صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

ناصر طالبی فعال فرهنگی مازندران  ارسطو در باب ضرورت فلسفه می گوید: « اگر باید فیلسوفی کرد باید فیلسوفی کرد. اگر نباید فیلسوفی کرد باید فیلسوفی کرد» این عبارت زیبا هیچ گاه رنگ غبار به خود نمی گیرد و همیشه بدیع جلوه می نماید.

فرض است بدانیم که بین فیلسوف و تفلسف کردن تفاوت از زمین تا آسمان است.

نه هر که چهره بر افروخت دلبری داند

نه هر که آینه سازد سکندری داند

نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست

کلاه داری و آیین سروری داند

هزار نکته باریک تر از مو اینجاست

نه هر که سر بتراشد قلندری داند

"حافظ"

اخیراً باب شده است بسیای از واعظان و سخنرانان در هنگام وعظ و سخنرانی در مورد هر پدیده اجتماعی ، سیاسی ،مذهبی ، اقتصادی و علمی اظهار نظر نموده و نظرات غیر کارشناسی از خود صادر می کنند.

تازه خیلی با جرأت شده و فتوا می دهند و گاهی هم از حلال و حرام سخن به میان می آورند بدون این که در مورد آن موضوع فیلسوف باشند.

کسی که می خواهد درباره موضوعی فیلسوفی کند باید در راستای آن موضوع فیلسوف باشد ؛ هر تفلسفی اعتبار علمی ندارد زیرا ممکن است همه سو نگرانه نباشد بر این اساس ناقص و نارساست.

جالب است !

شخصی می آید در هنگام سوگــــواری و عـزاداری به تفسیر از نهاد آموزش و پرورش می پردازد و در آن از « حقوق معلم » سخن به میان می آورد و اعتراض معلم نسبت به حقوق و دستمزد خویش را محکوم می کند.

لازم است بدانیم در این مورد نظر دادن، تخصص ویژه می خواهد ؛ چرا به خود اجازه می دهید در مورد مسائلی که اطلاعات کافی و وافی ندارید وارد شوید و به تجزیه و تحلیل بی اساس و سست بپردازید.

زمانی که بی نظمی اقتصادی به اوج خود رسیده و هیچ کنترل و نظارتی در کار نیست ، معلم انتظار دارد جلوی این بی نظمی سد شود، حال که نمی شود کنترل کرد حداقل بین مستمری بگیران یا کارکنان دولت فرق قائل نشوید . شاید بشود فقر را تحمل کرد اما فرق قابل تحمل نیست.اصلا شاید اعتراض معلم درست نباشد اما این موضوع باید در هیئت دولت و مجلس به بحث و بررسی گذاشته شود و هیئتی متشکل از اقتصاددانان ، حقوق دانان و کارشناسان ذیربط به این امر بپردازند نه این که هر شخص غیر متخصص در این باره خیلی تلگرافی نظر دهد و ذهن عده ای را با تعبیرهای نادرست خود به انحراف کشاند.

کسی می تواند در خصوص آموزش و پرورش نظر دهد که علم جامعه شناسی آموزش و پرورش را بداند و بفهمد که :

آموزش و پرورش یک نهاد تولید کننده است آن هم تولید فکر که از همه تولیدات ارجح می باشد. آموزش و پرورش یک نهاد زود بازده نیست ، بازدهی اش به گونه ای است که تحلیل نمودنش قدری علم جامعه شناسی می خواهد.

در کجای جهان این نظر محترم است و ارجمند جلوه می کند؟ با تعبیر این که « معلم کم کار است » باید کم تر از کارمند بانک ، آب ، گاز و شهرداری حقوق بگیرد . اگر این تعبیر آبکی درست باشد دیگر کسی معلم نمی شود و اگـــر این تعبیر درست از آب در آید آنانـــی که می توانند معلم خوبــی باشند هیچ گاه شغل معلمی را انتخاب نمی کنند.

طبق تحقیقات بعمل آمده در کشورهای توسعه یافته جهان مثل آلمان ، ژاپن و ... بهترین استعدادها جذب شغل معلمی می شوند ، چرا؟

دولت موظف است بر اساس تورمی که در جامعه وجود دارد برای کارکنان خود حقوق تعریف کند نه بر اساس مشاغل. ممکن است کمی فرق لازم باشد نه آن چنانی فرقی که معقول نباشد تا جایی که از عدالت دور شود.

در کجای دنیا سراغ دارید پزشک در یک روز زمان اندکی را که در مطب خویش به طبابت می پردازد 40 تا50 نفر را ویزیت نماید و به او اجازه داده شود تا 1500000 تومان کاسب باشد ، کجای این کارعلمی و منطقی به نظر می رسد؟ در همین روز به بیمارستان هم می رود تازه جزء هیئت علمی دانشگاه هم است و حقوق قابل ملاحظه ای از بیمارستان و دانشگاه می گیرد. این پزشک کدام ساعتی از روز، وقت می کند سری به کتابخانه ها و سایت های علمی و پزشکی بزند؟

در کشور ما پزشک با درآمد گزافی که دارد بیشتر فکرش صرف تبدیل پول به دست آمده به سرمایه های فراوان است. در کارهای برج سازی و سرمایه گذاری در بخش های خصوصی و خرید املاک ... فعالیت دارد .چنین پزشکی اصلاً وقت نمی کند در جهت کسب یافته های تازه پزشکی فعالیت نماید و به روز باشد !

شکاف عمیق در توزیع درآمدهای ملی بین معلمان و دیگر کارکنان دولت،از جمله ( پزشکان ، قضات ، کارمندان شرکت های آب ، برق و گاز...) موجب اختلاف قابل ملاحظـه ای گردیده که به طرز فاحش ایــن تفاوت درآمدها خــودنمایـــی می کند. برای توجیه این مسئله از « روش قیاس »  استفاده می کنیم، فی المثل کســی که در بانک کار می کند با توجه به حقوق و مزایا می تواند بهترین مسکن با کیفیت بسیار خوب را برای خانواده خویش تهیه کند و علاوه بر آن توانایی آن را دارد در بسیاری از جاها سرمایه گذاری کند و ملک و املاک خریداری نماید و تملک داشته باشد همین طور یک قاضی، ولی معلم در طول خدمت سی سال نه تنها نتوانسته یک مسکن نسبتا خوب تهیه نماید بلکه در زندگی روز مرّه خویش هم مانده است. دولت موظف است هرم فاصله در آمد ها را کم کند.

مقدار کار و شیوه کاری یک معلم به زمان بازگشایی مدارس و پایان سال تحصیلی بستگی دارد، دراین مورداصلا معلم تعیین کننده نیست. این نحوه کار از طرف وزارتخانه معلوم می گردد که این اسلوب و روش در همه کشورها معمول و متداول است این دلیلی نمی شود که معلم نسبت به کارمندان دیگر موسسات از حقوق و مزایای کمتری برخوردار باشد. اصلاً چرا معلم باید بیکار باشد اگر بخش قابل ملاحظه ای از درآمدهای ملی صرف هزینه بهداشت و آموزش و پرورش گردد که این امر در کشورهای توسعه یافته معمول است هیچ گاه بیکاری پنهان معلم، خود را نشان نمی دهد.

این افراد باید در اوقات فراغت در کتابخانه ها و آزمایشگاه های مجازی و حقیقی و کارگاهای علمی به سر برند و به تفحص در زمینه شغلی خویش بپردازند و به کارهای پژوهشی و تحقیقاتی روی آورند.

اگر احساس می شود معلمان کشور بیکاری و فراغت زیادی دارند این نشان از بی برنامگی متولیان و دست اندرکاران تعلیم و تربیت و بی بضاعتی آموزش وپرورش می باشد.

تا زمانی که معلم جامعه ما در غم نان بسر برد نمی تواند درست معلمی کند .

چگونه می شود این قضیه را توجیه نمود که باید به قاضی آن قدر حقوق داد تا در اثر نیاز و تنگدستی خللی در قضاوت و انصافش وارد نشود و از روی عدالت رای صادر نماید و حق کسی را تضییع ننماید، در صورتی که برای معلمی که زیربنای فرهنگ ، تربیت و اخلاق آینده سازان کشور به دست آنان پایه گذاری می شود این فرض محال است؟ برای این که یک قاضی عادل و یک پزشک و مهندس اخلاقی و انسانی تربیت شود معلمانی می خواهیم که متعهد بوده و با آرامش و طیب خاطر به کلاس های درس گام نهند.

برخی هم با تعبیر نادرست این که "معلم زیاد است "نمی توان به آنها حقوق کافی داد در این باره باید گفت معلم زیاد نیستند این دانش آموزان کشور هستند که زیادند،چنانچه فراوانی خاصی احساس شود به عهده برنامه ریزان آموزش و پرورش می باشد که درست از پس ساماندهی و سازماندهی نیروی انسانی برنمی آیند.

گنه کرد در بلخ آهنگری

به شوشتر زدند گردن مسگری

یادمان نرود معلمان زیاد هستند ولی زیادی نیستند !

امیدواریم معلمان همچون گذشته هیچ گاه رسالت واقعی خویش را از یاد نبرند.


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

بحران در سامان دهی نیروها و معلمان در وزارت آموزش و پرورش  گروه گزارش /

در بخش پیشین ( این جا ) به آثار و پیامدهای اجرای نظام 6 ، 3 ، 3 اشاره شد و این که حذف پایه اول از دوره دبیرستان ( دوره دوم متوسطه ) مشکلات و مسائل زیادی را برای همکاران فرهنگی ایجاد کرده است .

متاسفانه شواهد و گزارش ها نشان می دهد که وزارت آموزش و پرورش علی رغم تبلیغات فراوان ، برنامه و یا راهکار مشخصی برای سامان دهی علمی و نظام مند نیروهایش ندارد و این بی برنامگی به شدت موجب نارضایتی و اعتراض معلمان نسبت به وضعیت موجود شده است .

از مدت ها پیش ، اداره کل آموزش و پرورش تهران اقدام به « تجمیع دوره پیش دانشگاهی ( سال چهارم ) در یک واحد آموزشی مشخص » در هر منطقه نموده است .

این بدان معناست که در یک واحد آموزشی متوسطه ، 25 درصد نیروها به علت اجرای نظام ساختار جدید از لیست آن مدرسه حذف می شوند . از سوی دیگر ، به علت حذف پایه چهارم با ترتیبی که بیان شد ، 25درصد دیگر نیروهای آن واحد آموزشی نیز از چرخه آموزش حذف شده و در ردیف « نیروهای مازاد » قرار می گیرند .

در واقع ، 50 درصد نیروهای این واحد آموزشی در فهرست " نیروهای مازاد " قرار می گیرند .

حال این پرسش مطرح است که چه دلیل و یا علتی برای این " تجمیع " شتاب زده وجود دارد ؟

آیا بهتر نبود که وزارت آموزش و پرورش  علی رغم آن که برنامه های خود را بر خلاف  سیاست های دوران گذشته ، " غیر شتاب زده " می داند و می خواند ؛ بر اساس  یک " برنامه " امور سامان دهی نیروها را پی گیری می نمود ؟

پایان پیام /

منتشرشده در گفت و شنود
سه شنبه, 23 تیر 1394 06:25

ندانستن عیب است؟

گروه اخبار /

بی سوادی جامعه و علل پائین بودن سرانه مطالعه در جامعه ایران

همه‌چیز از یک مسابقه تلویزیونی آغاز شد و ندانستن پیش پا افتاده‌ترین سوالات از سوی شرکت‌کنندگان جوان آن. اتفاقی که تلنگر تلخی بود بر ضعف دانستنی‌های جوانان. ندانستن‌های مداومی که حتی مجری مسابقه را به تنگ آورده بود.
- مجری: بحرالمیت یا دریای مرده به چه دلیل به این نام مشهور شده؟
شرکت‌کننده: دریای سیاه؟ به خاطر مثلث برمودا؟
- مجری: کدام مجلس به انقراض سلسله قاجاریه رای داد؟
- شرکت کننده: مجلس خبرگان
و...
این روزها آمارها حکایت از آن دارد که تعداد راه‌یافتگان به دانشگاه و مدرک‌بگیران تحصیلات آکادمیک افزایش یافته است، اما سوالی که در اینجا به ذهن می‌آید، این است که با این حجم از دانشگاه و فارغ‌التحصیلان، افراد جوابی برای ساده‌ترین سوالات ندارند؟ چه شده که بسیاری از مردم نیازی به دانستن احساس نمی‌کنند؟ چرا علاقه‌ای به خواندن ندارند؟ چرا تلاش و رغبتی برای دانستن نیست؟
فقر اطلاعات عمومی و ندانستن گویا در جامعه ما به سمت همه‌گیر شدن می‌رود، اما هنوز چاره‌ای برایش اندیشیده نشده است. «مجموعه عوامل مختلفی در چرایی این ماجرا دخیل هستند و نمی‌توان تک‌بعدی به این ماجرا نگریست.»

محمد محمدی‌اصل، جامعه‌شناس با اشاره به این نکته در گفت‌وگو با فرهیختگان می‌گوید: «وجود اقتصاد رانتی اولین دلیل است. ما برای زندگی کردن احتیاجی به علم و دانش نداریم، چراکه زندگی ما بر پایه فروش ماده خامی به اسم نفت تامین می‌شود در حالی که اگر زندگی ما بر پایه کار، تولید و فرآوری محصولات بنا شده بود خود را ملزم به دانستن و کسب علم و مهارت می‌کردیم.» بر این اساس اقتصاد و  روش‌های کسب ثروت در جامعه، ارتباط مستقیمی با میزان رغبت مردم به کسب دانش دارد. از سوی دیگر محمدی عدم تناسب بین جمعیت کارگزاران آموزشی کشور و جمعیت پذیرنده آموزش را دلیل دیگر این ماجرا می‌داند. او می‌گوید: «نسبت معلم و استاد به دانش‌آموز و دانشجو پایین است. این به این معناست که ما سرمایه‌گذاری‌های لازم را در حوزه آموزش انجام نداده‌ایم. حال این سرمایه‌گذاری هم نیروی انسانی متخصص را شامل می‌شود و هم امکانات و وسایل آموزشی.

14 میلیون دانش‌آموز در جامعه وجود دارند و در مقابل تنها یک‌میلیون کادر آموزشی وجود دارد که حتی این تعداد نیز فقط مختص آموزگاران نیست.» او شرایط حاکم بر جامعه را نیز در این ماجرا دخیل می‌داند.
شهروندان فرصتی برای حضور در جامعه ندارند، بنابراین نیازی به سرمایه‌گذاری برای یادگیری تاریخ و فرهنگ خود ندارند، اینکه چه کسی بودند و در گذر ایام چه اتفاقی بر سر کشور آنها آمده است. فرهنگ وارداتی موضوع دیگری است که او به آن اشاره می‌کند و می‌گوید: «شهروندان به‌ویژه جوانان امروز از وسایل ارتباطی جدید استفاده می‌کنند، بدون آنکه فرهنگ استفاده از آن را یاد بگیرند. از سوی دیگر پیام‌ها در فضای مجازی رد و بدل می‌شوند بدون آنکه تمرینی در نوشتن اتفاق بیفتد. وسایل ارتباطی جدید باعث شده هر کسی دیواری را به دور خود بکشد و این‌طور به دیگران القا کند که احتیاجی به مشارکت و اندوخته دانشی شما ندارم.»

محمدی به تعداد پایین تیراژ کتاب در کشور نیز اشاره می‌کند. به گفته او این میزان پایین به هر علتی که هست نشان می‌دهد مردم تمایلی به دانستن ندارند و اعتماد آنها به کتاب از بین رفته است. او به سرانه پایین مطالعه در کشور اشاره می‌کند که نزدیک به 10 دقیقه در روز است، در حالی که این شاخص در کشور‌های دیگر به چهار ساعت در روز می‌رسد. به اعتقاد او فضایی که بر اجتهاد مبتنی نباشد، این ذهنیت را در افراد ایجاد می‌کند که ما نیازی به دانستن نداریم و پیرو بودن و مصلحت اندیش بودن وظیفه اصلی ماست.
اما فرج کمیجانی، کارشناس مسائل آموزشی نگاه دیگری به ماجرا دارد. او می‌گوید: «رسالت آموزش و پرورش این است که حداقل اطلاعات را به جامعه هدف خود آموزش دهد. اما سیستم آموزشی ما در بی‌کیفیت‌ترین وضعیت قرار دارد؛ منشا آن هم ضعف محتوا، امکانات و نیروی انسانی متخصص است.» به گفته او معلمان در جامعه امروز ما از انواع مشکلات معیشتی و منزلتی رنج می‌برند و این امر توان و رغبت آموزش را از آنها می‌گیرد. از سوی دیگر توده مردم به دلیل انواع سرخوردگی‌ها، رغبتی برای کسب دانش ندارند.»
«بی‌توجهی به تفاوت نگرش‌ها در درازمدت باعث می‌شود افراد به اطلاعات سطحی گرایش پیدا کنند.» این نظر حوریه دهقان‌شاد، استاد علوم ارتباطات است. به اعتقاد او، «جوانان‌ها گرایش ویژه‌ای به سمت شبکه‌های اجتماعی پیدا کرده‌اند و کتاب و رسانه‌های مکتوب در حال فراموشی است. علاوه‌بر این فاجعه دیگری نیز رخ داده است. بسیاری از مردم به واسطه این شبکه‌ها فقط به اطلاعات بصری ازجمله فیلم و عکس روی آورده‌اند. این مساله این هشدار را به ما می‌دهد که خواندن و تمرین نوشتن روزبه‌روز در حال فراموش شدن است.
همه این عوامل دست به دست هم داده‌اند که اطلاعات عمومی مردم در کشور ما دچار چنین وضعی باشد؛ ضعف سیستم آموزشی و سرانه پایین مطالعه،  شرایط اقتصادی و... .

شاید قدم نخست، تغییری عمده در نظام آموزشی‌ای باشد که تمایل به آموزش و مطالعه را از دوران مدرسه در مردم می‌کشد.

روزنامه فرهیختگان

كلاف پيچيده ثبت‌نام و تكرار سرگرداني اوليا و دانش‌آموزان  گروه اخبار /

گروه مدرسه «اعتماد»|اين روزها از راديو و تلويزيون گزارش‌ها و اخبار فراواني را مي‌شنويم و مي‌بينيم و در مطبوعات نيز اخبار و گزارش‌هايي منتشر مي‌شود كه براي‌مان آشنا و تكراري است مثل يك سريال تكراري خسته‌كننده كه واكنشي جز آه و افسوس و عصبانيت ناشي از اين تكرار را به دنبال ندارد.

اين سريال تكراري دوباره با پايان سال تحصيلي و آغاز ثبت‌نام دانش‌آموزان در مدارس اين روزها ذهن بسياري از پدران و مادران را به خود مشغول ساخته است؛ پرسش‌هاي فراواني كه پاسخ به آنها يافتن يك مدرسه مناسب براي ثبت‌نام است. حالا اين مساله كه در روستاها و شهرهاي كوچك موضوعيت ندارد در شهرهاي بزرگ به ويژه تهران موضوع روز بسياري از خانواده‌هاست به ويژه آنها كه براي نخستين‌بار مي‌خواهند فرزندشان را به مدرسه بفرستند يعني كلاس اولي‌ها.بر حسب عادت غلط فرهنگي نخستين گزينه‌اي كه براي يافتن يك مدرسه خوب به ذهن پدران و مادران مي‌رسد پيدا كردن يك پارتي صاحب نفوذ است كه با يك تلفن كار ثبت‌نام فرزندشان را انجام دهد و اگر نشد آن وقت از راهكار دوم يعني پول به جاي پارتي بهره خواهند برد!

نمي‌دانيم چرا قبل از پول و پارتي سراغ ضوابط و مقررات و قانون نمي‌روند. شايد نيازي به پول و پارتي نباشد و قانونا هم بتوانند در مدرسه‌اي كه دلخواه آنهاست ثبت‌نام كنند و از طرف ديگر مگر نمي‌دانند كه مقررات تلاش كرده با محوريت حقوق دانش‌آموزان براي ثبت‌نام اولويت‌گذاري كند؟! و نكته ديگر اينكه مگر چقدر تفاوت ميان مدارس وجود دارد كه والدين تن مي‌دهند به پول و پارتي و تخلف و دور زدن قانون و مقررات؟!خلاصه اينكه اما و اگرهاي فراواني در رابطه با ثبت‌نام دانش‌آموزان وجود دارد. ما نيز در اين فصل ثبت‌نام موضوع صفحه مدرسه اين هفته را به اين مهم اختصاص داديم تا ابعاد موضوع را مورد بررسي قرار دهيم تا شايد گامي باشد براي گشودن اين گره و پيدا كردن سرنخ اين كلاف پيچيده و جلوگيري كند از تكرار اين سريال تلخ سرگرداني اوليا و دانش‌آموزان.

ثبت‌نام در مدارس و تاكيدهاي وزير

وزير آموزش و پرورش طي بخشنامه‌اي به مديران كل آموزش و پرورش استان‌هاي كشور بر ضرورت اجراي ضوابط و مقررات ثبت‌نام تاكيد كرده است. در اين بخشنامه، تاريخ شروع ثبت‌نام براي تمام دانش‌آموزان به‌جز دانش‌آموزان پايه اول ابتدايي، اول تيرماه ١٣٩٠ اعلام شده است.

وزير آموزش و پرورش در بخشنامه ثبت‌نام دانش‌آموزان عنوان كرده است كه ثبت‌نام تمام دانش‌آموزان مدارس دولتي و غيردولتي صرفا از طريق سامانه اينترنتي انجام و زمينه‌هاي لازم براي تحقق اين موضوع مهيا شود.

همچنين در بخشنامه وزير آموزش و پرورش آمده است: ثبت‌نام تمام دانش‌آموزان مدارس دولتي و غيردولتي صرفا از طريق سامانه اينترنتي انجام مي‌شود و دريافت هرگونه وجه براي كلاس‌هاي فوق‎برنامه، مجلات رشد يا امتحانات احتمالي تا پايان شهريورماه ممنوع است.

اين بخشنامه مي‌افزايد: ستاد نظارت بر ثبت‌نام دانش‌آموزان در سطوح استان، شهرستان، منطقه و ناحيه تشكيل شود و با بررسي مشكلات عمومي و مشترك، شيوه‌هاي مناسب براي سهولت انجام كار به ويژه در شهرهاي بزرگ به كار گرفته شود.

ثبت‌نام تمام دانش‌آموزان از طريق اينترنت

در اين بخشنامه آمده است: وضعيت واحدهاي آموزشي از نظر جنسيت، نوع مدرسه، دوره تحصيلي و يك يا دونوبته بودن قبل از شروع ثبت‌نام مشخص و ساماندهي شود؛ تمام هنرستان‌هاي دولتي ملزم هستند در حد ظرفيت خود حداقل دو كلاس از دانش‌آموزان سال اول متوسطه را ثبت‌نام كنند. ثبت‌نام تمام دانش‌آموزان مدارس دولتي و غيردولتي صرفا از طريق سامانه اينترنتي انجام و زمينه‌هاي لازم براي تحقق اين موضوع مهيا شود.

ثبت‌نام در تمام پايه‌ها، عادي و بدون آزمون ورودي

بنابر بخشنامه آموزش و پرورش، تاريخ شروع ثبت‌نام تمامي دانش‌آموزان به استثناي پايه اول ابتدايي، اول تيرماه بوده است. ثبت‌نام دانش‌آموزان تمام پايه‌هاي تحصيلي در مدارس دولتي، عادي و بدون برگزاري آزمون ورودي، مصاحبه، شرط معدل، نمره و غيره و صرفا براساس محدوده جغرافيايي مدارس صورت گيرد. در اين بخشنامه آمده است: دريافت شهريه و اخذ تعهد هنگام ثبت‌نام در مدارس هيات امنايي كه با رعايت آيين‌نامه مصوب شوراي عالي آموزش و پرورش فعاليت مي‌كنند، ممنوع است.

لزوم فعاليت ستاد نظارت بر ثبت نام

اين بخشنامه مي‌افزايد: در راستاي طرح تكريم ارباب‌رجوع و لزوم اطلاع اوليا از وضعيت آموزشي و پرورشي مدارس، ضرورت دارد ستاد مركزي نظارت بر ثبت‌نام ادارات در ايام هفته براي معرفي مدارس و پاسخگويي به سوالات دانش‌آموزان و والدين تا پايان ثبت‌نام فعاليت كند.

ثبت‌نام و معضلي به نام دريافت وجه

نمي‌دانيم نامش را چه بگذاريم حق ثبت‌نام، شهريه، رشوه، يا چيز ديگري كه به ذهن ما نمي‌رسد اسمش را هرچه بگذاريم مهم نيست بلكه اين مهم است كه چرا اين ماجراي تكراري تمام‌شدني نيست مگر ضوابط و مقررات مشخص نيست؟

مگر آموزش و پرورش راهكار اجرايي و نظارت براي آن ندارد؟ مگر به اندازه كافي تجربه در اين امر وجود ندارد؟ مگر ما تنها كشوري هستيم كه كار ثبت‌نام مدارس را انجام مي‌دهيم؟!

پس چرا اين موضوع دريافت وجه هرساله آغاز ارتباط خانه و مدرسه را تلخ كرده و چالش‌برانگيز شده است تاحدي كه يكي از روساي آموزش وپرورش اين‌گونه تهديدآميز گفته: كنترل دريافت وجه در هنگام ثبت‌نام را با بازرسي نامحسوس و با استفاده از ٢٠ بازرس در دستور كار قرار داده‌ايم!

انگار ماجراي مبارزه با گروهاي مافيايي است و چنان بيان مي‌شود كه تصور مي‌گردد موفق شدن در يك ثبت‌نام عبور از يك مانع بزرگ است!در اينكه دريافت وجه در زمان ثبت‌نام به هر عنوان از اولياي دانش‌آموزان برخلاف مقررات است نه ترديد وجود دارد و نه اختلاف‌نظر و ضوابط و مقررات هم روشن است اما چرا اين ماجرا هر سال تكرار مي‌شود؟ يك پاسخ مشترك از سوي مديران مدارس داده مي‌شود و آن پاسخ اين است كه با بودجه دولت ما نمي‌توانيم مدارس را اداره كنيم.

اين پاسخ يك وجه قابل تاييد دارد كه بله بودجه دولت پاسخگوي هزينه‌هاي مدارس نيست اما وجه ديگر آن‌كه مورد تاييد نيست كه از اين واقعيت چنين نتيجه‌گيري شود كه پس مدارس حق دارند از مردم هنگام ثبت‌نام و با اجبار پول دريافت كنند. اين در حالي است كه براي جلب مشاركت اوليا به‌صورت اختياري راهكار وجود دارد يكي از مسوولان آموزش و پرورش در همين راستا مي‌گويد: برخي از مبالغ طي سال تحصيلي از طريق انجمن اوليا تصويب خواهد شد كه اين مبلغ نيز به صورت كاملا اختياري خواهد بود و اوليا با پرداخت اين مبلغ جزء خيرين مدارس قرار مي‌گيرند.

تشكيل ستاد ثبت‌نام در مدارس!

آن قدر ثبت‌نام مشكل و پيچيده است كه آموزش و پرورش دستورالعملي صادر كرده كه در مدارس ستادي تحت عنوان ستاد ثبت‌نام تشكيل شود. نام يك ستاد براي امري مانند ثبت‌نام دانش‌آموز در مدرسه آدم را به ياد تشكيل ستاد بحران در شرايط ويژه مي‌اندازد. اين در حالي است كه ساختار موجود اداري در مدارس و مناطق و ادارات كل و وزارتخانه عريض و طويل مي‌تواند و بايد بتواند كاري مانند ثبت‌نام كه همه ساله انجام مي‌شود را نهادينه كند واين بسيار زشت و ناپسند است كه هر سال اين ماجرا شكل بحران به خود بگيرد و يك امر ساده كه در بسياري از كشورها به‌طور خودكار انجام مي‌شود وهيچ نگراني براي والدين و دردسر براي مدارس ندارد، به يك بحران تبديل شود و نيازمند تشكيل ستاد باشد!

مدارس غيردولتي و سرفصل‌هاي
هفت گانه براي تعيين شهريه وثبت‌نام

مديركل مدارس غيردولتي وزارت آموزش و پرورش گفته بود: ساعات آموزش، تعداد كلاس، پرداختي به دبير، تعداد ماه‌هاي پرداختي به دبير، عوامل اجرايي، تعداد عوامل، نيروهاي آزاد بيمه‌شده، تعداد دانش‌آموزان، وضعيت اجاره‌بهاي مدارس و كيفيت بخشي آموزشي و پرورشي از ويژگي‌هاي الگوي دريافت شهريه است.

مجتبي زيني‌وند در تكميل اين اظهارات مي‌گويد: براساس ماده ١٥ قانون تاسيس مدارس غيردولتي، آموزش و پرورش موظف به تدوين الگوي شهريه متناسب با هفت سرفصل است كه به اطلاع خانواده‌ها رسيده است.

سال‌هاي گذشته در بحث الگوي تعيين شهريه، اين مشكل وجود داشت كه شهريه به صورت درصدي افزايش مي‌يافت و مدارسي كه شهريه‌ بالايي داشتند با درصدي كه اعلام مي‌شد، شهريه بيشتري دريافت مي‌كردند.

اما امسال در الگوي تعيين شهريه مبناي محاسبه، هزينه تمام شده هر مدرسه است و ممكن است در يك مدرسه هزينه متناسب با فعاليت‌هاي پرورشي، آموزشي و فوق برنامه با ساير مدارس متفاوت باشد.

زيني‌وند در مورد ثبت‌نام در مدارس غيردولتي هم گفته: ‌تمام اوليا بايد هنگام ثبت‌نام در جريان فعاليت‌هاي فوق برنامه قرار بگيرند و هيچ گونه شهريه ديگري در طول سال به غير از شهريه ثابت و فوق برنامه نبايد گرفته شود مگر شهريه‌اي كه مورد توافق اوليا و مدرسه قرار گرفته باشد، مانند اردو و كلاس‌هاي فوق برنامه‌اي كه بعدها در طول سال تصميم گرفته مي‌شود. زيني‌وند با اشاره به بازرسي‌هاي آموزش و پرورش از مدارس غيردولتي افزود: در ايامي كه دانش‌آموزان در حال ثبت‌نام در مدارس غيردولتي هستند از طريق بازرسي‌هاي انجام شده با مدارسي كه الگوي شهريه را رعايت نكردند، برخورد كرديم و امكان ندارد گزارشي به ما ارايه شود و آن را پيگيري نكنيم. در طول سال تحصيلي نيز از طريق تدوين دستورالعمل نظارت جامع بر مدارس غيردولتي بازرسي‌ها را ادامه خواهيم داد.

انواع مدارس انتفاعي وضوابط ثبت‌نام

مدارس نمونه دولتي: طبق مصوبه شورا و دستورالعملي كه دارند از طريق آزمون ورودي پذيرش دانش‌آموز دارند، علاوه بر قبولي در آزمون شرط معدل نيز از ضوابط ثبت‌نام در اين مدارس است.

مدارس استعدادهاي درخشان: داراي دستورالعمل ويژه‌اي هستند و طبق مصوبه شوراي عالي آموزش و پرورش با شرايط خاص و همچنين برگزاري آزمون نسبت به جذب دانش‌آموزان اقدام مي‌كنند.

مدارس استثنايي: از جمله مدارس خاص آموزش و پرورش محسوب مي‌شوند كه داراي دستورالعمل ويژه‌اي هستند.

مدارس شاهد: اين مدارس علاوه بر دستورالعمل عمومي داراي ضوابط و دستورالعمل ويژه‌اي هستند و طبق اولويت‌بندي كه انجام مي‌دهند خانواده‌هاي شاهد و ايثارگران در اولويت ثبت‌نام اين مدارس قرار دارند و چنانچه ظرفيت خالي داشته باشند اين ظرفيت به ساير اقشار جامعه طبق ضوابط تعلق مي‌گيرد.

مدارس هيات امنايي: مدارس هيات امنايي براساس مصوبه شوراي عالي آموزش و پرورش موظف هستند در محدوده جغرافيايي كه اداره آموزش و پرورش براي آنها تعيين مي‌كند نسبت به ثبت‌نام اقدام كنند و با توجه به اينكه محدوده جغرافيايي را آموزش و پرورش تعيين مي‌كند ممكن است با تقاضاي بيش از حد يا خالي بودن ظرفيت مواجه شوند كه در اين صورت با هماهنگي آموزش و پرورش نسبت به ثبت‌نام دانش‌آموزان در مدرسه هيات امنايي ديگر يا تكميل ظرفيت از طريق ثبت‌نام دانش‌آموزان از مناطق مجاور ثبت‌نام‌ها انجام مي‌شود.

مدارس دولتي: هيچ‌گونه محدوديتي وجود ندارد و هرساله براساس محدوده جغرافيايي مدارس، طبق روال سنوات گذشته اقدام به ثبت‌نام دانش‌آموزان در تمام پايه‌هاي تحصيلي مي‌كنند.

رايگان بودن مدارس شاهد، نمونه دولتي و هيات امنايي براي فرزندان فرهنگيان

دريافت شهريه ثابت از فرزندان فرهنگيان در مدارس شاهد، نمونه دولتي، هيات امنايي و استعدادهاي درخشان ممنوع است، بديهي است هزينه كمك سرانه در مدارس شاهد يا كلاس‌هاي فوق برنامه در ساير مدارس در طول سال تحصيلي بر عهده اولياست. مديران مدارس مي‌توانند از فرزندان فرهنگيان و ساير كاركنان دولت در آموزشگاه‌هاي نزديك محل كار والدين آنها متناسب با ظرفيت مدرسه ثبت نام به عمل آورند.

مسعود ثقفي، رييس مركزاطلاع‌رساني وروابط عمومي آموزش وپرورش تهران در گفت‌وگو با «اعتماد»

درثبت‌نام دانش‌آموزان به‌دنبال توزيع متوازن، معقول و عادلانه دانش‌آموزان هستيم

بحث دريافت شهريه ومحدوده‌بندي دوموضوع مهم وتكراري هرسال است كه درشهرهاي بزرگ به ويژه تهران ما با آن درگير هستيم كه در بحث شهريه ضوابط ومقررات مشخص است ودر موضوع محدوده ثبت‌نام نيز اولويت با افرادي است كه در محدوده مدارس قراردارند.

مسعود ثقفي، رييس مركزاطلاع‌رساني وروابط عمومي آموزش وپرورش تهران در گفت‌وگو با «اعتماد» ضمن بيان اين مطلب گفت: براي استفاده بهينه از فضا‌هاي آموزشي و رعايت حقوق دانش‌آموزان و اوليا با رويكرد تسهيل رابطه مدرسه و خانه، ضوابط و مقررات به‌گونه‌اي تدوين شده است كه توزيع متوازن، معقول و عادلانه دانش‌آموزان صورت پذيرد.

اين مقام مسوول درآموزش و پرورش در پاسخ به اين پرسش «اعتماد» كه دليل تكرار اين داستان ثبت‌نام چيست و چرا چاره‌اي براي آن انديشيده نمي‌شود‌، گفت: من تحليلگر نيستم و در جايگاه پاسخ به اين پرسش نيز قرار ندارم؛ بنده شرايط و مقرارت را مي‌گويم شما برويد ببينيد چرا اين داستان هر سال تكرار مي‌شود.

وي افزود: ما در كل دودسته مدرسه داريم؛ يك سري مدارس كه غير‌دولتي هستند و ضوابط و مقررات خاص خودشان را دارند و بايد آن را رعايت كنند و پاي‌بند به آن ضوابط در همه مراحل و موارد باشند؛ از جمله ثبت‌نام و دريافت شهريه و يك سري هم مدارس دولتي هستند كه شامل مدارس عادي، هيات امنايي، نمونه دولتي، سمپاد و شاهد است. ثقفي در ادامه اين گفت‌وگو افزود: درمدارس شاهد كه با ضوابط خاص ثبت‌نام صورت مي‌گيرد و شهريه هم دريافت مي‌شود در مدارس نمونه دولتي به دليل تلفيق برنامه‌هاي مدرسه با برنامه‌هاي آموزشي شهريه ويژه‌اي دريافت مي‌شود و ثبت‌نام نيز با آزمون صورت مي‌گيرد و مدارس تيز‌هوشان نيز آزمون و شهريه مخصوص دارد اما در دو نوع عادي و هيات امنايي هيچ شهريه‌اي دريافت نمي‌شود و براي ورود و ثبت‌نام نيز آزمون يا شرايط خاصي وجود ندارد، با همان شرايط عمومي دانش‌آموزان پذيرش مي‌شوند. لازم به تاكيد است كه مدارس هيات امنايي مي‌بايست با كمك ساير نهاد‌ها و دستگاه‌ها نسبت به ارتقاي كمي وكيفي امكانات وخدمات مدرسه اقدام كنند و حق دريافت شهريه را ندارند البته كمك‌هاي داوطلبانه مردم در همه مدارس وجود دارد واين مختص ايران واين زمان نيست بلكه از وقتي مدارس به وجود آمده‌اند همواره كمك‌هاي مردمي هم بوده در ابتدا كه دولت نقشي نداشته مدارس توسط خيرين احداث و اداره مي‌شده است.

او همچنين گفت: نبايد فراموش كرد كه دريافت وجه از اوليا درقبال ارايه كارنامه يا ثبت‌نام تخلف است وبا افراد متخلف نيز برخورد مي‌شود، ما براي بررسي شكايت‌ها سه راه را پيش‌بيني كرديم؛ نخست افراد مي‌توانند به واحد ارزيابي عملكرد و پاسخگويي به شكايت‌ها در مناطق مراجعه كنند و دوم اينكه با استفاده از سايت آموزش وپرورش در بخش پاسخگويي به شكايت، موارد خود را مطرح كنند به نشانيwww.tehranedu.ir

و راه سوم نيز تلفن شماره ٨٨٩٦٤٠٠٦ است كه در شهر تهران خانواده‌ها ودانش‌آموزان از اين طريق هم شكايت‌هاي خود را مي‌توانند اعلام كنند.

مسعود ثقفي در پاسخ به اين پرسش « اعتماد » كه بيشتر تخلفات ثبت‌نامي از چه نوع است، اين‌گونه پاسخ داد: دريافت وجه درقبال ثبت‌نام ورعايت نكردن محدوده ثبت‌نام در بين تخلفات بيشترين سهم را دارد. متاسفانه هرسال هم شاهد تكرار آن هستيم، به ويژه در شهرهاي بزرگ وبه خصوص درتهران اين مشكل ثبت‌نام داستان فراگير وتكراري شده است.

رييس مركز اطلاع‌رساني و روابط عمومي آموزش وپرورش تهران افزود: يك سري تخلف مشترك و دوجانبه از طرف مسوولان و مديران صورت مي‌گيرد كه حول دو محور پول و پارتي است متاسفانه برخي با پيشنهاد رشوه به دنبال ثبت‌نام فرزندان خود هستند و اين‌گونه حق ديگران را ضايع مي‌كنند وبرخي هم با سفارش و واسطه افراد خارج از ضوابط ثبت‌نام مي‌كنند كه اين هم روش ديگري است كه به ناحق يك دانش‌آموز را جاي دانش‌آموز ديگري مي‌نشاند واين تخلف متقابل از سوي اوليا و مديران و مسوولان مدارس نيز نارضايتي‌هايي به وجود آورده است.

وي در ادامه به اين نكته اشاره كردند كه: ثبت‌نام در ورودي به سيستم آموزش و پرورش يعني اول ابتدايي و آغازهر دوره صورت مي‌گيرد و انتقال از يك پايه به پايه ديگر نيازي به ثبت‌نام ندارد چراكه به‌صورت خودكار اين انتقال صورت مي‌گيرد مگر اينكه تغيير مدرسه باشد. در هر صورت ثبت‌نام آغاز ارتباط اوليا و دانش‌آموزان با يك واحد آموزشي است كه بايد تلاش شود اين آغاز خوش‌آيند و همراه با رضايت خانه و مدرسه صورت گيرد تا ادامه ارتباط مفيد و موثر را هم تضمين كند.

در پايان از آقاي ثقفي پرسيديم با توجه به اينكه انتظار مي‌رود متوليان مدارس قوانين و دستورالعمل‌هاي مربوطه در امر ثبت‌نام را رعايت كنند، از سوي آموزش و پرورش چه انتظاري از اوليا وجود دارد؟ ايشان با اشاره به اينكه يك آغاز خوب وارتباط مثبت با يك ثبت نام قانوني با رعايت حقوق دانش‌آموز ميسر مي‌شود، پاسخ داد: متاسفانه همان‌گونه كه اشاره شد يك طرف ماجراي تخلفات ثبت‌نام اوليا هستند كه با پول، پارتي وارايه اسناد تقلبي تلاش مي‌كنند خارج از ضوابط فرزند خود را ثبت‌نام كنند، در حالي كه من تعجب مي‌كنم چرا اين قدر حساسيت وجود دارد كه مثلا در فلان مدرسه ثبت‌نام صورت گيرد در حالي كه بنده به عنوان ولي دو دانش‌آموز با جرات مي‌گويم تفاوت معنادار وقابل توجهي بين مدارس وجود ندارد و از نظر من بهترين مدرسه براي فرزندان من نزديك‌ترين مدرسه عادي دولتي به محل سكونت ما است كه همين كار را هم انجام دادم و هر دو فرزندم را در مدارس دولتي عادي نزديك منزل‌مان ثبت‌نام كردم.

بنابر اين از خانواده‌ها انتظار مي‌رود با عنايت به اينكه توزيع مناسبي از انواع مدارس در مناظق مختلف وجود دارد، حساسيت به خرج ندهند و فرزندان خود را در نزديك‌ترين مدرسه محل سكونت خود ثبت‌نام كنند؛ در عوض با مدارس همكاري كنند و مشاركت فعال در زمينه‌هاي مختلف داشته باشند و سطح امكانات و كيفيت برنامه‌هاي آموزشي مدرسه را ارتقا دهند؛ به‌عبارتي به جاي جست‌وجو براي يافتن مدرسه خوب براي خوب كردن مدرسه محله خودمان تلاش كنيم.

مدیر سایت سخن معلم :

« مشخص نیست که آموزش و پرورش، بر اساس چه دستورالعملی به کسری مقرری ماه اول از حقوق فرهنگیان در فروردین سال 94 مبادرت ورزیده است. »

منتشرشده در گفت و شنود

دغدغه معلمان و مادی شدن روحیات مردم و جامعه

در « روزنامه آفتاب یزد » مورخ شنبه 13 تیر گفت و گوی جذاب و خواندنی با دکتر« قانعی راد» رئیس انجمن جامعه شناسی ایران درباره مادی شدن افراد جامعه در دنیای امروز انجام شده بود... آنچه تا حدودی مایه شگفتی بنده در این گفت و گو شد عبارت بود از یک جمله‌ و قضاوت‌ جناب دکتر قانعی راد. ایشان در بخشی از این گفت و گو می گویند:

« کاش معلمان ما به جای مطالبه 500 هزارتومان حقوق بیشتر، دغدغه‌شان این بود که دانش‌آموزان در این سیستم آموزشی اشتباه درحال فناشدن هستند چون تبدیل به موجوداتی شده‌اند که فقط در پی حفظ کردن و امتحان دادن هستند. درحالی که نظام آموزشی در درجه اول باید بُعد رشد فکری و اجتماعی آنان را مدنظر قرار دهد. یادگیری در نظام آموزشی ما صرفا این است که دانش‌آموزان خودشان را در اتاق حبس کنند، مثلا 100ساعت در هفته درس بخوانند. دانش‌آموزان ما امروز فاقد کنجکاوی، خلاقیت و مهارت‌های ارتباطی‌اند حتی توانایی شاد زندگی‌کردن هم ندارند.از تاریخ، فرهنگ و موسیقی چیزی نمی‌دانند اما خیلی خوب شیوه‌ها و روش‌های تست‌زنی را بلد هستند. اینها همه واقعیت است؛ واقعیاتی که نشان از آسیب و صدمه دارد درحالی که معلمان ما به جای توجه به این آسیب‌ها به فکر افزایش حقوق هستند.»
اینها بخشی از سخنان دکتر امین قانعی راد رئیس انجمن جامعه شناسان است.اگر به واقعیت زندگی معلمان این مرز و بوم و همچنین تلاش هایشان بیشتر دقت نماییم جنبه یک سخن و قضاوتی شتاب زده و نسنجیده بیشتر برایمان آشکار می‌شود...

جالب اینجا است که اگر به بافت کلی سخنان دکتر قانعی راد توجه نماییم پی می‌بریم به این حقیقت که جناب دکتر قانعی راد به گونه ای از معلمان سخن می‌گوید که انگار آنها دید صرفا مادی به قضایا دارند و تنها در فکر افزایش حقوق هستند نه موارد دیگر.

نگارنده منکر این حقیقت نیست که شبح دید مادی انگارانه تا حدودی بر همه ما احساس می‌شود و در این میان قشر معلمان را مستثنی نیستند و با توجه به اینکه در این جامعه زندگی می‌کنند آنها را هم گاهی با خود درگیر می‌نماید اما مطالبه افزایش حقوق توسط معلمان را نمی‌توان با دید منفی « مادی شدن » توصیف نمود.

بنده توجه به اینکه سابقه تدریس حدود ده سال دارد و می‌پذیرد که نظام آموزشی ما نواقص و اشکالات فراوانی دارد و نباید مطالبات معلمان تنها در افزایش حقوق خلاصه شود و...همچنین به جنبه توصیه گونه سخنان دکتر قانعی راد که نشان از دلسوزی ایشان دارد باید توجه نمود اما در هر حال جهت روشن شدن موضوع ،موارد زیر را قابل تامل می‌دانم:
اولا ، تامین مایحتاج زندگی و امکانات اساسی از طریق یک حقوق و دستمزد مکفی از شرط های اولیه و نیاز های ضروری است و عدم تحقق این نیاز و حقوق کافی ، موانع بسیار بزرگی سر راه کیفیت آموزش و پرورش دانش آموزان به وجود می آورد و نمی توان به بهانه مادی نشدن افراطی جامعه به سادگی از کنار آن گذشت و بگوییم که به جای افزایش حقوق باید در فکر بهبودی نظام آموزشی باشیم.

بنابراین افزایش حقوق معلمان از مهم‌ ترین مطالبات معلمان علاوه بر یک حق اساسی آنها برای استمرار یک زندگی شایسته است باید به عنوان پیش‌نیازی درنظر گرفته شود جهت بهبودی وضعیت آموزشی زیرا تا زمانی که دغدغه مادی معلمان به طور جدی مطرح باشد تا حدودی نمی‌توان انتظار شایسته از بهبود وضعیت آموزشی داشت و در واقع تکرار و توضیح این جمله ها توضیح واضحات است و قضیه مطالبات معلمان را باید با این زاویه دید مورد مداقه قرار بگیرد.
ثانیا اگر مطمئنا دکتر قانعی راد به بیانیه شورای مرکزی تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور دقت نمایند می‌دانند که دو مورد از اهم مطالبات فرهنگیان توجه به ارتقای کیفیت آموزشی و تربیتی و اجرای سیاست های حفاظتی از دانش آموزان در قبال آسیب های اجتماعی و جلوگیری از ترویج خشونت در مدارس است ، همچنین همه ما بیشتر به محتوای نوشته های روزنامه ها و مجلات و برگزاری دوره های آموزشی آگاهی داریم و می‌دانیم که دغدغه معلمان در کنار افزایش حقوق تلاش فراوان و دغدغه همیشگی معلمان معطوف به بهبود وضعیت فکری و اخلاقی و آموزشی دانش‌آموزان است و در این راستا تلاش های زیادی نموده اند و راهکارهای هم ارائه می‌دهند اگر چه ممکن است این اقدامات معلمان از ضعف هایی هم برخوردار باشد اما بی‌خیال هم نیستند و همان طور که گفته شد نگرانی از وضعیت آموزشی و پرورشی و فکری دانش آموزان روح بیشتر معلمان را دچار فرسودگی کرده است و این هم تنها زمانی می‌توانید این حس و دغدغه معلمان را احساس نمایید که معلم یک مدرسه باشید در یک روستای دورافتاده ای که از بسیاری از امکانات آموزشی و...محروم است یا حتی تدریس در کلاس های پرجمعیت شهرهای بزرگ که هر کدام سلیقه و رفتاری دارند و تنها موردی که برایشان کم اهمیت است درس و دانش است. 
آیا تقاضا و تلاش معلمان جهت دست یابی به مطالبات مشروع و قانونی و ضروری خود که آن هم افزایش حقوق است نشانه گسترش روحیه مادی شدن آنان است؟

البته دکتر قانعی راد در عبارات دیگر همین گفت و گو می‌فرمایند که خود افزایش حقوق سبب افزایش تورم و بی ارزش شدن پول می‌شود و غیر مستقیم شاید غرض ایشان ناظر بر این است که معلمان تقاضای اعطای تسهیلات نمایند به جای افزایش حقوق... که البته این ایده و سخن دکتر را می‌پذیرم اما این عبارت جناب قانعی راد که می‌گوید معلمان به جای دغدغه آموزشی دغدغه افزایش حقوق دارند...در واقع نوعی کم لطفی و بی توجهی در برابر اهمیت وضعیت معیشتی معلمان است و همچنین نادیده گرفتن این واقعیت است که معلمان با حقوق اندکی که تا حالا دوام آورده اند اما همچنان برای بهبودی کیفیت آموزی تلاش نموده اند و خواهند نمود .

در پایان با درنظر گرفتن موارد بالا که مطرح نمودم منطقی بودن سخنان دکتر قانعی راد را می‌سپارم به قضاوت وجدان و منطق خوانندگان گرامی.

روزنامه آفتاب یزد


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت
دوشنبه, 22 تیر 1394 14:26

آیا من باید غربالگری شوم ؟!

طرح غربالگری سلامت روانی معلمان  پایان شهریور 93 است و مهلت مسکن  اجاره ای تمام شده است  و دو ماه  صبح تا شب به دنبال  خانه ی اجاره ای 40 متری هستم .اجاره ها با حقوق من معلم همخوانی ندارد. برای گرفتن وام به اداره مراجعه کردم پاسخ این است :

« باید مبلغی را سپرده گذاری  کنید بعد از چند ماه به شما وام داده می شود ! »

" آقا من موقعیت مناسبی ندارم؟ "

در پاسخ ، حتی بدون آن که به من نگاهی کند شانه هایش را بالا می اندازد و با بی تفاوتی می گوید : " افراد بسیاری  وضعیتی  مشابه  شما دارند ! "

در نهایت تصمیم می گیرم  اسباب و اثاثیه مختصری که دارم را جمع  و جور کرده تا جایی پیدا می کنم، « خانه معلم  »بمانم .جواب آنها هم منفی است . چرا که بومی تهران هستم !

روز اول مهر را با چشمانی پر از اشک  و استرس و اضطراب تمام شروع می کنم .

در این شرایط با آن همه بغض فرو خورده من اگر دانش آموزی خطایی می کرد من چطور باید رفتار می کردم ؟!

من نیاز به غربالگری دارم ؟!

اعتماد به نفس من و عزت نفس من در جامعه ، نزد اولیا ،پیش املاکی، و...چه می شود ؟!

در این شرایط  می توانم 33 پسر بچه پر جنب و جوش پایه ششم را مدیریت کنم ؟!

آیا من باید غربالگری شوم؟!

منی که با مدرک فوق لیسانس با 25 سال سابقه کار حقوق یک میلیون تومان خود را باید برای خانه ای 40 متری تقدیم صاحب خانه کنم ! مخارج دیگر زندگی را چگونه  باید تامین کرد ؟!

من باید غربالگری شوم؟!

تا محل کار  روزانه 10 هزار  تومان باید پول تاکسی داد. منی که درآمد روزانه ام 35 هزار تومان است ، چطور باید این این مبلغ را پرداخت کنم؟! مجبورم هر روز سوار اتوبوس های شلوغ صبح شوم و سه بار خط عوض کنم و وقتی به کلاس درس می رسم ،انرژی برایم نمانده است.

آیا من باید غربالگری شوم؟!

هر بار با خود کلنجار می روم اینها بچه ابتدایی هستند ، نیاز به تنوع در پوشش معلم دارند ؛ لااقل هر سه ماه پوشش دیگری باید داشت . اما آیا توان خرید دارم؟!

خانم ! کلاس خصوصی درس می دهید ؟بله . چاره ای ندارم و وقتی شب به خانه بر می گردی جنازه ای بیش نیستی .تازه یادت می افتد که برنامه فردای بچه ها را آماده نکرده ام اما دیگر توانی هست ؟!

و...

من باید غربالگری شوم ؛ چون دیگر نه عزت نفسی ،نه اعتماد به نفسی ،نه روح و روانی و نه جسمی سالم برایم باقی مانده است !

اما نه به دلیلی که شما به دنبال آن هستید !

به دلیل مشکلات ناشی از بی عدالتی که با تمام تلاش خود حتی از حداقل های زندگی هم برخوردار نیستی !

من باید غربالگری شوم ...


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

شهیندخت میان دشتی عضو شورای نویسندگان سخن معلم تابستان كه فرا مي‌رسد پس از پايان يك سال تحصيلي با كليد خوردن فرآيند ثبت نام دانش‌آموزان در مدارس در واقع سال تحصيلي جديد به نوعي آغاز مي‌شود، مدارس موظف هستند تا پايان تيرماه ثبت نام‌ها را انجام دهند و آمار خود را به مناطق ارسال كنند.

با آغاز ثبت‌نام، خانواده‌هايي كه دانش‌آموز كلاس اولي دارند، يا كساني كه فرزندان‌شان يك دوره تحصيلي را به پايان رسانده يا اوليايي كه محل سكونت‌شان تغيير كرده، در پي ثبت نام فرزندان‌شان هستند، چرا كه بقيه دانش‌آموزان يعني كساني كه از يك پايه به پايه ديگر ارتقا پيدا كردند و قصد تغيير مدرسه خود را هم ندارند به طور خودكار در همان مدرسه انتقال و يا ارتقاي آنها به پايه بالاتر صورت مي‌گيرد.

اين گروه از والدين كه بايد براي ثبت نام فرزندان خود اقدام كنند، آمار بزرگي را تشكيل مي‌دهند، به عبارتي بيش از يك سوم دانش‌آموزان را شامل مي‌شوند و به طور تقريبي با احتساب ١٢ ميليون دانش‌آموز مي‌توان گفت نزديك به ٥ ميليون بايد نسبت به ثبت نام اقدام كنند.

اين عدد كه حجم وسيعي از كار ثبت نام را دربر خواهد گرفت همه ساله با مسايل و مشكلاتي مواجه است. آمار مراجعان و معترضان به ثبت نام نشان‌دهنده گستردگي اين مشكلات و تكرار همه ساله آن است. هر چند موضوع ثبت نام داراي ابعاد مختلف است كه بيشتر بر تخلفات مدارس متمركز مي‌شود اما در اين نوشته بنده بر آنم تا از يك منظر تربيتي و در ذيل نگرش مبتني بر مديريت آموزشي به اين مقوله بنگرم؛ زاويه‌اي كه به نظر مي‌رسد كمتر به آن پرداخته شده است.

ترديدي وجود ندارد كه در نظام رسمي آموزش و پرورش موفقيت آموزشي منوط به ارتباط مستمر و تعامل مفيد و موثر خانه و مدرسه است و در پيوند پويا و سازنده اين دو نهاد ارتقاي كمي و كيفي محيط آموزشي ميسر خواهد شد، امكاني كه پيشرفت تحصيلي دانش‌آموزان و ارتقاي كيفي آموزشي و تربيتي را تضمين خواهد كرد.

اين فرض بديهي ما را به اين نتيجه مي‌رساند كه هر پديده‌اي در فرآيند آموزشي بايد تقويت‌كننده اين رابطه باشد؛ به مقوله ثبت نام نيز بايد از اين زاويه نگريسته شود. اگر انجام ثبت نام كه گام نخست ارتباط خانه و مدرسه و اوليا و مربيان است، غيرقانوني،‌تلخ و نامطلوب صورت گيرد، همان خشت اولي است كه كج گذاشته مي‌شود. اين يك وظيفه دوجانبه اوليا و مربيان است كه بايد تلاش كنند تا در شرايط مناسب و در شفافيت قوانين و مقررات و انتظارات و توقعات ثبت نام صورت گيرد. تصور نشود كه صرف وارد كردن نام فرزند در ليست مدرسه دلخواه آغاز يك موفقيت است بلكه آغاز موفقيت‌آميز برقراري ارتباطي است كه پيوندي معنادار ميان خانه و مدرسه ايجاد مي‌كند، پيوندي كه شوق تعامل و انگيزه همكاري را تضمين خواهد كرد، چرا كه در غير اين صورت فرزند در محيطي قرار مي‌گيرد كه فقط كاركرد مكانيكي دارد و اين با روح كار آموزشي و تربيتي ناسازگار است.

اين مساله در ثبت‌نام دانش‌آموزان پايه اول ابتدايي ازاهميت بيشتري برخوردار است؛ نخست اينكه والدين لازم است به همراه فرزند خود براي ثبت‌نام مراجعه كنند شكل‌گيري ذهنيت مثبت براي كودكي كه از خانه براي نخستين بار مي‌خواهد ساعاتي جدا شود و به نهاد ديگري به نام مدرسه بپيوندد از اهميت ويژه‌اي برخوردار است؛ بنابراين كمك به اينكه در مواجهه نخست تصويري مثبت و انگيزه بخشي در ذهن كودك از فضاي مدارس و مدير و مسوولان و مربيان مدرسه شكل گيرد، نخستين وظيفه تربيتي و آموزشي والدين است.

در ساير موارد ازجمله تغيير مدرسه هم شرايط تقريبا مشابه است، وقتي دانش‌آموزي پس از تحصيل در يك محيط آموزشي و با دوستان و هم‌كلاسي‌هايي كه چند سال همراه هم بوده‌اند به يك محيط آموزشي جديدي مي‌رود، ضرورت دارد تدابير لازم براي فراهم سازي مقدمات ارتباط سازگارانه صورت پذيرد. نشان دادن وجوه مثبت و جذاب مدرسه جديد و اطلاع‌ از مزيت‌هاي آن به اين امر كمك مي‌رساند.

به‌طور كلي ثبت‌نام امري است كه به ‌رغم نگاه سطحي بسياري از والدين و مديران و متوليان مدرسه به آن، مي‌تواند تجربه شيريني باشد از آغاز يك ارتباط، چرا كه در خواست ثبت‌نام يك تقاضا از روي ميل است و در صورت پذيرش همراه با استقبال اين درخواست مي‌تواند آغازگر خوبي براي يك سال تعامل سازنده خانه و مدرسه و اوليا و مربيان باشد.

*عضو شورای نویسندگان سخن معلم

منتشرشده در یادداشت
دوشنبه, 22 تیر 1394 14:03

آموزش و پرورش و فصل گفت‌وگو

 علي محمد مصلحي عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي معلمان ايران آموزش و پرورش، معلمان و دكتر فاني ماه‌هاي سختي را سپري كردند. ماه‌هايي كه با موج گسترده اعتراضات معلمان آغاز شد. آقاي وزير و يارانش در دولت پيگير مطالبات مطروحه و در رسانه‌ها درصدد پاسخگويي و جلب نظر معلمان برآمدند و اين فرآيند با طرح استيضاح در مجلس ادامه يافت.

بحث استيضاح براي وزير محترم و نمايندگان استيضاح‌كننده با وساطت افراد تاثير‌گذاري همچون دكتر حدادعادل و آقاي مظفر و با برخي تفاهمات به خوبي و خوشي پايان يافت. در ديگر سو ، اگرچه با تدبير دولتمردان حركت‌هاي اعتراضي معلمان در ظاهر با برخوردهاي امنيتي و قضايي مواجه نشد اما با مبهم ماندن سرنوشت مطالبات و زنداني شدن فعالان صنفي معلمان، مساله براي معترضان ختم به خير نشد.

بديهي است كه قصه مطالبات فرهنگيان و عملكرد دولت، مجلس و وزارت در اين خصوص سر دراز داشته و خواهد داشت.

اگرچه در اين دوره نقد عملكرد وزارت آموزش و پرورش تيتر نخست همه بحث‌ها، نوشته‌ها و تجمعات بود اما به دليل وجود فضاي هيجاني و خشم ناشي از تبعيض‌ها و كاستي‌ها عملا فضاي منطقي و منصفانه‌اي براي نقد و روشنگري پديد نيامد.

موج خشم و بدبيني در بين فرهنگيان معترض و فعالان صنفي مانع از گسترش مباحث كارشناسانه و واقع بينانه شد. در ميان نمايندگان مجلس نيز غلبه منافع جناحي و سياسي و همچنين نزديكي فصل انتخابات و ضرورت‌هاي انتخابات و انتصابات موجب شد تا مطالبات معلمان و بررسي عملكرد وزير در اين خصوص در عمق استيضاح جريان نداشته باشد.

  به نظر مي‌رسد با ابقاي دكتر فاني در مسند وزارت، عدم كارآيي حربه استيضاح در كوتاه‌مدت و فروكش كردن ظاهري امواج اعتراضي، فصل مناسبي براي ورود به عرصه‌هاي گفت گو و نقد منصفانه عملكرد وزير پديد آمده است.

در اين فرصت مناسب از يك سو دكتر فاني مي‌تواند با حضور بيشتر در رسانه‌ها، مجامع فرهنگيان و تشكل‌هاي معلمان به ارايه برنامه‌ها و عملكرد خود پرداخته و ضمن تشريح نتايجي كه تاكنون به دست آمده دورنماي موعودش را براي مخاطبان به تصوير بكشد. استماع دوباره درد دل‌هاي معلمان فرصتي پديد مي‌آورد تا در صورت لزوم آقاي فاني دست به بازنگري چشم‌انداز و اهداف زده و سرعت گام‌هاي اجرايي را تنظيم كند.

از ديگر سو  ،معلمان و به ويژه فعالان صنفي و اعضاي تشكل‌هاي فرهنگيان نيز فرصت دارند تا از رسانه‌ها و فضاي مجازي براي ارتباط هر چه بيشتر با بدنه معلمان بهره گيرند. سپس با در نظر گرفتن شرايط اقتصادي دولت به دسته‌بندي و اولويت‌گذاري مطالبات خود پرداخته و با مديران ارشد دولت، آموزش و پرورش و مجلس به گفت‌وگو بنشينند. مذاكره‌كنندگان بايد افق‌هاي ترسيم شده در برنامه دولت براي بهبود معيشت و منزلت معلمان را با سطح مطالبات خود بسنجند و همسويي يا ناسازگاري اين دو را مبناي گام‌هاي بعدي قرار دهند.

آغاز فصل گفت‌وگو و انعكاس مناسب آن مي‌تواند معلمان را نسبت به پيگيري مطالبات و عزم جدي در بهبود وضعيت و رفع تبعيض‌ها خوشبين كند و فرآيندي موثر و كم هزينه را موجب شود.

روزنامه اعتماد

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور