
موسسه « ارتباطات علمی – فرهنگی ایران و فرانسه » در نظر دارد با همکاری « موسسه نگارستان اندیشه » و چند نهاد فرهنگی در ایران ، یک سفر فرهنگی با هدف آشنایی مدیران و دبیران آموزش و پرورش با نظام و فضای آموزشی فرانسه برگزار کند که فارغ از کم و کیف این تور آموزشی باید برگزاری آن را به فال نیک گرفت. ( این جا )
چندی پیش نیز قائم مقام وزیر آموزش و پرورش و رییس مرکز امور بین الملل و مدارس خارج از کشور از اعزام گروه هایی از معلمان در رشته های مختلف به کشورهای جهان و متقابلا به ایران به منظور ارتقاء خلاقیت ، آشنایی معلمان با روش های آموزشی نوین در دنیا و ارتباط دو سویه بین کشورهای خارجی سخن گفته بود و برگزاری کنفرانس های بین المللی را در خصوص مسایل آموزش و پرورش قدمی مثبت برای تعامل با سایر کشورها و یافتن راه حل برای برطرف کردن چالش های آموزشی بیان کرده بودند. جدای از امکان یا عدم امکان اجرای چنین برنامه ایی در برهه کنونی ، بیان آن از سوی یکی از مسولین و همچنین برگزاری این اردو ( که در حوزه مطالعات تطبیقی می گنجد ) بهانه ایی شد که نگارنده برای آشنایی بیشتر خوانندگان محترم با « آموزش و پرورش تطبیقی » ، نوشتاری مختصر از اهداف و کاربرد آن ارایه دهم.
همواره ملت ها و دولت ها مشتاق بوده اند که از روش ها و شیوه های آموزشی ممالک دیگر آگاهی یابند. آشنایی با نظام های آموزش و پرورش کشورهای دیگر چه برای برنامه ریزان و مدیران در سطح کلان و چه برای معلمان و مدیران واحدهای آموزشی می تواند آموزنده و مفید باشد. در زمانه ای که سخن از دهکده جهانی می شود و وسایل ارتباط جمعی به سهولت در دسترس است ، استفاده از تجارب دیگران در عرصه های گوناگون ، از جمله آموزش و پرورش اجتناب ناپذیر است.
با توجه به اینکه نقش آموزش و پرورش در رشد و توسعه یک کشور غیر قابل انکار است و بسیاری بر این باورند که پیشرفت ها و پسرفت های یک ملت را باید در نظام آموزشی آن جست و جو کرد ، بنابراین آموزش و پرورش تطبیقی به محققان و برنامه ریزان آموزشی کمک می کند تا دریابند دیگران ( به خصوص کشورهای پیشرو در آموزش و پرورش ) در راه ساختن نظام آموزشی چه تمهیداتی به کار برده اند تا بتوانند با توجه به زمینه ها و بسترهایی که آموزش و پرورش در آن شکل می گیرد از این تجارب استفاده کنند.
بسیاری از محققان و متفکران ، عالی ترین سطوح مطالعه یک دانش را در مطالعات تطبیقی جست و جو می کنند. اصولا تطبیق و مقایسه به عملی گفته می شود که دو یا چند پدیده را در کنار هم قرار می دهند و به منظور یافتن تفاوت ها و شباهت های آن ، آنها را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهند.
آموزش و پرورش تطبیقی نیز دانشی است که به مطالعه دو یا چند نظام آموزشی به منظور بررسی تفاوت ها و شباهت های آنها می پردازد. هدف هایی که آموزش و پرورش تطبیقی دنبال می کند به اختصار شامل موارد زیر است:
شناخت چالش ها و مشکلات جهانی آموزش و پرورش ، کشف حقایق ، مسائل و نارسایی های نظام آموزشی کشور خویش ، برنامه ریزی و اصلاحات آموزشی با در نظر گرفتن آخرین روش های آموزشی و پیشرفت های علمی و فنی در سطح جهان ، برقراری و توسعه روابط فرهنگی بین کشورهای گوناگون جهان در مسیر وحدت ، صلح ، دوستی و تفاهم بین المللی ، معرفی نوآوری های آموزشی مانند آموزش ریاضیات جدید ، آموزش علوم ، آموزش عالی کوتاه مدت و...می باشد.
البته در بررسی و مطالعه نظام های آموزشی کشورهای مختلف توجه به این نکته ضروری به نظر می رسد که آموزش و پرورش در هر کشور با توجه به زمینه ها و بسترهای تاریخی ، فرهنگی ، دینی ، سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و جغرافیایی شکل می گیرد. بنابراین در استفاده از تجارب آموزشی سایر کشورها باید دارای بینش و مطالعه جامع و همه جانبه بود. آموزش و پرورش را نمی توان به صورت جزئی مستقل و نظامی بسته در نظر گرفت ، بلکه سیستمی باز است که با ساختارهای اجتماعی جامعه تعاملی دو سویه دارد.
مایکل سدلر یکی از محققان برجسته آموزش و پرورش تطبیقی می گوید: « به هنگام مطالعه نظام های آموزشی نمی توانیم چون کودکی که در باغ به قصد تفریح پرسه می زند ، در نظام های آموزشی به تفریح بپردازیم و از هر شاخه گلی و از هر بوته برگی بچینیم و آنچه را چیده ایم در خاک وطن بکاریم و انتظار داشته باشیم که بعدها چون درختی تناور رشد کند. »
محققان آموزش و پرورش تطبیقی انسان هایی مصلح و آرمان گرا هستند که بر این باورند که از طریق تعلیم و تربیت می توان جهانی بهتر ساخت ، ضمن اینکه معتقدند تغییرات اجتماعی دارای خط سیری زمانی ، متوالی و قابل کنترل و فراگیری هستند. امروزه مراکز زیادی در سطح جهان مشغول مطالعات بین المللی و تطبیقی هستند که از آن جمله می توان به مراکز و سازمان های زیر اشاره کرد: سازمان های بین المللی ( از جمله یونسکو ، بانک جهانی ، سازمان جهانی کار) ، انجمن های آموزش و پرورش تطبیقی در کشورها و مراکز دانشگاهی گوناگون ، شورای جهانی انجمن های آموزش و پرورش تطبیقی ، انجمن بین المللی ارزشیابی از پیشرفت تحصیلی ، دفتر بین المللی تعلیم و تربیت و ..... کارشناسان و محققان آموزشی در کشور ما می توانند با ارتباط با این مراکز از یافته و پژوهش های آنها استفاده کرده و در انجام این گونه مطالعات سهمی داشته باشند.
امروزه بیشتر از هر زمانی مصلحان و برنامه ریزان آموزشی و اجتماعی به علم آموزش و پرورش تطبیقی نیازمند هستند.تجربه تاریخی نشان داده که در کشوری چون ایران ، بسیاری از راه حل ها و برنامه ها برای تحقق اصلاحات بی نتیجه مانده است. بنابراین مصلحان ، آینده سازان و برنامه ریزان می توانند با استفاده از آموزش و پرورش تطبیقی و سایر پژوهش های علوم اجتماعی و با توجه به شرایط کشور، راه حلی جامع برای رسیدن به توسعه یافتگی بیابند.
در حالی که آموزش و پرورش تطبیقی در مجامع علمی و دانشگاهی ممالک توسعه یافته رشته پویا و اثر گذاری است به طوری که بسیاری از اندیشمندان تعلیم و تربیت آن را مهمترین گرایش رشته علوم تربیتی می دانند ، متاسفانه در کشور ما آن چنان که باید شناخته شده نیست و در مجامع علمی و دانشگاهی بهای چندانی به آن داده نمی شود، هرچند در دولت دوم اصلاحات با همت و تلاش مرحوم دکتر احمد آقازاده این رشته در مقطع فوق لیسانس در دانشگاه علامه طباطبایی تاسیس شد و چند سالی دانشجویانی در این رشته تربیت کرد اما با تغییر مدیریت این دانشگاه در دولت تدبیر و امید بساط این رشته بر چیده شد و کور سوی امید به رشد و توسعه این علم در ایران خاموش شد.
البته باید گفت خوشبختانه اخیرا انجمن علمی آموزش و پرورش تطبیقی ایران با گرفتن مجوز از وزارت علوم به عنوان یکی از انجمن های علمی تعلیم و تربیت دایر شده است و پژوهشگران حوزه تعلیم و تربیت و علاقه مندان دانش تعلیم و تربیت تطبیقی می توانند در جهت اعتلای این رشته گام های مثبتی بردارند.
امید آن می رود که دست اندر کاران نظام آموزشی کشورنیز توجه بیشتری به این حوزه مطالعاتی ، اهمیت و کاربرد آن و حمایت از پژوهشگران داشته باشند.
ای میل نویسنده :Hejazi.m59@gmail .com
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار/
روز پنج شنبه 19 / 6 / 94 در بخش اخبار خبری با عنوان « بررسی جزئیات لایحه رتبه بندی معلمان دوشنبه هفته آینده/ ابهام در چگونگی افزایش حقوق فرهنگیان » منتشر گردید که مربوط به قبل بوده است .
از فرهنگیان و مخاطبان گرامی بابت درج این خبر عذرخواهی می کنیم .
پایان پیام /
گروه گزارش / به سال تحصیلی جدید نزدیک می شویم .
پیش از انتخاب دکتر حسن روحانی به عنوان رئبس جمهور ، ایشان در گفت و گویی با سایت آفتاب چالش ها و آموزه هایی را در مورد نظام آموزشی مطرح نمود .
شاید بهتر باشد مسئولان وزارت آموزش و پرورش در آستانه سه سالگی دولت تدبیر و امید نگاه و مروری بر میزان اجرای این منویات در وزارت تحت امرشان داشته باشند .
هر انسانی به دنبال بهتر زیستن و داشتن زندگی توام با رفاه و آرامش و امنیت است . هرملتی به دنبال پیشرفت و ترقی و توسعه و سربلندی کشورش می باشد .
امروز جهانیان برای رسیدن به برتری علمی، سیاسی، نظامی و عمرانی فرهنگی با هم رقابت می کنند و آن کشورهایی موفق تر هستند که سبک زندگی صحیح و ایده ال را سرمنشاء و سرلوحه ملت خود قرار داده اند .
ملت بزرگ ایران بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی ( ره) با تلاش و کوشش، ایثار، فداکاری و مقاومت در برابر همه توطئه های استکبارجهانی با همه موانع و تحریم ها و جنگ ها و کارشکنی ها و تهدیدها و آدرس اشتباه دادن دشمنان و آشنا نبودن بعضی از دوستان انقلاب با شیوه های توسعه ولی موفق به فتح دروازه ها و پیشرفت های علمی در عرصه های نظامی، پزشکی ،هوا فضا، نانو، لیزر و انرزی صلح امیز هسته ای سلول های ،عمرانی، ورزشی و اقتدار سیاسی و سیاست خارجی شد .
تا آنجایی که ایران اسلامی در بعضی از رشته ها جز چند کشور جهان محسوب می شود ولی با این همه اوصاف در بعضی از بخش های حقیقی و اصلی جامعه توفیقاتی حاصل نکردیم و همین امرباعث عقب ماندن از قافله مدنیت و پیشرفت است که در شان ملت بزرگ اسلامی و متمدن ایران نیست .
مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای در جمع مردم خراسان شمالی موضوعاتی را مطرح نموده و فرمودند رسیدن به سبک زندگی و تمدن نوین اسلامی هدف انقلاب اسلامی است که بر دو بخش تقسیم می شود یکی بخش ابزاری وسخت افزاری و دیگری بخش متنی و اصلی و حقیقی و نرم افزاری. ایشان تاکید فرموده ما در بخش ابزاری و علمی و صنعتی پیشرفت ها یی داشته ایم ولی در بخش حقیقی آن چیزهایی که متن زندگی را تشکیل می دهند همان سبک زندگی است مانند مسـئله خانواده ،مسکن الگوی مصرف ،تفریحات، مسأله کسب و کار،رفتار در خانه، محیط کار با رئیس و مرئوس با مامور دولت و با پلیس و نظافت و نظم در جامعه عدالت اجتماعی و کلا" اخلاق عمومی و فرهنگ زندگی توفیقاتی نداشته ایم ؛ ایشان تاکید دارد اگر در بخش متنی و حقیقی پیشرفت نکنیم موفقیت های بخش اول فایده ندارد و از نخبگان و اندیشمندان حوزویان دانشگاهیان و فرهنگیان و صاحبان قلم و بیان و جوانان درخواست نمودند پیرامون این موضوعات جهت رسیدن به سبک زندگی طیبه و سالم و ایده ال اقدام نمایند ایشان مطرح فرمودند.
معضلات جامعه
1- چرا فرهنگ کارجمعی در ایران ضعیف است ؟
2- چرا روابط اجتماع به حقوق متقابل رعایت نمی شود ؟
3- ازدیاد طلاق ،عدم رعایت فرهنگ رانندگی و آپارتمان نشینی ، الگوی تفریح سالم ،افزایش دروغ ،قانون گریزی، عدم وجدان کاری ،بی توجهی به تولیدات داخلی ، افزایش مصرف گرایی و اسراف و عدم رعایت حقوق زنان ، زیادشدن ربا و مواد مخدر و کم شدن ساعات کار و مطالعه ....
حقیقتا سطح زندگی مردم ایران با دهه های اول و دوم انقلاب ازلحاظ اقتصادی و رفاهیات بسیار تفاوت کرده است اکثر آحاد ملت از داشتن خانه ،ماشین ،امکانات زندگی برخوردارند ولی باز می بینم مردم از نظام اداری و اقتصادی و سیاسی و عدالت اجتماعی و فرهنگی جامعه راضی نیستند و آن بعد نارضایتی مربوط به سبک زندگی است که انشاءالله باعمل به فرمایشات مدبرانه و راه گشای مقام معظم رهبری شاهد تحول بزرگ در شیوه و سبک زندگی ملت شریف ایران اسلامی باشیم.
لذا برای عملیاتی و اجرایی کردن این نهضت بزرگ سبک زندگی لازم است ابتدا توسط مجلس شورای اسلامی، شورای تشخیص مصلحت، شورای عالی فرهنگی کشور، مهندسی و نقشه راه آن تهیه و ابلاغ و توسط دانشگاهیان، فرهنگیان و حوزویان، و صاحبان منابر و رسانه های عمومی و رسانه ملی تبیین و تشریح و اطلاع رسانی و عامه مردم جامعه نسبت به اجرای آن اقدام نمایند و از این مطلب نباید غافل شد که هر برنامه ای جهت اجرا نیاز به دو ابزار دارد ؛ یکی آموزش و دیگری تشویق و تنبیه
تعریف سبک زندگی
سبک زندگی طرز تلقی عادت ها ، نگرش ها، معیارها ، یا به تعبیر دیگر عبارت است اخلاق فردی واجتماعی که از افراد جامعه سر می زند .
انواع سبک زندگی
سبک زندگی الهی، سبک زندگی غربی، سبک زندگی شرقی
که در این مقال منظور سبک زندگی طیبه، سالم و متمدن و مترقی الهی است .
هدف از آفرینش انسان
خالق بشر پروردگار عالم می فرماید :
ماخلقت جن وانس الا لیعبدون
هو انشاکم من الارض و استعمرکم فیها
هدف از آفرینش را بندگی خداوند و عمران و آبادانی زمین می داند و برای رسیدن به یک زندگی سالم پاک و عقلانی و خردورز و سرافراز و مفتخر و پویا که ساکنین آن اظهاراحساس آرامش و شادابی و عزت کنند به بندگانش امر به همکاری و تقوا می کند .
و تعاونو علی البر وتقوی
اعتصموبحبل الله جمیعا
یا در بیان دعا آرزومی کنیم
اللهم اجعل محیای، محیا محمد وال محمد و مماتی، ممات محمد و آل محمد (ص)
شیوه و سیره پیامبر و ائمه اطهار بهترین الگو و اسوه سبک زندگی طیبه الهی برای مسلمین است و آن را ما آرزومی کنیم و باید به آن جامعه عمل بپوشانیم .
اهمیت بحث سبک زندگی
هدف از ضرورت پرداختن به سبک زندگی ایجاد یک تمدن اسلامی است و منظور آن بهبود بخشیدن به شرایط زیستی کلیه افرادی که در جامعه زندگی می کنند . آنچه ملت ایران را می آزارد و اعتراض ها را در پی دارد عمل نکردن به آموزهای دینی و شریعت و قوانین موضوعه کشور است یعنی ما قانون داریم ولی عمل به قانون در کشور ضعیف است .
سبک زندگی آن قدر مهم و اساسی است حتی برای کسانی که به معنویت هم اعتقادی ندارند خوب است ، هدف رسیدن به فلاح و رستگاری و رفاه و آرامش و امنیت و عدالت اجتماعی و جامعه ایده ال است و مردمی در این امر پیش افتادن که زودتر اهمیت آن را درک و به آن عمل کردند .
سابقه سبک زندگی
غربی ها تا قرن هجدهم و نوزدهم میلادی هیچ توجهی به چگونگی شکل زندگی خود نداشتند و از یک نوع زندگی بربریت اجتماعی تبعیت می کردند و تقریبا" سبک زندگی در دهه هشتاد در نیمه دوم قرن بیستم مورد توجه جدی دانشممندان غرب قرار گرفت . با عنایت به اینکه پیشرفت های اجتماعی فرهنگی اقتصادی بعد از قرون پانزده و شانزده میلادی پس از ظهور دوره رنسانس شروع شد ولی در نیمه دوم قرن بیستم موفق به تغییر سبک زندگی شدند .
غربی ها با علم گرایی و تغییر الگوی مصرف و اصلاح سبک زندگی و اصالت دادن به فرد و خصوصی کردن اقتصاد به منظور ارتقاء توان مردم و بسترسازی و مشارکت مردم در اداره جامعه و اهمیت و اولویت بخشیدن به تولید به جای فرهنگ مصرف و فرهنگ قناعت به جای فرهنگ مصرف و توجه به سرمایه انسانی در کنار منابع دیگر برنامه ریزی کردند و به نقش آموزش وپرورش در تربیت نیروی انسانی اقدام و آموزش وپرورش را ازحالت مصرفی به تولیدی و سرمایه ای تعریف کردند .
نقش آموزش وپرورش در سبک زندگی
جایگاه آموزش و پرورش
1- آموزش و پرورش در واقع به منزله قلب پیکره اجتماع است .
2- آموزش و پرورش زمینه ساز رشد فکری و شکوفایی استعدادها و اخلاق انسانی یک جامعه پویا است .
3- آموزش و پرورش وظیفه پرورش و تربیت نیروی آ گاه ،کارآمد،متعهد،و دانشمند و ماهر است.
4- آموزش و پرورش تعلیم و تربیت و آموزش و تزکیه تنها راه کمال انسان به سوی سعادت و خوشبختی است .
5- آموزش وپرورش به عمل و فرآیندی اطلاق می شود که از طریق آن دانش و مهارت و شایستگی و کیفیت های مطلوب رفتار یا منش به فرد آموخته می شود .
6- آموزش و پرورش سازگاری بین زندگی مادی و معنوی و اجتماعی کردن دانش
7- آموزش و پرورش مي تواند ، محل تأمين افراد و نيروي کار مناسب براي توسعه اقتصادی باشد .
8- نظام آموزشي مي تواند به وحدت سياسي ياري رسانده و موجب کسب آگاهي هاي سياسي و افزايش مشارکت سياسي گردد .
مشارکت سياسي به عبارتي همان داشتن نقش بيشتر مردم در نظام سياسي است واين امر،نيز به روند انباشت و توزيع مجدد قدرت ارتباط دارد.مشارکت زماني معناي واقعي پيدا مي کند که از پايين به بالا باشد ؛ به زبان ديگر، مردم خود بخواهند در روند فعاليت نظام سياسي دخالت داشته باشند و اين امر حاصل نمي شود مگر در صورتي که اعتماد و اطمينان لازم و متقابل ميان نخبگان و مردم ايجاد شود ، دراين صورت اين اعتماد منجر به استقلال مردم در انتخاب مشارکت به عنوان يک روش مي گردد .
اهمیت و توجه جدی و اولویت بخشیدن به آموزش و پرورش
در قرن اخیرکشورهای غربی زودتر از ما به اهمیت و آثا راجتماعی و اقتصادی آموزش وپرورش پی بردند درحالی که جوامع توسعه نیافته آموزش و پرورش را مصرفی و ناکارآمد فرض می کنند .
لذا آدم اسمیت اقتصاد دان کلاسیک می گوید:
آموزش افراد رادر واقع نوعی سرمایه گذاری می داند و اظهار می دارد فردبا آموزش توانا می شود و آموزش و پرورش یک نوع سرمایه گذاری ملی و رکن اصلی توسعه است.
براین اساس ژاپن، آلمان،فرانسه، امریکا قطب های عمده صنعتی درصد قابل توجهی از بودجه و سود ناخالص ملی خود را به امر آموزش و پرورش کارکنان خود اختصاص می دهند و اعتقاد دارند که جامعه توسعه یافته باید از نظر فرهنگی و علمی به رشد و بالندگی برسد و آموزش وپرورش باید روحیه تولید علم و اختراع و پیشرفت و کسب آگاهی را افزایش دهد و ایمان دارند که انسان با آموزش وپرورش به سرمایه مبدل می شود و حقیقتا هر کشوری که دراین راه گام برداشت و تلاش وافر نمود بدون شک از رشد و توسعه ویژه ای در آینده برخوردار خواهد شد .
در واقع ، منابع انسانی پایه های اصلی ثروت ملت ها را تشکیل می دهد و انسان را قادرمی سازد تا ازطبیعت و ماشین بهتر استفاده نماید .
پس نتیجه می گیریم مهمترین عوامل موثر برپیشرفت و ترقی و توسعه جوامع مدرن این است که از آموزش و پرورش توانمند و کارآمد برخوردار هستند ، مضافا اینکه آموزش و پرورش کانون انتشار دانایی است و دانایی مقدمه توانایی است .
چه نیکو شاعر پارسی فردوسی بزرگ سروده
توانا بود هرکه دانا بود ز دانش دل پیر برنا بود
خرد افسرشهریاران بود خرد زیور نامداران بود
خرد زنده جاودانی شناس خردمایه زندگانی شناس
و چه نیکوتر مولای سخن امیرالمومنین علی بن ابی طالب (ع) می فرماید :
تفاوت هر فردی با فرد دیگر به علم ، دانش،خرد است .
و امروز پیشرفت جهان توسعه یافته مدیون علم، خرد و دانش است
علم و تکنولوژی با رشد و گسترش وسیع و جهان شمول به عنوان عامل مهم واساسی در فرآیند رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی جوامع بشری به حساب می آید .
پیاژه عقیده دارد : " هدف اساسی آموزش و پرورش بار آوردن و پرورش افرادی است که بتواند دست به کارهای خلاق و تازه بزند ."
به هرحال هر رشته ای دارای علم و دانشی است که بایدآن علم را آموخت و آموزش داد و به مرحله عمل رساند .
نقش معلم در اجرای سبک زندگی
حضرت امام خمینی ( ره) بنیان گذار انقلاب اسلامی می فرماید : ( وظیفه معلم هدایت انسان به سوی خداست)
نقش معلم در جامعه، نقش انبياست؛ انبيا هم معلم بشر هستند. تمام ملت بايد معلم باشند؛ فرزندان اسلام تمام افرادش معلم بايد باشند و تمام افرادش متعلم .
دست تواناي معلم است که چشم انداز آينده ما را ترسيم مي کند. اگر مي بينيد که اميرمؤمنان، مولاي متقيان علي (ع) مي فرمايد: (من علمني حرفاً فقد صيرني عبداً) هرکس چيزي به من بياموزد، مرا غلام خويش کرده است. اين بيان براي ما درس است تا معلمان قدرخود را بدانند و تشخيص دهند که چقدر، وجود آنها در سرنوشت يک ملت مؤثر است .
سرنوشت یک کشور و یک ملت و یک نظام بعد از توده های مردم در دست طبقه تحصیل کرده است .
مقام معظم رهبری می فرماید :
معلم در واقع شکل دهنده و پرورش دهنده گوهرها گرانبهاست و کودکان و نوجوانان کشور هستند و رسیدن به یک جامعه سرافراز، شجاع خرد ورز و آزاد ،عقلانی در گرو آموزش و تربیت صحیح کودکان و نوجوانان اگر معلم خوب عمل کند، صحيح عمل کند، نقش معلم و مربى در جامعه ى ما، نقش تراز اول است معلم است که ما را می تواند شجاع یا جَبان، بخشنده یا بخیل، داکار یا خودپرست، اهل علم و طالب علم و فهم و فرهنگ،یا منجمد و بسته و پای بند به تفکرات جامد بار بیاورد.
معلم است که می تواند ما را متدین، باتقوا، پاک دامن،یا خدای ناکرده بی بندوبار، بار بیاورد با تدبير عمل کند، با دلسوزي عمل کند، به نظر ما همه مشکلات جامعه حل ميشود.
لذا از آنجایی که معلمان به عنوان قشری که مورد اعتماد تمامی افراد و جامعه هستند و بیشترین مخاطبان جامعه را در اختیار دارد و می تواند نقش بسیار موثری در سبک زندگی طیبه الهی داشته باشد .
الحمدالله سند تحول بنیادین آموزش و پرورش بر اساس منویات و بیانات مقام معظم رهبری برگرفته از آموزهای دینی و قرآنی و وارد کردن تعالیم روح بخش اسلامی درسبک زندگی ازطریق مدارس و دانش آموزان است و این مهم تنها با افکا ر متعالی و تلاش معلمان متدین و متعهد و با ایمان و علاقه مند میسر می باشد .
وظیفه معلمان در ارائه و عملی نمودن سبک زندگی طیبه
1- تزکیه خودسازی به منظور دیگرسازی
2 - ترویج تقوا ،ایمان ،علم و نظم
3- معلمان ب ه دنبال اصلاح جامعه باشند نه معترض و تماشاگر
4- تولید علم و گرایش به علم آموزی
5- آشنایی به علوم قدیم و جدید
6- گسترش آگاهی به جامعه جهت تغییر روش نامناسب زندگی
7- تعلیم و تزکیه واقعی و آموزش فلسفه معانی زندگی به نسل های آینده
8- آموزش آداب اسلامی
9- به وجود آوردن انگیزه مطالعه و کتابخوانی
10- ترویج روحیه خودباوری، صبر و بردباری ،کارجمعی
11- افزایش حس همدلی و همبستگی و برانگیختن حس رقابت سالم میان آنان در کسب فضایل
12- تشویق به داشتن افکار مثبت ،همت بلند، امید به آینده، کنجکاوی و تن دادن به کار
13-گسترش فرهنگ کتابخوانی
14- گسترش فرهنگ تفکر و تعقل
15- گسترش اعتمادبه نفس در کودکان و نوجوانان
16- گسترش فرهنگ آینده نگری
17- ترویج کار گروهی و همکاری
18- افزایش حس رقابت سالم میان دانش آموزان
پاداش معنوی معلم
پیامبر(ص): ارزش معلم برتری عالم برعابد مانند برتری من بر کمترین شماست .
و می فرماید: خداوند فرشتگان و اهل زمین حتی مورچه گان در لانه و ماهی دریا برمعلم خوبی درود می فرستد .
يكي از اهداف مهم آموزش و پرورش و وظايف به حق مسئولان در درجه اول، حس توجه به معلم و ايجاد فضايي مناسب و بر اساس عدالت و رفع تبعيض براي اوست تا بتواند در اين فضا خود را وقف جامعه و نسل هوشياري بكند كه ديگر با كلمات متناقض و بي توجهي، نمي توان آن ها را به بازي گرفت، توجه به معلماني كه شعله هاي آگاهي، روشني، تحوّل و بالندگي از آن ها نشأت مي گيرد و اگر معلم را رها كرديم و در وادي غم معيشت گرفتارش ساختيم، نسلي طغيان گر رها شده است و جامعه به گرداب رذيلت و پستي هدايت مي شود و اين نه شعار و بازي با كلمات كه واقعيّتي است كه آن را لمس مي كنيم و با نگاه عميقي به اطراف خود خواهيم دانست كه معلّمان چقدر مي توانند الگو باشند و در ساختن و بارور نمودن انديشه و رشد و شكوفايي مؤثرند و فراموش نكنيم كه جوامع پيشرفته، مسلماً" رشد و تحولات شگرف خود را مديون انسان هايي مي دانند كه عمر خود را صرف تعليم و تعلم مي نمايند و در تغيير اساسي و بنيادي ساختار جامعه بسيار تأثير گذارند و توجه به آنان در واقع ارج نهادن به جامعه و تمامي ملّت است و بي توجهي به آنان، در نظر نگرفتن نسلي است كه چونان سيلي ويرانگر، ريشه ها را به مخاطره انداخته، همه چيز را از بين مي برد
بدیهی است اگرقرار باشد به یک جامعه نمونه و الگو تبدیل شویم ابتدا باید موانع توسعه را ازسرراه برداشت و با یک آمادگی و استقبال همگانی کج اندیشی ها و تفکرات و سلایق و چالش های اشتباه را با گام های استواربرداشت و نسبت به بسترسازی و اصلاح جامعه اسلامی اقدام نمائیم .
چالش ها و موانع موجود در نظام آموزش و پرورش ایران
1- عدم جذب نیروهای نخبه و یا استخدام بر اساس معدل بالا درآموزش و پرورش
2- عدم ارزشیابی مستمر از معلمان
3- پرداخت حقوق و مزایا براساس سنوات نه براساس توانایی ها و ابتکارات و نوآوری
4- ناتوانی مالی و کمبود سرانه مدارس
5- دولتی بودن مدارس
6- کمبود مساحت مدارس و نبود امکانات لازم مانند زمین چمن ورزشی، سالن بدن سازی و ورزش، سالن استخر ، رستوران، کارگاه فنی و حرفه ای،سالن آی تی و رایانه
7- تصمیم گیری متمرکز و مرکزی و وزارتی درخصوص عنوان تدریس و اداره مدارس
8 - محدودیت زمانی حضور دانش آموزان در مدرسه و در زنگ های فوق برنامه
9- پایین بودن شان مقام معلم در اجتماع
10- پایین بودن سطح دانش و مهارت حرفه ای و به روز معلمان
11- پایین بودن حقوق و مزایای معلمان
12-نداشتن انگیزه و رغبت کار اضافه در اکثریت معلمان به دلیل پایین بودن معیشت اقتصادی
13- پایین بودن سطح سواد و درآمد اغلب اولیا و بی توجهی به سرمایه گذاری برای تحصیلات فرزندان خود
14- عدم تناسب دروس با بازار کار و اشتغال-ایستایی دربرابر تغیر و عدم مشارکت عملی فرهنگیان دربرنامه های توسعه ای کشور
راهکارها
1- توجه به پژوهش و تحقیقات و تفکر و مطالعه و تولید علم
2- نگاه تولیدی و سرمایه ای به آموزش و پرورش
3- جایگزینی فرهنگ تولید به جای فرهنگ مصرف
4- جایگزینی فرهنگ احترام، اعتماد، محبت،همکاری به جایی فرهنگ دشمنی، قهر ،تنگ نظری ،بی تفاوتی
5- جایگزینی فرهنگ منافع ملی و نفع رسانی به همه و ایثار بر منفعت طلبی و تنگ نظری و زراندوزی
6- جایگزینی فرهنگ عدالت گستری بر فرهنگ تبیض ،پارتی بازی
7- جایگزینی فرهنگ قانون گرایی و ضوابط برقانون گریزی و روابط
8- جایگزینی فرهنگ وحدت،یک دلی به جای فرهنگ جناحی، باندی و طایفه ای
9- جایگزینی فرهنگ قدرت تغییر و اصلاح بر فرهنگ سنت های خنثی و بی اثر
10- جایگزینی فرهنگ تشویق معروفات به جای فرهنگ منکرات
11- جایگزینی فرهنگ قناعت به جای فرهنگ اسراف
12- جایگزینی فرهنگ خصوصی سازی بر فرهنگ انحصاردولتی، واگذاری آموزش و پرورش به بخش خصوصی
13- جایگزینی فرهنگ و تدبیر و افکار مثبت امید به آینده به جای فرهنگ بی برنامگی ،منفی گرایی ،یاس
14- جایگزینی فرهنگ هوشیاری، بیداری، بصیرت به جای فرهنگ سطحی نگری، سادگی، عوام زدگی
15- جایگزینی فرهنگ صداقت و راستی امانت داری به جای دروغ و فریب و خیانت
16- جایگزینی فرهنگ خوداشتغالی و صادرات به جای فرهنگ شغل دولتی و واردات
17- جایگزینی فرهنگ بومی و اعتماد به جوانان و بی اعتمادی به استکبار به جای قرهنگ خودباختگی و غرب زدگی
18- جایگزینی فرهنگ مقاومت به جای فرهنگ سازش
19- جایگزینی فرهنگ خدمت به جای فرهنگ ریاست
20- افزایش حقوق و مزایای معلمان به منظور ارتقاء قدرت خرید و ایجاد انگیزه درآنان
21- حذف آموزش رایگان عمومی به جهت مشارکت اغنیا درتوانمند سازی مدارس
22- ساخت مدارس مجهز با تمام امکانات لازم و افزایش ساعت بیشتر حضور دانش آموزان در مدرسه
23- سپردن اداره مدارس به دست هیات امنای اولیا
24- آموزش مستمر ضمن خدمت معلمان و احتساب و بهره مندی ازمزایای آن
26- تامین منابع درآمدی از ناحیه جذب نیروهای تحصیل کرده از ادارات، شرکت ها و آحاد مردم و خیرین
27 - قدردانی از معلمان ممتاز و ساعی و پرتلاش و اثرگذار و مبتکر و دارای تالیف و پژوهش
28 - ایجاد عشق و علاقه و انگیزه و امید به آینده بهتر در فراگیران
29- اجرای برنامه های هنری ،ورزشی ، پرورشی، فرهنگی ، مهارتی و برگزاری مناسبت ها و همایش ها و اجرای برنامه های شاد با مشارکت همه معلمان و دانش آموزان
30- تثبیت مدیریت براساس شایسته سالاری نه جناحی و سیاسی
31- حضورفعال معلمان در آموزش سبک زندگی و توسعه درمدرسه و جامعه
32- توجه به فرد گرایی مثبت به منظور شناخت خود وپی بردن به استعدادها و توانمندی های خود
33- سپردن کارها به مردم ( اجرای اصل 44) و افزایش گروه های نظارتی به جای بزرگ کردن دولت و خدمات دولت
33- جایگزینی فرهنگ سخت کوشی به جای فرهنگ راحت طلبی
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار /
تعدادی از معلمان هنرستانی در تهران به دلیل بخشنامه جدیدی که آموزش و پرورش تهران در مورد جابهجایی معلمها صادر کرده است، به اجبار باید برای سال جدید معلم پایه اول ابتدایی باشند؛ بخشنامهای که معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش آن را کار اشتباهی میداند.
اما این تنها بخشی از واقعه است؛ با توجه به تغییراتی که در نظام آموزشی ایجاد شده، بسیاری از معلمان باید از مقطع متوسطه اول به کلاسهای سوم و چهارم ابتدایی بروند. اول، دوم، سوم و چهارم ابتدایی که از مهمترین مقاطع آموزشی هستند و باید معلمان تخصصی بیشتری از معلمان مقاطع دیگر بهویژه برای اول ابتدایی داشته باشد، چندان در آموزش و پرورش جدی گرفته نمیشود.
در حال حاضر 17 معلم پیمانی یکی از مناطق آموزش و پرورش تهران یا باید به دستورالعمل آموزش در مقطع اول ابتدایی تن بدهند یا اینکه از کار بیکار شوند.
این در حالی است که تدریس در مقطع اول دبستان تخصص خاص خود را میخواهد که قطعا معلم مقطع دبیرستان این تخصص و روحیه را ندارد.
یکی از معلمهایی که در مقطع دبیرستان تدریس میکرد و حالا بعد از سالها تجربه تدریس در هنرستان، باید به اجبار در مقطع اول ابتدایی تدریس کند میگوید: «به دلیل اینکه ما جزء معلمهای پیمانی هستیم، آموزش و پرورش بدون اینکه از ما سوال کند برای سرنوشت ما تصمیم گرفته است. من سالها در هنرستان تدریس کردهام، چطور میتوانم یکشبه معلم اول ابتدایی بشوم؟ »
او تاکید میکند: « اداره آموزش و پرورش کل، بدون هماهنگی با رئیس آموزش و پرورش منطقه بخشنامه را صادر کرده است و حالا اگر ما برای تدریس در مقطع ابتدایی خودمان را معرفی نکنیم، حقوقی از آموزش و پرورش دریافت نخواهیم کرد.»
این معلم با بیان اینکه معلمهای هنرستان تخصص تدریس در هنرستان دارند، نه مقطع ابتدایی، میافزاید: « قطعا تدریس به دانشآموزان اول ابتدایی تخصص میخواهد که ما نداریم. چرا آموزش و پرورش چنین بخشنامهای را صادر کرده که هم به معلم و هم به دانشآموزان ضربه میزند؟ »
او عنوان میکند: « آموزش و پرورش به نیروهای هنرستانیاش احتیاج دارد و اگر ما مجبور شویم به مقطع دیگر برویم، کلاسهای درس هنرستان چه میشود؟ اگر در یک مقطع دیگر کمبود معلم دارند که نباید کلاسهای درس مقاطع بالاتر را خالی از معلم کنند. »
این معلم که یکی از 17 معلم منطقه 15 تهران است که باید برای سال تحصیلی جدید مقطع ابتدایی را تدریس کند، میگوید: «این ظلم است که ما را تحت فشار قرار دادهاند و هیچ انتخابی وجود ندارد. باید طبق بخشنامه یا قبول کنیم یا با تدریس خداحافظی کنیم.»
کار غلطی است
در حالی که تعدادی معلم از مقطع دبیرستان به مقطع اول ابتدایی جابهجا شدهاند، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش میگوید: « این کار غلطی است و اصلا نباید چنین اتفاقی در آموزش و پرورش رخ میداد، با کدام مجوز و بخشنامه چنین کاری صورت گرفته است؟»
محمد دیمهور، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزشوپرورش تاکید میکند: «اینکه معلمهای مقطع هنرستان باید مقطع اول ابتدایی را تدریس کنند، اصلا به صلاح نیست و قطعا مورد قبول ما نیست.»
او میگوید: «قطعا برای پایه اول ابتدایی باید معلمهایی که تخصص تدریس در دوره ابتدایی را دارند، سر کلاسها حضور داشته باشند نه اینکه از یک مقطع متفاوت با تخصص متفاوت، معلم سر کلاس اول ابتدایی بیاورند. »
دیمهور با بیان اینکه در مقطع ابتدایی با کمبود معلم روبهرو هستیم، میگوید: «معلمهای مقطع متوسطه میتوانند در چهارم و پنجم ابتدایی تدریس کنند. به هیچوجه تدریس این معلمها در اول ابتدایی قابل قبول نیست.»
آسیب دوطرفه است
زهرا خماریان، کارشناس آموزش ابتدایی میگوید: «هر عقل سلیمی چنین کاری را غلط میداند که معلم مقطع دبیرستان به دانشآموزان اول ابتدایی درس بدهد. دنیای این دو مقطع و دانشآموزانش متفاوت است.» او با بیان اینکه اجرای چنین بخشنامهای آسیب دوطرفه است، میافزاید: «اگر چنین طرحی اجرا شود هم معلم و هم دانشآموز آسیب میبینند. دانشآموزی که نوع تدریس و ارتباط معلمش را دوست نداشته باشد از درس زده میشود و در کنار این موضوع معلمی که نتیجه مطلوبی از تدریسش نبیند، افسرده میشود.»
خماریان بر این باور است که حضور معلمهای دبیرستان سر کلاس دانشآموزان اول ابتدایی که حساسترین مقطع تحصیلی است مشکلاتی را در آینده به وجود میآورد که میتواند به نظام آموزشی ضربه بزند.
او با بیان اینکه تدریس در مقطع ابتدایی بهویژه اول دبستان تخصص میخواهد، تاکید میکند: « روحیه و نوع تدریس به دانشآموزان دبستان با کل مقطعهای درسی متفاوت است. معلم این مقطع باید بتواند ارتباط خوبی با دانشآموز برقرار کند. روحیه معلم دبیرستان برای دانشآموزان ابتدایی بسیار خشن است. »
خماریان عنوان میکند: «اگر آموزش و پرورش به دلیل مشکل کمبود نیرو در مقطع ابتدایی دست به چنین کاری زده است حداقل باید دوره آموزشی یا کارورزی برای آنها برگزار کند، نه اینکه به یکباره آنها را وارد فضای ابتدایی کند.»
نابه سامانیهای باقیمانده از وزارت آموزش و پرورش دولت قبل، تغییرات متعدد نظام آموزشی در دولتهای نهم و دهم و کمبود بودجه این وزارتخانه، آموزش و پرورش را با کمبود معلم در برخی از مقاطع تحصیلی روبهرو کردهاست.
روزنامه فرهیختگان
گروه اخبار /
دال نیوز - گفت و گو با محمدتقی سبزواری، عضو کانون فرهنگیان شیراز، کارشناس مسایل آموزش و پرورش و فعال صنفی- آموزشی
مدارس را دريابيم. چيزي به شروع سال تحصيلي نمانده است. بسياري از مدارس بيش از سه ماه را در تعطيلي به سر بردهاند و معدودي نيز جز در ماه رمضان به گونههاي مختلف به كار بودهاند. هم بچههايي كه در استراحت مطلق سر كردند و هم دانشآموزاني كه در كلاسهاي مختلف اجباري و يا شبه اجباري مدارس شركت كردند، اگر مورد اين سؤال واقع شوند كه در آستانهي بازگشايي مدارس چه احساسي داري؟ ـ همان كليشههاي صدا و سيمايي! ـ معلوم نيست اگر حرف دل شان را بر زبان بياورند قابل پخش عمومي باشد.
در عين حال جالب توجه است كه در ميان گريزپاترين بچهها نيز، گريز از مدرسه به صورت عملي و فعلّيت يافته ديده نميشود و يا آمار آن چنان نادر و كمياب است كه قابلّيت ذكر ندارد. اين حسّ دوگانه، كه هم همهي مشقّات مدرسه رفتن را تحمّل ميكنند و هم چيزي به نام شوق در وجودشان موج نميزند ناشي از دو چيز است: بچهها ميدانند كه تحصيل آموزشگاهي اولين و منحصرترين پلّكان ترقي و پيشرفت شخصي است، نيز آنها خوب دريافتهاند كه تكراريترين اتفاقات، فعلاً در زندگيشان همان مدرسه رفتن و تبعات آن است. پس شور و شوق را چه جايي است؟ و امّا آيا نميتوان به اين همه زحمت و تكليف كه براي دانشآموزانمان فراهم و تحميل كردهايم، مراتب شور و شوق را هم بيفزاييم و واقعاً نام خانهي دوم را زيبندهي مدارس كنيم؟
واقعيت آن است كه در خانهي اول زندگي ميكنند، و نه خستگي و ملال و افسردگي ميورزند. خانهي دوم نيز ميبايد محل زندگي باشد؛ گيرم جنس شور و شوقش متفاوت از اوّلي بنمايد. شوق زيستن در خانهي پدري و مادري، همان است كه فرد احساس امنيت كند و در دو بعد مادي و معنوي به ارضاي نيازهايش بپردازد و بعد از احساس سرپناه امن و سفرهي گرم، رفتار نرم و گفتار دلنشين را ببيند و بشنود و هكذا.
خانهي دوم نيز از اين امر مستثني نيست، هر چند كه جنس ايمني و امنيّتش چيز ديگري است: احساس پيشرفت در سايهي جوشش شور و شوق و حسّ دريافت مهارتهاي زندگي و جامعهپذيري.
اگر بلندمدت ميانديشيم، بايد سندهاي چشمانداز در نظام آموزش و پرورش جدّاً فراتر از تربيت و تدوين بستههاي انساني در قالب محفوظات و روزمرّگيهاي آموزشي باشد و حتماً بايد نگاه يك سونگرانهي كنكور محوري و دانشگاه هدف، به نگاه جامع شهروندپروري و مهارتآموزي براي احساس خوشبختي تبديل شود، مطمئناً تا يكي دو سال آينده، وضعيت رواني كنكور و موقعيت جذب دانشگاهها آسانتر از وضعيت فعلي هم خواهند شد. (به يادآوريم وضعيت يكي دو دهه قبلتر را، و البته از نظر تنش و استرس، وضع چندان بهينه نشده است.)
در روزگار پيش رو بايد منتظر بمانيم كه بسياري از صندليهاي دانشگاهي ـ به خصوص غيرانتفاعيهايي كه مقرر شده است از اين پسوند تشريفاتي رهايي يابند! ـ در به در دنبال دانشجو بگردند و احياناً به در بسته بخورند! زينروي، همچنان تاخت و تاز مدارس را بهصورت كنكورمحوري ادامه دادن، ناسازگاري روش با اهداف درازمدت خواهد بود. بهخصوص مدارس در سطوح ابتدايي، كه سالهاست درگير رفتارهاي خارج از خصوصيات ذاتي اين سنين شدهاند، بايد دوباره به سياههي اهداف خود در اين سنين دقت كنند: اهداف رفتاري در سنين دبستاني چه چيزهايي هستند؟ اگر سخن از شور و شوق به ميان آورديم و لازمهي يك تحصيل دلنشين با خاطرههاي ماندني را محيط شوقآور مدارس دانستيم، پس ميبايد مراتب شور و شوق را فراهم كنيم و طول سال تحصيلي را براي دبستانيها به گونهاي رقم زنيم كه در تابستان تعطيلي، قدر عافيت بدانند و بازگشايي مدرسه را روزشماري كنند.
از هر چه بگذري سخن دوست ـ كه عجالتاً نارفيقي ميكنند ـ خوشتر است! اگر بتوانيم نهضت « زندگي در مدارس » را بر هجمهي سالهاي اخير، يعني « نهضت حلالمسائلها » و كتابهاي اضافه بر تدوينهاي آموزش و پرورش پيروز گردانيم، يكي ازمهمترين گامها را در جهت شورآفريني و شوقافزايي بچههامان برداشتهايم.
آيا ميشود امسال تحصيلي چند معلّم ابتدايي خطر كنند و پروا بورزند و جلوي اين سيل خانمانبرانداز، يعني بار كردن بچهها از وزر و وبال كتابهاي بهاصطلاح كمكدرسي زايد و سئوالات طبقهبندي شده را بگيرند و به دانشآموزان خود، امسال مزهي زندگي در مدرسه را بچشانند؟
روزنامه اطلاعات