 دلار – ژاپن 19595 دلار – سوئد 30346 دلار- كره جنوبي 9693 دلار – كانادا 8018 دلار – مالزي 2914 دلار – امارات 8682 دلار ) (همان منبع).
در نگاهي گذرا به وضعيت سرانه آموزشي كشورهاي مختلف جهان به تفاوت بسيار زياد ميزان آن بين كشورهاي مختلف جهان پي مي بريم. تفاوتي كه خود را در كيفيت آموزشي در اين كشورها نشان مي دهد.
مشخص است كشوري كه سرانه آموزشي بيشتري دارد مي تواند امكانات آموزشي بهتري براي دانش آموزان و شرايط شغلي مناسبي براي معلمانش فراهم كند. كشور سوئد با سرانه 30 هزار دلاري براي هر دانش آموز در مقابل ايران و هند با سرانه 700 و 400 دلاري از شرايط مناسب تر آموزشي برخوردار است.
نكته ديگر و مهم ميزان درصد بودجه ي آموزش و پرورش يك كشور از كل بودجه ي آن كشور است. بودجه آموزش و پرورش در ايران در حدود 10 تا 11 درصد بودجه كل كشور است. در اكثر كشورهايي كه به آنها اشاره شد، ميزان بودجه آموزش و پرورش در حدود 10 تا 15 درصد است، اما مبلغ نهايي و يا سرانه آموزشي براي كشورها متفاوت است. مثلا براي ايران 700 دلار مي شود و براي تركيه 1800 دلار و براي ژاپن 19500 دلار. اين اختلاف به ميزان درآمد كشور و درآمد سرانه هر كشور بر مي گردد. مثلا درآمد سرانه در ايران سال 1389 در حدود 6 ميليون تومان بوده كه حدود 2000 هزار دلار مي شود.
اما درآمد سرانه كشورهاي ديگر در سال 2012 چگونه است؟ تركيه 10300 دلار – آفريقاي جنوبي 7274 دلار- امارات 57000 هزار دلار- ژاپن 42000 دلار- سوئد 49000 هزار دلار -كره جنوبي 20700 دلار- مالزي 8400 دلار و هند 1371 دلار. با توجه به اعداد درآمد سرانه و سرانه آموزشي در كشورهاي جهان و همچنين ايران مي توان گفت كه ميزان بودجه تخصيصي به آموزش و پرورش كشورها بستگي به ميزان درآمد سرانه و توليد ناخالص داخلي هر كشوري دارد.
به ديگر سخن ، كشورهايي كه از درآمد سرانه ي بيشتري برخوردارند، مبلغ بيشتري را براي هزينه كردن در آموزش و پرورش كشورشان را اختصاص مي دهند، نه لزوما درصد بيشتر از بودجه را. يعني كشور ژاپن اگر از ميزان كل بودجه سالانه ،تنها 10 درصد و شايد هم كمتر را به آموزش و پرورش اختصاص دهد باز هم مبلغ بسيار زيادي در مقايسه با كشوري مثل ايران اختصاص داده است. 10 درصد بودجه ژاپن در مقايسه با 10 درصد بودجه ايران بسيار بيشتر مي شود در حد 10 تا 15 برابر. در مقايسه بين درآمد سرانه و سرانه آموزشي بين كشورها به رابطه اي مستقيم پي مي بريم ، به اين صورت كه هر چه ميزان درآمد سرانه در يك كشور افزايش پيدا مي كند از آن سو سرانه آموزشي نيز افزايش پيدا مي كند و بر عكس با كاهش درآمد سرانه يك كشور، سرانه آموزشي نيز كاهش پيدا مي كند.
در تاييد اين ادعا مي توان به كشور امارات اشاره كرد. كشور امارات در دو دهه ي گذشته به سرعت توانسته ميزان درآمد سرانه خود را افزايش دهد تا جايي كه از نظر درآمد سرانه به سطح كشورهاي توسعه يافته رسيده است و اين افزايش درآمد سرانه باعث شده كه سرانه آموزشي در اين كشور هم با سرعت بسيار زيادي افزايش پيدا نمايد و در نهايت به افزايش كيفيت آموزشي و توسعه ي بيشتر كشور ختم شده است.
در ايران در پنج سال گذشته به دليل كاهش درآمدهاي ارزي و توليد ناخالص ملي و در پي آن كاهش درآمد سرانه ، ميزان سرانه آموزشي نيز كاهش پيدا كرده است كه اين كاهش خود را در افت كيفيت و خدمات آموزشي نشان داده و از سويي باعث كاهش امكانات ، خدمات و شرايط شغلي معلمان گرديده است.
بنابراين، افزايش كيفيت آموزشي بستگي به افزايش سرانه ي آموزشي دارد. به نظر مي رسد علاوه بر افزايش سهم آموزش و پرورش از بودجه سالانه، افزايش درآمد سرانه كشور نيز بسيار مهم و تاثير گذار است.
در واقع دولت با ارائه ي برنامه هاي اقتصادي درست مي تواند به سمتي حركت كند كه درآمد كشور افزايش پيدا كند و در آن صورت است كه مي توان سرانه آموزشي را مناسب تر و بهتر افزايش داد. با شرايط موجود و ميزان فعلي توليد ناخالص ملي ايران ،نبايد انتظار بيش از حد داشت تا سرانه آموزشي كشور به سطح سرانه آموزشي كشورهاي توسعه يافته برسد ، چرا كه با اين شرايط مقدور نيست.
فارس
گروه اخبار /
پنج شنبه اول مرداد ماه ، در سخن معلم خبری با عنوان « معلمان در سال تحصیلی گذشته نه ابلاغ گرفتند و نه فیش حقوقی به روز دارند ! » منتشر گردید .
خوشبختانه به فاصله کوتاهی پس از انتشار این خبر ، فیش حقوقی پس از دو ماه صادر گردید .
« گروه سخن معلم » امیدوار است که وزارت آموزش و پرورش با ارتقاء و بهینه سازی سیستم اداری خود ، مشکل عدم صدور ابلاغ را در سال تحصیلی جدید مرتفع نماید .
پایان پیام /
باسمه تعالی شماره : 77783
تاریخ : 31 / 4 / 1394
پیوست :
مقام معظم رهبری ( مدظله العالی ) :
« تحول در آموزش و پرورش یک کار بنیانی است »
مدیر مسئول محترم سایت سخن معلم
با سلام و احترام
عطف به مطلب مندرج در آن رسانه مورخ 9 / 4 / 94 با عنوان " مشاوران را حذف نکنید " عین جوابیه ی معاونت پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش را به اطلاع می رساند ، بر اساس تغییر در نظام آموزشی و به تبع آن ایجاد تغییرات ساختاری در نظام هدایت تحصیلی سیاست اتخاذ شده از سوی وزارت آموزش و پرورش اولویت به کار گیری مشاوران در دوره اول متوسطه و پس از آن در دوره دوم متوسطه و مدارس ابتدایی خواهد بود و این برای ارتقابخشی به فعالیت های مشاوران مدارس بر اساس الویت ها می باشد .
خواهشمند است طبق قانون مطبوعات و رسانه ها نسبت به درج جوابیه ی این مرکز در آن رسانه اقدام لازم صورت گیرد .
علیرضا جدایی
رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی
حقوق ، اجاره خانه ،خرید ،قسط ،فرزند ، شرمندگی و ...
این واژگان ، واژگانی هستند آشنا برای قشری زحمت کش و از خود گذشته به نام معلم . بسیار سخت است درک کردن انسانی که از مشکلات شدید معیشتی خویش و خانواده خویش آگاه است ولی با عشق نسبت به آینده ای روشن و بدون ذره ای ناامیدی به فرزندان این مرز و بوم درس عاشقی می دهد .
متاسفانه مسئله معیشت معلمان و کارگران سال ها است که دست خوش شعارهای رنگارنگ قبل از روی کار آمدن دولت های مختلف به منظور جذب آرای این اقشار و همچنین جامعه اثر آنها شده است ،فارغ از هر گونه جبهه بندی سیاسی باید قبول کنیم و با صدای بلند اعلام کنیم که وضعیت معیشت معلمان در خور شان و مقام آنها نیست ؛ اگر تا به امروز این صدا ها به صورت جدی مطرح نشده است به دلیل عدم وجود یک نظام صنفی پویا و مورد حمایت نظام است ، نظام صنفی که فقط به دنبال خواسته های صنفی معلمان باشد نه جبهه بندی های سیاسی ؛ مگر می توان قشر عظیم معلمان را محدود در یک طرز تفکر دانست .
اگر در سالیان دور وضعیت زندگی معلمان در سطح متوسط بود متاسفانه امروز با توجه به معیارهای بین المللی باید اعلام داشت که معلمان چه در شاخصه های بهداشت ( روحی و جسمی) ،چه در شاخصه های معیشت (درآمد و میزان رفاه) و چه در شاخصه های آموزش (آموزش های صحیح ضمن خدمت) دچار مشکلات و ضعف های اساسی هستند که همه این مسائل دست به دست هم می دهد تا شادابی و نشاط را از این قشر دور کند .متاسفانه پس از روی کار آمدن دولت های مختلف تنها مسکن هایی تجویز و تزریق می گردد که همان طور که از اسم آنها پیداست تنها تسکین دهنده لحظه ای هستند و به اصل مشکلات و حل و فصل گره ها نمی پردازند . البته باید توجه داشت که مسئله معیشت تنها یک مشکل کوچک از نظام بد قواره آموزش و پرورش فعلی ما را تشکیل می دهد و مشکلات عدیده دیگر از جمله نبود روش های نوین آموزشی ، کتب غالباً غیر استاندارد ، مدیریت ناصحیح صندوق عظیم فرهنگیان ، تعاونی مسکن فرهنگیان ، مشکلات ایجاد شده در تاسیس بانک فرهنگیان ، نبود معیارهای صحیح برای ارزش دادن به کار معلمان و غیره که اینها نیز خود جای بحث و تبادل نظر دارد ؛ حال با توجه به شرایط موجود چند سوال مطرح می گردد .
آیا وقت آن نشده است که دولت با صرف یک هزینه اساسی در وزارت آموزش و پرورش فایده آن را در این نسل و نسل های آینده کشور مشاهده کند ؟
آگر دولت ها به لحاظ مالی و تامین اعتبار دچار مشکل هستند آیا واقعا نمی توانند با مدیریت صحیح امکانات و منابع خویش بخشی از مشکلات اقتصادی و رفاهی و حتی آموزشی معلمان را حل و فصل کنند ؟
پاسخ این دو سوال مثبت است ، اما سوال اصلی اینجاست که چرا تا به امروز این اتفاق نیفتاده است ؟
این سوال می تواند پاسخ های متعددی داشته باشد اما دو دلیل عمده آن عبارتند از : نخست ، به وزارت آموزش و پرورش همیشه به چشم یک وزارت خانه بی در آمد و پر هزینه نگاه می شود که این دیدگاه هنوز هم در بین برخی مسئولان حاکم است که متاسفانه دیدگاه ویران کننده ای است ،به این افراد پیشنهاد می شود که نگاهی به آموزش و پرورش کشورهای صنعتی دنیا و هزینه و فایده آنها بیندازند .
دوم ، مدیریت وزارت آموزش و پرورش ؛ در مدیریت این وزارت خانه باید فردی به کار گمارده شود که حداقل دارای این سه خصلت اساسی باشد :
1- نیرویی آشنا به مسایل آموزشی باشد .
2- مدیر اجرایی نیرومند باشد .
3- وسعت دید و آینده نگری داشته باشد .
متاسفانه هر وزیری که در این مجموعه به کار گرفته می شود در یک مولفه کمیت اش لنگ می زند ؛ اگر امروز تمام معلمان از یک وزیر احساس رضایت می کنند و هنوز نام او مانند نگین در این مجموعه می درخشد به این دلیل است که وی سه مولفه را توام با یکدیگر دارا بود و هنوز که هنوز است شیرینی آن دوران در بین فرهنگیان حس می شود .
در هر حال دولت باید نگاهی ویژه به عزت فرهنگیان داشته باشد و بدانند که معلمان به عنوان یک عنصر اصلی و اساسی در نظام آموزش و پرورش محسوب می شوند .
معلم ماشین نیست ؛ معلم یکی از عوامل اصلی در رشد ذهن ،استعداد ،افکار ،خلاقیت ها و... فرزندان ایران بزرگ محسوب می شوند ،مباد که این عنصر اصلی خود به لحاظ روحی و جسمی دچار نقصان و همچنین دارای تشویش ذهنی باشند که این عوامل همگی دست به دست هم می دهند و از او یک عنصر بی انگیزه می سازند ، مباد که رگه های بی عدالتی بین کارکنان دولتی سبب فوران احساسات و سوء استفاده برخی اخلال گران از احساسات پاک معلمان سرزمین مان گردد .
و اما پیشنهاد آخر شاید افرادی نسبت به وضع معیشت معلمان بی اطلاع باشند؛ بنده به عنوان یک پژهشگر خرد جامعه آموزشی پیشنهادی می دهم . شاخص امید به زندگی در کشورمان ایران هفتاد و پنج سال است ، حال شما تقریبا یک سوم از آن را صرف تحصیل نمایید و تا مقطع کارشناسی یا کارشناسی ارشد و یا حتی دکترا به تحصیل بپردازید ،سپس در نیمه دوم زندگی خویش که بیش از یک سوم آن را شامل می شود صرف تعلیم وتربیت به فرزندان وطن تان کنید و در یک سوم انتهایی و یا حتی کمتر از آن که شما دچار غالبا بیماری های جسمی و روحی و مشکلات شدید معیشتی می شوید درست همان لحظه ای که دولت نه به عنوان یک معلم بلکه به عنوان یک مالیات دهنده نمونه که هیچ یک از قسط های مالیات را به ذمه ندارد باید به شما بهترین امکانات بهداشتی ،رفاهی و آموزشی را بدهد متاسفانه از مسئولیت خویش سر باز می زند ؛ آیا شما حاضرید با این شرایط معلم شوید ؟
معلمها غالبا به دلیل شرایط مذکور این گونه می اندیشند که نه گذشته برای آنها بوده و نه آینده در اختیار آنها خواهد بود .
وقت آن رسیده است که دولت با برنامه ای صحیح خانواده بزرگ فرهنگیان کشور را مورد حمایت قرار دهد.
خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار /
علی اصغر فانی با اشاره به اجرای طرح رتبه بندی معلمان از مهر ماه امسال بیان کرد: طرح رتبه بندی در ۴ رتبه انجام می شود که در رتبه اولیه قریب ۳۰۰ هزار تومان و در بالاترین رتبه حدود ۸۰۰ هزار تومان به حقوق معلمان افزوده می شود.
وزیر آموزش و پرورش با اشاره به اینکه دولت اعتبارات این موضوع را برای سال های ۹۴ و ۹۵ مصوب کرده است اظهار کرد: دولت در سال ۹۳ برای سال جاری هزار و ۳۵۰ میلیارد تومان و برای سال ۹۵ نیز سه هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان اعتبار تصویب کرده است .
وی ادامه داد: دولت دکتر روحانی از شهریور ماه سال گذشته اجرای طرح رتبه بندی را مورد توجه قرار داد که این مهم در ۲۷ اسفند ماه سال ۹۳ در آخرین جلسه هیات دولت در سال گذشته تصویب شد و احکام جدید معلمان بر اساس این طرح از مهرماه امسال صادر می شود.
ضریب فوق العاده شغل معلمان
فانی همچنین گفت: ضریب فوق العاده شغل معلمان در سال تحصیلی جدید به جای ۸۰۰ امتیاز از هزار و ۵۰۰ امتیاز آغاز می شود که با این امر حقوق معلمان افزایش می باید این در حالی است که در سال تحصیلی جدید فوق العاده مناطق مرزی نیز برقرار می شود.
روز گذشته وزير آموزش و پرورش از اعزام معلمان به خارج براي آشنايي با نظامهاي آموزشي دنيا و استفاده از تجربيات آنها در داخل كشور خبر داد. تحقق اين امر منوط به شرايط و عوامل متعددي است. در درجه اول و مهمترين شرط اين است كه آموزش و پرورش بودجه اين كار را در دست داشته باشد و اين بودجه ويژه همين كار باشد.
آشنايي با علوم و فنون روز دنيا و نظامهاي آموزشي نوين امري مطلوب و پسنديده است كه هيچ كس منكر سودمندي آن نيست اما در چارچوب نظام آموزشي بايد مشخص شود هدف از اين كار چيست؟ بايد اهداف و برنامههاي وزارتخانه از اين اعزام و صرف هزينه مشخص شود زيرا در غير اين صورت اين اقدام فقط بار اضافي، هزينه مازاد تلقي شده و حتی دستاورد حداقلی هم براي نظام آموزشي نخواهد داشت.
در درجه بعدي بايد مشخص شود چه معلماني قرار است به خارج از كشور اعزام شوند. در ميان دانشجويان و در دانشگاهها شاگرد اولها و افرادي كه نمرات برتر دارند به خارج اعزام شده و فرصت تحصيل در اين شرايط مطلوب به آنها اختصاص مييابد اما در ميان معلمان به چه نحوي ميخواهند اين افراد را انتخاب كنند كه در حق كسي اجحاف نشود؟ حتي اگر اين عده براي تشويق و پاداش به اين كشورها اعزام شوند بايد به اين نكته توجه داشت كه اقامت اين افراد در اين كشورها در كنار هزينههاي مختلف نيازمند برنامهريزي و نظارتهاي متعددي است كه بودجه و زمان زيادي را طلب ميكند.
در كنار همه اين مسائل رفتن به خارج مستلزم يادگيري زبان خارجه است و بايد به تناسب هر كشوري كه مقصد اين افراد قرار ميگيرد براي آشنايي و نفوذ در سيستم اداري و آموزشي زبان آن كشور را آموخت كه اين امر نيز به مراتب سخت و زمانبر است. با توجه به نكاتي كه عنوان شد به نظر ميرسد براي نظام آموزشي ما آنچه در حال حاضر در اولويت قرار داشته و ميتواند باعث رشد و بهبود وضعيت آن شود اقدامات اصولي و برنامهريزي شدهاي است كه بتوان از نتايج و دستاوردهاي آن مطمئن بود زيرا صرف بودجه و هزينه در شرايطي كه مسئولان نظام آموزشي همواره از محدوديت و ممنوعيت بودجهاي سخن گفتهاند و حتي پارهاي مسائل ضروري مانند پرداخت حقوق معلمان را به دليل آن به تعويق انداختهاند نميتواند اقدامي درست و موثر باشد. نظام آموزشي ما بومي است يعني در همين كشور و بر اساس فرهنگ و مناسبات مختلف ميان اقوام و مردم تدوين شده و شكل گرفته است. در اين ميان به روز كردن و تناسب عملكرد با دانش روز جهاني براي اين نظام بسيار مفيد است و باعث رشد آن ميشود در حالي كه براي اين بهروزسازي ميتوان بر كتب درسي و محتواي مطالب آموزشي تكيه و براي آن برنامهريزي كرد.
محتواي متون و كتب درسي بيش از همهچيز كيفيت آموزش را بالا ميبرد و در تربيت و استفاده كاربردي از نيروي علمي در آينده تاثير چشمگيري دارد. از سوي ديگر، معلمان و كادر آموزشي كه قرار است به خارج اعزام شوند در خيلي از موارد خودشان در رشتههاي تحصيلي نامرتبط با تدريس و معلمي درس خواندهاند و به نظر ميرسد تلاش براي استفاده بيشتر از نيروي انساني كه در رشتههاي مرتبط در دانشگاههاي تربيت معلم درس خواندهاند بيش از هر اقدام ديگري ضروري است.
ساختار آموزشي و كلاسهاي درس هم بايد مدرن شود و كلاسهاي درس پر جمعيت و فاقد استاندارد بايد با نظام آموزشي خداحافظي كنند.
به نظر ميرسد در شرايط فعلي اين اقدامات بهتر و بيشتر ميتواند باعث بهبود وضعيت نظام آموزشي شود. مدتهاست كه ضرورت بازسازي نظام آموزشي كشور احساس ميشود اما در اين راستا بايد از برخی اقدامات شتابزده جلوگيري كرد.
روزنامه آرمان
پژوهشهايي كه اخيرا دانشمندان سوئدي و امريكايي روي ٥٠٠ هزار دانشآموز، انجام دادهاند و نتايج آن در مجله « منشور روان شناسي » منتشر شده است، نشان ميدهد در دانشآموزاني كه در مدارس طبيعت تحصيل كردهاند و توانستهاند از محيط محدود كلاسهايشان خارج شوند و تجربه لمس طبيعت را پيدا كنند، آثار افسردگي تا ٤٠ درصد كمتر در آنها مشاهده شده و اختلالات رواني تا ٢٠ درصد در آنها كاهش پيدا كرده است.
ضرورت استفاده از مدارس طبيعت آن قدر است كه وزارت كشور ايالات متحده كه مسوول مديريت پاركهاي ملي و حيات وحش است، تصميم گرفته تا بچههاي مدارس را بيواسطه وارد مناطق حفاظت شده كند. تجاربي كه ما در كشور داشتيم، مثل مدرسه « كاوي كنج » در مشهد، نشاندهنده اين است كه خانوادههايي كه فرزندانشان در اين مدارس تحصيل ميكنند، از تغيير رفتار مثبت فرزندانشان راضي هستند.
در يكي از گزارشهايي كه يكي از خانوادههاي اين دانشآموزان منتشر كرده بود، به اين نكته اشاره شده بود كه فرزند من دچار افسردگي شديد بود و حتي قدرت ارتباط اجتماعي بسيار كمي داشت، اما از زماني كه وارد اين مدارس شده، مشكلات رفتارياش كاهش قابل توجهي داشته است. ما با توجه به اين اطلاعاتي كه در دنيا وجود دارد و در ايران هم تجربه شده است، تصميم گرفتيم تفاه منامهاي را با وزارت آموزش و پرورش امضا كنيم و در قالب طرح مدارس جامع محيط زيست (جم) اجازه دهند تا دانشآموزان نيم روز در هفته، از كلاسها بيرون بيايند و در محيطي كه در مدارس طبيعت برايشان تعريف شده، امكان تجربه لمس مواهب طبيعي، حيوانات و همچنين درخت و ميوهها و حتي كاشت يك بذر و رسيدگي به آن را پيدا كنند و به اين ترتيب بتوانيم به صورت خود انگيخته، بچهها را عاشق مواهب طبيعي كنيم.
مدرسه طبيعت ويژه كودكان ٥ تا ٩ سال است، در اين مقطع سني كه شامل مهدكودكها و مقطع ابتدايي است، قرار نيست آموزش مستقيمي به كودكان ارايه شود، قرار نيست به بچهها بگوييم كه وضع كره زمين خراب است و بحران آب داريم و زبالهها بيداد ميكنند، قرار نيست چنين اطلاعاتي به آنها داده شود. بلكه قرار است محيطهايي را فراهم كنيم كه بچهها بتوانند تجربه لمس حيوانات را داشته باشند، يك درخت را از نزديك ببينند، خاك بازي كنند، يا مراحل دوشيدن شير يك گوسفند را ببينند، بتوانند بذري را در زمين بكارند و از آن مراقبت كنند تا جوانه بزند. اين مقطع در سنين كودكي مقطع بسيار مهمي است و هر آموزشي كه ببينند تا هميشه در خاطرشان خواهد بود. بعد از ٩ سالگي به تدريج بچهها با آموزشهاي آكادميكتر روبهرو ميشوند و برايشان شرح داده خواهد شد كه وضعيت اقليمي زيستبومي كه در آن زندگي ميكنند، به تفكيك گوناگوني فرهنگي و زيستي ٣١ استان كشور چگونه است. بچهها در اين دوره ياد ميگيرند كه در مصرف آب صرفهجويي كنند و زبالهها را تفكيك كنند و چگونه پوششهاي گياهي اطراف مدرسهشان را مديريت و حفاظت كنند و مشكلات محيطزيستي محل زندگيشان را به كمترين حد ممكن برسانند.
ما يك منشور منتشر و شيوهنامه اين مدارس را با جزييات بيان كرديم. هفته گذشته وقتي كه اين منشور را با حضور خانم ابتكار و آقاي فاني رونمايي كرديم، مسوولان عاليرتبه وزارت آموزش و پرورش پيشنهاد كردند به جاي اينكه ما فقط ٦٠ مدرسه را به عنوان مدارس جامع محيطزيست معرفي كنيم، اين موضوع را به تمام ادارات كل آموزش و پرورش ابلاغ كنيم تا در اين مدارس اگر داوطلب وجود داشت، تعداد اين مدارس افزايش پيدا كند. سازمان محيط زيست با اين استقبال در خور توجه وزارت آموزش و پرورش، محدوديت ٦٠ مدرسه را لغو كرده و فراخوان عمومي اعلام ميكنيم به تمام افراد حقيقي و حقوقي كه توان مالي يا كادر آموزشي مجهز دارند، ميتوانند در جهت تاسيس مدارس جم از آغاز سال تحصيلي ٩٤-٩٥ اقدام كنند.
روزنامه اعتماد
گروه اخبار / پرداخت صد در صد هزینه بیمه جانبازان شاغل در آموزش و پرورش بر عهده این دستگاه است و جانبازان از پرداخت حق بیمه معاف هستند.