صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش
دوشنبه, 19 آبان 1393 21:30

پیگیری حقوق فرهنگیان

تهران

منتشرشده در نامه های دریافتی

گفت و گوی سخن معلم با روابط عمومی اداره آموزش و پرورش منطقه 9 تهران  *  ضمن آرزوی موفقیت برای شما ، لطفا خودتان را معرفی کنید .

اردشیر مرادی هستم و سال گذشته به جای آقای بانصری منصوب شدم و هم اکنون مسئول روابط عمومی اداره آموزش و پرورش منطقه 9 هستم .

 

* گفته می شود روابط عمومی ها در آموزش و پرورش نقش پر رنگی ندارند و یا خیلی توسط معلمان ،اولیاء و حتی دانش آموزان دیده نمی شوند و حتی ارتباطات برون سازمانی آن ها در حد پائینی قرار دارد .

نظر شما چیست و مشکل در کجاست ؟

در گذشته شاید این پرسش شما سندیت داشت اما اکنون این گونه نیست و روابط عمومی به عنوان " یک علم  و فن " تلقی می شود و آن نگاه سنتی که روابط عمومی فقط کارش عکس گرفتن ، بنر چسباندن و... بود متحول شده است .

اما خوشبختانه اکنون این نگرش تغییر یافته است و اکنون روابط عمومی قلب یک سازمان است.

البته به خود فرد و توانایی او هم برمی گردد که چقدر دانشش را به روز کند و چقدر بتواند در افکار و قلب دیگران نفوذ کند .

هر چقدر روابط عمومی خودش را به مردم نزدیک تر کند و این نزدیک شدن را به مقام مافوق منتقل کند به همان نسبت تاثیر و مقبولیتش هم بیشتر می شود .

این مستلزم یک برنامه ریزی است و جریانی دوسویه است .

 

*جنابعالی عضو کمیته اجرایی روابط عمومی شهر تهران هستید. اهداف این کمیته چیست و برای ارتقای سطح روابط عمومی حداقل در سطح شهر تهران چه برنامه و یا اهدافی دارد ؟

خوشبختانه آقای ثقفی به عنوان مشاور مدیر کل و مسئول روابط عمومی شهر تهران ، روابط عمومی ها را گروه بندی کرده اند  و نسبت به بنده هم این لطف را داشتند .

ما 5 نفر هستیم و در این کمیته فعالیت می کنیم .در این کمیته برنامه ها و فعالیت های روابط عمومی مناطق دیگر رصد می شود و مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد و راهکارها و روش هایی که در جاهای دیگر مدون باشد و امتحان شده باشد ما در اختیار همکاران خود می گذاریم .

در واقع بر اساس سند تحول قصد پر رنگ کردن و جهت دار کردن نقش روابط عمومی ها را داریم .

 

گفت و گوی سخن معلم با روابط عمومی اداره آموزش و پرورش منطقه 9 تهران  *وقتی که وارد ادارات آموزش و پرورش می شویم با انبوهی از صندوق هایی مواجه می شویم که به نظر می رسد ماه ها و حتی سال ها در این صندوق ها باز نشده است !

به نظر می رسد دیگر ارتباط با ارباب رجوع ازاین طریق منقضی شده باشد !

جناب عالی چه طرحی برای ارتباط ارگانیک ، دوسویه و اثربخشی برای بدنه و افکار عمومی در نظر دارید ؟

ما دو کار انجام داده ایم .اولی سایت ( پرتال ) منطقه است که اخبار و رویدادهای منطقه در آن منعکس می شود و دوم سامانه پیامکی مدیر منطقه است  و البته کار سوم در دست اقدام است .

طراحی یک میز ارتباط با مدیر منطقه است .در این میز ، سوالات ، انتقادات و... همکاران در فرمی تنظیم می شود و پس از ارسال با همکاران تماس گرفته و پاسخ را مستقیما به خود آن ها ابلاغ می کنیم .

 

*این میز قرار است در کجای اداره تعبیه شود ؟

در همان جلوی  روابط عمومی قرار داده خواهد شد و مطابق فرآیند اعلام شده عمل خواهد شد .

البته ارتباط دیگری طراحی شده است و آن ارتباط با معلمان اهل قلم و نظر و رسانه است که به صورت گفت و گوی رو در رو انجام خواهد شد .

 

* آقای مرادی . در زمان وزارت آقای  مرتضی حاجی ، بنده مسئول سازمان معلمان منطقه 9 تهران بودم . در اداره آموزش و پرورش منطقه 9 پس از هماهنگی با رئیس منطقه تابلویی را در اختیار ما قرار داده بودند .

ما در این تابلو سعی مان بر این بود که با همکاران ارتباط برقرار کنیم و بخشی داشتیم به نام " آموزش و پرورش در رسانه ها " .

البته در آن زمان یادداشت ها و مطالب انتقادی معلمان نیز در این تابلو منتشر می شد .

خوشبختانه این اقدام با استقبال خوب همکاران مواجه شد چون بعضا حرف دل آن ها در این تابلو منعکس می شد .

هر چند به علت برخی کج سلیقگی ها و فقدان قدرت نقد پذیری متاسفانه با اعمال فشارها این تابلو را از ما گرفتند ...

برای ارتباط با معلمان باید اول " اعتماد سازی " شود .

آیا اداره آموزش و پرورش منطقه 9 که تحول را برنامه کار خویش داده است نمی خواهد از تجاربی این چنین استفاده نماید ؟

در این راستا ، روابط عمومی کارهایی را انجام داده است و برنامه هایی دارد .

اول ، طراحی یک « اتاق فکر » مرکب از اعضای نماینده معلمان ،روسای انجمن اولیاء و مربیان ، روسای تشکل های دانش آموزی ، شهردارام مدرسه ، بسیج مدرسه ،شوراهای دانش آموزی و افراد متخصص است .

قرار است این اتاق فکر ضمن تحلیل شرایط ، مصوباتی هم داشته باشد .در خصوص پرسش شما ،سعی خواهیم کرد تابلویی داشته باشیم تا این ارتباط پر محتواتر شود .

 

*تا جایی که اطلاع دارم ، روابط عمومی حداقل در این اداره یک پست تشریفاتی بوده است .خود مسئولان روابط عمومی هم این جایگاه را خیلی جدی نمی گرفتند !

الان وضعیت چگونه است ؟

خوشبختانه با درایت و مساعدت مدیریت محترم منطقه جناب دکتر ربوشه و تفکرات جدیدی که ایشان دارند ، وضعیت این گونه نیست !

نگاه مدیر منطقه به مقوله روابط عمومی یک نگاه کارشناسی و علمی است .

به همین دلیل بنده در شورای معاونین ، جلسات انتصاب مدیران ،سازمان دهی فضا و.. حضور دارم و حق رای هم دارم .

 

*درمناطق دیگر هم وضعیت این گونه است ؟

ممکن است باشد و یا نباشد . این به دیدگاه مدیر منطقه بر می گردد .

 

 اردشیر مرادی رئیس روابط عمومی اداره آموزش و پرورش منطقه 9 تهران *آقای مرادی . نظرتان در مورد سایت سخن معلم چیست ؟

عملکرد این سایت خوب است و برای این مجموعه آرزوی موفقیت می کنم .

از وقتی که در اختیار ما قرار دادید سپاسگزاریم .

پایان گزارش /

 

منتشرشده در گفت و شنود
دوشنبه, 19 آبان 1393 21:30

از ماست که برماست

لرستان

منتشرشده در نامه های دریافتی
چهارشنبه, 07 مرداد 1394 15:46

زنان معلم و نقش‌هاي چندگانه

شهیندخت میان دشتی مسوول گروه صفحه مدرسه اعتماد  در يك نگاه ترديدي باقي نمي‌ماند كه تناسب زيادي ميان زن بودن و مادر و معلم بودن وجود دارد، اين سه نقش آن قدر نزديك و مكمل يكديگرند كه حتي اگر زني معلم نباشد به صفت مادري و وظيفه تربيت فرزندان مي‌شود او را معلم دانست. زنان معلم نقش‌هاي چندگانه‌اي دارند كه اين نقش‌ها آنها را نه‌تنها در ميان زنان بلكه در ميان كل افراد جامعه ويژه ساخته است.

يك معلم ناگزير است علاوه بر نقش معلمي كه حرفه اوست نقش مادري و همسري را هم كه وظيفه اوست برعهده داشته باشد حال اين معلم زن در يك فرهنگ مردسالار در مظلوميت مضاعف، بار سنگيني را بر دوش خواهد داشت. حال اگر زن معلم بخواهد در عرصه‌هاي عمومي نيز فعال شود و به كنشگري مدني بپردازد نقش‌هاي ديگري نيز برعهده او خواهد بود كه چندگانه متعددي را شكل خواهد داد در اين نوشتار كمي به نقش‌هاي چندگانه يك معلم زن بيشتر مي‌پردازيم.

 

٭نقش معلمي:

بي‌ترديد معلم كلاس اول بيشتر ما يك زن بوده است ، الان هم تمام مدارس ابتدايي دخترانه و بيشتر ابتدايي‌هاي پسرانه توسط معلمان زن اداره مي‌شود ، اين غلبه جنسيتي زنان معلم ريشه در چند عامل دارد؛ نخست اينكه شرايط فرهنگي جامعه ما به‌گونه‌اي است كه شغل معلمي متناسب‌ترين شغل براي يك زن است و نكته ديگر شرايط شغل معلمي اجازه مي‌دهد تا يك معلم زن به وظيفه مادري و همسري خود نيز برسد و از طرفي روحيات زنان با شغل معلمي تناسب بيشتري دارد ، بنابراين تمايل زنان به انتخاب شغل معلمي بيشتر است. تجربه هم نشان داده است زنان معلم براي ايفاي نقش معلمي انگيزه بيشتري دارند و موفقيت‌هاي آنها نيز به نسبت مردان بيشتر است.

٭نقش مادري:

زنان معلم به نسبت ساير زنان، مادران موفق‌تري هستند آمارها تاييد خواهند كرد كه فرزندان زنان معلم از نظر تحصيلي موفق و از لحاظ اخلاقي سالم‌تر و از نظر اجتماعي داراي توانمندي‌هاي بالاتري هستند ، بنابراين مي‌توان نتيجه گرفت دانش و مهارت معلمي و تجربه ارتباط با كودكان و نوجوانان متعدد در مدارس به زنان معلم كمك مي‌كند تا در تربيت فرزندان خود موفق‌تر باشند. همان‌گونه كه حس مادري موجب مي‌شود زنان معلم با مهرباني و دلسوزي بيشتر نسبت به مردان با دانش‌آموزان مواجه شوند.

 

٭نقش همسري:

فضاي حرفه معلمي متناسب با رويكرد صبورانه و نگرش منعطفانه است چرا كه بدون صبوري و انعطاف يك فرد نمي‌تواند معلم موفقي باشد ؛ تقويت اين دو ويژگي در معلمان زن به اقتضاي حرفه معلمي موجب مي‌شود در ايفاي نقش همسري خود نيز موفق باشند حتي در مواردي كه اختلاف خانوادگي وجود دارد مي‌بينيم بيشتر از جانب همسران غيرمعلم است. پايين بودن آمار طلاق و اختلافات خانوادگي گواه اين مطلب است كه زنان معلم در ايفاي نقش معلمي نيز موفق هستند.

 

٭نقش صنفي و مدني:

هرچند بستر امن و با‌انگيزه‌اي براي ايفاي نقش صنفي و مدني زنان معلم وجود ندارد و هزينه‌هاي ناشي از حضور در اين بستر انگيزه ورود را از معلمان گرفته است اما تعدادي از معلمان كه در قالب تشكل‌هاي معلمي، احزاب و گروه‌ها و ساير نهادهاي مدني فعال هستند، نشان داده‌اند زنان معلم وقتي به عرصه عمومي هم وارد مي‌شوند موفق ظاهر خواهند شد. بسياري از معلمان كه با ورود به عرصه سياسي توانستند بر كرسي نمايندگي مجلس تكيه زنند يا زنان معلمي كه موسس يا اداره‌كننده تعداد زيادي از نهادهاي مدني هستند نمونه‌هاي اين نوع ايفاي نقش هستند. آنچه بيش از همه ايفاكنندگان اين نقش را متمايز مي‌كند نشاط و پويايي آنهاست زنان معلمي كه نقش‌هاي خود را به نقش معلمي، مادري و همسري محدود كرده‌اند پس از مدتي افسرده و فرسوده مي‌شوند و پس از بازنشستگي نيز به حاشيه رانده خواهند شد اما معلمان زن فعال در عرصه‌هاي سياسي، اجتماعي، صنفي و مدني و حتي اقتصادي تا سال‌ها فعاليت مفيد و موثري خواهند داشت.

معلمان زن با نقش‌هايي چندگانه خود سرمايه بزرگي براي جامعه هستند كه در صورت اتخاذ رويكردها و سياست‌هاي مشوقانه اين سرمايه به كار گرفته خواهد شد و رشد و توسعه را با سرعت و اطمينان بيشتري تضمين خواهد كرد درغير اين صورت محروميت از اين سرمايه بزرگ به جامعه آسيب وارد مي‌كند كه جبران آن سخت و زيانبار است.

روزنامه اعتماد

منتشرشده در یادداشت
دوشنبه, 19 آبان 1393 21:30

حقوق فرهنگیان

آذربایجان شرقی

منتشرشده در نامه های دریافتی
چهارشنبه, 07 مرداد 1394 10:22

من یک معلم هستم

 محمد زارع / معلم دبیرستانهای سمنان - کارشناس ارشد فقه وحقوق رهبر معظم انقلاب : " ما همه زیر بارمنت معلمانیم "

آیا جامعه به معلم نیاز ندارد؟ چرا جامعه به معلم نیازمند است؟ ادعای رهبری برچه اساسی است؟

اگر معلم ادبیات نبود چگونه می خواندید و می نوشتید و به فارسی حرف می زدید؟ شعر و سرود می سرودید؟

اگر معلم دینی نبود چه کسی امام جماعت و مرجع تقلید شما را تربیت می کرد؟ نماز خواندن و روزه گرفتن و اخلاق را چه کسی به فرزندان تان می آموخت؟

اگر معلم ریاضی نبود چگونه فرزندتان حساب کردن و ضرب و تقسیم می آموخت و چگونه تجارت داخلی و خارجی می کردید؟

اگر معلم تاریخ و علوم اجتماعی نبود چه کسی رهبر ، رئیس جمهور ، وزیر  ، نماینده  ، مدیر و قاضی شما را تربیت می کرد؟

اگر معلم دفاعی و اخلاق نبود تعداد پلیس ها و هزینه ها چقدر افزایش پیدا می کرد؟

اگر معلم علوم و زیست نبود پزشک بیماری های تان و مهندس برای خانه سازی و صنعت ومعدن را از کجا تامین می کردید؟

اگر معلم فیزیک و شیمی نبود ،آیا انرژی هسته ای داشتید؟

اگر معلم زبان خارجه نبود چه کسی زبان انگلیسی و عربی به سفیرتان  و مسئولین روابط خارجه یاد خواهد داد؟

اگر معلم تاریخ و ولایت مدارنبود چه کسی روایت جنگ و تاریخ ظلم پهلوی و پیروزی انقلاب و 8 سال جنگ تحمیلی را به فرزندان تان روایت می کند ؟

معلمان هم ایرانی هستند و فرزندان همین آب و خاکند و دشمن و زیادی نیستند.

معلم آئینه است و ظلم و نامهربانی و بی توجهی و تبعیض به او یعنی به ظلم به آینده فرزند خود و آینده نظام.

مدرسه و معلم اولین پله وطبقه رشد هر فرد است و دانشگاه پله و طبقات بعدی . فریب نخورید دانشگاه مهم است اما مدرسه مهمتر و اساسی  ( نتیجه دانش آموز بی سواد ، دانشجوی بی سواد خواهد بود و ...)

جامعه ایرانی، اگر اعتقاد دارید که مدرسه و معلم نیاز ندارید یعنی توانمندید و پله های اول زندگی را لازم ندارید پس فرزندتان را بعد از 18 سالگی به دانشگاه و صنعت بفرستید تا کارشناسی و تخصص و مهارت بیاموزد.

اما خوب می دانید که مدرسه و معلم همچون آب و هوا نیاز اساسی زندگی است و اگر توانستید بدون آب و هوا زنده بمانید مطمئنا بدون معلم هم رشد و پیشرفت تان غیر ممکن است چرا که شاه کلید رشد و پیشرفت و یا عقب ماندگی کشورهای جهان را جز این نخواهید یافت .سوئد و ژاپن و سوئیس را با کشورهای آفریقایی و همسایه می توان مقایسه کرد.

بها دادن به معلم و توجه به منزلت و شخصیت و معیشت همتراز و بالاتر از پزشک و قاضی  یعنی تضمین سعادت فرزندتان و جامعه.

معلمی که به ناچار مسافرکش فرزند شماست و یا میوه فروش و دلال است بدان که فرزندت را به معلم نسپرده ای بلکه او را به یک راننده تاکسی وبازاری و دلال سپرده ای !

 وزیر و مسئولین آموزش وپرورش که از خواب گران بیدار شوید که مغز گردو و میوه درخت کاشته معلم ومدرسه را دانشگاه های داخل و خارج و دیگران مفت و به رایگان می خورند.

12سال زمان تحصیل با 1میلیون معلم دلسوز و باغیرت و12 میلیون مخاطب بهترین فرصت برای سرمایه گذاریست.


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

نگاهی به جایگاه زنان معلم در آموزش و پرورش  گروه مدرسه «اعتماد»| در اينكه رويكردهاي جديد مديريتي و توسعه محور، اساس را نيروي انساني قرار مي‌دهد ترديدي نيست. در تقسيم‌بندي سرمايه‌ نيز از نيروي انساني تحصيل كرده و داراي مهارت به عنوان ارزشمندترين سرمايه نام برده مي‌شود. تجربه كشورها و جوامع نشان داده است كه رمز و راز توسعه و پيشرفت برخورداري از منابع طبيعي و ثروت مادي نيست چرا كه بسياري از كشورها هستند كه با دارا بودن اين منابع به توسعه دست نيافتند اما اين تجربه نشان مي‌دهد كشورهاي داراي سرمايه انساني با كيفيت بر تمام موانع و مشكلات غلبه كردند. زنان به عنوان نيمي از جمعيت و بخشي از سرمايه انساني همواره بايد مورد توجه باشند. در اين ميان زنان تحصيل كرده و داراي مهارت از جايگاه ويژه‌اي برخوردارند هر چند بايد تلاش شود با تشويق دختران به تحصيل و كسب مهارت بر كيفيت اين سرمايه افزود، اما آنچه فوري‌تر است استفاده از سرمايه‌هاي بالفعل موجود است. زنان معلم كه بيش از نيم ميليون از كارمندان دولت را تشكيل مي دهند و داراي تحصيلات عالي نيز هستند يك سرمايه اجتماعي ارزشمند بوده كه متاسفانه كمتر مورد توجه قرار گرفته‌‌اند. حضور تعدادي از اين نيروي ارزشمند در برخي از عرصه‌ها آنچنان تحول ايجاد كرده كه ترديدي بر مفيد و موثر بودن آنها باقي نمي‌گذارد. به همين منظور براي توجه دادن جامعه زنان معلم به ارزش و توانمندي خود و از طرفي تذكر به مسوولان بر آن شديم تا در گروه صفحه مدرسه به ابعاد اين موضوع بپردازيم و در قالب گفت‌وگو و چند يادداشت و گزارش ضمن توجه دادن به نقش‌هاي چندگانه زنان معلم به پتانسيل‌هاي پنهان اين نيروي ارزشمند نيز توجه كنيم و براي بهره‌مندي از اين سرمايه مشكلات فراروي زنان معلم را به عنوان موانع شناسايي كرده تا مسوولان براي رفع آن تدابيري اتخاذ كنند. اميد مي‌رود با غلبه نگرش شايسته‌سالاري بر رويكرد جنسيتي زمينه ارتقاي زنان معلم فراهم شود.

 

زنان معلم و تشكل‌هاي معلمي

هرچند تعداد تشكل‌هاي معلمي به نسبت گستردگي معلمان در كشور معدود است اما با اين وجود متاسفانه حضور زنان معلم بسيار كمرنگ است، در حالي كه انتظار مي‌رود زنان معلم با حضور درتشكل‌هاي معلمي نقش و رسالت خود را كامل‌تر كنند. هرچند مشاركت زنان به طور كلي در ساير تشكل‌هاي صنفي و سياسي نيز دركشورمان كمرنگ است و اين مختص فرهنگيان نيست اما با توجه به اينكه بيشترين شاغلان زن در آموزش و پرورش حضور دارند و زنان معلم از تحصيل كرده‌ترين زنان جامعه هستند اين يك انتظار معقول و منطقي است كه بايد مشاركت بيشتري داشته باشند. با اين وجود در برخي تشكل‌هاي معلمي زنان حضور موثري دارند، حتي تا رده‌هاي بالاتر صعود كرده و جزو اركان اصلي تشكل هستند، اين حضور كه زمينه‌ساز ارتقاي جايگاه و نقش زنان معلم شده الگويي است براي ساير زنان كه تشكل‌ها را يك فرصت پيشرفت و رشد و ترقي بدانند.

يكي از زنان عضو ارشد يك تشكل صنفي و سياسي در همين زمينه به «اعتماد» گفت: تجربه من كه بيش از ١٥ سال است با تشكل‌هاي معلمي همكاري مي‌كنم وچند دوره عضو شوراي مركزي نيز بودم نشان مي‌دهد با وجود محدوديت‌هاي موجود در مسير نهادهاي مدني از جمله نهادهاي معلمي، حضور در اين تشكل‌ها درابعاد مختلف براي ما مفيد و موثر است چراكه اعتماد به نفس ما را افزايش مي‌دهد و بستري است براي تمرين شيوه‌هاي دموكراتيك و مدني زندگي. تعداد زيادي از زنان معلم هستند كه اگرچه عضو تشكل خاصي نيستند اما به‌شدت علاقه‌مند به كنشگري مدني، صنفي و سياسي هستند و در مقاطع مختلف در كنار معلمان وفعالان تشكل‌ها قرار دارند و در عرصه‌هاي مجازي و حقيقي به ايفاي نقش مي‌پردازند، وقتي پاي سخنان اين دسته از معلمان مي‌نشيني دلايل مختلفي را براي عدم عضويت اعلام مي‌كنند. راضيه سرشتي يكي از معلمان فعال شيرازي در همين زمينه مي‌گويد: من تشكلي را كه با عقايد و روحياتم سازگار باشد پيدا نكردم واگر چنين تشكلي وجود داشته باشد به طور قطع عضويت و فعاليت تشكلي را بر فعاليت‌هاي فردي و فصلي ترجيح مي‌دهم. يك فرهنگي اهل يزد نيز بر اين باور است كه بايد يك تشكل فراگير كه همه معلمان عضو آن باشند تشكيل شود تا با مشاركت حداكثر معلمان از جمله معلمان زن مطالبات صنفي پيگيري شود و نظرات معلمان براي اصلاح و ارتقاي آموزش و پرورش از اين طريق به مسوولان انتقال داده شود. يك معلم مقطع ابتدايي هم كه علاقه‌اي به اين گونه از فعاليت‌ها ندارد به «اعتماد» گفت: من نه وقت فعاليت را دارم و نه علاقه‌اي به اين گونه كارها دارم، تمام وقت من در مدرسه به تدريس مي‌گذرد ودر منزل هم به خانه داري. در واقع من دو شغله هستم وفرصت كار سوم را ندارم اگر بخواهم به اين فعاليت‌ها بپردازم يا بايد از كار مدرسه يا از كار خانه بزنم كه حاضر به اين كار نيستم.

 

يك معلم، يك زن و يك روستا

چهره‌ ی  با نمكي دارد شبيه مادربزرگ‌هايي است كه آدم دلش مي‌خواهد ساعت‌ها بنشيند پاي صحبت‌هايش و از خاطراتش بشنود. خاطراتي كه به سال‌هاي دور برمي‌گردد؛ به هفتاد و چند سال پيش... به مدرسه‌هاي قديمي... دانش‌آموزان قديمي... معلمان قديمي و... به روزهايي كه نخستين معلم زن بخش آباده‌طشك پا به آنجا گذاشت. اين مقدمه‌اي است كه يك خبرنگار در ابتداي گفت‌وگويش با يك معلم زني كه عمرش را با عشق به معلمي سپري كرده است نوشته و سپس به گفت‌وگو با او پرداخته است؛ گفت‌وگويي كه در بخش نخست اين معلم خود را اين‌گونه معرفي مي‌كند: «سال ١٣٣٩ ديپلم گرفتم و بلافاصله در آبان‌ماه همان سال در آزمون معلمي قبول شدم و چون از منطقه‌هاي اطراف براي روستاها تقاضاي معلم‌ زن داشتند، قرعه فال به نام من افتاد بعد از قبولي در آزمون معلمي، با مادر و برادرم راهي آباده‌ طشك شديم.» عذرا خوشنما كه نخستين زن معلم در اين روستا بوده است، در ادامه مي‌گويد: «پس از مستقر شدن در آباده، مدرسه‌اي به نام پروين اعتصامي تاسيس كرديم كه چهار پايه ابتدايي در آن درس مي‌خواندند. در آنجا من با وجود اينكه ٢٠ سال بيشتر نداشتم معلم چهار پايه ابتدايي بودم.» او از حال و هواي معلمي خود و اشتياق دانش‌آموزان اين‌گونه ياد مي‌كند: «من عاشق درس‌ دادن بودم و دانش‌آموزان عاشق يادگرفتن، به‌طوري كه بعضي از دانش‌آموزان با مادران‌شان سر كلاس حاضر مي‌شدند و شب‌ها هم به بقيه خانم‌ها جداگانه در نهضت درس مي‌دادم.» بانو خوشنما در مورد موفقيت‌هايي كه كسب كرده نيز مي‌گويد: «در زمان اشتغالم، سه دوره به عنوان معلم نمونه شهرستان انتخاب شدم. به خاطر خدماتي كه ارايه داده بودم، در زمان بازنشستگي‌ام نيز به عنوان معلم نمونه آباده‌‌ طشك انتخاب شدم.»

 

دانش‌آموزان پسر و معلمان زن

آمارها نشان مي‌دهد بيشتر مدارس ابتدايي توسط معلمان زن اداره مي‌شود وتا پايان اين دوره دانش‌آموزان پسر توسط معلمان زن آموزش مي‌بينند؛ موضوعي كه نظرات مختلفي را در پي داشته است. برخي ايرادي به موضوع وارد نمي‌دانند و عده‌اي اين مساله را به ويژه در سه سال دوم آسيب‌زا مي‌دانند در همين زمينه محي‌الدين بهرام محمديان، رييس سازمان پژوهش و برنامه‌ريزي آموزشي گفته بود: متناسب نبودن نسبت جنسيت معلمان با دانش‌آموزان نگراني تربيت به «رنگ صورتي» را افزايش داده است.

محمديان مي‌افزايد: غلبه رفتارهاي زنانه و دخترانه در بين نوجوان و جوانان پسر از پيامدهاي فاصله گرفتن مدارس از تربيت متناسب با جنسيت و سازماندهي نامناسب نيروي انساني در دوره ابتدايي است. وي بر اين باور است كه: استفاده از زنان معلم در مقاطع ابتدايي براي دانش‌آموزان پسر منجر به رشد گرايش‌هاي زنانه و رفتارهاي « نامتجانس» با جنسيت مردانه در ميان اين دانش‌آموزان خواهد شد. به گفته وي دانش‌آموزان پسر از پايه سوم ابتدايي به بعد نيازمند برخورد با خلقيات مردانه هستند و در پايه پنجم و ششم ابتدايي هم حضور معلمان خانم در كلاس‌هاي درس براي آنان نيز مشكل‌زاست. اين مقام مسوول افزود: اگر آموزش و پرورش نتواند سامانه نيروي انساني و سازماندهي معلمان زن را اصلاح كند، معلم و دانش‌آموز، هر دو آسيب خواهند ديد. اين ابراز نظر در حالي صورت مي‌گيرد كه برخي كارشناسان و صاحب نظران بر اين باورند كه براي تربيت جنسيتي آنچه مهم است تركيب جنسيتي است نه جنسيت معلمان به اين معني كه تفكيك جنسيتي مدارس و غيبت يك جنس فضاي مدارس را تك‌جنسيتي كرده به همين دليل در مقطع ابتدايي هم پسران و هم دختران با معلمان زن بيشتر تحت تاثير غيبت جنس مخالف به گونه‌اي تربيت مي‌شوند كه تناسبي ميان ابعاد تربيت برقرار نمي‌شود. در همين راستا رفتارهاي نوجوانان در مقاطع تحصيلي بالاتر وحتي رفتار جوانان در دانشگاه وقتي با جنس مخالف مواجه مي‌شوند غيرطبيعي وناهنجار است كه متاسفانه آسيب‌هاي فراواني را در ابعاد مختلف وارد ساخته است.

 

معلمي شغلي مناسب براي زنان جامعه

در خاطره‌هاي شيرين كودكي اغلب ما خانم معلم دوست‌داشتني مهرباني وجود دارد. اما آيا زندگي زنان معلم با مشكلاتي كه زن شاغل بودن و معلم بودن دارد، به شيريني خاطرات كودكي ما است؟ معلمي يكي از شغل‌هايي است كه بسياري از زنان آن را انتخاب مي‌كنند يا از سوي خانواده و جامعه به سمت آن سوق داده مي‌شوند. يكي از دلايل مناسب‌تر بودن زن‌ها براي بعضي از مشاغل، مشابه بودن مهارت‌هاي آن با خانه‌داري عنوان مي‌شود. «زن‌ها براي مشاغلي كه نياز به مهارت‌هاي مرتبط با مسووليت‌هاي خانگي دارد مناسب‌تر شناخته مي‌شوند ولي در بسياري از كشورهاي در حال توسعه چنين مشاغلي مناسب مردان نيز شناخته مي‌شود و از اين رو مشاغلي نظير آموزگاري در انحصار زنان نيست.» معلم ٥٠ساله با ٣٠ سال سابقه كار مي‌گويد: «من رشته نمايش دانشگاه تهران را رها كردم، آن زمان مي‌خواستم كار كنم و پدرم فقط محيط‌هايي مثل آموزش و پرورش را براي كار زن‌ها مناسب مي‌دانست.» در جوامع در حال توسعه نگاه سنتي كه ارتباط با مردان غريبه را مناسب زنان نمي‌داند منجر به گرايش زنان به شغل‌هايي كه در آن ارتباط با مردان محدود است، مي‌شود. «پايين بودن نسبت زناني كه در خاورميانه در مشاغل دفتري كار مي‌كنند با اين طرز فكر كه ممكن است در اين مشاغل زنان خود را در معرض ارتباط با مردان قرار دهند همراه است»

 

خانه‌داري مسووليتي مضاعف بر دوش زنان معلم

روي آوردن زنان به شغل‌هايي مانند آموزگاري نشان‌دهنده مقاومت زنان براي حفظ حضور خود در عرصه عمومي با وجود مسووليت آنان در ايفاي نقش سنتي خود در خانه و به عنوان مادر است. هنگامي كه از سوي مردان تلاشي براي انجام كارهاي خانگي صورت نمي‌گيرد و سياست‌هاي دولتي و رسانه‌هاي داخلي و خارجي همچنان كار خانگي را وظيفه زن مي‌دانند. تقسيم كار سنتي كه كار خانگي را بر عهده زنان مي‌گذارد، زنان شاغل را با مشكلاتي به خاطر كار مضاعف روبه‌رو مي‌كند. معلم ٤٠ ساله‌اي با ٢٠ سال سابقه كار مي‌گويد: «ما زن‌ها فقط خودمان كارمان را انتخاب نمي‌كنيم، من معلمي را دوست دارم ولي بسياري از همكارهايم به خاطر اينكه به كار خانه برسند اين شغل را انتخاب كردند چون كار در مدرسه تا ظهر تمام مي‌شود و وقت براي اينكه به كارهاي خانه برسند و مراقب بچه‌ها باشند هست. ساعت كاري شغل‌هاي ديگر طولاني‌تر است. من خودم هيچ كمكي در خانه ندارم. همه كارها با خودم است.» طبق كليشه‌هاي سنتي كه رسانه‌ها و سياست‌هاي دولتي آن را تقويت مي‌كند، مادر وظيفه نگهداري از كودك را برعهده دارد. مادران معلم براي نگهداري از كودكان‌شان مشكلات زيادي دارند. مرخصي زايمان زماني مي‌تواند كافي باشد كه مهدكودك‌هايي براي نگهداري از نوزادان و كودكان وجود داشته باشد.حتي گاهي معلمان زن به خاطر آنچه وظيفه اصلي زن ناميده مي‌شود يعني مادري به طور كلي كار را كنار مي‌گذارند. يكي از اولياي مدرسه كه ٣٥ ساله است، مي‌گويد: «من دبيري خواندم. سال آخر دانشگاه ازدواج كردم و بچه‌دار شدم. همسرم معتقد بود كه بايد مراقب بچه باشم. بنابراين سر كار نرفتم. با وجود اينكه عاشق معلم شدن بودم. الان كه بچه‌ها بزرگ شدند خيلي دلم مي‌خواهد كار كنم ولي مي‌گويند كه سنم زياد است.»

 

شغلي سخت و دستمزدي ناكافي

زنان معلم مانند همه زنان شاغل مشكلاتي دارند، مانند كار مضاعف به خاطر بر عهده داشتن كار خانگي، مشكلات نگهداري كودكان و...، اما بيشترين نارضايتي زنان معلم، اهميت قايل نشدن براي شغل‌شان است. به نظر همه مصاحبه شونده‌ها دستمزد‌ها بسيار اندك و مزاياي كار در آموزش و پرورش كافي نيست. معلم ٥٠ ساله با ٣٠ سال سابقه كار مي‌گويد: «معلم‌ها انسان‌هاي شريفي هستند. حوزه آموزش و پرورش را نمي‌شود به دست هر كسي سپرد زيرا بچه‌ها سرمايه‌هاي جامعه‌اند. با همكارهايي كه صاحب انديشه هستند غناي فرهنگ در فضاي آموزش و پرورش نسبت به مجموعه‌هاي ديگر بيشتر است. در چنين شرايطي كه حقوق يك معلم براي زندگي كافي نيست معلم‌هاي خوب و دانا كار نمي‌كنند و معلم‌هاي ديگر هم به شغل دوم روي مي‌آورند. شغل دوم فضاي تعالي انسان را از ما مي‌گيرد.» واضح است با كار خانگي كه بر عهده زنان گذاشته شده آنها نمي‌توانند شغل دومي داشته باشند و اين مردان هستند كه با كار در شغل ديگري دستمزد بيشتري به دست مي‌آورند. حقوق ناكافي معلم‌ها باعث مي‌شود زنان معلم به مردان وابسته شوند و استقلال مالي كه مي‌خواهند نداشته باشند.

 

اعتراض‌هاي معلمان زن به شرايط ناعادلانه كار

وضعيت نابه سامان معلمان باعث شد كه در چند سال گذشته شاهد اعتراض‌هاي معلمان براي به دست آوردن حقوق‌شان باشيم. در اين اعتراض‌ها همواره زنان نقش مهمي داشته‌اند. معلم ٥٠ ساله با٢٠ سال سابقه كار در اين باره مي‌گويد: «من در اين ٣٠ سال براي معلم‌ها كمتر ديدم تلاشي صورت گيرد، هر كاري كه مي‌كنند براي عدالت نيست، نه افزايش حقوق‌ها با نرخ تورم هماهنگي دارد و نه وعده‌ها به سرانجام مي‌رسد.»

چهارشنبه, 07 مرداد 1394 08:17

هفت‌خوان ثبت‌نام در مدرسه !

مشکلات ثبت نام دانش آموزان در مدارس  خورشيد وسط آسمان است. آن قدر داغ كه مي‌خواهد تابستان بودن را با تمام داغي‌اش در صورت بكوبد. مدارس كمتر از يك ماه است به خواب تابستاني رفته‌اند. اما الان و درست اوايل تيرماه، وقت ثبت‌نام است. خانواده‌هايي كه خرداد را بااسترس امتحانات فرزندان‌شان گذرانده‌اند حالا بايد استرس ثبت‌نام‌شان براي سال بعد را داشته باشند. استرسي كه تا 12 سال همراه‌شان است.

درست تا زماني كه بچه‌ها فارغ‌التحصيل مي‌شوند. اگر همراه پدر و اغلب، مادرهايي شويد كه براي ثبت‌نام بچه‌هايشان آمده‌اند حتما اين نگراني را در چهره‌شان مي‌بينيد. كافي است يك بچه مدرسه‌اي در خانه داشته باشيد تا بدانيد اين سال‌ها، ثبت‌نام كردن در مدرسه مثل رد شدن از هفت‌خوان است. هفت‌خواني به نام ثبت‌نام در مدرسه كه هيچ شباهتي به هفت‌خوان معروف و هولناك رستم ندارد!


 جايي كه جغرافيا دردسرساز مي‌شود !
«ما مجبور شديم به‌خاطر كار همسرم خانه‌مان را عوض كنيم. قبلا منطقه پنج بوديم، الان آمده‌ايم منطقه 14. مجبور شدم براي ثبت‌نام دخترم به اداره آموزش و پرورش بروم براي اينكه مدرسه‌هاي در محدوده محل زندگي‌مان را بشناسم. وسط اثاث‌كشي، اين كار ديگر خيلي ضدحال بود.» اينها صحبت‌هاي مادر مريم است. دختري كه مجبور شده بعد از كلاس اول، به خاطر جابه‌جايي منزل، فاتحه دوستي‌هايش در كلاس اول را بخواند و به مدرسه جديد برود. اما مشكل دخترك در دنياي خودش به اندازه مشكل پدرومادرش براي پيدا كردن يك مدرسه مناسب، بزرگ است. «در اين منطقه چند مدرسه خيلي خوب هست كه چون در محدوده زندگي ما نيستند، نمي‌توانم دخترم را در آنها ثبت‌نام كنم. اگر بودجه‌اش را داشتم حتما او را به غيرانتفاعي مي‌فرستادم ولي الان مجبورم در اين مدرسه ثبت‌نام كنم. ضمن اينكه مدام حرف از كمك‌هاي مردمي است.» جغرافيايي كه براي خيلي از بچه مدرسه‌اي‌ها يك درس شيرين است، در زمان ثبت‌نام مدرسه، به دردسري عظيم تبديل مي‌شود!


 كمك‌هاي مردمي يا شهريه مدرسه؟!
«ما هرسال نزديك به 100 هزار تومان با عنوان كمك‌هاي مردمي به مدرسه مي‌دهيم. گرچه در نامه‌ها مي‌گويند كمك‌ها اختياري است اما آنقدر اين نامه‌ها را به همراه بچه به خانه مي‌فرستند كه والدين از رو مي‌روند و مجبورند پول بدهند. مدام مي‌گويند مدرسه بودجه كافي ندارد. ما هم دل‌مان مي‌سوزد.

پس وزارت آموزش و پرورش به آن بزرگي، چه مي‌كند؟ كمي به مدارس پول بدهد! مگر طبق قانون، آموزش و پرورش اصلا رايگان نيست؟» اينها چيزي بيشتر از صحبت است. گلايه‌هاي مادر نازنين شنيدن دارد. كسي كه هم مدرسه و هم خانواده را ذي‌حق مي‌داند. «خواهرم فرهنگي است و خودش در دفتر مدرسه كار مي‌كند. مي‌دانم بودجه‌اي كه آموزش و پرورش به مدارس مي‌دهد اصلا كفاف يك سال تحصيلي را نمي‌دهد. آنها هم مجبورند براي گذران امور مدرسه دست به دامن خانواده‌ها شوند.» به گفته وزير آموزش و پرورش سرانه‌اي كه براي هر دانش‌آموز در وزارتخانه در نظر گرفته شده، در حدود يك ميليون و 600 هزار تومان است. براي مدرسه‌اي با 1000 دانش‌آموز، مي‌شود در حدود يك ميليارد و 600 ميليون تومان. اگر در هر كلاس از اين مدرسه در خوش‌بينانه‌ترين حالت، 20 دانش‌آموز باشد، در واقع اين مدرسه 50 معلم دارد. به گفته مسئولان آموزش و پرورش حقوق هر كدام از معلم‌ها در حدود يك ميليون و 200 هزار تومان است كه حقوق يك سال اين معلم‌ها مي‌شود 720 ميليون تومان. اينكه حقوق كادر دفتر مديريت و خدمه چقدر مي‌شود، بماند. به اين ميزان بايد پول آب، برق، گاز و همه هزينه‌هاي جانبي مدرسه را هم اضافه كرد. مادر اميراحمد مي‌گويد: «ما حتي برگه‌هاي آچهار را هم خودمان براي مدرسه تهيه كرديم.» شايد براي همين است كه كلاس‌هاي درس در مدارس دولتي، اين قدر شلوغ هستند.


  ستاد ثبت‌نام، مشكلي ديگر
«ثبت‌نام در مدرسه خارج از محدوده تنها در موردي امكان دارد كه شما به ستاد ثبت‌نام مراجعه كنيد و دلايل قانع‌كننده‌اي براي ثبت‌نام فرزندتان در مدرسه‌اي خارج از محدوده محل زندگي‌تان ارائه كنيد. در اين صورت شما نامه‌اي دريافت مي‌كنيد كه در واقع اجازه كتبي براي ثبت‌نام در آن مدرسه است. اين نامه بعد از اين صادر مي‌شود كه شما نامه‌اي از مدرسه مورد نظر داشته باشيد تا ستاد ثبت‌نام بداند آن مدرسه ظرفيت كافي دارد يا نه.» پدر مبينا كه دنبال كار ثبت‌نام دخترش است، مي‌گويد: «ثبت‌نام در مدرسه پروسه‌اي وحشتناك است كه بايد كفش آهني داشته باشي. تنها خانواده‌هايي راحت هستند كه نمي‌خواهند فرزندشان را از مدرسه‌اي به مدرسه ديگر ببرند و يا خانه‌شان را عوض كنند.» او مي‌گويد در صورت داشتن پارتي يا شغل فرهنگي مي‌تواني فرزندت را هرجا كه مي‌خواهي ثبت‌نام كني وگرنه بايد خيلي دوندگي داشته باشي تا فرزندت در مدرسه‌اي خوب ثبت‌نام شود.


  وقتي ابتدايي تقسيم مي‌شود!
از ديگر دردسر‌هاي ثبت‌نام امسال جداسازي دوره ابتدايي به 2 دوره 3 ساله است، گرچه اين طرح در همه مدارس انجام نشده. مديران برخي دبستان‌هاي دولتي به خانواده دانش‌آموزان اعلام كرده‌اند بايد فرزندان پايه چهارم خود را به مدرسه ديگري منتقل كنند. معاون آموزش ابتدايي وزير سال 93 اعلام كرد كه 10درصد دانش‌آموزان پايه ابتدايي جداسازي شدند و اين روند جداسازي از سال تحصيلي آينده (95-94) شتاب بيشتري مي‌گيرد. از طرفي؛ اخيرا به برخي دبيرستان‌ها اعلام كرده‌اند از سال تحصيلي آينده (95-94) نمي‌توانند دانش‌آموز پيش‌دانشگاهي داشته باشند و در هر منطقه آموزش و پرورش تنها چند دبيرستان دوره دوم متوسطه مي‌توانند دوره پيش‌دانشگاهي داشته باشند. به اين ترتيب دانش‌آموزان ساير دبيرستان‌ها بايد به دبيرستان‌هايي كه تعيين شده بروند. در واقع آموزش و پرورش با جيب خالي‌اش پزي عالي دارد!

اينكه در ميان هياهوي مشكلات زندگي، مشكل پيدا كردن مدرسه‌اي مناسب براي فرزندان هم به سبد خانواده اضافه شود، بي‌عدالتي نيست؟ پدر يكي از بچه‌ها مي‌گفت: «مدير دبيرستان در پاسخ به اعتراض ما درخصوص حذف پيش‌دانشگاهي اعلام كرده كه اين تصميم آموزش و پرورش منطقه براي ساماندهي فضاهاي آموزشي و نيروي انساني است. مگر در يك منطقه آموزش و پرورش چند دبيرستان وجود دارد كه تازه آنها را هم محدود مي‌كنند؟

فرزند من كه امسال كنكور دارد بايد هر روز وقت و انرژي زيادي را صرف همين رفت‌وآمد‌ها كند.» بد نيست اشاره‌اي داشته باشيم به اصل 30 قانون اساسي كه گفته آموزش و پرورش بايد رايگان در دسترس همه باشد. ولي اين قانون تبصره‌اي ندارد كه بگويد اگر رايگان نيست، كمك مردمي جلب كنيد و يا آن قدر قانون جديد خلق كنيد كه مردم به ستوه آيند. از طرفي وضعيت حقوق معلمان هم سرآمد است!

آنقدر كه بارها باعث برگزاري تجمع شده و حتي آخرين تجمع اعتراضي معلمان هم به درگيري كشيده شد. معلمان هستند كه آينده اين كشور را مي‌سازند. اما از آنجا كه در اين كشور، همه چيزمان به همه چيزمان مي‌آيد، اين روايت‌ها تا سال‌هاي آينده همچنان برقرار است و معلوم نيست وضعيت مدرسه و معلم‌ها چه زمان درست مي‌شود.

روزنامه قانون

منتشرشده در دانش آموز

اسفندیار چهاربند مدیر کل آموزش و پرورش تهران  گروه اخبار /

مديرکل آموزش و پرورش شهر تهران با بيان اينکه از مذموم‌ترين روش‌ها اين است که از طريق دانش‌آموز کمک‌هاي مردمي اولياء به مدارس اطلاع‌رساني، بازخواست و مطالبه شود، عنوان کرد: در اين مشارکت که جنبه مالي دارد هرگونه ورود دانش‌آموز، برخلاف مصالح تربيتي است و آن را به شدت نفي مي‌کنيم.

اسفنديار چهاربند در واکنش به اقدام برخي مسئولان مدارس در خصوص معرفي دانش‌آموزان در کلاس‌هاي درس و سر صف در صورت پرداخت نکردن وجوه کمک‌هاي مردمي افزود: اخذ وجه، الزامي، قانوني و درست نيست به خصوص اگر با روش‌هايي دريافت شود که نام دانش‌آموز را در بين همکلاسي‌هايش اعلام کنند.

وي افزود: هرچند مشارکت مردمي يکي از منابع درآمدي مدارس محسوب مي‌شود و ضروري است اما بايد با ملاحظاتي همراه باشد، نخست آنکه بايد اختياري باشد. شرط اين اختياري و داوطلبانه بودن کمک‌ها اين است که خدمات آموزشي اثرگذار باشند تا اولياء بتوانند به مدرسه اعتماد کنند.

مديرکل آموزش و پرورش شهر تهران با اشاره به اينکه در اين مشارکت، دانش‌آموز نبايد هيچ‌گونه نقشي داشته باشد و اين رابطه ميان اوليا و مدرسه است گفت: دانش‌آموز، فردي تحت تعليم است که به لحاظ عاطفي و شخصيتي نقشي در مشارکت ندارد و دخالت دادن او در اين پروسه جز به مخاطره انداختن امنيت رواني و تهديد بهداشت محيط يادگيري اثر ديگري ندارد.

ایسنا

دکتر سید کاظم اکرمی وزیر سابق آموزش و پرورش

 

يكي از مشكلات جوامع در حال توسعه، جهل و بي‌سوادي است، تعداد افراد تحصيل كرده و نسبت آن با افراد بي‌سواد و كم‌سواد يكي از معيارهايي است كه ميزان توسعه يافتگي و توسعه نيافتگي جوامع را مشخص مي‌كند. در جامعه ما در ميان دلايلي از جمله فقر كه منجر به ناهنجاري‌هاي اجتماعي و افزايش تعداد زندانيان مي‌شود، يكي از عوامل همين بي‌سوادي و كم‌سوادي است. حالا وزارت آموزش و پرورش و سازمان‌ زندان‌ها تفاهم‌نامه‌اي امضا كرده‌اند تا از ظرفيت‌هاي دو دستگاه براي ارتقا و گسترش فعاليت‌هاي آموزشي در كانون‌هاي اصلاح و تربيت زندان‌ها، ارايه خدمات آموزشي و مشاوره‌اي به فرزندان در حال تحصيل زندانيان استفاده شود. بر اساس اين تفاهم نامه، آموزش و پرورش نيروي انساني و ابزار و اقلام آموزشي مورد نياز زندان‌ها و كانون‌هاي اصلاح و تربيت را در حد مقدور فراهم كند و مشاوره‌هاي لازم به همسران و فرزندان دانش‌آموز زندانيان ارايه دهد و سازمان زندان‌ها هم مقدمات اين كار، از جمله آماده‌سازي فضاي فيزيكي براي اين كار را فراهم كند.

امضاي چنين تفاهم نامه‌اي كاري است پسنديده كه توسط دو سازمان انجام شده است و اگر به صورت جدي اجرايي شود و در عمل بر اساس بندهاي تفاهم‌نامه پيش برود؛ زمينه‌اي است براي اينكه هيچ كدام از فرزندان اين سرزمين به خاطر شرايطي كه دارند از تحصيل سواد و آموزش بازنمانند. اما جداي از تعهداتي كه بر عهده دو سازمان است يك نكته مهم اين است كه ببينيم مثلا يك فرد زنداني بي‌سواد، كم‌سواد يا بازمانده از تحصيل چقدر در پشت ميله‌هاي زندان اين انگيزه را دارد كه سر كلاس درس بنشيند؟

اينجاست كه نقش مشاوره فرد به فرد و كلاس‌هاي آموزشي براي ايجاد اين انگيزه مشخص مي‌شود. بايد زندانيان را تشويق كرد تا با شروع يا ادامه تحصيل اين فرصت را براي خود فراهم كنند تا پس از آزادي از آنچه در مدت گذران حبس آموخته‌اند، بهره ببرند و خود را از آن سطحي كه هستند بالاتر بكشند.

از سوي ديگر بحث رسيدگي و مشاوره به خانواده و فرزندان دانش‌آموز زندانيان مطرح است، كودكان و نوجواناني كه با افتادن پدر به زندان و در اكثر مواقع به دليل داشتن مادران كم‌سواد خود را بي‌سرپرست مي‌يابند و به همين دليل ديگر در پي ادامه تحصيل نيستند. مشاوره ارايه شده توسط نيروهاي آموزش و پرورش مي‌تواند براي بازگشت آنها به كلاس درس هم كارساز باشد تا هيچ يك از فرزندان زندانيان به خاطر وضعيت پدران‌شان از تحصيل بازنمانند.

در ميان ١٠ ميليون نفر جمعيت كم‌سواد و بي‌سوادي كه در كشورمان هستند بخشي از آنها در پشت ميله‌هاي زندان هستند و افزايش سطح سواد آنها باعث بالارفتن شاخص توسعه‌يافتگي كشور مي‌شود و از سوي ديگر در كاهش ناهنجاري‌هاي اجتماعي موثر است.

فرد زنداني كه خودش در مدت زندان مي‌تواند از آموزش بهره ببرد يا پدري كه در داخل زندان خيالش راحت است كه در آن سوي ديوار، دولت و جامعه خانواده و فرزندانش را از ياد نبرده است، امنيت رواني خواهد داشت و آثار اين حس امنيت رواني را مي‌توان در روزهاي پس از آزادي او هم در جامعه ديد.

روزنامه اعتماد

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور